تبلیغات
گذرگاه - مطالب معرفی کتاب مقدس
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه مسیحی فرزندان خدا

 

کلیسای خانواده بین المللی (International Family Church)، فرزندان از خدا (Children of God)، خانواده عشق (Family of Love)، خانواده بین المللی یاران (The Family International Fellowship)، یاران مستقل جوامع مبلغ (Fellowship of Independent Missionary Communities)، اتحاد مسیحی و تبلیغ (Christian and Missionary Alliance)

 

تمامی نام‌های بالا اسامی این فرقه می باشند.

 

این کلیسا نخست به فرزندان خدا معروف بود و سپس خانواده ی عشق خوانده شد، به این دلیل که موعظات رهبر فرقه همراه با سخنانی از کتاب مقدس، عیسی مسیح، عشق و روابط جنسی اختلاطی آزاد بود.

 

دیوید برگ (1919- 1994) که به موسی (Moses) و سپس به "پدر دیوید" و بعد به "مو" (Mo) معروف شد، این فرقه را در سال 1968 در کالیفرنیا به عنوان بخشی از جنبش فقط عیسی (Jesus Only Movement) پایه گذاری کرد که زیر شاخه جنبش انجیلی های موعودگرا (evangelization) بود.

این فرقه از نوع فرقه های روز قیامت یا آخرزمانی می باشد، که بر پایه تعبیرات و تفسیرات خاصی از کتاب مقدس پایه ریزی می شوند. همچنین این فرقه بر پایه دیدگاه مدافع بنیادگرایی و معتقد به سوسیالیسم خدایانه فعالیت خود را آغاز نمود.

 

آنها اعتقاد دارند که، ما بسوی آخر زمان در حرکتیم، یعنی به زمانی نزدیک می شویم که از دل نظامهای سرمایه داری و کمونیسم، حکومت جهانی با دین دولتی واحدی ظهور خواهد کرد و دجال رهبری آنرا برای یک دوره ی هفت ساله به عهده خواهد گرفت و به دنبال آن، ظهور دوم مسیح منادی خشم خداوند خواهد بود و خبر از نبرد آرماگدون (هارمجدون) خواهد داد که هزاره پادشاهی هزار ساله ی مسیح بر زمین را در پی خواهد داشت.

 

دیوید برگ در سال 1972 اعلام نمود که کالیفرنیا توسط یک زلزله مهیب به تلی از خاک بدل خواهد شد و پس از آن جهان نابود می شود . وی همچنین اعلام نمود که قبل از آخر زمان و نابودی اولین شهر (کالیفرنیا)، مسیحیان مومن توسط ستاره دنباله دار بیت الحم که در زمان تولد عیسی دیده شد، به نزد عیسی مسیح خواهند رفت و در ملکوت خداوند زندگی جدیدی را آغاز خواهند نمود.

 

عقاید این فرقه را می توان در بیش از یکصد جلد کتاب یافت، که از مهمترین ارجاعات الهیاتی کتاب مقدس و نامه های دیوید برگ معروف به (Mo) ساخته شده است. رساله هایی با تصاویر سیاه و سفید از پیشگویی های آخر زمانی، عشق عمومی، سلامت جنسی و مراقبت از کودکان را شامل می شود.

 

دیوید برگ معتقد بود تنهایی دشمن مسیح و یک ایماندار به مسیح است و یک فرد مسیحی باید بدون در نظر گرفتن وضعیت تأهل، خود را از تنهایی برهاند و عشق خود را (بدن و عمل جنسی آزاد) آزادانه در اختیار دیگر مسیحیان در کلیسا قرار دهد. وی نام این عمل را "تشویق برای وحدت و خارج شدن از گناه تنهایی" نامگذاری نمود. دیوید برگ کسانی که مخالف این روش بودند را قربانی گناه می نامید! .

 

این جنبش فرقه ای ابتدا بصورت زیرزمینی (کلیساهای خانگی) فعالیت خود را آغاز، و در دهه ی 1970 رشد سریع و چشمگیری پیدا نمود. فرقه کلیسای خانواده بین المللی از سال 1992 خط مشی بازتری را درپیش گرفت و در کشور آمریکا، کانادا، آمریکای لاتین مانند ونزوئلا و برزیل، استرالیا، فرانسه، ایتالیا، انگلستان، آلمان خیلی سریع رشد کرد. در حال حاضر این فرقه در بیست کشور دنیا پراکنده است و بنابر اماری که خود کلیسای خانواده بین المللی منتشر نموده در حدود سیصدهزار عضو دارد.

 

از همان اوائل کار فرقه، دشمنی های زیادی از طرف دیگر فرقه های مسیحی و کلیساها بصورت خصمانه با این گروه کلیسایی و رهبرش دیوید برگ درگرفت. این دشمنی های عمومی ناشی از واکنش به نامه های (Mo) و الهیات سکس مختلط وی در کلیسا بود که دیگر کلیساها آنها را کفرآمیز و مستهجن و هرزه نگارانه می پنداشتند.

 

وی در موعظه ای خطاب به منتقدان گفت: زنا تنها گناهی است که خداوند می بخشد و برای آن مجازاتی در نظر نمی گیرد. او در همین موعظه به یوحنا 8: 7 اشاره نمود و در یک موعظه پر شور عمل اختلاط جنسی در کلیسا را بدون در نظر گرفتن تأهل، یک امر مقدس خواند.

 

دیوید برگ در بخشی از نامه هایش به نام "شکار عشوه گران" استفاده از امور جنسی برای متقاعد کردن مردم و جذب آنها به کلیسا و فرقه خود را توجیه، و اعمال جنسی عشوه گرانه را برای اعضای زن و کودکان مونث آزاد نموده بود. این نوع تبلیغ و جذب نیروی جدید برای فرقه از طرف مخالفین مسیحیت آمیخته با روابط جنسی آزاد خوانده شد.

 

وی می گفت : عیسی شما را دوست دارد که بدن خود را در راهش تقدیم می کنید تا مردم را به کلیسا دعوت نمایید!

 

به دلیل انتقادات زیاد و همچنین ترس اعضاء مونث فرقه از مبتلا شدن به بیماری های مقاربتی مخصوصا ایدز و هپاتیت در سال 1987 این عمل عشوه گری جذب نیرو برای فرقه از طرف دیوید برگ منسوخ اعلام گردید، ولی با این حال خانواده هایی که به شدت به فرقه و رهبرشان پدرمو (Mo) معتقد بودند به این عمل همچنان ادامه دادند و همسران و دختران و کودکانشان را برای جذب افراد جدید به فرقه در اختیار اعضای جدید برای مصارف جنسی قرار می دادند.

 

این جنبش مسیحی و کلیسایی در سال 1992 در استرالیا و امریکا و کشورهای دیگر مورد تهاجم پلیس قرار گرفت، ولی چون مدارکی مستند دال بر سوءاستفاده از کودکان به دست نیامد، فرزندان خانواده ها به خانه هایشان برگشتند.

 

این کلیسا بارها به آزار جنسی کودکان و سوءاستفاده از زنان در سطح وسیع متهم شد، ولی با پرداخت هزینه های گزاف به وکلای عالی و مقتدر، همیشه از زیر بار این اتهامات شانه خالی کرده و تبرئه گردید.

 

اعضای این فرقه تمایل دارند تمام وقت در اجتماعات کلیسایی فرقه شرکت و زندگی نمایند. آنها تقریبا بصورت یک کلونی زندگی می کنند. در زندگی اجتماعی آنها ادبیات پردازی، داستان سرایی از عیسی مسیح، تعریف خواب و رویا از عیسی و روح القدس، نوشتن شهادتها و تایپ و چاپ و در نهایت فروش ارزان این شهادتها به مردم در خیابانها، جزو ماموریتهای این اجتماع کلیسایی و فرقه ای می باشد.

 

در این فرقه گروهی از اعضا وجود دارند که به پشتیبانان معروف می باشند و به آنها (TRF) می گویند.

 

در رابطه با فرقه کلیسای خانواده بین المللی یا فرزندان خدا، ویدئویی برای شما تهیه کرده ایم که می توانید در آن، اعترافات کودکان به سوءاستفاده جنسی و تصاویر بیشتری از این فرقه، همچنین کاریکاتورهای دیوید برگ بر اساس تعلیمات و آموزه های کتاب مقدسی اش را به همراه تصاویری از سوءاستفاده از کودکان و خانم های عضو کلیسا را مشاهده نمایید.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1396
ساعت : 04:02 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

دین یوفو

 

رائلیسم (Raelism)، رائیلیان (Raelian)، دین یوفو (UFO religion)، جنبش رائلیان (Raelian Movement)

"Claude Maurice Marcel Vorilhon "Rael

 

رهبر این فرقه ، خواننده و ترانه سرا و روزنامه نگار مسابقات اتومبیل رانی بود که با اسم اصلی کلود موریس مارسل وریلهون معروف به (رائل) در تاریخ سی سپتامبر سال 1946 میلادی در منطقه ویشی آلیر در فرانسه (Vichy , Allier , France) به دنیا آمد و توسط خاله و مادر بزرگش در منطقه آمبرت (Ambert) بزرگ شد.

 

رائل در سن پانزده سالگی به خاطر علاقه به خوانندگی خانه را ترک کرده و به پاریس رفت. در آنجا تحت نام مستعار کلودسلر (Claude Celler) شروع به خوانندگی کرد و به عنوان یکی از بزرگترین طرفداران جک برل (Jacques Brel) ، وی نیز در همه کاباره هایی که این ستاره بلژیکی در آغاز خوانندگی اش در پاریس آواز خوانده بود، شروع به خوانندگی کرد.

 

در دهه 1970 میلادی مدعی شد که در پاریس با موجودی فضایی ملاقات کرده و او را به عنوان پیامبر عصر جدید (Prophet of the New Age) برگزیده اند.

 

این فرقه تمامی ادیان و پیامبران و انبیاء را قبول دارد با این تفاوت که پیامبران را نه خداوند، بلکه انسانهایی ساکن کرات دیگر فرستاده اند که بیست و پنج هزار سال پیشرفته تر از انسانهای زمینی می باشند. این الوهیم ها در سیاره ای پاک و سرشار از لذات زندگی می کنند که دری به سوی عرش یهوه یا همان هورس خدای یگانه است. در مقابل این مجموعه ابلیس یا ست قرار دارد که می خواهد با پلیدی و شیوه های پیچیده از پیشرفت مادی و معنوی انسان جلوگیری کند و انسانها را همراه خود به سیاره ای بکشاند که پر از عذاب و درد است.

