تبلیغات
گذرگاه - مطالب حقوق بشر و مسیحیت
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #22

 

اسلام شناس معروف و معاصر برنارد لوئیس (Bernard Lewis) که نقش بسزایی در تحریف تاریخ خاورمیانه داشته است در کتاب اسلام و غرب چنین اقرار می کند: جهان مسیحیت از قرون وسطی تا به حال مطالعات اسلام را با دو هدف دفاع از مسیحیت در مقابل مباحث مسلمان و مسیحی نمودن مسلمانان جهان انجام داده است.

 

غربی ها (اروپا و آمریکا) در طول چندین قرن استیلای نظامی بر جهان اسلام، هجوم همه جانبه ای را برای نابودی اعتقادات مسلمانان آغاز کره اند و قرآن مجید، احادیث و سیره پیامبر اسلام مستقیما مورد حمله سیاستمداران، کشیشان، اندیشمندان، روزنامه نگاران و سینماگران قرار گرفته اند.

 

آنها با تجربه چندین قرن مطالعه درباره اسلام و مسلمانان از همه ترفندها، حیله ها و امکانات گسترده مالی و تبلیغی استفاده می نمایند تا مسلمان را مسیحی نمایند؛ از این رو می‌کوشند تا با تحریفات گسترده در ارکان اسلام و وارد کردن شبهات متعدد، مسلمانان در اعتقادات دینی خود دچار تردید و تجدید نظر شوند. به همین دلیل است که اسلام شناسان آمریکایی و اروپایی در دو دهه گذشته تعداد زیادی کتب و مقاله در زمینه مطالعات قرآنی و پیامبر اسلام منتشر کرده اند که هدف اصلی آن، ایجاد شک و شبهه در اعتبار قرآن مجید و رسالت پیامبر اسلام می‌باشد.

 

کلیساها و کشیشان، سیاستمداران، صاحب نظران، گروههای فرهنگی اجتماعی مسیحی، در اروپا و آمریکا با مسلمانان شدیدا در تعارض می باشند. آنها جریانات متعدد حقوقی و اجتماعی را علیه مسلمانان با همان روحیه دیرینه جنگهای صلیبی شکل داده اند و توسط رسانه های خود همراه با شانتاژ و پروپگاندای تبلیغاتی بر ضد بلاد مسلمین و مسلمانان بسیار فعال هستند.

 

اسلام شناسان معروف آمریکایی مانند همیلتون ا. ر. گیب و گوستاف فون گرونبام در تألیفات خود اسلام را فقط یک جنبش فرهنگی می دانند که آثار آن به عنوان محصول فرهنگی باید در موزه ها نگهداری شود. آنها بارها در سخنرانیهای خود خواستار به وجود آوردن اصلاحات در مبانی و اصول دین اسلام شدند.

 

فون گرونبام اعلام می دارد که با وجود آوردن اسلامِ منهای روحانیت، مسلمانان اصول و ارزشهای فرهنگی حاکم بر جهان غرب را خواهند پذیرفت. همیلتون ا. ر. گیب و آلفرد گویلوم در کتابهای خود "دین محمّدی و اسلام" با بحثهایی درباره خاتمیت پیامبری حضرت محمد، به شبهه افکنی پرداخته، اظهار می دارند که اسلام فقط یک دین عربی می باشد که برای وجود آوردن آن کاملاً به ادیان یهود و مسیحیت وابسته بوده است.

 

قرن حاضر نیز کشورهای استعمارگر اروپایی با برتری قدرت نظامی موفق شدند بیشتر جهان اسلام را مستعمره خود سازند و در دوران «استعمار نوین» کشورهای استعمارگر غربی با تهاجم همه جانبه فرهنگی می‌خواهند با تضعیف ایمان مسلمانان، سلطه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خود را بر جهان اسلام ادامه دهند. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 04:28 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #21

 

دانکن بلاک مک دونالد میسیونر مسیحی متولد اسکاتلند که زندگی خود را در آمریکا گذراند در کتاب خود به نام سیمای اسلام، که در سال 1911 م در نیویورک چاپ گردید، اظهار می دارد: اسلام با هجمه و نفوذ تمدن غرب به زودی متلاشی خواهد شد و میسیونرهای مسیحی وظیفه دارند که مسلمانان جهان را مسیحی نمایند و آنها را به سوی کلیساها راهنمایی کنند. وی توصیه می نماید که «به اسلام و پیامبر آن مستقیما حمله نکنید، فقط بگذارید که ایده های جدید اساس اسلام را نابود کند.

 

اسقف مونتگمری وات یکی از میسیونرهای معروف اسکاتلندی، استاد برجسته اسلام شناسی در دانشگاه ادینبورگ در کتاب خود به نام "محمّد در مدینه" می نویسد: ظاهرا محمّد کوشش نموده اسلام را در قالب دین یهود تشکیل دهد، اگر یهودیان با محمّد کنار می آمدند اسلام فقط به عنوان یکی از فرقه های یهود ظاهر می گردید. در حقیقت اسلام شناسان میسیونر مسیحی فقط یک هدف را تعقیب می کنند و آن اینکه نبوت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و قرآن کریم را به عنوان وحی الهی تکذیب نمایند. آنها مطالعات اسلام را به خاطر شناخت این دین انجام نمی‌دهند و مقصد آنها فقط بی اعتبار کردن دین اسلام است.

 

اسلام شناسی در چهار قرن گذشته در کشورهای اروپایی با هدف سلطه نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بر جهان اسلام انجام شده است و اسلام شناسان یهودی و مسیحی اروپایی با پژوهشهای خود کوشیده اند تا سلطه استعمارگران اروپایی بر جهان اسلام را مشروعیت بخشند. از آغاز مطالعات آکادمیک درباره اسلام در اروپا بر این قاعده کلی که «دشمن خود را بشناس» استوار بوده است و در این مأموریت، خاورشناسان و میسیونرهای مسیحی به سان دو لبه یک شمشیر، با هم کاملاً ارتباط داشته اند. از همان زمان از سوی دولتهای استعماری مخصوصا انگلستان چندین مؤسسه تبشیری برای ترویج مسیحیت در جوامع اسلامی تأسیس گردید.

 

بطور مثال درباره اسلام و سرزمینهای اسلامی، انگلستان احساس می‌کرد که به عنوان یک قدرت مسیحی، منافع مشروعی دارد که باید از آنها نگهداری کند. از این رو دستگاه پیچیده ای به منظور مراقبت و محافظت از این منافع به وجود آمد؛ سازمانهای پیشگام و اولیه ای نظیر "انجمن ارتقای دانش مسیحی" در سال 1698 میلادی و "انجمن نشر کتاب مقدس در سرزمینهای خارجی" در سال 1701 میلادی به وجود آمدند که بعدها انجمنهای دیگری به مانند «انجمن میسیونری پاپتیست» 1799 میلادی، «انجمن میسیونری کلیسا» 1799 میلادی، «انجمن بریتانیا و کتاب مقدس برای سرزمینهای خارجی» 1804 میلادی جهت خواسته های توسعه طلبانه اروپای مسیحی تاسیس گردیدند و در کشورهای اسلامی شروع بکار نمودند.

 

سر ویلیام مویر، میسیونر معروف در چندین کتاب که علیه اسلام تألیف کرده است تهمتهای ناروائی علیه اسلام، قرآن کریم و حضرت محمد ص، همراه با تحریف حقایق نوشته است، آن وقت این کتابها توسط دانشگاه های اروپا و آمریکا به عنوان کتب مرجع درباره اسلام به محققین غربی معرفی می‌گردد.

 

نورمن دانیل در کتاب اسلام و غرب اظهار می دارد: استفاده از شواهد دروغین از جانب غرب برای حمله به اسلام یک روش همیشگی بوده است. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 04:12 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #20

 

ساموئل هانتینگتون نظریه پرداز غرب مسیحی، ایده نظریه برخورد تمدنها را در کتابی مطرح ساخت. وی در این نظریه جهان را به سه تمدن تقسیم کرد؛ تمدن غرب، تمدن اسلام و تمدن کنفوسیوس چین. آنچه نامفهوم و عجیب می‌نماید این است که هانتینگتون در نظریه خود اسلام و آیین کنفوسیوس را در پیمانی مشترک بر ضد غرب مسیحی کنار هم نشانده است. این بدان معنا است که غرب، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، وارد جنگی مذهبی و سیاسی تمام عیار با تمام جهان اسلام شده است. وی بطور واضح و علنی در جای دیگری می‌گوید: ما نیاز به دشمن داریم و اگر نباشد، باید خلق کنیم؛ باید اسلام جایگزین مارکسیسم شوروی ‌شود.

 

برناردلوییس نظریه پرداز و نویسنده کتاب "خشم اسلامی"، خواهان پیشگیری از پذیرش اسلام در غرب شد و دلایل خود را عنوان نمود که اسلام باعث بازگشت ما به قرون وسطی، عصر پرده نشینی، رونق حرم سراها و بردگی می شود، به نظر می رسد که برناردلوییس از جریان تشکیل گروهای جهادی تقلبی اسلامی توسط آمریکا و اروپا خبر داشته است!! مانند: "القاعده، طالبان، داعش، جیش العدل، جندالله، جبهة النصرة، بوکوحرام، سپاه صحابه، جیش الاسلام، ارتش آزاد سوریه، شبکه حقانی، الشباب سومالی، جیش المجاهدین والأنصار، جیش الفتح، احرار الشام، جندالاقصی، جیش السنه، فیلق الشام، لواء الحق، اجناد الشام، فتح الشام، گردان توحید الاسلام، گردان الانصار، جبهه اسلامی سوریه، و ..."

