تبلیغات
گذرگاه - مطالب تناقضات کتاب مقدس
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مکتب کالونیسم Calvinism

 

کالوینیسم نام فلسفه و مکتب سیاسی و مذهبی منسوب به ژان کالون (1509- 1564)، الهیدان و اصلاح طلب پروتستان فرانسوی که در ۱۵۴۱ وی را برای اصلاحات مذهبی به ژنو دعوت نمودند و در آنجا اصلاحاتی انجام داد و انضباط شدیدی در کلیسای ژنو برقرار کرد.

 

عقاید فرقه :

عدم مقاومت در برابر زمامداران سیاسی.

عدم آزادی خواهی و مشروطه طلبی.

اطاعت کورکورانه از دولت.

اعتقاد به تقدیر.

همهٔ افراد می‌توانند بخشش گناه را انجام دهند.

 

ژان کالون با تکیه بر الهیات موسسه های دینی مسیحی، حکومت روحانیان یا خداسالاری محدودی در ژنو بنیاد نهاد. این حکومت روحانی موجب شد که نوع کلیسای اصلاح شده آیین پروتستان (مثلا آیین پرسبیتری اسکاتلندی) به وجود آید. آیین کالون از حاکمیت مطلق خدا بر تقدیر و نیز بر زندگی مدنی و کلیسایی که به دقت تحت نظارت و هدایت قرار دارد سخن می گفت.

 

کانگرگیشنالیسم کالونی و آیین پرسبیتری در مستعمره های آمریکا تاثیر بسزایی گذاشت و از بیدارگری (مثلا جاناتان ادوارز 1703- 1758) تاثیر پذیرفت. کارل بارت (1886- 1968) اثرگذارترین الهیدان کالونیست عصر جدید بوده است. هر جا که کالوینیسم اجازه رشد و نمو داشت، یک حکومت تئوکراسی رخ داد که نوعی الیگارشی بود که در نتیجه اتحاد کشیشان با طبقه متوسط اعلا یا محترمین به وجود امده و توده مردم در آن نقشی نداشتند. حکومت خود کالوین و پیوریتن‌ها در ماساچوست آمریکا به نوعی از متفرعات کالوینیسم بود.

 

کالوینیسم درقرن هفدهم در اروپای غربی شکل گرفت. نجات از طریق ایمان تفاوتهایی با لوتریسم دارد و همچنین در مورد عشای ربانی اختلافات مهمی در مورد حضور حقیقی مسیح در نان و شراب عشای ربانی با لوتریسم دارد. از منظر کالوینیست دنیا آفریده شده تا در خدمت تجلیل از پروردگار باشد، یک فرد مسیحی برگزیده خداوند است و باید با تمام توان دستورات پروردگار را انجام دهد تا از عظمت خداوند تجلیل کرده باشد. کالوینیسم به پرستندگان خداوند می‌آموزد که باید برای موفقیت اجتماعی تلاش کند و مشیت خداوند است که انسان مطابق وظایف و تکالیف اجتماعی برای تجلیل از خالق خود زحمت بکشد.

 

کالوینیسم یکی از فرقه های مکتب پروتستان که در قرن هفدهم به عنوان دین اصلاح طلب به وجود آمد مهمترین ویژگی این باور سرنوشت مقدر می باشد. سرنوشت مقدر یعنی اینکه انسانهای محدودی به فیض می رسند وبرگزیده هستند. انسانها یا برگزیده هستند یا نیستند، و افراد برگزیده نیازمند کشیش نیستند یعنی انسان طبق این کیش تنهاست و به کشیش وشعائر مذهبی نیازی ندارد. انسانی که برگزیده نیست هم تا ابد برگزیده نمی شود. فرد کالوینیسم باید از روش ثابتی برای خود تبعیت کند. عضو فرقه کالوینیسم بر حسب روش سلوک، منظم، پایدار و معتقد به سلسله مراتب یک آیین عقلانی می باشد.

 

کالوینیسم در مسیر تکاملی خود چیزی مثبت به ریاضتگرایی بخشید و آن اندیشه و وجوب اثبات ایمان فردی در فعالیت دنیوی است. اینکه فرد چگونه می تواند بفهمد که برگزیده است یا خیر تنها از راه مقایسه با یکی از اولیای برگزیده امکان پذیر است.

 

به عقیدة کالوین هر شخصی باید خود را بر گزیده بداند و وحدت عرفانی با خداوند که عالی ترین تجربة دینی است تنها زمانی رخ می دهد که خداوند از طریق انسانهای برگزیدة خود عمل می کند.

 

کالوین وحدت عرفانی را زمانی می داند که ایمان فرد در عملش ثابت شود. کالوین معتقد بود که تنها فعالیت دنیوی می تواند تردید مذهبی را ذایل کند و به وجود حالت فیض اطمینان ببخشد. یعنی انسان از طریق فعالیت دنیوی که نماد عمل خداوند است می تواند از فیض مطمئن شود.

 

همانطور که لوتر در معانی کلمة حرفه می گوید، وظیفه ای که خداوند برای انسان مقدر فرموده است.

 

به نظر اچ فرانک کار برای تکلیف بهترین نمونة فعالیت ریاضتگرایی بود و اینکه خداوند مهربان انسان را از طریق فیض در کارهایشان رستگار می کند برای آنها انکار ناپذیر بود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 04:16 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کمسیون Pontificia Commissione Biblica

 

در سال 1902 میلادی پاپ لئو سیزدهم به منظور مقابله با تفسیرهای جدیدی که از کتاب مقدس صورت میگرفت کمسیونی تشکیل داد به نام Pontificia Commissione Biblica این کمسیون در سال 1964تصویب نمود که کلیه نهادهای وابسته به کلیسا, مفسران کتاب مقدس, نویسندگان متون مذهبی‌, مورخان, باستان شناسان و دانشمندان مرتبط با آن در آینده موظف خواهند بود که خود را با مقررات مصوب این کمسیون تطبیق بدهند.

 

این کمسیون هیچ تفسیری از کتاب مقدس را به جز تفسیر رسمی‌ کلیسا بر نمیتابید و اگر به عنوان مثال محققی تثلیث را زیر سوأل می‌ برد و یا مدعی میشد که برخلاف تصور رایج مسیح به صلیب کشیده نشده است تحقیقات او مورد قبول واقع نمی‌ شد و او ناگزیر بود که خود را با آموزه های سنتی‌ کلیسا وفق بدهد. مسئول کمسیون مزبور کاردینال ژوزف راتزینگر بود که در سال 2005 میلادی به سمت پاپ منصوب شد.

 

یکی‌ دیگر از نهادهای کلیسای کاتولیک که زیر نظر پدر راتزینگر اداره می‌ شد نهادی بود به نام "Congregatio pro doctrina fidei که سابقه تاریخی آن به قرن‌ها پیش برمی‌گشت و از سال 1542به این سو نام دستگاه تفتیش عقاید به آن اتلاق می‌ شد. راتزینگر به عنوان مسئول این نهاد در واقع مفتش اعظم دستگاه تفتیش به شمار می‌ آمد. دادگاهی‌ زیر نظر او اداره می‌ شد که کار آن رسیدگی به تخلفات روحانیونی بود که اعتقادات کلیسا را زیر سوأل برده یا به نوعی تهدیدی برای کلیسا محسوب می‌ شدند.

 

در دوران صدارت راتزینگر تعداد زیادی از روحانیون, مبلغین, معلمین و نویسندگان منتقد کلیسا یا وادار به سکوت شدند و یا از کار بی‌ کار شدند. در بین این افراد اسامی تعدادی از تئولوگ های سرشناس کلیسا را می‌ توان یافت.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:51 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

جنبش شیطانی برای از بین بردن ازدواج

demonic movement to destroy marriage

حمله به ازدواج جهانی است

The attack on marriage is global

 

برخی از سایتهای کلیسای کاتولیک و پروتستان (کلیساها و اجتماعات بزرگ مسیحی چون، انگلیکن، بابتیستهای شمالی و جنوبی، جماعت ربانی، پرسپتری، انجیلی لوتری، مورمونها، شاهدین یهوه، یگانه انگاران جیززاونلی) رسما از ازدواج دو فرد همجنس دفاع نموده و مطالبی را به جهت تبلیغ و دفاع از ازدواج همجنسبازان در سایتها و رسانه های خود درج نموده اند.

 

بنظر می رسد یک رقابت سنگین بین کلیساها و فرقه های مسیحی برای پذیرش گناه و انحطاط درگرفته است.

 

طی پژوهش‌هایی که "مرکز تحقیقاتی پیو" در ۱۳۳۱ مرکز مسیحی انجام داده است، نشانگر این می باشد که جامعه روحانی مسیحیت امروز در غرب، ازدواج دو همجنس را پذیرفته است!! این آمار نشانگر رشد این پذیرش از رقم 18 درصد در سال 2006 به رقم 62 درصد در سال 2014 رسیده است که رشد چشمگیری را در جامعه کلیسایی و مسیحی غرب نشان می دهد.

 

آیا این یک رفرم جدید در آیین مسیحیت می باشد؟! آیا مسیحیت برخی از روایات و آیات کتاب مقدس را با این عمل انکار می نماید؟! آیا مسیحیت یک دین و آیین از دست رفته می باشد؟! آیا پذیرش ازدواج دو همجنس نیز یکی از شروط نجات در مسیحیت خواهد شد؟!

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:34 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مسیحیت، دین و سیاست

کار داور را به داور واگذار، کار قیصر را به قیصر

 

خیلی‌ از ما‌ها تا به حال این ضرب المثل را شنیده ایم و می‌‌دانیم که منظور از آن این است که هر کاری را باید به دست اهلش سپرد. منظور از "داور" در این جمله خداست و منظور از قیصر پادشاه است. پس وقتی‌ گفته می‌‌شود کار خدا را به خدا واگذار و کار پادشاه را به پادشاه، منظور این است که امر مذهب از سیاست جداست.

 

این ضرب المثل کنایه از جمله حضرت مسیح در انجیل است که امروزه بسیاری از مسیحیان با استناد به آن وانمود‌ می‌‌کنند که مسیح مخالف تلفیق دین و سیاست و به عبارت دیگر طرفدار جدایی‌ دین از سیاست بود. اما آیا به راستی‌ چنین بود؟

 

حقیقت این است که وقتی‌ مسیح در جامه رسالت به اورشالیم آمد و مردم اطراف او اجتماع کردند، رومیان که در آن زمان اورشالیم را تحت اشغال خود داشتند و بیم آن را داشتند که این شخص نو ظهور مردم را به شورش علیه اشغالگران وادارد ایادی خود را نزد او فرستادند تا از او بپرسند آیا پرداخت مالیات یا جزیه به قیصر روم صحیح است یا خیر؟ مسیح با خود اندیشید که اگر پاسخ مثبت بدهد بر اشغالگری رومیان صحه گذاشته و آنها را تایید کرده است و از سوی دیگر مخالفان با اشغالگری مثل زلوترها را با خود دشمن کرده است. اگر هم پاسخ منفی‌ بدهد رومیان در مقابل او قرار خواهند گرفت و مانع رساندن پیام او به مردم می‌‌شوند. لذا مسیح درخواست سکه‌ای کرد و پرسید تصویر چه کسی بر سکه است؟ گفتند قیصر. گفت مال قیصر را به قیصر بدهید و مال خدا را به خدا.

 

در نتیجه مشاهده می‌‌کنید که از هیچ جای این سخن معنای جدایی‌ دین از سیاست استنباط نمی‌‌شود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 11:25 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

چه کسی بر صلیب رفت؟!

 

کلیسا که مدعی یک قرائت رسمی‌ از مسیحیت است با استناد به ‌انجیلی که توسط پولس رسول دروغین مسیح تحریف شده است می‌‌گوید که مسیح به صلیب کشیده شد. این ادعا البته توسط برنابا یکی‌ از حواریون مسیح و صاحب انجیل معروف برنابا تکذیب شده است.

