تبلیغات
گذرگاه - مطالب حقوق بشر و مسیحیت
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه جنبش ده فرمان خدا

 

جنبش برای اعاده ده فرمان خدا یا مرمت ده فرمان خدا (Movement for the Restoration of the Ten Commandments of God) به اختصار (MRTC) در اواخر (1980) توسط کردونیا موریندی (Credonia Mwerinde)، جوزف کیب ویتی یری (Joseph Kibweteere) و بی تیت (Bee Tait) به عنوان یک جنبش مسیحی در اوگاندا تاسیس شد. بعد از تاسیس گروه، یک هیئت مشایخی پنج نفره به نامهای جوزف کیب ویتی یری (Joseph Kibweteere)، کردونیا موریندی (Credonia Mwerinde)، جوزف کاساپ اوراری (Joseph Kasapurari)، جوهان کاماگارا (John Kamagara)، دومینیک کاتاریبابو (Dominic Kataribabo) رهبری این جنبش را به دست گرفت.

 

این فرقه پس از تاسیس با تایید پاپ شروع به فعالیت نمود و از طرف واتیکان تقدیس شد. سپس دولت اوگاندا به این فرقه مجوز فعالیت داد. 20 سال پس از تاسیس این فرقه و جذب اعضاء، و پس از 20 سال تلاش و تبلیغ در مورد فرقه (مرمت ده فرمان خدا)، اتفاق و خبرهایی متاثر كننده ای از اوگاندا به سراسر جهان مخابره شد و كل دنیا را در بهت و حیرت فرو برد.

 

در تاریخ 17 مارس سال 2000، تعداد 778 نفر از اعضای مسیحی جنبش مرمت ده فرمان خدا در اوگاندا دست به خودکشی دست جمعی زدند و در كلیسا زنده زنده در آتش سوختند و این یك فاجعه انسانی در اوگاندا بود. پلیس بر این باور است كه آنها شروع كردند به قتل عام پیروان و اعضاء خود بر اساس باورهای آخرزمانی و پایان جهان.

پلیس بنابر یافته های خود معتقد است كه، اعضاء برای دعا به كلیسا وارد شدند درب های كلیسا را بستند و اعضاء را از بیرون با مواد اشتعال زا به آتش كشیدند و اینگونه كلیه كلیسا و اعضاء آن در آتش سوختند.

 

مدت كوتاهی بعد از این خودسوزی دستجمعی و بزرگ، بر اثر تجسس های پلیس در تاریخ 23 مارس 2000، اجساد بسیار دیگری از اعضاء این فرقه در زمین خانه و زمین محوطه خانه کشیشان فرقه كشف شد.

 

اجساد بطور ماهرانه ای در زمین در گورهای دستجمعی دفن شده بودند. شش گور دستجمعی در ساختمان محل اقامت کشیشان فرقه كشف شد كه شامل 153 جسد می شد. در تاریخ 23 مارس 2000، تعداد 155 جسد دیگر از چند گور دستجمعی در محوطه خانه كشف شد. در تاریخ 30 مارس 2000 تعداد هشتاد جسد دیگر در حوالی محوطه زندگی رهبران فرقه كشف شد. در تاریخ 27 آوریل 2000 تعداد 55 جسد دیگر در كامپالا محل زندگی یكی دیگر از کشیشان فرقه كشف شد.

 

صاحب نظران فرقه شناس و جامعه شناسان و همچنین پلیس بین الملل و پلیس اوگاندا متفق القول معتقدند كه با حجم تعداد اعضاء عضو در نقاط جغرافیایی متعدد محل فعالیت این فرقه در اوگاندا، باید گورهای دستجمعی دیگری نیز باشد كه ما از آنها اطلاع نداریم و هنوز كشف نشده است. در ابتدا بسیاری بر این باور بودند كه اعضاء با میل و رغبت خود دست به خودسوزی یا خودكشی زده اند ولی بعد از آزمایشات متعدد توسط پلیس و چند مركز آزمایشگاهی بین المللی نتیجه ای به دست آمد كه بسیاری را خشمگین و متاثر ساخت، نتیجه این بود كه تمامی مقتولین قبل از مرگ توسط نوشابه ای مرموز به نام شراب موز یا آب جو موز با مخلوط مقداری سم مسموم شده بودند. پاتولوژیست ها می‌گویند بسیاری از افراد ضعیف قبل از سوختن (زنان و كودكان) مرده بودند.

 

دادگاه اوگاندا حكم جلب تمامی رهبران این فرقه مسیحی را صادر نمود و دو هزار شلینگ اوگاندا جایزه برای دستگیری این کشیشان تعیین كرد ولی تاكنون هیچكدام از رهبران این فرقه مسیحی دستگیر نشده اند.

 

نظر پلیس این است كه تمامی رهبران به جایی دور فرار كرده اند یا آنها نیز خودكشی نموده اند. پلیس بین الملل نیز برای دستگیری این رهبران پرونده تشكیل داد. تا كنون از سرنوشت رهبران این فرقه خبری در دست نیست. همچنان پرونده بین المللی جنایت این فرقه باز می باشد.

کشیشان این فرقه مدرك الهیات مسیحی خود را از دانشگاه های ایالات متحده آمریكا اخذ نموده بودند. این گروه، فرقه ای از کلیسای کاتولیک رومی بودند که اعتقاد به تجلی مریم باکره به نام تجلی ماریان دارند. به اعضاء وعده داده شده بود كه در سال 2000 به بهشت می روند. در یكی از موعظه ها رهبران فرقه به ترتیب از آخر زمان و روز قیامت صحبت می كنند و یكی از آنها می گوید من تصاویری می بینم... تصاویری كه از آسمان بر روی زمین مار و عقرب می‌بارد، از آسمان آتش و سنگ و خشت و آجر می‌بارد، زمین 3 روز متوالی تاریك و سیاه خواهد شد و خون و آتش و دود همه جا را فرا خواهد گرفت... و بوی گوشت سوخته انسان در همه جا به مشام خواهد رسید.

 

اهداف تاسیس این فرقه اطاعت از ده فرمان و موعظه کلام عیسی مسیح بوده است. در آموزه های این فرقه تعلیم داده می شد برای جلوگیری از لعنت شدن در آخر زمان باید به ده فرمان موسی پایبند بود و برای این فرقه فرمان نهم بسیار مقدس بوده و شکستن فرمان نهم برابر با گرفتن لعنت بر خود بوده است.

 

فقط كشیشان و رهبران اجازه صحبت داشتند و كلیه اعضای این فرقه در بسیاری از اوقات در روزه سکوت بسر می بردند و فقط با ایماء و اشاره با یکدیگر صحبت می نمودند كه به آن كد سكوت می‌گفتند. اعضاء اجازه بحث یا پرسیدن سوال از كشیشان را نداشتند. روزه به طور منظم انجام می گرفت و در روز تنها یک وعده غذا خورده می شد، روابط جنسی به شدت ممنوع بود حتی میان زن و شوهران. همسران فقط در یکی از روزهای دوشنبه یا جمعه یعنی در هفته یك روز می‌توانستند روابط جنسی كوتاه و محدودی داشته باشند.

 

رهبران این فرقه اعلام کرده بودند که آخر زمان در سال 2000 رخ می دهد. این گروه به شدت عقاید تند افراطی آخرزمانی داشتند. به قسمتی از سخنان و آموزه این فرقه توجه فرمایید: پیام به موقع از بهشت... پایان زمان نزدیک است. مریم باکره نقش ویژه‌ای در پایان زندگی مسیح تا موقع صلیب و در روز پنتیکاست داشته است، او با رهبری خود همانند کشتی نوح بود، یک کشتی عدالت در دریایی از تباهی، او با رهبران و مقدسین در ارتباط است و بر مقدسین متجلی می‌شود و ما را راهنمایی می‌کند. اولین بار مریم مقدس به یك روسپی 40 ساله "کردونیا موریندی" متجلی شد و آن روسپی از اعمال خود توبه كرده و به این گروه پیوست و جزو یكی از رهبران این فرقه شد و اعتقاد به تجلی مریم باكره جزو مراحل ایمان این فرقه درآمد به گفته رهبران این فرقه ، این اتفاق در اواخر 1980 میلادی افتاد در زمانی كه این فرقه تازه تاسیس شده بود.

 

در این گروه کلیسایی سلسله مراتب رهبری وجود دارد مانند اسقف، کشیش، راهبه. این فرقه در ابتدا، كار خود را به عنوان یك موسسه خیریه شروع نمود و بعد سطح فعالیتهای خود را به موعظه انجیل و سخنانی از عیسی مسیح توسعه داد، سپس بعد از مدتی قوانین ده فرمان را جزو اصول غیر قابل تغییر و اصول بنیادین ایمان فرقه خود قرار داد.

 

اعضاء فرقه به گفته شاهدان عینی بسیار كم حرف، مودب و با ایمان بودند. آنها همیشه لباسهای مرتب و پاكیزه بر تن داشتند. بیشتر اعضاء فرقه لاغر و نحیف بودند. آنها به شدت از شكستن قوانین ده فرمان اجتناب می‌نمودند و یك ترس پنهانی در شكستن قوانین فرقه در میان اعضاء بود. كشیشان به عنوان متكلمان عقلانی و آگاه و مرجع در میان گروه فعالیت می نمودند. اعضاء كار می كردند و پول در می آوردند و كشیشان كاری جز موعظه و حرف زدن انجام نمی دادند و از حاصل دسترنج اعضاء استفاده می نمودند. به اعتقاد این فرقه كشیشان همان كشتی نوح هستند، قایقی معنوی كه جانها و ارواح گمشده انسانها را نجات می دهد. بطور كلی اعضاء فرقه كشیشان و كلیسا را كشتی نجات می خواندند. این فرقه دارای یك مدرسه ابتدایی برای كودكان اعضا بود. بسیاری معتقدند كه این مدرسه یك پوشش بوده برای استفاده از كودكان در كارگاه های دستجمعی كار برای تامین مالی نیازهای فرقه.

 

پلیس بعدها اسنادی به دست آورد كه نشان میداد كودك ربایی های بسیار زیادی در این فرقه صورت گرفته و این كودكان در بازارهای زیرزمینی قاچاق انسان فروخته می شدند. به گفته چندین تن از بازماندگان این فرقه: (اعضاء دچار سوء تغذیه و افسردگی بودند ولی كشیشان چاق و فربه و با نشاط بودند. برخی از اعضاء بر اثر بیماری فوت می كردند در صورتی كه اگر كشیشان اجازه می دادند به بیمارستان بروند زنده می‌ماندند. قبل از رفتن به سر كار كشیشان ما را مجبور می‌كردند كه 3 ساعت تمام در حالت زانو زده دعا كنیم و بعد به مدت 12 ساعت در مزرعه كار می‌كردیم و دو سوم درآمد خود را به كشیشان می‌دادیم، این روند روزانه ما بود، قتل عام ایده "بازگرداندن ده فرمان" بود كه توسط كشیشان موعظه می شد و اعضاء را به خودكشی ترغیب می‌كرد. قبل از خودكشی بزرگ به اعضاء دستور داده شده بود كه كلیه اموال خود را بفروشند و تمامی پولها و پسنداز خود را به رهبران فرقه بدهند، رهبران و كشیشان با همسایگان و مقامات محلی بسیار سخاوتمندانه رفتار می كردند تا هرگونه سؤظن از بین برود، آنها برای اعضاء برنامه های فشرده و تنگاتنگی گذاشته بودند كه اعضاء مجال فكر كردن نداشته باشند، رهبران و كشیشان اغلب اوقات در شب سفر می‌كردند و از وسایل نقلیه اجاره‌ای استفاده می‌نمودند، همسایه ها هرگز نمی توانستند رفت و آمد اعضاء را متوجه شوند چون بیشتر رفت و آمدها به همراه كشیشان در شب بود.

