تبلیغات
گذرگاه - مطالب فرقه های نوظهور
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

دختر 16 ساله خون و گوشت انسان می خورد

 

دختری 16 ساله در کشور زیمباوه اعتراف نمود که مدتی که در گروه شیطان پرستان بوده از گوشت انسان تغذیه می کرده و خون انسان می نوشیده. او این دو عمل را به عنوان مراسم آیینی در فرقه به همراه بقیه اعضاء انجام می داده است.

 

این دختر عضو گروه گنگسترهایی شده بود که برای تاسیس گروه خود تعداد زیادی را به قتل رسانده بودند. او در ادامه نام 60 نفر را طی لیستی به پلیس داد که عضو گروه شده یا با گروه و فرقه ای که وی عضو آن بوده رابطه داشته اند. برخی از رهبران کلیسا در Cowdray Park در این لیست گنجاند شده بودند. این دختر همچنین آدرس خانه ای را داد که اجساد قربانیان در یک اتاقک زیر زمینی برای تغذیه شیطان پرستان نگهداری می شدند.

 

آقای Stanley Kwashira دبیر ارتباطات ساکنان Cowdray Park اظهار داشت که از شنیدن چنین داستان وحشتناک و هولناکی هنوز شوکه است. آقای استندلی گفت : این دختر دو هفته پیش به همراه مادر خود و دو تن از اعضای انجمن منطقه به خانه من آمدند. این دختر 16 ساله خود اعتراف کرده که توسط دوست پسر 32 ساله اش وارد این فرقه گردیده. وقتی این دختر برای من ماجرای خود و حوادثی را که رخ داده تعریف نمود من فکر کردم همه اینها از تخیلات این نوجوان سرچشمه گرفته و او جزو نوجوانان بیش فعال است. ولی زمانی که به آدرس محل و تاریخ دقیق برخی از مفقودین و کشته شده ها اشاره کرد من بهت زده شدم و پی بردم که او حقیقت را می گوید.

 

آقای استندلی می گوید این دختر در سن 15 سالگی به این فرقه پیوسته است و یک سال تمام عضو این فرقه بوده. این دختر تعریف کرده که چگونه توسط دوست پسر 32 ساله اش به مغازه ای دعوت شده و به خانه ای که در نزدیکی ایستگاه اتوبوس نزدیک مغازه بوده رفته . او ابتدا فکر می کرده دوست پسرش می خواهد با او عشق بازی کند ولی کم کم متوجه شد که مغازه دار و دوست پسرش از او می خواهند وارد فرقه شود. این دختر تعریف می کند که در یک اتاق زیرزمینی طی یک فرآیند، کم کم شروع به نوشیدن خون انسان و خوردن گوشت انسان کرده است.

 

این دختر در طی همکاری و اعترافات خود، به ما خانه ای را نشان داد که در حدود 60 شیطان پرست برای دیدار و قرارهای خود از آن استفاده می نمایند. این دختر نام هایی را در اختیار مقامات قضایی و پلیس قرار داده که هنوز باورش برای من سخت می باشد. چون برخی از اسامی، مربوط به نامهای رهبران کلیسای آدونیستهای روز هفتم می باشد.

 

این دختر در اعترافات خود گفته است که شیطان پرستان علاقه زیادی به خوردن خون دختران باکره روستایی دارند . به همین دلیل اکثر قربانیان از روستاها می باشند.

 

آقای استندلی می گوید : این دختر اظهار داشته است خون انسان بهترین و خوشمزه ترین نوشیدنی است که تا بحال خورده است. ولی من باور دارم او هنوز کودک است و بطریق وحشتناکی مورد سوء استفاده و شستشوی مغزی قرار گرفته.

 

پلیس هنوز این حادثه را تایید یا تکذیب نکرده . پلیس هنوز در حال بررسی این حمام خون در حومه شهر می باشد. این بسیار وحشتناک است که مردمی وجود دارند که افرادی را در حومه شهر می خورند.

منبع : به گزارش کرونیکل

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 11 مهر 1396
ساعت : 02:28 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

زنجیرها را خودمان برای خودمان می سازیم...

با نا آگاهی هایمان...

و روزی به خودمان می آییم که اسیر قفسی هستیم که خودمان برای خودمان ساخته ایم.

 

"ولادمیر کازنوفسکی"

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:07 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه مسیحی فرزندان خدا

 

کلیسای خانواده بین المللی (International Family Church)، فرزندان از خدا (Children of God)، خانواده عشق (Family of Love)، خانواده بین المللی یاران (The Family International Fellowship)، یاران مستقل جوامع مبلغ (Fellowship of Independent Missionary Communities)، اتحاد مسیحی و تبلیغ (Christian and Missionary Alliance)

 

تمامی نام‌های بالا اسامی این فرقه می باشند.

 

این کلیسا نخست به فرزندان خدا معروف بود و سپس خانواده ی عشق خوانده شد، به این دلیل که موعظات رهبر فرقه همراه با سخنانی از کتاب مقدس، عیسی مسیح، عشق و روابط جنسی اختلاطی آزاد بود.

 

دیوید برگ (1919- 1994) که به موسی (Moses) و سپس به "پدر دیوید" و بعد به "مو" (Mo) معروف شد، این فرقه را در سال 1968 در کالیفرنیا به عنوان بخشی از جنبش فقط عیسی (Jesus Only Movement) پایه گذاری کرد که زیر شاخه جنبش انجیلی های موعودگرا (evangelization) بود.

این فرقه از نوع فرقه های روز قیامت یا آخرزمانی می باشد، که بر پایه تعبیرات و تفسیرات خاصی از کتاب مقدس پایه ریزی می شوند. همچنین این فرقه بر پایه دیدگاه مدافع بنیادگرایی و معتقد به سوسیالیسم خدایانه فعالیت خود را آغاز نمود.

 

آنها اعتقاد دارند که، ما بسوی آخر زمان در حرکتیم، یعنی به زمانی نزدیک می شویم که از دل نظامهای سرمایه داری و کمونیسم، حکومت جهانی با دین دولتی واحدی ظهور خواهد کرد و دجال رهبری آنرا برای یک دوره ی هفت ساله به عهده خواهد گرفت و به دنبال آن، ظهور دوم مسیح منادی خشم خداوند خواهد بود و خبر از نبرد آرماگدون (هارمجدون) خواهد داد که هزاره پادشاهی هزار ساله ی مسیح بر زمین را در پی خواهد داشت.

 

دیوید برگ در سال 1972 اعلام نمود که کالیفرنیا توسط یک زلزله مهیب به تلی از خاک بدل خواهد شد و پس از آن جهان نابود می شود . وی همچنین اعلام نمود که قبل از آخر زمان و نابودی اولین شهر (کالیفرنیا)، مسیحیان مومن توسط ستاره دنباله دار بیت الحم که در زمان تولد عیسی دیده شد، به نزد عیسی مسیح خواهند رفت و در ملکوت خداوند زندگی جدیدی را آغاز خواهند نمود.

