تبلیغات
گذرگاه - مطالب معرفی انواع فرقه های مسیحی
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

عوامل انشعاب در مسیحیت

 

الف - عوامل اجتماعی‌ انشعاب :

اثر نوع نگرش و تفکرات، همچنین قدرت سیاسی و مذهبی‌ مسلمانان،‌ مسیحیت را به شدت تحت تاثیر خود قرار داد، بدین ترتیب کلیسا برای‌ جلوگیری‌ از خطر نفوذ اسلام‌ به‌ سرزمینهای مسیحی دچار اختلاف عقیده گشت و کلیسا مصمم گشت که دست به اصلاحات مذهبی، سیاسی و اجتماعی بزند تا ملت ناراضی و نا امید از مسیحیت را که به سمت اسلام متمایل شده بودند یا به شدت نسبت به اسلام خشمگین بودند و کلیسا را مورد انتقاد خود قرار می دادند به مسیحیت و حفظ جامعه مسیحی تشویق و ترغیب کند، که در همین اثنا بر اثر فشار روانی حاکم بر جامعه مسیحی از فتوحات مسلمانان و ظلم کلیسا به اقشار متوسط و ضعیف جامعه مسیحی بسیاری از دانشمندان، فلاسفه، الهیدانان، بازرگانان، ثروتمندان و افراد با نفوذ در بین عوام را بشدت ناراضی و منتقد ساخت که همین امر باعث انشعاب در تفکرات سیاسی و مذهبی در جامعه مسیحی گشت که به ترتیب سه شاخه بزرگ در مسیحت به نام کاتولیک ، ارتدوکس و پروتستان ایجاد شد.

 

ب - عوامل‌ سیاسی‌ انشعاب :

امپراتور قیصر ملاحظه‌ نمود كه‌ اسلامیان‌ و حتی‌ بعضی‌ از خود مسیحیان‌ كلیسا را در معرض‌ انتقاد قرار داده‌اند و احترام‌ به‌ حد پرستش‌ را كه‌ نسبت‌ به‌ تصاویر و تماثیل‌ مقدس‌ در نمازخانه‌ها معمول‌ می‌شود، نوعی‌ از بت‌ پرستی‌ می‌شمارند. از این‌ رو در سال‌ 726 میلادی‌ فرمانی‌ صادر كرد و نصب‌ تصاویر را در كلیساها قدغن‌ نمودند، این‌ عمل‌ واكنش‌ شدیدی‌ هم‌ در مشرق‌ و هم‌ در مغرب‌ به‌ وجود آورد. در مشرق‌ امپراتور با نیروی‌ نظامی‌ فرمان‌ خود را اجرا كرد، ولی‌ در غرب، در شهر رم‌ به‌ واسطة‌ بعد مسافت‌ از اجرا و حكم‌ قیصر سرباز زدند و پاپ‌ جلسة‌ شورای‌ مذهبی‌ تشكیل‌ داد و فتوایی‌ صادر كرد كه‌ هر كسی‌ به‌ صورت‌ و تمثالها بی احترامی کند و یا سعی در برچیدن آنها از کلیساها نماید از جرگة‌ اهل‌ ایمان‌ خارج‌ است‌ و در حقیقت‌ پاپ، قیصر را تكفیر كرد. امپراتور در برابر این‌ عمل‌ برای‌ تنبیه‌ پاپ‌ ناحیة‌ سیسیل‌ در جنوب‌ ایتالیا را از حوزة‌ حكومت‌ پاپ‌ خارج‌ ساخت‌ و تحت‌ امر بترك‌ یونان‌ قرارداد. شمال‌ ایتالیا در آن‌ وقت‌ به‌ تصرف‌ قبایل‌ "لومبارد" درآمده‌ بود و آنها تدارک‌ حمله‌ و فتح‌ شهر رم‌ را می‌دیدند. از این‌ رو پاپ‌ وضع‌ مشكل‌ و خطرناكی‌ پیدا كرد و ناگزیر از شارل‌ مارتر كه‌ در فرانسه‌ لشكر اسلام‌ را شكست‌ داده‌ و شهرت‌ و قدرتی‌ عظیم‌ پیدا كرده‌ بود کمک خواست، شارل‌ مارتر كه‌ نسبت‌ به‌ كلیسا نهایت‌ احترام‌ را رعایت‌ می‌كرد، اول‌ سال‌ 800 میلادی به‌ رم‌ آمد و در روز عید میلاد مسیح‌، پاپ‌ لئوسوم‌ تاج‌ امپراتوری‌ را بر سر او نهاده‌ و او را امپراتور مقدس‌ اعلام‌ نمود. این‌ واقعه‌ در حقیقت‌ آغاز انشعاب سیاسی در‌ مسیحیت‌ بود، و چند سال‌ بعد از آن‌ امپراتور روم‌ شرقی‌ با مرکزیت قسطنطنیه‌ ملقب‌ به‌ لئو پنجم‌ این‌ لقب‌ "مقدس‌" را برای‌ شارلمانی‌ به رسمیت شناخت‌ و از آن‌ زمان‌ رسماً امپراتوری‌ روم‌ و کلیسا، به‌ دو قسمت‌ شرقی‌ و غربی‌ منقسم‌ گردید.

 

ج - عوامل مذهبی انشعاب :

در سال‌ 589 میلادی‌ شورایی‌ از روحانیون برجسته و الهیدانان و اسقفان كلیسا در اسپانیا تشكیل‌ گردید در این اعتقادنامه آموزه‌های تثلیث و تجسد مطرح می‌شود و بیان می‌دارد كه كسانی كه به این آموزه‌ها اعتقاد ندارند محكوم به لعن و نفرین خواهند بود. این اعتقادنامه تا این اواخر فقط در كلیساهای مسیحی غرب به كار برده می‌شد. متن‌ این‌ اعتقاد نامة‌ به نام اعتقادنامه آتاناسیوسی‌ معروف است و در این اعتقادنامه كلمة‌ "فیلیوك‌"؛ یعنی‌ ابن‌ گنجانیده و اضافه‌ گردید‌. برخی از شرکت کنندگان بر این‌ عمل‌ اعتراض‌ كردند و گفتند: الحاق‌ این‌ كلمه‌ به‌ معنای‌ نفی‌ مصدریت‌ مطلق‌ از ذات‌ خداوند‌ است‌ و در حقیت‌ انكار قدرت‌ كامل‌ الهی‌ می‌باشد، ولی‌ پیشوایان‌ روحانی كلیسای‌ غرب‌ بر گنجانیدن کلمه "فیلیوك‌" همچنان‌ ایستادگی‌ نمودند. این‌ كشمكش‌ كلامی‌ چندین‌ قرن‌ بین‌ دو كلیسای کاتولیک و ارتدکس معركه‌ و جدالی‌ شدید بر پا ساخت‌ تا آن‌ كه‌ عاقبت‌ در سال‌ 876 شورایی‌ از روحانیان‌ در شهر قسطنطنیه‌ تشكیل‌ شد، و پاپ‌ را به‌ دو دلیل‌، یكی‌ فعالیت‌ سیاسی‌ و دیگر علاقه‌مندی‌ به‌ اصل‌ فیلیوك‌، محكوم‌ به‌ خطا ساخت‌. این‌ فتوا در واقع‌ حق‌ حكومت‌ مطلق‌ بر كلیسا را از پاپ‌ صلب‌ كرد.

 

بالاخره‌ جدایی‌ و انشعاب‌ نهایی و‌ قطعی‌ بین‌ دو كلیسای غرب و شرق در سال‌ 1054 میلادی‌ به‌ وقوع‌ پیوست‌. در آن‌ سال‌ پاپ‌ روم‌ بترك‌ قسطنطنیه‌ را تكفیر كرد. بترك‌ نیز پاپ‌ را ملحد و کافر‌ دانست‌ و از آن‌ سال،‌ دو شاخة‌ كلیسای‌ كاتولیك‌ و ارتدوكس‌ هر یك‌ راه‌ دیگری‌ را برای‌ خود پیش‌ گرفتند و استقلال‌ یافتند.

 

در محدوده ی زمانی قرون 16 تا 20 مسیحیان ارتدكس در هر منطقه ای كلیسای مستقلی را بطریق (اسقفی) و با رهبری مستقلی ایجاد كردند كه تقریباً تعداد آنها به 15 رسید.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:31 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تفاوت‌ بین‌ ارتدوكس ها‌ و كاتولیك‌ها در 15 بند

 

1- ارتدوكس ها معتقدند‌ روح‌ القدس‌ ناشی‌ از پدر است‌، اما كاتولیك‌ها معتقدند ناشی‌ از پسر است.

2- كاتولیك‌ها به برزخ‌ و دریافت نجات و عدم از دست دادن نجات و عدم‌ امكان‌ اشتباه‌ و گمراهی و اجرای شریعت برحسب سنت معتقدند، اعتقاد به برزخ از جمله اعتقادات كلیسای كاتولیك است كه در كتاب دوم مكابیان عباراتی در تأیید برزخ وارد شده كه جزء اپوكریفاست. كه در نزد كاتولیكها قابل قبول است، ولی‌ ارتدوكس‌ها برزخ را قبول‌ ندارند و عدم اشتباه و دریافت نجات کامل را قبول ندارند و می گویند به واسطه اجرای احکام عیسی مسیح می توانیم نجات و فیض خود را حفظ نماییم و نجات هدیه ای است که اگر در حفظ آن به واسطه اجرای شریعت نکوشیم این هدیه را از دست خواهیم داد و به شریعت با دید یک سنت نگاه نمی کنند بلکه به شریعت با دید تکمیل کننده و حفظ کننده نجات نگاه می کنند ولی در کاتولیکها سعادت ابدی با دو شرط حاصل می شود: فیض خدا و اعمال نیك

3- کشیشان ارتدوكس‌ ازدواج‌ را بر خود حرام‌ نمی‌دانند ولی اسقفان ارتدوکس از ازدواج منع شده اند، همچنین‌ کشیشان و اسقفان و کاردینالها و حتی پاپ در آیین كاتولیك‌، ازدواج را بر خود حرام‌ می‌دانند.

4- زبان‌ مقدس‌ نزد ارتدوكس‌ها زبان‌ یونانی‌ است‌ و مراسم‌ عبادی‌ را به‌ این‌ زبان‌ به‌ جا می‌آورند ولی‌ زبان‌ مقدس‌ نزد كاتولیك‌ها زبان‌ لاتین است و ‌ و مراسم‌ عبادی‌ خود را به‌ زبان لاتین برگزار می کنند.

5- روحانی مرجع در‌ ارتدوكس‌ را بطریق یا خلیفه‌ یا پاتریاک می نامند، ولی‌ روحانی مرجع در‌ كاتولیك ها را پاپ‌ می نامند.

6- شكل‌ بیشتر كلیساهای‌ ارتدوكس‌ چهار گوش‌ است‌، و در دو سطح‌ بالا، و پست قرار دارد که قسمت‌ مرتفع‌ آن‌ محل‌ اولیای‌ دین‌ و به‌ منزلة‌ آسمان‌ و قسمت‌ پایین‌ محل‌ اجتماع‌ پیروان‌ و به‌ منزلة‌ زمین‌ است‌، ولی‌ در كلیساهای‌ كاتولیك‌ این‌ ویژگی‌ وجود ندارد.

7- در كلیساهای‌ ارتدوكس‌ پدرآسمانی و عیسی مسیح‌ و روح القدس را مقدس می دانند، مریم باکره همچون پدر و عیسی مسیح و روح القدس پرستش نمی گردد ولی او را به عنوان قدیسه اعظم قبول دارند و به نام او دعا و تسبیح خوانده می شود، در كلیساهای‌ كاتولیك‌، پدرآسمانی و عیسی مسیح‌ و روح القدس و مریم‌ را مقدس می دانند و دعاهای خاصی که منتسب به مریم مقدس یا مادر خداوند است را همراه با تسبیح می خوانند.

كلیساى كاتولیك براى مسئله «عصمت مریم» و «بكارت مریم تا پایان عمر» اهمیت ویژه اى قائل اند، به طوری كه در دومین شورای قسطنطنیه (553 م) آموزة بكارتِ همیشگی مریم یك آموزة رسمی كلیسای كاتولیك شناخته شد. به این ترتیب كه مریم تا پایان عمر خویش باكره بود. گرچه كاتولیكها عباراتی از كتاب مقدس را كه شامل معرفی برادران و خواهران عیسی مسیح است. آنها را به خویشاوندان وی تأویل میكنند. در حالى كه ارتدكسها چنین اعتقادى ندارند.

8- کاتولیکها مریم را هم چون عیسى مسیح، مبرا از گناه اولیه مى دانند، در حالى كه ارتدكسها آنرا ویژگى منحصر به عیسى مسیح مى دانند.

9- در کلیساهای ارتدوکس بر روی دیوارها بیشتر نقش قدیسیان‌ نقش‌ بسته‌ است‌ و نزد معتقدین به آیین ارتدوکس مقدسند، تصاویر کلیسایی در کلیساهای ارتدوکس شکل هندسی دارد. همچنین در کلیساهای ارتدوکس پیکره یا مجسمه جایی ندارد و آن را بت پرستی و کفر می دانند، ولی در کلیساهای کاتولیک بر روی دیوارها بیشتر تصاویر عیسی مسیح و رسولان و فرشتگان است و تصاویر شکل اسطوره ای و آسمانی دارند، کلیساهای کاتولیک مملو از پیکره های تراشیده سنگی، چوبی و گچی می باشد، کاتولیک ها برای قدیسین خود احترام و ارزش بسیاری قائلند ولی نقش و پیکره ای از آنها نمی سازند و فقط در دفتر مخصوصی نام آنها و خدمات کلی آنها را درج می نمایند و به آنها لقب قدیس یا قدیسه می دهند. ولی ارتدوکسها از قدیسین خود تمثیل ها و نقاشی های زیادی می سازند و به آنها دعا می کنند.

10- ارتدوكسها به عصمت پاپ اعتقاد ندارند و معتقدند كلیسای جامع یعنی مجموعة مؤمنان مسیحی مصون از خطا، به این معنا كه روحالقدس، جامعه مسیحیت را از انحرافات محافظت میكند، لذا این مصونیت دیگر شامل افراد خاص نمی شود. ولی كاتولیكها پاپ را معصوم و مبراء از گناه میدانند و معتقدند كه مسیح، پطرس را بر كلیة كلیسای مسیحیت رهبر قرار داده و كلید ملكوت آسمان را به وی سپرده است وی نیز پاپ را تا ابد جانشین و وصی خود قرار داده است.

11- ارتدکسها معتقدند كه فدیه تنها از مرگ مسیح به وجود نیامده بلكه به خاطر رستاخیز مسیح هم میباشد ولی کاتولیکها معتقدند که فدیه تنها از مرگ مسیح به واسطه صلیب به وجود آمده.

12- منابع و مآخذ اصول اعتقادی كاتولیكها عبارتست از (كتاب مقدس، تعلیمات رسمی كلیسا، سنّت) كه سنّت شامل مجموعة شعایر و اصول اعتقادی كه از حواریون به دست آمده است میباشد ولی منابع و مآخذ ارتدوکسها (سنت و کتاب مقدس) می باشد.

13- كاتولیكها در غسل تعمید آب را به سر میپاشند ولی ارتدکسها در این مراسم سر و بدن را سه مرتبه در آب فرو میبرند.

14- در اجرای عشای ربانی در كلیسای شرق (ارتدکسها) از نان ورآمده (فطیر) استفاده میكنند ولی كاتولیكها از قرصهای کوچک نان که شبیه به پولک نازک است استفاده می کنند. كاتولیكها معتقدند، نان و شراب حقیقتاً، واقعاً به خون و گوشت مسیح مبدل می شود ولی ارتدوکسها نان و شراب را نمادی از خون و بدن عیسی مسیح می دانند.

