تبلیغات
گذرگاه - مطالب تاریخ کلیسا
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

گذری کوتاه به واژه تثلیث

 

اعتقاد به تثلیث اقدس یا آنتولوژی معروف به تثلیث عددی که قائل به 3 شخص در یک ذات واحد است. کلمه یونانی Thias برای اولین بار توسط تئوفیلوس و معادل آن به زبان لاتینی Thinitas اولین بار توسط ترتولیان به کار رفت. و به انگلیسی Trinity است. مهمترین شوراهای تائید کننده تثلیث در سال 325 شورای نیقیه و تکمیل کننده آن در سال 381 میلادی در شورای قسطنطنیه است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1396
ساعت : 03:42 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نستوریوس، نسطوری ها، مكتب نسطوریوس، پیروان مكتب انطاكیه Nestorianism

 

اعتقاد به دوگانگی، مسیح ماهیتی دوگانه دارد؛ زیرا هم خداست و هم انسان. بحث بر سر چگونگی اتحاد لوگوس و انسان در عیسی به‌تدریج به مسئلة دو طبیعت یا یک طبیعت انجامید. از نظر قائلان به دو طبیعت (دوذات‌انگاران)، وحدت شخص در عیسی به‌رغم دوگانگی طبیعت‌ها به معنای آن است که لوگوسِ متجسد، به سبب تفوق کاملش بر جنبة بشری، امکان هر‌گونه تعارض و کشمکشی میان آن طبیعت‌ها را از بین برده است؛ به همین جهت است که رابطة میان لوگوس و بدن در عیسی با رابطة میان نفس و بدن در انسان تفاوت دارد.

 

طرح مسئلة دو طبیعت و دو اراده و عمل را در پی داشت. دو ذات‌ انگاران به دو اراده و عمل در عیسی مسیح ایمان دارند. نسطوریان معتقدند كه تنها جنبه انسانی و طبیعی مسیح مصلوب كشته.

 

پیروان مکتب انطاکیه عقیده داشتند که عیسی انسانی است که به ‌وجود الهی درآمده و کلمه خدایی در او ساکن گشته و با جسم او یکی شد؛ به‌طوری که کلمه و عیسی دو مظهر متفاوت هستند؛ که دارای یک اراده و هویّتند.

 

در فرقه انطاکیه تأکید بر این بود که مسیح، انسانی بود که خدا گردید؛ نه خدایی که انسان گردید. در آنجا برای بشر بودن مسیح و الگوی اخلاقی او اهمیّت خاصی قائل بودند. تئودور، اسقف موپسوئستا، از کلیسای انطاکیه به‌پاخاست و بر وجود "دو طبیعت کاملا مجزا"، در مسیح تأکید کرد. نستوریوس که شاگرد تئودور بود، این عقیده استادش را با دقت شرح داد. تعالیم او نشان می‌داد که یک شخص انسانی (یعنی عیسی مسیح) و یک شخص الهی(کلمه) وجود داشت؛ که در عیسی مسیح ساکن شده و با اتّحاد معنوی از طریق اتحاد اراده با او یکی شدند. بنابراین پسر خدا یک انسان نگردید؛ بلکه به یک انسان مخلوق که از باکره متولد شده بود، پیوست. در این بین، امپراتور تئودوسیوس در سال 428 به کمک او آمد و نستوریوس را به ‌عنوان پاتریاک قسطنطنیه منسوب کرد. او در قسطنطنیه با طرح این بحث که جایز نیست مریم را "مادر خدا" بنامیم؛ زیرا محال است زنی با خصوصیات بشری نسبت به خدا، حالت مادری پیدا کند، نزاع را بیشتر کرد.

 

او می‌گفت: «مریم فقط انسانی مانند خود را به دنیا آورد؛ که کلمه در او تجسّد یافت.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1396
ساعت : 03:35 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مکتب کالونیسم Calvinism

 

کالوینیسم نام فلسفه و مکتب سیاسی و مذهبی منسوب به ژان کالون (1509- 1564)، الهیدان و اصلاح طلب پروتستان فرانسوی که در ۱۵۴۱ وی را برای اصلاحات مذهبی به ژنو دعوت نمودند و در آنجا اصلاحاتی انجام داد و انضباط شدیدی در کلیسای ژنو برقرار کرد.

 

عقاید فرقه :

عدم مقاومت در برابر زمامداران سیاسی.

عدم آزادی خواهی و مشروطه طلبی.

اطاعت کورکورانه از دولت.

اعتقاد به تقدیر.

همهٔ افراد می‌توانند بخشش گناه را انجام دهند.

 

ژان کالون با تکیه بر الهیات موسسه های دینی مسیحی، حکومت روحانیان یا خداسالاری محدودی در ژنو بنیاد نهاد. این حکومت روحانی موجب شد که نوع کلیسای اصلاح شده آیین پروتستان (مثلا آیین پرسبیتری اسکاتلندی) به وجود آید. آیین کالون از حاکمیت مطلق خدا بر تقدیر و نیز بر زندگی مدنی و کلیسایی که به دقت تحت نظارت و هدایت قرار دارد سخن می گفت.

