تبلیغات
گذرگاه - مطالب معرفی انواع فرقه های مسیحی
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

دلیل آبی بودن خیلی از شخصیتهای فیلم های سینمایی و یا کارتونی چیست؟

آیا این یک اتفاق است و یا هدفی را دنبال می کند؟

 

البته به خودیِ خود رنگ آبی بسیار زیباست، اما وقتی فرد را با نماد آبی برای نشان دادن قدرت، باهوشی، زیرکی، ترس و غیره در شخصیت فیلم قرار می دهند و جشن های سالیانه در کشور اسپانیا برگزار می شود که در آن جشن باید همه رنگ پوست خود را آبی کنند، که در عکس نشان داده شده است!

در این صورت در فکر آدمی سئوال بوجود می آید چرا؟

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:57 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه مسیحی نژادپرست کوکلاس کلان

فرقه مسیحی Ku Klux Klan با علامت اختصاری (KKK)، به نامهای دیگری چون کلاگلس (Kleagles)، روپوش داران منظم (Hooded Order)، شوالیه های سفید (European White Knights)، سازمان برادری (fraternal organization) ، (night-shirt knights) شوالیه های پیراهن پوش شب، نیز معروف می باشد.

 

Ku Klux Klan ، احتمالا مشتق شده از نام یونانی kuklos کلمه ( κύκλος ) که به معنی دایره است. دایره به صورت سنبولیک گردهمایی آیینی گروهی از مردان هم پیمان که با یکدیگر پیمان برادری می بندند را نشان می دهد.

 

فرقه Ku Klux Klan یکی از فرقه های پروتستان انجیلی راست افراطی مسیحی است، که با ایدئولوژی برتری نژادی سفید پوستان (White supremacy) نسبت به سیاهپوستان و رنگین پوستان، ناسیونالیسم سفید (white nationalism), ضدمهاجرت (anti-immigration) ضدکمونیست (anti-communist) شکل گرفت. تفکرات برتری نژادی این فرقه، سلطه سفید پوستان را در عرصه های اجتماعی، سیاسی، تاریخی و صنعتی تایید، و به استمرار این ایدئولوژی در چنین عرصه های کمک می نمود.

 

فرقه KKK با توجه به رشد روز افزون سیاهپوستان و مهاجرت رنگین پوستان به آمریکا شکل گرفت که با استفاده از احساسات ناسیونالیستی و میهن پرستانه به سرعت در تمامی ارکان جامعه رشد و توسعه پیدا نمود.

 

این فرقه یک گروه شبه نظامی است که با استفاده از کتاب مقدس و ترکیب نمودن آیات عهد قدیم و مرتبط ساختن آن به عهد جدید، توانست ایدئولوژی خود را علاوه بر ناسونالیستی جلوه دادن و نظامند نمودن، الهی نیز جلوه دهد. بدین صورت بود که این فرقه خیل عظیمی از مردم آمریکا را با خود همراه نمود. با اوج گرفتن و گسترش یافتن این فرقه، نفوذ و دست یافتن به ارکان قدرت ، اعمال خشونت آمیز زیادی را مرتکب شد، از جمله ترورهای مرموز مخالفین، اعدام های دستجمعی مردان و زنان و کودکان سیاهپوست، به آتش کشیدن رنگین پوستان، زنده بگور نمودن سیاهان، شکنجه های وحشیانه، توقیف اموال سیاهان و رنگین پوستان، بمب گذاری و بسیاری دیگر از این دست جنایات که در سطح وسیعی توسط این فرقه صورت پذیرفت.

 

اولین گروه های کوکلاس کلان در سال 1860 در ایالت و شهر (Pulaski, Tennessee) آمریکا توسط شش نفر از جانبازان ارتش کنفدراسیون تشکیل شد. این فرقه در سال 1870 اعضای بیشتری را به خود جذب کرده و گسترش چشمگیری پیدا نمود. آنها لباس های متحد الشکل سفید می پوشیدند که شامل : لباس بلند یک دست، ماسک، کلاه مخروطی عجیب و غریب و وحشتناک بود که هویت خود را در زیر این لباسها پنهان می نمودند.

 

اعضای این فرقه در شب هنگام با در دست داشتن مشعل ، شمع یا فانوس در محیطهای باز گردهم می آمدند و صلیب لاتینی (Latin cross) چوبی بزرگی را آتش زده سرود خوانان گرد آن به آرامی می چرخیدند و دعا می خواندند، رهبر گروه آیاتی از کتاب مقدس را با تفاسیر همسو با اهداف فرقه موعظه می نمود و اینگونه، مراسم مهیج خاصی را برای اعضای خود همراه با نطقهای آتشین برگذار می نمودند.

 

صلیب آتشین یا صلیب نورانی (Cross burning - cross lighting) احترام و قداست خاصی در میان کوکلاس کلانها داشته و در تمامی مراسم رسمی و غیر رسمی ، آنها یک صلیب آتشین برپا می نمودند.

 

در سال 1915 تا 1920 دومین گروه های کوکلاس کلان در شهرها و ایالات (Texas,Mississippi,Indiana, Michigan, Birmingham, Alabama, Atlanta, Georgia,) تشکیل شد و خیلی سریع ساختاری ملی و ایالتی پیدا نمود. این فرقه بین اعضای گروه سازمان برادری (fraternal organization) خوانده شد ولی در اسناد رسمی و ثبتی سازمان کلان، به نام (Kleagles) ثبت رسمی گردید.

 

این فرقه با انتشار و پخش موعظه "One Hundred Percent Americanism" (آمریکایی صد در صد) مجددا رونق گرفت. این بار علاوه بر ایدئولوژی های سابق دو ایدئولوژی دیگر (anti-Catholicism) ضد کاتولیک و (Nativism) سیاست ترجیح بومیان بر مهاجران ، به لیست تفکرات خطی این فرقه اضافه شد. گوکلاس کلانها با اتخاذ سیاستهای ناسونالیستی و ملی توانستند 4 الی 5 میلیون عضو جدید به گروهای خود اضافه نمایند.

 

در بین سالهای 1925 الی 1930 عقاید ضد یهود (anti-Jewish) هم به ایدئو لوژی این فرقه اضافه گردید. در سال 1928 خیابانهای واشنگتن پر شده بود از کوکلاس کلانها که در دستجات انبوه رژه می رفتند و دولت را برای تصویب و اعمال قوانین نژادپرستانه تحت فشار قرار داده بودند. در این سالها اعضای این فرقه علاوه بر ترور و بمب گذاری ، حمله به مراکز عمومی و محلات مهاجر نشین و سیاهپوستان، دست به جوسازی و راهپیمایی های عظیم و حملات شدید به خانه های شخصی کاتولیکها، رنگین پوستان، سیاهان، مهاجرین می نمودند، همچنین دست به قتل ، جنایت و اعمال خشونت آمیز می زدند.

 

کلانها دستجات خشونت و ترور نیمه شب خود را با نام (night-shirt knights) "شوالیه های پیراهن پوش شب" ایجاد نمودند که برای ایجاد رعب و وحشت در بین مهاجرین و سیاهان کارآمد جلوه می کرد. آنها هم لباسهای گروهای 1860 و 1870 را می پوشیدند با این تفاوت که بر روی لباسهای آنها حروف (KKK) به عنوان یک "کد فرقه ای" نقش بسته بود. سال 1940 این فرقه دوران پراکندگی ، رکود و از دست دادن اعضاء را بعد از یک دوره موفقیت اجتماعی چشمگیر ، تجربه نمود.

 

سومین گروه های کوکلاس کلان در زمان جنگ جهانی دوم شکل گرفت ولی با مخالفت اجتماعی بسیاری روبرو گردید.

 

از سال 1871 تا سال 1877 دولت فدرال آمریکا فعالیتهای سیاسی و اجتماعی کوکلاس کلانها را کنترل و محدود نمود، همچنین برخی از رهبران این فرقه را به دلیل اعمال خشونت آمیز و قتل و جنایت، تحت پیگرد قانونی قرار داد.

 

امروزه فرقه کوکلاس کلان در نزد گروه های اجتماعی ، کلیسایی ، دانشگاهی ، مقامات ایالتی و شوراهای شهری و استادان دانشگاه و مقامات سیاسی به عنوان یک گروه "subversive or terrorist organization" خرابکارانه و تروریستی سازماندهی شده، شناخته و معرفی می شود. این فرقه در بسیاری از ایالات آمریکا و کشورهای اروپایی اجازه فعالیت، عضو گیری و ایجاد تجمعات را ندارد.

 

در بین عموم ملل جهان واژه کوکلاس کلان (KKK) به معنای ضد سیاه (anti-black) به لحاظ نژادی مطرح و جا افتاده است.

 

در حال حاضر با توجه به رویکرد نژادپرستانه و فعالیتهای خشونت آمیز و اعمال تروریستی این فرقه، فعالیت کوکلاس کلانها در برخی از کشورهای اروپایی ممنوع اعلام شده است. بطور کلی فرقه کوکلاس کلان در حال حاضر حدودا دارای یک میلیون عضو ثابت و متغیر در سراسر آمریکا، برزیل، کانادا، استرالیا، روسیه و اروپا (انگلستان، آلمان، فرانسه، اطریش، دانمارک، هلند، سوئد، فنلاند) می باشد.

 

اکثر واژه های فرقه ای گروه کوکلاس کلان را یکی از رهبران ایدئولوژیست فرقه به نام ویلیام سیمونز (William Simmons) ابداع نموده بود. این واژه ها سلسله مراتب رهبری را در کلانها نشان می دهد. Klabee ، Klavern ، Imperial Kleagle ، Klecktoken ، Kligrapp ، Klonvocation ، Kloran ، Kloreroe ، Imperial Kludd ، Imperial Kaliff ، Imperial Wizard

 

کوکلاس کلانها دارای انجمنهای مخفی و سری بسیاری هستند. آنها عاشق خلق نمادهایی می باشند که هویت آنها را پنهان می نماید مانند عدد 5/33 که نماد دوره پنجم تمامی گروها ، دستجات ، فرقه های نژادپرست وابسته به کوکلاس کلانها است و آنها به عنوان معرفی خود از این عدد بر روی لباس، دکور فروشگاه، محل کار و به صورت خاکوبی بر روی گردن و بازوی خود استفاده می نمایند و این نماد به مخاطب خاص یادآوری میکند که با یک گروه یا یک دسته، فرقه نژادپرست وابسته به کوکلاس کلان ها طرف می باشد.

 

در چند سال اخیر کوکلاس کلانها در شهرها و ایالات Iowa, Nebraska, Virginia, Kentucky, Maryland, Pennsylvania, New Jersey پیشرفت روز افزونی داشته اند و به تعداد اعضای خود با استفاده از معضل مهاجرت غیر قانونی ، جنایات شهری و گروهای گنگستر ، ازدواج همجنسبازان و تهدیدهای اجتماعی از این دست توانسته اند نظر بسیاری را به عضویت در فرقه و کلیساهای صلیب آتشین خود جلب نمایند. آنها در حال همکاری وسیعی با گروه های نئونازی و دیگر گروه های نژادپرست می باشند که منافع مشترک بلقوه ای با یکدیگر دارند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:51 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

اخراج یکی از کشیشان کلیسای انجیلی تهران در سال 1389

کلیسایی که راستی و درستی در آن نباشد و بر اساس تعصبات ایدئولوژیک، انسان پرستی، دنیا دوستی، شهوت و پول پرستی شکل گرفته باشد، هرگز نمی تواند احکام مسیح را دنبال نماید بلکه به دنبال شهرت و کسب قدرت می باشد.

چیزی که در اکثر کلیساهای امروزی فارسی زبان مشاهده می نماییم.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:47 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

انتقال خون از دید مسیحیان شاهدان یهوه ممنوع است!

مسیحیان شاهدان یهوه با انتقال خون و با واکسیناسیونی که عناصر ترکیبی خون را شامل می‌شود، مخالفند و آن را خلاف دستور خدا می دانند.

 

مسیحیان شاهدین یهوه می گویند: در زمانی که قوانین کتاب مقدس وضع می شد هنوز علم بدرجه ای نرسیده بود که تشخیص دهد تزریق خون می تواند حیات بخش باشد، در کتاب مقدس نوشته شده که خون هر موجودی جان اوست حال چه فرق میکند که این موجود زنده است یا مرده، انتقال جان هرموجودی به موجودی دیگر ممنوع است و وارد کردن خون هرموجودی به موجودی دیگر ممنوع است و کتاب مقدس در سه دوره مهم از زندگی انسان روی نخوردن خون تاکید کرده.

 

وقتی یهوه برای اولین بار بعد از طوفان اجازه دادکه انسان گوشت بخورد پس به نوح گفت خونش را بریز و گوشت را بخور بعد وقتی قوانین تورات را وضع کرد طبق آیه های آورده شده شدیدا سفارش کرد بعد از آمدن مسیح تاکید به این شد که از خون بپرهیزند. پس مسئله خون چنان برای خدایهوه مهم بود که هم قبل از شریعت هم در زمان احکام و شریعت، هم بعد از شریعت حکم به نخوردن آن کرد.

 

انسان نه برای نان بلکه از بهر کلمه خداست که حیات پیدا می کند و همان خدا به ما وعده قیام از مردگان و زندگی جاوید داده آیا این حماقت نیست که من برای اینکه یک چند سالی یا کمتر یا بیشتر زندگی کردن (زیرا هیچ پزشکی تعهد نمی کند که واقعا تزریق خون می تواند زندگی بیمارش را صددر صد نجات دهد) زندگی جاوید را در بهشت مورد نظر خدایهوه بخاطر سرپیچی از فرمان خدایهوه دست بدهم؟

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:42 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

برگزیده هایی از تاریخ اصلاحات مسیحی به همراه اطلاعاتی مختصر تا به امروز

 

ترجمه عهد جدید به زبان ارمنی به سال 406 میلادی صورت پذیرفت.

ترجمه عهد جدید یونانی اراسموس به سال 1516 میلادی صورت پذیرفت.

ترجمه عهد جدید به دانماركی به سال 1524 میلادی صورت پذیرفت.

ترجمه عهد جدید به نرو‍ژی به سال 1539 میلادی صورت پذیرفت.

ترجمه عهد جدید به ایسلندی به سال 1533 میلادی صورت پذیرفت.

ترجمه عهد جدید به سوئدی به سال 1526 میلادی صورت پذیرفت.

