تبلیغات
گذرگاه - مطالب معرفی انواع مسیونری و سازمانهای تبشیری مسیحی
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کلیسای ارتدوکس آفریقایی / African orthodox

 

در دهه 1920 جنبشی خودجوش در آفریقای شرقی وابسته به ارتدوکس شرقی رخ داد. اشخاصی چون روبن اسپاتاس ملقب به اسقف کریستوفر نیلوپولیس ، اوبادهیا باسجاکیتالو ، کریلوس پاشا کاسول در این راه بسیار کوشیدند.

 

آنها ابتدا اوگاندایی های فعال جنبش را به سوی کلیسای ارتدوکس آفریقایی (پایگاه اصلی در آمریکا بود) و بعد به سمت حوزه سر اسقفی ارتدوکس شرقی اسکندریه هدایت نمودند.

 

از 1959 به بعد مسیونری های ارتدوکس شرقی به بیشتر کشورهای آفریقایی سفر کرده و فرقه خود را در سطح آفریقا با دید نویینی تبلیغ کردند. مانند زئیر که کوسماس آسلانیدیس و راهب آتوسی بسیار فعالیت نمودند تا پایگاهی در زئیر برای ارتدوکس شرقی فراهم نمایند.

 

ارتدوکس قبطی نیز کوشش نمود که با آفریقاییان هم سنخ نوین خود، بویژه در آفریقای جنوبی روابط نزدیکی برقرار کند ولی برقراری این روابط زیاد موفقیت آمیز نبود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 08:41 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کلیسای ارتدوکس آلاسکایی / Alaskan Orthodox

 

در سال 1794 برای نخستین بار گروه کوچکی از راهبان صومعه ولام در کارلیا به حوزه آلاسکا وارد شدند.

 

از همان آغاز شرکتهای منفعت طلب آمریکایی راهبان را به خاطر حمایت صریحشان از بومیان آلاسکا آزار می دادند، علیرقم این آزار و اذیتها راهبان توانستند کار خود را گسترش دهند.

 

دو راهب به نامهای اینوکنتی ونیامینوف و یاکوب نتسوتوف توانستند الفبای قبایل الوت و تلینگیت را یاد بگیرند و کتاب مقدس را به زبان آنها ترجمه و در اختیار بومیان آلاسکا قرار دهند.

 

اجتماع ارتدوکس آلاسکا حتی پس از جدایی از روسیه به سال 1867 باز هم به رشد خود ادامه داد. در 1970 کلیسای ارتدوکس شرقی هرمان سرپوخوف را که یک بومی آلاسکایی بود قدیس خواند و حقوق سیاسی و اجتماعی بومیان را برسمیت شناخت و از آن دفاع نمود.

 

در سال 1935 زاهد دیگری به نام گراسیم اشمالتس به هیأت مبلغان آلاسکایی جانی تازه بخشید و پایه های ارتدوکس آلاسکایی را در منطقه آلاسکا محکم نمود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 08:38 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کلیسای ارتدوکس مقدونی / Macedonian orthodox

 

پس از جنگ جهانی دوم مقدونی های اسلاو در چهارچوب فدراسیون یوگسلاوی به حاکمیت مستقل دست سافتند و تقریبا بلافاصله در 1945 پیوندهای خود را با کلیسای ارتدوکس صرب محکم کردند و خواهان تجدید حیات پاتریارک نشین های قرون وسطایی اوهرید شدند.

 

در 1958 این کلیسا بطور یکجانبه اعلام استقلال نمود و اسقف نشینهای دوسیتی Metrapolitan Dositej در راس این استقلال خواهی قرار داشتند. از آنزمان به بعد اوهرید درصدد بوده است که در مقابل اجتماع مقدونی های یونانی با مرکزیت تسالونیکی Thessaloniki بر هویت مقدونی های اسلاوی با مرکزیت اسکوپیه Skopje پیروزی یابد. اما این جریان ارتدوکسی در میان جریان ارتدوکسی اصلی رّد گردیده است.

 

با اضمحلال یوگسلاوی اختلاف میان دو اجتماع افزایش یافته است. هر دو فرقه ارتدوکس از قرنها میراث مشترک چشم پوشی کرده و برای کسب قدرت به اختلافات دامن می زنند. اسلاوها به مجد و عظمت گذشته ی امپراتوری بلغاری غرب نظر دوخته اند و یونانی ها درباره بازگشت سروری گذشته ی بیزانس رویاپردازی می نمایند.

 

بر سر همین قدرت طلبی ها و جاه طلبی های این دو فرقه ارتدوکس ، کلیسای بلغار و اوکراینی ارتدوکس از هم جدا گردیدند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 08:31 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کلیسای ارتدوکس اتیوپی / Ethiopian Christianity

 

کلیسای ارتدوکس اتیوپی بزرگترین اجتماعی است که از مسیحیت کهن آفریقا باقی مانده است. این کلیسا را دو مسیحی کشتی شکسته به نامهای فرومنتیوس (Frumentius) ملقب به ابّا سلاما و آیدسیوس (Aedesius) که نظر مساعد ایزانا امپراتور حبشه را جلب کرده بودند در قرن چهارم میلادی بنیان نهادند و فعالیت نه قدیس رومی و راهبان سریانی که در حدود 500 میلادی به آنجا آمده بودند موجب تقویت آن شد.

 

کم کم کلیسای اتیوپی در حیطه ی اختیارات قلمرو سراسقفی قبطی اسکندریه قرار گرفت و هم اکنون هم تابع آن می باشد. این کلیسا اکنون یک کلیسای ملی و کاملا مستقل است.

 

کلیسای اتیوپی دارای سنت ادبی و موسیقایی و شمائل نگاری متفاوتی از کلیساهای همنوع خود می باشد. اتیوپی دارای یازده کلیسای تراشیده از سنگ است که جزو میراث فرهنگی این کشور محسوب می گردد.

 

اجتماعات این کلیسا مظهر رهبانیت ابتدایی اجتماعات مسیحی بشمار می رود. خود این کلیسا از فرقه های متعددی تشکیل شده است که در فرصتی مناسب به آنها پرداخته خواهد شد.

 

به تصاویر این کلیسا در مجموعه تصاویر فوق دقت فرمایید.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 08:19 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

پدران صحرا / پدران مقدس بیابان / آبای بیابان / Derert Fathers

 

پس از آنکه مسیحیت بصورت دینی دولتی درآمد مرتاضان مسیحی یا ریاضت کشان مسیحی از شهرهای امپراتوری روم گریختند و در صدد برآمدند که زندگی آمیخته با عبادت ، روزه گیری و کار پر مشقت را در بیابانهای مصر در پیش گیرند. آنان به سبب دارا بودن عقل سلیم ، قناعت پیشگی، دارای نیت خوب و صداقت پیشگی ، سادگی در گفتار و پوشش و رفتار ، زندگیشان در تاریخ مسیحی شهرت یافت.

 

مجموعه های فراوانی از روش زندگی و سخنان ایشان در دسترس متالهین مسیحی قرار دارد. پدران صحرا نقش بسیار موثری در گسترش رهبانیت مسیحی داشتند.

 

البته در مورد برخی از پدران و مادران صحرا، داستان پردازی و افسانه سرایی های موهومی شده که بر قداست آنها برای عوام بیافزایند و الگویی صد چند برابر از خود شخص مورد نظر ساخته شده که شاید وی هرگز چنین نبوده است. داستانهایی مانند نخوردن آب یا غذا به مدت چندین ماه یا یک سال، زانو زدن در پای صلیب به مدت چندین سال، ملاقات با شیطان، اسب شاخدار، کبوتر یا کلاغ سخنگو ، خرس یاری دهنده، گوزنی که فانوسی بر سر دارد، دیدار با فرشتگان، رفتن به آسمان، دیدار با خداند و .... غیره.

