تبلیغات
گذرگاه - مطالب الهیات مسیحی
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

جنبش شیطانی برای از بین بردن ازدواج

demonic movement to destroy marriage

حمله به ازدواج جهانی است

The attack on marriage is global

 

برخی از سایتهای کلیسای کاتولیک و پروتستان (کلیساها و اجتماعات بزرگ مسیحی چون، انگلیکن، بابتیستهای شمالی و جنوبی، جماعت ربانی، پرسپتری، انجیلی لوتری، مورمونها، شاهدین یهوه، یگانه انگاران جیززاونلی) رسما از ازدواج دو فرد همجنس دفاع نموده و مطالبی را به جهت تبلیغ و دفاع از ازدواج همجنسبازان در سایتها و رسانه های خود درج نموده اند.

 

بنظر می رسد یک رقابت سنگین بین کلیساها و فرقه های مسیحی برای پذیرش گناه و انحطاط درگرفته است.

 

طی پژوهش‌هایی که "مرکز تحقیقاتی پیو" در ۱۳۳۱ مرکز مسیحی انجام داده است، نشانگر این می باشد که جامعه روحانی مسیحیت امروز در غرب، ازدواج دو همجنس را پذیرفته است!! این آمار نشانگر رشد این پذیرش از رقم 18 درصد در سال 2006 به رقم 62 درصد در سال 2014 رسیده است که رشد چشمگیری را در جامعه کلیسایی و مسیحی غرب نشان می دهد.

 

آیا این یک رفرم جدید در آیین مسیحیت می باشد؟! آیا مسیحیت برخی از روایات و آیات کتاب مقدس را با این عمل انکار می نماید؟! آیا مسیحیت یک دین و آیین از دست رفته می باشد؟! آیا پذیرش ازدواج دو همجنس نیز یکی از شروط نجات در مسیحیت خواهد شد؟!

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:34 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

پاستافاریانیسم یا هیولای اسپاگتی (ماکارونی) پرنده

تبدیل پدرآسمانی، عیسی مسیح و روح القدس بصورت ماکارونی پرنده!!

 

در ۹ آگوست ۲۰۰۵، کمیسیون‌ِ ایالتی امور آموزشی در ایالت کانزاس [Kanas State Departement Board of Education] طرحی را تصویب کرد مبنی بر این که در کنار‌ِ «نظریه فرگشت» (نظریه تکامل زیستی داروین)، «نظریه‌ی طراحی هوشمند» نیز تدریس شود. نظریه‌ی «طراحی هوشمند» یعنی آفرینش جهان توسط یک موجود هوشمند به نام خدا که در انجیل عهد قدیم آمده وارد مسیحیت شده است.

 

هنگامی که این طرح تصویب شد، فردی به نام بابی هندرسن Bobby Henderson طی نامه‌ای هجوآمیز به کمیسیون ایالتی امور آموزشی ایالت کانزاس از این رویکرد‌ِ «استقبال» کرد و اظهار داشت که او نیز به موجودی فراطبیعی و هوشمند که آمیزه‌ای از اسپاگتی و کوفته‌قلقلی است اعتقاد دارد. هندرسن از این نقطه حرکت کرد که چون خدا یا طراح هوشمند می‌تواند هر چیز قابل تصوری باشد، بنابراین یکی از «هر چیز» می‌تواند «هیولای اسپاگتی پرنده» [Flying Spagetti Monster] باشد.

 

وی «ایدئولوژی» خود را تحت عنوان‌ِ پاستافاریانیسم معرفی کرد. این نام ساختگی از دو بخش تشکیل شده است: پاستا (pasta) [خمیر‌ِ ماکارونی و اسپاگتی] + رستافاری (Rastafari). رستافاری یک واژه‌ از زبان امهری یا امهاری (گسترده‌ترین زبان سامی پس از عربی که در اتیوپی به کار برده می‌شود) است که خود به دو بخش تقسیم می‌شود: رأس (سرور، رئیس) + تافاری (ترسناک/هولناک). بنابراین پاستافاریانیسم یعنی باور به «اسپاگتی، خدای ترسناک».

 

به هر رو، هندرسن از کمیسیون آموزشی ایالت کانزاس تقاضا کرد که در کنار نظریه «طراح هوشمند» یعنی خدا و نظریه‌ی فرگشت‌ِ داروین، پاستافاریانیسم نیز تدریس شود.