 

میشل هولباگ نویسنده و مبلغ مسیحی می گوید: جنگ علیه اسلام گرایی با کشتن مسلمانان فایده ای ندارد فقط با فاسد کردن آنها می توان به این پیروزی دست یافت. پس باید به جای بمب، بر سر مسلمانان دامن های کوتاه فرو بریزید.

 

همفر جاسوس انگلستان در کشورهای اسلامی در خاطرات خود می نویسد: زنان مسلمانان دارای حجاب محکمی هستند، که نفوذ فساد در میانشان ممکن نیست. به هر وسیله ای شده باید زن مسلمان را از حجاب اسلام خارج کرد. وقتی زنان آنها از حجاب خارج شوند، مردان و جوانان فریفته می شوند و فساد در خانواده‌ها رخنه می‌کند. اینگونه می‌توان عقاید آنان را سست نمود. همفر یکی از 5000 مامور انگلیسی گماشته شده برای تضعیف مسلمین است که بریتانیا می کوشد تعداد آنها را تا پایان قرن هجدهم به 100000 برساند.

 

همفر می گوید: " زمانی که ما به این تعداد برسیم تمام مسلمین را زیر سلطه خواهیم گرفت و اسلام را به وضعیت رقت باری خواهیم رساند که هرگز از آن بهبود نیابد. در یكی از همایش های مان خود وزیر و ‌بالاترین مقامات كشیشی و تعدادی از كارشناسان شركت داشتند. بیست نفر از ما آنجا بودیم. همایش سه ساعت به طول انجامید و نشست آخر بدون دستیابی به نتیجه ای مثمر ثمر خاتمه یافت.

 

اما كشیشی گفت: نگران نباشید! چرا كه مسیح و همراهانش پس از سیصد سال شكنجه و تبعید و كشته شدن به قدرت رسیدند. امید است او از عالم غیب نگاهی به ما اندازد و بیرون كردن كافران (منظورش مسلمانان است) از مراكزشان را به ما عطا كند حتی اگر پس از سیصد سال باشد. ما می بایست به ایمانی راسخ و صبری طولانی خود را مسلح كنیم! ما باید برای كسب سلطه از تمامی انواع رسانه ها بهره بگیریم و همه شیوه های ممكن را بیازماییم و طریق مسیحیت را در میان محمدیان منتشر سازیم. حتی اگر بعد از قرن ها به نتیجه برسیم چرا كه پدران برای فرزندانشان كشت می كنند.

 

در این همایش طرح های پراكنده كردن مسلمانان و ترغیب آنها به رها كردن عقیده شان و ایمان آوردن آنها (یعنی مسیحی شدن) همانطور كه اسپانیا قرنها پس از مسلمان بودن به مسیحیت برگشت مورد بحث قرار گرفت. اما نتایج حاصله آنگونه كه انتظار می رفت نبود. من درباره همه صحبت هایی كه در آن همایش شد در كتابم با نام "به سوی ملكوت مسیح " نوشته ام. ما باید دشواری ها را آسان سازیم و بر آنها فائق آییم. مسیحیت برای منتشر شدن آمده است. در نتیجه ی تلاش ها و كارهای بزرگ وزارتخانه ما و دیگر حكومت های مسیحی، مسلمانان در حال حاضر در سراشیبی سقوط قرار دارند و از سوی دیگر مسیحیان در حال بدست آوردن قدرت هستند. اینك زمان آن فرارسیده است كه ما جاهایی را كه در طول قرن ها از دست دادیم دوباره به چنگ آوریم. نابودی اسلام وظیفه ای مبارك است.

 

ویل دورانت در کتاب خود می گوید: در قرن سیزدهم بر اثر تماس با اسلام از راه مبارزات صلیبی و ترجمه کتب، این اقلیت بی اعتقاد به شریعت مسیح، رو به افزایش نهاد.

 

فروید روانشناس و جامعه شناس مسیحی: ما کاری می کنیم که به زودی روابط جنسی زن و مرد چنان آشکار انجام شود که در نظر جوان مسلمان، دیگر هیچ چیز مقدسی مفهوم نداشته باشد. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 04:09 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #19

 

هِگل، فیلسوف مسیحی آلمانى (1831-1770م) ، درباره اسلام و مسلمانان دچار پندارگرایى شده و درباره اسلام به بورژوازى غرب مژده داد كه «روزگاران درازى است كه اسلام از پهنه تاریخ از دیدگاه كلى رخت بربسته و در كنج عزلت به آرامش‏گونه خاورزمینى پناه آورده است». هگل اسلام رایكسره با ترس و وحشت همراه خوانده و ویژگى‏هاى مسلمانان را در چارچوب احساساتى شدید، شورانگیز، بى‏بندوبار، بى‏كرانه و بى‏اعتنا به دیگر ارزش‏ها محدود دیده است. هگل درباره جنگ‏هاى صلیبى نیز دور از واقع‏گرایى به داورى نشسته و کشتار مسلمانان را حق مسیحیان دانسته است. وى بى‏توجه به انگیزه‏هاى گوناگون سیاسى، اقتصادى و اجتماعى جنگ‏هاى صلیبى، خواستِ مسیحیان را در آن جنگ‏ها تنها «دست‏یابى بر وجود حاضر و حتمى پروردگار» توصیف كرده است هگل در حقیقت به بورژوازىِ در حال اوج غرب؛ راهنمایی مى‏كند كه اسلام با آن ویژگى‏هاى نكوهیده اكنون در كنج عزلت به سر مى‏برد و وظیفه تمدن بورژوازى غرب است كه با استعمار و استثمار سرزمین‏هاى اسلامى، به كامیابى و پیروزى بپردازد.

 

این افتراى شگفت را "پیربل" از قول گزارشگران مسیحى نقل كرده است: در نتیجه نشر و انتشار مطالبى كه مسیحیان در قرون وسطى در باب اسلام نوشته و گفته بودند، پس از قرن دوازدهم میلادى تصور كلى مردم اروپا از اسلام این بود كه اسلام یك فرقه از فرقه‏هاى مسیحیت و نوعى بدعت و ارتداد است‏. بر اثر همین افتراها، گاهى پیامبر اسلام را اسقفى رومى و یا یک كاردینال معرفى مى‏كردند كه چون به مقام پاپى دست نیافت، به عربستان گریخت و آیین نا صوابى بر ضد مسیحیت بنیان نهاد.

 

اسقف توربین در کتاب تاریخ خود به دروغ نوشته: در محلى واقع در ساحل دریاى اسپانیا مجسمه‏اى از مس وجود دارد كه محمّد پیامبر اسلام آنرا ساخته است و مسلمانان آن را سجده مى‏كنند.

 

پدیلومان در کتاب تاریخ خود نوشته است: مجسمه نقره و طلایى محمّد وجود داشته و مسلمانان در زمان تصرف ناربون معتقد بودند پناهگاه آنهاست. همچنین در یك روایت افسانه‏اى به نام بازى قدیس نكولا، كه در قرون وسطى شهرت داشته، آمده است كه یكى از امراى مسلمان در آفریقا بتى به نام ترواگانت را مى‏پرستید و هر وقت منظور حاصل مى‏شد بت را با ورق‏هاى طلا مى‏پوشانید.

 

وی در قصیده معروف فرانسوى كه جنگ‏هاى رولان قهرمان را شرح مى‏دهد مى‏گوید:

مسلمانان در سرقسطه غارى دارند كه آن را جایگاه خدایان خود قرار داده‏اند، كه در آن غار مجسمه‏اى از طلاست، مجسمه چماقى در دست و تاجى به سر دارد و مسلمانان براى عبادت بت مزبور در آن غار اجتماع مى‏كنند.

 

كار تعصب مسیحیان و نسبت‏هاى ناروایى كه به مسلمانان داده‏اند به جایى رسید كه در داستان بازى قدیس نیكولا، مجسمه‏اى از قدیس نیکولا وجود دارد كه او را محمّد مى‏نامیدند به تصور این كه محمّد مجسمه داشته است؛ آنها علاوه بر این، مسلمانان بتخانه را محمّدیه مى‏گفتند. در كتاب‏هاى مسیحیان، مسلمانان متهم به بت‏پرستى شده‏اند و با نفرت و دروغ های متعصبانه در نوشته های خود آورده اند: مسلمانان از سنگ یا چوب یا فلز بت مى‏ساختند و آن را پرستش مى‏كردند و نوشته‏اند كه وقتى مسلمانان مى‏دیدند این بت‏ها سودى به حال آنها ندارد به آن حمله مى‏بردند و آن را خرد مى‏كردند.

 

کشیشان کلیسا و نویسندگان متعصب مسیحی با نقل این دروغ ها و افسانه پردازی ها بر ضد اسلام و مسلمانان، در مدتى بیش از هزار سال مردم اروپا را فریب دادند. امثال این افسانه ها و اكاذیب و نسبت‏هاى ناروا كه کلیساهای اروپا درباره مسلمانان نشر داده‏اند بسیار است. نویسندگان مسیحی در غرب، مسلمانان را كافر، شرور، بت‏پرست، جهنّمى، سگ‏هاى جهنّم، دشمنان خدا، دجّال، «ژانتیل» و نابودكننده صنعت و هنر و امثال این عناوین خطاب مى‏كنند. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 04:01 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #18

 

در مدارس مسیحی یسوعى فرانسه تدریس تاریخ ادیان غیرمسیحى بدعتى‏الحاد آمیز به شمار می‌‏رفت. با این همه، بوفی‏یه كه از 1701 تا 1732 میلادى مدت 31 سال، به عنوان مدیر داخلى قسمت شبانه‏ روزى و معلم تاریخ و فلسفه مدرسه «لویى كبیر» (لویى لو گران) خدمت مى‏كرد براى نخستین بار در سال 1701 میلادى درس تاریخ را در برنامه تحصیلى این مدرسه كه مهمترین مدرسه پاریس بود گنجانید و تدریس آن را در مدارس فرانسه پی‌‏ریزى كرد و به آن سازمان داد. كتابى نیز به نام «مبانى تاریخ و جغرافیا» براى دانشجویان این مدرسه نوشت كه در سال 1702 میلادى منتشر شد.