 

شهرت مادران مقدس بیابان کمتر است اما اهمیتشان کمتر نیست. بسیاری از آنان شخصا تبدیل به معلمان معنوی گردیدند و اکثر قریب به اتفاق جامعه این زنان از دنیا بریده را ، زنان توبه کار تشکیل می دادند. آنها کسانی بودند که از روسپی خانه ها و مزارع کار سخت یا به عنوان برده فراری یا زنان زجر کشیده و فقیر به دیرها پناهنده می شدند ، برخی از این زنان هم از کودکی توسط والدین خود نذر دیر و صومعه ها می گردیدند تا از همان خردسالی در آنجا به مسیح خدمت کنند. برخی هم از نوانخوانه ها (یتیم خانه ها) به دیرها و صومعه ها می پیوستند. اکثر این زنان هرگز تا آخر عمر خود خارج از دیوارهای دیر و صومعه خود را ندیدند.

 

برخی از روسپیان توبه کرده که بعدها تبدیل به قدیسه شدند کسانی چون قدیسه مری مصری ، قدیسه تائیس ، قدیسه پلاگیا در سنت ارتدوکس از علاقه و قداست و احترام خاصی برخوردار شدند ، بطوریکه پنجمین یکشنبه ایام روزه اختصاص به قدیسه مری دارد.

 

کاربرد اصطلاح اَبّا یا اَپا برای پدران صحرا بکار می رفت و برای مادارن صحرا کلمه احترام آمیز اِمّا بکار گرفته می شد. دیرها و صومعه ها دارای مناسبی چون ریس و ریسه ، راهب و راهبه ، پدر و خواهر ارشد ، برادر و خواهر بود.

بیابان معنای نمادین مهمی در ریاضت و معنویت مسیحی دارد. این واژه مکانی است که در ان شخص تنها و عریان و شکننده در حضور خداوند می ایستند.

 

اعضاء این گونه مکانها موقتا یا دائما به عزلت گزینی و ریاضت کشی می پردازند و به نظاره ی درون و بیرون خود تا زمانی که در این مکان حضور دارند مراقبت می نمایند.

 

مرتاضان مسیحی تعلق خاصی به قشر خاصی نداشتند. از هر طبقه و گروهی در داخل آنها بود ولی از طبقه فقرا و نیازمندان بیشتر بودند و از طبقه ثروتمندان انگشت شمار.

 

در میان عارفان یا مرتاضان مسیحی می توان اشخاصی چون ویلیام بلیک "هنرمند" ، سوئدن بورگ "مخترع و ریاضی دان" ، تیار دو شاردن "زیست شناس و زمین شناس" ، کریستف کلمب "سیاح و کاشف قاره آمریکا" ، ژاندارک "چهره ملی و مذهبی" ، گریگوری "روحانی و فیلسوف" ، را نام برد.

 

در تاریخ پدران و مادارن صحرا بودند کسانی که از خود و صومعه و دیرهای زیر نظرشان بت ساختند بجای اینکه ، بت خود را بشکنند ، همچنین در تاریخ پدران و مادارن صحرا کسانی بدعتهای زشتی چون زخم زدن به بدن و مجروح ساختن تن ، زنجیر زدند و شلاق زدن و پوشیدن لباسها و کفشهای میخ دار ، زنده زنده سوزانیدن ، قطع کردن دست و پا و از حدقه درآوردن چشم و از این دست خشونتها را وارد کلیساهای دیرها و صومعه ها نمودند.

 

برخی هم به بیراه هایی چون ثروت اندوزی و فروش مقدسات و راه اندازی جنگها و تشکیل انجمنهای مخوف سرّی به بهانه دفاع از مسیح و مسیحیت روی آوردند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 08:06 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه مسیحی فرزندان خدا

 

کلیسای خانواده بین المللی (International Family Church)، فرزندان از خدا (Children of God)، خانواده عشق (Family of Love)، خانواده بین المللی یاران (The Family International Fellowship)، یاران مستقل جوامع مبلغ (Fellowship of Independent Missionary Communities)، اتحاد مسیحی و تبلیغ (Christian and Missionary Alliance)

 

تمامی نام‌های بالا اسامی این فرقه می باشند.

 

این کلیسا نخست به فرزندان خدا معروف بود و سپس خانواده ی عشق خوانده شد، به این دلیل که موعظات رهبر فرقه همراه با سخنانی از کتاب مقدس، عیسی مسیح، عشق و روابط جنسی اختلاطی آزاد بود.

 

دیوید برگ (1919- 1994) که به موسی (Moses) و سپس به "پدر دیوید" و بعد به "مو" (Mo) معروف شد، این فرقه را در سال 1968 در کالیفرنیا به عنوان بخشی از جنبش فقط عیسی (Jesus Only Movement) پایه گذاری کرد که زیر شاخه جنبش انجیلی های موعودگرا (evangelization) بود.

این فرقه از نوع فرقه های روز قیامت یا آخرزمانی می باشد، که بر پایه تعبیرات و تفسیرات خاصی از کتاب مقدس پایه ریزی می شوند. همچنین این فرقه بر پایه دیدگاه مدافع بنیادگرایی و معتقد به سوسیالیسم خدایانه فعالیت خود را آغاز نمود.

 

آنها اعتقاد دارند که، ما بسوی آخر زمان در حرکتیم، یعنی به زمانی نزدیک می شویم که از دل نظامهای سرمایه داری و کمونیسم، حکومت جهانی با دین دولتی واحدی ظهور خواهد کرد و دجال رهبری آنرا برای یک دوره ی هفت ساله به عهده خواهد گرفت و به دنبال آن، ظهور دوم مسیح منادی خشم خداوند خواهد بود و خبر از نبرد آرماگدون (هارمجدون) خواهد داد که هزاره پادشاهی هزار ساله ی مسیح بر زمین را در پی خواهد داشت.

 

دیوید برگ در سال 1972 اعلام نمود که کالیفرنیا توسط یک زلزله مهیب به تلی از خاک بدل خواهد شد و پس از آن جهان نابود می شود . وی همچنین اعلام نمود که قبل از آخر زمان و نابودی اولین شهر (کالیفرنیا)، مسیحیان مومن توسط ستاره دنباله دار بیت الحم که در زمان تولد عیسی دیده شد، به نزد عیسی مسیح خواهند رفت و در ملکوت خداوند زندگی جدیدی را آغاز خواهند نمود.

 

عقاید این فرقه را می توان در بیش از یکصد جلد کتاب یافت، که از مهمترین ارجاعات الهیاتی کتاب مقدس و نامه های دیوید برگ معروف به (Mo) ساخته شده است. رساله هایی با تصاویر سیاه و سفید از پیشگویی های آخر زمانی، عشق عمومی، سلامت جنسی و مراقبت از کودکان را شامل می شود.

 

دیوید برگ معتقد بود تنهایی دشمن مسیح و یک ایماندار به مسیح است و یک فرد مسیحی باید بدون در نظر گرفتن وضعیت تأهل، خود را از تنهایی برهاند و عشق خود را (بدن و عمل جنسی آزاد) آزادانه در اختیار دیگر مسیحیان در کلیسا قرار دهد. وی نام این عمل را "تشویق برای وحدت و خارج شدن از گناه تنهایی" نامگذاری نمود. دیوید برگ کسانی که مخالف این روش بودند را قربانی گناه می نامید! .

