تبلیغات
گذرگاه - جام مقدس / قسمت پنجم
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

جام مقدس / قسمت پنجم

 

در سال های آخر قرن پانزده میلادی لورونزو مدیچی Lorenzo de› Medici که یکی از ثروتمندان و سیستمداران ایتالیا (فلورانس ) بود به دلیل علاقه ای به هنز و ادبیات داشت تصمیم گرفت که گروهی از هنرمندان بزرگ و با استعداد آن دوران را به دور خود جمع کند. از خوش شانسی او چهره های بزرگی همچون داونیچی ، پوسن ، میکل آنجلو ، بوتیچلی و در نزدیک او و شهر او حضور داشتند . یک موقعیت عالی که شاید در هیچ برهه تاریخی همانند آن پیش نیاید. هدف اول او حمایت از هنرمندان بود و صرفا قصدی خاص از جمع کردن آنها نداشت . البته او سیاستمداری زیرک بود که شاید می خواست وجهه خوب خود را در جامعه تقویت کند اما به خوبی می دانست که چنین بزرگانی خود را زیر لوای یک سیاستمدار جای نخواهند داد. گروهی که او تشکیل داد نامش بود «چوپانان آرکادیا » . دقیقا همان نامی که ما در مجموعه جام مقدس با آن روبرو بودیم. البته این گروه زمینه ای مذهبی داشت اما آنها خود را در مقام چوپانی برای جامعه خود می دیدند. این موضوع را از چوپان بودن عیسی مسیح خدای مسیحیان برای امت خود اقتباس کرده بودند. در واقع آنها خود را محق می دانستند که باید جامعه را به سمتی که خود صحیح می دانند هدایت کرد. اعضای این گروه چوپان یا Shepherd نامیده می شدند و در این گروه سلسله مراتبی وجود نداشت بلکه همه در یک سطح بودند و همه هم هنرمند بودند .آنها عقایدی داشتند که امروزه ما از تابلوها و آثار آنها اقتباس می کنیم و پس از تحلیل تابلو به این نتیجه می رسیم که فلان رمز یا فلان نماد در تابلو وجود دارد. این البته خیلی عادی خواهد بود که اعضای یک گروه اشتراکات زیادی را در آثاری که خلق می کنند به جای گذارند.

افراد و گروهای زیادی مثل فراماسون ها، اعضای دیر صهیون، شوالیه های معبد و غیره و غیره وجود دارند که با توجه به جذابیت زیادی که آثار نقاشان و هنرمندان برای مردم داشت و با توجه به عمر طولانی این آثار و اینکه آنها در بلندای تاریخ جاودانه هستند، سعی کردند که نمادهای خود را شبیه به نمادهای مورد علاقه این هنرمندان انتخاب کنند. به عنوان مثال تا به حال دقت کرده اید که چقدر نمادهای مربوط به فراماسون ها زیاد و متنوع هستند ؟ این موضوع این فایده را دارد که هر نمادی که از گذشته دور کشف می شود می توان به آنها نسبت داد حتی از دوران مصر باستان! در صورتی که این گروه ها به نسبت تاریخ بسیار نوپا محسوب می شوند .

 

در آخر لازم است که منابعی را که به گروه چوپانان آرکادیا که اکنون از بین رفته اند ، اشاره کرده اند را برای شما بیاورم :

1 ) جلد 10 صفحه 536 از کتاب :

The General biographical dictionary

With this intention he endeavoured to lorm a new society, or, as they are called in Italy, academy, under the name of Arcadia, the members to be called the shepherds of Arcadia, and each to take the name of a shepherd,

2 ) جلد 6 صفحه 735 از کتاب :

Encyclopaedia Britannica

3 ) صفحات 245 و 354 از کتاب :

Encyclopedia Americana

edited by Francis Lieber, Edward Wigglesworth, Thomas Gamaliel Bradford

4 ) صفحه 158 از کتاب :

Secrets of the World’s Undiscovered Treasures

By Lionel and Patricia Fanthorpe, Patricia Fanthorpe

 

برخی از دیدگاه ها:

 

دیدگاه اول

در خیلی از مذاهب، از جمله مسیحیت، فرقه های مختلف با گرایشها و آداب و اعتقادات مختلف و بعضا «متضاد» وجود داره. از جمله زیر گروههای عقیدتی مسیحیت، گروهی هستند که برای حضرت مسیح مقام الوهیت قائل نیستن. یعنی اونو پسر خدا نمیدونن

 

به استناد بسیاری از روایات، پطروس نسبت به یکی از حواریون به نام مریم مجدلیه ، شدیدا حسادت میکرد. همچنین، خیلی ها اعتقاد دارن که حضرت مسیح، امر ترویج و گسترش مذهب خودش رو به عهده مریم مجدلیه گذاشت. میگن پطروس بر حسب حسادت و اعتقاد به ناتوانی مریم در امر توسعه مذهب، بر علیه اون دسیسه کرد و باعث شد ایشون از ترس جونش فرار کنه و خودش رو گم و گور کنه.