 

کانگرگیشنالیسم کالونی و آیین پرسبیتری در مستعمره های آمریکا تاثیر بسزایی گذاشت و از بیدارگری (مثلا جاناتان ادوارز 1703- 1758) تاثیر پذیرفت. کارل بارت (1886- 1968) اثرگذارترین الهیدان کالونیست عصر جدید بوده است. هر جا که کالوینیسم اجازه رشد و نمو داشت، یک حکومت تئوکراسی رخ داد که نوعی الیگارشی بود که در نتیجه اتحاد کشیشان با طبقه متوسط اعلا یا محترمین به وجود امده و توده مردم در آن نقشی نداشتند. حکومت خود کالوین و پیوریتن‌ها در ماساچوست آمریکا به نوعی از متفرعات کالوینیسم بود.

 

کالوینیسم درقرن هفدهم در اروپای غربی شکل گرفت. نجات از طریق ایمان تفاوتهایی با لوتریسم دارد و همچنین در مورد عشای ربانی اختلافات مهمی در مورد حضور حقیقی مسیح در نان و شراب عشای ربانی با لوتریسم دارد. از منظر کالوینیست دنیا آفریده شده تا در خدمت تجلیل از پروردگار باشد، یک فرد مسیحی برگزیده خداوند است و باید با تمام توان دستورات پروردگار را انجام دهد تا از عظمت خداوند تجلیل کرده باشد. کالوینیسم به پرستندگان خداوند می‌آموزد که باید برای موفقیت اجتماعی تلاش کند و مشیت خداوند است که انسان مطابق وظایف و تکالیف اجتماعی برای تجلیل از خالق خود زحمت بکشد.

 

کالوینیسم یکی از فرقه های مکتب پروتستان که در قرن هفدهم به عنوان دین اصلاح طلب به وجود آمد مهمترین ویژگی این باور سرنوشت مقدر می باشد. سرنوشت مقدر یعنی اینکه انسانهای محدودی به فیض می رسند وبرگزیده هستند. انسانها یا برگزیده هستند یا نیستند، و افراد برگزیده نیازمند کشیش نیستند یعنی انسان طبق این کیش تنهاست و به کشیش وشعائر مذهبی نیازی ندارد. انسانی که برگزیده نیست هم تا ابد برگزیده نمی شود. فرد کالوینیسم باید از روش ثابتی برای خود تبعیت کند. عضو فرقه کالوینیسم بر حسب روش سلوک، منظم، پایدار و معتقد به سلسله مراتب یک آیین عقلانی می باشد.

 

کالوینیسم در مسیر تکاملی خود چیزی مثبت به ریاضتگرایی بخشید و آن اندیشه و وجوب اثبات ایمان فردی در فعالیت دنیوی است. اینکه فرد چگونه می تواند بفهمد که برگزیده است یا خیر تنها از راه مقایسه با یکی از اولیای برگزیده امکان پذیر است.

 

به عقیدة کالوین هر شخصی باید خود را بر گزیده بداند و وحدت عرفانی با خداوند که عالی ترین تجربة دینی است تنها زمانی رخ می دهد که خداوند از طریق انسانهای برگزیدة خود عمل می کند.

 

کالوین وحدت عرفانی را زمانی می داند که ایمان فرد در عملش ثابت شود. کالوین معتقد بود که تنها فعالیت دنیوی می تواند تردید مذهبی را ذایل کند و به وجود حالت فیض اطمینان ببخشد. یعنی انسان از طریق فعالیت دنیوی که نماد عمل خداوند است می تواند از فیض مطمئن شود.

 

همانطور که لوتر در معانی کلمة حرفه می گوید، وظیفه ای که خداوند برای انسان مقدر فرموده است.

 

به نظر اچ فرانک کار برای تکلیف بهترین نمونة فعالیت ریاضتگرایی بود و اینکه خداوند مهربان انسان را از طریق فیض در کارهایشان رستگار می کند برای آنها انکار ناپذیر بود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 04:16 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تشکیلات سری بیلدربرگ

 

آیا تا به حال نام تشکیلات سری بیلدربرگ به گوشتان خورده است؟ اگر نه مطلب زیر را بخوانید!

 

بیلدربرگ در سال 1954 در هلند توسط شخصی‌ تأسیس شد که آرزویش به وجود آمدن یک اروپای متحد بود و از قضا طرح تشکیل اتحادیه اروپا نیز نخستین بار در بیلدربرگ ریخته شد.