 

پس از انتشار نامه‌ی هندرسن در وبگاهش، " بابی هندرسون ۲۴ساله که فارغ‌التحصیل رشته فیزیک بود در نامه سرگشاده طنزی خطاب به انجمن سرفصل‌های آموزشی نوشت:

«من به موجودی مافوق طبیعی با ظاهری شبیه اسپاگتیِ کوفته قلقلی ایمان دارم. طراح هوشمند می‌تواند هر چیز قابل تصوری باشد. من و بسیاری دیگر در سراسر دنیا به شدت معتقد به آفرینش جهان توسط هیولای اسپاگتی پرنده هستیم. او کسی است که هر آن چه ما می‌بینیم و حس می‌کنیم را آفریده است. ما معتقدیم که شواهد بسیار فراوان علمی که اشاره به فرایند فرگشت دارند تنها به دلیل تصادف وجود دارند و هیولای اسپاگتی پرنده همگی این شواهد را به وجود آورده است. اگر انجمن بررسی مواد درسی، نظریه آفرینش هوشمند را نظریه‌ای علمی بشناسد، ناگزیر باید نظریه من را نیز علمی تلقی کند، بنابراین من خواهان اجازه تدریس “پاستافاریانیسم” در مدارس عمومی هستم." طولی نکشید که این رویکرد‌ِ انتقادی با استقبال وسیعی رو به رو شد. تا سال ۲۰۱۰ حدود ۱۰ میلیون به عضویت این «فرقه» نوین در آمدند. گفته می‌شود که در حال حاضر نزدیک به ۳۰ میلیون نفر در کشورهای گوناگون پیرو این جنبش «دینی، مذهبی» هستند. آن‌ها در بسیاری از کشورها، کلیسا‌های خود را دارند. آن‌ها توانستند در بسیاری از کشورها مانند: (انگلستان، آلمان، اتریش، فرانسه، بلژیک، ایتالیا، اسپانیا، چک، رومانی، کانادا، استرالیا، جامائیکا، لهستان، مجارستان، سوئیس، اسکاندیناوی و آمریکا...) کلیساهای خود را برپا کنند و حتا از طرف دولتها به رسمیت شناخته شوند (طبق قانون آزادی دین و مذهب در این کشورها).

 

وی معتقد بود که الوهیم، پدرآسمانی، عیسی مسیح، روح القدس می تواند هیولای اسپاگتی پرنده یا پاستافاریانیسم باشد.

 

وی سپس به گونه‌ای طنزآمیز به توضیح برخی مشکلات علمی بر پایه دیدگاه پاستافاریانیسم می‌پردازد. برای نمونه او نتایج تحقیقات علمی درباره تعیین سن اجسام بر پایه نیمه عمر کربن رادیواکتیو را به دلیل دخالت و دست کاری مستقیم هیولای اسپاگتی می‌داند. وی گرم شدن تدریجی زمین را از سال ۱۸۰۰ میلادی به بعد در ارتباط مستقیم با کاهش همزمان تعداد دزدان دریایی دانسته‌است!!

 

بابی هندرسون کل جهان آتئیست‌ها را شوراند، بلافاصله افراد فراوانی به او پیوستند و «کلیسای هیولای اسپاگتی پرنده» را تشکیل دادند. آنها دور هم جمع می‌شوند، به احترام “نودل، پاستا، اسپاگتی” که مقدس و گرانقدر هستند جشن می‌گیرند و مراسمی برگزار می‌کنند. در وبسایت آنها گفته شده که برای مومنین همیشه غذای مقدس (اقلام پاستا و اسپاگتی) و شراب موجود است.

 

گرچه قانون تدریس «خالق هوشمند» چندی بعد لغو شد، اما ماجرا به همینجا ختم نشد. ساکنان اروپایی این آیین که اعلام کرده‌اند کم شدن دزدان دریایی را دلیل مشکلات جهان می‌دانند؛ خواهان ساخته شدن معابد شده و شروع به جمع‌آوری اعانه و پول کردند. گروه “پاستافاری” در آلمان شروع به کار کرد، آنها در تمامی اروپا و امریکا گسترش یافتند. مباحث آنها همیشه با شوخی و خنده، پاستا و آبجو همراه است. فرقه “پاستا و ماکارونی” در لهستان، مجارستان، سوئیس و اسکاندیناوی گسترش یافت.

