تبلیغات
گذرگاه - مطالب خرافات در مسیحیت و یهودیت
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

سال یوبیل و بخشش گناهان در کلیسا در عصر حاضر

 

پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان گفته است کشیش های کاتولیک اجازه خواهند داشت از دسامبر امسال به مدت یک سال، زنانی را که سقط جنین می‌کنند و پزشکانی را که این عمل را انجام می‌دهند، مورد عفو و بخشش قرار دهند.

 

تسهیل مقررات کلیسا به عنوان یک تغییر عمده در سیاست کلیسای کاتولیک ارزیابی می شود، که بازتاب دیدگاه صریح پاپ در مورد شفقت و ترحم است.

 

سال یوبیل هر ۵۰ سال یک سال اتفاق می افتد که شامل بخشش زمینها و غلامان و اموال خریده یا غینیمت گرفته شده به صاحبانشان یا آزاد کردن ایشان است. (رج لاویان باب ۲۵)

 

پ.ن: آدم می ماند چه بگوید.

 

ظاهرا جناب پاپ در پی اصلاحات به عهد عتیق بازگشته و اینطور که از این سخن بر می آید ایشان اجازه سقط جنین را در سال یوبیل صادر کرده و حالا معلوم نیست در سالهای دیگر آیا آنانی که سقط جنین خواهند کرد باید ۵۰ سال دیگر صبر کنند که پاپ مجددا اجازه عفو ایشان را صادر کند!؟

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 17 مهر 1396
ساعت : 09:58 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

شهری با تاریخی آتشین

 

این تصاویر مربوط به یك جشن سالیانه در شهر east Sussex در كشور انگلستان می باشد كه هر ساله در 5 نوامبر در وقت غروب انجام می گیرد و تا نیمه شب ادامه دارد.

 

دلیل این جشن به کشته شدن حدود سیصد نفر از پروتستانها به دلیل عدم تحمل مذهبی کاتولیکها است.

 

در این کشتار 17 نفر در این شهر که در بین مردم معروف و در ایمان پروتستان مسیحی نمونه بودند توسط کاتولیکهای مسیحی سوزانده شدند. آنها به دلیل داشتن عقیده پروتستان و به خاطر اصرار بر ایمان پروتستان ماندنشان توسط كاتولیكها بین سالهای 1555 تا 1557 کشته شدند.

 

این مراسم یاد بود كم كم تبدیل به جشن و پایكوبی هرساله گردیده است. لازم به ذكر می باشد كه یكی از مراسم اصلی این جشن به آتش كشیدن عروسكهای پارچه ای پاپ و تصاویری از پاپ وقت می باشد.

 

از طرفی بنابر عقیده خرافی مردم این شهر آتش دارای قدرت حفاظتی و پاک کننده است که ارواح و شیاطین را دور خواهد کرد. بنابر باوری که در بین مردم این شهر رایج می باشد هر ساله در فصل زمستان ارواح مردگان، جن، دیوان، شیاطین یا ارواح شریر به راحتی می توانند به جهان انسانها رفت و آمد کنند، آنها معتقدند این صلیب های آتشین موجودات ماورائی را دور می نماید.

 

صلیب آتشین در بخش Lewes UK برای دور کردن ارواح شیطانی، پریان و ارواح مردگان بکار می رود.

 

اما برپایی این صلیبهای آتشین در زمان خود نشانگر قدرت گرفتن و هشدار به کاتولیکها بوده است که پروتستان های زیادی در این شهر به دلیل عدم تحمل مذهبی توسط کاتولیکها یا کشته شدند یا زنده زنده در آتش سوزانده شدند.

 

این آتش بازی بزرگترین شب آتش بازی در این کشور است، که به وقایع 455 سال پیش بر می گردد. در اینجا جوش و خروش مذهبی از قرن 16 و 17 وجود دارد، در این جشن سالیانه، تمثالهایی از پاپ و کلیسای کاتولیک رومی در حال رژه رفتن دسته های کلیسایی به یاد 17 کشته معروف پروتستانها سوزانده می شود.

 

بنابر مصوبه شورای شهر تحت قانون عدالت، شورای منطقه Lewes حسن تعبیر توصیف این رویداد به عنوان "بخش مهمی از فرهنگ تاریخی جامعه" تلقی می گردد.

 

در این آتش بازی که از غروب تا پاسی از نیمه شب طول می کشد بیش از شصت هزار نفر از مردم بریتانیا به شهر east Sussex می آیند و کوچه های تنگ آن مملو از جمعیت می شود.

 

هفده صلیب شعله ور در رژه، نشانه 17 کشته معروفی است که در Lewes به عنوان بخشی از آزار و اذیت مذهبی کاتولیکهای مسیحی بر پروتستان های مسیحی، در تاریخ آتشین این شهر نقش بسته است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 17 مهر 1396
ساعت : 09:52 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

اعدام ژاندارک


اعدام «ژاندارک»؛ دختری که در اوایل قرن پانزدهم در سن ۱۹ سالگی به اتهام سحر و جادو و ضدیت با قوانین کلیسا محکوم و در میدان ویومارشه شهرِ روآن سوزانده شد.


برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 01:23 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

زندگی نامه کشیش ساوونارولا بخش سوم

 

برای مدتی شهر این اصلاحات را پذیرفت. اکثر مردم رفتاری فروتنانه را در پیش گرفتند. ساوونارولا انقلابی اخلاقی و سیاسی و اجتماعی ایجاد کرده بود. روسپی خانه ها و محلهای عیاشی و بادگساری تعطیل شد. مردم در خیابانها سرودهای کلیسایی می خواندند. کلیساهای خالی، حالا مملو از جمعیت شده بود. بانکداران دیگر سود مالی دریافت نمی کردند. مالیاتها بسیار کاهش یافته بود. مردم تجمل پرستی، زیروآلات، لباسهای فاخر، نقاشی های برهنه، چینی ها و ظروف گرانقیمت، لوازم پر زرق و برق خود را به میدان شهر می آوردند. دسته های "جوانان امید" به تلنبار کردن این وسایل بر روی هم به مردم کمک می نمودند و بعد ساوونارولا در بالای سکویی برای خیل جمعیت موعظه می نمود و اولین مشعل آتشین را بر روی کوهی از واسایل و اشیاء تجملاتی که در میدان شهر به صورت کوهی زرین نمود می نمود پرتاب می کرد، گروهای "جوانان امید" با پاشیدن روغن و پرتاب مشعلهای بیشتر به شعله ور شدن بیشتر کوه زرین کمک می نمودند. همه مردم در این هنگام آواز و سرودهای کلیسایی می خواندند و برخی زانو زده و به درگاه خداوند دعا می نمودند و برای گناهان گذشته خود اشک می ریختند و درخواست عفو و توبه می کردند. برخی هم از میان جمعیت هللویا می گفتند و به ساوونارولا درود می فرستادند و برایش طلب برکت و سلامتی می نمودند. ساوونارولا از مردم غنی و فقیر خواست به کار مداوم بپردازند و از تجمل گرایی بپرهیزند و سرمشق خوبی برای آیندگان و مردمان شهر های اطراف خود باشند. مردم شهر دیگر به یکدیگر برادر و خواهر می گفتند و کمتر کسی دوستش یا فامیلش را با نام و فامیلش مورد خطاب قرار می داد.

 

ساوونارولا در موعظه ای قبل از آتش زدن کوه زرین تجملات چنین موعظه نمود: اصلاحات باید از روح شما آغاز شود... خوبی های شما باید در خدمت گسترش اخلاقیات کتاب مقدسی و مذهبی شما به خدمت گرفته شود. شما شنیده اید که می گویند حکومت با دعا و نیایش اداره نمی شود !! این قانون از آن کافران و ستمگران است... قانونی است برای استثمار مردم، نه برای آزادی یک شهر... و ایمان به خداوند.

 

ساوونارولا در موعظه ای دیگر خطاب به مردم شهر گفت: شما داری یک پادشاه نامرئی هستید و او کسی نیست بجز عیسی مسیح خداوند . حکومت مذهبی عیسی مسیح خداوند و پادشاه و سرور ما تحقق می یابد. ای فلورانس... در آن هنگام است که تو از ثروت دنیایی و روحانی غنی خواهی شد. حکومت روحانی پاپ دیگر مشروعیت ندارد. تو ای فلورانس بر روم، ایتالیا و کشورهای جهان حکومت خواهی کرد چون تو برگزیده خداوند ما عیسی مسیح هستی و ردای رسولان بر دوش تو می باشد. بالهای عظمت تو بر گستره جهان سایه خواهد افکند و در سراسر جهان گسترش خواهد یافت.

