تبلیغات
گذرگاه - مطالب ابر اسلام و مسیحیت
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #30

 

دیوید هاروئیتز (David Horowitz) به سال ۱۹۳۹ در یک خانواده یهودی در نیویورک زاده شد. پدر و مادرش، عضو حزب کمونیست آمریکا بودند. هاروئیتز به پیروی از والدینش به افکار کمونیستی گرایش یافت و از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۵ از چهره های برجسته " یهودی - مسیحیان چپگرا" بود. اما رفته رفته به شخصیتی محافظه کار تبدیل شد، وی به یک نومحافظه کار راستگرای افراطی مبدل گشت. مقابله او با اسلام، تقویت و پشتیبانی تئوریک از رژیم اسرائیل برنامه اصلی فعالیتهای وی می‌باشد. او با پیوند دادن اسلام با نژادپرستی و تروریست و نقض حقوق بشر فعالیت دارد. این فرد نژادپرست و اسلام ستیز، به شدت از مسلمانان متنفر است، بطوریکه مسلمانان را یک مشت وحشی و از فرهنگ و تمدن به دور می داند.

 

بیشترین فعالیت و سخنرانی های او در دانشگاه ها و کالج های آمریکا است. هاروئیتز با تدارکات و هزینه های زیادی که انجام می دهد دانشجویان را جذب خود می کند و به شستشوی ذهنی آنها می پردازد. به گزارش نیویورک تایمز، هاروئیتز در دانشگاه های ماساچوست و کلومبیا بیشترین تعداد سخنرانی و فعالیت را داشته است. بر اساس فهرست سایت SPLC- Southern Poverty Law Center او یکی از ۱۰ نفر برتر در فعالیت های ضد اسلامی و نفرت پراکنی در آمریکا لقب گرفته است. او نهادهای عبادی مسلمانان را مکانی مذهبی نمی داند بلکه مکانی برای جمع شدن مسلمانان جهت آموزش های رزمی و قاچاق اسلحه معرفی می نماید.

 

به نقل از سایت "تودیز ورلد" وی هزینه این همایش‌ها، کنفرانس‌ها و دیگر مراسم ضد اسلامی و همچنین مبالغ گزاف فروش انبوه کتاب هایش را به شخصیتها و نهادهای اسلام ستیز به عنوان جوایز حقوق بشری، ادبی و هنری اهدا می نماید. وی توانست با جلب توجه دولت مردان آمریکا و اسرائیل مبالغ هنگفتی را کسب و موسسه ای به نام خودش "مرکز آزادی هاروئیتز" (" Horowitz Freedom Center") راه اندازی نماید.

 

او کتاب های ضد اسلامی بسیاری تاکنون منتشر کرده است و در سایت شخصی خود این چنین مدعی شده که مشکلات و معضلات آمریکا و ناهنجاریهای این کشور توسط مسلمانان ایجاد شده است، راه آزادی و یکپارچه شدن را خالی کردن جامعه از مسلمانان و سیاه پوستان دانسته و بصراحت چنین می گوید: سیاه پوستان در این کشور مایه ننگ و عقب ماندگی جامعه و مسلمانان ارتشی متجاوز برای نابودی آمریکا هستند.

 

او در سخنرانی خود در دانشگاه بروکلین، درباره فعالیت مسلمانان صحبت کرد و مدعی شد این فعالیت ها غیرقانونی و ضد بشریت است. وی مدعی شد آمریکا به رشد و تکامل نمی رسد تا زمانی که افکار مسلمانان در جهان رایج باشد، آمریکا به سختی و سرعت کم پیشرفت می‌کند تا زمانی که مسلمانان به نفاق پراکنی و عملیات تروریستی در کشور آمریکا مشغول هستند.

 

هاروئیتز در سایتی به نام "اسرائیل علیه تروریسم" اسلام و ایران را مانع آرامش دنیا می خواند و اتفاقات تروریستی کل دنیا را به ایران نسبت می دهد و ادعا می کند ایران حامی گروهای تروریستی کل دنیا است. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:32 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #29

 

"دبی اشلوسل" (DEBBIE SCHLUSSEL) در سال ۱۹۶۹ در کالیفورنیا زاده شد. او فارغ تحصیل رشته حقوق، وکیل، عضو انجمن مسیحی یهودی اسرائیل، منتقد فیلم، مفسر سیاسی و وبلاگ نویس است.

 

وی درباره اسلام می‌گوید: "از کودکی هر شبکه ای را که تماشا می‌کردم و هر روزنامه ای را که باز می‌کردم خرابکاری، جنگ و خونریزی بود که مسلمانان آن را به پا کرده بودند". او اکنون در بیشتر فیلم های ضد اسلامی هالیوود نظارت دارد. سایت"لون واچ" Loon Watch نوشته های ضد اسلامی وی را تحریک کننده دانسته و همچنین اشاره شده که او مسلمانان را حیوان نامیده و همه سعی خود را می‌ کند تا در هر جنایت و عملیات خراب کارانه ای راهی برای پیوند دادن آن به اسلام پیدا کند.

 

وی به صراحت در سخنرانی های خود اعلام می کند: مسلمانان مانند حیواناتی درنده و خونخوار هستند و باید سر تمامی مسلمانان را برید، اگر سرشان را نمی‌توان زبانشان را باید بیرون کشید. او در ادامه می گوید: مخالفان اسرائیل، لایق مرگ هستند!

 

او در جای دیگر می گوید: نازی ها یک بار یهودیان را کشتند و این بار مسلمانان این فکر را در سر دارند، ولی ما این بار پیشگیری خواهیم کرد، با نابود کردن مسلمانان دنیا در صلح و آرامش قرار می گیرد. هر کسی که مخالف اسرائیل و سیاست های اسرائیل است لیاقتش چیزی بیش از مرگ نیست، حتی کودکانشان.

 

CNN, FOXNews,VOA از همان شبکه های خبری آمریکایی است که اسلام ستیزهایی مانند دبی اشلوسل در آنجا رفت و آمد می کنند و افکار ضد اسلامی را ترویج می دهند. در یکی از برنامه های فاکس نیوز که اشلوسل با عنوان تحلیلگر مسائل خاورمیانه در آن حضور داشت، وقتی خبرنگار از او این سوال را مطرح کرد که، اوضاع منطقه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ وی گفت: "منطقه خاورمیانه تا زمانی که مسلمانان در آن حضور دارند مرکز تشنج جهان و خون ریزی و جنگ است. این اوضاع از اول تاریخ این گونه بوده و تا زمانی که مسلمانان زنده اند آن منطقه رنگ آرامش نخواهد دید". دبی اشلوسل سالیانه سفرهای متعددی به اسرائیل دارد و در تمامی کتاب هایش به بزرگ نمایی قوم یهود و پیوند برادری آنان با مسیحیان پرداخته و مسلمانان را دشمن مشترک یهودیان و مسیحیان معرفی می کند.

 

"جان جوزف جی" "JOHN JOSEPH JAY" متولد ۲۹ آپریل ۱۹۶۱ در ماساچوست آمریکا است. وی لیسانس روانشناسی خود را از دانشگاه فارامینگا گرفته است. وی یک مبلغ انجیلی و کلیسایی نیز می باشد. "جان جوزف جی" بیانیه های بسیاری برای قتل عام سران و رهبران مسلمان صادر کرده است. به نقل از "هافینگتون پست" جی در گردهمایی ضد اسلامی در نیویورک اعلام کرد یکی از راه های پیشرفت آمریکا نابود کردن مسلمانان است. او یکی از کسانی است که قرآن را به آتش کشیده و تقاضای سوزاندن تمامی مساجد را دارد. این فرد به کمک دو نفر دیگر به نام‌های "پاملا گلر" و "رابرت اسپنسر" گروه متوقف کردن اسلامی شدن در آمریکا را به نام SIOA برپا کردند. همچنین پس از مدتی او اقدام به تأسیس مؤسسه دیگری برای سرکوبی مسلمانان به اسم" طرح ابتکاری دفاع از آزادی آمریکا" (AFDI) همراه با ۴ نفر دیگر نمود، و برای اولین بار امضای خود را بعنوان رئیس این مؤسسه بر اعلامیه های خود زد.

 

این فرد، در پایگاه خبری "گلدن واچ" خواستار قتل عام تمامی مسلمانان شده و این امر را راه حل برقراری آزادی و آرامش برای آمریکا دانسته است. "جی" در مقاله خود آمریکا را به بمبی تشبیه کرده که فیتیله آنرا مسلمانان تشکیل داده اند او می گوید با نابود کردن فیتیله بمب عمل نخواهد کرد. جی بطور علنی و با صراحت می گوید: مسلمانان را بکشید اگرچه آنها برادر، عمو، دختر یا پسرتان باشند، سپس دوباره با تاکید می گوید: پول خود را برای خرید اسلحه و مهمات خرج کنید و بدانید برای دستیابی به آزادی، رفاه و آرامش مجبوریم که مسلمانان را نابود کنیم هرچند اگر آنها برادر، عمو، دختر یا پسرتان باشند."