 

عقاید این فرقه را می توان در بیش از یکصد جلد کتاب یافت، که از مهمترین ارجاعات الهیاتی کتاب مقدس و نامه های دیوید برگ معروف به (Mo) ساخته شده است. رساله هایی با تصاویر سیاه و سفید از پیشگویی های آخر زمانی، عشق عمومی، سلامت جنسی و مراقبت از کودکان را شامل می شود.

 

دیوید برگ معتقد بود تنهایی دشمن مسیح و یک ایماندار به مسیح است و یک فرد مسیحی باید بدون در نظر گرفتن وضعیت تأهل، خود را از تنهایی برهاند و عشق خود را (بدن و عمل جنسی آزاد) آزادانه در اختیار دیگر مسیحیان در کلیسا قرار دهد. وی نام این عمل را "تشویق برای وحدت و خارج شدن از گناه تنهایی" نامگذاری نمود. دیوید برگ کسانی که مخالف این روش بودند را قربانی گناه می نامید! .

 

این جنبش فرقه ای ابتدا بصورت زیرزمینی (کلیساهای خانگی) فعالیت خود را آغاز، و در دهه ی 1970 رشد سریع و چشمگیری پیدا نمود. فرقه کلیسای خانواده بین المللی از سال 1992 خط مشی بازتری را درپیش گرفت و در کشور آمریکا، کانادا، آمریکای لاتین مانند ونزوئلا و برزیل، استرالیا، فرانسه، ایتالیا، انگلستان، آلمان خیلی سریع رشد کرد. در حال حاضر این فرقه در بیست کشور دنیا پراکنده است و بنابر اماری که خود کلیسای خانواده بین المللی منتشر نموده در حدود سیصدهزار عضو دارد.

 

از همان اوائل کار فرقه، دشمنی های زیادی از طرف دیگر فرقه های مسیحی و کلیساها بصورت خصمانه با این گروه کلیسایی و رهبرش دیوید برگ درگرفت. این دشمنی های عمومی ناشی از واکنش به نامه های (Mo) و الهیات سکس مختلط وی در کلیسا بود که دیگر کلیساها آنها را کفرآمیز و مستهجن و هرزه نگارانه می پنداشتند.

 

وی در موعظه ای خطاب به منتقدان گفت: زنا تنها گناهی است که خداوند می بخشد و برای آن مجازاتی در نظر نمی گیرد. او در همین موعظه به یوحنا 8: 7 اشاره نمود و در یک موعظه پر شور عمل اختلاط جنسی در کلیسا را بدون در نظر گرفتن تأهل، یک امر مقدس خواند.

 

دیوید برگ در بخشی از نامه هایش به نام "شکار عشوه گران" استفاده از امور جنسی برای متقاعد کردن مردم و جذب آنها به کلیسا و فرقه خود را توجیه، و اعمال جنسی عشوه گرانه را برای اعضای زن و کودکان مونث آزاد نموده بود. این نوع تبلیغ و جذب نیروی جدید برای فرقه از طرف مخالفین مسیحیت آمیخته با روابط جنسی آزاد خوانده شد.

 

وی می گفت : عیسی شما را دوست دارد که بدن خود را در راهش تقدیم می کنید تا مردم را به کلیسا دعوت نمایید!

 

به دلیل انتقادات زیاد و همچنین ترس اعضاء مونث فرقه از مبتلا شدن به بیماری های مقاربتی مخصوصا ایدز و هپاتیت در سال 1987 این عمل عشوه گری جذب نیرو برای فرقه از طرف دیوید برگ منسوخ اعلام گردید، ولی با این حال خانواده هایی که به شدت به فرقه و رهبرشان پدرمو (Mo) معتقد بودند به این عمل همچنان ادامه دادند و همسران و دختران و کودکانشان را برای جذب افراد جدید به فرقه در اختیار اعضای جدید برای مصارف جنسی قرار می دادند.

 

این جنبش مسیحی و کلیسایی در سال 1992 در استرالیا و امریکا و کشورهای دیگر مورد تهاجم پلیس قرار گرفت، ولی چون مدارکی مستند دال بر سوءاستفاده از کودکان به دست نیامد، فرزندان خانواده ها به خانه هایشان برگشتند.

 

این کلیسا بارها به آزار جنسی کودکان و سوءاستفاده از زنان در سطح وسیع متهم شد، ولی با پرداخت هزینه های گزاف به وکلای عالی و مقتدر، همیشه از زیر بار این اتهامات شانه خالی کرده و تبرئه گردید.

 

اعضای این فرقه تمایل دارند تمام وقت در اجتماعات کلیسایی فرقه شرکت و زندگی نمایند. آنها تقریبا بصورت یک کلونی زندگی می کنند. در زندگی اجتماعی آنها ادبیات پردازی، داستان سرایی از عیسی مسیح، تعریف خواب و رویا از عیسی و روح القدس، نوشتن شهادتها و تایپ و چاپ و در نهایت فروش ارزان این شهادتها به مردم در خیابانها، جزو ماموریتهای این اجتماع کلیسایی و فرقه ای می باشد.

 

در این فرقه گروهی از اعضا وجود دارند که به پشتیبانان معروف می باشند و به آنها (TRF) می گویند.

 

در رابطه با فرقه کلیسای خانواده بین المللی یا فرزندان خدا، ویدئویی برای شما تهیه کرده ایم که می توانید در آن، اعترافات کودکان به سوءاستفاده جنسی و تصاویر بیشتری از این فرقه، همچنین کاریکاتورهای دیوید برگ بر اساس تعلیمات و آموزه های کتاب مقدسی اش را به همراه تصاویری از سوءاستفاده از کودکان و خانم های عضو کلیسا را مشاهده نمایید.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1396
ساعت : 04:02 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

دین یوفو

 

رائلیسم (Raelism)، رائیلیان (Raelian)، دین یوفو (UFO religion)، جنبش رائلیان (Raelian Movement)

"Claude Maurice Marcel Vorilhon "Rael

 

رهبر این فرقه ، خواننده و ترانه سرا و روزنامه نگار مسابقات اتومبیل رانی بود که با اسم اصلی کلود موریس مارسل وریلهون معروف به (رائل) در تاریخ سی سپتامبر سال 1946 میلادی در منطقه ویشی آلیر در فرانسه (Vichy , Allier , France) به دنیا آمد و توسط خاله و مادر بزرگش در منطقه آمبرت (Ambert) بزرگ شد.

 

رائل در سن پانزده سالگی به خاطر علاقه به خوانندگی خانه را ترک کرده و به پاریس رفت. در آنجا تحت نام مستعار کلودسلر (Claude Celler) شروع به خوانندگی کرد و به عنوان یکی از بزرگترین طرفداران جک برل (Jacques Brel) ، وی نیز در همه کاباره هایی که این ستاره بلژیکی در آغاز خوانندگی اش در پاریس آواز خوانده بود، شروع به خوانندگی کرد.

 

در دهه 1970 میلادی مدعی شد که در پاریس با موجودی فضایی ملاقات کرده و او را به عنوان پیامبر عصر جدید (Prophet of the New Age) برگزیده اند.