 

یکی از مهمترین ابزار تبلیغی این فرقه، سکس و برهنگی، آزادی کامل در روابط جنسی و زناشویی است که بسیاری از جوانان، همجنسگراها، همجنسبازان، علاقه مندان به سکس مختلط و روسپیان را به خود جذب نموده است.

 

آیین ساختگی رائل یکی از آیین های مبتنی بر دین UFO یعنی اعتقاد به بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی است، که بر خلاف دیگرفرقه های مشابه، خلقت را بر اساس محوریت کتب مقدس توضیح می دهد. هسته مرکزی اعتقادی این آیین آن است که عبارت الوهیم (Elohim) در کتاب مقدس به جای کلمه خدا باید به "آنانی که از آسمان آمده اند" ترجمه شود.

 

بنا به اعتقاد این گروه، الوهیم از سیاره ای دیگر آمده اند و باعث ایجاد حیات بر روی زمین شده اند. آن ها اعتقادی به خدا ندارند و در عوض الوهیم (خالقان علمی ما) را مبداء حیات هوشمند در زمین می دانند.

 

کلود وریلهون (Claude Vorilhon) معروف به رائل در 1973 ادعا کرد که توسط الوهیم برگزیده شده است تا اطلاعات مربوط به چگونگی پیدایش انسان را در اختیار بشر زمینی قرار دهد. همچنین او ادعا نمود که الوهیم نام او را به رائل تغییر داده است و او را مامور رساندن پیام بازگشت الوهیم به زمین نموده.

 

در کتاب او با نام پیام نهایی که حاوی تخیلات وی می باشد، اولین مواجهه او با موجودات فضایی به نام الوهیم ذکر شده است. صبح 13 دسامبر 1973، کلود فوریلهون مشغول رانندگی به سمت کلرمون فرانسه بود که ناگهان تصمیم گرفت به سمت مخالف دفترش یعنی به سمت آتشفشان پوپی دو لاسولا برود. وقتی به آتشفشان رسید اتومبیل را پارک کرد و به سمت دهانه آتشفشان حرکت کرد و کمی در دهانه آتشفشان به خاطرات گذشته این کوه فکر کرد.

 

«داشتم آنجا را ترک می کردم، اما بار دیگر به بالای کوه مدور که حاصل انباشته شدن خاکستر گدازه ها بود نظری افکندم و بیاد آوردم که بارها از این سرازیری ها مثل اسکی بپایین سرسره کرده بودم. ناگهان در میان مه چشمم به نور قرمزی افتاد که چشمک می زد و بعد نوعی هلیکوپتر به پایین و به سویم آمد. وریلهون می گوید که این ماشین پرنده هیچ صدایی نداشت و مانند یک بشقاب پرنده ای به قطر 7 متر و ارتفاع 2.5 متر بود. بشقاب در دو متری زمین ایستاد و در پایینی آن گشوده شد و انسانی با قد 120 سانتی متر از آن خارج شد. پوست این انسان سبز و موهایش بلند بود.

 

بعد از صحبت های مقدماتی مشخص می شود که این موجود فضایی که به همه زبان های دنیا به راحتی صحبت می کند، فوریلهون را برگزیده است تا پیام این موجودات فضایی را به انسان های زمینی برساند.

 

برخی بخش های این پیام از این قرار است:

"... خدا وجود ندارد، ما همه ی شما را بر زمین ساخته ایم."

"... شما ما را با خدایگان اشتباه گرفته اید و آموزه ی عشق ما را به انحراف کشانده اید"

" ما اکنون بر شما آشکار می کنیم که چگونه توانایی هایتان را تحقق بخشید و صلح جهانی را به ارمغان آورید"

 

فوریلهون به داخل سفینه می رود و از سوی موجود فضایی مامور می شود تا فردا به همین محل بیاید تا از حقیقت نژاد بشر و جهان مطلع شود. در طول جلسات یک ساعته در پنج روز آتی، فوریلهون توسط موجود فضایی به تفسیر جدیدی از انجیل آگاه می شود. او یاد می گیرد که انسان های روی زمین در آزمایشگاه های انسان های سیاره های دیگر ساخته شده اند. انسان هایی که در علوم ژنتیک و بیولوژی سلولی بسیار پیشرفت کرده بودند. نام این خالقان الوهیم بوده جمع عبارت الوها است، همان عبارتی که در کتاب مقدس به اشتباه خدا ترجمه شده است!!.

 

وریلهون توسط آموزگاران غیرزمینی، رائل نامیده می شود و از وی خواسته می شود تا پیام را به انسان های بشری منتقل کند. الوهیم از رائل می خواهند که سفارتهایی برای آنان در زمین بسازند تا آمادگی زمینیان را برای پذیرش الوهیم (اجدادی که انسان ها را ساخته اند) نشان دهند. بنا به اظهارات رائیل، الوهیم می خواهند به زمین بیایند و با رهبران جهان ملاقات کنند و تکنولوژی پیشرفته خود را آرام آرام در اختیار آنان قرار دهند. به هرحال الوهیم تا وقتی در زمین صلح برقرار نشده و مردم زمین با ساخت یک سفارت در اورشلیم به آنان نشان نداده اند که در انتظار آمدن آنان هستند، به زمین نخواهند آمد.

 

الوهیم از رائل خواسته است تا جنبشی برای رسیدن به این دو هدف و در عین حال رساندن پیام الوهیم به زمینی ها ایجاد کند. این جنبش با نام «جنبش بین المللی رائیلی ها» (International Raëlian Movement) شناخته می شود.

 

رائیلی ها از گروه بی خدایان مدرن عصر جدید می باشند. آنها معتقدند نژاد بشر از ازل بوده و تا ابد ادامه خواهد داشت. هر گروه از نژاد بشر در یک سیاره ساکن هستند و وقتی به سطحی از علم می رسند که می توانند به سیارات دیگر سفر کنند و با مهندسی ژنتیک و شبیه سازی (Genetic engineering and cloning) ، حیات را در سیارات دیگر آغاز کنند به این کاردست می زنند. حالا هم علم بشر تا جایی پیشرفت کرده است که به سیارات سفر می کند و اتم را می شکافد و با شبیه سازی توان خلق موجود زنده را پیدا کرده است، ایجاد کننده اش (الوهیم) آمده است تا با او ارتباط برقرار کند اما از آنجایی که آن ها گروهی مهاجم نیستند، منتظر هستند تا ما با ساخت سفارت و برقراری صلح، آمادگی خود برای حضور آنان را اعلام کنیم.

 

به ادعای این فرقه، رائیلیان در حدود شصت هزار عضو دارد که بیشتر از همه در کشورهای فرانسه، کانادا و ژاپن پراکنده هستند. رهبران این فرقه گزارش داده اند که در آمریکا، استرالیا، آسیای جنوب شرقی، آمریکای لاتین، انگلستان و دیگر مناطق اروپا با استقبال بسیاری مواجه هستند. امروزه در حدود 130 کشیش رائیلی در جهان پراکنده شده اند که از آنها با عنوان "راهنما" یاد می کنند.

 

رهبران این فرقه که رفت و آمدهای گسترده ای به اسرائیل دارند در 1997 اعلام کردند که در حدود 7 میلیون دلار پول برای ساخت سفارت جمع آوری کرده اند و مطمئنا امروزه نیز از نظر مالی مشکلی برای ساخت سفارت در اسرائیل ندارند اما بنا به گزارش خودشان، هنوز موفق نشده اند موافقت مردم اسرائیل را برای ساخت سفارت جلب کنند. در 1990 رائل با اجازه الوهیم نماد جنبش را تغییر داد تا رضایت خاخام های اسرائیلی را برای ساخت سفارت جلب کند.

 

رائیلیان کتاب مقدس خاصی ندارند ولی از آنجا که معتقد هستند بشر زمینی با مهندسی ژنتیک (DNA) توسط انسانهای کرات دیگر خلق شده است و انبیاء نیز فرستادگان آنانند، و کتاب مقدس، انجیل، قرآن، اوستا، وداها و ... نیز در اصل فرستاده الوهیم هستند و حاوی توضیحاتی منطبق با ادعاهای رائل.

 

البته خود آنان ادعا می کنند که کتاب کابالا (Kabala) (کتاب قدیمی توشته شده توسط ربی های یهود) صحیح ترین تفاسیر را از الوهیم در اختیار بشر قرار می دهد.

 

الوهیم اسم انسانهای کرات دیگر است. آنان از نظر علمی هزاران سال از ما جلوتر هستند، الوهیم تمام موجودات زنده و همچنین اولین انسانها را بوسیله مهندسی ژنتیک بر روی کره زمین خلق کردند. الوهیم پیامبران گذشته از جمله موسی، عیسی، محمد، زردتشت، بهاالله، بودا، کنفسیوس و را برای هدایت بشریت فرستادند. مردم گذشته تصور کردند که الوهیم خدا هستند چرا که درک علمی از امکان وجود سیارات و انسانهای دیگر، مهندسی ژنتیک و علوم پیشرفته را نداشتند. الوهیم منتظر بودند تا علم و تکنولوژی در زمین پیشرفت لازم را بکند تا انسانها از امکان سفر به سیارات دیگر و مهندسی ژنتیک درک لازم را بدست آورده باشند.

 

نماد اولیه یک صلیب شکسته محصور در ستاره داود بود. اما نماد فعلی رائیلیان، همان ستاره داود است که یک کهکشان در حال چرخش را احاطه کرده است. این نماد پس از اینکه نماد قبلی به خاطر مشابهتش با صلیب شکسته برای اسرائیلی ها خصمانه تشخیص داده شد، تغییر کرد.

 

در 9 ژوئن 1997، جنبش رائیلی اعلام کرد که شرکتی به نام Valiant Venture را تاسیس کرده که به زوج های همجنس گرا یا عقیم، این فرصت را خواهد داد تا از طریق شبیه سازی و مهندسی ژنتیک از DNA خودشان صاحب فرزند شوند.

 

رائلیان خود را بیخدا می دانند و حتی رهبر این فرقه رائل سال 2004 را "سال بین المللی بیخدایی" اعلام کرد. اما این موضوع تنها تعداد اندکی از بی خدایان را فریفت، چون رائلی ها بیخدا نیستند. تنها نام خدایشان فرق می کند. این فرقه از اعضایش می خواهد 3% درآمدشان را به رهبر فرقه تقدیم کنند.

 

پیروان رائل مدعی هستند که مادر رهبر این فرقه توسط الوهیم به سفینه فضایی ربوده می شود و در یک همبستری عاشقانه با الوهیم فرزند پسری را بدنیا می اورد که به او وعده داده شده بود برگزیده الوهیم ها خواهد شد !!