 

بیشتر پیروان این فرقه از مركز و جنوب اوگاندا بودند. جامعه این فرقه، جامعه ای بدون مالكیت بود و فقط رهبران فرقه دارای سهم و مالكیت خصوصی بودند و به همین دلیل بسیاری از اعضاء به شدت وابسته به فرقه شده بودند. رهبران فرقه خود را بی ضرر، فروتن، خادم خداوند و صلح دوست نشان می دادند و اینگونه بسیاری را فریفته و اغوا می نمودند. به گفته كارشناسان ادیان و مذاهب آفریقا، چشم اندازهایی كه دو تن از رهبران فرقه (کردونیا موریندی، جوزف کیب ویتی یری) به نام سند چشم انداز آسمانی به مردم نشان می‌دادند عامل جذب و گرایش بیشتر خانواده ها و جوانان به این فرقه بوده است. چشم اندازهایی مانند بخشودگی گناه، نجات، رستگاری، رهایی، سخنان مرموز درباره آخر زمان.

 

جنبش برای مرمت ده فرمان خدا یکی از گروه های کاتولیکی است که در اوگاندا در اواسط 1980 ظهور كرد، بسیاری بر این باورند آشفتگی اجتماعی و سیاسی در این منطقه یک عامل مهم برای رشد و جذب در این فرقه بوده است. كمیسیون حقوق بشر اوگاندا می‌گوید با تحقیقات جامعی كه صورت پذیرفته این فرقه در تمامی ابعاد حقوق بشر را نقض كرده، آزادی های فردی را محدود نموده، از شكنجه و رفتارهای بیرحمانه و غیر انسانی استفاده نموده، از انسانها به عنوان برده استفاده كرده، حقوق كودكان را نقض نموده، به كودك آزاری و فروش كودكان در بازار سیاه اقدام كرده و این فرقه همچنین متهم است به سوء استفاده از كودكان در اردوگاه های كار اجباری، استفاده از درمانهای اهانت آمیز و جادوگری و جلوگیری از ارسال بیمار به درمانگاه های قانونی، نقض حق مالكیت خصوصی، توجه نكردن به بهداشت و تغذیه اعضاء، سلب رفتن به مدرسه و آموزش و پرورش كودكان، از بین بردن آینده و آرزوهای كودكان و نوجوانان و جوانان عضو فرقه، رعایت نكردن حقوق ازدواج و ازدواج های زیر سن قانونی كودكان با بزرگسالان، عدم اجازه برای رفت و آمد با فامیل و بستگان و دوستان غیر عضو فرقه، جدایی محل سكونت خانواده و كودكان و نوجوانان از هم، نسل كشی و از بین بردن روابط زناشویی، القاء ترس های مذهبی در اذهان افراد عضو، تنبیه بدنی برای فرد خاطی از دستورات فرقه، شستشوی مغزی، فریب اعضاء، دروغ های بزرگ كه منجر به آسیب روحی و روانی و جسمی به اعضاء می شد، پشگویی های دروغین با توسل به آیات کتاب مقدس، تبلیغ و ترویج خودكشی.

 

بسیاری از مردم اوگاندا و خانواده های قربانیان و بسیاری از بازماندگان سوالات متعددی دارند كه فكر نمی كنم هرگز جوابی برای آنها پیدا كنند، سوالاتی مانند: عاملان این جنایت کجا هستند؟ آیا این درست است که آنها زنده هستند؟ تعداد واقعی قربانیان چقدر می باشد؟ چرا دولت نظارت كافی بر این فرقه نداشته است؟ انگیزه‌های واقعی این فرقه برای این قتل عام چه بوده است؟ چه كسی در رابطه با این جنایت بزرگ پاسخگو خواهد بود؟

 

دو تصویری كه به رنگ قرمز و سبز می بینید جزوه تعلیمی این فرقه می باشد كه در تیراژ بسیار زیاد در اوگاندا و بسیاری از كشورهای آفریقایی پخش شده است و دولتها نتوانستند جزوات این این کلیسا را جمع آوری کنند. متاسفانه این جزوات در فضای اینترنت نیز بسیار گسترش یافته است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 9 شهریور 1396
ساعت : 02:39 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات


فرقه معبد خورشیدی

 

فرقه سنت بین المللی و خورشیدی نظم شوالیه گری (International Order of Chivalry Solar Tradition) به اختصار (OICST) یا سازمان جوانمردانه سنت خورشیدی (International Chivalric Organization of the Solar Tradition) یا نظم شما در معبد خورشیدی (Ordre du Temple Solaire) به اختصار (OTS) یا نظم معبد خورشیدی (Order of the Solar Temple) یا بنیاد راه طلایی (Foundation Golden Way) معروف به معبد خورشیدی (Solar Temple) در سال 1984 توسط جوزف دی مامبور (Joseph Di Mambro) و لوك جوریت (Luc Jouret) در ژنو تاسیس شد و بعدها دفتر مركزی آن به زوریخ منتقل گردید. این تعدد اسامی به دلیل این است كه این فرقه برای پوشاندن ماهیت خود بارها در كشورهای مختلف به دلیل تاسیس شعب تغییر نام داده است. این فرقه شاخه ای از فرقه زائرین یا شوالیه های بیت المقدس است كه یك فرقه مسیحی با عقاید قرون وسطایی و جنگهای صلیبی و آخرزمانی است.

 

برخی از اسناد تاریخی نشان می‌دهد كه این فرقه در زمان موسیلینی توسط نیروهای فاشیستی P2 ایتالیا پایه گذاری شده بود و بعد از سقوط موسیلینی این فرقه متلاشی و از بین رفت. اما در سال 1984 مجددا توسط جوزف دی مامبور و لوك جوریت تجدید حیات یافت.

 

در سال 1994 پنجاه و سه تن عضو این فرقه دست به خودکشی زدند. اعضایی دیگر از این فرقه در دو روستا در کشور سوئیس و در کشور کانادا پایگاهی در نزدیکی مونترال خودکشی کردند. اعضای فرقه معبد خورشیدی عقیده دارند که روح مردگان آنها نهایتاً به سیاره شباهنگ منتقل می شود (شباهنگ درخشان ترین ستاره آسمان شب است. این ستاره در پارسی با نامهای ستاره سهیل، کاروانکش، وراهنگ، شبکش، خنک، تیر و تیشتر نیز نامیده می‌شود. نام عربی آن شعرای یمانی و نام انگلیسی آن شباهنگ است).

 

بسیاری از اعضای این فرقه بر اثر خودکشی یا قتل از 1994 تا 1997 جان باختند. تاکنون در این فرقه بیش از 80 نفر خودکشی منتهی به مرگ داشته اند. رهبران این فرقه عمل خودکشی را یک حرکت و یا رفتار ضد اجتماعی و ضد انسانی نمی‌دانند بلکه آنها معتقدند، خودکشی انتقال از سطحی به سطح بالاتر است. سوابق ضبط شده توسط پلیس کانادا (ایالت كِبِك) نشان داد که برخی از اعضاء شخصا بیش از یک میلیون دلار به رهبر فرقه اهدا کرده بودند. یک اقدام به خودکشی دسته جمعی اعضای این فرقه در اواخر 1999 توسط پلیس خنثی شد.

 

زمان خودکشی دسته جمعی این فرقه در زمان انقلاب زمستانی (اعتدالین و انقلابین جوّی طبیعت) می‌باشد که به اعتقادات این گروه مربوط می‌شود. گروه های معبد خورشیدی بیشتر در كشورهای كانادا، آمریكا، آلمان، فرانسه، سوییس، استرالیا، بریتانیا، ایرلند، فنلاند، نروژ، سوئد فعالند.

 

عقاید این فرقه مخلوطی از مسیحیت، یهودیت، طب هومیوپاتی، کلیسای عصر جدید، معبد طلایی آلیستر کروالی (Aleister Crowley)، فرقه زائرین یا شوالیه های بیت المقدس، نظام سرمایه داری فردی یعنی هر فرد باید سعی كند ثروتمند شود، ایجاد مفاهیم صحیح از اختیارات و قدرت در جهان با تاکید بر اولویت روحانی، کمک به بشریت از طریق گذار بزرگ، آماده شدن برای آمدن ثانویه عیسی مسیح به عنوان خدای خورشیدی و پادشاه خورشیدی، پیشبرد اتحاد تمام کلیساهای مسیحی، الهامات خاص بر اساس تعالیم غیب‌ باور، اعتقاد به آرماگدون و پایان جهان به دلیل مشكلات زیست محیطی، مقدس شمردن آتش به دلیل این كه جهان در پایان دنیا یعنی آخرزمان با آتش سوزانده و تقدیس خواهد شد.

 

اتهامات وارده بر این فرقه: استفاده از مواد مخدر و قاچاق و توزیع آن، پول شویی، قاچاق اسلحه، شستشوی مغزی، ترقیب به خودکشی، قتل‌های آیینی، کودک کشی، کودک آزاری، ایجاد اختلالات فکری با تزریق افکار خرافی و موهوم، بدعت گذاری در ادیان، جادوگری و قربانی كردن كودكان برای مراسم مذهبی خاص، استفاده سیاسی و ابزاری از تشکیل گروه، ترور و قتل‌های درون گروهی، از بین بردن روابط عاطفی و انسانی بین اعضای خانواده، ایجاد ناامیدی و عدم رغبت به زندگی است.

 

در اكتبر سال 1994 تنی داتوئیتس Tony Dutoit's به دستور کشیش ارشد فرقه فرزند سه ماه خود را به نام امانوئل Emmanuel در مرکز این گروه در ارتفاعات مورن ایالت کبک كانادا با چندین خنجر چوبی کشت، زیرا کشیش، کودک را به عنوان ضد مسیح شناسایی نموده بود و وی اعتقاد داشت خداوند ضد مسیح را به سمت او هدایت كرده تا وی او را نابود سازد و این یك پیروزی معنوی برای این گروه مقدس باشد و در تاریخ تقدیس شده گروه به ثبت رسد، هفت روز بعد رهبر گروه و دوازده شاگرد نزدیك به وی، برای این پیروزی بزرگ معنوی (كشتن كودك سه ماهه یکی از اعضای گروه خود) مراسم شام آخر را به سبك عیسی مسیح برگزار كردند. سه روز بعد خودكشی ها به تدریج شروع شد. 15 نفر اعضاء حلقه درونی موسوم به گروه بیدار با سم خودكشی نمودند، 30 نفر موسوم به گروه جاودانگی با گلوله خودكشی كردند، 8 نفر با خودسوزی و به عناوین دیگر موسوم به گروه خائن خودكشی نمودند، بسیاری از اجساد در زیرزمین محل خودكشی كه عبادتگاه گروه بود توسط پلیس كشف شدند، اجساد در حالی كشف شده بودند كه همه لباسهای تشریفاتی بر تن داشتند (در برخی از گروه های خودکشی این فرقه همه اعضاء لباسهای سفید که بر بازوی آن نقش یک مثلث و در درون مثلث تصویر یک ستاره دنباله دار دیده می‌شد) و اعضای گروه در هنگام خودكشی یك دایره تشكیل داده بودند، پاها داخل دایره بوده و سرها و نیم تنه خارج از دایره، اعضاء بعد از خوردن سم سرهای خود را به پلاستیك گره خورده پوشانده بودند و بر سر هر یك از اعضاء یك ضربه محكم منجر به خونریزی مغزی وارد شده بود، كیسه های پلاستیكی نمادی از فاجعه زیست محیطی برای نژاد بشر را نشان می دهد.

 

بررسی های صورت پذیرفته توسط پلیس و پزشكی قانونی نشان میدهد كه كیسه های پلاستیكی بدون اجبار و با میل شخصی فرد مقتول روی سرش قرار گرفته است و نشان از شتشوی مغزی شدید اعضا داشت.

