تبلیغات
گذرگاه - مطالب رسانه های مسیحی
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات


پارادوکس، حقیقت چیست؟! آیا مسیحیان انسان دوست و با محبت هستند؟!

 

مسیحیان که برای جذب مسلمانان و تغییر دین آنها با شعارهای زیبا بسیار تلاش می نمایند و از جملات تبلیغاتی چون... خدا محبت است... عیسی مسیح خداوند است... خداوند ما عیسی مسیح خدای خشونت و کشتار نیست... خدای ما عیسی مسیح مکار و فریبکار نیست... خدای ما عیسی مسیح خشن نیست ... کتاب مقدس هرگز نگفته است که بکشید یا قتل عام کنید یا نسل کشی کنید... خداوند ما عیسی مسیح نجات دهنده است... خدای عهد قدیم همان خدای عهد جدید است که جسم انسانی پوشید تا بیاید گناهان انسان را بر دوش بگیرد و قربانی گناهان بشر بر روی صلیب شود... ببینید خدا ما مسیحیان برای نجات بشریت خودش را قربانی کرد!! ببینید خداوند ما چقدر با محبت است و ما مسیحیان اصلا خشن و جنگ طلب نیستیم و این قرآن و مسلمانان هستند که جنگ طلب و تروریست هستند!!

 

این درحالی است که « پنج میلیون» نفر به جرم فکر کردن و سرپیچى از فرمان پاپ به دار زده شدند، از سال 1481 تا 1499 میلادى یعنى در طى 18 سال به دستور دادگاه تفتیش عقاید، 10220 نفر را زنده زنده سوزاندند، 6860 نفر شقه کردند و 97023 نفر را در زیر شکنجه کشتند و 490000 نفر در سیاهچالها پوسیدند و 289000 نفر را زنده زنده پوستشان را کندند هزاران نفر را به گاری بستند تا گوشت بدنشان بر سنگ فرشهای کوچه و خیابان پخش گردید و خون سرخشان خیابانهای اروپای مسیحی آن زمان را رنگین ساخت.

 

کتاب مقدس... کتاب خون و کشتار است. در کتاب مقدس در آیات بسیاری دستور مستقیم به نسل کشی داده شده است. دستور مستقیم به زنا و تجاوز جنسی داده شده است. دستور مستقیم به قتل اسرا داده شده است. دستور مستقیم به خیانت داده شده است. در کتاب مقدس آیات شهوانی زیادی وجود دارد که انسان شرمش می آید انها را بخواند. یادآور می شود که خدای کتاب مقدس در عهد قدیم همان خدای کتاب مقدس در عهد جدید است.

 

کشتار 77810 نفر ایرانی وطن پرست توسط یهودیان به فرمان پادشاه ایرانی که همسری یهودی به نام استر داشت در کتاب مقدس آمده و هر سال یهودیان و برخی از مسیحیان این کشتار از ایرانیان را جشن می گیرند. در صورتی که یهودیان بومی ایران زمین نبوده اند بلکه ایرانیان آنها را از اسرات بابلیان نجات داده و آنها در ایرن زمین خانه ایرانیان مهمان بودند و در حین مهمان بودن چنین عملی را مرتکب شدند. دست خود را با توطئه به قتل صاحب خانه مهمان نواز بر افراشتند.

 

کلمه شمشیر در کتاب مقدس 392 مرتبه آمده است.

کلمه کشتن 97 مرتبه امده است.

کلمه بکشید 18 مرتبه امده است.

کلمه ویران کنید، ویران کردن، خراب کنید، هلاک کنید، بزنید، 158 مرتبه آمده است.

کلمه خون 384 مرتبه آمده است.

کلمه گریست به معنای گریه کردن 150 مرتبه امده است.

کلمه صلح 61 مرتبه امده است.

کلمه جنگ 600 مرتبه امده است.

کلمه قتل 126 مرتبه امده.

کلمه غلام و کنیز 382 مرتبه آمده.

 

اما در قران کریم که مسیحیان و کشیشان و کلیساها اینهمه هجمه و تهمت و افترا و دروغ و بهتان را با فریب کاری و نیرنگ و حیله های گوناگون به قرآن کریم نسبت می دهند آیا می دانید کلمه شمشیر چند بار در آن آمده ؟!

حتی یک مرتبه در قران کریم کلمه شمشیر نیامده

 

مشابه همین واژه ها در قرآن کریم به نحو زیر است:

واژه شمشیر:  صفر مرتبه

واژه انتقام و منتقم و منتقمون: هفت مرتبه

جنگ و حرب : چهار مرتبه

 

گوشه ای از محبت خدای مسیحیان... جنایات مسیحیان بر آساس آیات کتاب مقدس

100000 یکصد هزار مسلمان در جنگهای صلیبی که مسیحیان براه انداختند ظرف مدت یک روز قتل عام شدند

جنگهای صلیبی، کشتار یک میلیون مسلمان آندلس و قتل عام ها در آفریقا بخش کوچکی از فعالیتهای مسیحیان بنام دین است.

 

بیش از 10 ملیون سرخ پوست بومی آمریکایی!

بیش از 15 میلیون نفر در جنگ جهانی اول

بیش از 70 میلیون نفر در جنگ جهانی دوم

بیش از 200 هزار نفر در حادثه ناکازاکی

بیش از 4 میلیون نفر در تجاوز امریکا به ویتنام

بیش از 3 میلیون نفر در جنگ ایران و عراق که آمریکا و اروپا غیر مستقیم باعث آن بود

بیش از 50 هزار نفر در تجاوز آمریکا به عراق

بیش از 30 هزار نفر در تجاوز آمریکا به افغانستان

 

این لیست بسیار طولانی است که در حوصله نمی گنجد همه را ذکر کرد برای درج جنایات و کشتار مسیحیان در جهان باید وقت گذاشت و همه آنها را لیست کرد.

 

مسیحیان خود را با محبت نشان می دهند ولی در پشت این نقاب... چهره ای موذیانه و خشن پنهان نموده اند. که بارها و بارها دستانشان را به خون مردمان مسلمان و غیر مسلمان آغشته کرده اند.

 

تمامی این کشتارها بر اساس آیات کتاب مقدسشان صورت می پذیرد.

برخی می گویند خب داعش هم چنین است... خب در پاسخ می توان چنین گفت در 5 پنج قرن اخیر چند گروه اسلامی مانند داعش به وجود آمد؟!! و چند گروه و دسته و جنایات جنگی توسط مسیحیان صلیبی به وجود آمد؟!!

در ضمن به قول سران آمریکا و اعتراف اروپاییان، داعش و گروهای تروریستی مانند القاعده و طالبان و امثال اینها دست پرورده خودشان هستند. یعنی دست پرورده های صلیبیون برای بدنام کردن اسلام و مسلمانان، و نابودی بلاد اسلامی تجهیز و سامان دهی شده اند.

 

آنها که مسلمانان را متهم به تروریسم می كنند چه پاسخى براى كشتار 800 هزار انسان توسط مسیحیان در رواندا دارند؟!

 

آنها که مسلمانان را متهم به تروریسم می كنند چه پاسخى براى كشتار بیش از 17 هزار انسان توسط مسیحیان در زنگبار دارند؟!

 

آیا آن روز دنیا، این جنایات كه با حمایت فرانسه و انگلستان انجام شد را به گردن مسیحى ها انداخت؟!

 

پس چرا هر جنایتی هر چند کوچک را به نام مسلمانان تمام می کنند؟!

 

آیا یكى پیدا شد بگوید سرنوشت میلیونها انسانى كه فقط به دلیل مسلمان بودن در (رواندا، زنگبار، میانمار، آفریقای مرکزی) توسط مسیحیان سلاخى شدند چه شد؟!

 

اما كشته شدن دو تا كاریكاتوریست فرانسوى میلیونها تهمت و انگ را به سوی مسلمانها روانه كرد و همه پروفایل ها شد شارلی!!

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 17 مهر 1396
ساعت : 11:34 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فریب و شیادی به نام عیسی مسیح

مراقب باشید، فریب شیادان را نخورید، شیادانی که به نام عیسی مسیح (با عنوان خدای برتر، خدای جسم پوشیده، تثلیث مقدس، خدا محبت است، یهوه همان عیسی است، عیسی مسیح خدای کتاب مقدس است، عیسی مسیح خداوند است) ثروت می‌‌اندوزند! و از سادگی‌ شما عزیزان بهره برداری می کنند.

 

آنها شما را در خیابان، پارکها، خانه آشنایان، مجالس مهمانی یا هر جای دیگر به دام سخنان فریب آمیز خود می اندازند. آنها شما را به کنفرانس دعوت میکنند و یا در کلیسای خانگی از شما عزیزان لیست تهیه میکنند و آن را به مراکزی که از آن‌ حقوق دریافت میکنند میدهند و از شما که فقط به خاطر کنجکاوی یا علاقه به عیسی مسیح در چنین مکان هایی حضور یافته اید سؤاستفاده می کنند!

 

عزیزان به یاد داشته باشید عیسی مسیح هرگز مانند این ریا کاران زندگی‌ نکرد، عیسی گفت درخت را از میوه‌اش می‌توان شناخت، میوه این ریا کاران فقط رسیدن به اوج شهرت و ثروت است!

 

آنها به خاطر از دست ندادن موقعیت خود دست به هر نیرنگی میزنند! اکثر این کشیشان و شبانان ریا کار با تاسیس شبکه های تلویزیونی و رادیویی و اینترنتی مسیحی‌ و با پر کردن برنامه‌های خود و با استفاده از دختر و همسر و فرزندان و سایر بستگان برای تبلیغ و جذب شما، با لبخندهای ریا کارانه سعی‌ می‌کنند خود را روحانی جلوه دهند!

عزیزان هدف اصلی‌ این شیّادان فقط ثروت اندوزی و به شهرت رسیدن است!

 

مراقب باشید.. به زودی بطور مستند پرده از کارهای کثیف و شهوانی این بظاهر روحانیون مسیحی فارسی زبان بر خواهیم داشت.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 10:03 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

دلیل آبی بودن خیلی از شخصیتهای فیلم های سینمایی و یا کارتونی چیست؟

آیا این یک اتفاق است و یا هدفی را دنبال می کند؟

 

البته به خودیِ خود رنگ آبی بسیار زیباست، اما وقتی فرد را با نماد آبی برای نشان دادن قدرت، باهوشی، زیرکی، ترس و غیره در شخصیت فیلم قرار می دهند و جشن های سالیانه در کشور اسپانیا برگزار می شود که در آن جشن باید همه رنگ پوست خود را آبی کنند، که در عکس نشان داده شده است!

در این صورت در فکر آدمی سئوال بوجود می آید چرا؟

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:57 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نظام کلیسایی کاتولیک و ایران

 

كاتولیك یا کاتولیسم؛‌ به‌ معنای‌ كلی‌ و عمومی‌ است،‌ که در اصطلاح‌ دینی‌ به كلیساهای‌ عام‌ و جامع‌ گفته‌ می‌شود؛ و در تعریف دیگر به کلیساهایی که تحت مرجعیت پاپ هستند با مرکزیت کلیسای جامع واتیکان، کلیساهای کاتولیک می گویند. کلیسای واتیکان روم بر روی محل مصلوب شدن پطرس رسول ساخته شده است. بر طبق اعتقاد این کلیسا پطرس رسول از اولین رسولان و واعظین مسیحیت و کسی که مسیح او را پطرس یعنی صخره نام نهاد به عنوان پایه کلیسای مسیح و کلید دار ملکوت (بهشت) و همچنین اولین پاپ شناخته می شود.

 

کاتولیکها بر مبنای آموزه‌های سن توماس اکیوناس فعالیت دنیوی را فاقد ارزش اخلاقی و تنها برای گذران زندگی مجاز می دانند. (کاتولیکهای عصر حاضر چنین نظری ندارند) کاتولیکها بر قبول کردن دیگر فرقه ها به معصومیت و رهبری پاپ اصرار و تاکید می ورزند. پاپ رئیس مجمع اسقفان و مقام رسمی تعلیمی است، که جانشین مستقیم پطرس رسول تلقی می‌شود. تاسیس و رشد و توسعه كلیسای‌ كاتولیك‌ در ایران به‌ قرن‌ شانزدهم‌ میلادی‌ مربوط‌ می‌شود، و آن‌ هنگامی‌ است‌ كه‌ نسطوریان‌ به‌ دو فرقه‌ تقسیم‌ گشتند: یكی‌ به‌ نام‌ كلدانیان‌ كه‌ در سال‌ (1555 میلادی‌) پاپ‌ اعظم‌ ژول‌ سوم‌ برای‌ آنها اسقف‌ تعیین‌ می‌كرد و فرقة‌ دیگر همان‌ نسطوریانی‌ هستند كه‌ به‌ كلیسای‌ شرق‌ آشور وفادار ماندند. در هرحال‌ جامعة‌ كاتولیك‌ در ایران زیرنظر یك‌ شورای‌ اسقفی‌ اداره‌ می‌شود كه‌ 13 كشیش‌ دارد و شامل‌ سه‌ جمعیت‌ کاتولیک ارمنی و کاتولیک کلدانی آشوری و جامعه کاتولیک لاتین است.

 

براساس نظام پاپی نظری به این تشکیلات می اندازیم:

الف: دولت واتیکان: واتیکان به عنوان دولتی مستقل در محدوده 45 هزار متری (45 هکتاری) ایتالیا است که بزرگترین کلیسای جهان یعنی کلیسای بزرگ سن پیترو در آنجا واقع شده است و همچنین کاخ واتیکان که هزار اتاق دارد این کشور گالریهای تعاشی و نفیس ترین و گرانبهاترین خزائن عالم مسیحیت را دارا می باشد. پیش از وحدت ایتالیا، از شرق تا غرب این کشور و از دریا جز قلمرو پاپ اعظم پور اما پس از آنکه سپاهیان ایتالیایی از 1870 رم را تصرف کردند بساط سلطنت و فرمانروائی پاپ برچیده شد، این کار را بدین عذر انجام دادند که اگر رم جزئی از پادشاهی ایتالیا شمرده نشود ایتالیا دارای وحدت نخواهد شد.

