تبلیغات
گذرگاه - مطالب عرفان یهودی، کابالا
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

دلیل آبی بودن خیلی از شخصیتهای فیلم های سینمایی و یا کارتونی چیست؟

آیا این یک اتفاق است و یا هدفی را دنبال می کند؟

 

البته به خودیِ خود رنگ آبی بسیار زیباست، اما وقتی فرد را با نماد آبی برای نشان دادن قدرت، باهوشی، زیرکی، ترس و غیره در شخصیت فیلم قرار می دهند و جشن های سالیانه در کشور اسپانیا برگزار می شود که در آن جشن باید همه رنگ پوست خود را آبی کنند، که در عکس نشان داده شده است!

در این صورت در فکر آدمی سئوال بوجود می آید چرا؟

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:57 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

شوالیه های مالت

 

نام های فارسی این فرقه:

شوالیه های مالت، شوالیه‌های معبد، شوالیه های هاسپیتالی، شوالیه های روود، شوالیه های توتونی، برادران خانه آلمان مریم قدیس در اورشلیم، شهسواران مسیح، زائر بیت المقدس، شوالیه های ضعیف مسیح و معبد سلیمان، سربازان مسکین و یاور مسیح و هیکل سلیمان، شوالیه‌های هیکل، شهسوران پرستشگاه، فقرا همکار مسیح.

 

نام های انگلیسی و لاتین این فرقه:

Knights Templar / Poor Fellow-Soldiers of Christ and of the Temple of Solomon / Ordre du Temple or Templiers / Order of the Temple / Pauperes commilitones Christi Templique Salomonici / The New Knighthood / Knights of God /Order of Brothers of the German House of Saint Mary in Jerusalem / Ordo domus Sanctæ Mariæ Theutonicorum Hierosolymitanorum /

 

نام های عربی این فرقه :

فرسان الهیكل / فرسان المعبد / جنود الفقراء للمسیح و معبد سلیمان

 

شوالیه های معبد در سال ۱۱۱۸ میلادی یعنی بیست سال پس از اشغال اورشلیم، توسط صلیبیان تاسیس شد. موسسان این طبقه دو شوالیه ی فرانسوی به نام هیودی پیتر و گادفری بودند.

 

هسته اولیه شوالیه های تمپلر یا شوالیه های معبد که سال 1129 میلادی شورای کلیسای تروی به آن رسمیت داد و به حمایت از آن پرداخت یک گروه نه نفری از نجیب زادگان فرانسوی بودند که علایق مذهبی شدید و پیوند عمیقی با هم داشتند.

 

با اجازه بالدوین دوم، پادشاه اورشیلم، در کوه معبد، در مکان معبد ویران شده سلیمان، در مسجدالاقصی مستقر شدند به همین دلیل رهبران این فرقه نام خود را از زائر بیت المقدس به شوالیه های معبد تغییر دادند.

 

تا سال ۱۱۶۸ این گروه بیش از ۲۰ قلعه از ترکیه تا شمال مصر ساختند و در همین سال رهبر آنها برای اولین بار استاد بزرگ لقب گرفت.

 

لباس این فرقه سفید است که علامت صلیب قرمز روی آن نقش بسته است می باشد. آنها در انجمن مخفی خود دارای شنلهای قرمز، مشکی وآبی هستند که بر حسب مقام این شنلها را می پوشند. برخی از شوالیه های معبد پوشیه یا نقاب سفید رنگ توری شکلی را بر صورت خود می زدند که نشان باکره بودن آن شوالیه و همبستر نشدن با هیچ زنی بود.

 

شوالیه های مقدس به سه دسته تقسیم می شوند : شوالیه های توتونی، شوالیه های مسیح، شوالیه های هاسپیتالی (مالت).

 

شوالیه های معبد به سه دسته تقسیم می شدند: 1- شوالیه نجیب، 2- گروهبانها غیر نجیب 3- کشیشان.

 

مراسم خاص آنها کینگت knighting نام داشت. بنابرین هر شوالیه که مایل به تبدیل شدن به یک زائر بیت المقدس یا همان شوالیه معبد بود، روی زانوی خود در حضور رهبر فرقه یا کشیش فرقه زانو می زد و یکی از رهبران وی را اینگونه خطاب می نمود "از این پس تو برادر ما هستی و یک شوالیه معبد مقدس" سپس شمشیری را نمادین بر روی سر و شانه های شخص می گذاشتند که نوعی تشرف و تقدیس شدن و نشانه عضویت در فرقه بود.

