تبلیغات
گذرگاه - مطالب حکومت تفتیش عقاید
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

زندگی نامه کشیش ساوونارولا بخش سوم

 

برای مدتی شهر این اصلاحات را پذیرفت. اکثر مردم رفتاری فروتنانه را در پیش گرفتند. ساوونارولا انقلابی اخلاقی و سیاسی و اجتماعی ایجاد کرده بود. روسپی خانه ها و محلهای عیاشی و بادگساری تعطیل شد. مردم در خیابانها سرودهای کلیسایی می خواندند. کلیساهای خالی، حالا مملو از جمعیت شده بود. بانکداران دیگر سود مالی دریافت نمی کردند. مالیاتها بسیار کاهش یافته بود. مردم تجمل پرستی، زیروآلات، لباسهای فاخر، نقاشی های برهنه، چینی ها و ظروف گرانقیمت، لوازم پر زرق و برق خود را به میدان شهر می آوردند. دسته های "جوانان امید" به تلنبار کردن این وسایل بر روی هم به مردم کمک می نمودند و بعد ساوونارولا در بالای سکویی برای خیل جمعیت موعظه می نمود و اولین مشعل آتشین را بر روی کوهی از واسایل و اشیاء تجملاتی که در میدان شهر به صورت کوهی زرین نمود می نمود پرتاب می کرد، گروهای "جوانان امید" با پاشیدن روغن و پرتاب مشعلهای بیشتر به شعله ور شدن بیشتر کوه زرین کمک می نمودند. همه مردم در این هنگام آواز و سرودهای کلیسایی می خواندند و برخی زانو زده و به درگاه خداوند دعا می نمودند و برای گناهان گذشته خود اشک می ریختند و درخواست عفو و توبه می کردند. برخی هم از میان جمعیت هللویا می گفتند و به ساوونارولا درود می فرستادند و برایش طلب برکت و سلامتی می نمودند. ساوونارولا از مردم غنی و فقیر خواست به کار مداوم بپردازند و از تجمل گرایی بپرهیزند و سرمشق خوبی برای آیندگان و مردمان شهر های اطراف خود باشند. مردم شهر دیگر به یکدیگر برادر و خواهر می گفتند و کمتر کسی دوستش یا فامیلش را با نام و فامیلش مورد خطاب قرار می داد.

 

ساوونارولا در موعظه ای قبل از آتش زدن کوه زرین تجملات چنین موعظه نمود: اصلاحات باید از روح شما آغاز شود... خوبی های شما باید در خدمت گسترش اخلاقیات کتاب مقدسی و مذهبی شما به خدمت گرفته شود. شما شنیده اید که می گویند حکومت با دعا و نیایش اداره نمی شود !! این قانون از آن کافران و ستمگران است... قانونی است برای استثمار مردم، نه برای آزادی یک شهر... و ایمان به خداوند.

 

ساوونارولا در موعظه ای دیگر خطاب به مردم شهر گفت: شما داری یک پادشاه نامرئی هستید و او کسی نیست بجز عیسی مسیح خداوند . حکومت مذهبی عیسی مسیح خداوند و پادشاه و سرور ما تحقق می یابد. ای فلورانس... در آن هنگام است که تو از ثروت دنیایی و روحانی غنی خواهی شد. حکومت روحانی پاپ دیگر مشروعیت ندارد. تو ای فلورانس بر روم، ایتالیا و کشورهای جهان حکومت خواهی کرد چون تو برگزیده خداوند ما عیسی مسیح هستی و ردای رسولان بر دوش تو می باشد. بالهای عظمت تو بر گستره جهان سایه خواهد افکند و در سراسر جهان گسترش خواهد یافت.

 

مردم که از موعظات ساوونارولا به وجد و هیجان می آمدند با جوش و خروش، با صدایی رسا و بلند، هللویا و آمین می گفتند. تا آن زمان هیچگاه مردم فلورانس اینگونه احساس روحانی، قدرت، پرهیزکاری و فرهیختگی نمی کردند. ساووانارولا با موعظات خود همه اینها را به مردم فلورانس بخشیده بود. ولی از آنجا که طبیعت بشر جاودانه است و انسانها ذاتا پرهیزکار نیستند و بقای نظم اجتماعی به دلیل اختلافات آشکار و نهان، سطح ایمان و فرهنگ خانواده ها، طبقات، نژادها و... لرزان است، آمالها و خوشی پیروزی جمهوری فلورانس زیاد طول نکشید.

 

ثروتمندان، زمین داران، اشراف، بازرگانان از این که حکومت به دست یک راهب افتاده بود در نهان سخت خشمگین بودند و جلسات مخفیانه شبانه برگزار می کردند. برخی نیز برای پاپ جاسوسی می نمودند به امید این که قدرت کلیسای پاپی ساوونارولا را از میان بردارد. برخی از مردم اجتماع به میکده ها و روسپی خانه ها و قمارخانه ها گرایش نشان می دادند. راهبان رهبانگاه های دومینیکی و فرانسیسی با تعصبات مذهبی بر علیه ساوونارولا مدام در حال بدگویی و توطئه بودند. این دشمنان نظام جدید فلورانس پیروان ساوونارولا را با ریشخند و تمسخر "گریندگان" می نامیدند چون پیروان وی در موعظاتش بسیار می گریستند. برخی از پیروان ساوونارولا نیز لقبهایی چون گردن کجان، سالوسان، نشخوار کنندگان دعا لقب گرفته بودند. پیروان ساوونارولا نیز مخالفان حکومت مذهبی فلورانس را سگهای هار می نامیدند. در اوایل 1496 سگهای هار موفق شدند با نفوذ به حاکمیت دستگاه های حکومتی برخی از کرسی های مناصب را اشغال کنند. آنها کم کم پس از نفوذ به سیستم سیاسی حاکمیت ساوونارولا را سعی نمودند که ملزم سازند که در فعالیتهای سیاسی دخالت نکند.

 

ساوونارولا چنین به آنها پاسخ داد: اکنون کلام خداوند به واقعیت پیوست: "پسران مادر من علیه من می جنگند" سگ های هار او را به مبارزه طلبیدند و درخواست نمودند که ثابت کند موعظه های او الهامی از خداوند است. ولی ساوونارولا از پاسخ سر باز زد.

 

ماکیاولی سیاستمدار، روانشناس، میهن پرست و نویسنده شهیر آن دوران در مورد ساوونارولا چنین گفته است: او پیامبری بی سلاح بود. فلورانس به دلیل عملکرد این راهب به لحاظ بازرگانی به شدت آسیب دیده بود. درآمدها کاهش یافته و درآمد مالیاتی بسیار ناچیز بود و شورای حاکم بر فلورانس نمی توانست مخارج دستگاه های حاکمیت را تامین نماید. در سال 1496 خزانه بطور کلی خالی شد. فساد مالی و اداری در اداره امور دولت و بی کفایتی مسئولان دستگاه های حاکمیت، باعث خسارات زیادی گردیده بود و مردم کم کم نارضایتی خود را ابراز می نمودند. فرآورده های کشاورزی در آن سال به دلیل باران زیاد از بین رفت. در سال 1947 مردم از گرسنگی در خیابانها می مردند. شورای حاکم بر فلورانس ستادهای یاری رسانی برای نیازمندان و فقرا برپا نمود. ساوونارولا برخی از سگهای هار، رهبران راهبان فرانسیسی و دومینیکینی را از شورا به دلیل توطئه و سخنرانی بر علیه وی اخراج نمود. پنج تن از رهبران توطئه نیز اعدام گردیدند. قبل از اعدام آنها، درخواست دادگاه تجدید نظر که در قانون اساسی توسط خود ساوونارولا درج و به تصویب رسیده بود پذیرفته نشد.

 

حالا بسیاری از مردم فلورانس دسته بندی ها، زورگویی ها، خشونتهای موجود را با زمان حاکمیت پیشین مقایسه می نمودند. جمعیتهایی از مردم خشمگین بارها در جلوی رهبانگاه ساوونارولا تظاهرات نمودند. گریندگان و سگهای هار بارها یکدیگر را در خیابان سنگسار می کردند. هنگامی که ساوونارولا به مناسبت پنتیکاست در میان پیروانش موعظه می نمود شورشی وحشتناک رخ داد. دشمنانش قصد ربودنش را داشتند. ولی پیروانش این حمله را دفع نمودند. جلسه ای در شورای مرکزی فلورانس تشکیل شد و پیشنهاد گردید که ساوونارولا تبعید گردد، ولی در هنگام رای گیری با اختلاف یک رای این مصوبه رد شد. ساوونارولا با وجود تلخی فروریختن رویاهایش با نیرومندترین قدرت ایتالیا رو در رو شد و آنرا به مبارزه طلبید. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 11:49 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

زندگی نامه کشیش ساوونارولا بخش دوم

 

وی در ادامه موعظه خود در میان مردم عوام چنین گفت:

شما راه های بسیاری را برای پول درآوردن یافته اید ، داد و ستد هایی می کنید که خود آنها را قانونی می دانید، در حالیکه اعمال شما بسیار غیر عادلانه هستند. شما دادگاه های شهر را به فساد کشانده اید. کسی نمی تواند شما را متقاعد کند که ربا گناه است. شما از آن با دل و جان دفاع می کنید. هیچکس از نزول خواری شرمنده نیست. هر کس که چنین باشد وی را احمق می پندارید. سیمای شما همانند روسپیان است و شرم و حیا را نمی شناسید. شما می پندارید که زندگی خوب و شاد در سودآوریست.

 

ستمگران اصلاح ناپذیرند ، زیرا که خود می خواهند ، چاپلوسی را دوست می دارند و سودهایی را که از راه نادرست بدست آورده اند باز نمی گردانند. آنان به فقرا توجهی ندارند و ثروتمندان را نیز سرزنش نمی نمایند. آنان رای دهندگان را به فساد می کشانند و مالیاتها را برای افزودن فشار بر مردم هزینه می نمایند. ستمگران خود را با جشنها و میگساری و روسپیان سرگرم می سازند و خرجهای گزافی می کنند ، آنها برای بدست آوردن قدرت و ثروت بیشتر توطئه می کنند. مردم را عادت داده اند که در امور دولت دخالت و توجهی نکنند ، بدینگونه است که ستمگر باقی خواهد ماند. این حکومت خودکامه و کلیساهایی که برای هنر و ادبیات هزینه می کنند ، بخشش پذیر نخواهند بود.