 

پس از انعقاد پیمان لاتران روابط دیپلماسی کامل میان واتیکان و دولت ایتالیا برقرار شد. پاپ رئیس شهر واتیکان شناخته شد با اختیار کامل قانون گذاری و اجرائی و قضائی اکنون واتیکان مانند دیگر ممالک مستقل جهان با تمام کشورها روابط دیپلماسی دارد.

 

شهر واتیکان دارای راه آهن مخصوص، یک ایستگاه عالی رادیو، یک پستخانه، رصدخانه، کتابخانه، سربازخانه، دادگاه و یک زندان نمونه است این شهر همچنین روزنامه و مطبوعات مخصوص به خود دارد و نام روزنامه ای که در آن منتشر می شود اسرواتوره رومانو (نگرنده روم) می باشد. پاسداران این شهر به گارد سوئیسی معروفند اینان در ابتدا به خدمت پاپ ژون جولیوس روم درآمدند و طبعا طرح لباس ایشان را از جامه های آن زمان اقتباس کرده اند تا سپس میکل آنژ آن را تکمیل کرد.

 

ساختار تشکیلاتی واتیکان را می توان بصورت نمودار زیر به نمایش گذاشت.

شورای اسقفی، پاپ، شورای کاردینالها، ریاست دولت شهر واتیکان، ریاست و رهبر مقر مقدس، ریاست خلیفه گری رم و شهر واتیکان، دادگاه ها،‌کمیسیون پاپی دولت شهر واتیکان،‌اداره vicariato، نایب پاپ در روم (اسقف روم)، اداره، نایب پاپ در واتیکان، دبیرخانه، کمیسیون دائمی حفاظت از آثار باستانی و هنری مقر مقدس، بنیاد کمک های بهداشتی، دادگاه کلیسایی، ادارات دبیرخانه دادگاه ها، دولت مرکزی کلیسای کاتولیک دبیرخانه دولت، مجمع امور عمومی مجمع روابط با دولتها.

 

مجامع یا انجمن ها شامل:

1 - مجمع دفاع از عقیده و ایمان کاتولیکی 2 - مجمع شعائر هفتگانه و عبادات الهی 3 - مجمع امور مقدسین 4 - مجمع امور اسقف ها 5 - مجمع تنصیر ملل 6 - مجمع کلیساهای شرقی 7 - مجمع امور روحانیون 8 - مؤسسات حیات رهبانی و رسول 9 - تعلیم و تربیت کاتولیک

 

شوراهای پاپی شامل:

1 - شورای پاپی دیالوگ بین الادیان 2 - شورای پاپی صلح و عدالت 3 - شورای پاپی خانواده 4 - شورای پاپی ارشاد کارگزاران بهداشت 5 - شورای پاپی اتحاد مسیحیان 6 - شورای پاپی لائیک 7 - شورای پاپی قلب واحد 8 - شورای پاپی فرهنگ 9 - شورای پاپی مهاجرین و جهانگردان 10 - شورای پاپی تفسیر متون قانونی 11 - شورای پاپی ارتباطات اجتماعی

 

دادگاهها:

1 - دادگاه خلیفه گری 2 - دادگاه عالی رسولی 3 - ندامتگاه رسولی 4 - دادگاه انضباطی

 

ادارات و سازمان ها:

1 - اداره اموال کلیسای کاتولیک 2 - اداره اقتصادی واتیکان 3 - اداره مرکزی آمار کلیساها 4 - اداره مراسم مذهبی پاپ 5 - دفتر مطبوعاتی واتیکان 6 - اداره دربار کاخ پاپ

 

کمیسیون ها و کمیته ها:

1 - کمیسیون میراث فرهنگی کلیسا 2 - کمیسیون باستان شناسی مقدس 3 - کمیسیون انتشارات 4 - کمیسیون اصلاح متون لاتین کتاب های مقدس 5 - کمیسیون کلیسای خدا 6 - کمیسیون پاپی تجدیدنظر قوانین کلیسای آئین شرقی 7 - کمیسیون پاپی تورات 8 - کمیسیون بین المللی دین شناسی 9 - کمیسیون کاردینال ها برای عبادتگاه ها 10 - کمیسیون قضاوت 11 - کمیسیون بین المللی برگزاری کنگره های مذهبی 12 - کمیته پاپی علوم تاریخی 13 - آرشیو شورای دوم واتیکان 14 - گارد سوئیسی

 

بنیادهای وابسته:

1 - آرشیو محرمانه واتیکان 2 - کتابخانه واتیکان 3 - چاپخانه واتیکان 4 - روزنامه رسمی واتیکان 5 - انتشارات کتابفروشی واتیکان 6 - رادیو واتیکان 7 - مرکز تلویزیونی واتیکان 8 - اداره امور کلیسایی 9 - صدقات مذهبیون واتیکان 10 - اداره کلیسای سن پائولو

 

این مجامع در واقع حکم کابینه و دولت را برای پاپ دارند که از میان این مجامع، مجمع دفاع از عقیده و ایمان کاتولیکی عالی ترین مجمع است که قلب واتیکان و مغز تصمیم ساز مقر پاپ است این مجمع وظایفی بر دوش دارد که مهم ترین وظیفه آن تدوین، تفسیر رسمی و محوری آموزه های مسیحیت و نیز دفاع از اصول کلیسایی است به عبارتی این مجمع زبان پاپ و سخنگوی واتیکان به حساب می آید و دومین وظیفه این مجمع عبارتست از نظارت بر عملکرد کشیشان مناطق و کاردینال های داخل واتیکان. البته این مجمع حکم قائم مقامی پاپ را دارد، این مجمع همان دادگاه رسمی مرکزی و مقدس تفتیش عقاید 1542 میلادی می باشد که امروزه مجمع آموزه عقیده و ایمان نامیده می شود.

 

فعالیت واتیکان: دیگر اینکه، روحانیت کاتولیک و واتیکان براساس شعاع و قلمرو کاری واتیکان 45 هزارمتری در جهان را بررسی می کنیم یعنی این سازمان را فقط در 45 هزار متر محدود نکنیم بلکه گستره مشروعیت و کارآیی این نظام در سرتاسر جهان را درنظر می گیریم اگرچه از واتیکان شارژ می شود.

 

یعنی تشکیلاتی که 000/40 خلیفه گری در سرتاسر دنیا دارد که شامل 000/400 کشیش، 000/800 راهبه و 000/500 اسقف و 200 کاردینال می باشد.

 

مقامات و سلسله مراتبی که امروزه در کلیسای کاتولیک به چشم می خورد از چه زمانی و از چه متنی استخراج شده است؟

قبل از هر چیز باید اظهار داشت که «در نامه ها و یا رسائل اولیه پولس رسول تقریبا هیچ اشاره ای به مقامات و روسای کلیسا به چشم نمی خورد پس پرسش در مورد مقامات رسمی و ثابت کلیسا از آن دوران سئوالی است که بدون پاسخ می باشد. اما در اواخر دوران عهد جدید افرادی به نام شماس یا خادم کلیسا یا بزرگترها Presbyters را می بینیم که در کلیساهای محلی برای منظورهای معینی کنار گذاشته شده بودند هر چند که امروزه نقش و وظیفه آنان روشن نیست، به هر صورت هر یک از ایشان نقش و اعتبار جداگانه ای داشتند و در حدود سالهای 90 میلادی و پس از آن بود که واژه اسقف (اپیسکوپوس EPiscoPus) بشدت در میان مسیحیان رایج گردید فلذا در هر یک از شهرهای بزرگ آن روزگار یک اسقف اعظم وجود داشت که بر کلیساهای موجود در آن شهر و اطراف آن کنترل و اعمال نظر و حاکمیت می نمود. البته میزان قدرت و اعتبار اسقفان در آن سال های نخستین کاملاً متفاوت بوده بعضی از ایشان افراد بی نهایت مهمی بوده و بر قلمروی خارج از محدوده اختیار قانونی خود کنترل فراوانی داشتند اما بتدریج اسقفان به پادشاه روحانی (کلیسایی) تبدیل شدند و تمام قدرت و اقتدار کلیساهای زیرنظر یک اسقف در دست قدرت وی بود و او بود که باید تعیین می کرد که نظریه عقیدتی مسیحیت در مواجهه با نظریات و آراء معارض چه باشد به هر حال تا تشکیل شوراهای اسقفی که در آن اسقف ها در شورایی جهانی (نظیر شوراهای نیکائیه یا نیقیه ـ قسطنطنیه و جالسدون) شرکت می جستند، اسقف ها کم و بیش مثل پادشاهانی مستقل عمل می‌کردند.

 

به هرحال، کاتولیک ها، پاپ را اسقف رم و به عنوان جانشین پطروس Petrus و رهبر مسیحیان عالم می دانند، فلذا کلیسای کاتولیک خود را وابسته به نظامی می داند که پتروس بانی آن بود به همین دلیل اسقف ها که خود را مجری احکام او می دانند، نایبان عیسی مسیح می خوانند. امروزه ساختار تشکیلاتی کلیسا یا سازمان کلیسای کاتولیکی در سلسله مراتب و هیروکراسی قابل توضیح و تبیین می باشد.

 

پاپ در رأس کلیسای کاتولیک پاپ یعنی جانشین پطرس قدیس قرار دارد که سه مقام رسمی با خود همراه دارد که عبارتند از 1 - ریاست و رهبری مقر مقدس، بعنوان دولت مرکزی کلیسای جهانی کاتولیک 2 - ریاست دولت ـ شهر واتیکان بعنوان دولت ملی مستقل 3 - ریاست خلیفه گری دولت ـ شهر واتیکان و شهر رم.

 

یکی از ویژگی های پاپ خطاناپذیر بودن ـ عصمت ـ پاپ است که در شورای اوّل واتیکان مصوب و اعلام شد. براساس این اصل پاپ در هنگام صدور بیانیه رسمی یعنی در مقام کشیشی همه مسیحیان، به واسطه مرجعیت عالی رسولی خود، هنگامی که آموزه ای را تبیین می کند، یا حکمی اخلاقی و یا ایمانی را واجب می شمرد، از آنجا که با مساعدت پطرس قدیس همراه است، دارای مقام خطاناپذیری است بر این اساس بیانیه های پاپ رم تغییرناپذیر می باشد.

 

حوزه های اسقفی، بعد از واتیکان حوزه های اسقفی بالاترین مرجع دینی کاتولیک محسوب می شوند هر اسقف می تواند و هر دینی یک یا چند حوزه اسقفی باشد در جهان حدود 1800 حوزه اسقفی و 500 حوزه اعظم اسقفی وجود دارد البته محل اجرای مراسم و عبادات مذهبی از جانب اسقف و مرکز فعالیت او، کلیسای جامع است بر همین اساس تاج و مرصع اسقفی در کلیسای جامع نگاهداری می شود. به دنبال برگزاری دومین شورای واتیکان که طی آن به افراد غیر روحانی نیز اجازه داده شد در مراسم عشاء ربانی شرکت جویند بدین ترتیب افراد لائیک نیز رسما به خدمت کلیسا درآمدند و موظف به تبعیت از سلسله مراتب اسقفی شدند.

 

کاردینالها، پس از پاپ درجه کاردینالی بالاترین مقام در کلیسای کاتولیک است، کاردینالها از سوی پاپ انتخاب می شوند و بالاترین شورای کلیسا را که شورای کاردینالی یا شوراری مقدس نام دارد را تشکیل می دهند اغلب کاردینالها را پاپ از میان اسقف های حوزه ای انتخاب می کند تعداد کاردینالها در ابتدا 70 نفر بود اما تا سال 1991 به 163 نفر رسید و امروز به پیش از 200 نفر رسیده اند وظایف آنها این است که بدنبال مرگ پاپ، جانشین او را از میان اعضای خود تعیین می کنند.

 

کاتولیکها در ایران فعالیت زیادی داشته و با حوزه های دینی و مذهبی ایران تعامل دارد. آنها در ایران چندین کلیسا دارند که در مطالب بعدی مفصلا به آنها اشاره خواهد شد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:49 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کلیسای ارتدوکس و ایران

 

ارتدوكس؛ یعنی‌ جامعة‌ مسیحیت‌ سنتی‌ و مستقل، که به صورت اسقفی اداره می‌گردد. اسقف كلمه ای است یونانى، که به معناى ناظر می باشد. كلمة ارتدوكس كه مركب از دو كلمة Orthos یعنی درست و doxa یعنی عقیده، تركیب شده است به معنای عقیده صحیح است. این مذهب اواخر قرن پنجم میلادی به هنگام تجزیه روم به شرقی و غربی به وجود آمد و به كلیسای روم شرقی ارتدوكس اطلاق میشود. لقب رهبران كلیساهای قدیمی ارتدوكس پاتریك بوده است. كلیسای ارتدوكس علاوه بر پاتریك‌ نشینهای قدیمی (قسطنطنیه، اسكندریه، انطاكیه و اورشلیم) پنج پاتریك‌ نشین جدید روسیه، صربستان، رومانی، بلغارستان و گرجستان را نیز در بر می‌گیرد. این فرقه حدود هزار سال پیش پدید آمده است. زمینه تشكیل شاخه ارتدوكس به مدتها قبل بر می‌گردد و آن نزاع درباره شمایل و تصاویر عیسی مسیح است. در امپراتوری بیزانس (كل روم شرقی شامل تركیه، شامات، قسطنطنیه، اسكندریه، انطاكیه و اورشلیم) بین سال‌های 725 تا 842 میلادی نزاعی بر سر این مسئله درگرفت كه در نهایت به جدایی شرق و غرب انجامید. توضیح مطلب آنكه در كلیسای بیزانس تزیین عبادتگاهها با تصاویر و تابلوهای معرق عیسی مسیح، مریم مقدس و قدیسان رواج داشت و آن تصاویر از احترام زیادی برخوردار بودند.

