تبلیغات
گذرگاه - مطالب آیات شهوانی کتاب مقدس
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مفهوم اخلاق، اخلاق در مسیحیت، اخلاق اجتماعی مسیحی، Social Morality Christian

 

مفهوم اخلاق رابطه ی پیچیده یی با اندیشه دینی دارد. این مفهوم در اثر قرنها مجادله و بحث فلسفی، الهیاتی و جامعه شناختی شکل گرفته است.

 

در آیین "هندوییسم" اصطلاح "ریته" rita نقش مهمی در وداها ایفا می کند، این مفهوم معرف نظم ثابت کیهان، یعنی نظم آیین هایی است که آنرا ترسیم و حفظ می کنند، تخطی در سطح شخصی و اجتماعی به قولی نقض این مسئولیتها مجازات "ورونه" Varuna خدای حافظ سوگندها و پیمانها را به دنبال دارد. در نوشته های هندو "درمه" Dharma یک اصطلاح کانونی و قانونی برای بیان نظم اجتماعی و آدابی است که خداوند مقدر کرده است و نمایشگر توازن و مراحل زندگی است که مشخصه یک جامعه کامل می باشد. برخی از مواد قانونی درمه با اصول اخلاقی نوین مغایرت دارد. یک مورد را در مثال می آوریم : در این اصول اخلاقی برای زنی که قربانی تجاوز شده است مجازات تعیین گردیده.

 

در آیین "بودیسم" درمه کاربردی تقریبا متفاوت با هندوییسم دارد. در بودیسم اشاره به حقایقی که بودا موعظه می کرد دارد، در روش بودا الگویی از زندگی و اخلاق بطور قانون منظم و اجتماعی وجود ندارد. در بودیسم به آن سیله می گویند. سیله را نمی توان در زمره قوانین اخلاقی منظور داشت چون به معنای خودآموزی، انظباط درونی و بالابردن قدرت روحی فردی است.

 

مجموعه فرمانهای "سنت آیین یهود" در کتاب مقدس - عهد عتیق، عموما کاربردی جهانشمول ندارند و بیشتر آنها مربوط به یهودیان بزرگسال و فقط مرتبط با پیروان این آیین است. بسیاری از دستورات یهود، برای زنان الزام آور نیست ولی برای مردان به شدت الزام آور می باشد. هر چند که این قوانین نقش مهمی را در هدایت اخلاقی جامعه یهود ایفا می کنند اما اکثر این فرامین مختص یهودیان می باشد. یهودیان سنتی عقیده دارند که هفت فرمان نوح در پیدایش باب 9 تعهدات و الزاماتی است برای تمامی نوع بشر، اما از دید اکثر متالهان بیشتر دارای بار آیینی است تا معنا و مفهوم اخلاقی.

 

اخلاق مفهومی است که ریشه های محکمی در تاریخ فکری اروپای غربی دارد و از بحث های اخلاقی فیلسوفان یونانی، با وساطت اصول اخلاقی رواقی، کلبی، ارسطویی و تا حدی افلاطونی سرچشمه گرفته است.

 

مفهوم اخلاق در اندیشه نویسندگان آغازین مسیحیت، مکتب اسکولاستیک و سپس الاهیدانان اخلاقی و همچنین در پژوهشهای فیلسوفان دنیاورز یا سکولار دوره های اخیر ادامه داشته و تکامل یافته است. این تکامل شامل نمونه های ذیل می شود:

 

بهمرگی Euthanasia کشتن بیماران از روی ترحم، سقط جنین، سرشت و دامنه مسئولیت زیست محیطی، آرمان عدالت اجتماعی فراگیر، حدود اختیارات فردی و اجتماعی، کارکرد و نقش مجازات در قانون، وجود و ماهیت حقوق انسان، حقوق کودکان، حقوق زنان، حقوق کارگران، حقوق تجاری، حقوق حیوانات، توجیه تجارت اندامهای انسان، توزیع عادلانه منابع، توزیع عادلانه آموزش و ...

 

بسیاری از ادیان و مذاهب در تمامی موارد یاد شده دیدگاه های روشن، مشخص، همراه با منابع نظری لازم را دارند. از این روی در قطعنامه 1993 "مجلس جهانی دینها" World Parliament of religions ، که یک اخلاق جهانی را در نظر دارد مندرج شده است.

 

نخستین دلمشغولی اجتماعی مسیحیت عمدتا در زمینه نیکوکاری فردی بظهور رسید، اما پیوندهای میان کلیسا و دولت پیچیدگی هایی به بار آورد که مفهوم اخلاق را به شدت تحت تاثیر قرار داد، از این روی کلیسا کوشید که دادگاه های تفتیش عقاید را با مفاهیمی چون "ایمان به خدا، پاکی برای خدا"، و جنگ را با مفاهیمی چون "صلح خدا، آتش بس خدا" ترکیب کند و برای نبردهای خونین خود وجهه اخلاقی درست نماید و صورتی الهی به آن دهد تا بی اخلاقی را با آیه های ترکیبی و تفسیری توجیه نماید. یکی از معروفترین جملات پاپها در قرون وسطی این بود "ما برای صلح می جنگیم" همین سخن را "جرج بوش پسر" که یک مسیحی پروتستان بنیادگرا بود برای جنگ عراق و افغانستان بکار برد.

 

کلیسا کوشید اخلاق را بصورت نظم کلیسایی درآورد و با معضلاتی اجتماعی چون : مصرف مواد مخدر، مصرف نوشیدنی های الکلی، سقط جنین و ... مبارزه نماید. الهیات سنتی مسیحی ارزش والایی به کار میداد، مالکیت را امری از سوی خداوند معرفی می نمود، فقر را فضیلت بر می شمرد، اما الهیات جدید پروتستان اینها را نشانی از درماندگی اخلاقی معرفی کرد.

 

در دوران جدید اکثر کلیساها اقدام همگانی و دولتی، برای تصویب و تامین قوانین اجتماعی اخلاقی را متفقا تایید کرده اند. این قوانین جدید در میان پروتستانهای آمریکایی مخصوصا در بین اوانجلیستها، با الهیات جدید برای مخاطبین تبیین و توجیه می شود.

 

در افراطی ترین گروه مسیحی یعنی سوسیالیسم مسیحی و پیروان الهیات آزادی بخش یا رهایی بخش، گرایش سیاسی بر اخلاقمداری فردی برای کاستن از اتکا به خدمات و تصویب قوانین دولتی وجود داشته است. اما در طرف دیگر برخی از گروه های انجیلی در آمریکا با نگرشهای محدود کننده در زمینه اخلاق اجتماعی و جنسی، بخصوص از طریق حزب جمهوری خواه، چنین موارد محدود کننده ای را برای وضع قوانین اخلاقی جدید و بازدارنده پشتیبانی نموده اند.

 

در برخی از الهیات جدید نیز به تازگی، در چند دهه اخیر، کلیساهایی تشکیل شد که رفاه فردی و اجتماعی، کسب قدرت و ثروت، را نشانه فضیلت و ایمان واقعی یک مسیحی مومن دانسته اند و ضد آنرا نشانه بی ایمانی و ضد مسیح بودن معرفی کرده اند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 10:13 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه مسیحی فرزندان خدا

 

کلیسای خانواده بین المللی (International Family Church)، فرزندان از خدا (Children of God)، خانواده عشق (Family of Love)، خانواده بین المللی یاران (The Family International Fellowship)، یاران مستقل جوامع مبلغ (Fellowship of Independent Missionary Communities)، اتحاد مسیحی و تبلیغ (Christian and Missionary Alliance)

 

تمامی نام‌های بالا اسامی این فرقه می باشند.

 

این کلیسا نخست به فرزندان خدا معروف بود و سپس خانواده ی عشق خوانده شد، به این دلیل که موعظات رهبر فرقه همراه با سخنانی از کتاب مقدس، عیسی مسیح، عشق و روابط جنسی اختلاطی آزاد بود.

 

دیوید برگ (1919- 1994) که به موسی (Moses) و سپس به "پدر دیوید" و بعد به "مو" (Mo) معروف شد، این فرقه را در سال 1968 در کالیفرنیا به عنوان بخشی از جنبش فقط عیسی (Jesus Only Movement) پایه گذاری کرد که زیر شاخه جنبش انجیلی های موعودگرا (evangelization) بود.

این فرقه از نوع فرقه های روز قیامت یا آخرزمانی می باشد، که بر پایه تعبیرات و تفسیرات خاصی از کتاب مقدس پایه ریزی می شوند. همچنین این فرقه بر پایه دیدگاه مدافع بنیادگرایی و معتقد به سوسیالیسم خدایانه فعالیت خود را آغاز نمود.

 

آنها اعتقاد دارند که، ما بسوی آخر زمان در حرکتیم، یعنی به زمانی نزدیک می شویم که از دل نظامهای سرمایه داری و کمونیسم، حکومت جهانی با دین دولتی واحدی ظهور خواهد کرد و دجال رهبری آنرا برای یک دوره ی هفت ساله به عهده خواهد گرفت و به دنبال آن، ظهور دوم مسیح منادی خشم خداوند خواهد بود و خبر از نبرد آرماگدون (هارمجدون) خواهد داد که هزاره پادشاهی هزار ساله ی مسیح بر زمین را در پی خواهد داشت.

 

دیوید برگ در سال 1972 اعلام نمود که کالیفرنیا توسط یک زلزله مهیب به تلی از خاک بدل خواهد شد و پس از آن جهان نابود می شود . وی همچنین اعلام نمود که قبل از آخر زمان و نابودی اولین شهر (کالیفرنیا)، مسیحیان مومن توسط ستاره دنباله دار بیت الحم که در زمان تولد عیسی دیده شد، به نزد عیسی مسیح خواهند رفت و در ملکوت خداوند زندگی جدیدی را آغاز خواهند نمود.