 

قرآن کریم نیز بعدها با اعلام این مطلب که مسیح به صلیب کشیده نشد، بلکه امر بر حاضرین مشتبه گردید (سوره نسأ) بر سخنان برنابا صحه گذاشت. اما آیا میدانستید که این دو منبع یعنی انجیل برنابا و قرآن کریم تنها منابعی نیستند که ادعای مصلوب شدن مسیح را زیر سوأل می‌‌برند؟

 

در قرن دوم میلادی قدیس ایرنئوس در سخنانی که از وی به جا مانده از یک عارف مصری و به روایتی دیگر سوری به نام باسیلیدس نام می‌‌برد که مدعی بوده مسیح در راه جلجتا (محل اعدام) با شخصی‌ به نام سیمون ازهالی شحات واقع در کشور لیبی‌ عوض شده، و سیمون به جای او مصلوب گردیده است. بعضی‌ مورخین امروزه این احتمال را مطرح ساخته اند که مسیح به صلیب کشیده شده اما پیش از جان دادن با ترفندی نجات داده شده است.

 

تصویر سمت چپ متعلق به قدیس ایرنئوس و تصویر سمت راست متعلق به باسیلیدس است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 11:19 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مورخین معتقدند که مسیح هرگز به صلیب کشیده نشد

 

مورخین معتقدند که مسیح هرگز به صلیب کشیده نشده، یا حداقل اینکه بر صلیب کشته نشده است. ادعایی که در قرآن کریم نیز مطرح می‌‌شود. در این پست یکی‌ از تئوری‌های مطرح شده توسط این مورخین را نقل می‌‌کنیم. (البته برای کوتاه شدن مطلب، نقل به مضمون می‌‌کنم)

 

طبق آنچه در انجیلها نقل می‌‌شود وقتی‌ مسیح بر صلیب بود از تشنگی می‌‌نالد. در این حال اسفنجی را داخل مایع کرده و به سمت او درازمی کنند. این اسفنج مرطوب اما به جای اینکه موجب بهتر شدن حال او گردد، منجر می‌‌شود که او از حال برود. این احتمال داده می‌‌شود که اسفنج مربوطه در محلولی از تریاک، و مواد دیگر چون شابیزک و حشیش فرو برده شده است که خاصیت بی‌ حسی و بی‌ هوشی در فرد به وجود می‌‌آورد. در آن زمان معمول بود که اسفنج‌ها را در این مواد فرو می‌‌بردند، سپس خشک می‌‌کردند و در مواقع مورد نیاز مانند عمل جراحی مورد استفاده قرار می‌‌دادند. وقتی‌ این اسفنج‌ها در آب فرو برده می‌‌شد موادی که اسفنج به آن آغشته بود آزاد می‌‌شد، و با قرار گرفتن اسفنج روی بینی‌ یا دهان بیمار، فرد هوشیاری خود را از دست می‌‌داد.

 

با این وصف وقتی‌ که مسیح را از صلیب پایین کشیدند او بی‌ هوش بود اما هنوز جان در بدن داشت. او را زودتر از موعد از صلیب پایی‌ کشیدند و بر خلاف معمول که استخوان پای مصلوبین را می‌‌شکستند تا زودتر جان بدهند، استخوان پای مسیح را نشکستند. وقتی‌ یوسف نزد پیلاطس رفت و از او تقاضا کرد که اجازه بدهد مسیح را از صلیب پایین بیاورند او تعجب کرد که مسیح به این سرعت جان داده است. نکته جالب اینجاست که در متن اورجینال انجیل مرقس که به زبان یونانی نوشته شده یوسف از بدن مسیح با نام Soma (جسم زنده) نام می‌‌برد و پیلاطس با کلمه Pthoma (جسد یا جسم مرده) اما وقتی‌ انجیل از زبان یونانی به لاتین ترجمه می‌‌شد، مترجم آگاهانه کلمه Soma را حذف و به جای هر دو کلمه Corpus را گذاشت که به معنی جسد است.

 

شب هنگام وقتی‌ یوسف و هماهش بر بالین مسیح حاضر شدند با خود مر حجازی و الوئه همراه داشتند. این دو گیاه هم به عنوان معطر کننده استفاده می‌‌شود و هم مصرف دارویی دارد. به ویژه مرهجازی می‌‌تواند برای قطعه خونریزی استفاده شود. (با توجه به اینکه پهلوی مسیح به دلیل فرود آمدن نیزه جراحت برداشت بود و خون از آن جاری بود)

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 11:13 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

یک سند محرمانه از کتاب "نوشته‌های مسیح"

 

مطلبی را که اینجا نقل می‌‌کنیم برگرفته از کتاب "نوشته‌های مسیح" به قلم میشل بیجنت (استاد دانشگاه، نویسنده و فیلمساز انگلیسی‌) است. برای آشنای بیشتر خوانندگان با این نویسنده به ذکر این نکته اکتفا می‌‌کنیم که میشل بیجنت صاحب کتاب مشهوری به نام "خون مقدس، جام مقدس" است که به گفته خودش دستمایه ادوارد براون، در نوشتن رمان "رمز داوینچی" قرار گرفت.

 

به همین دلیل بیجنت و همکارش ریچارد لیگ از براون به اتهام سرقت ادبی‌ به دادگاه شکایت کردند. این دادگاه با حضور ادوارد براون در فوریه و مارس ۲۰۰۶ میلادی در انگلیس برگزار شد و ادوارد براون را تبرئه نمود.

 

حال شرح مواجه شدن میشل بیجنت با یک سند محرمانه:

بیجنت در کتاب خود از آشنایی با یک یهودی می‌‌گوید که علاقه زیادی به جمع آوری اجناس عتیقه داشت و به همین منظور هم در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی خانه‌ای قدیمی‌ در اورشالیم در نزدیکی‌ "معبد سلیمان" خرید و در آن شروع به حفاری نمود. یک سال بعد او دو لوح پاپیروس همراه با اشیایی در زیرزمین منزل خود یافت که قدمت آنها به سال ۳۴ بعد از میلاد برمی‌گشت. پاپیروس‌ها نامه‌هایی‌ بودند که به زبان آرامی خطاب به دادگاه یهودیان نوشته شده بود. نویسنده نامه‌ها خود را "مسیح فرزندان اسرائیل" نامیده بود و متن نامه‌ها نیز دفاعیات وی در مقابل اتهامی بود که از سوی دادگاه متوجه او شده بود. دادگاه اتهام او را داشتن ادعای الوهیت دانسته بود و او ضمن ردّ این اتهام می‌‌گفت که منظور او این نبوده که او خدا می‌‌باشد، بلکه منظورش این بوده که روح خدا در وی وجود دارد. نه اینکه او به صورت جسمانی‌ فرزند خدا باشد، بلکه به معنای معنوی همچون فرزندی برای خدا باشد. او همچنین می‌‌گوید هر کس دیگری که او نیز از روح خدا سرشار باشد فرزند خدا می‌‌باشد.

 

وقتی‌ خبر کشف این سند به کتابخانه "اکول" که زیرمجموعه واتیکان می‌باشد رسید مقامات اسرائیلی نامه‌ای از سوی پاپ دریافت کردند به این مضمون که سند مزبور باید از بین برده شود. اما دوست یهودی میشل بیجنت با این کار مخالفت کرد و وعده داد که این سند را تا ۲۵ سال آتی منتشر نخواهد کرد. پس از گذشت ۲۵ سال نیز این سند منتشر نگشت زیرا دوست اسرائیلی بیجنت مایل نبود با انتشار آن به یهودی ستیزی در دنیا دامن بزند زیرا مطمئنا مسیحیان واکنش تندی نشان می دادند. میشل بیجنت مدعی است که با چشم خود این سند را دیده است.

 

این داستان از دو جهت قابل توجه است. یکی‌ اینکه سندی است به خط مسیح که در آن وی شخصاً نسبت الوهیت به خود را نفی می‌‌کند و دیگر آنکه چنانچه روزی سند معتبری یافت شود که دکترین‌ها و باورهای دروغین کلیسا را زیر سوأل ببرد، واتیکان روی آن چنگ انداخته و آن را از بین خواهد برد، چنانچه قرنها چنین کرده است.

 

چنین اسنادی بارها کشف شده ولی کلیسا هر بار با ترفندی آنها را از بین برده است. اگر کلیسا به واقع به دنبال حقیقت بود چرا تا کنون این همه مدارک مستند و مستدل را که در کتابخانه سری و فوق محرمانه خود نگاه داشته، منتشر نمی کند؟!

 

چون شالوده همه فرقه های مسیحیت و تمامی زحمات الهیدانان مسیحی که بر الوهیت و مرگ و رستاخیز دروغین مسیح بنا شده است نابود خواهد شد.

 

به همین علت است که مسیحیان تا کنون حقایق موجود و کشف شده در این زمینه ها را مخفی نگاه داشته‌اند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:44 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

و عیسی لبهای مریم را بوسید و تاریخ نوشته شد...

 

در انجیل فیلیپ می خوانیم : عیسی اغلب مریم مجدلیه را می بوسید همچنین (فلان جای) او را می بوسید. در پاپیروس با یک جای خالی روبرو می شویم که نمی دانیم چیست .لبهایش رو می بوسید ؟ گردنش را ؟ شانه هایش را؟ گونه اش را؟

 

بحث های مربوط به جام مقدس دقیقا از زمان چاپ رمان جذاب راز داوینچی جهانی شد. استقبال از کتاب و به دنبال آن فیلمی که ساخته شد و اطلاعات «ممنوعه ای» که ارائه شد با عث همه گیر شدن بحث های مربوط به جام مقدس شد.

 

در سال 1244 میلادی در جنوب فرانسه قتل عامی رخ داد که در طی آن افراد یک دهکده به طور کامل کشته شدند. این امر توسط یک لشکر 40000 نفری انجام شد. این یک واقعیت تاریخی است و البته خیلی ها بر این عقیده هستند که این کار برای حفظ یک راز تارخی انجام شد ، رازی که میتوانست پایه های کلیسا را از بین ببرد.


شالوده اصلی داستان، همانطور که میدانید اطراف مریم مجدلیه می چرخد. فاحشه ای که به دست عیسی نجات پیدا کرد و پس از آن پیوسته با او همراه بود و به او کمک کرد تا اینکه بالاخره از او جدا شد. دراین میان البته خیلی ها عقیده دارند که عیسی با مریم مجدلیه ازدواج کرده است و این فقط منحصر به «راز داوینچی» نیست. عیسی نقش پسر خدا را بازی می کند و مریم نقش عروس او را .

 

به گواهی تاریخ مریم مجدلیه یا همان مری مگدالن پس از به صلیب کشیده شدن عیسی به مصر رفت البته به همراه دخترش سارا در واقع وارث پادشاهی عیسی می شود. بد نیست بدانید که در زبان عبری سارا به معنی شاهزاده Princess است. پس از آن در سن 12 سالگی به همراه مادرش به سواحل جنوب فرانسه می رود. جایی که خاندان پادشاهی مارووینجین The Merovingain شکل می گیرد. آنها پس از 300 سال نابود می شوند.

 

حالا نیاز به تلاشی جدید برای حفظ خون عیسی است. این مقطع تاریخی همزمان می شود با تاسیس دیر صهیون یا زیون Priory Of Sion که طبق نظر «راز داوینچی » برای محافظت از نسل عیسی و مدارک مربوط به آن در سال 1099 میلادی تاسیس شد.پس از آن شاخه نظامی این گروه به نام شوالیه های معبد بنا نهاده شد The knights Of Templer . به دستور سران دیر صهیون این شوالیه ها به خرابه های معبد سلیمان می روند تا مدارک مربوط به نسل عیسی و جام مقدس را پیدا کنند. در حدود 200 سال بعد شاه فیلیپ به شوالیه های معبد حمله می کند و سران اصلی آنها را نابود می کند.

 

در کلیسا منظور از جام مقدس، همان جام شرابی است که عیسی از آن نوشیده و البته از خون عیسی پر شده است و بعد از آن در مراسم عشا ربانی به طور نمادین آن را می بینیم . اما از نظر دن براون جام مقدس همان رحم مریم مجدلیه یا به عبارتی مری مگدالن است که فرزند عیسی و خون عیسی را درون خود نگه داشته است.