 

اعضاء اعتقاد داشتند كه این خودكشی نیست بلكه انتقال از سطحی به سطح بالاتر می باشد و اعتقاد داشتند كه آنها به ستاره شباهنگ نقل مكان می‌كنند. تحقیقاتی توسط پلیس سوئیس نیز در مورد چند فقره خودكشی دسته جمعی این فرقه صورت پذیرفت كه نشان می‌داد قربانیان به ضرب گلوله كشته شده اند و قبل از كشته شدن به آنها مواد مخدر داده شده بود، چندین خودكشی دست جمعی در كلبه های دور افتاده كشف شدند كه خود سوزی كرده بودند و در نامه ای آنها دلیل خودكشی خود را عوام فریبی و ظلم و ستم در این جهان عنوان نموده بودند. در میان آنها جسد چندین نوجوان و كودك نیز یافت شده بود.

 

در میان اجساد شخصیتهایی چون شهردار، روزنامه نگار، پزشك، كارمند بانك، مدیر فروش به چشم می‌خورد. در سال 1994 پانزده نفر در سوئیس توسط این فرقه به دلیل خیانت به فرقه شتابزده تیربارن و اعدام شدند.

 

در 15 و 16 و 23 دسامبر 1995 در جنگلهای جنوب شرقی فلات (Vergers) فرانسه تعداد 16 جسد كشف شد كه سه جسد مربوط به یك نوزاد و دو كودك بود، آنها در هنگام خودكشی طوری كنار هم قرار گرفته بودند كه اجساد آنها طرح و نمای كلی از ستاره پنتاگرام را نشان می‌داد، همه آنها به ضرب گلوله كشته شده بودند.

 

در 15 نوامبر 1996 شانزده نفر خودكشی نمودند كه پلیس اعلام كرد خودكشی چهار نفر از روی میل و رقبت نبوده، چون آثار شكستگی در بدن چهار نفر از آنها دیده شده بود ، كه نشان از درگیری یا شكنجه بوده است، پلیس پس از بررسی های دیگر اعلام كرد به اکثر قربانیان داروهای خواب آور داده شده بود.

 

در صبح روز 23 مارس 1997 در كبك كانادا پنج عضو این فرقه خانه كوچكی را در حالیكه خود در داخل خانه بودند منفجر كردند، سه نوجوان 13 و 14 و 16 ساله در حیاط پشت خانه درحالی پیدا شدند كه تحت تاثیر داروهای روانگردان و مخدر بودند به آن سه نوجوان آسیبی وارد نشده بود و هر سه دارای سلامت فیزیكی بودند. یك پسر نوجوان و دختر یكی از مقتولین موفق شدند از والدین خود برای زندگی مشترك با هم اجازه بگیرند و محل را ترك نمایند، اجساد مقتولین این خودكشی به شكل صلیب قرار گرفته بود.

 

مایکل تاباچنیک (Michael Tabachnik) موسیقیدان بین المللی سوئیسی و رهبر اركستر به عنوان یك رهبر معبد خورشیدی در اواخر 1990 دستگیر شد، او برای مشاركت در قتل یك پلیس و یك معمار به ضرب گلوله و به آتش كشیدن و قتل سه كودك 18 ماهه و دو ساله و چهار ساله به عنوان دجال یا فرزندان شیطان (اجساد این کودکان در یک ستاره پنتاگرام سوخته پیدا شده بود، به نظر میرسد آتشی به شکل پنتاگرام درست کرده بودند و در میان آتش کودکان را به قتل رسانیده بودند) و همچنین عضویت در یك سازمان جنایی تحت تعقیب بود. وی خود را به دادگاهی در فرانسه معرفی كرد و بعد از محاكمه در بهار 2001 به دلیل فقدان مدارك معتبر تبرئه گردید، دادستان فرانسه به دادگاه تجدید نظر و دادگاه استیناف دستور بررسی مجدد داد و در 24 اكتبر 2006 محاكمه وی آغاز شد و دو ماه بعد وی باز هم به دلیل نبود شاهد و فقدان مدارك معتبر مجددا تبرئه گردید. یادآور می شود که همسر اول این رهبر کنسرت در یکی از خودکشی های دست‌جمعی مرده است.

 

توجه داشته باشید كه بر اساس اعتقادات این گروه مسیحی، مرگ بر روی زمین به صورت خودكشی باعث انتقال خودكشی كنندگان به یك سیاره یا ستاره جدید می شود كه در آنجا به زندگی جدید خود ادامه خواهند داد. در تحقیقی که در سال 2000 صورت پذیرفته این فرقه دارای بیش از 200 کلونی مخفی و انجمن سری است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 9 شهریور 1396
ساعت : 02:35 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه جنبش آدونیست میلری (Adventists Millerite)

 

این فرقه در سال (1840) توسط ویلیام میلر (William Miller) تاسیس شد. مکتبی که او بنا نهاد میلریسم (Millerism) نام دارد. ویلیام میلر در سال (1782) به دنیا آمد.

 

از رهبران این فرقه می توان به جوزف بیتس (Joseph Bates)، توماس م. پریبلی (Thomas M. Preble) و ریچل اوآکیس پرستون (Rachel Oakes Preston) اشاره نمود.

 

ویلیام میلر در نیمه شب یكم ژانویه (1843) فریادهای بلندی از شادی و ذوق سر می دهد و میگوید عیسی مسیح پادشاه و خداوند ما بر طبق محاسبات تاریخی یهودی كه من محاسبه نموده ام در بین ماه های 21 مارس (1843) تا 21 مارس (1844) خواهد آمد. پیشگویی او غلط از آب درآمد و او در دفترچه خاطراتش می نویسد من اعتراف میكنم كه اشتباه كردم و این كار من باعث نا امیدی بسیاری گشت. چند روز بعد یكی از یارانش به نزد او می آید و می‌گوید در محاسبات اشتباه كردی و باید بر اساس تاریخ جهان محاسبه می نمودی و وی را قانع نمود دوباره محاسبه كند و تاریخ دیگری را با دقت اعلان كند و میلر هم قانع می شود و سخنان دوستش را قبول می‌نماید. اینبار ویلیام میلر برای بار دوم پیشبینی نمود كه جهان در 22 اكتبر (1844) به پایان می‌رسد و عیسی مسیح ظهور پیدا می‌كند. او به همراه پیروانش منتظر رسیدن یك ستاره دنباله دار بود و اعلام كرده بود كه دیدن این ستاره دنباله دار نشانه ای الهی و آسمانی است برای آخرزمان. آنها منتظر ستاره دنباله دار بودند و وقتی پیشبینی میلر اشتباه از آب در آمد بسیاری از شاگردانش دلسرد و نا امید ، پراكنده گردیدند و او این روز را ، روز نا امیدی بزرگ نامید. میلر خود را از رهبری فرقه بازنشسته می‌كند و گروه دچار سردرگمی می‌گردد.

 

یك جناح از پیروان میلر گروهی جدید را با نام کلیسای ادونتیست روز هفتم (Seventh-day Adventist Church) در سال (1844) تشكیل می دهند و عقیده این جناح این بود كه باید روز هفتم، روز سبت رعایت شود. در سال (1849) میلر فوت می‌كند. فرقه آدونیست روز هفتم بطور رسمی توسط كلیه اعضای فرقه به تصویب می‌رسد. در سال 1918 ویكتور هوتیف (Victor Houteff) یك مهاجر بلغاری به فرقه می‌پیوندد و در سال 1930 شروع به تعلیم آموزه ای می كند كه در نهایت باعث می شود او را از كلیسای لس آنجلس آدونیست روز هفتم اخراج كنند. وی با این كه اخراج شده بود همچنان به تعلیم آموزه خود می‌پردازد و تعدادی پیرو پیدا می‌كند. ویكتور نظرات خود را در دو جلد مجله كلیسایی به نام چوپان چاپ و منتشر می‌كند، پیروانش به او لقب چوپان آدونیست روز هفتم را می‌دهند.

 

در سال 1935 ویكتور هوتیف و برخی از پیروانش دفتر مركزی و محل اقامت خود را در تگزاس حومه واكو كوه كرمل راه می اندازند. گروه نام خود را در سال (1942) به كلیسای آدونیست روز هفتم داوودیان (Davidian Seventh-day Adventists) تغییر می‌دهد. آنها با كلیسای (efforst evangelistic) درگیری لفظی پیدا می‌كنند. ویكتور هوتیف در سال (1955) فوت می‌كند. همسرش فلورانس پیشگویی می‌كند كه در سال 22 آوریل 1959 روز آخرزمان است و سعی می‌كند تمامی داوودیان را از سراسر دنیا به دور خود جمع كند ولی موفق نمی شود. شخصی به نام بنیامین رودن (Benjamin Roden) می‌گوید كه بر طبق محاسبات او آخرزمان در (1960) آخر زمان می شود و پیشبینی هر دو غلط از آب در می آید. در تاریخ 1962 بنیامین رودن با كمك پیروان خود اموال كرمل هوتیف را در اختیار می‌گیرد. در سال 1962 الی 1977 بنیامین رودن آموزه های مختلفی را به تعالیم هوتیف می افزاید. در سال 1977 همسر بنیامین زنی به نام لوئیس (Lois) ادعا می‌كند كه روح القدس را به طور فیزیكی و مادی دیده است و روح القدس به شكل یك زن می باشد. ورنون وانی هاول (Vernon Wayne Howell) به داوودیان می پیوندد. او رابطه خاصی را با لوئیس آغاز می‌كند و كم كم بر روی او نفوذ كامل می یابد. هاول كه 24 سال دارد با راشل جونز ازدواج می كند. اعضا لوئیس را رها نموده و هاول را به رهبری خود بر می‌گزینند. هاول اموال داویدیان را مانند رهبر سابق به ارث می برد. هاول با دختر سیزده ساله به عنوان همسر دوم خود ازدواج می‌كند. هاول خواهر دوازده ساله همسر اولش میشل جونز را به عنوان همسر سوم خود انتخاب كرده و با وی ازدواج می‌كند.

 

در سال 1968 هاول طی آموزه ای جدید تعلیم می دهد كه هر فرد عضو فرقه داویدیان می تواند با یكصدو چهل (140) زن ازدواج كند. هاول در سال 1987 دختری هفده ساله را به نام رابین به عنوان همسر چهارم خود برگزیده و با او ازدواج می‌كند. وی در آگوست سال 1987 با دیانا ایشیكاوا به عنوان همسر ششم ازدواج می‌كند. در دسامبر 1987 هاول اولین آهنگ خود را تنظیم و می نوازد به افتخار باردار شدن همسرانش. هاول در سال 1988 دوباره ازدواج میكند. هاول در سال 1989 مجددا همسر دیگری بر می‌گزیند. هاول آموزه جدید دكترین "نور تازه" را تعلیم می‌دهد این تعلیم آموزش می‌داد كه هاول شوهر تمامی دختران و زنان شوهردار و طلاق گرفته داوودیان می باشد، زنان تبدیل شدند به محافظین شخصی و عضو لشكریان هاول. یك زن و شوهر از گروه هاول جدا شدند و شروع كردند به نامه نگاری كه هاول یك معلم نادرست است. سال 1989 و سال 1990 بسیاری در نیوزیلند، استرالیا، اروپا، آمریكا و اسرائیل هاول را ترد نمودند.

 

در بهار 1990 ورنون وانی هاول نام خود را به دیوید كورش (David Koresh) تغییر می دهد. خلق و خوی دیوید كورش به طور فزاینده ای غیرطبیعی عصبی، خشن و غیر منطقی شده است. در سال 1991 مقامات مجری قانون درباره فرقه منحرف داوودیان به مردم هشدار می دهند و با توجه به گزارشات اعضای جدا شده از این فرقه و تحقیقات متعدد محلی از مقامات بالاتر درخواست كمك برای تحقیقات دقیق تر می نمایند. دیانا ایشیكاوا یكی از همسران كورش از وی جدا می شود و گروه را ترك می نماید.