ترجمه عهد جدید به فنلاندی به سال 1510 میلادی صورت پذیرفت.

ترجمه عهد جدید به فرانسوی به سال 1525 میلادی از ترجمه لاتین و ولگات صورت پذیرفت.

ترجمه عهد جدید به مجاری به سال 1570 میلادی صورت پذیرفت.

ترجمه عهد جدید به هلندی به سال 1523 میلادی صورت پذیرفت.

ترجمه كتاب مقدس بدست 54 کشیش و الهیدان مسیحی به سال 1611 بدستور شاه جیمز در انگلستان صورت پذیرفت.

قانون 95 ماده ای لوتر به در كلیسای ویتنبرگ در آلمان 1517 میلادی

اعترافنامه آگسبورگ : اعتقادنامه رسمی كلیسای لوتری در 29 ماده

عنوان پروتستان از سال 1529 میلادی به جدا شدگان از کلیسای کاتولیک داده شد.

معاهده صلح آگسبورگ (1575): مذهب لوتر در آلمان قانونا با مذهب كاتولیك رومی به برابری دست یافت.

مذاكرات ماربورگ: عدم توافق زوئینگلی (1484-1531 اصلاح طلب سوئیسی) با لوتر (1483-1546 اصلاح طلب آلمانی) بر سر مسئله حضور مسیح در عشاء ربانی

لوتر و كالون (1509-1564) و هم زوئینگلی با آناباپتیستها موافق نبودند.

اعترافنامه اشلایت هایم 1527 میلادی بیانگر نظران اصلی آناباپتیستها (افرادی كه مخالف تعمید كودكان بودند)

قتل عام هولناك مذهبی سن بارتولمه بین مسیحیان در سال 1572 میلادی صورت پذیرفت.

جان ناكس (1514-1572) اصلاح طلب مذهبی مسیحی كشور اسكاتلند است.

هاكوبوس آرمینیوس (1560-1609) اصلاح طلب مذهبی مسیحی هلندی است.

كرانمر و جان ناكس اعتقادنامه 39 ماده ای كلیسای انگلیكن در سال 1533 میلادی را تدوین كردند.

كتاب "شهیدان" به قلم فاكس در سال 1563 میلادی منتشر شد.

جان میلتون (1608-1674) با كتاب بهشت گمشده اش و جان بنیان با كتاب سیاحت مسیحی اش جزو پیورتن های (اصلاح طلبان كلیسای انگلیكن) می باشند.

در شورای ترنت (1545-1563) به دستور پاپ پل سوم موارد زیر تائید شد:

1-تائید كتاب مقدس+ آپوكریفا + سنت 2- عادل شمردگی بوسیله ایمان واعمال 3- تبدیل ماهیت عناصر عشاء ربانی

در سال 1639 میلادی كلیسای بابتیست تشكیل شد و همه اعضای آن مجددا تعمید یافتند.

جان وزلی بنیانگذار نهضت متودیزم 1768 میلادی و برادرش چارلز وسلی كه سرودهای روحانی تصنیف كرد.

تاسیس دانشگاه مسیحی هاروارد به سال 1636میلادی صورت پذیرفت.

دوران بیداریهای چارلز فینی 1830.1831 میلادی

بیداری دوران وایتفیلد 1738-1769 میلادی

جاناتان ادواردز و موعظه جنجال برانگیز وی در رابطه با "گناهكاران در دست های خدای خشمگین" 1741 میلادی

دیدید برینرد و خدمت در میان سرخپوستان از سال 1742 میلادی

خورشید مركز هستی نیكولاس كوپرنیكوس 1473-1543 میلادی و گالیله 1564-1642 میلادی

آیزاك نیوتن و قانون جاذبه 1687 میلادی

روش استقرایی فرانسس بیكن (1620) جایگزین روش قیاس ارسطو شد.

رنه دكارت (1596-1650) فلسفه شك كردن را بنا نهاد.

ولتر فرانسوی (1694-1778) اشاعه دئیزم را گسترش داد.

رابرت دیكنر 1746 میلادی مروج مدارس یكشنبه Sundat school است.

اندیشه "اونام سانكتوم" رستگاری فقط در كلیسای كاتولیك وجود دارد، در سال 1863 اتفاق افتاد.

به سال 1845 میلادی "آموزه خدای قصور ناپذیر" آموزه لقاح مطهر مریم جزو تعالیم رسمی كلیسای كاتولیك شد.

به سال 1870 میلادی اعلام قصورناپذیری پاپ در مقام راس كلیسا.

لاتورت، تاریخ نگار معروف 1815-1914 مشهورترین در امور مسینوری مسیحی (تبلیغات و جذب غیر مسیحیان به مسیحیت) بود.

چارلز فینی (1792-1875) در آمریكا در سال 1821 میلادی به مسیح ایمان آورد.

در سال 1853، آنتوانت (براون) بلاكول نخستین زنی شد كه در ایالت متحده برای خدمت كلیسایی دستگذاری شد.

تشکیل کلیسای مورمونها بدست جوزف اسمیت (1804-1844) جذب در حدود 10 ملیون نفر.

تشکیل کلیسای ادونتیست های روز هفتم بدست ویلیام میلر (1782-18491) جذب در حدود 10 ملیون نفر.

تشکیل کلیسای دانش مسیحی (کریستین سایننس) بدست خانم مری بیكر (1821-1910) جذب در حدود 12 میلیون نفر.

تشکیل کلیسای شاهدان یهوه بدست چارلز تی راسل (1852-1916) جذب در حدود 10 ملیون نفر.

باز شدن دیوار برلین در 9 نوامبر 1989 میلادی اتفاق افتاد.

بیداری پنطیكاستی و كریزماتیك از سال 1901 میلادی شروع شد.

تئودور هرتصل (1860-1904) نهضت صهیونیزم را بنیان گذاشت. پس از آن الهیات جایگزین که تداوم بخش کلیساهای صهیونیزم بود رواج یافت و کلیساهای اوانجلیست در سراسر آمریکا و اروپا رشد نموده و قوت گرفت.

در سال 1915 میلادی یك و نیم ملیون ارمنه توسط دولت عثمانی ترکیه کنونی قتل عام شدند.

سلطه كمونیزم بر چین 1949 میلادی شروع شد.

مارتین لوتر كینگ 1929-1968 رهبر مبارزه بر علیه برده داری شد.

تفسیر رساله رومیان در کتاب مقدس عهد جدید توسط بارت به سال 1919 میلادی (الهیات نو ارتودكسی) را بوجود آورد.

سورن كی یركگور الهیدان دانماركی (الهیات اگزیستانسیل) را به وجود آورد.

رودولف بولتمن (1884-1976) اسطوره زدایی را در كتاب مقدس باب كرد.

الهیات رادیكال (از سال 1960 به بعد): 1- الهیات خدای مرده 2- الهیات امید 3- الهیات پویش 4- الهیات رهایی بخش (سیاهان و فمنیستی) 5 الهیات جایگزین.

اولین شخصی كه در شروع نهضت پنطیكاستی به زبانها صحبت كرد خانم آگنس آزمن در كالج كتاب مقدس بتل در 1 ژانویه 1901 میلادی بود. صحبت به زبانها بر اساس عقاید مسیحی صحبت به گویشی است که کسی نمی تواند آنرا بفهمد و درک کند ! این نوع سخن گفتن را فقط عیسی مسیح که خداوند مسیحیان است می تواند بفهمد چون زبان فرشتگان است!!!

كلیسای جماعت ربانی در سال 1914 میلادی در آركانزاس تاسیس یافت سپس کم کم به خاورمیانه و ایران نیز منتقل گردید. در حال حاضر در ایران چندین و چند کلیسای جماعت ربانی در شهرهای بزرگی چون تهران، کرج، اصفهان، شیراز، رشت وجود دارد.

تعداد کلیساهای پنطیكاستی بسیار زیاد است و در کل دنیا حدود 200 ملیون نفر عضو دارد، كه حدود 50 ملیون نفر عضو کلیسای جماعت ربانی می باشند.

نهضت كاریزماتیك در سال 1967 میلادی در كلیسای كاتولیك آغاز شد. پاپ پل از ایشان استقبال كرد.

تعداد كاریزماتیكهای (پروتستان و كاتولیك) در حدود 150 ملیون نفر می باشد.

یکی از معروفترین کتابهای بشارتی، کتاب چهار اصل روحانی نوشته بیل برایت است.

1898 میلادی سازمان گیدئون شروع به چاپ و پخش انبوه کتاب مقدس نمود.

در حدود 800 ملیون نفر در هر هفته از طریق تلویزیون ماهواره ای و رادیو، توسط تلوانجلیست ها بشارت و موعظه می شوند.

تغییر نگرش كاتولیكها نسبت به پروتستانها بعد از شورای دوم واتیكان1960 میلادی كه ایشان را بجای بدعت برادران جدا شده نامیدند. كاتولیكها نسبت به پروتستانها.... و كاتولیكها نسبت به ارتودكسها تكفیر خود را پس گرفتند.

ابتدا بخش هایی از كتاب مقدس و سپس تمامی آن به بیش از 2500 زبان از كل 6000 زبان جهان انتشار یافت.

ریچارد دبلیو. اف. بونكه مبشر پنطیكاستی آلمانی در حدود سال 1940 میلادی، با تشكیل جلسات بزرگ آفریقاییان زیادی را به مسیحیت جذب کرد.

كلیسای "یویدو" کره ای در سئول كه یك كلیسای پنطیكاستی است به رهبری پل یلنگی چو در حدود سال 1936 میلادی با حدود یک میلیون عضو، بزرگترین كلیسای مستقل جهان می باشد.

بیداری در دانشگاهای کشورهای مسیحی در غرب. بطور مثال: بیداری دینی و مذهبی در كالج ازبری در سال 1970 میلادی باعث گردید دانشجویان به مدت 185 ساعت به گناهان خود اعتراف کنند، شهادت ایمانی دهند، دعا کنند و سرود مذهبی بخوانند.

اولین جلسات کلیسای خانگی توسط كلیسای كاتولیك در سال 1968 میلادی در برزیل شروع و آغاز به کار نمودند.

در آمریكا 40 درصد مردم در روزهای یكشنبه به كلیسا می روند.

دركشورهای اسكاندیناوی و بریتانیا 10 درصد مردم در روزهای یكشنبه به كلیسا می روند.

در آلمان 11 درصد مردم در روزهای یكشنبه به كلیسا می روند.

در هلند 8 درصد مردم در روزهای یكشنبه به كلیسا می روند.

در بریتانیا 7 درصد مردم در روزهای یکشنبه به کلیسا می روند.

در سرزمین های كاتولیك 1 درصد مردم در روزهای یكشنبه به كلیسا می روند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:37 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

اشاراتی کوتاه به كلیساهای مختلف به همراه توضیحاتی مختصر

كلیساهای مختلف بر اساس تفسیرهای متفاوت از کتاب مقدس، سلایق مختلف، نیاز زمانه، مسائل سیاسی، جغرافیایی، اجتماعی و ... بوجود آمده اند.

 

اولین جدایی بین كلیساهای شرق (بیزانس) و غرب (روم) بود كه جنبه الهیاتی خاصی نداشت.

 

دومین جدایی در مورد مسئله طبیعت مسیح بود كه در شورای چهارم رخ داد كه كلیساهای كلیسای ارامنه ، قبطی، حبشی و یعقوبی سوریه و لبنان (كلیساهای ارتودكس رسولی غیر كالدستونی) را از كلیسای كاتولیك جدا كرد.

 

جدایی سوم در سال 1054 بین كلیسای كاتولیك و ارتودكس در مورد صدور روح القدس از پدر یا از پدر و پسر بود، البته مسائلی مثل ازدواج كشیشان و مسائل سیاسی نیز مطرح بود.

 

جدایی چهارم در سال 1517 به رهبری مارتین لوتر بخاطر اعتراض به فروش مغفرت نامه ها و بی توجهی به كتاب مقدس و عوامل دیگری بین پروتستان و كاتولیك بوجود آمد.

 

انواع كلیساهای اصلی پروتستان عبارتند از:

1-لوتری: مثل كلیسای كاتولیك ولی تكریم مریم و مقدسین نبود و نان و شراب در عشاء عملا تبدیل نمی شود.

2- پریزبیتری (مشایخی)یا انجیلی: اعتقاد به جبر در نجات و عدم از دست دادن نجات

3-انگلیكن (اسقفی): مثل كاتولیكها ولی زیر نظر پاپ نبودند ، كلیسای انگلیسی ها

4-بابتیست : تاكید بر تعمید به روش غوطه وری و در سن بلوغ

5-متدیست: بوسیله موعظه های جان وسلی از كلیسای انگلیكن جدا شدند.

6-برادران: همه كاهن و پادشاه هستند و همه باهم برادرند و مقام كلیسایی بزرگتر نیست.

7-پنطیكاستی (جماعت ربانی): تاكید بر تجربه تعمید روح القدس عملی جدا از توبه و ایمان به مسیح.

 

تفاوت كلیساهای رسولی:

کلیساهای رسولی: به کلیساهایی گفته می شود که به سنت رسولان و دستگذاری آنها به اسقفان و بعد از آن تا حالا معتقدند.

 

اصلاحات باعث شد که کلیسای کاتولیک به کتاب مقدس و بشارت و زندگی مسیحی توجه بیشتری بکند. فرقه های مهم كلیسای كاتولیك كه به منظور اصلاحات در این كلیسا بوجود آمدند عبارتند از:

1-ژزوئیت ها: از 1540 با تاكید بر فقر، تجرد و اطاعت، بشارت و ترویج علم

2-دومنیكن ها: از 1220 با تاكید بر تبلیغ مسیحیت در خاور میانه، ریاضت، فعالیتهای آموزشی

3-فرانچسكانی: از 1220 با تاكید بر پاكی، فقر، اطاعت، تبلیغ به مسلمانان سوریه، اهمیت به خود سازی قبل از بشارت، حمایت از ضعیفان و بهبود رابطه انسان و طبیعت

4- آگوستینی: از1240 با تاكید بر فعالیتهای خیریه و كمك به نیازمندان ، تبلیغ مسیحیت و اندیشه های آگوستین، مبارزه با منحرفین، اهمیت به وحدت بین مسیحیان

5-بندیكتی: از 1100 با تاكید بر كیفیت آئین ها، رهبانیت و زندگی در صومعه، كار، فقر، انكار نفس، نخورن گوشت، سكوت دائم، شلاق زدن به خود برای آمرزش گناهان، مخالف جنگ و عامل موثر در پایان جنگهای صلیبی بودند.