 

بوفی‏یه سه سال بعد كتاب دیگرى نوشت كه در آن، سال‏ها و وقایع تاریخى را به نظم درآورده بود تا فراگرفتن آنها آسان‏تر باشد. وى در این كتاب، تاریخ عمومى را به چهار دوره تقسیم كرده است:

1- تاریخ ملل پیش از مسیح. 2- تاریخ ملل پس از مسیح. 3- تاریخ مسیحیت. 4- تاریخ فرانسه.

 

در قسمت دوم كتاب یعنى تاریخ ملل بعد از مسیح، نویسنده چنان دستخوش تعصبات دینى شده كه همه حقایق اسلام را تحریف كرده و در شرح آنها از هیچ‏گونه افترا روینگردانده و یاوه‏ هاى پیشینیان را باز گفته است، او حضرت محمد را یكى ار رؤساى قبایل عرب و دین اسلام را دین کافران معرفى می‏كند. بوفی‏یه، پس از بحث كوتاهى درباره زندگى پیامبر اسلام به شرح پیشرفت مسلمانان در آسیا و افریقا می‌‏پردازد، ولى در اینجا نیز واقعیت‏ها را انكار می‏كند. تاریخ خلفا را بسیار مختصر مى‏نویسد و فتوحات آنان را مسكوت می‌‏گذارد و حال آن كه جنگ‏هاى صلیبى و پیروزى ‏هاى مسیحیان را بزرگتر از آنچه بوده است جلوه میدهد. در پایان، فصلى را هم به فرقه‏ هاى اسلامى اختصاص داده و شیعیان را پیروان حضرت على و اهل تسنن را پیروان حضرت محمّد دانسته است و این خود نشانه آن است كه مؤلف، مطالعات شخصى درباره دین اسلام نداشته و تنها روایات و نوشته‏هاى ضد اسلامى پیشینیان را باز می‌‏گفته است‏.


بدین‏گونه حقایق تاریخ اسلام در مدارس فرانسه، قربانى تفکرات و عمل مغرضانه كشیشان مى‏شد. معلمان مدارس مى‏كوشیدند كینه ادیان غیر مسیحى، به خصوص اسلام را كه سدّ راه مسیحیت بود، در نهاد شاگردان خود كه پس از فراغت از تحصیل به مقام‏هاى عالى دست مى‏یابند و یا بر مسند قضاوت می‌‏نشستند برانگیزند.

 

بوسوئه، خطیب و سخنور فرانسوی شهر پاریس که معلم فرزندان لویى چهاردهم شده بود در كتاب «تاریخ جهانى» خود، حضرت محمّد و دین اسلام و مسلمانان را فراموش كرده و كتاب را فقط بدین منظور نوشته است كه ثابت كند «همه چیز در دنیا به خاطر قوم یهود بوجود آمده است». از این رو، سه چهارم آن را به شرح زندگى فرزندان اسرائیل و سپس پیروان مسیح كه جانشینان آنان هستند اختصاص می‌‏دهد ولى درباره پیامبر اسلام و ملت‏هاى مسلمان با كمال بى‏انصافى و جهالت، چنین می‌‏گوید: پیغمبرِ... اعراب، خود را فرستاده خدا معرفى كرد و پس از آن كه ملت‏هایى نادان را فریفت، از نفاق و تفرقه‏اى كه میان كشورهاى همسایه وجود داشت سود جست و با كمك شمشیر و جنگ‏هاى خانمان برانداز، دین شهوانى خود را رواج داد، ولى هرگز یاراى آن نداشت كه خود را منجى موعود در تورات معرفى كند و یا دست‏كم دینش را به كتب مقدس ما مربوط سازد. بهانه‏اش عجیب بود، از بیم آن كه مبادا پیروانش بخواهند در كتاب‏هاى مقدّس ما شواهدى نظیر آنچه عیسى، پسر خدا، در تورات یافت جست و جو كنند، گفت كه یهودیان و مسیحیان در كتاب‏هاى آسمانى خود دست برده و آنها را تحریف كرده ‏اند؛ پیروان نادانش هم گفته‏اش را پذیرفتند. بدین‏گونه بوسوئه، تاریخ اسلام را مسكوت می‌‏گذارد و به هجو و تمسخر بنیانگذار آن اكتفا می‌‏كند. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:56 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #17

 

گلدزیهر (1921-1850م) خاورشناس اروپایى كه در اصل از مردم مجارستان و پیرو كیش یهود بود، یكی از بزرگترین دشمنان دین اسلام و قرآن است. وى به دلیل گرایش‏هاى مذهبى، در آثارى كه درباره اسلام به چاپ رسانده، از خود تعصب نشان داده و عقاید نادرستى ابراز كرده است. وى معتقد است كه پیامبر اسلام افكار جدیدى را به دنیا بشارت نداده است و اصول معارف خود را از منابع یهودى و مسیحى به دست آورده است، این معلومات تأثیر عمیقى در وى ایجاد نمود و روى همین اصول، عاطفه دینى حقیقى قوم خود را بیدار كرده است و این تعلیمات كه او از عناصر اجنبى كسب كرده بود به نظر پیامبر اسلام براى تثبیت نوعى از حیات دینى كه مشیت الهى بر آن قرار گرفته بود، ضرورت داشت. به نظر گلدزیهر، این افكار تأثیرات عمیقى در نفس پیامبر باقى گذاشت چنان كه گویى تیرى به شدت به هدف اصابت كرده است، به نحوى كه جزء عقیده قلبى و باطنى او شد و تمام درون او را فرا گرفت و چنان پنداشت كه این تعالیم وحى الهى است، تا حدى كه وى را این مطلب یقین گردید و خود را وسیله وحى الهى تصور نمود... محمد پیوسته مردم را به یاد روز حساب و قیامت انداخت و به دار آخرت بشارت مى‏داد. مجموع مطالب وى شاید از كتاب تاریخ عهد قدیم و قصص انبیا متأثر شده باشد كه به سبیل تمثیل و تهدید به ذكر اقوام و پیغمبران گذشته پرداخته است كه از طرف خدا به هدایت مردمان مأمور بودند.

 

كازیمرسكى (متولد 1808م) لهستانى الاصل كه تحصیلات شرق‏شناسى خود را در پاریس انجام داد و سال‏هاى متمادى، وابسته سیاسى و مترجم سفارت فرانسه در ایران بود، قرآن كریم را به زبان فرانسه ترجمه نموده كه على‏رغم این كه ترجمه او از بهترین ترجمه‏هاى زبان فرانسه محسوب مى‏شود لیكن عارى از شائبه و غرض نیست.

 

در مقدّمه چاپ دوم كتاب، فصلى متضمن تاریخ اعراب و اسلام و سیره پیغمبر اسلام قرار داده است كه بسیار زیركانه سعى نموده تا با غلو و گزافه‏گویى درباره حضرت محمد (برعكس دیگران كه آشكارا از آن حضرت بدگویى مى‏كردند) چهره واقعى او را مسخ و در ردیف ساحران و مردان افسانه‏اى قرار دهد، مثلاً درباره خصوصیات پیامبر اسلام مى‏نویسد: چهره پیغمبر همیشه پرنور و درخشان بود، هر وقت دست روى صورت مى‏كشید از انگشتان وى نورى مثل شمع ساطع مى‏شد. اغلب شنیده مى‏شد كه نبات و جماد به او سلام مى‏كنند. حیوانات مثل سوسمار، گرگ، آهو با وى حرف مى‏زدند تا این درجه كه وقتى بره بریان شده با او تكلم نمود. پیغمبر بر اجنه حكومت داشت و تمام آنها از او می ترسیدند. به كور مادرزاد چشم داد و بیمار خیلى سخت را شفا بخشید، حتى مرده را هم زنده نمود.

 

جین‏گاگنیرز استاد دانشگاه آكسفورد، در سال 1724 میلادى شرح حال پیامبر اسلام را به انضمام ترجمه قرآن در سه مجلد نوشت و در آمستردام به طبع رسانید. وى در آغاز كتاب خود مسیولو كنت دبلین را كه از پیامبر اسلام ستایش كرده بود مورد انتقاد قرار داده و مى‏گوید كه این شخص نه اطلاعى از علوم اسلامى داشت و نه زبان عربى مى‏دانست، پس چرا در ستایش پیشواى اسلام مبالغه كرده و كاهى را كوهى جلوه داده است. او بدین وسیله به مذهب مسیح خیانت و خوانندگان را گمراه كرده است. گاگنیرز در اثر خود مزایاى اسلام را با تعصب خاص رد كرده و از بدگویى و تهمت بدون دلیل مضایقه نكرده است. وى مى‏گوید: «من یك مسیحى هستم و روا نیست كه از اسلام و پامبر عربی دفاع كنم». ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:53 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #16

 

در سده هفدهم میلادى یك ثروتمند سوداگر به نام آندره دوریر از اهالى بورگن فرانسه كه در كشورهای اسلامی به بازرگانى و امور كنسولى كشور فرانسه اشتغال داشت، ترجمه‏اى عوامانه و سطحى از قرآن به زبان فرانسه منتشر نمود. وى تا سال 1630 میلادى در مصر بود و سپس به استانبول رهسپار شد و در این شهر شروع به یاد گرفتن زبان تركى نمود. ترجمه قرآن او در سال 1647 میلادى در پاریس با عنوان Alcoron de Mahomet منتشر شد و بطور بى‏سابقه‏اى مورد توجه مردم اروپا واقع گردید و در عرض مدت قلیلى كمیاب شد؛ این كتاب موهوم در یك سال پنج بار چاپ گردید.