 

در ماه مه سال 1992 تحقیقات گسترده و دقیقی در مورد كورش و پیروانش موسوم به داوودیان آغاز می‌گردد. در ماه می و ژوئن سال (1992) اداره الكل، تنباكو و سلاح گرم تحقیقاتی را در مورد كورش و داوودیان شروع می‌كند. در 27 فوریه (1993) هفت بخش دولتی بر روی دستگیری و خلع سلاح این فرقه تبادل نظر و بررسی می‌نمایند. در 28 فوریه (1993) نیروهای فدرال حمله گسترده ای به داوودیان می‌كنند كه شش تن از داوودیان كشته می‌شوند و چهار تن از نیروهای فدرال و تعدادی هم از هر دو طرف زخمی می‌گردند. بین ماموران حکومتی آمریکا و شاخه داوودیان (Davidians) از فرقه آدونیستهای روز هفتم به رهبری دیوید کورش (David Koresh) در منطقه واکو (Waco) تگزاس نزدیکی کوه کرمل درگیری سختی پیش آمد که در نتیجه آن 80 نفر از داوودیان که حدوداً 25 کودک و 35 جوان و نوجوان در میان آنها بود و بقیه اعضاء را بیشتر زنان تشكیل داده بودند، توسط نیروهای دولت فدرال آمریکا با گاز سیانور خفه شدند و جسدهای نیمه جان آنها در حالی كه زنده بودند توسط نیروهای دولتی فدرال در خانه ای که در وسط مزرعه اشتراکی بود با هم آتش زده شدند.

 

نیروهای فدرال از سلاح های خشنی چون تانك، بولدوزر، ماشینهای ضد شورش مسلح به نارنجك پرتاب كن، ماشین های ضد شورش آب جوش پاش، فلاش بنگ، نارنجك جنگی، نارنجك دو زمانه، گازهای سمی از جمله سیانور، اسلحه شعله افكن، مسلسل، كلت كمری، باتوم استفاده نمودند. در حالی كه از سر تا نوك انگشتان را با البسه ضد گلوله پوشانده بودند. نیروهای فدرال و پلیس محلی در حمله نهایی گوشه ای از سقف را تخریب نمودند و لوله های ضخیم پودر سیانور را به داخل خانه داوودیان هدایت كردند، این نیروها كنترل خود را از دست داده بودند و در یك فضای هیستریك و عصبی خانه را آتش زدند كه منجر به زنده زنده سوختن انسانهای داخل خانه شد كه اكثر آنها را كودكان و زنان جوان تشكیل می‌دادند آنها صدای ضجه و گریه كودكان را می شنیدند و با قساوت تمام شاهد زنده سوزانیدن كودكان بودند. چند نفری كه از ترس آتش از خانه در حال سوختن به بیرون فرار كرده بودند بدون اخطار پلیس به رگباری از گلوله بسته شدند و در دم جان سپردند.

 

این عمل نیروهای فدرال بسیار بیرحمانه و ضد انسانی بود. هنوز هم كه هنوزه سانسور خبری در مورد حادثه واكو توسط نیروهای امنیتی آمریكا اعمال می شود و تا كنون هیچ نهاد بین المللی به این عمل آمریكا اعتراض ننموده است.

 

فرقه داوودیان یك فرقه مسیحی بود، آنها بنابر اعتقادات كتاب مقدس معتقد بودند به نبرد قریب الوقوع آخرزمانی میان نیروهای تاریكی و روشنایی یعنی بین نیروهای خوب و بد، آنها می‌خواستند به عنوان تنها شاهد برای روز بازگشت عیسی مسیح آماده باشند، به همین دلیل زمینی برای خود در خارج از واكو تگزاس در نزدیكی كوه كرمل خریداری نمودند تا در هنگام آخرزمان بی طرف باشند و عیسی مسیح را همراهی كنند.

 

این فرقه متهم است به قاچاق مواد مخدر، قاچاق اسلحه، اغفال دختران باكره و اغوای زنان، تجاوز به زنان شوهردار، تجاوز به كودكان به بهانه ازدواج در سنین پایین 12 و 13 سالگی، كودك آزاری، از بین بردن آینده یك نسل و نابودی زندگی آنها، استبداد و ستمگری، بدعت در آموزه های اساسی مسیحیت، تفاسیر غلط از کتاب مقدس و تعلیم این تفاسیر به عوام، یك فقره قتل، كلاهبرداری و جعل سند، شستشوی مغزی و دستكاری ذهنی با استفاده از تكنیكهای كنترل ذهن.

 

دیوید كورش بر اثر اصابت گلوله به پیشانی مرد و جسدش در آتش نیروهای دولتی فدرال سوخت و خاكستر شد. در 27 مه 1993 بقایای جسد دیوید كورش توسط مادر او تحت حفاظت پلیس و نیروهای امنیتی در قبر گمنام و بی نشانی دفن شد، به مادر و خانواده باقی مانده از وی اجازه برگزاری مراسم تحت هیچ عنوانی داده نشد و پلیس امنیت ملی به شدت بر روی موضوع كنترل و حساسیت داشت. از جولای 1993 تا كنون تعداد انگشت شماری از داوودیان پیرو كورش زنده مانده اند، یازده تن از آنها به عناوین مختلف محاكمه شدند.

 

تعدادی از داوودیان طی بیانیه ای گفتند: گوسفندان بدون شبان ماندند و پراكنده خواهند شد در سراسر زمین ما دیگر انتظار رهبری نداریم تا زمانی كه كورش به همراه عیسی مسیح در جلال ملكوتی به زمین بیایند و در آن روز قضاوت خواهد شد كه به چه دلیل این كشتار بی رحمانه صورت پذیرفت!؟ ما به عنوان یك پیرو و یك ایماندار واقعی به عیسی مسیح دعا می‌كنیم كه خداوند هر چه زودتر با تمام جلال و شكوهش بیاید تا دنیا را داوری كند. آمین.

 

آخرین خبر از فرقه داوودیان این است كه آنها به دو شاخه تقسیم شدند و دو رهبر به نامهای كلایو دویل (Clive Doyle) و آورام رینوز (Avraam Renos) هر كدام شبان یكی از این دو گروه شده اند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 9 شهریور 1396
ساعت : 02:15 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات


فرقه مسیحی چارلز منسون (Charles Manson)

 

خواننده راک (1967) کمون منسون را در کالیفرنیا تاسیس نمود. او با اجاره دادن دختران گروه (تن فروشی اجباری) ، سوء استفاده از دختران باکره و جوان ، اجبار زنان متاهل گروه به زنا دادن ، سوء استفاده های جنسی و شهوانی از زنان ، قتل بر اثر تحریکات روانی و مصرف ماده مخدر ، او که چند دختر جوان عضو گروه خود را قربانی و به قتل رساند به همراه چند تن از اعضاء گروه توسط پلیس دستگیر ، محاکمه و زندانی گردید.

 

اعتقاد این فرقه بر مبنای آموزه‌های مسیحی از مکاشفه یوحنا و قیامت گرایی پایه گذاری شده بود.

 

این گروه معتقد به آنارشیست و جنگ نژادی و مذهبی آخرزمانی بودند.

 

منسون و گروهش معتقد بودند عیسی مسیح به زودی ظهور خواهد کرد ، آن هم بعد از یک جنگ آخرزمانی نژادی و مذهبی (آرماگدون) .

 

چارلز منسون هنوز زنده می باشد و همچنان دوران محکومیت خود را در زندان سپری می نماید. درخواست آزادی مشروط وی 14 بار رد گردیده است. آخرین درخواست آزادی مشروط وی در 2011 بود که رسیدگی شد ولی با درخواست او موافقت نگردید. منسون در حال حاضر 79 ساله می باشد.

 

بعد از دستگیری منسون گروه او و خود رسانه های آمریكا تبلیغات وسیعی براه انداختند و گروه منسون سرهای خود را تراشیده و چندین هفته در جلوی دادگاه تحصن نمودند و ادعا می كردند كه دولت دجال آمریكا مسیح را دستگیر نموده !!.

 

افراد گروه منسون فكر میكردن چارز منسون خود مسیح می باشد كه در جسم شخصی به نام منسون برگشته است. افراد گروه به همراه Tex Watson و Suzan Atkins از افراد گروه Sharon Tate هنر پیشه معروف را كه همسر Roman Polanski بود، در 8 August 1969 به همراه چهار نفر دیگر به قتل رساندند و شب بعد آنها دو نفر دیگر را نیز به قتل رساندند .

 

پس از مدتی سه نفر از افراد گروه شامل Tex Watson و Susan Atkins و Davis ادعا نمودند عیسی مسیح را در زندان ملاقات كرده اند و می خواهند به او خدمت کنند!!

 

تکس واتسن Tex Watson هنوز در زندان است. ولی Susan Atkins در سال 2005 در اثر سرطان فوت نمود . Davis اكنون آزاد است و عضو یک کلیسای محلی شده و در آنجا خدمت می کند. تکس واتسن یكی از افراد اصلی گروه بود كه جوانی مومن و مسیحی بود و به خاطر این كه گمان كرد منسون مسیح است با دیگران در قتلها شراكت نمود . خود منسون شخصا كسی را به قتل نرساند . حتی دستور قتل مستقیم هم نداد.

 

گروه منسون مواد مخدر زیادی مصرف می كردند و در این زمینه چندین فیلم مستند و دو فیلم سینمایی نیز ساخته شده است.

 

سوزان اتکینز Susan Atkins كتابی نوشته به نام "Child of Satan, Child of God" كه در آن شرح زندگی و چگونگی پیوستن به گروه و تشریح قتل sharon Tate است و در بخشهای بعدی چگونگی ملاقات با مسیح و ایمان آوردنش را وصف می كند. این شخص در سال 2005 بر اثر سرطان یك پایش قطع شد و در نهایت سرطان به مغزش صدمه زد و در زندان فوت نمود .

 

تکس واتسن Tex Watson با نام اصلی Charles Watson هم عضو كلیسای محله خودش بود و جوانی درس خوان و ورزشكار بود و به دلیل شرایط جمعی و ضعف و اشتباه در ایمان موجب این شد كه گمان كند منسون مسیح است . وی كتابی هم به نام "will you die for me " درباره سرگذشت خودش و گروهش نوشته است.

 

متاسفانه بسیاری از جوانان فریب چنین فرقه هایی را می خوردند و علاوه بر خسارتهایی كه به جامعه وارد می نمایند باعث آسیب جدی نیز به خود و خانواد خود می گردند و این خسارات جبران ناپذیر است . هر چند شخص پشیمان هم شود ولی هرگز هیچ چیزی نمی تواند خساراتی كه ایشان وارد نموده اند را جبران كند . عزیزان نسبت به خود و فرزندانتان بسیار هشیار باشید كه آلوده چنین فرقه های مخوف و خطرناكی نشوید . در صورت مشاهده موارد مشكوك حتما با پلیس و یا مشاورین یا وكیل خود تماس گرفته و افراد آگاه را نسبت به این گونه فرقه های خطرناك مطلع نمایید.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 6 شهریور 1396
ساعت : 05:02 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات


کلیسای علم مسیحی

 

کلیسای علم مسیحی (Christian Scientist) (1879) بنیان گذار خانم مری بیکر ادی (Mary Baker Eddy) که یک نشریه مسیحی هم به نام کریستین ساینس مونیتور (The Christian Science Monitor) را نیز در سال (1908) تاسیس و پایگذاری نمود و به دنبال آن انجمنها، کلیساها، مجلات، رادیوهای نگهبان کریستین ساینس یا کریستین ساینس هفتگی، مجله علوم مسیحی، مجله هرالد علم مسیحی، کریستین ساینس مانیتور، انجمن کریستین ساینس مانیتور، خواننده علوم کلیسای مسیحی، کتابچه راهنمای کاربردی کلیسای مادر، کلیسای مادر، کلیسای مسیح دانشمند، کلیسای کریستین ساینس، انجمن علم مسیحی را نیز تاسیس نمود.