 

در زمان امپراتور لئون سوم برخی مسیحیان احساس كردند كه احترام شمایلها كار شایسته‌ای نیست. به این مخالفان ‌شمایل شكن می‌گفتند. مورخان برای این مخالفتها سه علت بیان كرده‌اند:

 

1. در برخی جوامع مسیحی جریانهایی پدید آمد كه از جنبه بشری عیسی مسیح می‌كاست و این در حالی بود كه طبیعت جسمانی عیسی مسیح با وجود شمایلها مورد تأكید قرار می‌گرفت.

 

2. در شرق آناتولی بدعتی مسیحی پدید آمد كه تحت تأثیر مانویت مدعی بود هر چه مادی باشد، شر است و در نتیجه تصاویر اجسام بشری برای مكانهای عبادی شایستگی ندارد.

 

3. امپراتور احساس می‌كرد كه استفاده از شمایلها از ورود و تغییر دین مسلمانان و یهودیان به مسیحیت جلوگیری می‌كند.

 

آتش این نزاع حدود یك و نیم قرن در سراسر امپراتوری بیزانس برافروخته بود و عده‌ی زیادی نیز كشته شدند. سرانجام در سال 787 میلادی شورای دومی در نیقیه بر پا شد و اعلام كرد كه احترام تصاویر در صورتی جایز است كه مؤمن توجه داشته باشد كه وی تصاویر را احترام نمی‌كند بلكه صاحب تصاویر را ارج می‌نهد. نزاع هنگامی فرو نشست كه امپراتور تئودورا در سال 842 میلادی لزوم احترام مناسب نسبت به شمایلها را در سراسر امپراتوری بیزانس اعلام كرد. در غرب جهان مسیحیت چنین مشكلی پیش نیامد و تا عصر "اصلاح دینی" این تصاویر مورد احترام بودند.

 

سالها بعد بر سر قضیه ماهیت الهی تصاویر و شمائل عیسی مسیح، دوباره بین شرق و غرب اختلاف پیش آورد و باعث جدایی كلیسای قسطنطنیه و رم و در نهایت پیدایش كلیسای ارتدوكس شد، از جمله اختلافات این بود كه كلیسای رم می‌گفت كسانی كه كلیساها را رهبری و سرپرستی می‌كنند اسقفان جهان هستند كه با هم در جسم واحدی تحت رهبری پاپ عمل می‌كنند؛ اما به نظر كلیسای قسطنطنیه پنج مركز برای مسیحیت وجود دارد كه از نظر اعتبار و اقتدار برابر هستند. این پنج مركز عبارتند از اورشلیم، انطاكیه، رم، اسكندریه و قسطنطنیه. آخرین جدایی میان كلیسای رم و قسطنطنیه در سال 1054 میلادی پیش آمد. سقوط قسطنطنیه بوسیلهء عثمانیها باعث شد که مرکزیت این کلیسا از هم بپاشد.

 

عده ای به خاطر اشتراکات زیاد اصول کلیساهای حواری ارمنی و نستوری آشوری با اصول کلیسای ارتودکس ، این دو کلیسا را در زمرهء کلیساهای ارتودکس می دانند ولی رسم بر این است دو کلیسای فوق به صورت جداگانه بررسی شود و منظور از کلیساهای ارتودکس در ایران عمدتاً کلیسای ارتودکس یونانی و کلیسای ارتودکس روسی می باشند.

 

1. کلیسای حضرت مریم

تاریخ بنا 1941

توضیحات: این کلیسا متعلق به یونانیان است

پله های کلیسا و نیم ستون های آن ، مجسم کنندهء معبد پارتنون آتن است.

این کلیسا کشیش دائمی ندارد و در اعیاد مذهبی ، کشیشی از یونان به ایران می آید.

تمامی خارجیانی که از این کلیسا دیدن کرده اند از وجود چنین کلیسایی به این زیبایی شگفت زده شده اند


2. کلیسای نیکلاس مقدس

تاریخ بنا 1945

ابعاد: طول 13 و عرض 75/18-75/5 متر

وجه تسمیه منظور از نیکلای مقدس ، " نیکلای دوم" آخرین تزار روسیه است که او و خانواده اش به دست بلشویک ها کشته شدند . کلیسای ارتودکس روسیه او را جزء قدیسین خود آورده و به او لقب « نیکلای قدیس رنج کشیده» داد.

توضیحات: این کلیسا متعلق به روسهاست.

این کلیسا به آسانی به خاطر شباهت زیاد معماری آن با معماری سبک کلیساهای روسی ، قابل شناسایی است.


3. نمازخانه روسها

ابعاد : طول 13 و عرض 60/6 متر

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:42 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نهضت پروتستان و ایران

 

واژة پروتستان یك واژة فرانسوی است كه به زبان لاتین به‌ معنای‌ معترض‌ است‌. كلیسای‌ پروتستان‌ به‌ جهت‌ اعتراض‌ به‌ عملكرد نادرست و تبعیض آمیز‌ كلیساهای‌ كاتولیك به‌ وجود آمد.‌ خاستگاه این نهضت كشور آلمان است كه در قرن (16 میلادی) در پی اعتراض مارتین لوتر (1482 ـ 1549 میلادی) به وقوع پیوست.

 

توماس‌ میشل‌ كه‌ یک كشیش‌ مسیحی‌ معاصر است‌ در این‌ باره‌ می‌نویسد: "در حالی‌ كه‌ بسیاری‌ از كارگزاران‌ كلیسا مردم‌ را به‌ اصلاح‌ دین‌ فرا می‌خواندند، جریان‌ بخشش‌نامه‌ها مانند توپ‌ صدا كرد، و ایجاد شكاف‌ در كلیسای‌ غربی‌ (کاتولیک) را قطعی‌ نمود. در این‌ هنگام‌ مارتین‌ لوتر قیام‌ كرد، مارتین لوتر فرمانروایان آلمان را تشویق می‌كرد كه سلطه پاپ را مردود بشمارند و مردم را به پذیرش اصلاح انجیلی او مجبور سازند.

 

موارد اعتراضی منجر به ایجاد نهضت پروتستان، از این قرار بود:‌ تفتیش عقاید - خرید و فروش‌ گناه‌ - خرید و فروش بهشت‌ - خرید و فروش عفونامه‌های‌ پدران‌ روحانی‌ - عدم ترجمه کتاب مقدس به زبان ملی و محلی را می توان نام برد و همچنین یکی از موارد بسیار مهم در ایجاد انقلاب مذهبی پروتستان این بود که، عدم دسترسی عموم مردم به کتاب مقدس به خاطر این که فقط کشیشان و ثروتمندان حق دسترسی داشتند و اگر در دست یک فرد عادی کتاب مقدس می دیدند وی را بلافاصله می سوزاندند یا اعدام می نمودند.

 

هنگامی که مارتین لوتر انجیل عهد عتیق را می‌خواند با واژه‌ای مواجه شد و در ترجمه‌ای که از انجیل ارائه می‌داد آن را وظیفه یا تکلیف معنا کرد. وی به عنوان یکی از اصلاح‌گران مسیحیت مفهوم وظیفه را وسعت بخشید و تأکید کرد که پارسایی راهبانه نه تنها شیوه‌ی زندگی مورد قبول خداوند نیست بلکه انسان باید وظیفه‌ای که بر عهده‌اش گذاشته شده را به خوبی انجام دهد. لوتر معتقد بود پارسایی راهبانه و نفی وظایف دنیوی نتیجه‌ی خودخواهی است و کناره‌گیری از تعهدات دنیوی، کوتاهی است.

 

در قرن شانزدهم، یعنی در قرنی که نهضت پروتستان آغاز شد، کلیساهای لوتری، پرزبیتری، انگلیکن، متودیست و باپتیست به وجود آمد که آنها را کلیساهای تاریخی می‌نامند. پیروان پروتستان در كشورهای اروپای شمالی یعنی آلمان، نروژ، سوئد، اطریش، دانمارك، فنلاند و ایالات متحده آمریکا گسترش یافته است.

 

كلیساهای‌ پروتستان‌ در قرن‌ نوزدهم‌ با ورود هیئت‌ میسیونری‌ از انگلیس‌ و آمریكا به‌ ایران‌، ابتدا تمرکزش بر روی مسیحیان سنتی، یهودیان و زرتشتیان ایرانی بود و بیشترین‌ تلاش‌ آنها، صرف‌ تغییر مذهب‌ این‌ جوامع‌ می‌شد. این‌ میسیونرها توانستند با فعالیت‌های‌ گسترده‌، چندین‌ شاخة‌ پروتستانی‌ در ایران‌ ایجاد نمایند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:37 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نامه معشوقه‌های پنهانی ۲۶ کشیش به پاپ فرانسیس

 

بیست و شش زن که همگی با مردان کلیسا یا به زبانی دیگر، کشیش‌ها، رابطه‌ی عاشقانه‌ی مخفیانه دارند، در نامه‌ای به پاپ خواستار لغو قانون تجرد در کلیسای کاتولیک شده‌اند.

 

یک گروه از زنان ایتالیایی در اقدامی بی‌سابقه طی نامه‌ای سرگشاده به پاپ از "درد بزرگ" و "رنجی" که روحشان می‌کشد نوشته‌اند. سخن از رنجی است که این ۲۶ زن ایتالیایی که همگی روابط عاشقانه مخفیانه با کشیش‌های کاتولیک دارند، متحمل می‌شوند.

 

در این نامه که روزنامه ایتالیایی "لا استامپا" منتشر کرده، آمده است: «پاپ فرانسیسکوی عزیز، ما گروهی از زنان ایتالیایی از سراسر این کشور و (حتی فرای مرزها) هستیم که این نامه را برای شما می‌نویسیم تا دیوار سکوت و بی‌تفاوتی را که ما هر روز با آن روبرو هستیم در هم شکنیم. هر کدام از ما یا در یک رابطه عاشقانه با یک کشیش بوده یا هنوز در این رابطه به سر می‌برد.»

 

این ۲۶ زن در ادامه می‌نویسند: « ما عاشق این مردان‌هستیم و آن‌ها هم عاشق ما هستند.» مردانی که گزینه‌ی چندانی برای انتخاب ندارند؛ یا باید از مقام کشیشی دست بکشند یا به عشق مخفیانه ادامه دهند.

 

زنانی که با کشیش‌های کلیسای کاتولیک روابط عاشقانه دارند با این نامه‌ی سرگشاده از پاپ می‌خواهند که به قانون تجرد در کلیسای کاتولیک خاتمه دهد. این زنان از یک سو بر رنج و مشقتی که روابط مخفیانه برای آن‌ها با خود به همراه دارد اشاره می‌کنند و از سوی دیگر از مزیتی که به رسمیت شناختن این روابط برای کلیسای کاتولیک به ارمغان می‌آورد، سخن می‌گویند.

 

به نوشته‌ی این "عشاق مخفیانه" یک کشیش که به دلیل زندگی مشترک با یک زن مجبور به چشم‌پوشی از رسالت‌اش نیست و از حمایت زن و فرزندانش برخوردار است، بهتر می‌تواند به "مسیح و به کلیسا‌" خدمت کند. این زنان می‌نویسند که به غیر از آن‌ها کلیسا هم از تغییر قانون تجرد سود خواهد برد.

 

پاپ هم روزی عاشق بود

سایت آلمانی زبان اشپیگل با اشاره به آزادی ازدواج کشیش‌ها در یونان، روسیه و اکراین، می‌نویسد: «خواست این زنان چندان نامعقول نیست. تجرد کشیش‌ها ظاهرا از یک سو برای پاپ یک اصل فقهی نیست و از سوی دیگر پاپ فرانسیسکو در مصاحبه‌ای که در زمان کاردینالی از او منتشر شده، اقرار کرده که خود زمانی به شدت عاشق بوده است.»

 

پاپ در این مصاحبه که چند سال پیش انجام شده، از قانون تجرد کشیش‌ها به عنوان یک تفسیر فرهنگی یاد کرده که کلیسا ده‌ها قرن با آن تجربه‌ی مثبت داشته است. او در همان مصاحبه موافقت خود را با نگهداشت این اصل "در حال حاضر" اعلام کرده است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:24 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

شوالیه های مالت

 

نام های فارسی این فرقه:

شوالیه های مالت، شوالیه‌های معبد، شوالیه های هاسپیتالی، شوالیه های روود، شوالیه های توتونی، برادران خانه آلمان مریم قدیس در اورشلیم، شهسواران مسیح، زائر بیت المقدس، شوالیه های ضعیف مسیح و معبد سلیمان، سربازان مسکین و یاور مسیح و هیکل سلیمان، شوالیه‌های هیکل، شهسوران پرستشگاه، فقرا همکار مسیح.

 

نام های انگلیسی و لاتین این فرقه:

Knights Templar / Poor Fellow-Soldiers of Christ and of the Temple of Solomon / Ordre du Temple or Templiers / Order of the Temple / Pauperes commilitones Christi Templique Salomonici / The New Knighthood / Knights of God /Order of Brothers of the German House of Saint Mary in Jerusalem / Ordo domus Sanctæ Mariæ Theutonicorum Hierosolymitanorum /

 

نام های عربی این فرقه :

فرسان الهیكل / فرسان المعبد / جنود الفقراء للمسیح و معبد سلیمان

 

شوالیه های معبد در سال ۱۱۱۸ میلادی یعنی بیست سال پس از اشغال اورشلیم، توسط صلیبیان تاسیس شد. موسسان این طبقه دو شوالیه ی فرانسوی به نام هیودی پیتر و گادفری بودند.