 

این فرقه تمامی ادیان و پیامبران و انبیاء را قبول دارد با این تفاوت که پیامبران را نه خداوند، بلکه انسانهایی ساکن کرات دیگر فرستاده اند که بیست و پنج هزار سال پیشرفته تر از انسانهای زمینی می باشند. این الوهیم ها در سیاره ای پاک و سرشار از لذات زندگی می کنند که دری به سوی عرش یهوه یا همان هورس خدای یگانه است. در مقابل این مجموعه ابلیس یا ست قرار دارد که می خواهد با پلیدی و شیوه های پیچیده از پیشرفت مادی و معنوی انسان جلوگیری کند و انسانها را همراه خود به سیاره ای بکشاند که پر از عذاب و درد است.

 

یکی از مهمترین ابزار تبلیغی این فرقه، سکس و برهنگی، آزادی کامل در روابط جنسی و زناشویی است که بسیاری از جوانان، همجنسگراها، همجنسبازان، علاقه مندان به سکس مختلط و روسپیان را به خود جذب نموده است.

 

آیین ساختگی رائل یکی از آیین های مبتنی بر دین UFO یعنی اعتقاد به بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی است، که بر خلاف دیگرفرقه های مشابه، خلقت را بر اساس محوریت کتب مقدس توضیح می دهد. هسته مرکزی اعتقادی این آیین آن است که عبارت الوهیم (Elohim) در کتاب مقدس به جای کلمه خدا باید به "آنانی که از آسمان آمده اند" ترجمه شود.

 

بنا به اعتقاد این گروه، الوهیم از سیاره ای دیگر آمده اند و باعث ایجاد حیات بر روی زمین شده اند. آن ها اعتقادی به خدا ندارند و در عوض الوهیم (خالقان علمی ما) را مبداء حیات هوشمند در زمین می دانند.

 

کلود وریلهون (Claude Vorilhon) معروف به رائل در 1973 ادعا کرد که توسط الوهیم برگزیده شده است تا اطلاعات مربوط به چگونگی پیدایش انسان را در اختیار بشر زمینی قرار دهد. همچنین او ادعا نمود که الوهیم نام او را به رائل تغییر داده است و او را مامور رساندن پیام بازگشت الوهیم به زمین نموده.

 

در کتاب او با نام پیام نهایی که حاوی تخیلات وی می باشد، اولین مواجهه او با موجودات فضایی به نام الوهیم ذکر شده است. صبح 13 دسامبر 1973، کلود فوریلهون مشغول رانندگی به سمت کلرمون فرانسه بود که ناگهان تصمیم گرفت به سمت مخالف دفترش یعنی به سمت آتشفشان پوپی دو لاسولا برود. وقتی به آتشفشان رسید اتومبیل را پارک کرد و به سمت دهانه آتشفشان حرکت کرد و کمی در دهانه آتشفشان به خاطرات گذشته این کوه فکر کرد.

 

«داشتم آنجا را ترک می کردم، اما بار دیگر به بالای کوه مدور که حاصل انباشته شدن خاکستر گدازه ها بود نظری افکندم و بیاد آوردم که بارها از این سرازیری ها مثل اسکی بپایین سرسره کرده بودم. ناگهان در میان مه چشمم به نور قرمزی افتاد که چشمک می زد و بعد نوعی هلیکوپتر به پایین و به سویم آمد. وریلهون می گوید که این ماشین پرنده هیچ صدایی نداشت و مانند یک بشقاب پرنده ای به قطر 7 متر و ارتفاع 2.5 متر بود. بشقاب در دو متری زمین ایستاد و در پایینی آن گشوده شد و انسانی با قد 120 سانتی متر از آن خارج شد. پوست این انسان سبز و موهایش بلند بود.

 

بعد از صحبت های مقدماتی مشخص می شود که این موجود فضایی که به همه زبان های دنیا به راحتی صحبت می کند، فوریلهون را برگزیده است تا پیام این موجودات فضایی را به انسان های زمینی برساند.

 

برخی بخش های این پیام از این قرار است:

"... خدا وجود ندارد، ما همه ی شما را بر زمین ساخته ایم."

"... شما ما را با خدایگان اشتباه گرفته اید و آموزه ی عشق ما را به انحراف کشانده اید"

" ما اکنون بر شما آشکار می کنیم که چگونه توانایی هایتان را تحقق بخشید و صلح جهانی را به ارمغان آورید"

 

فوریلهون به داخل سفینه می رود و از سوی موجود فضایی مامور می شود تا فردا به همین محل بیاید تا از حقیقت نژاد بشر و جهان مطلع شود. در طول جلسات یک ساعته در پنج روز آتی، فوریلهون توسط موجود فضایی به تفسیر جدیدی از انجیل آگاه می شود. او یاد می گیرد که انسان های روی زمین در آزمایشگاه های انسان های سیاره های دیگر ساخته شده اند. انسان هایی که در علوم ژنتیک و بیولوژی سلولی بسیار پیشرفت کرده بودند. نام این خالقان الوهیم بوده جمع عبارت الوها است، همان عبارتی که در کتاب مقدس به اشتباه خدا ترجمه شده است!!.

 

وریلهون توسط آموزگاران غیرزمینی، رائل نامیده می شود و از وی خواسته می شود تا پیام را به انسان های بشری منتقل کند. الوهیم از رائل می خواهند که سفارتهایی برای آنان در زمین بسازند تا آمادگی زمینیان را برای پذیرش الوهیم (اجدادی که انسان ها را ساخته اند) نشان دهند. بنا به اظهارات رائیل، الوهیم می خواهند به زمین بیایند و با رهبران جهان ملاقات کنند و تکنولوژی پیشرفته خود را آرام آرام در اختیار آنان قرار دهند. به هرحال الوهیم تا وقتی در زمین صلح برقرار نشده و مردم زمین با ساخت یک سفارت در اورشلیم به آنان نشان نداده اند که در انتظار آمدن آنان هستند، به زمین نخواهند آمد.

 

الوهیم از رائل خواسته است تا جنبشی برای رسیدن به این دو هدف و در عین حال رساندن پیام الوهیم به زمینی ها ایجاد کند. این جنبش با نام «جنبش بین المللی رائیلی ها» (International Raëlian Movement) شناخته می شود.

 

رائیلی ها از گروه بی خدایان مدرن عصر جدید می باشند. آنها معتقدند نژاد بشر از ازل بوده و تا ابد ادامه خواهد داشت. هر گروه از نژاد بشر در یک سیاره ساکن هستند و وقتی به سطحی از علم می رسند که می توانند به سیارات دیگر سفر کنند و با مهندسی ژنتیک و شبیه سازی (Genetic engineering and cloning) ، حیات را در سیارات دیگر آغاز کنند به این کاردست می زنند. حالا هم علم بشر تا جایی پیشرفت کرده است که به سیارات سفر می کند و اتم را می شکافد و با شبیه سازی توان خلق موجود زنده را پیدا کرده است، ایجاد کننده اش (الوهیم) آمده است تا با او ارتباط برقرار کند اما از آنجایی که آن ها گروهی مهاجم نیستند، منتظر هستند تا ما با ساخت سفارت و برقراری صلح، آمادگی خود برای حضور آنان را اعلام کنیم.