 

سایت خبری وورد پرس به قتل ۱۷ مسلمان در یک هفته در سال ۲۰۱۱ اشاره کرد و گفت: "اف بی آی" (FBI) پس از تحقیق و برسی درباره این قتل ها به سر دسته اعضای تاسیس کننده (AFDI) "پاملا گلر"، "رابرت اسپنسر"، "آندرس گراورز"، "ریچارد داویس" و "جی" رسیدند. ولی هیچ یک نه تنها متهم نشدند بلکه "جی" از این موضوع ضمن خوشحالی اعلام کرد: "به هدف آزادی و آرامش یک قدم نزدیک شده ایم." ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:30 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #28

 

"فریدون استدا آتن" اهل هلند، معروف به کشیش لاردو، 86 ساله، "رئیس انجمن کلیسا در رنج"، می‌گوید: باید به مسیحیان کشورهای مسلمان کمک کرد، اما من خیلی امیدوار نیستم، زیرا اسلام همچنان تجاوزگراست و برای کلیسا یک خطر محسوب می شود. اسلام برای فرهنگ غرب تهدیدی بلقوه است. انجمن کلیسای در رنج در نقاط مختلف جهان 16 شعبه دارد و مرکز آن در فرانکفورت آلمان می باشد. این انجمن در سال 1998، چهار میلیون دلار به کلیساهای محلی در سراسر جهان کمک مالی کرده که سهم کلیسای ایران از این کمکها، حدود سی هزار دلار در سال 1998 بوده است.

 

این انجمن در شعب مختلف خود تشکیلات گسترده ای متشکل از هزاران کشیش و راهبه فراهم آورده که آنان با فعالیت در کلیساهای مختلف، نسبت به جمع آوری کمکهای نقدی اقدام می‌کنند. به گزارش انجمن مذکور در ایتالیا که عمده ترین شعبه این انجمن در دنیا می‌باشد، در سال 1998، چهار میلیارد لیر به کلیساهای محلی کمک مالی کرده است و هدف از این کمک را که مهمترین برنامه این انجمن عنوان نموده اند، تربیت کشیشان در کشورهای اسلامی است.

 

جیمز وی شال کشیش کاتولیک که تاکنون کتب و مقالات متعددی در موضوعات مختلف به رشته تحریر درآورده است، در آخرین مقاله خود با نام "واقع بینی و اسلام"، با حمله به قرآن کریم و مسلمانان، دین اسلام را دین خشونت و افراط‌گرایی معرفی می‌نماید و می‌گوید: کسانی که در صدد جلوه دادن اسلام به عنوان دینی مدافع صلح و حقوق بشر هستند، با مشکلات زیادی مواجه اند و نمی‌توانند شواهد تاریخی را کتمان کنند ولی مسلمانانی که مدعی خشونت در اسلام هستند و آن را به کار می برند، در واقع چهره واقعی اسلام را نشان می دهند. برخی گمان می‌کنند اگر حمله تروریستی ای رخ می‌دهد، ربطی به اسلام و مسلمانان ندارد، در حالیکه هر حمله تروریستی که در کشورهای جهان صورت می پذیرد، در پشت پرده آن، تعدادی مسلمان وجود دارد.

 

کشیش تری جونز (Terry Jones) متولد سال ۱۹۵۱، تحصیلات او تا پایان مقطع دبیرستان است، یک مدرک الهیات افتخاری از دانشگاه کالیفورنیا دارد. تری جونز، از ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۱۰ شروع به سوزاندن قرآن کرد، و این روز را "روز جهانی سوزاندن قرآن" (International Burn a Koran Day) نامید. این در حالی است که "جونز" بارها اعتراف کرد که هرگز قرآن را نخوانده و نخواهد خواند و به این امر مفتخر است.

 

او که اکثر اوقات خود را در کلیسا می گذراند دو کودک ۱۰ و ۱۵ ساله که به آن کلیسا آمده بودند را مجبور به پوشیدن لباسی ضد اسلامی کرد و آنها را راهی مدرسه نمود. سرپرستی کلیسای ۲۰ هکتاری او و کشیش شدنش به عنوان معمایی مجهول بیان شده و گزارشگر "ان بی سی" می‌گوید: چگونه است که این فرد کشیش از مالیات معاف است و چرا بیشتر از آنکه به مسیح و دین مسیحی در این کلیسا بپردازد سخن ضد اسلامی می زند و بذر نفاق و جنگ با مسلمانان را تبلیغ می نماید؟!

 

کشیش تری جونز قرآن را مروج قتل، تجاوز، تعلیم دهنده تروریست و فریب دادن و اغفال کردن مردم معرفی می‌کند و برای این ادعا حکم سوزاندن قرآن را صادر کرد. او دنیا را در خطر بسیار بزرگی می بیند که اگر جلوی آن گرفته نشود دیر یا زود آزادی تمامی ملل به ویژه آمریکا از بین می رود او این خطر را رشد اسلام می داند.

 

کشیش تری جونز، در یکی از کتابهای خود اسلام را به دیوی تشبیه کرده و نوشته است: "در سال۲۰۱۰ ما به محاکمه قرآن پرداختیم، آنچه از قرآن شنیده بودیم را بیان کردیم، صحت آن از سوی حضار تائید شد و بر اساس قوانین آمریکا قرآن مجرم شناخته شد، و حکمش نابودیست. از آنجا که قرآن از راه دین آمده و در قانون ادیان، مجرم سوزانده می‌شود پس در این روز که ما آن را، به "روز جهانی قضاوت درباره قرآن" نام گذاری نموده ایم، هر ساله به سوزاندن قرآن‌ها می پردازیم." این کشیش بارها در کلیسای خود به سوزاندن قرآن پرداخته و از مردم خواسته این کار را انجام دهند.

 

روزنامه ایندیپندنت انگلیس در گزارشی با اشاره به سفرهای متعدد جونز به اسرائیل، کانادا، فرانسه و سوئد نوشت: جونز محصول تولیدی افکار آمریکایی ضد اسلام است، او پرورش یافته و راهنمایی شده تا با مسلمانان به مبارزه بپردازد و آنها را تحریک به مقابله کند تا با این روش جنگی تمام عیار مذهبی را بین مسیحیان و مسلمانان دامن بزند. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:28 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #27

 

دولتمردان آمریکایی قرن بیست و یکم را «قرن آمریکا» قلمداد می کنند. در این رابطه چند مرکز هسته مشاوران در آمریکا مطالعات و پژوهشهای هماهنگی را انجام می دهند که معروف ترین آنها به قرار زیر می باشند:

1) بنیاد میراث؛ 2) انستیتو هادسون؛ 3) بنیاد فورد؛ 4) بنیاد راکفلر؛ 5) شرکت راند؛ 6) بنیاد برادلی؛ 7) امور خاورمیانه شورای امنیت ملی؛ 8) مرکز سیاستگذاری امنیتی؛ 9) انستیتو اقدام آمریکایی؛ 10) انستیتو یهود برای امور امنیت ملی؛ 11) انستیتو واشنگتن برای سیاستگذاری مسائل خاورمیانه؛ 12) پروژه برای قرن جدید آمریکایی.

در بین این مؤسسات «انستیتو واشنگتن برای سیاستگذاری مسائل خاورمیانه» و «مرکز پروژه برای قرن جدید آمریکایی» نقش حیاتی ایفا می کنند. مشاوران ارشد در امور اسلامی وابسته به این دو مرکز درباره تحولاتی که در کشورهای اسلامی رخ می‌دهد، تجزیه و تحلیلهای خود را در شبکه های تلویزیونی و روزنامه های پرتیراژ آمریکا مطرح می کنند.

 

در سال 1991، دیک چنی وزیر دفاع آمریکا یک گروه مطالعاتی متشکل از 700 نفر از کارشناسان نظامی را به سرپرستی پروفسور پُل ولف ویتز (Paul Wolfowitz) تشکیل داد که استراتژی سیاسی و نظامی آمریکا را بعد از جنگ سرد تعیین نمایند و مطابق این مطالعات، جورج بوش پدر، رئیس جمهوری وقت آمریکا طرح «نظام نوین جهان» (NewWorld Order) را مطرح نمود. پروفسور پل ولف ویتز از سال 1993 تا 2001 ریاست دانشکده مطالعات روابط بین الملل دانشگاه جان هاپکینز را به عهده داشت و سپس به عنوان معاون اول وزارت دفاع آمریکا کار خود را ادامه داد.

 

در ماه ژوئن 1997 پل ولف ویتز، دیک چنی، دونالد رامسفلد و ریجارد پرل که از دولتمردان عالی رتبه آمریکا می‌باشند مؤسسه هسته مشاوران را با عنوان «پروژه برای قرن جدید آمریکایی» در واشنگتن تأسیس کردند و شعار این مؤسسه «از جمهوری تا امپراتوری» بود. در اعلامیه تشکیل این مؤسسه که در روز 3 ژوئن 1997 میلادی انتشار یافت بعد از به قدرت رسیدن دولت جورج بوش، این طرح به عنوان استراتژی دولت آمریکا در آغاز قرن بیست و یکم به اجرا گذاشته شد.

 

برای تحقق امپراتوری جهانی آمریکا، افزایش بودجه نظامی، افزایش پایگاههای نظامی در سراسر جهان، مداخله نظامی در خاورمیانه و آسیای مرکزی، سلطه کامل بر منابع غنی نفتی خاورمیانه و دریای خزر، حملات نظامی علیه کشورهایی که مخالف سیاستهای آمریکا می باشند، تأمین امنیت کامل برای اسرائیل، برقراری وضعیت اضطراری دائم در داخل آمریکا و خروج از پیمان نامه های بین المللی که مخالف منافع آمریکا باشند، اخراج مهاجران مسلمان از خاک آمریکا پیش بینی شده است.

 

بدین ترتیب پروفسور پُل ولف ویتز معاون اول وزارت دفاع آمریکا گردید، و دوگ فیث لوئیس رئیس دفتر دیک چنی و ریچارد پرل مشاور وزارت دفاع این کشور شد. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:25 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #25

 

در سال 2001 دولت و کنگره آمریکا اظهار نمودند شمار کارشناسان دولتی که به زبانهای خاورمیانه و آسیای مرکزی مسلط باشند بسیار اندک است و تعداد کارشناسان دولتی با مهارت کامل در این زبانها باید افزایش پیدا کند، چرا که تربیت اسلام شناسان در آمریکا جزء آموزش دفاع ملی کشور محسوب می شود؛ زیرا منافع استراتژیک آمریکا در کشورهای اسلامی نهفته است.