 

مردم که از موعظات ساوونارولا به وجد و هیجان می آمدند با جوش و خروش، با صدایی رسا و بلند، هللویا و آمین می گفتند. تا آن زمان هیچگاه مردم فلورانس اینگونه احساس روحانی، قدرت، پرهیزکاری و فرهیختگی نمی کردند. ساووانارولا با موعظات خود همه اینها را به مردم فلورانس بخشیده بود. ولی از آنجا که طبیعت بشر جاودانه است و انسانها ذاتا پرهیزکار نیستند و بقای نظم اجتماعی به دلیل اختلافات آشکار و نهان، سطح ایمان و فرهنگ خانواده ها، طبقات، نژادها و... لرزان است، آمالها و خوشی پیروزی جمهوری فلورانس زیاد طول نکشید.

 

ثروتمندان، زمین داران، اشراف، بازرگانان از این که حکومت به دست یک راهب افتاده بود در نهان سخت خشمگین بودند و جلسات مخفیانه شبانه برگزار می کردند. برخی نیز برای پاپ جاسوسی می نمودند به امید این که قدرت کلیسای پاپی ساوونارولا را از میان بردارد. برخی از مردم اجتماع به میکده ها و روسپی خانه ها و قمارخانه ها گرایش نشان می دادند. راهبان رهبانگاه های دومینیکی و فرانسیسی با تعصبات مذهبی بر علیه ساوونارولا مدام در حال بدگویی و توطئه بودند. این دشمنان نظام جدید فلورانس پیروان ساوونارولا را با ریشخند و تمسخر "گریندگان" می نامیدند چون پیروان وی در موعظاتش بسیار می گریستند. برخی از پیروان ساوونارولا نیز لقبهایی چون گردن کجان، سالوسان، نشخوار کنندگان دعا لقب گرفته بودند. پیروان ساوونارولا نیز مخالفان حکومت مذهبی فلورانس را سگهای هار می نامیدند. در اوایل 1496 سگهای هار موفق شدند با نفوذ به حاکمیت دستگاه های حکومتی برخی از کرسی های مناصب را اشغال کنند. آنها کم کم پس از نفوذ به سیستم سیاسی حاکمیت ساوونارولا را سعی نمودند که ملزم سازند که در فعالیتهای سیاسی دخالت نکند.

 

ساوونارولا چنین به آنها پاسخ داد: اکنون کلام خداوند به واقعیت پیوست: "پسران مادر من علیه من می جنگند" سگ های هار او را به مبارزه طلبیدند و درخواست نمودند که ثابت کند موعظه های او الهامی از خداوند است. ولی ساوونارولا از پاسخ سر باز زد.

 

ماکیاولی سیاستمدار، روانشناس، میهن پرست و نویسنده شهیر آن دوران در مورد ساوونارولا چنین گفته است: او پیامبری بی سلاح بود. فلورانس به دلیل عملکرد این راهب به لحاظ بازرگانی به شدت آسیب دیده بود. درآمدها کاهش یافته و درآمد مالیاتی بسیار ناچیز بود و شورای حاکم بر فلورانس نمی توانست مخارج دستگاه های حاکمیت را تامین نماید. در سال 1496 خزانه بطور کلی خالی شد. فساد مالی و اداری در اداره امور دولت و بی کفایتی مسئولان دستگاه های حاکمیت، باعث خسارات زیادی گردیده بود و مردم کم کم نارضایتی خود را ابراز می نمودند. فرآورده های کشاورزی در آن سال به دلیل باران زیاد از بین رفت. در سال 1947 مردم از گرسنگی در خیابانها می مردند. شورای حاکم بر فلورانس ستادهای یاری رسانی برای نیازمندان و فقرا برپا نمود. ساوونارولا برخی از سگهای هار، رهبران راهبان فرانسیسی و دومینیکینی را از شورا به دلیل توطئه و سخنرانی بر علیه وی اخراج نمود. پنج تن از رهبران توطئه نیز اعدام گردیدند. قبل از اعدام آنها، درخواست دادگاه تجدید نظر که در قانون اساسی توسط خود ساوونارولا درج و به تصویب رسیده بود پذیرفته نشد.

 

حالا بسیاری از مردم فلورانس دسته بندی ها، زورگویی ها، خشونتهای موجود را با زمان حاکمیت پیشین مقایسه می نمودند. جمعیتهایی از مردم خشمگین بارها در جلوی رهبانگاه ساوونارولا تظاهرات نمودند. گریندگان و سگهای هار بارها یکدیگر را در خیابان سنگسار می کردند. هنگامی که ساوونارولا به مناسبت پنتیکاست در میان پیروانش موعظه می نمود شورشی وحشتناک رخ داد. دشمنانش قصد ربودنش را داشتند. ولی پیروانش این حمله را دفع نمودند. جلسه ای در شورای مرکزی فلورانس تشکیل شد و پیشنهاد گردید که ساوونارولا تبعید گردد، ولی در هنگام رای گیری با اختلاف یک رای این مصوبه رد شد. ساوونارولا با وجود تلخی فروریختن رویاهایش با نیرومندترین قدرت ایتالیا رو در رو شد و آنرا به مبارزه طلبید. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 11:49 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

زندگی نامه کشیش ساوونارولا بخش دوم

 

وی در ادامه موعظه خود در میان مردم عوام چنین گفت:

شما راه های بسیاری را برای پول درآوردن یافته اید ، داد و ستد هایی می کنید که خود آنها را قانونی می دانید، در حالیکه اعمال شما بسیار غیر عادلانه هستند. شما دادگاه های شهر را به فساد کشانده اید. کسی نمی تواند شما را متقاعد کند که ربا گناه است. شما از آن با دل و جان دفاع می کنید. هیچکس از نزول خواری شرمنده نیست. هر کس که چنین باشد وی را احمق می پندارید. سیمای شما همانند روسپیان است و شرم و حیا را نمی شناسید. شما می پندارید که زندگی خوب و شاد در سودآوریست.

 

ستمگران اصلاح ناپذیرند ، زیرا که خود می خواهند ، چاپلوسی را دوست می دارند و سودهایی را که از راه نادرست بدست آورده اند باز نمی گردانند. آنان به فقرا توجهی ندارند و ثروتمندان را نیز سرزنش نمی نمایند. آنان رای دهندگان را به فساد می کشانند و مالیاتها را برای افزودن فشار بر مردم هزینه می نمایند. ستمگران خود را با جشنها و میگساری و روسپیان سرگرم می سازند و خرجهای گزافی می کنند ، آنها برای بدست آوردن قدرت و ثروت بیشتر توطئه می کنند. مردم را عادت داده اند که در امور دولت دخالت و توجهی نکنند ، بدینگونه است که ستمگر باقی خواهد ماند. این حکومت خودکامه و کلیساهایی که برای هنر و ادبیات هزینه می کنند ، بخشش پذیر نخواهند بود.

 

ساوونارولا معتقد بود هنر و ادبیات خدانشناسی است و چنین افرادی فقط تظاهر به مسیحیت می کنند. وی در یکی از موعظات خود به مخاطبینش چنین گفت:

هنر بت پرستی خدایان کفر است و نمایش بیشرمانه ای از برهنگی مردان و زنان.

 

ساوونارولا پس از نقل چنین موعظاتی، به دلیل مخالفت برخی از راهبان با سخنان و تفاسیر وی ، طولی نکشید که از رهبانگاه لومباردو و جماعت برادران دومینیکی جدا گردید و عملا رهبر رهبانگاه پیروان خود شد. او به دلیل مخالفتهای مذهبی و سیاسی اش با دولت وقت فلورانس و دستگاه مذهبی پاپی ، بسیاری از مخالفین این دو طیف و همچنین عامه مردم مستمند و پابرهنه را به دور خود جمع نمود بطوری که روزانه تعداد کثیری به جمع پیروان و یارانش افزوده می گردید . این باعث اعتراض رهبانگاه های دیگر نیز شد و او را به گوسفند دزدی متهم نمودند. چون مردمی که برای نذورات و دعا به این رهبانگاه ها می رفتند دیگر به جاهای مذهبی قبل خود رجوع نمی کردند بلکه به نزد ساوونارولا می شتافتند ، خبر ها و شواهد بسیاری حاکی از این بود که بسیاری از راهبان مرد و زن هم از رهبانگاه های خود فرار کرده و به جمع یاران و راهبان پیرو ساوونارولا می پیوستند. حالا او مرد مذهبی قدرتمندی شده بود و تمامی یارانش به او عشق می ورزیدند و ابراز وفاداری می نمودند. در این زمان وی گستاختر شده بود و به شدت به پاپ و روحانیون و مناصب کلیسایی چون کاردینالها ، اسقفان ، کشیشها ، شبانان ، شماسان ، خادمین کلیسا و رهبانگاه ها توهین می نمود و آنها را تحقیر و شماتت می کرد. او به شدت ثروتهای دنیایی و جلال آیینهای کلیسایی را که روحانیت از طریق کلیسا به آن دست یافته بود را سرزنش می کرد.