6-كارمیلیتانی های پا برهنه: از 1560 با تاكید بر تبلیغ در میان غیر معتقدین ، پیروی از مریم مادر خداوند و اهمیت به دعا

7-سالزین ها: از سال 1860 با تاكید بر جوانان

8-لازاریست ها: از سال 1630 با تاكید بر غیر معتقدین

9-ردمپتوریست ها: از سال 1650 با دعوت افراد مشهور به مسیحیت و جواب دادن به سئوالات آنها

10- برادران مدارس مسیحی: از سال 1680 با تاكید بر كمك به فرزندانی كه مورد آزار قرار گرفته اند و با تاكید بر فقر، پاكی، تجرد، اطاعت، اتحاد و خدمت به فقرا.

11-دختران عشق و نیكی: با تاكید بر پرستاری از بیماران

12-كنیزان كار خیریه: با تاكید بر پرستاری از بیماران، تربیت جوانان و امور خیریه.

13- دختران مدرسه ای بانوی ما: با تاكید بر تعلیم عقاید كاتولیكی

14-طریقه آنای مقدس: با تاكید بر بهداشت، آموزش، تربیتی

15-پرستندگان تثلیث: با تاكید بر اینكه مثل فرشتگان تثلیث را بپرستند.

 

تعداد کاتولیکها در دنیا حدود 1.2 ملیارد است و تعداد پروتستانها در دنیا در حدود 850 ملیون و تعداد ارتودکسها حدود 450 ملیون نفر هستند.

 

نام برخی از فرقه های مسیحی که از طرف فرقه های سنتی کاتولیک و ارتدوکس و پروتستان بدعتگذار معرفی می کردند.

 

شاهدان یهوه، مورمون ها، سیانتولوژیست ها، آدونتیست ها، آدونیستهای روز هفتم، داوودیان، علم مسیحی، کویکرها، یگانه انگاران پنتیکاستی یا Only Jesus، برانهامیست ها، New Age، لیبرالهای نو ارتودکسی، كلیساى جهانى خدا یا پیروان آرمسترانگ، یونورسال ها یا همه نجات ها، کلیسای روحگرایی، کلیسای اتحاد، کوکلاس کلان ها، کلیسای دست زدن به مار، معبد مردم یا معبد جوانان، دروازه بهشت، مرمت ده فرمان خدا، سنت بین المللی معبد خورشیدی نظم شوالیه گری، منسون، جنبش ناسیونال سوسیالیست مسیحی، جنبش برکت تورنتو، راه بین المللی، رائلیسم، فرزندان خدا، کلیسای نور مقدس، ویساریون، نگهبانان وعده، نور و تاریکی خدا، کلیسای همه جهانیان، منونیت ها، شوالیه های مالت یا هاسپیتالی، شوالیه های تمپلر ، .....

 

كلیساهای موجود در ایران:

1- كلیسای رسولی ارتودكس ارامنه در اكثر شهرهای كشور

2- كلیسای كاتولیك برای ملیتهای مختلف مثل ارامنه، آشوری، فارس زبانان، كره ای ها، فرانسوی ها و .....

3- كلیسای اسقفی فارسی زبان در تهران، شیراز، اصفهان

4- كلیسای انجیلی ارمنی زبان، آشوری زبان و فارسی زبان و کره ها و ....

5- كلیسای برادران ارمنی زبان

6- كلیسای جماعت ربانی ارمنی زبان، آشوری زبان و فارسی زبان و ...

 

آگاهی ما باعث می شود با دید وسیعتری به کلیساهای مختلف و فعالیت های آنها بنگریم.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:32 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

دو دیدگاه از مادر ترزا و زندگی نامه وی

"اگنس گونکسا بوجاکسیو" (مادر ترزا) دختر یک خواربار فروش آلبانیایی در 27 اوت سال 1910 در "اسکوپی" یوگسلاوی به دنیا آمد.

 

کشیشان یوگسلاوی که در ناحیه ی بنگال هندوستان خدمت می كردند، در مورد راهبه‌هایی به ‌نام "خواهران لورتو" بسیار سخن می گفتند و اگنس تمایل داشت برای خدمت به آنها بپیوندد. از این رو پس از گفتگویی با یک مادر روحانی که سرپرست این گروه بود، در سن هجده سالگی برای دوره کارآموزی و فراگیری زبان انگلیسی به کشور ایرلند رفت و در اول دسامبر ۱۹۲۸ پس از سه ماه آموزش با چند دختر جوان دیگر رهسپار هندوستان شد. آنها چند هفته بعد در تاریخ ششم ژانویه به "کلکته" رسیدند؛ ششم ژانویه روزی است که کلیسای کاتولیک آن را به یادبود دیدار "مجوسیان" از عیسای نوزاد و دادن هدایا به او جشن می‌گیرد. در آن روز کسی نمی‌توانست حدس بزند که ورود این دختر جوان چه هدیه پر ارزشی برای شهر کلکته به شمار می رود.

 

اگنس در ۲۴ ماه می ۱۹۳۱ و در سن ۲۱ سالگی، نخستین سوگند موقتی خود را مبنی بر فقر پاکدامنی و فرمانبرداری یاد کرد. مدت کوتاهی از این تعهد نگذشته بود که رهسپار شهر "دارجلینگ" در کوهپایه هیمالیا شد تا در بیمارستانی خدمت کند. در آنجا بود که فقر و تهیدستی مردم، اثر بجای‌ ماندنی بر اندیشه و خدمت او گذاشت. پس از پایان دوره‌اش در دارجلینگ، دوباره به کلکته بازگشت و سرگرم کار آموزش شد. سرانجام، اگنس در سن ۲۷ سالگی، سوگند و تعهد همیشگی خود را یاد کرد و نام خود را به ترزا تغییر داد. ترزا نام یک راهبه فرانسوی بود که زندگی کوتاهی داشت، او خدا را خدمت کرده و نام خدمت خود را "طریق کوچک" نامیده بود. خواهر ترزای جوان هم به پیروی از قهرمان خود، روش "طریق کوچک" را در پیش گرفت.

 

پس از آن به عنوان یک راهبه سوگند خورده در مدرسه "مریم مقدس" که تنها مدرسه کاتولیک کلکته بود سرگرم کار شد. بیشتر دانش ‌آموزان این مدرسه از تبار اروپایی و از خانواده‌های نسبتاً ثروتمند کلکته بودند، اما در همین رفت و آمدها از صومعه به مدرسه بود که با محرومیت‌ها، فقر و تهیدستی مردم در خیابان‌های کلکته مواجه شد. رفته رفته می‌دید که نمی‌تواند در پشت دیوار‌های بلند صومعه پنهان شود و عمر خود را در آرامش و سکوت آنجا بسر ببرد. او سخنان عیسی را بسیار جدی می‌گرفت و چون می‌دید که عیسی با گفتن اینکه "آنچه به یکی از این برادران کوچکتر من کردید به من کرده‌اید" (متی ۲۵:۴۰) - خود را با فقرا همسان می‌داند، او هم می‌خواست با خدمت به انسانهای محروم جامعه خود عیسی را خدمت کند.

 

خواهران روحانی در صومعه ی کلکته هر سال یکبار برای تجدید قوا و دعا و تفکر به "دارجلینگ" سفر می‌کردند. در راه این سفر (۱۹۴۶)، در هنگام دعا اتفاقی برای خواهر ترزا افتاد که مسیر زندگی و خدمت او را به کلی تغییر داد. وی در مورد این ماموریت ویژه بیان داشت:

"روزی در یکی از قطارهای محلی نشسته بودم كه احساس کردم خدا مرا به محله های کثیف و پرجمعیت می راند، بدین طریق ماموریت جدیدی به من واگذار شد."

 

خودش می‌گفت این واقعه در حقیقت، "رسالتی درون رسالتی دیگر" بود. در طی این سفر خدا به روشی ساده، اما در عین حال تکان دهنده، او را برای خدمت به فقیران کلکته فراخوانده بود. اما این رسالت آنچنان هم عملی و بی‌دردسر نبود. او اکنون مدیر یک مدرسه ی شناخته شده و برجسته بود. از این گذشته به صومعه و جماعت مذهبی خود تعهد داشت و نمی‌توانست و نمی‌خواست به تعهدات و وظایف خود پشت ‌پا بزند. از این رو پس از اینکه در مورد این موضوع دعا کرد آن را با کشیشی که مورد اعتمادش بود در میان گذاشت و قرار شد وی در فرصتی مناسب آن را با "اسقف اعظم" در میان بگذارد و نظر او را جویا شود.

 

خواهر ترزا این تصمیم را با آرامی و خوشی پذیرفت و بر این باور بود که اگر این ندا و الهام از سوی خدا بوده‌ است، بدون شك عملی خواهد شد. سرانجام پس از حدود دو ‌سال انتظار اجازه نامه‌ای به دستش رسید که با آن می‌توانست به عنوان یک راهبه در محیط خارج از صومعه خدمت کند، اما می‌بایست پیمان فقر و پاکدامنی و فرمانبرداری را وفادارانه پاس دارد. خواهر ترزا در مورد جدا شدن از صومعه گفت:

"ترک صومعه لورتو برای من از ترک خانواده‌ام دشوارتر بود، اما کاری بود که باید انجام می‌شد. این فراخوان، رسالت من بود و می‌دانستم که باید بروم. تنها چیزی که نمی‌دانستم این بود که چگونه به هدف برسم!"

 

روزی که خواهر ترزا صومعه را ترک گفت، به جای لباس رسمی راهبه‌ ها با مدل اروپایی، یک ساری ساده ی سفید با حاشیه ی آبی پوشیده بود که همه ی زنان فقیر بنگالی می‌پوشیدند. لباسی مناسب با خدمت و زندگیش در خیابانها و محله‌های کثیف و فقیر کلکته!

 

او کلبه ی کوچکی را در منطقه ی فقیرنشین "موتی جهیل" کلکته برای زندگی پیدا کرد. در آن محله ی محروم و با دیدن بچه های ولگرد و تهیدست به این فکر افتاد که برای آنها مدرسه‌ای برپا كند.

 

او می‌دانست که خواندن و نوشتن، کلید زندگی بهتر برای آنها به شمار می رود. در عین حال، این کار فرصتی به او می‌داد که اصول ابتدایی بهداشت را به آنها بیاموزد. از این رو زمین متروکی را پیدا کرد و از کسی خواست که علفهای آن را بزند و سرگرم کار شد! نه میزی بود و نه صندلی و نه تخته ی سیاه! تنها شماری کودک مشتاق و آموزگاری مشتاق‌تر که با چوبی بر روی شنها الفبا را به آنها می‌آموخت. شمار بچه‌ها زیاد شد و او دست تنها و در فقر به خدمت فروتنانه خود ادامه می داد. مادر ترزا می دانست که تنها راه برای درک نیاز‌های بینوایان این است که خودش هم فقیر باشد و تنها راه برای اینکه او را بپذیرند این بود که یکی از خودشان بشود.

 

بتدریج چند نفر از خواهران روحانی و دوستان گذشته اش به او پیوستند و یکی از آنها به نام "مایکل گومز"، طبقه ی دوم منزلش را در اختیار وی گذاشت. "مایکل گومز" بر این باور بود که وجود خواهر ترزا در زیر بام خانه‌اش، یک برکت الهی است.

 

نیاز‌ها زیاد بود ، فقر و بدبختی از هر گوشه بیداد می‌کرد. خواهر ترزا فروتنانه بیان می دارد: "برای سنجش اولویت‌ها هیچ نقشه‌ای نمی‌کشیدیم؛ به محض اینکه درد و بدبختی را در جایی می‌دیدیم، کاری را آغاز می‌کردیم و خدا به ما نشان می‌داد که چه باید کرد."

 

خواهر ترزا و همراهانش از هر روشی برای کمک به تهیدستان بهره می گرفتند. مثلا برای سیر کردن فقرا، غذا‌های اضافی سازمان‌های خیریه هر ناحیه را جمع كرده و به گرسنگان می‌دادند. ساعات کار آنها حد و مرزی نداشت و تا زمانی که می‌توانستند روی پا بایستند خدمت می‌کردند.

 

وظایف آنها هم حد و مرزی نداشت، از هیچ کاری ابا نداشتند و مراقبت از افراد در حال مرگ ، بچه‌های ولگرد و مریض را وظیفه خود می‌دانستند. آنها به کسانی خدمت می‌کردند که هیچکس دیگر برایشان ارزشی قائل نبود. برای آنها هر انسانی با وجود مریضی، کثیفی و معیوب بودن، اهمیت داشت. بچه‌های دور انداخته شده در زباله، زنان جوان با بچه‌های نامشروع، پیران به حال خود رها شده در انتظار مرگ، رانده شدگان جامعه برای آنها بی‌نهایت ارزشمند بودند. مادر ترزا می گفت:

"هنگامی که فقیری از گرسنگی می‌میرد به این دلیل نیست که خدا از او بی خبر مانده است، بلكه از آن رو است که ما از رفع نیاز‌های آن شخص سر باز زده‌ایم... ."

 

در آن زمان در خیابان‌های کلکته ۲۰۰ هزار نفر بی‌خانمان زندگی می‌کردند. بسیاری از آنها مبتلا به بیماری‌های عفونی و خطرناک و در حال مرگ بودند. روزی مادر ترزا زنی را در کنار جوی خیابان یافت که آنقدر ضعیف و بی‌حرکت به گوشه‌ای افتاده بود که موشها و مورچه‌ها بدن او را جویده بودند. مادر ترزا او را بغل کرد و تا نزدیکترین بیمارستان با خود برد. کارکنان بیمارستان از پذیرفتن او سر باز زدند. اما مادر ترزا آنقدر آنجا ایستاد تا بیمارستان تختی به آن زن بینوا داد. سالها بعد وقتی از او پرسیدند که تلاش کوچک تو برای رسیدگی به این فلاکت بزرگ به کجا رسید؟ پاسخ داد:

"اگر من آن روز آن زن را از جوی خیابان برنداشته بودم، امروز هزاران انسان برای یاری به فقرا به کمک من نمی‌شتافتند."