 

این كلیسا بر اساس یکسری از آموزه های كتاب مقدس و ترکیب آن با برخی از آموزه های الحادی، حمایت از لزبین‌ها - همجنسگراها - دوجنسگراها - فراجنسیتی‌ها (LGBT) را در دستور کار خود قرار داده است.

 

این کلیسا واكسن ماوراءالطبیعه ای درست نموده بود که روی كودكان اعضای فرقه آزمایش نمودند، همین آزمایش باعث مرگ 95 درصد كودكان شد.

 

در این کلیسا به صورت علمی استفاده از سحر و جادو آموزش داده می شود و کتابهایی در این زمینه نگاشته اند.

 

این کلیسا متهم است به آدم ربایی، قتل نفس، شستشوی مغزی، دستکاری حافظه اعضاء، طالع بینی، هومیوپاتی، سوءاستفاده جنسی و مالی از مراجعه کنندگان برای خواب مغناطیسی یا هیپنوتیزم، اعتقاد به بازگشت ارواح بعالم مادی "تناسخ"، رژیم اجباری خاص غذایی برای اعضاء، دستکاری ذهنی، تمرینات خاص بدنی، سوء استفاده جنسی از زنان و دختران در داخل کلیسا همراه با ریتم سرودهای کلیسایی، ارضاء جنسی برای کاهش دردهای هیستریک، لفاضی های بیولوژیکی، تحقیق برای ساخت سلاح های بیولوژیکی بر روی غیر مسیحیان.

 

اما خود این مجموعه برخی از این اتهامات را رد کرده و خود را به این باورها پایبند می‌دانند : تلفیق آموزه های کتاب مقدس با علم و تکنولوژی، بهبود معنوی، رفاه و ثروت برای مسیحیان، مسیحیت عملی بر اساس اصول علمی، دعا و شفا بیماران، پذیرش همه عقاید در کلیسا حتی الحادی، باور به علوم ماوراءالطبیعه، جهان مادی و بیماری و مرگ یک توهم ذهنی است، اعتقاد به رادیکالیسم فلسفی و ایدآلیسم، معتقدان به هر دین و آیینی نجات را دارند!!.

 

اعضای این کلیسا و رهبرانشان می گویند که آنها یك جامعه مسیحی اصیل بر اساس آیات كتاب مقدس هستند.

 

متاسفانه به دلیل عدم اگاهی، بارها مشاهده شده مطالب این کلیسا توسط سایتهای اسلامی به عنوان مقالات علمی منتشر گردیده است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 6 شهریور 1396
ساعت : 04:56 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات


جزیره ای که ورود زنان ممنوع است!!

 

ورود هرگونه جنس ماده (انسان و یا حیوان مونث) ، یا تصویری از زنان به این جزیره ممنوع است.

 

بازدید از آتوس به غیر از اتباع یونان برای بازدیدکنندگان خارجی هم مجاز است اما به ۲۰ مرد در یک روز محدود می شود و باید حداقل ۱۸ سال سن داشته باشند.

 

برای بازرسی ، بازدید کننده می بایست تمامی لباس ها خود را درآورد تا از نظر جنسیت بررسی شود که این ممکن است برای برخی از توریست ها خوشایند نباشد.

 

در صومعه آتوس مقدس عیسی مسیح مورد پرستش قرار می گیرد علاوه بر راهبانی که در آنجا زیست می کنند برخی نیز برای مدتی کوتاه به جهت عبادت به این جزیره می روند.

 

در کتابخانه صومعه تعداد زیادی کتاب و کتیبه های خطی و نادر از قرون گذشته وجود دارد.

 

در این جزیره ساکت ، استفاده از هرگونه آلات موسیقی ، سیگار ، بازی ، آواز خواندن ، رادیو ، تلویزیون ، تلگراف ، روزنامه غیرمجاز است و در تمام جزیره تنها یک خودرو وجود دارد.

 

اکثر راهبان آتوس کسانی می باشند که بعد از به دنیا آمدن به عنوان نذر شدن برای عیسی مسیح اینجا فرستاده می شوند ، به طوری که در عمر خود هیچ زنی را ندیده اند ، با این حال چرا آنها حاضر به قطع رابطه با جهان متمدن در این جزیره با وسعت ۱۵۰ مایل مربع شده اند؟

 

از یک راهب این سوال پرسیده شد که چرا باید اینجا بمانند و او گفت: در اینجا زنگی ارزش زیستن دارد و در اینجا فرصت برای آرام بودن بسیار است و هیچ نگرانی و مشکلی وجود ندارد. ما با هم زندگی می کنیم بیش از هر جای دیگر در جهان در اینجا شادیم ، چرا ما باید به یک زن نیاز داشته باشیم؟

 

داخل دیوارهای صومعه جایی است که آنها زندگی ، کار و دعای خود را در صلح و آرامش انجام می دهند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 6 شهریور 1396
ساعت : 02:54 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات




بدون شرح !!!


برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 6 شهریور 1396
ساعت : 02:44 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #30

 

دیوید هاروئیتز (David Horowitz) به سال ۱۹۳۹ در یک خانواده یهودی در نیویورک زاده شد. پدر و مادرش، عضو حزب کمونیست آمریکا بودند. هاروئیتز به پیروی از والدینش به افکار کمونیستی گرایش یافت و از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۵ از چهره های برجسته " یهودی - مسیحیان چپگرا" بود. اما رفته رفته به شخصیتی محافظه کار تبدیل شد، وی به یک نومحافظه کار راستگرای افراطی مبدل گشت. مقابله او با اسلام، تقویت و پشتیبانی تئوریک از رژیم اسرائیل برنامه اصلی فعالیتهای وی می‌باشد. او با پیوند دادن اسلام با نژادپرستی و تروریست و نقض حقوق بشر فعالیت دارد. این فرد نژادپرست و اسلام ستیز، به شدت از مسلمانان متنفر است، بطوریکه مسلمانان را یک مشت وحشی و از فرهنگ و تمدن به دور می داند.

 

بیشترین فعالیت و سخنرانی های او در دانشگاه ها و کالج های آمریکا است. هاروئیتز با تدارکات و هزینه های زیادی که انجام می دهد دانشجویان را جذب خود می کند و به شستشوی ذهنی آنها می پردازد. به گزارش نیویورک تایمز، هاروئیتز در دانشگاه های ماساچوست و کلومبیا بیشترین تعداد سخنرانی و فعالیت را داشته است. بر اساس فهرست سایت SPLC- Southern Poverty Law Center او یکی از ۱۰ نفر برتر در فعالیت های ضد اسلامی و نفرت پراکنی در آمریکا لقب گرفته است. او نهادهای عبادی مسلمانان را مکانی مذهبی نمی داند بلکه مکانی برای جمع شدن مسلمانان جهت آموزش های رزمی و قاچاق اسلحه معرفی می نماید.

 

به نقل از سایت "تودیز ورلد" وی هزینه این همایش‌ها، کنفرانس‌ها و دیگر مراسم ضد اسلامی و همچنین مبالغ گزاف فروش انبوه کتاب هایش را به شخصیتها و نهادهای اسلام ستیز به عنوان جوایز حقوق بشری، ادبی و هنری اهدا می نماید. وی توانست با جلب توجه دولت مردان آمریکا و اسرائیل مبالغ هنگفتی را کسب و موسسه ای به نام خودش "مرکز آزادی هاروئیتز" (" Horowitz Freedom Center") راه اندازی نماید.

 

او کتاب های ضد اسلامی بسیاری تاکنون منتشر کرده است و در سایت شخصی خود این چنین مدعی شده که مشکلات و معضلات آمریکا و ناهنجاریهای این کشور توسط مسلمانان ایجاد شده است، راه آزادی و یکپارچه شدن را خالی کردن جامعه از مسلمانان و سیاه پوستان دانسته و بصراحت چنین می گوید: سیاه پوستان در این کشور مایه ننگ و عقب ماندگی جامعه و مسلمانان ارتشی متجاوز برای نابودی آمریکا هستند.

 

او در سخنرانی خود در دانشگاه بروکلین، درباره فعالیت مسلمانان صحبت کرد و مدعی شد این فعالیت ها غیرقانونی و ضد بشریت است. وی مدعی شد آمریکا به رشد و تکامل نمی رسد تا زمانی که افکار مسلمانان در جهان رایج باشد، آمریکا به سختی و سرعت کم پیشرفت می‌کند تا زمانی که مسلمانان به نفاق پراکنی و عملیات تروریستی در کشور آمریکا مشغول هستند.

 

هاروئیتز در سایتی به نام "اسرائیل علیه تروریسم" اسلام و ایران را مانع آرامش دنیا می خواند و اتفاقات تروریستی کل دنیا را به ایران نسبت می دهد و ادعا می کند ایران حامی گروهای تروریستی کل دنیا است. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:32 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #29

 

"دبی اشلوسل" (DEBBIE SCHLUSSEL) در سال ۱۹۶۹ در کالیفورنیا زاده شد. او فارغ تحصیل رشته حقوق، وکیل، عضو انجمن مسیحی یهودی اسرائیل، منتقد فیلم، مفسر سیاسی و وبلاگ نویس است.

 

وی درباره اسلام می‌گوید: "از کودکی هر شبکه ای را که تماشا می‌کردم و هر روزنامه ای را که باز می‌کردم خرابکاری، جنگ و خونریزی بود که مسلمانان آن را به پا کرده بودند". او اکنون در بیشتر فیلم های ضد اسلامی هالیوود نظارت دارد. سایت"لون واچ" Loon Watch نوشته های ضد اسلامی وی را تحریک کننده دانسته و همچنین اشاره شده که او مسلمانان را حیوان نامیده و همه سعی خود را می‌ کند تا در هر جنایت و عملیات خراب کارانه ای راهی برای پیوند دادن آن به اسلام پیدا کند.

 

وی به صراحت در سخنرانی های خود اعلام می کند: مسلمانان مانند حیواناتی درنده و خونخوار هستند و باید سر تمامی مسلمانان را برید، اگر سرشان را نمی‌توان زبانشان را باید بیرون کشید. او در ادامه می گوید: مخالفان اسرائیل، لایق مرگ هستند!

 

او در جای دیگر می گوید: نازی ها یک بار یهودیان را کشتند و این بار مسلمانان این فکر را در سر دارند، ولی ما این بار پیشگیری خواهیم کرد، با نابود کردن مسلمانان دنیا در صلح و آرامش قرار می گیرد. هر کسی که مخالف اسرائیل و سیاست های اسرائیل است لیاقتش چیزی بیش از مرگ نیست، حتی کودکانشان.

 

CNN, FOXNews,VOA از همان شبکه های خبری آمریکایی است که اسلام ستیزهایی مانند دبی اشلوسل در آنجا رفت و آمد می کنند و افکار ضد اسلامی را ترویج می دهند. در یکی از برنامه های فاکس نیوز که اشلوسل با عنوان تحلیلگر مسائل خاورمیانه در آن حضور داشت، وقتی خبرنگار از او این سوال را مطرح کرد که، اوضاع منطقه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ وی گفت: "منطقه خاورمیانه تا زمانی که مسلمانان در آن حضور دارند مرکز تشنج جهان و خون ریزی و جنگ است. این اوضاع از اول تاریخ این گونه بوده و تا زمانی که مسلمانان زنده اند آن منطقه رنگ آرامش نخواهد دید". دبی اشلوسل سالیانه سفرهای متعددی به اسرائیل دارد و در تمامی کتاب هایش به بزرگ نمایی قوم یهود و پیوند برادری آنان با مسیحیان پرداخته و مسلمانان را دشمن مشترک یهودیان و مسیحیان معرفی می کند.