 

به ادعای این فرقه، رائیلیان در حدود شصت هزار عضو دارد که بیشتر از همه در کشورهای فرانسه، کانادا و ژاپن پراکنده هستند. رهبران این فرقه گزارش داده اند که در آمریکا، استرالیا، آسیای جنوب شرقی، آمریکای لاتین، انگلستان و دیگر مناطق اروپا با استقبال بسیاری مواجه هستند. امروزه در حدود 130 کشیش رائیلی در جهان پراکنده شده اند که از آنها با عنوان "راهنما" یاد می کنند.

 

رهبران این فرقه که رفت و آمدهای گسترده ای به اسرائیل دارند در 1997 اعلام کردند که در حدود 7 میلیون دلار پول برای ساخت سفارت جمع آوری کرده اند و مطمئنا امروزه نیز از نظر مالی مشکلی برای ساخت سفارت در اسرائیل ندارند اما بنا به گزارش خودشان، هنوز موفق نشده اند موافقت مردم اسرائیل را برای ساخت سفارت جلب کنند. در 1990 رائل با اجازه الوهیم نماد جنبش را تغییر داد تا رضایت خاخام های اسرائیلی را برای ساخت سفارت جلب کند.

 

رائیلیان کتاب مقدس خاصی ندارند ولی از آنجا که معتقد هستند بشر زمینی با مهندسی ژنتیک (DNA) توسط انسانهای کرات دیگر خلق شده است و انبیاء نیز فرستادگان آنانند، و کتاب مقدس، انجیل، قرآن، اوستا، وداها و ... نیز در اصل فرستاده الوهیم هستند و حاوی توضیحاتی منطبق با ادعاهای رائل.

 

البته خود آنان ادعا می کنند که کتاب کابالا (Kabala) (کتاب قدیمی توشته شده توسط ربی های یهود) صحیح ترین تفاسیر را از الوهیم در اختیار بشر قرار می دهد.

 

الوهیم اسم انسانهای کرات دیگر است. آنان از نظر علمی هزاران سال از ما جلوتر هستند، الوهیم تمام موجودات زنده و همچنین اولین انسانها را بوسیله مهندسی ژنتیک بر روی کره زمین خلق کردند. الوهیم پیامبران گذشته از جمله موسی، عیسی، محمد، زردتشت، بهاالله، بودا، کنفسیوس و را برای هدایت بشریت فرستادند. مردم گذشته تصور کردند که الوهیم خدا هستند چرا که درک علمی از امکان وجود سیارات و انسانهای دیگر، مهندسی ژنتیک و علوم پیشرفته را نداشتند. الوهیم منتظر بودند تا علم و تکنولوژی در زمین پیشرفت لازم را بکند تا انسانها از امکان سفر به سیارات دیگر و مهندسی ژنتیک درک لازم را بدست آورده باشند.

 

نماد اولیه یک صلیب شکسته محصور در ستاره داود بود. اما نماد فعلی رائیلیان، همان ستاره داود است که یک کهکشان در حال چرخش را احاطه کرده است. این نماد پس از اینکه نماد قبلی به خاطر مشابهتش با صلیب شکسته برای اسرائیلی ها خصمانه تشخیص داده شد، تغییر کرد.

 

در 9 ژوئن 1997، جنبش رائیلی اعلام کرد که شرکتی به نام Valiant Venture را تاسیس کرده که به زوج های همجنس گرا یا عقیم، این فرصت را خواهد داد تا از طریق شبیه سازی و مهندسی ژنتیک از DNA خودشان صاحب فرزند شوند.

 

رائلیان خود را بیخدا می دانند و حتی رهبر این فرقه رائل سال 2004 را "سال بین المللی بیخدایی" اعلام کرد. اما این موضوع تنها تعداد اندکی از بی خدایان را فریفت، چون رائلی ها بیخدا نیستند. تنها نام خدایشان فرق می کند. این فرقه از اعضایش می خواهد 3% درآمدشان را به رهبر فرقه تقدیم کنند.

 

پیروان رائل مدعی هستند که مادر رهبر این فرقه توسط الوهیم به سفینه فضایی ربوده می شود و در یک همبستری عاشقانه با الوهیم فرزند پسری را بدنیا می اورد که به او وعده داده شده بود برگزیده الوهیم ها خواهد شد !!

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1396
ساعت : 03:57 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مکتب کالونیسم Calvinism

 

کالوینیسم نام فلسفه و مکتب سیاسی و مذهبی منسوب به ژان کالون (1509- 1564)، الهیدان و اصلاح طلب پروتستان فرانسوی که در ۱۵۴۱ وی را برای اصلاحات مذهبی به ژنو دعوت نمودند و در آنجا اصلاحاتی انجام داد و انضباط شدیدی در کلیسای ژنو برقرار کرد.

 

عقاید فرقه :

عدم مقاومت در برابر زمامداران سیاسی.

عدم آزادی خواهی و مشروطه طلبی.

اطاعت کورکورانه از دولت.

اعتقاد به تقدیر.

همهٔ افراد می‌توانند بخشش گناه را انجام دهند.

 

ژان کالون با تکیه بر الهیات موسسه های دینی مسیحی، حکومت روحانیان یا خداسالاری محدودی در ژنو بنیاد نهاد. این حکومت روحانی موجب شد که نوع کلیسای اصلاح شده آیین پروتستان (مثلا آیین پرسبیتری اسکاتلندی) به وجود آید. آیین کالون از حاکمیت مطلق خدا بر تقدیر و نیز بر زندگی مدنی و کلیسایی که به دقت تحت نظارت و هدایت قرار دارد سخن می گفت.

 

کانگرگیشنالیسم کالونی و آیین پرسبیتری در مستعمره های آمریکا تاثیر بسزایی گذاشت و از بیدارگری (مثلا جاناتان ادوارز 1703- 1758) تاثیر پذیرفت. کارل بارت (1886- 1968) اثرگذارترین الهیدان کالونیست عصر جدید بوده است. هر جا که کالوینیسم اجازه رشد و نمو داشت، یک حکومت تئوکراسی رخ داد که نوعی الیگارشی بود که در نتیجه اتحاد کشیشان با طبقه متوسط اعلا یا محترمین به وجود امده و توده مردم در آن نقشی نداشتند. حکومت خود کالوین و پیوریتن‌ها در ماساچوست آمریکا به نوعی از متفرعات کالوینیسم بود.