 

تشکیلات بیلدربرگ همه ساله جلساتی برگزار می‌ کند که شرکت کنندگان در آن سیاستمداران برجسته اعم از رؤسای جمهور, سفرا و وزرا, پادشان و ملکه ها و نیز سرمایه داران بزرگ و افراد ذی‌ نفوذ هستند. در جلسات این تشکیلات که پشت درهای بسته برگزار می‌ شود خبرنگاران حضور ندارند. با وجود اینکه حدود نیمی از اعضای شرکت کننده در این جلسات هر سال تعویض می‌ شوند و جای خود را به شخصیتهای جدید می‌ دهند اما در این تشکیلات نماینده ای از دو خانواده معروف یهودی یعنی راکفلرها و روچیلدها که از جمله به امور بانکداری اشتغال دارند حضور دائمی دارند.

 

هدفی‌ که از ابتدا پشت تأسیس بیلدربرگ قرار داشت این بود که از طریق فراهم آوردن فضائی به منظور انجام گفتگوهای غیر رسمی‌ بین سران کشورهای اروپا و آمریکا از به وجود آمدن یک جنگ احتمالی‌ بین این دو قطب جهان در آینده جلوگیری شود. گفته می‌ شود که طرح دو جنگی که در خلیج فارس در سالهای 1990و 2003 میلادی صورت گرفت در این تشکیلات مورد بررسی‌ قرار گرفته بود. همچنین سیاستمداران صرب این تشکیلات را باعث و بانی‌ جنگی می‌ دانند که در دهه نود میلادی گریبانگیر یوگوسلاوی سابق شد و این کشور را تجزیه نمود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 


شبکه سری بیلدربرگ و خاندان والنبرگ

 

هر سال سیاستمداران و سرمایه داران برجسته ‌اروپایی و آمریکایی به دعوت کلوب بیلدربرگ دور هم جمع می‌ شوند تا در مورد مسائل سیاسی و اقتصادی دنیا باهم بحث و تبادل نظر کنند.

 

در سالهای نخستین تأسیس کلوب بیلدربرگ پرنس هلند میزبان شرکت کنندگان در جلسهٔ بود اما بعدها مقرر شد که نمایندگان بیلدربرگ در هر کشوری به صلاحدید خود از بین شخصیتهای برجسته سیاسی و اقتصادی آن کشور تعدادی را گزینش کرده و برای شرکت در جلسهٔ از آنها دعوت به عمل آورند.

 

در سوئد این دعوتها از طرف شخصی‌ به نام مارکوس والنبرگ صورت میگرفت که عضو جمعیت سری شوالیه های سرافیم بود. برادر مارکوس به نام یاکوب والنبرگ هم از اعضای هیئت رئیسه بیلدربرگ یعنی یکی‌ از مهمترین ارگانهای این تشکیلات سرّی‌ به شمار می‌ آمد. این دو برادر متعلق به یکی‌ از مشهورترین و ثروتمندترین خانواده های یهودی در اروپا هستند که به صورت غیر مستقیم کنترل یک سوم از درامد ناخالص ملی‌ کشور سوئد را در دست دارند. با این وجود به ندرت نام اعضای این خانواده در لیست افراد ثروتمند در سوئد دیده می‌ شود. شعار خانواده والنبرگ شعاری است که مارکوس والنبرگ آن را از شوالیه های سرافیم اقتباس کرده و مضمون آن این است که باید همواره به طور نامحسوس عمل کرد یعنی به گونه ای که دیده و شنیده نشویم.

 

خانواده والنبرگ در بحبوحه جنگ و حکومت نازیها حدود 3000 یهودی را که در معرض نابودی قرار داشتند نجات دادند. این خانواده پرجمعیت که از دوستان اسرائیل به شمار می‌ آیند از طریق خرید عمده سهام شرکتهای بزرگ تجاری خود را صاحب آن شرکتها نموده و در سیاستگذاری و تصمیم‌گیری در آنها نقش ایفا می‌ کنند. از جمله این شرکتها که نام آنها به گوش اکثر ایرانیان و فارسی‌ زبان‌ها آشنا می‌ باشد شرکت اریکسون, شرکت اتومبیل سازی ساب و شرکت بولبرنگ سازی SKF است که محصولات خود را به بیش از پانزده کشور جهان صادر می‌ کند. در لیست شرکتهای متعلق به خانواده والنبرگ همچنین به نام موسسه موسوم به صنعت فیلم سوئد که اداره کننده تمام سینماهای این کشور است و نیز بانک SE که از معدود بانک های بزرگ سوئد است برمی‌ خوریم. خانواده والنبرگ در پروژه های بزرگ دیگر با دولت سوئد همکاری می‌ کند. حاصل این همکاری از جمله تأسیس شرکت هواپیمایی ملی‌ سوئد SAS می‌ باشد که یک عضو خانواده والنبرگ در هیئت رئیسه آن حضور دارد. پادشاه سوئد و دیگر افراد با نفوذ همواره به مناسبتهای مختلف در سخنرانی هایشان از خدمات خانواده والنبرگ تقدیر به عمل آورده اند.