 

"جان جوزف جی" "JOHN JOSEPH JAY" متولد ۲۹ آپریل ۱۹۶۱ در ماساچوست آمریکا است. وی لیسانس روانشناسی خود را از دانشگاه فارامینگا گرفته است. وی یک مبلغ انجیلی و کلیسایی نیز می باشد. "جان جوزف جی" بیانیه های بسیاری برای قتل عام سران و رهبران مسلمان صادر کرده است. به نقل از "هافینگتون پست" جی در گردهمایی ضد اسلامی در نیویورک اعلام کرد یکی از راه های پیشرفت آمریکا نابود کردن مسلمانان است. او یکی از کسانی است که قرآن را به آتش کشیده و تقاضای سوزاندن تمامی مساجد را دارد. این فرد به کمک دو نفر دیگر به نام‌های "پاملا گلر" و "رابرت اسپنسر" گروه متوقف کردن اسلامی شدن در آمریکا را به نام SIOA برپا کردند. همچنین پس از مدتی او اقدام به تأسیس مؤسسه دیگری برای سرکوبی مسلمانان به اسم" طرح ابتکاری دفاع از آزادی آمریکا" (AFDI) همراه با ۴ نفر دیگر نمود، و برای اولین بار امضای خود را بعنوان رئیس این مؤسسه بر اعلامیه های خود زد.

 

این فرد، در پایگاه خبری "گلدن واچ" خواستار قتل عام تمامی مسلمانان شده و این امر را راه حل برقراری آزادی و آرامش برای آمریکا دانسته است. "جی" در مقاله خود آمریکا را به بمبی تشبیه کرده که فیتیله آنرا مسلمانان تشکیل داده اند او می گوید با نابود کردن فیتیله بمب عمل نخواهد کرد. جی بطور علنی و با صراحت می گوید: مسلمانان را بکشید اگرچه آنها برادر، عمو، دختر یا پسرتان باشند، سپس دوباره با تاکید می گوید: پول خود را برای خرید اسلحه و مهمات خرج کنید و بدانید برای دستیابی به آزادی، رفاه و آرامش مجبوریم که مسلمانان را نابود کنیم هرچند اگر آنها برادر، عمو، دختر یا پسرتان باشند."

 

سایت خبری وورد پرس به قتل ۱۷ مسلمان در یک هفته در سال ۲۰۱۱ اشاره کرد و گفت: "اف بی آی" (FBI) پس از تحقیق و برسی درباره این قتل ها به سر دسته اعضای تاسیس کننده (AFDI) "پاملا گلر"، "رابرت اسپنسر"، "آندرس گراورز"، "ریچارد داویس" و "جی" رسیدند. ولی هیچ یک نه تنها متهم نشدند بلکه "جی" از این موضوع ضمن خوشحالی اعلام کرد: "به هدف آزادی و آرامش یک قدم نزدیک شده ایم." ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:30 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #28

 

"فریدون استدا آتن" اهل هلند، معروف به کشیش لاردو، 86 ساله، "رئیس انجمن کلیسا در رنج"، می‌گوید: باید به مسیحیان کشورهای مسلمان کمک کرد، اما من خیلی امیدوار نیستم، زیرا اسلام همچنان تجاوزگراست و برای کلیسا یک خطر محسوب می شود. اسلام برای فرهنگ غرب تهدیدی بلقوه است. انجمن کلیسای در رنج در نقاط مختلف جهان 16 شعبه دارد و مرکز آن در فرانکفورت آلمان می باشد. این انجمن در سال 1998، چهار میلیون دلار به کلیساهای محلی در سراسر جهان کمک مالی کرده که سهم کلیسای ایران از این کمکها، حدود سی هزار دلار در سال 1998 بوده است.

 

این انجمن در شعب مختلف خود تشکیلات گسترده ای متشکل از هزاران کشیش و راهبه فراهم آورده که آنان با فعالیت در کلیساهای مختلف، نسبت به جمع آوری کمکهای نقدی اقدام می‌کنند. به گزارش انجمن مذکور در ایتالیا که عمده ترین شعبه این انجمن در دنیا می‌باشد، در سال 1998، چهار میلیارد لیر به کلیساهای محلی کمک مالی کرده است و هدف از این کمک را که مهمترین برنامه این انجمن عنوان نموده اند، تربیت کشیشان در کشورهای اسلامی است.

 

جیمز وی شال کشیش کاتولیک که تاکنون کتب و مقالات متعددی در موضوعات مختلف به رشته تحریر درآورده است، در آخرین مقاله خود با نام "واقع بینی و اسلام"، با حمله به قرآن کریم و مسلمانان، دین اسلام را دین خشونت و افراط‌گرایی معرفی می‌نماید و می‌گوید: کسانی که در صدد جلوه دادن اسلام به عنوان دینی مدافع صلح و حقوق بشر هستند، با مشکلات زیادی مواجه اند و نمی‌توانند شواهد تاریخی را کتمان کنند ولی مسلمانانی که مدعی خشونت در اسلام هستند و آن را به کار می برند، در واقع چهره واقعی اسلام را نشان می دهند. برخی گمان می‌کنند اگر حمله تروریستی ای رخ می‌دهد، ربطی به اسلام و مسلمانان ندارد، در حالیکه هر حمله تروریستی که در کشورهای جهان صورت می پذیرد، در پشت پرده آن، تعدادی مسلمان وجود دارد.

 

کشیش تری جونز (Terry Jones) متولد سال ۱۹۵۱، تحصیلات او تا پایان مقطع دبیرستان است، یک مدرک الهیات افتخاری از دانشگاه کالیفورنیا دارد. تری جونز، از ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۱۰ شروع به سوزاندن قرآن کرد، و این روز را "روز جهانی سوزاندن قرآن" (International Burn a Koran Day) نامید. این در حالی است که "جونز" بارها اعتراف کرد که هرگز قرآن را نخوانده و نخواهد خواند و به این امر مفتخر است.

 

او که اکثر اوقات خود را در کلیسا می گذراند دو کودک ۱۰ و ۱۵ ساله که به آن کلیسا آمده بودند را مجبور به پوشیدن لباسی ضد اسلامی کرد و آنها را راهی مدرسه نمود. سرپرستی کلیسای ۲۰ هکتاری او و کشیش شدنش به عنوان معمایی مجهول بیان شده و گزارشگر "ان بی سی" می‌گوید: چگونه است که این فرد کشیش از مالیات معاف است و چرا بیشتر از آنکه به مسیح و دین مسیحی در این کلیسا بپردازد سخن ضد اسلامی می زند و بذر نفاق و جنگ با مسلمانان را تبلیغ می نماید؟!

 

کشیش تری جونز قرآن را مروج قتل، تجاوز، تعلیم دهنده تروریست و فریب دادن و اغفال کردن مردم معرفی می‌کند و برای این ادعا حکم سوزاندن قرآن را صادر کرد. او دنیا را در خطر بسیار بزرگی می بیند که اگر جلوی آن گرفته نشود دیر یا زود آزادی تمامی ملل به ویژه آمریکا از بین می رود او این خطر را رشد اسلام می داند.

 

کشیش تری جونز، در یکی از کتابهای خود اسلام را به دیوی تشبیه کرده و نوشته است: "در سال۲۰۱۰ ما به محاکمه قرآن پرداختیم، آنچه از قرآن شنیده بودیم را بیان کردیم، صحت آن از سوی حضار تائید شد و بر اساس قوانین آمریکا قرآن مجرم شناخته شد، و حکمش نابودیست. از آنجا که قرآن از راه دین آمده و در قانون ادیان، مجرم سوزانده می‌شود پس در این روز که ما آن را، به "روز جهانی قضاوت درباره قرآن" نام گذاری نموده ایم، هر ساله به سوزاندن قرآن‌ها می پردازیم." این کشیش بارها در کلیسای خود به سوزاندن قرآن پرداخته و از مردم خواسته این کار را انجام دهند.

 

روزنامه ایندیپندنت انگلیس در گزارشی با اشاره به سفرهای متعدد جونز به اسرائیل، کانادا، فرانسه و سوئد نوشت: جونز محصول تولیدی افکار آمریکایی ضد اسلام است، او پرورش یافته و راهنمایی شده تا با مسلمانان به مبارزه بپردازد و آنها را تحریک به مقابله کند تا با این روش جنگی تمام عیار مذهبی را بین مسیحیان و مسلمانان دامن بزند. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:28 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #27

 

دولتمردان آمریکایی قرن بیست و یکم را «قرن آمریکا» قلمداد می کنند. در این رابطه چند مرکز هسته مشاوران در آمریکا مطالعات و پژوهشهای هماهنگی را انجام می دهند که معروف ترین آنها به قرار زیر می باشند:

1) بنیاد میراث؛ 2) انستیتو هادسون؛ 3) بنیاد فورد؛ 4) بنیاد راکفلر؛ 5) شرکت راند؛ 6) بنیاد برادلی؛ 7) امور خاورمیانه شورای امنیت ملی؛ 8) مرکز سیاستگذاری امنیتی؛ 9) انستیتو اقدام آمریکایی؛ 10) انستیتو یهود برای امور امنیت ملی؛ 11) انستیتو واشنگتن برای سیاستگذاری مسائل خاورمیانه؛ 12) پروژه برای قرن جدید آمریکایی.

در بین این مؤسسات «انستیتو واشنگتن برای سیاستگذاری مسائل خاورمیانه» و «مرکز پروژه برای قرن جدید آمریکایی» نقش حیاتی ایفا می کنند. مشاوران ارشد در امور اسلامی وابسته به این دو مرکز درباره تحولاتی که در کشورهای اسلامی رخ می‌دهد، تجزیه و تحلیلهای خود را در شبکه های تلویزیونی و روزنامه های پرتیراژ آمریکا مطرح می کنند.

 

در سال 1991، دیک چنی وزیر دفاع آمریکا یک گروه مطالعاتی متشکل از 700 نفر از کارشناسان نظامی را به سرپرستی پروفسور پُل ولف ویتز (Paul Wolfowitz) تشکیل داد که استراتژی سیاسی و نظامی آمریکا را بعد از جنگ سرد تعیین نمایند و مطابق این مطالعات، جورج بوش پدر، رئیس جمهوری وقت آمریکا طرح «نظام نوین جهان» (NewWorld Order) را مطرح نمود. پروفسور پل ولف ویتز از سال 1993 تا 2001 ریاست دانشکده مطالعات روابط بین الملل دانشگاه جان هاپکینز را به عهده داشت و سپس به عنوان معاون اول وزارت دفاع آمریکا کار خود را ادامه داد.

 

در ماه ژوئن 1997 پل ولف ویتز، دیک چنی، دونالد رامسفلد و ریجارد پرل که از دولتمردان عالی رتبه آمریکا می‌باشند مؤسسه هسته مشاوران را با عنوان «پروژه برای قرن جدید آمریکایی» در واشنگتن تأسیس کردند و شعار این مؤسسه «از جمهوری تا امپراتوری» بود. در اعلامیه تشکیل این مؤسسه که در روز 3 ژوئن 1997 میلادی انتشار یافت بعد از به قدرت رسیدن دولت جورج بوش، این طرح به عنوان استراتژی دولت آمریکا در آغاز قرن بیست و یکم به اجرا گذاشته شد.