 

عقاید این فرقه را می توان در بیش از یکصد جلد کتاب یافت، که از مهمترین ارجاعات الهیاتی کتاب مقدس و نامه های دیوید برگ معروف به (Mo) ساخته شده است. رساله هایی با تصاویر سیاه و سفید از پیشگویی های آخر زمانی، عشق عمومی، سلامت جنسی و مراقبت از کودکان را شامل می شود.

 

دیوید برگ معتقد بود تنهایی دشمن مسیح و یک ایماندار به مسیح است و یک فرد مسیحی باید بدون در نظر گرفتن وضعیت تأهل، خود را از تنهایی برهاند و عشق خود را (بدن و عمل جنسی آزاد) آزادانه در اختیار دیگر مسیحیان در کلیسا قرار دهد. وی نام این عمل را "تشویق برای وحدت و خارج شدن از گناه تنهایی" نامگذاری نمود. دیوید برگ کسانی که مخالف این روش بودند را قربانی گناه می نامید! .

 

این جنبش فرقه ای ابتدا بصورت زیرزمینی (کلیساهای خانگی) فعالیت خود را آغاز، و در دهه ی 1970 رشد سریع و چشمگیری پیدا نمود. فرقه کلیسای خانواده بین المللی از سال 1992 خط مشی بازتری را درپیش گرفت و در کشور آمریکا، کانادا، آمریکای لاتین مانند ونزوئلا و برزیل، استرالیا، فرانسه، ایتالیا، انگلستان، آلمان خیلی سریع رشد کرد. در حال حاضر این فرقه در بیست کشور دنیا پراکنده است و بنابر اماری که خود کلیسای خانواده بین المللی منتشر نموده در حدود سیصدهزار عضو دارد.

 

از همان اوائل کار فرقه، دشمنی های زیادی از طرف دیگر فرقه های مسیحی و کلیساها بصورت خصمانه با این گروه کلیسایی و رهبرش دیوید برگ درگرفت. این دشمنی های عمومی ناشی از واکنش به نامه های (Mo) و الهیات سکس مختلط وی در کلیسا بود که دیگر کلیساها آنها را کفرآمیز و مستهجن و هرزه نگارانه می پنداشتند.

 

وی در موعظه ای خطاب به منتقدان گفت: زنا تنها گناهی است که خداوند می بخشد و برای آن مجازاتی در نظر نمی گیرد. او در همین موعظه به یوحنا 8: 7 اشاره نمود و در یک موعظه پر شور عمل اختلاط جنسی در کلیسا را بدون در نظر گرفتن تأهل، یک امر مقدس خواند.

 

دیوید برگ در بخشی از نامه هایش به نام "شکار عشوه گران" استفاده از امور جنسی برای متقاعد کردن مردم و جذب آنها به کلیسا و فرقه خود را توجیه، و اعمال جنسی عشوه گرانه را برای اعضای زن و کودکان مونث آزاد نموده بود. این نوع تبلیغ و جذب نیروی جدید برای فرقه از طرف مخالفین مسیحیت آمیخته با روابط جنسی آزاد خوانده شد.

 

وی می گفت : عیسی شما را دوست دارد که بدن خود را در راهش تقدیم می کنید تا مردم را به کلیسا دعوت نمایید!

 

به دلیل انتقادات زیاد و همچنین ترس اعضاء مونث فرقه از مبتلا شدن به بیماری های مقاربتی مخصوصا ایدز و هپاتیت در سال 1987 این عمل عشوه گری جذب نیرو برای فرقه از طرف دیوید برگ منسوخ اعلام گردید، ولی با این حال خانواده هایی که به شدت به فرقه و رهبرشان پدرمو (Mo) معتقد بودند به این عمل همچنان ادامه دادند و همسران و دختران و کودکانشان را برای جذب افراد جدید به فرقه در اختیار اعضای جدید برای مصارف جنسی قرار می دادند.

 

این جنبش مسیحی و کلیسایی در سال 1992 در استرالیا و امریکا و کشورهای دیگر مورد تهاجم پلیس قرار گرفت، ولی چون مدارکی مستند دال بر سوءاستفاده از کودکان به دست نیامد، فرزندان خانواده ها به خانه هایشان برگشتند.

 

این کلیسا بارها به آزار جنسی کودکان و سوءاستفاده از زنان در سطح وسیع متهم شد، ولی با پرداخت هزینه های گزاف به وکلای عالی و مقتدر، همیشه از زیر بار این اتهامات شانه خالی کرده و تبرئه گردید.

 

اعضای این فرقه تمایل دارند تمام وقت در اجتماعات کلیسایی فرقه شرکت و زندگی نمایند. آنها تقریبا بصورت یک کلونی زندگی می کنند. در زندگی اجتماعی آنها ادبیات پردازی، داستان سرایی از عیسی مسیح، تعریف خواب و رویا از عیسی و روح القدس، نوشتن شهادتها و تایپ و چاپ و در نهایت فروش ارزان این شهادتها به مردم در خیابانها، جزو ماموریتهای این اجتماع کلیسایی و فرقه ای می باشد.

 

در این فرقه گروهی از اعضا وجود دارند که به پشتیبانان معروف می باشند و به آنها (TRF) می گویند.

 

در رابطه با فرقه کلیسای خانواده بین المللی یا فرزندان خدا، ویدئویی برای شما تهیه کرده ایم که می توانید در آن، اعترافات کودکان به سوءاستفاده جنسی و تصاویر بیشتری از این فرقه، همچنین کاریکاتورهای دیوید برگ بر اساس تعلیمات و آموزه های کتاب مقدسی اش را به همراه تصاویری از سوءاستفاده از کودکان و خانم های عضو کلیسا را مشاهده نمایید.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1396
ساعت : 04:02 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

دین یوفو

 

رائلیسم (Raelism)، رائیلیان (Raelian)، دین یوفو (UFO religion)، جنبش رائلیان (Raelian Movement)

"Claude Maurice Marcel Vorilhon "Rael

 

رهبر این فرقه ، خواننده و ترانه سرا و روزنامه نگار مسابقات اتومبیل رانی بود که با اسم اصلی کلود موریس مارسل وریلهون معروف به (رائل) در تاریخ سی سپتامبر سال 1946 میلادی در منطقه ویشی آلیر در فرانسه (Vichy , Allier , France) به دنیا آمد و توسط خاله و مادر بزرگش در منطقه آمبرت (Ambert) بزرگ شد.

 

رائل در سن پانزده سالگی به خاطر علاقه به خوانندگی خانه را ترک کرده و به پاریس رفت. در آنجا تحت نام مستعار کلودسلر (Claude Celler) شروع به خوانندگی کرد و به عنوان یکی از بزرگترین طرفداران جک برل (Jacques Brel) ، وی نیز در همه کاباره هایی که این ستاره بلژیکی در آغاز خوانندگی اش در پاریس آواز خوانده بود، شروع به خوانندگی کرد.

 

در دهه 1970 میلادی مدعی شد که در پاریس با موجودی فضایی ملاقات کرده و او را به عنوان پیامبر عصر جدید (Prophet of the New Age) برگزیده اند.

 

این فرقه تمامی ادیان و پیامبران و انبیاء را قبول دارد با این تفاوت که پیامبران را نه خداوند، بلکه انسانهایی ساکن کرات دیگر فرستاده اند که بیست و پنج هزار سال پیشرفته تر از انسانهای زمینی می باشند. این الوهیم ها در سیاره ای پاک و سرشار از لذات زندگی می کنند که دری به سوی عرش یهوه یا همان هورس خدای یگانه است. در مقابل این مجموعه ابلیس یا ست قرار دارد که می خواهد با پلیدی و شیوه های پیچیده از پیشرفت مادی و معنوی انسان جلوگیری کند و انسانها را همراه خود به سیاره ای بکشاند که پر از عذاب و درد است.

 

یکی از مهمترین ابزار تبلیغی این فرقه، سکس و برهنگی، آزادی کامل در روابط جنسی و زناشویی است که بسیاری از جوانان، همجنسگراها، همجنسبازان، علاقه مندان به سکس مختلط و روسپیان را به خود جذب نموده است.

 

آیین ساختگی رائل یکی از آیین های مبتنی بر دین UFO یعنی اعتقاد به بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی است، که بر خلاف دیگرفرقه های مشابه، خلقت را بر اساس محوریت کتب مقدس توضیح می دهد. هسته مرکزی اعتقادی این آیین آن است که عبارت الوهیم (Elohim) در کتاب مقدس به جای کلمه خدا باید به "آنانی که از آسمان آمده اند" ترجمه شود.

 

بنا به اعتقاد این گروه، الوهیم از سیاره ای دیگر آمده اند و باعث ایجاد حیات بر روی زمین شده اند. آن ها اعتقادی به خدا ندارند و در عوض الوهیم (خالقان علمی ما) را مبداء حیات هوشمند در زمین می دانند.

 

کلود وریلهون (Claude Vorilhon) معروف به رائل در 1973 ادعا کرد که توسط الوهیم برگزیده شده است تا اطلاعات مربوط به چگونگی پیدایش انسان را در اختیار بشر زمینی قرار دهد. همچنین او ادعا نمود که الوهیم نام او را به رائل تغییر داده است و او را مامور رساندن پیام بازگشت الوهیم به زمین نموده.