 

ترجمه كتاب قرآن آندره دوریر در سال 1649 میلادى به انگلیسى و بعداً به زبان آلمانى طبع و نشر گردید. در طول مدت یك قرن، ترجمه قرآن دوریر به دفعات در فرانسه، هلند، دانمارك، بلژیك و انگلستان با حمایت مالی کلیسا و دولتمردان سیاستمدار کشورهای استعمارگر اروپایی حمایت و انتشار یافت. آخرین بار در سال 1770 میلادى در آمستردام شخص دیگرى به طبع آن كتاب همت گماشت. با این كه كسانى به نقص ترجمه دوریر پى برده بودند و حتى برخى درصدد بودند كه ترجمه بهترى از قرآن بنمایند و در دسترس مردم قرار دهند لیكن مخالفت میسیون مسیحى با مسلمانان و تعارض و اختلافات و جدالى كه آنها با مسلمانان داشتند مانع از انجام این عمل مى‏شد. ترجمه انگلیسى كتاب دوریر با عنوانى توهین آمیز و تحقیر كننده در مطبوعات اروپایی منتشر گردید:

 

القرآن محمد ترجمه شده از عربى به زبان فرانسه به وسیله جناب آقاى لرد دوریر مالزیر نماینده سیاسى پادشاه فرانسه در اسكندریه كه قریباً به انگلیسى ترجمه گردیده است، براى جلب رضایت و براى خاطر كسانى كه میل دارند مزخرفات اسلامی را ملاحظه نمایند تقدیم مى‏شود. این كتاب محتوى تاریخ حیات محمد، پیغمبر اسلام و مؤلف قرآن است و نیز حاوى نصیحت و متضمن پاره‏اى قصص است و براى كسانى كه میل به تحقیق و رغبت دارند كه بدانند مذهب اسلام و قرآن چگونه ساخته و پرداخته شده است، مفید است و خواندن این كتاب هیچ مخاطره‏اى براى مسیحیت ایجاد نمى‏كند. در بین مسلمانان، فرقه‏ها و مسلك‏ها و دسته‏هاى متعددى به وجود آمده‏اند و بدعت‏ها ایجاد كرده‏اند، ولى در معنى همگى با هم بر ضد حقیقت اتحاد كرده‏اند. من صلاح مى‏دانم كه به اطلاع خوانندگان برسانم كه آنان خود را آماده مبارزه با بدعت‏ها كنند و امیدوارم كه بر دشمنان چیره گردند... اى خواننده عزیز، اگر تو فرض كنى و بدانى كه قرآن شالوده و اساس مذهب اسلام است از آن بیزار مى‏شوى. بارى قرآن تقریباً به تمام السنه ملل مسیحى و یا به اغلب آنها از قبیل لاتین و یونانى و فرانسوى و غیره ترجمه گردیده است، ولى مع‏الوصف تاكنون كسى به اسلام نگرویده است، مگر كسانى كه مجبور بودند و یا در جایى كه زور شمشیر در كار بوده است. تو اى خواننده مسیحى، قرآن را بسیار خشن و مملو از تهدید، تنبیه و عذاب و عقاب خواهى یافت این كتاب [قرآن‏] چنان در بین مسلمانان مورد احترام و تقدیس است كه حد و حصر بر آن تصور نمى‏توان كرد، در روى جلد قرآن نوشته مى‏شود: نگذارید كسى به این كتاب دست بزند و آن را لمس كند مگر پاك و مطهر باشد (لایَمَسُّه الاَّ الْمُطَهّروُن). مردم عوام هرگز اجازه خواندن آن را ندارند. مسلمانان كوركورانه زنده و مرده در یك مذهب استبدادى بلاشرط به سر مى‏برند. بنابراین اى خواننده مسیحى... الآن موقع آن است كه ملاحظه كنى و مقایسه نمایى آیین خویش را با مذهب اسلام و سخافت دین آنان را ببینى و در هدف و كمال مطلوب و سعادت و عقیده آنان دقت نمایى. دینى كه آنان پیروى مى‏كنند بى‏ارادى و بدون تعقل است و در نتیجه فشار و تحمیل قبول كرده‏اند. اما مطمئن هستم حتى اگر تو دین دار نباشى و تعصب مذهبى هم نداشته باشى، حتى اگر ارتدوكس هم باشى، مع ذلك این مذهب اسلام براى تو جالب نخواهد بود، تو را از راه خود منحرف نخواهد كرد و با تعقیب این نور لرزان شمع خاموشان در ظلمت مطلق غوطه‏ور نخواهى گردید. من قرآن را به تو معرفى مى‏كنم، زحمت ترجمه آن را به زبان فرانسه متحمل شده‏ام و بلاشك مى‏دانم و با كمال صراحت مى‏گویم كه این آیین مانند سمى مهلك است كه قسمت عمده كره مسكونى ما را فرا گرفته و افكار جهانیان را مسموم نموده است و نیز ممكن است قرائت این كتاب مانند پادزهر و یا تریاكى كه سبب تشیید مبانى دین و تقویت آیین سست دلان مسیحى شود و موجب اعاده آنان به كلیسا گردد.

 

جامعه انگلیسى زبان، حدود یك سده با این ترجمه ناقص و غیرواقعى از قرآن سر و كار داشتند و مایه تعجب است كه ترجمه دیگرى جانشین آن نگردید تا این كه سال 1734 میلادى (سده هجدهم) جرج سیل ترجمه جدیدى از قرآن را در لندن به چاپ رساند. این ترجمه و بحث او در مقدّمه كتاب مورد استقبال قرار گرفت و بارها تجدید چاپ شد.

 

ترجمه قرآن رودول انگلیسى كه براى اولین بار در سال 1861 میلادى چاپ شد نیز از اهمیت شایانى برخوردار شد و مقبولیت عامه یافت، لیكن علت واقعى این امر، روحى بود كه مترجم در این اثر دمیده بود و در واقع از شیوه معموله تعصب‏آمیز خصومت‏بار سده هفدهم میلادى بر كنار نبوده است و فاقد تمام مزایا و تفوق‏هاى علمى سده هجدهم است. رودول قاطعانه، قرآن را محصول افكار شخصى حضرت محمد(ص) مى‏دانست، اما خصال و سجایاى آن حضرت را ستوده است، معهذا چند سؤال را نیز به جهت ایجاد تشکیک درباره او مطرح مى‏نماید: 1-آیا محمد پیغمبر واقعى است؟ 2-آیا از جانب خدا آمده است؟ 3-آیا در گفتار خود صادق و صمیمى است؟ آیا مداركى وجود دارد كه دلالت كند محمد سواد نداشت؟ ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:51 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #15

 

گابرئیل هانوتو وزیر امور خارجه فرانسه وقتى فرانسویان حاكم، دین را در تونس از سیاست جدا كردند و از قطع روابط عمیق تونس با كشورهاى اسلامى و قبله مسلمانان كه بر اثر سیاست‏هاى استعمارى صورت گرفت اظهار خوشحالى فراوانی نمود. وی در نطقی گفت: "این نقطه عطفی در پیروزی کلیسای مسیح بر علیه مسلمانان کافر است".

 

از روشن‏ترین این دشمنى‏ها سخن یكى از مسؤولان امور خارجه فرانسه در سال 1952 میلادى است كه گفت: خطر حقیقى كه ما را تهدید مى‏كند همان خطر جهان اسلام است. او مى‏افزاید: «به جهان اسلام آنچه مى‏خواهد مى‏دهیم و در آنها بى‏رغبتى به صنعتى شدن را ایجاد مى‏كنیم چون اگر آنان به قدرت برسند، جهان غرب را تهدید خواهند كرد.

 

كشیشى موسوم به "ام. سی. كول" مى‏خواست با مقایسه ترجمه قرآن و انجیل، برترى محتواى انجیل و مزیت مسیحیت بر اسلام را به اثبات برساند ولى به این كار توفیق نیافت. وى در خلال تالیف اثر خویش به مبارزه با اسلام و مسلمانان برخاست، اما از آنجا كه استدلالهایش بی منطق و دروغین بود در میان مسلمانان آفریقا مورد توجه واقع نگردید و كتابش در انبار كتابفروشان انباشته و پوسیده گشت.

 

ماراكچى ایتالیایى در سال 1698 میلادى متن عربى و ترجمه قرآن را به زبان لاتین منتشر كرد. ترجمه وى از منشأ تعصب و غرض سرچشمه مى‏گیرد. او در ترجمه قرآن از كشیشان الهام مى‏گرفت. ماراكچى در مقدّمه ترجمه كتاب قرآن خویش، فصل مشبعى از اطلاعات و معلومات موهوم خود را در مورد اسلام و حضرت محمد به رشته تحریر درآورد كه حكایت از غرض و تعصب و كینه دیرینه وى نسبت به اسلام مى‏نماید بطورى كه "جرج سیل" یكى از مترجمان قرآن با اشاره به این مورد مى‏نویسد: از سالیان دراز و قرون متمادى، اطلاعاتى كه اروپاییان از اسلام و قرآن اخذ كرده بودند، از مجراى متعصبین مذهب مسیحى بوده و بر مبناى اغراض، كینه‏توزى، بهتان، افترا و تعصب بوده است. كشیشان مسیحی اگر بحثى از معایب مسلمانان را به میان مى‏آوردند، كاهى را به اندازه كوهى سنگین و باعظمت جلوه مى‏دادند. قرآنی كه به ترجمه ماراكچى نوشته شد، در واقع ردیه‏اى بر اسلام است این ترجمه در سال 1691 میلادى در روم با موافقت پاپ با عنوان Alcorani Prodomus ad Refulationem منتشر شد.