 

اعضای این فرقه از ثروتمند ترین مسیحیان تندروی غربی تشکیل یافته است. این فرقه به شدت بر ضد مسلمانان و منافع آنها در تلاش هستند.

 

فرقه‌های شهسواران صلیبی که در جنگهای صلیبی در شرق مدیترانه و فلسطین امروز فعال بودند، پس از شکست، فعالیت خود را به شکل جدیدی ادامه دادند. یک فرقه مهم صلیبی، یعنی شهسواران توتونی، جنگ صلیبی را علیه قبایل اسلاو در شمال و شمال شرقی اروپا ادامه داد که سرانجام منجر به تأسیس دولت پروس شد و همین میراث در قرن نوزدهم دولت جدید آلمان را تشکیل داد. فرقه مهم دیگر، یعنی شهسواران معبد، در اسپانیا و پرتغال به جنگ علیه مسلمانان شبه جزیره ایبری مشغول شد و سپس با نام جدید شهسواران مسیح به استاد اعظمی شاهزاده هنری (پسر ژان اوّل آویش پادشاه پرتغال) تهاجم دریایی به شرق را آغاز کرد وی از ناوگانهای دزدان دریایی نیز کمک گرفت به همین خاطر دزدی دریایی را به شوالیه های معبد نیز نسبت می دهند.

 

این فرقه در ابتدا با اهداف انسان دوستانه در هیبت یک موسسه خیریه شروع به فعالیت نمود، ولی کم کم بعد از مدت زمانی کوتاه شروع به جاسوسی از سرزمینهای مسلمانان و همچنین کلیساهای ارتدوکس و شرقی نمود. این فرقه سابقه طولانی در مخفی کاری و ترور سران کلیساها یا افراد سیاسی تاثیرگذار در غرب و شرق دارد که بر ضد منافع کلیسای کاتولیک و منافع این فرقه حرکت می نمودند.

 

این فرقه در تاریخ 1129 رسما از سوی کلیسای کاتولیک پذیرفته شد و تحت حمایت و تایید کلیسای کاتولیک قرار گرفت.

 

هدف این گروه شرکت در جنگ‌های صلیبی اعلام شده بود سپس آنها وظیفه خود را محافظت از زائران در سرزمین فلسطین دانستند، اما پس از قتل عام آنها در جنگی که مسلمانان به "عکا" دست یافتند عده کمی از آنها با پول‌های فراوان ساکن نقاطی از اروپا شدند و با نوعی سیستم بانکداری ثروت زیادی اندوختند، آنقدر قدرت این گروه زیاد شد که پادشاهان و سیاستمداران اروپا را در خفاء و آشکارا تهدید می نمودند.

 

در سال 1307، بسیاری از اعضای شوالیه های معبد در فرانسه دستگیر شدند، به جرم بدعت در مسیحیت، تشکیل شوراها و انجمنهای مخفی بر ضد حکومت، تهدید حکومت های مسیحی، باج خواهی از سرزمینهای مسیحی، مداخله در امور سیاسی و اقتصادی، تشکیل ارتش چریکی مخفی، ضدیت با عیسی مسیح، پرستش شیطان، بت پرستی، خوردن خاکستر مردگان، پنهان کاری و ارتداد محکوم گردیدند. این گروه به حکم شورای وین ملغی گردید. اکثر اعضای این فرقه شکنجه گردیدند، سپس زنده در آتش سوزانده شدند.

 

از سال 1307 میلادی به بعد ساختار شوالیه های معبد تبدیل یه یک نظام سری و زیر زمینی شد.

 

تحت فشار فیلیپ چهارم "پادشاه فرانسه" و ادوارد اول "پادشاه انگلستان"، پاپ کلمنت پنجم در سال 1312 مجبور شد این فرقه را منحل کند.