 

در کتاب او با نام پیام نهایی که حاوی تخیلات وی می باشد، اولین مواجهه او با موجودات فضایی به نام الوهیم ذکر شده است. صبح 13 دسامبر 1973، کلود فوریلهون مشغول رانندگی به سمت کلرمون فرانسه بود که ناگهان تصمیم گرفت به سمت مخالف دفترش یعنی به سمت آتشفشان پوپی دو لاسولا برود. وقتی به آتشفشان رسید اتومبیل را پارک کرد و به سمت دهانه آتشفشان حرکت کرد و کمی در دهانه آتشفشان به خاطرات گذشته این کوه فکر کرد.

 

«داشتم آنجا را ترک می کردم، اما بار دیگر به بالای کوه مدور که حاصل انباشته شدن خاکستر گدازه ها بود نظری افکندم و بیاد آوردم که بارها از این سرازیری ها مثل اسکی بپایین سرسره کرده بودم. ناگهان در میان مه چشمم به نور قرمزی افتاد که چشمک می زد و بعد نوعی هلیکوپتر به پایین و به سویم آمد. وریلهون می گوید که این ماشین پرنده هیچ صدایی نداشت و مانند یک بشقاب پرنده ای به قطر 7 متر و ارتفاع 2.5 متر بود. بشقاب در دو متری زمین ایستاد و در پایینی آن گشوده شد و انسانی با قد 120 سانتی متر از آن خارج شد. پوست این انسان سبز و موهایش بلند بود.

 

بعد از صحبت های مقدماتی مشخص می شود که این موجود فضایی که به همه زبان های دنیا به راحتی صحبت می کند، فوریلهون را برگزیده است تا پیام این موجودات فضایی را به انسان های زمینی برساند.

 

برخی بخش های این پیام از این قرار است:

"... خدا وجود ندارد، ما همه ی شما را بر زمین ساخته ایم."

"... شما ما را با خدایگان اشتباه گرفته اید و آموزه ی عشق ما را به انحراف کشانده اید"

" ما اکنون بر شما آشکار می کنیم که چگونه توانایی هایتان را تحقق بخشید و صلح جهانی را به ارمغان آورید"

 

فوریلهون به داخل سفینه می رود و از سوی موجود فضایی مامور می شود تا فردا به همین محل بیاید تا از حقیقت نژاد بشر و جهان مطلع شود. در طول جلسات یک ساعته در پنج روز آتی، فوریلهون توسط موجود فضایی به تفسیر جدیدی از انجیل آگاه می شود. او یاد می گیرد که انسان های روی زمین در آزمایشگاه های انسان های سیاره های دیگر ساخته شده اند. انسان هایی که در علوم ژنتیک و بیولوژی سلولی بسیار پیشرفت کرده بودند. نام این خالقان الوهیم بوده جمع عبارت الوها است، همان عبارتی که در کتاب مقدس به اشتباه خدا ترجمه شده است!!.

 

وریلهون توسط آموزگاران غیرزمینی، رائل نامیده می شود و از وی خواسته می شود تا پیام را به انسان های بشری منتقل کند. الوهیم از رائل می خواهند که سفارتهایی برای آنان در زمین بسازند تا آمادگی زمینیان را برای پذیرش الوهیم (اجدادی که انسان ها را ساخته اند) نشان دهند. بنا به اظهارات رائیل، الوهیم می خواهند به زمین بیایند و با رهبران جهان ملاقات کنند و تکنولوژی پیشرفته خود را آرام آرام در اختیار آنان قرار دهند. به هرحال الوهیم تا وقتی در زمین صلح برقرار نشده و مردم زمین با ساخت یک سفارت در اورشلیم به آنان نشان نداده اند که در انتظار آمدن آنان هستند، به زمین نخواهند آمد.

 

الوهیم از رائل خواسته است تا جنبشی برای رسیدن به این دو هدف و در عین حال رساندن پیام الوهیم به زمینی ها ایجاد کند. این جنبش با نام «جنبش بین المللی رائیلی ها» (International Raëlian Movement) شناخته می شود.

 

رائیلی ها از گروه بی خدایان مدرن عصر جدید می باشند. آنها معتقدند نژاد بشر از ازل بوده و تا ابد ادامه خواهد داشت. هر گروه از نژاد بشر در یک سیاره ساکن هستند و وقتی به سطحی از علم می رسند که می توانند به سیارات دیگر سفر کنند و با مهندسی ژنتیک و شبیه سازی (Genetic engineering and cloning) ، حیات را در سیارات دیگر آغاز کنند به این کاردست می زنند. حالا هم علم بشر تا جایی پیشرفت کرده است که به سیارات سفر می کند و اتم را می شکافد و با شبیه سازی توان خلق موجود زنده را پیدا کرده است، ایجاد کننده اش (الوهیم) آمده است تا با او ارتباط برقرار کند اما از آنجایی که آن ها گروهی مهاجم نیستند، منتظر هستند تا ما با ساخت سفارت و برقراری صلح، آمادگی خود برای حضور آنان را اعلام کنیم.

 

به ادعای این فرقه، رائیلیان در حدود شصت هزار عضو دارد که بیشتر از همه در کشورهای فرانسه، کانادا و ژاپن پراکنده هستند. رهبران این فرقه گزارش داده اند که در آمریکا، استرالیا، آسیای جنوب شرقی، آمریکای لاتین، انگلستان و دیگر مناطق اروپا با استقبال بسیاری مواجه هستند. امروزه در حدود 130 کشیش رائیلی در جهان پراکنده شده اند که از آنها با عنوان "راهنما" یاد می کنند.

 

رهبران این فرقه که رفت و آمدهای گسترده ای به اسرائیل دارند در 1997 اعلام کردند که در حدود 7 میلیون دلار پول برای ساخت سفارت جمع آوری کرده اند و مطمئنا امروزه نیز از نظر مالی مشکلی برای ساخت سفارت در اسرائیل ندارند اما بنا به گزارش خودشان، هنوز موفق نشده اند موافقت مردم اسرائیل را برای ساخت سفارت جلب کنند. در 1990 رائل با اجازه الوهیم نماد جنبش را تغییر داد تا رضایت خاخام های اسرائیلی را برای ساخت سفارت جلب کند.

 

رائیلیان کتاب مقدس خاصی ندارند ولی از آنجا که معتقد هستند بشر زمینی با مهندسی ژنتیک (DNA) توسط انسانهای کرات دیگر خلق شده است و انبیاء نیز فرستادگان آنانند، و کتاب مقدس، انجیل، قرآن، اوستا، وداها و ... نیز در اصل فرستاده الوهیم هستند و حاوی توضیحاتی منطبق با ادعاهای رائل.

 

البته خود آنان ادعا می کنند که کتاب کابالا (Kabala) (کتاب قدیمی توشته شده توسط ربی های یهود) صحیح ترین تفاسیر را از الوهیم در اختیار بشر قرار می دهد.

 

الوهیم اسم انسانهای کرات دیگر است. آنان از نظر علمی هزاران سال از ما جلوتر هستند، الوهیم تمام موجودات زنده و همچنین اولین انسانها را بوسیله مهندسی ژنتیک بر روی کره زمین خلق کردند. الوهیم پیامبران گذشته از جمله موسی، عیسی، محمد، زردتشت، بهاالله، بودا، کنفسیوس و را برای هدایت بشریت فرستادند. مردم گذشته تصور کردند که الوهیم خدا هستند چرا که درک علمی از امکان وجود سیارات و انسانهای دیگر، مهندسی ژنتیک و علوم پیشرفته را نداشتند. الوهیم منتظر بودند تا علم و تکنولوژی در زمین پیشرفت لازم را بکند تا انسانها از امکان سفر به سیارات دیگر و مهندسی ژنتیک درک لازم را بدست آورده باشند.

 

نماد اولیه یک صلیب شکسته محصور در ستاره داود بود. اما نماد فعلی رائیلیان، همان ستاره داود است که یک کهکشان در حال چرخش را احاطه کرده است. این نماد پس از اینکه نماد قبلی به خاطر مشابهتش با صلیب شکسته برای اسرائیلی ها خصمانه تشخیص داده شد، تغییر کرد.

 

در 9 ژوئن 1997، جنبش رائیلی اعلام کرد که شرکتی به نام Valiant Venture را تاسیس کرده که به زوج های همجنس گرا یا عقیم، این فرصت را خواهد داد تا از طریق شبیه سازی و مهندسی ژنتیک از DNA خودشان صاحب فرزند شوند.

 

رائلیان خود را بیخدا می دانند و حتی رهبر این فرقه رائل سال 2004 را "سال بین المللی بیخدایی" اعلام کرد. اما این موضوع تنها تعداد اندکی از بی خدایان را فریفت، چون رائلی ها بیخدا نیستند. تنها نام خدایشان فرق می کند. این فرقه از اعضایش می خواهد 3% درآمدشان را به رهبر فرقه تقدیم کنند.

 

پیروان رائل مدعی هستند که مادر رهبر این فرقه توسط الوهیم به سفینه فضایی ربوده می شود و در یک همبستری عاشقانه با الوهیم فرزند پسری را بدنیا می اورد که به او وعده داده شده بود برگزیده الوهیم ها خواهد شد !!

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1396
ساعت : 03:57 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مکتب کالونیسم Calvinism

 

کالوینیسم نام فلسفه و مکتب سیاسی و مذهبی منسوب به ژان کالون (1509- 1564)، الهیدان و اصلاح طلب پروتستان فرانسوی که در ۱۵۴۱ وی را برای اصلاحات مذهبی به ژنو دعوت نمودند و در آنجا اصلاحاتی انجام داد و انضباط شدیدی در کلیسای ژنو برقرار کرد.

