تبلیغات
گذرگاه - مطالب ابر الهیات مسیحی
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کتاب مسیحی غولها 

 

مجموعه غول پیکران (Gigas = gigantics) (یا در انگلیسی کتاب بزرگ یا کتاب غولها) بزرگترین دست نوشته باقی مانده از قرون وسطی در جهان است. این کتاب در اوایل قرن 13 در صومعه ی بندیکتین (Benedictine) از podlazice بوهمیا بوجود آمد، و الان در موزه ملی سوئد در اسکتهلم نگهداری میشود، جایی که دو کتابدار برای بلند کردن آن مورد نیاز است. همچنین بدلیل مثالها و تصاویری از شیطان در داخل آن و همچنین بدلیل افسانه هایی که حول پیدایش و ساخت آن وجود دارد، به انجیل شیطان نیز معروف است.

 

این نسخه قدیمی در یک پوشه چوبی قرار داده شده، جلد آن چرمی است، بوسیله آهن آراسته شده و در قطع92 سانتیمتر بلندی، 50 سانتیمتر عرض و 22 سانتیمتر قطر دارد و بزرگترین دستنوشته شناخته شده قرون وسطی است. نسخه اولیه آن دارای 320 کاغذ از پوست پرداخت نشده گوساله است، گرچه 8 صفحه آن متعاقبا به دلایل نامفهوم از نسخه اصلی جدا شده است. هیچکس نمیداند که این صفحات توسط چه کسی و به چه دلیلی کنده شده است، اما به نظر میرسد که آن صفحات شاملقواعد رهبانی از راهبان آن صومعه بوده است. وزن این نسخه قدیمی تقریبا به75 کیلوگرم میرسد. کاغذ استفاده شده در آن شامل پوست 160 گوساله (طبق برخی از منابع پوست خر) می باشد.

 

این دستنوشته در صومعه بندیکتین ساخته شده نزدیک به کرودیم (Chrudim) که در طول قرن 15 نابود شد. تاریخچه این دست نوشته در سال 1229 پایان مییابد. این کتاب بعدا به صومعه سدلک (sedlec) گرو گذاشته شد و بوسیله راهبان صومعه بندیکن، در برومو خریداری شد.

 

از سال 1477 تا 1593 در کتابخانه صومعه برومو نگهداری شد تا سال 1594 که برای پیوستن به کلکسیون رودولف دوم، به پراگ برده شد.

 

بعد از جنگ 30 ساله در سال 1648، تمام کلکسیون بوسیله ارتش سوئد به عنوان غنائم جنگی به سرقت رفت. این دستنوشته از سال 1648 تا سال 2007 در کتابخانه سلطنتی سوئد در اسکتهلم نگاه داشته شد. مکان ساخته شدن این کتاب، در یک ماکت، در موزه کراست(Chrast) مشخص شده است.

 

در 24 سپتامبر 2007، بعد از 359 سال، این مجموعه تاسال 2008 به عنوان یک امانت از سوئد به پراگ داده شد.

این مجموعه شامل تمام نسخه لاتین عهد عتیق و عهد جدید است (تورات و انجیل)، به غیر از کتاب اعمال رسولان و مکاشفه، که از نسخه ابتدایی و قدیمی لاتین آن هستند.

 

همچنین ایزیدور (Isidore) از دایره المعارف ریشه لغات سویل (Seville) هم شامل آن هستند همچنین عهد عتیق جوزوفوس (Josephus) از یهودیها، کسماس (cosmas) از تاریخچه پراگ در بوهمیا (Bohemia)، مقالات مختلف (شامل مقالاتی از تاریخ، فیزیولوژی، علوم طبیعی، ریشه جویی و .. )، یک تقویم به همراه آمار کامل، و لیستی از برادران صومعه پودلازیس (Podlazice)، روشهایی از سحر و جادو و دیگر سوابق محلی. کل این سند به زبان لاتین نوشته شده است.