15- كاتولیكها معتقدند كه شعائر دینی (تعمید، تأیید، توبه، عشای ربانی، تدهین بیمار و ازدواج...) را باید اسقف اداره نماید. ولی در ارتدکسها هم اسقف و هم کشیش می تواند این کارها را انجام دهد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:28 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نامه معشوقه‌های پنهانی ۲۶ کشیش به پاپ فرانسیس

 

بیست و شش زن که همگی با مردان کلیسا یا به زبانی دیگر، کشیش‌ها، رابطه‌ی عاشقانه‌ی مخفیانه دارند، در نامه‌ای به پاپ خواستار لغو قانون تجرد در کلیسای کاتولیک شده‌اند.

 

یک گروه از زنان ایتالیایی در اقدامی بی‌سابقه طی نامه‌ای سرگشاده به پاپ از "درد بزرگ" و "رنجی" که روحشان می‌کشد نوشته‌اند. سخن از رنجی است که این ۲۶ زن ایتالیایی که همگی روابط عاشقانه مخفیانه با کشیش‌های کاتولیک دارند، متحمل می‌شوند.

 

در این نامه که روزنامه ایتالیایی "لا استامپا" منتشر کرده، آمده است: «پاپ فرانسیسکوی عزیز، ما گروهی از زنان ایتالیایی از سراسر این کشور و (حتی فرای مرزها) هستیم که این نامه را برای شما می‌نویسیم تا دیوار سکوت و بی‌تفاوتی را که ما هر روز با آن روبرو هستیم در هم شکنیم. هر کدام از ما یا در یک رابطه عاشقانه با یک کشیش بوده یا هنوز در این رابطه به سر می‌برد.»

 

این ۲۶ زن در ادامه می‌نویسند: « ما عاشق این مردان‌هستیم و آن‌ها هم عاشق ما هستند.» مردانی که گزینه‌ی چندانی برای انتخاب ندارند؛ یا باید از مقام کشیشی دست بکشند یا به عشق مخفیانه ادامه دهند.

 

زنانی که با کشیش‌های کلیسای کاتولیک روابط عاشقانه دارند با این نامه‌ی سرگشاده از پاپ می‌خواهند که به قانون تجرد در کلیسای کاتولیک خاتمه دهد. این زنان از یک سو بر رنج و مشقتی که روابط مخفیانه برای آن‌ها با خود به همراه دارد اشاره می‌کنند و از سوی دیگر از مزیتی که به رسمیت شناختن این روابط برای کلیسای کاتولیک به ارمغان می‌آورد، سخن می‌گویند.

 

به نوشته‌ی این "عشاق مخفیانه" یک کشیش که به دلیل زندگی مشترک با یک زن مجبور به چشم‌پوشی از رسالت‌اش نیست و از حمایت زن و فرزندانش برخوردار است، بهتر می‌تواند به "مسیح و به کلیسا‌" خدمت کند. این زنان می‌نویسند که به غیر از آن‌ها کلیسا هم از تغییر قانون تجرد سود خواهد برد.

 

پاپ هم روزی عاشق بود

سایت آلمانی زبان اشپیگل با اشاره به آزادی ازدواج کشیش‌ها در یونان، روسیه و اکراین، می‌نویسد: «خواست این زنان چندان نامعقول نیست. تجرد کشیش‌ها ظاهرا از یک سو برای پاپ یک اصل فقهی نیست و از سوی دیگر پاپ فرانسیسکو در مصاحبه‌ای که در زمان کاردینالی از او منتشر شده، اقرار کرده که خود زمانی به شدت عاشق بوده است.»

 

پاپ در این مصاحبه که چند سال پیش انجام شده، از قانون تجرد کشیش‌ها به عنوان یک تفسیر فرهنگی یاد کرده که کلیسا ده‌ها قرن با آن تجربه‌ی مثبت داشته است. او در همان مصاحبه موافقت خود را با نگهداشت این اصل "در حال حاضر" اعلام کرده است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:24 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

اعلامیه 95 ماده ای مارتین لوتر

 

ترجمه بر گرفته از متن انگلیسى این اعلامیه در كتاب "Martin Luther, Selection from His Writings"

بعد از پیروزی تقریبی نهضت پروتستان به رهبری مارتین لوتر، وی در سال‌ 1517 اعلامیه‌ای‌ مشتمل‌ بر 95 مادة‌ پیشنهادی‌ انتشار داد. برخی‌ از پیشنهادهای‌ او از نظر ایمان‌ كاتولیك‌ مردود و غیر قابل‌ قبول‌ بود، ولی‌ چیزهای‌ تازه‌ای‌ نیز میان‌ آنها وجود داشت‌.

1. هنگامى كه خداوند و استاد ما، عیسى مسیح، دستور داد كه «توبه كنید» در پى آن بود كه سراسر زندگى مؤمنان مالامال از توبه شود.

2. برداشت شایسته از این سخن این نیست كه منظور وى اشاره به آیین توبه باشد، به معناى اعتراف و رضایتمندى آن گونه كه كشیش آن را برگزار مى كند.

3. با این حال، معناى آن به توبه قلبى نیز محدود نیست، زیرا چنان توبه هایى پوچ و بى حاصل است، مگر آن كه نشانه هایى بیرونى از ریاضت هاى مختلف جسم را به همراه داشته باشد.

4. تا زمانى كه بیزارى از خود ادامه دارد، (به معناى توبه حقیقى درونى) مجازات گناه نیز ادامه دارد، به دیگر سخن تا زمانى كه به ملكوت آسمان ها وارد شویم.

5. پاپ نه قدرت و نه اراده آن را دارد كه مجازاتى را عفو كند، مگر مجازات هایى كه خودش با صواب دید خود یا بر حسب قانون كلیسایى وضع كرده است.

6. خود پاپ نمى تواند از گناه بگذرد. او تنها مى تواند اعلام و تایید كند كه خدا آنها را بخشوده است یا حداكثر این كه گناهانى را ببخشاید كه با صواب دید خودش وضع كرده است. به جز این موارد، گناه دست نخورده باقى مى ماند.

7. در عین حال، خدا گناه هیچ كس را بدون تسلیمِ فروتنانه نزد كشیش، كه نماینده اوست، نمى بخشاید.

8. قوانین مربوط به توبه تنها در مورد كسانى صدق مى كند كه هنوز زنده اند و مطابق خود قوانین، هیچ یك از آنها در مورد مردگان صدق نمى كند.

9. به همین سان، روح القدس با عمل كردن در شخص پاپ، فیض را براى ما ظاهر مى كند; با در نظرگرفتن این حقیقت كه مقررات پاپى هیچ گاه نمى تواند در مورد مرگ یا در موارد دشوار انطباق یابد.

10. این اقدامى خطا و از سر جهالت است كه كشیشان مجازات هاى قانونى را به مردگان در برزخ نیز تعمیم مى دهند.

11. هنگامى كه مجازات هاى قانونى، تغییریافته و قابل انطباق بر برزخ باشد، مطمئناً به نظر مى رسد كه بذر (گیاه ماشك) به هنگام خواب كشیشان كاشته شده است.

12. مجازات هاى قانونى در مورد روزهاى گذشته تعیین مى شود نه در مورد روزهاى آینده.

13. مرگ بر همه مدعیات كلیسا نقطه پایانى مى نهد. حتى اگر افراد در شرف مرگ باشند، برحسب قانون كلیسا مرده به شمار مى آیند.

14. نقصان در پارسایى یا عشق، در شخصِ در حال مرگ لزوماً با ترسى عظیم توأم است و ترس بیشتر در جایى است كه پارسایى یا عشق در كمترین حدّ خود است.

15. چنین بیم و هراسى به خودى خود براى پدید آوردن درد برزخ كافى است، صرف نظر از هر چیز دیگرى كه گفته شده باشد; زیرا بسیار زود به وحشت نومیدى نزدیك مى شود.

16. به نظر مى رسد كه اینها وجوه تفاوت مشابهى براى فرق نهادن میان دوزخ، برزخ، و بهشت و نیز میان نومیدى، نامطمئنى و اعتماد باشد.

17.در واقع، باید از آلام ارواح در برزخ كاست و به همین میزان به خیر و ثواب افزود.

18. افزون بر این، بنا به هیچ یك از مبانى عقل یا كتاب مقدس نمى توان اثبات كرد كه این ارواح از جایگاه شایستگى (براى نجات) بیرون یا از رشد در فیض ناتوانند.

19. به نظر نمى رسد كه بتوان اثبات كرد كه همیشه آنها از رستگارى مطمئن و دلگرمند، حتى اگر خود ما بسیار بدان مطمئن باشیم.

20. از این رو، پاپ هنگامى كه از بخشودن تمامى گناهان سخن به میان مى آورد، منظورش «همه» به معناى واقعى كلمه نیست، بلكه تنها چیزهایى است كه خودش وضع كرده است.

21. از این رو، تمامى كسانى كه به هنگام موعظه در باره آمرزش نامه ها مى گویند كه آدمى مى تواند به وسیله آمرزش نامه هاى پاپ از هر مجازاتى تبرئه شده و نجات یابد، در خطا هستند.

22. در واقع، او نمى تواند از روح هاى در برزخ مجازات هایى را ببخشاید كه بنا به قانون كلیسا در زندگى كنونى باید بدان مبتلا باشند.

23. اگر بخشودگى كامل را بتوان به كسى اعطا كرد، این در مورد كامل ترین افراد صدق خواهد كرد، یعنى عده اى بسیار اندك.

24. در نتیجه، باید چنین باشد كه بخش عمده اى از مردم فریفته وعده بى حساب و كتاب و پر سر و صداى رهایى از مجازات شده اند.

25. همین قدرتى كه پاپ به طور كلى در مورد برزخ اعمال مى كند، هر یك از اسقفان در قلمروى اسقفى و كشیشان در قلمروى كشیشى مى توانند اعمال كنند.

26. پاپ هنگامى كه ارواح برزخى را با شفاعتى كه از آنان به عمل مى آورد، نه به وسیله قدرت كلیدها (كه نمى تواند بر آنان اعمال كند) مى بخشاید، كار شایسته اى انجام مى دهد.

27. براى این موعظه كه به محض این كه صداى پول در صندوق به صدا درمى آید، روح از برزخ پرواز مى كند، هیچ مبناى الوهى وجود ندارد.

28. بدون شك امكان دارد كه هنگامى كه صداى پول در صندوق به صدا در مى آید، حرص و آز افزایش یابد، اما هنگامى كه كلیسا شفاعت مى كند، همه چیز به اراده خدا بستگى دارد.

29. با در نظر گرفتن آنچه درباره قدیس سورینوس Severinus و قدیس پاسكال گفته شده، چه كسى اطلاع دارد كه همه ارواح در برزخ خواهان رهایى اند؟

30. هیچ كس از واقعیت ندامت خود مطمئن نیست چه رسد به این كه از دریافت آمرزش تمام و كمال آسوده خاطر باشد.

31. كسى كه آمرزش نامه ها را با حسن نیت (bona fide)مى خرد، به همان اندازه اندك است كه كسانى كه واقعاً پشیمان و توبه كارند; به عبارت دیگر بسیار اندك اند.

32. همه كسانى كه گمان مى كنند كه از نجات خود به وسیله نامه هاى آمرزش نامه آسوده خاطرند، براى همیشه مطرودند و به سرنوشت معلمان خود گرفتار خواهند آمد.

33. ما باید احتیاط بیشترى در برابر كسانى داشته باشیم كه معتقدند كه آمرزش نامه هاى پاپى هدیه اى آسمانى و بسیار ارزشمند است.

34. زیرا فیض انتقال یافته به وسیله این آمرزش نامه ها صرفاً با مجازات هاى «توبه» آیینى ارتباط دارد كه به وسیله آدمى وضع شده است.

35. این با تعالیم مسیحى سازگار نیست كه موعظه و تعلیم داده شود كه كسانى كه ارواح را در ازاى پول نجات مى دهند، یا مجوزهاى اعترافى را خریدارى مى كنند، دیگر نیازى به توبه از گناهان خود ندارند.

36. هر فرد مسیحى كه به راستى توبه كند، از موهبت بخشودگى كامل از مجازات و گناه برخوردار خواهد شد و این را به او بدون داشتن آمرزش نامه مى دهند.

37. هر فرد مسیحى، زنده یا مرده، در همه مزایاى مسیح و كلیسا شركت مى كند، و این مشاركت را خداوند به او بدون آمرزش نامه ها عطا مى كند.

38. با این حال، نباید بخشودگى و آمرزش پاپ را دست كم گرفت، زیرا همان گونه كه قبلا گفته شد،آنان آمرزش الهى را اعلام مى كنند.

39. حتى براى فرهیخته ترین الهیدانان بسیار دشوار است كه با مردم در باره مزایاى فراوان آمرزش نامه ها سخن به میان آورند، و در عین حال، در زمانى بعد از فضیلت توبه بگویند.

40. گناهكارى كه به راستى پشیمان شده، جویاى مجازات هاى گناهان خود است و عاشقانه تاوان مى دهد، در حالى كه كثرت آمرزش نامه ها وجدان افراد را تضعیف مى كند و چنان مى سازد كه از آمرزش نامه ها نفرت داشته باشند.

41. آمرزش نامه هاى پاپى تنها باید با احتیاط تعلیم داده شود تا مبادا مردم برداشتى نادرست به دست آورند و گمان كنند كه آنها بر سایر كارهاى خود ترجیح دارند كه از جمله آنها عشق است.

42. به مسیحیان باید یاد داد كه پاپ اصلا منظورش این نیست كه خرید آمرزش نامه قابل مقایسه با كارهاى برآمده از رحمت است.

43. به مسیحیان باید آموخت كه كسى كه به بینوایان كمك مى كند یا به افراد نیازمند قرض مى دهد، كارش بهتر از كار كسانى است كه مبادرت به خرید آمرزش نامه ها مى كنند.

44. این بدان سبب است كه عشق با كارهایى كه از سر عشق صورت گرفته رشد مى كند و آدمى فرد بهترى مى شود، در حالى كه با آمرزش نامه ها نه تنها فرد بهترى نمى شود بلكه از مجازات هاى خاصى مى گریزد.

45. به مسیحیان باید آموخت كه آن كس كه نیازمندى را مى بیند اما (با بى اعتنایى) از او مى گذرد، او براى آمرزش نامه پول مى دهد اما از بخشودگى پاپ سودى نمى برد بلكه تنها خداوند را به غضب مى آورد.

46. به مسیحیان باید آموخت كه آنها موظفند كه در حد ضروریات زندگى پیش خود نگهدارند و نباید به هیچ وجه آن را براى گرفتن آمرزش نامه به باد دهند مگر آن كه بیش از حد نیاز داشته باشند.

47. به مسیحیان باید آموخت كه آنها آمرزش نامه ها را داوطلبانه مى خرند و هیچ الزامى به انجام این كار ندارند.

48. به مسیحیان باید آموخت كه در اعطاى آمرزشنامه ها، پاپ نیازى بیشتر و اشتیاقى افزون تر به دعاى آنان براى خودش دارد تا پول هاى گردآورى شده.

49. به مسیحیان باید آموخت كه آمرزش نامه تنها زمانى مفید است كه آدمى به آن تكیه نكرده باشد. از این بالاتر این كه اگر پرواى از خداى را به خاطر آنها از دست دهد بسیار زیان بارتر است.

50. به مسیحیان باید آموخت كه اگر پاپ اخاذى ها و باجگیرى هاى واعظان آمرزش نامه ها را مى دانست، ترجیح مى داد كه كلیساى سَنْت پیتر به تلى از خاك تبدیل مى شد تا این كه با پوست، گوشت و استخوان رمه هایش برپا شود.

51. به مسیحیان باید آموخت كه پاپ شاید مایل باشد كه، چنان كه در وقت ضرورت باید این گونه باشد، كلیساى سنت پیتر را بفروشد و آن را به علاوه پول هاى خودش به بسیارى از آن كسان بدهد كه تاجرانِ مغفرت به اصرار از آنان پول ستاندند.

52. تكیه كردن بر آمرزش نامه ها براى دست یافتن به نجـات كار بیهوده و عبثى است، حتى اگر مباشران یا در واقع خود پاپ براى تضمین اعتبار آنها، روح خودش را گرو نهد.