 

عقاید فرقه :

عدم مقاومت در برابر زمامداران سیاسی.

عدم آزادی خواهی و مشروطه طلبی.

اطاعت کورکورانه از دولت.

اعتقاد به تقدیر.

همهٔ افراد می‌توانند بخشش گناه را انجام دهند.

 

ژان کالون با تکیه بر الهیات موسسه های دینی مسیحی، حکومت روحانیان یا خداسالاری محدودی در ژنو بنیاد نهاد. این حکومت روحانی موجب شد که نوع کلیسای اصلاح شده آیین پروتستان (مثلا آیین پرسبیتری اسکاتلندی) به وجود آید. آیین کالون از حاکمیت مطلق خدا بر تقدیر و نیز بر زندگی مدنی و کلیسایی که به دقت تحت نظارت و هدایت قرار دارد سخن می گفت.

 

کانگرگیشنالیسم کالونی و آیین پرسبیتری در مستعمره های آمریکا تاثیر بسزایی گذاشت و از بیدارگری (مثلا جاناتان ادوارز 1703- 1758) تاثیر پذیرفت. کارل بارت (1886- 1968) اثرگذارترین الهیدان کالونیست عصر جدید بوده است. هر جا که کالوینیسم اجازه رشد و نمو داشت، یک حکومت تئوکراسی رخ داد که نوعی الیگارشی بود که در نتیجه اتحاد کشیشان با طبقه متوسط اعلا یا محترمین به وجود امده و توده مردم در آن نقشی نداشتند. حکومت خود کالوین و پیوریتن‌ها در ماساچوست آمریکا به نوعی از متفرعات کالوینیسم بود.

 

کالوینیسم درقرن هفدهم در اروپای غربی شکل گرفت. نجات از طریق ایمان تفاوتهایی با لوتریسم دارد و همچنین در مورد عشای ربانی اختلافات مهمی در مورد حضور حقیقی مسیح در نان و شراب عشای ربانی با لوتریسم دارد. از منظر کالوینیست دنیا آفریده شده تا در خدمت تجلیل از پروردگار باشد، یک فرد مسیحی برگزیده خداوند است و باید با تمام توان دستورات پروردگار را انجام دهد تا از عظمت خداوند تجلیل کرده باشد. کالوینیسم به پرستندگان خداوند می‌آموزد که باید برای موفقیت اجتماعی تلاش کند و مشیت خداوند است که انسان مطابق وظایف و تکالیف اجتماعی برای تجلیل از خالق خود زحمت بکشد.

 

کالوینیسم یکی از فرقه های مکتب پروتستان که در قرن هفدهم به عنوان دین اصلاح طلب به وجود آمد مهمترین ویژگی این باور سرنوشت مقدر می باشد. سرنوشت مقدر یعنی اینکه انسانهای محدودی به فیض می رسند وبرگزیده هستند. انسانها یا برگزیده هستند یا نیستند، و افراد برگزیده نیازمند کشیش نیستند یعنی انسان طبق این کیش تنهاست و به کشیش وشعائر مذهبی نیازی ندارد. انسانی که برگزیده نیست هم تا ابد برگزیده نمی شود. فرد کالوینیسم باید از روش ثابتی برای خود تبعیت کند. عضو فرقه کالوینیسم بر حسب روش سلوک، منظم، پایدار و معتقد به سلسله مراتب یک آیین عقلانی می باشد.

 

کالوینیسم در مسیر تکاملی خود چیزی مثبت به ریاضتگرایی بخشید و آن اندیشه و وجوب اثبات ایمان فردی در فعالیت دنیوی است. اینکه فرد چگونه می تواند بفهمد که برگزیده است یا خیر تنها از راه مقایسه با یکی از اولیای برگزیده امکان پذیر است.

 

به عقیدة کالوین هر شخصی باید خود را بر گزیده بداند و وحدت عرفانی با خداوند که عالی ترین تجربة دینی است تنها زمانی رخ می دهد که خداوند از طریق انسانهای برگزیدة خود عمل می کند.

 

کالوین وحدت عرفانی را زمانی می داند که ایمان فرد در عملش ثابت شود. کالوین معتقد بود که تنها فعالیت دنیوی می تواند تردید مذهبی را ذایل کند و به وجود حالت فیض اطمینان ببخشد. یعنی انسان از طریق فعالیت دنیوی که نماد عمل خداوند است می تواند از فیض مطمئن شود.

 

همانطور که لوتر در معانی کلمة حرفه می گوید، وظیفه ای که خداوند برای انسان مقدر فرموده است.

 

به نظر اچ فرانک کار برای تکلیف بهترین نمونة فعالیت ریاضتگرایی بود و اینکه خداوند مهربان انسان را از طریق فیض در کارهایشان رستگار می کند برای آنها انکار ناپذیر بود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 04:16 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تشکیلات سری بیلدربرگ

 

آیا تا به حال نام تشکیلات سری بیلدربرگ به گوشتان خورده است؟ اگر نه مطلب زیر را بخوانید!

 

بیلدربرگ در سال 1954 در هلند توسط شخصی‌ تأسیس شد که آرزویش به وجود آمدن یک اروپای متحد بود و از قضا طرح تشکیل اتحادیه اروپا نیز نخستین بار در بیلدربرگ ریخته شد.

 

تشکیلات بیلدربرگ همه ساله جلساتی برگزار می‌ کند که شرکت کنندگان در آن سیاستمداران برجسته اعم از رؤسای جمهور, سفرا و وزرا, پادشان و ملکه ها و نیز سرمایه داران بزرگ و افراد ذی‌ نفوذ هستند. در جلسات این تشکیلات که پشت درهای بسته برگزار می‌ شود خبرنگاران حضور ندارند. با وجود اینکه حدود نیمی از اعضای شرکت کننده در این جلسات هر سال تعویض می‌ شوند و جای خود را به شخصیتهای جدید می‌ دهند اما در این تشکیلات نماینده ای از دو خانواده معروف یهودی یعنی راکفلرها و روچیلدها که از جمله به امور بانکداری اشتغال دارند حضور دائمی دارند.

 

هدفی‌ که از ابتدا پشت تأسیس بیلدربرگ قرار داشت این بود که از طریق فراهم آوردن فضائی به منظور انجام گفتگوهای غیر رسمی‌ بین سران کشورهای اروپا و آمریکا از به وجود آمدن یک جنگ احتمالی‌ بین این دو قطب جهان در آینده جلوگیری شود. گفته می‌ شود که طرح دو جنگی که در خلیج فارس در سالهای 1990و 2003 میلادی صورت گرفت در این تشکیلات مورد بررسی‌ قرار گرفته بود. همچنین سیاستمداران صرب این تشکیلات را باعث و بانی‌ جنگی می‌ دانند که در دهه نود میلادی گریبانگیر یوگوسلاوی سابق شد و این کشور را تجزیه نمود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 


شبکه سری بیلدربرگ و خاندان والنبرگ

 

هر سال سیاستمداران و سرمایه داران برجسته ‌اروپایی و آمریکایی به دعوت کلوب بیلدربرگ دور هم جمع می‌ شوند تا در مورد مسائل سیاسی و اقتصادی دنیا باهم بحث و تبادل نظر کنند.

 

در سالهای نخستین تأسیس کلوب بیلدربرگ پرنس هلند میزبان شرکت کنندگان در جلسهٔ بود اما بعدها مقرر شد که نمایندگان بیلدربرگ در هر کشوری به صلاحدید خود از بین شخصیتهای برجسته سیاسی و اقتصادی آن کشور تعدادی را گزینش کرده و برای شرکت در جلسهٔ از آنها دعوت به عمل آورند.

 

در سوئد این دعوتها از طرف شخصی‌ به نام مارکوس والنبرگ صورت میگرفت که عضو جمعیت سری شوالیه های سرافیم بود. برادر مارکوس به نام یاکوب والنبرگ هم از اعضای هیئت رئیسه بیلدربرگ یعنی یکی‌ از مهمترین ارگانهای این تشکیلات سرّی‌ به شمار می‌ آمد. این دو برادر متعلق به یکی‌ از مشهورترین و ثروتمندترین خانواده های یهودی در اروپا هستند که به صورت غیر مستقیم کنترل یک سوم از درامد ناخالص ملی‌ کشور سوئد را در دست دارند. با این وجود به ندرت نام اعضای این خانواده در لیست افراد ثروتمند در سوئد دیده می‌ شود. شعار خانواده والنبرگ شعاری است که مارکوس والنبرگ آن را از شوالیه های سرافیم اقتباس کرده و مضمون آن این است که باید همواره به طور نامحسوس عمل کرد یعنی به گونه ای که دیده و شنیده نشویم.

 

خانواده والنبرگ در بحبوحه جنگ و حکومت نازیها حدود 3000 یهودی را که در معرض نابودی قرار داشتند نجات دادند. این خانواده پرجمعیت که از دوستان اسرائیل به شمار می‌ آیند از طریق خرید عمده سهام شرکتهای بزرگ تجاری خود را صاحب آن شرکتها نموده و در سیاستگذاری و تصمیم‌گیری در آنها نقش ایفا می‌ کنند. از جمله این شرکتها که نام آنها به گوش اکثر ایرانیان و فارسی‌ زبان‌ها آشنا می‌ باشد شرکت اریکسون, شرکت اتومبیل سازی ساب و شرکت بولبرنگ سازی SKF است که محصولات خود را به بیش از پانزده کشور جهان صادر می‌ کند. در لیست شرکتهای متعلق به خانواده والنبرگ همچنین به نام موسسه موسوم به صنعت فیلم سوئد که اداره کننده تمام سینماهای این کشور است و نیز بانک SE که از معدود بانک های بزرگ سوئد است برمی‌ خوریم. خانواده والنبرگ در پروژه های بزرگ دیگر با دولت سوئد همکاری می‌ کند. حاصل این همکاری از جمله تأسیس شرکت هواپیمایی ملی‌ سوئد SAS می‌ باشد که یک عضو خانواده والنبرگ در هیئت رئیسه آن حضور دارد. پادشاه سوئد و دیگر افراد با نفوذ همواره به مناسبتهای مختلف در سخنرانی هایشان از خدمات خانواده والنبرگ تقدیر به عمل آورده اند.