 

در آخر نکته ای که باید اضافه کنم اینه که این تشکیلات به طور کاملا مخفیانه عمل میکرد تا اینکه یک خبرنگار آزاد بعد از مدت ها شک و کنجکاوی به وجود این تشکیلات و نحوه ی تشکیل جلساتش پی برد و رازشان را برملا کرد و بعد از آن این تشکیلات مجبور به اعلام رسانه ای و برگزاری جلسات توضیحی و توجیهی شد. ترکیبی از پرنفوذ ترین و پرقدرت ترین افراد دنیا که به زعم خود وظیفه ی برنامه ریزی برای آینده جهان را دارند در این گروه جمع گردیده اند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 04:11 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کمسیون Pontificia Commissione Biblica

 

در سال 1902 میلادی پاپ لئو سیزدهم به منظور مقابله با تفسیرهای جدیدی که از کتاب مقدس صورت میگرفت کمسیونی تشکیل داد به نام Pontificia Commissione Biblica این کمسیون در سال 1964تصویب نمود که کلیه نهادهای وابسته به کلیسا, مفسران کتاب مقدس, نویسندگان متون مذهبی‌, مورخان, باستان شناسان و دانشمندان مرتبط با آن در آینده موظف خواهند بود که خود را با مقررات مصوب این کمسیون تطبیق بدهند.

 

این کمسیون هیچ تفسیری از کتاب مقدس را به جز تفسیر رسمی‌ کلیسا بر نمیتابید و اگر به عنوان مثال محققی تثلیث را زیر سوأل می‌ برد و یا مدعی میشد که برخلاف تصور رایج مسیح به صلیب کشیده نشده است تحقیقات او مورد قبول واقع نمی‌ شد و او ناگزیر بود که خود را با آموزه های سنتی‌ کلیسا وفق بدهد. مسئول کمسیون مزبور کاردینال ژوزف راتزینگر بود که در سال 2005 میلادی به سمت پاپ منصوب شد.

 

یکی‌ دیگر از نهادهای کلیسای کاتولیک که زیر نظر پدر راتزینگر اداره می‌ شد نهادی بود به نام "Congregatio pro doctrina fidei که سابقه تاریخی آن به قرن‌ها پیش برمی‌گشت و از سال 1542به این سو نام دستگاه تفتیش عقاید به آن اتلاق می‌ شد. راتزینگر به عنوان مسئول این نهاد در واقع مفتش اعظم دستگاه تفتیش به شمار می‌ آمد. دادگاهی‌ زیر نظر او اداره می‌ شد که کار آن رسیدگی به تخلفات روحانیونی بود که اعتقادات کلیسا را زیر سوأل برده یا به نوعی تهدیدی برای کلیسا محسوب می‌ شدند.

 

در دوران صدارت راتزینگر تعداد زیادی از روحانیون, مبلغین, معلمین و نویسندگان منتقد کلیسا یا وادار به سکوت شدند و یا از کار بی‌ کار شدند. در بین این افراد اسامی تعدادی از تئولوگ های سرشناس کلیسا را می‌ توان یافت.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:51 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تشکیلات محرمانه Bohemian Grover

 

هر سال در ماه جولای در یکی‌ از جنگل‌های کالیفرنیا به نام مونته ریو، مراسمی برگزار می‌‌شود که طّی آن تندیسی از انسان در مقابل مجسمه بزرگی‌ شبیه جغد به آتش کشیده می‌‌شود. در این مراسم افراد عادی حضور ندارند. شرکت کنندگان در این مراسم سیاستمداران برجسته و ثروتمندان و بانکداران هستند که به مدت دو هفته در این محل گرد هم می‌‌آیند تا ضمن خوشگذرانی در مورد وقایع یک سال بعد دنیا تبادل نظر و برنامه ریزی کنند. از جمله سیاستمدارانی که در این نشستها حضور یافته اند می‌‌توان به رؤسای جمهور آمریکا مانند جرج بوش پدر و پسر، بیل کلینتون، رونالد ریگان، جیمی کارتر، هنری کسینجر و ریچارد نیکسون اشاره کرد.

 

در سال ۱۹۹۱ گزارشگری به نام Dirk Mathison که موفق شده بود وارد این جلسه سری بشود افشا کرد که John Lehman وزیر دفاع آمریکا در این جلسه گفته است در جنگ خلیج حدود دویست هزار عراقی کشته شده اند که این رقم تقریباً دو برابر رقمی‌ بود که رسانه‌های رسمی‌ در آن روز اعلام کرده بودند. به زودی اما مسٔولین کمپانی Time Warner People Magazine که توسط یهودی‌ها اداره می‌‌شود پی‌ به هویت ماتیسون بردند و او از جلسه بیرون انداخته شد. ماتیسون مقاله‌ای در مورد مشاهدات خود در این جلسه سری نوشت که قرار بود به تاریخ ۵ آگوست ۱۹۹۱ چاپ بشود اما از چاپ این مقاله جلوگیری به عمل آمد. ماتیسون در واکنش به این تصمیم در مصاحبه‌ای اظهار داشت وارد شدن به جلسه سری Bohemian Grove به مراتب راحت تر از وارد شدن به دفتر کمپانی تایم وارنر است.