53. كسانى دشمن مسیح و پاپ اند كه اجازه نمى دهند كه كلام خدا در بعضى از كلیساها موعظه شود و هدف آنها این است كه آمرزش نامه ها در كلیساهاى دیگر فروخته شود.

54. كلام خدا آسیب خواهد دید، اگر در یك موعظه زمانى مساوى یا بیشتر به آمرزش نامه ها اختصاص یابد تا به كلام خدا.

55. پاپ نمى تواند این نظر را نادیده بگیرد كه اگر آمرزش نامه ها (كه موضوع كوچكى است) با یك زنگ جشن گرفته شود، یك نمایش یا یك مراسم، بشارت (موضوعى بسیار بزرگ تر) به همراه صد زنگ، صد مشایعت و صد مراسم موعظه شود.

56. خزائن كلیسا كه پاپ آمرزشنامه ها را از آن توزیع مى كند، در میان قوم مسیح به اندازه كافى سخن از آن به میان نیامده یا شناخته شده نیست.

57. این كه این خزائن موقتى و گذرا نیست، از این واقعیت روشن مى شود كه بسیارى از سوداگران آن را به رایگان نمى فروشند، بلكه تنها آن را گردآورى مى كنند.

58. آنان نه شایسته مسیح اند و نه قدیسان، زیرا افزون بر پاپ، این شایستگى ها همیشه فیض را به درون انسان انتقال مى دهد، و صلیب، مرگ و دوزخ را در بیرون انسان به یاد مى آورد.

59. قدیس لارنس St. Laurenceگفت كه تهیدستان ذخیره هاى كلیسا هستند، ولى وى این اصطلاح را در سنت عصر خود به كار برد.

60. ما به گونه اى نسنجیده نمى گوییم كه ذخیره هاى كلیسا، كلیدهاى كلیسایند و به وسیله شایستگى مسیح اعطا شده اند.

61. زیرا روشن است كه قدرت پاپ به خودى خود براى بخشودگى از مجازات و موارد ذخیره شده (به تعویق افتاده) كافى است.

62. ذخیره حقیقى كلیسا «انجیل مقدسِ» شكوه و فیض خداوند است.

63. به راستى مى توان این ذخیره را نفرت انگیزترین چیز دانست، زیرا مى تواند اولى را آخرى بسازد.

64. از سوى دیگر، ذخیره آمرزش نامه از همه چیز پذیرفتنى تر است، زیرا مى تواند آخرى را اولى سازد.

65. از این رو، ذخیره هاى بشارت تورهایى هستند كه در روزگاران گذشته آدم هاى پولدار را به دام مى انداخت.

66. ذخیره هاى آمرزش نامه ها تورهایى امروزى هستند كه براى به دام انداختن آدم هاى پولدار به كار مى روند.

67. آمرزش نامه ها كه سوداگران آنها را به عنوان بزرگ ترین لطف ها مى ستایند، در واقع ابزارهاى لطفى براى پول جمع كردنند.

68. با این حال، آنها را نباید با فیض خدا و ترحم نشان داده شده در صلیب مقایسه كرد.

69. اسقف ها و كشیشان موظفند كه اختیارات آمرزش نامه هاى پاپى را با احترام فراوان دریافت كنند.

70. با این حال، آنان مسئولیت بسیار بیشترى دارند كه دقیق تر بنگرند و به دقت وارد شوند، تا مبادا این مردان خیالات خود را به جاى آنچه كه پاپ مأمور بدان است، موعظه كنند.

71. بگذار آنكه منكر خاصیت رسولى آمرزش نامه هاست مطرود و ملعون بماند.

72. از سوى دیگر، بگذار آنكه خود را در برابر هرزگى و افسارگسیختگىِ كلمات سوداگران آمرزش نامه حفظ كرده، مشمول رحمت باشد.

73. به همین سان، پاپ به درستى آنان را كه به گونه اى بر ضد تجارت آمرزش نامه مى كوشند، طرد كند.

74. این بیشتر با دیدگاه هاى او موافق است كه كسانى را طرد كند كه از ملعبه آمرزش نامه ها براى توطئه كردن بر علیه عشق و راستى مقدس سوءاستفاده مى كنند.

75. این تصورى احمقانه است كه آمرزشنامه هاى پاپى از چنان قدرتى برخوردارند كه مى توانند آدمى را بیامرزند، حتى اگر مرتكب كار محالى شده و به مادر خدا تعدى كرده باشد.

76. ماسخنى به عكس مى گوییم واظهار مى كنیم كه آمرزش پاپ نمى تواند كوچك ترین و ناچیزترین گناه را ببخشاید، تا حدى كه احساس گناه آنان مورد توجه است.

77. هنگامى كه گفته مى شود كه حتى اگر در این زمان سنت پیتر نیز پاپ بود، نمى توانست فیض بیشترى اعطا كند، این بى احترامى به سنت پیتر و پاپ است.

78. ما به عكس اظهار مى داریم كه او و هر پاپ دیگر از فیض هاى بیشترى برخوردار است، به عبارت دیگر، بشارت، قدرت هاى معنوى، موهبت هاى شفا و غیره آنگونه كه در قرنتیان 12: 28 اعلام شده است.

79. این سخن كفر است كه نماد صلیب با بازوان پاپ با صلیبى كه مسیح بر بالاى آن جان داد ارزش یكسانى دارند.

80. اسقف ها، كشیشان و الهیدانان كه اجازه مى دهند كه وعده هایى از این دست به مردم داده شود بدون هیچ مانع و رادعى باید پاسخگوى آن باشند.

81. این موعظه بى حساب و كتاب درباره آمرزش نامه ها، افراد فرهیخته را در احترام به پاپ در برابر اتهامات نادرست یا دست كم از انتقادات سخت عوام دچار مشكل مى كند.

82. براى نمونه، آنان مى پرسند چرا پاپ به سبب عشق (به مقدس ترین چیز) و به سبب نیاز عالى روح هاى آنان، همه را از برزخ نجات نمى دهد؟ شاید به لحاظ اخلاقى این بهترینِ دلایل باشد. در عین حال، او روح هاى بیشمارى را براى پول كه فاسدشدنى ترین چیز است، بازخرید مى كند تا بدین وسیله كلیساى سنت پیتر را بسازد كه هدفى بسیار خُرد است.

83. مجدداً، چرا مراسم دفن و سالگرد براى مردگان همچنان از آن سخن به میان مى آید؟ چرا پاپ اعانه هاى خاص این اهداف را از نو پرداخت نمى كند یا اجازه نمى دهد كه از نو پرداخت شود زیرا خطاست كه براى آن ارواحى دعا شود كه هم اكنون رهایى یافته اند.

84. باز مى گویم، این نوع تازه اى از ترحم و دلسوزى از سوى خدا و پاپ است كه فردى بى تقوا كه دشمن خداست، اجازه مى یابد كه براى رهایى روح فردى پرهیزكار كه دوست خداست پول بپردازد، و این در حالى است كه روح آن فرد پرهیزكار و عشقورزیده شده به سبب عشق و تنها بدان دلیل كه نیاز به رهایى دارد، اجازه نمى یابد كه بدون پرداخت پول رهایى یابد.

85. باز مى گویم، چرا قوانین شرعى در باب ندامت، اگر نگوییم عملا، به مدتى طولانى مهجور و مرده باقى مانده است؟ چرا آنها امروزه براى تحمیل جریمه هایى مالى در قالب صدور آمرزش نامه مورد استفاده قرار گرفته اند، گویى همه قانون هاى مربوط به توبه به طور كامل معتبرند.

86. باز مى گویم، از آنجا كه در آمد كنونى پاپ از ثروت ثروتمندترین افراد بیشتر است، چرا او نباید این كلیساى سنت پیتر را به جاى پول مؤمنانِ مستمند، با پول خود بسازد؟

87. بازمى گویم، پاپ چه چیزى را از مردمان بخشوده و معاف مى كند، همان كسانى كه با توبه كامل خود حق دارند كه به طور كامل بخشوده و برخوردار از آمرزش تامّ شوند؟

88. باز مى گویم، اگر بنا باشد كه پاپ این بخشودگى ها و معافیت ها را اعطا كند، به اطمینان كارهاى خوب بزرگترى مى توان براى كلیسا انجام داد، آن هم نه یكبار مانند اكنون بلكه صدها بار در طول روز براى بهره بردن فرد مؤمن هر آنچه كه باشد.

89. آنچه را كه پاپ در آمرزش نامه به دنبال آن است پول نیست، بلكه نجات ارواح است. حال چرا او نامه ها و آمرزش نامه هایى را كه پیش تر تصدیق كرده معلق نمى كند.

90. این پرسش ها موضوعاتى بسیار مهم در وجدان عامه است. سركوب آنان به وسیله صِرف زور و نه رد آنها به وسیله براهین و استدلال ها موجب مى شود كه كلیسا و پاپ مورد تمسخر دشمنانشان قرار گرفته و مسیحیان را ناخرسند سازد.

91. از این رو، اگر آمرزش نامه ها بر طبق روح و ذهن پاپ موعظه شود، همه این مشكلات به سادگى حل خواهد شد و در واقع، دیگر وجود نخواهد داشت.

92. سپس دورى كنید از آن پیامبرانى كه به قوم مسیحى مى گویند كه «صلح، صلح» در جایى كه صلحى در كار نیست.

93. آفرین و آفرین بر آن پیامبرانى كه به قوم مسیحى مى گویند كه «صلیب صلیب» در جایى كه صلیبى در كار نیست.

94. مسیحیان باید تشویق شوند كه مشتاقانه از مسیح، سر خود، به وسیله مجازات، مرگ ها و دوزخ ها پیروى كنند.

95. از این رو، بگذار كه آنان اطمینان بیشترى داشته باشند كه به وسیله محنت هاى بسیار نه از طریق وعده نادرست صلح به آسمان وارد شوند.

نکته مهم قابل توجه در اعلامیه مارتین لوتر :

1- نجات‌ فقط‌ از راه‌ ایمان‌ به‌ دست‌ می‌آید.

2- كتاب‌ مقدس‌ تنها منبع‌ ایمان‌ مسیحی‌ است‌ .

3- نباید معتقد بود كه‌ عشای‌ ربانی‌ قربانی‌ است‌ .

4- رهبانیت‌ و وقف کردن خود برای آن باطل‌ است‌ .

5- نذر كردن‌ و قربانی مردود و باطل است.

6- افراد غیر روحانی‌ باید نقش‌ مهم‌تری‌ در مراسم‌ عبادی‌ و رهبری‌ دینی‌ داشته‌ باشند.

7- كلیساهای‌ محلی‌ باید از كلیسای‌ جامع مستقل‌ شوند.

8- رد برخی‌ از اعمال‌ و اعتقادات كاتولیكی‌ مانند اعتراف‌ به‌ گناه‌، عصمت پاپ، قدیسین و مقدسین کلیسای کاتولیک.

9- باید با كارهای‌ غیر کتاب مقدسی مانند فروش بخشش‌ نامه‌ها، فروش‌ مناصب‌ روحانی، خرید زمین در بهشت برخورد شود.

10- لوتر درصدد بود كلیسا را طبق‌ تعالیم‌ اصلی‌ كتاب‌ مقدس‌ اصلاح‌ كند (و به‌ این‌ دلیل‌ نهضت‌ وی‌ را "اصلاح‌ انجیلی‌" نامیده‌اند).

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:20 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مبارزه یا سازگاری پاپ فرانسیس با چالشهای کلیسای کاتولیک

 

پاپ فرانسیس اول، از زمان روی کار آمدنش تا کنون چه مقدار از چالشهای پیش روی خود را حل نموده است؟!

گسترش روی‌گردانی شهروندان از مذهب٬ چهره کلیسا پس از افشای تجاوز و آزار جنسی کودکان از سوی کشیشان٬ فساد مالی در واتیکان و رواج هم‌جنس‌گرایی در میان روحانیون٬ از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی پاپ بوده است.

 

پاپ فرانسیس ۷8 ساله اولین پاپ غیراروپایی در ۱۲۰۰ سال گذشته است و انتخاب او از آمریکای لاتین را نوعی چرخش استراتژیک کلیسا به سوی نیمکره جنوبی جهان در حال توسعه می‌دانند. ۴۲ درصد از جمعیت ۱/۲ میلیاردی کاتولیک‌های جهان در آمریکای لاتین زندگی می‌کنند. او همچنین اولین پاپ یسوعی (ژزوئیت) تاریخ است.

 

کمبود کشیش کاتولیک بدون پیشینه بحث برانگیز، معضل هم‌جنس‌گرایی در میان روحانیون مسیحی٬ افزایش رقابت با کلیساهای پروتستان در نیم‌کره جنوبی، گسترش روی‌گردانی شهروندان از مذهب٬ بحران تجاوز و آزار جنسی، زیرسوال رفتن وجهه اخلاقی کلیسای کاتولیک، سوء مدیریت و فساد اقتصادی موجود در واتیکان و نهادهای مالی وابسته به آن٬ تا کنون برای پاپ فرانسیس دشوار بوده و هنوز با این مشکلات دست و پنجه نرم می کند و نتوانسته اصلاحاتی اساسی را به اجرا در بیاورد.

 

پاپ فرانسیس اول همچنین باید برای شکاف عظیم نهاد کلیسا در ایالات متحده و اروپا چاره‌ای بی اندیشد. پیش‌گیری از بارداری٬ ازدواج هم‌جنس‌گرایان، سقط جنین، ازدواج یا روابط جنسی پنهانی کشیشان کاتولیک، و ده ها چالش‌ جدی در جوامع مدرن آمریکا و اروپا پدید آورده است.

 

پرونده‌های متعدد تجاوز و آزار جنسی کشیشان کاتولیک نسبت به کودکان٬ تنها در آمریکا چندین میلیارد دلار خرج روی دست کلیسا گذاشته و آسیب جدی به خزانه ثروتمند دستگاه پاپی زده است، بطوری که هزینه‌های هنگفت حقوقی این موعضل در آمریکا، اروپا و استرالیا، وضعیت اقتصادی واتیکان را در شرایط متزلزلی قرار داده است.

 

نظرسنجی های متعدد خبرگزاری های آمریکایی و اروپایی بارها نشان داده که اکثر کاتولیک‌های آمریکایی بحران تجاوز و آزار جنسی را مهم‌ترین بحران پیش‌روی کلیسا می‌دانند که پاپ از حل کردن آن عاجز مانده است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:17 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تفاوت‌ بین‌ پروتستان ها با ارتدوكس ها‌ و كاتولیك‌ها

 

1- پروتستان‌ها با قدرت‌الهی‌ پاپ‌ مخالفند و برای‌ پاپ‌ مرجعیت و عصمت‌ قائل‌ نیستند یعنی عصمت پاپ را قبول ندارند و ریاست داشتن پاپ به تمام كلیساها را نمیپذیرند. پروتستانها هیچگونه و هیچ نوع مرجعیتی را قبول ندارند و به کشیشان و شبانان فقط به دید یک راهنما نگاه می کنند و تنها کتاب مقدس و اعمال رسولان (شاگردان عیسی مسیح) را مرجع خود می دانند.

 

2- در امور تشكیلات‌ كلیسایی به نبوت کردن و پرشدن از روح القدس و به زبانها صحبت کردن و شفا دادن و تفسیر به رای آیات کتاب مقدس، در میان عموم مردم قائل می باشند و به چنین چیزهایی به آشکارا عمومیت می بخشند و تبلیغ می نمایند، در صورتی که در کاتولیک و ارتدکس این چنین مرسوم نیست و این امور فقط در دست کشیشان و اسقفان است و آنها هم چنین مراتبی را هرگز آشکار نمی کنند و آن را مخفی نگاه میدارند چون اعتقاد دارند که اگر شخصی به چنین چیزی بر اثر ایمان دست یافت یک چیز شخصی است نه عمومی و کاتولیکها و ارتدوکسها چنین حرکات و روشهای پروتستانها را فریب ، شارلاتان بازی و از شیطان می دانند.