 

ساوونارولا در موعظه هایی تند و نقادانه خود در رابطه با روحانیون کلیساها چنین گفت:

اسقف های بزرگ با تاج هایی پر زرق و برق از طلا و نقره و سنگهای گرانبها بر روی سرهایشان ... با رداها و حمایلهایی زربفت ...

 

او این فراوانی نعمت در کلیسا و خسران و فقر را در خارج از کلیسا در کف جامعه با یکدیگر مقایسه می نمود.

 

وی در این باره رنج می کشید و رنج خود را از طریق موعظه ای این چنینی ابراز می نمود:

مسیحیان اولیه تاجهای زرین و جام های کمتری داشتند. آن اندک را نیز که می داشتند با فقرا تقسیم می نمودند. در حالیکه اسقفان و کشیشهای ما به خاطر بدست آوردن جام ها و تاج های بیشتر اخرین ذره دارایی فقرا را از آنان می دزدند. اسقفان و کشیشان ما شکمهای بزرگ و اندامی فربه دارند در صورتی که مسیحیان در قبل تر چنین نبودند بلکه اندامی لاغر و نحیف می داشند.

 

ساوونارولا اعتماد یارانش را به خود جلب نموده بود و با موعظاتی که می کرد به پیشگویی های آخر زمانی خود جان می بخشید. از قضا وی پیشگویی کرد حاکم فلورانس و پاپ اینوسنت هشتم هر دو در سال 1492 می میرند و همینطور هم شد.

 

وفتی پیشگویی وی به ثمر نشست او از احساسات مردم به نفع خود استفاده نمود و دوباره پیشگویی کرد که:

انتقام خداوند به دلیل گناهان کثیر در این سرزمین بر مردم ایتالیا چیره شده و انتقام خداوند از روحانیون و ستمگران سختر خواهد بود. او همچنین پیشگویی کرد بعد از این که خداوند انتقام گرفت ، مسیح ملت را به سوی اصلاحاتی بزرگ رهبری خواهد نمود و باز پیشگویی کرد شارل هشتم به ایتالیا یورش خواهد برد و از آن به عنوان بازوی انتقام خداوند نام برد و باز پیشگویی نمود که خود او به مرگی وحشتناک خواهد مرد.

 

تاریخ نگاران درباره تاثیر پیشگویی های ساوونارولا چنین گفته اند:

بعد از پیشگویی های او در این زمان ، وحشت سراسر شهر فلورانس و شهر های اطراف را فرا گرفت . مردمان چنان وحشتزده بودند که دسته های توبه خیابانی با فریادهای سوگوارانه تشکیل داده بودند آنها پابرهنه با زبانی خشکیده در دهان ، مانند مردمی نیمه مرده در کوچه ها و خیابانها راه می رفتند ، لباسهای مندرس و پاره می پوشیدند ، بدن خود را شلاق می زندند و خاکستر بر سر و روی خود می پاشیدند.

 

پیشگویی های ساوونارولا این بار نیز یکی پس از دیگری به وقوع پیوست. پس از جریاناتی سیاسی اجتماعی که در فلورانس رخ داد حاکم فلورانس گریخت . ساوونارولا قانون اساسی را با همراهی شورایی از سیاستمداران و بازرگانان بازنویسی و به تصویب رساند و در دهم ژوئن 1495 تمامی مصوبات آن به اجرا گذارده شد.

 

پافشاری ساوونارولا باعث گردید تا شورا ملزم شود قوانین اخلاقی توصیه شده او را به تصویب برساند. این قوانین به شرح ذیل تصویب و اجرایی گردید:

1- تشکیل دفتر وام بدون بهره برای بی بضاعتان . 2- ممنوعیت اسب دوانی برای زنان . 3- ممنوعیت ترانه های غیر کلیسایی . 4- ممنوعیت کفر گویی . 5- ممنوعیت قمار بازی و شرط بندی . 6- ممنوعیت شرابخواری و نوشیدنی های الکلی . 7- محاکمه کسانی که لواط یا زنا می کنند.

 

این قوانین باعث گردیده بود که مستخدمین بر علیه اربابان خود جاسوسی نمایند و پاداش بگیرند. برای بهتر اجرایی شدن این قوانین ساوونارولا جوانان کلیسا را به صورت یک نیروی پلیس اخلاقی در آورد. آنها متعهد شده بودند که مرتب به کلیسا بروند و پرهیزکار باشند و موهای سر خود را کوتاه نگاه دارند. این جوانان در دستجاتی 15 نفره تشکیل شدند و ساوونارولا به آنها لقب "دسته های امید" را داد. آنها در خیابانها و کوچه ها به صورت دسته های 15 نفره حرکت می کردند و برای کلیسا خیرات جمع می نمودند. گروه هایی را که برای شرب مشروبات و قمار گردهم جمع می شدند را کتک زده و از هم می پراکندند. لباسهای غیر اخلاقی زنان را از هم می دریدند و زن یا دختری که لباس کوتاه یا از نظر انها غیر اخلاقی پوشیده بود را برهنه نموده تا درس عبرتی برای سایرین گردد.

 

نـکتــه:

"گوسفند دزدی اصطلاحی مسیحی است مبنی بر این که به رهبر جماعت کلیسایی شبان می گویند و به پیروان و تابعین او گوسفند. این اصطلاح بر می گردد به سخنان عیسی مسیح و داستانها و استعاره های وی در مورد یاران و پیروانش در اناجیل عهد جدید کتاب مقدس" ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 11:42 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

در ایالات متحده آمریکا این پیام روی بیلبوردها نقش بسته بود

اعلام آمدن مسیح در 2012

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 10:11 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

حمل لباسهای عیسی مسیح !!

کودکان کاتولیک در حال حمل لباسهای عیسی مسیح بصورت نمادین - به عنوان بخشی از جشن های هفته مقدس در Chalchuapa، السالوادور

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 10:00 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

دلیل آبی بودن خیلی از شخصیتهای فیلم های سینمایی و یا کارتونی چیست؟

آیا این یک اتفاق است و یا هدفی را دنبال می کند؟

 

البته به خودیِ خود رنگ آبی بسیار زیباست، اما وقتی فرد را با نماد آبی برای نشان دادن قدرت، باهوشی، زیرکی، ترس و غیره در شخصیت فیلم قرار می دهند و جشن های سالیانه در کشور اسپانیا برگزار می شود که در آن جشن باید همه رنگ پوست خود را آبی کنند، که در عکس نشان داده شده است!

در این صورت در فکر آدمی سئوال بوجود می آید چرا؟

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:57 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه مسیحی نژادپرست کوکلاس کلان

فرقه مسیحی Ku Klux Klan با علامت اختصاری (KKK)، به نامهای دیگری چون کلاگلس (Kleagles)، روپوش داران منظم (Hooded Order)، شوالیه های سفید (European White Knights)، سازمان برادری (fraternal organization) ، (night-shirt knights) شوالیه های پیراهن پوش شب، نیز معروف می باشد.

 

Ku Klux Klan ، احتمالا مشتق شده از نام یونانی kuklos کلمه ( κύκλος ) که به معنی دایره است. دایره به صورت سنبولیک گردهمایی آیینی گروهی از مردان هم پیمان که با یکدیگر پیمان برادری می بندند را نشان می دهد.

 

فرقه Ku Klux Klan یکی از فرقه های پروتستان انجیلی راست افراطی مسیحی است، که با ایدئولوژی برتری نژادی سفید پوستان (White supremacy) نسبت به سیاهپوستان و رنگین پوستان، ناسیونالیسم سفید (white nationalism), ضدمهاجرت (anti-immigration) ضدکمونیست (anti-communist) شکل گرفت. تفکرات برتری نژادی این فرقه، سلطه سفید پوستان را در عرصه های اجتماعی، سیاسی، تاریخی و صنعتی تایید، و به استمرار این ایدئولوژی در چنین عرصه های کمک می نمود.