 

هسته اولیه شوالیه های تمپلر یا شوالیه های معبد که سال 1129 میلادی شورای کلیسای تروی به آن رسمیت داد و به حمایت از آن پرداخت یک گروه نه نفری از نجیب زادگان فرانسوی بودند که علایق مذهبی شدید و پیوند عمیقی با هم داشتند.

 

با اجازه بالدوین دوم، پادشاه اورشیلم، در کوه معبد، در مکان معبد ویران شده سلیمان، در مسجدالاقصی مستقر شدند به همین دلیل رهبران این فرقه نام خود را از زائر بیت المقدس به شوالیه های معبد تغییر دادند.

 

تا سال ۱۱۶۸ این گروه بیش از ۲۰ قلعه از ترکیه تا شمال مصر ساختند و در همین سال رهبر آنها برای اولین بار استاد بزرگ لقب گرفت.

 

لباس این فرقه سفید است که علامت صلیب قرمز روی آن نقش بسته است می باشد. آنها در انجمن مخفی خود دارای شنلهای قرمز، مشکی وآبی هستند که بر حسب مقام این شنلها را می پوشند. برخی از شوالیه های معبد پوشیه یا نقاب سفید رنگ توری شکلی را بر صورت خود می زدند که نشان باکره بودن آن شوالیه و همبستر نشدن با هیچ زنی بود.

 

شوالیه های مقدس به سه دسته تقسیم می شوند : شوالیه های توتونی، شوالیه های مسیح، شوالیه های هاسپیتالی (مالت).

 

شوالیه های معبد به سه دسته تقسیم می شدند: 1- شوالیه نجیب، 2- گروهبانها غیر نجیب 3- کشیشان.

 

مراسم خاص آنها کینگت knighting نام داشت. بنابرین هر شوالیه که مایل به تبدیل شدن به یک زائر بیت المقدس یا همان شوالیه معبد بود، روی زانوی خود در حضور رهبر فرقه یا کشیش فرقه زانو می زد و یکی از رهبران وی را اینگونه خطاب می نمود "از این پس تو برادر ما هستی و یک شوالیه معبد مقدس" سپس شمشیری را نمادین بر روی سر و شانه های شخص می گذاشتند که نوعی تشرف و تقدیس شدن و نشانه عضویت در فرقه بود.

 

اعضای این فرقه از ثروتمند ترین مسیحیان تندروی غربی تشکیل یافته است. این فرقه به شدت بر ضد مسلمانان و منافع آنها در تلاش هستند.

 

فرقه‌های شهسواران صلیبی که در جنگهای صلیبی در شرق مدیترانه و فلسطین امروز فعال بودند، پس از شکست، فعالیت خود را به شکل جدیدی ادامه دادند. یک فرقه مهم صلیبی، یعنی شهسواران توتونی، جنگ صلیبی را علیه قبایل اسلاو در شمال و شمال شرقی اروپا ادامه داد که سرانجام منجر به تأسیس دولت پروس شد و همین میراث در قرن نوزدهم دولت جدید آلمان را تشکیل داد. فرقه مهم دیگر، یعنی شهسواران معبد، در اسپانیا و پرتغال به جنگ علیه مسلمانان شبه جزیره ایبری مشغول شد و سپس با نام جدید شهسواران مسیح به استاد اعظمی شاهزاده هنری (پسر ژان اوّل آویش پادشاه پرتغال) تهاجم دریایی به شرق را آغاز کرد وی از ناوگانهای دزدان دریایی نیز کمک گرفت به همین خاطر دزدی دریایی را به شوالیه های معبد نیز نسبت می دهند.

 

این فرقه در ابتدا با اهداف انسان دوستانه در هیبت یک موسسه خیریه شروع به فعالیت نمود، ولی کم کم بعد از مدت زمانی کوتاه شروع به جاسوسی از سرزمینهای مسلمانان و همچنین کلیساهای ارتدوکس و شرقی نمود. این فرقه سابقه طولانی در مخفی کاری و ترور سران کلیساها یا افراد سیاسی تاثیرگذار در غرب و شرق دارد که بر ضد منافع کلیسای کاتولیک و منافع این فرقه حرکت می نمودند.

 

این فرقه در تاریخ 1129 رسما از سوی کلیسای کاتولیک پذیرفته شد و تحت حمایت و تایید کلیسای کاتولیک قرار گرفت.

 

هدف این گروه شرکت در جنگ‌های صلیبی اعلام شده بود سپس آنها وظیفه خود را محافظت از زائران در سرزمین فلسطین دانستند، اما پس از قتل عام آنها در جنگی که مسلمانان به "عکا" دست یافتند عده کمی از آنها با پول‌های فراوان ساکن نقاطی از اروپا شدند و با نوعی سیستم بانکداری ثروت زیادی اندوختند، آنقدر قدرت این گروه زیاد شد که پادشاهان و سیاستمداران اروپا را در خفاء و آشکارا تهدید می نمودند.

 

در سال 1307، بسیاری از اعضای شوالیه های معبد در فرانسه دستگیر شدند، به جرم بدعت در مسیحیت، تشکیل شوراها و انجمنهای مخفی بر ضد حکومت، تهدید حکومت های مسیحی، باج خواهی از سرزمینهای مسیحی، مداخله در امور سیاسی و اقتصادی، تشکیل ارتش چریکی مخفی، ضدیت با عیسی مسیح، پرستش شیطان، بت پرستی، خوردن خاکستر مردگان، پنهان کاری و ارتداد محکوم گردیدند. این گروه به حکم شورای وین ملغی گردید. اکثر اعضای این فرقه شکنجه گردیدند، سپس زنده در آتش سوزانده شدند.

 

از سال 1307 میلادی به بعد ساختار شوالیه های معبد تبدیل یه یک نظام سری و زیر زمینی شد.

 

تحت فشار فیلیپ چهارم "پادشاه فرانسه" و ادوارد اول "پادشاه انگلستان"، پاپ کلمنت پنجم در سال 1312 مجبور شد این فرقه را منحل کند.

 

در بسیاری از منابع آمده است که شوالیه‌های معبد در دوران اقامت در اورشلیم ، با گروه مخفی یهودی که از آموزه های قباله ( کابالا) پیروی می کردند ارتباط برقرار کرده و تحت تأثیر این نهاد سرّی قرار گرفتند که در نتیجة آن مسیحیت را رها نموده و به اجرای آداب جادوگری پرداختند.

 

الیمنس لیوای نویسندة فرانسوی کتاب تاریخ جادوگری، شواهد تفضیلی در این کتاب ارائه می‌دهد و اثبات می‌کند، شوالیه‌های معبد اولین گام را در پذیرش تعالیم کابالا برداشتند. به عبارت دیگر آنها این تعالیم را به صورت مخفیانه آموختند واصول جادوگری مصر باستان به کمک کابالا به شوالیه‌های معبد منتقل شد.

 

بسیاری از محققان، حفاظت از زائران مسیحی فلسطین از سوی شوالیه ها را پوششی برای اقدامات سری خود عنوان می کنند زیرا هدف حقیقی‌شان کاملاً متفاوت بود و علاوه بر آن نیز هیچ نشانه‌ای مبنی بر حمایت لژ معبد از زائران بدست نیامد. مورخ فرانسوی به نام دلافورج نیز ادعا می‌کند:

وظیفة اصلی نه شوالیه انجام تحقیقات جهت به دست آوردن نسخ خطی به شمار می‌رفت که حاوی ماهیت رسوم پنهانی یهودیت و مصر باستان بودند. نتیجه اینکه این گروه آثاری در اورشلیم کشف کردند که دیدشان را نسبت به جهان تغییر داد. فعالیتها و اقدامات مرموز شوالیه های معبد ، به تدریج سوء ظن و بدبینی حاکمان متعصب اروپایی و دستگاه پاپ را برانگیخت و زمینه سازی اضمحلال آنها را فراهم ساخت.

 

اهداف اولیه پنهانی این فرقه شامل موارد زیر بوده است :

1- جذب و آموزش مسیحیان افراطی برای ساختن جنگاورانی سریع و بی رحم

2- ایجاد استحکامات در سرزمینهای مقدس مسیحی و همچنین در سرزمینهای غرب، بر ضد غیرمسیحیان

3- تلاشی بی وقفه برای بالا بردن هوش، توان صنعتی، نظامی و مالی غرب

4- ایجاد موسسات مالی با روش بانکداری نوین با حفظ برتری غرب بر ضد شرق

5- حفاظت از دستاوردهای به دست آمده در سرزمینهای غرب بر ضد غیرمسیحیان، و توسعه همه جانبه این دستاوردها در جهت قدرتمند نمودن فرقه.

 

اعضای این فرقه میخواستند اسلام را، که به حضور آن در شبه جزیره ایبری پایان داده بودند، در بقیه نقاط جهان نیز از بین ببرند. هنری، که به هنری دریانورد معروف است در حالیکه اصلا دریانورد نبود، پولی را که از طریق اعضای ثروتمند فرقه بدست میآورد صرف نقشه کشی و تدارک حمله به آفریقا میکرد و هدفش مسیحی کردن "کفار"، یعنی مسلمانان، عنوان می شد. تمامی کشتیهای هنری پرچم "صلیب سرخ" منقوش بر پارچه سفید را بر خود داشتند و این همان پرچم شهسواران معبد در دوران جنگهای صلیبی است. شهسواران توتونی نیز در میان قبایل اسلاو به جنگ مشغول بودند ولی هدف واقعی‌شان غارت بود.

 

پرتغالیها و شرکای آنها در اوایل قرن شانزدهم اولین تهاجم به خلیج‌فارس را آغاز کردند و این تهاجم مقارن با جنگ چالدران، در زمان شاه اسماعیل اوّل، منجر به تسلط آ نها بر منطقه هرمز شد و بیش از یک قرن دوام آورد یعنی تا اوایل قرن هفدهم خلیج فارس عملا در دست شوالیه های معبد بود. نکته قابل توجه این است که چرا جنایات و تجاوزات این فرقه مسیحی بر دنیا مخصوصا بر کشور ایران از حافظه تاریخ نگاران ایرانی و غیر ایرانی پاک شده است؟!! در کمتر جایی به تسلط این فرقه مسیحی خونریز بر خلیج فارس و جنوب ایران اشاره گردیده است که جای تأمل دارد!!.

 

حوزه سلطه پرتغالیها جزایر بندرعباس کنونی و جزیره هرمز مرکز حکومت پرتغالیها در کل منطقه شمال و جنوب خلیج‌فارس بود. در منطقه هرمز دولت محلی وجود داشت که بر بخش وسیعی از جنوب ایران حکومت می کرد که ملوک هرمز نام دارد. اینها قبل از صفویه شیعه بودند. این ملوک هرمز از سال 1514 دست نشانده و تابع حکومت پرتغال شدند. یعنی پرتغالیها بیش از یک قرن بر منطقه‌ای حکومت کردند که بخش مهمی از استان هرمزگان فعلی و حتی لارستان را در بر می گرفت و به داراب، کرمان و بلوچستان محدود بود.

 

یکی از فرقه های مهم صلیبى که نقش بزرگى در تاریخ اروپا و جهان ایفا كرد فرقه شهسواران توتونى بود. این فرقه جنگ صلیبى را براى مسیحى كردن اجبارى قبایل اسلاو در شمال و شرق اروپا ادامه داد كه به تأسیس دولت پروس انجامید. یعنى استاد اعظم فرقه شهسواران توتونى پس از قلع و قمع و امحاء كامل قبایل اسلاو به عنوان اولین حاكم مسیحى سرزمین پروسى ها منصوب شد و بعدها جانشینان او شاه پروس شدند. دولت پروس به تدریج سایر سرزمین هاى آلمانى نشین را تصرف كرد و سرانجام در سال 1871 موجودیت دولت واحد آلمان را اعلام نمود. توسعه طلبى فرقه شهسواران توتونى به سمت شرق ادامه یافت و سران فرقه فوق مى خواستند همان بلایى را كه بر سر بروسى ها آوردند و نسل آنها را كاملا از بین بردند، بر سر روس ها بیاورند ولى به دلیل پیوند روس ها با مسلمانان موفق نشدند. در آن زمان، حاكم نشین هاى كوچك روس تابع دولت بزرگ و مقتدر مسلمانى بودند كه قلمرو آن تقریبا منطبق با دولت فعلى روسیه است. این دولت خانات قبچاق یا اردوى زرین نام داشت و بسیارى از كارگزاران آن ایرانى بودند. روس ها با دولت مركزى قبچاق رابطه بسیار حسنه داشتند و همین حمایت خانات قبچاق بود كه سبب شد روس ها به رهبرى الكساندر نوسكى در جنگى بزرگ، تهاجم شهسواران توتونى را دفع كنند و به آن ها شكستى سخت وارد نمایند. به این علت است كه آلكساندر نوسكى به عنوان قهرمان ملى روس ها و قدیس كلیساى ارتدكس شناخته مى شود و اگر حمایت مسلمانان از وی نبود به احتمال زیاد مانند پروسى ها از صحنه تاریخ حذف مى شدند.