 

3- پروتستانها برخلاف‌ كاتولیك‌ها و ارتدوکسها می‌گویند: مؤمنان‌ برای‌ ارتباط‌ با خدا احتیاج‌ به‌ روحانیون‌ ندارند و خود روح القدس معتقدین به عیسی مسیح را تعلیم می دهد، از اینرو، در رابطه با تفسیر و تبیین كتاب مقدس معتقدند كه مؤمن به كمك روح القدس قادر به تفسیر و تبیین كتاب مقدس است بر این اساس هر مسیحی میتواند پیام كتاب مقدس را شخص خود دریابد یا در دعا باشد تا خداوند به وسیله روح القدس وی را تعلیم دهد یا مطلب را برایش باز (آشکار) نماید.

 

4- كشیشان‌ فرقة‌ پروتستان‌ همانند ارتدوکسها ازدواج‌ را بر خود حرام‌ نمی‌دانند چون لوتر تأكید میكرد كه باید به كشیشها اجازة زناشویی داده شود، ولی روحانیون كاتولیك‌ از ازدواج نمودن منع شده اند.

 

5- اعتراف‌ به‌ گناه‌ نزد پروتستان‌ها واجب‌ نیست و به اختیار است ولی در کاتولیکها و ارتدوکسها اعتراف هفتگی و ماهیانه و در هنگام مصیبت یا مرگ یا آلوده شدن به گناه یا وسوسه شدن به گناه لازم و ضروری است.

 

6- پروتستانها به‌ شریعت‌ اعتقادی ندارند و می گویند ما زیر فیض هستیم همچنین پروتستانها برای هیچ یک از بیانیه‌های‌ كلیسا و شوراها و اعتقادنامه های کلیسایی ارزش و قداست قائل نیستند و آنها را مصوبه هایی معمولی فاقد ارزش الهی و آسمانی می دانند ولی کاتولیکها و ارتدوکسها برای بیانیه ها و مصوبه های کلیسایی و اعتقادنامه های مسیحی ارزش الهی و قداست قائل هستند و قسمتی از شریعت خود را از آنها اخذ می نمایند.

 

7- پروتستانها همانند ارتدوکسها به‌ برزخ‌ اعتقاد ندارند، چون بحث اعتقاد به برزخ در كتاب اپوكریفاست كه پروتستانها آنرا قبول ندارند.

 

8- پروتستانها فقط برای پدرآسمانی و عیسی مسیح و روح القدس قداست قائل هستند و برای مریم باکره هیچگونه قداستی قائل نیستند که هیچ، برخی از فرقه های پروتستان بلکه مریم را گناه کار و کافر می دانند.

 

9- کلیساهای پروتستان ساده تر از کلیساهای کاتولیک مجلل و پر زرق و برق است و بر روی دیوارهای داخلی اکثر کلیساهای پروتستان نقاشی هایی از پدر پسر و روح القدس ترسیم شده ولی بر روی هیچ یک از تصاویر هاله ای نورانی یا حائل نور دیده نمی شود و نشان دهنده این است که تصاویر هیچگونه قداستی ندارند حتی تصاویر پدر و پسر و روح القدس. پروتستانها هیچگونه قداستی برای روحانیون یا قدیسان مسیحیت قائل نیستند و در کلیساهای آنها به ندرت پیکره دیده می شود و اگر هم باشد جنبه نمادین و تزئینی دارد نه مقدس و تقدیس شده.

 

10- روح القدس براى عمل كردن در مؤمنان از «پدر» صادر مى شود. این متن اظهار نامه ى ایمان است كه مورد توافق كلیساى ارتدوکس و کاتولیک بوده است. كاتولیكها روح القدس را صادر از پدر مى دانند و پروتستانها معتقدند كه روح القدس از خدای پدر و هم از خدای پسر صادر میشود و براى صدور روح القدس خداى پدر و پسر (عیسی مسیح) با هم عمل مى كنند از آنجایی که در پروتستان فرقه های بسیار زیاد و گوناگونی ایجاد گردیده است برخی از فرقه های پروتستان منشاء روح القدس را از پسر می دانند نه از پدر.

 

11- كاتولیك ها عشای ربانی را به منزله ى تقدیم قربانى به خداوند مى دانند كه لازم است تحت اشراف روحانیان انجام پذیرد. به علاوه، بر این مطلب پاى مى فشارند كه در مراسم عشاى ربانى، نان و شراب حقیقتاً و ذاتاً به خون و گوشت مسیح تبدیل مى شود و این آموزه را تبدّل جوهر مى نامند. اما پروتستان هر دو مطلب را رد می نماید و معتقد است خداوند در همه جا حضور دارد و نان و شراب صرفاً نماد و یادگاری به یاد عیسی مسیح در آیین عشاى ربانى است و اعتقاد دارند كه نان و شراب حقیقتاً و واقعاً به خون و گوشت مسیح مبدل نمی شود یعنی تغییر و استحالة واقعی به بدن مسیح را انكار میكنند.

 

12- یكى دیگر از موارد اختلاف، مسئله ى اعتراف است. در کاتولیک و ارتدوکس شخص گناهكار مقابل كشیش مى ایستد و اعتراف خود را در حالى كه سرش را به موازات كمربند كشیش خم كرده، اظهار و اعلام پشیمانى مى كند. كشیش نیز شخص توبه كننده را به تناسب بزرگى گناهش به دعا، روزه و زیارت هاى مخصوص مكلّف مى سازد. كلیساى پروتستان با اعترافات و آمرزش گناهان به دست كشیش و با شفاعت خواستن از مقدسات مخالف است.

 

13- كاتولیك ها مناصب كلیسایى را به 7 رتبه تقسیم مى كنند، پاپ، کاردینال، اسقف، کشیش، شبان، خادم، شماس، اما ارتدكس ها مناصب را تنها سه رتبه مى دانند: اسقف، كشیش و شمّاس، ولی پروتستان ها مناصب را پنج مرتبه می دانند: اسقف ، کشیش ، شبان ، خادم ، شماس .

 

14- دعا براى مردگان، كه در كلیساى كاتولیك و ارتدكس تجویز شده است، در كلیساى پروتستان فاقد ارزش است. به گفته ى لوتر، زیارت اماكن مقدس، برگزارى مراسم دعا براى مردگان بی ارزش است و باید از بین برود.

 

15- پروتستانها برای حصول نجات، ایمان را كافی میدانند و معتقدند كه نجات و رستگاری مخصوص عمل مشخص نیست و تنها از طریق فیض الهی و در ضمن ایمان پدید میآید.

 

16- پروتستانها كتاب مقدس را تنها منبع و مأخذ اصول اعتقادی و اعمالی خود میدانند ولی کاتولیکها كتاب مقدس، تعلیمات رسمی كلیسا (موعظه های پاپ و قدیسان)، سنّت و ارتدکسها سنت و کتاب مقدس را منبع و ماخذ و مرجع خود می دانند.

 

17- در قرن پنجم میلادی، مناقشه نستوریوس بر سر دو طبیعت الهی و انسانی مسیح دقیقاً از عنوانی سرچشمه گرفت که در کلیساها برای مریم به کار می‌رفت، یعنی عنوان ”حامل خدا” نستوریوس که اسقف شهر قسطنطنیه بود، در نیمه اول قرن پنجم به کاربرد این عنوان اعتراض کرد و به جای آن کاربرد عنوان ”مادر مسیح“ را پیشنهاد نمود. این پیشنهاد با اعتراض عده‌ای دیگر از اسقفان مواجه شد که می‌گفتند از آنجا که مسیح خدا است، لذا ایرادی بر عنوان ”حامل خدا“ یا ”مادر خدا“ وارد نیست. از این مناقشه بود که اعتقادنامه معروف کالسدون پدید آمد که امروزه برای همه مسیحیان از هر فرقه و کلیسایی الزام‌آور است. برخی کلیساها به کاربرد عنوان ”حامل خدا“ ادامه دادند. سپس از همان دوره‌ها رسم شد که در نیایشها، از مریم (مقدس)، با عنوان ”مادر خدا“ تکریم به عمل آید. این تکریم در طول زمان، تبدیل شد به پدیده‌ای که چندان از پرستش فاصله نداشت، طوری که در بعضی از کلیساهای کاتولیک، به‌هنگام تکریم مریم، کلمات و اصطلاحاتی به کار می‌رود که برای یک مسیحی پروتستان، عینا همان اصطلاحاتی است که برای پرستش خدا مورد استفاده قرار می گیرد. گرچه یک کاتولیک یا ارتدوکس آگاه می‌داند که پرستش تنها مختص خدا است، اما متأسفانه عامه کاتولیک‌ها گاه تمایزی میان این دو قائل نمی‌شوند. عنوان ”حامل خدا“ اصطلاحی است که در کلیساهای یونانی ‌زبان به کار می‌رفت (به یونانی: ”تئوتوکوس“). نستوریوس پیشنهاد کرد که به‌جای آن، از عنوان ”کریستوتوکوس“ استفاده شود، یعنی “مادر خدا“. کلیساهای لاتینی‌زبان، به‌جای اصطلاح یونانی ”حامل خدا“، اصطلاح لاتینی ”مادر خدا“ را به کار می‌برند. کاتولیک‌ها معتقدند که مریم، مادر کلیسا است و کلیسا را در دامن خود پرورش می‌دهد، او ملکه رسولان و ملکوت تلقی می‌گردد. همچنین از آنجا که او مادر مسیح بوده، برای او نقشی بسیار مهم در تدبیر نجات قائل‌اند.

 

عقیده دیگری که از قرن چهارم مطرح بوده، صعود جسمانی مریم به آسمان می‌باشد. بعضی از پدران کلیسا بر این باور بودند که پیکر مقدس مریم، ”حامل خدا“ نمی‌توانسته پس از مرگ دچار همان فسادی شده باشد که جسد هر انسان دیگری دچارش می‌شود. لذا این اعتقاد پدید آمد که پیکر او پس از مرگ، به‌ همراه روح او، به آسمان برده شده است. کاتولیک‌ها روز 15 ماه اوت را به مناسبت عید عروج مریم (مقدس) مادر خداوند جشن می‌گیرند. پاپ پیوس دوازدهم، در سال 1950 میلادی، عروج جسمانی مریم را رسماً اصلی جزمی اعلام داشت.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:11 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

آیا عیسی مسیح در انجیل یک همجنسباز بود؟

 

آیا عیسی مسیح (خدای مسیحیان در عهد جدید که همان یهوه در عهد قدیم می باشد) یک همجنسگرا یا همجنسباز بود؟! که کشیشان کلیساها از فرقه های مختلف کلیسایی و مسیحی شتابان برای عقد همجنسگراها و همجنسبازان در مراسم شنیع این جنون گناه شرکت می نمایند!!

 

ایمان مسیحی آیا ترویج کننده گناه و فساد بر روی زمین است؟! چرا در مسیحیت امروزی فساد بسیار زیاد می باشد؟! چرا کلیساهای عصر حاضر از اصول اعتقادی مسیحیت اولیه اینقدر فاصله گرفته اند؟! کشیشان و کلیساها در مسیحت و انتشار و بشارتهای خود چه خبر خوشی را بشارت می دهند؟!! ... گناه و همجنسبازی و دفاع از همجنسگرایان ؟! زنا و فحشا در کلیساها؟! تجاوز به کودکان و قتل یتیمان و بی نوایان در نوانخانه ها؟! ...

 

برخی از سایتهای کلیسای کاتولیک و پروتستان (کلیساها و اجتماعات بزرگ مسیحی چون، انگلیکن، بابتیستهای شمالی و جنوبی، جماعت ربانی، پرسپتری، انجیلی لوتری، مورمونها، شاهدین یهوه، یگانه انگاران جیززاونلی) رسما از ازدواج دو فرد همجنس دفاع نموده و مطالبی را به جهت تبلیغ و دفاع از ازدواج همجنسبازان در سایتها و رسانه های خود درج نموده اند.

 

بنظر می رسد یک رقابت سنگین بین کلیساها و فرقه های مسیحی برای پذیرش گناه و انحطاط درگرفته است.

 

طی پژوهش‌هایی که "مرکز تحقیقاتی پیو" در ۱۳۳۱ مرکز مسیحی انجام داده است، نشانگر این می باشد که جامعه روحانی مسیحیت امروز در غرب، ازدواج دو همجنس را پذیرفته است!! این آمار نشانگر رشد این پذیرش از رقم 18 درصد در سال 2006 به رقم 62 درصد در سال 2014 رسیده است که رشد چشمگیری را در جامعه کلیسایی و مسیحی غرب نشان می دهد.

 

آیا این یک رفرم جدید در آیین مسیحیت می باشد؟! آیا مسیحیت برخی از روایات و آیات کتاب مقدس را با این عمل انکار می نماید؟! آیا مسیحیت یک دین و آیین از دست رفته می باشد؟! آیا پذیرش ازدواج دو همجنس نیز یکی از شروط نجات در مسیحیت خواهد شد؟!!

 

کوین پترسن (سمت چپ)، و دیوید لارنس، دو شاکی قانون منع ازدواج هم‌جنس‌گرایان در ایالت آریزونا، روز جمعه (۱۷ اکتبر-2014) پس از موفقیت خود در برداشتن این ممنوعیت به عنوان اولین زوج هم‌جنس‌گرا در این ایالت، به عقد ازدواج یکدیگر درآمدند.

 

کشیش "جان دورهائر" مراسم عقد این دو نفر را در شهر "فینکس" به اجرا درآورد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:01 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

ادبیات بین عهدین، یهود، کتاب مقدس، Intertestamental Literature

 

ادبیات یهودی - فلسطینی مربوط به اواخر دوره معبد دوم در کتاب مقدس عبری درج نشده بلکه در اپوکریفا Apocrypha یا اسفار مجعول درج گردیده. مثلا: طوبیت Tobit ، یهودیت Judith ، حکمت یشوع بن سیراخ Wisdom of Ben Sira ، کتاب اول مکابیان 1 Maccabess ، که جزو سبعینیه به شمار می روند، به علت تاریخ احتمالی تالیفشان غالبا جزو نوشته های بین عهدین طبقه بندی می شوند.

 

دربارۀ شمار این کتاب ها اتفاق نظر وجود ندارد، با وجود این می توان 52 اثر را درفهرست این مجموعه جای داد. این 52 کتاب، به تناسب موضوع غالب هر اثر به پنج گروه تقسیم می شوند که عبارتند از: 1- اپوکالیپسه ها یا مکاشفات، یعنی آثار مربوط به موضوع مکاشفه ( 19 کتاب). 2- وصیت ها ( 8 کتاب) 3- گسترش داستان های عهد عتیق و دیگر داستان ها ( 13 کتاب) 4- آثار حکمت آمیز و فلسفی ( 5 کتاب) 5- دعاها، مزامیر و غزل ها ( 7 کتاب).