 

در بسیاری از منابع آمده است که شوالیه‌های معبد در دوران اقامت در اورشلیم ، با گروه مخفی یهودی که از آموزه های قباله ( کابالا) پیروی می کردند ارتباط برقرار کرده و تحت تأثیر این نهاد سرّی قرار گرفتند که در نتیجة آن مسیحیت را رها نموده و به اجرای آداب جادوگری پرداختند.

 

الیمنس لیوای نویسندة فرانسوی کتاب تاریخ جادوگری، شواهد تفضیلی در این کتاب ارائه می‌دهد و اثبات می‌کند، شوالیه‌های معبد اولین گام را در پذیرش تعالیم کابالا برداشتند. به عبارت دیگر آنها این تعالیم را به صورت مخفیانه آموختند واصول جادوگری مصر باستان به کمک کابالا به شوالیه‌های معبد منتقل شد.

 

بسیاری از محققان، حفاظت از زائران مسیحی فلسطین از سوی شوالیه ها را پوششی برای اقدامات سری خود عنوان می کنند زیرا هدف حقیقی‌شان کاملاً متفاوت بود و علاوه بر آن نیز هیچ نشانه‌ای مبنی بر حمایت لژ معبد از زائران بدست نیامد. مورخ فرانسوی به نام دلافورج نیز ادعا می‌کند:

وظیفة اصلی نه شوالیه انجام تحقیقات جهت به دست آوردن نسخ خطی به شمار می‌رفت که حاوی ماهیت رسوم پنهانی یهودیت و مصر باستان بودند. نتیجه اینکه این گروه آثاری در اورشلیم کشف کردند که دیدشان را نسبت به جهان تغییر داد. فعالیتها و اقدامات مرموز شوالیه های معبد ، به تدریج سوء ظن و بدبینی حاکمان متعصب اروپایی و دستگاه پاپ را برانگیخت و زمینه سازی اضمحلال آنها را فراهم ساخت.

 

اهداف اولیه پنهانی این فرقه شامل موارد زیر بوده است :

1- جذب و آموزش مسیحیان افراطی برای ساختن جنگاورانی سریع و بی رحم

2- ایجاد استحکامات در سرزمینهای مقدس مسیحی و همچنین در سرزمینهای غرب، بر ضد غیرمسیحیان

3- تلاشی بی وقفه برای بالا بردن هوش، توان صنعتی، نظامی و مالی غرب

4- ایجاد موسسات مالی با روش بانکداری نوین با حفظ برتری غرب بر ضد شرق

5- حفاظت از دستاوردهای به دست آمده در سرزمینهای غرب بر ضد غیرمسیحیان، و توسعه همه جانبه این دستاوردها در جهت قدرتمند نمودن فرقه.

 

اعضای این فرقه میخواستند اسلام را، که به حضور آن در شبه جزیره ایبری پایان داده بودند، در بقیه نقاط جهان نیز از بین ببرند. هنری، که به هنری دریانورد معروف است در حالیکه اصلا دریانورد نبود، پولی را که از طریق اعضای ثروتمند فرقه بدست میآورد صرف نقشه کشی و تدارک حمله به آفریقا میکرد و هدفش مسیحی کردن "کفار"، یعنی مسلمانان، عنوان می شد. تمامی کشتیهای هنری پرچم "صلیب سرخ" منقوش بر پارچه سفید را بر خود داشتند و این همان پرچم شهسواران معبد در دوران جنگهای صلیبی است. شهسواران توتونی نیز در میان قبایل اسلاو به جنگ مشغول بودند ولی هدف واقعی‌شان غارت بود.

 

پرتغالیها و شرکای آنها در اوایل قرن شانزدهم اولین تهاجم به خلیج‌فارس را آغاز کردند و این تهاجم مقارن با جنگ چالدران، در زمان شاه اسماعیل اوّل، منجر به تسلط آ نها بر منطقه هرمز شد و بیش از یک قرن دوام آورد یعنی تا اوایل قرن هفدهم خلیج فارس عملا در دست شوالیه های معبد بود. نکته قابل توجه این است که چرا جنایات و تجاوزات این فرقه مسیحی بر دنیا مخصوصا بر کشور ایران از حافظه تاریخ نگاران ایرانی و غیر ایرانی پاک شده است؟!! در کمتر جایی به تسلط این فرقه مسیحی خونریز بر خلیج فارس و جنوب ایران اشاره گردیده است که جای تأمل دارد!!.