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1396
ساعت : 03:57 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مکتب کالونیسم Calvinism

 

کالوینیسم نام فلسفه و مکتب سیاسی و مذهبی منسوب به ژان کالون (1509- 1564)، الهیدان و اصلاح طلب پروتستان فرانسوی که در ۱۵۴۱ وی را برای اصلاحات مذهبی به ژنو دعوت نمودند و در آنجا اصلاحاتی انجام داد و انضباط شدیدی در کلیسای ژنو برقرار کرد.

 

عقاید فرقه :

عدم مقاومت در برابر زمامداران سیاسی.

عدم آزادی خواهی و مشروطه طلبی.

اطاعت کورکورانه از دولت.

اعتقاد به تقدیر.

همهٔ افراد می‌توانند بخشش گناه را انجام دهند.

 

ژان کالون با تکیه بر الهیات موسسه های دینی مسیحی، حکومت روحانیان یا خداسالاری محدودی در ژنو بنیاد نهاد. این حکومت روحانی موجب شد که نوع کلیسای اصلاح شده آیین پروتستان (مثلا آیین پرسبیتری اسکاتلندی) به وجود آید. آیین کالون از حاکمیت مطلق خدا بر تقدیر و نیز بر زندگی مدنی و کلیسایی که به دقت تحت نظارت و هدایت قرار دارد سخن می گفت.

 

کانگرگیشنالیسم کالونی و آیین پرسبیتری در مستعمره های آمریکا تاثیر بسزایی گذاشت و از بیدارگری (مثلا جاناتان ادوارز 1703- 1758) تاثیر پذیرفت. کارل بارت (1886- 1968) اثرگذارترین الهیدان کالونیست عصر جدید بوده است. هر جا که کالوینیسم اجازه رشد و نمو داشت، یک حکومت تئوکراسی رخ داد که نوعی الیگارشی بود که در نتیجه اتحاد کشیشان با طبقه متوسط اعلا یا محترمین به وجود امده و توده مردم در آن نقشی نداشتند. حکومت خود کالوین و پیوریتن‌ها در ماساچوست آمریکا به نوعی از متفرعات کالوینیسم بود.

 

کالوینیسم درقرن هفدهم در اروپای غربی شکل گرفت. نجات از طریق ایمان تفاوتهایی با لوتریسم دارد و همچنین در مورد عشای ربانی اختلافات مهمی در مورد حضور حقیقی مسیح در نان و شراب عشای ربانی با لوتریسم دارد. از منظر کالوینیست دنیا آفریده شده تا در خدمت تجلیل از پروردگار باشد، یک فرد مسیحی برگزیده خداوند است و باید با تمام توان دستورات پروردگار را انجام دهد تا از عظمت خداوند تجلیل کرده باشد. کالوینیسم به پرستندگان خداوند می‌آموزد که باید برای موفقیت اجتماعی تلاش کند و مشیت خداوند است که انسان مطابق وظایف و تکالیف اجتماعی برای تجلیل از خالق خود زحمت بکشد.

 

کالوینیسم یکی از فرقه های مکتب پروتستان که در قرن هفدهم به عنوان دین اصلاح طلب به وجود آمد مهمترین ویژگی این باور سرنوشت مقدر می باشد. سرنوشت مقدر یعنی اینکه انسانهای محدودی به فیض می رسند وبرگزیده هستند. انسانها یا برگزیده هستند یا نیستند، و افراد برگزیده نیازمند کشیش نیستند یعنی انسان طبق این کیش تنهاست و به کشیش وشعائر مذهبی نیازی ندارد. انسانی که برگزیده نیست هم تا ابد برگزیده نمی شود. فرد کالوینیسم باید از روش ثابتی برای خود تبعیت کند. عضو فرقه کالوینیسم بر حسب روش سلوک، منظم، پایدار و معتقد به سلسله مراتب یک آیین عقلانی می باشد.

 

کالوینیسم در مسیر تکاملی خود چیزی مثبت به ریاضتگرایی بخشید و آن اندیشه و وجوب اثبات ایمان فردی در فعالیت دنیوی است. اینکه فرد چگونه می تواند بفهمد که برگزیده است یا خیر تنها از راه مقایسه با یکی از اولیای برگزیده امکان پذیر است.

 

به عقیدة کالوین هر شخصی باید خود را بر گزیده بداند و وحدت عرفانی با خداوند که عالی ترین تجربة دینی است تنها زمانی رخ می دهد که خداوند از طریق انسانهای برگزیدة خود عمل می کند.

 

کالوین وحدت عرفانی را زمانی می داند که ایمان فرد در عملش ثابت شود. کالوین معتقد بود که تنها فعالیت دنیوی می تواند تردید مذهبی را ذایل کند و به وجود حالت فیض اطمینان ببخشد. یعنی انسان از طریق فعالیت دنیوی که نماد عمل خداوند است می تواند از فیض مطمئن شود.

 

همانطور که لوتر در معانی کلمة حرفه می گوید، وظیفه ای که خداوند برای انسان مقدر فرموده است.

 

به نظر اچ فرانک کار برای تکلیف بهترین نمونة فعالیت ریاضتگرایی بود و اینکه خداوند مهربان انسان را از طریق فیض در کارهایشان رستگار می کند برای آنها انکار ناپذیر بود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 04:16 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کمسیون Pontificia Commissione Biblica

 

در سال 1902 میلادی پاپ لئو سیزدهم به منظور مقابله با تفسیرهای جدیدی که از کتاب مقدس صورت میگرفت کمسیونی تشکیل داد به نام Pontificia Commissione Biblica این کمسیون در سال 1964تصویب نمود که کلیه نهادهای وابسته به کلیسا, مفسران کتاب مقدس, نویسندگان متون مذهبی‌, مورخان, باستان شناسان و دانشمندان مرتبط با آن در آینده موظف خواهند بود که خود را با مقررات مصوب این کمسیون تطبیق بدهند.

 

این کمسیون هیچ تفسیری از کتاب مقدس را به جز تفسیر رسمی‌ کلیسا بر نمیتابید و اگر به عنوان مثال محققی تثلیث را زیر سوأل می‌ برد و یا مدعی میشد که برخلاف تصور رایج مسیح به صلیب کشیده نشده است تحقیقات او مورد قبول واقع نمی‌ شد و او ناگزیر بود که خود را با آموزه های سنتی‌ کلیسا وفق بدهد. مسئول کمسیون مزبور کاردینال ژوزف راتزینگر بود که در سال 2005 میلادی به سمت پاپ منصوب شد.

 

یکی‌ دیگر از نهادهای کلیسای کاتولیک که زیر نظر پدر راتزینگر اداره می‌ شد نهادی بود به نام "Congregatio pro doctrina fidei که سابقه تاریخی آن به قرن‌ها پیش برمی‌گشت و از سال 1542به این سو نام دستگاه تفتیش عقاید به آن اتلاق می‌ شد. راتزینگر به عنوان مسئول این نهاد در واقع مفتش اعظم دستگاه تفتیش به شمار می‌ آمد. دادگاهی‌ زیر نظر او اداره می‌ شد که کار آن رسیدگی به تخلفات روحانیونی بود که اعتقادات کلیسا را زیر سوأل برده یا به نوعی تهدیدی برای کلیسا محسوب می‌ شدند.

 

در دوران صدارت راتزینگر تعداد زیادی از روحانیون, مبلغین, معلمین و نویسندگان منتقد کلیسا یا وادار به سکوت شدند و یا از کار بی‌ کار شدند. در بین این افراد اسامی تعدادی از تئولوگ های سرشناس کلیسا را می‌ توان یافت.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:51 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

جنبش شیطانی برای از بین بردن ازدواج

demonic movement to destroy marriage

حمله به ازدواج جهانی است

The attack on marriage is global

 

برخی از سایتهای کلیسای کاتولیک و پروتستان (کلیساها و اجتماعات بزرگ مسیحی چون، انگلیکن، بابتیستهای شمالی و جنوبی، جماعت ربانی، پرسپتری، انجیلی لوتری، مورمونها، شاهدین یهوه، یگانه انگاران جیززاونلی) رسما از ازدواج دو فرد همجنس دفاع نموده و مطالبی را به جهت تبلیغ و دفاع از ازدواج همجنسبازان در سایتها و رسانه های خود درج نموده اند.

 

بنظر می رسد یک رقابت سنگین بین کلیساها و فرقه های مسیحی برای پذیرش گناه و انحطاط درگرفته است.

 

طی پژوهش‌هایی که "مرکز تحقیقاتی پیو" در ۱۳۳۱ مرکز مسیحی انجام داده است، نشانگر این می باشد که جامعه روحانی مسیحیت امروز در غرب، ازدواج دو همجنس را پذیرفته است!! این آمار نشانگر رشد این پذیرش از رقم 18 درصد در سال 2006 به رقم 62 درصد در سال 2014 رسیده است که رشد چشمگیری را در جامعه کلیسایی و مسیحی غرب نشان می دهد.

 

آیا این یک رفرم جدید در آیین مسیحیت می باشد؟! آیا مسیحیت برخی از روایات و آیات کتاب مقدس را با این عمل انکار می نماید؟! آیا مسیحیت یک دین و آیین از دست رفته می باشد؟! آیا پذیرش ازدواج دو همجنس نیز یکی از شروط نجات در مسیحیت خواهد شد؟!

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:34 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

پاستافاریانیسم یا هیولای اسپاگتی (ماکارونی) پرنده

تبدیل پدرآسمانی، عیسی مسیح و روح القدس بصورت ماکارونی پرنده!!

 

در ۹ آگوست ۲۰۰۵، کمیسیون‌ِ ایالتی امور آموزشی در ایالت کانزاس [Kanas State Departement Board of Education] طرحی را تصویب کرد مبنی بر این که در کنار‌ِ «نظریه فرگشت» (نظریه تکامل زیستی داروین)، «نظریه‌ی طراحی هوشمند» نیز تدریس شود. نظریه‌ی «طراحی هوشمند» یعنی آفرینش جهان توسط یک موجود هوشمند به نام خدا که در انجیل عهد قدیم آمده وارد مسیحیت شده است.

 

هنگامی که این طرح تصویب شد، فردی به نام بابی هندرسن Bobby Henderson طی نامه‌ای هجوآمیز به کمیسیون ایالتی امور آموزشی ایالت کانزاس از این رویکرد‌ِ «استقبال» کرد و اظهار داشت که او نیز به موجودی فراطبیعی و هوشمند که آمیزه‌ای از اسپاگتی و کوفته‌قلقلی است اعتقاد دارد. هندرسن از این نقطه حرکت کرد که چون خدا یا طراح هوشمند می‌تواند هر چیز قابل تصوری باشد، بنابراین یکی از «هر چیز» می‌تواند «هیولای اسپاگتی پرنده» [Flying Spagetti Monster] باشد.