 

در آخر نکته ای که باید اضافه کنم اینه که این تشکیلات به طور کاملا مخفیانه عمل میکرد تا اینکه یک خبرنگار آزاد بعد از مدت ها شک و کنجکاوی به وجود این تشکیلات و نحوه ی تشکیل جلساتش پی برد و رازشان را برملا کرد و بعد از آن این تشکیلات مجبور به اعلام رسانه ای و برگزاری جلسات توضیحی و توجیهی شد. ترکیبی از پرنفوذ ترین و پرقدرت ترین افراد دنیا که به زعم خود وظیفه ی برنامه ریزی برای آینده جهان را دارند در این گروه جمع گردیده اند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 04:11 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

گروه سری Skull and Bones - جمجمه و استخوان

 

یکی‌ از گروه های سری در آمریکا گروهی است به نام Skull and Bones که در سال 1832 در Yale University تأسیس گردید. تخمین زده می‌ شود که تا کنون حدود 2500 نفر به عضویت این گروه در آمده باشند که از این افراد امروزه حدود 800 نفر در قید حیات هستند. افراد معمولی در این گروه پذیرفته نمی‌شوند.

 

متقاضیان باید در مدارس مخصوصی تحصیل کرده باشند و از خانواده های مخصوصی باشند و هدفشان افزایش نفوذ ایالات متحده در دنیا باشد. عضویت در این گروه حسن سابقه ای برای افراد می‌ شود تا در آینده بتوانند به دستگاه سیاست گذاری آمریکا ,سازمانهای اطلاعاتی این کشور و امور بانک داری و قضایی وارد شوند. از سال 1992ورود زنان نیز به این تشکیلات آزاد شده است. عکس زیر جورج بوش پدر را در این تشکیلات سری نشان می‌دهد. هم او و هم پسرش که پیش از اوباما رئیس جمهور بود هر دو عضو Skull and Bones هستند و گفته می‌ شود 5عضو کابینه بوش پسر نیز از اعضای این گروه بودند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 


تشکیلات سری Skull and Bones - جمجمه و استخوان

 

الکساندرا روبینز نویسنده کتابی در مورد Skull and Bones به خبرنگار .CBS می‌ گوید هدفی‌ که این تشکیلات دنبال می‌ کند این است که اعضای خود را به مناصب بالا در اجتماع برساند. هم او می‌ گوید در نخستین ماه های عضویت در این تشکیلات افراد موظفند از تجربیات جنسی‌ خود برای سایر اعضا تعریف کنند تا تضمینی باشد که هیچ یک از آنها در آینده به یکدیگر خیانت نمیکنند چون از راز های یکدیگر خبر دارند.

 

اتاقی که مراسم عضو گیری جدید در آن صورت می‌ گیرد "قبر" نامیده می‌ شود. در این اتاق نوشته ای به چشم می‌ خورد بدین مضمون: "نادان چه کسی‌ است؟ دانا چه کسی‌ است؟ شاه و گدا چه کسی‌ است؟ فقیر یا ثروتمند همه در برابر مرگ یکی‌ هستند".

 

شایع است که در این اتاق جمجمه ای وجود دارد که متعلق به یک رهبر سرخپوست به نام جرونیمو می‌ باشد که پرسکت بوش پدربزرگ جرج دبلیو بوش و چند نفر دیگر در دوران جنگ جهانی‌ اول آن را از مقبره ای خارج کرده و به آنجا انتقال داده اند. این مطلب در نامه خصوصی یکی‌ از اعضا که در سال 1918به نگارش درآمده اشاره شده است. وقتی‌ که نامه مزبور در سال 2006میلادی علنی گردید نوادگان جرونیمو از جرج بوش خواستند که جمجمه او را به آنها برگرداند تا دوباره آن را به خاک بسپارند. اما از سوی بوش به این نامه هیچ جوابی داده نشد.

 

بعضی‌ ها گفته اند که .Skull and Bones منشعب شده از فراماسونری انگلیس و اسکاتلند می‌ باشد چه آنها از نمادهای مشترکی در محفل خود استفاده می‌ کنند. دیگران ریشه آن را در آلمان جستجو می‌ کنند و نهایتا عدهٔ ای آن را کاملاً ساخته و پرداخته آمریکایی ها می‌ دانند. جالب است بدانید به جز جورج دبلیو بوش که در سال 1967 به این تشکیلات پیوست جان کری از دیگر مقامات بلندپایه آمریکایی نیز از سال 1965 در این گروه عضویت دارد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:59 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کمسیون Pontificia Commissione Biblica

 

در سال 1902 میلادی پاپ لئو سیزدهم به منظور مقابله با تفسیرهای جدیدی که از کتاب مقدس صورت میگرفت کمسیونی تشکیل داد به نام Pontificia Commissione Biblica این کمسیون در سال 1964تصویب نمود که کلیه نهادهای وابسته به کلیسا, مفسران کتاب مقدس, نویسندگان متون مذهبی‌, مورخان, باستان شناسان و دانشمندان مرتبط با آن در آینده موظف خواهند بود که خود را با مقررات مصوب این کمسیون تطبیق بدهند.

 

این کمسیون هیچ تفسیری از کتاب مقدس را به جز تفسیر رسمی‌ کلیسا بر نمیتابید و اگر به عنوان مثال محققی تثلیث را زیر سوأل می‌ برد و یا مدعی میشد که برخلاف تصور رایج مسیح به صلیب کشیده نشده است تحقیقات او مورد قبول واقع نمی‌ شد و او ناگزیر بود که خود را با آموزه های سنتی‌ کلیسا وفق بدهد. مسئول کمسیون مزبور کاردینال ژوزف راتزینگر بود که در سال 2005 میلادی به سمت پاپ منصوب شد.

 

یکی‌ دیگر از نهادهای کلیسای کاتولیک که زیر نظر پدر راتزینگر اداره می‌ شد نهادی بود به نام "Congregatio pro doctrina fidei که سابقه تاریخی آن به قرن‌ها پیش برمی‌گشت و از سال 1542به این سو نام دستگاه تفتیش عقاید به آن اتلاق می‌ شد. راتزینگر به عنوان مسئول این نهاد در واقع مفتش اعظم دستگاه تفتیش به شمار می‌ آمد. دادگاهی‌ زیر نظر او اداره می‌ شد که کار آن رسیدگی به تخلفات روحانیونی بود که اعتقادات کلیسا را زیر سوأل برده یا به نوعی تهدیدی برای کلیسا محسوب می‌ شدند.

 

در دوران صدارت راتزینگر تعداد زیادی از روحانیون, مبلغین, معلمین و نویسندگان منتقد کلیسا یا وادار به سکوت شدند و یا از کار بی‌ کار شدند. در بین این افراد اسامی تعدادی از تئولوگ های سرشناس کلیسا را می‌ توان یافت.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:51 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تشکیلات محرمانه Bohemian Grover

 

هر سال در ماه جولای در یکی‌ از جنگل‌های کالیفرنیا به نام مونته ریو، مراسمی برگزار می‌‌شود که طّی آن تندیسی از انسان در مقابل مجسمه بزرگی‌ شبیه جغد به آتش کشیده می‌‌شود. در این مراسم افراد عادی حضور ندارند. شرکت کنندگان در این مراسم سیاستمداران برجسته و ثروتمندان و بانکداران هستند که به مدت دو هفته در این محل گرد هم می‌‌آیند تا ضمن خوشگذرانی در مورد وقایع یک سال بعد دنیا تبادل نظر و برنامه ریزی کنند. از جمله سیاستمدارانی که در این نشستها حضور یافته اند می‌‌توان به رؤسای جمهور آمریکا مانند جرج بوش پدر و پسر، بیل کلینتون، رونالد ریگان، جیمی کارتر، هنری کسینجر و ریچارد نیکسون اشاره کرد.

 

در سال ۱۹۹۱ گزارشگری به نام Dirk Mathison که موفق شده بود وارد این جلسه سری بشود افشا کرد که John Lehman وزیر دفاع آمریکا در این جلسه گفته است در جنگ خلیج حدود دویست هزار عراقی کشته شده اند که این رقم تقریباً دو برابر رقمی‌ بود که رسانه‌های رسمی‌ در آن روز اعلام کرده بودند. به زودی اما مسٔولین کمپانی Time Warner People Magazine که توسط یهودی‌ها اداره می‌‌شود پی‌ به هویت ماتیسون بردند و او از جلسه بیرون انداخته شد. ماتیسون مقاله‌ای در مورد مشاهدات خود در این جلسه سری نوشت که قرار بود به تاریخ ۵ آگوست ۱۹۹۱ چاپ بشود اما از چاپ این مقاله جلوگیری به عمل آمد. ماتیسون در واکنش به این تصمیم در مصاحبه‌ای اظهار داشت وارد شدن به جلسه سری Bohemian Grove به مراتب راحت تر از وارد شدن به دفتر کمپانی تایم وارنر است.