 

سران فرقه شهسواران معبد پیوند بسیار نزدیك با سران جوامع یهودى داشتند و به دلیل این پیوند، سازمان خود را به یك صرافى و تجارتخانه بزرگ تبدیل كردند و كارشان به فساد كشیده شد. این فرقه بسیار مهم و مورد حمایت پاپ تا بدان حد فاسد و غیر قابل تحمل شد كه در اوایل قرن چهاردهم میلادى دو پادشاه اروپایی، یعنى پادشاه فرانسه و انگلستان، به انحلال آن دست زدند و ژاك دموله، استاد اعظم فرقه، در فرانسه اعدام شد. امروزه در طریقت هاى فراماسونرى، ژاك دموله مورد احترام فراوان است و از او به عنوان«شهید»و «قدیس»یاد مى شود. همزمان با انحلال و قلع و قمع فرقه شهسواران معبد، دولت هاى فرانسه و انگلستان، یهودیان مستقر در كشورهاى خود را تا آنجا که می توانستند کشتند و زنده سوزانیدند و کاری کردند که یهودیان از این کشورها بگریزند.

 

بقایاى فرقه شهسواران معبد به پرتغال گریختند و نام خود را به فرقه شهسواران مسیح تغییر دادند و فعالیت خود را در این سرزمین تداوم بخشیدند. از این دوران است كه در شبه جزیره ایبرى جنگ صلیبى در جبهه اى جدید اوج مى گیرد و آن علیه مسلمانان اندلس است. در این موج خشن و خونین ضد اسلامى، سرانجام در سال 1492 به سقوط دولت غرناطه، به عنوان آخرین دولت مسلمان اندلس انجامید. فرقه هاى صلیبى، كه در جریان جنگ هاى صلیبى شكل گرفتند و از ساختار نظامى- دینى برخوردار بودند، بعد از پایان جنگهاى صلیبى نیز به فعالیت خود ادامه دادند.

 

در سال 1805 برنارد ریموند جانی تازه به جریان مرده شوالیه های معبد دمید و آن را مجددا پایه گذاری کرد، آنها در حال حاضر به شوالیه های مالت معروف می باشند.

 

شوالیه های مالت در سازمان ملل متحد همانند دیگر کشورهای عضو دارای کرسی هستند و در سازمان ملل متحد عضویت دارند ولی سرزمینی ندارند. شوالیه های مالت دارای صومعه ها و سفارت خانه های متعدد در بسیاری از کشورهای جهان هستند که فعالیت آنها در هاله ای از رمز و راز پیچیده شده است. این فرقه جزو فرقه های فرماسونری است و به اصول فراماسونری پایبند می باشد. لازم به ذکر است که شوالیه های مالت هیچ ربط و وابستگی به کشور کوچک مالت ندارند. بلکه ایشان همان دنباله شوالیه های معبد و توتن و مسیح هستند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 11:44 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

شوالیه های مقدس در گذشته و حال...

 

در قرن یازدهم میلادی، پس از کشمکش های ترکان سلجوقی و خلفای فاطمی حاکم بر مصر بر سر سرزمین های غربی شامات و دامنه دار شدن اختلافات در بلاد مسلمین، پاپ اوربان دوم از این موقعیت استفاده نمود و غرب مسیحی را برای تصاحب سرزمینهای مقدس و خارج ساختن این سرزمینها از دست مسلمین برانگیخت.

 

پادشاهان اروپا و فئودالها نیز که مرزهایشان در اروپا تثبیت شده بود به بهانه حمایت از زائران اورشلیم و مسیحیان شرق و در حقیقت برای تصرف ممالک اسلامی و ثروت های افسانه ای آن رهسپار فلسطین می شوند. سه سال بعد اورشلیم را فتح می کنند و دست کم هفتاد هزار مسلمان و یهودی در شهر را قتل عام می نمایند.

 

نکته اینکه این انجمن نظامی مذهبی که وارث شوالیه های معبد در اورشلیم بوده و حتی نام اورشلیم را نیز در عنوان خود یدک می کشد هیچ گاه ماهیت دوگانه خود را از دست نداده و همیشه در طول تاریخ بعنوان انجمن شوالیه گری علیه غیر مسیحیان و مسیحیان منتقد فعالیت می کند.


این فرقه در هشت کشور عربی- اسلامی نیز بعنوان کشور مستقل روابط دیپلماتیک دارد. باز یادآور می شود که این فرقه دارای هیچ سرزمینی نیست ولی به عنوان یکی از اعضای سازمان ملل به عنوان یک کشور صاحب کرسی است!!

 

فعالیتهای بشر دوستانه بهترین پوشش برای فعالیتهای غیرقانونی محسوب می شود. مخصوصا که تجارت کودکان و قاچاق اعضای بدن که پرسود ترین تجارت های بین المللی محسوب می شوند در قالب فعالیت های بیمارستانی به راحتی انجام پذیر اند علی الخصوص که فعالیت بیمارستانی بهترین وسیله برای ورود در کشور هایی که از ثبات برخوردارند به حساب می آید. (بارها این فرقه مسیحی مورد اتهام چنین مواردی قرار گرفته است و هر بار با سیاست و پرداخت پولهای کلان و هنگفت، شکایات بر علیه خود را مسکوت گذارده است).

 

رسمیت این انجمن برادری بعنوان یک کشور مستقل حتی پیش از آنکه اسرائیل بر روی فلسطین بنا شود در حالی از سوی جهان پذیرفته شده که این فرقه به عنوان یک کشور مستقل بدون سرزمین، بدون پول واحد و مستقل، که پشتوانه منابع مالی آن نیز مشخص نیست مورد قبول سازمان ملل واقع شده است!!

 

دونالد کوئلر، یکی از اساتید دانشگاه ایلینویز در این زمینه می نویسد: در آن زمان شوالیه های فرانسوی بیشتر به دنبال زمین بودند و تاجران ایتالیایی درصدد گسترش تجارت خود در بنادر خاورمیانه.

 

سربازان این فرقه مسیحی بسیاری از مسلمانان و حتی یهودیان را به امید یافتن طلا و جواهرات به قتل رساندند. آنها برای دست یابی به این جواهرات حتی شکم قربانیان خود را می دریدند.

 

سپاه مختلط صلیبیان و شوالیه های توتونی، شهسواران مسیح، شوالیه های هاسپیتالی پس از یک سفر طولانی و سخت و پس از غارت و قتل عام وسیع مسلمانان سرانجام در سال ۱۰۹۹ به بیت المقدس (اورشلیم) رسید.

 

بیت المقدس پس از پنج هفته محاصره سقوط کرد و صلیبیان وارد آن شدند و مرتکب جنایت هایی در این شهر شدند که تاریخ کمتر به خود دیده است.

 

سپاه صلیبیان تنها طی دو روز ۴۰ هزار مسلمان را با وحشی گری به قتل رساند. برای آنکه به جنایت های وحشیانه ی این جنگ نگاهی داشته باشیم مروری به خاطرات یکی از سربازان صلیبی شرکت کننده در این جنگ به نام ریموند می اندازیم.

 

وی در زمینه ی دستاوردهای این جنگ به خصوص تصرف بیت المقدس توسط سپاه صلیبیان به خود می بالد و این چنین یاداشت های خود را آغاز می کند:

(مناظر شگفت انگیزی بود، بعضی از مردان سر دشمنان را قطع می کردند، برخی دیگر دشمنان را که بر روی برج بودند، هدف تیر قرار می دادند و برخی دیگر را شکنجه می کردند و در آتش می انداختند.

 

در کومه های شهر پشته هایی از سر و دست و پا دیده می شد به طوری که برای حرکت باید با احتیاط از میان اجساد انسان ها و اسب ها عبور می کردیم. اما این پیروزی ها در مقایسه با آنچه که در معبد سلیمان انجام می گرفت، قابل مقایسه نبود.

 

در معبد سلیمان مردان صلیبی درحالی که خون به زانوها و افسار اسب هایشان رسیده بود، عبور کردند. اورشلیم توسط سپاه صلیبیان تصرف شد و به عنوان پایتخت آنها اعلام گردید. )

 

گیبردونوژان که عضو شوالیه های معبد بود این جنگها را کار خدا می داند که بدست فرانسویان انجام یافته است.

 

پطرس ناسک یکی از یاران پرشور پاپ و عضو شواله های معبد در شمال فرانسه ، راهبی بود از حوالی آمین موسوم به پطرس و ملقب به ناسک. راهب مزبور از هر جا گذر کرد شور بزرگی برای جنگ صلیب درانداخت.

 

گیبردونوژان که خود او را دیده در وصفش چنین می آورد: پطرس مردی بود کم جثه و باریک اندام و گندم گون ، ریشی بلند وچشمی تند داشت پابرهنه راه میرفت ، پیراهنی پشمی در بر میکرد و ردائی باشلِق دار بر دوش میکشید. جز نان تهی نمیخورد فقط گاه کمی ماهی داشت . شراب مطلقاً نمی نوشید... در کردار و گفتارش آیات الهی هویدا بود و مردم موی قاطر سواری او را میکندند که برای تبرک نگاه دارند.

 

گود فروآ دو بویون به پاپ نوشت : «اگر میخواهید بدانید با دشمنانی که در بیت المقدس بدست ما افتادند چه معامله شد همین قدر بدانید که کسان ما در رواق سلیمان و در معبد در لجه ای از خون مسلمانان میتاختند و خون تا زانوی مرکب می‌رسید».

 

عموم روایات بر قتل عام شهادت می دهد: «تقریباً ده هزار مسلمان "فقط در معبد" قتل عام شد و هرکس در آنجا راه میرفت تا بند پایش را خون میگرفت ازمسلمانان هیچ کس جان نبرد و حتی زن و اطفال خردسال را هم معاف ننمودند...».

 

پس از کشتار نوبت به غارت رسید «کسان ما چون از خونریزی سیر شدند به خانه ها ریختند و هرچه به دستشان افتاد ضبط کردند. هر کس (چه فقیر و چه غنی ) به هر جا وارد میشد آن را ملک طلق خود میدانست ... و این رسم چنان ساری بود که گوئی قانونی است که باید موبه مو رعایت شود».

 

صلاح الدین ایوبی یکی از فرماندهان ارتش اسلام در جنگ های صلیبی سرانجام توانست این دایره ی ظلم و ستم را بشکند و در سال ۱۱۸۷ در جنگ هیتن سپاه صلیبیان را در هم شکند و بیت المقدس را از دست آنها برهاند.

 

ریشار کور دو لیون دو سال در ارض اقدس ماند، وی یک بار 2600 نفر اسیر را سر برید، زیرا فدیه ٔ آنها سر موقع نرسیده بود؛ اما بالاخره نتوانست به اورشلیم یا همان بیت المقدس برسد و آن شهر در دست مسلمانان ماند و قلمرو مملکت لاتن منحصر به فینیقیه قدیم گردید و عکا پایتخت آن شد. این شهر تا صد سال دیگر، یعنی تا 1291 م . در دست صلیبیون باقی ماند.

 

صلاح الدین ایوبی به رغم آن که بسیاری از مسیحیان را در طول جنگ های مختلف مورد عفو قرار داد اما به دلیل جنایت های متعددی که شوالیه های معبد در حق مسلمانان مرتکب شده بودند، آنها را محکوم به مرگ کرد.

 

شوالیه های مبعد به رغم آنکه بیت المقدس را از دست داده و متحمل تلفات سنگین شده بودند و نیز با خطر کاهش روز افزون مسیحیان در فلسطین مواجه بودند، به گونه های مختلف ادامه ی حیات دادند و به مرور زمان در اروپا به قدرت دست یافتند و پس از اروپا در بسیاری از دیگر کشورها نفوذ کردند و حتی بخشی از حکومت ها را نیز در دست گرفتند.

 

با پایان یافتن جنگ های صلیبی این شوالیه ها در کشورهای اروپا و مخصوصا در فرانسه مستقر شدند. پس از آن و به دستور پاپ کلمنت پنجم و پادشاه فرانسه استاد بزرگ ژاک دومالی در سال 1314 در آتش سوزانده شد اموال این شوالیه نیز توقیف و به شوالیه‌های سنت‌جان ( شوالیه های هاسپیتال یا مالت) که تحت حمایت پاپ بودند ، واگذار گردید.

 

بسیاری از شوالیه ها در منطقه پراونیس فرانسه مخفی شدند و سنت شفاهی کابالا در آنجا به کتاب تبدیل شد و ثبت گردید. پادشاهان بعدی فرانسه نیز تلاش کردند تا بساط شوالیه های مقدس را برچیند و در سال 1337 بسیاری از تمپلرها دستگیر و با اتهامات مختلف به محاکمه کشانده شدند.

 

شمار قابل توجهی نیز گریختند و به پادشاه اسکاتلند (تنها پادشاهی که مرجعیت پاپ را قبول نداشت) پناه بردند. پادشاه اسکاتلند رابرت بروس از رقیب تازه واتیکان استقبال کرد و آنها را به درجات عالی دربار خود راه داد. شوالیه ها کم کم تفکرات خود را در دربار نفوذ دادند و در پناه حمایت شاه تشکیلات خود را احیا نمودند و اندکی بعد به لژ وال بیلدرز مهم ترین لژ اسکاتلند ، نفوذ کردند و در اندک زمانی بر آن تسلط یافتند. آن ها در اسکاتلند عقاید و مراسم دینی مصر باستان را با آیین کاهنان اقوام سلتی ادغام نموده، به عنوان فراماسون ها ظاهر شدند. و به این ترتیب فراماسونری در اسکاتلند متولد شد و لژ کهن اسکاتلند همچنان شاخه اصلی فراماسونری به شمار می‌رود.

 

القابی که به افراد عالی رتبه ی این لژ داده می شد، قرن ها پیش به شوالیه های معبد داده می شد. این عناوین تا به امروز به کار می رود. به طور کلی شوالیه های معبد ناپدید نشده و هنوز فلسفه، عقاید و تشریفاتشان در لباس مبدل فرامانسونری پابرجاست.