 

در راز داوینچی می خوانیم که داوینچی یکی از گراند مسترهای دیر صهیون استکه در تابلوی خود به جای John حواری، مریم مجدلیه را کنار عیسی ترسیم کرده است.

 

در انجیل فیلیپ The Gospel Of Philip می خوانیم که عیسی اغلب مریم مجدلیه را می بوسید و ما می‌خوانیم: صورتش را و و به اندازه یک کلمه فضای خالی در پاپیروس دیده می شود که سانسور شده است. لبهایش را؟ گردنش را؟

 

در اناجیل امروزه و همچنین کتب تاریخ مسیحیت می‌خوانیم که مریم مجدلیه یک فاحشه بوده است اما به نظر می رسد که یک جای کار می لنگد. چرا این زن در پای صلیب حتی از مادر عیسی هم دلسوزانه تر و سوزناک تر می گرید؟ برای پدری که کودک متولد نشده اش را در شکم دارد؟!

 

شهری که مریم مجدلیه و دخترش سارا در آن ساکن بودند، در جنوب فرانسه واقع شده است که همان Rennes-le-Château ، آرکادیای معروف می باشد.

 

اما بواقع حقیقت قضیه چیست؟!

 

پی نوشت 1:

کنستانتین پادشاه رومی در پی درگیریهای خود با ماکسن تیوس و دریگریهای بعد از پیروزی خود, دستور کشتن بزرگترین پسرش کریسپوس و زنش فاوستا را داد. تاریخ نویسان غربی مسیحی می نویسند, بعد از کشتن آنان بسیار ناراحت و اندوهگین بود و چون می دانست که در مذهب مسیحی بخشیده و از گناهان خود مبرا می شود, به دین مسیحیت روی آورد.

 

پی نوشت 2:

دیگر محققان بر این باورند, چون فاوستا لقب "آگوستا" را داشته می توانسته برای امپراطوری او خطری باشد و شاید زمانی یا او و یا پسرش ادعای امپراطوری کنند, چون خود کنستانتین لقب "آگوستا" را نداشته. کنستانتین در حدود 305 تقاضای اعطای این لقب را کرد که تقاضای او رد شد.

 

پی نوشت 3:

در سال 337 غسل تعمید شد و در سال 380 تئودوریوس دین مسیحیت را مذهب رسمی کشور اعلام کرد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 12:55 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

جام مقدس / قسمت پنجم

 

در سال های آخر قرن پانزده میلادی لورونزو مدیچی Lorenzo de› Medici که یکی از ثروتمندان و سیستمداران ایتالیا (فلورانس ) بود به دلیل علاقه ای به هنز و ادبیات داشت تصمیم گرفت که گروهی از هنرمندان بزرگ و با استعداد آن دوران را به دور خود جمع کند. از خوش شانسی او چهره های بزرگی همچون داونیچی ، پوسن ، میکل آنجلو ، بوتیچلی و در نزدیک او و شهر او حضور داشتند . یک موقعیت عالی که شاید در هیچ برهه تاریخی همانند آن پیش نیاید. هدف اول او حمایت از هنرمندان بود و صرفا قصدی خاص از جمع کردن آنها نداشت . البته او سیاستمداری زیرک بود که شاید می خواست وجهه خوب خود را در جامعه تقویت کند اما به خوبی می دانست که چنین بزرگانی خود را زیر لوای یک سیاستمدار جای نخواهند داد. گروهی که او تشکیل داد نامش بود «چوپانان آرکادیا » . دقیقا همان نامی که ما در مجموعه جام مقدس با آن روبرو بودیم. البته این گروه زمینه ای مذهبی داشت اما آنها خود را در مقام چوپانی برای جامعه خود می دیدند. این موضوع را از چوپان بودن عیسی مسیح خدای مسیحیان برای امت خود اقتباس کرده بودند. در واقع آنها خود را محق می دانستند که باید جامعه را به سمتی که خود صحیح می دانند هدایت کرد. اعضای این گروه چوپان یا Shepherd نامیده می شدند و در این گروه سلسله مراتبی وجود نداشت بلکه همه در یک سطح بودند و همه هم هنرمند بودند .آنها عقایدی داشتند که امروزه ما از تابلوها و آثار آنها اقتباس می کنیم و پس از تحلیل تابلو به این نتیجه می رسیم که فلان رمز یا فلان نماد در تابلو وجود دارد. این البته خیلی عادی خواهد بود که اعضای یک گروه اشتراکات زیادی را در آثاری که خلق می کنند به جای گذارند.

افراد و گروهای زیادی مثل فراماسون ها، اعضای دیر صهیون، شوالیه های معبد و غیره و غیره وجود دارند که با توجه به جذابیت زیادی که آثار نقاشان و هنرمندان برای مردم داشت و با توجه به عمر طولانی این آثار و اینکه آنها در بلندای تاریخ جاودانه هستند، سعی کردند که نمادهای خود را شبیه به نمادهای مورد علاقه این هنرمندان انتخاب کنند. به عنوان مثال تا به حال دقت کرده اید که چقدر نمادهای مربوط به فراماسون ها زیاد و متنوع هستند ؟ این موضوع این فایده را دارد که هر نمادی که از گذشته دور کشف می شود می توان به آنها نسبت داد حتی از دوران مصر باستان! در صورتی که این گروه ها به نسبت تاریخ بسیار نوپا محسوب می شوند .

 

در آخر لازم است که منابعی را که به گروه چوپانان آرکادیا که اکنون از بین رفته اند ، اشاره کرده اند را برای شما بیاورم :

1 ) جلد 10 صفحه 536 از کتاب :

The General biographical dictionary

With this intention he endeavoured to lorm a new society, or, as they are called in Italy, academy, under the name of Arcadia, the members to be called the shepherds of Arcadia, and each to take the name of a shepherd,

2 ) جلد 6 صفحه 735 از کتاب :

Encyclopaedia Britannica

3 ) صفحات 245 و 354 از کتاب :

Encyclopedia Americana

edited by Francis Lieber, Edward Wigglesworth, Thomas Gamaliel Bradford

4 ) صفحه 158 از کتاب :

Secrets of the World’s Undiscovered Treasures

By Lionel and Patricia Fanthorpe, Patricia Fanthorpe

 

برخی از دیدگاه ها:

 

دیدگاه اول

در خیلی از مذاهب، از جمله مسیحیت، فرقه های مختلف با گرایشها و آداب و اعتقادات مختلف و بعضا «متضاد» وجود داره. از جمله زیر گروههای عقیدتی مسیحیت، گروهی هستند که برای حضرت مسیح مقام الوهیت قائل نیستن. یعنی اونو پسر خدا نمیدونن

 

به استناد بسیاری از روایات، پطروس نسبت به یکی از حواریون به نام مریم مجدلیه ، شدیدا حسادت میکرد. همچنین، خیلی ها اعتقاد دارن که حضرت مسیح، امر ترویج و گسترش مذهب خودش رو به عهده مریم مجدلیه گذاشت. میگن پطروس بر حسب حسادت و اعتقاد به ناتوانی مریم در امر توسعه مذهب، بر علیه اون دسیسه کرد و باعث شد ایشون از ترس جونش فرار کنه و خودش رو گم و گور کنه.

 

خیلیها اعتقاد دارن که مریم مجدلیه همسر عیسی بوده و در زمان به صلیب کشیدنش از اون باردار بوده. فرزندی که از این ازدواج به دنیا میاد دختری بوده به نام سارا.

 

اینکه گروهی تشکیل شدن برای حفظ و حراست از ایشون و مدارکی رو جمع آوری کردن که حرفشون رو ثابت میکنه ، داستان مفصلی داره که خیلی هم ذکرش واجب نیست.

 

بعد از مرگ مریم مجدلیه ، جسد اون رو در محلی مخفی کردن و بر حسب نیاز و بر اثر شرایط زمانی، چندین با اون رو جابجا کردن (البته دیگه فقط ازش استخون باقیمونده). مقبره ایشون، زیارتگاه کسانی بوده که سیمای دیگری از حضرت مسیح رو میشناختن و باور داشتن.

 

تابلوهائی که با این مضمون کشیده شدن(من در آرکادیا بوده ام وحتی در جائی تعبیر شده که من مقبره خدا را لمس کرده ام ) ، میتونه اشاره به مشاهدات نقاش در زیارت از مقبره ای داشته باشه که سعی کرده به زبان رمز ، در مورد اینکه این مقبره مال چه کسیه و کجاست در اونا آدرس گذاری کرده باشه.

 

علت اینکه پس زمینه یا فضای اطراف مقبره در هر عکس با عکس دیگه تفاوت داره هم میتونه به جابجائی مقبره مربوط باشه

 

در مورد تابلوی پوست کندن مارسیاس اشاره به کسی داره (مارسیاس) که یه نی پیدا میکنه و بر اثر قابلیتهای شخصیش نوازنده بهتری میشه اما در مقابل یه «رب النوع»(آپولو) قربانی دسیسه چینی اون میشه . مریم مجدلیه ، کسی بوده که بر اثر ازدواج با حضرت مسیح ، به موقعیت بزرگی دست پیدا میکنه ، اما در مقابله با مقام «الوهیت» حضرت مسیح ، گرفتار حسادت و توطئه میشه و قربانی میشه. در ادامه افسانه آمده که آپولو مارسیاس رو از درخت بصورت سر و ته آویزون میکنه و پوست اون رو میکنه. متناظر این اتفاق در داستان مریم هم وجود داره. اینکهنمایندگان الوهیت مسیح ، آنچه بر سر مریم آمده رو برعکس جلوه دادن و طرفداران این اعتقاد رو «شیطان پرست معرفی کردن. چه کسی هست که قبول نداشته باشه اگه زیباترین زن یا مرد دنیا رو هم پوستش رو بکنی ، تبدیل به موجودی کریه المنظر میشه.

 

دراز گوش شدن کسی که داوری بین مارسیاس و آپولو رو به عهده داشته میتونه متناظر این باشه که مردمی که در مورد مریم قضاوت کردن، دچار «استحمار» شدن.

 

در داستان مریم هم، آنچه موجب به هم پیوستگی تمامی ماجرا شده رو از بین بردن و اونا رو «همجنسباز» معرفی میکنند.

 

تابلوی زمان حقیقت را حفظ میکند هم (مثل همون آفتاب پشت ابر نمیمونه خودمون) اون زنی که تو بغل اون پیر مرده ، در حکم مریم مجدلیه و حقیقت آنچه بر سر ایشون اومده است. دو نفر دیگه که پائین هستند ، نماد نفاق(یهودا) و حسد(پطروس) هستند. و اینکه در اثر گذشت زمان ، بالاخره حقیقت برملا میشه . من فکر میکنم پنی که پائین تصویر سمت چپ هست، یهودا باشه و اون خنجری که دستشه ، همون «خنجر سرنوشت» معروف باشه

 

دیدگاه دوم

در مورد این حروف شاید اسامی نیاکان خانواده آنسون یا به تعبیر شما اسامی شوالیه های معبد باشد چون حروف D.M متضمن این است که این نوشته و تابلو ،یادبودی برای درگذشتگان است.چون به هرحال تابلو «چوپانان» هم به تعبیری به «نسل برتر» اشاره می کند که از صهیون به اروپا اشاعه کردند. حامله بودن اون خانم بیانگر تداوم نسل این خاندان است.

 

دیدگاه سوم

در مورد اینکه اسامی شوالیه ها باشه ایده خوبی هستش.

اما درباره اینکه اون زن و نقاشی به خانواده آنسون ربط پیدا بکنه نمیتونم موافق باشم من فکر میکنم که اون زن باید مریم مجدلیه باشه. نشانی تداوم نسل عیسی هستش و نه نسل خانواده آنسونولی اینکه نسل عیسی چه خانواده ای هستش اون رو قطعا نمیدونم.