 

کالوینیسم درقرن هفدهم در اروپای غربی شکل گرفت. نجات از طریق ایمان تفاوتهایی با لوتریسم دارد و همچنین در مورد عشای ربانی اختلافات مهمی در مورد حضور حقیقی مسیح در نان و شراب عشای ربانی با لوتریسم دارد. از منظر کالوینیست دنیا آفریده شده تا در خدمت تجلیل از پروردگار باشد، یک فرد مسیحی برگزیده خداوند است و باید با تمام توان دستورات پروردگار را انجام دهد تا از عظمت خداوند تجلیل کرده باشد. کالوینیسم به پرستندگان خداوند می‌آموزد که باید برای موفقیت اجتماعی تلاش کند و مشیت خداوند است که انسان مطابق وظایف و تکالیف اجتماعی برای تجلیل از خالق خود زحمت بکشد.

 

کالوینیسم یکی از فرقه های مکتب پروتستان که در قرن هفدهم به عنوان دین اصلاح طلب به وجود آمد مهمترین ویژگی این باور سرنوشت مقدر می باشد. سرنوشت مقدر یعنی اینکه انسانهای محدودی به فیض می رسند وبرگزیده هستند. انسانها یا برگزیده هستند یا نیستند، و افراد برگزیده نیازمند کشیش نیستند یعنی انسان طبق این کیش تنهاست و به کشیش وشعائر مذهبی نیازی ندارد. انسانی که برگزیده نیست هم تا ابد برگزیده نمی شود. فرد کالوینیسم باید از روش ثابتی برای خود تبعیت کند. عضو فرقه کالوینیسم بر حسب روش سلوک، منظم، پایدار و معتقد به سلسله مراتب یک آیین عقلانی می باشد.

 

کالوینیسم در مسیر تکاملی خود چیزی مثبت به ریاضتگرایی بخشید و آن اندیشه و وجوب اثبات ایمان فردی در فعالیت دنیوی است. اینکه فرد چگونه می تواند بفهمد که برگزیده است یا خیر تنها از راه مقایسه با یکی از اولیای برگزیده امکان پذیر است.

 

به عقیدة کالوین هر شخصی باید خود را بر گزیده بداند و وحدت عرفانی با خداوند که عالی ترین تجربة دینی است تنها زمانی رخ می دهد که خداوند از طریق انسانهای برگزیدة خود عمل می کند.

 

کالوین وحدت عرفانی را زمانی می داند که ایمان فرد در عملش ثابت شود. کالوین معتقد بود که تنها فعالیت دنیوی می تواند تردید مذهبی را ذایل کند و به وجود حالت فیض اطمینان ببخشد. یعنی انسان از طریق فعالیت دنیوی که نماد عمل خداوند است می تواند از فیض مطمئن شود.

 

همانطور که لوتر در معانی کلمة حرفه می گوید، وظیفه ای که خداوند برای انسان مقدر فرموده است.

 

به نظر اچ فرانک کار برای تکلیف بهترین نمونة فعالیت ریاضتگرایی بود و اینکه خداوند مهربان انسان را از طریق فیض در کارهایشان رستگار می کند برای آنها انکار ناپذیر بود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 04:16 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تشکیلات سری بیلدربرگ

 

آیا تا به حال نام تشکیلات سری بیلدربرگ به گوشتان خورده است؟ اگر نه مطلب زیر را بخوانید!

 

بیلدربرگ در سال 1954 در هلند توسط شخصی‌ تأسیس شد که آرزویش به وجود آمدن یک اروپای متحد بود و از قضا طرح تشکیل اتحادیه اروپا نیز نخستین بار در بیلدربرگ ریخته شد.

 

تشکیلات بیلدربرگ همه ساله جلساتی برگزار می‌ کند که شرکت کنندگان در آن سیاستمداران برجسته اعم از رؤسای جمهور, سفرا و وزرا, پادشان و ملکه ها و نیز سرمایه داران بزرگ و افراد ذی‌ نفوذ هستند. در جلسات این تشکیلات که پشت درهای بسته برگزار می‌ شود خبرنگاران حضور ندارند. با وجود اینکه حدود نیمی از اعضای شرکت کننده در این جلسات هر سال تعویض می‌ شوند و جای خود را به شخصیتهای جدید می‌ دهند اما در این تشکیلات نماینده ای از دو خانواده معروف یهودی یعنی راکفلرها و روچیلدها که از جمله به امور بانکداری اشتغال دارند حضور دائمی دارند.

 

هدفی‌ که از ابتدا پشت تأسیس بیلدربرگ قرار داشت این بود که از طریق فراهم آوردن فضائی به منظور انجام گفتگوهای غیر رسمی‌ بین سران کشورهای اروپا و آمریکا از به وجود آمدن یک جنگ احتمالی‌ بین این دو قطب جهان در آینده جلوگیری شود. گفته می‌ شود که طرح دو جنگی که در خلیج فارس در سالهای 1990و 2003 میلادی صورت گرفت در این تشکیلات مورد بررسی‌ قرار گرفته بود. همچنین سیاستمداران صرب این تشکیلات را باعث و بانی‌ جنگی می‌ دانند که در دهه نود میلادی گریبانگیر یوگوسلاوی سابق شد و این کشور را تجزیه نمود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 


شبکه سری بیلدربرگ و خاندان والنبرگ

 

هر سال سیاستمداران و سرمایه داران برجسته ‌اروپایی و آمریکایی به دعوت کلوب بیلدربرگ دور هم جمع می‌ شوند تا در مورد مسائل سیاسی و اقتصادی دنیا باهم بحث و تبادل نظر کنند.

 

در سالهای نخستین تأسیس کلوب بیلدربرگ پرنس هلند میزبان شرکت کنندگان در جلسهٔ بود اما بعدها مقرر شد که نمایندگان بیلدربرگ در هر کشوری به صلاحدید خود از بین شخصیتهای برجسته سیاسی و اقتصادی آن کشور تعدادی را گزینش کرده و برای شرکت در جلسهٔ از آنها دعوت به عمل آورند.

 

در سوئد این دعوتها از طرف شخصی‌ به نام مارکوس والنبرگ صورت میگرفت که عضو جمعیت سری شوالیه های سرافیم بود. برادر مارکوس به نام یاکوب والنبرگ هم از اعضای هیئت رئیسه بیلدربرگ یعنی یکی‌ از مهمترین ارگانهای این تشکیلات سرّی‌ به شمار می‌ آمد. این دو برادر متعلق به یکی‌ از مشهورترین و ثروتمندترین خانواده های یهودی در اروپا هستند که به صورت غیر مستقیم کنترل یک سوم از درامد ناخالص ملی‌ کشور سوئد را در دست دارند. با این وجود به ندرت نام اعضای این خانواده در لیست افراد ثروتمند در سوئد دیده می‌ شود. شعار خانواده والنبرگ شعاری است که مارکوس والنبرگ آن را از شوالیه های سرافیم اقتباس کرده و مضمون آن این است که باید همواره به طور نامحسوس عمل کرد یعنی به گونه ای که دیده و شنیده نشویم.