 

ژرمن دوسیلسى نیز بین سال‏هاى 1650 و 1665 میلادى پس از مدتى اقامت در كشورهای اسلامی، ترجمه لاتینى از قرآن را فراهم آورد كه این ترجمه نیز در راستای دامن زدن به مشاجرات با مسلمانان و برای زیر سوال بردن اسلام و قرآن كریم نوشته شده بود. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:50 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #14

 

مسیونر و مبلغ انجیلی کشیش جان موت می‌نویسد: باید در تمامی مسیرهای تبلیغ مسیحیت، ابتدا بر روی كودكان و نوجوانان برنامه ریزی نمود و عمده فعالیت خود را در سرزمینهای اسلامى متمرکز كرد. باید اطفال را قبل از بلوغ به مسیحیت ترغیب نماییم و قبل از این كه مسائل اسلامى در روح اطفال شكل‏گیرد باید روح آنان را تسخیر و به کلیسا هدایت کنیم.

 

کشیش مبشر و مسیونر دیگری به نام جِسپ مى‏گوید: باید مدارسى تأسیس شود كه مبلغین کلیسا بتواند با مردم تماس بگیرند و آنان را به مسیحت دعوت نماید.

 

در سال 1907 میلادى كنفرانس مهمى براى بررسى خطرهایى كه غرب را تهدید مى‏كند تشكیل گردید كه تعدادى از نخبگان متفكران و سیاستمداران اروپایى را به ریاست وزیر امور خارجه بریتانیا دور هم گرد آورد. وى در نطق افتتاحیه خود بر ضرورت تلاش براى جلوگیرى از انهدام تمدن اروپایى تأكید كرد و شركت‏كنندگان هر كدام راه‏حل‏هایى ارائه دادند. به نظر آنان مهمترین خطرى كه از برون، اروپا را تهدید مى‏كرد خطر مسلمانان است. این كنفرانس مقرر داشت نقشه و طرحى در این زمینه ارائه گردد كه سعى و كوشش لازم در اجراى آن به كار گرفته شود تا از تشكّل و انتظام یافتن هر نوع اتحاد و اتفاق میان كشورهاى خاورمیانه كه نوعاً مسلمان هستند جلوگیرى به عمل آید چون خاورمیانه تنها نقطه خطرخیز براى اروپاست‏. در اجراى همین طرح بود كه انگلستان اساس همكارى و تعاون خود را با صهیونیست‌ها اعلام داشت و به ایجاد یك دولت یهودى تن در داد و آمریكا نیز در آن پیمان از مصوبه ها و نظریات ضد اسلامی و بر ضد کشورهای مسلمان دفاع نمود.

 

یکی از کشیشان ارشد واتیکان كاردینال بور به خبرنگار مجله «کاتولیکی تابلت» انگلیس در روز سقوط قدس (1967میلادی) گفت: «مسیحیان باید با یهودیان برای از بین بردن دین و تفکر اسلام و ایجاد تفرقه در بین مسلمانان همكارى و معاونت داشته باشند تا سرزمینهای مقدّس از دست مسلمانان در امان باشند».

 

پس از استقلال الجزایر یكى از خاور شناسان فرانسوی طی طرح سوالی «چرا مى‏خواستیم در الجزایر بمانیم؟» در مادرید سخنرانى كرد گفت: ما نیم میلیون سرباز را اسیر نمى‏كردیم كه آب‏جو الجزایر یا زیتون یا بیابان‏هاى آن را تصرف نماییم، بلكه ما خود را سور و قلعه‏هاى اروپا فرض مى‏كردیم كه در برابر حمله احتمالى اسلامى كه الجزایرى‏ها یا دیگر مسلمانان که امكان داشت در طول اقیانوس انجام دهند ایستاده باشیم، چون احتمال آن بود كه آنان در انتظار به دست آوردن مجدّد اندلس باشند كه از دست داده بودند، آن وقت به قلب فرانسه وارد مى‏شدند... از این رو ما در الجزایر مى‏جنگیدیم.

 

كیمون مستشرق فرانسوى در كتاب «باثولوجیا الاسلام» می‌گوید: دیانت محمدى همانند جذام است كه بین مردم شیوع داشته باشد، آن مرض مسرى است و سستی عام و جنونی فراگیر است كه انسان را به كسالت و بیراهه مى‏كشاند... ولی قبر محمد همانند عمود كهربایى است كه شور و جنون مى‏آفریند. لازم است یك پنجم مسلمانان به نابودى كشیده شوند و بقیه را به اعمال شاقه محكوم و كعبه را ویران و قبر محمد و جسم او را در موزه لوور جا دهند.

 

نظامیان ارتش‌های استعمارگر اروپایی در شعارهای رژه رفتن خود چنین سرودى را سر مى‏دادند: «ما مى‏رویم براى از بین بردن قوم‌های لعنت شده تا با دین اسلام مبارزه كنیم تا قرآن را با تمام قوا محو سازیم.

 

وزیر خارجه فرانسه، مسیو بیدو نیز به هنگام بازدید از مرز مراكش پس از جنگ اروپا و مراكش گفت: «این جنگى است بین هلال و صلیب». لازم است قرآن را از عالم هستى نابود سازیم، زبان عربى را از زبانها محو کنیم تا بر مسلمانان پیروز گردیم.

 

در زمان جنگ اعراب و اسرائیل، طرفداران اسراییل در پاریس تظاهراتى براه انداختند و پلاكاردهایى با خود حمل مى‏كردند كه بر آنها این دو كلمه نوشته شده بود: «مسلمانان را بكشید». در تظاهرات خیابانی دیگری، آنها با حمایت مالى کلیساهای فرانسوى‏ تابلوهایى درست کردند كه بر روی آنها نوشته شده بود: «شكست هلال اسلام». ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:47 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #13

 

کشیش مسیحی به نام جون تاكلى مى‏گوید: «ما باید كتاب قرآن را به خوبی مطالعه کنیم و یاد بگیریم، زیرا بهترین سلاح علیه اسلام است و به وسیله آن مى‏توانیم ریشه قرآن را از بیخ برآوریم. ما باید به مسلمانان بفهمانیم كه مطالب صحیح قرآن مطلب تازه‏اى نیست و مطالب جدید آن صحیح نیست». این کشیش براى سست نمودن عقیده اسلامى در میان مسلمانان پیشنهاد مى‏كند كه «لازم است مدارسى را بر اساس شیوه غربى در سرزمینهای اسلامی به وجود آوریم، چون اعتقاد اغلب مسلمانان به اسلام و قرآن بر اثر خواندن كتاب‏هاى درسى غرب و فرا گرفتن زبان‏هاى بیگانه تكان خواهد خورد».

 

تحریف اسلام و تاریخ آن توسط مبلّغان مسیحى حتى در لابه لاى كتب درسى كه از طرف مدارس تبشیرى در مناطق اسلامى تدریس مى‏گردید نیز راه یافت. نمونه‏اى از این كتاب‏ها كه در تحریف، خدعه و نیرنگ پیشقدم بوده و دیگران از آن استفاده كرده‏اند كتاب «البحث عن‏الدین الحقیقى» (بحث از دین حقیقى) تألیف منسنیو ركولى است و از طرف «اتحاد مؤسسات تعلیم مسیحى» در پاریس در سال 1928 میلادى چاپ و منتشر شده است. این كتاب را «پاپ لئون سیزدهم» در سال 1887 میلادى دیده و آن را ستوده است و در مدارس مسیحى شرق و غرب مورد استفاده قرار مى‏گرفت.

 

مطالب آن، كینه‏هایى علیه مسلمانان و عرب را بر می افروزاند و شدیداً علیه افكار مسلمانان حمله و تحریك مى‏نماید؛ در این كتاب آمده است: اسلام در سده هفتم میلادى به صورت دشمن جدیدى ظهور كرد. این همان دینى است كه بر پایه زور و تعصب بنا شده است. محمد شمشیر را در دست پیروان خود گذاشت و در قوانین مقدس اخلاقى سهل‏انگارى كرد و به اتباع خود ظلم و غارت را آموخت و به كسانى كه كشته مى‏شدند وعده لذات ابدى داد. چند صباحى نگذشت كه آسیاى صغیر و آفریقا و اسپانیا طعمه وى گشت و ایتالیا در معرض خطر قرار گرفت و نصف فرانسه متزلزل گردید و تمدن اروپا به لرزه درآمد. حمله این جمعیت (مسلمانان) به جایى رسیده بود كه غالب اوقات حملات آنها دامن سگ‏ها را مى‏گرفت. بالاخره كلیسا به رهبرى شارل مارتل، سدى بر سر راه اسلام بنا كرد (752 میلادى) و به دنبال آن، جنگ‏هاى صلیبى در طول دو قرن (1254-1099م) از مسیحیت دفاع كرد و کلیسا را نجات داد. بدین طریق پرچم «هلال» در مقابل پرچم «صلیب» شکست خورد و انجیل بر قرآن و مطالب و قوانین اخلاقى ساده پیروز شد.

 

كتاب دیگرى كه در كلاس چهارم مدرسه ارتدوکسی پطریرك بیروت و در مدارس دیگر لبنان تدریس مى‏گردید، «تاریخ محاضرات ج. ایزاك» تألیف أ. آلبا است كه در چاپخانه آداب فرانسه بیروت چاپ شده است. در این كتاب آمده است: محمد در میان مسافرت‏هاى خود مقدار كمى از عقاید یهود و نصارى را به دست آورد و آنگاه كه چهل ساله شد شروع كرد بگوید خواب دیده‏ام و به همین مقدار قانع بود كه خدا او را پیغمبر قرار داده است. نویسنده در صفحه دیگرى از این كتاب نوشته است: «قرآن مجموع كلماتى است كه شاگردان محمد هنگام تكلم وى مى‏نوشتند. محمد به پیروان خود دستور داد كه جمیع جهان را هر گاه ضرورت ایجاب كرد به زور شمشیر مسلمان كنند. هرگاه محمد مشغول وعظ مى‏شد، علاقه‏مندان وى كلمات او را با كمال تعجیل مى‏نوشتند. از قرن هفتم میلادى، فلسطین به تصرف كفار مسلمان درآمد.