 

حوزه سلطه پرتغالیها جزایر بندرعباس کنونی و جزیره هرمز مرکز حکومت پرتغالیها در کل منطقه شمال و جنوب خلیج‌فارس بود. در منطقه هرمز دولت محلی وجود داشت که بر بخش وسیعی از جنوب ایران حکومت می کرد که ملوک هرمز نام دارد. اینها قبل از صفویه شیعه بودند. این ملوک هرمز از سال 1514 دست نشانده و تابع حکومت پرتغال شدند. یعنی پرتغالیها بیش از یک قرن بر منطقه‌ای حکومت کردند که بخش مهمی از استان هرمزگان فعلی و حتی لارستان را در بر می گرفت و به داراب، کرمان و بلوچستان محدود بود.

 

یکی از فرقه های مهم صلیبى که نقش بزرگى در تاریخ اروپا و جهان ایفا كرد فرقه شهسواران توتونى بود. این فرقه جنگ صلیبى را براى مسیحى كردن اجبارى قبایل اسلاو در شمال و شرق اروپا ادامه داد كه به تأسیس دولت پروس انجامید. یعنى استاد اعظم فرقه شهسواران توتونى پس از قلع و قمع و امحاء كامل قبایل اسلاو به عنوان اولین حاكم مسیحى سرزمین پروسى ها منصوب شد و بعدها جانشینان او شاه پروس شدند. دولت پروس به تدریج سایر سرزمین هاى آلمانى نشین را تصرف كرد و سرانجام در سال 1871 موجودیت دولت واحد آلمان را اعلام نمود. توسعه طلبى فرقه شهسواران توتونى به سمت شرق ادامه یافت و سران فرقه فوق مى خواستند همان بلایى را كه بر سر بروسى ها آوردند و نسل آنها را كاملا از بین بردند، بر سر روس ها بیاورند ولى به دلیل پیوند روس ها با مسلمانان موفق نشدند. در آن زمان، حاكم نشین هاى كوچك روس تابع دولت بزرگ و مقتدر مسلمانى بودند كه قلمرو آن تقریبا منطبق با دولت فعلى روسیه است. این دولت خانات قبچاق یا اردوى زرین نام داشت و بسیارى از كارگزاران آن ایرانى بودند. روس ها با دولت مركزى قبچاق رابطه بسیار حسنه داشتند و همین حمایت خانات قبچاق بود كه سبب شد روس ها به رهبرى الكساندر نوسكى در جنگى بزرگ، تهاجم شهسواران توتونى را دفع كنند و به آن ها شكستى سخت وارد نمایند. به این علت است كه آلكساندر نوسكى به عنوان قهرمان ملى روس ها و قدیس كلیساى ارتدكس شناخته مى شود و اگر حمایت مسلمانان از وی نبود به احتمال زیاد مانند پروسى ها از صحنه تاریخ حذف مى شدند.

 

سران فرقه شهسواران معبد پیوند بسیار نزدیك با سران جوامع یهودى داشتند و به دلیل این پیوند، سازمان خود را به یك صرافى و تجارتخانه بزرگ تبدیل كردند و كارشان به فساد كشیده شد. این فرقه بسیار مهم و مورد حمایت پاپ تا بدان حد فاسد و غیر قابل تحمل شد كه در اوایل قرن چهاردهم میلادى دو پادشاه اروپایی، یعنى پادشاه فرانسه و انگلستان، به انحلال آن دست زدند و ژاك دموله، استاد اعظم فرقه، در فرانسه اعدام شد. امروزه در طریقت هاى فراماسونرى، ژاك دموله مورد احترام فراوان است و از او به عنوان«شهید»و «قدیس»یاد مى شود. همزمان با انحلال و قلع و قمع فرقه شهسواران معبد، دولت هاى فرانسه و انگلستان، یهودیان مستقر در كشورهاى خود را تا آنجا که می توانستند کشتند و زنده سوزانیدند و کاری کردند که یهودیان از این کشورها بگریزند.