 

کتاب های اپوکالیپتیک یا مکاشفه ای مجموعۀ سودپیگرافا عبارتند از:

اسامی به فارسی

1- کتاب اول اخنوخ (مکاشفۀ اخنوخ به زبان حبشی)  2- کتاب دوم اخنوخ (مکاشفۀ اخنوخ به زبان اسلاوی) 3- کتاب سوم اخنوخ ( مکاشفۀ اخنوخ به زبان عبری) 4- پیشگویی های سیبلی 5- رسالۀ سام 6- مجعول (اپوکریفای) حزقیال 7- مکاشفۀ صفنیا 8- کتاب چهارم عزرا 9- مکاشفۀ یونانی عزرا 10- رویای عزرا 11- مسائل عزرا 12- وحی عزرا 13- مکاشفۀ شدرک 14- کتاب دوم باروخ ( مکاشفۀ باروخ به زبان سریانی) 15- کتاب سوم باروخ ( مکاشفۀ باروخ به زبان یونانی) 16- مکاشفۀ ابراهیم 17- مکاشفۀ آدم 18- مکاشفۀ ایلیا ( الیاس) 19- مکاشفۀ دانیال

 

اسامی به لاتین

1. Ethiopic Apocalypse of Enoch 2. Slavonic Apocalypse of Enoch 3. Hebrew Apocalypse of Enoch 4. Sibylline Oracles 5. Treatise of Shem 6. Apocryphon of Ezekiel 7. Apocalypse of Zephaniah 8. Fourth Book of Ezra 9. The Greek Apocalypse of Ezra 10. Vision of Ezra 11. Questions of Ezra 12. Revelation of Ezra 13. Apocalypse of Sedrach 14. Syriac Apocalypse of Baruch 15. Greek Apocalypse of Baruch 16. Apocalypse of Abraham 17. Apocalypse of Adam 18. Apocalypse of Elijah 19. Apocalypse of Daniel

 

برخی از فرقه های مسیحی اپوکریفا را جزو کتاب مقدس می دانند و برخی آنها را اسفار دروغین و جعلی می نامند و در اصطلاح به آن سوداپیگرافا Pseudepigrapha می گویند. البته علاوه بر این که قبول یا رد این اسفار بسیار مهم است ((به دلیل اینکه این نوشته ها یا الهام از خدا می باشد یا خیر!! و اگر الهام از خدا نیست پس نباید جزو کتاب مقدس شمرده شوند)) ولی این مهم، مجالی شده است برای اختلاف و ایجاد تعدد فرقه های بیشتر.

 

با پیدا شدن طومارهای بحر المیت موجب شده است که برای این متن ها شواهدی بصورت دست نوشته در دوره ی معاصر فراهم آید. خود طومارها نیز بر دامنه مطالب و اختلافات افزودند و نمونه هایی از شروح و تفسیرهای کتاب مقدس، قانون نامه ها، ترجمه ها، رسالات، انواع مقالات و نوشته های دیگر را فراهم آوردند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 09:56 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

شوالیه های مالت

 

نام های فارسی این فرقه:

شوالیه های مالت، شوالیه‌های معبد، شوالیه های هاسپیتالی، شوالیه های روود، شوالیه های توتونی، برادران خانه آلمان مریم قدیس در اورشلیم، شهسواران مسیح، زائر بیت المقدس، شوالیه های ضعیف مسیح و معبد سلیمان، سربازان مسکین و یاور مسیح و هیکل سلیمان، شوالیه‌های هیکل، شهسوران پرستشگاه، فقرا همکار مسیح.

 

نام های انگلیسی و لاتین این فرقه:

Knights Templar / Poor Fellow-Soldiers of Christ and of the Temple of Solomon / Ordre du Temple or Templiers / Order of the Temple / Pauperes commilitones Christi Templique Salomonici / The New Knighthood / Knights of God /Order of Brothers of the German House of Saint Mary in Jerusalem / Ordo domus Sanctæ Mariæ Theutonicorum Hierosolymitanorum /

 

نام های عربی این فرقه :

فرسان الهیكل / فرسان المعبد / جنود الفقراء للمسیح و معبد سلیمان

 

شوالیه های معبد در سال ۱۱۱۸ میلادی یعنی بیست سال پس از اشغال اورشلیم، توسط صلیبیان تاسیس شد. موسسان این طبقه دو شوالیه ی فرانسوی به نام هیودی پیتر و گادفری بودند.

 

هسته اولیه شوالیه های تمپلر یا شوالیه های معبد که سال 1129 میلادی شورای کلیسای تروی به آن رسمیت داد و به حمایت از آن پرداخت یک گروه نه نفری از نجیب زادگان فرانسوی بودند که علایق مذهبی شدید و پیوند عمیقی با هم داشتند.

 

با اجازه بالدوین دوم، پادشاه اورشیلم، در کوه معبد، در مکان معبد ویران شده سلیمان، در مسجدالاقصی مستقر شدند به همین دلیل رهبران این فرقه نام خود را از زائر بیت المقدس به شوالیه های معبد تغییر دادند.

 

تا سال ۱۱۶۸ این گروه بیش از ۲۰ قلعه از ترکیه تا شمال مصر ساختند و در همین سال رهبر آنها برای اولین بار استاد بزرگ لقب گرفت.

 

لباس این فرقه سفید است که علامت صلیب قرمز روی آن نقش بسته است می باشد. آنها در انجمن مخفی خود دارای شنلهای قرمز، مشکی وآبی هستند که بر حسب مقام این شنلها را می پوشند. برخی از شوالیه های معبد پوشیه یا نقاب سفید رنگ توری شکلی را بر صورت خود می زدند که نشان باکره بودن آن شوالیه و همبستر نشدن با هیچ زنی بود.

 

شوالیه های مقدس به سه دسته تقسیم می شوند : شوالیه های توتونی، شوالیه های مسیح، شوالیه های هاسپیتالی (مالت).

 

شوالیه های معبد به سه دسته تقسیم می شدند: 1- شوالیه نجیب، 2- گروهبانها غیر نجیب 3- کشیشان.

 

مراسم خاص آنها کینگت knighting نام داشت. بنابرین هر شوالیه که مایل به تبدیل شدن به یک زائر بیت المقدس یا همان شوالیه معبد بود، روی زانوی خود در حضور رهبر فرقه یا کشیش فرقه زانو می زد و یکی از رهبران وی را اینگونه خطاب می نمود "از این پس تو برادر ما هستی و یک شوالیه معبد مقدس" سپس شمشیری را نمادین بر روی سر و شانه های شخص می گذاشتند که نوعی تشرف و تقدیس شدن و نشانه عضویت در فرقه بود.

 

اعضای این فرقه از ثروتمند ترین مسیحیان تندروی غربی تشکیل یافته است. این فرقه به شدت بر ضد مسلمانان و منافع آنها در تلاش هستند.

 

فرقه‌های شهسواران صلیبی که در جنگهای صلیبی در شرق مدیترانه و فلسطین امروز فعال بودند، پس از شکست، فعالیت خود را به شکل جدیدی ادامه دادند. یک فرقه مهم صلیبی، یعنی شهسواران توتونی، جنگ صلیبی را علیه قبایل اسلاو در شمال و شمال شرقی اروپا ادامه داد که سرانجام منجر به تأسیس دولت پروس شد و همین میراث در قرن نوزدهم دولت جدید آلمان را تشکیل داد. فرقه مهم دیگر، یعنی شهسواران معبد، در اسپانیا و پرتغال به جنگ علیه مسلمانان شبه جزیره ایبری مشغول شد و سپس با نام جدید شهسواران مسیح به استاد اعظمی شاهزاده هنری (پسر ژان اوّل آویش پادشاه پرتغال) تهاجم دریایی به شرق را آغاز کرد وی از ناوگانهای دزدان دریایی نیز کمک گرفت به همین خاطر دزدی دریایی را به شوالیه های معبد نیز نسبت می دهند.

 

این فرقه در ابتدا با اهداف انسان دوستانه در هیبت یک موسسه خیریه شروع به فعالیت نمود، ولی کم کم بعد از مدت زمانی کوتاه شروع به جاسوسی از سرزمینهای مسلمانان و همچنین کلیساهای ارتدوکس و شرقی نمود. این فرقه سابقه طولانی در مخفی کاری و ترور سران کلیساها یا افراد سیاسی تاثیرگذار در غرب و شرق دارد که بر ضد منافع کلیسای کاتولیک و منافع این فرقه حرکت می نمودند.

 

این فرقه در تاریخ 1129 رسما از سوی کلیسای کاتولیک پذیرفته شد و تحت حمایت و تایید کلیسای کاتولیک قرار گرفت.

 

هدف این گروه شرکت در جنگ‌های صلیبی اعلام شده بود سپس آنها وظیفه خود را محافظت از زائران در سرزمین فلسطین دانستند، اما پس از قتل عام آنها در جنگی که مسلمانان به "عکا" دست یافتند عده کمی از آنها با پول‌های فراوان ساکن نقاطی از اروپا شدند و با نوعی سیستم بانکداری ثروت زیادی اندوختند، آنقدر قدرت این گروه زیاد شد که پادشاهان و سیاستمداران اروپا را در خفاء و آشکارا تهدید می نمودند.

 

در سال 1307، بسیاری از اعضای شوالیه های معبد در فرانسه دستگیر شدند، به جرم بدعت در مسیحیت، تشکیل شوراها و انجمنهای مخفی بر ضد حکومت، تهدید حکومت های مسیحی، باج خواهی از سرزمینهای مسیحی، مداخله در امور سیاسی و اقتصادی، تشکیل ارتش چریکی مخفی، ضدیت با عیسی مسیح، پرستش شیطان، بت پرستی، خوردن خاکستر مردگان، پنهان کاری و ارتداد محکوم گردیدند. این گروه به حکم شورای وین ملغی گردید. اکثر اعضای این فرقه شکنجه گردیدند، سپس زنده در آتش سوزانده شدند.

 

از سال 1307 میلادی به بعد ساختار شوالیه های معبد تبدیل یه یک نظام سری و زیر زمینی شد.

 

تحت فشار فیلیپ چهارم "پادشاه فرانسه" و ادوارد اول "پادشاه انگلستان"، پاپ کلمنت پنجم در سال 1312 مجبور شد این فرقه را منحل کند.

 

در بسیاری از منابع آمده است که شوالیه‌های معبد در دوران اقامت در اورشلیم ، با گروه مخفی یهودی که از آموزه های قباله ( کابالا) پیروی می کردند ارتباط برقرار کرده و تحت تأثیر این نهاد سرّی قرار گرفتند که در نتیجة آن مسیحیت را رها نموده و به اجرای آداب جادوگری پرداختند.

 

الیمنس لیوای نویسندة فرانسوی کتاب تاریخ جادوگری، شواهد تفضیلی در این کتاب ارائه می‌دهد و اثبات می‌کند، شوالیه‌های معبد اولین گام را در پذیرش تعالیم کابالا برداشتند. به عبارت دیگر آنها این تعالیم را به صورت مخفیانه آموختند واصول جادوگری مصر باستان به کمک کابالا به شوالیه‌های معبد منتقل شد.

 

بسیاری از محققان، حفاظت از زائران مسیحی فلسطین از سوی شوالیه ها را پوششی برای اقدامات سری خود عنوان می کنند زیرا هدف حقیقی‌شان کاملاً متفاوت بود و علاوه بر آن نیز هیچ نشانه‌ای مبنی بر حمایت لژ معبد از زائران بدست نیامد. مورخ فرانسوی به نام دلافورج نیز ادعا می‌کند:

وظیفة اصلی نه شوالیه انجام تحقیقات جهت به دست آوردن نسخ خطی به شمار می‌رفت که حاوی ماهیت رسوم پنهانی یهودیت و مصر باستان بودند. نتیجه اینکه این گروه آثاری در اورشلیم کشف کردند که دیدشان را نسبت به جهان تغییر داد. فعالیتها و اقدامات مرموز شوالیه های معبد ، به تدریج سوء ظن و بدبینی حاکمان متعصب اروپایی و دستگاه پاپ را برانگیخت و زمینه سازی اضمحلال آنها را فراهم ساخت.

 

اهداف اولیه پنهانی این فرقه شامل موارد زیر بوده است :

1- جذب و آموزش مسیحیان افراطی برای ساختن جنگاورانی سریع و بی رحم

2- ایجاد استحکامات در سرزمینهای مقدس مسیحی و همچنین در سرزمینهای غرب، بر ضد غیرمسیحیان

3- تلاشی بی وقفه برای بالا بردن هوش، توان صنعتی، نظامی و مالی غرب

4- ایجاد موسسات مالی با روش بانکداری نوین با حفظ برتری غرب بر ضد شرق

5- حفاظت از دستاوردهای به دست آمده در سرزمینهای غرب بر ضد غیرمسیحیان، و توسعه همه جانبه این دستاوردها در جهت قدرتمند نمودن فرقه.

 

اعضای این فرقه میخواستند اسلام را، که به حضور آن در شبه جزیره ایبری پایان داده بودند، در بقیه نقاط جهان نیز از بین ببرند. هنری، که به هنری دریانورد معروف است در حالیکه اصلا دریانورد نبود، پولی را که از طریق اعضای ثروتمند فرقه بدست میآورد صرف نقشه کشی و تدارک حمله به آفریقا میکرد و هدفش مسیحی کردن "کفار"، یعنی مسلمانان، عنوان می شد. تمامی کشتیهای هنری پرچم "صلیب سرخ" منقوش بر پارچه سفید را بر خود داشتند و این همان پرچم شهسواران معبد در دوران جنگهای صلیبی است. شهسواران توتونی نیز در میان قبایل اسلاو به جنگ مشغول بودند ولی هدف واقعی‌شان غارت بود.

 

پرتغالیها و شرکای آنها در اوایل قرن شانزدهم اولین تهاجم به خلیج‌فارس را آغاز کردند و این تهاجم مقارن با جنگ چالدران، در زمان شاه اسماعیل اوّل، منجر به تسلط آ نها بر منطقه هرمز شد و بیش از یک قرن دوام آورد یعنی تا اوایل قرن هفدهم خلیج فارس عملا در دست شوالیه های معبد بود. نکته قابل توجه این است که چرا جنایات و تجاوزات این فرقه مسیحی بر دنیا مخصوصا بر کشور ایران از حافظه تاریخ نگاران ایرانی و غیر ایرانی پاک شده است؟!! در کمتر جایی به تسلط این فرقه مسیحی خونریز بر خلیج فارس و جنوب ایران اشاره گردیده است که جای تأمل دارد!!.

 

حوزه سلطه پرتغالیها جزایر بندرعباس کنونی و جزیره هرمز مرکز حکومت پرتغالیها در کل منطقه شمال و جنوب خلیج‌فارس بود. در منطقه هرمز دولت محلی وجود داشت که بر بخش وسیعی از جنوب ایران حکومت می کرد که ملوک هرمز نام دارد. اینها قبل از صفویه شیعه بودند. این ملوک هرمز از سال 1514 دست نشانده و تابع حکومت پرتغال شدند. یعنی پرتغالیها بیش از یک قرن بر منطقه‌ای حکومت کردند که بخش مهمی از استان هرمزگان فعلی و حتی لارستان را در بر می گرفت و به داراب، کرمان و بلوچستان محدود بود.

 

یکی از فرقه های مهم صلیبى که نقش بزرگى در تاریخ اروپا و جهان ایفا كرد فرقه شهسواران توتونى بود. این فرقه جنگ صلیبى را براى مسیحى كردن اجبارى قبایل اسلاو در شمال و شرق اروپا ادامه داد كه به تأسیس دولت پروس انجامید. یعنى استاد اعظم فرقه شهسواران توتونى پس از قلع و قمع و امحاء كامل قبایل اسلاو به عنوان اولین حاكم مسیحى سرزمین پروسى ها منصوب شد و بعدها جانشینان او شاه پروس شدند. دولت پروس به تدریج سایر سرزمین هاى آلمانى نشین را تصرف كرد و سرانجام در سال 1871 موجودیت دولت واحد آلمان را اعلام نمود. توسعه طلبى فرقه شهسواران توتونى به سمت شرق ادامه یافت و سران فرقه فوق مى خواستند همان بلایى را كه بر سر بروسى ها آوردند و نسل آنها را كاملا از بین بردند، بر سر روس ها بیاورند ولى به دلیل پیوند روس ها با مسلمانان موفق نشدند. در آن زمان، حاكم نشین هاى كوچك روس تابع دولت بزرگ و مقتدر مسلمانى بودند كه قلمرو آن تقریبا منطبق با دولت فعلى روسیه است. این دولت خانات قبچاق یا اردوى زرین نام داشت و بسیارى از كارگزاران آن ایرانى بودند. روس ها با دولت مركزى قبچاق رابطه بسیار حسنه داشتند و همین حمایت خانات قبچاق بود كه سبب شد روس ها به رهبرى الكساندر نوسكى در جنگى بزرگ، تهاجم شهسواران توتونى را دفع كنند و به آن ها شكستى سخت وارد نمایند. به این علت است كه آلكساندر نوسكى به عنوان قهرمان ملى روس ها و قدیس كلیساى ارتدكس شناخته مى شود و اگر حمایت مسلمانان از وی نبود به احتمال زیاد مانند پروسى ها از صحنه تاریخ حذف مى شدند.