 

این جنبش فرقه ای ابتدا بصورت زیرزمینی (کلیساهای خانگی) فعالیت خود را آغاز، و در دهه ی 1970 رشد سریع و چشمگیری پیدا نمود. فرقه کلیسای خانواده بین المللی از سال 1992 خط مشی بازتری را درپیش گرفت و در کشور آمریکا، کانادا، آمریکای لاتین مانند ونزوئلا و برزیل، استرالیا، فرانسه، ایتالیا، انگلستان، آلمان خیلی سریع رشد کرد. در حال حاضر این فرقه در بیست کشور دنیا پراکنده است و بنابر اماری که خود کلیسای خانواده بین المللی منتشر نموده در حدود سیصدهزار عضو دارد.

 

از همان اوائل کار فرقه، دشمنی های زیادی از طرف دیگر فرقه های مسیحی و کلیساها بصورت خصمانه با این گروه کلیسایی و رهبرش دیوید برگ درگرفت. این دشمنی های عمومی ناشی از واکنش به نامه های (Mo) و الهیات سکس مختلط وی در کلیسا بود که دیگر کلیساها آنها را کفرآمیز و مستهجن و هرزه نگارانه می پنداشتند.

 

وی در موعظه ای خطاب به منتقدان گفت: زنا تنها گناهی است که خداوند می بخشد و برای آن مجازاتی در نظر نمی گیرد. او در همین موعظه به یوحنا 8: 7 اشاره نمود و در یک موعظه پر شور عمل اختلاط جنسی در کلیسا را بدون در نظر گرفتن تأهل، یک امر مقدس خواند.

 

دیوید برگ در بخشی از نامه هایش به نام "شکار عشوه گران" استفاده از امور جنسی برای متقاعد کردن مردم و جذب آنها به کلیسا و فرقه خود را توجیه، و اعمال جنسی عشوه گرانه را برای اعضای زن و کودکان مونث آزاد نموده بود. این نوع تبلیغ و جذب نیروی جدید برای فرقه از طرف مخالفین مسیحیت آمیخته با روابط جنسی آزاد خوانده شد.

 

وی می گفت : عیسی شما را دوست دارد که بدن خود را در راهش تقدیم می کنید تا مردم را به کلیسا دعوت نمایید!

 

به دلیل انتقادات زیاد و همچنین ترس اعضاء مونث فرقه از مبتلا شدن به بیماری های مقاربتی مخصوصا ایدز و هپاتیت در سال 1987 این عمل عشوه گری جذب نیرو برای فرقه از طرف دیوید برگ منسوخ اعلام گردید، ولی با این حال خانواده هایی که به شدت به فرقه و رهبرشان پدرمو (Mo) معتقد بودند به این عمل همچنان ادامه دادند و همسران و دختران و کودکانشان را برای جذب افراد جدید به فرقه در اختیار اعضای جدید برای مصارف جنسی قرار می دادند.

 

این جنبش مسیحی و کلیسایی در سال 1992 در استرالیا و امریکا و کشورهای دیگر مورد تهاجم پلیس قرار گرفت، ولی چون مدارکی مستند دال بر سوءاستفاده از کودکان به دست نیامد، فرزندان خانواده ها به خانه هایشان برگشتند.

 

این کلیسا بارها به آزار جنسی کودکان و سوءاستفاده از زنان در سطح وسیع متهم شد، ولی با پرداخت هزینه های گزاف به وکلای عالی و مقتدر، همیشه از زیر بار این اتهامات شانه خالی کرده و تبرئه گردید.

 

اعضای این فرقه تمایل دارند تمام وقت در اجتماعات کلیسایی فرقه شرکت و زندگی نمایند. آنها تقریبا بصورت یک کلونی زندگی می کنند. در زندگی اجتماعی آنها ادبیات پردازی، داستان سرایی از عیسی مسیح، تعریف خواب و رویا از عیسی و روح القدس، نوشتن شهادتها و تایپ و چاپ و در نهایت فروش ارزان این شهادتها به مردم در خیابانها، جزو ماموریتهای این اجتماع کلیسایی و فرقه ای می باشد.

 

در این فرقه گروهی از اعضا وجود دارند که به پشتیبانان معروف می باشند و به آنها (TRF) می گویند.

 

در رابطه با فرقه کلیسای خانواده بین المللی یا فرزندان خدا، ویدئویی برای شما تهیه کرده ایم که می توانید در آن، اعترافات کودکان به سوءاستفاده جنسی و تصاویر بیشتری از این فرقه، همچنین کاریکاتورهای دیوید برگ بر اساس تعلیمات و آموزه های کتاب مقدسی اش را به همراه تصاویری از سوءاستفاده از کودکان و خانم های عضو کلیسا را مشاهده نمایید.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1396
ساعت : 04:02 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

دین یوفو

 

رائلیسم (Raelism)، رائیلیان (Raelian)، دین یوفو (UFO religion)، جنبش رائلیان (Raelian Movement)

"Claude Maurice Marcel Vorilhon "Rael

 

رهبر این فرقه ، خواننده و ترانه سرا و روزنامه نگار مسابقات اتومبیل رانی بود که با اسم اصلی کلود موریس مارسل وریلهون معروف به (رائل) در تاریخ سی سپتامبر سال 1946 میلادی در منطقه ویشی آلیر در فرانسه (Vichy , Allier , France) به دنیا آمد و توسط خاله و مادر بزرگش در منطقه آمبرت (Ambert) بزرگ شد.

 

رائل در سن پانزده سالگی به خاطر علاقه به خوانندگی خانه را ترک کرده و به پاریس رفت. در آنجا تحت نام مستعار کلودسلر (Claude Celler) شروع به خوانندگی کرد و به عنوان یکی از بزرگترین طرفداران جک برل (Jacques Brel) ، وی نیز در همه کاباره هایی که این ستاره بلژیکی در آغاز خوانندگی اش در پاریس آواز خوانده بود، شروع به خوانندگی کرد.

 

در دهه 1970 میلادی مدعی شد که در پاریس با موجودی فضایی ملاقات کرده و او را به عنوان پیامبر عصر جدید (Prophet of the New Age) برگزیده اند.

 

این فرقه تمامی ادیان و پیامبران و انبیاء را قبول دارد با این تفاوت که پیامبران را نه خداوند، بلکه انسانهایی ساکن کرات دیگر فرستاده اند که بیست و پنج هزار سال پیشرفته تر از انسانهای زمینی می باشند. این الوهیم ها در سیاره ای پاک و سرشار از لذات زندگی می کنند که دری به سوی عرش یهوه یا همان هورس خدای یگانه است. در مقابل این مجموعه ابلیس یا ست قرار دارد که می خواهد با پلیدی و شیوه های پیچیده از پیشرفت مادی و معنوی انسان جلوگیری کند و انسانها را همراه خود به سیاره ای بکشاند که پر از عذاب و درد است.

 

یکی از مهمترین ابزار تبلیغی این فرقه، سکس و برهنگی، آزادی کامل در روابط جنسی و زناشویی است که بسیاری از جوانان، همجنسگراها، همجنسبازان، علاقه مندان به سکس مختلط و روسپیان را به خود جذب نموده است.

 

آیین ساختگی رائل یکی از آیین های مبتنی بر دین UFO یعنی اعتقاد به بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی است، که بر خلاف دیگرفرقه های مشابه، خلقت را بر اساس محوریت کتب مقدس توضیح می دهد. هسته مرکزی اعتقادی این آیین آن است که عبارت الوهیم (Elohim) در کتاب مقدس به جای کلمه خدا باید به "آنانی که از آسمان آمده اند" ترجمه شود.

 

بنا به اعتقاد این گروه، الوهیم از سیاره ای دیگر آمده اند و باعث ایجاد حیات بر روی زمین شده اند. آن ها اعتقادی به خدا ندارند و در عوض الوهیم (خالقان علمی ما) را مبداء حیات هوشمند در زمین می دانند.