 

شواهد بی شمار تاریخی این موضوع را تایید می کند و امروز شمار وسیعی از تاریخ دانان و و تاریخ نویسان غربی چه فراماسونری و چه غیر فراماسونری این امر را پذیرفته اند.

 

واقعیت آن است که بسیاری از مورخان غربی و اسلامی معتقدند این گروه که به عنوان حربه ی دینی در روشن کردن آتش جنگ های صلیبی نقش داشتند تا به امروز فرهنگ و مذهب خاص شان را که بر گرفته از تمدن ها و تعلیمات دینی مختلف است در بروز بسیاری از اختلافات میان جهان مسیحیت و اسلام تاثیر گذارند.

 

برغم آنکه مکتب شوالیه های معبد به عنوان یک مکتب پایان یافته محسوب می شود اما هنوز هم تعلیمات این گروه تا به امروز در نزد بسیاری از اصول گرایان مسیحی محفوظ باقی مانده است.

 

بسیاری از این سیاستمداران اصول گرا و محافظه کار غربی به بحران های کنونی غرب و خاورمیانه یا مشرق زمین با دید یک جنگ صلیبی نگاه می کنند و این بحران ها را در چارچوب این دیدگاه تعریف می نمایند.

 

در سال ۶۰۰ میلادی پاپ گریگوری اول فرمان ساخت بیمارستانی را در اورشلیم برای مراقبت از زائران مسیحی صادر کرد. دویست سال بعد شارلمان پادشاه آلمان آن را توسعه داد. 223 سال بعد خلیفه علی الظهیر فاطمی اجازه بازسازی آن را به بازرگانان ایتالیایی داد و بیمارستان در محل صومعه سنت جان باپتیست از نو ساخته شد و راهبان بندیکتی در آن به خدمت پرداختند.

 

پس از جنگ اول صلیبی ریموند دوپی بیمارستان را در کنار صومعه سپولر مقدس بازسازی نمود و چندی بعد شوالیه ها به اعضای انجمن برای محافظت از بیماران و اموال بیمارستان آموزش های نظامی دادند که به مرور به نیروی نظامی قابل توجهی تبدیل گشت.

 

تا سال ۱۱۱۹ شوالیه های معبد و هاسپیتالرها بزرگترین نیروی نظامی صلیبی در منطقه به حساب می آمدند.

 

در سال ۱۲۴۸ پاپ ایناسنت چهارم لباده ای قرمز با صلیب سفیدی بر روی آن به آنها اعطا نمود تا بعنوان لباس نظامی بر تن کنند و موجب تمایز آنها در میدان جنگ شود.

 

در اواسط قرن دوازدهم انجمن هاسپیتالی به دو گروه مجزای جنگاوران و خادمان بیماران تقسیم شد. این در حالی بود که شوالیه ها ماهیت مذهبی خود را همچنان حفظ کرده بودند و با عنایت مقام پاپ با استقلال از حاکمان مسیحی حکومتی را همتراز با پادشاهی مسیحی اورشلیم در سرزمین های مقدس تشکیل دادند. تا جاییکه صاحب هفت دژ مستحکم و صدوچهل ولایت مستقل در انطاکیه فلسطین و حتی سوریه برای خود بودند.

 

آنها در سال ۱۱۸۵ تحت حمایت فردریک بارباروسا امپراطور مقدس روم قرار گرفتند و این وضعیت تا فتح دوباره سرزمین های مقدس توسط مسلمین ادامه داشت. با سقوط پادشاهی مسیحی اورشلیم شوالیه ها از اورشلیم اخراج شدند و به سوی طرابلس و عکا عقب نشستند. با سقوط عکا شوالیه ها به پادشاهی قبرس پناه بردند و استاد بزرگ گویلام دو ویلارت سعی نمود تا سرزمینی را برای شوالیه ها پیدا کند.

 

پس از دو سال آوارگی جانشین وی فوکس دو ویلارت اجازه سکونت و حاکمیت بر جزیره رودس را بدست آورد و آنها در ۱۳۰۹ کنترل رودس و بعضی جزایر مجاور و بنادر بودروم و کاستلوریز را در آناتولی بدست گرفتند. در سال ۱۳۱۲ و پس از انحلال انجمن شوالیه های معبد اموال آنها از سوی پاپ به شوالیه های هاسپیتالر داده شد. زمینهایی که در هشت پادشاهی آراگورن آورن کستیل فرانسه انگلستان آلمان ایتالیا و پراونس پراکنده شده بود. شوالیه های هاسپیتالی پس از استقرار در رودس در مدیترانه به دزدی دریایی و جنگ با مسلمانان روی آوردند و خلیفه مصر و سلطان محمد دوم پس از فتح قسطنطنیه مقابله با آنها را در اولویت قرار دادند. در سال ۱۵۲۲ سلطان سلیمان قانونی آنها را در رودس محاصره کرد و پس از شش ماه محاصره و شکست شوالیه ها به آنها اجازه داد تا به سمت سیسیل عقب نشینی کنند.

 

پس از هفت سال آوارگی در اروپا چارلز پنجم پادشاه اسپانیا جزیره مالت گازو و بندر طرابلس در شمال آفریقا را در ازای پرداخت خراج سالانه به نایب السلطنه خود در سیسیل به شوالیه ها واگذار کرد.

 

پس از آن شوالیه ها به جنگ علیه مسلمانان ادامه دادند. در 1565 سلطان سلیمان برای پایان دادن به دست اندازی های هاسپیتالی ها که پس از سکونت در مالت عنوان شوالیه های مالت را برگزیده بودند جزایر آنها را محاصره نمود. اما با مرگ ناگهانی فرمانده ناوگان عثمانی تورگوت پاشا معادله نبرد تغییر کرد.

 

فرماندهان بعدی با بی دقتی ارتباط خود را با سواحل آفریقا قطع نمودند و از تجدید قوای نائب السلطنه سیسیل که مالت را دروازه ای برای فتح سیسیل و ناپل می دانست غافل شدند. با رسیدن نیروی تازه نفس سیسیلی و کشتی های اسپانیایی ناوگان عثمانی در هم شکست و به سمت شرق عقب نشینی نمود.

 

در 1607 به استاد بزرگ از طرف امپراطور مقدس روم لقب شاهزاده امپراطوری و در سال 1630 از جانب پاپ عنوان کاردینال و شاهزاده کلیسااعطا شد و پس از آن شوالیه ها به دزدی دریایی از کشتی های اعراب و عثمانی در مدیترانه ادامه دادند.

 

با نهضت اصلاح طلبی در اروپا شوالیه ها حمایت پادشاهان پروتستان و دارایی های خود را در کشورهای پروس(آلمان) و انگلستان از دست دادند. در فرانسه نیز پس از لغو نظام فئودالی در 1789 و بی اعتبار شدن عنوانهای سبطنتی که شامل عنوان شوالیه نیز می شد اموال رسمی شوالیه های مالت بدست انقلابیون افتاد. در 1798 و در جریان فتح مصر ناپلئون جزایز مالت را نیز فتح کرد و این پایان شوالیه ها در مالت بود.

 

وی پس از فتح مالت اموال و دارایی های شوالیه ها را که شامل ثروت حاصل از دزدی دریایی عتیقجات جنگ های صلیبی و میراث شوالیه های معبد بود را ضبط نمود و بسوی فرانسه فرستاد اما ناوگان فرانسه توسط کشتی های انگلیسی در آبهای مصر غرق شد و این غنائم نیز در خلیج ابوغیر به قعر دریا رفت.

 

ادعا می شود که این کشتی ها هیچگاه پس از آن یافت نشدند که البته غیرقابل باور است که همچون ثروت هنگفتی بعلاوه میراث کابالای شوالیه های معبد در دریا رها شده باشد. پس از آن اعضای انجمن مالت در اروپا پراکنده شدند. تزار پائول اول تعداد بسیاری از آنها را در سن پترزبورگ پذیرفت و آنها نیز او را همزمان با ون‌همپش بعنوان استاد بزرگ برگزیدند.

 

در سال 1834 شوالیه ها دیگر بار به ساختن یک مرکز فرماندهی در رم پرداختند. در خلال سالهای 1805 تا 1879 انجمن توسط معاونین اداره می شد تا اینکه در سال 1879 پاپ لئو سیزدهم استاد اعظم دیگری برای آنها برگزید. و پس از آن اعضای انجمن به ساخت بیمارستان و فعالیتهای درمانی پرداختند.

 

انجمن پادشاهی نظامی هاسپیتالر سنت جان اورشلیم رودس و مالت یک انجمن مذهبی کاتولیک و قدیمی ترین انجمن بازمانده شوالیه گری است که یک کشور مستقل محسوب می شود.

 

با ۱۰۴ کشور جهان رابطه دیپلماتیک و جمعیتی متشکل از ۱۳ هزار عضو ۸۰ هزار داوطلب و ۲۰ هزار پرسنل پزشکی دارد. همچنین واحد پول مستقل و گذرنامه مجزا داشته و پلاک مخصوص برای وسایل نقلیه خود صادر می کند.

 

استاد اعظم این انجمن در حد یک حاکم کشور و پادشاه محسوب می شود و در سلسله مراتب کلیسا نیز یک کاردینال است و در انتخاب پاپ رای میدهد. نماینده آن در سازمان ملل و نیز تمام سازمان های وابسته به آن از حق رای برخوردار است و در نتیجه در تمام تصمیم گیری های بین المللی شریک است و تمامی اینها در حالی است. که این انجمن برادری هیچ سرزمین یا اقتصادی ندارد و تمام خاک آن را اردوگاه های امدادی موقت یا ساختمان های نمایندگی و بیمارستان ها تشکیل می دهند. سوالی که مطرح می شود این است که این انجمن که در حال حاضر و حتی با احتساب اعضای داوطلب کمتر از 115هزار نفر جمعیت دارد چگونه به عنوان یک کشور از سوی جامعه جهانی پذیرفته شده. جالب اینکه این انجمن زیاده خواه با چنین سابقه خونینی، از قرن ۱۹ به بعد هیچ گاه تقاضای داشتن زمین مستقل نداشته و همیشه در قالب یک گروه خیرخواه بشر دوست فقط و فقط به فعالیت های امدادی پرداخته است!!

 

آنچه در این میان بیش از هرچیز انسان را به فکر فرو می برد نداشتن اقتصاد مستقل و منبع درآمد رسمی است. به عبارت دیگر منبع مالی فعالیت های کشور شوالیه های مالت (با کشور مالت فرق دارد) همچنان نامشخص و سری باقیمانده است. حال آنکه خدمات رایگان پزشکی در این سطح وسیع احتیاج به سالیانه مبالغی بالغ بر میلیاردها دلار دارد که البته از منبع کمک های بین المللی نیز تامین نمی شود. علاوه بر آن مقامات این کشور (شوالیه های مالت یا هاسپیتالی) نیز همیشه از ارائه توضیح در اینباره خودداری کرده اند و اساسا پشت پرده این فعالیتها همچون اقدامات سایر انجمن های فراماسونری همچنان مخفی مانده است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 11:40 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

خرید مناصب مذهبی کلیسا، حتی برای کودکی ده ساله !!

 

مادر «گیبردونوژان» چون اشتیاق فراوان داشت که پسرش را نذر کلیسا کند، مبالغی به مقامات روحانی پول داد تا او را در یازده سالگی به جرگه کشیشان عالی مقام یک کلیسا وارد کنند.

 

در «ناریون» کودکی ده ساله در برابر پرداخت صد هزار سولیدوس به مقام اسقف اعظم منصوب شد.(سال ۱۰۱۶ میلادی)

 

در انگلستان ،آلمان ،فرانسه، ایتالیا و اسپانیا رشوه گیری و رشوه دهی به مقامات کلیسا رسم بوده. روحانیون کلیسا از راه رشوه خواری به ثروتهای هنگفتی دست پیدا می نمودند. این در صورتی است که معتقدان واقعی به عیسی مسیح که اکثر ایشان را ضعفا و فقیران مسکین تشکیل می دادند حتی نانی برای خوردن نداشتند!!

 

در کلیساهای امروزی عصر حاضر در بین جماعت فارسی زبان را نگاه کنید، چه می بینید؟!

 

1- کلیساهای فامیلی!!

2- شبکه های تلویزیونی فامیلی!!

3- دریافت پولهای کلان و زندگی مرفه و بی دغدغه کشیشان و شبانان!!

4- چشم پوشی از تعالیم صحیح و وارد نمودن بدعتهای فراوان به نام مسیح!!

5- ... .....!!

 

خداوند به همه ما رحم کند که به نام او، معابد و کلیساهایش به بدعت و زرسالاری و شهوات دنیا آلوده گشته است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 11:20 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

پدران صحرا / پدران مقدس بیابان / آبای بیابان / Derert Fathers

 

پس از آنکه مسیحیت بصورت دینی دولتی درآمد مرتاضان مسیحی یا ریاضت کشان مسیحی از شهرهای امپراتوری روم گریختند و در صدد برآمدند که زندگی آمیخته با عبادت ، روزه گیری و کار پر مشقت را در بیابانهای مصر در پیش گیرند. آنان به سبب دارا بودن عقل سلیم ، قناعت پیشگی، دارای نیت خوب و صداقت پیشگی ، سادگی در گفتار و پوشش و رفتار ، زندگیشان در تاریخ مسیحی شهرت یافت.

 

مجموعه های فراوانی از روش زندگی و سخنان ایشان در دسترس متالهین مسیحی قرار دارد. پدران صحرا نقش بسیار موثری در گسترش رهبانیت مسیحی داشتند.