 

ساوونارولا معتقد بود هنر و ادبیات خدانشناسی است و چنین افرادی فقط تظاهر به مسیحیت می کنند. وی در یکی از موعظات خود به مخاطبینش چنین گفت:

هنر بت پرستی خدایان کفر است و نمایش بیشرمانه ای از برهنگی مردان و زنان.

 

ساوونارولا پس از نقل چنین موعظاتی، به دلیل مخالفت برخی از راهبان با سخنان و تفاسیر وی ، طولی نکشید که از رهبانگاه لومباردو و جماعت برادران دومینیکی جدا گردید و عملا رهبر رهبانگاه پیروان خود شد. او به دلیل مخالفتهای مذهبی و سیاسی اش با دولت وقت فلورانس و دستگاه مذهبی پاپی ، بسیاری از مخالفین این دو طیف و همچنین عامه مردم مستمند و پابرهنه را به دور خود جمع نمود بطوری که روزانه تعداد کثیری به جمع پیروان و یارانش افزوده می گردید . این باعث اعتراض رهبانگاه های دیگر نیز شد و او را به گوسفند دزدی متهم نمودند. چون مردمی که برای نذورات و دعا به این رهبانگاه ها می رفتند دیگر به جاهای مذهبی قبل خود رجوع نمی کردند بلکه به نزد ساوونارولا می شتافتند ، خبر ها و شواهد بسیاری حاکی از این بود که بسیاری از راهبان مرد و زن هم از رهبانگاه های خود فرار کرده و به جمع یاران و راهبان پیرو ساوونارولا می پیوستند. حالا او مرد مذهبی قدرتمندی شده بود و تمامی یارانش به او عشق می ورزیدند و ابراز وفاداری می نمودند. در این زمان وی گستاختر شده بود و به شدت به پاپ و روحانیون و مناصب کلیسایی چون کاردینالها ، اسقفان ، کشیشها ، شبانان ، شماسان ، خادمین کلیسا و رهبانگاه ها توهین می نمود و آنها را تحقیر و شماتت می کرد. او به شدت ثروتهای دنیایی و جلال آیینهای کلیسایی را که روحانیت از طریق کلیسا به آن دست یافته بود را سرزنش می کرد.

 

ساوونارولا در موعظه هایی تند و نقادانه خود در رابطه با روحانیون کلیساها چنین گفت:

اسقف های بزرگ با تاج هایی پر زرق و برق از طلا و نقره و سنگهای گرانبها بر روی سرهایشان ... با رداها و حمایلهایی زربفت ...

 

او این فراوانی نعمت در کلیسا و خسران و فقر را در خارج از کلیسا در کف جامعه با یکدیگر مقایسه می نمود.

 

وی در این باره رنج می کشید و رنج خود را از طریق موعظه ای این چنینی ابراز می نمود:

مسیحیان اولیه تاجهای زرین و جام های کمتری داشتند. آن اندک را نیز که می داشتند با فقرا تقسیم می نمودند. در حالیکه اسقفان و کشیشهای ما به خاطر بدست آوردن جام ها و تاج های بیشتر اخرین ذره دارایی فقرا را از آنان می دزدند. اسقفان و کشیشان ما شکمهای بزرگ و اندامی فربه دارند در صورتی که مسیحیان در قبل تر چنین نبودند بلکه اندامی لاغر و نحیف می داشند.

 

ساوونارولا اعتماد یارانش را به خود جلب نموده بود و با موعظاتی که می کرد به پیشگویی های آخر زمانی خود جان می بخشید. از قضا وی پیشگویی کرد حاکم فلورانس و پاپ اینوسنت هشتم هر دو در سال 1492 می میرند و همینطور هم شد.

 

وفتی پیشگویی وی به ثمر نشست او از احساسات مردم به نفع خود استفاده نمود و دوباره پیشگویی کرد که:

انتقام خداوند به دلیل گناهان کثیر در این سرزمین بر مردم ایتالیا چیره شده و انتقام خداوند از روحانیون و ستمگران سختر خواهد بود. او همچنین پیشگویی کرد بعد از این که خداوند انتقام گرفت ، مسیح ملت را به سوی اصلاحاتی بزرگ رهبری خواهد نمود و باز پیشگویی کرد شارل هشتم به ایتالیا یورش خواهد برد و از آن به عنوان بازوی انتقام خداوند نام برد و باز پیشگویی نمود که خود او به مرگی وحشتناک خواهد مرد.

 

تاریخ نگاران درباره تاثیر پیشگویی های ساوونارولا چنین گفته اند:

بعد از پیشگویی های او در این زمان ، وحشت سراسر شهر فلورانس و شهر های اطراف را فرا گرفت . مردمان چنان وحشتزده بودند که دسته های توبه خیابانی با فریادهای سوگوارانه تشکیل داده بودند آنها پابرهنه با زبانی خشکیده در دهان ، مانند مردمی نیمه مرده در کوچه ها و خیابانها راه می رفتند ، لباسهای مندرس و پاره می پوشیدند ، بدن خود را شلاق می زندند و خاکستر بر سر و روی خود می پاشیدند.

 

پیشگویی های ساوونارولا این بار نیز یکی پس از دیگری به وقوع پیوست. پس از جریاناتی سیاسی اجتماعی که در فلورانس رخ داد حاکم فلورانس گریخت . ساوونارولا قانون اساسی را با همراهی شورایی از سیاستمداران و بازرگانان بازنویسی و به تصویب رساند و در دهم ژوئن 1495 تمامی مصوبات آن به اجرا گذارده شد.

 

پافشاری ساوونارولا باعث گردید تا شورا ملزم شود قوانین اخلاقی توصیه شده او را به تصویب برساند. این قوانین به شرح ذیل تصویب و اجرایی گردید:

1- تشکیل دفتر وام بدون بهره برای بی بضاعتان . 2- ممنوعیت اسب دوانی برای زنان . 3- ممنوعیت ترانه های غیر کلیسایی . 4- ممنوعیت کفر گویی . 5- ممنوعیت قمار بازی و شرط بندی . 6- ممنوعیت شرابخواری و نوشیدنی های الکلی . 7- محاکمه کسانی که لواط یا زنا می کنند.

 

این قوانین باعث گردیده بود که مستخدمین بر علیه اربابان خود جاسوسی نمایند و پاداش بگیرند. برای بهتر اجرایی شدن این قوانین ساوونارولا جوانان کلیسا را به صورت یک نیروی پلیس اخلاقی در آورد. آنها متعهد شده بودند که مرتب به کلیسا بروند و پرهیزکار باشند و موهای سر خود را کوتاه نگاه دارند. این جوانان در دستجاتی 15 نفره تشکیل شدند و ساوونارولا به آنها لقب "دسته های امید" را داد. آنها در خیابانها و کوچه ها به صورت دسته های 15 نفره حرکت می کردند و برای کلیسا خیرات جمع می نمودند. گروه هایی را که برای شرب مشروبات و قمار گردهم جمع می شدند را کتک زده و از هم می پراکندند. لباسهای غیر اخلاقی زنان را از هم می دریدند و زن یا دختری که لباس کوتاه یا از نظر انها غیر اخلاقی پوشیده بود را برهنه نموده تا درس عبرتی برای سایرین گردد.

 

نـکتــه:

"گوسفند دزدی اصطلاحی مسیحی است مبنی بر این که به رهبر جماعت کلیسایی شبان می گویند و به پیروان و تابعین او گوسفند. این اصطلاح بر می گردد به سخنان عیسی مسیح و داستانها و استعاره های وی در مورد یاران و پیروانش در اناجیل عهد جدید کتاب مقدس" ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 11:42 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

زندگی نامه کشیش ساوونارولا اهل جمهوری فلورانس بخش اول

 

گیرولامو ساوونارولا متولد 21 سپتامبر 1452 میلادی در شهر فلورانس به دنیا آمد. وی که به نام های جرومه ساوونارولا و هیرونوموس ساوونارولا نیز شناخته می شود کشیشی دومینیکنی بود و حاکم فلورانس از 1494 تا زمان اعدامش در 1498.

 

او به علت جنبش دین پیرایی، موعظه های ضد رنسانس، به آتش کشیدن کتاب ها و نابودی آثار هنری در ملاعام نیز بسیار مشهور می باشد. او با شور و حرارت بسیار بر ضد آنچه وی به عنوان فساد و زوال اخلاقی روحانیت تلقی می کرد به موعظه می پرداخت و دشمن اصلی او پاپ آلکساندر ششم بود. گاهی او را به عنوان طلیعه آور مارتین لوتر نیز خوانده اند، آنهم با وجود آن که ساوونارولا در تمامی عمرش یک کاتولیک رومی متدین و پرهیزکار باقی ماند.

 

ساوونارولا در سن 22 سالگی به سال 1475 میلادی به دلیل اندیشه و رنج کشیدن در مورد دوزخ و مردم گناهکار ، از دانشگاه پزشکی گریخت و به تقبیح پاپها و کلیساهای فاسد پرداخت. وی روزهای بسیاری را در روزه و دعا بسر می برد ، بدن خود را به یاد مصائب مسیح ، با پوشیدن لباسهای زبر و خشن ، شلاق زدن ، خار بر پیشانی ساییدن ، خوردن غذاهای ساده و بسیار اندک آزار می داد ، زیرا در باور او با چنین اعمالی می توانست بر فساد ذاتی و فطری بشر چیره شود ، ساوونارولا فعالیتهای تن و خودخواهی را به عنوان صداهای اهریمنی تصور می کرد و در گوشه تنهایی ، خود را در میدان نبردی میان ارواحی می پنداشت که برای نیکی و بدی می جنگیدند. بطوری که پدر و مادرش برای او بسیار نگران و غمگین بودند.