 

خانواده والنبرگ در بحبوحه جنگ و حکومت نازیها حدود 3000 یهودی را که در معرض نابودی قرار داشتند نجات دادند. این خانواده پرجمعیت که از دوستان اسرائیل به شمار می‌ آیند از طریق خرید عمده سهام شرکتهای بزرگ تجاری خود را صاحب آن شرکتها نموده و در سیاستگذاری و تصمیم‌گیری در آنها نقش ایفا می‌ کنند. از جمله این شرکتها که نام آنها به گوش اکثر ایرانیان و فارسی‌ زبان‌ها آشنا می‌ باشد شرکت اریکسون, شرکت اتومبیل سازی ساب و شرکت بولبرنگ سازی SKF است که محصولات خود را به بیش از پانزده کشور جهان صادر می‌ کند. در لیست شرکتهای متعلق به خانواده والنبرگ همچنین به نام موسسه موسوم به صنعت فیلم سوئد که اداره کننده تمام سینماهای این کشور است و نیز بانک SE که از معدود بانک های بزرگ سوئد است برمی‌ خوریم. خانواده والنبرگ در پروژه های بزرگ دیگر با دولت سوئد همکاری می‌ کند. حاصل این همکاری از جمله تأسیس شرکت هواپیمایی ملی‌ سوئد SAS می‌ باشد که یک عضو خانواده والنبرگ در هیئت رئیسه آن حضور دارد. پادشاه سوئد و دیگر افراد با نفوذ همواره به مناسبتهای مختلف در سخنرانی هایشان از خدمات خانواده والنبرگ تقدیر به عمل آورده اند.

 

در آخر نکته ای که باید اضافه کنم اینه که این تشکیلات به طور کاملا مخفیانه عمل میکرد تا اینکه یک خبرنگار آزاد بعد از مدت ها شک و کنجکاوی به وجود این تشکیلات و نحوه ی تشکیل جلساتش پی برد و رازشان را برملا کرد و بعد از آن این تشکیلات مجبور به اعلام رسانه ای و برگزاری جلسات توضیحی و توجیهی شد. ترکیبی از پرنفوذ ترین و پرقدرت ترین افراد دنیا که به زعم خود وظیفه ی برنامه ریزی برای آینده جهان را دارند در این گروه جمع گردیده اند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 04:11 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تشکیلات محرمانه Bohemian Grover

 

هر سال در ماه جولای در یکی‌ از جنگل‌های کالیفرنیا به نام مونته ریو، مراسمی برگزار می‌‌شود که طّی آن تندیسی از انسان در مقابل مجسمه بزرگی‌ شبیه جغد به آتش کشیده می‌‌شود. در این مراسم افراد عادی حضور ندارند. شرکت کنندگان در این مراسم سیاستمداران برجسته و ثروتمندان و بانکداران هستند که به مدت دو هفته در این محل گرد هم می‌‌آیند تا ضمن خوشگذرانی در مورد وقایع یک سال بعد دنیا تبادل نظر و برنامه ریزی کنند. از جمله سیاستمدارانی که در این نشستها حضور یافته اند می‌‌توان به رؤسای جمهور آمریکا مانند جرج بوش پدر و پسر، بیل کلینتون، رونالد ریگان، جیمی کارتر، هنری کسینجر و ریچارد نیکسون اشاره کرد.

 

در سال ۱۹۹۱ گزارشگری به نام Dirk Mathison که موفق شده بود وارد این جلسه سری بشود افشا کرد که John Lehman وزیر دفاع آمریکا در این جلسه گفته است در جنگ خلیج حدود دویست هزار عراقی کشته شده اند که این رقم تقریباً دو برابر رقمی‌ بود که رسانه‌های رسمی‌ در آن روز اعلام کرده بودند. به زودی اما مسٔولین کمپانی Time Warner People Magazine که توسط یهودی‌ها اداره می‌‌شود پی‌ به هویت ماتیسون بردند و او از جلسه بیرون انداخته شد. ماتیسون مقاله‌ای در مورد مشاهدات خود در این جلسه سری نوشت که قرار بود به تاریخ ۵ آگوست ۱۹۹۱ چاپ بشود اما از چاپ این مقاله جلوگیری به عمل آمد. ماتیسون در واکنش به این تصمیم در مصاحبه‌ای اظهار داشت وارد شدن به جلسه سری Bohemian Grove به مراتب راحت تر از وارد شدن به دفتر کمپانی تایم وارنر است.

 

به ندرت خبرنگاری موفق شده است وارد جلسات سری اعضای Bohemian Grove بشود و از درون آن خبری به بیرون مخابره کند.

 

Bohemian Grove گروهی متشکل از سیاستمداران و ثروتمندان آمریکایی است که دو هفته در سال گرد هم می‌‌آیند و در مورد تحولات یک سال آینده دنیا در نشستهای غیر رسمی‌ مشورت و برنامه ریزی می‌‌کنند. یکی‌ از خبرنگارانی که موفق شده بود به درون این گروه راه یابد.Dirk Mathison بود که در سال ۱۹۹۱از جمله فاش کرد که در یکی‌ از این جلسات اصطلاح "نظم نوین جهانی‌" را از زبان وزیر دادگستری آمریکا شنیده است.

 

فرد دیگری که موفق شد مخفیانه از مراسم سری Bohemian Grove فیلمبرداری کرده و آن را بیرون بدهد، فیلمسازی است به نام .Alex Jones. او در این فیلم که Dark Secrets Inside The Bohemian Grove نام دارد، نشان می‌‌دهد که چگونه طی‌ مراسمی با حضور شرکت کنندگان تندیسی از انسان دردمند در مقابل مجسمه جغد به آتش کشیده می‌‌شود. او همچنین می‌‌گوید که اعضای شرکت کننده در این نشست‌ها به صرف مواد مخدر و انواع و اقسام اعمال جنسی‌ میپردازند. لینک زیر فیلم کامل الکس جونز است که در بالا اشاره شد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:45 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

پاستافاریانیسم یا هیولای اسپاگتی (ماکارونی) پرنده

تبدیل پدرآسمانی، عیسی مسیح و روح القدس بصورت ماکارونی پرنده!!

 

در ۹ آگوست ۲۰۰۵، کمیسیون‌ِ ایالتی امور آموزشی در ایالت کانزاس [Kanas State Departement Board of Education] طرحی را تصویب کرد مبنی بر این که در کنار‌ِ «نظریه فرگشت» (نظریه تکامل زیستی داروین)، «نظریه‌ی طراحی هوشمند» نیز تدریس شود. نظریه‌ی «طراحی هوشمند» یعنی آفرینش جهان توسط یک موجود هوشمند به نام خدا که در انجیل عهد قدیم آمده وارد مسیحیت شده است.

 

هنگامی که این طرح تصویب شد، فردی به نام بابی هندرسن Bobby Henderson طی نامه‌ای هجوآمیز به کمیسیون ایالتی امور آموزشی ایالت کانزاس از این رویکرد‌ِ «استقبال» کرد و اظهار داشت که او نیز به موجودی فراطبیعی و هوشمند که آمیزه‌ای از اسپاگتی و کوفته‌قلقلی است اعتقاد دارد. هندرسن از این نقطه حرکت کرد که چون خدا یا طراح هوشمند می‌تواند هر چیز قابل تصوری باشد، بنابراین یکی از «هر چیز» می‌تواند «هیولای اسپاگتی پرنده» [Flying Spagetti Monster] باشد.