 

تاریخ فرانسه تألیف غیومان و ف. لوستر، كتاب دیگرى است كه براى امتحانات نهایى در دانشگاه مسیحی «قدیس یوسف» در بیروت براى دختران تدریس مى‏شد و در غیر بیروت در دانشکده های تبشیرى نیز تدریس مى‏گشت؛ در این كتاب چنین مطلبى نوشته شده است: محمّد مؤسس دین مسلمانان، دستور داده كه پیروان وى جهان را به دین خود درآورند. چقدر فرق است بین این بت‏پرستان مسلمانان و بین مسیحیان خداپرست. این عرب‏ها به زور مردم را دعوت به اسلام نموده و به مردم مى‏گویند: یا مسلمان شوید یا بمیرید. در صورتى كه پیروان مسیح مردم را با كردار نیك خود دعوت به مسیحیت می کنند. اگر مسلمانان بر جهان پیروز شده بودند وضع ما چگونه بود؟ پاسخ این سؤال این است كه ما اكنون مانند الجزایرى‏ها و مراكشى‏ها مسلمان بودیم و به زبان عربی تکلم می‌کردیم.

 

هنگامى كه مستر پنروز در سال 1947 میلادى براى به دست گرفتن ریاست دانشگاه آمریكایى بیروت آمد گفت: بهترین وسیله‏اى كه مبشران آمریكایى براى مسیحى نمودن سوریه و لبنان بكار برده‏اند فرهنگ بوده است و به همین جهت رئیس دانشگاه آمریكایى لبنان از مسیونرهای مامور در سوریه انتخاب شد.

 

دانبى از استادان دانشگاه آمریکایی در بیروت و از همكاران پنروز در كتاب خود مى‏نویسد: فرهنگ بهترین وسیله‏اى است كه عقاید مسیحیت و پرستش مسیح را در افكار دانشجویان مسلمان تزریق مى‏كند. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:45 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #12

 

در سال 1988 میلادى دو نویسنده عرب: ادونیس و نجیب محفوظ جهت دستیابى به جایزه نوبل رقابت نمودند. ادونیس خود را با انجام اقدامات زیر آماده دریافت جایزه نمود:

1- تابعیت سوریه ای خود را به تابعیت لبنانى تغییر داد. 2- دیانت اسلامى خود را ترك و به مسیحیت گروید. 3- اسم عربى خود را از احمدعلى سعید به اسم فنیقى «ادونیس» تغییر داد. وى پیش از این با اداره مجله شعر در بیروت یك نسل كامل را از نظر فرهنگى مسموم و فکر بسیارى را فاسد كرده بود.

 

در آن روزگار به عنوان همیارى، سالانه سى هزار دلار از وابسته فرهنگى سفارت آمریكا در بیروت دریافت مى‏كرد تا مجله به حیات خود ادامه دهد و خانه شعر و شعراى عرب را ویران سازد، زیرا ادونیس به خاتم پیامبران و قرآن یورش‏هاى بسیارى داشته و ترجمه عربى کتاب مقدس را از نظر بلاغى، از قرآن برتر و زیباتر مى‏دانست و قرآن کریم را قابل مقایسه با کتاب مقدس مسیحیان نمى‏پنداشت.

 

زمانى كه وى در کنفرانسی از تز دكتراى خود در دانشگاه مسیحی جزوئیت‌ها «قدیس یوسف» در بیروت دفاع مى‏كرد، تمام آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌های مشهور ضد اسلام و فعال در کشتار مسلمانان در آن شرکت کرده بودند. با تمام اقداماتی که فنیقى ادونیس انجام داد ولی كمیته آكادمى سوئد، رقیب او، نجیب محفوظ را به خاطر نوشتن كتاب «اولاد حارتنا» (بچه‏هاى محلّه) برتر دانستند و جایزه نوبل را به او دادند.

 

در این كتاب، نجیب محفوظ تاریخ پیامبران را از دیدگاه روایات تورات و تلمود نگریسته و این سفیران الهى به ویژه پیامبر اسلام را مورد اهانت قرار داده است. داستان محله نجیب محفوظ در این زمان در قاهره نیست، بلكه دربرگیرنده تمام مناطقى است كه دیانت‏هاى سه‏گانه بزرگ جهانى را دربرگرفته است، از آكد قدیم و بین‏النهرین تا منتهى‏الیه شمال آفریقاست.

 

بچه‏هاى محله، ابلیس و آدم، موسى، عیسى و محمّد(ص) هستند. محبوب‏ترین آنها نزد نجیب محفوظ، ابلیس است كه مردم از تیره و پشت او هستند یعنى یهود و این همانى است كه تلمودى‏ها آن را مى‏پندارند و خود را به آن منسوب مى‏دانند و خود را از فرزندان قابیل می شمرند و قابیل را فرزند شیطان یا فرزند مار از حوا به شمار مى‏آورند، چرا كه به نظر آنان حوا قبل از هبوط به زمین از شیطان (مار) حامله بود.

 

كارل بكر خاور شناس آلمانی معتقد است سبب دشمنى غرب و شرق ریشه‏دارتر است؛ بنابر عقیده وى این دشمنى از آن زمان ایجاد شد كه اسلام پدید آمد و پیشروى نمود، سپس با پیشرفت خود، سدّ محكمى در مقابل گسترش مسیحیت به وجود آورد و به تدریج به سرزمین‏هاى مسیحى‏نشین سرایت كرد.

 

گاردنر نیز همین عقیده را تأیید مى‏كند، وى مى‏گوید: قدرتى كه در اسلام نهفته است، اروپا را به وحشت انداخته و سبب شده است كه مبلّغان مسیحى دشمنى بین كلیسا و اسلام را یک دشمنی دینى قلمداد و اعلام کنند.

 

یولیوس رچتر مسیحیان را سرزنش مى‏كند كه در عصر ظهور اسلام بى‏خبر نشستند تا این كه امپراطورى بیزانس با مرکزیت قسطنطنیه روم شرقى (ترکیه کنونی) به تدریج در امپراطورى اسلام محو گردید. "قسطنطنیه در سال 1453 میلادى به دست ترك‏هاى عثمانى سقوط كرد و تحت اختیار امپراطورى اسلام درآمد".

 

لورنس براون می‌گوید: اگر مسلمانان در امپراطورى اسلامى متحد شوند، خطر بزرگى براى جهان به وجود مى‏آورند، ولى تا روزگارى كه متفرق هستند و با یكدیگر نمى‏سازند، بدون وزن و اثر هستند از آینده آنان نباید هراس داشته باشیم.

 

لطفى لیفونیان ارمنى كه كینه شدیدى از مسلمانان دارد و چندین كتاب علیه اسلام نوشته و اركان آن را به باد مسخره گرفته است، از روى جهل و نادانى مى‏گوید: «مسلمانان جاهلند، زیرا معتقد به اوصاف جسمانى از خدا هستند». !!!!

 

در صورتی این مسیحیان هستند که برای خدا جسم قائل شدند و انسانی را خدا و پسر خدا و هم ذات با خدا و خود خدا می پندارند و تبلیغ و معرفی می کنند .

 

کشیش مسیحی به نام نلسن معتقد است كه «اسلام تركیبى از مسیحیت و بت‏پرستى است كه با مختصر تغییر به صورت دین جدید درآمده است». ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:25 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #11

 

"نولدكه" شرق شناس آلمانى در کتاب «تاریخ قرآن»، در اصالت سوره حمد (فاتحةالكتاب) تردید نشان مى‏دهد و ادعا مى‏كند كه احتمالاً این سوره، وحى قرآنى نبوده و باید نوعى دعا باشد. وی می‌گوید «حروف مقطّع» در آغاز برخى سوره‏ها اشاره به نام‏هاى صحابه دارند. هر كدام از یاران پیامبر اسلام نوشته ای براى خود نوشته و نامشان را به رمز در آغاز سوره‏هاى قرآن نهاده بودند تا نوشته آنها از نوشته دیگر جدا باشد، ولى نویسندگان قرآن بر اثر فراموشی، این رمزها را در متن كتاب وارد ساختند و اینك در آغاز پاره‏اى از سوره‏ها دیده مى‏شوند. این خاورشناس درباره پیامبر اسلام مى‏گوید: «پیغمبر در مواقعى كه بر خیالات و عواطف خود تسلط نداشت براى پیشرفت منظور خود به هر وسیله‏اى چنگ مى‏زد» و درباره قرآن مى‏گوید: «آشفتگى تصور و بى‏منطقى و فقر فكرى و اضطراب و خشكى و بى‏نظمى مطالب قرآن، انسان را از آن بیزار مى‏كند. اگر عرب‏ها از تذكرهای جهنم مى‏لرزیدند و به وحشت مى‏افتادند براى این است كه فهم و ادراكشان ضعیف بود. چیزى كه آنها مى‏شنیدند بعضى جملات مشوش و به هم ریخته بود».

 

دیوید ساموئل مارگولیوث سعى دارد معلمان خیالى دیگرى براى پیامبراسلام ساخته و پرداخته نماید و تعالیم اسلام را متأثر از تورات معرفى كند.

 

سر ویلیام مویر از داستان غرانیق بر ضد پیامبر اسلام دفاع مى‏كند و آن را روایتی حقیقی معرفی می نماید.