 

علاوه بر بودجه دولتی صد میلیونی دولت آمریکا برای مطالعات اسلامی در این کشور، مؤسسات و شرکتهای چند ملیتی آمریکایی مانند فورد، راکفلر، راند، کارنگی، هودسون و برادلی هم کمکهای مالی زیادی برای مطالعات ضد اسلامی به موسسات و دانشگاهای دولتی و غیرانتفاعی این کشور ارائه می دهند.

 

حوزه های دینی (Seminaries) مسیحیان پروتستان آمریکا هم بخشهای مطالعات اسلامی را به وجود آورده اند که هدف آنها به قول خودشان: تخریب و تضعیف دین اسلام و جذب مسلمانان به مسیحیت می باشد. این حوزه های دینی هم کتابهای فراوانی را علیه اسلام تألیف نموده اند که در آنها آشکارا به قرآن کریم، پیامبر اسلام، اهل بیت و صحابه ایشان توهین می شود. حوزه دینی معروف مسیحیان پروتستان آمریکا به نام حوزه دینی هارتفورد واقع در کانک تیکت آمریکا از قدیمی‌ترین بخش مطالعات اسلامی در این کشور است و مجله ای با عنوان «جهان اسلام» را از سال 1938 تاکنون منتشر می نماید.

 

کشیش جری فالول (Jerry Falwell) پت رابرتسون (Pat Robertson) هال لیندسی (Hal Lindsey) معروفترین کشیشان پرنفوذ پروتستان آمریکا هستند که روابط نزدیکی با کاخ سفید دارند؛ اسقف فرانک لین گراهام که کشیش رسمی کاخ سفید می‌باشد بارها در سخنرانی‌های خود مستقیما به قرآن کریم و پیامبر اسلام و مسلمانان توهین کرده است. کشیش گراهام دارای چندین موسسه خیریه مسیحی و مسیونری است که تحت نظر مستقیم او اداره می شوند و هدف اصلی آنها تبلیغ در کشورهای اسلامی و مسیحی نمودن مسلمانان است.

 

مسیحیان انجیلی در آمریکا خود را مبلغان انجیل (Evangelist) می‌نامند آنها ادعا می‌نمایند که مسیحیان دوباره تولد یافته (نو انجیلی) هستند و از فعالترین تشکیلات کلیسایی در آمریکا به حساب می آیند و در مراکز سیاسی این کشور نفوذ زیادی دارند. یکی از اهداف عمده آنها مسیحی نمودن مسلمانان با تبلیغات گسترده رسانه ای و کمک مستقیم مالی و همراه شدن با نظامیان اشغالگر دولت ایالات متحده آمریکا می‌باشد.

 

مراکز مطالعات استراتژیک و کارشناسان امور خاور میانه که از اعضای برجسته مراکز «هسته مشاوران» (Think Tanks) می باشند فعالیتهای پژوهشی زیادی در مورد مطالعات جهان اسلام دارند.

 

دکتر داگلاس لیتل استاد تاریخ دانشگاه کلراک در ورستر، ماسوچوست آمریکا، در کتاب خود با عنوان "خاورشناسی آمریکا"؛ به دولت پیشنهاد می‌کند که برای سلطه بر جهان اسلام باید در خاورمیانه و خلیج فارس یک جنگ محدود و کنترل شده را آغاز نماید، چرا که مداخله پنهان دولت آمریکا در خاورمیانه به خاطر تجزیه و تحلیلهای نادرست اسلام شناسان آمریکایی تاکنون دستاورد چندانی نداشته است و برای تسلط بر منابع غنی نفتی خاورمیانه، تأمین و تضمین کامل امنیت اسرائیل و سرکوبی نهضت‌های اسلامی لازم است دولت آمریکا با ایجاد هسته های جهادی دروغین جنگ محدودی را در این مناطق آغاز نماید. این نویسنده آمریکایی اظهار می‌دارد که اسرائیل با تولید سلاحهای اتمی، شیمیایی و بیولوژیکی باید طرح «صلح در برابر زمین» را کنار گذاشته و طرح ایجاد «صلح با قدرت» را اجرا نماید. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:19 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #24

 

برنارد لوئیس، اسلام شناس برجسته آمریکایی در سال 2002 کتابی را با عنوان اشکال کار کجا بود؟ تألیف نمود که در آن خواستار تجدید نظر در روشهای مطالعات اسلامی در آمریکا گردید.

 

وی می‌گوید: اصلاحاتی که از جانب حکام وابسته به آمریکا در کشورهای اسلامی بعد از جنگ جهانی دوم عملی گردید ساختارهای نظامی، سیاسی و اقتصادی را دربر می گرفته است و مکاتب فکری غرب مانند سوسیالیسم، ملی گرایی، لیبرالیسم و پلورالیسم هم از لحاظ نفوذ در جوامع اسلامی با شکست کامل روبه رو شده اند. او پیشنهاد می‌کند مسلمانان فقط با اصلاحات تفکر دینی و اعتقادی می‌توانند پیشرفت نمایند و در این زمینه دولت آمریکا باید به مسئولیت خود در برابر مسلمانان عمل نماید!!.

 

پروفسور آرماندو سالواتور بنیانگذار و مدیر «انجمن پژوهشهای اجتماعی در ایتالیا» که درباره اسلام در اروپا تحقیقات گسترده انجام می دهد در کتاب خود با عنوان اسلام و مباحث سیاسی درباره مدرنیسم که در سال 1997 میلادی چاپ گردید، اظهار می‌دارد: از آنجا که حس آگاهی اجتماعی جهان غرب درون گرا است آنها اسلام را با همین تفکر تفسیر و تأویل کرده اند و روشنفکران کشورهای اسلامی پرورش یافته در دانشگاه های غرب نیز خواهان تجدید نظر در مبانی و اصول اسلامی بوده اند.

 

در آمریکا مراکز مطالعات اسلامی برای تأمین منافع دولت آمریکا به وجود آمده اند و رهبری آن را اسلام شناسانی مانند برنارد لوئیس و همیلتون گیب که دشمنی علنی با اسلام را در نوشته های خود بیان کرده اند بر عهده دارند و آنها اسلام شناسانی را در آمریکا تربیت نموده اند که تبلیغات گسترده علیه اسلام و مسلمانان جهان را انجام می‌دهند. از شاگردان معروف آنها افرادی مانند لئونارد بیندر (Leonard Binder)، اِلی کیدوری (Elie Kedourie)، دانیل پایپس (Daniel Pipes)، مارتین کرامر (Martin Kramer)، توماس فریدمن (Thomas Friedman)، دیوید پرایس جونز (David Pryce-Jones)، مارتین پریتز (Martin Peretz)، نورمان پاد هورتز (Norman Podhoretz)، چالز کراتامر (Charles Krauthammer)، ویلیام کریستول (William Kristol)، جودیت میلر (Judith Miller)، جاناتان هریس (Jonathan Harris)، رونی استیل مان (Ronni Stillman)، و جاناتان شوانزر (Jonathan Schanzer) را می‌توان نام برد.

 

از سال 2001 میلادی کنگره آمریکا بودجه بخش مطالعات اسلامی دانشگاههای این کشور را 26 درصد افزایش داد و این بودجه سالیانه از 78 میلیون دلار به 5/98 میلیون دلار بالغ گردید.

 

بر این اساس، تعداد دانشجویان در بخشهای مطالعات اسلامی دانشگاههای آمریکا از 65 نفر به 130 نفر افزایش یافت که مخارج کامل آن را دولت آمریکا پرداخت می‌نماید. همچنین دستور تشکیل سه مرکز جدید آموزش زبانهای عربی، ترکی و فارسی در دانشگاههای آمریکا صادر شد.

 

در سال 1958 میلادی کنگره آمریکا «لایحه آموزش دفاع ملی» را تصویب کرد که مطابق ماده ششم این لایحه 8 میلیون دلار برای توسعه و راه اندازی مراکز مطالعات اسلامی در دانشگاههای آمریکا تصویب گردید. همه ساله کنگره آمریکا بودجه ماده ششم این لایحه را افزایش می دهد. بودجه دولتی برای مطالعات اسلامی در آمریکا که در سال 1958 میلادی فقط 8 میلیون دلار بود و در سال 2002 به 5/98 میلیون دلار افزایش پیدا کرد. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:16 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #23

 

آمریکا برای سلطه بر جهان اسلام، تعدادی مرکز مطالعات اسلامی تاسیس نمود. هر ساله بنیادهای معروف آمریکایی مانند بنیاد کارنگی، بنیاد فورد، بنیاد راکفلر، شرکت راند، شورای آمریکایی برای مطالعات علمی، مؤسسه هودسون و بنیاد برادلی، کمکهای مالی فراوانی برای مطالعات اسلامی پرداخت می نمایند. وزارت امور خارجه آمریکا و وزرات دفاع «پنتاگون» برای تنظیم سیاستهای خود درباره جهان اسلام بیشترین کمکهای مالی را به مطالعات اسلامی در آمریکا و مؤسسات علمی و فرهنگی وابسته خود در کشورهای اسلامی اختصاص می دهند. سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی دولت آمریکا مانند اف بی. آی و سازمان سیا و سازمان ان اس ای ، تمامی مراکز اسلام شناسی در آمریکا و اسلام شناسان وابسته به این مراکز را کاملاً تحت کنترل خود دارند.

