تبلیغات
گذرگاه - مطالب تاریخ مسیحیت
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

شوالیه های مالت

 

نام های فارسی این فرقه:

شوالیه های مالت، شوالیه‌های معبد، شوالیه های هاسپیتالی، شوالیه های روود، شوالیه های توتونی، برادران خانه آلمان مریم قدیس در اورشلیم، شهسواران مسیح، زائر بیت المقدس، شوالیه های ضعیف مسیح و معبد سلیمان، سربازان مسکین و یاور مسیح و هیکل سلیمان، شوالیه‌های هیکل، شهسوران پرستشگاه، فقرا همکار مسیح.

 

نام های انگلیسی و لاتین این فرقه:

Knights Templar / Poor Fellow-Soldiers of Christ and of the Temple of Solomon / Ordre du Temple or Templiers / Order of the Temple / Pauperes commilitones Christi Templique Salomonici / The New Knighthood / Knights of God /Order of Brothers of the German House of Saint Mary in Jerusalem / Ordo domus Sanctæ Mariæ Theutonicorum Hierosolymitanorum /

 

نام های عربی این فرقه :

فرسان الهیكل / فرسان المعبد / جنود الفقراء للمسیح و معبد سلیمان

 

شوالیه های معبد در سال ۱۱۱۸ میلادی یعنی بیست سال پس از اشغال اورشلیم، توسط صلیبیان تاسیس شد. موسسان این طبقه دو شوالیه ی فرانسوی به نام هیودی پیتر و گادفری بودند.

 

هسته اولیه شوالیه های تمپلر یا شوالیه های معبد که سال 1129 میلادی شورای کلیسای تروی به آن رسمیت داد و به حمایت از آن پرداخت یک گروه نه نفری از نجیب زادگان فرانسوی بودند که علایق مذهبی شدید و پیوند عمیقی با هم داشتند.

 

با اجازه بالدوین دوم، پادشاه اورشیلم، در کوه معبد، در مکان معبد ویران شده سلیمان، در مسجدالاقصی مستقر شدند به همین دلیل رهبران این فرقه نام خود را از زائر بیت المقدس به شوالیه های معبد تغییر دادند.

 

تا سال ۱۱۶۸ این گروه بیش از ۲۰ قلعه از ترکیه تا شمال مصر ساختند و در همین سال رهبر آنها برای اولین بار استاد بزرگ لقب گرفت.

 

لباس این فرقه سفید است که علامت صلیب قرمز روی آن نقش بسته است می باشد. آنها در انجمن مخفی خود دارای شنلهای قرمز، مشکی وآبی هستند که بر حسب مقام این شنلها را می پوشند. برخی از شوالیه های معبد پوشیه یا نقاب سفید رنگ توری شکلی را بر صورت خود می زدند که نشان باکره بودن آن شوالیه و همبستر نشدن با هیچ زنی بود.

 

شوالیه های مقدس به سه دسته تقسیم می شوند : شوالیه های توتونی، شوالیه های مسیح، شوالیه های هاسپیتالی (مالت).

 

شوالیه های معبد به سه دسته تقسیم می شدند: 1- شوالیه نجیب، 2- گروهبانها غیر نجیب 3- کشیشان.

 

مراسم خاص آنها کینگت knighting نام داشت. بنابرین هر شوالیه که مایل به تبدیل شدن به یک زائر بیت المقدس یا همان شوالیه معبد بود، روی زانوی خود در حضور رهبر فرقه یا کشیش فرقه زانو می زد و یکی از رهبران وی را اینگونه خطاب می نمود "از این پس تو برادر ما هستی و یک شوالیه معبد مقدس" سپس شمشیری را نمادین بر روی سر و شانه های شخص می گذاشتند که نوعی تشرف و تقدیس شدن و نشانه عضویت در فرقه بود.

 

اعضای این فرقه از ثروتمند ترین مسیحیان تندروی غربی تشکیل یافته است. این فرقه به شدت بر ضد مسلمانان و منافع آنها در تلاش هستند.

 

فرقه‌های شهسواران صلیبی که در جنگهای صلیبی در شرق مدیترانه و فلسطین امروز فعال بودند، پس از شکست، فعالیت خود را به شکل جدیدی ادامه دادند. یک فرقه مهم صلیبی، یعنی شهسواران توتونی، جنگ صلیبی را علیه قبایل اسلاو در شمال و شمال شرقی اروپا ادامه داد که سرانجام منجر به تأسیس دولت پروس شد و همین میراث در قرن نوزدهم دولت جدید آلمان را تشکیل داد. فرقه مهم دیگر، یعنی شهسواران معبد، در اسپانیا و پرتغال به جنگ علیه مسلمانان شبه جزیره ایبری مشغول شد و سپس با نام جدید شهسواران مسیح به استاد اعظمی شاهزاده هنری (پسر ژان اوّل آویش پادشاه پرتغال) تهاجم دریایی به شرق را آغاز کرد وی از ناوگانهای دزدان دریایی نیز کمک گرفت به همین خاطر دزدی دریایی را به شوالیه های معبد نیز نسبت می دهند.

 

این فرقه در ابتدا با اهداف انسان دوستانه در هیبت یک موسسه خیریه شروع به فعالیت نمود، ولی کم کم بعد از مدت زمانی کوتاه شروع به جاسوسی از سرزمینهای مسلمانان و همچنین کلیساهای ارتدوکس و شرقی نمود. این فرقه سابقه طولانی در مخفی کاری و ترور سران کلیساها یا افراد سیاسی تاثیرگذار در غرب و شرق دارد که بر ضد منافع کلیسای کاتولیک و منافع این فرقه حرکت می نمودند.

 

این فرقه در تاریخ 1129 رسما از سوی کلیسای کاتولیک پذیرفته شد و تحت حمایت و تایید کلیسای کاتولیک قرار گرفت.

 

هدف این گروه شرکت در جنگ‌های صلیبی اعلام شده بود سپس آنها وظیفه خود را محافظت از زائران در سرزمین فلسطین دانستند، اما پس از قتل عام آنها در جنگی که مسلمانان به "عکا" دست یافتند عده کمی از آنها با پول‌های فراوان ساکن نقاطی از اروپا شدند و با نوعی سیستم بانکداری ثروت زیادی اندوختند، آنقدر قدرت این گروه زیاد شد که پادشاهان و سیاستمداران اروپا را در خفاء و آشکارا تهدید می نمودند.

 

در سال 1307، بسیاری از اعضای شوالیه های معبد در فرانسه دستگیر شدند، به جرم بدعت در مسیحیت، تشکیل شوراها و انجمنهای مخفی بر ضد حکومت، تهدید حکومت های مسیحی، باج خواهی از سرزمینهای مسیحی، مداخله در امور سیاسی و اقتصادی، تشکیل ارتش چریکی مخفی، ضدیت با عیسی مسیح، پرستش شیطان، بت پرستی، خوردن خاکستر مردگان، پنهان کاری و ارتداد محکوم گردیدند. این گروه به حکم شورای وین ملغی گردید. اکثر اعضای این فرقه شکنجه گردیدند، سپس زنده در آتش سوزانده شدند.

 

از سال 1307 میلادی به بعد ساختار شوالیه های معبد تبدیل یه یک نظام سری و زیر زمینی شد.

 

تحت فشار فیلیپ چهارم "پادشاه فرانسه" و ادوارد اول "پادشاه انگلستان"، پاپ کلمنت پنجم در سال 1312 مجبور شد این فرقه را منحل کند.

 

در بسیاری از منابع آمده است که شوالیه‌های معبد در دوران اقامت در اورشلیم ، با گروه مخفی یهودی که از آموزه های قباله ( کابالا) پیروی می کردند ارتباط برقرار کرده و تحت تأثیر این نهاد سرّی قرار گرفتند که در نتیجة آن مسیحیت را رها نموده و به اجرای آداب جادوگری پرداختند.

 

الیمنس لیوای نویسندة فرانسوی کتاب تاریخ جادوگری، شواهد تفضیلی در این کتاب ارائه می‌دهد و اثبات می‌کند، شوالیه‌های معبد اولین گام را در پذیرش تعالیم کابالا برداشتند. به عبارت دیگر آنها این تعالیم را به صورت مخفیانه آموختند واصول جادوگری مصر باستان به کمک کابالا به شوالیه‌های معبد منتقل شد.

 

بسیاری از محققان، حفاظت از زائران مسیحی فلسطین از سوی شوالیه ها را پوششی برای اقدامات سری خود عنوان می کنند زیرا هدف حقیقی‌شان کاملاً متفاوت بود و علاوه بر آن نیز هیچ نشانه‌ای مبنی بر حمایت لژ معبد از زائران بدست نیامد. مورخ فرانسوی به نام دلافورج نیز ادعا می‌کند:

وظیفة اصلی نه شوالیه انجام تحقیقات جهت به دست آوردن نسخ خطی به شمار می‌رفت که حاوی ماهیت رسوم پنهانی یهودیت و مصر باستان بودند. نتیجه اینکه این گروه آثاری در اورشلیم کشف کردند که دیدشان را نسبت به جهان تغییر داد. فعالیتها و اقدامات مرموز شوالیه های معبد ، به تدریج سوء ظن و بدبینی حاکمان متعصب اروپایی و دستگاه پاپ را برانگیخت و زمینه سازی اضمحلال آنها را فراهم ساخت.

 

اهداف اولیه پنهانی این فرقه شامل موارد زیر بوده است :

1- جذب و آموزش مسیحیان افراطی برای ساختن جنگاورانی سریع و بی رحم

2- ایجاد استحکامات در سرزمینهای مقدس مسیحی و همچنین در سرزمینهای غرب، بر ضد غیرمسیحیان

3- تلاشی بی وقفه برای بالا بردن هوش، توان صنعتی، نظامی و مالی غرب

4- ایجاد موسسات مالی با روش بانکداری نوین با حفظ برتری غرب بر ضد شرق

5- حفاظت از دستاوردهای به دست آمده در سرزمینهای غرب بر ضد غیرمسیحیان، و توسعه همه جانبه این دستاوردها در جهت قدرتمند نمودن فرقه.

 

اعضای این فرقه میخواستند اسلام را، که به حضور آن در شبه جزیره ایبری پایان داده بودند، در بقیه نقاط جهان نیز از بین ببرند. هنری، که به هنری دریانورد معروف است در حالیکه اصلا دریانورد نبود، پولی را که از طریق اعضای ثروتمند فرقه بدست میآورد صرف نقشه کشی و تدارک حمله به آفریقا میکرد و هدفش مسیحی کردن "کفار"، یعنی مسلمانان، عنوان می شد. تمامی کشتیهای هنری پرچم "صلیب سرخ" منقوش بر پارچه سفید را بر خود داشتند و این همان پرچم شهسواران معبد در دوران جنگهای صلیبی است. شهسواران توتونی نیز در میان قبایل اسلاو به جنگ مشغول بودند ولی هدف واقعی‌شان غارت بود.

 

پرتغالیها و شرکای آنها در اوایل قرن شانزدهم اولین تهاجم به خلیج‌فارس را آغاز کردند و این تهاجم مقارن با جنگ چالدران، در زمان شاه اسماعیل اوّل، منجر به تسلط آ نها بر منطقه هرمز شد و بیش از یک قرن دوام آورد یعنی تا اوایل قرن هفدهم خلیج فارس عملا در دست شوالیه های معبد بود. نکته قابل توجه این است که چرا جنایات و تجاوزات این فرقه مسیحی بر دنیا مخصوصا بر کشور ایران از حافظه تاریخ نگاران ایرانی و غیر ایرانی پاک شده است؟!! در کمتر جایی به تسلط این فرقه مسیحی خونریز بر خلیج فارس و جنوب ایران اشاره گردیده است که جای تأمل دارد!!.

 

حوزه سلطه پرتغالیها جزایر بندرعباس کنونی و جزیره هرمز مرکز حکومت پرتغالیها در کل منطقه شمال و جنوب خلیج‌فارس بود. در منطقه هرمز دولت محلی وجود داشت که بر بخش وسیعی از جنوب ایران حکومت می کرد که ملوک هرمز نام دارد. اینها قبل از صفویه شیعه بودند. این ملوک هرمز از سال 1514 دست نشانده و تابع حکومت پرتغال شدند. یعنی پرتغالیها بیش از یک قرن بر منطقه‌ای حکومت کردند که بخش مهمی از استان هرمزگان فعلی و حتی لارستان را در بر می گرفت و به داراب، کرمان و بلوچستان محدود بود.