 

به ندرت خبرنگاری موفق شده است وارد جلسات سری اعضای Bohemian Grove بشود و از درون آن خبری به بیرون مخابره کند.

 

Bohemian Grove گروهی متشکل از سیاستمداران و ثروتمندان آمریکایی است که دو هفته در سال گرد هم می‌‌آیند و در مورد تحولات یک سال آینده دنیا در نشستهای غیر رسمی‌ مشورت و برنامه ریزی می‌‌کنند. یکی‌ از خبرنگارانی که موفق شده بود به درون این گروه راه یابد.Dirk Mathison بود که در سال ۱۹۹۱از جمله فاش کرد که در یکی‌ از این جلسات اصطلاح "نظم نوین جهانی‌" را از زبان وزیر دادگستری آمریکا شنیده است.

 

فرد دیگری که موفق شد مخفیانه از مراسم سری Bohemian Grove فیلمبرداری کرده و آن را بیرون بدهد، فیلمسازی است به نام .Alex Jones. او در این فیلم که Dark Secrets Inside The Bohemian Grove نام دارد، نشان می‌‌دهد که چگونه طی‌ مراسمی با حضور شرکت کنندگان تندیسی از انسان دردمند در مقابل مجسمه جغد به آتش کشیده می‌‌شود. او همچنین می‌‌گوید که اعضای شرکت کننده در این نشست‌ها به صرف مواد مخدر و انواع و اقسام اعمال جنسی‌ میپردازند. لینک زیر فیلم کامل الکس جونز است که در بالا اشاره شد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:45 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

جنبش شیطانی برای از بین بردن ازدواج

demonic movement to destroy marriage

حمله به ازدواج جهانی است

The attack on marriage is global

 

برخی از سایتهای کلیسای کاتولیک و پروتستان (کلیساها و اجتماعات بزرگ مسیحی چون، انگلیکن، بابتیستهای شمالی و جنوبی، جماعت ربانی، پرسپتری، انجیلی لوتری، مورمونها، شاهدین یهوه، یگانه انگاران جیززاونلی) رسما از ازدواج دو فرد همجنس دفاع نموده و مطالبی را به جهت تبلیغ و دفاع از ازدواج همجنسبازان در سایتها و رسانه های خود درج نموده اند.

 

بنظر می رسد یک رقابت سنگین بین کلیساها و فرقه های مسیحی برای پذیرش گناه و انحطاط درگرفته است.

 

طی پژوهش‌هایی که "مرکز تحقیقاتی پیو" در ۱۳۳۱ مرکز مسیحی انجام داده است، نشانگر این می باشد که جامعه روحانی مسیحیت امروز در غرب، ازدواج دو همجنس را پذیرفته است!! این آمار نشانگر رشد این پذیرش از رقم 18 درصد در سال 2006 به رقم 62 درصد در سال 2014 رسیده است که رشد چشمگیری را در جامعه کلیسایی و مسیحی غرب نشان می دهد.

 

آیا این یک رفرم جدید در آیین مسیحیت می باشد؟! آیا مسیحیت برخی از روایات و آیات کتاب مقدس را با این عمل انکار می نماید؟! آیا مسیحیت یک دین و آیین از دست رفته می باشد؟! آیا پذیرش ازدواج دو همجنس نیز یکی از شروط نجات در مسیحیت خواهد شد؟!

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:34 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

پاستافاریانیسم یا هیولای اسپاگتی (ماکارونی) پرنده

تبدیل پدرآسمانی، عیسی مسیح و روح القدس بصورت ماکارونی پرنده!!

 

در ۹ آگوست ۲۰۰۵، کمیسیون‌ِ ایالتی امور آموزشی در ایالت کانزاس [Kanas State Departement Board of Education] طرحی را تصویب کرد مبنی بر این که در کنار‌ِ «نظریه فرگشت» (نظریه تکامل زیستی داروین)، «نظریه‌ی طراحی هوشمند» نیز تدریس شود. نظریه‌ی «طراحی هوشمند» یعنی آفرینش جهان توسط یک موجود هوشمند به نام خدا که در انجیل عهد قدیم آمده وارد مسیحیت شده است.

 

هنگامی که این طرح تصویب شد، فردی به نام بابی هندرسن Bobby Henderson طی نامه‌ای هجوآمیز به کمیسیون ایالتی امور آموزشی ایالت کانزاس از این رویکرد‌ِ «استقبال» کرد و اظهار داشت که او نیز به موجودی فراطبیعی و هوشمند که آمیزه‌ای از اسپاگتی و کوفته‌قلقلی است اعتقاد دارد. هندرسن از این نقطه حرکت کرد که چون خدا یا طراح هوشمند می‌تواند هر چیز قابل تصوری باشد، بنابراین یکی از «هر چیز» می‌تواند «هیولای اسپاگتی پرنده» [Flying Spagetti Monster] باشد.