 

در سال 1947 میلادی انستیتوی خاورمیانه در شهر واشنگتن توسط بخش مطالعات وزارت امور خارجه آمریکا تأسیس گردید و فصلنامه خاورمیانه توسط این مرکز هر سه ما یک بار به چاپ می رسد. این مرکز در حقیقت اصلی ترین مرکز مطالعات اسلامی در آمریکا می باشد، نظرات و پیشنهادات و راهنمایی‌های این موسسه نفوذ زیادی بر روی سیاستمداران و سناتورها دارد.

 

در سال 1951 میلادی، شورای تحقیقات علوم اجتماعی آمریکا یک کمیته مشترک برای تشویق مطالعات اسلامی در این کشور به وجود آورد. این مؤسسه اسلام شناسان معروف اروپایی، مخصوصا از انگلستان مانند برنارد لوئیس، همیلتون ا. ر. گیب و گوستاف فون گرونبام را در مراکز مطالعات اسلامی در آمریکا استخدام کردند که وظیفه اصلی آنها تربیت اسلام شناسان و ارائه تجزیه و تحلیل درباره مسلمانان و کشورهای اسلامی برای دولتمردان آمریکایی به منظور سلطه سیاسی و اقتصادی آمریکا بر جهان اسلام است.

 

با افزایش منافع و حضور آمریکا در جهان اسلام مخصوصا در خاورمیانه مؤسسه فعالی به نام «انجمن مطالعات خاورمیانه» تأسیس گردید که یک شبکه گسترده از موسسات اسلام شناسی خرد و کلان را در این کشور به وجود آورد. این مرکز عهده دار توسعه مطالعات اسلامی در آمریکا و هماهنگی بین اسلام شناسان و برگزاری سمینارها و انتشار فصلنامه های علمی درباره اسلام و مسلمانان می باشد.

 

دولت آمریکا برای استفاده از خدمات اسلام شناسان وابسته به خود در کشورهای اسلامی چندین مرکز مطالعات اسلامی و دانشگاه در چند کشور اسلامی تأسیس کرده است؛ مانند دانشگاه آمریکایی در بیروت، دانشگاه و مرکز تحقیقات آمریکایی در قاهره و انستیتو تحقیقاتی آمریکایی در ترکیه، که از مراکز مهم علمی و فرهنگی دولت آمریکا در خاورمیانه اند.

 

مسئولیت مراکز یاد شده، شستشوی مغزی و تربیت روشنفکران محلی است که بتوانند منافع دولت آمریکا را در خاورمیانه تأمین نمایند. بعد از جنگ جهانی دوم مطالعات اسلامی تحت عنوان «مطالعات منطقه ای» انجام می‌شود.

 

از جانب دولت آمریکا 36 انجمن «مطالعات منطقه ای» در آمریکا و کشورهای خاورمیانه تأسیس گردیده است که زیر نظر «انجمن مطالعات خاورمیانه» در آمریکا و خاورمیانه مطالعات اسلام شناسی را انجام می دهند.

 

در مطالعات منطقه ای علاوه بر رشته علوم اسلامی به سایر رشته های علمی مخصوصا علوم سیاسی، اقتصاد، جامعه شناسی، و انسان شناسی در جوامع اسلامی به طور گسترده پرداخته می شود، تا بتوانند با جوامع و سنتهای غیر غربی ارتباط نزدیک برقرار نمایند و به همین دلیل برای انجام مطالعات اسلامی در آمریکا از دانشمندان برجسته سایر علوم اجتماعی به طور گسترده استفاده می شود.

 

در گزارش مریپ از شبکه مطالعات خاورمیانه آمده است: اسلام شناسان جدید در آمریکا سعی نموده اند لحن توهین آمیز علیه پیامبر اسلام و قرآن کریم را کمی تعدیل نمایند تا حساسیت مسلمانان علیه دولت آمریکا را کاهش دهند، لیکن آنها برای ایجاد اصلاحات در جوامع اسلامی که بتواند منافع دولت آمریکا را تأمین نماید اسلام را به عنوان دینی عقب افتاده معرفی می‌کنند که کاملاً با دموکراسی، مدرنیسم، پیشرفت علوم و حقوق زن مخالف است.

 

مراکز آزاد غیر دانشگاهی در آمریکا، که مطالعات اسلامی انجام می‌دهند به قرار زیر می باشند:

1) شورای سیاستگذاری خاورمیانه / The Middle East Policy Council

2) انستیتو اقدام آمریکایی واشنگتن / American Enterprise Institute, Washington

3) مرکز سیاستگذاری امنیتی واشنگتن / Center for Security Policy, Washington

4) پروژه برای قرن جدید آمریکایی واشنگتن / The Project for the New American Century, Washington

5) انستیتو واشنگتن برای سیاستگذاری در خاورنزدیک واشنگتن / Washington Institute for Near East Policy, Washington

6) مرکز مطالعات خاورمیانه فیلادلفیا پنسیلوانیا / The Middle East Forum, Philadelphia, Pennsylvania

7) مرکز هاگوب کورکیان نیویورک / Hagop Kevorkian Center, New York

8) آکادمی آمریکایی برای دین آتلانتا / The American Academy of Religion, Atlanta

9) شرکت آمریکایی خدمات تربیتی و آموزشی خاورمیانه واشنگتن / American Mideast Education and Training Service Inc, Washington

10) انستیتو خاورمیانه واشنگتن / The Middle East Institute, Washington

11) مرکز مطالعات اسلامی راکفلر در کتابخانه کنگره آمریکا واشنگتن / Library of Congress, Rockfeller Fellowship in Islamic Studies

12) انستیتو شرقی شیکاگو / Oriental Institute, Chicago

13) حوزه دینی هارتفورد کانک تیکت / Hartford Seminary, Connecticut

14) انستیتو امور خاورمیانه و شمال افریقا هایتزویل / Institute of Middle East and North African Affairs, Hyattsville, M.D

15) انستیتو مطالعات عرب بل مونت / Institute of Arab Studies, Belmont

 

بخشهای علمی دانشگاهها در آمریکا با عناوین بخش مطالعات خاورمیانه، بخش مطالعات خاورنزدیک، بخش مطالعات ادیان و بخش مطالعات اسلامی، به مطالعه و تحقیق درباره جهان اسلام می پردازند.

 

دانشگاههای آمریکا که تحت عنوان «بخش مطالعات خاورمیانه» مطالعات اسلامی انجام می‌دهند به قرار زیر می‌باشند:

1) دانشگاه نیویورک؛ 2) دانشگاه یوتا؛ 3) دانشگاه درو، نیوجرسی؛ 4) دانشگاه پنسیلوانیا؛ 5) دانشگاه آریزونا؛ 6) دانشگاه کالیفرنیا، برکلی؛ 7) دانشگاه میشیگان؛ 8) دانشگاه تگزاس؛ 9) دانشگاه ایموری، آتلانتا؛ 10) دانشگاه اوهایو؛ 11) دانشگاه شیکاگو.

 

دانشگاههای آمریکا که تحت عنوان «بخش مطالعات خاور نزدیک» مطالعات اسلامی انجام می‌دهند از این قرار می‌باشند:

1) دانشگاه واین، دیترویت؛ 2) دانشگاه کالیفرنیا، لُس آنجلس؛ 3) دانشگاه هاروارد، کمبریج؛ 4) دانشگاه بینگانتون، نیویورک؛ 5) دانشگاه برگ هام یانگ، یوتا؛ 6) دانشگاه ایندیانا، بلومینگ تُن؛ 7) دانشگاه پرینستون نیوجرسی؛ 8) دانشگاه جان هاپکینز، بالتی مور؛ 9) دانشگاه مینه سوتا، می نیاپولیس؛ 10) دانشگاه کورنِل، ایتاکا؛ 11) دانشگاه ایلی نویز، اوربانا شامپاین.

 

دانشگاههای آمریکا که تحت عنوان بخشهای «مطالعات اسلامی» و «مطالعات ادیان»، به مطالعات اسلامی می‌پردازند به قرار زیر می‌باشند:

1) دانشگاه یال، نیوهیون؛ 2) دانشگاه واشنگتن، ساتل؛ 3) دانشگاه واشنگتن، سنت لوئیس؛ 4) دانشگاه دیوک، دورهام؛ 5) دانشگاه اوریگن؛ 6) دانشگاه ویرجینیا، چارلوتزویل؛ 7) دانشگاه کالیفرنیا، سانتاباربارا؛ 8) دانشگاه کلمبیا، نیویورک؛ 9) دانشگاه ماسوچوست، امهرست؛ 10) دانشگاه جورج تاون، واشنگتن؛ 11) دانشگاه تمپل، پنسیلوانیا؛ 12) دانشگاه ایلی نویز جنوبی، ادوارد ویل؛ 13) دانشگاه جورج واشنگتن، واشنگتن. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:13 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #22

 

اسلام شناس معروف و معاصر برنارد لوئیس (Bernard Lewis) که نقش بسزایی در تحریف تاریخ خاورمیانه داشته است در کتاب اسلام و غرب چنین اقرار می کند: جهان مسیحیت از قرون وسطی تا به حال مطالعات اسلام را با دو هدف دفاع از مسیحیت در مقابل مباحث مسلمان و مسیحی نمودن مسلمانان جهان انجام داده است.

 

غربی ها (اروپا و آمریکا) در طول چندین قرن استیلای نظامی بر جهان اسلام، هجوم همه جانبه ای را برای نابودی اعتقادات مسلمانان آغاز کره اند و قرآن مجید، احادیث و سیره پیامبر اسلام مستقیما مورد حمله سیاستمداران، کشیشان، اندیشمندان، روزنامه نگاران و سینماگران قرار گرفته اند.