 

فرقه KKK با توجه به رشد روز افزون سیاهپوستان و مهاجرت رنگین پوستان به آمریکا شکل گرفت که با استفاده از احساسات ناسیونالیستی و میهن پرستانه به سرعت در تمامی ارکان جامعه رشد و توسعه پیدا نمود.

 

این فرقه یک گروه شبه نظامی است که با استفاده از کتاب مقدس و ترکیب نمودن آیات عهد قدیم و مرتبط ساختن آن به عهد جدید، توانست ایدئولوژی خود را علاوه بر ناسونالیستی جلوه دادن و نظامند نمودن، الهی نیز جلوه دهد. بدین صورت بود که این فرقه خیل عظیمی از مردم آمریکا را با خود همراه نمود. با اوج گرفتن و گسترش یافتن این فرقه، نفوذ و دست یافتن به ارکان قدرت ، اعمال خشونت آمیز زیادی را مرتکب شد، از جمله ترورهای مرموز مخالفین، اعدام های دستجمعی مردان و زنان و کودکان سیاهپوست، به آتش کشیدن رنگین پوستان، زنده بگور نمودن سیاهان، شکنجه های وحشیانه، توقیف اموال سیاهان و رنگین پوستان، بمب گذاری و بسیاری دیگر از این دست جنایات که در سطح وسیعی توسط این فرقه صورت پذیرفت.

 

اولین گروه های کوکلاس کلان در سال 1860 در ایالت و شهر (Pulaski, Tennessee) آمریکا توسط شش نفر از جانبازان ارتش کنفدراسیون تشکیل شد. این فرقه در سال 1870 اعضای بیشتری را به خود جذب کرده و گسترش چشمگیری پیدا نمود. آنها لباس های متحد الشکل سفید می پوشیدند که شامل : لباس بلند یک دست، ماسک، کلاه مخروطی عجیب و غریب و وحشتناک بود که هویت خود را در زیر این لباسها پنهان می نمودند.

 

اعضای این فرقه در شب هنگام با در دست داشتن مشعل ، شمع یا فانوس در محیطهای باز گردهم می آمدند و صلیب لاتینی (Latin cross) چوبی بزرگی را آتش زده سرود خوانان گرد آن به آرامی می چرخیدند و دعا می خواندند، رهبر گروه آیاتی از کتاب مقدس را با تفاسیر همسو با اهداف فرقه موعظه می نمود و اینگونه، مراسم مهیج خاصی را برای اعضای خود همراه با نطقهای آتشین برگذار می نمودند.

 

صلیب آتشین یا صلیب نورانی (Cross burning - cross lighting) احترام و قداست خاصی در میان کوکلاس کلانها داشته و در تمامی مراسم رسمی و غیر رسمی ، آنها یک صلیب آتشین برپا می نمودند.

 

در سال 1915 تا 1920 دومین گروه های کوکلاس کلان در شهرها و ایالات (Texas,Mississippi,Indiana, Michigan, Birmingham, Alabama, Atlanta, Georgia,) تشکیل شد و خیلی سریع ساختاری ملی و ایالتی پیدا نمود. این فرقه بین اعضای گروه سازمان برادری (fraternal organization) خوانده شد ولی در اسناد رسمی و ثبتی سازمان کلان، به نام (Kleagles) ثبت رسمی گردید.

 

این فرقه با انتشار و پخش موعظه "One Hundred Percent Americanism" (آمریکایی صد در صد) مجددا رونق گرفت. این بار علاوه بر ایدئولوژی های سابق دو ایدئولوژی دیگر (anti-Catholicism) ضد کاتولیک و (Nativism) سیاست ترجیح بومیان بر مهاجران ، به لیست تفکرات خطی این فرقه اضافه شد. گوکلاس کلانها با اتخاذ سیاستهای ناسونالیستی و ملی توانستند 4 الی 5 میلیون عضو جدید به گروهای خود اضافه نمایند.

 

در بین سالهای 1925 الی 1930 عقاید ضد یهود (anti-Jewish) هم به ایدئو لوژی این فرقه اضافه گردید. در سال 1928 خیابانهای واشنگتن پر شده بود از کوکلاس کلانها که در دستجات انبوه رژه می رفتند و دولت را برای تصویب و اعمال قوانین نژادپرستانه تحت فشار قرار داده بودند. در این سالها اعضای این فرقه علاوه بر ترور و بمب گذاری ، حمله به مراکز عمومی و محلات مهاجر نشین و سیاهپوستان، دست به جوسازی و راهپیمایی های عظیم و حملات شدید به خانه های شخصی کاتولیکها، رنگین پوستان، سیاهان، مهاجرین می نمودند، همچنین دست به قتل ، جنایت و اعمال خشونت آمیز می زدند.

 

کلانها دستجات خشونت و ترور نیمه شب خود را با نام (night-shirt knights) "شوالیه های پیراهن پوش شب" ایجاد نمودند که برای ایجاد رعب و وحشت در بین مهاجرین و سیاهان کارآمد جلوه می کرد. آنها هم لباسهای گروهای 1860 و 1870 را می پوشیدند با این تفاوت که بر روی لباسهای آنها حروف (KKK) به عنوان یک "کد فرقه ای" نقش بسته بود. سال 1940 این فرقه دوران پراکندگی ، رکود و از دست دادن اعضاء را بعد از یک دوره موفقیت اجتماعی چشمگیر ، تجربه نمود.

 

سومین گروه های کوکلاس کلان در زمان جنگ جهانی دوم شکل گرفت ولی با مخالفت اجتماعی بسیاری روبرو گردید.

 

از سال 1871 تا سال 1877 دولت فدرال آمریکا فعالیتهای سیاسی و اجتماعی کوکلاس کلانها را کنترل و محدود نمود، همچنین برخی از رهبران این فرقه را به دلیل اعمال خشونت آمیز و قتل و جنایت، تحت پیگرد قانونی قرار داد.

 

امروزه فرقه کوکلاس کلان در نزد گروه های اجتماعی ، کلیسایی ، دانشگاهی ، مقامات ایالتی و شوراهای شهری و استادان دانشگاه و مقامات سیاسی به عنوان یک گروه "subversive or terrorist organization" خرابکارانه و تروریستی سازماندهی شده، شناخته و معرفی می شود. این فرقه در بسیاری از ایالات آمریکا و کشورهای اروپایی اجازه فعالیت، عضو گیری و ایجاد تجمعات را ندارد.

 

در بین عموم ملل جهان واژه کوکلاس کلان (KKK) به معنای ضد سیاه (anti-black) به لحاظ نژادی مطرح و جا افتاده است.

 

در حال حاضر با توجه به رویکرد نژادپرستانه و فعالیتهای خشونت آمیز و اعمال تروریستی این فرقه، فعالیت کوکلاس کلانها در برخی از کشورهای اروپایی ممنوع اعلام شده است. بطور کلی فرقه کوکلاس کلان در حال حاضر حدودا دارای یک میلیون عضو ثابت و متغیر در سراسر آمریکا، برزیل، کانادا، استرالیا، روسیه و اروپا (انگلستان، آلمان، فرانسه، اطریش، دانمارک، هلند، سوئد، فنلاند) می باشد.

 

اکثر واژه های فرقه ای گروه کوکلاس کلان را یکی از رهبران ایدئولوژیست فرقه به نام ویلیام سیمونز (William Simmons) ابداع نموده بود. این واژه ها سلسله مراتب رهبری را در کلانها نشان می دهد. Klabee ، Klavern ، Imperial Kleagle ، Klecktoken ، Kligrapp ، Klonvocation ، Kloran ، Kloreroe ، Imperial Kludd ، Imperial Kaliff ، Imperial Wizard

 

کوکلاس کلانها دارای انجمنهای مخفی و سری بسیاری هستند. آنها عاشق خلق نمادهایی می باشند که هویت آنها را پنهان می نماید مانند عدد 5/33 که نماد دوره پنجم تمامی گروها ، دستجات ، فرقه های نژادپرست وابسته به کوکلاس کلانها است و آنها به عنوان معرفی خود از این عدد بر روی لباس، دکور فروشگاه، محل کار و به صورت خاکوبی بر روی گردن و بازوی خود استفاده می نمایند و این نماد به مخاطب خاص یادآوری میکند که با یک گروه یا یک دسته، فرقه نژادپرست وابسته به کوکلاس کلان ها طرف می باشد.