 

ساوونارولا در میان جمعی از دوستانش چنین گفت :

در اینجا برای اینکه یک نفر مرد بشمار آید باید دهانش را با کثیف ترین بی رحمانه ترین و بزرگترین دشنام ها به مقدسات آلوده سازد... اگر فلسفه و هنرهای زیبا را بیاموزید ، رویا زده ، اگر با پرهیزکاری و فروتنی زندگی کنید، ابله، اگر مذهبی باشید ریاکار، اگر خدا باور و خدا ترس باشید ، سبک مغز بشمار می آید.

 

وی در سن 23 سالگی به رهبانگاه دومینیکی (پیروان دومینیک قدیس) (San Dominic) گریخت و شش سال در آنجا پناهنده شد و سکنی گزید ، ساوونارولا با غرور در آنجا تقاضای پست ترین وظیفه ها را می نمود . او از آنجا خطاب به پدر و مادرش چنین نوشت:

شما مانع من هستید ، حال آنکه باید شاد باشید ... ، از اندوه شما چه توانم گفت؟ آیا شما دشمنان قسم خورده زهد و پرهیزکاری من می باشید؟ اگر چنین است به شما می گویم باز گردید ای شمایانی که کار اهریمن را می کنید. من مانند شما از گوشت و استخوان هستم ، احساساتم آنقدر پریشان می باشد که منطق را دشوار ساخته است. پس باید بی رحمانه به مبارزه بپردازم تا اهریمن نتواند بر من چیره شود.

 

ساوونارولا ادعا می نمود که خداوند و فرشتگان با او سخن می گویند ، وی اعلام نمود که حکومت ضد مسیح فرا رسیده است و اهریمن تمامی جهان را به تصرف خود درآورده و به زودی مسیح ظاهر خواهد شد تا حکومت خود را بر روی زمین آغاز نماید. او به هزاران نفر از طرفداران خود می گفت خداوند انتقام الهی را به زودی با آمدن مسیح از زناکاران و خدانشناسان که بر ایتالیا چیره شده اند خواهد گرفت.

 

ساوونارولا در سال 1489 رهبانگاه دومینیکنی را ترک نمود و به فلورانس بازگشت. دوسال بعد او سرپرست رهبانگاه سان مارکو گردید. او در اولین خطبه هایش چنین موعظه کرد:

ای زنان که به زیورها و گیسوی خود فخر می فروشید ، شما در اوج زشتی بسر می برید. آیا توان دیدن زیبایی را دارید؟ به مردان و زنان مومن بنگرید که روانشان بر مادیات چیره شده است ، آنها را به هنگام نیایش و دعا بنگرید که پرتویی از زیبایی و نور خداوندی را در چهره رخشان خود به همراه دارند. به گمان اینکه چهره فرشتگان را دارند.

مردم شهامت ساوونارولا را در موعظه هایش می ستودند و بی نوایان و مستمندان که جمع کثیری از اقشار جامعه را تشکیل می دادند او را تقدیس می نمودند.

 

ساوونارولا در یکی دیگر از موعظه های خود گفت:

در این روزها هیچ رحمت و نعمتی نیست که خرید و فروش نشود. در این روزها روح القدس هم خرید و فروش می شود. فقیران زیر بار فشارهای شدید بسر می برند. از آنان می خواهند که بیش از توانایی خود مالیات بپردازند. باز هم ثروتمندان فریاد می زنند بیشتر مالیات بدهید. بسیاری درآمدشان 50 فلورین است ولی یک صد فلورین مالیات می پردازند. در حالیکه مالیاتها بر اساس تمایلات ثروتمندان وضع می شود و همان را هم مقدار بسیار ناچیزی می پردازند. ای مستکبران بخود آیید که مصیبت آن شما را خرد خواهد کرد. اینجا آشیانه دزدان و جایگاه پستی و خونریزی است. همه به فقر گرفتار خواهید آمد... وای کشیشان... وای بر شما که نامتان با وحشت مترادف خواهد شد.

ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 10:14 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه مسیحی نژادپرست کوکلاس کلان

فرقه مسیحی Ku Klux Klan با علامت اختصاری (KKK)، به نامهای دیگری چون کلاگلس (Kleagles)، روپوش داران منظم (Hooded Order)، شوالیه های سفید (European White Knights)، سازمان برادری (fraternal organization) ، (night-shirt knights) شوالیه های پیراهن پوش شب، نیز معروف می باشد.

 

Ku Klux Klan ، احتمالا مشتق شده از نام یونانی kuklos کلمه ( κύκλος ) که به معنی دایره است. دایره به صورت سنبولیک گردهمایی آیینی گروهی از مردان هم پیمان که با یکدیگر پیمان برادری می بندند را نشان می دهد.

 

فرقه Ku Klux Klan یکی از فرقه های پروتستان انجیلی راست افراطی مسیحی است، که با ایدئولوژی برتری نژادی سفید پوستان (White supremacy) نسبت به سیاهپوستان و رنگین پوستان، ناسیونالیسم سفید (white nationalism), ضدمهاجرت (anti-immigration) ضدکمونیست (anti-communist) شکل گرفت. تفکرات برتری نژادی این فرقه، سلطه سفید پوستان را در عرصه های اجتماعی، سیاسی، تاریخی و صنعتی تایید، و به استمرار این ایدئولوژی در چنین عرصه های کمک می نمود.

 

فرقه KKK با توجه به رشد روز افزون سیاهپوستان و مهاجرت رنگین پوستان به آمریکا شکل گرفت که با استفاده از احساسات ناسیونالیستی و میهن پرستانه به سرعت در تمامی ارکان جامعه رشد و توسعه پیدا نمود.

 

این فرقه یک گروه شبه نظامی است که با استفاده از کتاب مقدس و ترکیب نمودن آیات عهد قدیم و مرتبط ساختن آن به عهد جدید، توانست ایدئولوژی خود را علاوه بر ناسونالیستی جلوه دادن و نظامند نمودن، الهی نیز جلوه دهد. بدین صورت بود که این فرقه خیل عظیمی از مردم آمریکا را با خود همراه نمود. با اوج گرفتن و گسترش یافتن این فرقه، نفوذ و دست یافتن به ارکان قدرت ، اعمال خشونت آمیز زیادی را مرتکب شد، از جمله ترورهای مرموز مخالفین، اعدام های دستجمعی مردان و زنان و کودکان سیاهپوست، به آتش کشیدن رنگین پوستان، زنده بگور نمودن سیاهان، شکنجه های وحشیانه، توقیف اموال سیاهان و رنگین پوستان، بمب گذاری و بسیاری دیگر از این دست جنایات که در سطح وسیعی توسط این فرقه صورت پذیرفت.

 

اولین گروه های کوکلاس کلان در سال 1860 در ایالت و شهر (Pulaski, Tennessee) آمریکا توسط شش نفر از جانبازان ارتش کنفدراسیون تشکیل شد. این فرقه در سال 1870 اعضای بیشتری را به خود جذب کرده و گسترش چشمگیری پیدا نمود. آنها لباس های متحد الشکل سفید می پوشیدند که شامل : لباس بلند یک دست، ماسک، کلاه مخروطی عجیب و غریب و وحشتناک بود که هویت خود را در زیر این لباسها پنهان می نمودند.

 

اعضای این فرقه در شب هنگام با در دست داشتن مشعل ، شمع یا فانوس در محیطهای باز گردهم می آمدند و صلیب لاتینی (Latin cross) چوبی بزرگی را آتش زده سرود خوانان گرد آن به آرامی می چرخیدند و دعا می خواندند، رهبر گروه آیاتی از کتاب مقدس را با تفاسیر همسو با اهداف فرقه موعظه می نمود و اینگونه، مراسم مهیج خاصی را برای اعضای خود همراه با نطقهای آتشین برگذار می نمودند.

 

صلیب آتشین یا صلیب نورانی (Cross burning - cross lighting) احترام و قداست خاصی در میان کوکلاس کلانها داشته و در تمامی مراسم رسمی و غیر رسمی ، آنها یک صلیب آتشین برپا می نمودند.

 

در سال 1915 تا 1920 دومین گروه های کوکلاس کلان در شهرها و ایالات (Texas,Mississippi,Indiana, Michigan, Birmingham, Alabama, Atlanta, Georgia,) تشکیل شد و خیلی سریع ساختاری ملی و ایالتی پیدا نمود. این فرقه بین اعضای گروه سازمان برادری (fraternal organization) خوانده شد ولی در اسناد رسمی و ثبتی سازمان کلان، به نام (Kleagles) ثبت رسمی گردید.

 

این فرقه با انتشار و پخش موعظه "One Hundred Percent Americanism" (آمریکایی صد در صد) مجددا رونق گرفت. این بار علاوه بر ایدئولوژی های سابق دو ایدئولوژی دیگر (anti-Catholicism) ضد کاتولیک و (Nativism) سیاست ترجیح بومیان بر مهاجران ، به لیست تفکرات خطی این فرقه اضافه شد. گوکلاس کلانها با اتخاذ سیاستهای ناسونالیستی و ملی توانستند 4 الی 5 میلیون عضو جدید به گروهای خود اضافه نمایند.

 

در بین سالهای 1925 الی 1930 عقاید ضد یهود (anti-Jewish) هم به ایدئو لوژی این فرقه اضافه گردید. در سال 1928 خیابانهای واشنگتن پر شده بود از کوکلاس کلانها که در دستجات انبوه رژه می رفتند و دولت را برای تصویب و اعمال قوانین نژادپرستانه تحت فشار قرار داده بودند. در این سالها اعضای این فرقه علاوه بر ترور و بمب گذاری ، حمله به مراکز عمومی و محلات مهاجر نشین و سیاهپوستان، دست به جوسازی و راهپیمایی های عظیم و حملات شدید به خانه های شخصی کاتولیکها، رنگین پوستان، سیاهان، مهاجرین می نمودند، همچنین دست به قتل ، جنایت و اعمال خشونت آمیز می زدند.