 

خیلیها اعتقاد دارن که مریم مجدلیه همسر عیسی بوده و در زمان به صلیب کشیدنش از اون باردار بوده. فرزندی که از این ازدواج به دنیا میاد دختری بوده به نام سارا.

 

اینکه گروهی تشکیل شدن برای حفظ و حراست از ایشون و مدارکی رو جمع آوری کردن که حرفشون رو ثابت میکنه ، داستان مفصلی داره که خیلی هم ذکرش واجب نیست.

 

بعد از مرگ مریم مجدلیه ، جسد اون رو در محلی مخفی کردن و بر حسب نیاز و بر اثر شرایط زمانی، چندین با اون رو جابجا کردن (البته دیگه فقط ازش استخون باقیمونده). مقبره ایشون، زیارتگاه کسانی بوده که سیمای دیگری از حضرت مسیح رو میشناختن و باور داشتن.

 

تابلوهائی که با این مضمون کشیده شدن(من در آرکادیا بوده ام وحتی در جائی تعبیر شده که من مقبره خدا را لمس کرده ام ) ، میتونه اشاره به مشاهدات نقاش در زیارت از مقبره ای داشته باشه که سعی کرده به زبان رمز ، در مورد اینکه این مقبره مال چه کسیه و کجاست در اونا آدرس گذاری کرده باشه.

 

علت اینکه پس زمینه یا فضای اطراف مقبره در هر عکس با عکس دیگه تفاوت داره هم میتونه به جابجائی مقبره مربوط باشه

 

در مورد تابلوی پوست کندن مارسیاس اشاره به کسی داره (مارسیاس) که یه نی پیدا میکنه و بر اثر قابلیتهای شخصیش نوازنده بهتری میشه اما در مقابل یه «رب النوع»(آپولو) قربانی دسیسه چینی اون میشه . مریم مجدلیه ، کسی بوده که بر اثر ازدواج با حضرت مسیح ، به موقعیت بزرگی دست پیدا میکنه ، اما در مقابله با مقام «الوهیت» حضرت مسیح ، گرفتار حسادت و توطئه میشه و قربانی میشه. در ادامه افسانه آمده که آپولو مارسیاس رو از درخت بصورت سر و ته آویزون میکنه و پوست اون رو میکنه. متناظر این اتفاق در داستان مریم هم وجود داره. اینکهنمایندگان الوهیت مسیح ، آنچه بر سر مریم آمده رو برعکس جلوه دادن و طرفداران این اعتقاد رو «شیطان پرست معرفی کردن. چه کسی هست که قبول نداشته باشه اگه زیباترین زن یا مرد دنیا رو هم پوستش رو بکنی ، تبدیل به موجودی کریه المنظر میشه.

 

دراز گوش شدن کسی که داوری بین مارسیاس و آپولو رو به عهده داشته میتونه متناظر این باشه که مردمی که در مورد مریم قضاوت کردن، دچار «استحمار» شدن.

 

در داستان مریم هم، آنچه موجب به هم پیوستگی تمامی ماجرا شده رو از بین بردن و اونا رو «همجنسباز» معرفی میکنند.

 

تابلوی زمان حقیقت را حفظ میکند هم (مثل همون آفتاب پشت ابر نمیمونه خودمون) اون زنی که تو بغل اون پیر مرده ، در حکم مریم مجدلیه و حقیقت آنچه بر سر ایشون اومده است. دو نفر دیگه که پائین هستند ، نماد نفاق(یهودا) و حسد(پطروس) هستند. و اینکه در اثر گذشت زمان ، بالاخره حقیقت برملا میشه . من فکر میکنم پنی که پائین تصویر سمت چپ هست، یهودا باشه و اون خنجری که دستشه ، همون «خنجر سرنوشت» معروف باشه

 

دیدگاه دوم

در مورد این حروف شاید اسامی نیاکان خانواده آنسون یا به تعبیر شما اسامی شوالیه های معبد باشد چون حروف D.M متضمن این است که این نوشته و تابلو ،یادبودی برای درگذشتگان است.چون به هرحال تابلو «چوپانان» هم به تعبیری به «نسل برتر» اشاره می کند که از صهیون به اروپا اشاعه کردند. حامله بودن اون خانم بیانگر تداوم نسل این خاندان است.

 

دیدگاه سوم

در مورد اینکه اسامی شوالیه ها باشه ایده خوبی هستش.

اما درباره اینکه اون زن و نقاشی به خانواده آنسون ربط پیدا بکنه نمیتونم موافق باشم من فکر میکنم که اون زن باید مریم مجدلیه باشه. نشانی تداوم نسل عیسی هستش و نه نسل خانواده آنسونولی اینکه نسل عیسی چه خانواده ای هستش اون رو قطعا نمیدونم.