 

یکی از فرقه های مهم صلیبى که نقش بزرگى در تاریخ اروپا و جهان ایفا كرد فرقه شهسواران توتونى بود. این فرقه جنگ صلیبى را براى مسیحى كردن اجبارى قبایل اسلاو در شمال و شرق اروپا ادامه داد كه به تأسیس دولت پروس انجامید. یعنى استاد اعظم فرقه شهسواران توتونى پس از قلع و قمع و امحاء كامل قبایل اسلاو به عنوان اولین حاكم مسیحى سرزمین پروسى ها منصوب شد و بعدها جانشینان او شاه پروس شدند. دولت پروس به تدریج سایر سرزمین هاى آلمانى نشین را تصرف كرد و سرانجام در سال 1871 موجودیت دولت واحد آلمان را اعلام نمود. توسعه طلبى فرقه شهسواران توتونى به سمت شرق ادامه یافت و سران فرقه فوق مى خواستند همان بلایى را كه بر سر بروسى ها آوردند و نسل آنها را كاملا از بین بردند، بر سر روس ها بیاورند ولى به دلیل پیوند روس ها با مسلمانان موفق نشدند. در آن زمان، حاكم نشین هاى كوچك روس تابع دولت بزرگ و مقتدر مسلمانى بودند كه قلمرو آن تقریبا منطبق با دولت فعلى روسیه است. این دولت خانات قبچاق یا اردوى زرین نام داشت و بسیارى از كارگزاران آن ایرانى بودند. روس ها با دولت مركزى قبچاق رابطه بسیار حسنه داشتند و همین حمایت خانات قبچاق بود كه سبب شد روس ها به رهبرى الكساندر نوسكى در جنگى بزرگ، تهاجم شهسواران توتونى را دفع كنند و به آن ها شكستى سخت وارد نمایند. به این علت است كه آلكساندر نوسكى به عنوان قهرمان ملى روس ها و قدیس كلیساى ارتدكس شناخته مى شود و اگر حمایت مسلمانان از وی نبود به احتمال زیاد مانند پروسى ها از صحنه تاریخ حذف مى شدند.

 

سران فرقه شهسواران معبد پیوند بسیار نزدیك با سران جوامع یهودى داشتند و به دلیل این پیوند، سازمان خود را به یك صرافى و تجارتخانه بزرگ تبدیل كردند و كارشان به فساد كشیده شد. این فرقه بسیار مهم و مورد حمایت پاپ تا بدان حد فاسد و غیر قابل تحمل شد كه در اوایل قرن چهاردهم میلادى دو پادشاه اروپایی، یعنى پادشاه فرانسه و انگلستان، به انحلال آن دست زدند و ژاك دموله، استاد اعظم فرقه، در فرانسه اعدام شد. امروزه در طریقت هاى فراماسونرى، ژاك دموله مورد احترام فراوان است و از او به عنوان«شهید»و «قدیس»یاد مى شود. همزمان با انحلال و قلع و قمع فرقه شهسواران معبد، دولت هاى فرانسه و انگلستان، یهودیان مستقر در كشورهاى خود را تا آنجا که می توانستند کشتند و زنده سوزانیدند و کاری کردند که یهودیان از این کشورها بگریزند.

 

بقایاى فرقه شهسواران معبد به پرتغال گریختند و نام خود را به فرقه شهسواران مسیح تغییر دادند و فعالیت خود را در این سرزمین تداوم بخشیدند. از این دوران است كه در شبه جزیره ایبرى جنگ صلیبى در جبهه اى جدید اوج مى گیرد و آن علیه مسلمانان اندلس است. در این موج خشن و خونین ضد اسلامى، سرانجام در سال 1492 به سقوط دولت غرناطه، به عنوان آخرین دولت مسلمان اندلس انجامید. فرقه هاى صلیبى، كه در جریان جنگ هاى صلیبى شكل گرفتند و از ساختار نظامى- دینى برخوردار بودند، بعد از پایان جنگهاى صلیبى نیز به فعالیت خود ادامه دادند.

 

در سال 1805 برنارد ریموند جانی تازه به جریان مرده شوالیه های معبد دمید و آن را مجددا پایه گذاری کرد، آنها در حال حاضر به شوالیه های مالت معروف می باشند.

 

شوالیه های مالت در سازمان ملل متحد همانند دیگر کشورهای عضو دارای کرسی هستند و در سازمان ملل متحد عضویت دارند ولی سرزمینی ندارند. شوالیه های مالت دارای صومعه ها و سفارت خانه های متعدد در بسیاری از کشورهای جهان هستند که فعالیت آنها در هاله ای از رمز و راز پیچیده شده است. این فرقه جزو فرقه های فرماسونری است و به اصول فراماسونری پایبند می باشد. لازم به ذکر است که شوالیه های مالت هیچ ربط و وابستگی به کشور کوچک مالت ندارند. بلکه ایشان همان دنباله شوالیه های معبد و توتن و مسیح هستند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 11:44 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

شوالیه های مقدس در گذشته و حال...

 

در قرن یازدهم میلادی، پس از کشمکش های ترکان سلجوقی و خلفای فاطمی حاکم بر مصر بر سر سرزمین های غربی شامات و دامنه دار شدن اختلافات در بلاد مسلمین، پاپ اوربان دوم از این موقعیت استفاده نمود و غرب مسیحی را برای تصاحب سرزمینهای مقدس و خارج ساختن این سرزمینها از دست مسلمین برانگیخت.

 

پادشاهان اروپا و فئودالها نیز که مرزهایشان در اروپا تثبیت شده بود به بهانه حمایت از زائران اورشلیم و مسیحیان شرق و در حقیقت برای تصرف ممالک اسلامی و ثروت های افسانه ای آن رهسپار فلسطین می شوند. سه سال بعد اورشلیم را فتح می کنند و دست کم هفتاد هزار مسلمان و یهودی در شهر را قتل عام می نمایند.

 

نکته اینکه این انجمن نظامی مذهبی که وارث شوالیه های معبد در اورشلیم بوده و حتی نام اورشلیم را نیز در عنوان خود یدک می کشد هیچ گاه ماهیت دوگانه خود را از دست نداده و همیشه در طول تاریخ بعنوان انجمن شوالیه گری علیه غیر مسیحیان و مسیحیان منتقد فعالیت می کند.


این فرقه در هشت کشور عربی- اسلامی نیز بعنوان کشور مستقل روابط دیپلماتیک دارد. باز یادآور می شود که این فرقه دارای هیچ سرزمینی نیست ولی به عنوان یکی از اعضای سازمان ملل به عنوان یک کشور صاحب کرسی است!!

 

فعالیتهای بشر دوستانه بهترین پوشش برای فعالیتهای غیرقانونی محسوب می شود. مخصوصا که تجارت کودکان و قاچاق اعضای بدن که پرسود ترین تجارت های بین المللی محسوب می شوند در قالب فعالیت های بیمارستانی به راحتی انجام پذیر اند علی الخصوص که فعالیت بیمارستانی بهترین وسیله برای ورود در کشور هایی که از ثبات برخوردارند به حساب می آید. (بارها این فرقه مسیحی مورد اتهام چنین مواردی قرار گرفته است و هر بار با سیاست و پرداخت پولهای کلان و هنگفت، شکایات بر علیه خود را مسکوت گذارده است).

 

رسمیت این انجمن برادری بعنوان یک کشور مستقل حتی پیش از آنکه اسرائیل بر روی فلسطین بنا شود در حالی از سوی جهان پذیرفته شده که این فرقه به عنوان یک کشور مستقل بدون سرزمین، بدون پول واحد و مستقل، که پشتوانه منابع مالی آن نیز مشخص نیست مورد قبول سازمان ملل واقع شده است!!

 

دونالد کوئلر، یکی از اساتید دانشگاه ایلینویز در این زمینه می نویسد: در آن زمان شوالیه های فرانسوی بیشتر به دنبال زمین بودند و تاجران ایتالیایی درصدد گسترش تجارت خود در بنادر خاورمیانه.

 

سربازان این فرقه مسیحی بسیاری از مسلمانان و حتی یهودیان را به امید یافتن طلا و جواهرات به قتل رساندند. آنها برای دست یابی به این جواهرات حتی شکم قربانیان خود را می دریدند.

 

سپاه مختلط صلیبیان و شوالیه های توتونی، شهسواران مسیح، شوالیه های هاسپیتالی پس از یک سفر طولانی و سخت و پس از غارت و قتل عام وسیع مسلمانان سرانجام در سال ۱۰۹۹ به بیت المقدس (اورشلیم) رسید.

 

بیت المقدس پس از پنج هفته محاصره سقوط کرد و صلیبیان وارد آن شدند و مرتکب جنایت هایی در این شهر شدند که تاریخ کمتر به خود دیده است.

 

سپاه صلیبیان تنها طی دو روز ۴۰ هزار مسلمان را با وحشی گری به قتل رساند. برای آنکه به جنایت های وحشیانه ی این جنگ نگاهی داشته باشیم مروری به خاطرات یکی از سربازان صلیبی شرکت کننده در این جنگ به نام ریموند می اندازیم.

 

وی در زمینه ی دستاوردهای این جنگ به خصوص تصرف بیت المقدس توسط سپاه صلیبیان به خود می بالد و این چنین یاداشت های خود را آغاز می کند:

(مناظر شگفت انگیزی بود، بعضی از مردان سر دشمنان را قطع می کردند، برخی دیگر دشمنان را که بر روی برج بودند، هدف تیر قرار می دادند و برخی دیگر را شکنجه می کردند و در آتش می انداختند.

 

در کومه های شهر پشته هایی از سر و دست و پا دیده می شد به طوری که برای حرکت باید با احتیاط از میان اجساد انسان ها و اسب ها عبور می کردیم. اما این پیروزی ها در مقایسه با آنچه که در معبد سلیمان انجام می گرفت، قابل مقایسه نبود.

 

در معبد سلیمان مردان صلیبی درحالی که خون به زانوها و افسار اسب هایشان رسیده بود، عبور کردند. اورشلیم توسط سپاه صلیبیان تصرف شد و به عنوان پایتخت آنها اعلام گردید. )

 

گیبردونوژان که عضو شوالیه های معبد بود این جنگها را کار خدا می داند که بدست فرانسویان انجام یافته است.

 

پطرس ناسک یکی از یاران پرشور پاپ و عضو شواله های معبد در شمال فرانسه ، راهبی بود از حوالی آمین موسوم به پطرس و ملقب به ناسک. راهب مزبور از هر جا گذر کرد شور بزرگی برای جنگ صلیب درانداخت.

 

گیبردونوژان که خود او را دیده در وصفش چنین می آورد: پطرس مردی بود کم جثه و باریک اندام و گندم گون ، ریشی بلند وچشمی تند داشت پابرهنه راه میرفت ، پیراهنی پشمی در بر میکرد و ردائی باشلِق دار بر دوش میکشید. جز نان تهی نمیخورد فقط گاه کمی ماهی داشت . شراب مطلقاً نمی نوشید... در کردار و گفتارش آیات الهی هویدا بود و مردم موی قاطر سواری او را میکندند که برای تبرک نگاه دارند.

 

گود فروآ دو بویون به پاپ نوشت : «اگر میخواهید بدانید با دشمنانی که در بیت المقدس بدست ما افتادند چه معامله شد همین قدر بدانید که کسان ما در رواق سلیمان و در معبد در لجه ای از خون مسلمانان میتاختند و خون تا زانوی مرکب می‌رسید».

 

عموم روایات بر قتل عام شهادت می دهد: «تقریباً ده هزار مسلمان "فقط در معبد" قتل عام شد و هرکس در آنجا راه میرفت تا بند پایش را خون میگرفت ازمسلمانان هیچ کس جان نبرد و حتی زن و اطفال خردسال را هم معاف ننمودند...».

 

پس از کشتار نوبت به غارت رسید «کسان ما چون از خونریزی سیر شدند به خانه ها ریختند و هرچه به دستشان افتاد ضبط کردند. هر کس (چه فقیر و چه غنی ) به هر جا وارد میشد آن را ملک طلق خود میدانست ... و این رسم چنان ساری بود که گوئی قانونی است که باید موبه مو رعایت شود».