 

کلود وریلهون (Claude Vorilhon) معروف به رائل در 1973 ادعا کرد که توسط الوهیم برگزیده شده است تا اطلاعات مربوط به چگونگی پیدایش انسان را در اختیار بشر زمینی قرار دهد. همچنین او ادعا نمود که الوهیم نام او را به رائل تغییر داده است و او را مامور رساندن پیام بازگشت الوهیم به زمین نموده.

 

در کتاب او با نام پیام نهایی که حاوی تخیلات وی می باشد، اولین مواجهه او با موجودات فضایی به نام الوهیم ذکر شده است. صبح 13 دسامبر 1973، کلود فوریلهون مشغول رانندگی به سمت کلرمون فرانسه بود که ناگهان تصمیم گرفت به سمت مخالف دفترش یعنی به سمت آتشفشان پوپی دو لاسولا برود. وقتی به آتشفشان رسید اتومبیل را پارک کرد و به سمت دهانه آتشفشان حرکت کرد و کمی در دهانه آتشفشان به خاطرات گذشته این کوه فکر کرد.

 

«داشتم آنجا را ترک می کردم، اما بار دیگر به بالای کوه مدور که حاصل انباشته شدن خاکستر گدازه ها بود نظری افکندم و بیاد آوردم که بارها از این سرازیری ها مثل اسکی بپایین سرسره کرده بودم. ناگهان در میان مه چشمم به نور قرمزی افتاد که چشمک می زد و بعد نوعی هلیکوپتر به پایین و به سویم آمد. وریلهون می گوید که این ماشین پرنده هیچ صدایی نداشت و مانند یک بشقاب پرنده ای به قطر 7 متر و ارتفاع 2.5 متر بود. بشقاب در دو متری زمین ایستاد و در پایینی آن گشوده شد و انسانی با قد 120 سانتی متر از آن خارج شد. پوست این انسان سبز و موهایش بلند بود.

 

بعد از صحبت های مقدماتی مشخص می شود که این موجود فضایی که به همه زبان های دنیا به راحتی صحبت می کند، فوریلهون را برگزیده است تا پیام این موجودات فضایی را به انسان های زمینی برساند.

 

برخی بخش های این پیام از این قرار است:

"... خدا وجود ندارد، ما همه ی شما را بر زمین ساخته ایم."

"... شما ما را با خدایگان اشتباه گرفته اید و آموزه ی عشق ما را به انحراف کشانده اید"

" ما اکنون بر شما آشکار می کنیم که چگونه توانایی هایتان را تحقق بخشید و صلح جهانی را به ارمغان آورید"

 

فوریلهون به داخل سفینه می رود و از سوی موجود فضایی مامور می شود تا فردا به همین محل بیاید تا از حقیقت نژاد بشر و جهان مطلع شود. در طول جلسات یک ساعته در پنج روز آتی، فوریلهون توسط موجود فضایی به تفسیر جدیدی از انجیل آگاه می شود. او یاد می گیرد که انسان های روی زمین در آزمایشگاه های انسان های سیاره های دیگر ساخته شده اند. انسان هایی که در علوم ژنتیک و بیولوژی سلولی بسیار پیشرفت کرده بودند. نام این خالقان الوهیم بوده جمع عبارت الوها است، همان عبارتی که در کتاب مقدس به اشتباه خدا ترجمه شده است!!.

 

وریلهون توسط آموزگاران غیرزمینی، رائل نامیده می شود و از وی خواسته می شود تا پیام را به انسان های بشری منتقل کند. الوهیم از رائل می خواهند که سفارتهایی برای آنان در زمین بسازند تا آمادگی زمینیان را برای پذیرش الوهیم (اجدادی که انسان ها را ساخته اند) نشان دهند. بنا به اظهارات رائیل، الوهیم می خواهند به زمین بیایند و با رهبران جهان ملاقات کنند و تکنولوژی پیشرفته خود را آرام آرام در اختیار آنان قرار دهند. به هرحال الوهیم تا وقتی در زمین صلح برقرار نشده و مردم زمین با ساخت یک سفارت در اورشلیم به آنان نشان نداده اند که در انتظار آمدن آنان هستند، به زمین نخواهند آمد.

 

الوهیم از رائل خواسته است تا جنبشی برای رسیدن به این دو هدف و در عین حال رساندن پیام الوهیم به زمینی ها ایجاد کند. این جنبش با نام «جنبش بین المللی رائیلی ها» (International Raëlian Movement) شناخته می شود.

 

رائیلی ها از گروه بی خدایان مدرن عصر جدید می باشند. آنها معتقدند نژاد بشر از ازل بوده و تا ابد ادامه خواهد داشت. هر گروه از نژاد بشر در یک سیاره ساکن هستند و وقتی به سطحی از علم می رسند که می توانند به سیارات دیگر سفر کنند و با مهندسی ژنتیک و شبیه سازی (Genetic engineering and cloning) ، حیات را در سیارات دیگر آغاز کنند به این کاردست می زنند. حالا هم علم بشر تا جایی پیشرفت کرده است که به سیارات سفر می کند و اتم را می شکافد و با شبیه سازی توان خلق موجود زنده را پیدا کرده است، ایجاد کننده اش (الوهیم) آمده است تا با او ارتباط برقرار کند اما از آنجایی که آن ها گروهی مهاجم نیستند، منتظر هستند تا ما با ساخت سفارت و برقراری صلح، آمادگی خود برای حضور آنان را اعلام کنیم.

 

به ادعای این فرقه، رائیلیان در حدود شصت هزار عضو دارد که بیشتر از همه در کشورهای فرانسه، کانادا و ژاپن پراکنده هستند. رهبران این فرقه گزارش داده اند که در آمریکا، استرالیا، آسیای جنوب شرقی، آمریکای لاتین، انگلستان و دیگر مناطق اروپا با استقبال بسیاری مواجه هستند. امروزه در حدود 130 کشیش رائیلی در جهان پراکنده شده اند که از آنها با عنوان "راهنما" یاد می کنند.

 

رهبران این فرقه که رفت و آمدهای گسترده ای به اسرائیل دارند در 1997 اعلام کردند که در حدود 7 میلیون دلار پول برای ساخت سفارت جمع آوری کرده اند و مطمئنا امروزه نیز از نظر مالی مشکلی برای ساخت سفارت در اسرائیل ندارند اما بنا به گزارش خودشان، هنوز موفق نشده اند موافقت مردم اسرائیل را برای ساخت سفارت جلب کنند. در 1990 رائل با اجازه الوهیم نماد جنبش را تغییر داد تا رضایت خاخام های اسرائیلی را برای ساخت سفارت جلب کند.

 

رائیلیان کتاب مقدس خاصی ندارند ولی از آنجا که معتقد هستند بشر زمینی با مهندسی ژنتیک (DNA) توسط انسانهای کرات دیگر خلق شده است و انبیاء نیز فرستادگان آنانند، و کتاب مقدس، انجیل، قرآن، اوستا، وداها و ... نیز در اصل فرستاده الوهیم هستند و حاوی توضیحاتی منطبق با ادعاهای رائل.

 

البته خود آنان ادعا می کنند که کتاب کابالا (Kabala) (کتاب قدیمی توشته شده توسط ربی های یهود) صحیح ترین تفاسیر را از الوهیم در اختیار بشر قرار می دهد.

 

الوهیم اسم انسانهای کرات دیگر است. آنان از نظر علمی هزاران سال از ما جلوتر هستند، الوهیم تمام موجودات زنده و همچنین اولین انسانها را بوسیله مهندسی ژنتیک بر روی کره زمین خلق کردند. الوهیم پیامبران گذشته از جمله موسی، عیسی، محمد، زردتشت، بهاالله، بودا، کنفسیوس و را برای هدایت بشریت فرستادند. مردم گذشته تصور کردند که الوهیم خدا هستند چرا که درک علمی از امکان وجود سیارات و انسانهای دیگر، مهندسی ژنتیک و علوم پیشرفته را نداشتند. الوهیم منتظر بودند تا علم و تکنولوژی در زمین پیشرفت لازم را بکند تا انسانها از امکان سفر به سیارات دیگر و مهندسی ژنتیک درک لازم را بدست آورده باشند.