 

وی «ایدئولوژی» خود را تحت عنوان‌ِ پاستافاریانیسم معرفی کرد. این نام ساختگی از دو بخش تشکیل شده است: پاستا (pasta) [خمیر‌ِ ماکارونی و اسپاگتی] + رستافاری (Rastafari). رستافاری یک واژه‌ از زبان امهری یا امهاری (گسترده‌ترین زبان سامی پس از عربی که در اتیوپی به کار برده می‌شود) است که خود به دو بخش تقسیم می‌شود: رأس (سرور، رئیس) + تافاری (ترسناک/هولناک). بنابراین پاستافاریانیسم یعنی باور به «اسپاگتی، خدای ترسناک».

 

به هر رو، هندرسن از کمیسیون آموزشی ایالت کانزاس تقاضا کرد که در کنار نظریه «طراح هوشمند» یعنی خدا و نظریه‌ی فرگشت‌ِ داروین، پاستافاریانیسم نیز تدریس شود.

 

پس از انتشار نامه‌ی هندرسن در وبگاهش، " بابی هندرسون ۲۴ساله که فارغ‌التحصیل رشته فیزیک بود در نامه سرگشاده طنزی خطاب به انجمن سرفصل‌های آموزشی نوشت:

«من به موجودی مافوق طبیعی با ظاهری شبیه اسپاگتیِ کوفته قلقلی ایمان دارم. طراح هوشمند می‌تواند هر چیز قابل تصوری باشد. من و بسیاری دیگر در سراسر دنیا به شدت معتقد به آفرینش جهان توسط هیولای اسپاگتی پرنده هستیم. او کسی است که هر آن چه ما می‌بینیم و حس می‌کنیم را آفریده است. ما معتقدیم که شواهد بسیار فراوان علمی که اشاره به فرایند فرگشت دارند تنها به دلیل تصادف وجود دارند و هیولای اسپاگتی پرنده همگی این شواهد را به وجود آورده است. اگر انجمن بررسی مواد درسی، نظریه آفرینش هوشمند را نظریه‌ای علمی بشناسد، ناگزیر باید نظریه من را نیز علمی تلقی کند، بنابراین من خواهان اجازه تدریس “پاستافاریانیسم” در مدارس عمومی هستم." طولی نکشید که این رویکرد‌ِ انتقادی با استقبال وسیعی رو به رو شد. تا سال ۲۰۱۰ حدود ۱۰ میلیون به عضویت این «فرقه» نوین در آمدند. گفته می‌شود که در حال حاضر نزدیک به ۳۰ میلیون نفر در کشورهای گوناگون پیرو این جنبش «دینی، مذهبی» هستند. آن‌ها در بسیاری از کشورها، کلیسا‌های خود را دارند. آن‌ها توانستند در بسیاری از کشورها مانند: (انگلستان، آلمان، اتریش، فرانسه، بلژیک، ایتالیا، اسپانیا، چک، رومانی، کانادا، استرالیا، جامائیکا، لهستان، مجارستان، سوئیس، اسکاندیناوی و آمریکا...) کلیساهای خود را برپا کنند و حتا از طرف دولتها به رسمیت شناخته شوند (طبق قانون آزادی دین و مذهب در این کشورها).

 

وی معتقد بود که الوهیم، پدرآسمانی، عیسی مسیح، روح القدس می تواند هیولای اسپاگتی پرنده یا پاستافاریانیسم باشد.

 

وی سپس به گونه‌ای طنزآمیز به توضیح برخی مشکلات علمی بر پایه دیدگاه پاستافاریانیسم می‌پردازد. برای نمونه او نتایج تحقیقات علمی درباره تعیین سن اجسام بر پایه نیمه عمر کربن رادیواکتیو را به دلیل دخالت و دست کاری مستقیم هیولای اسپاگتی می‌داند. وی گرم شدن تدریجی زمین را از سال ۱۸۰۰ میلادی به بعد در ارتباط مستقیم با کاهش همزمان تعداد دزدان دریایی دانسته‌است!!

 

بابی هندرسون کل جهان آتئیست‌ها را شوراند، بلافاصله افراد فراوانی به او پیوستند و «کلیسای هیولای اسپاگتی پرنده» را تشکیل دادند. آنها دور هم جمع می‌شوند، به احترام “نودل، پاستا، اسپاگتی” که مقدس و گرانقدر هستند جشن می‌گیرند و مراسمی برگزار می‌کنند. در وبسایت آنها گفته شده که برای مومنین همیشه غذای مقدس (اقلام پاستا و اسپاگتی) و شراب موجود است.