 

دیدگاه چهارم

از اونجا که این حروف بعدها و در قصر خانواده آنسون به این حکاکی دیواری اضافه شده حدس زدم مربوط به نیاکان انها باشدولی اینکه تابلو بیانگر تداوم عیسی باشد من هم دقیقا موافقم و همین را می خواستم بگویم.

منتها فکر می کنید رابطهای بین پوسف(دارنده جام مقدس) شوالیه های معبد و خانواده آنسون وجود ندارد؟

 

دیدگاه پنجم

اگر فرضا جام مقدسی وجود داشته باشد حالا چه به شکل نمادین و چه واقعا به شکل جامی که عیسی از آن نوشیده ، شوالیه های معبد از کسانی هستند که زیر نظر دیرزیون یا صهیون از این جام مراقبت می کنند در طول تاریخ معمولا این مقام به صورت خانوادگی به ارث می رسد که خانواده آنسون یکی از خانواده شوالیه معبد محسوب میشدند و یا می شوند.

 

دیدگاه ششم

هر رازی باشه باید در اسم ونام محل آرکادیا ست.در قرن 16 و 17 رشد عصر روشنگریه و البته در اون دوران زیست نقاش هم عصر با شلینگ و پس از دوره کانت.من بیش از این که دیر صهیون رو گروهی دینی بدونم ،جنبشی ضد دین میدونم .در واقع افرادی مثل نیوتن یا داوینچی که این از اجتماع محسوب میشن بیشتر با شکستن تقدسات و یا تضعیف نهاد های دینی منبعث از اون سعی میکنن قدر ت علم رو افزایش بدن که البته این در غالب برخی علائم ظهور پیدا میکنه.حالاچه ربطی بین این افراد و مثلا نظرات کانت هست؟باز فکر میکنم اندیشه پراکندگی اثر بروی چند تابلو و کلیت نگری به معنی کشف حقیقت توی آثار پوسین دیده میشه،یعنی مثل یک موزایک حقیقت از کنار هم گذاشتن اشیا معنا پیدا میکنه.

 

با توجه تولد یک دوره جدید در اواخر قرن 17 و ظهور دوران جدید در آثار شلینگ، هگل و کانت میشه اینطور نتیجه گرفت که آرکادیا یک دوران، نه شهر یا مکان خاصی که با کشف حقیقت مرگش در ثمبل های متفاوتدر اذهان پریشان چوپانان فرو می ریزه.ستاره پنچ پر و نقاط مورد نظر در فرانسه شاید رابطه منطقی داشته باشه با تولد دوره جدید یا مرگ دوره گذشته.گرچه اگر در ایتالیا بود بهتر بود!ربط می دادیم به فلورانس یا خاندان بتولچی یا...

 

تاریخ آثار شلینگ و کانت مربوط میشه به 1750 اما به شدت تحت تاثیر رنسانس و وایدالیسم .والبته اثار اسپینوزا.در واقع می خوام بگم رخدادهای اواخر قرن 17 و 16 و طرز اندیشه ورزی در قرون بعدی در آثار فلاسفه تکوین شد.در ضمن بعضی از این ارجاعات رمزی و یا سمبلیک در آثار این فلاسفه بشدت دیده میشه.از جغد مینروا و پریدن از روی گل سرخ هگل بگیرید تا نوع ادبیات خاص اسپینوزا .

 

دیدگاه هفتم

بنگر، اینها را آخرین بار در 1723 گشوده اند. خب درواقع برخی اسناد ومدارک مستند خیلی قدیمی نه فقط طی دهه های 1700 برای آخرین بار قرائت شده اند بلکه در واقع بعنوان مدرک صدها سال قبل از آن نوشته و بایگانی شده اند. این کتاب تصادفاً و احتمالاً طی دوره زمانی که داشتم روی گذشته کارمی کردم نوشته شده. حدود ده یا دوازده سال پیش از این من این کار را با حکمهای جداگانه ای از طرف خانواده های جداگانه شروع کردم آن هم برای کار پژوهشی رو شجره نامه هایشان . آنچه که رخ داده شروع یک همگرایی بوده . همگرایی بسیار واضحی که کار روی آن زمان زیادی را مصروف خود نموده . تبارشناسی ها با بررسی گذشته انجام می شوند و گذشته ها کنار یکدیگر قرارگرفته و با ساخته شدن گذشته شکلی مثلث گونه رخ نموده . از یک شالوده فوقانی بزرگ با خطوط متعدد خانوادگی که سوی یک نقطه متمایل شده اند . به ناگاه چه بودن این نقطه را دریافتم و گفتم : » وای اگر بدانید چه یافته ام » ؟ آنها گفتند : » خوب شما متوجه شده اید که جد فلانی و فلانی که بوده ؟ من گفتم :» نه نه نه خوب در واقع متوجه شدم که این همه از خاندان یهودا در قرن اول نشات گرفته » و آنها گفتند : » اوه خوب ما که همه اینها را می دانستیم.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 12:51 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

جام مقدس / قسمت چهارم

 

باتوجه به صحبت هایی که در خلال یادداشت های قبلی شد به نظر بهتر می آید کمی درباره شهر» قن لو شاتو» Rennes-le-Château صحبت کنیم:

شهر کوچکی است در جنوب فرانسه که حدود 100 هزار نفر جمعیت دارد و برای اولین بار در حدود سال های دهه 1950 میلادی یک «رستوران دار » محلی متوجه شد که تعداد مسافران شهر به طرز چشمگیری افزایش پیدا کردند و در پی آن شایعاتی مطرح شد که در آن شهر گنجی مخفی شده است. همچنین یک کشیش ادعا کرد که در آن شهر نشانه هایی از فرقه زیون یا صهیون را پیدا کرده است. نکته جالب دیگر آن است که در این شهر کلیسایی بسیار قدیمی به نام «مریم مگدالنا یا مجدلیه » وجود دارد.

 

کشیشی که مسئول این کلیسا بود در دهه 1950 میلادی در کلیسای خودش یک متن تاریخی و قدیمی پیدا کرد که بر روی پوست آهو نوشته شده شده بود. چند سال بعد نویسنده کتاب «جام مقدس _ خون مقدس » بر اساس شواهد تاریخی مدعی شد که مقبره ای شبیه به مقبره ای که پوسن کشیده است در نزدیکی این شهر وجود دارد. در سال 1556 میلادی ، 10 سال قبل از مرگ نیکولاس پوسن ، یکی از نزدیکان دربار برای مباشر مالی پادشاه نامه ای محرمانه می نویسد و در آن نقاش ساده داستان ما را «ارباب پوسن » Monsieur Poussin می خواند و می گوید که او حامل رازی می باشد. مدتی بعد از آن پادشاه لوئی چهاردهم مبلغی گزاف برای بدست آوردن تابلوی «چوپانان آرکادیا » پرداخت.

 

موضوع هنگامی جالبتر می شود که بدانیم بلوری Bellori که اولین کسی بود که درباره پوسن بیوگرافی نوشت و همچنین از دوستان نزدیک پوسن بود ، گفته است که ایده » چوپانان آرکادیا » که همانطور که قبلا گفته بودیم بر گرفته از نوشته های ویرژیل درباره معبد دافنه می باشد ، توسط روسپیلگیوسی Rospigliosi که خلیفه ی کلیسای کاتولیگ رم ، یا همان پاپ کلمنت نهم به وی القا شده است!

 

خوب! تا به حال صحبت از دیر صهیون بود و جام مقدس !

به یاد بیاورید که اکثر تابلوهایی که مربوط به دوره رنسانس بود ، گاهی صحبت از فردی می کردیم به نام مدیچی خاندان قدرتمندی وجود داشت به نام خاندان مدیچی

که تعداد قابل توجهی از تابلوهای معروفی که می شناسیم سفارش خانواده مدیچی بوده است. در حدود سالهای میانه قرن 15 میلادی لورنزو مدیچی گروهی را تاسیس کرد به نام «چوپانان آرکادیا » که در آن نقاشان و ادیبان عضویت داشتند از جمله این افراد می توان به داوینچی ، میکل آنژ و بوتیچلی اشاره کرد. یا به عبارتی بزرگترین چهره های دوره رنسانس به هر یک از اعضای این گروه چوپان می گفتند و گروه به خوبی از هنرمندان عضو خود حمایت می کرد.

 

یکی از افرادی که تحت حمایت خاندان مدیچی بود Guercino نقاش سبک باروک است . او در سال 1618 میلادی تابلویی را با عنوان » پوست کندن آپولو از مارسیاس » ترسیم کرده است.

 

همانطور که می بینید در این تصویر دو چوپان در حال مشاهده جدال بین آپولو و مارسیاس هستند. اگر یادتان باشد در بخش سوم درباره نبرد آپولو و پن گفته بودم. حالا داستان تابلوی بالا را که قبل از داستان پن رخ داده است را می آورم تا شما هم بخوانید :

در روایتی آتنا نی هائی می سازند که با دمیدن در آن صدای مارهای محتضر موهای گورگون از آن بیرون می آید اما وقتی می بیند با نواختن درنی چهره اش زشت می شود نی ها را به دور می اندازد. نی انبان رها شده به چنگ ساتیری به نام مارسیاس Marsyas (مارسیز) می افتد و مارسیاس در نواختن موسیقی با آپولو به رقابت می پردازد و در مرحله اول برنده می شود اما وقتی آپولو با جنگ خویش آهنگ را معکوس و از پایان به آغاز می نوازد مارسیاس دراین کار شکست می یابد و آپولو پوست مارسیاس را باکارد می کند که این شکل از کیفر شاید بازگو کننده شکلی از قربانی کردن و مراسم آیینی آسیایی است در روایتی دیگر میداس Midas که داور نوازندگی آپولو و پن Pan است به سبب داوری بد بر سرش دو گوش خر پدیدار می شود و ناچار می شود گوش ها را در زیر کلاه فریجیه ئی خود نهان کند. سلمانی میداس با آگاه شدن از این راز؛ بدان سان که آرایشگرها راز نگه دار نیستند! نمی تواند خاموش بماند و به ناچار در جایی دور از مردم چاهی حفر می کند وراز را در چاه بازگو می کند و نی هائی که از چاه سر بر می آورند راز شاه میداس را بر ملا می کنند و هر کس در آن می دمد می نالند که آه شاه میداس گوش خر دارد .

 

مارسیاس در اساطیر یونان ساتیری (نیم انسان و نیم ستور) بود که مهارتی غریب در نواختن فلوت داشت و آپولو را به چالش طلبید. آپولو با نیرنگی او را شکست داد و به عنوان تنبیه او را از درختی آویزان کردند و پوست او را کندند. خدایان شبان ها و کوهستانها ، بعدها از روی ترحم او را به جویباری در کوهستان تبدیل کردند.

 

حالا به اینجا می رسیم که بگوییم همین نقاش تحت حمایت خاندان مدیچی در سال 1620 میلادی تابلویی به نام «et in arcadia » ترسیم کرد که هم نام تابلوی پوسن می باشد. تابلو را در تصویر می بینیم.

 

در این تابلو همانطور که طبق داستان آمده چوپانهایی در کنار مقبره ای دیده می شوند که بر روی آن عبارت معروف داستان ما حک شده است. اما نکته جالبی که شاید تا به حال متوجه آن شده اید این است که در هر دو تابلو چوپان ها دقیقا مشابه هم هستند !!! حضور دو چوپان با لباس دوران خودشان ، در دوران اسطوره ها به معنی این است که چوپانان یا همان اعضای فرقه اشاره شده از رازهای دوران باستان با خبر هستند ، مانند کسی که آن را از نزدیک دیده اند.

 

اما هنگامی که پاپ داستان ما از پوسن خواست تا تابلوی مورد نظرش را ترسیم کند در واقع از او سه اثر را درخواست کرد.»رقص موزیک زمان» و «زمان نجات حقیقت » دو تابلوی دیگر بودند. تابلوهایی که خود پوسن درباره آنها گفته : به اعتقاد من این تابلوها برای مردمی که می دانند چه چیز باید از آن بفهمند نامطبوع نیست.