 

نماد اولیه یک صلیب شکسته محصور در ستاره داود بود. اما نماد فعلی رائیلیان، همان ستاره داود است که یک کهکشان در حال چرخش را احاطه کرده است. این نماد پس از اینکه نماد قبلی به خاطر مشابهتش با صلیب شکسته برای اسرائیلی ها خصمانه تشخیص داده شد، تغییر کرد.

 

در 9 ژوئن 1997، جنبش رائیلی اعلام کرد که شرکتی به نام Valiant Venture را تاسیس کرده که به زوج های همجنس گرا یا عقیم، این فرصت را خواهد داد تا از طریق شبیه سازی و مهندسی ژنتیک از DNA خودشان صاحب فرزند شوند.

 

رائلیان خود را بیخدا می دانند و حتی رهبر این فرقه رائل سال 2004 را "سال بین المللی بیخدایی" اعلام کرد. اما این موضوع تنها تعداد اندکی از بی خدایان را فریفت، چون رائلی ها بیخدا نیستند. تنها نام خدایشان فرق می کند. این فرقه از اعضایش می خواهد 3% درآمدشان را به رهبر فرقه تقدیم کنند.

 

پیروان رائل مدعی هستند که مادر رهبر این فرقه توسط الوهیم به سفینه فضایی ربوده می شود و در یک همبستری عاشقانه با الوهیم فرزند پسری را بدنیا می اورد که به او وعده داده شده بود برگزیده الوهیم ها خواهد شد !!

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1396
ساعت : 03:57 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

باپتیست های سیاه پوست یا تعمیدگرایان بومی سیاه / Native Black Baptists

 

آموزش مسیحیت به بردگان جامائیکایی به آرامی و در سال 1754 از سوی برادران موراویان ها یا موراویایی آغاز شد. در سال 1783 حدود 400 خانواده با 4 الی 5 هزار برده خود به جامائیکا رفتند تا از دولت جمهوری خواه جدید ایالات متحده آمریکا بگریزند. به همراه آنها، سیاهان آزادی چون جورج لایل و موزس بیکر که تعمیدگرا (باپتیست) بودند نیز به جامائیکا رفتند.

 

آنها تبلیغ را آغاز کردند و جمعیت زیادی به شنیدن موعظه های آنها آمدند. آنها فقط سیاهان برده ای را قبول می کردند که از ارباب مسیحی خود اجازه شرکت در جلسات و عضویت در کلیسا را داشتند.

 

در ابتدای تشکیل این فرقه، اطاعت از ارباب یکی از آموزه های اصلی این فرقه بود.

 

عقاید این فرقه باپتیست با جریان اصلی باپتیستها بسیار متفاوت بود.

 

جرج لوئیس که در آفریقا متولد شده بود به وضوح مسیحیت سفید را رد می نمود و روایتی از نژاد سیاه از کتاب مقدس تفسیر و بیان می کرد که اعضای عضو که اکثر قریب به اتفاق سیاه پوست بودند را به وجد می آورد. این روایت جرج لوئیس مشخصه ای پر واضح داشت "قدرت گرفتن سیاهان".

 

گروه های مستقل از تعمیدگرایان این فرقه رسما ایجاد و شروع به فعالیت نمودند. آنها گرایش به اخراج دیو و یا جنگیری شدیدی در کلیساهایشان دارند، که به تسخیر معنوی مشهور می باشد.

 

تعمیدگرایی در نظر این سیاه پوستان مسیحی شده به صورت بومی و آیین محوری در آمد. قدرت آب مقدس از باورهای آفریقایی سرچشمه می گرفت و نقش عیسی مسیح بعد از یحیی تعمید دهنده قرار داشت.

 

تعمیدگرایان سنتی به دلیل موعظه درباره حقوق برابر و لغو برده داری برای سیاهان برده جذاب بود.

 

تعمیدگرایان بومی صراحت بیشتری داشتند و برده های بیشتری را به جماعتهای کلیسایی خود جذب می نمودند.

 

جورج لایل نحت تعقیب قرار گرفت و به شوراندن بردگان متهم گردید. سفیدپوستان مسیحی حالا احساس خطر می نمودند و به هر طریق ممکن جلوی عبادت آزادانه سیاهان تعمیدگرای تازه مسیحی شده را می گرفتند و جلسات کلیسایی انها را بر هم می ریختند.

 

زبان کتاب مقدس برای بردگان سیاه جذابیت زیادی داشت مخصوصا قسمتهایی که مربوط به مردمان برگزیده و آزادی از تبعید بود.

 

با گذشت زمان کلیساهای سیاه پوستان بیشتر و عمیقتر با فرهنگ آفریقایی در می آمیخت و با وجود سرکوب از سمت و سوی مسیحیان سفید پوست بر تعداد اعضای کلیساهای سیاه پوستان افزوده می شد.

 

پس از استقلال از بریتانیا در 5 اوت 1962 منزلت کلیساهای سیاه پوستان افزایش یافت و پیروان این کلیساها به منش آفریقایی جامائیکایی خود افتخار می نمودند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1396
ساعت : 03:52 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه مسیحی بابتیست - Baptists - باپتیسم - تعمیدگرایان

 

باپتیست ها اگر چه زمانی به آناباپتیست ها شهرت داشتند، خاستگاه خود را به جان اسمیت (1544- 1614) می رسانند که از تعمید بزرگسالان فقط به منزله نشانه ای برای عضویت در کلیسا استفاده می نمود.

 

تعمیدگرایان یا باپتیستها بر استقلال کلیسای محلی به شدت تاکید می کنند ، اگر چه کلیسا در انواع مجامع گوناگون در سطوح مختلف با یکدیگر پیوند دارند.

 

از قرن هفدهم که این فرقه به وجود آمد دو دسته از تعمیدگرایان به وجود آمدند. تعمیدگرایان عام و تعمیدگرایان خاص، همچنین در درون این دو دسته، گروه های تعمیدگرایان دیگری در زیر شاخه آنها پدیدار گشتند و تبدیل به فرقه های زیاد با دیدگاه های متنوعی گردیدند.

 

بیداری انجیلی قرت هجدهم موجب شد که برخی از اعضای گروه به تعمید گرایان خاص و پرشوری بدل شوند. باپتیستها از گروهای نامنسجم کلیسایی به شمار می روند. بیشترین فرقه تعمیدگرایان را در ایالات متحده می توان یافت به ویژه در میان کلیساهای سیاه پوست.

 

در بین باپتیستها، دو دستگی و اختلافات مهمی بین باپتیستهای شمالی و جنوبی وجود دارد. دوره های تعارض یا بیداری مذهبی ، غالبا گروهای تازه ای از کلیساهای تعمیدی را به وجود می آورد. اگر چه هیئت های بین المللی اتحادیه جهانی باپتیستها در واشنگتن و اتحادیه باپتیستهای شمالی و اتحادیه باپتیستهای جنوبی و هیئتهای ملی باپتیستهای آمریکا وجود دارند ولی با این حال بسیاری از کلیساهای تعمیدگرا به هیچ یک از این اتحادیه ها یا کنوانسیونها و هیئتها وابسته نیستند. از این رو اختلافات عظیمی از حیث عقاید و عمل در میان این فرقه های باپتیست (تعمیدگرا) در میان است و جمع بندی کلی در مورد این فرقه ها را ناممکن می سازد.