 

کلانها دستجات خشونت و ترور نیمه شب خود را با نام (night-shirt knights) "شوالیه های پیراهن پوش شب" ایجاد نمودند که برای ایجاد رعب و وحشت در بین مهاجرین و سیاهان کارآمد جلوه می کرد. آنها هم لباسهای گروهای 1860 و 1870 را می پوشیدند با این تفاوت که بر روی لباسهای آنها حروف (KKK) به عنوان یک "کد فرقه ای" نقش بسته بود. سال 1940 این فرقه دوران پراکندگی ، رکود و از دست دادن اعضاء را بعد از یک دوره موفقیت اجتماعی چشمگیر ، تجربه نمود.

 

سومین گروه های کوکلاس کلان در زمان جنگ جهانی دوم شکل گرفت ولی با مخالفت اجتماعی بسیاری روبرو گردید.

 

از سال 1871 تا سال 1877 دولت فدرال آمریکا فعالیتهای سیاسی و اجتماعی کوکلاس کلانها را کنترل و محدود نمود، همچنین برخی از رهبران این فرقه را به دلیل اعمال خشونت آمیز و قتل و جنایت، تحت پیگرد قانونی قرار داد.

 

امروزه فرقه کوکلاس کلان در نزد گروه های اجتماعی ، کلیسایی ، دانشگاهی ، مقامات ایالتی و شوراهای شهری و استادان دانشگاه و مقامات سیاسی به عنوان یک گروه "subversive or terrorist organization" خرابکارانه و تروریستی سازماندهی شده، شناخته و معرفی می شود. این فرقه در بسیاری از ایالات آمریکا و کشورهای اروپایی اجازه فعالیت، عضو گیری و ایجاد تجمعات را ندارد.

 

در بین عموم ملل جهان واژه کوکلاس کلان (KKK) به معنای ضد سیاه (anti-black) به لحاظ نژادی مطرح و جا افتاده است.

 

در حال حاضر با توجه به رویکرد نژادپرستانه و فعالیتهای خشونت آمیز و اعمال تروریستی این فرقه، فعالیت کوکلاس کلانها در برخی از کشورهای اروپایی ممنوع اعلام شده است. بطور کلی فرقه کوکلاس کلان در حال حاضر حدودا دارای یک میلیون عضو ثابت و متغیر در سراسر آمریکا، برزیل، کانادا، استرالیا، روسیه و اروپا (انگلستان، آلمان، فرانسه، اطریش، دانمارک، هلند، سوئد، فنلاند) می باشد.

 

اکثر واژه های فرقه ای گروه کوکلاس کلان را یکی از رهبران ایدئولوژیست فرقه به نام ویلیام سیمونز (William Simmons) ابداع نموده بود. این واژه ها سلسله مراتب رهبری را در کلانها نشان می دهد. Klabee ، Klavern ، Imperial Kleagle ، Klecktoken ، Kligrapp ، Klonvocation ، Kloran ، Kloreroe ، Imperial Kludd ، Imperial Kaliff ، Imperial Wizard

 

کوکلاس کلانها دارای انجمنهای مخفی و سری بسیاری هستند. آنها عاشق خلق نمادهایی می باشند که هویت آنها را پنهان می نماید مانند عدد 5/33 که نماد دوره پنجم تمامی گروها ، دستجات ، فرقه های نژادپرست وابسته به کوکلاس کلانها است و آنها به عنوان معرفی خود از این عدد بر روی لباس، دکور فروشگاه، محل کار و به صورت خاکوبی بر روی گردن و بازوی خود استفاده می نمایند و این نماد به مخاطب خاص یادآوری میکند که با یک گروه یا یک دسته، فرقه نژادپرست وابسته به کوکلاس کلان ها طرف می باشد.

 

در چند سال اخیر کوکلاس کلانها در شهرها و ایالات Iowa, Nebraska, Virginia, Kentucky, Maryland, Pennsylvania, New Jersey پیشرفت روز افزونی داشته اند و به تعداد اعضای خود با استفاده از معضل مهاجرت غیر قانونی ، جنایات شهری و گروهای گنگستر ، ازدواج همجنسبازان و تهدیدهای اجتماعی از این دست توانسته اند نظر بسیاری را به عضویت در فرقه و کلیساهای صلیب آتشین خود جلب نمایند. آنها در حال همکاری وسیعی با گروه های نئونازی و دیگر گروه های نژادپرست می باشند که منافع مشترک بلقوه ای با یکدیگر دارند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:51 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کاتولیکها، حکومت، بوداییان

 

تصویر ثبت شده از آرامش چهره راهب بودایی به نام تیک‌کوانگ‌دوک در حین خودسوزی اعتراض آمیز در سایگون به تاریخ 11 ژوئن 1963 با عکاسی مالکولم براون می باشد.

 

در روز 11 ژوئن سال 1963 میلادی یك راهب بودایی در اعتراض به سیاست های حكومت دست نشانده آمریكایی نگودین دیم، رئیس جمهور ویتنام جنوبی در شهر سایگون و در ملاعام دست به خودسوزی زد.

 

در پایان جنگ فرانسه در هند و چین پیمان صلح ژنو امضا شد.براساس این پیمان، استقلال لائوس، كامبوج و ویتنام كه به 2 بخش شمالی و جنوبی در مدار 17 درجه تقسیم شده بود، به رسمیت شناخته شد.

 

در شمال مدار 17 درجه جمهوری دموكراتیك ویتنام شمالی كه متحد چین و شوروی بود ، تاسیس شد. در جنوب ویتنام جنوبی حكومت سلطنتی بائودای را حفظ كرد.بائودای امپراتور ویتنام جنوبی نگودین دیم را به نخست وزیری انتخاب كرد.

 

نگودین دیم با حمایت آمریكا كه پیمان ژنو را امضاء نكرده و آن را به رسمیت نمی شناخت. در سال 1955 حكومت سلطنتی بائودای سرنگون شد و ویتنام جنوبی اعلام جمهوری نمود.

 

نگودین دیم در یك انتخابات فرمایشی رئیس جمهور ویتنام جنوبی شد و با آمریكا در جنگ علیه ویتنام شمالی متحد گشت.

 

نگودین دیم یك كاتولیك بود و تمام اعضای دولت خود را از میان افراد فامیل و دیگر كاتولیك ها انتخاب كرد. به طوری كه تمام ابزار قدرت در ویتنام جنوبی بودایی مذهب در اختیار كاتولیك ها قرار گرفت.

 

او یك حكومت دیكتاتوری مسیحی ایجاد كرد و بیش از پیش ، مردم و به ویژه راهبان بودایی را تحت فشار قرار داد.

 

در سال 1963 میلادی راهبان بودایی به تنگ آمده و مبارزه با نگودین دیم را آغاز كردند.

 

در 8 مه سال 1963 ، راهبان بودایی تظاهراتی را علیه نگودین دیم در سایگون برپا كردند كه نیروهای دولتی جدید مسیحی کاتولیک 8 راهب بودایی را در جریان این تظاهرات به قتل رساندند و در پی آن سركوب همه مخالفان دولت مسیحی دیم شدت یافت.

 

در روز 11 ژوئن سال 1963 میلادی، یك راهب 66 ساله بودایی به نام تیش كوانگ دوك در اعتراض به دیكتاتوری، فساد مالی، بی عدالتی حكومت مسیحی نگودین دیم در مقابل دیدگان هزاران نفر در شهر سایگون، پایتخت ویتنام جنوبی (هوشی مین ویل امروزی) دست به خودسوزی زد.

 

او در حالی كه در آتش می سوخت، بی حركت بر زمین نشسته بود و حتی ناله نمی كرد. تصاویر خودسوزی او در تمام جهان منتشر شدند.

 

در پی خودسوزی كوانگ دوك، راهبان بودایی دیگری نیز در ملاعام در اعتراض به حكومت دیم دست به خودسوزی زدند. آمریكا كه متوجه شده بود ادامه حكومت مسیحی کاتولیک نگودین دیم دیگر به صلاح منافع اش نیست و از حمایت آن دست برداشت.

 

در نوامبر سال 1963 نظامیان علیه حكومت دیم دست به كودتا زدند و حكومت او را ساقط كردند. نگودین دیم توسط حكومت جدید تیرباران شد.

 

و اما روایت ماجرا و آنچه در تصویر دیده می شود:

خیلی آرام و خونسرد آمدند؛ یکی از آنها روی زمین نشست، سپس دیگری بر روی سرش ظرف بنزین را خالی کرد و سپس در کمال آرامش کبریت زده شد. او ابدا فریادی نکشید، ناله‌ای نکرد، فقط چهره‌اش در هم می‌رفت. همه تحت تٱثیر این عمل، مات و مبهوت این ماجرا شده بودند و هیچ‌کس از بوی گوشت سوخته انسان فرار نکرد... من فقط می‌دانستم که باید عکس بگیرم.

 

مالکولم براون با عکسهایی که از مرگ راهب بودایی تیک‌کوانگ‌دوک گرفت، برنده‌ی جایزه پولیتزر گردید به مانند دیوید هالبرستم به‌جهت مطلبی که در این مورد نوشت:

می‌توانستم که آن صحنه را دوباره ببینم، اما یکبار کافی بود. شعله‌های آتشی که از یک انسان ناشی می‌شدند. بدنش به آرامی چروکیده می‌شد و درهم می‌رفت، سرش سیاه شده بود و به ذغال تبدیل می‌گشت. در هوا بوی سوختن گوشت انسان پراکنده شده بود. انسانها به صورت غافلگیرانه‌ای سریع می‌سوزند. از پشت من صدای گریه و بغض ویتنامی‌هایی که در آنجا گرد هم آمده بودند به گوش می‌آمد. آنقدر شوکه شده بودم که گریه نمی‌کردم، دستپاچه‌تر از آن بودم که نتی بردارم یا سئوالی بکنم. آنچنان گیج شده بودم که حتی نمی‌توانستم فکر کنم... مادامیکه می‌سوخت حتی یک عضله‌اش را هرگز حرکت نداد. صدایی از گلویش خارج نشد. خونسردی چهره‌اش با شیون و ناله مردم اطرافش در تضاد بود.