 

وی «ایدئولوژی» خود را تحت عنوان‌ِ پاستافاریانیسم معرفی کرد. این نام ساختگی از دو بخش تشکیل شده است: پاستا (pasta) [خمیر‌ِ ماکارونی و اسپاگتی] + رستافاری (Rastafari). رستافاری یک واژه‌ از زبان امهری یا امهاری (گسترده‌ترین زبان سامی پس از عربی که در اتیوپی به کار برده می‌شود) است که خود به دو بخش تقسیم می‌شود: رأس (سرور، رئیس) + تافاری (ترسناک/هولناک). بنابراین پاستافاریانیسم یعنی باور به «اسپاگتی، خدای ترسناک».

 

به هر رو، هندرسن از کمیسیون آموزشی ایالت کانزاس تقاضا کرد که در کنار نظریه «طراح هوشمند» یعنی خدا و نظریه‌ی فرگشت‌ِ داروین، پاستافاریانیسم نیز تدریس شود.

 

پس از انتشار نامه‌ی هندرسن در وبگاهش، " بابی هندرسون ۲۴ساله که فارغ‌التحصیل رشته فیزیک بود در نامه سرگشاده طنزی خطاب به انجمن سرفصل‌های آموزشی نوشت:

«من به موجودی مافوق طبیعی با ظاهری شبیه اسپاگتیِ کوفته قلقلی ایمان دارم. طراح هوشمند می‌تواند هر چیز قابل تصوری باشد. من و بسیاری دیگر در سراسر دنیا به شدت معتقد به آفرینش جهان توسط هیولای اسپاگتی پرنده هستیم. او کسی است که هر آن چه ما می‌بینیم و حس می‌کنیم را آفریده است. ما معتقدیم که شواهد بسیار فراوان علمی که اشاره به فرایند فرگشت دارند تنها به دلیل تصادف وجود دارند و هیولای اسپاگتی پرنده همگی این شواهد را به وجود آورده است. اگر انجمن بررسی مواد درسی، نظریه آفرینش هوشمند را نظریه‌ای علمی بشناسد، ناگزیر باید نظریه من را نیز علمی تلقی کند، بنابراین من خواهان اجازه تدریس “پاستافاریانیسم” در مدارس عمومی هستم." طولی نکشید که این رویکرد‌ِ انتقادی با استقبال وسیعی رو به رو شد. تا سال ۲۰۱۰ حدود ۱۰ میلیون به عضویت این «فرقه» نوین در آمدند. گفته می‌شود که در حال حاضر نزدیک به ۳۰ میلیون نفر در کشورهای گوناگون پیرو این جنبش «دینی، مذهبی» هستند. آن‌ها در بسیاری از کشورها، کلیسا‌های خود را دارند. آن‌ها توانستند در بسیاری از کشورها مانند: (انگلستان، آلمان، اتریش، فرانسه، بلژیک، ایتالیا، اسپانیا، چک، رومانی، کانادا، استرالیا، جامائیکا، لهستان، مجارستان، سوئیس، اسکاندیناوی و آمریکا...) کلیساهای خود را برپا کنند و حتا از طرف دولتها به رسمیت شناخته شوند (طبق قانون آزادی دین و مذهب در این کشورها).

 

وی معتقد بود که الوهیم، پدرآسمانی، عیسی مسیح، روح القدس می تواند هیولای اسپاگتی پرنده یا پاستافاریانیسم باشد.

 

وی سپس به گونه‌ای طنزآمیز به توضیح برخی مشکلات علمی بر پایه دیدگاه پاستافاریانیسم می‌پردازد. برای نمونه او نتایج تحقیقات علمی درباره تعیین سن اجسام بر پایه نیمه عمر کربن رادیواکتیو را به دلیل دخالت و دست کاری مستقیم هیولای اسپاگتی می‌داند. وی گرم شدن تدریجی زمین را از سال ۱۸۰۰ میلادی به بعد در ارتباط مستقیم با کاهش همزمان تعداد دزدان دریایی دانسته‌است!!

 

بابی هندرسون کل جهان آتئیست‌ها را شوراند، بلافاصله افراد فراوانی به او پیوستند و «کلیسای هیولای اسپاگتی پرنده» را تشکیل دادند. آنها دور هم جمع می‌شوند، به احترام “نودل، پاستا، اسپاگتی” که مقدس و گرانقدر هستند جشن می‌گیرند و مراسمی برگزار می‌کنند. در وبسایت آنها گفته شده که برای مومنین همیشه غذای مقدس (اقلام پاستا و اسپاگتی) و شراب موجود است.

 

گرچه قانون تدریس «خالق هوشمند» چندی بعد لغو شد، اما ماجرا به همینجا ختم نشد. ساکنان اروپایی این آیین که اعلام کرده‌اند کم شدن دزدان دریایی را دلیل مشکلات جهان می‌دانند؛ خواهان ساخته شدن معابد شده و شروع به جمع‌آوری اعانه و پول کردند. گروه “پاستافاری” در آلمان شروع به کار کرد، آنها در تمامی اروپا و امریکا گسترش یافتند. مباحث آنها همیشه با شوخی و خنده، پاستا و آبجو همراه است. فرقه “پاستا و ماکارونی” در لهستان، مجارستان، سوئیس و اسکاندیناوی گسترش یافت.

 

آنها معتقدند “آبکش” از آنجا که در طبخ ماکارونی بسیار اهمیت دارد از وسایل متبرک و مقدس است. آنها ادعا کردند که آبکش باید روی سر آنها باشد تا دعاهای آنها به هیولای ماکارونی پرنده برآورده شود. پس از آن بود که یکی از اعضای شورای شهر نیویورک کریستوفر شفر که به این گروه پیوسته بود با آبکشی بر سرش به نشانه مصونیت از گناه و اشتباه، سوگند خورد و وارد شورا شد.

 

پیروان اسپاگتی با تمام توان در راه عقیده ادامه می‌دهند. چندی پیش، پیشوای این آیین در اتریش “نیکو آلم” در اقدامی کم سابقه از دولت خواست که آبکش او را به عنوان “نماد مذهبی فرقه ی او” به رسمیت بشناسد. او درخواست کرد که حق داشته باشد با آبکشی بر سرش رانندگی کند. او عاقبت چندی پیش موفق شد اجازه رسمی بگیرد. روی گواهینامه رانندگی او نوشته شد “به دلایل مذهبی و آیینی حق گذاشتن آبکش بر سرش در هنگام رانندگی را دارد“!!

 

ریچارد داوکینز در این باره می‌نویسد: «کسی که می‌گوید من می‌خواهم به خدای هیولای اسپاگتی پرنده، جن و پری یا هر چیز دیگری از این دست اعتقاد داشته باشم، بار اثبات مدعای خود را به دوش می‌کشد. این وظیفه ما نیست تا آن را رد کنیم.»