 

این نیاز باعث شد که در سال ۱۹۵۲ خانه‌ای برای بیماران در حال مرگ بنا کنند که آن را "نیرمال هیریدی" نامیدند؛ یعنی خانه قلب پاک. این مركز در نزدیکی معبد کالی (الهه تخریب) قرار داشت.

 

در سال ۱۹۶۲ خواهر ترزا تابعیت هندوستان را پذیرفت و "بنیاد خیریه مبشرین نیکوکار" او از سوی کلیسای کاتولیک به رسمیت شناخته شد و لقب او از خواهر ترزا به "مادر ترزا "تغییر یافت.

 

برای آنها بچه‌های یتیم و سر راهی، قشر مهمی از جامعه به شمار می آمدند. آنها بچه‌ها را از خیابانها به خانه کوچکی که برای این کار در نظر گرفته بودند می‌بردند و از آنها پرستاری و مراقبت می كردند. بسیاری از این کودکان بسیار کوچک، ضعیف و مریض بودند، با همه ی کوشش و تلاش خواهران، باز هم امیدی برای زنده ماندنشان نبود. اما مادر ترزا بر این باور بود که آنها دست كم برای چند ساعت کوتاه در زندگی شان طعم محبت و ملایمت را خواهند چشید.

 

ثروتمندان و حتی تهیدستانی که وضع بهتری نسبت به بینوایان کلکته داشتند، به آنها کمک می‌کردند. برای نمونه، در سال ۱۹۷۳ میلادی یک ساختمان را که پیش تر برای آزمایش های شیمیایی بکار می‌بردند به او هدیه کردند. او این مكان را "هدیه ی محبت" نامید. فقیران کلکته برگهای خالی و سبز نارگیل و کاغذ‌های دور ریخته شده را جمع‌آوری می‌کردند و به این مكان می‌آوردند، زنان و مردان فقیر از آنها حصیر، طناب، کیف و پاکت ساخته و از این راه امرار معاش می‌نمودند.

 

در کلکته صد‌ها نفر مبتلا به بیماری جذام بودند؛ این افراد را - که از سوی اجتماع و خانواده مطرود بودند - نمی‌شد به خانه‌هایی که برای مراقبت و پرستاری بینوایان دایر شده بود انتقال داد. از این رو درمانگاه‌های سیاری برای کمک به جذامیان تشکیل داده شد و خواهران هر هفته به ناحیه‌ای برای عیادت و پرستاری جذامیان فرستاده می‌شدند. تا اینکه در یک زمین متروکه در "تیتاگارا"، درمانگاهی موقتی برای درمان جذامیان برپا نمودند و هزاران جذامی در آن مداوا شدند.

 

در ازای خدمات و کار‌های بزرگ مادرترزا، گروههای گوناگون و دولتها به او مدالها و جوایز بسیاری اهدا نمودند، در سال ۱۹۷۹ جایزه ی صلح نوبل به او داده شد. جالب توجه اینکه هنگام دریافت نوبل چنین بیان نمود که:

"من به نام فقرا این جایزه را دریافت می کنم."

 

وی در پایان مراسم از برپایی میهمانی ویژه جلوگیری به عمل آورد و خواهان خرج هزینه های آن برای نیازمندان گردید.

 

مادر ترزا در پنجم سپتامبر ۱۹۹۷ در سن ۸۷ سالگی در دفتر مرکزی جماعت مذهبی خود درگذشت. با پخش این خبر، اندوه فراوانی سراسر شهر کلکته را فرا گرفت. هزاران نفر به دفتر مرکزی شتافتند تا چهره او را برای آخرین بار ببینند و ادای احترام کنند. او در سیزدهم سپتامبر در شهر "کلکته" به خاک سپرده شد. کلیسای کاتولیک پس از مرگ وی، از او به عنوان یک "قدیسه" یاد نمود. وی در سال ۲۰۰۳ از سوی "پاپ ژان ‌پل دوم" آمرزیده شناخته شد.

 

در چهره او با آن قد خمیده همواره سادگی فقیرترین انسانها مشاهده می شد و با وجود برخورداری از شهرت بسیار، نه سخنران و نه نظریه پرداز بود. چهره تابناک وی با چین و شکنهای بسیار، پژواک کمک به انسانهای تیره روز اماکنی همچون "بوپال"، "بیروت"، "چرنوبیل"، منطقه زلزله زده آمریکا، ساکنین سیاهپوست آمریکای جنوبی و آسایشگاه ایدز شهر نیویورک بود.

 

با وجود موارد مطرح شده در بالا عده ای نیز بر عملکرد مادر ترزا انتقاداتی را وارد کرده اند :

با وجود نگرش مثبت به عملکرد مادر ترزا، برخی چون کریستوفر هیچنز و اروپ چترجی (پزشک هندی تبار زاده کلکته) دیدگاهی متفاوت نسبت به او دارند. هیچنز در سال ۱۹۹۵ میلادی کتابی بنام مقام تبلیغ گری مادر ترزا در فرضیه و عمل نوشت و درآن کتاب به انتقاد شدید از مادر ترزا پرداخت. او پیش از آن نیز در برنامه مستندی بنام فرشته دوزخ (محصول سال ۱۹۹۴) که از کانال ۴ انگلیس پخش گردید، به انتقاد از عملکرد مادر ترزا پرداخته بود.

 

از جمله انتقادات هیچنز می‌توان به ارایه خدمات ناکافی و نادرست به بیماران بستری در مرکز خیریه مادر ترزا در کلکته اشاره کرد. او در کتاب خود به گزارش دکتر رابین فاکس در مورد استانداردهای درمانی در مرکز خیریه کلکته اشاره می‌کند. دکتر رابین فاکس یکی از ویراستاران مجله معتبر پزشکی لانست است و گزارش او در سپتامبر سال ۱۹۹۴ میلادی در مجله لانست منتشر گردید.

 

در بخشی از گزارش، دکتر فاکس اشاره می‌کند:" مرد جوانی با وضعیتی نابسامان در مرکز پذیرفته شده بود. او از تب بالایی رنج می‌برد. داروهای تجویز شده برای وی تتراسایکلین و استامینوفن بودند. مدتی بعد یک پزشک داوطلب در معاینه خود با تشخیص احتمالی مالاریا، داروهای بیمار را به کلروکین تغییر داد. آیا کسی نمی‌توانست برای تشخیص درست نگاهی به نمونه خون بیمار بیاندازد؟ آنگونه که به من گفته شد در آن جا به ندرت اجازه هرگونه ارزیابی داده می‌شد. آیا خواهران روحانی نمی‌توانستند از یک الگوریتم ساده برای افتراق بیماری‌های درمان پذیر و بیماری‌های درمان ناپذیر بهره برند؟ پاسخ باز هم منفی است. مادر ترزا دخالت الهی را به هرگونه برنامه ریزی ترجیح می‌داد. اصول وی برای مقابله با هرگونه پیشروی به سوی ماده گرایی و ماتریالیسم طراحی شده بودند.

 

در مستند فرشته دوزخ یکی از داوطلبان بنام مری لودن که مدتی در مرکز خیریه کلکته مشغول به خدمت داوطلبانه بوده است، از استفاده مکرر سرسوزن‌ها و سرنگ‌ها دچار حیرت گردیده بود. هنگامی که وی دلیل این که چرا خواهران روحانی بدون ضدعفونی کردن، تنها به آب کشیدن سوزن‌ها بسنده می‌کنند را جویا گشت، یکی از خواهران روحانی به او پاسخ داد که شستن کافی است و نه دلیلی و نه زمانی برای ضد عفونی کردن وجود دارد.

 

کریستوفر هیچنز ذکر می‌کند که مادر ترزا به جای استفاده کردن از صدقات در جهت کاهش فقر و بهبود شرایط مراکز نگهداری بیماران در حال مرگ، آن پول‌ها را برای باز گشایی صومعه‌های تازه و گسترش فعالیت‌های تبلیغی اش بکار می‌گرفت. از دیگر اشکالاتی که بر مادر ترزا گرفته می‌شود دریافت پول از افرادی مستبد ( چون خانواده دوالیه دیکتاتور هائیتی) و فاسد (چون چارلز کیتینگ، محکوم به فساد شدید مالی) بود. مادر ترزا مبلغ ۱٫۴ میلیون دلارصدقه از چارلز کیتینگ دریافت داشت و پیش و پس از دستگیری کیتینگ به حمایت از وی ادامه داد. پل ترولی دادیار منطقه‌ای لس آنجلس، در نامه‌ای به مادر ترزا، از وی برگرداندن مبلغ صدقه دریافتی از کیتینگ را در خواست کرد. دلیل وی استرداد پول سرقت شده از سوی کیتینگ به صاحبان اصلی آن (که برخی خود بسیار فقیر بودند) ذکر شد. ترولی هرگز پاسخی دریافت نکرد و پول صدقه داده شده هرگز به صاحبان اصلی اش بازنگشت. یکی دیگر از ایراداتی که بر مادرترزا و گروه وی وارد شده بود این است که وی از کودکان فقیر و زنان مستمند برای گدایی در خیابانها استفاده می نموده و در عوض این همکاری فردی مستمندان با گروه وی، فرد مستمند می توانسته غذای گرم، سرپناه، تحصیل، استفاده از خدمات پزشکی و حق استفاده خدمات دیگر را داشته باشد.

 

در چندین فیلم با نگاه و دستمایه های مذهبی نیز به صراحت کلیسای کاتولیک عاری از گناه نشان داده شده ولی در کنار آن، پلانهایی از مادرترزا به تصویر کشیده شده بود که فردی گناهکار، دیوزده، منفعت طلب، پول دوست، دیکتاتور، بدخلق نشان داده می شد. البته هرگز به این صحنه ها اعتراضی نشد و بسیاری بر این باور بودند که مادر ترزا فردی دوچهره بوده و هر دو نقش را بازی می نمود. در انظار عمومی خود را دارای حسن های نیک و در پنهان چهره واقعی خود را نمایان می نمود. برخی نیز شهادت داده اند که چنین صفاتی زشت و دوگانه ای در وی به شدت وجود داشته ولی هرگز کسی جرأت نداشته آن را بیان و ابراز نماید.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:24 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

صلیب در زندگی روزمره مسیحیان

 

در قرون وسطی کلیسا چنین عقیده ای را به جامعه القاء می نمود :

کسانی که بر روی صلیب پا بگذارند ، در همان زمان فرمان اول خداوند را شکسته اند !!

 

صلیب برای مسیحیان بسیار مهم است. اعتقاد به صلیب به نوعی برای مسیحیان اعتراف به ایمان مسیحی می باشد.

صلیب در فضای عمومی به نوعی نماد مسیحی و حضور مسیحیان به عنوان پیروان عیسی است. البته این نماد گاهی به صورت نابهنجاری در بین مسیحیان و دیگر اقوام نمود پیدا نموده است، در هنگام اذیت و آزار مذهبی از صلیب بطور شرم آوری به عنوان یک تأییدیه یا انکار برای مسیحیان و غیر مسیحیان استفاده گردیده است.

 

در هنگام جنگ نیز به عنوان دستگاهی برای اعدام و شکنجه، یا برای جلب نظر خدای کتاب مقدس، به جهت دریافت حمایت آسمانی یا دریافت برکت برای پیروزی، مورد استفاده قرار گرفته است.

 

بسیاری از مسیحیان از صلیب تبرک می گیرند بطور مثال پارچه ای به آن می بندند یا صلیب را به یک تسبیح متصل می نمایند و آن را متبرک می خوانند.

 

بسیاری نیز پارچه های تمیز خود را به صلیب می مالند و نذر کرده و آن پارچه ای را که به صلیب مالیده اند برای خوش یومنی و برکت، به دور گردن یا دست خود می بندند یا به بیماری هدیه می دهند که توسط این پارچه نذر شده برکت بگیرد. بطور کلی صلیب برای مسیحیان، نشانه رستگاری، عشق به خداوندشان عیسی مسیح، نشانه ایمان و پیروزی است.

 

نماد ماهی برای چهار قرن نماد مسیحیان (Christogram) بود، تا زمانی که مسیحیت مذهب رسمی حکومت رم را به دست آورد در این زمان بود که نماد مسیحیت بطور رسمی به صلیب تبدیل و گسترش یافت.

 

از قرن پنجم به بعد با توسعه مسیحیت نماد صلیب تبدیل به یکی از رایج ترین نقوش تزینی و هنری جهان مسیحیت بدل گشت، این نقش که حالا جنبه روحانی آن توسط هنر بیشتر نمود پیدا نموده بود علاوه بر سردر ورودی و دیوارهای کلیسا، بر روی ظروف، لباسها، سلاح ها، پرچمها، لوازم تزیینی و لوکس، جواهرآلات و ... نیز گسترش پیدا کرد.

 

در سال 692 میلادی شورای trullański تصمیم گرفت که کلیساها به جای تصویر بره "گوسفند" در مقام صلیب، مجسمه نیم تنه از یک مرد جوان را قرار بدهند.

 

البته در بین نمادهای مسیحی نقشهای دیگری نیز به عنوان نماد بکار گرفته شد مانند: (ماهی، خروس، بره"گوسفند"، چهره مردجوان به عنوان خداوند "عیسی مسیح"، نقش مریم مادر خداوند "عیسی مسیح" و ...) ولی هرگز هیچکدام از این نمادها همانند نماد صلیب موفق نبوده اند.

 

از قرون وسطی صلیب یکی از موضوعات اصلی در نشان دادن نجابت خانوادگی، غرور و ایمان مسیحی است. به همین دلیل با این که از اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم مکتب و تفکر سکولاریسم قدرت گرفت و رشد و توسعه پیدا نمود، ولی همچنان با همه این اوصاف نقش صلیب بر روی پرچمهای کشورها، سربرگ ادارات و سازمانهای دولتی، لباسها و سلاح های نظامی، ملزومات اقتصادی و پزشکی، نام خیابانها و بر روی بیلبوردهای تبلیغاتی، نشریات و رسانه های غرب باقی و پابرجا ماند.