 

در چند سال اخیر کوکلاس کلانها در شهرها و ایالات Iowa, Nebraska, Virginia, Kentucky, Maryland, Pennsylvania, New Jersey پیشرفت روز افزونی داشته اند و به تعداد اعضای خود با استفاده از معضل مهاجرت غیر قانونی ، جنایات شهری و گروهای گنگستر ، ازدواج همجنسبازان و تهدیدهای اجتماعی از این دست توانسته اند نظر بسیاری را به عضویت در فرقه و کلیساهای صلیب آتشین خود جلب نمایند. آنها در حال همکاری وسیعی با گروه های نئونازی و دیگر گروه های نژادپرست می باشند که منافع مشترک بلقوه ای با یکدیگر دارند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:51 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

انتقال خون از دید مسیحیان شاهدان یهوه ممنوع است!

مسیحیان شاهدان یهوه با انتقال خون و با واکسیناسیونی که عناصر ترکیبی خون را شامل می‌شود، مخالفند و آن را خلاف دستور خدا می دانند.

 

مسیحیان شاهدین یهوه می گویند: در زمانی که قوانین کتاب مقدس وضع می شد هنوز علم بدرجه ای نرسیده بود که تشخیص دهد تزریق خون می تواند حیات بخش باشد، در کتاب مقدس نوشته شده که خون هر موجودی جان اوست حال چه فرق میکند که این موجود زنده است یا مرده، انتقال جان هرموجودی به موجودی دیگر ممنوع است و وارد کردن خون هرموجودی به موجودی دیگر ممنوع است و کتاب مقدس در سه دوره مهم از زندگی انسان روی نخوردن خون تاکید کرده.

 

وقتی یهوه برای اولین بار بعد از طوفان اجازه دادکه انسان گوشت بخورد پس به نوح گفت خونش را بریز و گوشت را بخور بعد وقتی قوانین تورات را وضع کرد طبق آیه های آورده شده شدیدا سفارش کرد بعد از آمدن مسیح تاکید به این شد که از خون بپرهیزند. پس مسئله خون چنان برای خدایهوه مهم بود که هم قبل از شریعت هم در زمان احکام و شریعت، هم بعد از شریعت حکم به نخوردن آن کرد.

 

انسان نه برای نان بلکه از بهر کلمه خداست که حیات پیدا می کند و همان خدا به ما وعده قیام از مردگان و زندگی جاوید داده آیا این حماقت نیست که من برای اینکه یک چند سالی یا کمتر یا بیشتر زندگی کردن (زیرا هیچ پزشکی تعهد نمی کند که واقعا تزریق خون می تواند زندگی بیمارش را صددر صد نجات دهد) زندگی جاوید را در بهشت مورد نظر خدایهوه بخاطر سرپیچی از فرمان خدایهوه دست بدهم؟

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:42 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

صلیب در زندگی روزمره مسیحیان

 

در قرون وسطی کلیسا چنین عقیده ای را به جامعه القاء می نمود :

کسانی که بر روی صلیب پا بگذارند ، در همان زمان فرمان اول خداوند را شکسته اند !!

 

صلیب برای مسیحیان بسیار مهم است. اعتقاد به صلیب به نوعی برای مسیحیان اعتراف به ایمان مسیحی می باشد.

صلیب در فضای عمومی به نوعی نماد مسیحی و حضور مسیحیان به عنوان پیروان عیسی است. البته این نماد گاهی به صورت نابهنجاری در بین مسیحیان و دیگر اقوام نمود پیدا نموده است، در هنگام اذیت و آزار مذهبی از صلیب بطور شرم آوری به عنوان یک تأییدیه یا انکار برای مسیحیان و غیر مسیحیان استفاده گردیده است.

 

در هنگام جنگ نیز به عنوان دستگاهی برای اعدام و شکنجه، یا برای جلب نظر خدای کتاب مقدس، به جهت دریافت حمایت آسمانی یا دریافت برکت برای پیروزی، مورد استفاده قرار گرفته است.

 

بسیاری از مسیحیان از صلیب تبرک می گیرند بطور مثال پارچه ای به آن می بندند یا صلیب را به یک تسبیح متصل می نمایند و آن را متبرک می خوانند.

 

بسیاری نیز پارچه های تمیز خود را به صلیب می مالند و نذر کرده و آن پارچه ای را که به صلیب مالیده اند برای خوش یومنی و برکت، به دور گردن یا دست خود می بندند یا به بیماری هدیه می دهند که توسط این پارچه نذر شده برکت بگیرد. بطور کلی صلیب برای مسیحیان، نشانه رستگاری، عشق به خداوندشان عیسی مسیح، نشانه ایمان و پیروزی است.

 

نماد ماهی برای چهار قرن نماد مسیحیان (Christogram) بود، تا زمانی که مسیحیت مذهب رسمی حکومت رم را به دست آورد در این زمان بود که نماد مسیحیت بطور رسمی به صلیب تبدیل و گسترش یافت.

 

از قرن پنجم به بعد با توسعه مسیحیت نماد صلیب تبدیل به یکی از رایج ترین نقوش تزینی و هنری جهان مسیحیت بدل گشت، این نقش که حالا جنبه روحانی آن توسط هنر بیشتر نمود پیدا نموده بود علاوه بر سردر ورودی و دیوارهای کلیسا، بر روی ظروف، لباسها، سلاح ها، پرچمها، لوازم تزیینی و لوکس، جواهرآلات و ... نیز گسترش پیدا کرد.

 

در سال 692 میلادی شورای trullański تصمیم گرفت که کلیساها به جای تصویر بره "گوسفند" در مقام صلیب، مجسمه نیم تنه از یک مرد جوان را قرار بدهند.

 

البته در بین نمادهای مسیحی نقشهای دیگری نیز به عنوان نماد بکار گرفته شد مانند: (ماهی، خروس، بره"گوسفند"، چهره مردجوان به عنوان خداوند "عیسی مسیح"، نقش مریم مادر خداوند "عیسی مسیح" و ...) ولی هرگز هیچکدام از این نمادها همانند نماد صلیب موفق نبوده اند.

 

از قرون وسطی صلیب یکی از موضوعات اصلی در نشان دادن نجابت خانوادگی، غرور و ایمان مسیحی است. به همین دلیل با این که از اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم مکتب و تفکر سکولاریسم قدرت گرفت و رشد و توسعه پیدا نمود، ولی همچنان با همه این اوصاف نقش صلیب بر روی پرچمهای کشورها، سربرگ ادارات و سازمانهای دولتی، لباسها و سلاح های نظامی، ملزومات اقتصادی و پزشکی، نام خیابانها و بر روی بیلبوردهای تبلیغاتی، نشریات و رسانه های غرب باقی و پابرجا ماند.

 

در طول قرن ها، در حدود 400 نوع مختلف از اشکال صلیب در میان مسیحیان به وجود آمد و شکل گرفت، چند مدل از معروفترین صلیب ها را در ذیل برای شما نام می برم: صلیب لاتینی، صلیب یونانی، صلیب pizański، صلیب مالتی، صلیب rho، صلیب پدرسالاری یا لورن، صلیب اورشلیمی، صلیب ضربدری، صلیب سنت پیتر، صلیب سنت اندرو، صلیب پاپی، صلیب کاردینالی، صلیب ارتدوکسی، صلیب strzałokrzyż، صلیب چوبی، صلیب شکسته، صلیب اسکاتلندی، صلیب سلتیک، صلیب لیتوانی، صلیب وارونه، صلیب یاس بنفش، صلیب کالونیستی، صلیب تاو، صلیب اسکاندیناوی، صلیب جورج، صلیب سرخ، صلیب ارتدوکسی، صلیب شوالیه های توتن، صلیب شوالیه های معبد، صلیب آبی و ... .

 

صلیب فقط با فرهنگ مسیحیت در تماس نبوده بلکه در فرهنگ بشریت در زمانهای مختلف قبل از مسیحیت وجود داشته و نشانه حضور خدا در تاریخ انسان و جهان بوده است. (مانند: صلیب بابلی، صلیب پارسی یا میترایی، صلیب کلدانی، صلیب هندی، صلیب مصری، صلیب یونانی، صلیب رومی)

 

در میان مسیحیان بدعتهای گوناگون و مختلفی وجود دارد، ولی بدعت پرستش صلیب به شدت در میان مسیحیان رواج دارد، هر چند که برخی از اوقات جریاناتی بر علیه پرستش صلیب برخاسته اند ولی همیشه شکست خورده و این بدعت با قوت بیشتری گسترش پیدا نموده و به حیات خود ادامه داده است.