 

صلاح الدین ایوبی یکی از فرماندهان ارتش اسلام در جنگ های صلیبی سرانجام توانست این دایره ی ظلم و ستم را بشکند و در سال ۱۱۸۷ در جنگ هیتن سپاه صلیبیان را در هم شکند و بیت المقدس را از دست آنها برهاند.

 

ریشار کور دو لیون دو سال در ارض اقدس ماند، وی یک بار 2600 نفر اسیر را سر برید، زیرا فدیه ٔ آنها سر موقع نرسیده بود؛ اما بالاخره نتوانست به اورشلیم یا همان بیت المقدس برسد و آن شهر در دست مسلمانان ماند و قلمرو مملکت لاتن منحصر به فینیقیه قدیم گردید و عکا پایتخت آن شد. این شهر تا صد سال دیگر، یعنی تا 1291 م . در دست صلیبیون باقی ماند.

 

صلاح الدین ایوبی به رغم آن که بسیاری از مسیحیان را در طول جنگ های مختلف مورد عفو قرار داد اما به دلیل جنایت های متعددی که شوالیه های معبد در حق مسلمانان مرتکب شده بودند، آنها را محکوم به مرگ کرد.

 

شوالیه های مبعد به رغم آنکه بیت المقدس را از دست داده و متحمل تلفات سنگین شده بودند و نیز با خطر کاهش روز افزون مسیحیان در فلسطین مواجه بودند، به گونه های مختلف ادامه ی حیات دادند و به مرور زمان در اروپا به قدرت دست یافتند و پس از اروپا در بسیاری از دیگر کشورها نفوذ کردند و حتی بخشی از حکومت ها را نیز در دست گرفتند.

 

با پایان یافتن جنگ های صلیبی این شوالیه ها در کشورهای اروپا و مخصوصا در فرانسه مستقر شدند. پس از آن و به دستور پاپ کلمنت پنجم و پادشاه فرانسه استاد بزرگ ژاک دومالی در سال 1314 در آتش سوزانده شد اموال این شوالیه نیز توقیف و به شوالیه‌های سنت‌جان ( شوالیه های هاسپیتال یا مالت) که تحت حمایت پاپ بودند ، واگذار گردید.

 

بسیاری از شوالیه ها در منطقه پراونیس فرانسه مخفی شدند و سنت شفاهی کابالا در آنجا به کتاب تبدیل شد و ثبت گردید. پادشاهان بعدی فرانسه نیز تلاش کردند تا بساط شوالیه های مقدس را برچیند و در سال 1337 بسیاری از تمپلرها دستگیر و با اتهامات مختلف به محاکمه کشانده شدند.

 

شمار قابل توجهی نیز گریختند و به پادشاه اسکاتلند (تنها پادشاهی که مرجعیت پاپ را قبول نداشت) پناه بردند. پادشاه اسکاتلند رابرت بروس از رقیب تازه واتیکان استقبال کرد و آنها را به درجات عالی دربار خود راه داد. شوالیه ها کم کم تفکرات خود را در دربار نفوذ دادند و در پناه حمایت شاه تشکیلات خود را احیا نمودند و اندکی بعد به لژ وال بیلدرز مهم ترین لژ اسکاتلند ، نفوذ کردند و در اندک زمانی بر آن تسلط یافتند. آن ها در اسکاتلند عقاید و مراسم دینی مصر باستان را با آیین کاهنان اقوام سلتی ادغام نموده، به عنوان فراماسون ها ظاهر شدند. و به این ترتیب فراماسونری در اسکاتلند متولد شد و لژ کهن اسکاتلند همچنان شاخه اصلی فراماسونری به شمار می‌رود.

 

القابی که به افراد عالی رتبه ی این لژ داده می شد، قرن ها پیش به شوالیه های معبد داده می شد. این عناوین تا به امروز به کار می رود. به طور کلی شوالیه های معبد ناپدید نشده و هنوز فلسفه، عقاید و تشریفاتشان در لباس مبدل فرامانسونری پابرجاست.

 

شواهد بی شمار تاریخی این موضوع را تایید می کند و امروز شمار وسیعی از تاریخ دانان و و تاریخ نویسان غربی چه فراماسونری و چه غیر فراماسونری این امر را پذیرفته اند.

 

واقعیت آن است که بسیاری از مورخان غربی و اسلامی معتقدند این گروه که به عنوان حربه ی دینی در روشن کردن آتش جنگ های صلیبی نقش داشتند تا به امروز فرهنگ و مذهب خاص شان را که بر گرفته از تمدن ها و تعلیمات دینی مختلف است در بروز بسیاری از اختلافات میان جهان مسیحیت و اسلام تاثیر گذارند.

 

برغم آنکه مکتب شوالیه های معبد به عنوان یک مکتب پایان یافته محسوب می شود اما هنوز هم تعلیمات این گروه تا به امروز در نزد بسیاری از اصول گرایان مسیحی محفوظ باقی مانده است.

 

بسیاری از این سیاستمداران اصول گرا و محافظه کار غربی به بحران های کنونی غرب و خاورمیانه یا مشرق زمین با دید یک جنگ صلیبی نگاه می کنند و این بحران ها را در چارچوب این دیدگاه تعریف می نمایند.

 

در سال ۶۰۰ میلادی پاپ گریگوری اول فرمان ساخت بیمارستانی را در اورشلیم برای مراقبت از زائران مسیحی صادر کرد. دویست سال بعد شارلمان پادشاه آلمان آن را توسعه داد. 223 سال بعد خلیفه علی الظهیر فاطمی اجازه بازسازی آن را به بازرگانان ایتالیایی داد و بیمارستان در محل صومعه سنت جان باپتیست از نو ساخته شد و راهبان بندیکتی در آن به خدمت پرداختند.

 

پس از جنگ اول صلیبی ریموند دوپی بیمارستان را در کنار صومعه سپولر مقدس بازسازی نمود و چندی بعد شوالیه ها به اعضای انجمن برای محافظت از بیماران و اموال بیمارستان آموزش های نظامی دادند که به مرور به نیروی نظامی قابل توجهی تبدیل گشت.

 

تا سال ۱۱۱۹ شوالیه های معبد و هاسپیتالرها بزرگترین نیروی نظامی صلیبی در منطقه به حساب می آمدند.

 

در سال ۱۲۴۸ پاپ ایناسنت چهارم لباده ای قرمز با صلیب سفیدی بر روی آن به آنها اعطا نمود تا بعنوان لباس نظامی بر تن کنند و موجب تمایز آنها در میدان جنگ شود.

 

در اواسط قرن دوازدهم انجمن هاسپیتالی به دو گروه مجزای جنگاوران و خادمان بیماران تقسیم شد. این در حالی بود که شوالیه ها ماهیت مذهبی خود را همچنان حفظ کرده بودند و با عنایت مقام پاپ با استقلال از حاکمان مسیحی حکومتی را همتراز با پادشاهی مسیحی اورشلیم در سرزمین های مقدس تشکیل دادند. تا جاییکه صاحب هفت دژ مستحکم و صدوچهل ولایت مستقل در انطاکیه فلسطین و حتی سوریه برای خود بودند.

 

آنها در سال ۱۱۸۵ تحت حمایت فردریک بارباروسا امپراطور مقدس روم قرار گرفتند و این وضعیت تا فتح دوباره سرزمین های مقدس توسط مسلمین ادامه داشت. با سقوط پادشاهی مسیحی اورشلیم شوالیه ها از اورشلیم اخراج شدند و به سوی طرابلس و عکا عقب نشستند. با سقوط عکا شوالیه ها به پادشاهی قبرس پناه بردند و استاد بزرگ گویلام دو ویلارت سعی نمود تا سرزمینی را برای شوالیه ها پیدا کند.

 

پس از دو سال آوارگی جانشین وی فوکس دو ویلارت اجازه سکونت و حاکمیت بر جزیره رودس را بدست آورد و آنها در ۱۳۰۹ کنترل رودس و بعضی جزایر مجاور و بنادر بودروم و کاستلوریز را در آناتولی بدست گرفتند. در سال ۱۳۱۲ و پس از انحلال انجمن شوالیه های معبد اموال آنها از سوی پاپ به شوالیه های هاسپیتالر داده شد. زمینهایی که در هشت پادشاهی آراگورن آورن کستیل فرانسه انگلستان آلمان ایتالیا و پراونس پراکنده شده بود. شوالیه های هاسپیتالی پس از استقرار در رودس در مدیترانه به دزدی دریایی و جنگ با مسلمانان روی آوردند و خلیفه مصر و سلطان محمد دوم پس از فتح قسطنطنیه مقابله با آنها را در اولویت قرار دادند. در سال ۱۵۲۲ سلطان سلیمان قانونی آنها را در رودس محاصره کرد و پس از شش ماه محاصره و شکست شوالیه ها به آنها اجازه داد تا به سمت سیسیل عقب نشینی کنند.

 

پس از هفت سال آوارگی در اروپا چارلز پنجم پادشاه اسپانیا جزیره مالت گازو و بندر طرابلس در شمال آفریقا را در ازای پرداخت خراج سالانه به نایب السلطنه خود در سیسیل به شوالیه ها واگذار کرد.

 

پس از آن شوالیه ها به جنگ علیه مسلمانان ادامه دادند. در 1565 سلطان سلیمان برای پایان دادن به دست اندازی های هاسپیتالی ها که پس از سکونت در مالت عنوان شوالیه های مالت را برگزیده بودند جزایر آنها را محاصره نمود. اما با مرگ ناگهانی فرمانده ناوگان عثمانی تورگوت پاشا معادله نبرد تغییر کرد.

 

فرماندهان بعدی با بی دقتی ارتباط خود را با سواحل آفریقا قطع نمودند و از تجدید قوای نائب السلطنه سیسیل که مالت را دروازه ای برای فتح سیسیل و ناپل می دانست غافل شدند. با رسیدن نیروی تازه نفس سیسیلی و کشتی های اسپانیایی ناوگان عثمانی در هم شکست و به سمت شرق عقب نشینی نمود.

 

در 1607 به استاد بزرگ از طرف امپراطور مقدس روم لقب شاهزاده امپراطوری و در سال 1630 از جانب پاپ عنوان کاردینال و شاهزاده کلیسااعطا شد و پس از آن شوالیه ها به دزدی دریایی از کشتی های اعراب و عثمانی در مدیترانه ادامه دادند.

 

با نهضت اصلاح طلبی در اروپا شوالیه ها حمایت پادشاهان پروتستان و دارایی های خود را در کشورهای پروس(آلمان) و انگلستان از دست دادند. در فرانسه نیز پس از لغو نظام فئودالی در 1789 و بی اعتبار شدن عنوانهای سبطنتی که شامل عنوان شوالیه نیز می شد اموال رسمی شوالیه های مالت بدست انقلابیون افتاد. در 1798 و در جریان فتح مصر ناپلئون جزایز مالت را نیز فتح کرد و این پایان شوالیه ها در مالت بود.

 

وی پس از فتح مالت اموال و دارایی های شوالیه ها را که شامل ثروت حاصل از دزدی دریایی عتیقجات جنگ های صلیبی و میراث شوالیه های معبد بود را ضبط نمود و بسوی فرانسه فرستاد اما ناوگان فرانسه توسط کشتی های انگلیسی در آبهای مصر غرق شد و این غنائم نیز در خلیج ابوغیر به قعر دریا رفت.

 

ادعا می شود که این کشتی ها هیچگاه پس از آن یافت نشدند که البته غیرقابل باور است که همچون ثروت هنگفتی بعلاوه میراث کابالای شوالیه های معبد در دریا رها شده باشد. پس از آن اعضای انجمن مالت در اروپا پراکنده شدند. تزار پائول اول تعداد بسیاری از آنها را در سن پترزبورگ پذیرفت و آنها نیز او را همزمان با ون‌همپش بعنوان استاد بزرگ برگزیدند.

 

در سال 1834 شوالیه ها دیگر بار به ساختن یک مرکز فرماندهی در رم پرداختند. در خلال سالهای 1805 تا 1879 انجمن توسط معاونین اداره می شد تا اینکه در سال 1879 پاپ لئو سیزدهم استاد اعظم دیگری برای آنها برگزید. و پس از آن اعضای انجمن به ساخت بیمارستان و فعالیتهای درمانی پرداختند.