 

این اتفاق نقطه عطفی در بحران بوداییان ویتنام گردید، به‌طوریکه دولت وقت که شدیدا مورد حمایت ایالات متحده بود توسط یک کودتای نظامی سرنگون شد. اثر این تنش موجب آغاز جنگ ویتنام در حدود 2 سال پس آن گردید.

 

به نظر جان اف کندی، رییس جمهور آن زمان ایالات متحده - که با دیدن عکس فریاد بلندی کشیده بود - هیچ عکس خبری در تاریخ، به اندازه‌ی این عکس، باعث برانگیخته شدن احساسات مردم در سراسر جهان نگردیده بود.

 

میلیونها نسخه از این عکس توسط چین کمونیستی، در سرتاسر آفریقا و آسیا، برای نشان دادن چهره‌ی آمریکای امپریالیسم انتشار یافت و در اروپا، این عکس در خیابانها به عنوان کارت پستال فروخته می‌شد!

 

این تصویر حتی در بین جریانات مسیحی و غیر مسیحی ضد کاتولیک نیز به شدت درحال تکثیر و گسترش بود که باعث واکنشهای بسیار زیادی بر ضد کاتولیکها گردید.

 

پس از این رویداد، تیک‌کوانگ‌دوک، تا حد بوداهیساتوا مورد احترام قرار می‌گیرد و در عید مخصوص بودایی‌ها از وی یادی به‌عمل می‌آید. قلب وی پس از مراسم مرده‌سوزانی، هر چند کمی جمع شده بود، اما سالم باقی ماند و به عنوان نمادی از شفقت و غمخواری، در جام بلوری مخصوص مراسم نیایش در پاگودایی در همان نزدیکی قرار داده شد.

 

با وجود شوک شدیدی که این تصویر و اتفاق در جوامع غربی ایجاد کرد، اما این عمل در میان جامعه بوداییان اتفاقی جدید نبود و قبلا نیز صورت می‌گرفت؛ هر چند که در مرحله بالایی و خاصی از دین بودایی انجام می‌گیرد و مراسمی عادی نمی‌باشد. در حقیقت این نوع قربانی کردن خود، که به جهت حفظ آبرو و شرف بودا صورت می‌گیرد و نوعی پیمان محکم با بودا می‌باشد. بطوری که نقل گردیده تیک‌‌کوانگ‌دوک نیز آداب خاصی را برای این مراسم اجرا کرد و به حالت سنتی بودایی نشست (نشستن چهار زانو برای مدتیشن یا فیگور لوتوس) و با تسبیحی در دستش ذکر می‌گفت.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 11 مهر 1396
ساعت : 02:38 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مکتب کالونیسم Calvinism

 

کالوینیسم نام فلسفه و مکتب سیاسی و مذهبی منسوب به ژان کالون (1509- 1564)، الهیدان و اصلاح طلب پروتستان فرانسوی که در ۱۵۴۱ وی را برای اصلاحات مذهبی به ژنو دعوت نمودند و در آنجا اصلاحاتی انجام داد و انضباط شدیدی در کلیسای ژنو برقرار کرد.

 

عقاید فرقه :

عدم مقاومت در برابر زمامداران سیاسی.

عدم آزادی خواهی و مشروطه طلبی.

اطاعت کورکورانه از دولت.

اعتقاد به تقدیر.

همهٔ افراد می‌توانند بخشش گناه را انجام دهند.

 

ژان کالون با تکیه بر الهیات موسسه های دینی مسیحی، حکومت روحانیان یا خداسالاری محدودی در ژنو بنیاد نهاد. این حکومت روحانی موجب شد که نوع کلیسای اصلاح شده آیین پروتستان (مثلا آیین پرسبیتری اسکاتلندی) به وجود آید. آیین کالون از حاکمیت مطلق خدا بر تقدیر و نیز بر زندگی مدنی و کلیسایی که به دقت تحت نظارت و هدایت قرار دارد سخن می گفت.

 

کانگرگیشنالیسم کالونی و آیین پرسبیتری در مستعمره های آمریکا تاثیر بسزایی گذاشت و از بیدارگری (مثلا جاناتان ادوارز 1703- 1758) تاثیر پذیرفت. کارل بارت (1886- 1968) اثرگذارترین الهیدان کالونیست عصر جدید بوده است. هر جا که کالوینیسم اجازه رشد و نمو داشت، یک حکومت تئوکراسی رخ داد که نوعی الیگارشی بود که در نتیجه اتحاد کشیشان با طبقه متوسط اعلا یا محترمین به وجود امده و توده مردم در آن نقشی نداشتند. حکومت خود کالوین و پیوریتن‌ها در ماساچوست آمریکا به نوعی از متفرعات کالوینیسم بود.

 

کالوینیسم درقرن هفدهم در اروپای غربی شکل گرفت. نجات از طریق ایمان تفاوتهایی با لوتریسم دارد و همچنین در مورد عشای ربانی اختلافات مهمی در مورد حضور حقیقی مسیح در نان و شراب عشای ربانی با لوتریسم دارد. از منظر کالوینیست دنیا آفریده شده تا در خدمت تجلیل از پروردگار باشد، یک فرد مسیحی برگزیده خداوند است و باید با تمام توان دستورات پروردگار را انجام دهد تا از عظمت خداوند تجلیل کرده باشد. کالوینیسم به پرستندگان خداوند می‌آموزد که باید برای موفقیت اجتماعی تلاش کند و مشیت خداوند است که انسان مطابق وظایف و تکالیف اجتماعی برای تجلیل از خالق خود زحمت بکشد.

 

کالوینیسم یکی از فرقه های مکتب پروتستان که در قرن هفدهم به عنوان دین اصلاح طلب به وجود آمد مهمترین ویژگی این باور سرنوشت مقدر می باشد. سرنوشت مقدر یعنی اینکه انسانهای محدودی به فیض می رسند وبرگزیده هستند. انسانها یا برگزیده هستند یا نیستند، و افراد برگزیده نیازمند کشیش نیستند یعنی انسان طبق این کیش تنهاست و به کشیش وشعائر مذهبی نیازی ندارد. انسانی که برگزیده نیست هم تا ابد برگزیده نمی شود. فرد کالوینیسم باید از روش ثابتی برای خود تبعیت کند. عضو فرقه کالوینیسم بر حسب روش سلوک، منظم، پایدار و معتقد به سلسله مراتب یک آیین عقلانی می باشد.

 

کالوینیسم در مسیر تکاملی خود چیزی مثبت به ریاضتگرایی بخشید و آن اندیشه و وجوب اثبات ایمان فردی در فعالیت دنیوی است. اینکه فرد چگونه می تواند بفهمد که برگزیده است یا خیر تنها از راه مقایسه با یکی از اولیای برگزیده امکان پذیر است.

 

به عقیدة کالوین هر شخصی باید خود را بر گزیده بداند و وحدت عرفانی با خداوند که عالی ترین تجربة دینی است تنها زمانی رخ می دهد که خداوند از طریق انسانهای برگزیدة خود عمل می کند.

 

کالوین وحدت عرفانی را زمانی می داند که ایمان فرد در عملش ثابت شود. کالوین معتقد بود که تنها فعالیت دنیوی می تواند تردید مذهبی را ذایل کند و به وجود حالت فیض اطمینان ببخشد. یعنی انسان از طریق فعالیت دنیوی که نماد عمل خداوند است می تواند از فیض مطمئن شود.

 

همانطور که لوتر در معانی کلمة حرفه می گوید، وظیفه ای که خداوند برای انسان مقدر فرموده است.

 

به نظر اچ فرانک کار برای تکلیف بهترین نمونة فعالیت ریاضتگرایی بود و اینکه خداوند مهربان انسان را از طریق فیض در کارهایشان رستگار می کند برای آنها انکار ناپذیر بود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 04:16 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کمسیون Pontificia Commissione Biblica

 

در سال 1902 میلادی پاپ لئو سیزدهم به منظور مقابله با تفسیرهای جدیدی که از کتاب مقدس صورت میگرفت کمسیونی تشکیل داد به نام Pontificia Commissione Biblica این کمسیون در سال 1964تصویب نمود که کلیه نهادهای وابسته به کلیسا, مفسران کتاب مقدس, نویسندگان متون مذهبی‌, مورخان, باستان شناسان و دانشمندان مرتبط با آن در آینده موظف خواهند بود که خود را با مقررات مصوب این کمسیون تطبیق بدهند.

 

این کمسیون هیچ تفسیری از کتاب مقدس را به جز تفسیر رسمی‌ کلیسا بر نمیتابید و اگر به عنوان مثال محققی تثلیث را زیر سوأل می‌ برد و یا مدعی میشد که برخلاف تصور رایج مسیح به صلیب کشیده نشده است تحقیقات او مورد قبول واقع نمی‌ شد و او ناگزیر بود که خود را با آموزه های سنتی‌ کلیسا وفق بدهد. مسئول کمسیون مزبور کاردینال ژوزف راتزینگر بود که در سال 2005 میلادی به سمت پاپ منصوب شد.

 

یکی‌ دیگر از نهادهای کلیسای کاتولیک که زیر نظر پدر راتزینگر اداره می‌ شد نهادی بود به نام "Congregatio pro doctrina fidei که سابقه تاریخی آن به قرن‌ها پیش برمی‌گشت و از سال 1542به این سو نام دستگاه تفتیش عقاید به آن اتلاق می‌ شد. راتزینگر به عنوان مسئول این نهاد در واقع مفتش اعظم دستگاه تفتیش به شمار می‌ آمد. دادگاهی‌ زیر نظر او اداره می‌ شد که کار آن رسیدگی به تخلفات روحانیونی بود که اعتقادات کلیسا را زیر سوأل برده یا به نوعی تهدیدی برای کلیسا محسوب می‌ شدند.