 

فرقه های باپتیسم به همراه معتقدان به سرنوشت مقدر به ویژه کالوینیسم های متعصب به نفی ارزشهای تمام شعائر و مناسک به عنوان ابزار رستگاری پرداختند و عقلانی کردن دینی دنیا را به افراطی ترین شکل خود به انجام می رسانند. در این فرقه ها سرنوشت مقدر رد شده و افرادی که از نو متولد شده بودند دوباره در کلیسا غسل تعمید داده می شدند. اهمیت زیاد آموزة باپتیستی به جهت رستگاری برای نقش وجدان به منزلة حلول خدا در فرد بوده است. باپتیستها به لحاظ سیاسی در گسترش روح سرمایه داری بیشترین تأثیر را در اجتماعات آمریکایی گذاشتند. اکثر باپتیستها معتقدند تعمید باید در بزرگسالی انجام شود و تعمید در زمان کودکی بی ارزش است زیرا کودک هنوز ایمان نیاورده و در نتیجه چنین تعمیدی صحیح نیست. اعضای این فرقه بیشتر اوقات دسته جمعی تعمید می گیرند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1396
ساعت : 03:45 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نستوریوس، نسطوری ها، مكتب نسطوریوس، پیروان مكتب انطاكیه Nestorianism

 

اعتقاد به دوگانگی، مسیح ماهیتی دوگانه دارد؛ زیرا هم خداست و هم انسان. بحث بر سر چگونگی اتحاد لوگوس و انسان در عیسی به‌تدریج به مسئلة دو طبیعت یا یک طبیعت انجامید. از نظر قائلان به دو طبیعت (دوذات‌انگاران)، وحدت شخص در عیسی به‌رغم دوگانگی طبیعت‌ها به معنای آن است که لوگوسِ متجسد، به سبب تفوق کاملش بر جنبة بشری، امکان هر‌گونه تعارض و کشمکشی میان آن طبیعت‌ها را از بین برده است؛ به همین جهت است که رابطة میان لوگوس و بدن در عیسی با رابطة میان نفس و بدن در انسان تفاوت دارد.

 

طرح مسئلة دو طبیعت و دو اراده و عمل را در پی داشت. دو ذات‌ انگاران به دو اراده و عمل در عیسی مسیح ایمان دارند. نسطوریان معتقدند كه تنها جنبه انسانی و طبیعی مسیح مصلوب كشته.

 

پیروان مکتب انطاکیه عقیده داشتند که عیسی انسانی است که به ‌وجود الهی درآمده و کلمه خدایی در او ساکن گشته و با جسم او یکی شد؛ به‌طوری که کلمه و عیسی دو مظهر متفاوت هستند؛ که دارای یک اراده و هویّتند.

 

در فرقه انطاکیه تأکید بر این بود که مسیح، انسانی بود که خدا گردید؛ نه خدایی که انسان گردید. در آنجا برای بشر بودن مسیح و الگوی اخلاقی او اهمیّت خاصی قائل بودند. تئودور، اسقف موپسوئستا، از کلیسای انطاکیه به‌پاخاست و بر وجود "دو طبیعت کاملا مجزا"، در مسیح تأکید کرد. نستوریوس که شاگرد تئودور بود، این عقیده استادش را با دقت شرح داد. تعالیم او نشان می‌داد که یک شخص انسانی (یعنی عیسی مسیح) و یک شخص الهی(کلمه) وجود داشت؛ که در عیسی مسیح ساکن شده و با اتّحاد معنوی از طریق اتحاد اراده با او یکی شدند. بنابراین پسر خدا یک انسان نگردید؛ بلکه به یک انسان مخلوق که از باکره متولد شده بود، پیوست. در این بین، امپراتور تئودوسیوس در سال 428 به کمک او آمد و نستوریوس را به ‌عنوان پاتریاک قسطنطنیه منسوب کرد. او در قسطنطنیه با طرح این بحث که جایز نیست مریم را "مادر خدا" بنامیم؛ زیرا محال است زنی با خصوصیات بشری نسبت به خدا، حالت مادری پیدا کند، نزاع را بیشتر کرد.

 

او می‌گفت: «مریم فقط انسانی مانند خود را به دنیا آورد؛ که کلمه در او تجسّد یافت.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1396
ساعت : 03:35 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مکتب کالونیسم Calvinism

 

کالوینیسم نام فلسفه و مکتب سیاسی و مذهبی منسوب به ژان کالون (1509- 1564)، الهیدان و اصلاح طلب پروتستان فرانسوی که در ۱۵۴۱ وی را برای اصلاحات مذهبی به ژنو دعوت نمودند و در آنجا اصلاحاتی انجام داد و انضباط شدیدی در کلیسای ژنو برقرار کرد.

 

عقاید فرقه :

عدم مقاومت در برابر زمامداران سیاسی.

عدم آزادی خواهی و مشروطه طلبی.

اطاعت کورکورانه از دولت.

اعتقاد به تقدیر.

همهٔ افراد می‌توانند بخشش گناه را انجام دهند.

 

ژان کالون با تکیه بر الهیات موسسه های دینی مسیحی، حکومت روحانیان یا خداسالاری محدودی در ژنو بنیاد نهاد. این حکومت روحانی موجب شد که نوع کلیسای اصلاح شده آیین پروتستان (مثلا آیین پرسبیتری اسکاتلندی) به وجود آید. آیین کالون از حاکمیت مطلق خدا بر تقدیر و نیز بر زندگی مدنی و کلیسایی که به دقت تحت نظارت و هدایت قرار دارد سخن می گفت.

 

کانگرگیشنالیسم کالونی و آیین پرسبیتری در مستعمره های آمریکا تاثیر بسزایی گذاشت و از بیدارگری (مثلا جاناتان ادوارز 1703- 1758) تاثیر پذیرفت. کارل بارت (1886- 1968) اثرگذارترین الهیدان کالونیست عصر جدید بوده است. هر جا که کالوینیسم اجازه رشد و نمو داشت، یک حکومت تئوکراسی رخ داد که نوعی الیگارشی بود که در نتیجه اتحاد کشیشان با طبقه متوسط اعلا یا محترمین به وجود امده و توده مردم در آن نقشی نداشتند. حکومت خود کالوین و پیوریتن‌ها در ماساچوست آمریکا به نوعی از متفرعات کالوینیسم بود.

 

کالوینیسم درقرن هفدهم در اروپای غربی شکل گرفت. نجات از طریق ایمان تفاوتهایی با لوتریسم دارد و همچنین در مورد عشای ربانی اختلافات مهمی در مورد حضور حقیقی مسیح در نان و شراب عشای ربانی با لوتریسم دارد. از منظر کالوینیست دنیا آفریده شده تا در خدمت تجلیل از پروردگار باشد، یک فرد مسیحی برگزیده خداوند است و باید با تمام توان دستورات پروردگار را انجام دهد تا از عظمت خداوند تجلیل کرده باشد. کالوینیسم به پرستندگان خداوند می‌آموزد که باید برای موفقیت اجتماعی تلاش کند و مشیت خداوند است که انسان مطابق وظایف و تکالیف اجتماعی برای تجلیل از خالق خود زحمت بکشد.

 

کالوینیسم یکی از فرقه های مکتب پروتستان که در قرن هفدهم به عنوان دین اصلاح طلب به وجود آمد مهمترین ویژگی این باور سرنوشت مقدر می باشد. سرنوشت مقدر یعنی اینکه انسانهای محدودی به فیض می رسند وبرگزیده هستند. انسانها یا برگزیده هستند یا نیستند، و افراد برگزیده نیازمند کشیش نیستند یعنی انسان طبق این کیش تنهاست و به کشیش وشعائر مذهبی نیازی ندارد. انسانی که برگزیده نیست هم تا ابد برگزیده نمی شود. فرد کالوینیسم باید از روش ثابتی برای خود تبعیت کند. عضو فرقه کالوینیسم بر حسب روش سلوک، منظم، پایدار و معتقد به سلسله مراتب یک آیین عقلانی می باشد.