 

انجمن پادشاهی نظامی هاسپیتالر سنت جان اورشلیم رودس و مالت یک انجمن مذهبی کاتولیک و قدیمی ترین انجمن بازمانده شوالیه گری است که یک کشور مستقل محسوب می شود.

 

با ۱۰۴ کشور جهان رابطه دیپلماتیک و جمعیتی متشکل از ۱۳ هزار عضو ۸۰ هزار داوطلب و ۲۰ هزار پرسنل پزشکی دارد. همچنین واحد پول مستقل و گذرنامه مجزا داشته و پلاک مخصوص برای وسایل نقلیه خود صادر می کند.

 

استاد اعظم این انجمن در حد یک حاکم کشور و پادشاه محسوب می شود و در سلسله مراتب کلیسا نیز یک کاردینال است و در انتخاب پاپ رای میدهد. نماینده آن در سازمان ملل و نیز تمام سازمان های وابسته به آن از حق رای برخوردار است و در نتیجه در تمام تصمیم گیری های بین المللی شریک است و تمامی اینها در حالی است. که این انجمن برادری هیچ سرزمین یا اقتصادی ندارد و تمام خاک آن را اردوگاه های امدادی موقت یا ساختمان های نمایندگی و بیمارستان ها تشکیل می دهند. سوالی که مطرح می شود این است که این انجمن که در حال حاضر و حتی با احتساب اعضای داوطلب کمتر از 115هزار نفر جمعیت دارد چگونه به عنوان یک کشور از سوی جامعه جهانی پذیرفته شده. جالب اینکه این انجمن زیاده خواه با چنین سابقه خونینی، از قرن ۱۹ به بعد هیچ گاه تقاضای داشتن زمین مستقل نداشته و همیشه در قالب یک گروه خیرخواه بشر دوست فقط و فقط به فعالیت های امدادی پرداخته است!!

 

آنچه در این میان بیش از هرچیز انسان را به فکر فرو می برد نداشتن اقتصاد مستقل و منبع درآمد رسمی است. به عبارت دیگر منبع مالی فعالیت های کشور شوالیه های مالت (با کشور مالت فرق دارد) همچنان نامشخص و سری باقیمانده است. حال آنکه خدمات رایگان پزشکی در این سطح وسیع احتیاج به سالیانه مبالغی بالغ بر میلیاردها دلار دارد که البته از منبع کمک های بین المللی نیز تامین نمی شود. علاوه بر آن مقامات این کشور (شوالیه های مالت یا هاسپیتالی) نیز همیشه از ارائه توضیح در اینباره خودداری کرده اند و اساسا پشت پرده این فعالیتها همچون اقدامات سایر انجمن های فراماسونری همچنان مخفی مانده است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 11:40 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تجاوز شوالیه های توتونی به روسیه

 

شوالیه های توتونی یا همان شهسواران مسیح یا شوالیه های مالت یا شوالیه های معبد که شرح آنها در چند ویدئو و مقاله پیشین در همین صفحه داده شد.

 

در قرن سیزدهم میلادی، سرزمین روسیه توسط شوالیه های توتونی مورد تجاوز قرار می گیرد.

 

الکساندر نوسکی (چرکاسوف)، شاهزاده روسی، مردم را به در دست گرفتن سلاح و راندن متجاوزین از خاک روسیه فرا می خواند.

 

روس ها به رهبری شاهزاده الکساندر نوسکی، تجاوز شوالیه های توتونی را پس می زنند.

 

در این رابطه نیز فیلمی به نام "الکساندر نوسکی" ساخته شده است. این فیلم شناخته شده ترین فیلم جماهیر شوروی در دهه 1930 می باشد، که باعث احیای شهرت ایزنشتاین گردید.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 11:37 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

شوالیه های معبد، قلعه ادینبورگ

 

قلعه ادینبورگ در دهمین رتبه قلعه های بزرگ دنیا قرار گرفته است. این قلعه بر تخته سنگ آتشفشانی در شهر ادینبورگ اسکاتلند واقع شده که تاریخ احداث آن به قرن دوازدهم تا شانزدهم میلادی بر می گردد که توسط شوالیه های معبد ساخته شد. مساحت این قلعه ۳۵۷۳۷ متر مربع می باشد.

 

این قلعه که رو به شهر ادینبورگ دارد، دارای سیاهچالهای بسیاری است که در طول قرن‌ها محل شکنجه و قتل هزاران زندانی توسط شهسواران مسیح بوده است.

 

قلعه مدتهای مدیدی است که در اختیار ارتش قرار دارد. انحصار وزارت جنگ بر قلعه تنها در سال ۱۹۲۳ پایان یافت، زمانی که ارتش به طور رسمی به توپخانه ی جدید ردفورد منتقل شد. با این حال قلعه همچنان با ارتش مرتبط است. هنوز هم که هنوز است نگهبانان هنگام باز شدن قلعه، در برابر دروازه‌ی آن می‌ایستند تا از افتخارات شوالیه های معبد در اسکاتلند محاظت کنند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 11:32 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

خرید مناصب مذهبی کلیسا، حتی برای کودکی ده ساله !!

 

مادر «گیبردونوژان» چون اشتیاق فراوان داشت که پسرش را نذر کلیسا کند، مبالغی به مقامات روحانی پول داد تا او را در یازده سالگی به جرگه کشیشان عالی مقام یک کلیسا وارد کنند.

 

در «ناریون» کودکی ده ساله در برابر پرداخت صد هزار سولیدوس به مقام اسقف اعظم منصوب شد.(سال ۱۰۱۶ میلادی)

 

در انگلستان ،آلمان ،فرانسه، ایتالیا و اسپانیا رشوه گیری و رشوه دهی به مقامات کلیسا رسم بوده. روحانیون کلیسا از راه رشوه خواری به ثروتهای هنگفتی دست پیدا می نمودند. این در صورتی است که معتقدان واقعی به عیسی مسیح که اکثر ایشان را ضعفا و فقیران مسکین تشکیل می دادند حتی نانی برای خوردن نداشتند!!

 

در کلیساهای امروزی عصر حاضر در بین جماعت فارسی زبان را نگاه کنید، چه می بینید؟!

 

1- کلیساهای فامیلی!!

2- شبکه های تلویزیونی فامیلی!!

3- دریافت پولهای کلان و زندگی مرفه و بی دغدغه کشیشان و شبانان!!

4- چشم پوشی از تعالیم صحیح و وارد نمودن بدعتهای فراوان به نام مسیح!!

5- ... .....!!

 

خداوند به همه ما رحم کند که به نام او، معابد و کلیساهایش به بدعت و زرسالاری و شهوات دنیا آلوده گشته است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 11:20 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه مسیحی آدونیست

 

فرقه جنبش آدونیستها، Adventism ، آدونیستهای روز هفتم (Seventh-day Adventist Church)، منتظران ظهور دوم مسیح، انتظاریون، فرقه جنبش آدونیست میلری (Adventists Millerite)، میلریسم (Millerism

 

«هزاره گرایی» یا (millennialism) که در طی سالهای پایانی هزاره دوّم و سالهای آغازین هزاره سوّم بسیار پرشور و حرارت دنبال می شود و شاهد انتشار صدها کتاب و مقاله و اثر هنری در ارتباط با آن هستیم، عنوان و اصطلاحی است که بیشتر در دنیای مسیحیت رایج شده است هرچندکه شاید ریشه های این معنا را باید در سنّتهای یهودی و غیر آن جستجو کرد.

 

هزاره گرایی، از یک باور برآمده از کتاب مقدّس مبنی بر بازگشت و ظهور مجدّد عیسی مسیح در وقتی معیّن، یعنی همین مرز میان هزاره دوّم وسوّم ناشی می شود.

 

اغلب مسیحیان براساس آیات یک تا ده از فصل بیستم مکاشفه یوحنّا معتقدند که مسیح یک دوره هزارساله سلطنت پر از سعادت ایجاد خواهد کرد، او بازگشتی دوباره خواهد داشت و میان زندگان و مردگان قضاوت خواهد نمود.

 

معتقدان به ظهور مسیح، جنگ نهایی بین نیروهای خدا و شیطان را پیشبینی کرده اند که معمولا با نام "جنگ آرماگدون" شناخته می شود.

 

با ظهور مسیح و در جنگی که بین او و شیطان و پیروانش در می گیرد، شیطان به دست مسیح کشته شده و حکومت هزار ساله مسیح بر جهان آغاز خواهد شد.

 

در زمان حکومت او رستگاری و نجات به بهترین صورت ممکن رخ خواهد داد و در این دوران شکوهمند، تمامی غیر مسیحیان از جمله یهودیان به مسیحیت خواهند گروید و مسیحیت حقیقی در سراسر عالم و در میان تمامی ملتها بسط می یابد. پس از این دوران مبارک و باشکوه سلطنت خدا بر زمین، پایان جهان و روز داوری نهایی فرا خواهد رسید.

 

هزاره باوری وقتی با تورّع در آمیخت ضرورتی فراوان برای دعوت عدّه هرچه بیشتر مردم پیش از آنکه آخرالزّمان فرا رسد، پدید آورد. کشیشان پروتستان از هر گرایش و در هر کلیسایی به موعظه پرداختند همین امر جنبشی شامل همه گرایشهای مسیحی بوجود آورد که بعدها پروتستان تبشیری نام گرفت.

 

دربین سالهای ۱۷۹۰ تا۱۸۴۰ کشور آمریکا شاهد یک موج مذهبی عظیم دیگر در سطح ملی بود که "بیداری عظیم دوّم" نام گرفت. این جنبش در مرزهای غربی آمریکا رشد و گسترش بیشتری داشت. مردم مرزنشین بی کلیسا دسته دسته در اردوهای مذهبی شرکت میکردند و گوش به وعظ تبشیری پرشور می سپردند. موعظه ها گاه آنقدر عاطفی می شد که مردم، بی اختیار ضجّه می زدند و به شیون و زاری می پرداختند ویا می رقصیدند و دچار تشنج می شدند.

 

در سده نوزدهم، آمریکا شاهد افزایش شمار گروهها یا فرقه های منشعب از مذهب پروتستان بود. بسیاری از این فرقه ها ریشه در بیداری عظیم دوّم داشتند.

 

درهمین سالها در آمریکا نهضتی به پاخاست که بعدها نام آدونیست را به خودگرفت. این نهضت یک نهضت اصلاحی مکاشفه ای و مبتنی بر هزاره گرایی بود که درکنار دو گروه عمده دیگر از هزاره گرایان یعنی شاهدان یهوه و دیسپنساشنالیستها (مقطع باوران)، در قرن نوزدهم در ایالات متحده آمریکا در فاصله سالهای ۱۸۳۰ تا۱۸۴۰میلادی ظاهر شد.

 

این جنبش دو آغازگاه داشت، یکی زیر نظر ویلیام میلر و دیگری به رهبری الن گولد وایت. در هنگامه ی جنبشهایی که در انتظار پایان قریب الوقوع جهان بودند، میلر که روحانی مستقلی بود و بر کتاب مقدس تسلط کامل داشت، تفاسیر خود را در باب به وقوع پیوستن تمامی علایم آخرزمانی و به پایان رسیدن جهان در 1843 میلادی یا حداقل تا 22 اکتبر 1844 اعلام کرد.

 

پیروانش از زندگی شخصی و خانوادگی و همچنین اجتماعی خود دست کشیدند و کسب و کار خود را کنار گذاشتند و پس اندازهای خود را در اختیار گروه قرار دادند چون مطمئن شده بودند که آخر زمان تا اندک زمانی دیگر رخ خواهد داد.

 

این پیشبینی و پیشگویی و یا مکاشفات کشیش ویلیام میلر نادرست از آب در آمد و شاگردانش این تاریخ را سرخوردگی بزرگ نامیدند.

 

در نسل دوم این فرقه برخی از افراد تاثیر گذار و کاریزما ادعا کردند که این اتفاق در آن سالها افتاده!! ... این اتفاق در سرزمینی نامرئی رخ داده و عیسی مسیح دوباره زنده شده و با پدرش در آن سرزمین نامرئی زندگی میکند!!

آدونیستها با این استدلال جدید دور هم جمع شدند و به انتظار قریب الوقوع عیسی نشستند ولی اینبار تاریخی برای آن مشخص ننمودند.