 

وی «ایدئولوژی» خود را تحت عنوان‌ِ پاستافاریانیسم معرفی کرد. این نام ساختگی از دو بخش تشکیل شده است: پاستا (pasta) [خمیر‌ِ ماکارونی و اسپاگتی] + رستافاری (Rastafari). رستافاری یک واژه‌ از زبان امهری یا امهاری (گسترده‌ترین زبان سامی پس از عربی که در اتیوپی به کار برده می‌شود) است که خود به دو بخش تقسیم می‌شود: رأس (سرور، رئیس) + تافاری (ترسناک/هولناک). بنابراین پاستافاریانیسم یعنی باور به «اسپاگتی، خدای ترسناک».

 

به هر رو، هندرسن از کمیسیون آموزشی ایالت کانزاس تقاضا کرد که در کنار نظریه «طراح هوشمند» یعنی خدا و نظریه‌ی فرگشت‌ِ داروین، پاستافاریانیسم نیز تدریس شود.

 

پس از انتشار نامه‌ی هندرسن در وبگاهش، " بابی هندرسون ۲۴ساله که فارغ‌التحصیل رشته فیزیک بود در نامه سرگشاده طنزی خطاب به انجمن سرفصل‌های آموزشی نوشت:

«من به موجودی مافوق طبیعی با ظاهری شبیه اسپاگتیِ کوفته قلقلی ایمان دارم. طراح هوشمند می‌تواند هر چیز قابل تصوری باشد. من و بسیاری دیگر در سراسر دنیا به شدت معتقد به آفرینش جهان توسط هیولای اسپاگتی پرنده هستیم. او کسی است که هر آن چه ما می‌بینیم و حس می‌کنیم را آفریده است. ما معتقدیم که شواهد بسیار فراوان علمی که اشاره به فرایند فرگشت دارند تنها به دلیل تصادف وجود دارند و هیولای اسپاگتی پرنده همگی این شواهد را به وجود آورده است. اگر انجمن بررسی مواد درسی، نظریه آفرینش هوشمند را نظریه‌ای علمی بشناسد، ناگزیر باید نظریه من را نیز علمی تلقی کند، بنابراین من خواهان اجازه تدریس “پاستافاریانیسم” در مدارس عمومی هستم." طولی نکشید که این رویکرد‌ِ انتقادی با استقبال وسیعی رو به رو شد. تا سال ۲۰۱۰ حدود ۱۰ میلیون به عضویت این «فرقه» نوین در آمدند. گفته می‌شود که در حال حاضر نزدیک به ۳۰ میلیون نفر در کشورهای گوناگون پیرو این جنبش «دینی، مذهبی» هستند. آن‌ها در بسیاری از کشورها، کلیسا‌های خود را دارند. آن‌ها توانستند در بسیاری از کشورها مانند: (انگلستان، آلمان، اتریش، فرانسه، بلژیک، ایتالیا، اسپانیا، چک، رومانی، کانادا، استرالیا، جامائیکا، لهستان، مجارستان، سوئیس، اسکاندیناوی و آمریکا...) کلیساهای خود را برپا کنند و حتا از طرف دولتها به رسمیت شناخته شوند (طبق قانون آزادی دین و مذهب در این کشورها).

 

وی معتقد بود که الوهیم، پدرآسمانی، عیسی مسیح، روح القدس می تواند هیولای اسپاگتی پرنده یا پاستافاریانیسم باشد.

 

وی سپس به گونه‌ای طنزآمیز به توضیح برخی مشکلات علمی بر پایه دیدگاه پاستافاریانیسم می‌پردازد. برای نمونه او نتایج تحقیقات علمی درباره تعیین سن اجسام بر پایه نیمه عمر کربن رادیواکتیو را به دلیل دخالت و دست کاری مستقیم هیولای اسپاگتی می‌داند. وی گرم شدن تدریجی زمین را از سال ۱۸۰۰ میلادی به بعد در ارتباط مستقیم با کاهش همزمان تعداد دزدان دریایی دانسته‌است!!

 

بابی هندرسون کل جهان آتئیست‌ها را شوراند، بلافاصله افراد فراوانی به او پیوستند و «کلیسای هیولای اسپاگتی پرنده» را تشکیل دادند. آنها دور هم جمع می‌شوند، به احترام “نودل، پاستا، اسپاگتی” که مقدس و گرانقدر هستند جشن می‌گیرند و مراسمی برگزار می‌کنند. در وبسایت آنها گفته شده که برای مومنین همیشه غذای مقدس (اقلام پاستا و اسپاگتی) و شراب موجود است.

 

گرچه قانون تدریس «خالق هوشمند» چندی بعد لغو شد، اما ماجرا به همینجا ختم نشد. ساکنان اروپایی این آیین که اعلام کرده‌اند کم شدن دزدان دریایی را دلیل مشکلات جهان می‌دانند؛ خواهان ساخته شدن معابد شده و شروع به جمع‌آوری اعانه و پول کردند. گروه “پاستافاری” در آلمان شروع به کار کرد، آنها در تمامی اروپا و امریکا گسترش یافتند. مباحث آنها همیشه با شوخی و خنده، پاستا و آبجو همراه است. فرقه “پاستا و ماکارونی” در لهستان، مجارستان، سوئیس و اسکاندیناوی گسترش یافت.

 

آنها معتقدند “آبکش” از آنجا که در طبخ ماکارونی بسیار اهمیت دارد از وسایل متبرک و مقدس است. آنها ادعا کردند که آبکش باید روی سر آنها باشد تا دعاهای آنها به هیولای ماکارونی پرنده برآورده شود. پس از آن بود که یکی از اعضای شورای شهر نیویورک کریستوفر شفر که به این گروه پیوسته بود با آبکشی بر سرش به نشانه مصونیت از گناه و اشتباه، سوگند خورد و وارد شورا شد.

 

پیروان اسپاگتی با تمام توان در راه عقیده ادامه می‌دهند. چندی پیش، پیشوای این آیین در اتریش “نیکو آلم” در اقدامی کم سابقه از دولت خواست که آبکش او را به عنوان “نماد مذهبی فرقه ی او” به رسمیت بشناسد. او درخواست کرد که حق داشته باشد با آبکشی بر سرش رانندگی کند. او عاقبت چندی پیش موفق شد اجازه رسمی بگیرد. روی گواهینامه رانندگی او نوشته شد “به دلایل مذهبی و آیینی حق گذاشتن آبکش بر سرش در هنگام رانندگی را دارد“!!

 

ریچارد داوکینز در این باره می‌نویسد: «کسی که می‌گوید من می‌خواهم به خدای هیولای اسپاگتی پرنده، جن و پری یا هر چیز دیگری از این دست اعتقاد داشته باشم، بار اثبات مدعای خود را به دوش می‌کشد. این وظیفه ما نیست تا آن را رد کنیم.»

 

هندرسن پس از انتشار نامه‌اش در وب‌گاه خود، علاوه بر نامه‌هایی که به پشتیبانی از وی پرداخته بودند، پست الکترونیکی‌های فراوانی با محتوای تهدیدآمیز و انبوه از نفرت و انزجار نیز دریافت داشت. به تدریج روزنامه‌های معتبری چون نیویورک تایمز و واشنگتن پست نیز نامه او را منتشر کردند.

 

در ماه مارس سال ۲۰۰۷ میلادی، یک دانش آموز دبیرستانی در ایالت کارولینای شمالی، به نام برایان کیلان به دلیل پوشیدن لباس دزدان دریایی از دبیرستان به صورت تعلیقی اخراج شد. وی ذکر کرد که این لباس بخشی از اعتقاد پاستافاریانی اوست و با اشاره به حق آزادی مذهب و آزادی بیان به این تصمیم اعتراض کرد.

 

هندرسن در وب گاه خود و در کتابش به نام انجیل هیولای اسپاگتی پرنده، خطوط اعتقادی پاستافاریانیسم را که نگرشی هجو گونه به آفرینش گرایی است مشخص کرده‌است. در مرکز این اعتقاد موجودی نایافتنی و نادیدنی بنام هیولای اسپاگتی پرنده قرار دارد که جهان را پس از باده گساری فراوان خلق کرده‌است. براساس این باور دلیل کاستی‌های جهان مست بودن هیولای اسپاگتی پرنده در هنگام آفرینش بوده‌است. همچنین تمامی شواهد مربوط به فرگشت به عمد توسط هیولا در زمین قرار داده شده‌است تا بدین وسیله ایمان پاستافاریان‌ها سنجیده شود.

 

پاستافاریان‌ها در پایان دعاهای خود به جای واژه سامی آمین (در زبان انگلیسی آمن تلفظ می‌شود) از واژه رامن (رآمن نام نوعی رشته خوراکی ژاپنی است) استفاده می‌کنند.

 

بر اساس باور پاستافاریان‌ها، دزدان دریایی از آن روی که نخستین پاستافاریان‌ها بوده‌اند، موجودات بسیار با احترام و آسمانی هستند. آن‌ها دزدان دریایی قدیم را افرادی صلح جو می‌دانند که آب نبات میان کودکان تقسیم می‌کرده‌اند و باور شایع نسبت به دزدان دریایی مبنی بر دزد و فراری بودن آن‌ها را دسیسه روحانیون مسیحی قرون وسطی و هاراکریشنا می‌دانند.

 

هندرسن با بحث درباره ارتباط مستقیم گرم شدن زمین، وقوع زلزله، طوفان و سایر بلایای طبیعی با کاهش تعداد دزدان دریایی در سال‌های گذشته، در واقع به نشان دادن این نکته که «همبستگی دو چیز دلیل علت و معلول بودنشان نیست» می‌پردازد. در سال ۲۰۰۸ و همزمان با افزایش فعالیت دزدان دریایی در خلیج عدن، هندرسن به شکلی طنز گونه برای اثبات ادعای خود به این نکته که سومالی به دلیل داشتن بیشترین دزدان دریایی در میان سایر کشورها، کمترین میزان انتشار کربن را دارد اشاره می‌کند.

 

نمونه روش دعا کردن در پاستافاریانیسم:

می گویی «برایت دعا می‌کنم»؟

خب، من هم برایت یک بشقاب اسپاگتی می خورم!