 

کالوینیسم در مسیر تکاملی خود چیزی مثبت به ریاضتگرایی بخشید و آن اندیشه و وجوب اثبات ایمان فردی در فعالیت دنیوی است. اینکه فرد چگونه می تواند بفهمد که برگزیده است یا خیر تنها از راه مقایسه با یکی از اولیای برگزیده امکان پذیر است.

 

به عقیدة کالوین هر شخصی باید خود را بر گزیده بداند و وحدت عرفانی با خداوند که عالی ترین تجربة دینی است تنها زمانی رخ می دهد که خداوند از طریق انسانهای برگزیدة خود عمل می کند.

 

کالوین وحدت عرفانی را زمانی می داند که ایمان فرد در عملش ثابت شود. کالوین معتقد بود که تنها فعالیت دنیوی می تواند تردید مذهبی را ذایل کند و به وجود حالت فیض اطمینان ببخشد. یعنی انسان از طریق فعالیت دنیوی که نماد عمل خداوند است می تواند از فیض مطمئن شود.

 

همانطور که لوتر در معانی کلمة حرفه می گوید، وظیفه ای که خداوند برای انسان مقدر فرموده است.

 

به نظر اچ فرانک کار برای تکلیف بهترین نمونة فعالیت ریاضتگرایی بود و اینکه خداوند مهربان انسان را از طریق فیض در کارهایشان رستگار می کند برای آنها انکار ناپذیر بود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 04:16 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تشکیلات سری بیلدربرگ

 

آیا تا به حال نام تشکیلات سری بیلدربرگ به گوشتان خورده است؟ اگر نه مطلب زیر را بخوانید!

 

بیلدربرگ در سال 1954 در هلند توسط شخصی‌ تأسیس شد که آرزویش به وجود آمدن یک اروپای متحد بود و از قضا طرح تشکیل اتحادیه اروپا نیز نخستین بار در بیلدربرگ ریخته شد.

 

تشکیلات بیلدربرگ همه ساله جلساتی برگزار می‌ کند که شرکت کنندگان در آن سیاستمداران برجسته اعم از رؤسای جمهور, سفرا و وزرا, پادشان و ملکه ها و نیز سرمایه داران بزرگ و افراد ذی‌ نفوذ هستند. در جلسات این تشکیلات که پشت درهای بسته برگزار می‌ شود خبرنگاران حضور ندارند. با وجود اینکه حدود نیمی از اعضای شرکت کننده در این جلسات هر سال تعویض می‌ شوند و جای خود را به شخصیتهای جدید می‌ دهند اما در این تشکیلات نماینده ای از دو خانواده معروف یهودی یعنی راکفلرها و روچیلدها که از جمله به امور بانکداری اشتغال دارند حضور دائمی دارند.

 

هدفی‌ که از ابتدا پشت تأسیس بیلدربرگ قرار داشت این بود که از طریق فراهم آوردن فضائی به منظور انجام گفتگوهای غیر رسمی‌ بین سران کشورهای اروپا و آمریکا از به وجود آمدن یک جنگ احتمالی‌ بین این دو قطب جهان در آینده جلوگیری شود. گفته می‌ شود که طرح دو جنگی که در خلیج فارس در سالهای 1990و 2003 میلادی صورت گرفت در این تشکیلات مورد بررسی‌ قرار گرفته بود. همچنین سیاستمداران صرب این تشکیلات را باعث و بانی‌ جنگی می‌ دانند که در دهه نود میلادی گریبانگیر یوگوسلاوی سابق شد و این کشور را تجزیه نمود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 


شبکه سری بیلدربرگ و خاندان والنبرگ

 

هر سال سیاستمداران و سرمایه داران برجسته ‌اروپایی و آمریکایی به دعوت کلوب بیلدربرگ دور هم جمع می‌ شوند تا در مورد مسائل سیاسی و اقتصادی دنیا باهم بحث و تبادل نظر کنند.

 

در سالهای نخستین تأسیس کلوب بیلدربرگ پرنس هلند میزبان شرکت کنندگان در جلسهٔ بود اما بعدها مقرر شد که نمایندگان بیلدربرگ در هر کشوری به صلاحدید خود از بین شخصیتهای برجسته سیاسی و اقتصادی آن کشور تعدادی را گزینش کرده و برای شرکت در جلسهٔ از آنها دعوت به عمل آورند.

 

در سوئد این دعوتها از طرف شخصی‌ به نام مارکوس والنبرگ صورت میگرفت که عضو جمعیت سری شوالیه های سرافیم بود. برادر مارکوس به نام یاکوب والنبرگ هم از اعضای هیئت رئیسه بیلدربرگ یعنی یکی‌ از مهمترین ارگانهای این تشکیلات سرّی‌ به شمار می‌ آمد. این دو برادر متعلق به یکی‌ از مشهورترین و ثروتمندترین خانواده های یهودی در اروپا هستند که به صورت غیر مستقیم کنترل یک سوم از درامد ناخالص ملی‌ کشور سوئد را در دست دارند. با این وجود به ندرت نام اعضای این خانواده در لیست افراد ثروتمند در سوئد دیده می‌ شود. شعار خانواده والنبرگ شعاری است که مارکوس والنبرگ آن را از شوالیه های سرافیم اقتباس کرده و مضمون آن این است که باید همواره به طور نامحسوس عمل کرد یعنی به گونه ای که دیده و شنیده نشویم.

 

خانواده والنبرگ در بحبوحه جنگ و حکومت نازیها حدود 3000 یهودی را که در معرض نابودی قرار داشتند نجات دادند. این خانواده پرجمعیت که از دوستان اسرائیل به شمار می‌ آیند از طریق خرید عمده سهام شرکتهای بزرگ تجاری خود را صاحب آن شرکتها نموده و در سیاستگذاری و تصمیم‌گیری در آنها نقش ایفا می‌ کنند. از جمله این شرکتها که نام آنها به گوش اکثر ایرانیان و فارسی‌ زبان‌ها آشنا می‌ باشد شرکت اریکسون, شرکت اتومبیل سازی ساب و شرکت بولبرنگ سازی SKF است که محصولات خود را به بیش از پانزده کشور جهان صادر می‌ کند. در لیست شرکتهای متعلق به خانواده والنبرگ همچنین به نام موسسه موسوم به صنعت فیلم سوئد که اداره کننده تمام سینماهای این کشور است و نیز بانک SE که از معدود بانک های بزرگ سوئد است برمی‌ خوریم. خانواده والنبرگ در پروژه های بزرگ دیگر با دولت سوئد همکاری می‌ کند. حاصل این همکاری از جمله تأسیس شرکت هواپیمایی ملی‌ سوئد SAS می‌ باشد که یک عضو خانواده والنبرگ در هیئت رئیسه آن حضور دارد. پادشاه سوئد و دیگر افراد با نفوذ همواره به مناسبتهای مختلف در سخنرانی هایشان از خدمات خانواده والنبرگ تقدیر به عمل آورده اند.

 

در آخر نکته ای که باید اضافه کنم اینه که این تشکیلات به طور کاملا مخفیانه عمل میکرد تا اینکه یک خبرنگار آزاد بعد از مدت ها شک و کنجکاوی به وجود این تشکیلات و نحوه ی تشکیل جلساتش پی برد و رازشان را برملا کرد و بعد از آن این تشکیلات مجبور به اعلام رسانه ای و برگزاری جلسات توضیحی و توجیهی شد. ترکیبی از پرنفوذ ترین و پرقدرت ترین افراد دنیا که به زعم خود وظیفه ی برنامه ریزی برای آینده جهان را دارند در این گروه جمع گردیده اند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 04:11 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کمسیون Pontificia Commissione Biblica

 

در سال 1902 میلادی پاپ لئو سیزدهم به منظور مقابله با تفسیرهای جدیدی که از کتاب مقدس صورت میگرفت کمسیونی تشکیل داد به نام Pontificia Commissione Biblica این کمسیون در سال 1964تصویب نمود که کلیه نهادهای وابسته به کلیسا, مفسران کتاب مقدس, نویسندگان متون مذهبی‌, مورخان, باستان شناسان و دانشمندان مرتبط با آن در آینده موظف خواهند بود که خود را با مقررات مصوب این کمسیون تطبیق بدهند.