 

در دوران صدارت راتزینگر تعداد زیادی از روحانیون, مبلغین, معلمین و نویسندگان منتقد کلیسا یا وادار به سکوت شدند و یا از کار بی‌ کار شدند. در بین این افراد اسامی تعدادی از تئولوگ های سرشناس کلیسا را می‌ توان یافت.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:51 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه جنبش آدونیست میلری (Adventists Millerite)

 

این فرقه در سال (1840) توسط ویلیام میلر (William Miller) تاسیس شد. مکتبی که او بنا نهاد میلریسم (Millerism) نام دارد. ویلیام میلر در سال (1782) به دنیا آمد.

 

از رهبران این فرقه می توان به جوزف بیتس (Joseph Bates)، توماس م. پریبلی (Thomas M. Preble) و ریچل اوآکیس پرستون (Rachel Oakes Preston) اشاره نمود.

 

ویلیام میلر در نیمه شب یكم ژانویه (1843) فریادهای بلندی از شادی و ذوق سر می دهد و میگوید عیسی مسیح پادشاه و خداوند ما بر طبق محاسبات تاریخی یهودی كه من محاسبه نموده ام در بین ماه های 21 مارس (1843) تا 21 مارس (1844) خواهد آمد. پیشگویی او غلط از آب درآمد و او در دفترچه خاطراتش می نویسد من اعتراف میكنم كه اشتباه كردم و این كار من باعث نا امیدی بسیاری گشت. چند روز بعد یكی از یارانش به نزد او می آید و می‌گوید در محاسبات اشتباه كردی و باید بر اساس تاریخ جهان محاسبه می نمودی و وی را قانع نمود دوباره محاسبه كند و تاریخ دیگری را با دقت اعلان كند و میلر هم قانع می شود و سخنان دوستش را قبول می‌نماید. اینبار ویلیام میلر برای بار دوم پیشبینی نمود كه جهان در 22 اكتبر (1844) به پایان می‌رسد و عیسی مسیح ظهور پیدا می‌كند. او به همراه پیروانش منتظر رسیدن یك ستاره دنباله دار بود و اعلام كرده بود كه دیدن این ستاره دنباله دار نشانه ای الهی و آسمانی است برای آخرزمان. آنها منتظر ستاره دنباله دار بودند و وقتی پیشبینی میلر اشتباه از آب در آمد بسیاری از شاگردانش دلسرد و نا امید ، پراكنده گردیدند و او این روز را ، روز نا امیدی بزرگ نامید. میلر خود را از رهبری فرقه بازنشسته می‌كند و گروه دچار سردرگمی می‌گردد.

 

یك جناح از پیروان میلر گروهی جدید را با نام کلیسای ادونتیست روز هفتم (Seventh-day Adventist Church) در سال (1844) تشكیل می دهند و عقیده این جناح این بود كه باید روز هفتم، روز سبت رعایت شود. در سال (1849) میلر فوت می‌كند. فرقه آدونیست روز هفتم بطور رسمی توسط كلیه اعضای فرقه به تصویب می‌رسد. در سال 1918 ویكتور هوتیف (Victor Houteff) یك مهاجر بلغاری به فرقه می‌پیوندد و در سال 1930 شروع به تعلیم آموزه ای می كند كه در نهایت باعث می شود او را از كلیسای لس آنجلس آدونیست روز هفتم اخراج كنند. وی با این كه اخراج شده بود همچنان به تعلیم آموزه خود می‌پردازد و تعدادی پیرو پیدا می‌كند. ویكتور نظرات خود را در دو جلد مجله كلیسایی به نام چوپان چاپ و منتشر می‌كند، پیروانش به او لقب چوپان آدونیست روز هفتم را می‌دهند.

 

در سال 1935 ویكتور هوتیف و برخی از پیروانش دفتر مركزی و محل اقامت خود را در تگزاس حومه واكو كوه كرمل راه می اندازند. گروه نام خود را در سال (1942) به كلیسای آدونیست روز هفتم داوودیان (Davidian Seventh-day Adventists) تغییر می‌دهد. آنها با كلیسای (efforst evangelistic) درگیری لفظی پیدا می‌كنند. ویكتور هوتیف در سال (1955) فوت می‌كند. همسرش فلورانس پیشگویی می‌كند كه در سال 22 آوریل 1959 روز آخرزمان است و سعی می‌كند تمامی داوودیان را از سراسر دنیا به دور خود جمع كند ولی موفق نمی شود. شخصی به نام بنیامین رودن (Benjamin Roden) می‌گوید كه بر طبق محاسبات او آخرزمان در (1960) آخر زمان می شود و پیشبینی هر دو غلط از آب در می آید. در تاریخ 1962 بنیامین رودن با كمك پیروان خود اموال كرمل هوتیف را در اختیار می‌گیرد. در سال 1962 الی 1977 بنیامین رودن آموزه های مختلفی را به تعالیم هوتیف می افزاید. در سال 1977 همسر بنیامین زنی به نام لوئیس (Lois) ادعا می‌كند كه روح القدس را به طور فیزیكی و مادی دیده است و روح القدس به شكل یك زن می باشد. ورنون وانی هاول (Vernon Wayne Howell) به داوودیان می پیوندد. او رابطه خاصی را با لوئیس آغاز می‌كند و كم كم بر روی او نفوذ كامل می یابد. هاول كه 24 سال دارد با راشل جونز ازدواج می كند. اعضا لوئیس را رها نموده و هاول را به رهبری خود بر می‌گزینند. هاول اموال داویدیان را مانند رهبر سابق به ارث می برد. هاول با دختر سیزده ساله به عنوان همسر دوم خود ازدواج می‌كند. هاول خواهر دوازده ساله همسر اولش میشل جونز را به عنوان همسر سوم خود انتخاب كرده و با وی ازدواج می‌كند.

 

در سال 1968 هاول طی آموزه ای جدید تعلیم می دهد كه هر فرد عضو فرقه داویدیان می تواند با یكصدو چهل (140) زن ازدواج كند. هاول در سال 1987 دختری هفده ساله را به نام رابین به عنوان همسر چهارم خود برگزیده و با او ازدواج می‌كند. وی در آگوست سال 1987 با دیانا ایشیكاوا به عنوان همسر ششم ازدواج می‌كند. در دسامبر 1987 هاول اولین آهنگ خود را تنظیم و می نوازد به افتخار باردار شدن همسرانش. هاول در سال 1988 دوباره ازدواج میكند. هاول در سال 1989 مجددا همسر دیگری بر می‌گزیند. هاول آموزه جدید دكترین "نور تازه" را تعلیم می‌دهد این تعلیم آموزش می‌داد كه هاول شوهر تمامی دختران و زنان شوهردار و طلاق گرفته داوودیان می باشد، زنان تبدیل شدند به محافظین شخصی و عضو لشكریان هاول. یك زن و شوهر از گروه هاول جدا شدند و شروع كردند به نامه نگاری كه هاول یك معلم نادرست است. سال 1989 و سال 1990 بسیاری در نیوزیلند، استرالیا، اروپا، آمریكا و اسرائیل هاول را ترد نمودند.

 

در بهار 1990 ورنون وانی هاول نام خود را به دیوید كورش (David Koresh) تغییر می دهد. خلق و خوی دیوید كورش به طور فزاینده ای غیرطبیعی عصبی، خشن و غیر منطقی شده است. در سال 1991 مقامات مجری قانون درباره فرقه منحرف داوودیان به مردم هشدار می دهند و با توجه به گزارشات اعضای جدا شده از این فرقه و تحقیقات متعدد محلی از مقامات بالاتر درخواست كمك برای تحقیقات دقیق تر می نمایند. دیانا ایشیكاوا یكی از همسران كورش از وی جدا می شود و گروه را ترك می نماید.

 

در ماه مه سال 1992 تحقیقات گسترده و دقیقی در مورد كورش و پیروانش موسوم به داوودیان آغاز می‌گردد. در ماه می و ژوئن سال (1992) اداره الكل، تنباكو و سلاح گرم تحقیقاتی را در مورد كورش و داوودیان شروع می‌كند. در 27 فوریه (1993) هفت بخش دولتی بر روی دستگیری و خلع سلاح این فرقه تبادل نظر و بررسی می‌نمایند. در 28 فوریه (1993) نیروهای فدرال حمله گسترده ای به داوودیان می‌كنند كه شش تن از داوودیان كشته می‌شوند و چهار تن از نیروهای فدرال و تعدادی هم از هر دو طرف زخمی می‌گردند. بین ماموران حکومتی آمریکا و شاخه داوودیان (Davidians) از فرقه آدونیستهای روز هفتم به رهبری دیوید کورش (David Koresh) در منطقه واکو (Waco) تگزاس نزدیکی کوه کرمل درگیری سختی پیش آمد که در نتیجه آن 80 نفر از داوودیان که حدوداً 25 کودک و 35 جوان و نوجوان در میان آنها بود و بقیه اعضاء را بیشتر زنان تشكیل داده بودند، توسط نیروهای دولت فدرال آمریکا با گاز سیانور خفه شدند و جسدهای نیمه جان آنها در حالی كه زنده بودند توسط نیروهای دولتی فدرال در خانه ای که در وسط مزرعه اشتراکی بود با هم آتش زده شدند.

 

نیروهای فدرال از سلاح های خشنی چون تانك، بولدوزر، ماشینهای ضد شورش مسلح به نارنجك پرتاب كن، ماشین های ضد شورش آب جوش پاش، فلاش بنگ، نارنجك جنگی، نارنجك دو زمانه، گازهای سمی از جمله سیانور، اسلحه شعله افكن، مسلسل، كلت كمری، باتوم استفاده نمودند. در حالی كه از سر تا نوك انگشتان را با البسه ضد گلوله پوشانده بودند. نیروهای فدرال و پلیس محلی در حمله نهایی گوشه ای از سقف را تخریب نمودند و لوله های ضخیم پودر سیانور را به داخل خانه داوودیان هدایت كردند، این نیروها كنترل خود را از دست داده بودند و در یك فضای هیستریك و عصبی خانه را آتش زدند كه منجر به زنده زنده سوختن انسانهای داخل خانه شد كه اكثر آنها را كودكان و زنان جوان تشكیل می‌دادند آنها صدای ضجه و گریه كودكان را می شنیدند و با قساوت تمام شاهد زنده سوزانیدن كودكان بودند. چند نفری كه از ترس آتش از خانه در حال سوختن به بیرون فرار كرده بودند بدون اخطار پلیس به رگباری از گلوله بسته شدند و در دم جان سپردند.