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 01:34 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مسیحیت، دین و سیاست

کار داور را به داور واگذار، کار قیصر را به قیصر

 

خیلی‌ از ما‌ها تا به حال این ضرب المثل را شنیده ایم و می‌‌دانیم که منظور از آن این است که هر کاری را باید به دست اهلش سپرد. منظور از "داور" در این جمله خداست و منظور از قیصر پادشاه است. پس وقتی‌ گفته می‌‌شود کار خدا را به خدا واگذار و کار پادشاه را به پادشاه، منظور این است که امر مذهب از سیاست جداست.

 

این ضرب المثل کنایه از جمله حضرت مسیح در انجیل است که امروزه بسیاری از مسیحیان با استناد به آن وانمود‌ می‌‌کنند که مسیح مخالف تلفیق دین و سیاست و به عبارت دیگر طرفدار جدایی‌ دین از سیاست بود. اما آیا به راستی‌ چنین بود؟

 

حقیقت این است که وقتی‌ مسیح در جامه رسالت به اورشالیم آمد و مردم اطراف او اجتماع کردند، رومیان که در آن زمان اورشالیم را تحت اشغال خود داشتند و بیم آن را داشتند که این شخص نو ظهور مردم را به شورش علیه اشغالگران وادارد ایادی خود را نزد او فرستادند تا از او بپرسند آیا پرداخت مالیات یا جزیه به قیصر روم صحیح است یا خیر؟ مسیح با خود اندیشید که اگر پاسخ مثبت بدهد بر اشغالگری رومیان صحه گذاشته و آنها را تایید کرده است و از سوی دیگر مخالفان با اشغالگری مثل زلوترها را با خود دشمن کرده است. اگر هم پاسخ منفی‌ بدهد رومیان در مقابل او قرار خواهند گرفت و مانع رساندن پیام او به مردم می‌‌شوند. لذا مسیح درخواست سکه‌ای کرد و پرسید تصویر چه کسی بر سکه است؟ گفتند قیصر. گفت مال قیصر را به قیصر بدهید و مال خدا را به خدا.

 

در نتیجه مشاهده می‌‌کنید که از هیچ جای این سخن معنای جدایی‌ دین از سیاست استنباط نمی‌‌شود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 11:25 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

چه کسی بر صلیب رفت؟!

 

کلیسا که مدعی یک قرائت رسمی‌ از مسیحیت است با استناد به ‌انجیلی که توسط پولس رسول دروغین مسیح تحریف شده است می‌‌گوید که مسیح به صلیب کشیده شد. این ادعا البته توسط برنابا یکی‌ از حواریون مسیح و صاحب انجیل معروف برنابا تکذیب شده است.

 

قرآن کریم نیز بعدها با اعلام این مطلب که مسیح به صلیب کشیده نشد، بلکه امر بر حاضرین مشتبه گردید (سوره نسأ) بر سخنان برنابا صحه گذاشت. اما آیا میدانستید که این دو منبع یعنی انجیل برنابا و قرآن کریم تنها منابعی نیستند که ادعای مصلوب شدن مسیح را زیر سوأل می‌‌برند؟

 

در قرن دوم میلادی قدیس ایرنئوس در سخنانی که از وی به جا مانده از یک عارف مصری و به روایتی دیگر سوری به نام باسیلیدس نام می‌‌برد که مدعی بوده مسیح در راه جلجتا (محل اعدام) با شخصی‌ به نام سیمون ازهالی شحات واقع در کشور لیبی‌ عوض شده، و سیمون به جای او مصلوب گردیده است. بعضی‌ مورخین امروزه این احتمال را مطرح ساخته اند که مسیح به صلیب کشیده شده اما پیش از جان دادن با ترفندی نجات داده شده است.

 

تصویر سمت چپ متعلق به قدیس ایرنئوس و تصویر سمت راست متعلق به باسیلیدس است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 11:19 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مورخین معتقدند که مسیح هرگز به صلیب کشیده نشد

 

مورخین معتقدند که مسیح هرگز به صلیب کشیده نشده، یا حداقل اینکه بر صلیب کشته نشده است. ادعایی که در قرآن کریم نیز مطرح می‌‌شود. در این پست یکی‌ از تئوری‌های مطرح شده توسط این مورخین را نقل می‌‌کنیم. (البته برای کوتاه شدن مطلب، نقل به مضمون می‌‌کنم)

 

طبق آنچه در انجیلها نقل می‌‌شود وقتی‌ مسیح بر صلیب بود از تشنگی می‌‌نالد. در این حال اسفنجی را داخل مایع کرده و به سمت او درازمی کنند. این اسفنج مرطوب اما به جای اینکه موجب بهتر شدن حال او گردد، منجر می‌‌شود که او از حال برود. این احتمال داده می‌‌شود که اسفنج مربوطه در محلولی از تریاک، و مواد دیگر چون شابیزک و حشیش فرو برده شده است که خاصیت بی‌ حسی و بی‌ هوشی در فرد به وجود می‌‌آورد. در آن زمان معمول بود که اسفنج‌ها را در این مواد فرو می‌‌بردند، سپس خشک می‌‌کردند و در مواقع مورد نیاز مانند عمل جراحی مورد استفاده قرار می‌‌دادند. وقتی‌ این اسفنج‌ها در آب فرو برده می‌‌شد موادی که اسفنج به آن آغشته بود آزاد می‌‌شد، و با قرار گرفتن اسفنج روی بینی‌ یا دهان بیمار، فرد هوشیاری خود را از دست می‌‌داد.

 

با این وصف وقتی‌ که مسیح را از صلیب پایین کشیدند او بی‌ هوش بود اما هنوز جان در بدن داشت. او را زودتر از موعد از صلیب پایی‌ کشیدند و بر خلاف معمول که استخوان پای مصلوبین را می‌‌شکستند تا زودتر جان بدهند، استخوان پای مسیح را نشکستند. وقتی‌ یوسف نزد پیلاطس رفت و از او تقاضا کرد که اجازه بدهد مسیح را از صلیب پایین بیاورند او تعجب کرد که مسیح به این سرعت جان داده است. نکته جالب اینجاست که در متن اورجینال انجیل مرقس که به زبان یونانی نوشته شده یوسف از بدن مسیح با نام Soma (جسم زنده) نام می‌‌برد و پیلاطس با کلمه Pthoma (جسد یا جسم مرده) اما وقتی‌ انجیل از زبان یونانی به لاتین ترجمه می‌‌شد، مترجم آگاهانه کلمه Soma را حذف و به جای هر دو کلمه Corpus را گذاشت که به معنی جسد است.

 

شب هنگام وقتی‌ یوسف و هماهش بر بالین مسیح حاضر شدند با خود مر حجازی و الوئه همراه داشتند. این دو گیاه هم به عنوان معطر کننده استفاده می‌‌شود و هم مصرف دارویی دارد. به ویژه مرهجازی می‌‌تواند برای قطعه خونریزی استفاده شود. (با توجه به اینکه پهلوی مسیح به دلیل فرود آمدن نیزه جراحت برداشت بود و خون از آن جاری بود)

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 11:13 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تحریف کتب "عهد عتیق"

 

با شخصی بحثی‌ داشتیم در مورد تحریف کتب "عهد عتیق". من به ایشان گفتم در خود کتاب به این موضوع اشاره شده که یهودیان در کتاب خدا دست می‌‌بردند و کلام خدا را از موضع آن تحریف می‌‌کردند. ایشان از من خواست که قسمتهایی از کتاب را که در آن به این موضوع اشاره شده نقل کنم. به نظرم موضوع جالبی‌ آمد که به صورت یک پست اینجا بگذارم تا دوستان دیگر هم اگر علاقه داشتند بخوانند.

 

موضوع تحریف کتاب توسط یهودیان و مسیحیان موضوعی است که قرآن کریم هم به آن اشاره کرده. و اینک فراز‌هایی‌ از کتاب مقدس که به این موضوع اشاره دارد:

 

کتاب تثنیه ۴: آیه ۲: بر کلامی‌ که من به شما امر می‌‌فرمایم چیزی میفزایید و چیزی از آن کم منمایید تا اوامر یهوه خدای خود را که به شما امر می‌‌فرمایم نگاه دارید.

 

کتاب ارمیای نبی ۵: آیه ۲۹-۳۰: امری عجیب و هولناک در زمین واقع شده است. انبیأ به دروغ نبوت می‌‌کنند و کاهنان به واسطه ایشان حکمرانی می‌‌نمایند و قوم من این حالت را دوست می‌‌دارند و شما در آخر این چه خواهید کرد؟

 

کتاب ارمیای نبی ۸: آیه ۸-۱۰: چگونه می‌‌گویید که ما حکیم هستیم و شریعت خداوند با ما است. به تحقیق قلم کاتبان به دروغ عمل می‌‌نماید. حکیمان شرمنده و مدهوش و گرفتار شده اند. اینک کلام خداوند را ترک نموده اند پس چه نوع حکمتی دارند؟ بنابرین زنان ایشان را به دیگران خواهم داد و مزرعه‌های ایشان را به مالکان دیگر. زیرا که جمیع ایشان چه خرد و چه بزرگ پر از طمع می‌‌باشند و همگی‌ ایشان چه نبی و چه کاهن به فریب عمل می‌‌نمایند.

 

کتاب ارمیای نبی ۱۴: آیه ۱۴: خداوند مرا گفت: این انبیأ به اسم من به دروغ نبوت می‌‌کنند. من ایشان را نفرستادم و به ایشان امری نفرمودم، بلکه ایشان به رویاهای کاذب و سحر و بطالت و مکر دلهای خویش برای شما نبوت می‌‌کنند.

 

کتاب ارمیای نبی ۲۳: قسمت مربوط به انبیای دروغین: بنابراین یهوه صبایوت درباره آن انبیأ چنین می‌‌گوید.... از انبیای اورشالیم نفاق در تمامی زمین منتشر شده است. یهوه صبایوت چنین می‌‌گوید: به سخنان این انبیایی که برای شما نبوت می‌‌کنند گوش مدهید زیرا شما را به بطالت تعلیم می‌‌دهند و رویای دل‌ خود را بیان می‌‌کنند و نه از دهان خداوند.....من این انبیأ را نفرستادم، لیکن دویدند. به ایشان سخن نگفتم اما ایشان نبوت نمودند.... خداوند می‌‌گوید اینک من به ضّد این انبیأ هستم که زبان خویش را به کار برده، می‌‌گویند او گفته است. و خداوند می‌‌گوید: اینک من به ضّد اینان هستم که به خوابهای دروغ نبوت می‌‌کنند و آنها را بیان کرده، قوم مرا به دروغ‌ها و خیالهای خود گمراه می‌‌نمایند. و من ایشان را نفرستادم و مامور نکردم..... و آن نبی یا کاهن یا قومی که گویند وحی یهوه، همانا بر آن مرد و بر خانه‌اش عقوبت خواهم رسانید. و هر کدام از شما به همسایه خویش و هر کدام به برادر خود چنین گویید که خداوند چه جواب داده است و خداوند چه گفته است. لیکن وحی یهوه را دیگر ذکر ننمایید زیرا کلام هر کس وحی او خواهد بود چونکه کلام خدای حی یعنی یهوه صبایوت خدای ما را منحرف ساخته اید.