 

برای تحقق امپراتوری جهانی آمریکا، افزایش بودجه نظامی، افزایش پایگاههای نظامی در سراسر جهان، مداخله نظامی در خاورمیانه و آسیای مرکزی، سلطه کامل بر منابع غنی نفتی خاورمیانه و دریای خزر، حملات نظامی علیه کشورهایی که مخالف سیاستهای آمریکا می باشند، تأمین امنیت کامل برای اسرائیل، برقراری وضعیت اضطراری دائم در داخل آمریکا و خروج از پیمان نامه های بین المللی که مخالف منافع آمریکا باشند، اخراج مهاجران مسلمان از خاک آمریکا پیش بینی شده است.

 

بدین ترتیب پروفسور پُل ولف ویتز معاون اول وزارت دفاع آمریکا گردید، و دوگ فیث لوئیس رئیس دفتر دیک چنی و ریچارد پرل مشاور وزارت دفاع این کشور شد. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:25 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #26

 

دکتر استنلی کورتز از اسلام شناسان معروف آمریکا و عضو مراکز «هسته مشاوران» در مقاله ای که در شماره 19 سپتامبر 2001 هفته نامه استاندارد واشنگتن The Standard Weekly, Washington چاپ گردید، تمامی مطالعات انجام شده درباره اسلام در آمریکا را ورشکستگی فکری قلمداد می‌کند و خواستار برخورد مستقیم نظامی با جهان اسلام می شود.

 

پروفسور مارتین کرامر از نظریه پردازان اسلام شناس معروف آمریکا در کتاب «دارالفکرها روی شن؛ ناکامی مطالعات خاورمیانه در آمریکا» که در اکتبر 2001 توسط «انستیتو واشنگتن برای سیاستگذاری خاور نزدیک» چاپ گردید، می گوید: مطالعات اسلامی در آمریکا فقط با هدف سکولار نمودن جوامع اسلامی انجام شده است و اسلام شناسان آمریکایی یقین دارند با اجرای طرح اسکان جمعیت در شهرها و سکولار نمودن جوامع مسلمان، آنها از اسلام رویگردان شده و در مقابل آمریکا تسلیم خواهند شد.

 

مراکز مطالعات اسلامی در آمریکا تعدادی از دانشمندان معروف مسلمان را از کشورهای اسلامی با حقوق بالا در مراکز مطالعاتی خود استخدام نمودند که «مدل دوره بعد از دوران استعمار» را پذیرفته بودند و آنها برای سکولار نمودن جوامع اسلامی تعداد زیادی کتب را تألیف کردند و محور مطالب آنها احقاق حقوق زن، لیبرالیسم و اجرای مدل دموکراسی غرب در جوامع اسلامی بود. آنها معتقد بودند با ترویج این مطالب نیروهای روشنفکر ملی مذهبی در کشورهای اسلامی به قدرت خواهند رسید و آنها منافع آمریکا را تأمین خواهند نمود و برای همین خاطر دولت آمریکا روشنفکران ملی مذهبی در جوامع اسلامی را دائما مورد حمایت مالی و تبلیغاتی خود قرار می‌دهند.

 

پروفسور جان اسپوزیتو استاد اسلام شناسی در دانشکده صلیب مقدس ورسسترماسوچوست، و رئیس مرکز تفاهم بین مسلمانان و مسیحیان دانشگاه جورج تاون واشنگتن را عهده دار بوده است، وی کتابهای خطر اسلام افسانه یا واقعیت 1992 میلادی - اسلام و دموکراسی 1996 میلادی را بر ضد اسلام و مسلمانان به رشته تحریر درآورده است.

 

بعد از پایان جنگ سرد در اوائل دهه 1990 تا کنون، نظریه پردازان مراکز هسته مشاوران در ارائه راهنمایی و نکات تصمیم گیری و پیشنهاد طرحهایی بر ضد جهان اسلام و عملیاتی شدن این طرح ها توسط دولتمردان آمریکا جایگاهی ویژه یافتند، بعد از پایان جنگ اول خلیج فارس در سال 1991 و بعد از چاپ مقاله ای با عنوان «نبرد تمدنها» توسط تئوریسین برجسته آمریکایی ساموئل هانتینگتون دولت آمریکا با کمک شبکه گسترده رسانه ای خود جنگ روانی را علیه اسلام و مسلمانان جهان آغاز کرد و کوشید با پیاده کردن دموکراسی غربی اصلاحات مورد نظر دولت آمریکا را در جوامع اسلامی انجام دهد تا از این راه جلوی بیداری جهان اسلام گرفته شود.

 

از سال 2001 میلادی، دولت آمریکا جنگ علیه اسلام و مسلمانان جهان را به بهانه جنگ علیه تروریسم بطور علنی آغاز نمود. اکثر دولتمردان آمریکایی که مسیحیان انجیلی می باشند آشکارا به زعم خود با هدف عملی نمودن خواسته های مسیح (Dispensationalism) و پیشگوییهای انجیل (Apocalypticism) در آغاز هزاره سوم میلادی جنگ صلیبی نوین را علیه اسلام آغاز کرده و اعلام نمودند که این جنگ تا سلطه مطلق بر جهان اسلام ادامه خواهد یافت. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:22 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #25

 

در سال 2001 دولت و کنگره آمریکا اظهار نمودند شمار کارشناسان دولتی که به زبانهای خاورمیانه و آسیای مرکزی مسلط باشند بسیار اندک است و تعداد کارشناسان دولتی با مهارت کامل در این زبانها باید افزایش پیدا کند، چرا که تربیت اسلام شناسان در آمریکا جزء آموزش دفاع ملی کشور محسوب می شود؛ زیرا منافع استراتژیک آمریکا در کشورهای اسلامی نهفته است.

 

علاوه بر بودجه دولتی صد میلیونی دولت آمریکا برای مطالعات اسلامی در این کشور، مؤسسات و شرکتهای چند ملیتی آمریکایی مانند فورد، راکفلر، راند، کارنگی، هودسون و برادلی هم کمکهای مالی زیادی برای مطالعات ضد اسلامی به موسسات و دانشگاهای دولتی و غیرانتفاعی این کشور ارائه می دهند.

 

حوزه های دینی (Seminaries) مسیحیان پروتستان آمریکا هم بخشهای مطالعات اسلامی را به وجود آورده اند که هدف آنها به قول خودشان: تخریب و تضعیف دین اسلام و جذب مسلمانان به مسیحیت می باشد. این حوزه های دینی هم کتابهای فراوانی را علیه اسلام تألیف نموده اند که در آنها آشکارا به قرآن کریم، پیامبر اسلام، اهل بیت و صحابه ایشان توهین می شود. حوزه دینی معروف مسیحیان پروتستان آمریکا به نام حوزه دینی هارتفورد واقع در کانک تیکت آمریکا از قدیمی‌ترین بخش مطالعات اسلامی در این کشور است و مجله ای با عنوان «جهان اسلام» را از سال 1938 تاکنون منتشر می نماید.

 

کشیش جری فالول (Jerry Falwell) پت رابرتسون (Pat Robertson) هال لیندسی (Hal Lindsey) معروفترین کشیشان پرنفوذ پروتستان آمریکا هستند که روابط نزدیکی با کاخ سفید دارند؛ اسقف فرانک لین گراهام که کشیش رسمی کاخ سفید می‌باشد بارها در سخنرانی‌های خود مستقیما به قرآن کریم و پیامبر اسلام و مسلمانان توهین کرده است. کشیش گراهام دارای چندین موسسه خیریه مسیحی و مسیونری است که تحت نظر مستقیم او اداره می شوند و هدف اصلی آنها تبلیغ در کشورهای اسلامی و مسیحی نمودن مسلمانان است.

 

مسیحیان انجیلی در آمریکا خود را مبلغان انجیل (Evangelist) می‌نامند آنها ادعا می‌نمایند که مسیحیان دوباره تولد یافته (نو انجیلی) هستند و از فعالترین تشکیلات کلیسایی در آمریکا به حساب می آیند و در مراکز سیاسی این کشور نفوذ زیادی دارند. یکی از اهداف عمده آنها مسیحی نمودن مسلمانان با تبلیغات گسترده رسانه ای و کمک مستقیم مالی و همراه شدن با نظامیان اشغالگر دولت ایالات متحده آمریکا می‌باشد.

 

مراکز مطالعات استراتژیک و کارشناسان امور خاور میانه که از اعضای برجسته مراکز «هسته مشاوران» (Think Tanks) می باشند فعالیتهای پژوهشی زیادی در مورد مطالعات جهان اسلام دارند.

 

دکتر داگلاس لیتل استاد تاریخ دانشگاه کلراک در ورستر، ماسوچوست آمریکا، در کتاب خود با عنوان "خاورشناسی آمریکا"؛ به دولت پیشنهاد می‌کند که برای سلطه بر جهان اسلام باید در خاورمیانه و خلیج فارس یک جنگ محدود و کنترل شده را آغاز نماید، چرا که مداخله پنهان دولت آمریکا در خاورمیانه به خاطر تجزیه و تحلیلهای نادرست اسلام شناسان آمریکایی تاکنون دستاورد چندانی نداشته است و برای تسلط بر منابع غنی نفتی خاورمیانه، تأمین و تضمین کامل امنیت اسرائیل و سرکوبی نهضت‌های اسلامی لازم است دولت آمریکا با ایجاد هسته های جهادی دروغین جنگ محدودی را در این مناطق آغاز نماید. این نویسنده آمریکایی اظهار می‌دارد که اسرائیل با تولید سلاحهای اتمی، شیمیایی و بیولوژیکی باید طرح «صلح در برابر زمین» را کنار گذاشته و طرح ایجاد «صلح با قدرت» را اجرا نماید. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:19 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #24

 

برنارد لوئیس، اسلام شناس برجسته آمریکایی در سال 2002 کتابی را با عنوان اشکال کار کجا بود؟ تألیف نمود که در آن خواستار تجدید نظر در روشهای مطالعات اسلامی در آمریکا گردید.

 

وی می‌گوید: اصلاحاتی که از جانب حکام وابسته به آمریکا در کشورهای اسلامی بعد از جنگ جهانی دوم عملی گردید ساختارهای نظامی، سیاسی و اقتصادی را دربر می گرفته است و مکاتب فکری غرب مانند سوسیالیسم، ملی گرایی، لیبرالیسم و پلورالیسم هم از لحاظ نفوذ در جوامع اسلامی با شکست کامل روبه رو شده اند. او پیشنهاد می‌کند مسلمانان فقط با اصلاحات تفکر دینی و اعتقادی می‌توانند پیشرفت نمایند و در این زمینه دولت آمریکا باید به مسئولیت خود در برابر مسلمانان عمل نماید!!.

 

پروفسور آرماندو سالواتور بنیانگذار و مدیر «انجمن پژوهشهای اجتماعی در ایتالیا» که درباره اسلام در اروپا تحقیقات گسترده انجام می دهد در کتاب خود با عنوان اسلام و مباحث سیاسی درباره مدرنیسم که در سال 1997 میلادی چاپ گردید، اظهار می‌دارد: از آنجا که حس آگاهی اجتماعی جهان غرب درون گرا است آنها اسلام را با همین تفکر تفسیر و تأویل کرده اند و روشنفکران کشورهای اسلامی پرورش یافته در دانشگاه های غرب نیز خواهان تجدید نظر در مبانی و اصول اسلامی بوده اند.