 

سران فرقه شهسواران معبد پیوند بسیار نزدیك با سران جوامع یهودى داشتند و به دلیل این پیوند، سازمان خود را به یك صرافى و تجارتخانه بزرگ تبدیل كردند و كارشان به فساد كشیده شد. این فرقه بسیار مهم و مورد حمایت پاپ تا بدان حد فاسد و غیر قابل تحمل شد كه در اوایل قرن چهاردهم میلادى دو پادشاه اروپایی، یعنى پادشاه فرانسه و انگلستان، به انحلال آن دست زدند و ژاك دموله، استاد اعظم فرقه، در فرانسه اعدام شد. امروزه در طریقت هاى فراماسونرى، ژاك دموله مورد احترام فراوان است و از او به عنوان«شهید»و «قدیس»یاد مى شود. همزمان با انحلال و قلع و قمع فرقه شهسواران معبد، دولت هاى فرانسه و انگلستان، یهودیان مستقر در كشورهاى خود را تا آنجا که می توانستند کشتند و زنده سوزانیدند و کاری کردند که یهودیان از این کشورها بگریزند.

 

بقایاى فرقه شهسواران معبد به پرتغال گریختند و نام خود را به فرقه شهسواران مسیح تغییر دادند و فعالیت خود را در این سرزمین تداوم بخشیدند. از این دوران است كه در شبه جزیره ایبرى جنگ صلیبى در جبهه اى جدید اوج مى گیرد و آن علیه مسلمانان اندلس است. در این موج خشن و خونین ضد اسلامى، سرانجام در سال 1492 به سقوط دولت غرناطه، به عنوان آخرین دولت مسلمان اندلس انجامید. فرقه هاى صلیبى، كه در جریان جنگ هاى صلیبى شكل گرفتند و از ساختار نظامى- دینى برخوردار بودند، بعد از پایان جنگهاى صلیبى نیز به فعالیت خود ادامه دادند.

 

در سال 1805 برنارد ریموند جانی تازه به جریان مرده شوالیه های معبد دمید و آن را مجددا پایه گذاری کرد، آنها در حال حاضر به شوالیه های مالت معروف می باشند.

 

شوالیه های مالت در سازمان ملل متحد همانند دیگر کشورهای عضو دارای کرسی هستند و در سازمان ملل متحد عضویت دارند ولی سرزمینی ندارند. شوالیه های مالت دارای صومعه ها و سفارت خانه های متعدد در بسیاری از کشورهای جهان هستند که فعالیت آنها در هاله ای از رمز و راز پیچیده شده است. این فرقه جزو فرقه های فرماسونری است و به اصول فراماسونری پایبند می باشد. لازم به ذکر است که شوالیه های مالت هیچ ربط و وابستگی به کشور کوچک مالت ندارند. بلکه ایشان همان دنباله شوالیه های معبد و توتن و مسیح هستند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 11:44 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

شوالیه های مقدس در گذشته و حال...

 

در قرن یازدهم میلادی، پس از کشمکش های ترکان سلجوقی و خلفای فاطمی حاکم بر مصر بر سر سرزمین های غربی شامات و دامنه دار شدن اختلافات در بلاد مسلمین، پاپ اوربان دوم از این موقعیت استفاده نمود و غرب مسیحی را برای تصاحب سرزمینهای مقدس و خارج ساختن این سرزمینها از دست مسلمین برانگیخت.

 

پادشاهان اروپا و فئودالها نیز که مرزهایشان در اروپا تثبیت شده بود به بهانه حمایت از زائران اورشلیم و مسیحیان شرق و در حقیقت برای تصرف ممالک اسلامی و ثروت های افسانه ای آن رهسپار فلسطین می شوند. سه سال بعد اورشلیم را فتح می کنند و دست کم هفتاد هزار مسلمان و یهودی در شهر را قتل عام می نمایند.

 

نکته اینکه این انجمن نظامی مذهبی که وارث شوالیه های معبد در اورشلیم بوده و حتی نام اورشلیم را نیز در عنوان خود یدک می کشد هیچ گاه ماهیت دوگانه خود را از دست نداده و همیشه در طول تاریخ بعنوان انجمن شوالیه گری علیه غیر مسیحیان و مسیحیان منتقد فعالیت می کند.


این فرقه در هشت کشور عربی- اسلامی نیز بعنوان کشور مستقل روابط دیپلماتیک دارد. باز یادآور می شود که این فرقه دارای هیچ سرزمینی نیست ولی به عنوان یکی از اعضای سازمان ملل به عنوان یک کشور صاحب کرسی است!!

 

فعالیتهای بشر دوستانه بهترین پوشش برای فعالیتهای غیرقانونی محسوب می شود. مخصوصا که تجارت کودکان و قاچاق اعضای بدن که پرسود ترین تجارت های بین المللی محسوب می شوند در قالب فعالیت های بیمارستانی به راحتی انجام پذیر اند علی الخصوص که فعالیت بیمارستانی بهترین وسیله برای ورود در کشور هایی که از ثبات برخوردارند به حساب می آید. (بارها این فرقه مسیحی مورد اتهام چنین مواردی قرار گرفته است و هر بار با سیاست و پرداخت پولهای کلان و هنگفت، شکایات بر علیه خود را مسکوت گذارده است).

 

رسمیت این انجمن برادری بعنوان یک کشور مستقل حتی پیش از آنکه اسرائیل بر روی فلسطین بنا شود در حالی از سوی جهان پذیرفته شده که این فرقه به عنوان یک کشور مستقل بدون سرزمین، بدون پول واحد و مستقل، که پشتوانه منابع مالی آن نیز مشخص نیست مورد قبول سازمان ملل واقع شده است!!

 

دونالد کوئلر، یکی از اساتید دانشگاه ایلینویز در این زمینه می نویسد: در آن زمان شوالیه های فرانسوی بیشتر به دنبال زمین بودند و تاجران ایتالیایی درصدد گسترش تجارت خود در بنادر خاورمیانه.

 

سربازان این فرقه مسیحی بسیاری از مسلمانان و حتی یهودیان را به امید یافتن طلا و جواهرات به قتل رساندند. آنها برای دست یابی به این جواهرات حتی شکم قربانیان خود را می دریدند.

 

سپاه مختلط صلیبیان و شوالیه های توتونی، شهسواران مسیح، شوالیه های هاسپیتالی پس از یک سفر طولانی و سخت و پس از غارت و قتل عام وسیع مسلمانان سرانجام در سال ۱۰۹۹ به بیت المقدس (اورشلیم) رسید.

 

بیت المقدس پس از پنج هفته محاصره سقوط کرد و صلیبیان وارد آن شدند و مرتکب جنایت هایی در این شهر شدند که تاریخ کمتر به خود دیده است.

 

سپاه صلیبیان تنها طی دو روز ۴۰ هزار مسلمان را با وحشی گری به قتل رساند. برای آنکه به جنایت های وحشیانه ی این جنگ نگاهی داشته باشیم مروری به خاطرات یکی از سربازان صلیبی شرکت کننده در این جنگ به نام ریموند می اندازیم.

 

وی در زمینه ی دستاوردهای این جنگ به خصوص تصرف بیت المقدس توسط سپاه صلیبیان به خود می بالد و این چنین یاداشت های خود را آغاز می کند:

(مناظر شگفت انگیزی بود، بعضی از مردان سر دشمنان را قطع می کردند، برخی دیگر دشمنان را که بر روی برج بودند، هدف تیر قرار می دادند و برخی دیگر را شکنجه می کردند و در آتش می انداختند.

 

در کومه های شهر پشته هایی از سر و دست و پا دیده می شد به طوری که برای حرکت باید با احتیاط از میان اجساد انسان ها و اسب ها عبور می کردیم. اما این پیروزی ها در مقایسه با آنچه که در معبد سلیمان انجام می گرفت، قابل مقایسه نبود.

 

در معبد سلیمان مردان صلیبی درحالی که خون به زانوها و افسار اسب هایشان رسیده بود، عبور کردند. اورشلیم توسط سپاه صلیبیان تصرف شد و به عنوان پایتخت آنها اعلام گردید. )

 

گیبردونوژان که عضو شوالیه های معبد بود این جنگها را کار خدا می داند که بدست فرانسویان انجام یافته است.

 

پطرس ناسک یکی از یاران پرشور پاپ و عضو شواله های معبد در شمال فرانسه ، راهبی بود از حوالی آمین موسوم به پطرس و ملقب به ناسک. راهب مزبور از هر جا گذر کرد شور بزرگی برای جنگ صلیب درانداخت.

 

گیبردونوژان که خود او را دیده در وصفش چنین می آورد: پطرس مردی بود کم جثه و باریک اندام و گندم گون ، ریشی بلند وچشمی تند داشت پابرهنه راه میرفت ، پیراهنی پشمی در بر میکرد و ردائی باشلِق دار بر دوش میکشید. جز نان تهی نمیخورد فقط گاه کمی ماهی داشت . شراب مطلقاً نمی نوشید... در کردار و گفتارش آیات الهی هویدا بود و مردم موی قاطر سواری او را میکندند که برای تبرک نگاه دارند.

 

گود فروآ دو بویون به پاپ نوشت : «اگر میخواهید بدانید با دشمنانی که در بیت المقدس بدست ما افتادند چه معامله شد همین قدر بدانید که کسان ما در رواق سلیمان و در معبد در لجه ای از خون مسلمانان میتاختند و خون تا زانوی مرکب می‌رسید».

 

عموم روایات بر قتل عام شهادت می دهد: «تقریباً ده هزار مسلمان "فقط در معبد" قتل عام شد و هرکس در آنجا راه میرفت تا بند پایش را خون میگرفت ازمسلمانان هیچ کس جان نبرد و حتی زن و اطفال خردسال را هم معاف ننمودند...».

 

پس از کشتار نوبت به غارت رسید «کسان ما چون از خونریزی سیر شدند به خانه ها ریختند و هرچه به دستشان افتاد ضبط کردند. هر کس (چه فقیر و چه غنی ) به هر جا وارد میشد آن را ملک طلق خود میدانست ... و این رسم چنان ساری بود که گوئی قانونی است که باید موبه مو رعایت شود».

 

صلاح الدین ایوبی یکی از فرماندهان ارتش اسلام در جنگ های صلیبی سرانجام توانست این دایره ی ظلم و ستم را بشکند و در سال ۱۱۸۷ در جنگ هیتن سپاه صلیبیان را در هم شکند و بیت المقدس را از دست آنها برهاند.

 

ریشار کور دو لیون دو سال در ارض اقدس ماند، وی یک بار 2600 نفر اسیر را سر برید، زیرا فدیه ٔ آنها سر موقع نرسیده بود؛ اما بالاخره نتوانست به اورشلیم یا همان بیت المقدس برسد و آن شهر در دست مسلمانان ماند و قلمرو مملکت لاتن منحصر به فینیقیه قدیم گردید و عکا پایتخت آن شد. این شهر تا صد سال دیگر، یعنی تا 1291 م . در دست صلیبیون باقی ماند.

 

صلاح الدین ایوبی به رغم آن که بسیاری از مسیحیان را در طول جنگ های مختلف مورد عفو قرار داد اما به دلیل جنایت های متعددی که شوالیه های معبد در حق مسلمانان مرتکب شده بودند، آنها را محکوم به مرگ کرد.

 

شوالیه های مبعد به رغم آنکه بیت المقدس را از دست داده و متحمل تلفات سنگین شده بودند و نیز با خطر کاهش روز افزون مسیحیان در فلسطین مواجه بودند، به گونه های مختلف ادامه ی حیات دادند و به مرور زمان در اروپا به قدرت دست یافتند و پس از اروپا در بسیاری از دیگر کشورها نفوذ کردند و حتی بخشی از حکومت ها را نیز در دست گرفتند.

 

با پایان یافتن جنگ های صلیبی این شوالیه ها در کشورهای اروپا و مخصوصا در فرانسه مستقر شدند. پس از آن و به دستور پاپ کلمنت پنجم و پادشاه فرانسه استاد بزرگ ژاک دومالی در سال 1314 در آتش سوزانده شد اموال این شوالیه نیز توقیف و به شوالیه‌های سنت‌جان ( شوالیه های هاسپیتال یا مالت) که تحت حمایت پاپ بودند ، واگذار گردید.

 

بسیاری از شوالیه ها در منطقه پراونیس فرانسه مخفی شدند و سنت شفاهی کابالا در آنجا به کتاب تبدیل شد و ثبت گردید. پادشاهان بعدی فرانسه نیز تلاش کردند تا بساط شوالیه های مقدس را برچیند و در سال 1337 بسیاری از تمپلرها دستگیر و با اتهامات مختلف به محاکمه کشانده شدند.

 

شمار قابل توجهی نیز گریختند و به پادشاه اسکاتلند (تنها پادشاهی که مرجعیت پاپ را قبول نداشت) پناه بردند. پادشاه اسکاتلند رابرت بروس از رقیب تازه واتیکان استقبال کرد و آنها را به درجات عالی دربار خود راه داد. شوالیه ها کم کم تفکرات خود را در دربار نفوذ دادند و در پناه حمایت شاه تشکیلات خود را احیا نمودند و اندکی بعد به لژ وال بیلدرز مهم ترین لژ اسکاتلند ، نفوذ کردند و در اندک زمانی بر آن تسلط یافتند. آن ها در اسکاتلند عقاید و مراسم دینی مصر باستان را با آیین کاهنان اقوام سلتی ادغام نموده، به عنوان فراماسون ها ظاهر شدند. و به این ترتیب فراماسونری در اسکاتلند متولد شد و لژ کهن اسکاتلند همچنان شاخه اصلی فراماسونری به شمار می‌رود.

 

القابی که به افراد عالی رتبه ی این لژ داده می شد، قرن ها پیش به شوالیه های معبد داده می شد. این عناوین تا به امروز به کار می رود. به طور کلی شوالیه های معبد ناپدید نشده و هنوز فلسفه، عقاید و تشریفاتشان در لباس مبدل فرامانسونری پابرجاست.

 

شواهد بی شمار تاریخی این موضوع را تایید می کند و امروز شمار وسیعی از تاریخ دانان و و تاریخ نویسان غربی چه فراماسونری و چه غیر فراماسونری این امر را پذیرفته اند.

 

واقعیت آن است که بسیاری از مورخان غربی و اسلامی معتقدند این گروه که به عنوان حربه ی دینی در روشن کردن آتش جنگ های صلیبی نقش داشتند تا به امروز فرهنگ و مذهب خاص شان را که بر گرفته از تمدن ها و تعلیمات دینی مختلف است در بروز بسیاری از اختلافات میان جهان مسیحیت و اسلام تاثیر گذارند.

 

برغم آنکه مکتب شوالیه های معبد به عنوان یک مکتب پایان یافته محسوب می شود اما هنوز هم تعلیمات این گروه تا به امروز در نزد بسیاری از اصول گرایان مسیحی محفوظ باقی مانده است.

 

بسیاری از این سیاستمداران اصول گرا و محافظه کار غربی به بحران های کنونی غرب و خاورمیانه یا مشرق زمین با دید یک جنگ صلیبی نگاه می کنند و این بحران ها را در چارچوب این دیدگاه تعریف می نمایند.

 

در سال ۶۰۰ میلادی پاپ گریگوری اول فرمان ساخت بیمارستانی را در اورشلیم برای مراقبت از زائران مسیحی صادر کرد. دویست سال بعد شارلمان پادشاه آلمان آن را توسعه داد. 223 سال بعد خلیفه علی الظهیر فاطمی اجازه بازسازی آن را به بازرگانان ایتالیایی داد و بیمارستان در محل صومعه سنت جان باپتیست از نو ساخته شد و راهبان بندیکتی در آن به خدمت پرداختند.

