تبلیغات
گذرگاه - مطالب حکومت تفتیش عقاید
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

ملکه ای که توسط انقلابیون مسیحی گردن زده شد

 

ماری یکم اسکاتلند (به انگلیسی: Mary, Queen of Scots) (زاده ۸ دسامبر۱۵۴۲ -درگذشته در ۸ فوریه ۱۵۸۷) که با نام ماری استوارت متولدشد، ملکه سلطنتی اسکاتلند بود. او تنها فرزند قانونی جیمز پنجم اسکاتلند بود. ۶ روزه بود که پدرش درگذشت و ۹ ماه پس از آن تاج‌گذاری کرد. او بعدها محاکمه و به دستور ملکه انگلیس اعدام‌شد.

 

الیزابت اول پادشاه انگلستان معروف به «ملکه باکره» در سال ۱۵۸۷ میلادی دستور اعدام ماری استیوارت پادشاه سابق اسکاتلند و مادر پادشاه وقت آن سرزمین را امضاء کرد و ماری یک هفته بعد ، هشتم فوریه ، گردن زده شد.

 

ماری هنگام ازدواج با پادشاه فرانسه کاتولیک شده بود. وی پس از درگذشت شوهرش به اسکاتلند بازگشته بود، ولی حاضر نشده بود دوباره تغییر مذهب دهد و پروتستان شود. اسکاتلندی های پروتستان که پی بهانه می گشتند کشته شدن شوهر دومش را در یک انفجار در کاخ سلطنتی و قصد ماری به ازدواج سوم را دستاویز قرار دادند؛ او را برکنار و پسر خردسالش را برجایش نشاندند که ماری به انگلستان فرار کرد و به الیزابت اول پادشاه آنجا پناهنده شد. الیزابت که با کاتولیکها میانه خوبی نداشت او را تحت نظر قرار داد.

 

بعدا انگلیسی ها ماری را متهم کردند که با پادشاه کاتولیک مذهب اسپانیا تماس محرمانه گرفته و او را تحریک به لشکر کشی به انگلستان و تصرف این کشور کرده است. بنابراین از الیزابت اول ملكه انگلستان تقاضای موافقت با اعدام ماری استوارت را نمودند و ملكه نیز دستور اعدام را امضاء کرد. این نخستین بار در تاریخ بود که یک ملکه حکم به اعدام ملکه دیگر داده است.

 

البته این را در نظر داشته باشید ماری استوارت ملكه اسكاتلند به انگلیسی ها پناهده شده بود و آنها با مهمان خود چنین كردند. فیلم كوتاهی از لحظه گردن زدن ماری استوارت را مشاهده نمایید.

 

سال 1895 سرآغاز تاریخ سینما است، اما تولید فیلم به سال ها قبل از این تاریخ برمی‌گردد فیلم هایی که توسط نخستین استودیو فیلم سازی یعنی «بلاک ماریا» که متعلق به «توماس ادیسون» واقع در «وست اورانج نیوجرسی» کالیفرنیا بود. و یکی از اولین فیلم های که توسط این استودیو ساخته شد، فیلم «اعدام ماری، ملکه اسکاتلند»، در سال 1893 بود این فیلم کوتاه درست یک دقیقه طول کشید. این آثارتفاوت چندانی با فیلم های «لومیر» نداشت.

 

تنها تفاوت آنها این بودکه این آثار برای نمایش  در جعبه ی نمایشی «کینوسکوپ» ساخته شده بود. اما تولیدات برادران لومیر(همچون : «امواج دریا دربراتیون»، «رسیدن قطار»، «خروج کار گران از کار خانه »، «یک مجلس ورق بازی » و...) برای نمایش بر روی پرده ساخته شده بود.

 

در سال 1895 آلفرد کلارک اولین جلوه ویژه سینمایی را به کار برد. او زمانی که می‌خواست صحنه حکم اعدام ماری ـ ملکه اسکاتلند ـ را به تصویر بکشد و سر او را از بدن جدا کند، بازیگر دیگری را به جای ماری به کار گرفت، لباس‌های ماری را تن وی پوشاند و او را روی صحنه اعدام فرستاد. به محض این‌که جلاد تبر خود را روی سر محکوم بالا برد، کلارک دوربین را متوقف کرد، به تمام بازیگران فرمان داد تا از جایشان تکان نخورند و بازیگر بدل ماری را از صحنه پایین کشید. او سپس یک ماکت بی‌جان از ماری را در جای وی قرار داد، دوربین دوباره شروع به فیلم گرفتن کرد و جلاد تبر خود را پایین آورده، سر ماکت را از تنش جدا کرد. چنین تکنیک‌هایی صنعت جلوه‌های ویژه در سینما را پایه‌گذاری نمود.

 

به هر حال سوای نوع فیلم و تكنیك ساخت آن، مهمتر بازسازی صحنه اعدام بود كه با آن دستگاه های ابتدایی و كیفیت پایین فیلم برداری در نوع خود شاهكار محسوب می گردد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
ساعت : 10:07 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

پاپ: شیاطین باعث انواع بیماری است!

 

نام آورترین پاپ «آگوستین» هم شیاطین را عامل همه بیماریها معرفی كرده است. حتی اصلاح طلبان مسیحی هم كه به كلیسا و پاپ، منتقد بوده و برعلیه قدرت آن شوریدند، عقیده ای مشابه داشتند مثلاً به عقیده ی «لوتر» نیز، منشأ همه بیماریها صرفاً شیطان بود و درمان آنها نیز بایستی از طریق طلسمات صورت بگیرد.

 

آیا واقعا شیاطین باعث انواع بیماری است؟! آیا اگر این حرف در یک جامعه علمی و بین مردمی فهیم زده شود جز اینکه گوینده را آن را فردی احمق و نادان خطاب کنند انتظاری می رود. می دانی دلیل این کار آنها چه بود.

 

وجود چنین عقیده ای موجب شد كه كلیسا و پاپ از طریق طلسم نویسی درآمد سرشاری داشته باشند. بعضی از فرقه های مسیحی نیز چنان این قضیه دعا نویسی و طلسم و احضار ارواح و شیاطین را جدی گرفتند که انواع فرقه ها و کلیساهای مربوط به این خرافات را تاسیس نمودند و در این کلیساها اعمال کفرآمیز را در غالب پرستش خدا و نزدیک شدن به فرشتگان انجام دادند. از این جمله می توان به فرقه های مسیحی شواله های توتن، شوالیه های مالت یا هاسپیتالی، سربازان مسیح یا یسوعیون، قلب مقدس، کلیسای روح گرایی، کلیسای ارواح قدیسین، کلیسای سوئدنبرگ و .... اشاره نمود.

 

در همین چند قرن پیش، علم شیمی كه از جهان اسلام وارد اروپا شد، توسط پاپ ها به عنوان یك علم شیطانی شناخته می شد!!

 

در سال 1317میلادی، پاپ، علم شیمی و تحقیق درباره آنرا تحریم نمود و تمام شیمیدانان را جادوگر و کافر اعلام كرد.

 

یکی دیگر از حرفهای قشنگ پاپ که مغز 250 گرمی ما و عقل ناقصمان آن را درک نمی‌کند مسطح بودن زمین است!!. پاپ کاری کرد گالیه محکوم شود. در ضمن یکی از مضحک‌ترین فرقه‌ها و انجمن‌های مسیحی در همین سالهای اخیر، انجمن دفاع از مسطح بودن زمین می باشد که توسط مسیحیان با ایمان تشکیل شده است!!

 

در تمامی فرقه های دنیای مسیحیت پر است از خرافات، عقاید، دستورات غیر واقعی و غیر عقلانی

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
ساعت : 09:57 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

خود آزاری و سادیسم در مسیحیت

 

 مسیحیان برای بخشیده شدن گناهانشان دست به کارهای محیر العقولی می زنند.

 

این اعمال خودآزاری و سادیسمی ذهن هر انسان خردمندی را مشوش می سازد!

 

مسیحیان برای بخشیده شدن گناهانشان علاوه بر دعا و استغفار و نذر و مراسم های کلیسایی، در روزهای خاص مذهبی، خود را در انظار عمومی شلاق می زنند و بدن خود را خون آلود و زخمی می نمایند.