 

دیدگاه چهارم

از اونجا که این حروف بعدها و در قصر خانواده آنسون به این حکاکی دیواری اضافه شده حدس زدم مربوط به نیاکان انها باشدولی اینکه تابلو بیانگر تداوم عیسی باشد من هم دقیقا موافقم و همین را می خواستم بگویم.

منتها فکر می کنید رابطهای بین پوسف(دارنده جام مقدس) شوالیه های معبد و خانواده آنسون وجود ندارد؟

 

دیدگاه پنجم

اگر فرضا جام مقدسی وجود داشته باشد حالا چه به شکل نمادین و چه واقعا به شکل جامی که عیسی از آن نوشیده ، شوالیه های معبد از کسانی هستند که زیر نظر دیرزیون یا صهیون از این جام مراقبت می کنند در طول تاریخ معمولا این مقام به صورت خانوادگی به ارث می رسد که خانواده آنسون یکی از خانواده شوالیه معبد محسوب میشدند و یا می شوند.

 

دیدگاه ششم

هر رازی باشه باید در اسم ونام محل آرکادیا ست.در قرن 16 و 17 رشد عصر روشنگریه و البته در اون دوران زیست نقاش هم عصر با شلینگ و پس از دوره کانت.من بیش از این که دیر صهیون رو گروهی دینی بدونم ،جنبشی ضد دین میدونم .در واقع افرادی مثل نیوتن یا داوینچی که این از اجتماع محسوب میشن بیشتر با شکستن تقدسات و یا تضعیف نهاد های دینی منبعث از اون سعی میکنن قدر ت علم رو افزایش بدن که البته این در غالب برخی علائم ظهور پیدا میکنه.حالاچه ربطی بین این افراد و مثلا نظرات کانت هست؟باز فکر میکنم اندیشه پراکندگی اثر بروی چند تابلو و کلیت نگری به معنی کشف حقیقت توی آثار پوسین دیده میشه،یعنی مثل یک موزایک حقیقت از کنار هم گذاشتن اشیا معنا پیدا میکنه.

 

با توجه تولد یک دوره جدید در اواخر قرن 17 و ظهور دوران جدید در آثار شلینگ، هگل و کانت میشه اینطور نتیجه گرفت که آرکادیا یک دوران، نه شهر یا مکان خاصی که با کشف حقیقت مرگش در ثمبل های متفاوتدر اذهان پریشان چوپانان فرو می ریزه.ستاره پنچ پر و نقاط مورد نظر در فرانسه شاید رابطه منطقی داشته باشه با تولد دوره جدید یا مرگ دوره گذشته.گرچه اگر در ایتالیا بود بهتر بود!ربط می دادیم به فلورانس یا خاندان بتولچی یا...

 

تاریخ آثار شلینگ و کانت مربوط میشه به 1750 اما به شدت تحت تاثیر رنسانس و وایدالیسم .والبته اثار اسپینوزا.در واقع می خوام بگم رخدادهای اواخر قرن 17 و 16 و طرز اندیشه ورزی در قرون بعدی در آثار فلاسفه تکوین شد.در ضمن بعضی از این ارجاعات رمزی و یا سمبلیک در آثار این فلاسفه بشدت دیده میشه.از جغد مینروا و پریدن از روی گل سرخ هگل بگیرید تا نوع ادبیات خاص اسپینوزا .

 

دیدگاه هفتم

بنگر، اینها را آخرین بار در 1723 گشوده اند. خب درواقع برخی اسناد ومدارک مستند خیلی قدیمی نه فقط طی دهه های 1700 برای آخرین بار قرائت شده اند بلکه در واقع بعنوان مدرک صدها سال قبل از آن نوشته و بایگانی شده اند. این کتاب تصادفاً و احتمالاً طی دوره زمانی که داشتم روی گذشته کارمی کردم نوشته شده. حدود ده یا دوازده سال پیش از این من این کار را با حکمهای جداگانه ای از طرف خانواده های جداگانه شروع کردم آن هم برای کار پژوهشی رو شجره نامه هایشان . آنچه که رخ داده شروع یک همگرایی بوده . همگرایی بسیار واضحی که کار روی آن زمان زیادی را مصروف خود نموده . تبارشناسی ها با بررسی گذشته انجام می شوند و گذشته ها کنار یکدیگر قرارگرفته و با ساخته شدن گذشته شکلی مثلث گونه رخ نموده . از یک شالوده فوقانی بزرگ با خطوط متعدد خانوادگی که سوی یک نقطه متمایل شده اند . به ناگاه چه بودن این نقطه را دریافتم و گفتم : » وای اگر بدانید چه یافته ام » ؟ آنها گفتند : » خوب شما متوجه شده اید که جد فلانی و فلانی که بوده ؟ من گفتم :» نه نه نه خوب در واقع متوجه شدم که این همه از خاندان یهودا در قرن اول نشات گرفته » و آنها گفتند : » اوه خوب ما که همه اینها را می دانستیم.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 12 شهریور 1396
ساعت : 11:51 ب.ظ
لینک ثابت
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

>