 

در طول قرن ها، در حدود 400 نوع مختلف از اشکال صلیب در میان مسیحیان به وجود آمد و شکل گرفت، چند مدل از معروفترین صلیب ها را در ذیل برای شما نام می برم: صلیب لاتینی، صلیب یونانی، صلیب pizański، صلیب مالتی، صلیب rho، صلیب پدرسالاری یا لورن، صلیب اورشلیمی، صلیب ضربدری، صلیب سنت پیتر، صلیب سنت اندرو، صلیب پاپی، صلیب کاردینالی، صلیب ارتدوکسی، صلیب strzałokrzyż، صلیب چوبی، صلیب شکسته، صلیب اسکاتلندی، صلیب سلتیک، صلیب لیتوانی، صلیب وارونه، صلیب یاس بنفش، صلیب کالونیستی، صلیب تاو، صلیب اسکاندیناوی، صلیب جورج، صلیب سرخ، صلیب ارتدوکسی، صلیب شوالیه های توتن، صلیب شوالیه های معبد، صلیب آبی و ... .

 

صلیب فقط با فرهنگ مسیحیت در تماس نبوده بلکه در فرهنگ بشریت در زمانهای مختلف قبل از مسیحیت وجود داشته و نشانه حضور خدا در تاریخ انسان و جهان بوده است. (مانند: صلیب بابلی، صلیب پارسی یا میترایی، صلیب کلدانی، صلیب هندی، صلیب مصری، صلیب یونانی، صلیب رومی)

 

در میان مسیحیان بدعتهای گوناگون و مختلفی وجود دارد، ولی بدعت پرستش صلیب به شدت در میان مسیحیان رواج دارد، هر چند که برخی از اوقات جریاناتی بر علیه پرستش صلیب برخاسته اند ولی همیشه شکست خورده و این بدعت با قوت بیشتری گسترش پیدا نموده و به حیات خود ادامه داده است.

 

در سال 1430 در تپه صلیب‌ها The Hill of Crosses، در كشور لیتوانی Lithuania، شهر سیائولیای Siauliai در نزدیکی روستای Meszkucie، تندیسها و صلیبهایی توسط برخی از مردم نصب گردید و برخی هم ادعای دیدن خوابهای عجیبی برای این تپه نمودند و بر این اساس تندیسها و صلیبهایی را در آنجا نصب کردند، این شایعات عوامانه باعث گردید نظر بسیاری از مردم لیتوانی به این تپه جلب شود.

 

در تاریخ 1941 الی 1990 دولت شوروی بارها و بارها برای جلوگیری از زیارت این مکان تلاش بسیاری نمود و در سال 1961 و 1963 با استفاده از بیل و کلنگ و اره، لودر و بولدزرهای خود تمامی آثار آن را ویران کرده و از زیارت و باسازی تپه صلیب جلوگیری کرد و در سال 1973 شایعاتی قوی حاکی از این داشت که دولت شوروی می خواهد در آن منطقه سدی احداث نماید که تپه صلیب بطور کل زیر آب برود.

 

در این تپه که به تپه صلیب معروف می باشد بیش از یکصدو پنجاه هزار صلیب وجود دارد. در تاریخ 7 سپتامبر 1993 پاپ ژان پل دوم Pope John Paul II مراسم عشای ربانی را در مرکز این تپه در پای تندیس مریم مقدس به جای آورد. همچنین پاپ بر سنگ نوشته ای که به این تپه هدیه کرد نوشته بود، این تپه نشان دهنده ایمان مردم سرزمین لیتوانی به تمامی مردم جهان است.

 

البته شایعاتی تاریخی نیز برای این تپه ساخته شده است که نشان از مقاومت مردم لیتوانی در برابر شوالیه های توتن Teutonic Knights در سال 1236 دارد و نمادی است برای مقاومت و دفاع و پیروزی مردم لیتوانی.

 

شاید این تپه و صلیبهای آن نمادی برای مقاومت و پیروزی مردم سرزمین لیتوانی محسوب گردد. ولی به لحاظ ایمان مسیحی در کتاب مقدس و اناجیل هرگز پرستش صلیب توصیه نگردیده و پرستش آن پرستش بت محسوب می گردد. اما مسیحیان همچنان به این بدعت و پرستش بت صلیب ادامه داده و خود را مکلف به پرستش آن می دانند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:16 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

Nancy Lieder ، نانسی لیدر کیست ؟!

تا سال 1995 وی یک کارمند عادی و مادری از ایالت ویسکانسین (Wisconsin) بود. نانسی یک پیشگوی انجیلی دروغین است ، او قهرمان یک داستان خیالی و دروغین و دارای برداشتهای عجیب از کتاب مقدس است ، دروغهای بزرگ و فریبنده او باعث جلب توجه دیگران به وی شد.

 

نانسی مدعی شد که با موجودات سیاره نیبرو در تماس است. او وبسایتی نیز برای این موضوع راه اندازی نمود و به تبلیغ پیشگویی های دروغین خود پرداخت. نانسی ادعا کرد، به زودی رعد و برق سراسر جهان را در بر می گیرد و فعل و انفعالات خورشیدی باعث سرطان و مرگ بسیاری بر روی زمین خواهد شد.

 

او پس از طراحی یک سناریو تئوری تغییر قطبهای زمین را مطرح کرد که بر اثر گذر سیاره نیبرو (Nibiru) از کنار زمین اتفاق خواهد افتاد و زمین 180 درجه خواهد چرخید.

 

سپس نانسی عواقب ناشی از تغییر ناگهانی حرارت هسته زمین، جوشش دریاها ، حرکت و تغییر صفحات قاره ای و تغییر نقشه جغرافیایی زمین ، رانش زمین ، زلزله و فوران های آتشفشانی زمین ، مرگ بشریت بر روی کره خاکی در کوتاه مدت ترین زمان را پیشبینی نمود.

 

وی زمان دقیق آخر زمان را در 27 مه 2003 پیشبینی نمود .

 

نظریه های درهم و خیالپردازانه او درباره بیگانگان فضایی خاکستری رنگ که از سیستم ستاره زتا (zeta) ، می آیند همه را متعجب و شگفت زده کرد . نانسی ادعا نمود که از دوران کودکی انتخاب شده تا به نمایندگی از فرازمینی ها با انسانها صحبت و مذاکره نماید . وی اول تجربه خود را مربوط به سن 7 سالگی خود می داند هنگامی که در چمنزار بازی می نموده بیگانگان خاکستری با او ارتباط برقرار نموده بودند و وی را به عنوان سخنگوی خود انتخاب کرده اند. وی برای تبلیغ این موضوع و همچنین دیگر گفته هایش یک وبسایت به نام zetatalk.com ساخته است و به تبلیغ فرقه خود می پردازد.

 

وقتی پیشگویی وی درباره آخر زمان در سال 2003 شکست خورد نانسی ادعا نمود که آخر زمان شکست خورده و خداوند به زمین و موجوداتش مهلت داده و در سالهای نزدیک در آینده حتما اتفاق خواهد افتاد.

 

سالهاست که مفسرین و پیشگوهای دروغین و سؤاستفاده کنندگان از کتاب مقدس برای پر کردن جیب خود و به شهرت رسیدن یا دست یابی به اهداف خاص سیاسی و جنگ افروزانه از چنین خزعبلات و مزخرفاتی استفاده میکنند و یک عده از انسانهای ساده لوح و احمق را می فریبند و گرد خود جمع می نمایند تا منبع درآمدی برای خود کسب کرده باشند و به اهدافی خاص دست بیابند.

 

از این دیوانه های دروغگو و روانپریش در چند سال اخیر بسیار دیده شده ، حتی ویدئو های دروغینی با مستند سازی های جعلی در بسیاری از نقاط جهان پخش گردیده مانند پیشگویی های نوستر داموس ، که خیلی هم برای آن سالها سرمایه گذاری گردید تا دروغهای ساختگی فردی که اصلا وجود خارجی نداشته و ساخته و پرداخته ذهن عده ای برای اهدافی از پیش تعئین شده بوده را به ثمر برسانند که با شکست مواجه شد ولی شکست عقیدتی و سیاسی موجب نشد که جیب آنها از هزاران تولیدات آخرزمانی و چاپ نشریات و کتابها و تفاسیر انجیلی دروغین و خیالی ، خالی بماند. بلکه آنها به ثروت بسیار عظیمی دست پیدا کردند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:10 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه ویساریون / Vissarion

عیسی مسیح از سیبری

 

"آیا شما برای آمدن خداوند انتظار می کشید؟ آیا شما به آن فکر می کنید؟ برای دیدار با مظهر جدید خدا بر روی زمین، به منطقه Tiberkul روستای Petropavlovka در روسیه، سفر کنید. در آنجا مسیح حقیقی را خواهید یافت."

 

یک پلیس راهنمایی و رانندگی سابق روسیه ، با تشکیل فرقه ای ادعا کرده است که وی "مسیح جدید" در دوران معاصر است.

 

این فرقه که ویساریون "Vissarion" نام دارد هم اکنون دارای بیش از 7000 پیرو در روسیه می باشد.

 

سرگئی توروپ "Sergei Torop" در سال 1991 اقدام به تشکیل یک فرقه جدید در روسیه نمود و نام فرقه خود را ویساریون نام نهاد. در ابتدا 29 نفر از دوستان و آشنایان وی به این فرقه پیوستند و به عنوان آخرین کلیسای عهد یا جامعه ایمان یکپارچه شروع به تبلیغ فرقه جدید التأسیس خود نمودند. رهبر ویساریون یا عیسی مسیح روسی ، به پیروان خود گفت تمامی اموال خود را باید به من بدهید و این شرط رستگاری و ربوده شدن شما به ملکوت می باشد. ما باید قوای خود را در سرزمین وعده گردهم آریم تا شهر صلح اورشلیم جدید را بنا کنیم. اعضای این فرقه با اهدای تمامی ثروت و اموال خود و همچنین با ترک خانه و کاشانه خود یک شهر جدید در کوهپایه های روستای "پتروپاولووکا" واقع در 30 مایلی جنوب شرقی شهر کراسنویارسک روسیه تشکیل دادند. او نام اورشلیم جدید خود را شهر خورشید نام نهاد . منزل وی بر روی بلندترین تپه شهر جدید ساخته شد. پیروان او در این شهر به پرورش زنبور عسل ، آهنگری ، نجاری ، کشاورزی ، باغبانی ، یادگیری الهیات و آموزه های فرقه ای ویساریون به عنوان وحی متعالی خداوند عیسی مسیح مشغول می باشند.

 

رهبر فرقه ویساریون ادعا می نماید که الهاماتی از خداوند دریافت می کند. پیروانش او را به عنوان عیسی مسیح باور دارند. وی گناهان مردم شهرش را هر روز طی موعظه ای می بخشد ، این بخشش گناهان به بخشش روزانه ویساریون شهرت دارد.

 

رهبر فرقه ویساریون "عیسی مسیح" خود را خداوند نمی خواند بلکه خود را کلام خداوند معرفی نموده است. او بسیار متواضع و صمیمانه رفتار می نماید.

 

وی جامعه فرقه خود را تحت قوانینی خاص که وضع نموده رهبری می نماید. مانند ممنوعیت نوشیدن مشروبات الکلی ، ممنوعیت استفاده از تنباکو و سیگار ، ممنوعیت دروغگویی ، زنا و...

 

او می گوید من مسیح ، یک مربی ، یک استاد و راهنما هستم ، اما این "هستم" خدا نیست. او معتقد به تناسخ در جسم ، گیاهخواری ، معتقد به آخر زمان و پایان تمدن بشری و رستاخیز است.

 

رهبر ویساریون ثروت اندوزی در جامعه فرقه خود را مادی گرایی و دور شدن از خداوند می داند به همین خاطر خود و اعضای فرقه اش ساده زندگی می کنند ، با حداقل امکانات شادمان و خوشحال می باشند.

 

وی معتقد به صلح ، وحدت ادیان جهان ، جوامع و تمدن بشری است. همچنین او اسلام ، بودیسم ، یهودیت را همانند مسیحیت از خداوند می داند و معتقد است که همه ادیان بشری از سمت و سوی خداوند برای راهنمایی نوع بشر در دسترس قرار گرفته اند.

 

برای ساختن یک شهر آرمانی کوچک بر روی زمین ، فرقه ویساریون بسیار تلاش نموده است. شهری که این فرقه ساخته است برای اعضاء آن بر طبق آموزه های این فرقه حکم کشتی نوح را دارد. به تمامی اعضای این فرقه حتی به کودکان آنان وعده رستاخیز در اورشلیم آسمانی داده شده است.

 

هر مرد در این فرقه حداقل یک زن دارد و تعدد زوجات مانعی ندارد . اعضاء این فرقه از نژادهای مختلف ، دارای مهارت و استعدادهای ، هنری ، صنعتی و حرفه ای هستند. در این فرقه کودکان به مدرسه فرقه می روند و حرفه ای بنابر استعداد خود یاد می گیرند ، حرفه هایی چون پزشکی ، متخصص آزمایشگاه ، برق کاری ، پرورش دهندهء ، زنبور عسل و اسب ، خیاطی و گلدوزی ، فرش و پارچه و حصیر بافی ، جنگلداری ، صنایع دستی و هنری ، چاپ و نویسندگی و ....

 

بدون استثناء همه اعضای فرقه ویساریون گیاهخواران خوار هستند و استفاده و یا خوردن گوشت ، تخم مرغ و هر غذایی که دارای منشاء حیوانی باشد مانند : محصولات لبنی ممنوع است.

 

تجارت با پول در داخل جامعه ویساریون ممنوع است ، مگر برای تهیه مایحتاج ضرروی برخی از افراد امین که از طرف رهبر جامعه انتخاب شده اند می توانند به طور محدودی برای رفع نیازهای کل جامعه فرقه اقلامی را از جهان خارج از فرقه خریداری نمایند.

 

روز 18 ماه آگوست هر سال با عنوان "عیسی مسیح خود را ببینید" ، رهبر فرقه با عنوان "عیسی مسیح" ، در بین هواداران خود حضور پیدا می کند و توسط مردم پرستیده می شود. او این تاریخ را "تاریخ نجات" نام گذاری کرده و در هر سال سوار بر اسب به پایین کوه آمده و در جشن رودخانه ای که در نزدیکی روستای هملت است شرکت می کند. مردم که همه از اعضای این فرقه می باشند فریاد کنان "بازگشت عیسی مسیح را ببینید" به استقبال وی می روند .