 

اکثر لوازم مورد استفاده جهت تذکیه و دعا به درگاه خداوندشان عیسی مسیح، دارای خارهای تیز و زائده‌های بسیار برنده می‌باشد که بلافاصله به محض تماس با بدن، فرد را غرق خون می‌کند!

 

ولی نکته قابل توجه این است که آنها برای خود آزاری و بخشایش گناهانشان ابزار خاصی را اختراع کرده اند. لطفا تصاویر مرتبط فوق را مشاهده نمایید.

 


برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
ساعت : 09:31 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

آزار و اذیت دختری 14 ساله برای اخراج دیو و ارواح شریر

 

قانون و مسیحیت... (همه در برابر قانون برابرند)...!

اخیرا دادگاهی در شهر بورس سوئد همه متهمین پرونده "دفع ارواح خبیثه" از بدن دختری 14 ساله را تبرئه کرد.

متهمین که از جمله نامادری و پدر این دختر هستند طی ده سال گذشته این دختر را مورد آزار و خشونت فیزیکی قرار داده اند تا "دیو و شیاطین" را از بدن وی بیرون کنند.

 

متهمین این دختر را "ساحره" می خواندند، تن او را با چاقوی داغ می سوزاندند و او را در حبس و انزوا نگه می داشتند تا "بیماری اش" به کس دیگری سرایت نکند.

 

آنها دخترک را چنان کتک می زده اند که او از شدت جراحات وارده با آمبولانس به بیمارستان منتقل می شد.

 

این دختر 14 ساله به مدت 10 سال در حبس خانگی بوده و هرگز از اطاق خود اجازه خروج نداشته و فقط چند بار در طی این سالها به بیمارستان برده شده.

 

دادگاه منطقه بورس شوئد به خاطر آنچه که "فقدان مدارک کافی برای اثبات جرم" خوانده شده و با اتکا به قانون آزادی مذهب در سوئد و استناد به اینکه آزار روحی کودکان غیرقابل مجازات است همه متهمین این پرونده را تبرئه کرد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : چهارشنبه 11 مرداد 1396
ساعت : 02:13 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه مسیحی یونیتاریانیزم Unitarianism بخش پنجم

 

ساختار و نظام کلیسایی عبادی یکتاپرستان مسیحی

نظام کلیسایی یونیتارینها مطابق با کلیسای کانگریگیشنال است. ساختار کلیسایی آنان به شکل دایره ای است و با عنوان نظام جماعتگرا شناخته می شود؛ نظامی که بر اساس آن تمام مردم، در کلیسا از جایگاهی یکسان و برابر برخوردار هستند. در این سیستم، جایگاه ویژه و خاص روحانی برای برخی افراد (آنچنانکه در بسیاری از سیستمهای کلیسایی وجود دارد) مورد قبول نیست. نظام عبادی آنان نیز بر پایه سنت پروتستانی است که البته در این زمینه میان آنان اختلاف نظرهای فراوانی وجود دارد.

 

به طور کلی، مراسم عبادی در کلیساهای یکتاپرستان، ساده و بی آلایش برگزار میشود. در این کلیساها استفاده از رداهای خاص، نصب صلیب و تصاویر دینی، روشن کردن شمع و رسوماتی از این دست را به ندرت می توان یافت. آنها معمولا ترجیح می دهند که مراسم عبادیشان به ساده ترین شکل ممکن برگزار شود.

 


یونیتاریانیزم، فراتر از یک نظام کلیسایی خاص

به نظر می رسد بر طبق تعریفی که از یونیتاریانیزم ارائه شده است، باید دامنه یونیتارینها را بسیار فراتر از پیروان خاص این نهضت (با نظام کلیسایی خاص) دانست. بر این اساس، باید تمامی کسانی که منکر آموزه تثلیث هستند و موحد شمرده می شوند را در زمره یکتاپرستان قرار داد، حتی اگر به این نظام خاص کلیسایی و یا عبادی، وابسته نباشند. از همین رو می بایست فرقه هایی نظیر شاهدان یهوه را نیز یونیتارین به شمار آورد. همچنین بسیاری از اندیشمندان آزاد اندیش مسیحی را نیز باید در زمره همین گروه به شمار آورد.

 

بنابر این الهیدانانی نظیر فردریک شلایر ماخر (1768 1834) اندیشمند بزرگ مسیحی قرن نوزدهم، آلبرخت بنیامین ریچل (1822 1889) الهیدان برجسته آلمانی در همین قرن و آدولف فون هارناک، اندیشمند برجسته مسیحی قرن بیستم که منکر آموزه تثلیث بوده اند را نیز می توان یونیتارین دانست.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : چهارشنبه 11 مرداد 1396
ساعت : 01:59 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه مسیحی یونیتاریانیزم Unitarianism بخش چهارم

 

مشخصه های اعتقادی یونیورسالیستهای موحد

گرچه یونیورسالیستهای موحد در برخی اعتقادات مهم با یکتاپرستان مسیحی در سراسر جهان، هم عقیده اند اما با توجه به برخی عقاید خاص آنان، مناسب است پیش از پرداختن به عقاید عمومی یکتاپرستان، اعتقادات این کلیسا به صورت مجزا مورد بررسی قرار گیرد.

 

به طور کلی یونیورسالیستهای موحد (همانند تمام یکتاپرستان مسیحی) به حقیقتی واحد اعتقاد دارند و خدا را یکی می دانند و نه سه تا.

 

آنها آموزه گناه اولیه را مردود می شمارند و بر این اساس، عقیده فدا (به صلیب کشیده شدن عیسی مسیح برای گناهان بشر و مرگ او بر روی صلیب و رستاخیز او بعد از سه رو از میان مردگان) از دیدگاه آنان مورد قبول نیست.

 


یونیورسالیستهای موحد در مورد بهشت و جهنم، اعتقادی کاملا متفاوت با دیدگاه رایج مسیحی دارند. آنان بر این باورند که بهشت و جهنم، حالات و کیفیاتی ذهنی هستند که برساخته بشر هستند. بر این اساس، اموری مانند ظلم، تعدی و جنگ جهنم و اموری مانند شفقت، ترحم، آزادی و محبت همان بهشت هستند. (در مورد تعریف بهشت و جهنم، مشابه این آموزه و تفکرات را در مسیحیت پروتستان تبشیری فارسی زبان نیز مشاهده می کنیم).

 

از آنجا که یونیورسالیستهای موحد در عقل گرایی، افراطی به شمار می آیند، عقایدی نظیر تولد از باکره مقدس (مریم مقدس مادر عیسی مسیح) در نظام اعتقادی آنان جایی ندارد. آنها این آموزه ها را به این دلیل که مغایر شواهد تاریخی و دلایل علمی هستند به شدت طرد می کنند.

 

عقاید محوری یکتاپرستان

مهمترین عقیده و وجه تمایز یکتاپرستان از دیگر مکاتب و مذاهب مسیحی این است که آنان بر استفاده از عقل و اندیشه آدمی در دین تأکید می ورزند. بر همین اساس، آنان تثلیث را قبول ندارند، خدا را تنها در یک شخص (و نه در سه شخص) پذیرفته و الوهیت حضرت عیسی را انکار می نمایند.

 

البته برخی از یکتاپرستان، تفکراتی شبهه آریوسی دارند. آنها عیسی را به یک وجود انسانی محض تنزل نمی دهند اما در عین حال او را در مرتبه خدایی نیز نمی دانند. بر این اساس، عیسی شخصیتی والاست که برتر از انسانها است اما با این حال، نمی توان او را خدا خواند.

 

از دیگر ویژگیهای اعتقادی یکتاپرستان، گونه ای از پلورالیزم دینی است. از نگاه آنان فروکاستن حقیقت در حد مذاهب و مکاتب موجود، کاملا اشتباه است و حقیقت امری بسیار والاتر و بالاتر از این امور است. بنابر این و از دیدگاه یکتاپرستان، مذاهب و مکاتب مختلف تنها شیوه های مختلف و متفاوتی برای نگرش به حقیقت و درک آن است. از دیگر مشخصه های اعتقادی یونیتارینها انکار آموزه هایی مانند سقوط انسان، کفاره و مجازات ابدی است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : چهارشنبه 11 مرداد 1396
ساعت : 01:53 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه مسیحی یونیتاریانیزم Unitarianism بخش دوم

 

یونیتاریانیزم به عنوان یک سیستم الهیاتی

شکل سازمان یافته این نهضت در خلال قرنهای شانزدهم و هفدهم میلادی در کشورهای لهستان، مجارستان و انگلستان به وجود آمد.