 

اعضای این فرقه در حین تبلیغ برای جذب افراد به گروه خود به تبلیغ گیاهخواری و دیگر اقدامات سالم سازی جسمی و روحانی پرداختند. در این حال و هوا بود که آلن گولد وایت شروع به ثبت مکاشفات (رویاهای روحانی یا الهی) خود نمود. او خیلی زود رهبری گروه را در دست گرفت و در سال 1860 این فرقه مسیحی را سازماندهی کرد.

 

آدونیستها برای توسعه تفکرات خود دست به اقدامات تبلیغی فراوان و پر هزینه ای زدند، از جمله... ایجاد بنگاه های انتشاراتی، ساخت آسایشگاه های کم هزینه و بیمارستانها و درمانگاه های رایگان، ساخت مدارس و کلیساهای آدونیستی و تاسیس دانشگاه های الهیاتی ترکیبی ...

 

به هر روی به زودی اختلاف بین ادونتیستها بر سر مسائل گوناگون مربوط به رستاخیز از قبیل فساد روح و سرنوشت کسانی که بدون توبه از دنیا رفته اند، پدیدارشد. درنتیجه این اختلافات، انشعابات وگروه های مختلفی در بین آنان بوجود آمد. امّا شکل استحکام یافته ادونتیستها را در بزرگترین گروه مربوط به این نهضت یعنی «ادونتیست های روز هفتم» (Seventy-day Adventists) می توان مشاهده نمود.

 

درمیان پیشگامان این نهضت افراد زیر مشهورند:«جیمز وات» (۱۸۲۱-۱۸۸۱)، «جوزف بیتز» (۱۷۹۲-۱۸۷۲) و «الن گولد هارمن» (۱۸۲۷-۱۹۱۵) که همسر جیمز وایت شد. این زن پیشگوی کلیسای آدونتیست روز هفتم محسوب می شود. نخستین مجمع این کلیسا در باتل کریک درایالت میشیگان در سال۱۸۶۳ برپا گردید.

 

این فرقه روز شنبه را روز هفتم و روز مناسب تعطیلی از کار و عبادت خدا می دانند (به جای روز یکشنبه). آنان کتاب مقدس را یگانه اصل معتبر ایمان می دانند و آنرا تحت اللفظی تفسیر می کنند هیچ یک از اعتقادنامه ها را قبول ندارند، روح نبوت را درشخص «الن وایت» و پیشگوییهای او ظاهرشده می پندارند، ازقوانین رژیم غذایی عهدقدیم تبعیت می کنند یعنی از خوردن گوشت و افیونها پرهیز می کنند، ده یک را به عنوان مالیات خود می نامند و آنرا صرف برنامه های تبلیغی و خیریه می کنند و بسیاری از باورها و شیوه های رفتاری آنها با اکثر فرقه های مسیحیت سنتی و نوین متفاوت می باشد.

 

دیگر پیروان ادونتیست در ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با پیشگویی های میلر درقرن نوزدهم ظهور کردند. این گروهها شامل:«ادونتیست های اونجلیکال یا انجیلی» (۱۸۴۵)، «اتحادیه زندگی وظهور» (۱۸۶۲)، «کلیسای مسیحی ادونت»، «کلیسای خدا، هفتمین روز» (۱۸۶۶)، «کنفرانس عمومی کلیسای خدا، ایمان ابراهیمی» (۱۸۸۸)، «شاهدان یهوه»، «کلیسای عیسی مسیح قدیسان متأخّر»و.... هستند. این گروههای از ادونتیست ها تعلیمات ادونتیستهای روز هفتم درباره تشریفات روز شنبه و قوانین مربوط به رژیم غذایی را رد کردند. آنها شیوه حکومت وکارهمامنگ به شکل گروهی درایالات متحده آمریکا و سراسر جهان را از طریق کنفرانس عمومی مسیحیان ادونتیست آمریکا اعلان کردند.

 

«کلیسای مسیحی ادونت» که نظریاتی شبیه به ادونتیستهای روز هفتم داشت، درسال ۱۸۵۵ توسط «جاناتان کامینگز» پایه گذاری شد. او و پیروانش بودند که شنبه را به جای یکشنبه روز عبادت و تعطیل نامیدند. درسال ۱۹۶۴ «کلیسای مسیحی ادونت» با «انجمن زندگی و ظهور» ادغام شدند. داوودیان (Davidians) یا كلیسای آدونیست روز هفتم داوودیان (Davidian Seventh-day Adventists) در سال 1942که توسط ویكتور هوتیف و پس از او ورنون وانی هاول (Vernon Wayne Howell) معروف به دیوید كورش (David Koresh) تاسیس می گردد.

 

«شاهدان یهوه» یکی از گروه‌های ادونتیستی است که تثلیث و خدا بودن مسیح را رد می کند. پایه گذار این گروه «چارلز تیزراسل» است.

 

«کلیسای عیسی مسیح قدیسان متأخّر» هم یکی از کلیساهای ادونتیستی است که البته در «مورمونیسم» به تدریج تقلیل یافت.

 

آدونیستها تا سال 1993 تقریبا یک میلیون نفر را در آمریکا به خود جذب نمودند و در حال حاضر نزدیک به شش میلیون پیرو در سراسر جهان دارند.

 

آدونتیست‌های روز هفتم در ایران تهران کلیسایی واقع در ابتدای خیابان رشت، تقاطع خیابان پهلوی(ولی عصر) به نام کلیسای«ادونتیس» دارند. این فرقه مسیحی در سال‌های 1340 تا 1343 به نشر و توزیع جزوات تبلیغی به نام‌های «راه مریم» و«راه عیسی» نمودند.

 

نشانی : خیابان ولیعصر- نبش خیابان رشت - تاریخ بنا 1955 - ابعاد طول 15 و عرض 5/7 متر .

 

این کلیسا متعلق به آدونتیست ها روز هفتم است. پیروان این فرقه به جای روز یک شنبه، روز شنبه را تعطیل کرده و در درون این کلیسا لوحهء احکام حاوی ده فرمان موسی نصب شده و به طور کلی پیروان آن تاکید زیادی به اجرای مقررات عهد عتیق دارند.

 

کلیسای "آدونیستهای روز هفتم" شهر تبریز واقع در خیابان شهناز ‌است. اعضای این فرقه در تبریز از مسیحیان ارمنی ایران هستند که تابع کلیسای آدونتیست‌های روز هفتم می باشند و شمار آنان بسیار اندک است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 10:18 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مفهوم اخلاق، اخلاق در مسیحیت، اخلاق اجتماعی مسیحی، Social Morality Christian

 

مفهوم اخلاق رابطه ی پیچیده یی با اندیشه دینی دارد. این مفهوم در اثر قرنها مجادله و بحث فلسفی، الهیاتی و جامعه شناختی شکل گرفته است.

 

در آیین "هندوییسم" اصطلاح "ریته" rita نقش مهمی در وداها ایفا می کند، این مفهوم معرف نظم ثابت کیهان، یعنی نظم آیین هایی است که آنرا ترسیم و حفظ می کنند، تخطی در سطح شخصی و اجتماعی به قولی نقض این مسئولیتها مجازات "ورونه" Varuna خدای حافظ سوگندها و پیمانها را به دنبال دارد. در نوشته های هندو "درمه" Dharma یک اصطلاح کانونی و قانونی برای بیان نظم اجتماعی و آدابی است که خداوند مقدر کرده است و نمایشگر توازن و مراحل زندگی است که مشخصه یک جامعه کامل می باشد. برخی از مواد قانونی درمه با اصول اخلاقی نوین مغایرت دارد. یک مورد را در مثال می آوریم : در این اصول اخلاقی برای زنی که قربانی تجاوز شده است مجازات تعیین گردیده.

 

در آیین "بودیسم" درمه کاربردی تقریبا متفاوت با هندوییسم دارد. در بودیسم اشاره به حقایقی که بودا موعظه می کرد دارد، در روش بودا الگویی از زندگی و اخلاق بطور قانون منظم و اجتماعی وجود ندارد. در بودیسم به آن سیله می گویند. سیله را نمی توان در زمره قوانین اخلاقی منظور داشت چون به معنای خودآموزی، انظباط درونی و بالابردن قدرت روحی فردی است.

 

مجموعه فرمانهای "سنت آیین یهود" در کتاب مقدس - عهد عتیق، عموما کاربردی جهانشمول ندارند و بیشتر آنها مربوط به یهودیان بزرگسال و فقط مرتبط با پیروان این آیین است. بسیاری از دستورات یهود، برای زنان الزام آور نیست ولی برای مردان به شدت الزام آور می باشد. هر چند که این قوانین نقش مهمی را در هدایت اخلاقی جامعه یهود ایفا می کنند اما اکثر این فرامین مختص یهودیان می باشد. یهودیان سنتی عقیده دارند که هفت فرمان نوح در پیدایش باب 9 تعهدات و الزاماتی است برای تمامی نوع بشر، اما از دید اکثر متالهان بیشتر دارای بار آیینی است تا معنا و مفهوم اخلاقی.

 

اخلاق مفهومی است که ریشه های محکمی در تاریخ فکری اروپای غربی دارد و از بحث های اخلاقی فیلسوفان یونانی، با وساطت اصول اخلاقی رواقی، کلبی، ارسطویی و تا حدی افلاطونی سرچشمه گرفته است.

 

مفهوم اخلاق در اندیشه نویسندگان آغازین مسیحیت، مکتب اسکولاستیک و سپس الاهیدانان اخلاقی و همچنین در پژوهشهای فیلسوفان دنیاورز یا سکولار دوره های اخیر ادامه داشته و تکامل یافته است. این تکامل شامل نمونه های ذیل می شود:

 

بهمرگی Euthanasia کشتن بیماران از روی ترحم، سقط جنین، سرشت و دامنه مسئولیت زیست محیطی، آرمان عدالت اجتماعی فراگیر، حدود اختیارات فردی و اجتماعی، کارکرد و نقش مجازات در قانون، وجود و ماهیت حقوق انسان، حقوق کودکان، حقوق زنان، حقوق کارگران، حقوق تجاری، حقوق حیوانات، توجیه تجارت اندامهای انسان، توزیع عادلانه منابع، توزیع عادلانه آموزش و ...

 

بسیاری از ادیان و مذاهب در تمامی موارد یاد شده دیدگاه های روشن، مشخص، همراه با منابع نظری لازم را دارند. از این روی در قطعنامه 1993 "مجلس جهانی دینها" World Parliament of religions ، که یک اخلاق جهانی را در نظر دارد مندرج شده است.

 

نخستین دلمشغولی اجتماعی مسیحیت عمدتا در زمینه نیکوکاری فردی بظهور رسید، اما پیوندهای میان کلیسا و دولت پیچیدگی هایی به بار آورد که مفهوم اخلاق را به شدت تحت تاثیر قرار داد، از این روی کلیسا کوشید که دادگاه های تفتیش عقاید را با مفاهیمی چون "ایمان به خدا، پاکی برای خدا"، و جنگ را با مفاهیمی چون "صلح خدا، آتش بس خدا" ترکیب کند و برای نبردهای خونین خود وجهه اخلاقی درست نماید و صورتی الهی به آن دهد تا بی اخلاقی را با آیه های ترکیبی و تفسیری توجیه نماید. یکی از معروفترین جملات پاپها در قرون وسطی این بود "ما برای صلح می جنگیم" همین سخن را "جرج بوش پسر" که یک مسیحی پروتستان بنیادگرا بود برای جنگ عراق و افغانستان بکار برد.

 

کلیسا کوشید اخلاق را بصورت نظم کلیسایی درآورد و با معضلاتی اجتماعی چون : مصرف مواد مخدر، مصرف نوشیدنی های الکلی، سقط جنین و ... مبارزه نماید. الهیات سنتی مسیحی ارزش والایی به کار میداد، مالکیت را امری از سوی خداوند معرفی می نمود، فقر را فضیلت بر می شمرد، اما الهیات جدید پروتستان اینها را نشانی از درماندگی اخلاقی معرفی کرد.

 

در دوران جدید اکثر کلیساها اقدام همگانی و دولتی، برای تصویب و تامین قوانین اجتماعی اخلاقی را متفقا تایید کرده اند. این قوانین جدید در میان پروتستانهای آمریکایی مخصوصا در بین اوانجلیستها، با الهیات جدید برای مخاطبین تبیین و توجیه می شود.