 

این فرقه دارای یک پایتخت و 3 شهر و بیش از 40 روستا می باشد . به لحاظ جغرافیایی با مسکو 7003 کیلومتر فاصله دارد و در نزدیکی مرز مغولستان واقع گردیده است. جمعیت کل این شهرها و روستاها که همگی به اتفاق از اعضای این فرقه می باشند بیش از 7000 نفر می باشد. هر روستا جمعیتی بین 150 الی 200 نفر جمعیت دارد. همه این شهرها و روستاها در منطقه ای سعب العبور و کوهستانی واقع شده که گاها دمای این مناطق به زیر 50 درجه زیر صفر نیز می رسد.

 

رهبر ویساریون در یکی از خطبه های خود که برای ملتش موعظه می نمود چنین گفت:

"وعده باید انجام شود . 2000 سال پیش از آن در اسرائیل وعده داده شده بود که من خواهم آمد تا به پایان برسانم آنچه را که شروع کرده بودم . به خاطر بسپارید من خدا نیستم و این اشتباه است ، اگر می بینید که مرا در طول تاریخ خداوند خوانده اند برای احترام به من بوده است ولی حقیقتا من خداوند نمی باشم بلکه من کلمه خدا هستم که در خداوند زندگی می کنم. اکنون که خدا است ؟"

- همه فریاد کنان گفتند تو خداوند نیستی ، تو کلمه خداوندی . آمین . هللویا . هللویا

 

فرقه ویساریون ، بنیادی با ساختاری آموزشی و تعلیمی به لحاظ ایدئولوژیک ، برای آموزش مذهبی اعضای خود دایر کرده است. بنیاد آموزشی کلیسای ویساریون مواردی چون تاریخ و زمان آخرین عهد ، متشکل از نه کتاب و 61 باب را تعلیم می دهد. کتاب شامل موعظه محبت به همه ، عدم تجاوز ، ترویج صلح برای جهان با استفاده از "افکار پاک" ، "انجام اعمال خوب" و "دوری از هر نوع فساد " است.

 

به خلاصه ای از 3 موعظه رهبر فرقه ویساریون در بین اعضای فرقه و برخی از مهمانان و خبرنگاران توجه فرمایید:

اجازه دهید ما زمینه صلح را خواهیم ساخت!

پیروان راه نور و عشق ، دوستان عزیز!

در واقع ما تلاش برای توسعه جهانی دیگر - جهانی از عشق و محبت برای از بین بردن بی تفاوتی نسبت به سرنوشت سیاره زمین ، نوع بشر ، گیاهان و جانوران ، این مسئولیت ما می‌باشد . من به شما ، به روح و وجدان شما پیشنهاد می‌کنم ، حرکتی که توسط اراده خداوند در حال وقوع است . حرکتی به نام تجدید حیات زمین ، انسان و طبیعت به جهت صلح در تمامی جهان در توسعه همکاری با ما ممکن است .

ما در تلاش هستیم که درک متفاوتی که به لحاظ روحانی در جوامع بشری وجود دارد را پاسخ دهیم.

ما با ایجاد یک میکرو جامعه اثبات نمودیم که می‌توان در هر شرایطی با صلح زنده ماند و زندگی کرد . شما می توانید به جامعه ما بپیوندید.

 

عیسی مسیح برخاسته از سیبری ، روی به پیروان خود نمود و آنها را مورد خطاب قرار داد و گفت :

شرایط زندگی می‌دانم که ساده نیست ، شهر نیاز به بهبود و ایجاد محیطی سالم ، برای کودکان نیازمند است.

به کسانی که در شهر و حومه زندگی می‌کنند و برای پیشرفت کار خداوند فعالیت می‌نمایند برکت باد.

در عین حال که می‌دانم راه برای شما طولانی و سخت است و انطباق با شرایط جدید برایتان سهل نمی‌باشد ولی با ایمان به من و کار خداوند همه چیز برای شما سهل و آسان خواهد شد"خب حالا زمان آن است" ایمان و عمل.

من به شما پیروانم اعتماد کامل دارم و همیشه از ایده‌های جدید شما و همکاری شما با خداوند استقبال می‌کنم. سرزمینی که ما در آن شهرها و روستاهای مان را ساخته‌ایم ، سرزمین موعود است و همانند کشتی نوح در ابتدای عهد عتیق که نجات دهنده نسل بشر بود ، می‌باشد.

بسیاری از شما نبوت‌های مختلفی در مورد حوادث وحشتناک جهان شنیده‌اید ، به زودی واقع خواهد شد آنچه که خداوند مقدر فرموده است و تنها نجات یافتگان کسانی هستند که در ویساریون حیات دارند.

صلح و سلامتی خداوند و من با شما مردم سرزمین موعود.

روزنامه سرزمین موعود ، شماره 57-58 ، سال 2003 - موعظه در بین اعضای برجسته فرقه - موعظه عمومی

 

کلیسای ارتودوکس روسیه معتقد است فرقه هایی همچون فرقه "ویساریون" که بعد از فروپاشی شوروی سابق در این کشور رشد کردند سلامت اخلاقی جامعه را به خطر می اندازند و در نتیجه خواستار ممنوعیت فعالیت آنها شده است. کلیسای ارتدوکس روسیه فرقه ویساریون را به عنوان یک فرقه کاذب ، مخرب و تمامیت خواه محکوم نمود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:04 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کاتولیکها، حکومت، بوداییان

 

تصویر ثبت شده از آرامش چهره راهب بودایی به نام تیک‌کوانگ‌دوک در حین خودسوزی اعتراض آمیز در سایگون به تاریخ 11 ژوئن 1963 با عکاسی مالکولم براون می باشد.

 

در روز 11 ژوئن سال 1963 میلادی یك راهب بودایی در اعتراض به سیاست های حكومت دست نشانده آمریكایی نگودین دیم، رئیس جمهور ویتنام جنوبی در شهر سایگون و در ملاعام دست به خودسوزی زد.

 

در پایان جنگ فرانسه در هند و چین پیمان صلح ژنو امضا شد.براساس این پیمان، استقلال لائوس، كامبوج و ویتنام كه به 2 بخش شمالی و جنوبی در مدار 17 درجه تقسیم شده بود، به رسمیت شناخته شد.

 

در شمال مدار 17 درجه جمهوری دموكراتیك ویتنام شمالی كه متحد چین و شوروی بود ، تاسیس شد. در جنوب ویتنام جنوبی حكومت سلطنتی بائودای را حفظ كرد.بائودای امپراتور ویتنام جنوبی نگودین دیم را به نخست وزیری انتخاب كرد.

 

نگودین دیم با حمایت آمریكا كه پیمان ژنو را امضاء نكرده و آن را به رسمیت نمی شناخت. در سال 1955 حكومت سلطنتی بائودای سرنگون شد و ویتنام جنوبی اعلام جمهوری نمود.

 

نگودین دیم در یك انتخابات فرمایشی رئیس جمهور ویتنام جنوبی شد و با آمریكا در جنگ علیه ویتنام شمالی متحد گشت.

 

نگودین دیم یك كاتولیك بود و تمام اعضای دولت خود را از میان افراد فامیل و دیگر كاتولیك ها انتخاب كرد. به طوری كه تمام ابزار قدرت در ویتنام جنوبی بودایی مذهب در اختیار كاتولیك ها قرار گرفت.

 

او یك حكومت دیكتاتوری مسیحی ایجاد كرد و بیش از پیش ، مردم و به ویژه راهبان بودایی را تحت فشار قرار داد.

 

در سال 1963 میلادی راهبان بودایی به تنگ آمده و مبارزه با نگودین دیم را آغاز كردند.

 

در 8 مه سال 1963 ، راهبان بودایی تظاهراتی را علیه نگودین دیم در سایگون برپا كردند كه نیروهای دولتی جدید مسیحی کاتولیک 8 راهب بودایی را در جریان این تظاهرات به قتل رساندند و در پی آن سركوب همه مخالفان دولت مسیحی دیم شدت یافت.

 

در روز 11 ژوئن سال 1963 میلادی، یك راهب 66 ساله بودایی به نام تیش كوانگ دوك در اعتراض به دیكتاتوری، فساد مالی، بی عدالتی حكومت مسیحی نگودین دیم در مقابل دیدگان هزاران نفر در شهر سایگون، پایتخت ویتنام جنوبی (هوشی مین ویل امروزی) دست به خودسوزی زد.

 

او در حالی كه در آتش می سوخت، بی حركت بر زمین نشسته بود و حتی ناله نمی كرد. تصاویر خودسوزی او در تمام جهان منتشر شدند.

 

در پی خودسوزی كوانگ دوك، راهبان بودایی دیگری نیز در ملاعام در اعتراض به حكومت دیم دست به خودسوزی زدند. آمریكا كه متوجه شده بود ادامه حكومت مسیحی کاتولیک نگودین دیم دیگر به صلاح منافع اش نیست و از حمایت آن دست برداشت.

 

در نوامبر سال 1963 نظامیان علیه حكومت دیم دست به كودتا زدند و حكومت او را ساقط كردند. نگودین دیم توسط حكومت جدید تیرباران شد.

 

و اما روایت ماجرا و آنچه در تصویر دیده می شود:

خیلی آرام و خونسرد آمدند؛ یکی از آنها روی زمین نشست، سپس دیگری بر روی سرش ظرف بنزین را خالی کرد و سپس در کمال آرامش کبریت زده شد. او ابدا فریادی نکشید، ناله‌ای نکرد، فقط چهره‌اش در هم می‌رفت. همه تحت تٱثیر این عمل، مات و مبهوت این ماجرا شده بودند و هیچ‌کس از بوی گوشت سوخته انسان فرار نکرد... من فقط می‌دانستم که باید عکس بگیرم.

 

مالکولم براون با عکسهایی که از مرگ راهب بودایی تیک‌کوانگ‌دوک گرفت، برنده‌ی جایزه پولیتزر گردید به مانند دیوید هالبرستم به‌جهت مطلبی که در این مورد نوشت:

می‌توانستم که آن صحنه را دوباره ببینم، اما یکبار کافی بود. شعله‌های آتشی که از یک انسان ناشی می‌شدند. بدنش به آرامی چروکیده می‌شد و درهم می‌رفت، سرش سیاه شده بود و به ذغال تبدیل می‌گشت. در هوا بوی سوختن گوشت انسان پراکنده شده بود. انسانها به صورت غافلگیرانه‌ای سریع می‌سوزند. از پشت من صدای گریه و بغض ویتنامی‌هایی که در آنجا گرد هم آمده بودند به گوش می‌آمد. آنقدر شوکه شده بودم که گریه نمی‌کردم، دستپاچه‌تر از آن بودم که نتی بردارم یا سئوالی بکنم. آنچنان گیج شده بودم که حتی نمی‌توانستم فکر کنم... مادامیکه می‌سوخت حتی یک عضله‌اش را هرگز حرکت نداد. صدایی از گلویش خارج نشد. خونسردی چهره‌اش با شیون و ناله مردم اطرافش در تضاد بود.

 

این اتفاق نقطه عطفی در بحران بوداییان ویتنام گردید، به‌طوریکه دولت وقت که شدیدا مورد حمایت ایالات متحده بود توسط یک کودتای نظامی سرنگون شد. اثر این تنش موجب آغاز جنگ ویتنام در حدود 2 سال پس آن گردید.

 

به نظر جان اف کندی، رییس جمهور آن زمان ایالات متحده - که با دیدن عکس فریاد بلندی کشیده بود - هیچ عکس خبری در تاریخ، به اندازه‌ی این عکس، باعث برانگیخته شدن احساسات مردم در سراسر جهان نگردیده بود.

 

میلیونها نسخه از این عکس توسط چین کمونیستی، در سرتاسر آفریقا و آسیا، برای نشان دادن چهره‌ی آمریکای امپریالیسم انتشار یافت و در اروپا، این عکس در خیابانها به عنوان کارت پستال فروخته می‌شد!

 

این تصویر حتی در بین جریانات مسیحی و غیر مسیحی ضد کاتولیک نیز به شدت درحال تکثیر و گسترش بود که باعث واکنشهای بسیار زیادی بر ضد کاتولیکها گردید.

 

پس از این رویداد، تیک‌کوانگ‌دوک، تا حد بوداهیساتوا مورد احترام قرار می‌گیرد و در عید مخصوص بودایی‌ها از وی یادی به‌عمل می‌آید. قلب وی پس از مراسم مرده‌سوزانی، هر چند کمی جمع شده بود، اما سالم باقی ماند و به عنوان نمادی از شفقت و غمخواری، در جام بلوری مخصوص مراسم نیایش در پاگودایی در همان نزدیکی قرار داده شد.

 

با وجود شوک شدیدی که این تصویر و اتفاق در جوامع غربی ایجاد کرد، اما این عمل در میان جامعه بوداییان اتفاقی جدید نبود و قبلا نیز صورت می‌گرفت؛ هر چند که در مرحله بالایی و خاصی از دین بودایی انجام می‌گیرد و مراسمی عادی نمی‌باشد. در حقیقت این نوع قربانی کردن خود، که به جهت حفظ آبرو و شرف بودا صورت می‌گیرد و نوعی پیمان محکم با بودا می‌باشد. بطوری که نقل گردیده تیک‌‌کوانگ‌دوک نیز آداب خاصی را برای این مراسم اجرا کرد و به حالت سنتی بودایی نشست (نشستن چهار زانو برای مدتیشن یا فیگور لوتوس) و با تسبیحی در دستش ذکر می‌گفت.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 11 مهر 1396
ساعت : 02:38 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

دختر 16 ساله خون و گوشت انسان می خورد

 

دختری 16 ساله در کشور زیمباوه اعتراف نمود که مدتی که در گروه شیطان پرستان بوده از گوشت انسان تغذیه می کرده و خون انسان می نوشیده. او این دو عمل را به عنوان مراسم آیینی در فرقه به همراه بقیه اعضاء انجام می داده است.

 

این دختر عضو گروه گنگسترهایی شده بود که برای تاسیس گروه خود تعداد زیادی را به قتل رسانده بودند. او در ادامه نام 60 نفر را طی لیستی به پلیس داد که عضو گروه شده یا با گروه و فرقه ای که وی عضو آن بوده رابطه داشته اند. برخی از رهبران کلیسا در Cowdray Park در این لیست گنجاند شده بودند. این دختر همچنین آدرس خانه ای را داد که اجساد قربانیان در یک اتاقک زیر زمینی برای تغذیه شیطان پرستان نگهداری می شدند.