 

استادان دانشگاه كمبریج در نامه‌ای سرگشاده ابراز می‌دارند که بسیار متأسف هستند كه چند تن از استادان دانشگاه از جمله كائتانى مورخ ایتالیایى، منكر روایت غرانیق می باشند. (یعنى آنها هم باید این داستان را بپذیرند).

 

كارل بروكلمان آلمانى مى‏گوید كه محمّد در سالهاى اول بعثت، به سه الاهه مكه كه هموطنانش آنها را دختران خدا مى‏دانستند اعتراف داشت و در آیه‏اى بدانها اشاره‏اى كرد و روز بعد انكار نمود.

 

سلمان رشدى نیز داستان ساختگى غرانیق را اساس داستان‏پردازى خود نموده و عنوان «آیات شیطانى» را براى كتاب خود از همین افسانه واهى برگزیده است. در واقع سلمان رشدى با انتخاب این عنوان براى رمان خود بر طریق خاورشناسان مسیحی مغرض و همگام با كلیساها گام بر داشته‏ است.

 

حمایت موذیانه و خصمانه دولت های مسیحی غرب و کلیساها از مطالب ضد اسلامی و توهین آمیز به پیامبر اسلام کاملا برنامه ریزی شده می باشد. آنها با اعطاى جایزه نوبل و با تمجید از نویسندگانى كه در تمسخر و هجو اسلام، مطالب واهى مى‏نگارند در جهت پدید آوردن آثار مشابه یک تشویق کننده بالقوه می باشند.

 

از این نمونه «توفیق‏الحكیم» است كه در تئاتری بر شهوت‏پرستى پیامبر اسلام تأكید مى‏كند به‏گونه‏اى كه او را مورد تمسخر همسرش خدیجه قرار مى‏دهد. خشم نویسنده از پیامبر اسلام در نوشته هایش كاملاً آشكار است. گویى كه پیامبر اندیشه‏اى جز مرگ خدیجه ندارد تا خود را رها یافته ببیند. او این نكته را نیز القا مى‏كند كه پیامبر خود سازنده قرآن است به این دلیل كه از پیش مى‏داند كه چه پیش خواهد آمد.

 

طاهربن جلون نویسنده مراكشى‏الاصل نیز در سال 1987 میلادى براى رمان «شب قدر» (كه به زبان فرانسه نوشت) برنده بزرگ‏ترین جایزه ادبى فرانسه به نام «گنكورت» شد. این جایزه به دلیل ناسزا و استهزا به اسلام بود.

 

وی در این رمان تمام تلاش خود را به كار گرفت تا اسلام را به‏گونه‏اى معرفى كند كه گویى فقط مسائل جنسى است. قهرمانان این رمان كه بر اساس سمبل‏هاى اسلامى شكل گرفته‏اند همه به اقدامات سكسى و جنسى مبادرت مى‏ورزند. یكى از شخصیت‏هاى رمان، خداوند را سپاس مى‏گوید كه در شب قدر، آن زنى را كه دوست مى‏داشته، برایش آماده كرد، لذات و هیجان جنسى خود را در قالب یك نیایش به زبان مى‏آورد. همچنین در این كتاب بر نقش قهرمان زن داستان دور مى‏زند كه چگونه با پوشیدن لباس مردانه و نماز خواندن به عنوان امام جماعت در مسجد، اسلام و مسلمانان را استهزا می نماید. وی در کتابش برای خوانندگان چنین القاء نموده که سجود در نماز مسلمانان، دربرگیرنده یك حالت جنسى است كه پیامبرشان آن را اختراع كرده. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:23 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #10

 

هنرى لامنس خاورشناس بلژیكى و کشیش یسوعى كه تعصب بسیار شدیدى علیه اسلام داشت، به شدت تمام بر ضد پیامبر اسلام و قران کریم و مسلمانان مطلب می نوشت. وی در كتاب «فاطمه و دختران پیامبر» انحرافات و بداندیشى‏هایى دارد و مغرضانه مواردى را مطرح مى‏سازد كه دلیل بر فساد ذهن و نیت خبیثانه اوست. او به سبب كینه شدیدش از اسلام، در كتاب «اسلام، عقاید و نظام‏ها» دیدگاه‏هاى نفرت‏آمیزی از اسلام را مطرح نموده است که نشان از عمق نفرت و کینه کلیساها و مسیحت بر ضد اسلام و مسلمانان دارد. لامنس در حدود چهل سال در الجزایر، سوریه و لبنان اقامت گزید، وی پس از تحصیل زبان و ادبیات عرب و تألیف كتاب‏هایى در صرف و نحو زبان عربى، مقالات متعددى بر ضد اسلام در مطبوعات عربى و فرانسوى نوشت. تعداد كتابها و رساله‏هایى كه او بر ضد اسلام نگاشته بالغ بر سیصد عنوان است‏.

 

فیلیپ كه یک مبشر عرب مسیحى است با كمال جسارت مى‏نویسد: «محمّد با كمال بى‏باكى به تبلیغ ادامه مى‏داد و افرادى را از پرستش خدایان كاذب به پرستش خداى یگانه «الله» دعوت مى‏كرد. وحى بدون انقطاع نازل مى‏شد. او كه به یهودیان و مسیحیان رشك مى‏برد از این كه كتاب مقدسى دارند، تصمیم گرفت تا ملت او نیز كتاب مقدسى داشته باشند بنابر این قران را از خودش ساخت و پرداخت».

 

كارل بروكلمان خاورشناس آلمانى درباره پیامبر اسلام و مسلمانان سخنانى را به قلم مى‏آورد كه غیرعلمى و بى‏اساس است. به نظر وى، پیامبر اسلام، اطلاعات خویش را درباره تورات و انجیل از علماى یهود و مسیحی گرفته است. او به مواردى چون كودكى مسیح، اصحاب كهف و ذوالقرنین اشاره مى‏كند. وى مى‏نویسد: محمّد اندیشه گناه اصلى را از تورات اقتباس كرد.

 

ویلیام مونتگمرى وات خاورشناس اسكاتلندى كه آثار متعددى‏ در زمینه اسلام‏شناسى دارد در پندارى بى‏اساس اظهار مى‏دارد كه پیامبراسلام بعدها از یهودیان مدینه آموخت كه آورنده وحى بر او، فرشته بوده است و در این باره مى‏نویسد: در آغاز گمان مى‏برد كه آن موجود با شكوه همان خداست، بعدها شاید معتقد شده است كه آن موجود عالى، فرشته‏اى است كه روح نام دارد و سرانجام، آن را همان جبرئیل دانست تغییر این تعبیر، احتمال دارد در نتیجه اطلاع از تعلیمات یهودیان باشد كه عقیده دارند خدا نامرئى است. وات همچنین با کمال دروغگویی تراوشات ذهنی خود را چنین بیان می دارد و ادعا مى‏كند كه «ظاهراً (محمّد) براى گوش دادن به الهامات، روش مخصوص داشته است و اگر وحى به او نازل مى‏شد كه احتیاج به اصلاح داشت، آن را اصلاح مى‏كرد».

 

ادوارد گرانویل براون متولد استوتز هیل، گلاسترشر انگلستان، خاورشناس و ایران‌شناس مشهور بریتانیایی بود. او در یکی از نوشته های خود می‌گوید: عقیده مانویان درباره عیسى مسیح مورد قبول پیامبر اسلام واقع گردید.

 

بلاشر خاورشناس فرانسوى در مقدّمه‏اى كه خودش بر ترجمه قرآن كریم نوشته، می‌گوید: همشهریان پیامبر اسلام، پیش از آن كه پیامبر به رسالت مبعوث شود از داستانهاى قرآنى با خبر بودند. «تمام این داستانها (داستان هود و نوح و موسى و ابراهیم) در آن زمان معروف بود و مخالفان پیامبر اسلام خیلى خوب مى‏توانستند با شنیدن آنها ریشخندانه به او بگویند: اینها چیزى نیست جز اساطیر اولیه. بلاشر در مقدّمه خود بر قرآن القاء می نماید پیامبر اسلام بیسواد نبوده است. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:21 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #9

 

«آیا در دین مسیحیت، كشتن مسلمان جایز مى‏باشد؟» یكى از کشیشهای دومینیكن صده سیزدهم و چهاردهم میلادى به نام «هُلْكُت» گفته است: كسانى كه عیسوى نیستند اگر پیرو دینى باشند و مطیع باشند نسبت به ایشان مى‏توان به مدارا رفتار كرد بدین امید كه روزى به دین مسیح بگروند؛ مسلمانانى كه مطیع نباشند، در حكم یاغى و موذى محسوب مى‏شوند و ملحد مطلق هستند، ریختن خون آنها واجب است و می‌توان با اجازه كلیسا به آنها حمله برد و آنها را غارت كرد و كشت، و اموالشان را بین مسیحیان تقسیم كرد، زیرا كه اینان سرزمینى را كه به فرزندان ابراهیم وعده داده شده بود، به ناروا غصب كرده‏اند و مبلّغان مسیحی را كه براى نابودی اسلام فرستاده مى‏شوند به قتل مى‏رسانند.