 

این کمسیون هیچ تفسیری از کتاب مقدس را به جز تفسیر رسمی‌ کلیسا بر نمیتابید و اگر به عنوان مثال محققی تثلیث را زیر سوأل می‌ برد و یا مدعی میشد که برخلاف تصور رایج مسیح به صلیب کشیده نشده است تحقیقات او مورد قبول واقع نمی‌ شد و او ناگزیر بود که خود را با آموزه های سنتی‌ کلیسا وفق بدهد. مسئول کمسیون مزبور کاردینال ژوزف راتزینگر بود که در سال 2005 میلادی به سمت پاپ منصوب شد.

 

یکی‌ دیگر از نهادهای کلیسای کاتولیک که زیر نظر پدر راتزینگر اداره می‌ شد نهادی بود به نام "Congregatio pro doctrina fidei که سابقه تاریخی آن به قرن‌ها پیش برمی‌گشت و از سال 1542به این سو نام دستگاه تفتیش عقاید به آن اتلاق می‌ شد. راتزینگر به عنوان مسئول این نهاد در واقع مفتش اعظم دستگاه تفتیش به شمار می‌ آمد. دادگاهی‌ زیر نظر او اداره می‌ شد که کار آن رسیدگی به تخلفات روحانیونی بود که اعتقادات کلیسا را زیر سوأل برده یا به نوعی تهدیدی برای کلیسا محسوب می‌ شدند.

 

در دوران صدارت راتزینگر تعداد زیادی از روحانیون, مبلغین, معلمین و نویسندگان منتقد کلیسا یا وادار به سکوت شدند و یا از کار بی‌ کار شدند. در بین این افراد اسامی تعدادی از تئولوگ های سرشناس کلیسا را می‌ توان یافت.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:51 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تشکیلات محرمانه Bohemian Grover

 

هر سال در ماه جولای در یکی‌ از جنگل‌های کالیفرنیا به نام مونته ریو، مراسمی برگزار می‌‌شود که طّی آن تندیسی از انسان در مقابل مجسمه بزرگی‌ شبیه جغد به آتش کشیده می‌‌شود. در این مراسم افراد عادی حضور ندارند. شرکت کنندگان در این مراسم سیاستمداران برجسته و ثروتمندان و بانکداران هستند که به مدت دو هفته در این محل گرد هم می‌‌آیند تا ضمن خوشگذرانی در مورد وقایع یک سال بعد دنیا تبادل نظر و برنامه ریزی کنند. از جمله سیاستمدارانی که در این نشستها حضور یافته اند می‌‌توان به رؤسای جمهور آمریکا مانند جرج بوش پدر و پسر، بیل کلینتون، رونالد ریگان، جیمی کارتر، هنری کسینجر و ریچارد نیکسون اشاره کرد.

 

در سال ۱۹۹۱ گزارشگری به نام Dirk Mathison که موفق شده بود وارد این جلسه سری بشود افشا کرد که John Lehman وزیر دفاع آمریکا در این جلسه گفته است در جنگ خلیج حدود دویست هزار عراقی کشته شده اند که این رقم تقریباً دو برابر رقمی‌ بود که رسانه‌های رسمی‌ در آن روز اعلام کرده بودند. به زودی اما مسٔولین کمپانی Time Warner People Magazine که توسط یهودی‌ها اداره می‌‌شود پی‌ به هویت ماتیسون بردند و او از جلسه بیرون انداخته شد. ماتیسون مقاله‌ای در مورد مشاهدات خود در این جلسه سری نوشت که قرار بود به تاریخ ۵ آگوست ۱۹۹۱ چاپ بشود اما از چاپ این مقاله جلوگیری به عمل آمد. ماتیسون در واکنش به این تصمیم در مصاحبه‌ای اظهار داشت وارد شدن به جلسه سری Bohemian Grove به مراتب راحت تر از وارد شدن به دفتر کمپانی تایم وارنر است.

 

به ندرت خبرنگاری موفق شده است وارد جلسات سری اعضای Bohemian Grove بشود و از درون آن خبری به بیرون مخابره کند.

 

Bohemian Grove گروهی متشکل از سیاستمداران و ثروتمندان آمریکایی است که دو هفته در سال گرد هم می‌‌آیند و در مورد تحولات یک سال آینده دنیا در نشستهای غیر رسمی‌ مشورت و برنامه ریزی می‌‌کنند. یکی‌ از خبرنگارانی که موفق شده بود به درون این گروه راه یابد.Dirk Mathison بود که در سال ۱۹۹۱از جمله فاش کرد که در یکی‌ از این جلسات اصطلاح "نظم نوین جهانی‌" را از زبان وزیر دادگستری آمریکا شنیده است.

 

فرد دیگری که موفق شد مخفیانه از مراسم سری Bohemian Grove فیلمبرداری کرده و آن را بیرون بدهد، فیلمسازی است به نام .Alex Jones. او در این فیلم که Dark Secrets Inside The Bohemian Grove نام دارد، نشان می‌‌دهد که چگونه طی‌ مراسمی با حضور شرکت کنندگان تندیسی از انسان دردمند در مقابل مجسمه جغد به آتش کشیده می‌‌شود. او همچنین می‌‌گوید که اعضای شرکت کننده در این نشست‌ها به صرف مواد مخدر و انواع و اقسام اعمال جنسی‌ میپردازند. لینک زیر فیلم کامل الکس جونز است که در بالا اشاره شد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:45 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

جنبش شیطانی برای از بین بردن ازدواج

demonic movement to destroy marriage

حمله به ازدواج جهانی است

The attack on marriage is global

 

برخی از سایتهای کلیسای کاتولیک و پروتستان (کلیساها و اجتماعات بزرگ مسیحی چون، انگلیکن، بابتیستهای شمالی و جنوبی، جماعت ربانی، پرسپتری، انجیلی لوتری، مورمونها، شاهدین یهوه، یگانه انگاران جیززاونلی) رسما از ازدواج دو فرد همجنس دفاع نموده و مطالبی را به جهت تبلیغ و دفاع از ازدواج همجنسبازان در سایتها و رسانه های خود درج نموده اند.

 

بنظر می رسد یک رقابت سنگین بین کلیساها و فرقه های مسیحی برای پذیرش گناه و انحطاط درگرفته است.

 

طی پژوهش‌هایی که "مرکز تحقیقاتی پیو" در ۱۳۳۱ مرکز مسیحی انجام داده است، نشانگر این می باشد که جامعه روحانی مسیحیت امروز در غرب، ازدواج دو همجنس را پذیرفته است!! این آمار نشانگر رشد این پذیرش از رقم 18 درصد در سال 2006 به رقم 62 درصد در سال 2014 رسیده است که رشد چشمگیری را در جامعه کلیسایی و مسیحی غرب نشان می دهد.

 

آیا این یک رفرم جدید در آیین مسیحیت می باشد؟! آیا مسیحیت برخی از روایات و آیات کتاب مقدس را با این عمل انکار می نماید؟! آیا مسیحیت یک دین و آیین از دست رفته می باشد؟! آیا پذیرش ازدواج دو همجنس نیز یکی از شروط نجات در مسیحیت خواهد شد؟!

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:34 ب.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 23

>