 

و برنینی درباره آنها گفته است: به راستی که پوسن بهترین روایت کننده داستان است ، داستانهای که با پختگی تمام آن را تعریف می کند. مگر پوسن چه داستانی را می خواسته تعریف کند؟

 

اگر به تابلوی Time_Saving_Truth نگاه کنید در آن زنی برهنه را می بینید که نقش «حقیقت» را دارد و توسط » زمان » که همانند مردی قوی تصویر شده است از چنگ «حسد» و » نفاق » فرار می کند. در بررسی های این تابلو ، تحلیلگران به هندسه ای مخفی دست پیدا کردند که در آن صور فلکی زودیاک نشان داده می شود. این حالت «حقیقت و زمان » نشان دهنده زحل در مدار منظومه شمسی می باشد. سیاره ای که یکی از ماه های آن » پن » می باشد همان پن معروف داستان ما! واقعا چه زیباست وقتی اینهمه نشانه در کنار هم زنجیروار و همانند قواعد ریاضی و با دقت کنار هم قرار می گیرندکاملا حساب شده و ظریف. اشاره ای دوباره به آکادمی چوپان ها که در واقع اهمیتی خاص برای خدای پن قائل هستند. همین نشانه ها را در تابلوی بعدی خواهیم یافت و موضوع هنگامی جالب می شود که بدانیم نشانه سیاره زحل در زودیاک همان «بز » می باشد. یکی از نمادهای معروف شیطان!

 

به خاطر بیاورید که گفتیم سایه یکی از چوپان ها در تابلوی آرکادیا به حرف R اشاره داشت، باید اضافه کنیم که شکل سایه به شکل داس بود. «داس» نسبت داده می شود به زحل، دوران طلایی که گذشته، و دوران طلایی که باز خواهد گشت. در نامه ای که نوسترآداموس که در بخش قبلی درباره آن صحبت کردیم می‌گوید: دوران پادشاهی وعصر طلایی که بازخواهد گشت. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 12:48 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

جام مقدس / قسمت سوم

 

در یادداشت قبلی به آنجا رسیدیم که مشخص شد کوه هایی که در پس زمینه تابلو اصلی قرار دارند در 4 تابلوی دیگر از همین نقاش نیز دیده می شود.

 

یکی از تابلوها درباره» پرورش(بزرگ شدن) ژوپیتر» است. سوای از اینکه در تابلو چه المان هایی به کار رفته است بهتر است اسطوره ژوپیتر را بهتر بشناسیم. ژوپیتر خدای خدایان در روم باستان بود. در واقع او را پدر خدایان می دانستند. او خدایی بود که به همراه همسر خود بر سه گانه فرمان می راند.در لغت نامه دهخدا آمده است :

ژوپیتر یا زئوس بنابر افسانه های یونان قدیم پسر کیوان ۞ است که یونانیان و رومیان او را پدر و خدای خدایان می پنداشتند. ژوپیتر نخست پدر را از آسمانها بزیر افکند، پس از آن دریاها و دوزخ را به برادران خود نپتونوس و پلوتو (رجوع به این دو نام شود) سپرده خود سلطنت آسمانها و زمین را اختیار کرد.

 

اگر 4 چوپان و 4 تابلو را در نظر داشته باشیم تابلوی ژوپیتر با چوپان سوم یا آبی پوش متناظر خواهد شد. (از نظر ترتیب چیبیدن تابلوها به هم )

 

تابلوی دیگری که داشتیم تابلوی » پیروزی پن» بود. پن خدای جنگل ها و چوپان هاست. او خدای چوپانی و ولگردی و کاملا شبیه به انسانها بوده است. او همیشه یکی از حوری ها را دنبال می کند اما هیچ وقت مورد قبول واقع نمی شود. او پسر زئوس و یا همان ژوپیتر است. فرد متناظر او در تابلو همان چوپان قرمز پوش و یا فرد دوم از سمت راست است. پن نوعی ساتیر محسوب می شود و به دلایلی یکی از نمادهای مذهب است. او در یکی از معروف ترین تابلوهای خود به نوعی در تعامل با شیطان محسوب می شود.

 

دوتابلوی دیگر اشاره به غسل تعمید و یحیی تعمید دهنده دارند.تابلوی مربوط به یحیی تعمید دهنده در رود اردن مربوط به چوپان سفید پوش می شود. مسیحیان اعتقاد دارند که عیسی در رود اردن توسط یحیی غسل تعمید داده شد. غسل تعمید یکی از 7 رکن اصلی کلیسایی محسوب می شود و بدون آن امکان نجات بشر وجود ندارد. یکی از شروط ورود به مسیحیت انجام غسل تعمید است.

 

و آخرین تابلو یادآور نام عشای ربانی را دارد. مراسم عشای ربانی به تعبیری یکی از نمادین ترین مراسم و البته مرموزترین مراسم مذهبی دنیاست. مراسمی که به طرق مختلف تفسیر شده است و بیشتر این تفاسیر از سوی کلیسا مردود اعلام شده است.در این مراسم مسیحیان گوشت و خون خدای خود را می خورند و می نوشند آنها ترسناک هستند! اما به هر حال آنچه در تصویر می بینیم مربوط به مراسم غسل تعمید است.

 

فرد متناظر با تابلوی عشای ربانی ، تنها زن تابلو می باشد.به طور کلی مراسم عشای ربانی به یاد «شام آخر» مسیح انجام می شود. سوای از شباهت های آیین میتراییسم با مراسم عشای ربانی و غسل تعمید که یاد آور نمادهای آناهیتا و نیز مراسم قربانی کردن گاو می باشد بهتر است این چند خط را جمع بندی کنیم :

تابلویی را در ذهن خود تصور کنید که در آن خدا و مسیح در مرکز تابلو هستند و در دو طرف آن فرشتگان در حال انجام مراسم عبادی عشای ربانی و غسل تعمید هستند!!

 

جمله بالا هرچند کوتاه بود ولی می تواند خط فکری خوبی باشد از آنچه در آینده خواهیم دید. پن را عیسی و خدا را ژوپیتر تصور کنید. یحیی تعمید دهنده بخش بزرگی از مرد سقید پوش را در برخواهد گرفت و رستاخیز در وجود زن متجلی خواهد شد. فرزندی که یادگار پدر خواهد بود شاید یادآور رستاخیز و زندگی دوباره او باشد. حالا خصوصیات ژوپیتر و پن و غیره را در شخصیات های فرض شده بگذارید تا نتیجه وحشتناک را خودتان متصور شوید. خوب !

 

به ادامه بحث می پردازیم :

شاید وقت آن رسیده است که به معرفی کتیبه ای که در کاخ خصوصی خانواده آنسون Anson Family وجود دارد اشاره کنیم. در باغ این کاخ کتیبه ای وجود دارد کاملا مشابه با نقاشی ای که از پوسن برای شما گذاشته ام.

و اما تفاوت های(موثر) دو اثر با هم :

1) نقاشی و حکاکی نسبت به هم آینه هستند.

2) در نقاشی چوپانی که نشسته است و به متن اشاره می کند به حرف R اشاره می کند اما در این مجسمه چوپان به حرف N در IN اشاره می کند.

3) علاوه بر آن متن رمزدار دیگری نیز به حکاکی اضافه شده است که در تصویر هم می بینیم.

O•U•O•S•V•A•V•V

D M

 

خانواده آنسون یکی از اعضای اصلی «شوالیه های معبد» هستند(بودند؟) .

نیکولاس پوسن! بر این اعتقاد بود که رییس اصلی شوالیه معبد همان کسی است که دستور حمله به دارالسلام را صادر کرد.

در همین ابتدا خیال شما را راحت کنم که با وجود اینکه در طول حدود 300 سال که از ساخت این حکاکی می گذرد کسانی مثل چارلز داروین! و پرفسور پارک ( رمزشناس معروف جنگ جهانی اول) روی این کد مطالعه کردند اما به هیچ نتیجه قطعی نرسیدند، پس آنچه در ادامه خواهد آمد چیزی جز فرضیات نخواهد بود.

 

همچنین 4 کلمه در عبارت عنوان به چشم می خورد. در توضیح نماد چهار اینگونه می توانم کمک کنم :

1) یهوه یا خدا در یهودیت به 4 شکل نوشته می شود :

Four Hebrew consonants yod, he, vav, and he – variously transliterated as JHVH, JHWH, YHWH, or YHVH – that together represent the name of God.

2) 4 سوار کار در مکاشفات یوحنا دیده می شود به نام های : 1) جنگ 2) قحطی 3) مرگ 4) طاعون

3) 4 گروه خونی داریم ، 4 عنصر اصلی خاک و آب و ، 4 فصل داریم ، 4 جهت جغرافیایی داریم و چیزهایی از این قبیل.

 

نکته بعدی این است که شما 4 عدد رومی در عبارت مورد اشاره خواهید دید به شکل زیر

«I” , “C» , «D» and “I» in «ET IN ARCADIA EGO» phrase (There are 4 Roman numerals).

که مجموع 4 عدد فوق می شود 1151 . این عدد معادل عدد رومی است که به شکل MCLI نوشته می شود (چیزی شبیه به حروف ابجد خودمان).حالا ما 4 حرف جدید را با چهار حرف قدیمی جایگزین می کنیم. آنگاه خواهیم داشت: «ET MN ARCALIA EGO»

که معادل آن در حروف ابجد ! عبری یا Hebrew Gematria می شود 866.

 

و اما 866 چیست؟ شماره یکی از 4 بیتی های نوسترآداموس است که در آن به سه مرد و یک زن اشاره کرده است: یک شاه ، یک ملکه ، یک پرنسس و یک دوک ! ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 12:45 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

جام مقدس / قسمت دوم

 

در این یادداشت با نشان دادن هندسه مخفی موجود در تابلوی پوسین شروع خواهیم کرد. همانطور که در بخش قبلی گفتم ما در یادداشتهای مربوط به جام مقدس از هندسه ای که توسط آدریان لودویگ کشف شده صحبت می کنیم.ذکر این نکته ضروری است که این نشانه های هندسی کشف شده توسط آدریان در واقع اصلاحیه ای است برای کاری که Greg Rigby انجام داده است. اولین نشانه ای که باعث شد تا Greg به احتمال وجود یک هندسه مخفی پی ببرد یک علامت ضخیم تیره رنگ در لباس چوپان سفید پوش است که رو به پایین است و من عکس آن را برای شما می آورم. همانطور که بعدا خواهید دید این نشانه مرکز تلاقی بیشتر خطوط خواهد شد.

 

اگر با دقت نگاه کنید در لباس چوپان سفید پوش خطی عمودی رنگ و تیره دیده می شود که از بالا به پایین امتداد دارد و در واقع با کمک عصای او تشکیل یک شکل V می دهد.اگر آن خط را امتداد بدهید خواهید دید که یک خط کاملا موازی با این خط از عصای چوپان قرمز پوش می گذرد.

برای خط دوم باید از نوک لباس چوپان سفید پوش ، آن قسمتی که زیر بازوی چپ او قرار گرفته است شروع کنیم.اگر این بخش را یک نقطه فرض کنیم ، نقطه دوم ما محل تلاقی عصای مرد قرمز پوش و محلی است که ابرهای آسمان تمام می شود می باشد. با رسم این خط خواهیم دید که سه ویژگی خواهد داشت : 1) عمود بر عصای چوپان سپید پوش است. 2) از چشمان زن می گذرد 3) در نهایت در امتداد شاخه درخت کناری قرار خواهد گرفت.

 

برای ترسیم خط سوم از قسمت شبیه به مثلث در لباس زن و محل تلاقی دو خط قبلی استفاده می کنیم. حالا اگر دو نقطه محل تلاقی که یکی روی عصای مرد قرمز پوش و دیگری روی لباس مرد سپید پوش و نزذیک همان علامت نشانه است را در نظر بگیریم ، به اضافه نقاطی که از نوک کوهها خواهیم داشت و در تصویر نشان می دهم ، آنگاه یک دایره می توانیم رسم کنیم .