 

در افراطی ترین گروه مسیحی یعنی سوسیالیسم مسیحی و پیروان الهیات آزادی بخش یا رهایی بخش، گرایش سیاسی بر اخلاقمداری فردی برای کاستن از اتکا به خدمات و تصویب قوانین دولتی وجود داشته است. اما در طرف دیگر برخی از گروه های انجیلی در آمریکا با نگرشهای محدود کننده در زمینه اخلاق اجتماعی و جنسی، بخصوص از طریق حزب جمهوری خواه، چنین موارد محدود کننده ای را برای وضع قوانین اخلاقی جدید و بازدارنده پشتیبانی نموده اند.

 

در برخی از الهیات جدید نیز به تازگی، در چند دهه اخیر، کلیساهایی تشکیل شد که رفاه فردی و اجتماعی، کسب قدرت و ثروت، را نشانه فضیلت و ایمان واقعی یک مسیحی مومن دانسته اند و ضد آنرا نشانه بی ایمانی و ضد مسیح بودن معرفی کرده اند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 10:13 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کلیسای ارتدوکس آفریقایی / African orthodox

 

در دهه 1920 جنبشی خودجوش در آفریقای شرقی وابسته به ارتدوکس شرقی رخ داد. اشخاصی چون روبن اسپاتاس ملقب به اسقف کریستوفر نیلوپولیس ، اوبادهیا باسجاکیتالو ، کریلوس پاشا کاسول در این راه بسیار کوشیدند.

 

آنها ابتدا اوگاندایی های فعال جنبش را به سوی کلیسای ارتدوکس آفریقایی (پایگاه اصلی در آمریکا بود) و بعد به سمت حوزه سر اسقفی ارتدوکس شرقی اسکندریه هدایت نمودند.

 

از 1959 به بعد مسیونری های ارتدوکس شرقی به بیشتر کشورهای آفریقایی سفر کرده و فرقه خود را در سطح آفریقا با دید نویینی تبلیغ کردند. مانند زئیر که کوسماس آسلانیدیس و راهب آتوسی بسیار فعالیت نمودند تا پایگاهی در زئیر برای ارتدوکس شرقی فراهم نمایند.

 

ارتدوکس قبطی نیز کوشش نمود که با آفریقاییان هم سنخ نوین خود، بویژه در آفریقای جنوبی روابط نزدیکی برقرار کند ولی برقراری این روابط زیاد موفقیت آمیز نبود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 08:41 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کلیسای ارتدوکس آلاسکایی / Alaskan Orthodox

 

در سال 1794 برای نخستین بار گروه کوچکی از راهبان صومعه ولام در کارلیا به حوزه آلاسکا وارد شدند.

 

از همان آغاز شرکتهای منفعت طلب آمریکایی راهبان را به خاطر حمایت صریحشان از بومیان آلاسکا آزار می دادند، علیرقم این آزار و اذیتها راهبان توانستند کار خود را گسترش دهند.

 

دو راهب به نامهای اینوکنتی ونیامینوف و یاکوب نتسوتوف توانستند الفبای قبایل الوت و تلینگیت را یاد بگیرند و کتاب مقدس را به زبان آنها ترجمه و در اختیار بومیان آلاسکا قرار دهند.

 

اجتماع ارتدوکس آلاسکا حتی پس از جدایی از روسیه به سال 1867 باز هم به رشد خود ادامه داد. در 1970 کلیسای ارتدوکس شرقی هرمان سرپوخوف را که یک بومی آلاسکایی بود قدیس خواند و حقوق سیاسی و اجتماعی بومیان را برسمیت شناخت و از آن دفاع نمود.

 

در سال 1935 زاهد دیگری به نام گراسیم اشمالتس به هیأت مبلغان آلاسکایی جانی تازه بخشید و پایه های ارتدوکس آلاسکایی را در منطقه آلاسکا محکم نمود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 08:38 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کلیسای ارتدوکس مقدونی / Macedonian orthodox

 

پس از جنگ جهانی دوم مقدونی های اسلاو در چهارچوب فدراسیون یوگسلاوی به حاکمیت مستقل دست سافتند و تقریبا بلافاصله در 1945 پیوندهای خود را با کلیسای ارتدوکس صرب محکم کردند و خواهان تجدید حیات پاتریارک نشین های قرون وسطایی اوهرید شدند.

 

در 1958 این کلیسا بطور یکجانبه اعلام استقلال نمود و اسقف نشینهای دوسیتی Metrapolitan Dositej در راس این استقلال خواهی قرار داشتند. از آنزمان به بعد اوهرید درصدد بوده است که در مقابل اجتماع مقدونی های یونانی با مرکزیت تسالونیکی Thessaloniki بر هویت مقدونی های اسلاوی با مرکزیت اسکوپیه Skopje پیروزی یابد. اما این جریان ارتدوکسی در میان جریان ارتدوکسی اصلی رّد گردیده است.

 

با اضمحلال یوگسلاوی اختلاف میان دو اجتماع افزایش یافته است. هر دو فرقه ارتدوکس از قرنها میراث مشترک چشم پوشی کرده و برای کسب قدرت به اختلافات دامن می زنند. اسلاوها به مجد و عظمت گذشته ی امپراتوری بلغاری غرب نظر دوخته اند و یونانی ها درباره بازگشت سروری گذشته ی بیزانس رویاپردازی می نمایند.

 

بر سر همین قدرت طلبی ها و جاه طلبی های این دو فرقه ارتدوکس ، کلیسای بلغار و اوکراینی ارتدوکس از هم جدا گردیدند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 08:31 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کلیسای ارتدوکس اتیوپی / Ethiopian Christianity

 

کلیسای ارتدوکس اتیوپی بزرگترین اجتماعی است که از مسیحیت کهن آفریقا باقی مانده است. این کلیسا را دو مسیحی کشتی شکسته به نامهای فرومنتیوس (Frumentius) ملقب به ابّا سلاما و آیدسیوس (Aedesius) که نظر مساعد ایزانا امپراتور حبشه را جلب کرده بودند در قرن چهارم میلادی بنیان نهادند و فعالیت نه قدیس رومی و راهبان سریانی که در حدود 500 میلادی به آنجا آمده بودند موجب تقویت آن شد.

 

کم کم کلیسای اتیوپی در حیطه ی اختیارات قلمرو سراسقفی قبطی اسکندریه قرار گرفت و هم اکنون هم تابع آن می باشد. این کلیسا اکنون یک کلیسای ملی و کاملا مستقل است.

 

کلیسای اتیوپی دارای سنت ادبی و موسیقایی و شمائل نگاری متفاوتی از کلیساهای همنوع خود می باشد. اتیوپی دارای یازده کلیسای تراشیده از سنگ است که جزو میراث فرهنگی این کشور محسوب می گردد.

 

اجتماعات این کلیسا مظهر رهبانیت ابتدایی اجتماعات مسیحی بشمار می رود. خود این کلیسا از فرقه های متعددی تشکیل شده است که در فرصتی مناسب به آنها پرداخته خواهد شد.

 

به تصاویر این کلیسا در مجموعه تصاویر فوق دقت فرمایید.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 08:19 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

پدران صحرا / پدران مقدس بیابان / آبای بیابان / Derert Fathers

 

پس از آنکه مسیحیت بصورت دینی دولتی درآمد مرتاضان مسیحی یا ریاضت کشان مسیحی از شهرهای امپراتوری روم گریختند و در صدد برآمدند که زندگی آمیخته با عبادت ، روزه گیری و کار پر مشقت را در بیابانهای مصر در پیش گیرند. آنان به سبب دارا بودن عقل سلیم ، قناعت پیشگی، دارای نیت خوب و صداقت پیشگی ، سادگی در گفتار و پوشش و رفتار ، زندگیشان در تاریخ مسیحی شهرت یافت.

 

مجموعه های فراوانی از روش زندگی و سخنان ایشان در دسترس متالهین مسیحی قرار دارد. پدران صحرا نقش بسیار موثری در گسترش رهبانیت مسیحی داشتند.

 

البته در مورد برخی از پدران و مادران صحرا، داستان پردازی و افسانه سرایی های موهومی شده که بر قداست آنها برای عوام بیافزایند و الگویی صد چند برابر از خود شخص مورد نظر ساخته شده که شاید وی هرگز چنین نبوده است. داستانهایی مانند نخوردن آب یا غذا به مدت چندین ماه یا یک سال، زانو زدن در پای صلیب به مدت چندین سال، ملاقات با شیطان، اسب شاخدار، کبوتر یا کلاغ سخنگو ، خرس یاری دهنده، گوزنی که فانوسی بر سر دارد، دیدار با فرشتگان، رفتن به آسمان، دیدار با خداند و .... غیره.

 

شهرت مادران مقدس بیابان کمتر است اما اهمیتشان کمتر نیست. بسیاری از آنان شخصا تبدیل به معلمان معنوی گردیدند و اکثر قریب به اتفاق جامعه این زنان از دنیا بریده را ، زنان توبه کار تشکیل می دادند. آنها کسانی بودند که از روسپی خانه ها و مزارع کار سخت یا به عنوان برده فراری یا زنان زجر کشیده و فقیر به دیرها پناهنده می شدند ، برخی از این زنان هم از کودکی توسط والدین خود نذر دیر و صومعه ها می گردیدند تا از همان خردسالی در آنجا به مسیح خدمت کنند. برخی هم از نوانخوانه ها (یتیم خانه ها) به دیرها و صومعه ها می پیوستند. اکثر این زنان هرگز تا آخر عمر خود خارج از دیوارهای دیر و صومعه خود را ندیدند.

 

برخی از روسپیان توبه کرده که بعدها تبدیل به قدیسه شدند کسانی چون قدیسه مری مصری ، قدیسه تائیس ، قدیسه پلاگیا در سنت ارتدوکس از علاقه و قداست و احترام خاصی برخوردار شدند ، بطوریکه پنجمین یکشنبه ایام روزه اختصاص به قدیسه مری دارد.

 

کاربرد اصطلاح اَبّا یا اَپا برای پدران صحرا بکار می رفت و برای مادارن صحرا کلمه احترام آمیز اِمّا بکار گرفته می شد. دیرها و صومعه ها دارای مناسبی چون ریس و ریسه ، راهب و راهبه ، پدر و خواهر ارشد ، برادر و خواهر بود.

بیابان معنای نمادین مهمی در ریاضت و معنویت مسیحی دارد. این واژه مکانی است که در ان شخص تنها و عریان و شکننده در حضور خداوند می ایستند.

 

اعضاء این گونه مکانها موقتا یا دائما به عزلت گزینی و ریاضت کشی می پردازند و به نظاره ی درون و بیرون خود تا زمانی که در این مکان حضور دارند مراقبت می نمایند.

 

مرتاضان مسیحی تعلق خاصی به قشر خاصی نداشتند. از هر طبقه و گروهی در داخل آنها بود ولی از طبقه فقرا و نیازمندان بیشتر بودند و از طبقه ثروتمندان انگشت شمار.

 

در میان عارفان یا مرتاضان مسیحی می توان اشخاصی چون ویلیام بلیک "هنرمند" ، سوئدن بورگ "مخترع و ریاضی دان" ، تیار دو شاردن "زیست شناس و زمین شناس" ، کریستف کلمب "سیاح و کاشف قاره آمریکا" ، ژاندارک "چهره ملی و مذهبی" ، گریگوری "روحانی و فیلسوف" ، را نام برد.

 

در تاریخ پدران و مادارن صحرا بودند کسانی که از خود و صومعه و دیرهای زیر نظرشان بت ساختند بجای اینکه ، بت خود را بشکنند ، همچنین در تاریخ پدران و مادارن صحرا کسانی بدعتهای زشتی چون زخم زدن به بدن و مجروح ساختن تن ، زنجیر زدند و شلاق زدن و پوشیدن لباسها و کفشهای میخ دار ، زنده زنده سوزانیدن ، قطع کردن دست و پا و از حدقه درآوردن چشم و از این دست خشونتها را وارد کلیساهای دیرها و صومعه ها نمودند.