 

به ندرت خبرنگاری موفق شده است وارد جلسات سری اعضای Bohemian Grove بشود و از درون آن خبری به بیرون مخابره کند.

 

Bohemian Grove گروهی متشکل از سیاستمداران و ثروتمندان آمریکایی است که دو هفته در سال گرد هم می‌‌آیند و در مورد تحولات یک سال آینده دنیا در نشستهای غیر رسمی‌ مشورت و برنامه ریزی می‌‌کنند. یکی‌ از خبرنگارانی که موفق شده بود به درون این گروه راه یابد.Dirk Mathison بود که در سال ۱۹۹۱از جمله فاش کرد که در یکی‌ از این جلسات اصطلاح "نظم نوین جهانی‌" را از زبان وزیر دادگستری آمریکا شنیده است.

 

فرد دیگری که موفق شد مخفیانه از مراسم سری Bohemian Grove فیلمبرداری کرده و آن را بیرون بدهد، فیلمسازی است به نام .Alex Jones. او در این فیلم که Dark Secrets Inside The Bohemian Grove نام دارد، نشان می‌‌دهد که چگونه طی‌ مراسمی با حضور شرکت کنندگان تندیسی از انسان دردمند در مقابل مجسمه جغد به آتش کشیده می‌‌شود. او همچنین می‌‌گوید که اعضای شرکت کننده در این نشست‌ها به صرف مواد مخدر و انواع و اقسام اعمال جنسی‌ میپردازند. لینک زیر فیلم کامل الکس جونز است که در بالا اشاره شد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:45 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

جنبش شیطانی برای از بین بردن ازدواج

demonic movement to destroy marriage

حمله به ازدواج جهانی است

The attack on marriage is global

 

برخی از سایتهای کلیسای کاتولیک و پروتستان (کلیساها و اجتماعات بزرگ مسیحی چون، انگلیکن، بابتیستهای شمالی و جنوبی، جماعت ربانی، پرسپتری، انجیلی لوتری، مورمونها، شاهدین یهوه، یگانه انگاران جیززاونلی) رسما از ازدواج دو فرد همجنس دفاع نموده و مطالبی را به جهت تبلیغ و دفاع از ازدواج همجنسبازان در سایتها و رسانه های خود درج نموده اند.

 

بنظر می رسد یک رقابت سنگین بین کلیساها و فرقه های مسیحی برای پذیرش گناه و انحطاط درگرفته است.

 

طی پژوهش‌هایی که "مرکز تحقیقاتی پیو" در ۱۳۳۱ مرکز مسیحی انجام داده است، نشانگر این می باشد که جامعه روحانی مسیحیت امروز در غرب، ازدواج دو همجنس را پذیرفته است!! این آمار نشانگر رشد این پذیرش از رقم 18 درصد در سال 2006 به رقم 62 درصد در سال 2014 رسیده است که رشد چشمگیری را در جامعه کلیسایی و مسیحی غرب نشان می دهد.

 

آیا این یک رفرم جدید در آیین مسیحیت می باشد؟! آیا مسیحیت برخی از روایات و آیات کتاب مقدس را با این عمل انکار می نماید؟! آیا مسیحیت یک دین و آیین از دست رفته می باشد؟! آیا پذیرش ازدواج دو همجنس نیز یکی از شروط نجات در مسیحیت خواهد شد؟!

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:34 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

در انتهای بهشت سوراخی رو به سوی جهنم وجود دارد!

"پسری که از بهشت بازگشت" اصلا به بهشت نرفته بود!

 

انتشارات تیندل هاوس، ناشر کتاب”پسری که از بهشت بازگشت”، به رادیوی ملی ( NPR) اعلام کرد نه تنها انتشار این کتاب را متوقف می کند، بلکه این کتاب و همه محصولات مربوط به آن را از تمام کتاب فروشی ها جمع خواهد کرد.

 

الکس مالارکی و پدرش کوین مالارکی که کارشناس مذهبی مسیحیت در اوهایو است، در سال 2010، کتاب “پسری که از بهشت بازگشت” را نوشتند.

 

اما داستان این کتاب بر می گردد به سال 2004، زمانی که الکس 6 ساله بود، پدر و پسر در یک حادثه رانندگی به شدت آسیب دیدند. الکس دو ماه تمام در کُما بود، و کتاب توصیف سفر او به بهشت در همین زمان است. او در پی تصادفی که داشت فلج شد اما دوباره توانست سلامتی خود را به دست آورد. در سال 2009 وقتی که به سن نوجوانی رسیده بود، نوشتن این کتاب را آغاز کرد. کتاب او، یکی از پرفروش ترین ها در حوزه دین و مسیحیت، درباره سفر انسان به بهشت و بازگشت او به زمین است. مالارکی بهشت را به صورت مکانی تصویر کرده بود که در انتهای آن یک سوراخ رو به سوی جهنم وجود داشت. او با عیسی مسیح مکالماتی داشت و با شیطان نیز دیدار کرده بود.

 

اما به طور ناگهانی الکس هفته گذشته، اعلام کرد که این داستان تنها بازتاب فکری او بوده است. او در نامه ای سرگشاده نوشت: “من نمرده بودم و هیچوقت به بهشت نرفتم”، او همچنین افزود: “اگر من ادعای رفتن به بهشت کردم تنها برای این بود که توجه دیگران را به خودم جلب کنم. وقتی چنین ادعاهایی را مطرح کردم حتی یک بار انجیل را نخوانده بودم. مردم فقط باید انجیل را بخوانند و به آن اعتماد کنند. انجیل تنها سرچشمه حقیقت است. هرچیزی که انسان بنویسد قابل اطمینان نیست.”

 

کوین مالارکی بعد از این خبر دیگر حرف جدیدی نزده است. وبلاگ خود را به روز نمی کند و صفحه فیسبوک او نیز دیگر فعال نیست.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 01:32 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تحریف کتب "عهد عتیق"

 

با شخصی بحثی‌ داشتیم در مورد تحریف کتب "عهد عتیق". من به ایشان گفتم در خود کتاب به این موضوع اشاره شده که یهودیان در کتاب خدا دست می‌‌بردند و کلام خدا را از موضع آن تحریف می‌‌کردند. ایشان از من خواست که قسمتهایی از کتاب را که در آن به این موضوع اشاره شده نقل کنم. به نظرم موضوع جالبی‌ آمد که به صورت یک پست اینجا بگذارم تا دوستان دیگر هم اگر علاقه داشتند بخوانند.

 

موضوع تحریف کتاب توسط یهودیان و مسیحیان موضوعی است که قرآن کریم هم به آن اشاره کرده. و اینک فراز‌هایی‌ از کتاب مقدس که به این موضوع اشاره دارد:

 

کتاب تثنیه ۴: آیه ۲: بر کلامی‌ که من به شما امر می‌‌فرمایم چیزی میفزایید و چیزی از آن کم منمایید تا اوامر یهوه خدای خود را که به شما امر می‌‌فرمایم نگاه دارید.

 

کتاب ارمیای نبی ۵: آیه ۲۹-۳۰: امری عجیب و هولناک در زمین واقع شده است. انبیأ به دروغ نبوت می‌‌کنند و کاهنان به واسطه ایشان حکمرانی می‌‌نمایند و قوم من این حالت را دوست می‌‌دارند و شما در آخر این چه خواهید کرد؟

 

کتاب ارمیای نبی ۸: آیه ۸-۱۰: چگونه می‌‌گویید که ما حکیم هستیم و شریعت خداوند با ما است. به تحقیق قلم کاتبان به دروغ عمل می‌‌نماید. حکیمان شرمنده و مدهوش و گرفتار شده اند. اینک کلام خداوند را ترک نموده اند پس چه نوع حکمتی دارند؟ بنابرین زنان ایشان را به دیگران خواهم داد و مزرعه‌های ایشان را به مالکان دیگر. زیرا که جمیع ایشان چه خرد و چه بزرگ پر از طمع می‌‌باشند و همگی‌ ایشان چه نبی و چه کاهن به فریب عمل می‌‌نمایند.

 

کتاب ارمیای نبی ۱۴: آیه ۱۴: خداوند مرا گفت: این انبیأ به اسم من به دروغ نبوت می‌‌کنند. من ایشان را نفرستادم و به ایشان امری نفرمودم، بلکه ایشان به رویاهای کاذب و سحر و بطالت و مکر دلهای خویش برای شما نبوت می‌‌کنند.

 

کتاب ارمیای نبی ۲۳: قسمت مربوط به انبیای دروغین: بنابراین یهوه صبایوت درباره آن انبیأ چنین می‌‌گوید.... از انبیای اورشالیم نفاق در تمامی زمین منتشر شده است. یهوه صبایوت چنین می‌‌گوید: به سخنان این انبیایی که برای شما نبوت می‌‌کنند گوش مدهید زیرا شما را به بطالت تعلیم می‌‌دهند و رویای دل‌ خود را بیان می‌‌کنند و نه از دهان خداوند.....من این انبیأ را نفرستادم، لیکن دویدند. به ایشان سخن نگفتم اما ایشان نبوت نمودند.... خداوند می‌‌گوید اینک من به ضّد این انبیأ هستم که زبان خویش را به کار برده، می‌‌گویند او گفته است. و خداوند می‌‌گوید: اینک من به ضّد اینان هستم که به خوابهای دروغ نبوت می‌‌کنند و آنها را بیان کرده، قوم مرا به دروغ‌ها و خیالهای خود گمراه می‌‌نمایند. و من ایشان را نفرستادم و مامور نکردم..... و آن نبی یا کاهن یا قومی که گویند وحی یهوه، همانا بر آن مرد و بر خانه‌اش عقوبت خواهم رسانید. و هر کدام از شما به همسایه خویش و هر کدام به برادر خود چنین گویید که خداوند چه جواب داده است و خداوند چه گفته است. لیکن وحی یهوه را دیگر ذکر ننمایید زیرا کلام هر کس وحی او خواهد بود چونکه کلام خدای حی یعنی یهوه صبایوت خدای ما را منحرف ساخته اید.