 

کتاب حزقیا نبی ۱۳: آیه ۱-۳ و آیه ۶-۷: و کلام خداوند بر من نازل شده گفت:‌ای پسر انسان به ضّد انبیایٔ اسرائیل که نبوت می‌‌نمایند، نبوت نما. و به آنانی‌ که از افکار خود نبوت می‌‌کنند بگو کلام خداوند را بشنوید. خداوند یهوه چنین می‌‌گوید: وای بر انبیأ احمق که تابع روح خویش می‌‌باشند و هیچ ندیده اند....... رویای باطل و غیب گویی کاذب می‌‌بیند و می‌‌گویند: خداوند می‌‌فرماید با آنکه خداوند ایشان را نفرستاده است و مردمان را امیدوار می‌‌سازند به اینکه کلام ثابت خواهد شد.آیا رویای باطل ندیدید و غیب گویی کاذب را ذکر نکردید چونکه گفتید خداوند می‌‌فرماید با آنکه من تکلم ننمودم؟

 

کتاب صفنیای نبی ۳: آیه ۱-۴: وای بر شهر فتنه انگیز نجس ظلم کننده..... انبیایش مغرور و خیانتکارند. کاهنانش قدس را نجس می‌‌سازند و به شریعت مخالفت می‌‌ورزیدند.

 

علاوه بر این اگر دوستان به کتب عهد جدید هم مراجعه کنند مشاهده می‌‌کنند که در آن کتاب‌ها هم مسیح بارها "کاتبان" را خطاب قرار داده و گناهکار می‌‌نامد. رجوع کنید به انجیل متی قسمت ۲۳ هشدار به رهبران مذهبی‌، و انجیل لوقا قسمت ۱۱ نکوهش رهبران مذهبی‌.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:52 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مورتون اسمیت و دستورات سری پاپ درباره اناجیل سری

 

در دهه ۱۹۵۰ میلادی یک آمریکایی به نام مورتون اسمیت که در مقطع دکترا تحصیل می‌‌کرد و بعدها در رشته ادیان پرفسور گردید، حین کاوش در کتابخانه یک کلیسا در فلسطین، و در بین کتاب‌های خاک خورده و فراموش شده‌ای که در طبقات این کتابخانه قرار داشت به نامه‌ای از پاپ کلمنس برخورد که سند بسیار مهمی‌ بود.

 

این نامه که به حدود سال ۱۹۵ بعد از میلاد برمی‌ گردد از سوی پاپ خطاب به یکی‌ از اطرافیان او به نام تئودور است و موضوع نامه محرمانه می‌‌باشد. پاپ در این نامه نوشته بود گروهی به زعم او ملحد به نام کارپوکرات‌ها موفق شده اند به نسخه محرمانه انجیل مرقس دست پیدا کنند، لذا کلیسا باید منکر اعتبار این متن شود. پاپ علنا از تئودر خواست که در این مورد دروغ بگوید.

 

اما داستان از چه قرار بود. پاپ توضیح می‌‌دهد که مرقس و پطرس مدتی‌ را در روم گذرانده بودند و هر یک متونی را به رشته تحریر درآوردند و برای بعد از خود باقی‌ گذاشتند. پس از فوت پطرس مرقس به اسکندریه در مصر نقل مکان کرد و نگارش انجیل خود را که به انجیل مرقس معروف شد به پایان رساند. اما بعضی‌ حکایتهای ذکر شده در این انجیل را که صلاح نبود در دسترس عموم قرار بگیرد از آن جدا کرد و در یک انجیل محرمانه برای خواص جمع آوری کرد.

 

مورتون اسمیت بعد از کشف این نامه از آن عکس برداری کرد و عکس‌ها را به ۱۴ تن‌ از محققین و متخصصین نشان داد. از این ۱۴ نفر ۱۲ نفر اصل بودن نامه را تائید کردند. پس از آن مورتون اسمیت چند سال را صرف مقایسه سبک و ثیاق این نامه با دیگر نوشته‌های کلمنس نمود و خود نیز به این نتیجه رسید که نامه حقیقتاً متعلق به پاپ است. در سال ۱۹۷۶ دو دانشمند از Hebrew university به کتابخانه کلیسا رجوع کرده و نامه را که به ضمیمه یک کتاب بود یافتند. آنها مجوز گرفتند که کتاب را با خود برای تحقیق روی جوهر استفاده شده در نامه به اورشلیم ببرند. وقتی‌ به اورشالیم رسیدند دریافتند که چنین تحقیقی تنها با کمک پلیس اسرائیل ممکن است و چون مقامات کلیسای ارتدکس مایل نبودند این کار با دخالت دولت اسرائیل صورت بگیرد، لذا کتاب به کلیسا رجعت داده شد. پس از این ماجرا صفحاتی که از کتاب که حاوی نام پاپ بود ازکتاب جدا شد و در جای مطمئنی نگهداری شد که ظاهراً دست هیچ محققی هم دیگر به آن نمی‌‌رسد.

 

پاپ کلمنس در نامه خود به محتوای محرمانه انجیل مرقس اشاره کرده بود. در قسمتی‌ از نوشته های مرقس آمده است که مسیح طی‌ مراسمی "initiation" در بیت عنیا، شخصی‌ را وارد "ملکوت الهی" نمود.

 

واژه "initiation" در فرقه‌های سری مثل فراماسونری به کار می‌‌رود و معنای آن این است که شخص طی‌ مراسمی از درجه‌ای به درجه بالاتر ارتقا می‌‌یابد و به عبارت دیگر با گذشته خود وداع گفته و زندگی‌ جدیدی را آغاز می‌‌نماید. از سوی دیگر در انجیل یوحنا فصل یک آیات ۱۱ تا ۴۴ در باره رویداد دیگری می‌‌خوانیم که در بیت عنیا رخ داده است و آن زنده شدن الیعازر چهار روز پس از مرگش توسط مسیح است.

 

بعضی‌ از مورخین غربی این احتمال را می‌‌دهند که شاید هر دو این داستانها حکایت از یک رویداد دارد و آن اینکه الیعازر طی‌ یک مراسم سحر آمیز به بینشی دست یافته که انجیل به زبان سمبولیک آن را به صورت زنده شدن پس از مرگ توصیف می‌‌کند.

 

این بینش که ارتباط با عرفان و خودشناسی پیدا می‌‌کند در دو انجیل دیگر تلویحا مورد تایید قرار گرفته اما کلیسا هر دو متن را از کتاب مقدس حذف کرده است.

 

تصویر فوق مربوط به صفحات ۲ و ۳ نامه پاپ کلمنس است که در آن محتوای محرمانه کتاب مرقس ذکر شده و نیز تصویر مورتون اسمیت محققی که نخستین بار نامه را کشف نمود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:48 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

یک سند محرمانه از کتاب "نوشته‌های مسیح"

 

مطلبی را که اینجا نقل می‌‌کنیم برگرفته از کتاب "نوشته‌های مسیح" به قلم میشل بیجنت (استاد دانشگاه، نویسنده و فیلمساز انگلیسی‌) است. برای آشنای بیشتر خوانندگان با این نویسنده به ذکر این نکته اکتفا می‌‌کنیم که میشل بیجنت صاحب کتاب مشهوری به نام "خون مقدس، جام مقدس" است که به گفته خودش دستمایه ادوارد براون، در نوشتن رمان "رمز داوینچی" قرار گرفت.

 

به همین دلیل بیجنت و همکارش ریچارد لیگ از براون به اتهام سرقت ادبی‌ به دادگاه شکایت کردند. این دادگاه با حضور ادوارد براون در فوریه و مارس ۲۰۰۶ میلادی در انگلیس برگزار شد و ادوارد براون را تبرئه نمود.

 

حال شرح مواجه شدن میشل بیجنت با یک سند محرمانه:

بیجنت در کتاب خود از آشنایی با یک یهودی می‌‌گوید که علاقه زیادی به جمع آوری اجناس عتیقه داشت و به همین منظور هم در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی خانه‌ای قدیمی‌ در اورشالیم در نزدیکی‌ "معبد سلیمان" خرید و در آن شروع به حفاری نمود. یک سال بعد او دو لوح پاپیروس همراه با اشیایی در زیرزمین منزل خود یافت که قدمت آنها به سال ۳۴ بعد از میلاد برمی‌گشت. پاپیروس‌ها نامه‌هایی‌ بودند که به زبان آرامی خطاب به دادگاه یهودیان نوشته شده بود. نویسنده نامه‌ها خود را "مسیح فرزندان اسرائیل" نامیده بود و متن نامه‌ها نیز دفاعیات وی در مقابل اتهامی بود که از سوی دادگاه متوجه او شده بود. دادگاه اتهام او را داشتن ادعای الوهیت دانسته بود و او ضمن ردّ این اتهام می‌‌گفت که منظور او این نبوده که او خدا می‌‌باشد، بلکه منظورش این بوده که روح خدا در وی وجود دارد. نه اینکه او به صورت جسمانی‌ فرزند خدا باشد، بلکه به معنای معنوی همچون فرزندی برای خدا باشد. او همچنین می‌‌گوید هر کس دیگری که او نیز از روح خدا سرشار باشد فرزند خدا می‌‌باشد.

 

وقتی‌ خبر کشف این سند به کتابخانه "اکول" که زیرمجموعه واتیکان می‌باشد رسید مقامات اسرائیلی نامه‌ای از سوی پاپ دریافت کردند به این مضمون که سند مزبور باید از بین برده شود. اما دوست یهودی میشل بیجنت با این کار مخالفت کرد و وعده داد که این سند را تا ۲۵ سال آتی منتشر نخواهد کرد. پس از گذشت ۲۵ سال نیز این سند منتشر نگشت زیرا دوست اسرائیلی بیجنت مایل نبود با انتشار آن به یهودی ستیزی در دنیا دامن بزند زیرا مطمئنا مسیحیان واکنش تندی نشان می دادند. میشل بیجنت مدعی است که با چشم خود این سند را دیده است.