 

نخستین کلیسایی که به صورت رسمی دارای دیدگاههای ضد تثلیثی بود در کشور لهستان تأسیس گردید.

 

در سال 1558 پزشکی به نام جرج بلاندراتا رهبری نهضت یکتاپرستی را در این کشور بر عهده گرفت و یکتاپرستی را در این کشور توسعه داد.از سال 1579 فائوستوس سوکینوس رهبری این گروه را بر عهده گرفت و تا زمان مرگش در سال 1604 همچنان زعامت این گروه را در دست داشت.

 

مجارستان

تأسیس این نهضت در مجارستان را نیز باید مرهون زحمات بلاندراتا دانست چه اینکه وی در سال 1563 به این کشور مهاجرت کرد و از این زمان به بعد، رهبری یکتاپرستان این منطقه را بر عهده گرفت. بلاندراتا در توسعه این نهضت در کشور مجارستان نقش بسیار مهمی را ایفا کرد. فعالیتهای وی تا بدانجا پیش رفت که پادشاه این کشور جان سیگیسماند نیز به یکتاپرستی گروید. از سال 1570 یعنی پس از مرگ پادشاه، پیروان این نهضت مورد اذیت و آزار قرار گرفتند اما با این حال، این نهضت توسعه و گسترش فراوان یافت.نهضت یکتاپرستی در سال 1638 میلادی اعترافنامه رسمی خود را در این کشور منتشر نمود و از این زمان به بعد به عنوان یکی از مذاهب رسمی مجارستان شناخته گردید.

 

ترانسیلوانیا

در همین قرن، فرنتس دیوید (1510 1579) کلیسای یکتاپرستی را در ترانسیلوانیا بنیان نهاد و آن را گسترش داد.

 

وی معتقد بود که نمازگزاردن به پیشگاه عیسی صحیح نیست زیرا عیسی تنها یک انسان است. عقاید وی به عنوان افکار بدعت آمیز از سوی کلیسا طرد گردید و او را به همین دلیل به زندان افکندند. او در سال 1579 در زندان درگذشت.

 

البته این کشور در سایه فعالیتهای گسترده یگانه پرستان، به زودی به مکانی امن و مناسب برای یکتاپرستان تبدیل گردید و آنها در این کشور از آزادی کاملی برای تبلیغ برخوردار گردیدند.

 

انگلستان

در انگلستان نیز جان بیدل (1615 1662) به عنوان پدر یکتاپرستی شناخته می شود. از دیگر رهبران مشهور این نهضت در انگلستان میتوان به لیندسی اشاره کرد که کلیسای اسیکس را در لندن (1774) بنیان نهاد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : چهارشنبه 11 مرداد 1396
ساعت : 01:46 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه مسیحی یونیتاریانیزم Unitarianism بخش یک

 

یونیتاریانیزم یا یکتاپرستی، نهضتی مذهبی مسیحی است که شکل جدید آن، در قرن شانزدهم میلادی پدیدار گردید.

 

پیروان این مکتب، با احیای دیدگاههای افلاطونی در مورد جایگاه عقل و اندیشه، بر یگانگی خداوند اصرار ورزیدند و آموزه تثلیث را انکار نمودند.

 

البته و بی تردید، یکتاپرستی عقیده ای بسیار کهن است که سابقه آن به قرون ابتدایی مسیحیت باز می‌گردد.

 

با این وجود، برخی مسیحیان تمایل دارند که پیشینه این اعتقاد را به قرنهای دوم و سوم میلادی باز گردانند. آنها اظهار میدارند که الهیات یکتاپرستی، ریشه در تعالیم مونارکیانیزم، آریوس (250 - 336م) و پیروان وی آریانها دارد.

اما حقیقت آن است که این خط فکری در میان یهودی- مسیحیان در کلیسای اولیه وجود داشته است. یهودی- مسیحیان که از آنها به"ابیونیها"یاد میشود، منکر الوهیت حضرت مسیح بوده اند و حتی پولس را به خاطر اعتقاد به الوهیت عیسی، کافر می‌دانسته اند.

 

افزون بر این، برخی دانشمندان مسیحی بر آنند که اعتقاد به توحید، به زمان خود حضرت مسیح باز می‌گردد و ریشه در تعالیم آن حضرت داشته است.

 

پیشگامان نهضت یونیتاریانیزم

شاید بتوان اولین نماینده این نهضت را مارتین سلاریوس (1499 1564) دانست که دیدگاه یکتاپرستانه خویش را در کتابی به نام Cross, F. L. (ed.), The Oxford dictionary of the Christian Church در سال 1527 منتشر کرد بیان داشت.

 

از دیگر پیشگامان این نهضت می توان به میکائیل سروتوس (1511 1553) اشاره کرد. وی در سال 1531 میلادی، کتابی را منتشر کرد که اگرچه در آن الوهیت مسیح را پذیرفته بود اما آن را به شکل سابلیوسی تفسیر می‌کرد. بر این اساس، مسیح و روح القدس، صرفا نمایشگر شکلهایی از یک الوهیت که همان الوهیت پدر است تلقی شده بودند.

 

سروتوس در ژنو به سال 1553، از سوی جان کالون تکفیر گردید.کلیسا به دستور کالون او را دستگیر کرده و همراه با کتابهایش سوزاندند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : چهارشنبه 11 مرداد 1396
ساعت : 01:38 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات


دو جنایت اخیر توسط مسیحان اکوادور و آمریکا


تصویر فوق مربوط به "صلیب کشیدن و آتش زدن فردی" است که در اکوادر به دزدی محکوم شده است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 


نژادپرستان مسیحی آمریکا از کلیسای کوکلاس کلان 

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : چهارشنبه 11 مرداد 1396
ساعت : 01:12 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

ارزش و مقام زن در مسیحیت بخش دوم

کتاب مقدس درباره زن چه نظری دارد؟

 

عیسی مسیح که به عنوان خداوند در کتاب مقدس معرفی شده است، کسی است که به مادر خود در جمع شاگردانش در میان مردم توهین می‌کند "ای زن تو را با من چه کار است" (انجیل یوحنا باب 2 آیات ۱ تا ۴).... در صورتی که خودش در در انجیل متی، باب ۱۵، آیه ۱ تا ۹ حکم توهین کنندگان به پدر و مادر را مرگ می‌داند!!!

 

"عیسی در جواب گفت: چرا شما خود از احکام و دستورات خداوند تجاوز می کنید؟ زیرا خداوند دستور داده است که پدر و مادر خود را حرمت دار و هر که پدر و مادر خود را دشنام دهد باید کشته شود." زن پس از دو بار طلاق ناپاک می شود ! (تثنیه 24 : 4)

 

درمیان هزار مرد می توان یک مرد خوب می توان یافت اما در میان همه زنان یک زن خوب هم یافت نمی شود. (جامعه 7 : 28)

 

چون كسی زنی گرفته به نكاح خود درآورد‌ اگر در نظر او پسند نیاید از این كه چیزی ناشایسته در او بیابد آنگاه طلاق‌نامه‌ای نوشته بدستش دهد و او را از خانه‌اش رها كند. و از خانه او روانه شده برود و زن دیگری شود. و اگر شوهر دیگر نیز او را مكروه دارد و طلاق‌نامه‌ای نوشته به دستش بدهد و او را از خانه‌اش رها كند یا اگر شوهری دیگر كه او را به زنی گرفت بمیرد شوهر اول كه او را رها كرده بود نمیتواند دوباره او را به نكاح خود در آورد. بعد از آن كه ناپاك شده است زیرا كه این به نظر یَهُوَه مكروه است. پس بر زمینی كه یَهُوَه‌ خدایت تو را به ملكیت می‌دهد گناه میاور. (تثنیه 24 : 4)