 

آنها با تجربه چندین قرن مطالعه درباره اسلام و مسلمانان از همه ترفندها، حیله ها و امکانات گسترده مالی و تبلیغی استفاده می نمایند تا مسلمان را مسیحی نمایند؛ از این رو می‌کوشند تا با تحریفات گسترده در ارکان اسلام و وارد کردن شبهات متعدد، مسلمانان در اعتقادات دینی خود دچار تردید و تجدید نظر شوند. به همین دلیل است که اسلام شناسان آمریکایی و اروپایی در دو دهه گذشته تعداد زیادی کتب و مقاله در زمینه مطالعات قرآنی و پیامبر اسلام منتشر کرده اند که هدف اصلی آن، ایجاد شک و شبهه در اعتبار قرآن مجید و رسالت پیامبر اسلام می‌باشد.

 

کلیساها و کشیشان، سیاستمداران، صاحب نظران، گروههای فرهنگی اجتماعی مسیحی، در اروپا و آمریکا با مسلمانان شدیدا در تعارض می باشند. آنها جریانات متعدد حقوقی و اجتماعی را علیه مسلمانان با همان روحیه دیرینه جنگهای صلیبی شکل داده اند و توسط رسانه های خود همراه با شانتاژ و پروپگاندای تبلیغاتی بر ضد بلاد مسلمین و مسلمانان بسیار فعال هستند.

 

اسلام شناسان معروف آمریکایی مانند همیلتون ا. ر. گیب و گوستاف فون گرونبام در تألیفات خود اسلام را فقط یک جنبش فرهنگی می دانند که آثار آن به عنوان محصول فرهنگی باید در موزه ها نگهداری شود. آنها بارها در سخنرانیهای خود خواستار به وجود آوردن اصلاحات در مبانی و اصول دین اسلام شدند.

 

فون گرونبام اعلام می دارد که با وجود آوردن اسلامِ منهای روحانیت، مسلمانان اصول و ارزشهای فرهنگی حاکم بر جهان غرب را خواهند پذیرفت. همیلتون ا. ر. گیب و آلفرد گویلوم در کتابهای خود "دین محمّدی و اسلام" با بحثهایی درباره خاتمیت پیامبری حضرت محمد، به شبهه افکنی پرداخته، اظهار می دارند که اسلام فقط یک دین عربی می باشد که برای وجود آوردن آن کاملاً به ادیان یهود و مسیحیت وابسته بوده است.

 

قرن حاضر نیز کشورهای استعمارگر اروپایی با برتری قدرت نظامی موفق شدند بیشتر جهان اسلام را مستعمره خود سازند و در دوران «استعمار نوین» کشورهای استعمارگر غربی با تهاجم همه جانبه فرهنگی می‌خواهند با تضعیف ایمان مسلمانان، سلطه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خود را بر جهان اسلام ادامه دهند. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 04:28 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #21

 

دانکن بلاک مک دونالد میسیونر مسیحی متولد اسکاتلند که زندگی خود را در آمریکا گذراند در کتاب خود به نام سیمای اسلام، که در سال 1911 م در نیویورک چاپ گردید، اظهار می دارد: اسلام با هجمه و نفوذ تمدن غرب به زودی متلاشی خواهد شد و میسیونرهای مسیحی وظیفه دارند که مسلمانان جهان را مسیحی نمایند و آنها را به سوی کلیساها راهنمایی کنند. وی توصیه می نماید که «به اسلام و پیامبر آن مستقیما حمله نکنید، فقط بگذارید که ایده های جدید اساس اسلام را نابود کند.

 

اسقف مونتگمری وات یکی از میسیونرهای معروف اسکاتلندی، استاد برجسته اسلام شناسی در دانشگاه ادینبورگ در کتاب خود به نام "محمّد در مدینه" می نویسد: ظاهرا محمّد کوشش نموده اسلام را در قالب دین یهود تشکیل دهد، اگر یهودیان با محمّد کنار می آمدند اسلام فقط به عنوان یکی از فرقه های یهود ظاهر می گردید. در حقیقت اسلام شناسان میسیونر مسیحی فقط یک هدف را تعقیب می کنند و آن اینکه نبوت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و قرآن کریم را به عنوان وحی الهی تکذیب نمایند. آنها مطالعات اسلام را به خاطر شناخت این دین انجام نمی‌دهند و مقصد آنها فقط بی اعتبار کردن دین اسلام است.

 

اسلام شناسی در چهار قرن گذشته در کشورهای اروپایی با هدف سلطه نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بر جهان اسلام انجام شده است و اسلام شناسان یهودی و مسیحی اروپایی با پژوهشهای خود کوشیده اند تا سلطه استعمارگران اروپایی بر جهان اسلام را مشروعیت بخشند. از آغاز مطالعات آکادمیک درباره اسلام در اروپا بر این قاعده کلی که «دشمن خود را بشناس» استوار بوده است و در این مأموریت، خاورشناسان و میسیونرهای مسیحی به سان دو لبه یک شمشیر، با هم کاملاً ارتباط داشته اند. از همان زمان از سوی دولتهای استعماری مخصوصا انگلستان چندین مؤسسه تبشیری برای ترویج مسیحیت در جوامع اسلامی تأسیس گردید.

 

بطور مثال درباره اسلام و سرزمینهای اسلامی، انگلستان احساس می‌کرد که به عنوان یک قدرت مسیحی، منافع مشروعی دارد که باید از آنها نگهداری کند. از این رو دستگاه پیچیده ای به منظور مراقبت و محافظت از این منافع به وجود آمد؛ سازمانهای پیشگام و اولیه ای نظیر "انجمن ارتقای دانش مسیحی" در سال 1698 میلادی و "انجمن نشر کتاب مقدس در سرزمینهای خارجی" در سال 1701 میلادی به وجود آمدند که بعدها انجمنهای دیگری به مانند «انجمن میسیونری پاپتیست» 1799 میلادی، «انجمن میسیونری کلیسا» 1799 میلادی، «انجمن بریتانیا و کتاب مقدس برای سرزمینهای خارجی» 1804 میلادی جهت خواسته های توسعه طلبانه اروپای مسیحی تاسیس گردیدند و در کشورهای اسلامی شروع بکار نمودند.

 

سر ویلیام مویر، میسیونر معروف در چندین کتاب که علیه اسلام تألیف کرده است تهمتهای ناروائی علیه اسلام، قرآن کریم و حضرت محمد ص، همراه با تحریف حقایق نوشته است، آن وقت این کتابها توسط دانشگاه های اروپا و آمریکا به عنوان کتب مرجع درباره اسلام به محققین غربی معرفی می‌گردد.

 

نورمن دانیل در کتاب اسلام و غرب اظهار می دارد: استفاده از شواهد دروغین از جانب غرب برای حمله به اسلام یک روش همیشگی بوده است. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 04:12 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #20

 

ساموئل هانتینگتون نظریه پرداز غرب مسیحی، ایده نظریه برخورد تمدنها را در کتابی مطرح ساخت. وی در این نظریه جهان را به سه تمدن تقسیم کرد؛ تمدن غرب، تمدن اسلام و تمدن کنفوسیوس چین. آنچه نامفهوم و عجیب می‌نماید این است که هانتینگتون در نظریه خود اسلام و آیین کنفوسیوس را در پیمانی مشترک بر ضد غرب مسیحی کنار هم نشانده است. این بدان معنا است که غرب، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، وارد جنگی مذهبی و سیاسی تمام عیار با تمام جهان اسلام شده است. وی بطور واضح و علنی در جای دیگری می‌گوید: ما نیاز به دشمن داریم و اگر نباشد، باید خلق کنیم؛ باید اسلام جایگزین مارکسیسم شوروی ‌شود.

 

برناردلوییس نظریه پرداز و نویسنده کتاب "خشم اسلامی"، خواهان پیشگیری از پذیرش اسلام در غرب شد و دلایل خود را عنوان نمود که اسلام باعث بازگشت ما به قرون وسطی، عصر پرده نشینی، رونق حرم سراها و بردگی می شود، به نظر می رسد که برناردلوییس از جریان تشکیل گروهای جهادی تقلبی اسلامی توسط آمریکا و اروپا خبر داشته است!! مانند: "القاعده، طالبان، داعش، جیش العدل، جندالله، جبهة النصرة، بوکوحرام، سپاه صحابه، جیش الاسلام، ارتش آزاد سوریه، شبکه حقانی، الشباب سومالی، جیش المجاهدین والأنصار، جیش الفتح، احرار الشام، جندالاقصی، جیش السنه، فیلق الشام، لواء الحق، اجناد الشام، فتح الشام، گردان توحید الاسلام، گردان الانصار، جبهه اسلامی سوریه، و ..."

 

میشل هولباگ نویسنده و مبلغ مسیحی می گوید: جنگ علیه اسلام گرایی با کشتن مسلمانان فایده ای ندارد فقط با فاسد کردن آنها می توان به این پیروزی دست یافت. پس باید به جای بمب، بر سر مسلمانان دامن های کوتاه فرو بریزید.

 

همفر جاسوس انگلستان در کشورهای اسلامی در خاطرات خود می نویسد: زنان مسلمانان دارای حجاب محکمی هستند، که نفوذ فساد در میانشان ممکن نیست. به هر وسیله ای شده باید زن مسلمان را از حجاب اسلام خارج کرد. وقتی زنان آنها از حجاب خارج شوند، مردان و جوانان فریفته می شوند و فساد در خانواده‌ها رخنه می‌کند. اینگونه می‌توان عقاید آنان را سست نمود. همفر یکی از 5000 مامور انگلیسی گماشته شده برای تضعیف مسلمین است که بریتانیا می کوشد تعداد آنها را تا پایان قرن هجدهم به 100000 برساند.