 

هندرسن پس از انتشار نامه‌اش در وب‌گاه خود، علاوه بر نامه‌هایی که به پشتیبانی از وی پرداخته بودند، پست الکترونیکی‌های فراوانی با محتوای تهدیدآمیز و انبوه از نفرت و انزجار نیز دریافت داشت. به تدریج روزنامه‌های معتبری چون نیویورک تایمز و واشنگتن پست نیز نامه او را منتشر کردند.

 

در ماه مارس سال ۲۰۰۷ میلادی، یک دانش آموز دبیرستانی در ایالت کارولینای شمالی، به نام برایان کیلان به دلیل پوشیدن لباس دزدان دریایی از دبیرستان به صورت تعلیقی اخراج شد. وی ذکر کرد که این لباس بخشی از اعتقاد پاستافاریانی اوست و با اشاره به حق آزادی مذهب و آزادی بیان به این تصمیم اعتراض کرد.

 

هندرسن در وب گاه خود و در کتابش به نام انجیل هیولای اسپاگتی پرنده، خطوط اعتقادی پاستافاریانیسم را که نگرشی هجو گونه به آفرینش گرایی است مشخص کرده‌است. در مرکز این اعتقاد موجودی نایافتنی و نادیدنی بنام هیولای اسپاگتی پرنده قرار دارد که جهان را پس از باده گساری فراوان خلق کرده‌است. براساس این باور دلیل کاستی‌های جهان مست بودن هیولای اسپاگتی پرنده در هنگام آفرینش بوده‌است. همچنین تمامی شواهد مربوط به فرگشت به عمد توسط هیولا در زمین قرار داده شده‌است تا بدین وسیله ایمان پاستافاریان‌ها سنجیده شود.

 

پاستافاریان‌ها در پایان دعاهای خود به جای واژه سامی آمین (در زبان انگلیسی آمن تلفظ می‌شود) از واژه رامن (رآمن نام نوعی رشته خوراکی ژاپنی است) استفاده می‌کنند.

 

بر اساس باور پاستافاریان‌ها، دزدان دریایی از آن روی که نخستین پاستافاریان‌ها بوده‌اند، موجودات بسیار با احترام و آسمانی هستند. آن‌ها دزدان دریایی قدیم را افرادی صلح جو می‌دانند که آب نبات میان کودکان تقسیم می‌کرده‌اند و باور شایع نسبت به دزدان دریایی مبنی بر دزد و فراری بودن آن‌ها را دسیسه روحانیون مسیحی قرون وسطی و هاراکریشنا می‌دانند.

 

هندرسن با بحث درباره ارتباط مستقیم گرم شدن زمین، وقوع زلزله، طوفان و سایر بلایای طبیعی با کاهش تعداد دزدان دریایی در سال‌های گذشته، در واقع به نشان دادن این نکته که «همبستگی دو چیز دلیل علت و معلول بودنشان نیست» می‌پردازد. در سال ۲۰۰۸ و همزمان با افزایش فعالیت دزدان دریایی در خلیج عدن، هندرسن به شکلی طنز گونه برای اثبات ادعای خود به این نکته که سومالی به دلیل داشتن بیشترین دزدان دریایی در میان سایر کشورها، کمترین میزان انتشار کربن را دارد اشاره می‌کند.

 

نمونه روش دعا کردن در پاستافاریانیسم:

می گویی «برایت دعا می‌کنم»؟

خب، من هم برایت یک بشقاب اسپاگتی می خورم!

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 01:34 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

آیواس نام شیطانی است که بر الیستر کرولی ظهور کرد

 

آیواس نام صدایی است که آلیستر کرولی مدعی است که این صدا را در مدت زمانی که در قاهره مصر به سر می‌برد، در تاریخ هشتم، نهم و دهم آوریل در سال 1904 شنیده است. در حقیقت، همین صداست که کتاب شریعت را بر او خوانده و الهام کرده است.

 

آلیستر کرولی بر اساس صدا و الهامی که آیواس به او داشت، کتاب شریعت را نوشت و شریعت تلما را بنیان نهاد.

 

تلما شریعتی رازگونه است که توسط آلیستر کراولی، نویسنده و جادوگر بریتانیایی، بنیانگذاری شد. آلیستر کرولی خود را پیامبری در عصر جدید که او آن را عصر هورس می‌نامید، می‌دانست. آلیستر کرولی این شریعت رازگونه را با همراهی همسرش رز ادیت در سال 1904 در مصر به وجود آورد. آن طور که آلیستر کرولی عنوان می‌کند، حضری جسمانی که خود را آیواس می‌نامید، بر او تجلی کرد و متن کتاب شریعت (یا لیبرال لجیس که مهمترین کتاب تلما می‌باشد) را بر او القاء نمود. در حقیقت همین کتاب است که اصول شریعت تلما را ایجاد کرده است.

 

به کسانی که پیرو این شریعت هستند، تلمیت گفته می‌شود.

 

در روزهای ۸ و ۹ و ۱۰ آوریل ۱۹۰۴ پدر بزرگ ناتنی جرج دبلیو بوش یعنی ادوارد آلکساندر (آلیستر) کرولی (Edward Alexander (Aleister) Crowley)، کتابی نوشت به اسم شریعت (the law) که به گفته ی خودش پس از انجام مناسک خاصی ، شیطانی به اسم آیواس بر او وحی کرده است.

 

تصویر فوق ایواس می باشد که توسط الیستر کرولی در سال 1904 کشیده شد. به شباهت این تصویر با شخصیت کارتونی انیمیشن (Mega Mind) دقت کنید.

 

الیستر کرولی پدر بزرگ جورج بوش با رفتن به هرم خوفو در مصر و انجام چهل شبانه روز مناسک شیطانی و عبادت و ستایش شیطان، در روزهای ۸و۹و۱۰ اوریل ۱۹۰۴ جنی به نام آیواس به او ظاهر می‌شود و به او تبریک میگوید و او را پیامبر اخر الزمان معرفی کرده و مطالبی از طرف ابلیس به او میگوید وآلیستر کرولی میگوید من نقش پیامبر را داشتم آیواس نقش جبرییل را داشت و ابلیس هم نقش خدا را داشته است و مطالب گفته شده توسط آیواس در کتابی به نام شریعت ثبت میشود و در این کتاب به وقایع اخرالزمان اشاره میشود و به زبان نماد ها و اعداد مطالبی اسرار امیز به کرولی گفته میشود در ایه ۷۱ در فصل سوم اشاره به جنایت ۱۱ سپتامبر میشود وقتی از کرولی خاستن تصویر جن آیواس را بکشد این تصویر را در کتاب خود کشیده و این نوع تصویر امروزه مهمترین کاراکتر کارتون ها و فیلم ها شده است.

 

صنعت هالیود و والت دیسنی برای جا انداختن اهریمنان در اذهان مردم تا کنون بسیار از این نمادهای کفرآمیز و شیطانی استفاده نموده . در حال حاضر هم همانطور که می بینید در کارتونهای کودکان نیز راه یافته است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 01:27 ب.ظ
لینک ثابت

>