 

اما می‌خواهم شما بدانید كه سر هر مرد مسیح است و سر زن مرد و سر مسیح خدا. ...زیرا كه مرد را نباید سر خود را بپوشد چونكه او صورت و جلال خداست اما زن جلال مرد است. زیرا كه مرد از زن نیست بلكه زن از مرد است. (اول قرنتیان 11: 3-8)

 

و به زن گفت: درد و حمل تو را بسیار افزون گردانم با درد، فرزندان خواهی زایید و اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود و او بر تو حکمرانی خواهد کرد. (پیدایش باب 3)

 

زن با سكوت به كمال اطاعت تعلیم گیرد. و زن را اجازت نمی‌دهم كه تعلیم دهد. بلكه در سكوت بماند. زیرا كه آدم اول ساخته شد و بعد حوا و آدم فریب نخورد بلكه زن فریب خورده. و آدم فریب نخورد بلكه زن فریب خورده در تقصیر گرفتار شد. 15 اما به زاییدن رستگار خواهد شد. (او‌ل تیموتاؤس 2: 11-15)

 

و یهُوَه موسی را خطاب کرده گفت: بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو..: چون زنی آبستن شده پسر نرینه ای بزاید آنگاه هفت روز نجس باشد موافق ایام طَمث حیضش نجس باشد. و در روز هشتم گوشت غُلفة او مختون شود. و سی و سه روز در خون تطهیر خود بماند و هیچ چیز مقدس را لمس ننماید و به مکان مقدس داخل نشود تا ایام طُهرش تمام شود. و اگر دختری بزاید دو هفته بر حسب مدت طَمث خود نجس باشد و شصت و شش روز در خون تطهیر خود بماند. (لاویان 12: 1-5)

 

من به زنی اجازه نمی‌دهم که تعلیم دهد و یا بر مردان حکومت کند. زنها باید ساکت باشند. (اول تیموتائوس2: 12)

 

اما می خواهم شما بدانید که سر هر مرد مسیح است و سر زن مرد (رساله ی پولس رسول به قرنتیان 11: 3)

 

زن باید مطیع مرد باشد همانگونه که ما مطیع خدا هستیم ! ای زنان شوهران خود را اطاعت کنید چنانکه خداوند را. شوهر سر زن است چنانکه مسیح نیز سر کلیسا و چنانکه کلیسا مطیع مسیح است، زنها نیز در هر مورد باید از شوهرهای خود اطاعت کنند (افسسیان 5: 22 24)

 

زنان برای مردان آفریده شده اند... و نیز مرد بجهت زن آفریده نشد بلکه زن برای مرد (قرنتیان 11: 9)

 

همچنانکه کلیسا مطیع مسیح است همچنین زنان نیز شوهران خود را در هر امری مطیع باشند (افسسیان 5: 24)

 

و زن را اجازت نمی دهم که تعلیم دهد... بلکه در سکوت بماند زیرا که آدم اول ساخته شد و بعد حو‌ّا و آدم فریب نخورد بلکه زن فریب خورد. آدم فریب نخورد بلکه زن فریب خورده اما به زاییدن رستگار خواهد شد.(اول تیموتائوس باب 2)

 

زیرا به محض اینکه هوی و هوس آنها (زنان) را از مسیح دور سازد، علاقه‌مند به ازدواج می‌شوند (اول تیموتائوس 5: 1۱)

 

همچنین زنان پیر، در سیرت متقی باشند و نه غیبت‌گو و نه بنده شراب بلکه معلمان تعلیم نیکو، تا زنان جوان را خرد بیاموزند که شوهردوست و فرزنددوست باشند، و خرداندیش و عفیفه و خانه نشین و نیکو و مطیع شوهران خود که مبادا کلام خدا متهم شود (تیطس 2: 3 - 5)

 

پس عقیدهٔ من این است، که بیوه‌زنهای جوان ازدواج کنند و صاحب فرزندان شوند و خانه‌داری نمایند. (اول تیموتائوس 5: 4)

 

اینک چون این را با آن مقابله کردم تا نتیجه را دریابم این را دریافتم که جان من تا به حال آن را جستجو می‌کند و نیافتم . یک مرد از هزار یافتم اما از جمیع آنها زنی نیافتم (جامعه ۸: ۲۷ و ۸)

 

اگر کسی دختر خود را به عنوان کنیز بفروشد، آن دختر مثل غلامان آزاد نشود. اگر کسی دختری را بخرد تا با او ازدواج کند ولی بعداً از او خوشش نیاید، آنگاه می‌باید به پدرش بازفروخته شود و ارباب او حق ندارد وی را به بیگانگان بفروشد. زیرا به او خیانت کرده است. (خروج 21: 7 و 8)

 

مطابق کتاب مقدس زن پس از دو بار طلاق ناپاک می شود!!... اگر مردی‌ پس‌ از ازدواج‌ با زنی‌، به‌ عللی‌ از او راضی‌ نباشد، و طلاقنامه‌ای‌ نوشته‌، به‌ دستش‌ دهد و او را رها سازد 2 و آن‌ زن‌ دوباره‌ ازدواج‌ كند 3 و شوهر دومی‌ نیز از او راضی‌ نباشد و او را طلاق‌ دهد یا بمیرد، 4 آنگاه‌ شوهر اولش‌ نمی‌تواند دوباره‌ با او ازدواج‌ كند، زیرا آن‌ زن‌ نجس‌ شده‌ است‌. خداوند از چنین‌ ازدواجی‌ متنفر است‌ و این‌ عمل‌ باعث‌ می‌شود زمینی‌ كه‌ خداوند، خدایتان‌ به‌ شما داده‌ است‌ به‌ گناه‌ آلوده‌ شود. (تثنیه 24 : 4)

 

زنی که حیض می بیند تا هفت روز ناپاک است و اگر کسی هم به او دست بزند ناپاک می شود ! و اگر زنی جریان دارد! و جریانی که در بدنش است خون باشد هفت روز در حیض خود بماند و هر که او را لمس کند تا شب نجس باشد ! و بر هر چیزی که در حیض خود بخوابد نجس باشد و بر هر چیزی بر آن بنشیند. نجس باشد و هر که بستر او را لمس کند رخت خود را بشوید و با آب غسل کند و تا شب نجس باشد. و هر که چیزی را که او بر آن نشسته بود لمس کند رخت خود را بشوید و با آب غسل کند و تا شب نجس باشد. و اگر آن بر بستر باشد یا بر هر چیزی که او بر آن نشسته بود چون آن چیز را لمس کند. تا شب نجس باشد. و اگر مردی با او هم بستر شود و زن حایض باشد، مرد تا هفت روز نجس خواهد بود و هر بستری که بر آن بخوابد نجس خواهد بود. (لاویان 15: 19 تا آخر)

 

پولس رسول می‌گوید: زنان اگر سئوالی داشته باشند باید از شوهرانشان بپرسند، نه از کلیسا. زن نمی‌تواند تعمید دهد و کشیشی زن ممکن نیست. زنان نمی‌توانند به مردان چیزی یاد دهند، زیرا باعث تسلط زنان بر مردان می‌شود.