 

همفر می گوید: " زمانی که ما به این تعداد برسیم تمام مسلمین را زیر سلطه خواهیم گرفت و اسلام را به وضعیت رقت باری خواهیم رساند که هرگز از آن بهبود نیابد. در یكی از همایش های مان خود وزیر و ‌بالاترین مقامات كشیشی و تعدادی از كارشناسان شركت داشتند. بیست نفر از ما آنجا بودیم. همایش سه ساعت به طول انجامید و نشست آخر بدون دستیابی به نتیجه ای مثمر ثمر خاتمه یافت.

 

اما كشیشی گفت: نگران نباشید! چرا كه مسیح و همراهانش پس از سیصد سال شكنجه و تبعید و كشته شدن به قدرت رسیدند. امید است او از عالم غیب نگاهی به ما اندازد و بیرون كردن كافران (منظورش مسلمانان است) از مراكزشان را به ما عطا كند حتی اگر پس از سیصد سال باشد. ما می بایست به ایمانی راسخ و صبری طولانی خود را مسلح كنیم! ما باید برای كسب سلطه از تمامی انواع رسانه ها بهره بگیریم و همه شیوه های ممكن را بیازماییم و طریق مسیحیت را در میان محمدیان منتشر سازیم. حتی اگر بعد از قرن ها به نتیجه برسیم چرا كه پدران برای فرزندانشان كشت می كنند.

 

در این همایش طرح های پراكنده كردن مسلمانان و ترغیب آنها به رها كردن عقیده شان و ایمان آوردن آنها (یعنی مسیحی شدن) همانطور كه اسپانیا قرنها پس از مسلمان بودن به مسیحیت برگشت مورد بحث قرار گرفت. اما نتایج حاصله آنگونه كه انتظار می رفت نبود. من درباره همه صحبت هایی كه در آن همایش شد در كتابم با نام "به سوی ملكوت مسیح " نوشته ام. ما باید دشواری ها را آسان سازیم و بر آنها فائق آییم. مسیحیت برای منتشر شدن آمده است. در نتیجه ی تلاش ها و كارهای بزرگ وزارتخانه ما و دیگر حكومت های مسیحی، مسلمانان در حال حاضر در سراشیبی سقوط قرار دارند و از سوی دیگر مسیحیان در حال بدست آوردن قدرت هستند. اینك زمان آن فرارسیده است كه ما جاهایی را كه در طول قرن ها از دست دادیم دوباره به چنگ آوریم. نابودی اسلام وظیفه ای مبارك است.

 

ویل دورانت در کتاب خود می گوید: در قرن سیزدهم بر اثر تماس با اسلام از راه مبارزات صلیبی و ترجمه کتب، این اقلیت بی اعتقاد به شریعت مسیح، رو به افزایش نهاد.

 

فروید روانشناس و جامعه شناس مسیحی: ما کاری می کنیم که به زودی روابط جنسی زن و مرد چنان آشکار انجام شود که در نظر جوان مسلمان، دیگر هیچ چیز مقدسی مفهوم نداشته باشد. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 04:09 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #19

 

هِگل، فیلسوف مسیحی آلمانى (1831-1770م) ، درباره اسلام و مسلمانان دچار پندارگرایى شده و درباره اسلام به بورژوازى غرب مژده داد كه «روزگاران درازى است كه اسلام از پهنه تاریخ از دیدگاه كلى رخت بربسته و در كنج عزلت به آرامش‏گونه خاورزمینى پناه آورده است». هگل اسلام رایكسره با ترس و وحشت همراه خوانده و ویژگى‏هاى مسلمانان را در چارچوب احساساتى شدید، شورانگیز، بى‏بندوبار، بى‏كرانه و بى‏اعتنا به دیگر ارزش‏ها محدود دیده است. هگل درباره جنگ‏هاى صلیبى نیز دور از واقع‏گرایى به داورى نشسته و کشتار مسلمانان را حق مسیحیان دانسته است. وى بى‏توجه به انگیزه‏هاى گوناگون سیاسى، اقتصادى و اجتماعى جنگ‏هاى صلیبى، خواستِ مسیحیان را در آن جنگ‏ها تنها «دست‏یابى بر وجود حاضر و حتمى پروردگار» توصیف كرده است هگل در حقیقت به بورژوازىِ در حال اوج غرب؛ راهنمایی مى‏كند كه اسلام با آن ویژگى‏هاى نكوهیده اكنون در كنج عزلت به سر مى‏برد و وظیفه تمدن بورژوازى غرب است كه با استعمار و استثمار سرزمین‏هاى اسلامى، به كامیابى و پیروزى بپردازد.

 

این افتراى شگفت را "پیربل" از قول گزارشگران مسیحى نقل كرده است: در نتیجه نشر و انتشار مطالبى كه مسیحیان در قرون وسطى در باب اسلام نوشته و گفته بودند، پس از قرن دوازدهم میلادى تصور كلى مردم اروپا از اسلام این بود كه اسلام یك فرقه از فرقه‏هاى مسیحیت و نوعى بدعت و ارتداد است‏. بر اثر همین افتراها، گاهى پیامبر اسلام را اسقفى رومى و یا یک كاردینال معرفى مى‏كردند كه چون به مقام پاپى دست نیافت، به عربستان گریخت و آیین نا صوابى بر ضد مسیحیت بنیان نهاد.

 

اسقف توربین در کتاب تاریخ خود به دروغ نوشته: در محلى واقع در ساحل دریاى اسپانیا مجسمه‏اى از مس وجود دارد كه محمّد پیامبر اسلام آنرا ساخته است و مسلمانان آن را سجده مى‏كنند.

 

پدیلومان در کتاب تاریخ خود نوشته است: مجسمه نقره و طلایى محمّد وجود داشته و مسلمانان در زمان تصرف ناربون معتقد بودند پناهگاه آنهاست. همچنین در یك روایت افسانه‏اى به نام بازى قدیس نكولا، كه در قرون وسطى شهرت داشته، آمده است كه یكى از امراى مسلمان در آفریقا بتى به نام ترواگانت را مى‏پرستید و هر وقت منظور حاصل مى‏شد بت را با ورق‏هاى طلا مى‏پوشانید.

 

وی در قصیده معروف فرانسوى كه جنگ‏هاى رولان قهرمان را شرح مى‏دهد مى‏گوید:

مسلمانان در سرقسطه غارى دارند كه آن را جایگاه خدایان خود قرار داده‏اند، كه در آن غار مجسمه‏اى از طلاست، مجسمه چماقى در دست و تاجى به سر دارد و مسلمانان براى عبادت بت مزبور در آن غار اجتماع مى‏كنند.

 

كار تعصب مسیحیان و نسبت‏هاى ناروایى كه به مسلمانان داده‏اند به جایى رسید كه در داستان بازى قدیس نیكولا، مجسمه‏اى از قدیس نیکولا وجود دارد كه او را محمّد مى‏نامیدند به تصور این كه محمّد مجسمه داشته است؛ آنها علاوه بر این، مسلمانان بتخانه را محمّدیه مى‏گفتند. در كتاب‏هاى مسیحیان، مسلمانان متهم به بت‏پرستى شده‏اند و با نفرت و دروغ های متعصبانه در نوشته های خود آورده اند: مسلمانان از سنگ یا چوب یا فلز بت مى‏ساختند و آن را پرستش مى‏كردند و نوشته‏اند كه وقتى مسلمانان مى‏دیدند این بت‏ها سودى به حال آنها ندارد به آن حمله مى‏بردند و آن را خرد مى‏كردند.

 

کشیشان کلیسا و نویسندگان متعصب مسیحی با نقل این دروغ ها و افسانه پردازی ها بر ضد اسلام و مسلمانان، در مدتى بیش از هزار سال مردم اروپا را فریب دادند. امثال این افسانه ها و اكاذیب و نسبت‏هاى ناروا كه کلیساهای اروپا درباره مسلمانان نشر داده‏اند بسیار است. نویسندگان مسیحی در غرب، مسلمانان را كافر، شرور، بت‏پرست، جهنّمى، سگ‏هاى جهنّم، دشمنان خدا، دجّال، «ژانتیل» و نابودكننده صنعت و هنر و امثال این عناوین خطاب مى‏كنند. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 04:01 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #18

 

در مدارس مسیحی یسوعى فرانسه تدریس تاریخ ادیان غیرمسیحى بدعتى‏الحاد آمیز به شمار می‌‏رفت. با این همه، بوفی‏یه كه از 1701 تا 1732 میلادى مدت 31 سال، به عنوان مدیر داخلى قسمت شبانه‏ روزى و معلم تاریخ و فلسفه مدرسه «لویى كبیر» (لویى لو گران) خدمت مى‏كرد براى نخستین بار در سال 1701 میلادى درس تاریخ را در برنامه تحصیلى این مدرسه كه مهمترین مدرسه پاریس بود گنجانید و تدریس آن را در مدارس فرانسه پی‌‏ریزى كرد و به آن سازمان داد. كتابى نیز به نام «مبانى تاریخ و جغرافیا» براى دانشجویان این مدرسه نوشت كه در سال 1702 میلادى منتشر شد.

 

بوفی‏یه سه سال بعد كتاب دیگرى نوشت كه در آن، سال‏ها و وقایع تاریخى را به نظم درآورده بود تا فراگرفتن آنها آسان‏تر باشد. وى در این كتاب، تاریخ عمومى را به چهار دوره تقسیم كرده است:

1- تاریخ ملل پیش از مسیح. 2- تاریخ ملل پس از مسیح. 3- تاریخ مسیحیت. 4- تاریخ فرانسه.