 

در سال 1430 در تپه صلیب‌ها The Hill of Crosses، در كشور لیتوانی Lithuania، شهر سیائولیای Siauliai در نزدیکی روستای Meszkucie، تندیسها و صلیبهایی توسط برخی از مردم نصب گردید و برخی هم ادعای دیدن خوابهای عجیبی برای این تپه نمودند و بر این اساس تندیسها و صلیبهایی را در آنجا نصب کردند، این شایعات عوامانه باعث گردید نظر بسیاری از مردم لیتوانی به این تپه جلب شود.

 

در تاریخ 1941 الی 1990 دولت شوروی بارها و بارها برای جلوگیری از زیارت این مکان تلاش بسیاری نمود و در سال 1961 و 1963 با استفاده از بیل و کلنگ و اره، لودر و بولدزرهای خود تمامی آثار آن را ویران کرده و از زیارت و باسازی تپه صلیب جلوگیری کرد و در سال 1973 شایعاتی قوی حاکی از این داشت که دولت شوروی می خواهد در آن منطقه سدی احداث نماید که تپه صلیب بطور کل زیر آب برود.

 

در این تپه که به تپه صلیب معروف می باشد بیش از یکصدو پنجاه هزار صلیب وجود دارد. در تاریخ 7 سپتامبر 1993 پاپ ژان پل دوم Pope John Paul II مراسم عشای ربانی را در مرکز این تپه در پای تندیس مریم مقدس به جای آورد. همچنین پاپ بر سنگ نوشته ای که به این تپه هدیه کرد نوشته بود، این تپه نشان دهنده ایمان مردم سرزمین لیتوانی به تمامی مردم جهان است.

 

البته شایعاتی تاریخی نیز برای این تپه ساخته شده است که نشان از مقاومت مردم لیتوانی در برابر شوالیه های توتن Teutonic Knights در سال 1236 دارد و نمادی است برای مقاومت و دفاع و پیروزی مردم لیتوانی.

 

شاید این تپه و صلیبهای آن نمادی برای مقاومت و پیروزی مردم سرزمین لیتوانی محسوب گردد. ولی به لحاظ ایمان مسیحی در کتاب مقدس و اناجیل هرگز پرستش صلیب توصیه نگردیده و پرستش آن پرستش بت محسوب می گردد. اما مسیحیان همچنان به این بدعت و پرستش بت صلیب ادامه داده و خود را مکلف به پرستش آن می دانند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:16 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

Nancy Lieder ، نانسی لیدر کیست ؟!

تا سال 1995 وی یک کارمند عادی و مادری از ایالت ویسکانسین (Wisconsin) بود. نانسی یک پیشگوی انجیلی دروغین است ، او قهرمان یک داستان خیالی و دروغین و دارای برداشتهای عجیب از کتاب مقدس است ، دروغهای بزرگ و فریبنده او باعث جلب توجه دیگران به وی شد.

 

نانسی مدعی شد که با موجودات سیاره نیبرو در تماس است. او وبسایتی نیز برای این موضوع راه اندازی نمود و به تبلیغ پیشگویی های دروغین خود پرداخت. نانسی ادعا کرد، به زودی رعد و برق سراسر جهان را در بر می گیرد و فعل و انفعالات خورشیدی باعث سرطان و مرگ بسیاری بر روی زمین خواهد شد.

 

او پس از طراحی یک سناریو تئوری تغییر قطبهای زمین را مطرح کرد که بر اثر گذر سیاره نیبرو (Nibiru) از کنار زمین اتفاق خواهد افتاد و زمین 180 درجه خواهد چرخید.

 

سپس نانسی عواقب ناشی از تغییر ناگهانی حرارت هسته زمین، جوشش دریاها ، حرکت و تغییر صفحات قاره ای و تغییر نقشه جغرافیایی زمین ، رانش زمین ، زلزله و فوران های آتشفشانی زمین ، مرگ بشریت بر روی کره خاکی در کوتاه مدت ترین زمان را پیشبینی نمود.

 

وی زمان دقیق آخر زمان را در 27 مه 2003 پیشبینی نمود .

 

نظریه های درهم و خیالپردازانه او درباره بیگانگان فضایی خاکستری رنگ که از سیستم ستاره زتا (zeta) ، می آیند همه را متعجب و شگفت زده کرد . نانسی ادعا نمود که از دوران کودکی انتخاب شده تا به نمایندگی از فرازمینی ها با انسانها صحبت و مذاکره نماید . وی اول تجربه خود را مربوط به سن 7 سالگی خود می داند هنگامی که در چمنزار بازی می نموده بیگانگان خاکستری با او ارتباط برقرار نموده بودند و وی را به عنوان سخنگوی خود انتخاب کرده اند. وی برای تبلیغ این موضوع و همچنین دیگر گفته هایش یک وبسایت به نام zetatalk.com ساخته است و به تبلیغ فرقه خود می پردازد.

 

وقتی پیشگویی وی درباره آخر زمان در سال 2003 شکست خورد نانسی ادعا نمود که آخر زمان شکست خورده و خداوند به زمین و موجوداتش مهلت داده و در سالهای نزدیک در آینده حتما اتفاق خواهد افتاد.

 

سالهاست که مفسرین و پیشگوهای دروغین و سؤاستفاده کنندگان از کتاب مقدس برای پر کردن جیب خود و به شهرت رسیدن یا دست یابی به اهداف خاص سیاسی و جنگ افروزانه از چنین خزعبلات و مزخرفاتی استفاده میکنند و یک عده از انسانهای ساده لوح و احمق را می فریبند و گرد خود جمع می نمایند تا منبع درآمدی برای خود کسب کرده باشند و به اهدافی خاص دست بیابند.

 

از این دیوانه های دروغگو و روانپریش در چند سال اخیر بسیار دیده شده ، حتی ویدئو های دروغینی با مستند سازی های جعلی در بسیاری از نقاط جهان پخش گردیده مانند پیشگویی های نوستر داموس ، که خیلی هم برای آن سالها سرمایه گذاری گردید تا دروغهای ساختگی فردی که اصلا وجود خارجی نداشته و ساخته و پرداخته ذهن عده ای برای اهدافی از پیش تعئین شده بوده را به ثمر برسانند که با شکست مواجه شد ولی شکست عقیدتی و سیاسی موجب نشد که جیب آنها از هزاران تولیدات آخرزمانی و چاپ نشریات و کتابها و تفاسیر انجیلی دروغین و خیالی ، خالی بماند. بلکه آنها به ثروت بسیار عظیمی دست پیدا کردند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:10 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه ویساریون / Vissarion

عیسی مسیح از سیبری

 

"آیا شما برای آمدن خداوند انتظار می کشید؟ آیا شما به آن فکر می کنید؟ برای دیدار با مظهر جدید خدا بر روی زمین، به منطقه Tiberkul روستای Petropavlovka در روسیه، سفر کنید. در آنجا مسیح حقیقی را خواهید یافت."

 

یک پلیس راهنمایی و رانندگی سابق روسیه ، با تشکیل فرقه ای ادعا کرده است که وی "مسیح جدید" در دوران معاصر است.

 

این فرقه که ویساریون "Vissarion" نام دارد هم اکنون دارای بیش از 7000 پیرو در روسیه می باشد.

 

سرگئی توروپ "Sergei Torop" در سال 1991 اقدام به تشکیل یک فرقه جدید در روسیه نمود و نام فرقه خود را ویساریون نام نهاد. در ابتدا 29 نفر از دوستان و آشنایان وی به این فرقه پیوستند و به عنوان آخرین کلیسای عهد یا جامعه ایمان یکپارچه شروع به تبلیغ فرقه جدید التأسیس خود نمودند. رهبر ویساریون یا عیسی مسیح روسی ، به پیروان خود گفت تمامی اموال خود را باید به من بدهید و این شرط رستگاری و ربوده شدن شما به ملکوت می باشد. ما باید قوای خود را در سرزمین وعده گردهم آریم تا شهر صلح اورشلیم جدید را بنا کنیم. اعضای این فرقه با اهدای تمامی ثروت و اموال خود و همچنین با ترک خانه و کاشانه خود یک شهر جدید در کوهپایه های روستای "پتروپاولووکا" واقع در 30 مایلی جنوب شرقی شهر کراسنویارسک روسیه تشکیل دادند. او نام اورشلیم جدید خود را شهر خورشید نام نهاد . منزل وی بر روی بلندترین تپه شهر جدید ساخته شد. پیروان او در این شهر به پرورش زنبور عسل ، آهنگری ، نجاری ، کشاورزی ، باغبانی ، یادگیری الهیات و آموزه های فرقه ای ویساریون به عنوان وحی متعالی خداوند عیسی مسیح مشغول می باشند.