 

پس از جنگ اول صلیبی ریموند دوپی بیمارستان را در کنار صومعه سپولر مقدس بازسازی نمود و چندی بعد شوالیه ها به اعضای انجمن برای محافظت از بیماران و اموال بیمارستان آموزش های نظامی دادند که به مرور به نیروی نظامی قابل توجهی تبدیل گشت.

 

تا سال ۱۱۱۹ شوالیه های معبد و هاسپیتالرها بزرگترین نیروی نظامی صلیبی در منطقه به حساب می آمدند.

 

در سال ۱۲۴۸ پاپ ایناسنت چهارم لباده ای قرمز با صلیب سفیدی بر روی آن به آنها اعطا نمود تا بعنوان لباس نظامی بر تن کنند و موجب تمایز آنها در میدان جنگ شود.

 

در اواسط قرن دوازدهم انجمن هاسپیتالی به دو گروه مجزای جنگاوران و خادمان بیماران تقسیم شد. این در حالی بود که شوالیه ها ماهیت مذهبی خود را همچنان حفظ کرده بودند و با عنایت مقام پاپ با استقلال از حاکمان مسیحی حکومتی را همتراز با پادشاهی مسیحی اورشلیم در سرزمین های مقدس تشکیل دادند. تا جاییکه صاحب هفت دژ مستحکم و صدوچهل ولایت مستقل در انطاکیه فلسطین و حتی سوریه برای خود بودند.

 

آنها در سال ۱۱۸۵ تحت حمایت فردریک بارباروسا امپراطور مقدس روم قرار گرفتند و این وضعیت تا فتح دوباره سرزمین های مقدس توسط مسلمین ادامه داشت. با سقوط پادشاهی مسیحی اورشلیم شوالیه ها از اورشلیم اخراج شدند و به سوی طرابلس و عکا عقب نشستند. با سقوط عکا شوالیه ها به پادشاهی قبرس پناه بردند و استاد بزرگ گویلام دو ویلارت سعی نمود تا سرزمینی را برای شوالیه ها پیدا کند.

 

پس از دو سال آوارگی جانشین وی فوکس دو ویلارت اجازه سکونت و حاکمیت بر جزیره رودس را بدست آورد و آنها در ۱۳۰۹ کنترل رودس و بعضی جزایر مجاور و بنادر بودروم و کاستلوریز را در آناتولی بدست گرفتند. در سال ۱۳۱۲ و پس از انحلال انجمن شوالیه های معبد اموال آنها از سوی پاپ به شوالیه های هاسپیتالر داده شد. زمینهایی که در هشت پادشاهی آراگورن آورن کستیل فرانسه انگلستان آلمان ایتالیا و پراونس پراکنده شده بود. شوالیه های هاسپیتالی پس از استقرار در رودس در مدیترانه به دزدی دریایی و جنگ با مسلمانان روی آوردند و خلیفه مصر و سلطان محمد دوم پس از فتح قسطنطنیه مقابله با آنها را در اولویت قرار دادند. در سال ۱۵۲۲ سلطان سلیمان قانونی آنها را در رودس محاصره کرد و پس از شش ماه محاصره و شکست شوالیه ها به آنها اجازه داد تا به سمت سیسیل عقب نشینی کنند.

 

پس از هفت سال آوارگی در اروپا چارلز پنجم پادشاه اسپانیا جزیره مالت گازو و بندر طرابلس در شمال آفریقا را در ازای پرداخت خراج سالانه به نایب السلطنه خود در سیسیل به شوالیه ها واگذار کرد.

 

پس از آن شوالیه ها به جنگ علیه مسلمانان ادامه دادند. در 1565 سلطان سلیمان برای پایان دادن به دست اندازی های هاسپیتالی ها که پس از سکونت در مالت عنوان شوالیه های مالت را برگزیده بودند جزایر آنها را محاصره نمود. اما با مرگ ناگهانی فرمانده ناوگان عثمانی تورگوت پاشا معادله نبرد تغییر کرد.

 

فرماندهان بعدی با بی دقتی ارتباط خود را با سواحل آفریقا قطع نمودند و از تجدید قوای نائب السلطنه سیسیل که مالت را دروازه ای برای فتح سیسیل و ناپل می دانست غافل شدند. با رسیدن نیروی تازه نفس سیسیلی و کشتی های اسپانیایی ناوگان عثمانی در هم شکست و به سمت شرق عقب نشینی نمود.

 

در 1607 به استاد بزرگ از طرف امپراطور مقدس روم لقب شاهزاده امپراطوری و در سال 1630 از جانب پاپ عنوان کاردینال و شاهزاده کلیسااعطا شد و پس از آن شوالیه ها به دزدی دریایی از کشتی های اعراب و عثمانی در مدیترانه ادامه دادند.

 

با نهضت اصلاح طلبی در اروپا شوالیه ها حمایت پادشاهان پروتستان و دارایی های خود را در کشورهای پروس(آلمان) و انگلستان از دست دادند. در فرانسه نیز پس از لغو نظام فئودالی در 1789 و بی اعتبار شدن عنوانهای سبطنتی که شامل عنوان شوالیه نیز می شد اموال رسمی شوالیه های مالت بدست انقلابیون افتاد. در 1798 و در جریان فتح مصر ناپلئون جزایز مالت را نیز فتح کرد و این پایان شوالیه ها در مالت بود.

 

وی پس از فتح مالت اموال و دارایی های شوالیه ها را که شامل ثروت حاصل از دزدی دریایی عتیقجات جنگ های صلیبی و میراث شوالیه های معبد بود را ضبط نمود و بسوی فرانسه فرستاد اما ناوگان فرانسه توسط کشتی های انگلیسی در آبهای مصر غرق شد و این غنائم نیز در خلیج ابوغیر به قعر دریا رفت.

 

ادعا می شود که این کشتی ها هیچگاه پس از آن یافت نشدند که البته غیرقابل باور است که همچون ثروت هنگفتی بعلاوه میراث کابالای شوالیه های معبد در دریا رها شده باشد. پس از آن اعضای انجمن مالت در اروپا پراکنده شدند. تزار پائول اول تعداد بسیاری از آنها را در سن پترزبورگ پذیرفت و آنها نیز او را همزمان با ون‌همپش بعنوان استاد بزرگ برگزیدند.

 

در سال 1834 شوالیه ها دیگر بار به ساختن یک مرکز فرماندهی در رم پرداختند. در خلال سالهای 1805 تا 1879 انجمن توسط معاونین اداره می شد تا اینکه در سال 1879 پاپ لئو سیزدهم استاد اعظم دیگری برای آنها برگزید. و پس از آن اعضای انجمن به ساخت بیمارستان و فعالیتهای درمانی پرداختند.

 

انجمن پادشاهی نظامی هاسپیتالر سنت جان اورشلیم رودس و مالت یک انجمن مذهبی کاتولیک و قدیمی ترین انجمن بازمانده شوالیه گری است که یک کشور مستقل محسوب می شود.

 

با ۱۰۴ کشور جهان رابطه دیپلماتیک و جمعیتی متشکل از ۱۳ هزار عضو ۸۰ هزار داوطلب و ۲۰ هزار پرسنل پزشکی دارد. همچنین واحد پول مستقل و گذرنامه مجزا داشته و پلاک مخصوص برای وسایل نقلیه خود صادر می کند.

 

استاد اعظم این انجمن در حد یک حاکم کشور و پادشاه محسوب می شود و در سلسله مراتب کلیسا نیز یک کاردینال است و در انتخاب پاپ رای میدهد. نماینده آن در سازمان ملل و نیز تمام سازمان های وابسته به آن از حق رای برخوردار است و در نتیجه در تمام تصمیم گیری های بین المللی شریک است و تمامی اینها در حالی است. که این انجمن برادری هیچ سرزمین یا اقتصادی ندارد و تمام خاک آن را اردوگاه های امدادی موقت یا ساختمان های نمایندگی و بیمارستان ها تشکیل می دهند. سوالی که مطرح می شود این است که این انجمن که در حال حاضر و حتی با احتساب اعضای داوطلب کمتر از 115هزار نفر جمعیت دارد چگونه به عنوان یک کشور از سوی جامعه جهانی پذیرفته شده. جالب اینکه این انجمن زیاده خواه با چنین سابقه خونینی، از قرن ۱۹ به بعد هیچ گاه تقاضای داشتن زمین مستقل نداشته و همیشه در قالب یک گروه خیرخواه بشر دوست فقط و فقط به فعالیت های امدادی پرداخته است!!

 

آنچه در این میان بیش از هرچیز انسان را به فکر فرو می برد نداشتن اقتصاد مستقل و منبع درآمد رسمی است. به عبارت دیگر منبع مالی فعالیت های کشور شوالیه های مالت (با کشور مالت فرق دارد) همچنان نامشخص و سری باقیمانده است. حال آنکه خدمات رایگان پزشکی در این سطح وسیع احتیاج به سالیانه مبالغی بالغ بر میلیاردها دلار دارد که البته از منبع کمک های بین المللی نیز تامین نمی شود. علاوه بر آن مقامات این کشور (شوالیه های مالت یا هاسپیتالی) نیز همیشه از ارائه توضیح در اینباره خودداری کرده اند و اساسا پشت پرده این فعالیتها همچون اقدامات سایر انجمن های فراماسونری همچنان مخفی مانده است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 11:40 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تجاوز شوالیه های توتونی به روسیه

 

شوالیه های توتونی یا همان شهسواران مسیح یا شوالیه های مالت یا شوالیه های معبد که شرح آنها در چند ویدئو و مقاله پیشین در همین صفحه داده شد.

 

در قرن سیزدهم میلادی، سرزمین روسیه توسط شوالیه های توتونی مورد تجاوز قرار می گیرد.

 

الکساندر نوسکی (چرکاسوف)، شاهزاده روسی، مردم را به در دست گرفتن سلاح و راندن متجاوزین از خاک روسیه فرا می خواند.

 

روس ها به رهبری شاهزاده الکساندر نوسکی، تجاوز شوالیه های توتونی را پس می زنند.

 

در این رابطه نیز فیلمی به نام "الکساندر نوسکی" ساخته شده است. این فیلم شناخته شده ترین فیلم جماهیر شوروی در دهه 1930 می باشد، که باعث احیای شهرت ایزنشتاین گردید.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 11:37 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

شوالیه های معبد، قلعه ادینبورگ

 

قلعه ادینبورگ در دهمین رتبه قلعه های بزرگ دنیا قرار گرفته است. این قلعه بر تخته سنگ آتشفشانی در شهر ادینبورگ اسکاتلند واقع شده که تاریخ احداث آن به قرن دوازدهم تا شانزدهم میلادی بر می گردد که توسط شوالیه های معبد ساخته شد. مساحت این قلعه ۳۵۷۳۷ متر مربع می باشد.

 

این قلعه که رو به شهر ادینبورگ دارد، دارای سیاهچالهای بسیاری است که در طول قرن‌ها محل شکنجه و قتل هزاران زندانی توسط شهسواران مسیح بوده است.

 

قلعه مدتهای مدیدی است که در اختیار ارتش قرار دارد. انحصار وزارت جنگ بر قلعه تنها در سال ۱۹۲۳ پایان یافت، زمانی که ارتش به طور رسمی به توپخانه ی جدید ردفورد منتقل شد. با این حال قلعه همچنان با ارتش مرتبط است. هنوز هم که هنوز است نگهبانان هنگام باز شدن قلعه، در برابر دروازه‌ی آن می‌ایستند تا از افتخارات شوالیه های معبد در اسکاتلند محاظت کنند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 11:32 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

خرید مناصب مذهبی کلیسا، حتی برای کودکی ده ساله !!

 

مادر «گیبردونوژان» چون اشتیاق فراوان داشت که پسرش را نذر کلیسا کند، مبالغی به مقامات روحانی پول داد تا او را در یازده سالگی به جرگه کشیشان عالی مقام یک کلیسا وارد کنند.

 

در «ناریون» کودکی ده ساله در برابر پرداخت صد هزار سولیدوس به مقام اسقف اعظم منصوب شد.(سال ۱۰۱۶ میلادی)

 

در انگلستان ،آلمان ،فرانسه، ایتالیا و اسپانیا رشوه گیری و رشوه دهی به مقامات کلیسا رسم بوده. روحانیون کلیسا از راه رشوه خواری به ثروتهای هنگفتی دست پیدا می نمودند. این در صورتی است که معتقدان واقعی به عیسی مسیح که اکثر ایشان را ضعفا و فقیران مسکین تشکیل می دادند حتی نانی برای خوردن نداشتند!!

 

در کلیساهای امروزی عصر حاضر در بین جماعت فارسی زبان را نگاه کنید، چه می بینید؟!

 

1- کلیساهای فامیلی!!

2- شبکه های تلویزیونی فامیلی!!

3- دریافت پولهای کلان و زندگی مرفه و بی دغدغه کشیشان و شبانان!!

4- چشم پوشی از تعالیم صحیح و وارد نمودن بدعتهای فراوان به نام مسیح!!

5- ... .....!!

 

خداوند به همه ما رحم کند که به نام او، معابد و کلیساهایش به بدعت و زرسالاری و شهوات دنیا آلوده گشته است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 11:20 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه مسیحی آدونیست

 

فرقه جنبش آدونیستها، Adventism ، آدونیستهای روز هفتم (Seventh-day Adventist Church)، منتظران ظهور دوم مسیح، انتظاریون، فرقه جنبش آدونیست میلری (Adventists Millerite)، میلریسم (Millerism

 

«هزاره گرایی» یا (millennialism) که در طی سالهای پایانی هزاره دوّم و سالهای آغازین هزاره سوّم بسیار پرشور و حرارت دنبال می شود و شاهد انتشار صدها کتاب و مقاله و اثر هنری در ارتباط با آن هستیم، عنوان و اصطلاحی است که بیشتر در دنیای مسیحیت رایج شده است هرچندکه شاید ریشه های این معنا را باید در سنّتهای یهودی و غیر آن جستجو کرد.

 

هزاره گرایی، از یک باور برآمده از کتاب مقدّس مبنی بر بازگشت و ظهور مجدّد عیسی مسیح در وقتی معیّن، یعنی همین مرز میان هزاره دوّم وسوّم ناشی می شود.

 

اغلب مسیحیان براساس آیات یک تا ده از فصل بیستم مکاشفه یوحنّا معتقدند که مسیح یک دوره هزارساله سلطنت پر از سعادت ایجاد خواهد کرد، او بازگشتی دوباره خواهد داشت و میان زندگان و مردگان قضاوت خواهد نمود.

 

معتقدان به ظهور مسیح، جنگ نهایی بین نیروهای خدا و شیطان را پیشبینی کرده اند که معمولا با نام "جنگ آرماگدون" شناخته می شود.

 

با ظهور مسیح و در جنگی که بین او و شیطان و پیروانش در می گیرد، شیطان به دست مسیح کشته شده و حکومت هزار ساله مسیح بر جهان آغاز خواهد شد.

 

در زمان حکومت او رستگاری و نجات به بهترین صورت ممکن رخ خواهد داد و در این دوران شکوهمند، تمامی غیر مسیحیان از جمله یهودیان به مسیحیت خواهند گروید و مسیحیت حقیقی در سراسر عالم و در میان تمامی ملتها بسط می یابد. پس از این دوران مبارک و باشکوه سلطنت خدا بر زمین، پایان جهان و روز داوری نهایی فرا خواهد رسید.

 

هزاره باوری وقتی با تورّع در آمیخت ضرورتی فراوان برای دعوت عدّه هرچه بیشتر مردم پیش از آنکه آخرالزّمان فرا رسد، پدید آورد. کشیشان پروتستان از هر گرایش و در هر کلیسایی به موعظه پرداختند همین امر جنبشی شامل همه گرایشهای مسیحی بوجود آورد که بعدها پروتستان تبشیری نام گرفت.