 

این داستان از دو جهت قابل توجه است. یکی‌ اینکه سندی است به خط مسیح که در آن وی شخصاً نسبت الوهیت به خود را نفی می‌‌کند و دیگر آنکه چنانچه روزی سند معتبری یافت شود که دکترین‌ها و باورهای دروغین کلیسا را زیر سوأل ببرد، واتیکان روی آن چنگ انداخته و آن را از بین خواهد برد، چنانچه قرنها چنین کرده است.

 

چنین اسنادی بارها کشف شده ولی کلیسا هر بار با ترفندی آنها را از بین برده است. اگر کلیسا به واقع به دنبال حقیقت بود چرا تا کنون این همه مدارک مستند و مستدل را که در کتابخانه سری و فوق محرمانه خود نگاه داشته، منتشر نمی کند؟!

 

چون شالوده همه فرقه های مسیحیت و تمامی زحمات الهیدانان مسیحی که بر الوهیت و مرگ و رستاخیز دروغین مسیح بنا شده است نابود خواهد شد.

 

به همین علت است که مسیحیان تا کنون حقایق موجود و کشف شده در این زمینه ها را مخفی نگاه داشته‌اند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:44 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

انجیل حذف شده منتسب به مریم مجدلیه

 

مریم مجدلیه یک روسپی زناکار بود. شغل وی روسپیگری بود و از این راه امرار معاش می کرد و در منطقه خود یکی از معروفترین و برجسته ترین روسپیان بدنام بود.

 

در سال ۱۸۹۶ در قاهره سندی یافت شد که به "انجیل مریم" مشهور گشت. این سند مربوط به حدود سال ۴۰۰ میلادی بود و در سال ۱۹۵۵ برای اولین بار منتشر گردید.

 

از این سند دو نسخه خطی‌ دیگر نیز به دست آمده است که قدیمی‌‌ترین آن مربوط به حدود سال ۳۰۰ بعد از میلاد است. (احتمالا نسخه اصلی‌ که این نسخه‌ها از روی آن کپی شده باید قدیمی‌تر باشد) ویژگی‌ این سند این است که نشان می‌‌دهد جایگاه مریم مجدلیه نزد مسیح از جایگاه حواریون یا همان رسولان مسیح بالاتر بوده است.

 

مسیح راز‌هایی‌ را برای مریم مجدلیه فاش کرده که حواریون از آن بی‌ اطلاع بوده اند. در سند مربوطه می‌‌خوانیم که پطرس خطاب به مریم می‌‌گوید: خواهر ما می‌دانیم که منجی ما مسیح، تو را بیش از زنان دیگر دوست می‌‌داشت. سخنی از او را که به خاطر می‌‌آوری به ما بگو. چون تو آن سخن را می‌‌دانی‌ ولی‌ ما آن را نشنیده ایم.

 

مریم سخن خود را اینگونه آغاز می‌‌کند: آنچه بر شما پنهان است برایتان بازگو می‌‌کنم. پس از اینکه مریم کلام مسیح را نقل کرد یکی‌ از حاضرین به نام آندریاس خطاب به جمع گفت: نظرتان را بگویید در مورد آنچه او می‌‌گوید، چه من تصور نمی‌‌کنم که ناجی این سخنان را گفته باشد. این آموزه‌ها برای ما چون افکاری غریب است. پطرس نیز رو به جمع کرده و پرسید: آیا او به راستی‌ در خفا با یک زن سخن گفته به جای آنکه با ما سخن بگوید؟ حال ما باید برگردیم و به این زن گوش فرا دهیم؟ آیا او این زن را بر ما ترجیح داده است؟ در این هنگام مریم شروع به گریه کرد و به پطرس گفت: برادر چه فکر می‌‌کنی‌؟ فکر می‌‌کنی‌ من این سخنان را از خود پیدا کرده و در مورد منجی ما مسیح دروغ می‌‌گویم؟ لاوی گفت پطرس تو همیشه خشمگین هستی‌. حال می‌‌بینم همانگونه که به مخالفان هجوم می‌‌بری به این زن نیز هجوم برده ای. اگر منجی او را قدر و منزلت بخشیده تو کیستی که او را نفی کنی‌؟ واضح است که منجی ما این زن را به خوبی‌ می‌‌شناسد و به همین خاطر هم او را بیش از ما دوست می‌‌داشت.

 

این قطعه کوتاه بیانگر نکات ظریفی‌ است. نکته اول اینکه عیسی مسیح به اعتراف پطرس، مریم مجدلیه را بیش از زنان دیگر دوست می‌‌داشت، و به اعتراف لاوی عیسی مسیح مریم را حتی بیش از حواریون دوست می‌‌داشت.

 

نکته دوم اینکه رازی را که مسیح با مریم در میا‌‌ن گذاشته بود برای حواریون غریب بود و تا به حال نشنیده بودند. این خود نشان می‌‌دهد که از دید مسیح درک و استعداد مریم در فراگیری علوم الهی از حواریون بیشتر بوده است و حال آنکه کلیسا هیچ گاه حاضر نبوده زنی‌ را به عنوان کشیش بپذیرد، و این موضوع به تازگی در بعضی‌ کشورهای پروتستان باب شده است.

 

نکته سوم اینکه اعتماد و نزدیکی مسیح به مریم مجدلیه بیشتر از دیگر حواریون و رسولان بوده.

 

متن انجیل مریم در اینترنت به زبانها مختلف یافت می‌‌شود و این متن از زبان سوئدی به فارسی ترجمه شده است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:38 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

معرفی محفل دیر صهیون

 

یکی‌ از محافل سری که به ندرت نامی‌ از آن در کتاب‌ها برده می‌‌شود، محفلی است به نام دیر صهیون که مقر اصلی‌ آن در فرانسه قرار دارد، یا بهتر بگوییم قرار داشت. زیرا مشخص نیست که این محفل همچنان فعال می‌‌باشد یا خیر.

در فواصل دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ میلادی بحث‌های زیادی در مورد جعمیت دیر صهیون در غرب جریان داشت و در سال ۱۹۸۲ هنگامی که کتاب "خون مقدس، جام مقدس" منتشر شد، شایعاتی پیرامون وجود چنین محفلی تقویت گردید.

 

نویسندگان کتاب خون مقدس جام مقدس، در کتاب خود مدعی شدند که محفل دیر صهیون در سال ۱۰۹۹ میلادی تأسیس گردیده و این دیر صهیون بوده که جمعیت شهسواران معبد یا همان شوالیه‌های مسیح را به وجود آورده است.

 

کتاب از یک راز تاریخی پرده برداشته و با اتکأ به اسنادی که بعدها توسط مورخین دیگر غیر معتبر خوانده شد اذعان می‌دارد جام مقدس که عده‌ای همواره به دنبای یافتن آن بوده اند، فرزندان و نوادگان مسیح از وصلت وی با مریم مجدلیه می‌‌باشد که در فرانسه با خاندان مروونژی در آمیختند و لذا خون مسیح در این خاندان تا امروز تداوم پیدا کرده است.

 

به گفته نویسندگان کتاب "خون مقدس، جام مقدس" محفل دیر صهیون خود را میراث دار این خون دانسته و استاد اعظم این محفل با این ادعا که از بازماندگان مسیح و وارث تاج و تخت او می‌‌باشد تلاش دارد که قدرت را در فرانسه و بطبع کل جهان قبضه کند، و در این مسیر از حمایت تعدادی از سیاستمداران برجسته نیز برخوردار است.

 

تلاش عوامل دیر صهیون این است که نهایتا ‌اروپایی یکپارچه و متحد تحت امر استاد اعظم به وجود آورند. ‌اروپایی که در آن شخص حاکم از مشروعیت سیاسی و مذهبی‌ برخوردار بوده و بار دیگر در آن بین مذهب و سیاست پیوند برقرار شود.

 

بنا به اطلاعات موجود پییر پلانتارد استاد اعظم دیر صهیون در سال ۲۰۰۰ میلادی از دنیا رفت. او متهم است که دیر صهیون را در سال ۱۹۵۶ به وجود آورده و به دروغ سابقه‌ای تاریخی برای آن قائل شده است تا خود را به عنوان وارث دروغین تاج و تخت کشور فرانسه جا بزند.

 

وی در سال ۱۹۹۲ در دادگاهی‌ محاکمه شد و گفت که اسامی بسیاری از اعضای این محفل ساختگی بوده است، و تعهد کرد که از ادامه فعالیت در دیر صهیون خودداری کند. از این زمان تا زمان مرگ وی در سال ۲۰۰۰ خبری از وی در رسانه‌های گروهی نبوده و نیست.

 

برخی از‌ شواهد حاکی از آن است که محفل دیر صهیون در سال ۲۰۰۰ بیش از ۹۸۴۱ عضو در اروپا داشته است. عکس فوق متعلق به پییر پلانتارد است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:30 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

دیرصهیون فرزندان مسیح و تاریخ پنهان کلیسا

 

با توجه به نام این فرقه که به فارسی صهیون خوانده میشود عده ای تصور میکنند که این افراد هم به طریقی به صهیونیسم مربوط هستند که باید گفت که اینطور نیست زیرا اسم این فرقه در واقع «دیر صیون»priory of sion یا «دیر زیون»priory of zion میباشد و همچنین مرام و مسلک این فرقه و افراد آن هیچ شباهتی به صهیونیسم ندارد و ما نیز در این پست برای اینکه ای اشتباه کمتر پیش بیاید از عبارت «دیر صیون» استفاده میکنیم.همچنین باید متذکر شد که این فرقه با توجه به ماهیت سری و مخیفیانه ای که دارد پس بنابراین اسناد و مدارک کامل و جامعی نمیتوان ارایه داد.

 

1) دیرصیون(صهیون)خیال یا واقعیت؟ 2) تاریخچه و اهداف کلی 3) شوالیه های مقدس یا نجیب زاده

4) مریم مجدلیه کیست و سنگ سبز جادویی منصوب به او چیست 5) خط رز وجام مقدس

 

دیر صیون (صهیون) خیال یا واقعیت؟

 

دیر صیون (صهیون) آنطور که در توضیحات مربوط به این گروه آمده است در سال 1099 میلادی تشکیل شده است و این تصور عامه مردم است.اما در واقع دیر صیون(صهیون) فرقه ای است در سال 1956 میلادی!!! یعنی در حدود 50 سال قبل توسط فردی به اسم پیرپلانتارد به صورت رسمی ثبت شد که اتفاقا اهداف مشابهی با گروهی که ما میشناسم داشت و با انتشار اسنادی نشان داد که این گروه از سال 1099 تشکیل شده و هدف آن حمایت از جام وخون مقدس میباشد.حدود 30 سال بعد از ثبت رسمی این گروه در فرانسه با انتشار کتابی به نام»خون مقدس و جام مقدس»یا»Holy blood and Holy grail» به طور رسمی به انتشار عقاید خود پرداخت..روشی که با سنت 1000ساله این فرقه در تضاد بود.