 

گرچه قانون تدریس «خالق هوشمند» چندی بعد لغو شد، اما ماجرا به همینجا ختم نشد. ساکنان اروپایی این آیین که اعلام کرده‌اند کم شدن دزدان دریایی را دلیل مشکلات جهان می‌دانند؛ خواهان ساخته شدن معابد شده و شروع به جمع‌آوری اعانه و پول کردند. گروه “پاستافاری” در آلمان شروع به کار کرد، آنها در تمامی اروپا و امریکا گسترش یافتند. مباحث آنها همیشه با شوخی و خنده، پاستا و آبجو همراه است. فرقه “پاستا و ماکارونی” در لهستان، مجارستان، سوئیس و اسکاندیناوی گسترش یافت.

 

آنها معتقدند “آبکش” از آنجا که در طبخ ماکارونی بسیار اهمیت دارد از وسایل متبرک و مقدس است. آنها ادعا کردند که آبکش باید روی سر آنها باشد تا دعاهای آنها به هیولای ماکارونی پرنده برآورده شود. پس از آن بود که یکی از اعضای شورای شهر نیویورک کریستوفر شفر که به این گروه پیوسته بود با آبکشی بر سرش به نشانه مصونیت از گناه و اشتباه، سوگند خورد و وارد شورا شد.

 

پیروان اسپاگتی با تمام توان در راه عقیده ادامه می‌دهند. چندی پیش، پیشوای این آیین در اتریش “نیکو آلم” در اقدامی کم سابقه از دولت خواست که آبکش او را به عنوان “نماد مذهبی فرقه ی او” به رسمیت بشناسد. او درخواست کرد که حق داشته باشد با آبکشی بر سرش رانندگی کند. او عاقبت چندی پیش موفق شد اجازه رسمی بگیرد. روی گواهینامه رانندگی او نوشته شد “به دلایل مذهبی و آیینی حق گذاشتن آبکش بر سرش در هنگام رانندگی را دارد“!!

 

ریچارد داوکینز در این باره می‌نویسد: «کسی که می‌گوید من می‌خواهم به خدای هیولای اسپاگتی پرنده، جن و پری یا هر چیز دیگری از این دست اعتقاد داشته باشم، بار اثبات مدعای خود را به دوش می‌کشد. این وظیفه ما نیست تا آن را رد کنیم.»

 

هندرسن پس از انتشار نامه‌اش در وب‌گاه خود، علاوه بر نامه‌هایی که به پشتیبانی از وی پرداخته بودند، پست الکترونیکی‌های فراوانی با محتوای تهدیدآمیز و انبوه از نفرت و انزجار نیز دریافت داشت. به تدریج روزنامه‌های معتبری چون نیویورک تایمز و واشنگتن پست نیز نامه او را منتشر کردند.

 

در ماه مارس سال ۲۰۰۷ میلادی، یک دانش آموز دبیرستانی در ایالت کارولینای شمالی، به نام برایان کیلان به دلیل پوشیدن لباس دزدان دریایی از دبیرستان به صورت تعلیقی اخراج شد. وی ذکر کرد که این لباس بخشی از اعتقاد پاستافاریانی اوست و با اشاره به حق آزادی مذهب و آزادی بیان به این تصمیم اعتراض کرد.

 

هندرسن در وب گاه خود و در کتابش به نام انجیل هیولای اسپاگتی پرنده، خطوط اعتقادی پاستافاریانیسم را که نگرشی هجو گونه به آفرینش گرایی است مشخص کرده‌است. در مرکز این اعتقاد موجودی نایافتنی و نادیدنی بنام هیولای اسپاگتی پرنده قرار دارد که جهان را پس از باده گساری فراوان خلق کرده‌است. براساس این باور دلیل کاستی‌های جهان مست بودن هیولای اسپاگتی پرنده در هنگام آفرینش بوده‌است. همچنین تمامی شواهد مربوط به فرگشت به عمد توسط هیولا در زمین قرار داده شده‌است تا بدین وسیله ایمان پاستافاریان‌ها سنجیده شود.

 

پاستافاریان‌ها در پایان دعاهای خود به جای واژه سامی آمین (در زبان انگلیسی آمن تلفظ می‌شود) از واژه رامن (رآمن نام نوعی رشته خوراکی ژاپنی است) استفاده می‌کنند.

 

بر اساس باور پاستافاریان‌ها، دزدان دریایی از آن روی که نخستین پاستافاریان‌ها بوده‌اند، موجودات بسیار با احترام و آسمانی هستند. آن‌ها دزدان دریایی قدیم را افرادی صلح جو می‌دانند که آب نبات میان کودکان تقسیم می‌کرده‌اند و باور شایع نسبت به دزدان دریایی مبنی بر دزد و فراری بودن آن‌ها را دسیسه روحانیون مسیحی قرون وسطی و هاراکریشنا می‌دانند.