 

کتاب حزقیا نبی ۱۳: آیه ۱-۳ و آیه ۶-۷: و کلام خداوند بر من نازل شده گفت:‌ای پسر انسان به ضّد انبیایٔ اسرائیل که نبوت می‌‌نمایند، نبوت نما. و به آنانی‌ که از افکار خود نبوت می‌‌کنند بگو کلام خداوند را بشنوید. خداوند یهوه چنین می‌‌گوید: وای بر انبیأ احمق که تابع روح خویش می‌‌باشند و هیچ ندیده اند....... رویای باطل و غیب گویی کاذب می‌‌بیند و می‌‌گویند: خداوند می‌‌فرماید با آنکه خداوند ایشان را نفرستاده است و مردمان را امیدوار می‌‌سازند به اینکه کلام ثابت خواهد شد.آیا رویای باطل ندیدید و غیب گویی کاذب را ذکر نکردید چونکه گفتید خداوند می‌‌فرماید با آنکه من تکلم ننمودم؟

 

کتاب صفنیای نبی ۳: آیه ۱-۴: وای بر شهر فتنه انگیز نجس ظلم کننده..... انبیایش مغرور و خیانتکارند. کاهنانش قدس را نجس می‌‌سازند و به شریعت مخالفت می‌‌ورزیدند.

 

علاوه بر این اگر دوستان به کتب عهد جدید هم مراجعه کنند مشاهده می‌‌کنند که در آن کتاب‌ها هم مسیح بارها "کاتبان" را خطاب قرار داده و گناهکار می‌‌نامد. رجوع کنید به انجیل متی قسمت ۲۳ هشدار به رهبران مذهبی‌، و انجیل لوقا قسمت ۱۱ نکوهش رهبران مذهبی‌.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:52 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مورتون اسمیت و دستورات سری پاپ درباره اناجیل سری

 

در دهه ۱۹۵۰ میلادی یک آمریکایی به نام مورتون اسمیت که در مقطع دکترا تحصیل می‌‌کرد و بعدها در رشته ادیان پرفسور گردید، حین کاوش در کتابخانه یک کلیسا در فلسطین، و در بین کتاب‌های خاک خورده و فراموش شده‌ای که در طبقات این کتابخانه قرار داشت به نامه‌ای از پاپ کلمنس برخورد که سند بسیار مهمی‌ بود.

 

این نامه که به حدود سال ۱۹۵ بعد از میلاد برمی‌ گردد از سوی پاپ خطاب به یکی‌ از اطرافیان او به نام تئودور است و موضوع نامه محرمانه می‌‌باشد. پاپ در این نامه نوشته بود گروهی به زعم او ملحد به نام کارپوکرات‌ها موفق شده اند به نسخه محرمانه انجیل مرقس دست پیدا کنند، لذا کلیسا باید منکر اعتبار این متن شود. پاپ علنا از تئودر خواست که در این مورد دروغ بگوید.

 

اما داستان از چه قرار بود. پاپ توضیح می‌‌دهد که مرقس و پطرس مدتی‌ را در روم گذرانده بودند و هر یک متونی را به رشته تحریر درآوردند و برای بعد از خود باقی‌ گذاشتند. پس از فوت پطرس مرقس به اسکندریه در مصر نقل مکان کرد و نگارش انجیل خود را که به انجیل مرقس معروف شد به پایان رساند. اما بعضی‌ حکایتهای ذکر شده در این انجیل را که صلاح نبود در دسترس عموم قرار بگیرد از آن جدا کرد و در یک انجیل محرمانه برای خواص جمع آوری کرد.

 

مورتون اسمیت بعد از کشف این نامه از آن عکس برداری کرد و عکس‌ها را به ۱۴ تن‌ از محققین و متخصصین نشان داد. از این ۱۴ نفر ۱۲ نفر اصل بودن نامه را تائید کردند. پس از آن مورتون اسمیت چند سال را صرف مقایسه سبک و ثیاق این نامه با دیگر نوشته‌های کلمنس نمود و خود نیز به این نتیجه رسید که نامه حقیقتاً متعلق به پاپ است. در سال ۱۹۷۶ دو دانشمند از Hebrew university به کتابخانه کلیسا رجوع کرده و نامه را که به ضمیمه یک کتاب بود یافتند. آنها مجوز گرفتند که کتاب را با خود برای تحقیق روی جوهر استفاده شده در نامه به اورشلیم ببرند. وقتی‌ به اورشالیم رسیدند دریافتند که چنین تحقیقی تنها با کمک پلیس اسرائیل ممکن است و چون مقامات کلیسای ارتدکس مایل نبودند این کار با دخالت دولت اسرائیل صورت بگیرد، لذا کتاب به کلیسا رجعت داده شد. پس از این ماجرا صفحاتی که از کتاب که حاوی نام پاپ بود ازکتاب جدا شد و در جای مطمئنی نگهداری شد که ظاهراً دست هیچ محققی هم دیگر به آن نمی‌‌رسد.

 

پاپ کلمنس در نامه خود به محتوای محرمانه انجیل مرقس اشاره کرده بود. در قسمتی‌ از نوشته های مرقس آمده است که مسیح طی‌ مراسمی "initiation" در بیت عنیا، شخصی‌ را وارد "ملکوت الهی" نمود.

 

واژه "initiation" در فرقه‌های سری مثل فراماسونری به کار می‌‌رود و معنای آن این است که شخص طی‌ مراسمی از درجه‌ای به درجه بالاتر ارتقا می‌‌یابد و به عبارت دیگر با گذشته خود وداع گفته و زندگی‌ جدیدی را آغاز می‌‌نماید. از سوی دیگر در انجیل یوحنا فصل یک آیات ۱۱ تا ۴۴ در باره رویداد دیگری می‌‌خوانیم که در بیت عنیا رخ داده است و آن زنده شدن الیعازر چهار روز پس از مرگش توسط مسیح است.

 

بعضی‌ از مورخین غربی این احتمال را می‌‌دهند که شاید هر دو این داستانها حکایت از یک رویداد دارد و آن اینکه الیعازر طی‌ یک مراسم سحر آمیز به بینشی دست یافته که انجیل به زبان سمبولیک آن را به صورت زنده شدن پس از مرگ توصیف می‌‌کند.

 

این بینش که ارتباط با عرفان و خودشناسی پیدا می‌‌کند در دو انجیل دیگر تلویحا مورد تایید قرار گرفته اما کلیسا هر دو متن را از کتاب مقدس حذف کرده است.

 

تصویر فوق مربوط به صفحات ۲ و ۳ نامه پاپ کلمنس است که در آن محتوای محرمانه کتاب مرقس ذکر شده و نیز تصویر مورتون اسمیت محققی که نخستین بار نامه را کشف نمود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:48 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

یک سند محرمانه از کتاب "نوشته‌های مسیح"

 

مطلبی را که اینجا نقل می‌‌کنیم برگرفته از کتاب "نوشته‌های مسیح" به قلم میشل بیجنت (استاد دانشگاه، نویسنده و فیلمساز انگلیسی‌) است. برای آشنای بیشتر خوانندگان با این نویسنده به ذکر این نکته اکتفا می‌‌کنیم که میشل بیجنت صاحب کتاب مشهوری به نام "خون مقدس، جام مقدس" است که به گفته خودش دستمایه ادوارد براون، در نوشتن رمان "رمز داوینچی" قرار گرفت.

 

به همین دلیل بیجنت و همکارش ریچارد لیگ از براون به اتهام سرقت ادبی‌ به دادگاه شکایت کردند. این دادگاه با حضور ادوارد براون در فوریه و مارس ۲۰۰۶ میلادی در انگلیس برگزار شد و ادوارد براون را تبرئه نمود.

 

حال شرح مواجه شدن میشل بیجنت با یک سند محرمانه:

بیجنت در کتاب خود از آشنایی با یک یهودی می‌‌گوید که علاقه زیادی به جمع آوری اجناس عتیقه داشت و به همین منظور هم در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی خانه‌ای قدیمی‌ در اورشالیم در نزدیکی‌ "معبد سلیمان" خرید و در آن شروع به حفاری نمود. یک سال بعد او دو لوح پاپیروس همراه با اشیایی در زیرزمین منزل خود یافت که قدمت آنها به سال ۳۴ بعد از میلاد برمی‌گشت. پاپیروس‌ها نامه‌هایی‌ بودند که به زبان آرامی خطاب به دادگاه یهودیان نوشته شده بود. نویسنده نامه‌ها خود را "مسیح فرزندان اسرائیل" نامیده بود و متن نامه‌ها نیز دفاعیات وی در مقابل اتهامی بود که از سوی دادگاه متوجه او شده بود. دادگاه اتهام او را داشتن ادعای الوهیت دانسته بود و او ضمن ردّ این اتهام می‌‌گفت که منظور او این نبوده که او خدا می‌‌باشد، بلکه منظورش این بوده که روح خدا در وی وجود دارد. نه اینکه او به صورت جسمانی‌ فرزند خدا باشد، بلکه به معنای معنوی همچون فرزندی برای خدا باشد. او همچنین می‌‌گوید هر کس دیگری که او نیز از روح خدا سرشار باشد فرزند خدا می‌‌باشد.