 

البته در مورد برخی از پدران و مادران صحرا، داستان پردازی و افسانه سرایی های موهومی شده که بر قداست آنها برای عوام بیافزایند و الگویی صد چند برابر از خود شخص مورد نظر ساخته شده که شاید وی هرگز چنین نبوده است. داستانهایی مانند نخوردن آب یا غذا به مدت چندین ماه یا یک سال، زانو زدن در پای صلیب به مدت چندین سال، ملاقات با شیطان، اسب شاخدار، کبوتر یا کلاغ سخنگو ، خرس یاری دهنده، گوزنی که فانوسی بر سر دارد، دیدار با فرشتگان، رفتن به آسمان، دیدار با خداند و .... غیره.

 

شهرت مادران مقدس بیابان کمتر است اما اهمیتشان کمتر نیست. بسیاری از آنان شخصا تبدیل به معلمان معنوی گردیدند و اکثر قریب به اتفاق جامعه این زنان از دنیا بریده را ، زنان توبه کار تشکیل می دادند. آنها کسانی بودند که از روسپی خانه ها و مزارع کار سخت یا به عنوان برده فراری یا زنان زجر کشیده و فقیر به دیرها پناهنده می شدند ، برخی از این زنان هم از کودکی توسط والدین خود نذر دیر و صومعه ها می گردیدند تا از همان خردسالی در آنجا به مسیح خدمت کنند. برخی هم از نوانخوانه ها (یتیم خانه ها) به دیرها و صومعه ها می پیوستند. اکثر این زنان هرگز تا آخر عمر خود خارج از دیوارهای دیر و صومعه خود را ندیدند.

 

برخی از روسپیان توبه کرده که بعدها تبدیل به قدیسه شدند کسانی چون قدیسه مری مصری ، قدیسه تائیس ، قدیسه پلاگیا در سنت ارتدوکس از علاقه و قداست و احترام خاصی برخوردار شدند ، بطوریکه پنجمین یکشنبه ایام روزه اختصاص به قدیسه مری دارد.

 

کاربرد اصطلاح اَبّا یا اَپا برای پدران صحرا بکار می رفت و برای مادارن صحرا کلمه احترام آمیز اِمّا بکار گرفته می شد. دیرها و صومعه ها دارای مناسبی چون ریس و ریسه ، راهب و راهبه ، پدر و خواهر ارشد ، برادر و خواهر بود.

بیابان معنای نمادین مهمی در ریاضت و معنویت مسیحی دارد. این واژه مکانی است که در ان شخص تنها و عریان و شکننده در حضور خداوند می ایستند.

 

اعضاء این گونه مکانها موقتا یا دائما به عزلت گزینی و ریاضت کشی می پردازند و به نظاره ی درون و بیرون خود تا زمانی که در این مکان حضور دارند مراقبت می نمایند.

 

مرتاضان مسیحی تعلق خاصی به قشر خاصی نداشتند. از هر طبقه و گروهی در داخل آنها بود ولی از طبقه فقرا و نیازمندان بیشتر بودند و از طبقه ثروتمندان انگشت شمار.

 

در میان عارفان یا مرتاضان مسیحی می توان اشخاصی چون ویلیام بلیک "هنرمند" ، سوئدن بورگ "مخترع و ریاضی دان" ، تیار دو شاردن "زیست شناس و زمین شناس" ، کریستف کلمب "سیاح و کاشف قاره آمریکا" ، ژاندارک "چهره ملی و مذهبی" ، گریگوری "روحانی و فیلسوف" ، را نام برد.

 

در تاریخ پدران و مادارن صحرا بودند کسانی که از خود و صومعه و دیرهای زیر نظرشان بت ساختند بجای اینکه ، بت خود را بشکنند ، همچنین در تاریخ پدران و مادارن صحرا کسانی بدعتهای زشتی چون زخم زدن به بدن و مجروح ساختن تن ، زنجیر زدند و شلاق زدن و پوشیدن لباسها و کفشهای میخ دار ، زنده زنده سوزانیدن ، قطع کردن دست و پا و از حدقه درآوردن چشم و از این دست خشونتها را وارد کلیساهای دیرها و صومعه ها نمودند.

 

برخی هم به بیراه هایی چون ثروت اندوزی و فروش مقدسات و راه اندازی جنگها و تشکیل انجمنهای مخوف سرّی به بهانه دفاع از مسیح و مسیحیت روی آوردند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 08:06 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه مسیحی فرزندان خدا

 

کلیسای خانواده بین المللی (International Family Church)، فرزندان از خدا (Children of God)، خانواده عشق (Family of Love)، خانواده بین المللی یاران (The Family International Fellowship)، یاران مستقل جوامع مبلغ (Fellowship of Independent Missionary Communities)، اتحاد مسیحی و تبلیغ (Christian and Missionary Alliance)

 

تمامی نام‌های بالا اسامی این فرقه می باشند.

 

این کلیسا نخست به فرزندان خدا معروف بود و سپس خانواده ی عشق خوانده شد، به این دلیل که موعظات رهبر فرقه همراه با سخنانی از کتاب مقدس، عیسی مسیح، عشق و روابط جنسی اختلاطی آزاد بود.

 

دیوید برگ (1919- 1994) که به موسی (Moses) و سپس به "پدر دیوید" و بعد به "مو" (Mo) معروف شد، این فرقه را در سال 1968 در کالیفرنیا به عنوان بخشی از جنبش فقط عیسی (Jesus Only Movement) پایه گذاری کرد که زیر شاخه جنبش انجیلی های موعودگرا (evangelization) بود.

این فرقه از نوع فرقه های روز قیامت یا آخرزمانی می باشد، که بر پایه تعبیرات و تفسیرات خاصی از کتاب مقدس پایه ریزی می شوند. همچنین این فرقه بر پایه دیدگاه مدافع بنیادگرایی و معتقد به سوسیالیسم خدایانه فعالیت خود را آغاز نمود.

 

آنها اعتقاد دارند که، ما بسوی آخر زمان در حرکتیم، یعنی به زمانی نزدیک می شویم که از دل نظامهای سرمایه داری و کمونیسم، حکومت جهانی با دین دولتی واحدی ظهور خواهد کرد و دجال رهبری آنرا برای یک دوره ی هفت ساله به عهده خواهد گرفت و به دنبال آن، ظهور دوم مسیح منادی خشم خداوند خواهد بود و خبر از نبرد آرماگدون (هارمجدون) خواهد داد که هزاره پادشاهی هزار ساله ی مسیح بر زمین را در پی خواهد داشت.

 

دیوید برگ در سال 1972 اعلام نمود که کالیفرنیا توسط یک زلزله مهیب به تلی از خاک بدل خواهد شد و پس از آن جهان نابود می شود . وی همچنین اعلام نمود که قبل از آخر زمان و نابودی اولین شهر (کالیفرنیا)، مسیحیان مومن توسط ستاره دنباله دار بیت الحم که در زمان تولد عیسی دیده شد، به نزد عیسی مسیح خواهند رفت و در ملکوت خداوند زندگی جدیدی را آغاز خواهند نمود.

 

عقاید این فرقه را می توان در بیش از یکصد جلد کتاب یافت، که از مهمترین ارجاعات الهیاتی کتاب مقدس و نامه های دیوید برگ معروف به (Mo) ساخته شده است. رساله هایی با تصاویر سیاه و سفید از پیشگویی های آخر زمانی، عشق عمومی، سلامت جنسی و مراقبت از کودکان را شامل می شود.

 

دیوید برگ معتقد بود تنهایی دشمن مسیح و یک ایماندار به مسیح است و یک فرد مسیحی باید بدون در نظر گرفتن وضعیت تأهل، خود را از تنهایی برهاند و عشق خود را (بدن و عمل جنسی آزاد) آزادانه در اختیار دیگر مسیحیان در کلیسا قرار دهد. وی نام این عمل را "تشویق برای وحدت و خارج شدن از گناه تنهایی" نامگذاری نمود. دیوید برگ کسانی که مخالف این روش بودند را قربانی گناه می نامید! .

 

این جنبش فرقه ای ابتدا بصورت زیرزمینی (کلیساهای خانگی) فعالیت خود را آغاز، و در دهه ی 1970 رشد سریع و چشمگیری پیدا نمود. فرقه کلیسای خانواده بین المللی از سال 1992 خط مشی بازتری را درپیش گرفت و در کشور آمریکا، کانادا، آمریکای لاتین مانند ونزوئلا و برزیل، استرالیا، فرانسه، ایتالیا، انگلستان، آلمان خیلی سریع رشد کرد. در حال حاضر این فرقه در بیست کشور دنیا پراکنده است و بنابر اماری که خود کلیسای خانواده بین المللی منتشر نموده در حدود سیصدهزار عضو دارد.

 

از همان اوائل کار فرقه، دشمنی های زیادی از طرف دیگر فرقه های مسیحی و کلیساها بصورت خصمانه با این گروه کلیسایی و رهبرش دیوید برگ درگرفت. این دشمنی های عمومی ناشی از واکنش به نامه های (Mo) و الهیات سکس مختلط وی در کلیسا بود که دیگر کلیساها آنها را کفرآمیز و مستهجن و هرزه نگارانه می پنداشتند.

 

وی در موعظه ای خطاب به منتقدان گفت: زنا تنها گناهی است که خداوند می بخشد و برای آن مجازاتی در نظر نمی گیرد. او در همین موعظه به یوحنا 8: 7 اشاره نمود و در یک موعظه پر شور عمل اختلاط جنسی در کلیسا را بدون در نظر گرفتن تأهل، یک امر مقدس خواند.

 

دیوید برگ در بخشی از نامه هایش به نام "شکار عشوه گران" استفاده از امور جنسی برای متقاعد کردن مردم و جذب آنها به کلیسا و فرقه خود را توجیه، و اعمال جنسی عشوه گرانه را برای اعضای زن و کودکان مونث آزاد نموده بود. این نوع تبلیغ و جذب نیروی جدید برای فرقه از طرف مخالفین مسیحیت آمیخته با روابط جنسی آزاد خوانده شد.

 

وی می گفت : عیسی شما را دوست دارد که بدن خود را در راهش تقدیم می کنید تا مردم را به کلیسا دعوت نمایید!

 

به دلیل انتقادات زیاد و همچنین ترس اعضاء مونث فرقه از مبتلا شدن به بیماری های مقاربتی مخصوصا ایدز و هپاتیت در سال 1987 این عمل عشوه گری جذب نیرو برای فرقه از طرف دیوید برگ منسوخ اعلام گردید، ولی با این حال خانواده هایی که به شدت به فرقه و رهبرشان پدرمو (Mo) معتقد بودند به این عمل همچنان ادامه دادند و همسران و دختران و کودکانشان را برای جذب افراد جدید به فرقه در اختیار اعضای جدید برای مصارف جنسی قرار می دادند.

 

این جنبش مسیحی و کلیسایی در سال 1992 در استرالیا و امریکا و کشورهای دیگر مورد تهاجم پلیس قرار گرفت، ولی چون مدارکی مستند دال بر سوءاستفاده از کودکان به دست نیامد، فرزندان خانواده ها به خانه هایشان برگشتند.

 

این کلیسا بارها به آزار جنسی کودکان و سوءاستفاده از زنان در سطح وسیع متهم شد، ولی با پرداخت هزینه های گزاف به وکلای عالی و مقتدر، همیشه از زیر بار این اتهامات شانه خالی کرده و تبرئه گردید.

 

اعضای این فرقه تمایل دارند تمام وقت در اجتماعات کلیسایی فرقه شرکت و زندگی نمایند. آنها تقریبا بصورت یک کلونی زندگی می کنند. در زندگی اجتماعی آنها ادبیات پردازی، داستان سرایی از عیسی مسیح، تعریف خواب و رویا از عیسی و روح القدس، نوشتن شهادتها و تایپ و چاپ و در نهایت فروش ارزان این شهادتها به مردم در خیابانها، جزو ماموریتهای این اجتماع کلیسایی و فرقه ای می باشد.

 

در این فرقه گروهی از اعضا وجود دارند که به پشتیبانان معروف می باشند و به آنها (TRF) می گویند.

 

در رابطه با فرقه کلیسای خانواده بین المللی یا فرزندان خدا، ویدئویی برای شما تهیه کرده ایم که می توانید در آن، اعترافات کودکان به سوءاستفاده جنسی و تصاویر بیشتری از این فرقه، همچنین کاریکاتورهای دیوید برگ بر اساس تعلیمات و آموزه های کتاب مقدسی اش را به همراه تصاویری از سوءاستفاده از کودکان و خانم های عضو کلیسا را مشاهده نمایید.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1396
ساعت : 04:02 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

باپتیست های سیاه پوست یا تعمیدگرایان بومی سیاه / Native Black Baptists

 

آموزش مسیحیت به بردگان جامائیکایی به آرامی و در سال 1754 از سوی برادران موراویان ها یا موراویایی آغاز شد. در سال 1783 حدود 400 خانواده با 4 الی 5 هزار برده خود به جامائیکا رفتند تا از دولت جمهوری خواه جدید ایالات متحده آمریکا بگریزند. به همراه آنها، سیاهان آزادی چون جورج لایل و موزس بیکر که تعمیدگرا (باپتیست) بودند نیز به جامائیکا رفتند.

 

آنها تبلیغ را آغاز کردند و جمعیت زیادی به شنیدن موعظه های آنها آمدند. آنها فقط سیاهان برده ای را قبول می کردند که از ارباب مسیحی خود اجازه شرکت در جلسات و عضویت در کلیسا را داشتند.

 

در ابتدای تشکیل این فرقه، اطاعت از ارباب یکی از آموزه های اصلی این فرقه بود.

 

عقاید این فرقه باپتیست با جریان اصلی باپتیستها بسیار متفاوت بود.