 

برخی هم به بیراه هایی چون ثروت اندوزی و فروش مقدسات و راه اندازی جنگها و تشکیل انجمنهای مخوف سرّی به بهانه دفاع از مسیح و مسیحیت روی آوردند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 08:06 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه مسیحی فرزندان خدا

 

کلیسای خانواده بین المللی (International Family Church)، فرزندان از خدا (Children of God)، خانواده عشق (Family of Love)، خانواده بین المللی یاران (The Family International Fellowship)، یاران مستقل جوامع مبلغ (Fellowship of Independent Missionary Communities)، اتحاد مسیحی و تبلیغ (Christian and Missionary Alliance)

 

تمامی نام‌های بالا اسامی این فرقه می باشند.

 

این کلیسا نخست به فرزندان خدا معروف بود و سپس خانواده ی عشق خوانده شد، به این دلیل که موعظات رهبر فرقه همراه با سخنانی از کتاب مقدس، عیسی مسیح، عشق و روابط جنسی اختلاطی آزاد بود.

 

دیوید برگ (1919- 1994) که به موسی (Moses) و سپس به "پدر دیوید" و بعد به "مو" (Mo) معروف شد، این فرقه را در سال 1968 در کالیفرنیا به عنوان بخشی از جنبش فقط عیسی (Jesus Only Movement) پایه گذاری کرد که زیر شاخه جنبش انجیلی های موعودگرا (evangelization) بود.

این فرقه از نوع فرقه های روز قیامت یا آخرزمانی می باشد، که بر پایه تعبیرات و تفسیرات خاصی از کتاب مقدس پایه ریزی می شوند. همچنین این فرقه بر پایه دیدگاه مدافع بنیادگرایی و معتقد به سوسیالیسم خدایانه فعالیت خود را آغاز نمود.

 

آنها اعتقاد دارند که، ما بسوی آخر زمان در حرکتیم، یعنی به زمانی نزدیک می شویم که از دل نظامهای سرمایه داری و کمونیسم، حکومت جهانی با دین دولتی واحدی ظهور خواهد کرد و دجال رهبری آنرا برای یک دوره ی هفت ساله به عهده خواهد گرفت و به دنبال آن، ظهور دوم مسیح منادی خشم خداوند خواهد بود و خبر از نبرد آرماگدون (هارمجدون) خواهد داد که هزاره پادشاهی هزار ساله ی مسیح بر زمین را در پی خواهد داشت.

 

دیوید برگ در سال 1972 اعلام نمود که کالیفرنیا توسط یک زلزله مهیب به تلی از خاک بدل خواهد شد و پس از آن جهان نابود می شود . وی همچنین اعلام نمود که قبل از آخر زمان و نابودی اولین شهر (کالیفرنیا)، مسیحیان مومن توسط ستاره دنباله دار بیت الحم که در زمان تولد عیسی دیده شد، به نزد عیسی مسیح خواهند رفت و در ملکوت خداوند زندگی جدیدی را آغاز خواهند نمود.

 

عقاید این فرقه را می توان در بیش از یکصد جلد کتاب یافت، که از مهمترین ارجاعات الهیاتی کتاب مقدس و نامه های دیوید برگ معروف به (Mo) ساخته شده است. رساله هایی با تصاویر سیاه و سفید از پیشگویی های آخر زمانی، عشق عمومی، سلامت جنسی و مراقبت از کودکان را شامل می شود.

 

دیوید برگ معتقد بود تنهایی دشمن مسیح و یک ایماندار به مسیح است و یک فرد مسیحی باید بدون در نظر گرفتن وضعیت تأهل، خود را از تنهایی برهاند و عشق خود را (بدن و عمل جنسی آزاد) آزادانه در اختیار دیگر مسیحیان در کلیسا قرار دهد. وی نام این عمل را "تشویق برای وحدت و خارج شدن از گناه تنهایی" نامگذاری نمود. دیوید برگ کسانی که مخالف این روش بودند را قربانی گناه می نامید! .

 

این جنبش فرقه ای ابتدا بصورت زیرزمینی (کلیساهای خانگی) فعالیت خود را آغاز، و در دهه ی 1970 رشد سریع و چشمگیری پیدا نمود. فرقه کلیسای خانواده بین المللی از سال 1992 خط مشی بازتری را درپیش گرفت و در کشور آمریکا، کانادا، آمریکای لاتین مانند ونزوئلا و برزیل، استرالیا، فرانسه، ایتالیا، انگلستان، آلمان خیلی سریع رشد کرد. در حال حاضر این فرقه در بیست کشور دنیا پراکنده است و بنابر اماری که خود کلیسای خانواده بین المللی منتشر نموده در حدود سیصدهزار عضو دارد.

 

از همان اوائل کار فرقه، دشمنی های زیادی از طرف دیگر فرقه های مسیحی و کلیساها بصورت خصمانه با این گروه کلیسایی و رهبرش دیوید برگ درگرفت. این دشمنی های عمومی ناشی از واکنش به نامه های (Mo) و الهیات سکس مختلط وی در کلیسا بود که دیگر کلیساها آنها را کفرآمیز و مستهجن و هرزه نگارانه می پنداشتند.

 

وی در موعظه ای خطاب به منتقدان گفت: زنا تنها گناهی است که خداوند می بخشد و برای آن مجازاتی در نظر نمی گیرد. او در همین موعظه به یوحنا 8: 7 اشاره نمود و در یک موعظه پر شور عمل اختلاط جنسی در کلیسا را بدون در نظر گرفتن تأهل، یک امر مقدس خواند.

 

دیوید برگ در بخشی از نامه هایش به نام "شکار عشوه گران" استفاده از امور جنسی برای متقاعد کردن مردم و جذب آنها به کلیسا و فرقه خود را توجیه، و اعمال جنسی عشوه گرانه را برای اعضای زن و کودکان مونث آزاد نموده بود. این نوع تبلیغ و جذب نیروی جدید برای فرقه از طرف مخالفین مسیحیت آمیخته با روابط جنسی آزاد خوانده شد.

 

وی می گفت : عیسی شما را دوست دارد که بدن خود را در راهش تقدیم می کنید تا مردم را به کلیسا دعوت نمایید!

 

به دلیل انتقادات زیاد و همچنین ترس اعضاء مونث فرقه از مبتلا شدن به بیماری های مقاربتی مخصوصا ایدز و هپاتیت در سال 1987 این عمل عشوه گری جذب نیرو برای فرقه از طرف دیوید برگ منسوخ اعلام گردید، ولی با این حال خانواده هایی که به شدت به فرقه و رهبرشان پدرمو (Mo) معتقد بودند به این عمل همچنان ادامه دادند و همسران و دختران و کودکانشان را برای جذب افراد جدید به فرقه در اختیار اعضای جدید برای مصارف جنسی قرار می دادند.

 

این جنبش مسیحی و کلیسایی در سال 1992 در استرالیا و امریکا و کشورهای دیگر مورد تهاجم پلیس قرار گرفت، ولی چون مدارکی مستند دال بر سوءاستفاده از کودکان به دست نیامد، فرزندان خانواده ها به خانه هایشان برگشتند.

 

این کلیسا بارها به آزار جنسی کودکان و سوءاستفاده از زنان در سطح وسیع متهم شد، ولی با پرداخت هزینه های گزاف به وکلای عالی و مقتدر، همیشه از زیر بار این اتهامات شانه خالی کرده و تبرئه گردید.

 

اعضای این فرقه تمایل دارند تمام وقت در اجتماعات کلیسایی فرقه شرکت و زندگی نمایند. آنها تقریبا بصورت یک کلونی زندگی می کنند. در زندگی اجتماعی آنها ادبیات پردازی، داستان سرایی از عیسی مسیح، تعریف خواب و رویا از عیسی و روح القدس، نوشتن شهادتها و تایپ و چاپ و در نهایت فروش ارزان این شهادتها به مردم در خیابانها، جزو ماموریتهای این اجتماع کلیسایی و فرقه ای می باشد.

 

در این فرقه گروهی از اعضا وجود دارند که به پشتیبانان معروف می باشند و به آنها (TRF) می گویند.

 

در رابطه با فرقه کلیسای خانواده بین المللی یا فرزندان خدا، ویدئویی برای شما تهیه کرده ایم که می توانید در آن، اعترافات کودکان به سوءاستفاده جنسی و تصاویر بیشتری از این فرقه، همچنین کاریکاتورهای دیوید برگ بر اساس تعلیمات و آموزه های کتاب مقدسی اش را به همراه تصاویری از سوءاستفاده از کودکان و خانم های عضو کلیسا را مشاهده نمایید.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1396
ساعت : 04:02 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

دین یوفو

 

رائلیسم (Raelism)، رائیلیان (Raelian)، دین یوفو (UFO religion)، جنبش رائلیان (Raelian Movement)

"Claude Maurice Marcel Vorilhon "Rael

 

رهبر این فرقه ، خواننده و ترانه سرا و روزنامه نگار مسابقات اتومبیل رانی بود که با اسم اصلی کلود موریس مارسل وریلهون معروف به (رائل) در تاریخ سی سپتامبر سال 1946 میلادی در منطقه ویشی آلیر در فرانسه (Vichy , Allier , France) به دنیا آمد و توسط خاله و مادر بزرگش در منطقه آمبرت (Ambert) بزرگ شد.

 

رائل در سن پانزده سالگی به خاطر علاقه به خوانندگی خانه را ترک کرده و به پاریس رفت. در آنجا تحت نام مستعار کلودسلر (Claude Celler) شروع به خوانندگی کرد و به عنوان یکی از بزرگترین طرفداران جک برل (Jacques Brel) ، وی نیز در همه کاباره هایی که این ستاره بلژیکی در آغاز خوانندگی اش در پاریس آواز خوانده بود، شروع به خوانندگی کرد.

 

در دهه 1970 میلادی مدعی شد که در پاریس با موجودی فضایی ملاقات کرده و او را به عنوان پیامبر عصر جدید (Prophet of the New Age) برگزیده اند.

 

این فرقه تمامی ادیان و پیامبران و انبیاء را قبول دارد با این تفاوت که پیامبران را نه خداوند، بلکه انسانهایی ساکن کرات دیگر فرستاده اند که بیست و پنج هزار سال پیشرفته تر از انسانهای زمینی می باشند. این الوهیم ها در سیاره ای پاک و سرشار از لذات زندگی می کنند که دری به سوی عرش یهوه یا همان هورس خدای یگانه است. در مقابل این مجموعه ابلیس یا ست قرار دارد که می خواهد با پلیدی و شیوه های پیچیده از پیشرفت مادی و معنوی انسان جلوگیری کند و انسانها را همراه خود به سیاره ای بکشاند که پر از عذاب و درد است.

 

یکی از مهمترین ابزار تبلیغی این فرقه، سکس و برهنگی، آزادی کامل در روابط جنسی و زناشویی است که بسیاری از جوانان، همجنسگراها، همجنسبازان، علاقه مندان به سکس مختلط و روسپیان را به خود جذب نموده است.

 

آیین ساختگی رائل یکی از آیین های مبتنی بر دین UFO یعنی اعتقاد به بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی است، که بر خلاف دیگرفرقه های مشابه، خلقت را بر اساس محوریت کتب مقدس توضیح می دهد. هسته مرکزی اعتقادی این آیین آن است که عبارت الوهیم (Elohim) در کتاب مقدس به جای کلمه خدا باید به "آنانی که از آسمان آمده اند" ترجمه شود.

 

بنا به اعتقاد این گروه، الوهیم از سیاره ای دیگر آمده اند و باعث ایجاد حیات بر روی زمین شده اند. آن ها اعتقادی به خدا ندارند و در عوض الوهیم (خالقان علمی ما) را مبداء حیات هوشمند در زمین می دانند.

 

کلود وریلهون (Claude Vorilhon) معروف به رائل در 1973 ادعا کرد که توسط الوهیم برگزیده شده است تا اطلاعات مربوط به چگونگی پیدایش انسان را در اختیار بشر زمینی قرار دهد. همچنین او ادعا نمود که الوهیم نام او را به رائل تغییر داده است و او را مامور رساندن پیام بازگشت الوهیم به زمین نموده.

 

در کتاب او با نام پیام نهایی که حاوی تخیلات وی می باشد، اولین مواجهه او با موجودات فضایی به نام الوهیم ذکر شده است. صبح 13 دسامبر 1973، کلود فوریلهون مشغول رانندگی به سمت کلرمون فرانسه بود که ناگهان تصمیم گرفت به سمت مخالف دفترش یعنی به سمت آتشفشان پوپی دو لاسولا برود. وقتی به آتشفشان رسید اتومبیل را پارک کرد و به سمت دهانه آتشفشان حرکت کرد و کمی در دهانه آتشفشان به خاطرات گذشته این کوه فکر کرد.