 

بقایاى فرقه شهسواران معبد به پرتغال گریختند و نام خود را به فرقه شهسواران مسیح تغییر دادند و فعالیت خود را در این سرزمین تداوم بخشیدند. از این دوران است كه در شبه جزیره ایبرى جنگ صلیبى در جبهه اى جدید اوج مى گیرد و آن علیه مسلمانان اندلس است. در این موج خشن و خونین ضد اسلامى، سرانجام در سال 1492 به سقوط دولت غرناطه، به عنوان آخرین دولت مسلمان اندلس انجامید. فرقه هاى صلیبى، كه در جریان جنگ هاى صلیبى شكل گرفتند و از ساختار نظامى- دینى برخوردار بودند، بعد از پایان جنگهاى صلیبى نیز به فعالیت خود ادامه دادند.

 

در سال 1805 برنارد ریموند جانی تازه به جریان مرده شوالیه های معبد دمید و آن را مجددا پایه گذاری کرد، آنها در حال حاضر به شوالیه های مالت معروف می باشند.

 

شوالیه های مالت در سازمان ملل متحد همانند دیگر کشورهای عضو دارای کرسی هستند و در سازمان ملل متحد عضویت دارند ولی سرزمینی ندارند. شوالیه های مالت دارای صومعه ها و سفارت خانه های متعدد در بسیاری از کشورهای جهان هستند که فعالیت آنها در هاله ای از رمز و راز پیچیده شده است. این فرقه جزو فرقه های فرماسونری است و به اصول فراماسونری پایبند می باشد. لازم به ذکر است که شوالیه های مالت هیچ ربط و وابستگی به کشور کوچک مالت ندارند. بلکه ایشان همان دنباله شوالیه های معبد و توتن و مسیح هستند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 11:44 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مکتب کالونیسم Calvinism

 

کالوینیسم نام فلسفه و مکتب سیاسی و مذهبی منسوب به ژان کالون (1509- 1564)، الهیدان و اصلاح طلب پروتستان فرانسوی که در ۱۵۴۱ وی را برای اصلاحات مذهبی به ژنو دعوت نمودند و در آنجا اصلاحاتی انجام داد و انضباط شدیدی در کلیسای ژنو برقرار کرد.

 

عقاید فرقه :

عدم مقاومت در برابر زمامداران سیاسی.

عدم آزادی خواهی و مشروطه طلبی.

اطاعت کورکورانه از دولت.

اعتقاد به تقدیر.

همهٔ افراد می‌توانند بخشش گناه را انجام دهند.

 

ژان کالون با تکیه بر الهیات موسسه های دینی مسیحی، حکومت روحانیان یا خداسالاری محدودی در ژنو بنیاد نهاد. این حکومت روحانی موجب شد که نوع کلیسای اصلاح شده آیین پروتستان (مثلا آیین پرسبیتری اسکاتلندی) به وجود آید. آیین کالون از حاکمیت مطلق خدا بر تقدیر و نیز بر زندگی مدنی و کلیسایی که به دقت تحت نظارت و هدایت قرار دارد سخن می گفت.

 

کانگرگیشنالیسم کالونی و آیین پرسبیتری در مستعمره های آمریکا تاثیر بسزایی گذاشت و از بیدارگری (مثلا جاناتان ادوارز 1703- 1758) تاثیر پذیرفت. کارل بارت (1886- 1968) اثرگذارترین الهیدان کالونیست عصر جدید بوده است. هر جا که کالوینیسم اجازه رشد و نمو داشت، یک حکومت تئوکراسی رخ داد که نوعی الیگارشی بود که در نتیجه اتحاد کشیشان با طبقه متوسط اعلا یا محترمین به وجود امده و توده مردم در آن نقشی نداشتند. حکومت خود کالوین و پیوریتن‌ها در ماساچوست آمریکا به نوعی از متفرعات کالوینیسم بود.

 

کالوینیسم درقرن هفدهم در اروپای غربی شکل گرفت. نجات از طریق ایمان تفاوتهایی با لوتریسم دارد و همچنین در مورد عشای ربانی اختلافات مهمی در مورد حضور حقیقی مسیح در نان و شراب عشای ربانی با لوتریسم دارد. از منظر کالوینیست دنیا آفریده شده تا در خدمت تجلیل از پروردگار باشد، یک فرد مسیحی برگزیده خداوند است و باید با تمام توان دستورات پروردگار را انجام دهد تا از عظمت خداوند تجلیل کرده باشد. کالوینیسم به پرستندگان خداوند می‌آموزد که باید برای موفقیت اجتماعی تلاش کند و مشیت خداوند است که انسان مطابق وظایف و تکالیف اجتماعی برای تجلیل از خالق خود زحمت بکشد.