 

هندرسن با بحث درباره ارتباط مستقیم گرم شدن زمین، وقوع زلزله، طوفان و سایر بلایای طبیعی با کاهش تعداد دزدان دریایی در سال‌های گذشته، در واقع به نشان دادن این نکته که «همبستگی دو چیز دلیل علت و معلول بودنشان نیست» می‌پردازد. در سال ۲۰۰۸ و همزمان با افزایش فعالیت دزدان دریایی در خلیج عدن، هندرسن به شکلی طنز گونه برای اثبات ادعای خود به این نکته که سومالی به دلیل داشتن بیشترین دزدان دریایی در میان سایر کشورها، کمترین میزان انتشار کربن را دارد اشاره می‌کند.

 

نمونه روش دعا کردن در پاستافاریانیسم:

می گویی «برایت دعا می‌کنم»؟

خب، من هم برایت یک بشقاب اسپاگتی می خورم!

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 01:34 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

در انتهای بهشت سوراخی رو به سوی جهنم وجود دارد!

"پسری که از بهشت بازگشت" اصلا به بهشت نرفته بود!

 

انتشارات تیندل هاوس، ناشر کتاب”پسری که از بهشت بازگشت”، به رادیوی ملی ( NPR) اعلام کرد نه تنها انتشار این کتاب را متوقف می کند، بلکه این کتاب و همه محصولات مربوط به آن را از تمام کتاب فروشی ها جمع خواهد کرد.

 

الکس مالارکی و پدرش کوین مالارکی که کارشناس مذهبی مسیحیت در اوهایو است، در سال 2010، کتاب “پسری که از بهشت بازگشت” را نوشتند.

 

اما داستان این کتاب بر می گردد به سال 2004، زمانی که الکس 6 ساله بود، پدر و پسر در یک حادثه رانندگی به شدت آسیب دیدند. الکس دو ماه تمام در کُما بود، و کتاب توصیف سفر او به بهشت در همین زمان است. او در پی تصادفی که داشت فلج شد اما دوباره توانست سلامتی خود را به دست آورد. در سال 2009 وقتی که به سن نوجوانی رسیده بود، نوشتن این کتاب را آغاز کرد. کتاب او، یکی از پرفروش ترین ها در حوزه دین و مسیحیت، درباره سفر انسان به بهشت و بازگشت او به زمین است. مالارکی بهشت را به صورت مکانی تصویر کرده بود که در انتهای آن یک سوراخ رو به سوی جهنم وجود داشت. او با عیسی مسیح مکالماتی داشت و با شیطان نیز دیدار کرده بود.

 

اما به طور ناگهانی الکس هفته گذشته، اعلام کرد که این داستان تنها بازتاب فکری او بوده است. او در نامه ای سرگشاده نوشت: “من نمرده بودم و هیچوقت به بهشت نرفتم”، او همچنین افزود: “اگر من ادعای رفتن به بهشت کردم تنها برای این بود که توجه دیگران را به خودم جلب کنم. وقتی چنین ادعاهایی را مطرح کردم حتی یک بار انجیل را نخوانده بودم. مردم فقط باید انجیل را بخوانند و به آن اعتماد کنند. انجیل تنها سرچشمه حقیقت است. هرچیزی که انسان بنویسد قابل اطمینان نیست.”

 

کوین مالارکی بعد از این خبر دیگر حرف جدیدی نزده است. وبلاگ خود را به روز نمی کند و صفحه فیسبوک او نیز دیگر فعال نیست.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 01:32 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

در سال 1988 دانشمندان کفن مسیح را جعلی دانستند

 

در سال 1988 دانشمندان کفن مسیح را جعلی دانستند و با آزمایشات رادیو کربن نتیجه گرقتند عمر آن 700 سال است نه 2000 سال!

 

در این مورد که موضوع سخن بسیار است. منافع مذهبی و سیاسی کلیسا، ترس از ضعیف شدن ایمان معتقدین به مسیحیت، درآمدزایی کلیسا از نمایش اینگونه ابزار و آلات مقدس، تبلیغات به واسطه این مدرک جعلی برای جذب مردمان به کلیسا و تقویت ایمان مردمان در دوره های مختلف، و ده ها دلیل دیگر باعث گردید که کلیسا از چنین ابزارهای ساختگی استفاده نماید.

 

توصیه دوستانه دارم یكم وقت بزارین تحقیق كنید هیچ عیبی نداره تا اطلاعاتتون صحیح باشه

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 01:19 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

دستور کشتن گربه ها توسط کشیشان کلیسا با حکم مستقیم پاپ

 

در قرون وسطی کلیسا اعلام کرد گربه ها شیطانی هستند و دستور کشتن گربه ها را صادر کرد. درنتیجه با کاهش گربه ها، جمعیت موشها افزایش یافت و یکی از عوامل اصلی ایجاد طاعون و مرگ میلیونها انسان در اروپای مسیحی شد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 

 


یک سلاح ممکن است شخصی را از پای درآورد ، اما افکار منحرف می توانند ملتی را به تباهی بکشانند .

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
ساعت : 12:48 ب.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 5

>