 

در قسمت دوم كتاب یعنى تاریخ ملل بعد از مسیح، نویسنده چنان دستخوش تعصبات دینى شده كه همه حقایق اسلام را تحریف كرده و در شرح آنها از هیچ‏گونه افترا روینگردانده و یاوه‏ هاى پیشینیان را باز گفته است، او حضرت محمد را یكى ار رؤساى قبایل عرب و دین اسلام را دین کافران معرفى می‏كند. بوفی‏یه، پس از بحث كوتاهى درباره زندگى پیامبر اسلام به شرح پیشرفت مسلمانان در آسیا و افریقا می‌‏پردازد، ولى در اینجا نیز واقعیت‏ها را انكار می‏كند. تاریخ خلفا را بسیار مختصر مى‏نویسد و فتوحات آنان را مسكوت می‌‏گذارد و حال آن كه جنگ‏هاى صلیبى و پیروزى ‏هاى مسیحیان را بزرگتر از آنچه بوده است جلوه میدهد. در پایان، فصلى را هم به فرقه‏ هاى اسلامى اختصاص داده و شیعیان را پیروان حضرت على و اهل تسنن را پیروان حضرت محمّد دانسته است و این خود نشانه آن است كه مؤلف، مطالعات شخصى درباره دین اسلام نداشته و تنها روایات و نوشته‏هاى ضد اسلامى پیشینیان را باز می‌‏گفته است‏.


بدین‏گونه حقایق تاریخ اسلام در مدارس فرانسه، قربانى تفکرات و عمل مغرضانه كشیشان مى‏شد. معلمان مدارس مى‏كوشیدند كینه ادیان غیر مسیحى، به خصوص اسلام را كه سدّ راه مسیحیت بود، در نهاد شاگردان خود كه پس از فراغت از تحصیل به مقام‏هاى عالى دست مى‏یابند و یا بر مسند قضاوت می‌‏نشستند برانگیزند.

 

بوسوئه، خطیب و سخنور فرانسوی شهر پاریس که معلم فرزندان لویى چهاردهم شده بود در كتاب «تاریخ جهانى» خود، حضرت محمّد و دین اسلام و مسلمانان را فراموش كرده و كتاب را فقط بدین منظور نوشته است كه ثابت كند «همه چیز در دنیا به خاطر قوم یهود بوجود آمده است». از این رو، سه چهارم آن را به شرح زندگى فرزندان اسرائیل و سپس پیروان مسیح كه جانشینان آنان هستند اختصاص می‌‏دهد ولى درباره پیامبر اسلام و ملت‏هاى مسلمان با كمال بى‏انصافى و جهالت، چنین می‌‏گوید: پیغمبرِ... اعراب، خود را فرستاده خدا معرفى كرد و پس از آن كه ملت‏هایى نادان را فریفت، از نفاق و تفرقه‏اى كه میان كشورهاى همسایه وجود داشت سود جست و با كمك شمشیر و جنگ‏هاى خانمان برانداز، دین شهوانى خود را رواج داد، ولى هرگز یاراى آن نداشت كه خود را منجى موعود در تورات معرفى كند و یا دست‏كم دینش را به كتب مقدس ما مربوط سازد. بهانه‏اش عجیب بود، از بیم آن كه مبادا پیروانش بخواهند در كتاب‏هاى مقدّس ما شواهدى نظیر آنچه عیسى، پسر خدا، در تورات یافت جست و جو كنند، گفت كه یهودیان و مسیحیان در كتاب‏هاى آسمانى خود دست برده و آنها را تحریف كرده ‏اند؛ پیروان نادانش هم گفته‏اش را پذیرفتند. بدین‏گونه بوسوئه، تاریخ اسلام را مسكوت می‌‏گذارد و به هجو و تمسخر بنیانگذار آن اكتفا می‌‏كند. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:56 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #17

 

گلدزیهر (1921-1850م) خاورشناس اروپایى كه در اصل از مردم مجارستان و پیرو كیش یهود بود، یكی از بزرگترین دشمنان دین اسلام و قرآن است. وى به دلیل گرایش‏هاى مذهبى، در آثارى كه درباره اسلام به چاپ رسانده، از خود تعصب نشان داده و عقاید نادرستى ابراز كرده است. وى معتقد است كه پیامبر اسلام افكار جدیدى را به دنیا بشارت نداده است و اصول معارف خود را از منابع یهودى و مسیحى به دست آورده است، این معلومات تأثیر عمیقى در وى ایجاد نمود و روى همین اصول، عاطفه دینى حقیقى قوم خود را بیدار كرده است و این تعلیمات كه او از عناصر اجنبى كسب كرده بود به نظر پیامبر اسلام براى تثبیت نوعى از حیات دینى كه مشیت الهى بر آن قرار گرفته بود، ضرورت داشت. به نظر گلدزیهر، این افكار تأثیرات عمیقى در نفس پیامبر باقى گذاشت چنان كه گویى تیرى به شدت به هدف اصابت كرده است، به نحوى كه جزء عقیده قلبى و باطنى او شد و تمام درون او را فرا گرفت و چنان پنداشت كه این تعالیم وحى الهى است، تا حدى كه وى را این مطلب یقین گردید و خود را وسیله وحى الهى تصور نمود... محمد پیوسته مردم را به یاد روز حساب و قیامت انداخت و به دار آخرت بشارت مى‏داد. مجموع مطالب وى شاید از كتاب تاریخ عهد قدیم و قصص انبیا متأثر شده باشد كه به سبیل تمثیل و تهدید به ذكر اقوام و پیغمبران گذشته پرداخته است كه از طرف خدا به هدایت مردمان مأمور بودند.

 

كازیمرسكى (متولد 1808م) لهستانى الاصل كه تحصیلات شرق‏شناسى خود را در پاریس انجام داد و سال‏هاى متمادى، وابسته سیاسى و مترجم سفارت فرانسه در ایران بود، قرآن كریم را به زبان فرانسه ترجمه نموده كه على‏رغم این كه ترجمه او از بهترین ترجمه‏هاى زبان فرانسه محسوب مى‏شود لیكن عارى از شائبه و غرض نیست.

 

در مقدّمه چاپ دوم كتاب، فصلى متضمن تاریخ اعراب و اسلام و سیره پیغمبر اسلام قرار داده است كه بسیار زیركانه سعى نموده تا با غلو و گزافه‏گویى درباره حضرت محمد (برعكس دیگران كه آشكارا از آن حضرت بدگویى مى‏كردند) چهره واقعى او را مسخ و در ردیف ساحران و مردان افسانه‏اى قرار دهد، مثلاً درباره خصوصیات پیامبر اسلام مى‏نویسد: چهره پیغمبر همیشه پرنور و درخشان بود، هر وقت دست روى صورت مى‏كشید از انگشتان وى نورى مثل شمع ساطع مى‏شد. اغلب شنیده مى‏شد كه نبات و جماد به او سلام مى‏كنند. حیوانات مثل سوسمار، گرگ، آهو با وى حرف مى‏زدند تا این درجه كه وقتى بره بریان شده با او تكلم نمود. پیغمبر بر اجنه حكومت داشت و تمام آنها از او می ترسیدند. به كور مادرزاد چشم داد و بیمار خیلى سخت را شفا بخشید، حتى مرده را هم زنده نمود.

 

جین‏گاگنیرز استاد دانشگاه آكسفورد، در سال 1724 میلادى شرح حال پیامبر اسلام را به انضمام ترجمه قرآن در سه مجلد نوشت و در آمستردام به طبع رسانید. وى در آغاز كتاب خود مسیولو كنت دبلین را كه از پیامبر اسلام ستایش كرده بود مورد انتقاد قرار داده و مى‏گوید كه این شخص نه اطلاعى از علوم اسلامى داشت و نه زبان عربى مى‏دانست، پس چرا در ستایش پیشواى اسلام مبالغه كرده و كاهى را كوهى جلوه داده است. او بدین وسیله به مذهب مسیح خیانت و خوانندگان را گمراه كرده است. گاگنیرز در اثر خود مزایاى اسلام را با تعصب خاص رد كرده و از بدگویى و تهمت بدون دلیل مضایقه نكرده است. وى مى‏گوید: «من یك مسیحى هستم و روا نیست كه از اسلام و پامبر عربی دفاع كنم». ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:53 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #16

 

در سده هفدهم میلادى یك ثروتمند سوداگر به نام آندره دوریر از اهالى بورگن فرانسه كه در كشورهای اسلامی به بازرگانى و امور كنسولى كشور فرانسه اشتغال داشت، ترجمه‏اى عوامانه و سطحى از قرآن به زبان فرانسه منتشر نمود. وى تا سال 1630 میلادى در مصر بود و سپس به استانبول رهسپار شد و در این شهر شروع به یاد گرفتن زبان تركى نمود. ترجمه قرآن او در سال 1647 میلادى در پاریس با عنوان Alcoron de Mahomet منتشر شد و بطور بى‏سابقه‏اى مورد توجه مردم اروپا واقع گردید و در عرض مدت قلیلى كمیاب شد؛ این كتاب موهوم در یك سال پنج بار چاپ گردید.