 

دربین سالهای ۱۷۹۰ تا۱۸۴۰ کشور آمریکا شاهد یک موج مذهبی عظیم دیگر در سطح ملی بود که "بیداری عظیم دوّم" نام گرفت. این جنبش در مرزهای غربی آمریکا رشد و گسترش بیشتری داشت. مردم مرزنشین بی کلیسا دسته دسته در اردوهای مذهبی شرکت میکردند و گوش به وعظ تبشیری پرشور می سپردند. موعظه ها گاه آنقدر عاطفی می شد که مردم، بی اختیار ضجّه می زدند و به شیون و زاری می پرداختند ویا می رقصیدند و دچار تشنج می شدند.

 

در سده نوزدهم، آمریکا شاهد افزایش شمار گروهها یا فرقه های منشعب از مذهب پروتستان بود. بسیاری از این فرقه ها ریشه در بیداری عظیم دوّم داشتند.

 

درهمین سالها در آمریکا نهضتی به پاخاست که بعدها نام آدونیست را به خودگرفت. این نهضت یک نهضت اصلاحی مکاشفه ای و مبتنی بر هزاره گرایی بود که درکنار دو گروه عمده دیگر از هزاره گرایان یعنی شاهدان یهوه و دیسپنساشنالیستها (مقطع باوران)، در قرن نوزدهم در ایالات متحده آمریکا در فاصله سالهای ۱۸۳۰ تا۱۸۴۰میلادی ظاهر شد.

 

این جنبش دو آغازگاه داشت، یکی زیر نظر ویلیام میلر و دیگری به رهبری الن گولد وایت. در هنگامه ی جنبشهایی که در انتظار پایان قریب الوقوع جهان بودند، میلر که روحانی مستقلی بود و بر کتاب مقدس تسلط کامل داشت، تفاسیر خود را در باب به وقوع پیوستن تمامی علایم آخرزمانی و به پایان رسیدن جهان در 1843 میلادی یا حداقل تا 22 اکتبر 1844 اعلام کرد.

 

پیروانش از زندگی شخصی و خانوادگی و همچنین اجتماعی خود دست کشیدند و کسب و کار خود را کنار گذاشتند و پس اندازهای خود را در اختیار گروه قرار دادند چون مطمئن شده بودند که آخر زمان تا اندک زمانی دیگر رخ خواهد داد.

 

این پیشبینی و پیشگویی و یا مکاشفات کشیش ویلیام میلر نادرست از آب در آمد و شاگردانش این تاریخ را سرخوردگی بزرگ نامیدند.

 

در نسل دوم این فرقه برخی از افراد تاثیر گذار و کاریزما ادعا کردند که این اتفاق در آن سالها افتاده!! ... این اتفاق در سرزمینی نامرئی رخ داده و عیسی مسیح دوباره زنده شده و با پدرش در آن سرزمین نامرئی زندگی میکند!!

آدونیستها با این استدلال جدید دور هم جمع شدند و به انتظار قریب الوقوع عیسی نشستند ولی اینبار تاریخی برای آن مشخص ننمودند.

 

اعضای این فرقه در حین تبلیغ برای جذب افراد به گروه خود به تبلیغ گیاهخواری و دیگر اقدامات سالم سازی جسمی و روحانی پرداختند. در این حال و هوا بود که آلن گولد وایت شروع به ثبت مکاشفات (رویاهای روحانی یا الهی) خود نمود. او خیلی زود رهبری گروه را در دست گرفت و در سال 1860 این فرقه مسیحی را سازماندهی کرد.

 

آدونیستها برای توسعه تفکرات خود دست به اقدامات تبلیغی فراوان و پر هزینه ای زدند، از جمله... ایجاد بنگاه های انتشاراتی، ساخت آسایشگاه های کم هزینه و بیمارستانها و درمانگاه های رایگان، ساخت مدارس و کلیساهای آدونیستی و تاسیس دانشگاه های الهیاتی ترکیبی ...

 

به هر روی به زودی اختلاف بین ادونتیستها بر سر مسائل گوناگون مربوط به رستاخیز از قبیل فساد روح و سرنوشت کسانی که بدون توبه از دنیا رفته اند، پدیدارشد. درنتیجه این اختلافات، انشعابات وگروه های مختلفی در بین آنان بوجود آمد. امّا شکل استحکام یافته ادونتیستها را در بزرگترین گروه مربوط به این نهضت یعنی «ادونتیست های روز هفتم» (Seventy-day Adventists) می توان مشاهده نمود.

 

درمیان پیشگامان این نهضت افراد زیر مشهورند:«جیمز وات» (۱۸۲۱-۱۸۸۱)، «جوزف بیتز» (۱۷۹۲-۱۸۷۲) و «الن گولد هارمن» (۱۸۲۷-۱۹۱۵) که همسر جیمز وایت شد. این زن پیشگوی کلیسای آدونتیست روز هفتم محسوب می شود. نخستین مجمع این کلیسا در باتل کریک درایالت میشیگان در سال۱۸۶۳ برپا گردید.

 

این فرقه روز شنبه را روز هفتم و روز مناسب تعطیلی از کار و عبادت خدا می دانند (به جای روز یکشنبه). آنان کتاب مقدس را یگانه اصل معتبر ایمان می دانند و آنرا تحت اللفظی تفسیر می کنند هیچ یک از اعتقادنامه ها را قبول ندارند، روح نبوت را درشخص «الن وایت» و پیشگوییهای او ظاهرشده می پندارند، ازقوانین رژیم غذایی عهدقدیم تبعیت می کنند یعنی از خوردن گوشت و افیونها پرهیز می کنند، ده یک را به عنوان مالیات خود می نامند و آنرا صرف برنامه های تبلیغی و خیریه می کنند و بسیاری از باورها و شیوه های رفتاری آنها با اکثر فرقه های مسیحیت سنتی و نوین متفاوت می باشد.

 

دیگر پیروان ادونتیست در ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با پیشگویی های میلر درقرن نوزدهم ظهور کردند. این گروهها شامل:«ادونتیست های اونجلیکال یا انجیلی» (۱۸۴۵)، «اتحادیه زندگی وظهور» (۱۸۶۲)، «کلیسای مسیحی ادونت»، «کلیسای خدا، هفتمین روز» (۱۸۶۶)، «کنفرانس عمومی کلیسای خدا، ایمان ابراهیمی» (۱۸۸۸)، «شاهدان یهوه»، «کلیسای عیسی مسیح قدیسان متأخّر»و.... هستند. این گروههای از ادونتیست ها تعلیمات ادونتیستهای روز هفتم درباره تشریفات روز شنبه و قوانین مربوط به رژیم غذایی را رد کردند. آنها شیوه حکومت وکارهمامنگ به شکل گروهی درایالات متحده آمریکا و سراسر جهان را از طریق کنفرانس عمومی مسیحیان ادونتیست آمریکا اعلان کردند.

 

«کلیسای مسیحی ادونت» که نظریاتی شبیه به ادونتیستهای روز هفتم داشت، درسال ۱۸۵۵ توسط «جاناتان کامینگز» پایه گذاری شد. او و پیروانش بودند که شنبه را به جای یکشنبه روز عبادت و تعطیل نامیدند. درسال ۱۹۶۴ «کلیسای مسیحی ادونت» با «انجمن زندگی و ظهور» ادغام شدند. داوودیان (Davidians) یا كلیسای آدونیست روز هفتم داوودیان (Davidian Seventh-day Adventists) در سال 1942که توسط ویكتور هوتیف و پس از او ورنون وانی هاول (Vernon Wayne Howell) معروف به دیوید كورش (David Koresh) تاسیس می گردد.

 

«شاهدان یهوه» یکی از گروه‌های ادونتیستی است که تثلیث و خدا بودن مسیح را رد می کند. پایه گذار این گروه «چارلز تیزراسل» است.

 

«کلیسای عیسی مسیح قدیسان متأخّر» هم یکی از کلیساهای ادونتیستی است که البته در «مورمونیسم» به تدریج تقلیل یافت.

 

آدونیستها تا سال 1993 تقریبا یک میلیون نفر را در آمریکا به خود جذب نمودند و در حال حاضر نزدیک به شش میلیون پیرو در سراسر جهان دارند.

 

آدونتیست‌های روز هفتم در ایران تهران کلیسایی واقع در ابتدای خیابان رشت، تقاطع خیابان پهلوی(ولی عصر) به نام کلیسای«ادونتیس» دارند. این فرقه مسیحی در سال‌های 1340 تا 1343 به نشر و توزیع جزوات تبلیغی به نام‌های «راه مریم» و«راه عیسی» نمودند.

 

نشانی : خیابان ولیعصر- نبش خیابان رشت - تاریخ بنا 1955 - ابعاد طول 15 و عرض 5/7 متر .

 

این کلیسا متعلق به آدونتیست ها روز هفتم است. پیروان این فرقه به جای روز یک شنبه، روز شنبه را تعطیل کرده و در درون این کلیسا لوحهء احکام حاوی ده فرمان موسی نصب شده و به طور کلی پیروان آن تاکید زیادی به اجرای مقررات عهد عتیق دارند.

 

کلیسای "آدونیستهای روز هفتم" شهر تبریز واقع در خیابان شهناز ‌است. اعضای این فرقه در تبریز از مسیحیان ارمنی ایران هستند که تابع کلیسای آدونتیست‌های روز هفتم می باشند و شمار آنان بسیار اندک است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 10:18 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مفهوم اخلاق، اخلاق در مسیحیت، اخلاق اجتماعی مسیحی، Social Morality Christian

 

مفهوم اخلاق رابطه ی پیچیده یی با اندیشه دینی دارد. این مفهوم در اثر قرنها مجادله و بحث فلسفی، الهیاتی و جامعه شناختی شکل گرفته است.

 

در آیین "هندوییسم" اصطلاح "ریته" rita نقش مهمی در وداها ایفا می کند، این مفهوم معرف نظم ثابت کیهان، یعنی نظم آیین هایی است که آنرا ترسیم و حفظ می کنند، تخطی در سطح شخصی و اجتماعی به قولی نقض این مسئولیتها مجازات "ورونه" Varuna خدای حافظ سوگندها و پیمانها را به دنبال دارد. در نوشته های هندو "درمه" Dharma یک اصطلاح کانونی و قانونی برای بیان نظم اجتماعی و آدابی است که خداوند مقدر کرده است و نمایشگر توازن و مراحل زندگی است که مشخصه یک جامعه کامل می باشد. برخی از مواد قانونی درمه با اصول اخلاقی نوین مغایرت دارد. یک مورد را در مثال می آوریم : در این اصول اخلاقی برای زنی که قربانی تجاوز شده است مجازات تعیین گردیده.

 

در آیین "بودیسم" درمه کاربردی تقریبا متفاوت با هندوییسم دارد. در بودیسم اشاره به حقایقی که بودا موعظه می کرد دارد، در روش بودا الگویی از زندگی و اخلاق بطور قانون منظم و اجتماعی وجود ندارد. در بودیسم به آن سیله می گویند. سیله را نمی توان در زمره قوانین اخلاقی منظور داشت چون به معنای خودآموزی، انظباط درونی و بالابردن قدرت روحی فردی است.

 

مجموعه فرمانهای "سنت آیین یهود" در کتاب مقدس - عهد عتیق، عموما کاربردی جهانشمول ندارند و بیشتر آنها مربوط به یهودیان بزرگسال و فقط مرتبط با پیروان این آیین است. بسیاری از دستورات یهود، برای زنان الزام آور نیست ولی برای مردان به شدت الزام آور می باشد. هر چند که این قوانین نقش مهمی را در هدایت اخلاقی جامعه یهود ایفا می کنند اما اکثر این فرامین مختص یهودیان می باشد. یهودیان سنتی عقیده دارند که هفت فرمان نوح در پیدایش باب 9 تعهدات و الزاماتی است برای تمامی نوع بشر، اما از دید اکثر متالهان بیشتر دارای بار آیینی است تا معنا و مفهوم اخلاقی.

 

اخلاق مفهومی است که ریشه های محکمی در تاریخ فکری اروپای غربی دارد و از بحث های اخلاقی فیلسوفان یونانی، با وساطت اصول اخلاقی رواقی، کلبی، ارسطویی و تا حدی افلاطونی سرچشمه گرفته است.

 

مفهوم اخلاق در اندیشه نویسندگان آغازین مسیحیت، مکتب اسکولاستیک و سپس الاهیدانان اخلاقی و همچنین در پژوهشهای فیلسوفان دنیاورز یا سکولار دوره های اخیر ادامه داشته و تکامل یافته است. این تکامل شامل نمونه های ذیل می شود:

 

بهمرگی Euthanasia کشتن بیماران از روی ترحم، سقط جنین، سرشت و دامنه مسئولیت زیست محیطی، آرمان عدالت اجتماعی فراگیر، حدود اختیارات فردی و اجتماعی، کارکرد و نقش مجازات در قانون، وجود و ماهیت حقوق انسان، حقوق کودکان، حقوق زنان، حقوق کارگران، حقوق تجاری، حقوق حیوانات، توجیه تجارت اندامهای انسان، توزیع عادلانه منابع، توزیع عادلانه آموزش و ...

 

بسیاری از ادیان و مذاهب در تمامی موارد یاد شده دیدگاه های روشن، مشخص، همراه با منابع نظری لازم را دارند. از این روی در قطعنامه 1993 "مجلس جهانی دینها" World Parliament of religions ، که یک اخلاق جهانی را در نظر دارد مندرج شده است.

 

نخستین دلمشغولی اجتماعی مسیحیت عمدتا در زمینه نیکوکاری فردی بظهور رسید، اما پیوندهای میان کلیسا و دولت پیچیدگی هایی به بار آورد که مفهوم اخلاق را به شدت تحت تاثیر قرار داد، از این روی کلیسا کوشید که دادگاه های تفتیش عقاید را با مفاهیمی چون "ایمان به خدا، پاکی برای خدا"، و جنگ را با مفاهیمی چون "صلح خدا، آتش بس خدا" ترکیب کند و برای نبردهای خونین خود وجهه اخلاقی درست نماید و صورتی الهی به آن دهد تا بی اخلاقی را با آیه های ترکیبی و تفسیری توجیه نماید. یکی از معروفترین جملات پاپها در قرون وسطی این بود "ما برای صلح می جنگیم" همین سخن را "جرج بوش پسر" که یک مسیحی پروتستان بنیادگرا بود برای جنگ عراق و افغانستان بکار برد.

 

کلیسا کوشید اخلاق را بصورت نظم کلیسایی درآورد و با معضلاتی اجتماعی چون : مصرف مواد مخدر، مصرف نوشیدنی های الکلی، سقط جنین و ... مبارزه نماید. الهیات سنتی مسیحی ارزش والایی به کار میداد، مالکیت را امری از سوی خداوند معرفی می نمود، فقر را فضیلت بر می شمرد، اما الهیات جدید پروتستان اینها را نشانی از درماندگی اخلاقی معرفی کرد.

 

در دوران جدید اکثر کلیساها اقدام همگانی و دولتی، برای تصویب و تامین قوانین اجتماعی اخلاقی را متفقا تایید کرده اند. این قوانین جدید در میان پروتستانهای آمریکایی مخصوصا در بین اوانجلیستها، با الهیات جدید برای مخاطبین تبیین و توجیه می شود.

 

در افراطی ترین گروه مسیحی یعنی سوسیالیسم مسیحی و پیروان الهیات آزادی بخش یا رهایی بخش، گرایش سیاسی بر اخلاقمداری فردی برای کاستن از اتکا به خدمات و تصویب قوانین دولتی وجود داشته است. اما در طرف دیگر برخی از گروه های انجیلی در آمریکا با نگرشهای محدود کننده در زمینه اخلاق اجتماعی و جنسی، بخصوص از طریق حزب جمهوری خواه، چنین موارد محدود کننده ای را برای وضع قوانین اخلاقی جدید و بازدارنده پشتیبانی نموده اند.

 

در برخی از الهیات جدید نیز به تازگی، در چند دهه اخیر، کلیساهایی تشکیل شد که رفاه فردی و اجتماعی، کسب قدرت و ثروت، را نشانه فضیلت و ایمان واقعی یک مسیحی مومن دانسته اند و ضد آنرا نشانه بی ایمانی و ضد مسیح بودن معرفی کرده اند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 10:13 ق.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 24

>