 

انسان كه از زن زاییده می‌شود، قلیل الایّام و پر از زحمات است... كیست كه چیز طاهر را از چیز نجس بیرون آورد؟ هیچكس نیست... (ایوب 14: 1- 4)

 

اینك در معصیت سرشته شدم و مادرم در گناه به من آبستن گردید. مزامیر (51: 5)

 

و زنی را كه مثل دام‌هاست و دلش تله‌هاست و دست‌هایش كمندهاست یافتم، كه تلخ‌تر از مرگ است. كسی كه در حضور خدا پسندیده است از او رهایی خواهد یافت، اما گناه‌كار گرفتار وی خواهد شد، اینك واعظ می‌گوید؛ كه این را دریافتم، بعد از شمردن چیزها یك به یك تا آن كیفیت حساب را دریابم، كه جان من الی الآن در جستجویش می‌باشد و نمی‌یابد. این است كه یك مرد از هزار پیدا كردم، از تمامی آن‌ها زنی را پیدا نكردم. (جامعه ۷: ۲۶ ۲۸)

 

در بخش دیگری از کتاب مقدس كه در "انجیل کاتولیک" یا همان "انجیل اورشلیم" در عهد عتیق واقع شده است می‌خوانیم: هیج شرارتی، در هیچ جایی به پای شرارت زنان نمی‌رسد... گناه با یك زن شروع شد و به لطف اوست كه همه‌ی ما مجبوریم بمیریم! زایش دختر یك خسارت است. دختر به عنوان مولودی دردناك و منبعی نهایی برای آبروریزی پدرش به حساب آمده است: دختر تو نافرمان است؟ به شدت مراقب او باش كه باعث نشود تو سبب خنده‌ی دشمنانت واقع شوی و سر زبان‌ها بیفتی و در معرض شایعات مردم، قرار گیری و آبروی خود را در میان مردم بریزی. (انجیل كاتولیك ، فصل ۳)

 

اگر یك مرد، زنش را متهم به بی‌عفتی نماید، شهادت آن زن، به هیچ‌وجه مورد ملاحظه قرار نخواهد گرفت. زن متهم شده، باید مورد محاكمه‌ی سختی قرار گیرد تا مشخص شود او مُجرم است یا بی‌گناه. (انجیل كاتولیك، فصل ۲۶، آیات ۱۰و۱۱)

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : چهارشنبه 11 مرداد 1396
ساعت : 12:39 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

ارزش و مقام زن در مسیحیت بخش اول

عقاید کلیسا تا همین چندین سال پیش در مورد زنان چنین بود:

 

زن عامل فساد و منفور خداوند است.

زن باعث بیرون راندن آدم از بهشت شد.

زن از اینکه زن است باید شرمسار باشد زن آخرین حیوانی است که مرد او را اهلی کرده است.

زن موجودیست که گیسوان بلند دارد و عقلی کوتاه.

زن بالفطره سبک مغز و شهوت‌ران و شیفته لباس و تظاهر است.

پیکره حوا ریشه همه دردهای بشر است.

زن نزد خدا ذلیل، در آفرینش ناقص، و مطیع محض شوهر است.

فقط مریم مادر خداوند ما عیسی مسیح دارای روح جاوید است و بقیه زنان بین انسان و حیوان هستند.

زن برزخی میان انسان و حیوان است.

 

بنابر این عقیده در سال 1308 میلادی در فرانسه شورایی کلیسایی تشکیل شد که بررسی کند آیا زن دارای روح است یا فاقد روح می باشد؟ در صورتی كه زن روح داشته باشد، آیا روحش روح انسانی است یا حیوانی؟ بر فرض داشتن روح انسانی، وضع اجتماعی و انسانی زن نسبت به مرد چگونه است؟ وضع زن بردگی است یا كمی بالاتر از بردگی؟ زن گاهی وسیله شهوترانی و گاهی مانند چهارپایان در كار خوردن، آشامیدن، بارداری و زایمان است چگونه می تواند برابر با یک مرد باشد؟

 

در همان سال 1308 میلادی این مجمع کلیسایی بطور کلی نظر داد "زن، انسان است اما برای خدمت مردان آفریده شده است".

 

به سال 1595 میلادی کشیشان در آلمان جمع شدند تا اثبات کنند زن انسان نیست و فاقد روح است.

 

در سال‌ 1979 میلادی‌ پس از قرنها زیر پای گذاشتن حقوق زنان در جوامع مسیحی از طرف کتاب مقدس، کلیساها، کشیشان، اجتماعات مسیحی و خانواده های مسیحی، باالاخره استیلای تمام عیار این عقاید و کانونهای تولید این نظرات بر زن اروپایی شکسته شد و برای اولین بار منجر به‌ تشکیل کنوانسیون‌ رفع‌ تبعیض‌ علیه‌ زنان و تدوین‌ قوانین مربوط به آن گردید. هر چند که تا سال 2004 این قوانین فقط بصورت نمادین تدوین گردید و هنوز هم به بسیاری از این قوانین حمایتی از زنان در غرب بی توجهی می‌گردد و در اکثر کشورهای اروپایی و ایالات متحده آمریکا اعمال نمی شود.

 

به نوشته (وستر مارک) در شورای مارکون یک نفر کشیش عالی مقام اظهار داشت زن متعلق به نوع بشر نیست.

 

کلیسای ارتدوکس یونانی در اواخر قرن 17 میلادی، منکر وجود روح برای زن شده و موجودیتی برای او قائل نمی‌شود.

 

كرای سوستام یكی از الهیدانان مسیحیت می‌گوید: زن شری است كه از آن گریزی نیست. او وسوسه ای جبلی و آفتی دلپذیر و خطری برای خانه و خانواده و معشوقه ای عاشق كش و ماری خوش خط و خال است.

 

سنت توماس داكن می‌گوید: خداوند اگر ببیند مردی به زنی دل ببندد و عاشق او شود حتی اگر آن زن، همسرش باشد خشمگین می شود، زیرا جز عشق خداوند نباید در قلبش جای بگیرد.

 

سنت میشل: مالكیت یک زن خود به خود به شوهرش انتقال می یابد، زیرا زن صاحب شخصیت نیست.

 

سنت پل می‌گوید: زن انسانی کامل نیست. فقط مرد کامل است. هرگاه آفرینش، از پدید آوردن یک مرد ناتوان گردد، یک زن خلق می شود.

 

سنت ژروم می‌گوید: زناشویی عمل نامقدس و شیطانی است که مسبب آن زن می باشد. با تبر بكارت درخت زناشویی را فرو اندازید.

 

ولیام پرکینز یکی از الهیدانان مسیحی می‌گوید: زنان و بردگان، متمردان مخفی علیه اقتدار کلیسا هستند. جادوگری در زنان بیشتر است. زیرا زن در رازداری ضعیف تر است، زیرا شیطان در آغاز آسانتر بر زن غالب آمد و با توسل به زن به عنوان قربانی آسانتر اغواء و فریب را ادامه داد. زنان ذاتا نافرمان هستند و آرزو دارند تا از تابعیت مردان، که از جانب خدا مقرر گردیده است، سرباز زنند. این روح شیطانی عدم تابعیت، آنها را هدف آسانی برای شیطان قرار می دهد.

 

ترتولیان یکی از بزرگترین الهیدانان مسیحی می‌گوید: زن دروازه شیطان است، زن آنکس را که شیطان جرأت نداشت از رو به رو مورد حمله قرار دهد مجاب کرد و به سبب زن بود که پسر خدا (عیسی مسیح) ناگریز به مردن شد!! زن باید پیوسته جامه سوگ و ژنده به تن داشته باشد. زن دری است که از آن دیو بیرون می آید.

 

آمبروز قدیس می‌گوید: آدم را حوا به گناه سوق داد، نه حوا را آدم، شرط عدالت است، زن کسی را که به سوی گناه رهنمون شده به منزله ی فرمانروا بپذیرد.

 

ژان کریسوستوم قدیس می‌گوید: در میان تمام جانوران وحشی زیان بار تر از زن وجود ندارد.

 

توماس آکویناس قدیس، یکی از پر آوازه ترین دانشمند الهیات و فلسفه مسیحیت می‌گوید: زن موجودی است ناقص عرضی، جنس مونث در واقع مذکری است که منحرف شده است؛ زن محتملا نتیجه نقصی است در قوه تولیدی مرد. زن از لحاظ جثه و عقل و اراده، موجودی است ضعیف؛ زن در همه چیز به مرد احتیاج دارد، لکن مرد فقط برای تولید نسل نیازمند زن است. زن باید مرد را سرور طبیعی خود بداند، باید راهنمایی او را بپذیرد، و انضباط و مواخذه‌های وی را گردن نهد و از این طریق است که زن به مقصد اصلی و به سعادت خویش نایل خواهد آمد. زن به علت ضعف طبیعت خود، چه عقلی و چه جسمی، تابع مرد است. مرد آغاز زن و انجام وی است همان طور که خداوند بدایت و نهایت تمام موجودات است. زن طبق قانون طبیعت باید مطیع و منقاد باشد، و حال آنکه یک نفر برده چنین نیست. کودکان باید پدران را بیش از مادرشان دوست بدارند.