 

رهبر فرقه ویساریون ادعا می نماید که الهاماتی از خداوند دریافت می کند. پیروانش او را به عنوان عیسی مسیح باور دارند. وی گناهان مردم شهرش را هر روز طی موعظه ای می بخشد ، این بخشش گناهان به بخشش روزانه ویساریون شهرت دارد.

 

رهبر فرقه ویساریون "عیسی مسیح" خود را خداوند نمی خواند بلکه خود را کلام خداوند معرفی نموده است. او بسیار متواضع و صمیمانه رفتار می نماید.

 

وی جامعه فرقه خود را تحت قوانینی خاص که وضع نموده رهبری می نماید. مانند ممنوعیت نوشیدن مشروبات الکلی ، ممنوعیت استفاده از تنباکو و سیگار ، ممنوعیت دروغگویی ، زنا و...

 

او می گوید من مسیح ، یک مربی ، یک استاد و راهنما هستم ، اما این "هستم" خدا نیست. او معتقد به تناسخ در جسم ، گیاهخواری ، معتقد به آخر زمان و پایان تمدن بشری و رستاخیز است.

 

رهبر ویساریون ثروت اندوزی در جامعه فرقه خود را مادی گرایی و دور شدن از خداوند می داند به همین خاطر خود و اعضای فرقه اش ساده زندگی می کنند ، با حداقل امکانات شادمان و خوشحال می باشند.

 

وی معتقد به صلح ، وحدت ادیان جهان ، جوامع و تمدن بشری است. همچنین او اسلام ، بودیسم ، یهودیت را همانند مسیحیت از خداوند می داند و معتقد است که همه ادیان بشری از سمت و سوی خداوند برای راهنمایی نوع بشر در دسترس قرار گرفته اند.

 

برای ساختن یک شهر آرمانی کوچک بر روی زمین ، فرقه ویساریون بسیار تلاش نموده است. شهری که این فرقه ساخته است برای اعضاء آن بر طبق آموزه های این فرقه حکم کشتی نوح را دارد. به تمامی اعضای این فرقه حتی به کودکان آنان وعده رستاخیز در اورشلیم آسمانی داده شده است.

 

هر مرد در این فرقه حداقل یک زن دارد و تعدد زوجات مانعی ندارد . اعضاء این فرقه از نژادهای مختلف ، دارای مهارت و استعدادهای ، هنری ، صنعتی و حرفه ای هستند. در این فرقه کودکان به مدرسه فرقه می روند و حرفه ای بنابر استعداد خود یاد می گیرند ، حرفه هایی چون پزشکی ، متخصص آزمایشگاه ، برق کاری ، پرورش دهندهء ، زنبور عسل و اسب ، خیاطی و گلدوزی ، فرش و پارچه و حصیر بافی ، جنگلداری ، صنایع دستی و هنری ، چاپ و نویسندگی و ....

 

بدون استثناء همه اعضای فرقه ویساریون گیاهخواران خوار هستند و استفاده و یا خوردن گوشت ، تخم مرغ و هر غذایی که دارای منشاء حیوانی باشد مانند : محصولات لبنی ممنوع است.

 

تجارت با پول در داخل جامعه ویساریون ممنوع است ، مگر برای تهیه مایحتاج ضرروی برخی از افراد امین که از طرف رهبر جامعه انتخاب شده اند می توانند به طور محدودی برای رفع نیازهای کل جامعه فرقه اقلامی را از جهان خارج از فرقه خریداری نمایند.

 

روز 18 ماه آگوست هر سال با عنوان "عیسی مسیح خود را ببینید" ، رهبر فرقه با عنوان "عیسی مسیح" ، در بین هواداران خود حضور پیدا می کند و توسط مردم پرستیده می شود. او این تاریخ را "تاریخ نجات" نام گذاری کرده و در هر سال سوار بر اسب به پایین کوه آمده و در جشن رودخانه ای که در نزدیکی روستای هملت است شرکت می کند. مردم که همه از اعضای این فرقه می باشند فریاد کنان "بازگشت عیسی مسیح را ببینید" به استقبال وی می روند .

 

این فرقه دارای یک پایتخت و 3 شهر و بیش از 40 روستا می باشد . به لحاظ جغرافیایی با مسکو 7003 کیلومتر فاصله دارد و در نزدیکی مرز مغولستان واقع گردیده است. جمعیت کل این شهرها و روستاها که همگی به اتفاق از اعضای این فرقه می باشند بیش از 7000 نفر می باشد. هر روستا جمعیتی بین 150 الی 200 نفر جمعیت دارد. همه این شهرها و روستاها در منطقه ای سعب العبور و کوهستانی واقع شده که گاها دمای این مناطق به زیر 50 درجه زیر صفر نیز می رسد.

 

رهبر ویساریون در یکی از خطبه های خود که برای ملتش موعظه می نمود چنین گفت:

"وعده باید انجام شود . 2000 سال پیش از آن در اسرائیل وعده داده شده بود که من خواهم آمد تا به پایان برسانم آنچه را که شروع کرده بودم . به خاطر بسپارید من خدا نیستم و این اشتباه است ، اگر می بینید که مرا در طول تاریخ خداوند خوانده اند برای احترام به من بوده است ولی حقیقتا من خداوند نمی باشم بلکه من کلمه خدا هستم که در خداوند زندگی می کنم. اکنون که خدا است ؟"

- همه فریاد کنان گفتند تو خداوند نیستی ، تو کلمه خداوندی . آمین . هللویا . هللویا

 

فرقه ویساریون ، بنیادی با ساختاری آموزشی و تعلیمی به لحاظ ایدئولوژیک ، برای آموزش مذهبی اعضای خود دایر کرده است. بنیاد آموزشی کلیسای ویساریون مواردی چون تاریخ و زمان آخرین عهد ، متشکل از نه کتاب و 61 باب را تعلیم می دهد. کتاب شامل موعظه محبت به همه ، عدم تجاوز ، ترویج صلح برای جهان با استفاده از "افکار پاک" ، "انجام اعمال خوب" و "دوری از هر نوع فساد " است.

 

به خلاصه ای از 3 موعظه رهبر فرقه ویساریون در بین اعضای فرقه و برخی از مهمانان و خبرنگاران توجه فرمایید:

اجازه دهید ما زمینه صلح را خواهیم ساخت!

پیروان راه نور و عشق ، دوستان عزیز!

در واقع ما تلاش برای توسعه جهانی دیگر - جهانی از عشق و محبت برای از بین بردن بی تفاوتی نسبت به سرنوشت سیاره زمین ، نوع بشر ، گیاهان و جانوران ، این مسئولیت ما می‌باشد . من به شما ، به روح و وجدان شما پیشنهاد می‌کنم ، حرکتی که توسط اراده خداوند در حال وقوع است . حرکتی به نام تجدید حیات زمین ، انسان و طبیعت به جهت صلح در تمامی جهان در توسعه همکاری با ما ممکن است .

ما در تلاش هستیم که درک متفاوتی که به لحاظ روحانی در جوامع بشری وجود دارد را پاسخ دهیم.

ما با ایجاد یک میکرو جامعه اثبات نمودیم که می‌توان در هر شرایطی با صلح زنده ماند و زندگی کرد . شما می توانید به جامعه ما بپیوندید.

 

عیسی مسیح برخاسته از سیبری ، روی به پیروان خود نمود و آنها را مورد خطاب قرار داد و گفت :

شرایط زندگی می‌دانم که ساده نیست ، شهر نیاز به بهبود و ایجاد محیطی سالم ، برای کودکان نیازمند است.

به کسانی که در شهر و حومه زندگی می‌کنند و برای پیشرفت کار خداوند فعالیت می‌نمایند برکت باد.

در عین حال که می‌دانم راه برای شما طولانی و سخت است و انطباق با شرایط جدید برایتان سهل نمی‌باشد ولی با ایمان به من و کار خداوند همه چیز برای شما سهل و آسان خواهد شد"خب حالا زمان آن است" ایمان و عمل.

من به شما پیروانم اعتماد کامل دارم و همیشه از ایده‌های جدید شما و همکاری شما با خداوند استقبال می‌کنم. سرزمینی که ما در آن شهرها و روستاهای مان را ساخته‌ایم ، سرزمین موعود است و همانند کشتی نوح در ابتدای عهد عتیق که نجات دهنده نسل بشر بود ، می‌باشد.