 

آنها معتقدند “آبکش” از آنجا که در طبخ ماکارونی بسیار اهمیت دارد از وسایل متبرک و مقدس است. آنها ادعا کردند که آبکش باید روی سر آنها باشد تا دعاهای آنها به هیولای ماکارونی پرنده برآورده شود. پس از آن بود که یکی از اعضای شورای شهر نیویورک کریستوفر شفر که به این گروه پیوسته بود با آبکشی بر سرش به نشانه مصونیت از گناه و اشتباه، سوگند خورد و وارد شورا شد.

 

پیروان اسپاگتی با تمام توان در راه عقیده ادامه می‌دهند. چندی پیش، پیشوای این آیین در اتریش “نیکو آلم” در اقدامی کم سابقه از دولت خواست که آبکش او را به عنوان “نماد مذهبی فرقه ی او” به رسمیت بشناسد. او درخواست کرد که حق داشته باشد با آبکشی بر سرش رانندگی کند. او عاقبت چندی پیش موفق شد اجازه رسمی بگیرد. روی گواهینامه رانندگی او نوشته شد “به دلایل مذهبی و آیینی حق گذاشتن آبکش بر سرش در هنگام رانندگی را دارد“!!

 

ریچارد داوکینز در این باره می‌نویسد: «کسی که می‌گوید من می‌خواهم به خدای هیولای اسپاگتی پرنده، جن و پری یا هر چیز دیگری از این دست اعتقاد داشته باشم، بار اثبات مدعای خود را به دوش می‌کشد. این وظیفه ما نیست تا آن را رد کنیم.»

 

هندرسن پس از انتشار نامه‌اش در وب‌گاه خود، علاوه بر نامه‌هایی که به پشتیبانی از وی پرداخته بودند، پست الکترونیکی‌های فراوانی با محتوای تهدیدآمیز و انبوه از نفرت و انزجار نیز دریافت داشت. به تدریج روزنامه‌های معتبری چون نیویورک تایمز و واشنگتن پست نیز نامه او را منتشر کردند.

 

در ماه مارس سال ۲۰۰۷ میلادی، یک دانش آموز دبیرستانی در ایالت کارولینای شمالی، به نام برایان کیلان به دلیل پوشیدن لباس دزدان دریایی از دبیرستان به صورت تعلیقی اخراج شد. وی ذکر کرد که این لباس بخشی از اعتقاد پاستافاریانی اوست و با اشاره به حق آزادی مذهب و آزادی بیان به این تصمیم اعتراض کرد.

 

هندرسن در وب گاه خود و در کتابش به نام انجیل هیولای اسپاگتی پرنده، خطوط اعتقادی پاستافاریانیسم را که نگرشی هجو گونه به آفرینش گرایی است مشخص کرده‌است. در مرکز این اعتقاد موجودی نایافتنی و نادیدنی بنام هیولای اسپاگتی پرنده قرار دارد که جهان را پس از باده گساری فراوان خلق کرده‌است. براساس این باور دلیل کاستی‌های جهان مست بودن هیولای اسپاگتی پرنده در هنگام آفرینش بوده‌است. همچنین تمامی شواهد مربوط به فرگشت به عمد توسط هیولا در زمین قرار داده شده‌است تا بدین وسیله ایمان پاستافاریان‌ها سنجیده شود.

 

پاستافاریان‌ها در پایان دعاهای خود به جای واژه سامی آمین (در زبان انگلیسی آمن تلفظ می‌شود) از واژه رامن (رآمن نام نوعی رشته خوراکی ژاپنی است) استفاده می‌کنند.

 

بر اساس باور پاستافاریان‌ها، دزدان دریایی از آن روی که نخستین پاستافاریان‌ها بوده‌اند، موجودات بسیار با احترام و آسمانی هستند. آن‌ها دزدان دریایی قدیم را افرادی صلح جو می‌دانند که آب نبات میان کودکان تقسیم می‌کرده‌اند و باور شایع نسبت به دزدان دریایی مبنی بر دزد و فراری بودن آن‌ها را دسیسه روحانیون مسیحی قرون وسطی و هاراکریشنا می‌دانند.

 

هندرسن با بحث درباره ارتباط مستقیم گرم شدن زمین، وقوع زلزله، طوفان و سایر بلایای طبیعی با کاهش تعداد دزدان دریایی در سال‌های گذشته، در واقع به نشان دادن این نکته که «همبستگی دو چیز دلیل علت و معلول بودنشان نیست» می‌پردازد. در سال ۲۰۰۸ و همزمان با افزایش فعالیت دزدان دریایی در خلیج عدن، هندرسن به شکلی طنز گونه برای اثبات ادعای خود به این نکته که سومالی به دلیل داشتن بیشترین دزدان دریایی در میان سایر کشورها، کمترین میزان انتشار کربن را دارد اشاره می‌کند.