 

تومای قدیس: زن با نخستین مقصود طبیعت یعنی کمال منطبق نیست بلکه با دومین مقصود طبیعت یعنی گندیدگی، بدشکلی و فرتوتی انطباق دارد. زنان از دید مردان بنوات گری ص 57

 

آگوستین قدیس یکی از معروفترین الهیدانان مسیحی می‌گوید: زن حیوانی است که نه استحکام دارد و نه استواری، زن از بدی تغذیه می‌کند و سر آغاز همه دعاوی و مخالفتها است و راه و طریق هر گونه فساد اخلاق است. زن ذاتا فاقد صورت خداست، چرا که زن صورت بدن است. زن صورت خدا را فقط زمانی که با مرد که سرور وی است همراه باشد، دارا خواهد بود. زیرا مرد صورت خدا را صرف نظر از ارتباطش با زن داراست، زنان در بهشت نیز تابع مردان هستند. نسل انسان فقط از نطفه مرد حاصل می‌آید، زن تنها در بدن مادی که با نطفه مرد شکل می‌گیرد اشتراک دارد. زنانگی از طریق نقصی که به خاطر آن، این فرآیند شکل گیری به طور کامل انجام نمی پذیرد، پدید می آید. طبیعت ذاتی، فیزیکی و روانی زن پست‌تر از مرد است. زن به لحاظ جسمانی ضعیفتر، فاقد کنترلی اخلاقی بر خود، و از نظر قوای عقلی پائین‌تر است. لذا طبیعتا شایسته ارتباطی برده وار و وابسته، با مرد می باشد.

 

یوحنای زرین دهان اسقف اعظم قسطنطینه و یکی از بزرگان و آبای کلیسا می‌گوید: زن شری ضروری، وسوسهای طبیعی، مصیبتی مطلوب، خطری خانگی، جذبه ای مهلک و آسیبی رنگارنگ است.

 

مارتین لوتر موسس مذهب پروتستان مسیحی می‌گوید: زنان باید در خانه بمانند، آفرینش زنان بر این دلالت دارد که آنها لگنهای پهن دارند تا بر روی آن بنشینند و خانه داری کنند بچه به دنیا بیاورند و بزرگ کنند. اگر آنها از پا در آمدند و یا حتی مُردند، مسئله‌ای نیست، بگذارید آنان در زایمان بمیرند، زیرا این دلیل بودن آنها در اینجاست.

 

پاپ در قرن بیستم رسما اعلام کرد: در بین زندگی مادر و حیات فرزند باید نخستین (یعنی مادر) را فدا کرد! چون مادر غسل تعمید یافته و می تواند به بهشت رود ولی جنین برای همیشه به برزخ اختصاص یافته است!

 

دوبووار نویسنده مسیحی مشهور فرانسوی می‌گوید: تمام پدران کلیسا پستی و دنائت زن را اعلام می دارند.

 

ژان ژاک روسو متفکر نامدار سوئیسی می‌گوید: زنان فاقد ویژگیهای شهروندی اند. یعنی فاقد خصوصیاتی چون عقل، نیرو و خود مختاری طبیعتا مردانه هستند.

 

لیكی در كتاب تاریخ اخلاق در اروپا می‌گوید: در مسیحیت مردها از سایه زنان می گریختند و نزدیكی و همنشینی با ایشان را گناه می پنداشتند و عقیده داشتند كه برخورد با ایشان در كوچه و خیابان و سخن گفتن با ایشان اگر چه مادران، همسران و یا خواهران باشند اعمال و ریاضتهای روحی شخصی را تباه می سازد.

 

سورن کگارد: چه بدبختی ای است زن بودن.

 

کانت-پدر فلسفه معاصر در کتاب مناسبات بین دو جنس می‌گوید: زن موجودی فرومایه و کم ارزش است که بعد از ازدواج هیچ حقی ندارد.

 

در قانون مسیحی و کلیسایی ساکسون ها، حداقل مجازات در مورد زنان زناکار بریدن بینی و گوشهای وی بود، و به شوهر اختیار می‌داد که اگر زن خویش را بی وفا دید، او را به قتل برساند. حق هر گونه آزادی ای از زنان سلب شده بود، این ظلم تا بدان حد بود که اگر زنی مسیحی با برده ای ازدواج می‌کرد از حمایت قانون محروم می‌شد و خانواده حق کشتن او را داشت. تاریخ تمدن ویل دورانت ، ج 4 ، ص 110

 

درجامعه شناسی، نظریه پردازان نام آشنایی چون وبر، دورکیم و اسپنسر، مبنای نظریات جامعه شناسی خود را کاملا مردانه تعریف کرده اند، گویا اصلاً جنس زن قابلیت مطرح شدن را ندارد.

 

در علم حقوق، حقوق اولیه انسانی مثل حق رای (تا سال 1944 میلادی) حق مالکیت و انعقاد قرارداد (تا سال 1965میلادی) و بسیاری حقوق دیگر، از زن گرفته شده بود.

 

جنبش فمنیسم که از غرب مسیحی آغاز گردید همه و همه به دلیل آرای ضد انسانی و نظرات سخیفانه مسیحیت و کتاب مقدس بر ضد زنان بوده است. ادامه در بخش دوم...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : چهارشنبه 11 مرداد 1396
ساعت : 12:12 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات


قتل عام سیزده میلیون انسان در گنگو

 

لئوپولد دوم Leopold II پادشاه مسیحی بلژیک، سیزده میلیون نفر از مردم کنگو را قتل عام کرد و در تاریخ کسی این نسل کشی را تقبیح نکرد .چون آفریقایی ها کتاب تاریخ بشر را نمی نویسند .چرا کسی مانند هیتلر از او یاد نمی کند؟

 

لئوپولد دوم (به فرانسوی: Léopold Louis Philippe Marie Victor) (زاده ۹ آوریل ۱۸۳۵، درگذشته ۱۷ دسامبر ۱۹۰۹) پادشاه بلژیک بوده است. او که در بروکسل به دنیا آمد، دومین پسر لئوپولد یکم و لوییز اورلئان بود. وی بعد از پدرش در ۱۷ دسامبر ۱۸۶۵ به تخت نشست و تا زمان مرگ پادشاه بلژیک بود.

 

این پادشاه مسیحی بلژیکی در طول مدت اشغال جمهوری دمُکراتیک کُنگُو موجب قتل و مرگ 13 میلیون نفر از مردم این کشور شد.

 

وی در ابتدا با شعار پایان دادن به بردگی به میدان آمد، با انجام دسیسه‌های بسیار، سرانجام موفق شد در کنفرانس برلین کنگو را تحت سلطه درآورد و مستقیما مسئول کشتار 13 میلیون از اهالی کنگو بوده است.

 

لئوپولد دوم در ابتدا با شعار پایان دادن به بردگی به میدان آمد، وی پس از ده سال مذاکره و با انجام دسیسه‌ها و ترفندهای بسیار، سرانجام موفق شد در کنفرانس برلین در سال ۱۸۸۴ کشور کنگو را که ۸۰ بار از بلژیک وسیع‌تر است به عنوان ملک شخصی در اختیار گیرد تا بلژیکی ها به آنجا بروند و "تمدن اروپایی و مسیحیت" را به کنگوئی‌ها هدیه کنند، ولی این سرزمین گسترده به جهنمی وسیع برای ساکنان آن تبدیل گردید.

 

در آن زمان بروکسل فقط یک شهر کوچک بود، با استفاده از ثروت کنگو و کار رایگان اهالی بومی آن، به پایتختی مهم و قدرتمند در اروپا تبدیل شد.

 

کنگو برای بلژیکی ها بیش از آنچه تصور می کردند سودآور شد. آنها در ابتدا فقط عاج و چرم و پوست حیوانات با ارزش را به اروپا وارد می کردند، با اختراع خودرو و لاستیک ‌بازار کائوچو گسترش فوق العاده‌ای یافت زیرا این ماده اولیه در کنگو به وفور یافت می‌شد‌. لئوپولد دوم که کنگو را به عنوان ملک طلق خود به حساب می‌آورد در آن جا سرمایه‌گذاری بسیاری کرده بود، سرمایه وی در پایان عمرش معادل بیش از دوهزار و دویست میلیارد یورو رسیده بود. یعنی سودی برابر با سه هزار برابر سرمایه گذاری اولیه!!