 

این عمل نیروهای فدرال بسیار بیرحمانه و ضد انسانی بود. هنوز هم كه هنوزه سانسور خبری در مورد حادثه واكو توسط نیروهای امنیتی آمریكا اعمال می شود و تا كنون هیچ نهاد بین المللی به این عمل آمریكا اعتراض ننموده است.

 

فرقه داوودیان یك فرقه مسیحی بود، آنها بنابر اعتقادات كتاب مقدس معتقد بودند به نبرد قریب الوقوع آخرزمانی میان نیروهای تاریكی و روشنایی یعنی بین نیروهای خوب و بد، آنها می‌خواستند به عنوان تنها شاهد برای روز بازگشت عیسی مسیح آماده باشند، به همین دلیل زمینی برای خود در خارج از واكو تگزاس در نزدیكی كوه كرمل خریداری نمودند تا در هنگام آخرزمان بی طرف باشند و عیسی مسیح را همراهی كنند.

 

این فرقه متهم است به قاچاق مواد مخدر، قاچاق اسلحه، اغفال دختران باكره و اغوای زنان، تجاوز به زنان شوهردار، تجاوز به كودكان به بهانه ازدواج در سنین پایین 12 و 13 سالگی، كودك آزاری، از بین بردن آینده یك نسل و نابودی زندگی آنها، استبداد و ستمگری، بدعت در آموزه های اساسی مسیحیت، تفاسیر غلط از کتاب مقدس و تعلیم این تفاسیر به عوام، یك فقره قتل، كلاهبرداری و جعل سند، شستشوی مغزی و دستكاری ذهنی با استفاده از تكنیكهای كنترل ذهن.

 

دیوید كورش بر اثر اصابت گلوله به پیشانی مرد و جسدش در آتش نیروهای دولتی فدرال سوخت و خاكستر شد. در 27 مه 1993 بقایای جسد دیوید كورش توسط مادر او تحت حفاظت پلیس و نیروهای امنیتی در قبر گمنام و بی نشانی دفن شد، به مادر و خانواده باقی مانده از وی اجازه برگزاری مراسم تحت هیچ عنوانی داده نشد و پلیس امنیت ملی به شدت بر روی موضوع كنترل و حساسیت داشت. از جولای 1993 تا كنون تعداد انگشت شماری از داوودیان پیرو كورش زنده مانده اند، یازده تن از آنها به عناوین مختلف محاكمه شدند.

 

تعدادی از داوودیان طی بیانیه ای گفتند: گوسفندان بدون شبان ماندند و پراكنده خواهند شد در سراسر زمین ما دیگر انتظار رهبری نداریم تا زمانی كه كورش به همراه عیسی مسیح در جلال ملكوتی به زمین بیایند و در آن روز قضاوت خواهد شد كه به چه دلیل این كشتار بی رحمانه صورت پذیرفت!؟ ما به عنوان یك پیرو و یك ایماندار واقعی به عیسی مسیح دعا می‌كنیم كه خداوند هر چه زودتر با تمام جلال و شكوهش بیاید تا دنیا را داوری كند. آمین.

 

آخرین خبر از فرقه داوودیان این است كه آنها به دو شاخه تقسیم شدند و دو رهبر به نامهای كلایو دویل (Clive Doyle) و آورام رینوز (Avraam Renos) هر كدام شبان یكی از این دو گروه شده اند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 9 شهریور 1396
ساعت : 02:15 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #22

 

اسلام شناس معروف و معاصر برنارد لوئیس (Bernard Lewis) که نقش بسزایی در تحریف تاریخ خاورمیانه داشته است در کتاب اسلام و غرب چنین اقرار می کند: جهان مسیحیت از قرون وسطی تا به حال مطالعات اسلام را با دو هدف دفاع از مسیحیت در مقابل مباحث مسلمان و مسیحی نمودن مسلمانان جهان انجام داده است.

 

غربی ها (اروپا و آمریکا) در طول چندین قرن استیلای نظامی بر جهان اسلام، هجوم همه جانبه ای را برای نابودی اعتقادات مسلمانان آغاز کره اند و قرآن مجید، احادیث و سیره پیامبر اسلام مستقیما مورد حمله سیاستمداران، کشیشان، اندیشمندان، روزنامه نگاران و سینماگران قرار گرفته اند.

 

آنها با تجربه چندین قرن مطالعه درباره اسلام و مسلمانان از همه ترفندها، حیله ها و امکانات گسترده مالی و تبلیغی استفاده می نمایند تا مسلمان را مسیحی نمایند؛ از این رو می‌کوشند تا با تحریفات گسترده در ارکان اسلام و وارد کردن شبهات متعدد، مسلمانان در اعتقادات دینی خود دچار تردید و تجدید نظر شوند. به همین دلیل است که اسلام شناسان آمریکایی و اروپایی در دو دهه گذشته تعداد زیادی کتب و مقاله در زمینه مطالعات قرآنی و پیامبر اسلام منتشر کرده اند که هدف اصلی آن، ایجاد شک و شبهه در اعتبار قرآن مجید و رسالت پیامبر اسلام می‌باشد.

 

کلیساها و کشیشان، سیاستمداران، صاحب نظران، گروههای فرهنگی اجتماعی مسیحی، در اروپا و آمریکا با مسلمانان شدیدا در تعارض می باشند. آنها جریانات متعدد حقوقی و اجتماعی را علیه مسلمانان با همان روحیه دیرینه جنگهای صلیبی شکل داده اند و توسط رسانه های خود همراه با شانتاژ و پروپگاندای تبلیغاتی بر ضد بلاد مسلمین و مسلمانان بسیار فعال هستند.

 

اسلام شناسان معروف آمریکایی مانند همیلتون ا. ر. گیب و گوستاف فون گرونبام در تألیفات خود اسلام را فقط یک جنبش فرهنگی می دانند که آثار آن به عنوان محصول فرهنگی باید در موزه ها نگهداری شود. آنها بارها در سخنرانیهای خود خواستار به وجود آوردن اصلاحات در مبانی و اصول دین اسلام شدند.

 

فون گرونبام اعلام می دارد که با وجود آوردن اسلامِ منهای روحانیت، مسلمانان اصول و ارزشهای فرهنگی حاکم بر جهان غرب را خواهند پذیرفت. همیلتون ا. ر. گیب و آلفرد گویلوم در کتابهای خود "دین محمّدی و اسلام" با بحثهایی درباره خاتمیت پیامبری حضرت محمد، به شبهه افکنی پرداخته، اظهار می دارند که اسلام فقط یک دین عربی می باشد که برای وجود آوردن آن کاملاً به ادیان یهود و مسیحیت وابسته بوده است.

 

قرن حاضر نیز کشورهای استعمارگر اروپایی با برتری قدرت نظامی موفق شدند بیشتر جهان اسلام را مستعمره خود سازند و در دوران «استعمار نوین» کشورهای استعمارگر غربی با تهاجم همه جانبه فرهنگی می‌خواهند با تضعیف ایمان مسلمانان، سلطه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خود را بر جهان اسلام ادامه دهند. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 04:28 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

بریدن سر راهبه جوان به دلیل باردار شدن از شیطان

 

سر قطع شده مربوط به یک راهبه 25 ساله جن زده در قرن ۱۸ به نام جوزفین روزنتال است. این راهبه جوان ادعا نموده بود که بدون رابطه با هیچ مردی حامله شده است.

 

کشیشان و راهبه‌های ارشد پس از بررسی و مشورت با یکدیگر، گفتند او از شیطان باردار شده و جوزفین راهبه ای جن زده است و به همین دلیل سر او را بریدند!

 

این سر در موزه عجایب مرلین در انگلستان-لندن نگهدارى می‌شود. 



من انسان می‌‌بینم اما انسانیّت نه !

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
ساعت : 02:04 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

آرامگاه نیکوس کازانتزاکیس نویسنده و شاعر یونانی

 

درهنگام مرگ کلیسا اعلام کرد که کازانتزاکیس مرتد نمی تواند در هیچ یک از کلیساهای یونان دفن شود.

سنگ نبشته قبر: نه آرزویی دارم، نه میترسم. من آزادم....

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 

 

 

مردم ایران همیشه به مسیحیان احترام گذاشته اند. مسجد و کلیسا در کنار یکدیگر شهر آبادان.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 

 


کشیش در حال دعا و تقدیس هواپیما جدید فرانسه؛ جنگ جهانی اول 1915

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 


واکنش پرمعنای سه کودک به بوسه ی (عروس داماد) در کلیسا

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
ساعت : 01:37 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کلیسایی با استخوانهای مسلمانان یا مسیحیان؟

آیا واقعا کلیسایی با استخوانهای مسلمانان ساخته شده است؟

 

روایت اول:

در شهر سدلک واقع در جمهوری چک، کلیسایی است که در تزئینات داخلی آن از استخوان‌های مسلمانان درست شده است!

 

در سال ۱۲۱۸ پاپ وقت، برای نشان دادن غرورش، دستور داد این کلیسا را از استخوان‌های مسلمانان (کافری)، که توسط مومنان با ایمان مسیحی کشته شده بودند تزئین کنند. در ساخت تزئینات این کلیسا، استخوان حدود چهل هزار مسلمان به کار رفته است.

 


روایت دوم:

در تزئینات این کلیسای کوچک، از استخوان اجساد مسیحی کشته شده از طاعون و جنگ‌های محلی، استفاده شده است.