 

آقای Stanley Kwashira دبیر ارتباطات ساکنان Cowdray Park اظهار داشت که از شنیدن چنین داستان وحشتناک و هولناکی هنوز شوکه است. آقای استندلی گفت : این دختر دو هفته پیش به همراه مادر خود و دو تن از اعضای انجمن منطقه به خانه من آمدند. این دختر 16 ساله خود اعتراف کرده که توسط دوست پسر 32 ساله اش وارد این فرقه گردیده. وقتی این دختر برای من ماجرای خود و حوادثی را که رخ داده تعریف نمود من فکر کردم همه اینها از تخیلات این نوجوان سرچشمه گرفته و او جزو نوجوانان بیش فعال است. ولی زمانی که به آدرس محل و تاریخ دقیق برخی از مفقودین و کشته شده ها اشاره کرد من بهت زده شدم و پی بردم که او حقیقت را می گوید.

 

آقای استندلی می گوید این دختر در سن 15 سالگی به این فرقه پیوسته است و یک سال تمام عضو این فرقه بوده. این دختر تعریف کرده که چگونه توسط دوست پسر 32 ساله اش به مغازه ای دعوت شده و به خانه ای که در نزدیکی ایستگاه اتوبوس نزدیک مغازه بوده رفته . او ابتدا فکر می کرده دوست پسرش می خواهد با او عشق بازی کند ولی کم کم متوجه شد که مغازه دار و دوست پسرش از او می خواهند وارد فرقه شود. این دختر تعریف می کند که در یک اتاق زیرزمینی طی یک فرآیند، کم کم شروع به نوشیدن خون انسان و خوردن گوشت انسان کرده است.

 

این دختر در طی همکاری و اعترافات خود، به ما خانه ای را نشان داد که در حدود 60 شیطان پرست برای دیدار و قرارهای خود از آن استفاده می نمایند. این دختر نام هایی را در اختیار مقامات قضایی و پلیس قرار داده که هنوز باورش برای من سخت می باشد. چون برخی از اسامی، مربوط به نامهای رهبران کلیسای آدونیستهای روز هفتم می باشد.

 

این دختر در اعترافات خود گفته است که شیطان پرستان علاقه زیادی به خوردن خون دختران باکره روستایی دارند . به همین دلیل اکثر قربانیان از روستاها می باشند.

 

آقای استندلی می گوید : این دختر اظهار داشته است خون انسان بهترین و خوشمزه ترین نوشیدنی است که تا بحال خورده است. ولی من باور دارم او هنوز کودک است و بطریق وحشتناکی مورد سوء استفاده و شستشوی مغزی قرار گرفته.

 

پلیس هنوز این حادثه را تایید یا تکذیب نکرده . پلیس هنوز در حال بررسی این حمام خون در حومه شهر می باشد. این بسیار وحشتناک است که مردمی وجود دارند که افرادی را در حومه شهر می خورند.

منبع : به گزارش کرونیکل

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 11 مهر 1396
ساعت : 02:28 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نظام کلیسایی کاتولیک و ایران

 

كاتولیك یا کاتولیسم؛‌ به‌ معنای‌ كلی‌ و عمومی‌ است،‌ که در اصطلاح‌ دینی‌ به كلیساهای‌ عام‌ و جامع‌ گفته‌ می‌شود؛ و در تعریف دیگر به کلیساهایی که تحت مرجعیت پاپ هستند با مرکزیت کلیسای جامع واتیکان، کلیساهای کاتولیک می گویند. کلیسای واتیکان روم بر روی محل مصلوب شدن پطرس رسول ساخته شده است. بر طبق اعتقاد این کلیسا پطرس رسول از اولین رسولان و واعظین مسیحیت و کسی که مسیح او را پطرس یعنی صخره نام نهاد به عنوان پایه کلیسای مسیح و کلید دار ملکوت (بهشت) و همچنین اولین پاپ شناخته می شود.

 

کاتولیکها بر مبنای آموزه‌های سن توماس اکیوناس فعالیت دنیوی را فاقد ارزش اخلاقی و تنها برای گذران زندگی مجاز می دانند. (کاتولیکهای عصر حاضر چنین نظری ندارند) کاتولیکها بر قبول کردن دیگر فرقه ها به معصومیت و رهبری پاپ اصرار و تاکید می ورزند. پاپ رئیس مجمع اسقفان و مقام رسمی تعلیمی است، که جانشین مستقیم پطرس رسول تلقی می‌شود. تاسیس و رشد و توسعه كلیسای‌ كاتولیك‌ در ایران به‌ قرن‌ شانزدهم‌ میلادی‌ مربوط‌ می‌شود، و آن‌ هنگامی‌ است‌ كه‌ نسطوریان‌ به‌ دو فرقه‌ تقسیم‌ گشتند: یكی‌ به‌ نام‌ كلدانیان‌ كه‌ در سال‌ (1555 میلادی‌) پاپ‌ اعظم‌ ژول‌ سوم‌ برای‌ آنها اسقف‌ تعیین‌ می‌كرد و فرقة‌ دیگر همان‌ نسطوریانی‌ هستند كه‌ به‌ كلیسای‌ شرق‌ آشور وفادار ماندند. در هرحال‌ جامعة‌ كاتولیك‌ در ایران زیرنظر یك‌ شورای‌ اسقفی‌ اداره‌ می‌شود كه‌ 13 كشیش‌ دارد و شامل‌ سه‌ جمعیت‌ کاتولیک ارمنی و کاتولیک کلدانی آشوری و جامعه کاتولیک لاتین است.

 

براساس نظام پاپی نظری به این تشکیلات می اندازیم:

الف: دولت واتیکان: واتیکان به عنوان دولتی مستقل در محدوده 45 هزار متری (45 هکتاری) ایتالیا است که بزرگترین کلیسای جهان یعنی کلیسای بزرگ سن پیترو در آنجا واقع شده است و همچنین کاخ واتیکان که هزار اتاق دارد این کشور گالریهای تعاشی و نفیس ترین و گرانبهاترین خزائن عالم مسیحیت را دارا می باشد. پیش از وحدت ایتالیا، از شرق تا غرب این کشور و از دریا جز قلمرو پاپ اعظم پور اما پس از آنکه سپاهیان ایتالیایی از 1870 رم را تصرف کردند بساط سلطنت و فرمانروائی پاپ برچیده شد، این کار را بدین عذر انجام دادند که اگر رم جزئی از پادشاهی ایتالیا شمرده نشود ایتالیا دارای وحدت نخواهد شد.

 

پس از انعقاد پیمان لاتران روابط دیپلماسی کامل میان واتیکان و دولت ایتالیا برقرار شد. پاپ رئیس شهر واتیکان شناخته شد با اختیار کامل قانون گذاری و اجرائی و قضائی اکنون واتیکان مانند دیگر ممالک مستقل جهان با تمام کشورها روابط دیپلماسی دارد.

 

شهر واتیکان دارای راه آهن مخصوص، یک ایستگاه عالی رادیو، یک پستخانه، رصدخانه، کتابخانه، سربازخانه، دادگاه و یک زندان نمونه است این شهر همچنین روزنامه و مطبوعات مخصوص به خود دارد و نام روزنامه ای که در آن منتشر می شود اسرواتوره رومانو (نگرنده روم) می باشد. پاسداران این شهر به گارد سوئیسی معروفند اینان در ابتدا به خدمت پاپ ژون جولیوس روم درآمدند و طبعا طرح لباس ایشان را از جامه های آن زمان اقتباس کرده اند تا سپس میکل آنژ آن را تکمیل کرد.

 

ساختار تشکیلاتی واتیکان را می توان بصورت نمودار زیر به نمایش گذاشت.

شورای اسقفی، پاپ، شورای کاردینالها، ریاست دولت شهر واتیکان، ریاست و رهبر مقر مقدس، ریاست خلیفه گری رم و شهر واتیکان، دادگاه ها،‌کمیسیون پاپی دولت شهر واتیکان،‌اداره vicariato، نایب پاپ در روم (اسقف روم)، اداره، نایب پاپ در واتیکان، دبیرخانه، کمیسیون دائمی حفاظت از آثار باستانی و هنری مقر مقدس، بنیاد کمک های بهداشتی، دادگاه کلیسایی، ادارات دبیرخانه دادگاه ها، دولت مرکزی کلیسای کاتولیک دبیرخانه دولت، مجمع امور عمومی مجمع روابط با دولتها.

 

مجامع یا انجمن ها شامل:

1 - مجمع دفاع از عقیده و ایمان کاتولیکی 2 - مجمع شعائر هفتگانه و عبادات الهی 3 - مجمع امور مقدسین 4 - مجمع امور اسقف ها 5 - مجمع تنصیر ملل 6 - مجمع کلیساهای شرقی 7 - مجمع امور روحانیون 8 - مؤسسات حیات رهبانی و رسول 9 - تعلیم و تربیت کاتولیک

 

شوراهای پاپی شامل:

1 - شورای پاپی دیالوگ بین الادیان 2 - شورای پاپی صلح و عدالت 3 - شورای پاپی خانواده 4 - شورای پاپی ارشاد کارگزاران بهداشت 5 - شورای پاپی اتحاد مسیحیان 6 - شورای پاپی لائیک 7 - شورای پاپی قلب واحد 8 - شورای پاپی فرهنگ 9 - شورای پاپی مهاجرین و جهانگردان 10 - شورای پاپی تفسیر متون قانونی 11 - شورای پاپی ارتباطات اجتماعی

 

دادگاهها:

1 - دادگاه خلیفه گری 2 - دادگاه عالی رسولی 3 - ندامتگاه رسولی 4 - دادگاه انضباطی

 

ادارات و سازمان ها:

1 - اداره اموال کلیسای کاتولیک 2 - اداره اقتصادی واتیکان 3 - اداره مرکزی آمار کلیساها 4 - اداره مراسم مذهبی پاپ 5 - دفتر مطبوعاتی واتیکان 6 - اداره دربار کاخ پاپ

 

کمیسیون ها و کمیته ها:

1 - کمیسیون میراث فرهنگی کلیسا 2 - کمیسیون باستان شناسی مقدس 3 - کمیسیون انتشارات 4 - کمیسیون اصلاح متون لاتین کتاب های مقدس 5 - کمیسیون کلیسای خدا 6 - کمیسیون پاپی تجدیدنظر قوانین کلیسای آئین شرقی 7 - کمیسیون پاپی تورات 8 - کمیسیون بین المللی دین شناسی 9 - کمیسیون کاردینال ها برای عبادتگاه ها 10 - کمیسیون قضاوت 11 - کمیسیون بین المللی برگزاری کنگره های مذهبی 12 - کمیته پاپی علوم تاریخی 13 - آرشیو شورای دوم واتیکان 14 - گارد سوئیسی

 

بنیادهای وابسته:

1 - آرشیو محرمانه واتیکان 2 - کتابخانه واتیکان 3 - چاپخانه واتیکان 4 - روزنامه رسمی واتیکان 5 - انتشارات کتابفروشی واتیکان 6 - رادیو واتیکان 7 - مرکز تلویزیونی واتیکان 8 - اداره امور کلیسایی 9 - صدقات مذهبیون واتیکان 10 - اداره کلیسای سن پائولو

 

این مجامع در واقع حکم کابینه و دولت را برای پاپ دارند که از میان این مجامع، مجمع دفاع از عقیده و ایمان کاتولیکی عالی ترین مجمع است که قلب واتیکان و مغز تصمیم ساز مقر پاپ است این مجمع وظایفی بر دوش دارد که مهم ترین وظیفه آن تدوین، تفسیر رسمی و محوری آموزه های مسیحیت و نیز دفاع از اصول کلیسایی است به عبارتی این مجمع زبان پاپ و سخنگوی واتیکان به حساب می آید و دومین وظیفه این مجمع عبارتست از نظارت بر عملکرد کشیشان مناطق و کاردینال های داخل واتیکان. البته این مجمع حکم قائم مقامی پاپ را دارد، این مجمع همان دادگاه رسمی مرکزی و مقدس تفتیش عقاید 1542 میلادی می باشد که امروزه مجمع آموزه عقیده و ایمان نامیده می شود.

 

فعالیت واتیکان: دیگر اینکه، روحانیت کاتولیک و واتیکان براساس شعاع و قلمرو کاری واتیکان 45 هزارمتری در جهان را بررسی می کنیم یعنی این سازمان را فقط در 45 هزار متر محدود نکنیم بلکه گستره مشروعیت و کارآیی این نظام در سرتاسر جهان را درنظر می گیریم اگرچه از واتیکان شارژ می شود.

 

یعنی تشکیلاتی که 000/40 خلیفه گری در سرتاسر دنیا دارد که شامل 000/400 کشیش، 000/800 راهبه و 000/500 اسقف و 200 کاردینال می باشد.

 

مقامات و سلسله مراتبی که امروزه در کلیسای کاتولیک به چشم می خورد از چه زمانی و از چه متنی استخراج شده است؟

قبل از هر چیز باید اظهار داشت که «در نامه ها و یا رسائل اولیه پولس رسول تقریبا هیچ اشاره ای به مقامات و روسای کلیسا به چشم نمی خورد پس پرسش در مورد مقامات رسمی و ثابت کلیسا از آن دوران سئوالی است که بدون پاسخ می باشد. اما در اواخر دوران عهد جدید افرادی به نام شماس یا خادم کلیسا یا بزرگترها Presbyters را می بینیم که در کلیساهای محلی برای منظورهای معینی کنار گذاشته شده بودند هر چند که امروزه نقش و وظیفه آنان روشن نیست، به هر صورت هر یک از ایشان نقش و اعتبار جداگانه ای داشتند و در حدود سالهای 90 میلادی و پس از آن بود که واژه اسقف (اپیسکوپوس EPiscoPus) بشدت در میان مسیحیان رایج گردید فلذا در هر یک از شهرهای بزرگ آن روزگار یک اسقف اعظم وجود داشت که بر کلیساهای موجود در آن شهر و اطراف آن کنترل و اعمال نظر و حاکمیت می نمود. البته میزان قدرت و اعتبار اسقفان در آن سال های نخستین کاملاً متفاوت بوده بعضی از ایشان افراد بی نهایت مهمی بوده و بر قلمروی خارج از محدوده اختیار قانونی خود کنترل فراوانی داشتند اما بتدریج اسقفان به پادشاه روحانی (کلیسایی) تبدیل شدند و تمام قدرت و اقتدار کلیساهای زیرنظر یک اسقف در دست قدرت وی بود و او بود که باید تعیین می کرد که نظریه عقیدتی مسیحیت در مواجهه با نظریات و آراء معارض چه باشد به هر حال تا تشکیل شوراهای اسقفی که در آن اسقف ها در شورایی جهانی (نظیر شوراهای نیکائیه یا نیقیه ـ قسطنطنیه و جالسدون) شرکت می جستند، اسقف ها کم و بیش مثل پادشاهانی مستقل عمل می‌کردند.