 

جرج لوئیس که در آفریقا متولد شده بود به وضوح مسیحیت سفید را رد می نمود و روایتی از نژاد سیاه از کتاب مقدس تفسیر و بیان می کرد که اعضای عضو که اکثر قریب به اتفاق سیاه پوست بودند را به وجد می آورد. این روایت جرج لوئیس مشخصه ای پر واضح داشت "قدرت گرفتن سیاهان".

 

گروه های مستقل از تعمیدگرایان این فرقه رسما ایجاد و شروع به فعالیت نمودند. آنها گرایش به اخراج دیو و یا جنگیری شدیدی در کلیساهایشان دارند، که به تسخیر معنوی مشهور می باشد.

 

تعمیدگرایی در نظر این سیاه پوستان مسیحی شده به صورت بومی و آیین محوری در آمد. قدرت آب مقدس از باورهای آفریقایی سرچشمه می گرفت و نقش عیسی مسیح بعد از یحیی تعمید دهنده قرار داشت.

 

تعمیدگرایان سنتی به دلیل موعظه درباره حقوق برابر و لغو برده داری برای سیاهان برده جذاب بود.

 

تعمیدگرایان بومی صراحت بیشتری داشتند و برده های بیشتری را به جماعتهای کلیسایی خود جذب می نمودند.

 

جورج لایل نحت تعقیب قرار گرفت و به شوراندن بردگان متهم گردید. سفیدپوستان مسیحی حالا احساس خطر می نمودند و به هر طریق ممکن جلوی عبادت آزادانه سیاهان تعمیدگرای تازه مسیحی شده را می گرفتند و جلسات کلیسایی انها را بر هم می ریختند.

 

زبان کتاب مقدس برای بردگان سیاه جذابیت زیادی داشت مخصوصا قسمتهایی که مربوط به مردمان برگزیده و آزادی از تبعید بود.

 

با گذشت زمان کلیساهای سیاه پوستان بیشتر و عمیقتر با فرهنگ آفریقایی در می آمیخت و با وجود سرکوب از سمت و سوی مسیحیان سفید پوست بر تعداد اعضای کلیساهای سیاه پوستان افزوده می شد.

 

پس از استقلال از بریتانیا در 5 اوت 1962 منزلت کلیساهای سیاه پوستان افزایش یافت و پیروان این کلیساها به منش آفریقایی جامائیکایی خود افتخار می نمودند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1396
ساعت : 03:52 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مکتب کالونیسم Calvinism

 

کالوینیسم نام فلسفه و مکتب سیاسی و مذهبی منسوب به ژان کالون (1509- 1564)، الهیدان و اصلاح طلب پروتستان فرانسوی که در ۱۵۴۱ وی را برای اصلاحات مذهبی به ژنو دعوت نمودند و در آنجا اصلاحاتی انجام داد و انضباط شدیدی در کلیسای ژنو برقرار کرد.

 

عقاید فرقه :

عدم مقاومت در برابر زمامداران سیاسی.

عدم آزادی خواهی و مشروطه طلبی.

اطاعت کورکورانه از دولت.

اعتقاد به تقدیر.

همهٔ افراد می‌توانند بخشش گناه را انجام دهند.

 

ژان کالون با تکیه بر الهیات موسسه های دینی مسیحی، حکومت روحانیان یا خداسالاری محدودی در ژنو بنیاد نهاد. این حکومت روحانی موجب شد که نوع کلیسای اصلاح شده آیین پروتستان (مثلا آیین پرسبیتری اسکاتلندی) به وجود آید. آیین کالون از حاکمیت مطلق خدا بر تقدیر و نیز بر زندگی مدنی و کلیسایی که به دقت تحت نظارت و هدایت قرار دارد سخن می گفت.

 

کانگرگیشنالیسم کالونی و آیین پرسبیتری در مستعمره های آمریکا تاثیر بسزایی گذاشت و از بیدارگری (مثلا جاناتان ادوارز 1703- 1758) تاثیر پذیرفت. کارل بارت (1886- 1968) اثرگذارترین الهیدان کالونیست عصر جدید بوده است. هر جا که کالوینیسم اجازه رشد و نمو داشت، یک حکومت تئوکراسی رخ داد که نوعی الیگارشی بود که در نتیجه اتحاد کشیشان با طبقه متوسط اعلا یا محترمین به وجود امده و توده مردم در آن نقشی نداشتند. حکومت خود کالوین و پیوریتن‌ها در ماساچوست آمریکا به نوعی از متفرعات کالوینیسم بود.

 

کالوینیسم درقرن هفدهم در اروپای غربی شکل گرفت. نجات از طریق ایمان تفاوتهایی با لوتریسم دارد و همچنین در مورد عشای ربانی اختلافات مهمی در مورد حضور حقیقی مسیح در نان و شراب عشای ربانی با لوتریسم دارد. از منظر کالوینیست دنیا آفریده شده تا در خدمت تجلیل از پروردگار باشد، یک فرد مسیحی برگزیده خداوند است و باید با تمام توان دستورات پروردگار را انجام دهد تا از عظمت خداوند تجلیل کرده باشد. کالوینیسم به پرستندگان خداوند می‌آموزد که باید برای موفقیت اجتماعی تلاش کند و مشیت خداوند است که انسان مطابق وظایف و تکالیف اجتماعی برای تجلیل از خالق خود زحمت بکشد.

 

کالوینیسم یکی از فرقه های مکتب پروتستان که در قرن هفدهم به عنوان دین اصلاح طلب به وجود آمد مهمترین ویژگی این باور سرنوشت مقدر می باشد. سرنوشت مقدر یعنی اینکه انسانهای محدودی به فیض می رسند وبرگزیده هستند. انسانها یا برگزیده هستند یا نیستند، و افراد برگزیده نیازمند کشیش نیستند یعنی انسان طبق این کیش تنهاست و به کشیش وشعائر مذهبی نیازی ندارد. انسانی که برگزیده نیست هم تا ابد برگزیده نمی شود. فرد کالوینیسم باید از روش ثابتی برای خود تبعیت کند. عضو فرقه کالوینیسم بر حسب روش سلوک، منظم، پایدار و معتقد به سلسله مراتب یک آیین عقلانی می باشد.

 

کالوینیسم در مسیر تکاملی خود چیزی مثبت به ریاضتگرایی بخشید و آن اندیشه و وجوب اثبات ایمان فردی در فعالیت دنیوی است. اینکه فرد چگونه می تواند بفهمد که برگزیده است یا خیر تنها از راه مقایسه با یکی از اولیای برگزیده امکان پذیر است.

 

به عقیدة کالوین هر شخصی باید خود را بر گزیده بداند و وحدت عرفانی با خداوند که عالی ترین تجربة دینی است تنها زمانی رخ می دهد که خداوند از طریق انسانهای برگزیدة خود عمل می کند.

 

کالوین وحدت عرفانی را زمانی می داند که ایمان فرد در عملش ثابت شود. کالوین معتقد بود که تنها فعالیت دنیوی می تواند تردید مذهبی را ذایل کند و به وجود حالت فیض اطمینان ببخشد. یعنی انسان از طریق فعالیت دنیوی که نماد عمل خداوند است می تواند از فیض مطمئن شود.

 

همانطور که لوتر در معانی کلمة حرفه می گوید، وظیفه ای که خداوند برای انسان مقدر فرموده است.

 

به نظر اچ فرانک کار برای تکلیف بهترین نمونة فعالیت ریاضتگرایی بود و اینکه خداوند مهربان انسان را از طریق فیض در کارهایشان رستگار می کند برای آنها انکار ناپذیر بود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 04:16 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تشکیلات سری بیلدربرگ

 

آیا تا به حال نام تشکیلات سری بیلدربرگ به گوشتان خورده است؟ اگر نه مطلب زیر را بخوانید!

 

بیلدربرگ در سال 1954 در هلند توسط شخصی‌ تأسیس شد که آرزویش به وجود آمدن یک اروپای متحد بود و از قضا طرح تشکیل اتحادیه اروپا نیز نخستین بار در بیلدربرگ ریخته شد.

 

تشکیلات بیلدربرگ همه ساله جلساتی برگزار می‌ کند که شرکت کنندگان در آن سیاستمداران برجسته اعم از رؤسای جمهور, سفرا و وزرا, پادشان و ملکه ها و نیز سرمایه داران بزرگ و افراد ذی‌ نفوذ هستند. در جلسات این تشکیلات که پشت درهای بسته برگزار می‌ شود خبرنگاران حضور ندارند. با وجود اینکه حدود نیمی از اعضای شرکت کننده در این جلسات هر سال تعویض می‌ شوند و جای خود را به شخصیتهای جدید می‌ دهند اما در این تشکیلات نماینده ای از دو خانواده معروف یهودی یعنی راکفلرها و روچیلدها که از جمله به امور بانکداری اشتغال دارند حضور دائمی دارند.

 

هدفی‌ که از ابتدا پشت تأسیس بیلدربرگ قرار داشت این بود که از طریق فراهم آوردن فضائی به منظور انجام گفتگوهای غیر رسمی‌ بین سران کشورهای اروپا و آمریکا از به وجود آمدن یک جنگ احتمالی‌ بین این دو قطب جهان در آینده جلوگیری شود. گفته می‌ شود که طرح دو جنگی که در خلیج فارس در سالهای 1990و 2003 میلادی صورت گرفت در این تشکیلات مورد بررسی‌ قرار گرفته بود. همچنین سیاستمداران صرب این تشکیلات را باعث و بانی‌ جنگی می‌ دانند که در دهه نود میلادی گریبانگیر یوگوسلاوی سابق شد و این کشور را تجزیه نمود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 


شبکه سری بیلدربرگ و خاندان والنبرگ

 

هر سال سیاستمداران و سرمایه داران برجسته ‌اروپایی و آمریکایی به دعوت کلوب بیلدربرگ دور هم جمع می‌ شوند تا در مورد مسائل سیاسی و اقتصادی دنیا باهم بحث و تبادل نظر کنند.

 

در سالهای نخستین تأسیس کلوب بیلدربرگ پرنس هلند میزبان شرکت کنندگان در جلسهٔ بود اما بعدها مقرر شد که نمایندگان بیلدربرگ در هر کشوری به صلاحدید خود از بین شخصیتهای برجسته سیاسی و اقتصادی آن کشور تعدادی را گزینش کرده و برای شرکت در جلسهٔ از آنها دعوت به عمل آورند.

 

در سوئد این دعوتها از طرف شخصی‌ به نام مارکوس والنبرگ صورت میگرفت که عضو جمعیت سری شوالیه های سرافیم بود. برادر مارکوس به نام یاکوب والنبرگ هم از اعضای هیئت رئیسه بیلدربرگ یعنی یکی‌ از مهمترین ارگانهای این تشکیلات سرّی‌ به شمار می‌ آمد. این دو برادر متعلق به یکی‌ از مشهورترین و ثروتمندترین خانواده های یهودی در اروپا هستند که به صورت غیر مستقیم کنترل یک سوم از درامد ناخالص ملی‌ کشور سوئد را در دست دارند. با این وجود به ندرت نام اعضای این خانواده در لیست افراد ثروتمند در سوئد دیده می‌ شود. شعار خانواده والنبرگ شعاری است که مارکوس والنبرگ آن را از شوالیه های سرافیم اقتباس کرده و مضمون آن این است که باید همواره به طور نامحسوس عمل کرد یعنی به گونه ای که دیده و شنیده نشویم.

 

خانواده والنبرگ در بحبوحه جنگ و حکومت نازیها حدود 3000 یهودی را که در معرض نابودی قرار داشتند نجات دادند. این خانواده پرجمعیت که از دوستان اسرائیل به شمار می‌ آیند از طریق خرید عمده سهام شرکتهای بزرگ تجاری خود را صاحب آن شرکتها نموده و در سیاستگذاری و تصمیم‌گیری در آنها نقش ایفا می‌ کنند. از جمله این شرکتها که نام آنها به گوش اکثر ایرانیان و فارسی‌ زبان‌ها آشنا می‌ باشد شرکت اریکسون, شرکت اتومبیل سازی ساب و شرکت بولبرنگ سازی SKF است که محصولات خود را به بیش از پانزده کشور جهان صادر می‌ کند. در لیست شرکتهای متعلق به خانواده والنبرگ همچنین به نام موسسه موسوم به صنعت فیلم سوئد که اداره کننده تمام سینماهای این کشور است و نیز بانک SE که از معدود بانک های بزرگ سوئد است برمی‌ خوریم. خانواده والنبرگ در پروژه های بزرگ دیگر با دولت سوئد همکاری می‌ کند. حاصل این همکاری از جمله تأسیس شرکت هواپیمایی ملی‌ سوئد SAS می‌ باشد که یک عضو خانواده والنبرگ در هیئت رئیسه آن حضور دارد. پادشاه سوئد و دیگر افراد با نفوذ همواره به مناسبتهای مختلف در سخنرانی هایشان از خدمات خانواده والنبرگ تقدیر به عمل آورده اند.

 

در آخر نکته ای که باید اضافه کنم اینه که این تشکیلات به طور کاملا مخفیانه عمل میکرد تا اینکه یک خبرنگار آزاد بعد از مدت ها شک و کنجکاوی به وجود این تشکیلات و نحوه ی تشکیل جلساتش پی برد و رازشان را برملا کرد و بعد از آن این تشکیلات مجبور به اعلام رسانه ای و برگزاری جلسات توضیحی و توجیهی شد. ترکیبی از پرنفوذ ترین و پرقدرت ترین افراد دنیا که به زعم خود وظیفه ی برنامه ریزی برای آینده جهان را دارند در این گروه جمع گردیده اند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 04:11 ب.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 2

>