 

نماد رسمی دیر صیون و اسناد مربوط به آن در تصویر فوق مشخص است

 

رهبر اصلی این گروه در سال 1956 فردی بود به نام آردر بنهمنArdr Bonhomne که این فرد در سال 1996 میلادی در مصاحبه ای با بی بی سی ادعا کرد که دیرصیون(صهیون)فقط یک شوخی و سرگرمی بین او 3 تن از دوستانش از جمله پیرپلانتارد بوده است!!! و گفت که پلانتارد را حدود 20 سال است که ندیده است و همچنین اورا یک فرد فوق العاده خیالباف نامید و همچنین گفت که نمیداند که چرا مردم از هیچ همه چیز می‌سازند!

 

و به این صورت همه چیز را به صورت یک شوخی بیمزه جلوه داد.

 

تا اینجای کار و بنا بر اخبار رسمی چیزی به اسم «دیر صیون» وجود ندارد.

 

اما در بررسی هایی که پلیس فرانسه از منزل پیرپلانتارد کرد یک سند از قرن 12 میلادی پیدا شد که در آن رهبران دیر صیون را تاسال 1963 معرفی کرده بود که البته اسم پلانتارد در آن نیست!!!!

 

و این تنها سند واقعی در منزل او بود و بقیه اسناد جعلی بودند همچنین با بررسی سوابق افراد به این نتیجه رسیدن که این افراد در واقع میخواستند با استفاده از این عنوان بار دیگر نظام سلطنتی را در فرانسه پایه گذاری کنند و خاندان مسیح را به زعم خودشان حاکم نمایند.در این سند جنجالی نام رهبران فرقه که اصطلاحا به آنها استاداعظم می گویند درج شده است که در زیر آن را با هم مرور می کنیم.

 

Jean de Gisors 1188-1220

Marie de Saint-Clair 1220-1266

Guillaume de Gisors 1266-1307

Edouard de Bar 1307-1336

Jeanne de Bar 1336-1351

Jean de Saint-Clair 1351-1366

Blanche d’Evreux 1366-1398

Nicolas Flamel 1398-1418

Rene d’Anjou 1418-1480

Yolande de Bar 1480-1483

Sandro Botticelli 1483-1510

Leonardo da Vinci 1510-1519

Charles, Duke of Bourbon 1519-1527

Ferdinand de Gonzague 1527-1575

Louis Gonzaga, Duke of Nevers 1575-1595

Robert Fludd 1595-1637

Johann Valentin Andrea 1637-1654

Robert Boyle 1654-1691

Isaac Newton 1691-1727

Charles Radclyffe 1727-1746

Prince Charles Alexander of Lorraine 1746-1780

Archduke Maximilian Franz of Austria 1780-1801

Charles Nodier 1801-1844

Victor Hugo 1844-1885

Claude Debussy 1885-1918

Jean Cocteau 1918-1963

 

همانطور که در این لیست می‌بینید اسامی بزرگانی چون ویکتور هوگو..داوینچی..بوتیچلی و ژان کوکتو به چشم می‌خورد.

 

عده ای اعتقاد دارند که این گروه به هر دلیل تنها موجب بدنامی دیر صیون واقعی گردیدند و دیر صیون با توجه به اساس مخفیانه ای که دارد هیچ گاه خود را به صورت علنی رسوا نمی‌کند.

 

در سال های قرن 11 میلادی تعدادی از افراد یک صومعه در کالیبریا ایتالیا برای آنچه که حفاظت از نسل باقیمانده فرزندان واقعی مسیح میدانستند تصمیم به تشکیل دیر صیون گرفتند که در نهایت در سال 1099 میلادی توسط گادفری بویلیون Godefroi Bouilion در یکی از شهرهای مرزی فرانسه تشکیل شد.این گروه که رفته رفته در طول تاریخ ابتدا به قدرتی شگفت انگیز و زمانی در ورطه نابودی افتاد خود شامل قسمت های پر رمز و راز دیگری همچون شوالیه های مقدسخط رز و جام مقدس می باشد.

 

شوالیه های نجیب زاده یا مقدس

 

این شوالیه ها در یکصد سال اول تاریخ گروه تحت فرماندهی واحد با اعضای فرقه بودند اما به طور رسمی در سال 1180 میلادی توسط Hughes de Payanیکی از خدمتگزاران کنت شامپانی فرانسه بنیان گذاشته شد.

 

وظیفه اصلی این شوالیه ها حفاظت از زایرانی بود که برای زیارت به سمت بیت اللحم میرفتند و در جاده ها احتمالا مورد حمله راهزنان بودند.آنها به زودی به یکی از ارکان کاخ سلطنتی تبدیل شدند.ایده اصلی این گروه برگرقته از داستانهای حضرت سلیمان میباشد.در نمادهای اصلی دیر صیون(صهیون)خواهیم دید که آنها ارادت خاصی به سلیمان پیامبر داشتند.تعداد این شوالیه ها 9 نفر بود وهیچ عضو جدیدی نمیپذیرفتند و بسیار عجیب بود که این افراد به راستی توانسته بودند امنیت را در جاده های پهناور سرزمین مقدس به ارمغان بیاورند.

 

وظیفه ی دیگر این شوالیه ها نگهداری از بقایای کاخ سلیمان نبی بود و کسی به درستی نمیداند که در آن خرابه ها از چه چیز محافظت میکردند و شایعاتی وجود دارد مبنی بر آنکه این مکان محل نگهداری جام مقدس بود.

 

طبق اسناد تاریخی بر علیه این شوالیه ها اقداماتی در کاخ های سلطنتی انجام شد که منجربه این شد که در دهه 1390 پاپ حکم به تکفیر آنها بدهد.این تکفیر در واقع به دلیل قدرت بیش از حدی بود که شوالیه ها پیدا کرده بودند.

 

شوالیه ها از اروپا فرار کردند و به آمریکای شمالی رفتند.آنها قبل از کریستف کلمب و طبق نقشه زیر آمریکای شمالی را کشف کردند.نقشه زیر معروف به زنو نشان دهنده ی جنوب شرقی کانادا میباشد.

 

مریم مجدلیه Magdalena

مریم مجدلیه طبق اخبار کلیسا زنی فاحشه بود که توسط مسیح به راه راست هدایت شد و به هنگام به صلیب کشیدن عیسی مادر او را همراهی و دلداری میداد.اما بر طبق عقابید دیر صیون(صهیون)مریم مجدلیه همسر عیسی مسیح شناخته میشود و از ازدواج او و مسیح نسلی به وجود آمد که تا به امروز ادامه داشته و شایسته ی پادشاهی میباشد و کلیسا به ناحق آنها را مخفی کرده تا بتواند قدرت را دست بگیرد.کلیسا با تلاش برای کشتن این نسل و بدنام کردن مریم مجدلیه به این امر پرداخته است.

 

در حال حاضر بقایایی از انجیلی وجود دارد به نام انجیل مجدلیه.

 

درباره مریم مجدلیه نکته مرموز دیگری هم هست و آن سنگ سبزی است که به او منصوب می‌دانند. داستان این سنگ سبز که گقته می‌شود به صورت مکاشفه کشف شده است وکسی که این سنگ را کشف کرده است مدعی است که آن را از طریق امدادهای غیبی پیدا کرده و اشاره به راهرویی در زیر زمین میکند..صرف نظر از داستانی که با آن مواجه هستیم این سنگ توسط دانشمندان آزمایش شده و ویژگیهای غیر عادی آن از جمله ساختار عجیب و انرژیهای زیاد آن به اثبات رسیده.

 

نمادهای دیر صیون (صهیون)

همانطور که دیدید نمادهای زیادی برای این فرقه تعریف شده که هر کدام مفاهیم خاص خود را دارد.بعضی از مفاهیم تقریبا واضح و مدرن هستند و شاید تا بحال ناخواسته از آنها استفاده کرده باشید مانند نماد سومی که ابی رنگ است و حروف M , A در آن واضح است که همان Magdalena است و یا نماد اول سمت چپ که اگاهانه یا نااگاهانه در برنامه محاسباتی رشته عمران به عنوان ابزاری که کار برد آن مقاومت در برابر نیروهای جانبی است به کار میرود اما درباره بیشتر نمادها واقعا توضیحات مفصلی وجود دارد که از توان این وبلاگ حداقل در این پست خارج است و باید در پستهای بعدی به آن برسیم.بد نیست در اینجا به پنجره های صیون نیز اشاره کنیم که همانطور که میبینید در پنجره اولی در مرکز تصویر حروف S , P به چشم میخورد که سعی شده P به B تبدیل شود و در دیگری 2 حرف S با رنگهای مختلف می‌بینیم.

 

همانطور که می‌بینید اگر حتی یک سایت کامل هم به این موضوع اختصاص دهیم باز هم کافی نیست.

 

اما در اینجا خلاصه ای از یکی از نمادها برای علاقمندان شرح داده می شود.

 

این نماد از 3 دایره تشکیل شده است که در دایره بزرگ جملات لاتین نوشته شده و دایره وسط که به آن صلیب وصل شده و دایره سوم که نماد خورشید است.و حروف B&S که نشان کشیشی است به اسم Berenger Sauniere که کشیشی بود که به کلیسا اعتقادی نداشت اما همیشه پول خوبی از آنها دریافت میکرد.میگویند دلیل آن اسنادی بود که کلیسا علاقه ای به فاش شدن آن نداشت. در دایره بزرگ نوشته شده

Tria Sunt Mirabilia: Deus et Homo; Mater et Virgo; Trinus et Unus

به معنی

Three are the Marvels: God and Man; the Mother and the Virgin; the Three and the one

 

دو مثلث سیاه و سفید است که به عنوان مهر سلیمان شناخته میشود.مثلثی که رو به بالاست و مشکی رنگ است و در تصویر دیده نمیشود اشاره به این دارد که کوههای جهان به بهشت میرسند.مثلث دوم اشاره دارد به مقبره هابیل فرزند آدم که به مرکز زمین متصل است.

 

در 4 گوشه تصویر 4 فرشته را میبینیدکه فرشته هایی هستند که روح بهشتی دارند و در خدمت خداوند هستند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:24 ق.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 9

>