 

به هرحال، کاتولیک ها، پاپ را اسقف رم و به عنوان جانشین پطروس Petrus و رهبر مسیحیان عالم می دانند، فلذا کلیسای کاتولیک خود را وابسته به نظامی می داند که پتروس بانی آن بود به همین دلیل اسقف ها که خود را مجری احکام او می دانند، نایبان عیسی مسیح می خوانند. امروزه ساختار تشکیلاتی کلیسا یا سازمان کلیسای کاتولیکی در سلسله مراتب و هیروکراسی قابل توضیح و تبیین می باشد.

 

پاپ در رأس کلیسای کاتولیک پاپ یعنی جانشین پطرس قدیس قرار دارد که سه مقام رسمی با خود همراه دارد که عبارتند از 1 - ریاست و رهبری مقر مقدس، بعنوان دولت مرکزی کلیسای جهانی کاتولیک 2 - ریاست دولت ـ شهر واتیکان بعنوان دولت ملی مستقل 3 - ریاست خلیفه گری دولت ـ شهر واتیکان و شهر رم.

 

یکی از ویژگی های پاپ خطاناپذیر بودن ـ عصمت ـ پاپ است که در شورای اوّل واتیکان مصوب و اعلام شد. براساس این اصل پاپ در هنگام صدور بیانیه رسمی یعنی در مقام کشیشی همه مسیحیان، به واسطه مرجعیت عالی رسولی خود، هنگامی که آموزه ای را تبیین می کند، یا حکمی اخلاقی و یا ایمانی را واجب می شمرد، از آنجا که با مساعدت پطرس قدیس همراه است، دارای مقام خطاناپذیری است بر این اساس بیانیه های پاپ رم تغییرناپذیر می باشد.

 

حوزه های اسقفی، بعد از واتیکان حوزه های اسقفی بالاترین مرجع دینی کاتولیک محسوب می شوند هر اسقف می تواند و هر دینی یک یا چند حوزه اسقفی باشد در جهان حدود 1800 حوزه اسقفی و 500 حوزه اعظم اسقفی وجود دارد البته محل اجرای مراسم و عبادات مذهبی از جانب اسقف و مرکز فعالیت او، کلیسای جامع است بر همین اساس تاج و مرصع اسقفی در کلیسای جامع نگاهداری می شود. به دنبال برگزاری دومین شورای واتیکان که طی آن به افراد غیر روحانی نیز اجازه داده شد در مراسم عشاء ربانی شرکت جویند بدین ترتیب افراد لائیک نیز رسما به خدمت کلیسا درآمدند و موظف به تبعیت از سلسله مراتب اسقفی شدند.

 

کاردینالها، پس از پاپ درجه کاردینالی بالاترین مقام در کلیسای کاتولیک است، کاردینالها از سوی پاپ انتخاب می شوند و بالاترین شورای کلیسا را که شورای کاردینالی یا شوراری مقدس نام دارد را تشکیل می دهند اغلب کاردینالها را پاپ از میان اسقف های حوزه ای انتخاب می کند تعداد کاردینالها در ابتدا 70 نفر بود اما تا سال 1991 به 163 نفر رسید و امروز به پیش از 200 نفر رسیده اند وظایف آنها این است که بدنبال مرگ پاپ، جانشین او را از میان اعضای خود تعیین می کنند.

 

کاتولیکها در ایران فعالیت زیادی داشته و با حوزه های دینی و مذهبی ایران تعامل دارد. آنها در ایران چندین کلیسا دارند که در مطالب بعدی مفصلا به آنها اشاره خواهد شد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:49 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کلیسای ارتدوکس و ایران

 

ارتدوكس؛ یعنی‌ جامعة‌ مسیحیت‌ سنتی‌ و مستقل، که به صورت اسقفی اداره می‌گردد. اسقف كلمه ای است یونانى، که به معناى ناظر می باشد. كلمة ارتدوكس كه مركب از دو كلمة Orthos یعنی درست و doxa یعنی عقیده، تركیب شده است به معنای عقیده صحیح است. این مذهب اواخر قرن پنجم میلادی به هنگام تجزیه روم به شرقی و غربی به وجود آمد و به كلیسای روم شرقی ارتدوكس اطلاق میشود. لقب رهبران كلیساهای قدیمی ارتدوكس پاتریك بوده است. كلیسای ارتدوكس علاوه بر پاتریك‌ نشینهای قدیمی (قسطنطنیه، اسكندریه، انطاكیه و اورشلیم) پنج پاتریك‌ نشین جدید روسیه، صربستان، رومانی، بلغارستان و گرجستان را نیز در بر می‌گیرد. این فرقه حدود هزار سال پیش پدید آمده است. زمینه تشكیل شاخه ارتدوكس به مدتها قبل بر می‌گردد و آن نزاع درباره شمایل و تصاویر عیسی مسیح است. در امپراتوری بیزانس (كل روم شرقی شامل تركیه، شامات، قسطنطنیه، اسكندریه، انطاكیه و اورشلیم) بین سال‌های 725 تا 842 میلادی نزاعی بر سر این مسئله درگرفت كه در نهایت به جدایی شرق و غرب انجامید. توضیح مطلب آنكه در كلیسای بیزانس تزیین عبادتگاهها با تصاویر و تابلوهای معرق عیسی مسیح، مریم مقدس و قدیسان رواج داشت و آن تصاویر از احترام زیادی برخوردار بودند.

 

در زمان امپراتور لئون سوم برخی مسیحیان احساس كردند كه احترام شمایلها كار شایسته‌ای نیست. به این مخالفان ‌شمایل شكن می‌گفتند. مورخان برای این مخالفتها سه علت بیان كرده‌اند:

 

1. در برخی جوامع مسیحی جریانهایی پدید آمد كه از جنبه بشری عیسی مسیح می‌كاست و این در حالی بود كه طبیعت جسمانی عیسی مسیح با وجود شمایلها مورد تأكید قرار می‌گرفت.

 

2. در شرق آناتولی بدعتی مسیحی پدید آمد كه تحت تأثیر مانویت مدعی بود هر چه مادی باشد، شر است و در نتیجه تصاویر اجسام بشری برای مكانهای عبادی شایستگی ندارد.

 

3. امپراتور احساس می‌كرد كه استفاده از شمایلها از ورود و تغییر دین مسلمانان و یهودیان به مسیحیت جلوگیری می‌كند.

 

آتش این نزاع حدود یك و نیم قرن در سراسر امپراتوری بیزانس برافروخته بود و عده‌ی زیادی نیز كشته شدند. سرانجام در سال 787 میلادی شورای دومی در نیقیه بر پا شد و اعلام كرد كه احترام تصاویر در صورتی جایز است كه مؤمن توجه داشته باشد كه وی تصاویر را احترام نمی‌كند بلكه صاحب تصاویر را ارج می‌نهد. نزاع هنگامی فرو نشست كه امپراتور تئودورا در سال 842 میلادی لزوم احترام مناسب نسبت به شمایلها را در سراسر امپراتوری بیزانس اعلام كرد. در غرب جهان مسیحیت چنین مشكلی پیش نیامد و تا عصر "اصلاح دینی" این تصاویر مورد احترام بودند.

 

سالها بعد بر سر قضیه ماهیت الهی تصاویر و شمائل عیسی مسیح، دوباره بین شرق و غرب اختلاف پیش آورد و باعث جدایی كلیسای قسطنطنیه و رم و در نهایت پیدایش كلیسای ارتدوكس شد، از جمله اختلافات این بود كه كلیسای رم می‌گفت كسانی كه كلیساها را رهبری و سرپرستی می‌كنند اسقفان جهان هستند كه با هم در جسم واحدی تحت رهبری پاپ عمل می‌كنند؛ اما به نظر كلیسای قسطنطنیه پنج مركز برای مسیحیت وجود دارد كه از نظر اعتبار و اقتدار برابر هستند. این پنج مركز عبارتند از اورشلیم، انطاكیه، رم، اسكندریه و قسطنطنیه. آخرین جدایی میان كلیسای رم و قسطنطنیه در سال 1054 میلادی پیش آمد. سقوط قسطنطنیه بوسیلهء عثمانیها باعث شد که مرکزیت این کلیسا از هم بپاشد.

 

عده ای به خاطر اشتراکات زیاد اصول کلیساهای حواری ارمنی و نستوری آشوری با اصول کلیسای ارتودکس ، این دو کلیسا را در زمرهء کلیساهای ارتودکس می دانند ولی رسم بر این است دو کلیسای فوق به صورت جداگانه بررسی شود و منظور از کلیساهای ارتودکس در ایران عمدتاً کلیسای ارتودکس یونانی و کلیسای ارتودکس روسی می باشند.

 

1. کلیسای حضرت مریم

تاریخ بنا 1941

توضیحات: این کلیسا متعلق به یونانیان است

پله های کلیسا و نیم ستون های آن ، مجسم کنندهء معبد پارتنون آتن است.

این کلیسا کشیش دائمی ندارد و در اعیاد مذهبی ، کشیشی از یونان به ایران می آید.

تمامی خارجیانی که از این کلیسا دیدن کرده اند از وجود چنین کلیسایی به این زیبایی شگفت زده شده اند


2. کلیسای نیکلاس مقدس

تاریخ بنا 1945

ابعاد: طول 13 و عرض 75/18-75/5 متر

وجه تسمیه منظور از نیکلای مقدس ، " نیکلای دوم" آخرین تزار روسیه است که او و خانواده اش به دست بلشویک ها کشته شدند . کلیسای ارتودکس روسیه او را جزء قدیسین خود آورده و به او لقب « نیکلای قدیس رنج کشیده» داد.

توضیحات: این کلیسا متعلق به روسهاست.

این کلیسا به آسانی به خاطر شباهت زیاد معماری آن با معماری سبک کلیساهای روسی ، قابل شناسایی است.


3. نمازخانه روسها

ابعاد : طول 13 و عرض 60/6 متر

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:42 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نهضت پروتستان و ایران

 

واژة پروتستان یك واژة فرانسوی است كه به زبان لاتین به‌ معنای‌ معترض‌ است‌. كلیسای‌ پروتستان‌ به‌ جهت‌ اعتراض‌ به‌ عملكرد نادرست و تبعیض آمیز‌ كلیساهای‌ كاتولیك به‌ وجود آمد.‌ خاستگاه این نهضت كشور آلمان است كه در قرن (16 میلادی) در پی اعتراض مارتین لوتر (1482 ـ 1549 میلادی) به وقوع پیوست.

 

توماس‌ میشل‌ كه‌ یک كشیش‌ مسیحی‌ معاصر است‌ در این‌ باره‌ می‌نویسد: "در حالی‌ كه‌ بسیاری‌ از كارگزاران‌ كلیسا مردم‌ را به‌ اصلاح‌ دین‌ فرا می‌خواندند، جریان‌ بخشش‌نامه‌ها مانند توپ‌ صدا كرد، و ایجاد شكاف‌ در كلیسای‌ غربی‌ (کاتولیک) را قطعی‌ نمود. در این‌ هنگام‌ مارتین‌ لوتر قیام‌ كرد، مارتین لوتر فرمانروایان آلمان را تشویق می‌كرد كه سلطه پاپ را مردود بشمارند و مردم را به پذیرش اصلاح انجیلی او مجبور سازند.

 

موارد اعتراضی منجر به ایجاد نهضت پروتستان، از این قرار بود:‌ تفتیش عقاید - خرید و فروش‌ گناه‌ - خرید و فروش بهشت‌ - خرید و فروش عفونامه‌های‌ پدران‌ روحانی‌ - عدم ترجمه کتاب مقدس به زبان ملی و محلی را می توان نام برد و همچنین یکی از موارد بسیار مهم در ایجاد انقلاب مذهبی پروتستان این بود که، عدم دسترسی عموم مردم به کتاب مقدس به خاطر این که فقط کشیشان و ثروتمندان حق دسترسی داشتند و اگر در دست یک فرد عادی کتاب مقدس می دیدند وی را بلافاصله می سوزاندند یا اعدام می نمودند.

 

هنگامی که مارتین لوتر انجیل عهد عتیق را می‌خواند با واژه‌ای مواجه شد و در ترجمه‌ای که از انجیل ارائه می‌داد آن را وظیفه یا تکلیف معنا کرد. وی به عنوان یکی از اصلاح‌گران مسیحیت مفهوم وظیفه را وسعت بخشید و تأکید کرد که پارسایی راهبانه نه تنها شیوه‌ی زندگی مورد قبول خداوند نیست بلکه انسان باید وظیفه‌ای که بر عهده‌اش گذاشته شده را به خوبی انجام دهد. لوتر معتقد بود پارسایی راهبانه و نفی وظایف دنیوی نتیجه‌ی خودخواهی است و کناره‌گیری از تعهدات دنیوی، کوتاهی است.

 

در قرن شانزدهم، یعنی در قرنی که نهضت پروتستان آغاز شد، کلیساهای لوتری، پرزبیتری، انگلیکن، متودیست و باپتیست به وجود آمد که آنها را کلیساهای تاریخی می‌نامند. پیروان پروتستان در كشورهای اروپای شمالی یعنی آلمان، نروژ، سوئد، اطریش، دانمارك، فنلاند و ایالات متحده آمریکا گسترش یافته است.

 

كلیساهای‌ پروتستان‌ در قرن‌ نوزدهم‌ با ورود هیئت‌ میسیونری‌ از انگلیس‌ و آمریكا به‌ ایران‌، ابتدا تمرکزش بر روی مسیحیان سنتی، یهودیان و زرتشتیان ایرانی بود و بیشترین‌ تلاش‌ آنها، صرف‌ تغییر مذهب‌ این‌ جوامع‌ می‌شد. این‌ میسیونرها توانستند با فعالیت‌های‌ گسترده‌، چندین‌ شاخة‌ پروتستانی‌ در ایران‌ ایجاد نمایند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:37 ب.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 24

>