 

تحت حکومت لئوپولد دوم، بلژیک جایگاه قابل توجهی در اعمال سیاست‌های استعمارگرانه یافت. استعمارگران بلژیکی در کنگو برای مجبورکردن بومی‌ها به انجام کار رایگان، زن و فرزندانشان را به گروگان می‌گرفتند یا دست‌ها و پاهای آن‌ها را قطع می‌کردند.

 

نظام استعماری در کنگو هنگامی بی‌رحم‌تر شد که براساس مقررات نوشته شده، پول دریافتی می‌باید با مقدارکائوچوی آورده شده متناسب باشد‌. به عبارت دیگر، بومیان را به کار اجباری با اعمال شاقه وا می‌داشتند‌. زنان و فرزندان آنان را به عنوان گروگان نگه می‌داشتند تا مقدار تعیین شده کائوچو آورده شود‌. گاهی برای گرفتن زهر چشم و اجبار به همکاری با ماشین عظیم سرمایه‌داران بلژیکی، دهکده‌ها را می‌سوزاندند، دست و پاها، آلت جنسی‌، سرها را می‌بریدند و بدن‌ها را درجهت طولی با شمشیر به دو نیم می کردند.

 

هنگامی که تحت فشار افکارعمومی لئوپولد دوم در سال ۱۹۰۳ مجبور به فرستادن کمیسیون نظارتی به کنگو شد، فرماندار بلژیکی کنگو پس از برملا شدن نتایج بررسی این بازرسان با بریدن گلوی خود به زندگی اش پایان داد.

 

پاتریس لومومبا Patrice Lumumba کارمند ساده اداره پست پس از دوسال رهبر جنبش ملی کنگو شد و توانست در سال ۱۹۶۰ توانست استقلال کنگو را از پادشاهی بلژیک اعلام کند و نخست وزیر شود 67 روز پس از آغاز به کار دولت مرکزی عزل و کشته شد و جسدش در اسید حل گردید.

 

ژرار سئورت افسر نظامی بلژیکی می‌گوید وزیر کشور تماس گرفت و گفت: شما او را کشته اید، شما هم جسد را سربه نیست کنید. برای من مهم نیست که چگونه این کار را می کنید.

 

17 ژانویه 1961 پاتریس لومومبا و به همراه دو وزیرش با تصمیم موسی چمبه و با حمایت نیروهای بلژیک، به دسته جوخه اعدام متشکل از افسران بلژیکی سپرده شده و تیرباران شدند. پس از به خاک سپرده شدن اجساد، دو بار محل دفن لومومبا و وزرایش نبش قبر شد و اجساد آن‌ها به نقاط دیگری منتقل شد. نهایتا «ژرار سئورت» افسر پلیس بلژیک اعتراف کرد وی و برادرش پس از دومین نبش قبر، اجساد لومومبا و دو تن دیگر را قطعه‌قطعه کرده و در اسید سولفوریک حل کرده‌اند. به اعتراف این دو نظامی بلژیکی، از جسد ‌این سه تن، تنها تعدادی از دندان‌ها، بخشی از استخوان‌ها و گلوله‌هایی که در جمجه آنها وجود داشت باقی ماند که آنها را به عنوان «یادگاری» نزد خود نگه‌داشتند.

 

«هیچ‌کس در این دنیای ناقص، کامل نیست. بدون عزت آزادی نیست، بدون عدالت عزتی نیست، و بدون استقلال آزادمردی وجود ندارد.»

پاتریس لومومبا اولین نخست وزیر کنگو

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : چهارشنبه 11 مرداد 1396
ساعت : 12:05 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

شکی نیست که هیتلر یک مسیحی بسیار معتقد بود.

 

او هر یکشنبه به مراسم عشاء ربانی می‌رفت و در این مورد بسیار سختگیر بود. هیتلر همیشه در اکثر سخنرانی های خود از کتاب مقدس مثال می آورد و کارهای خود را بر اساس کتاب مقدس توجیه و تفسیر می نمود.

او از کلیسا برای تهییج مردم آلمان به نفع حزب نازی استفاده بسیار شایانی نمود. هیتلر تفکرات ناسیونالیستی و فاشیستی و نژادپرستانه مسیحی داشت که این تفکرات را مستقیما از کتاب مقدس برداشت نموده بود.

مردم آلمان و برخی از کلیساهای کشورهای اروپایی و همچنین کشیشان مسیحی کاتولیک و ارتدوکس و پروتستان معتقد بودند هیتلر یک پیامبر خدا است برای نجات آلمانی ها و بشریت آمده...

بسیاری از مردم و کشیشان و کلیساها هیتلر را یک نبی خدا می دانستند و برخی وی را همان ایلیای نبی معرفی می‌کردند که قبل از مسیح برای آماده ساختن ظهور مسیح می آید.

 


جنایات بسیاری توسط رهبران مسیحی بنیادگرا و به شدت معتقد به کتاب مقدس، در سراسر تاریخ رخ داده است. مصادیق بسیاری را می توان نام برد از جمله... پاپ وقت جنگهای صلیبی... ایوان چهارم واسیلیویچ ملقب به ایوان مخوف... موسیلینی... هیتلر... چرچیل... هری ترومن رئیس جمهور آمریکا... این لیست به قدری طولانی است که مجال فهرست کردن آن نیست. همین قدر بدانید که نماینده پاپ برای وی چنین نوشت:

 

گود فروآ دو بویون به پاپ اوربن دوم نوشت:

«اگر می‌خواهید بدانید با دشمنانی که در بیت المقدس بدست ما افتادند چه معامله شد همین قدر بدانید که کسان ما در رواق سلیمان و در معبد در لجه ای از خون مسلمانان میتاختند و خون تا زانوی مرکب می‌رسید».

ده هزار مسلمان در معبد قتل عام شد و هرکس در آنجا راه میرفت تا بند پایش را خون میگرفت ازمسلمانان هیچ کس جان نبرد و حتی زن و اطفال خردسال را هم معاف ننمودیم...»

«کسان ما چون از خونریزی سیر شدند به خانه ها ریختند و هرچه به دستشان افتاد ضبط کردند. هر کس (چه فقیر و چه غنی) به هر جا وارد می‌شد آن را ملک مطلق خود می‌دانست... و این رسم چنان ساری بود که گوئی قانونی است که باید موبه مو رعایت شود».

 

عهد قدیم و عهد جدید مکمل یکدیگر هستند... خدای عهد قدیم همان خدای عهد جدید است. البته در عمل به عهد قدیم و جدید در بین فرقه های مسیحی اختلافاتی وجود دارد. برخی بیشتر به عهد جدید برخی بیشتر به عهد قدیم و برخی هم باز به برخی از کتب عهد قدیم و برخی هم نسبت به برخی از کتب عهد جدید تمرکز بیشتری دارند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 10 مرداد 1396
ساعت : 02:41 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مسیحیت در گذر تاریخ؟! (بخش سوم)

تبعیض نژادی و برده داری در مسیحیت

 

تبعیض نژادی و برده داری در تاریخ تفکر مسیحیت جایگاهی بس قدرتمند دارد.

 

برده‌داری یک شکل افراطی نابرابری اجتماعی است که در آن بعضی افراد، در واقع به عنوان دارایی، در تملک دیگران‌اند.

 

برده داری جزو عایدات و سرمایه جامعه مسیحی غرب بشمار می رفت و مردم به آن همچون یک امر ضروری و فطری می نگریستند. ارسطو آن را طبیعی و غیرقابل اجتناب می شمرد، و پولس رسول خود خوانده عیسی مسیح، این سازمان را تقدیس می کرد؛ بردگی در عصر او نظامی بود که با مشیت مقدس، کتاب خدای مسیحیت، سازگار می آمد.