 

کالوینیسم یکی از فرقه های مکتب پروتستان که در قرن هفدهم به عنوان دین اصلاح طلب به وجود آمد مهمترین ویژگی این باور سرنوشت مقدر می باشد. سرنوشت مقدر یعنی اینکه انسانهای محدودی به فیض می رسند وبرگزیده هستند. انسانها یا برگزیده هستند یا نیستند، و افراد برگزیده نیازمند کشیش نیستند یعنی انسان طبق این کیش تنهاست و به کشیش وشعائر مذهبی نیازی ندارد. انسانی که برگزیده نیست هم تا ابد برگزیده نمی شود. فرد کالوینیسم باید از روش ثابتی برای خود تبعیت کند. عضو فرقه کالوینیسم بر حسب روش سلوک، منظم، پایدار و معتقد به سلسله مراتب یک آیین عقلانی می باشد.

 

کالوینیسم در مسیر تکاملی خود چیزی مثبت به ریاضتگرایی بخشید و آن اندیشه و وجوب اثبات ایمان فردی در فعالیت دنیوی است. اینکه فرد چگونه می تواند بفهمد که برگزیده است یا خیر تنها از راه مقایسه با یکی از اولیای برگزیده امکان پذیر است.

 

به عقیدة کالوین هر شخصی باید خود را بر گزیده بداند و وحدت عرفانی با خداوند که عالی ترین تجربة دینی است تنها زمانی رخ می دهد که خداوند از طریق انسانهای برگزیدة خود عمل می کند.

 

کالوین وحدت عرفانی را زمانی می داند که ایمان فرد در عملش ثابت شود. کالوین معتقد بود که تنها فعالیت دنیوی می تواند تردید مذهبی را ذایل کند و به وجود حالت فیض اطمینان ببخشد. یعنی انسان از طریق فعالیت دنیوی که نماد عمل خداوند است می تواند از فیض مطمئن شود.

 

همانطور که لوتر در معانی کلمة حرفه می گوید، وظیفه ای که خداوند برای انسان مقدر فرموده است.

 

به نظر اچ فرانک کار برای تکلیف بهترین نمونة فعالیت ریاضتگرایی بود و اینکه خداوند مهربان انسان را از طریق فیض در کارهایشان رستگار می کند برای آنها انکار ناپذیر بود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 04:16 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تشکیلات سری بیلدربرگ

 

آیا تا به حال نام تشکیلات سری بیلدربرگ به گوشتان خورده است؟ اگر نه مطلب زیر را بخوانید!

 

بیلدربرگ در سال 1954 در هلند توسط شخصی‌ تأسیس شد که آرزویش به وجود آمدن یک اروپای متحد بود و از قضا طرح تشکیل اتحادیه اروپا نیز نخستین بار در بیلدربرگ ریخته شد.

 

تشکیلات بیلدربرگ همه ساله جلساتی برگزار می‌ کند که شرکت کنندگان در آن سیاستمداران برجسته اعم از رؤسای جمهور, سفرا و وزرا, پادشان و ملکه ها و نیز سرمایه داران بزرگ و افراد ذی‌ نفوذ هستند. در جلسات این تشکیلات که پشت درهای بسته برگزار می‌ شود خبرنگاران حضور ندارند. با وجود اینکه حدود نیمی از اعضای شرکت کننده در این جلسات هر سال تعویض می‌ شوند و جای خود را به شخصیتهای جدید می‌ دهند اما در این تشکیلات نماینده ای از دو خانواده معروف یهودی یعنی راکفلرها و روچیلدها که از جمله به امور بانکداری اشتغال دارند حضور دائمی دارند.