 

حالا با داشتن این دایره پیدا کردن بقیه نقاط چندان دشوار نیست. این دایره البته همان دایره ای است که مرد ویترووین را در خود جای می دهد.

 

حالا سعی کنیم کم کم اطلاعات را در کنار هم قرار بدهیم. این اطلاعاتی که ما داریم هر کدام از چندین سایت و چندین کتاب جمع شده است. اولین شکل هندسی مخفی که داشتیم مربوط به پرفسور کورنفورد بود که با توجه به پیچیدگی آن من فقط عکسهای دیگری از شکل هندسی قرار می دهم تا چگونگی تشکیل آن ملموس تر شود دومین موردی که داشتیم مربوط به شکل هندسی آدریان گرگ بود که در بالا توضیح دادیم. به دلایلی به نظر من باید این دو شکل هندسی را با هم بررسی کنیم و این دو را با کنار هم قرار دادن نتیجه خاصی بگیریم که البته خواهم گفت چرا آن نتیجه !

 

چند تصویر دیگر را نیز ببینید

حالا ما دو نقش هندسی داریم که البته هر کدام ضعف های مخصوص خود را دارند. ضعفی که هندسه مخصوص کورنفورد دارد این است که بیشتر آن از تابلو خارج شده است و ضعفی که هندسه مربوط به آدریان دارد این است که فقط یک دایره مرد ویترووین برای ما به دست آورده است که البته می توان در خیلی از تابلوها آن را پیدا کرد. خوب من به شخصه راه حلی برای این موضوع دارم.همانطور که گفتم باید هر دو را با هم در نظر بگیریم بنا به دلایلی که خواهیم فهمید. در تابلو ما یک نقطه مشخصه خاص داریم که در اولین عکس از این یادداشت دیدم و آن شکل فلش تیره رنگ بود. این فلش اگر قرار باشد ما را به نقطه خاصی هدایت کند ، و آن نقطه یک مکان خاص باشد پس ما نیاز به پنج ضلعی به غیر از پنج ضلعی مرد ویترووین داریم. علت آن است که اگر به خاطر داشته باشید در یادداشت قبلی عکسی برای شما گذاشتم که نشان دهنده 5 مکان در جنوب فرانسه بود.

 

طبق عکس ، اگر 5 گوشه ستاره را در نظر داشته باشیم ، 4 گوشه از آن بر روی دایره و یک گوشه از آن خارج از دایره (این ستاره از قواعد زیبایی شناسی دیگری شبیه به آنچه عدد طلایی می نامیم استفاده می کند که احتمالا در یادداشت بعدی به آن می پردازم)قرار میگیرد که ستاره ای تشکیل می دهد شبیه به آنچه که کورنفورد برای ما پیدا کرده است. اما نقطه مورد نظر ما در واقع نقطه شماره 12 است که در تابلوی پوسین نزدیک فلش تیره رنگ قرار می گیرد. که این نقطه در هندسه آدریان یکی از نقاط اصلی است. نقطه شماره 12 روستایی است به نام Rennes-le-Château که در جنوب فرانسه قرار دارد. حالا شاید به ذهن شما رسیده باشد که اینهمه اصرار بر این شهر و اینکه این هندسه مخفی را در این نقاشی کشف کنیم چیستشاید با خود گفته باشید اصلا هنرمند بدون قصد قبلی این کار را کرده است و ما فقط داریم به خیال خود تحلیل می کنیم. اما این بار چنین نیست. پوسین یکی از نقاشانی است که می توانم بگویم همه این جریانات را با قصد قبلی در نقاشی خود آورده است. مهترین دلیلی که خواهم آورد و شما را هیجان زده می کند در پایین است.

 

پوسین ، این مرموز شگفت انگیز !

مهمترین کلمه و مطلبی که در این تابلو به آن بر می خوریم آرکاریا است. آرکادیا جدای از اینکه خود کلمه ای سمبلیک است هم از نظر ظاهری و هم از نظر زبان شناسی دارای نکات فراوانی است. در این بخش من فقط به قسمت ظاهری آن می پردازم. محلی که تابلو در آن قرار گرفته است آرکادیا نام دارد. آرکادیا در ظاهر سرزمینی خیالی است. ما هم فعلا با همین پیش فرض جلو می رویم.

 

ابتدا توجه داشته باشید که این تابلو در سال 1638 ترسیم شده است. در سال 1636 نیکولاس تابلوی The Triumph of Pan را ترسیم کرده بود که بهتر است عکس آن را با هم ببینیم.

 

در سال 1637 پوسین تابلوی دیگری خلق کرده بود به نام Nurture of Jupiter

خوب ! حالا به بخش جالب قضیه می رسیم ! اگر شما به رشته کوههایی که در پس زمینه نقاشی هایی که برای شما در بالا آوردم دقت کنید. متوجه شباهت هایی خواهید شد که بین تکه هایی از تابلو آرکادیا و تابلوهای بالا وجود دارد.

 

حال نکته جالبتری که در این دو تابلوی ژوپیتر و تریموف وجود دارد این است که کوههای پشت سر این دو تابلو با اینکه جدا ترسیم شده است در واقع دنباله هم محسوب می شود. اگر به ترسیم زیر که از چسباندن دو تابلوی ژوپیتر و تریموف بدست امده است نگاه کنید متوجه منظورم می شود.

 

و با مقایسه تابلوی جدید بالایی و تابلوی آرکادیا متوجه شباهت های دیگری می شویم.

 

خلاصه مطلب اینکه این رشته کوهها توسط 4 نقاشی دیگر نیکولاس پوسین تکمیل میشود. نام نقاشی ها را در پایین عکسها قرار می دهم به رشته کوهها در پشت عکسها دقت کنید.

 

در تابلویی که از 4 عکس ساخته شده شما می توانید رشته کوههای که در تابلوی آرکادیا دیده می شود را ببینید بدون شک نقاش می خواسته به ما رازی را بگوید که این راز امروزه در سایه نکنولوژی قابل کشف است. هر کدام از 4 تابلو در گوشه ای از جهان پراکنده شده و ما جز به کمک اینترنت نمیتوانستیم اینها را یکجا جمع کنیم. شاید برای کشف راز آرکادیا بهتر باشد پی به پیام های 4 تابلو ببریم. احتمالا آرکادیا جایی درهمین کره خاکی است و رازی را در خود پنهان کرده است.

 

تمام این مطالبی که گفته شد تازه مقدمه ای بود برای شروع مطالب اصلی... ادامه دارد..

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 12:42 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

طومارهای بحرالمیت

 

طومارهای بحر المیت نسخه‌های خطی عتیقی هستند که در سواحل شمال غربی دریای مرده (بحر المیت) در نزدیکی وادی قمران بین سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۶ میلادی کشف شده‌است. این طومارها اکثراً به زبان عبری مکتوب شده‌اند و شامل نسخه‌هایی از عهد عتیق می‌باشند. مکشوفات شامل ۱۵۰۰۰ قطعه از ۸۰۰ تا ۹۰۰ مصحف بوده که در طی قرون سوم تا دوم قبل از میلاد به تحریر در آمده‌اند. اکثر محققین معتقد هستند که این نوشته‌ها که در یازده غار پیدا شده‌اند متعلق به یک گروه فرقه‌ای خاص از یهودیان به نام اسینیین می‌باشد. این گروه از یهودیان معتقد بودند که دنیا به شکل مشخصی بین نیرو‌های خوب و نیروهای شیطانی تقسیم شده‌است. آنها خود را از بقیه یهودیان جدا کرده بودند و زندگی اجتماعی تشکیل داده بودند که توسط یک رهبر (ماشیح گونه) (messianic) هدایت می‌شد. نزدیک بودن زمان تألیف این نوشته‌ها به قرن اول میلادی اطلاعاتی درباره پیدایش مسیحیت و بر هم کنش مسیحیان اولیه و آداب و رسوم مذهبی یهودیان فراهم می‌کند.

 

انتشار این دستنوشته‌ها دهه‌های زیادی طول کشیده و این خود باعث مجادلاتی بین محققین شده‌است. تا سال ۲۰۰۷ میلادی، انتشارات دانشگاه آکسفورد هنوز دو جلد از مجموعه (در حال حاضر ۳۹ جلدی) Discoveries in the Judaean Desert را در دست تهیه دارد. مسئولان این پروژه رسما دلیل عدم انتشار قسمتهای باقی مانده را مسائل «دینی، سیاسی» عنوان کرده‌است.

 

مکشوفات به دست آمده شامل بخش‌هایی از تقریباً تمامی کتاب‌های موجود در عهد عتیق (شاید به استثناء کتاب استر) می‌باشد. این موضوع اهمیت شایانی دارد زیرا نسخه‌های در دست محققین، قبل از این اکتشافات، قرن‌ها دیرتر نوشته شده بودند. این موضوع قابلیت مقایسه نسخه‌های فعلی عهد عتیق با نسخ قدیمی آن را فراهم می‌کند. در حالی که برخی از کتب مقدس یافت شده تفاوت ناچیزی با متن عهد عتیق سنتی (یا مسورتیک) دارد، برخی از نسخ یافت شده از کتاب سفر خروج و سموئیل که در غار شماره چهار یافت شده‌اند، تفاوت چشمگیری، هم در نحوه بیان و هم در محتوا، با متن امروزی شان دارند. وجود اختلافات متنی زیاد، محققین را به سمت پذیرش این نظریه که متن عهد عتیق در دست ما بر پایه سه خانواده از منابع تدوین شده‌است: متن ماسورتیک، متن عبری اصلی سپتویجنت و تورات سامری. به صورت فزاینده‌ای دانشوران بیشتری به این نتیجه رسیده‌اند که متن عهد عتیق قبل از استاندارد و ثابت شدنش (canonization) در سال ۱۰۰ میلادی بسیار روان بوده‌است.

 

طومارهای بحرالمیت شامل 825 تا 870 مدرک مهم می شود که شامل کتاب مقدس به زبان عبرانی است این طومارها ما بین سالهای 1947 تا 1956 در یازده غار در اطراف وادی کومران نزدیک خرابه های Khirbet Qumran در قسمت شمال غربی بحرالمیت پیدا شده است.

 

با انجام آزمایش کربن و فن تحلیل متن و تحلیل دست نویسها معلوم شد که این طومارهای بین قرون قبل وبعد از میلاد نوشته شده است . قرن دوم قبل ازمیلاد و اولین قرن بعد ازمیلاد . تنها مدرک عبرانی دیگری که با این مدرک قابل مقایسه باشد پاپیروس نش در مصراست که شامل ده فرمان نیز می شود . موادی که در نوشتن به کار رفته است از پایگاه های نزدیک همانند دژ Masada بازیافت شده است.

 

بعضی طومارها روی پاپیروس نوشته شده و برخی روی پوست حیوانی خرمایی رنگ اما هردو بخوبی حفظ شده است . طومارها با پرپرنده نوشته شده اند و جوهری که برای نوشتن استفاده شده از دوده ورنگدانه های سفید ساخته شده است.

 

این طومارها طومارهای مسی نیز نامیده شده اند چون در ساخت آنها از ترکیب ورقه های نازک مسی نیز استفاده شده است. این طومارها حد اقل شامل 800 متن هستند که از عقاید هستی شناختی فرقه های مختلف سخن می‌گویند. 30%از طومارها شامل کتاب مقدس به جز کتاب Esther و کتاب Nehemiah هستند. 25 % متنها سنت دینی اسرائیلی را شامل می شوند که در کتاب مقدس موجود نیستند مانند کتاب Enochوکتاب Jubilees و وصیتنامه Levi .

 

30% طومارها هم اختصاص دارد به تفسیر کتاب مقدس که به قوانین اجتماعی اشاره دارند که تحت عنوان طومارهای انضباطی شناخته می شوند که شامل قوانین تنبیهی نیز می باشند . ونیز این طومارها به نبرد میان فرزندان نور و فرزندان تاریکی اشاره می کنند که به طومارهای جنگ نیز این بخشها مشهورند . محققان عقیده دارند این نوشته ها مربوط است به یک فرقه خاص ازیهودیان که اجتماع کوچکی را تشکیل داده بودند و آیین نامه و الزامات عضویتی خاص خود را داشتند و همگی در منطقه کومران سکنی گزیده بودند.