 

نمونه روش دعا کردن در پاستافاریانیسم:

می گویی «برایت دعا می‌کنم»؟

خب، من هم برایت یک بشقاب اسپاگتی می خورم!

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 01:34 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

در انتهای بهشت سوراخی رو به سوی جهنم وجود دارد!

"پسری که از بهشت بازگشت" اصلا به بهشت نرفته بود!

 

انتشارات تیندل هاوس، ناشر کتاب”پسری که از بهشت بازگشت”، به رادیوی ملی ( NPR) اعلام کرد نه تنها انتشار این کتاب را متوقف می کند، بلکه این کتاب و همه محصولات مربوط به آن را از تمام کتاب فروشی ها جمع خواهد کرد.

 

الکس مالارکی و پدرش کوین مالارکی که کارشناس مذهبی مسیحیت در اوهایو است، در سال 2010، کتاب “پسری که از بهشت بازگشت” را نوشتند.

 

اما داستان این کتاب بر می گردد به سال 2004، زمانی که الکس 6 ساله بود، پدر و پسر در یک حادثه رانندگی به شدت آسیب دیدند. الکس دو ماه تمام در کُما بود، و کتاب توصیف سفر او به بهشت در همین زمان است. او در پی تصادفی که داشت فلج شد اما دوباره توانست سلامتی خود را به دست آورد. در سال 2009 وقتی که به سن نوجوانی رسیده بود، نوشتن این کتاب را آغاز کرد. کتاب او، یکی از پرفروش ترین ها در حوزه دین و مسیحیت، درباره سفر انسان به بهشت و بازگشت او به زمین است. مالارکی بهشت را به صورت مکانی تصویر کرده بود که در انتهای آن یک سوراخ رو به سوی جهنم وجود داشت. او با عیسی مسیح مکالماتی داشت و با شیطان نیز دیدار کرده بود.

 

اما به طور ناگهانی الکس هفته گذشته، اعلام کرد که این داستان تنها بازتاب فکری او بوده است. او در نامه ای سرگشاده نوشت: “من نمرده بودم و هیچوقت به بهشت نرفتم”، او همچنین افزود: “اگر من ادعای رفتن به بهشت کردم تنها برای این بود که توجه دیگران را به خودم جلب کنم. وقتی چنین ادعاهایی را مطرح کردم حتی یک بار انجیل را نخوانده بودم. مردم فقط باید انجیل را بخوانند و به آن اعتماد کنند. انجیل تنها سرچشمه حقیقت است. هرچیزی که انسان بنویسد قابل اطمینان نیست.”

 

کوین مالارکی بعد از این خبر دیگر حرف جدیدی نزده است. وبلاگ خود را به روز نمی کند و صفحه فیسبوک او نیز دیگر فعال نیست.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 01:32 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

در سال 1988 دانشمندان کفن مسیح را جعلی دانستند

 

در سال 1988 دانشمندان کفن مسیح را جعلی دانستند و با آزمایشات رادیو کربن نتیجه گرقتند عمر آن 700 سال است نه 2000 سال!

 

در این مورد که موضوع سخن بسیار است. منافع مذهبی و سیاسی کلیسا، ترس از ضعیف شدن ایمان معتقدین به مسیحیت، درآمدزایی کلیسا از نمایش اینگونه ابزار و آلات مقدس، تبلیغات به واسطه این مدرک جعلی برای جذب مردمان به کلیسا و تقویت ایمان مردمان در دوره های مختلف، و ده ها دلیل دیگر باعث گردید که کلیسا از چنین ابزارهای ساختگی استفاده نماید.

 

توصیه دوستانه دارم یكم وقت بزارین تحقیق كنید هیچ عیبی نداره تا اطلاعاتتون صحیح باشه

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 01:19 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

دستور کشتن گربه ها توسط کشیشان کلیسا با حکم مستقیم پاپ

 

در قرون وسطی کلیسا اعلام کرد گربه ها شیطانی هستند و دستور کشتن گربه ها را صادر کرد. درنتیجه با کاهش گربه ها، جمعیت موشها افزایش یافت و یکی از عوامل اصلی ایجاد طاعون و مرگ میلیونها انسان در اروپای مسیحی شد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 

 


یک سلاح ممکن است شخصی را از پای درآورد ، اما افکار منحرف می توانند ملتی را به تباهی بکشانند .

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
ساعت : 12:48 ب.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 5

>