 

هدفی‌ که از ابتدا پشت تأسیس بیلدربرگ قرار داشت این بود که از طریق فراهم آوردن فضائی به منظور انجام گفتگوهای غیر رسمی‌ بین سران کشورهای اروپا و آمریکا از به وجود آمدن یک جنگ احتمالی‌ بین این دو قطب جهان در آینده جلوگیری شود. گفته می‌ شود که طرح دو جنگی که در خلیج فارس در سالهای 1990و 2003 میلادی صورت گرفت در این تشکیلات مورد بررسی‌ قرار گرفته بود. همچنین سیاستمداران صرب این تشکیلات را باعث و بانی‌ جنگی می‌ دانند که در دهه نود میلادی گریبانگیر یوگوسلاوی سابق شد و این کشور را تجزیه نمود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 


شبکه سری بیلدربرگ و خاندان والنبرگ

 

هر سال سیاستمداران و سرمایه داران برجسته ‌اروپایی و آمریکایی به دعوت کلوب بیلدربرگ دور هم جمع می‌ شوند تا در مورد مسائل سیاسی و اقتصادی دنیا باهم بحث و تبادل نظر کنند.

 

در سالهای نخستین تأسیس کلوب بیلدربرگ پرنس هلند میزبان شرکت کنندگان در جلسهٔ بود اما بعدها مقرر شد که نمایندگان بیلدربرگ در هر کشوری به صلاحدید خود از بین شخصیتهای برجسته سیاسی و اقتصادی آن کشور تعدادی را گزینش کرده و برای شرکت در جلسهٔ از آنها دعوت به عمل آورند.

 

در سوئد این دعوتها از طرف شخصی‌ به نام مارکوس والنبرگ صورت میگرفت که عضو جمعیت سری شوالیه های سرافیم بود. برادر مارکوس به نام یاکوب والنبرگ هم از اعضای هیئت رئیسه بیلدربرگ یعنی یکی‌ از مهمترین ارگانهای این تشکیلات سرّی‌ به شمار می‌ آمد. این دو برادر متعلق به یکی‌ از مشهورترین و ثروتمندترین خانواده های یهودی در اروپا هستند که به صورت غیر مستقیم کنترل یک سوم از درامد ناخالص ملی‌ کشور سوئد را در دست دارند. با این وجود به ندرت نام اعضای این خانواده در لیست افراد ثروتمند در سوئد دیده می‌ شود. شعار خانواده والنبرگ شعاری است که مارکوس والنبرگ آن را از شوالیه های سرافیم اقتباس کرده و مضمون آن این است که باید همواره به طور نامحسوس عمل کرد یعنی به گونه ای که دیده و شنیده نشویم.

 

خانواده والنبرگ در بحبوحه جنگ و حکومت نازیها حدود 3000 یهودی را که در معرض نابودی قرار داشتند نجات دادند. این خانواده پرجمعیت که از دوستان اسرائیل به شمار می‌ آیند از طریق خرید عمده سهام شرکتهای بزرگ تجاری خود را صاحب آن شرکتها نموده و در سیاستگذاری و تصمیم‌گیری در آنها نقش ایفا می‌ کنند. از جمله این شرکتها که نام آنها به گوش اکثر ایرانیان و فارسی‌ زبان‌ها آشنا می‌ باشد شرکت اریکسون, شرکت اتومبیل سازی ساب و شرکت بولبرنگ سازی SKF است که محصولات خود را به بیش از پانزده کشور جهان صادر می‌ کند. در لیست شرکتهای متعلق به خانواده والنبرگ همچنین به نام موسسه موسوم به صنعت فیلم سوئد که اداره کننده تمام سینماهای این کشور است و نیز بانک SE که از معدود بانک های بزرگ سوئد است برمی‌ خوریم. خانواده والنبرگ در پروژه های بزرگ دیگر با دولت سوئد همکاری می‌ کند. حاصل این همکاری از جمله تأسیس شرکت هواپیمایی ملی‌ سوئد SAS می‌ باشد که یک عضو خانواده والنبرگ در هیئت رئیسه آن حضور دارد. پادشاه سوئد و دیگر افراد با نفوذ همواره به مناسبتهای مختلف در سخنرانی هایشان از خدمات خانواده والنبرگ تقدیر به عمل آورده اند.