 

ترجمه كتاب قرآن آندره دوریر در سال 1649 میلادى به انگلیسى و بعداً به زبان آلمانى طبع و نشر گردید. در طول مدت یك قرن، ترجمه قرآن دوریر به دفعات در فرانسه، هلند، دانمارك، بلژیك و انگلستان با حمایت مالی کلیسا و دولتمردان سیاستمدار کشورهای استعمارگر اروپایی حمایت و انتشار یافت. آخرین بار در سال 1770 میلادى در آمستردام شخص دیگرى به طبع آن كتاب همت گماشت. با این كه كسانى به نقص ترجمه دوریر پى برده بودند و حتى برخى درصدد بودند كه ترجمه بهترى از قرآن بنمایند و در دسترس مردم قرار دهند لیكن مخالفت میسیون مسیحى با مسلمانان و تعارض و اختلافات و جدالى كه آنها با مسلمانان داشتند مانع از انجام این عمل مى‏شد. ترجمه انگلیسى كتاب دوریر با عنوانى توهین آمیز و تحقیر كننده در مطبوعات اروپایی منتشر گردید:

 

القرآن محمد ترجمه شده از عربى به زبان فرانسه به وسیله جناب آقاى لرد دوریر مالزیر نماینده سیاسى پادشاه فرانسه در اسكندریه كه قریباً به انگلیسى ترجمه گردیده است، براى جلب رضایت و براى خاطر كسانى كه میل دارند مزخرفات اسلامی را ملاحظه نمایند تقدیم مى‏شود. این كتاب محتوى تاریخ حیات محمد، پیغمبر اسلام و مؤلف قرآن است و نیز حاوى نصیحت و متضمن پاره‏اى قصص است و براى كسانى كه میل به تحقیق و رغبت دارند كه بدانند مذهب اسلام و قرآن چگونه ساخته و پرداخته شده است، مفید است و خواندن این كتاب هیچ مخاطره‏اى براى مسیحیت ایجاد نمى‏كند. در بین مسلمانان، فرقه‏ها و مسلك‏ها و دسته‏هاى متعددى به وجود آمده‏اند و بدعت‏ها ایجاد كرده‏اند، ولى در معنى همگى با هم بر ضد حقیقت اتحاد كرده‏اند. من صلاح مى‏دانم كه به اطلاع خوانندگان برسانم كه آنان خود را آماده مبارزه با بدعت‏ها كنند و امیدوارم كه بر دشمنان چیره گردند... اى خواننده عزیز، اگر تو فرض كنى و بدانى كه قرآن شالوده و اساس مذهب اسلام است از آن بیزار مى‏شوى. بارى قرآن تقریباً به تمام السنه ملل مسیحى و یا به اغلب آنها از قبیل لاتین و یونانى و فرانسوى و غیره ترجمه گردیده است، ولى مع‏الوصف تاكنون كسى به اسلام نگرویده است، مگر كسانى كه مجبور بودند و یا در جایى كه زور شمشیر در كار بوده است. تو اى خواننده مسیحى، قرآن را بسیار خشن و مملو از تهدید، تنبیه و عذاب و عقاب خواهى یافت این كتاب [قرآن‏] چنان در بین مسلمانان مورد احترام و تقدیس است كه حد و حصر بر آن تصور نمى‏توان كرد، در روى جلد قرآن نوشته مى‏شود: نگذارید كسى به این كتاب دست بزند و آن را لمس كند مگر پاك و مطهر باشد (لایَمَسُّه الاَّ الْمُطَهّروُن). مردم عوام هرگز اجازه خواندن آن را ندارند. مسلمانان كوركورانه زنده و مرده در یك مذهب استبدادى بلاشرط به سر مى‏برند. بنابراین اى خواننده مسیحى... الآن موقع آن است كه ملاحظه كنى و مقایسه نمایى آیین خویش را با مذهب اسلام و سخافت دین آنان را ببینى و در هدف و كمال مطلوب و سعادت و عقیده آنان دقت نمایى. دینى كه آنان پیروى مى‏كنند بى‏ارادى و بدون تعقل است و در نتیجه فشار و تحمیل قبول كرده‏اند. اما مطمئن هستم حتى اگر تو دین دار نباشى و تعصب مذهبى هم نداشته باشى، حتى اگر ارتدوكس هم باشى، مع ذلك این مذهب اسلام براى تو جالب نخواهد بود، تو را از راه خود منحرف نخواهد كرد و با تعقیب این نور لرزان شمع خاموشان در ظلمت مطلق غوطه‏ور نخواهى گردید. من قرآن را به تو معرفى مى‏كنم، زحمت ترجمه آن را به زبان فرانسه متحمل شده‏ام و بلاشك مى‏دانم و با كمال صراحت مى‏گویم كه این آیین مانند سمى مهلك است كه قسمت عمده كره مسكونى ما را فرا گرفته و افكار جهانیان را مسموم نموده است و نیز ممكن است قرائت این كتاب مانند پادزهر و یا تریاكى كه سبب تشیید مبانى دین و تقویت آیین سست دلان مسیحى شود و موجب اعاده آنان به كلیسا گردد.

 

جامعه انگلیسى زبان، حدود یك سده با این ترجمه ناقص و غیرواقعى از قرآن سر و كار داشتند و مایه تعجب است كه ترجمه دیگرى جانشین آن نگردید تا این كه سال 1734 میلادى (سده هجدهم) جرج سیل ترجمه جدیدى از قرآن را در لندن به چاپ رساند. این ترجمه و بحث او در مقدّمه كتاب مورد استقبال قرار گرفت و بارها تجدید چاپ شد.

 

ترجمه قرآن رودول انگلیسى كه براى اولین بار در سال 1861 میلادى چاپ شد نیز از اهمیت شایانى برخوردار شد و مقبولیت عامه یافت، لیكن علت واقعى این امر، روحى بود كه مترجم در این اثر دمیده بود و در واقع از شیوه معموله تعصب‏آمیز خصومت‏بار سده هفدهم میلادى بر كنار نبوده است و فاقد تمام مزایا و تفوق‏هاى علمى سده هجدهم است. رودول قاطعانه، قرآن را محصول افكار شخصى حضرت محمد(ص) مى‏دانست، اما خصال و سجایاى آن حضرت را ستوده است، معهذا چند سؤال را نیز به جهت ایجاد تشکیک درباره او مطرح مى‏نماید: 1-آیا محمد پیغمبر واقعى است؟ 2-آیا از جانب خدا آمده است؟ 3-آیا در گفتار خود صادق و صمیمى است؟ آیا مداركى وجود دارد كه دلالت كند محمد سواد نداشت؟ ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:51 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #15

 

گابرئیل هانوتو وزیر امور خارجه فرانسه وقتى فرانسویان حاكم، دین را در تونس از سیاست جدا كردند و از قطع روابط عمیق تونس با كشورهاى اسلامى و قبله مسلمانان كه بر اثر سیاست‏هاى استعمارى صورت گرفت اظهار خوشحالى فراوانی نمود. وی در نطقی گفت: "این نقطه عطفی در پیروزی کلیسای مسیح بر علیه مسلمانان کافر است".

 

از روشن‏ترین این دشمنى‏ها سخن یكى از مسؤولان امور خارجه فرانسه در سال 1952 میلادى است كه گفت: خطر حقیقى كه ما را تهدید مى‏كند همان خطر جهان اسلام است. او مى‏افزاید: «به جهان اسلام آنچه مى‏خواهد مى‏دهیم و در آنها بى‏رغبتى به صنعتى شدن را ایجاد مى‏كنیم چون اگر آنان به قدرت برسند، جهان غرب را تهدید خواهند كرد.

 

كشیشى موسوم به "ام. سی. كول" مى‏خواست با مقایسه ترجمه قرآن و انجیل، برترى محتواى انجیل و مزیت مسیحیت بر اسلام را به اثبات برساند ولى به این كار توفیق نیافت. وى در خلال تالیف اثر خویش به مبارزه با اسلام و مسلمانان برخاست، اما از آنجا كه استدلالهایش بی منطق و دروغین بود در میان مسلمانان آفریقا مورد توجه واقع نگردید و كتابش در انبار كتابفروشان انباشته و پوسیده گشت.

 

ماراكچى ایتالیایى در سال 1698 میلادى متن عربى و ترجمه قرآن را به زبان لاتین منتشر كرد. ترجمه وى از منشأ تعصب و غرض سرچشمه مى‏گیرد. او در ترجمه قرآن از كشیشان الهام مى‏گرفت. ماراكچى در مقدّمه ترجمه كتاب قرآن خویش، فصل مشبعى از اطلاعات و معلومات موهوم خود را در مورد اسلام و حضرت محمد به رشته تحریر درآورد كه حكایت از غرض و تعصب و كینه دیرینه وى نسبت به اسلام مى‏نماید بطورى كه "جرج سیل" یكى از مترجمان قرآن با اشاره به این مورد مى‏نویسد: از سالیان دراز و قرون متمادى، اطلاعاتى كه اروپاییان از اسلام و قرآن اخذ كرده بودند، از مجراى متعصبین مذهب مسیحى بوده و بر مبناى اغراض، كینه‏توزى، بهتان، افترا و تعصب بوده است. كشیشان مسیحی اگر بحثى از معایب مسلمانان را به میان مى‏آوردند، كاهى را به اندازه كوهى سنگین و باعظمت جلوه مى‏دادند. قرآنی كه به ترجمه ماراكچى نوشته شد، در واقع ردیه‏اى بر اسلام است این ترجمه در سال 1691 میلادى در روم با موافقت پاپ با عنوان Alcorani Prodomus ad Refulationem منتشر شد.

 

ژرمن دوسیلسى نیز بین سال‏هاى 1650 و 1665 میلادى پس از مدتى اقامت در كشورهای اسلامی، ترجمه لاتینى از قرآن را فراهم آورد كه این ترجمه نیز در راستای دامن زدن به مشاجرات با مسلمانان و برای زیر سوال بردن اسلام و قرآن كریم نوشته شده بود. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:50 ق.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 2

>