 

15% از طومارها به حدی متن پیچیده ای دارند که هنوز ترجمه نشده اند . بیشترطومارها به دو لهجه عبرانی کتاب مقدس وعبرانی بحرالمیتی نوشته شده اند . عبرانی کتاب مقدس بعهدها سلطه بیشتری پیدا کرد نسبت به عبرانی بحرالمیت . بعضی از طومارها هم به زبان آرامی و برخی به زبان یونانی نوشته شده است . تنها چند طومار از این طومارهادر دوره کومران نوشته شده است و بیشتر آنها دست نوشته ایی است که ازروی فرهنگ قبل از کومران و حتی قدیمی تر از آن کپی برداری شده است زمانی که هنوز اجتماعی در این منطقه شکل نگرفته بود.

 

انجمن کومران تلاش نکرده تا یک کپی از کتاب مقدس امروزی را تحویل ما بدهد بلکه کوشیده نوع نگرش و دین شناسی خود را دراین طومارها زنده نگهدارد . انجمن کومران کتابهای خنوخ و کتاب Jubilees را نیزجزء کتابهای الهام بخش به شمار می آورند . متون کتاب مقدس بیشترشان در طومارها هست و در امتداد آن مناجاتها و کتاب سفر تثنیه.

 

قسمتهای مهم طومارها شامل تفسیرهایی است که توسط Habakkuk نوشته شده. که شامل قوانین اجتماعی است که اطلاعات ارزشمندی از ساختار و نوع دین شناسی این فرقه بدست می دهد. جدید ترین این نگارشها مدارک مربوط به Damascus است.

 

طومارمسی که در سال 1952 پیدا شد همراه مقداری سلاح، شامل لیستی پنهانی بود توسط یک مهر طلایی مهر و و موم شده بود و احتمالاً محتوایی رسوا کننده داشت.

 

طبق نظراتی که تا سال 1990 بدست آمده این مدارک توسط اجتماعی روشنفکرانه و ماهیت شناسانه بنام اسنها که در منطقه کومران زندگی می کردند نوشته و سپس پنهان شده است . و معروف هستند به فرضیات اسنها فرضیاتی که نشان می دهد چگونه یهودیان در سال 66 بعد ازمیلاد از رومیها متنفر شدند . و تا قبل از سال 1947 که معلوم شد تیمهای ترور رومی این گروه را متلاشی کرده اندو آنها کتابهایشان را روی این طومارها نوشته و پنهان کردند کسی از ماهیت این گروه اطلاعی نداشت.

 

نظریه دیگری وجود دارد که نشان می دهد این گروه دارای محبوبیت بودند چون توسط روحانیان Zadokite رهبری می شدند . مهمترین پشتیبان این نظریه Miqsat Ma’ase haTorah» نام دارد . او معتقد است که عصاره قوانین دینی در این طومارها وجود دارد.

 

Sadducees ( محققی دیگر ) معتقد است که اسنها و یوسفیان به جبرگرایی اعتقادی ندارند اما این برعکس چیزی است که در نوشتهایشان آمده که همه چیز تابع سرنوشت است . همچنین طومارها نشان می دهند آنها به رستاخیز و زندگی پس از مرگ و روح باور داشته اند در حالیکه Sadducees معتقد است نه فرشته ای وجود دارد ونه روحی و نه رستاخیزی.

 

درسال 1963 Karl Heinrich Rengstorf این نظریه را درمورد طومارهای مسی مطرح کرد که آنها منشاء شان بر می گردد به کتابخانه معبد یهودی اورشلیم. این نظریه دردهه 1960 توسط محققان زیادی رد شد. آنها معتقد بودند طومارها در محل کومران نوشته شده و نه اینکه جزئی از معبد اورشلیم باشد واز آنجا به اینجا حمل شده باشد.

 

این نظریه نیز توسط de Vaux’s پشتیبانی شد که محل طومارها کومران بوده ونه جای دیگری. در دهه 1990 این نظریه توسط Norman Golb و چندین محقق دیگر مطرح شد که منشاء طومارها می تواند از کتابخانه های مختلف باشد ونه فقط کتابخانه معبد اورشلیم.

 

در کتاب طومارهای کشف شده ی بحرالمیت نوشته ی رابرت آیزنمن Robert Eisenman و مایکل وایز Michel wise می خوانیم که، «طومارهای اولیه از «دو مسیح» سخن می گویند، اما بعدها جوامع یهودی شروع به ادغام آنها به یک مسیح نمودند.

 

(طومارهای کشف شده ی بحر المیت The Dead Sea Scrolls Uncovered ،رابرت آیزنمن و مایکل وایز ص162)

 

«طبق یک نگاه غالب در متن های فرقه ای کومران، «دو مسیح» در جماعت آخرالزمان خواهند بود، که یکی از آنها راهب و دیگری از میان مردم .»(احیاء طومارهای بحرالمیت Reclaiming the Dead Sea Scrolls ، لارنس.اچ. شفمن Lawrence H. Schiffman ص321-122)

 

برخی معتقدند در مورد این طومارهای گمشده شاید چیزی در کتاب مقدس گفته شده باشد . زیرا در آنها نیز درمورد تاریخهای مهم کتاب مقدس صحبت شده است . نظریات شک بر انگیز زیادی نیز در مورد این طومارها گفته شده بعنوان مثال گفته شده که این نظریات کاملاً دنیوی ( ماتریالیستی ) هستند. چون در کتاب خنوخ در باره نیفیلیم که یک سر این قضیه طبق تحقیقات امروزی بر می گردد به آنوناکی سخن گفته شده است. نظریه های دیگر به خود منطقه کومران بر می گردد که معتقدند این منطقه بعنوان دژ ارتش در زمستان استفاده می شده است.

 

طومارهادریازده غار درنزدیکی وادی کومران پیدا شدند . یازده غاری که بعنوان منطقه مسکونی حساب نمی شدند . این طومارها اولین بار در سال 1947 توسط چوپانی بادیه نشین که بزها و گوسفندهای خود را به چرا می برده است بنام محمد احمد آل حامد کشف شد.

 

داستان از اینجا شروع شد که این چوپان سگش دریکی از غارها گم می شود و او برای بیرون آوردن او شروع به انداختن سنگ بدرون غار می کند. سنگ به یکی از کوزه ها می خورد و محمد احمد تشخیص می دهد که چیزی درون غار وجود دارد او چندین کوزه قدیمی راکه در پارچه ای کتان مانند پیچیده شده بودند نشان می دهد. دکتر جان در مصاحبه های متعددی که با هر کدام از مردان محمد احمد انجام می داده با یک قصه جدید روبرو می شده.

 

طومارها اول بدست یک عتیقه فروش افتاد بنام ابراهیم ایجاه او حدس میزد که طومارها از یک کنیسه دزدیده شده باشند . طومارها سپس بدست یک خراز و عتیقه فروش بنام خلیل اسکندر شاهین معروف به کاندو افتاد. او با شمی که داشت متوجه شد که باید تعداد بیشتری از این اشیاء وجود داشته باشد. او تعدادی را تشویق کرد که دوباره به غار برگردند تا چیز بیشتری پیدا کنند.

 

کاندو حفاریها غیر قانونی خود را ادامه داد تا اینکه توانست حد اقل چهار طوماردیگر را پیدا کند . طومارها در دستان مرد بادیه نشین ماندند تا برای فروش آنها مذاکره شود . این شخص بزودی پیدا شد .او نامش George Isha’ya از کلیسای ارتدکسی سوریه بود که با کاندو تماس گرفت در این میان مارک مانستری محقق بسیار امیدوارومشتاق بود که بزودی خواهد توانست متنها را مطالعه کند.

 

Mar Samuel از دانشگاه متروپولیتن پس از آزمایش وتعیین سن طومارها علاقمند شد آنها رابخرد . چهار طوماری که پیدا شده بودند به طومارهای بنی اسرائیلی که انباشته بودند از قوانین اجتماعی Habakkuk Peshar و همچنین کتابهای Apocryphon ( تایید نشده و ممنوعه از نظر روحانیون ) مشهور شدند.

 

بزودی طومارهای دیگری نیز پیدا شد و شخصی بنام Eleazer Sukenik سه طوماردیگر پیدا کرد . طومارهای درباره جنگ وشکر گذاری و مطالب جسته گریخته درباره قوم بنی اسرائیل.

 

در پایان سال 1947 شخصی بنام سوکنیک کوشید که بقیه طومارها را از مار ساموئل بخرد . اما معامله انجام نشد ودر عوض طومارها مورد توجه دکتر جان ترور از مدرسه تحقیقاتی آمریکایی اورینتال قرار گرفت . دکتر ترور این طومارها را با بزرگترین دستونیس کتاب مقدس تا آن زمان بنام نش پاپیروس مقایسه کرد و بین این دو متن تشابهات زیادی پیدا نمود. . دکتر ترور با عکاسی آماتور که در 21 فوریه سال 1948 با مار ساموئل ملاقات کرده واز طومارها عکس گرفته بود دیدار کرد . کیفیت عکسها بهتر بود و ماندگاری بیشتری داشت چون طومارهایی که از درون کتانها پیچیده شده بودند اکنون باز شده ودر معرض آلودگی و فاسد شدن بودند.

 

در مارس همان سال که تنش میان فلسطینیان و اسرائیل زیاد شد طومارها از این سرزمینها به امانت خارج شد البته بصورت غیر قانونی به بیروت انتقال داده شد.

 

مدارک بدست آمده خیلی زود منتشر شدند . بیشتر دست نوشته های غار شماره 1 دربین سالهای 1950 و 1956 چاپ شدند . یافته های دیگر از 8 غار دیگر دریک حجم در سال 1963 ویافته های غارهای باقی مانده در سال 1965 منتشر شد.

 

اما40% از یافته های غار چهارم جمع آوری نشده وترجمه نشده باقی ماند. انتشاراین موارد به عهده یک تیم بین المللی به سرپرستی پدر رولاند دی ووکس از اعضاء ارشد سفارت دومینیکن در اورشلیم گذاشته شد. آنها تا سال 1968 نیرویشان را صرف دفاع از نظریاتشان کردند تا متنها ار منتشر کنند تا متخصصان در مورد آنها قضاوت داشته باشند.

 

محققی بنام گزا ورمز درکارویرایش و انتشار متنها وارد شد . تیم قبلی مورد سرزنش قرار گرفت که چرا تا این حد انتشار متنها را به تعویق انداخته اند . تیم جدید با اراده قوی شروع به کار کرد با این همه یافته ها وترجمه های غار چهارم تا مدتها برای عموم منتشر نشد. یک دستور پنهانی داده شده بود که هیچکس نباید جز این تیم بین المللی به محتوای اصلی این طومارها در غار چهارم دست پیدا کند.

 

بعد از مرگ دی واکس در سال 1971 جانشینان این محقق نیز به درخواستهای انتشار عکسهای طومارها جواب رد دادند تا دیگر محققان نیز بتوانند دراین زمینه قضاوت کنند . این حکم بالاخره شکسته شد در سال 1991، 17 مدرک باقیمانده بازسازی و عکسبرداری شده در یک فهرست الفبایی آماده شده بود منتشر شد که تا سال 1988 این متنها کامل شدند.

 

اما بعدها معلوم شد که این حکم عدم انتشار شامل کتابخانه هانتیگتون در سان مارینو ایالت کالیفرنیا نشده است و نسخه ای ازاین یافته های غار چهارم در این کتابخانه وجود دارد . بعد از مدتی تاخیر عکسها توسط رابرت آیزمن و جیمز رابینسون و ویرایش فاسیسمیل از طومارها ی بحر المیت در دو مجموعه در واشینگتن دی سی در سال 1991 منتشر شدند . اما پس از لغو دستور سری در سال 1995 تعداد این متنها به پنج جلد رسید.