 

«داشتم آنجا را ترک می کردم، اما بار دیگر به بالای کوه مدور که حاصل انباشته شدن خاکستر گدازه ها بود نظری افکندم و بیاد آوردم که بارها از این سرازیری ها مثل اسکی بپایین سرسره کرده بودم. ناگهان در میان مه چشمم به نور قرمزی افتاد که چشمک می زد و بعد نوعی هلیکوپتر به پایین و به سویم آمد. وریلهون می گوید که این ماشین پرنده هیچ صدایی نداشت و مانند یک بشقاب پرنده ای به قطر 7 متر و ارتفاع 2.5 متر بود. بشقاب در دو متری زمین ایستاد و در پایینی آن گشوده شد و انسانی با قد 120 سانتی متر از آن خارج شد. پوست این انسان سبز و موهایش بلند بود.

 

بعد از صحبت های مقدماتی مشخص می شود که این موجود فضایی که به همه زبان های دنیا به راحتی صحبت می کند، فوریلهون را برگزیده است تا پیام این موجودات فضایی را به انسان های زمینی برساند.

 

برخی بخش های این پیام از این قرار است:

"... خدا وجود ندارد، ما همه ی شما را بر زمین ساخته ایم."

"... شما ما را با خدایگان اشتباه گرفته اید و آموزه ی عشق ما را به انحراف کشانده اید"

" ما اکنون بر شما آشکار می کنیم که چگونه توانایی هایتان را تحقق بخشید و صلح جهانی را به ارمغان آورید"

 

فوریلهون به داخل سفینه می رود و از سوی موجود فضایی مامور می شود تا فردا به همین محل بیاید تا از حقیقت نژاد بشر و جهان مطلع شود. در طول جلسات یک ساعته در پنج روز آتی، فوریلهون توسط موجود فضایی به تفسیر جدیدی از انجیل آگاه می شود. او یاد می گیرد که انسان های روی زمین در آزمایشگاه های انسان های سیاره های دیگر ساخته شده اند. انسان هایی که در علوم ژنتیک و بیولوژی سلولی بسیار پیشرفت کرده بودند. نام این خالقان الوهیم بوده جمع عبارت الوها است، همان عبارتی که در کتاب مقدس به اشتباه خدا ترجمه شده است!!.

 

وریلهون توسط آموزگاران غیرزمینی، رائل نامیده می شود و از وی خواسته می شود تا پیام را به انسان های بشری منتقل کند. الوهیم از رائل می خواهند که سفارتهایی برای آنان در زمین بسازند تا آمادگی زمینیان را برای پذیرش الوهیم (اجدادی که انسان ها را ساخته اند) نشان دهند. بنا به اظهارات رائیل، الوهیم می خواهند به زمین بیایند و با رهبران جهان ملاقات کنند و تکنولوژی پیشرفته خود را آرام آرام در اختیار آنان قرار دهند. به هرحال الوهیم تا وقتی در زمین صلح برقرار نشده و مردم زمین با ساخت یک سفارت در اورشلیم به آنان نشان نداده اند که در انتظار آمدن آنان هستند، به زمین نخواهند آمد.

 

الوهیم از رائل خواسته است تا جنبشی برای رسیدن به این دو هدف و در عین حال رساندن پیام الوهیم به زمینی ها ایجاد کند. این جنبش با نام «جنبش بین المللی رائیلی ها» (International Raëlian Movement) شناخته می شود.

 

رائیلی ها از گروه بی خدایان مدرن عصر جدید می باشند. آنها معتقدند نژاد بشر از ازل بوده و تا ابد ادامه خواهد داشت. هر گروه از نژاد بشر در یک سیاره ساکن هستند و وقتی به سطحی از علم می رسند که می توانند به سیارات دیگر سفر کنند و با مهندسی ژنتیک و شبیه سازی (Genetic engineering and cloning) ، حیات را در سیارات دیگر آغاز کنند به این کاردست می زنند. حالا هم علم بشر تا جایی پیشرفت کرده است که به سیارات سفر می کند و اتم را می شکافد و با شبیه سازی توان خلق موجود زنده را پیدا کرده است، ایجاد کننده اش (الوهیم) آمده است تا با او ارتباط برقرار کند اما از آنجایی که آن ها گروهی مهاجم نیستند، منتظر هستند تا ما با ساخت سفارت و برقراری صلح، آمادگی خود برای حضور آنان را اعلام کنیم.

 

به ادعای این فرقه، رائیلیان در حدود شصت هزار عضو دارد که بیشتر از همه در کشورهای فرانسه، کانادا و ژاپن پراکنده هستند. رهبران این فرقه گزارش داده اند که در آمریکا، استرالیا، آسیای جنوب شرقی، آمریکای لاتین، انگلستان و دیگر مناطق اروپا با استقبال بسیاری مواجه هستند. امروزه در حدود 130 کشیش رائیلی در جهان پراکنده شده اند که از آنها با عنوان "راهنما" یاد می کنند.

 

رهبران این فرقه که رفت و آمدهای گسترده ای به اسرائیل دارند در 1997 اعلام کردند که در حدود 7 میلیون دلار پول برای ساخت سفارت جمع آوری کرده اند و مطمئنا امروزه نیز از نظر مالی مشکلی برای ساخت سفارت در اسرائیل ندارند اما بنا به گزارش خودشان، هنوز موفق نشده اند موافقت مردم اسرائیل را برای ساخت سفارت جلب کنند. در 1990 رائل با اجازه الوهیم نماد جنبش را تغییر داد تا رضایت خاخام های اسرائیلی را برای ساخت سفارت جلب کند.

 

رائیلیان کتاب مقدس خاصی ندارند ولی از آنجا که معتقد هستند بشر زمینی با مهندسی ژنتیک (DNA) توسط انسانهای کرات دیگر خلق شده است و انبیاء نیز فرستادگان آنانند، و کتاب مقدس، انجیل، قرآن، اوستا، وداها و ... نیز در اصل فرستاده الوهیم هستند و حاوی توضیحاتی منطبق با ادعاهای رائل.

 

البته خود آنان ادعا می کنند که کتاب کابالا (Kabala) (کتاب قدیمی توشته شده توسط ربی های یهود) صحیح ترین تفاسیر را از الوهیم در اختیار بشر قرار می دهد.

 

الوهیم اسم انسانهای کرات دیگر است. آنان از نظر علمی هزاران سال از ما جلوتر هستند، الوهیم تمام موجودات زنده و همچنین اولین انسانها را بوسیله مهندسی ژنتیک بر روی کره زمین خلق کردند. الوهیم پیامبران گذشته از جمله موسی، عیسی، محمد، زردتشت، بهاالله، بودا، کنفسیوس و را برای هدایت بشریت فرستادند. مردم گذشته تصور کردند که الوهیم خدا هستند چرا که درک علمی از امکان وجود سیارات و انسانهای دیگر، مهندسی ژنتیک و علوم پیشرفته را نداشتند. الوهیم منتظر بودند تا علم و تکنولوژی در زمین پیشرفت لازم را بکند تا انسانها از امکان سفر به سیارات دیگر و مهندسی ژنتیک درک لازم را بدست آورده باشند.

 

نماد اولیه یک صلیب شکسته محصور در ستاره داود بود. اما نماد فعلی رائیلیان، همان ستاره داود است که یک کهکشان در حال چرخش را احاطه کرده است. این نماد پس از اینکه نماد قبلی به خاطر مشابهتش با صلیب شکسته برای اسرائیلی ها خصمانه تشخیص داده شد، تغییر کرد.

 

در 9 ژوئن 1997، جنبش رائیلی اعلام کرد که شرکتی به نام Valiant Venture را تاسیس کرده که به زوج های همجنس گرا یا عقیم، این فرصت را خواهد داد تا از طریق شبیه سازی و مهندسی ژنتیک از DNA خودشان صاحب فرزند شوند.

 

رائلیان خود را بیخدا می دانند و حتی رهبر این فرقه رائل سال 2004 را "سال بین المللی بیخدایی" اعلام کرد. اما این موضوع تنها تعداد اندکی از بی خدایان را فریفت، چون رائلی ها بیخدا نیستند. تنها نام خدایشان فرق می کند. این فرقه از اعضایش می خواهد 3% درآمدشان را به رهبر فرقه تقدیم کنند.

 

پیروان رائل مدعی هستند که مادر رهبر این فرقه توسط الوهیم به سفینه فضایی ربوده می شود و در یک همبستری عاشقانه با الوهیم فرزند پسری را بدنیا می اورد که به او وعده داده شده بود برگزیده الوهیم ها خواهد شد !!

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1396
ساعت : 03:57 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

باپتیست های سیاه پوست یا تعمیدگرایان بومی سیاه / Native Black Baptists

 

آموزش مسیحیت به بردگان جامائیکایی به آرامی و در سال 1754 از سوی برادران موراویان ها یا موراویایی آغاز شد. در سال 1783 حدود 400 خانواده با 4 الی 5 هزار برده خود به جامائیکا رفتند تا از دولت جمهوری خواه جدید ایالات متحده آمریکا بگریزند. به همراه آنها، سیاهان آزادی چون جورج لایل و موزس بیکر که تعمیدگرا (باپتیست) بودند نیز به جامائیکا رفتند.

 

آنها تبلیغ را آغاز کردند و جمعیت زیادی به شنیدن موعظه های آنها آمدند. آنها فقط سیاهان برده ای را قبول می کردند که از ارباب مسیحی خود اجازه شرکت در جلسات و عضویت در کلیسا را داشتند.

 

در ابتدای تشکیل این فرقه، اطاعت از ارباب یکی از آموزه های اصلی این فرقه بود.

 

عقاید این فرقه باپتیست با جریان اصلی باپتیستها بسیار متفاوت بود.

 

جرج لوئیس که در آفریقا متولد شده بود به وضوح مسیحیت سفید را رد می نمود و روایتی از نژاد سیاه از کتاب مقدس تفسیر و بیان می کرد که اعضای عضو که اکثر قریب به اتفاق سیاه پوست بودند را به وجد می آورد. این روایت جرج لوئیس مشخصه ای پر واضح داشت "قدرت گرفتن سیاهان".

 

گروه های مستقل از تعمیدگرایان این فرقه رسما ایجاد و شروع به فعالیت نمودند. آنها گرایش به اخراج دیو و یا جنگیری شدیدی در کلیساهایشان دارند، که به تسخیر معنوی مشهور می باشد.

 

تعمیدگرایی در نظر این سیاه پوستان مسیحی شده به صورت بومی و آیین محوری در آمد. قدرت آب مقدس از باورهای آفریقایی سرچشمه می گرفت و نقش عیسی مسیح بعد از یحیی تعمید دهنده قرار داشت.

 

تعمیدگرایان سنتی به دلیل موعظه درباره حقوق برابر و لغو برده داری برای سیاهان برده جذاب بود.

 

تعمیدگرایان بومی صراحت بیشتری داشتند و برده های بیشتری را به جماعتهای کلیسایی خود جذب می نمودند.

 

جورج لایل نحت تعقیب قرار گرفت و به شوراندن بردگان متهم گردید. سفیدپوستان مسیحی حالا احساس خطر می نمودند و به هر طریق ممکن جلوی عبادت آزادانه سیاهان تعمیدگرای تازه مسیحی شده را می گرفتند و جلسات کلیسایی انها را بر هم می ریختند.

 

زبان کتاب مقدس برای بردگان سیاه جذابیت زیادی داشت مخصوصا قسمتهایی که مربوط به مردمان برگزیده و آزادی از تبعید بود.

 

با گذشت زمان کلیساهای سیاه پوستان بیشتر و عمیقتر با فرهنگ آفریقایی در می آمیخت و با وجود سرکوب از سمت و سوی مسیحیان سفید پوست بر تعداد اعضای کلیساهای سیاه پوستان افزوده می شد.

 

پس از استقلال از بریتانیا در 5 اوت 1962 منزلت کلیساهای سیاه پوستان افزایش یافت و پیروان این کلیساها به منش آفریقایی جامائیکایی خود افتخار می نمودند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1396
ساعت : 03:52 ق.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 5

>