 

در آخر نکته ای که باید اضافه کنم اینه که این تشکیلات به طور کاملا مخفیانه عمل میکرد تا اینکه یک خبرنگار آزاد بعد از مدت ها شک و کنجکاوی به وجود این تشکیلات و نحوه ی تشکیل جلساتش پی برد و رازشان را برملا کرد و بعد از آن این تشکیلات مجبور به اعلام رسانه ای و برگزاری جلسات توضیحی و توجیهی شد. ترکیبی از پرنفوذ ترین و پرقدرت ترین افراد دنیا که به زعم خود وظیفه ی برنامه ریزی برای آینده جهان را دارند در این گروه جمع گردیده اند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 04:11 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

آیواس نام شیطانی است که بر الیستر کرولی ظهور کرد

 

آیواس نام صدایی است که آلیستر کرولی مدعی است که این صدا را در مدت زمانی که در قاهره مصر به سر می‌برد، در تاریخ هشتم، نهم و دهم آوریل در سال 1904 شنیده است. در حقیقت، همین صداست که کتاب شریعت را بر او خوانده و الهام کرده است.

 

آلیستر کرولی بر اساس صدا و الهامی که آیواس به او داشت، کتاب شریعت را نوشت و شریعت تلما را بنیان نهاد.

 

تلما شریعتی رازگونه است که توسط آلیستر کراولی، نویسنده و جادوگر بریتانیایی، بنیانگذاری شد. آلیستر کرولی خود را پیامبری در عصر جدید که او آن را عصر هورس می‌نامید، می‌دانست. آلیستر کرولی این شریعت رازگونه را با همراهی همسرش رز ادیت در سال 1904 در مصر به وجود آورد. آن طور که آلیستر کرولی عنوان می‌کند، حضری جسمانی که خود را آیواس می‌نامید، بر او تجلی کرد و متن کتاب شریعت (یا لیبرال لجیس که مهمترین کتاب تلما می‌باشد) را بر او القاء نمود. در حقیقت همین کتاب است که اصول شریعت تلما را ایجاد کرده است.

 

به کسانی که پیرو این شریعت هستند، تلمیت گفته می‌شود.

 

در روزهای ۸ و ۹ و ۱۰ آوریل ۱۹۰۴ پدر بزرگ ناتنی جرج دبلیو بوش یعنی ادوارد آلکساندر (آلیستر) کرولی (Edward Alexander (Aleister) Crowley)، کتابی نوشت به اسم شریعت (the law) که به گفته ی خودش پس از انجام مناسک خاصی ، شیطانی به اسم آیواس بر او وحی کرده است.

 

تصویر فوق ایواس می باشد که توسط الیستر کرولی در سال 1904 کشیده شد. به شباهت این تصویر با شخصیت کارتونی انیمیشن (Mega Mind) دقت کنید.

 

الیستر کرولی پدر بزرگ جورج بوش با رفتن به هرم خوفو در مصر و انجام چهل شبانه روز مناسک شیطانی و عبادت و ستایش شیطان، در روزهای ۸و۹و۱۰ اوریل ۱۹۰۴ جنی به نام آیواس به او ظاهر می‌شود و به او تبریک میگوید و او را پیامبر اخر الزمان معرفی کرده و مطالبی از طرف ابلیس به او میگوید وآلیستر کرولی میگوید من نقش پیامبر را داشتم آیواس نقش جبرییل را داشت و ابلیس هم نقش خدا را داشته است و مطالب گفته شده توسط آیواس در کتابی به نام شریعت ثبت میشود و در این کتاب به وقایع اخرالزمان اشاره میشود و به زبان نماد ها و اعداد مطالبی اسرار امیز به کرولی گفته میشود در ایه ۷۱ در فصل سوم اشاره به جنایت ۱۱ سپتامبر میشود وقتی از کرولی خاستن تصویر جن آیواس را بکشد این تصویر را در کتاب خود کشیده و این نوع تصویر امروزه مهمترین کاراکتر کارتون ها و فیلم ها شده است.

 

صنعت هالیود و والت دیسنی برای جا انداختن اهریمنان در اذهان مردم تا کنون بسیار از این نمادهای کفرآمیز و شیطانی استفاده نموده . در حال حاضر هم همانطور که می بینید در کارتونهای کودکان نیز راه یافته است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 01:27 ب.ظ
لینک ثابت

>