 

رامون لول كشیش اسپانیایى، براى تبلیغ آیین مسیحیت در بین مسلمانان بسیار تلاش نمود. وی از 1266 تا 1276 میلادى به آموختن زبان عربى و علوم مذهبى همت گماشت. آنگاه در «مایوركا» (بزرگترین جزیره در مجمع الجزایر بالِثار) صومعه‏اى بنیاد نهاد و به تدریس درس‏هاى مذهبى و نیز زبان عربى به مبلغان جوان مسیحی پرداخت. در سال 1310 میلادى با آرزوی کشته شدن در راه کلیسا براى تبلیغ مسیحیت در بین مسلمانان رهسپار تونس شد، ولى مسلمانان او را به اروپا باز گرداندند. وى در 1341 میلادى از شوراى مذهبى مسیحیان خواستار شد كه به جاى بدگویى از مسلمانان، جلسات بحث و مناظره با آنان تشكیل دهند، ولى جامعه كلیسا او را «وكیل مدافع كفار» لقب داد، زیرا جامعه كلیسا هرگز بر سر آن نبود كه با اسلام و مسلمانان از در صلح و آشتى درآید. او در یكى از كتابهاى خود با عنوان: «سه مرد خردمند و یك بت‏پرست» مردى مسلمان را در برابر یك یهودى و یك مسیحى قرار داده است. هر سه تن به درستى آیین خود ایمان دارند و ضمن رعایت حرمت یكدیگر به بحث درباره آن مى‏پردازند و مطمئن هستند كه آن مرد بت‏پرست (مسلمان)، پس از شنیدن سخنانشان، دین آنان را برخواهد گزید، ولى بحث پایان مى‏یابد بى‏آن كه بت‏پرست (مسلمان) متقاعد شده باشد.

 

ریموندو مارتینى (حدود 1284-1230 قمرى) کشیش و مبلغ و خاورشناس اسپانیایى كه عضو فرقه مسیحی رهبانان دومینیكن بود یکی دیگر از ستیزه‏گران با اسلام است. در سال 1250 میلادى کلیسا او را براى تحصیل زبان‏هاى شرقى برگزیدند تا بتواند تبلیغ كند و در مقابل مسلمانان بایستد. وى به تونس رفت و در آنجا مدرسه‏اى براى آموزش زبان عربى براى مبلّغان تأسیس كرد. مهمترین تألیفاتش «خنجر ایمان در سینه مسلمانان و یهود» است كه تألیفش پس از سال 1278 میلادى به انجام رسید و آن را به لاتین و عبرى نگاشت. قصد وى از نگارش این كتاب، آن بود كه به همفکرانش در فرقه دومینیكن، سلاحى براى دفاع از عقاید مسیحى بدهد. وى با فلاسفه مسلمان، به خصوص غزالى در مسائل مربوط به خدا و عالم و جاودانگى روح به مجادله مى‏پردازد. مارتینى آن چنان در نوشتن و قرأت، زبان عربى را فرا گرفت كه «سوره‏اى بر ضد قرآن» نوشت!!. این معارضه در نسخه خطى كتاب «Vocabulista in Arabica» وجود داشت كه اسكیا پارلى در چاپى كه از این كتاب داشت آن را منتشر و به ایتالیایى ترجمه كرد. همچنین او كتابى نیز با عنوان: خلاصه‏اى علیه قرآن تألیف نمود.

 

ریكولدو دمونت كروس (1320-1243م) متولد فلورانس، راهب دومینیكن و مبلّغ مسیحى از جمله افرادى است كه خصومت شدیدى با اسلام داشت و توسط پاپ نیكولاى چهارم به شرق اعزام شد. وى در فلسطین، ترکیه، ارمنستان و عراق به گردش پرداخت و یعقوبیان را در موصل و نسطوریان را در بغداد به پیوستن به كلیساى كاتولیك رومی دعوت مى‏كرد. در حدود ده سال در موصل و بغداد به سر برد. در طول سفرهایش به كشورهاى اسلامى به مجادلاتى با مسلمانان به زبان عربى پرداخت. وى كتابى با عنوان «مجادله علیه مسلمانان و قرآن» نوشت كه به صورت خطى در پاریس موجود است و یا به عنوان «علیه قرآنِ محمّد» كه به صورت خطى در موزه بریتانیا وجود دارد یا «ردى بر قرآن» كه عنوان ترجمه لاتین از ترجمه یونانى است كه دیمتریوس كیدونس در سال 1350 میلادى به انجام رسانده است. در این كتاب، وى ردّیه‏هایى كه علیه قرآن و اسلام توسط مسیحیان نوشته شده آورده و از خود نیز بر آن افزوده است. این كتاب به زبان‏هاى فرانسوى، اسپانیایى و ایتالیایى ترجمه شد و به چاپ رسید. ریكولدو، همچنین كتابى درباره «سفرهایش» در شرق دارد كه در 1864 میلادى در لندن منتشر شد و به استعمارگران مسیحی اروپا در تصرف سرزمین های مسلمانان بسیار کمک نمود.

 

این مبلغ تبشیری مسیحى در كتاب «مجادله علیه مسلمانان و قرآن» ، بطور خلاصه چنین مى‏گوید:

1- اسلام دینى است كه دروغ و حقیقت در آن عمداً تغییر شكل یافته است. 2- اسلام دین خشونت و شمشیر است. 3- اسلام دین خودكامى و لذّت است. 4- محمّد با عیسى مخالف و دشمن است‏. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:19 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #8

 

مسیحیان بارها و بارها تهمت‌های ناروایی به پیامبر اسلام زده اند مانند: صرع زده و به بیمارى هیسترى دچار بوده و آنچه وحى مى‏نامد وحى نبوده بلكه در موقع بحران بیمارى توهم كرده كه طرف صحبت خداوند قرار گرفته است.

 

مسیحیان و یهودیان همان راهى را رفتند كه بى‏دینان و مشركان رفتند و همان حرفهایی را زدند که جاهلان بت پرست مى‏گفتند:

اَفَتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً اَمْ بِهِ جِنَّةٌ؛

آیا این مرد (محمّد) دانسته به خدا دروغ مى‏بندد یا جنون بر این گفتارش وامى‏دارد؟

كَذلِكَ ما اَتَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِم مِنْ رَسُولٍ اِلاَّ قالوا ساحِرٌ اَوْ مَجْنُونٌ؛

پیش از این نیز پیغمبرى مبعوث نشد مگر این كه گفتند ساحر یا دیوانه است.

 

جان آلفونسى دوسگوبیا اهل اسپانیا اواخر سده چهاردهم میلادى یکی از مسئولین برجسته "مجمع بازل" بود. وی در ترجمه قرآن به زبان لاتین مشاركت جست. بعد از مدتی او در سال 1440 میلادى كاردینال شد، ولى بعداً مجبور به كناره‏گیرى از این سمت گردید. در دیر یا همان صومعه أیتون در ساوواى فرانسه خلوت كرد و در این خلوت به فكر دفاع از مسیحیت در مقابل اسلام افتاد. براى او روشن بود كه مقاومت مسلحانه در برابر اسلام نتیجه‏اى ندارد، سپس وی به تألیف كتابى در رد اسلام به نام «طعن مسلمانان با شمشیر روح» پرداخت.

 

کشیش اسپانیایى به نام پدرو پاسكوال كه بعدها به عنوان رئیس اسقف‏هاى طلیطله انتخاب شد نیز دو كتاب درباره مسلمانان با عناوین زیر نوشت كه انعكاس‏دهنده دیدگاه کشیشان و کلیساهای مسیحى در این زمینه است: 1- درباره فرقه محمدیه؛ 2- ردّ مسلمانان جبرى... پاسكوال در 1294 میلادى رئیس دیر (صومعه) «سان میگل» و در 1296 میلادى اسقف «دیر ژاین» گردید. در 1298 میلادى مسلمانان او را در غرناطه اسیر و زندانى كردند. وى در زندان غرناطه تعدادى كتاب بر ضد اسلام تألیف نمود و بنا به قولى در همان زندان كشته شد.

 

سنت توماس اكویناس الهیات دان برجسته مسیحی در بخشى از اثرش تحت عنوان «خلاصه‏اى بر ضد غیر مسیحیان» که متوجه مخالفت با مسلمانان است و در نوشته خود اصرار مى‏نماید كه براى افرادى مانند محمد پامبر اسلام جاى آن نیست كه فرقه‏هاى جدیدى را تأسیس نمایند. او باور داشت که اسلام شاخه ای جدا شده از مسیحیت است. وى علاوه بر بیان لذّات جسمانى و خودكامى در اسلام، به ضعف ادله و احتجاجات پیامبر اسلام و خلط حقیقت با داستانها و افسانه‏هاى غیر تاریخى و عقاید دروغین و عدم معجزه‏اى كه بتواند نبوت وى را اثبات كند مى‏پردازد. به نوشته آكویناس، پیروان اولیه اسلام، افرادى بودند كه از الهیات و مسائل دینى اطلاع كافى نداشتند و خشونت جزء سرشت آنان بود. آكویناس امیدوار بود كه مسلمانان را مسیحى كند.

 

آكویناس در صحبت از اسلام به عنوان مذهب خشونت به نخستین پیروان پیامبر اسلام به چشم مردان خشن بى‏منطق مى‏نگرد كه آن زمان، دیگران را به زور به اسلام كشاندند هر چند وى خود اعتراف مى‏كند كه خبر و مژده نبوت حضرت محمّد قبلاً در كتاب مقدّس (تورات و انجیل) پیش‏بینى و پیش‏گویى شده بوده است، لیكن اصرار دارد نشان دهد كه آن حضرت تمام پیش‏گویى‏هاى موجود در عهد عتیق و عهد جدید را ضایع و فاسد كرده است. او در دومین فصل از كتاب خود مى‏گوید كه انگیزه و هدف وى نشان دادن صحت دعاوى مسیحیت كاتولیكى است.

 

دانته شاعر ایتالیایى (1321-1265م) نیز از جمله افرادى است كه در كتاب خود «كمدى الهى» به دین اسلام و حضرت محمد حمله مى‏كند. «او در داستان خیالی خود، پیامبر را در ردیف افراد ناشایست نام می برد و جایگاه وی را در دوزخ قرار مى‏دهد». ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:17 ق.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 14

>