 

توضیحات:

استودان (ossuary): به جایگاه نگهداری استخوان اطلاق می‌شود. استودان، حفره‌هایی است که به صورت‌های منظم و چهارضلعی یا بدون ترتیب و ساده‌تر در درون سنگ کوه ایجاد شده، استخوان‌های مردگان را در آن ‌نهاده و دهانه‌ی آنرا می‌بستند.

 

استودان سدلک (Sedlec Ossuary): یک کلیسای کوچک کاتولیک، ساخته شده در پایین گورستان کلیسای همه‌ی قدیسان (All Saints) در سدلک، واقع در حومه‌ی کوتناهرا (Kutna Hora) در کشور چک می‌باشد.

 

این نیایشگاه به سبک گوتیک ساخته شده و با بیش از چهل هزار عدد استخوان انسان، تزئین شده است. سالانه بیش از دویست هزار توریست از این مکان بازدید می‌کنند.

 


تاریخچه‌ی این کلیسا:

در سال ۱۲۷۸«هنری» راهب بزرگ کلیسای صومعه سیسترسی سدلک، به فرمان «شاه اوتاکار دوم»، پادشاه بوهم به سرزمین مقدس (اورشلیم یا همان بیت المقدس) فرستاده شد. وی در هنگام بازگشت از زیارت، مقداری از خاک «جلجتا: تپه ای که بنابر عقاید مسیحیان عیسی مسیح بر روی آن به صلیب کشیده شد» را با خود به ارمغان آورد و آنرا به عنوان تبرک در این گورستان پاشید.

 

این عمل او باعث شد که گورستان سدلک به محلی محبوب برای دفن مردگان در اروپای مرکزی مبدل شود. در اواسط قرن چهاردهم با گسترش مرگ سیاه یا طاعون در اروپای مرکزی (بیش از ۳۰ هزار نفر در سال ۱۳۱۸ در آنجا بخاطر طاعون بخاک سپرده شدند) و هم چنین در خلال جنگ‌های محلی مثل جنگ‌های Hussite هزاران نفر در این گورستان به صورت دسته‌جمعی به خاک سپرده شدند.

 


در حدود سال ۱۴۰۰ میلادی، یک کلیسای گوتیک در مرکز این گورستان بنا نهاده شد و سرداب و همچنین شیروانی کلیسا بعنوان «استودان» برای به امانت گذاشتن استخوان‌های یافت شده در گورهای دسته جمعی کشف شده در هنگام ساخت کلیسا، مورد استفاده قرار گرفت. بر طبق روایات، بعد از سال ۱۵۱۱ استخوان‌های انباشته شده، توسط یک راهب نیمه‌کور به صورتی مرتب در کلیسا چیده شد.

 


بین سالهای ۱۷۰۳ تا ۱۷۱۰ میلادی، ورودی جدیدی ساخته شد و تعمیراتی در بنا صورت گرفت. در سال ۱۸۷۰ میلادی منبت‌ کاری به نام فرانتیشک رینت (František Rint) از سوی خانواده‌ی شوارتزنبرگ (Schwarzenberg) استخدام شد تا کلیسا را با استخوان‌ها تزئین کند؛ که این تزئینات تا به حال در این کلیسا موجود است. گفته شده است که در تزئینات این کلیسا از استخوان‌های انسان استفاده شده است.

 


در سال ۱۹۷۰، فیلم‌ساز چک Jan Svankmayer یک فیلم مستند ۱۰ دقیقه‌ای در مورد آن ساخت.

 

در هر صورت کار خیلی وحشیانه‌ایی است که یه جای عبادی و محل دعا و نیایش با اعضای بدن انسان ساخته شود.

البته کلیسا و مسیحیان از هر روش تبلیغی برای جذب و دعوت به دینشان، همچنین کسب درآمد استفاده می‌نمایند.



برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
ساعت : 01:19 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

شیاطین شهر لودون +ویدئو در پنج بخش

 

کتاب و فیلم "شیاطین شهر لودون" به خاطر صراحت در بیان تاریخ خشونت‌بار و منحرف کلیسای کاتولیک و پروتستان، و همچنین به دلیل بیان انحرافات جنسی در صومعه های راهبان مسیحی، در اکثر کشورهای اروپایی ممنوع شد.

 

شیاطین شهر لودون یک فیلم و یا رمان تخیلی نیست، بلکه روایت دقیق و موشکفانه‌ بخشی از تاریخ کلیسا در روم و فرانسه است، که در قرن هفدهم در شهر لودون فرانسه رخ داد. این روایت تاریخی، داستان قدرت‌گیری و سقوط کشیشی فاسد به نام اوربین گراندیه از شاخه پروتستان است که توسط کلیسای کاتویک به دلیل طمع آن کلیسا به منطقه اسقفی پروتستانها، این کشیش دستگیر و با اتهامات واهی شکنجه و کشته شد.

 

بسیاری ممکن است شگفت‌زده شوند وقتی که آن افکار خرافی یا شکنجه‌های در ملأ عام یا ایمان‌های شیطانی کلیساهای پروتستان و کاتولیک را می بینند.

 

شما کشیشان و راهبه‌هایی را می‌بینید که باید مظهر پاکی و خلوص ایمان به خدا باشند، که انگار نوری از بارگاه خدایشان بر آنها تابیده باشد، ولی چنین نیست!! شما شیاطین مجسمی را خواهید دید که بر اثر انحرافات و خرافات و طمع کاری بر سر قدرت و ثروت از این‌ روی به آن ‌روی می‌شوند و بدترین و شنیع ترین اعمال را بجای می آورند.

 

شما در این بازبینی تاریخی لذت گناه در آئین مسیحیت را به روشنی درک خواهید کرد. اعمال سادیسمی و مازوخیسیتی گناه ورزانه و آلودگی روحی و جسمی را که در بین کشیشان و راهبان مسیحی جریان دارد را درک خواهید نمود.

 

چنین صحنه‌های بی‌پروا و صریح نمایش برهنگی راهبه‌ها و روابط جنسی آن‌ها با یکدیگر نه ‌تنها در آن زمان، بلکه امروز نیز به واقع در تمامی کلیساها وجود دارد و روزی نیست که خبری از فساد دستگاه کلیسایی در اخبار روزانه نباشد!!. موسسه فیلم سازی و پخش "برادران وارنر" امتیاز توزیع این فیلم را در آمریکا، به قیمت گزافی خریداری نمودند و سعی کردند تا پخش این فیلم در آمریکا بسیار محدود گردد.

 

گزیده هایی از این فیلم تاریخی و مستند را در 5 قسمت تهیه کرده ایم که توجه شما را به دیدن این ویدئوها جلب می نماییم.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
ساعت : 01:06 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

دستور کشتن گربه ها توسط کشیشان کلیسا با حکم مستقیم پاپ

 

در قرون وسطی کلیسا اعلام کرد گربه ها شیطانی هستند و دستور کشتن گربه ها را صادر کرد. درنتیجه با کاهش گربه ها، جمعیت موشها افزایش یافت و یکی از عوامل اصلی ایجاد طاعون و مرگ میلیونها انسان در اروپای مسیحی شد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 

 


یک سلاح ممکن است شخصی را از پای درآورد ، اما افکار منحرف می توانند ملتی را به تباهی بکشانند .

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
ساعت : 12:48 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

بیست دقیقه از زندگی یک مبشر مسیحی بسیار با ایمان +18

 

تذکر: لطفا زیر 18 سال این ویدئو را نبینند!

 

در این بیست دقیقه، ایمان مسیحی زنی را می‌بینید که در راه خدایش (عیسی مسیح) به شدت فعال است و از هیچ کاری دریغ نمی‌کند!!!

 

ایمان مسیحی که به اِل‌مان‌های مازوخیست، مالیخولیا، نکروفیلیا، اروتوفونوفیلیا، فروتوریسم، فتیشیسم، سادیسم و روان‌پریشی جنسی به شدت شهوانی، آلوده می‌باشد.

 

نه تنها این زن مسیحی بلکه اکثر زنان و مردان مسیحی، همانطور که در مستندات و مقالات قبلی اشاره نمودیم، آلوده به جنون سکس با خدای خود یعنی (عیسی مسیح) هستند.

 

از طرفی خود را فرزند همین خدا، تقدیس شده، منتخب، پاک، کسی که در نقشه بزرگ خدا قرار گرفته، کسی که خدا برای زندگیش نقه ای داشته، کسی که صدای خدا را می شنود و خدا را می بیند و خدا را لمس می کند، کسی که همانند خدایش عیسی مسیح "مسح الهی" شده است!!

 

با این اوصاف وی خود را مامور خداوند عیسی مسیح قلمداد کرده و می رود پناهجویان بدبخت از همه جا مانده و از همه جا رانده را به ایمان به خدایش دعوت کند و آنها را نجات دهد!!

 

ولی جرأت ندارد به مردم کشور و شهر خودش که با وی همنژاد و هم زبان هستند چنین بشارت و یا توصیه یا تبلیغی را ارائه دهد!! مردمی که غرق فساد و فحشاء و الکل و مواد مخدر و سکس های گروهی در مکانهای عمومی هستند!! (قسمتی از فیلم که بنابر تصاویر زننده در این کلیپ نیاوردیم).

 

می‌توانید ویدئوها و مقالات بیشتری را در همین کانال مشاهده نمایید.

 

 اکثر قریب به اتفاق زنان مسیحی دچار خوی شهوانی به خدای انسان نمایشان یعنی (عیسی مسیح) هستند.

 

خدای مسیحیان جوانی مو طلایی با ریش و قد و هیکلی جذاب و چشمانی آبی است که زنان و دختران مسیحی برای اینکه عروس این خدا شوند دست به هر کار شنیعی می‌زنند.

 

فساد جنسی مسیحیان فقط در کلیساها و بین اسقفان و کشیشان محدود نمی گردد بلکه در خانواده های مسیحی بطور چشمگیر و گسترده‌ای فساد جنسی از نوع ترکیب با عقاید مسیحی بیداد می‌کند.

 

برای اطلاعات بیشتر به ویدئوها و مقالات قبلی ما رجوع بفرمایید. 

 

 برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
ساعت : 10:20 ق.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 5

>