 

در آمریکا مراکز مطالعات اسلامی برای تأمین منافع دولت آمریکا به وجود آمده اند و رهبری آن را اسلام شناسانی مانند برنارد لوئیس و همیلتون گیب که دشمنی علنی با اسلام را در نوشته های خود بیان کرده اند بر عهده دارند و آنها اسلام شناسانی را در آمریکا تربیت نموده اند که تبلیغات گسترده علیه اسلام و مسلمانان جهان را انجام می‌دهند. از شاگردان معروف آنها افرادی مانند لئونارد بیندر (Leonard Binder)، اِلی کیدوری (Elie Kedourie)، دانیل پایپس (Daniel Pipes)، مارتین کرامر (Martin Kramer)، توماس فریدمن (Thomas Friedman)، دیوید پرایس جونز (David Pryce-Jones)، مارتین پریتز (Martin Peretz)، نورمان پاد هورتز (Norman Podhoretz)، چالز کراتامر (Charles Krauthammer)، ویلیام کریستول (William Kristol)، جودیت میلر (Judith Miller)، جاناتان هریس (Jonathan Harris)، رونی استیل مان (Ronni Stillman)، و جاناتان شوانزر (Jonathan Schanzer) را می‌توان نام برد.

 

از سال 2001 میلادی کنگره آمریکا بودجه بخش مطالعات اسلامی دانشگاههای این کشور را 26 درصد افزایش داد و این بودجه سالیانه از 78 میلیون دلار به 5/98 میلیون دلار بالغ گردید.

 

بر این اساس، تعداد دانشجویان در بخشهای مطالعات اسلامی دانشگاههای آمریکا از 65 نفر به 130 نفر افزایش یافت که مخارج کامل آن را دولت آمریکا پرداخت می‌نماید. همچنین دستور تشکیل سه مرکز جدید آموزش زبانهای عربی، ترکی و فارسی در دانشگاههای آمریکا صادر شد.

 

در سال 1958 میلادی کنگره آمریکا «لایحه آموزش دفاع ملی» را تصویب کرد که مطابق ماده ششم این لایحه 8 میلیون دلار برای توسعه و راه اندازی مراکز مطالعات اسلامی در دانشگاههای آمریکا تصویب گردید. همه ساله کنگره آمریکا بودجه ماده ششم این لایحه را افزایش می دهد. بودجه دولتی برای مطالعات اسلامی در آمریکا که در سال 1958 میلادی فقط 8 میلیون دلار بود و در سال 2002 به 5/98 میلیون دلار افزایش پیدا کرد. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:16 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #23

 

آمریکا برای سلطه بر جهان اسلام، تعدادی مرکز مطالعات اسلامی تاسیس نمود. هر ساله بنیادهای معروف آمریکایی مانند بنیاد کارنگی، بنیاد فورد، بنیاد راکفلر، شرکت راند، شورای آمریکایی برای مطالعات علمی، مؤسسه هودسون و بنیاد برادلی، کمکهای مالی فراوانی برای مطالعات اسلامی پرداخت می نمایند. وزارت امور خارجه آمریکا و وزرات دفاع «پنتاگون» برای تنظیم سیاستهای خود درباره جهان اسلام بیشترین کمکهای مالی را به مطالعات اسلامی در آمریکا و مؤسسات علمی و فرهنگی وابسته خود در کشورهای اسلامی اختصاص می دهند. سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی دولت آمریکا مانند اف بی. آی و سازمان سیا و سازمان ان اس ای ، تمامی مراکز اسلام شناسی در آمریکا و اسلام شناسان وابسته به این مراکز را کاملاً تحت کنترل خود دارند.

 

در سال 1947 میلادی انستیتوی خاورمیانه در شهر واشنگتن توسط بخش مطالعات وزارت امور خارجه آمریکا تأسیس گردید و فصلنامه خاورمیانه توسط این مرکز هر سه ما یک بار به چاپ می رسد. این مرکز در حقیقت اصلی ترین مرکز مطالعات اسلامی در آمریکا می باشد، نظرات و پیشنهادات و راهنمایی‌های این موسسه نفوذ زیادی بر روی سیاستمداران و سناتورها دارد.

 

در سال 1951 میلادی، شورای تحقیقات علوم اجتماعی آمریکا یک کمیته مشترک برای تشویق مطالعات اسلامی در این کشور به وجود آورد. این مؤسسه اسلام شناسان معروف اروپایی، مخصوصا از انگلستان مانند برنارد لوئیس، همیلتون ا. ر. گیب و گوستاف فون گرونبام را در مراکز مطالعات اسلامی در آمریکا استخدام کردند که وظیفه اصلی آنها تربیت اسلام شناسان و ارائه تجزیه و تحلیل درباره مسلمانان و کشورهای اسلامی برای دولتمردان آمریکایی به منظور سلطه سیاسی و اقتصادی آمریکا بر جهان اسلام است.

 

با افزایش منافع و حضور آمریکا در جهان اسلام مخصوصا در خاورمیانه مؤسسه فعالی به نام «انجمن مطالعات خاورمیانه» تأسیس گردید که یک شبکه گسترده از موسسات اسلام شناسی خرد و کلان را در این کشور به وجود آورد. این مرکز عهده دار توسعه مطالعات اسلامی در آمریکا و هماهنگی بین اسلام شناسان و برگزاری سمینارها و انتشار فصلنامه های علمی درباره اسلام و مسلمانان می باشد.

 

دولت آمریکا برای استفاده از خدمات اسلام شناسان وابسته به خود در کشورهای اسلامی چندین مرکز مطالعات اسلامی و دانشگاه در چند کشور اسلامی تأسیس کرده است؛ مانند دانشگاه آمریکایی در بیروت، دانشگاه و مرکز تحقیقات آمریکایی در قاهره و انستیتو تحقیقاتی آمریکایی در ترکیه، که از مراکز مهم علمی و فرهنگی دولت آمریکا در خاورمیانه اند.

 

مسئولیت مراکز یاد شده، شستشوی مغزی و تربیت روشنفکران محلی است که بتوانند منافع دولت آمریکا را در خاورمیانه تأمین نمایند. بعد از جنگ جهانی دوم مطالعات اسلامی تحت عنوان «مطالعات منطقه ای» انجام می‌شود.

 

از جانب دولت آمریکا 36 انجمن «مطالعات منطقه ای» در آمریکا و کشورهای خاورمیانه تأسیس گردیده است که زیر نظر «انجمن مطالعات خاورمیانه» در آمریکا و خاورمیانه مطالعات اسلام شناسی را انجام می دهند.

 

در مطالعات منطقه ای علاوه بر رشته علوم اسلامی به سایر رشته های علمی مخصوصا علوم سیاسی، اقتصاد، جامعه شناسی، و انسان شناسی در جوامع اسلامی به طور گسترده پرداخته می شود، تا بتوانند با جوامع و سنتهای غیر غربی ارتباط نزدیک برقرار نمایند و به همین دلیل برای انجام مطالعات اسلامی در آمریکا از دانشمندان برجسته سایر علوم اجتماعی به طور گسترده استفاده می شود.

 

در گزارش مریپ از شبکه مطالعات خاورمیانه آمده است: اسلام شناسان جدید در آمریکا سعی نموده اند لحن توهین آمیز علیه پیامبر اسلام و قرآن کریم را کمی تعدیل نمایند تا حساسیت مسلمانان علیه دولت آمریکا را کاهش دهند، لیکن آنها برای ایجاد اصلاحات در جوامع اسلامی که بتواند منافع دولت آمریکا را تأمین نماید اسلام را به عنوان دینی عقب افتاده معرفی می‌کنند که کاملاً با دموکراسی، مدرنیسم، پیشرفت علوم و حقوق زن مخالف است.

 

مراکز آزاد غیر دانشگاهی در آمریکا، که مطالعات اسلامی انجام می‌دهند به قرار زیر می باشند:

1) شورای سیاستگذاری خاورمیانه / The Middle East Policy Council

2) انستیتو اقدام آمریکایی واشنگتن / American Enterprise Institute, Washington

3) مرکز سیاستگذاری امنیتی واشنگتن / Center for Security Policy, Washington

4) پروژه برای قرن جدید آمریکایی واشنگتن / The Project for the New American Century, Washington

5) انستیتو واشنگتن برای سیاستگذاری در خاورنزدیک واشنگتن / Washington Institute for Near East Policy, Washington

6) مرکز مطالعات خاورمیانه فیلادلفیا پنسیلوانیا / The Middle East Forum, Philadelphia, Pennsylvania

7) مرکز هاگوب کورکیان نیویورک / Hagop Kevorkian Center, New York

8) آکادمی آمریکایی برای دین آتلانتا / The American Academy of Religion, Atlanta

9) شرکت آمریکایی خدمات تربیتی و آموزشی خاورمیانه واشنگتن / American Mideast Education and Training Service Inc, Washington

10) انستیتو خاورمیانه واشنگتن / The Middle East Institute, Washington

11) مرکز مطالعات اسلامی راکفلر در کتابخانه کنگره آمریکا واشنگتن / Library of Congress, Rockfeller Fellowship in Islamic Studies

12) انستیتو شرقی شیکاگو / Oriental Institute, Chicago

13) حوزه دینی هارتفورد کانک تیکت / Hartford Seminary, Connecticut

14) انستیتو امور خاورمیانه و شمال افریقا هایتزویل / Institute of Middle East and North African Affairs, Hyattsville, M.D

15) انستیتو مطالعات عرب بل مونت / Institute of Arab Studies, Belmont

 

بخشهای علمی دانشگاهها در آمریکا با عناوین بخش مطالعات خاورمیانه، بخش مطالعات خاورنزدیک، بخش مطالعات ادیان و بخش مطالعات اسلامی، به مطالعه و تحقیق درباره جهان اسلام می پردازند.

 

دانشگاههای آمریکا که تحت عنوان «بخش مطالعات خاورمیانه» مطالعات اسلامی انجام می‌دهند به قرار زیر می‌باشند:

1) دانشگاه نیویورک؛ 2) دانشگاه یوتا؛ 3) دانشگاه درو، نیوجرسی؛ 4) دانشگاه پنسیلوانیا؛ 5) دانشگاه آریزونا؛ 6) دانشگاه کالیفرنیا، برکلی؛ 7) دانشگاه میشیگان؛ 8) دانشگاه تگزاس؛ 9) دانشگاه ایموری، آتلانتا؛ 10) دانشگاه اوهایو؛ 11) دانشگاه شیکاگو.

 

دانشگاههای آمریکا که تحت عنوان «بخش مطالعات خاور نزدیک» مطالعات اسلامی انجام می‌دهند از این قرار می‌باشند:

1) دانشگاه واین، دیترویت؛ 2) دانشگاه کالیفرنیا، لُس آنجلس؛ 3) دانشگاه هاروارد، کمبریج؛ 4) دانشگاه بینگانتون، نیویورک؛ 5) دانشگاه برگ هام یانگ، یوتا؛ 6) دانشگاه ایندیانا، بلومینگ تُن؛ 7) دانشگاه پرینستون نیوجرسی؛ 8) دانشگاه جان هاپکینز، بالتی مور؛ 9) دانشگاه مینه سوتا، می نیاپولیس؛ 10) دانشگاه کورنِل، ایتاکا؛ 11) دانشگاه ایلی نویز، اوربانا شامپاین.

 

دانشگاههای آمریکا که تحت عنوان بخشهای «مطالعات اسلامی» و «مطالعات ادیان»، به مطالعات اسلامی می‌پردازند به قرار زیر می‌باشند:

1) دانشگاه یال، نیوهیون؛ 2) دانشگاه واشنگتن، ساتل؛ 3) دانشگاه واشنگتن، سنت لوئیس؛ 4) دانشگاه دیوک، دورهام؛ 5) دانشگاه اوریگن؛ 6) دانشگاه ویرجینیا، چارلوتزویل؛ 7) دانشگاه کالیفرنیا، سانتاباربارا؛ 8) دانشگاه کلمبیا، نیویورک؛ 9) دانشگاه ماسوچوست، امهرست؛ 10) دانشگاه جورج تاون، واشنگتن؛ 11) دانشگاه تمپل، پنسیلوانیا؛ 12) دانشگاه ایلی نویز جنوبی، ادوارد ویل؛ 13) دانشگاه جورج واشنگتن، واشنگتن. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:13 ق.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 14

>