بسیاری از شما نبوت‌های مختلفی در مورد حوادث وحشتناک جهان شنیده‌اید ، به زودی واقع خواهد شد آنچه که خداوند مقدر فرموده است و تنها نجات یافتگان کسانی هستند که در ویساریون حیات دارند.

صلح و سلامتی خداوند و من با شما مردم سرزمین موعود.

روزنامه سرزمین موعود ، شماره 57-58 ، سال 2003 - موعظه در بین اعضای برجسته فرقه - موعظه عمومی

 

کلیسای ارتودوکس روسیه معتقد است فرقه هایی همچون فرقه "ویساریون" که بعد از فروپاشی شوروی سابق در این کشور رشد کردند سلامت اخلاقی جامعه را به خطر می اندازند و در نتیجه خواستار ممنوعیت فعالیت آنها شده است. کلیسای ارتدوکس روسیه فرقه ویساریون را به عنوان یک فرقه کاذب ، مخرب و تمامیت خواه محکوم نمود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:04 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

دختر 16 ساله خون و گوشت انسان می خورد

 

دختری 16 ساله در کشور زیمباوه اعتراف نمود که مدتی که در گروه شیطان پرستان بوده از گوشت انسان تغذیه می کرده و خون انسان می نوشیده. او این دو عمل را به عنوان مراسم آیینی در فرقه به همراه بقیه اعضاء انجام می داده است.

 

این دختر عضو گروه گنگسترهایی شده بود که برای تاسیس گروه خود تعداد زیادی را به قتل رسانده بودند. او در ادامه نام 60 نفر را طی لیستی به پلیس داد که عضو گروه شده یا با گروه و فرقه ای که وی عضو آن بوده رابطه داشته اند. برخی از رهبران کلیسا در Cowdray Park در این لیست گنجاند شده بودند. این دختر همچنین آدرس خانه ای را داد که اجساد قربانیان در یک اتاقک زیر زمینی برای تغذیه شیطان پرستان نگهداری می شدند.

 

آقای Stanley Kwashira دبیر ارتباطات ساکنان Cowdray Park اظهار داشت که از شنیدن چنین داستان وحشتناک و هولناکی هنوز شوکه است. آقای استندلی گفت : این دختر دو هفته پیش به همراه مادر خود و دو تن از اعضای انجمن منطقه به خانه من آمدند. این دختر 16 ساله خود اعتراف کرده که توسط دوست پسر 32 ساله اش وارد این فرقه گردیده. وقتی این دختر برای من ماجرای خود و حوادثی را که رخ داده تعریف نمود من فکر کردم همه اینها از تخیلات این نوجوان سرچشمه گرفته و او جزو نوجوانان بیش فعال است. ولی زمانی که به آدرس محل و تاریخ دقیق برخی از مفقودین و کشته شده ها اشاره کرد من بهت زده شدم و پی بردم که او حقیقت را می گوید.

 

آقای استندلی می گوید این دختر در سن 15 سالگی به این فرقه پیوسته است و یک سال تمام عضو این فرقه بوده. این دختر تعریف کرده که چگونه توسط دوست پسر 32 ساله اش به مغازه ای دعوت شده و به خانه ای که در نزدیکی ایستگاه اتوبوس نزدیک مغازه بوده رفته . او ابتدا فکر می کرده دوست پسرش می خواهد با او عشق بازی کند ولی کم کم متوجه شد که مغازه دار و دوست پسرش از او می خواهند وارد فرقه شود. این دختر تعریف می کند که در یک اتاق زیرزمینی طی یک فرآیند، کم کم شروع به نوشیدن خون انسان و خوردن گوشت انسان کرده است.

 

این دختر در طی همکاری و اعترافات خود، به ما خانه ای را نشان داد که در حدود 60 شیطان پرست برای دیدار و قرارهای خود از آن استفاده می نمایند. این دختر نام هایی را در اختیار مقامات قضایی و پلیس قرار داده که هنوز باورش برای من سخت می باشد. چون برخی از اسامی، مربوط به نامهای رهبران کلیسای آدونیستهای روز هفتم می باشد.

 

این دختر در اعترافات خود گفته است که شیطان پرستان علاقه زیادی به خوردن خون دختران باکره روستایی دارند . به همین دلیل اکثر قربانیان از روستاها می باشند.

 

آقای استندلی می گوید : این دختر اظهار داشته است خون انسان بهترین و خوشمزه ترین نوشیدنی است که تا بحال خورده است. ولی من باور دارم او هنوز کودک است و بطریق وحشتناکی مورد سوء استفاده و شستشوی مغزی قرار گرفته.

 

پلیس هنوز این حادثه را تایید یا تکذیب نکرده . پلیس هنوز در حال بررسی این حمام خون در حومه شهر می باشد. این بسیار وحشتناک است که مردمی وجود دارند که افرادی را در حومه شهر می خورند.

منبع : به گزارش کرونیکل

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 11 مهر 1396
ساعت : 02:28 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نامه معشوقه‌های پنهانی ۲۶ کشیش به پاپ فرانسیس

 

بیست و شش زن که همگی با مردان کلیسا یا به زبانی دیگر، کشیش‌ها، رابطه‌ی عاشقانه‌ی مخفیانه دارند، در نامه‌ای به پاپ خواستار لغو قانون تجرد در کلیسای کاتولیک شده‌اند.

 

یک گروه از زنان ایتالیایی در اقدامی بی‌سابقه طی نامه‌ای سرگشاده به پاپ از "درد بزرگ" و "رنجی" که روحشان می‌کشد نوشته‌اند. سخن از رنجی است که این ۲۶ زن ایتالیایی که همگی روابط عاشقانه مخفیانه با کشیش‌های کاتولیک دارند، متحمل می‌شوند.

 

در این نامه که روزنامه ایتالیایی "لا استامپا" منتشر کرده، آمده است: «پاپ فرانسیسکوی عزیز، ما گروهی از زنان ایتالیایی از سراسر این کشور و (حتی فرای مرزها) هستیم که این نامه را برای شما می‌نویسیم تا دیوار سکوت و بی‌تفاوتی را که ما هر روز با آن روبرو هستیم در هم شکنیم. هر کدام از ما یا در یک رابطه عاشقانه با یک کشیش بوده یا هنوز در این رابطه به سر می‌برد.»

 

این ۲۶ زن در ادامه می‌نویسند: « ما عاشق این مردان‌هستیم و آن‌ها هم عاشق ما هستند.» مردانی که گزینه‌ی چندانی برای انتخاب ندارند؛ یا باید از مقام کشیشی دست بکشند یا به عشق مخفیانه ادامه دهند.

 

زنانی که با کشیش‌های کلیسای کاتولیک روابط عاشقانه دارند با این نامه‌ی سرگشاده از پاپ می‌خواهند که به قانون تجرد در کلیسای کاتولیک خاتمه دهد. این زنان از یک سو بر رنج و مشقتی که روابط مخفیانه برای آن‌ها با خود به همراه دارد اشاره می‌کنند و از سوی دیگر از مزیتی که به رسمیت شناختن این روابط برای کلیسای کاتولیک به ارمغان می‌آورد، سخن می‌گویند.

 

به نوشته‌ی این "عشاق مخفیانه" یک کشیش که به دلیل زندگی مشترک با یک زن مجبور به چشم‌پوشی از رسالت‌اش نیست و از حمایت زن و فرزندانش برخوردار است، بهتر می‌تواند به "مسیح و به کلیسا‌" خدمت کند. این زنان می‌نویسند که به غیر از آن‌ها کلیسا هم از تغییر قانون تجرد سود خواهد برد.

 

پاپ هم روزی عاشق بود

سایت آلمانی زبان اشپیگل با اشاره به آزادی ازدواج کشیش‌ها در یونان، روسیه و اکراین، می‌نویسد: «خواست این زنان چندان نامعقول نیست. تجرد کشیش‌ها ظاهرا از یک سو برای پاپ یک اصل فقهی نیست و از سوی دیگر پاپ فرانسیسکو در مصاحبه‌ای که در زمان کاردینالی از او منتشر شده، اقرار کرده که خود زمانی به شدت عاشق بوده است.»

 

پاپ در این مصاحبه که چند سال پیش انجام شده، از قانون تجرد کشیش‌ها به عنوان یک تفسیر فرهنگی یاد کرده که کلیسا ده‌ها قرن با آن تجربه‌ی مثبت داشته است. او در همان مصاحبه موافقت خود را با نگهداشت این اصل "در حال حاضر" اعلام کرده است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:24 ب.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 10

>