 

در این طومار در مورد آخرالزمان میگوید که فرزند خدا در آخرالزمان ظهور میکند و اوصافی که برای او بر میشمارد با اوصاف حضرت عیسی (که مسیحیان او را تنها فرزند خدا میدانند که در آخر الزمان ظهور میکند) مطابقت ندارد.

 

تئوری توطئه واتیکان

از سال 1990 که انتشار طومارها آغاز شد واتیکان بصورت چشمگیری شروع به سرکوب موارد منتشر شده نمود . مایکل بایجنتس و ریچارد لایت در کتابهای خود مطرح کرده اند که طومارهای در واقع کلیدهایی هستند بر قفل تاریخ یهودیت ومسیحیت که سالها بصورت پنهانی نگهداری می شدند.

 

واتیکان معتقد بود باورهایی که دراین طومارها تبلیغ می شود دستکاری شده توسط کسانی است که ضد مسیح هستند و بدینوسیله خواسته اند که در مسیحیت وبر ضد آن نفوذ کنند.

 

طومارها آکنده هستند از مقالاتی در مورد تناسخ و معراجهای عجیب وغریب و اشیاء پرنده و زندگی پس از مرگ اما با روایتی متفاوت که در آن خبری از عذاب و جهنم به معنی کلیسایی آن نیست .و مکاشفاتی که هیچکدام نمی تواند مورد تایید کلیسا باشد.

 

البته اهمیت طومارها تا حدودی مورد تضعیف قرار گرفته ازطرف مخالفان چون هیچگونه اتفاق نظری روی منشاء وتاریخ آنها وجود ندارد. انتشار طومارها برای کسانی که به کتاب مقدس انتقادداشتند بسیار مسرت بخش بوده است.

 

قبل از کشف طومارها قدیمی ترین دستنویس کتاب مقدس بر می گشت به متنهای Masoretic . که درقرن نهم پیدا شده بودند. بر اثر فشارهایی که انتشار طومارها ایجاد کرد مورخان مجبور شدند تاریخ نگارش کتاب مقدس را به دومین قرن قبل ازمیلاد عقب بردند. آنها حتی به منظور مقابله با طومارها به متنهای دست نویس یونانی نیز پناه بردند . اگرچه متن دست نویسهای پیدا شده با طومارهای کومران فرق داشت اما محققان وابسته به واتیکان می کوشیدند طومارها را بی اعتبار نشان دهند.

 

به طور کلی متون طومارها چراغ جدید را برای شناخت و ساختن یک مفهوم دیگر از کتاب مقدس و روایتی دیگرگون از آن را ارائه می دهد که مستعد تبدیل شدن به یک فرقه نوین است . به زبان فارسی جز کتاب خنوخ نگارنده اثر دیگری را ندیده است که چه بصورت رسمی وچه بصورت زیر زمینی منتشر شده باشد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 12:23 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

اشراه، همسر خداوند در کتاب مقدس

 

همسر خداوند، اشراه (Asherah)، یک خدای باوروری قدرتمند بوده است.

 

بنابر گفته های یک محقق از آکسفورد، خدا همسری به نام اشراه داشته که طبق کتاب پادشاهان (Book of Kings) در کنار یهوه در معبدش در اسرائیل پرستش می شده است.

 

در 1967، رافائل پاتای (Raphael Patai) اولین تاریخشناسی بود که عنوان کرد اسرائیلیان در گذشته یهوه و اشراه را با هم می پرستیدند. این نظریه به دلیل تحقیقات فرانسیسکا استاوراکوپولو (Francesca Stavrakopoulou) توجهات جدیدی را به خود جلب کرده ، کسی که کار خود را از آکسفورد شروع کرد و در حال حاضر در دپارتمان خداشناسی و مذهب در دانشگاه اکستر (Exeter) یک سخنران ارشد است.

 

اطلاعاتی که در کتاب ها، مقالات و نامه های ژورنالیستی استاوراکوپولو ارائه شده اند اساس یک سری مستندات سه وجهی قلمداد می شوند که در حال حاضر در اروپا به بحث گذاشته شده اند، جایی که او به تحلیل ارتباط یهوه و اشراه می پردازد.

 

استاوراکوپولو در یکی از رسانه های انگلستان عنوان کرد، شما ممکن است او را به نام های یهوه، یا گاد یا عیسی بشناسید، یهودیان و مسیحیان، همگی در این مورد اتفاق نظر دارند: او تنها یک نفر است... یا موارد دیگری که ما دوست داریم به آن اعتقاد داشته باشیم.

 

او اضافه کرد، بعد از سال ها تحقیق در زمینه تاریخ و مذهب اسرائیل، من به تصویری رنگارنگ و متناقض، چیزی که می تواند به نظر عده ای ناراحت کننده بیاید دست یافته ام، این که خداوند یک همسر دارد.

 

استاوراکوپولو مبنای نظریه اش را بر متون قدیمی بنا نهاده است، شمایل ها و ضد طلسم هایی متعلق به گذشته که در شهر ساحلی اوگاریت متعلق به کنعانیان، که امروزه سوریه نامیده می شودکشف شده اند. تمامی این اشیا باستانی این نکته را فاش می کنند که اشراه یک خدای باروری قدرتمند بوده است.

 

طبق گفته های استاوراکوپولو ارتباط اشراه با یهوه علاوه بر کتاب مقدس در نوشته هایی بر روی کتیبه ای متعلق به قرن هشتم قبل از میلاد مسیح در صحرای سینا نیز ذکر شده است. در اینجا شواهدی وجود دارد که یهوه و اشراه را به عنوان یک زوج الهی معرفی می کند. و اکنون متون مشابه بسیاری از آن زمان کشف شده اند، تمامی آنها به این نظریه که خدای کتاب مقدس زمانی همسر داشته قوت می بخشند.

 

استاوراکوپولو همچنین اعتقاد دارد، کتاب مقدس این طور بیان می کند که الهه اشراه در معبد یهوه در اورشلیم پرستش می شده. در کتاب پادشاهان، به ما گفته می شود که مجسمه ای از اشراه در معبد قرار داشت و کارکنان مؤنث معبد برای او منسوجاتی مربوط به تشریفات مذهبی می دوختند.

 

جی.ادوارد رایت (J. Edward Wright) نمایندۀ مرکز مطالعات یهودیان آریزونا و مؤسسۀ باستانشناسی آلبرایت، به شبکه خبری دیسکاوری نیوز گفت که او با متون مختلف عبری که از اشراه در کنار یهوه یاد کرده اند موافق است.

 

او اضافه کرد: اشراه به کلی توسط ویراستاران مذکر کتاب مقدس از متون اصلی آن و ترجمه ها حذف نشده است، و آثار او در لابلای متون باقی مانده است، و بر اساس این آثار، شواهد باستانشناسی و اشاراتی در مورد او در متونی از مرزهای یهودا و اسرائیل، می توانیم نقش او را در مذاهب جنوب شرقی مدیترانه بازسازی کنیم.

 

اشراه که در خاور نزدیک باستان با اسم های متفاوت دیگری شناخته می شد، از قبیل آستارته،عشتر، آرتمیس و ایشتار، یک خدای مهم محسوب می شد، کسی که هم مقتدر بود و هم پرورش دهنده.

 

در بسیاری از ترجمه های انگلیسی ترجیح می دهند’اشراه’ را به عنوان "درخت مقدس" ترجمه کنند، به نظر می رسد بخشی از آن از یک نیاز مدرن می آید، که به روشنی از روایات کتاب مقدس الهام گرفته تا دوباره اشراه را پشت پرده ای پنهان کند.

 

آرون برادی (Aaron Brody)، گردانندۀ موزۀ Bade و دانشیار کتاب مقدس و باستانشناسی در مدرسۀ ادیان اقیانوس آرام گفت:

 

مطالبی که در ارتباط با الهه اشراه باشند در کتاب مقدس عبری (عهد عتیق) بسیار نادر هستند و توسط مؤلفان باستان که این متون را گردآوری کرده اند ویرایش شده اند.

 

حتی گفته شده که اشراه به عنوان یک درخت نمادین قطعه قطعه شده و در خارج از معبد سوزانده شده، آن هم به دستور فرمانروایانی که قصد داشتند دینشان را خالص کنند، و بر روی پرستش یک خدای واحد مذکر به نام یهوه که بعدها با کمی تغییر ماهیت عیسی نامیده شد تمرکز کنند.

 

برادی به دیسکاوری نیوز گفت اسرائیلیان مشرک و چند خدایی بودند، تنها اقلیت کوچکی یهوه را به تنهایی می پرستیدند. در آن سال اجماعی از نخبگان در یهودیه به بابل تبعید شدند و معبد در اورشلیم تخریب شد، این واقعه به شکل گیری یک دیدگاه یکتاپرستی سخت گیرانه وسیعتری در بین یهودیان منجر شد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 12:18 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کارناوال "Schoduvel" به معنی "ترساندن یا رم دادن شیطان"

دوشنبه صورتی و چهارشنبه خاکستر

این خرافات و بدعتها چگونه وارد مسیحیت و کلیسا شده است؟!

 

(۱۹ فوریه) هزاران نفر در شهر براون شوایگ واقع در ایالت نیدرزاکسن با لباسهای مبدل به خیابان‌ها می روند و کارناوال "Schoduvel" به معنی "ترساندن یا رم دادن شیطان" را براه می اندازند. در شهر روتوایلر، نزدیک به ۴ هزار نفر با لباسهای مبدل و ماسکهای ترس‌آور در حالی که به هوا می‌پرند، برای فراری دادن شیاطین و سرما فریادهای "هوهو"، "هوهو" سر می‌دهند. این مراسم بخشی از سنت‌های مردم روتوایلر است که از سده‌های میانه به یادگار مانده است.

 

ابتدا مختصری از Ash_Wednesday به آلمانی Aschermittwoch که روز چهارشنبه ای است که چهل و شش روز مانده تا عید پاک.

 

طبق اناجیل متعارف متی ، مرقس ، لوقا و یوحنا؛ عیسی به مدت چهل روز در بیابان روزه گرفت و خود را از وسوسه های شیطانی دورنگاه داشت.

 

در این روز پیروان کاتولیک خاکستری به شکل صلیب توسط پدر کلیسا (کشیشان کلیسا) بر پیشانی خویش به نشانه توبه به خداوند می کشند که بد نیست بدانید این خاکستر از مراسم سال گذشته Palm Sunday که یکشنبه قبل از عید پاک است جمع آوری می شود.

 

در آلمان پنج شنبه قبل از این چهارشنبه Aschermittwoch را جشن می گیرند و Weiberfastnacht برگزار می شود اما نقطه اوج آن دوشنبه می شود، که به آن ROSENMONTAG (دوشنبه صورتی می گویند) و در آن روز کارناوال شادی به راه می افتد در شهرستان های راینلند Rhineland

 

جهت اطلاع بدانید شهر های بزرگ رودخانه راین عبارت است از :

آخن ، بن ، کلن ، دویسبورگ ، دوسلدورف ، کرفلد ، بایرلورکوزن ، تریر

 

این جشن و کارناوال نزدیک به چهار ساعت بطول می انجامد گروه های مختلف برای نمایش با لباس های فانتزی و جالب ، در خیابان رژه می روند و مردم در دو طرف خیابان به تماشا آنها می پردازند بعضی گروه ها با ارابه یا کالسکه های بزرگ خود وارد می شوند و با لبخند و مهربانی برای حضار گل یا شکلات پرتاب می کنند و مردم هم برای دریافت برکت و به نوعی قداست داشتن این شکلات و شیرینی ها (تبرک ، متبرک بودن آنها) به جمع آوری آنها در کیسه هایشان می پردازند. آنهایی که خانه هاشان (سه - چهار طبقه) در راه نمایش کارناوال بود و بیرون نیامده بودند ، با آویزان کردن چتر و سبد ، از پنجره هایشان ، سهم خودرا از این مهمانی می گرفتند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 6 شهریور 1396
ساعت : 04:15 ق.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 8

>