 

وقتی‌ خبر کشف این سند به کتابخانه "اکول" که زیرمجموعه واتیکان می‌باشد رسید مقامات اسرائیلی نامه‌ای از سوی پاپ دریافت کردند به این مضمون که سند مزبور باید از بین برده شود. اما دوست یهودی میشل بیجنت با این کار مخالفت کرد و وعده داد که این سند را تا ۲۵ سال آتی منتشر نخواهد کرد. پس از گذشت ۲۵ سال نیز این سند منتشر نگشت زیرا دوست اسرائیلی بیجنت مایل نبود با انتشار آن به یهودی ستیزی در دنیا دامن بزند زیرا مطمئنا مسیحیان واکنش تندی نشان می دادند. میشل بیجنت مدعی است که با چشم خود این سند را دیده است.

 

این داستان از دو جهت قابل توجه است. یکی‌ اینکه سندی است به خط مسیح که در آن وی شخصاً نسبت الوهیت به خود را نفی می‌‌کند و دیگر آنکه چنانچه روزی سند معتبری یافت شود که دکترین‌ها و باورهای دروغین کلیسا را زیر سوأل ببرد، واتیکان روی آن چنگ انداخته و آن را از بین خواهد برد، چنانچه قرنها چنین کرده است.

 

چنین اسنادی بارها کشف شده ولی کلیسا هر بار با ترفندی آنها را از بین برده است. اگر کلیسا به واقع به دنبال حقیقت بود چرا تا کنون این همه مدارک مستند و مستدل را که در کتابخانه سری و فوق محرمانه خود نگاه داشته، منتشر نمی کند؟!

 

چون شالوده همه فرقه های مسیحیت و تمامی زحمات الهیدانان مسیحی که بر الوهیت و مرگ و رستاخیز دروغین مسیح بنا شده است نابود خواهد شد.

 

به همین علت است که مسیحیان تا کنون حقایق موجود و کشف شده در این زمینه ها را مخفی نگاه داشته‌اند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:44 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

انجیل حذف شده منتسب به مریم مجدلیه

 

مریم مجدلیه یک روسپی زناکار بود. شغل وی روسپیگری بود و از این راه امرار معاش می کرد و در منطقه خود یکی از معروفترین و برجسته ترین روسپیان بدنام بود.

 

در سال ۱۸۹۶ در قاهره سندی یافت شد که به "انجیل مریم" مشهور گشت. این سند مربوط به حدود سال ۴۰۰ میلادی بود و در سال ۱۹۵۵ برای اولین بار منتشر گردید.

 

از این سند دو نسخه خطی‌ دیگر نیز به دست آمده است که قدیمی‌‌ترین آن مربوط به حدود سال ۳۰۰ بعد از میلاد است. (احتمالا نسخه اصلی‌ که این نسخه‌ها از روی آن کپی شده باید قدیمی‌تر باشد) ویژگی‌ این سند این است که نشان می‌‌دهد جایگاه مریم مجدلیه نزد مسیح از جایگاه حواریون یا همان رسولان مسیح بالاتر بوده است.

 

مسیح راز‌هایی‌ را برای مریم مجدلیه فاش کرده که حواریون از آن بی‌ اطلاع بوده اند. در سند مربوطه می‌‌خوانیم که پطرس خطاب به مریم می‌‌گوید: خواهر ما می‌دانیم که منجی ما مسیح، تو را بیش از زنان دیگر دوست می‌‌داشت. سخنی از او را که به خاطر می‌‌آوری به ما بگو. چون تو آن سخن را می‌‌دانی‌ ولی‌ ما آن را نشنیده ایم.

 

مریم سخن خود را اینگونه آغاز می‌‌کند: آنچه بر شما پنهان است برایتان بازگو می‌‌کنم. پس از اینکه مریم کلام مسیح را نقل کرد یکی‌ از حاضرین به نام آندریاس خطاب به جمع گفت: نظرتان را بگویید در مورد آنچه او می‌‌گوید، چه من تصور نمی‌‌کنم که ناجی این سخنان را گفته باشد. این آموزه‌ها برای ما چون افکاری غریب است. پطرس نیز رو به جمع کرده و پرسید: آیا او به راستی‌ در خفا با یک زن سخن گفته به جای آنکه با ما سخن بگوید؟ حال ما باید برگردیم و به این زن گوش فرا دهیم؟ آیا او این زن را بر ما ترجیح داده است؟ در این هنگام مریم شروع به گریه کرد و به پطرس گفت: برادر چه فکر می‌‌کنی‌؟ فکر می‌‌کنی‌ من این سخنان را از خود پیدا کرده و در مورد منجی ما مسیح دروغ می‌‌گویم؟ لاوی گفت پطرس تو همیشه خشمگین هستی‌. حال می‌‌بینم همانگونه که به مخالفان هجوم می‌‌بری به این زن نیز هجوم برده ای. اگر منجی او را قدر و منزلت بخشیده تو کیستی که او را نفی کنی‌؟ واضح است که منجی ما این زن را به خوبی‌ می‌‌شناسد و به همین خاطر هم او را بیش از ما دوست می‌‌داشت.

 

این قطعه کوتاه بیانگر نکات ظریفی‌ است. نکته اول اینکه عیسی مسیح به اعتراف پطرس، مریم مجدلیه را بیش از زنان دیگر دوست می‌‌داشت، و به اعتراف لاوی عیسی مسیح مریم را حتی بیش از حواریون دوست می‌‌داشت.

 

نکته دوم اینکه رازی را که مسیح با مریم در میا‌‌ن گذاشته بود برای حواریون غریب بود و تا به حال نشنیده بودند. این خود نشان می‌‌دهد که از دید مسیح درک و استعداد مریم در فراگیری علوم الهی از حواریون بیشتر بوده است و حال آنکه کلیسا هیچ گاه حاضر نبوده زنی‌ را به عنوان کشیش بپذیرد، و این موضوع به تازگی در بعضی‌ کشورهای پروتستان باب شده است.

 

نکته سوم اینکه اعتماد و نزدیکی مسیح به مریم مجدلیه بیشتر از دیگر حواریون و رسولان بوده.

 

متن انجیل مریم در اینترنت به زبانها مختلف یافت می‌‌شود و این متن از زبان سوئدی به فارسی ترجمه شده است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:38 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

معرفی محفل دیر صهیون

 

یکی‌ از محافل سری که به ندرت نامی‌ از آن در کتاب‌ها برده می‌‌شود، محفلی است به نام دیر صهیون که مقر اصلی‌ آن در فرانسه قرار دارد، یا بهتر بگوییم قرار داشت. زیرا مشخص نیست که این محفل همچنان فعال می‌‌باشد یا خیر.

در فواصل دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ میلادی بحث‌های زیادی در مورد جعمیت دیر صهیون در غرب جریان داشت و در سال ۱۹۸۲ هنگامی که کتاب "خون مقدس، جام مقدس" منتشر شد، شایعاتی پیرامون وجود چنین محفلی تقویت گردید.

 

نویسندگان کتاب خون مقدس جام مقدس، در کتاب خود مدعی شدند که محفل دیر صهیون در سال ۱۰۹۹ میلادی تأسیس گردیده و این دیر صهیون بوده که جمعیت شهسواران معبد یا همان شوالیه‌های مسیح را به وجود آورده است.

 

کتاب از یک راز تاریخی پرده برداشته و با اتکأ به اسنادی که بعدها توسط مورخین دیگر غیر معتبر خوانده شد اذعان می‌دارد جام مقدس که عده‌ای همواره به دنبای یافتن آن بوده اند، فرزندان و نوادگان مسیح از وصلت وی با مریم مجدلیه می‌‌باشد که در فرانسه با خاندان مروونژی در آمیختند و لذا خون مسیح در این خاندان تا امروز تداوم پیدا کرده است.

 

به گفته نویسندگان کتاب "خون مقدس، جام مقدس" محفل دیر صهیون خود را میراث دار این خون دانسته و استاد اعظم این محفل با این ادعا که از بازماندگان مسیح و وارث تاج و تخت او می‌‌باشد تلاش دارد که قدرت را در فرانسه و بطبع کل جهان قبضه کند، و در این مسیر از حمایت تعدادی از سیاستمداران برجسته نیز برخوردار است.

 

تلاش عوامل دیر صهیون این است که نهایتا ‌اروپایی یکپارچه و متحد تحت امر استاد اعظم به وجود آورند. ‌اروپایی که در آن شخص حاکم از مشروعیت سیاسی و مذهبی‌ برخوردار بوده و بار دیگر در آن بین مذهب و سیاست پیوند برقرار شود.

 

بنا به اطلاعات موجود پییر پلانتارد استاد اعظم دیر صهیون در سال ۲۰۰۰ میلادی از دنیا رفت. او متهم است که دیر صهیون را در سال ۱۹۵۶ به وجود آورده و به دروغ سابقه‌ای تاریخی برای آن قائل شده است تا خود را به عنوان وارث دروغین تاج و تخت کشور فرانسه جا بزند.

 

وی در سال ۱۹۹۲ در دادگاهی‌ محاکمه شد و گفت که اسامی بسیاری از اعضای این محفل ساختگی بوده است، و تعهد کرد که از ادامه فعالیت در دیر صهیون خودداری کند. از این زمان تا زمان مرگ وی در سال ۲۰۰۰ خبری از وی در رسانه‌های گروهی نبوده و نیست.

 

برخی از‌ شواهد حاکی از آن است که محفل دیر صهیون در سال ۲۰۰۰ بیش از ۹۸۴۱ عضو در اروپا داشته است. عکس فوق متعلق به پییر پلانتارد است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:30 ق.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 15

>