 

آمریکا قاره ای بود که پیش از این نه گمان وجودش می رفت و نه در کتاب مقدس نامی از آن برده شده بود. مردم این سرزمین از کجا آمده بودند؟ آیا انسانهای واقعی و دارای روح بودند؟ این پرسشها مدتها سوالاتی بود که در کلیساها مطرح می شد و کشیشان و دست اندرکاران کلیسا به دنبال جوابی برای اینگونه سوالات بودند. چنین سوالاتی بر ادعاهای سیاسی نیز اثر گذاشت تا آنجا که پادشاهان اروپایی حق قانونی خود دانستند قاره جدید را با اجازه کلیسا و با توجیه آیات کتاب مقدس در عهد قدیم و جدید، بتصرف خود دربیاورند و مردم غیر کتاب مقدسی و بدون روح این قاره را بطور کلی از نقشه تاریخ، و جغرافیا پاکسازی نمایند. اتحاد مقدس کلیسا و حکومتهای اروپایی موجب شد انسانهای بدون روح و غیر مقدس قاره جدید که سرخپوستان بودند را نابود سازند و به بردگی بکشانند.

 

نهضت روشنگری عصر اکتشافات و اصلاح دین، برده داری را مورد بحث و جدل قرار داد. غرب مسیحی بر پایه و اساس تاریخ یونان، روم باستان، و تلفیق آن با آموزه های کتاب مقدس تاکید می ورزید و بدین صورت توجیه می نمود که سرخپوستان و بردگان سیاه فاقد شعور و روح هستند. سرخپوستان و سیاهان در باغ وحشها توسط مردم متمدن سفید پوست آمریکا و اروپا به نمایش گذاشته می شدند، در مزارع و خانه ها به مثال یک حیوان کار می کردند، تا اینکه بعد از مدتی سرخپوستان و سیاهان تجسمی از اسباط کذایی گمشده یهود شناخته شدند. بدین گونه بود که برخی از سازمانها و نهادها برای لغو برده داری شروع به فعالیت نمودند و سرخپوستان و سیاهان را کم کم به کلیساهای خود فرا خواندند و آنها هم برای گریز از تبعیض نژادی تن به دین و مذهب سفید پوستان دادند.

 

دین مسیح شریعت یهود را تأیید کرده و برده‌داری را نیز جایز شمرده‌است. این دین بردگان را به تسلیم و اطاعت صاحبانشان دستور داده‌است، در این حکم فرقی بین صاحبان ملایم و پرخاشگر نیست. در این دین به بردگان دستور داده شده‌است که در نزد صاحبانشان کمال امانت رابه جای آورند، آنان را شاد سازند و از حاضرجوابی بپرهیزند. همچنین دین مسیح بردگان را به خدمت با اخلاص و فداکاری تشویق کرده و آنان را از ریاکاری بازداشته‌است. پولس به مردم توصیه نموده که با بردگانشان رفتار عادلانه داشته باشند. نزد مسیحیان فرزندی که از یک کنیز برای مرد به دنیا می‌آمد، برده بود.

 

در کتاب مقدس آمده: اگر گاوی برده یا کنیزی را به شاخ می‌زد، سی مثقال نقره به صاحب برده داده می‌شد و گاو را هم سنگسار می‌کردند، در حالی که اگر گاو مرد یا زن آزادی را به شاخ می‌زد، گاو سنگسار شده و صاحب گاو نیز کشته می‌شد.

 

” اسقف اعظم کانتربری دکتر روآن ویلیامز به خاطر حمایت های گذشته کلیسا از مسئله برده داری، رسماً عذر خواهی کرد و از پدرآسمانی خواست که گناه کلیسا را در رابطه با سهمی که نسبت به پدید آمدن مسئله برده داری داشته است ببخشد. رهبر دینی 77 میلیون مسیحی انگیلیکن در سراسر جهان با حضور در مراسم 200 سالگرد تصویب قانون منع برده داری در انگلستان گفت: این باعث شرم کلیسا است که از قانون برده داری حمایت کرده است و در مقطعی از زمان باعث پدید آمدن زمینه های این رفتار شده است.

 

لازم به ذکر است که بیش از ده میلیون انسان سیاه در طول ۳۵۰ سال از سرزمین های آفریقایی به عنوان برده به کشورهای اروپایی و آمریکا آورده شده و به بند کشیده شدند یعنی رقمی حدود هشتاد هزار نفر در هر سال. این افراد مجبور به کار کردن در مزارع شکر و پنبه بودند و صاحبان آنها ظلم های بسیاری در حق آنها روا می داشتند.

 

رورد سیمون یکی از فعالان اجتماعی و از سخنرانان مراسم یاد شده در سخنرانی خود گفت: کلیسا باید بپذیرد که او هم مانند همه ما گناهکار بوده و مسئولیت آنچه اتفاق افتاده به گردن آن هم بوده است. گویی همه ما در مسئله برده داری انسان ها مقصر بوده ایم و اکنون وظیقه همه ما است که از این بابت عذر خواهی کنیم و تاریخ گذشته خود را تنها مقصر ماجرا ندانیم. او همچنین گفت که بسیاری از آبای کلیسا خود از جمله سفارش دهندگان برده بوده اند و از آنها در مزارع خود استفاده می کردند.

 

چنان که در سال ۱۸۳۳ اسقف اعظم منطقه Exeter بعد از این که مجبور به آزادی ۶۶۵ برده سیاهپوست شد مبلغی بالغ بر ۱۲۷۲۹ پوند را به عنوان خسارت دریافت کرد.

 

کتاب مقدس عهد جدید درباره برداری و استفاده مسیحیان از برده چه می گوید؟

 

ای غلامان، مطیع آقایان خود باشید با کمال ترس؛ و نه فقط صالحان و مهربانان را بلکه کج خلقان را نیز (رساله اول پطرس ۲: ۱۸)

 

غلامان را نصیحت نما که آقایان خود را اطاعت کنند و در هر امر ایشان را راضی سازند و نقیض گو نباشند (تیطس 2: 9)

 

ای غلامان، آقایان جسمانی خود را در هر چیز اطاعت کنید، نه به خدمت حضور مثل جویندگان رضامندی مردم، بلکه به اخلاص قلب و از خداوند بترسید. و آنچه کنید، از دل کنید بخاطر خداوند نه به بخاطر انسان. (غلاطیان 3 : 23- ۲۴)

 

البته آیاتی از این دست در کتاب مقدس بسیار زیاد است و آوردن آن در حوصله نمی گنجد.

با این حال مسیحیان در شعارها و سخنان تبلیغی خود مدام تكرار می كنند: "خداوند ما عیسی مسیح، خدای محبت است" !!

حال آنكه این خدا در کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان، دستورات جنایی و شهوانی زیادی به نفع خود و پیروانش آورده است!!

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 10 مرداد 1396
ساعت : 02:07 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات


کتاب مقدس و آزادی بیان

 

"سنگسار (سِقیلا)"، "سوزاندن (سِرِفا)"، "گردن زدن با شمشیر (هَرِگ)" و "خفه‌کردن (حِنِق)" و اگر شخصی نسبت به مقدسات بی ایمان شود و به تعبیری مرتد شود نیز می‌بایست سنگسار شود اما اگر دیگران را نیز به کفر دعوت نماید باید او و دیگران همگی کشته شوند. کتاب مقدس در این باره می‌گوید :

 

اگر دربارة یكی از شهرهایی كه یَهُوَه خدایت به تو به جهت سكونت می‌دهد خبر یابی كه بعضی پسران بلّیعال از میان تو بیرون رفته ساكنان شهر خود را منحرف ساخته گفتهاند برویم و خدایان غیر را كه نشناخته‌اید عبادت نماییم آنگاه تفحص و تجسس نموده نیكو استفسار نما. و اینك اگر این امر صحیح و یقین باشد كه این رجاست در میان تو معمول شده است البته ساكنان آن شهر را به دم شمشیر بكُش و آنرا با هرچه در آن است و بهایمش را به دم شمشیر هلاك نما. و همة غنیمت آنرا در میان كوچه هایش جمع كن و شهر را با تمامی غنیمتش برای یَهُوَه خدایت به آتش بالكّل بسوزان و آن تا به ابد تلّی خواهد بود و بار دیگر بنا نخواهد شد. تثنیه فصل 12:13 -17

 

به نظر شما کتاب مقدس از آزادی بیان حمایت می‌کند یا خیر؟

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 2 مرداد 1396
ساعت : 05:32 ق.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 5

>