 

این نسخه قدیمی شامل تذهیباتی به رنگهای قرمز، آبی، زرد، سبز، طلایی است. حروف بزرگ مکررانه در کل صفحه بصورت کاملا استادانه تذهیب شده اند. به طور کلی به نظر میرسد که در سراسر کتاب هیچگونه تغییری بوجود نیامده است. هیچ نشانی از گذر زمان، خرابیها و یا حالاتی بر روی نوشته های آن نیست. این ممکن است پیشرو این باور باشد که کل کتاب در زمان بسیار کوتاهی نوشته شده است.

 

صفحه 290، به عبارتی دیگر خالی، شامل یک عکس منحصر بفرد از شیطان، بطول 50 سانتیمتر است. صفحات زیادی قبل از این صفحه، بر روی پوست گوساله لکه دار نوشته شده و تیره و تاریک هستند (میتوان گفت تقریبا متفاوت از بقیه دستنوشته). دلیل وجود تفاوت در رنگ این است که وقتی پوست گوساله بدون حفاظ در معرض آفتاب قرار گیرد تیره میشود. و چون این کتاب از پوست ساخته شده، صفحاتی که در معرض آفتاب قرار گرفته اند، تیره تر هستند.

 

طبق افسانه ها راهبی بود که که یکی از قواعد رهبانی را شکست و محکوم به زنده در دیوار قرار داده شدن(زنده بگور شدن)، شد. و برای اینکه اشتباه خود را جبران کند، قول داد که یک کتاب را در طول یک شب بنویسد که باعث شکوه این رهبانگاه (معبد)، برای همیشه شود و شامل تمام دانش بشری باشد. نزدیک نیمه شب مطمئن شد که نمیتواند این کار را تمام کند، پس روح خود را به ازای کمک، به شیطان فروخت. شیطان این کتاب را تمام کرد و راهب یک عکس از او را به آن اضافه نمود.

 

با اینکه افسانه این کتاب بوسیله تفتیش عقاید مذهبی کلیسا ممنوع نبود و بسیاری از دانش پژوهان آن را مطالعه میکردند، خیلی از نمودهای کتاب با واقعیت مخلوط میشدند، همچنین با توجه به تصویر بزرگ شیطان که در آن زمان منحصر بفرد بود، میتوان گفت که افسانه، حقیقت را تغییر داد تا داستان بصورت جالبتری گفته شود.

 

در طول زمان هرکسی که به این تصویر نگاه میکرد برای مدتی غرق در تصویر میشد و به این باور میرسید که این یکی از نقاط کلیدی این کتاب است و این توضیح میدهد که چرا مردم باور دارند که این راهب روح خود را به شیطان فروخته است. افراد بسیاری بوده اند که نتوانسته اند صفحه مخالف این عکس را ببینند(هشت صفحه کنده شده بود) و این باور وجود دارد که این عکس تصویری از پادشاهی بهشت بوده است (در اسطوره های مختلف پادشاهی بهشت به صورتهای مختلف به تصویر کشیده شده است برای مثال باغ عدن یا کوه الیمپوس در اساطیر یونان باستان و . رجع شود به ویکیپدیا). این باور نیز وجود دارد که این دو صفحه جداشده از هم، ساخته شده بود تا نشانه ای باشد از این حقیقت که خوب و بد در کنار هم وجود دارند و هیچ چیز بدشگونی وجود ندارد(Nothing Sinister).

 

چیزی که به احمال زیادتر اتفاق افتاده این بوده که این راهب درخواست کرده تا این کتاب را در تنهایی بسازد و احتمالا در یک دوره 20 ساله این اتفاق افتاده است. و بسیاری از راهبان از متون موقوف شده و مقدس به عنوان وسیله ای برای پاکسازی روح شیطانیشان(قسمت پلید وجودشان) استفاده کرده اند.که میتواند انگیزه راهبان را توضیح دهد(منظور از انگیزه در اینجا راه و رسم وسلکشان است). این قسمت از افسانه که میگوید او به عنوان تنبیه زنده بگور شد، احتمالا یک تفسیر غلط از اسمش است که در لاتین بصورت ŒHermanInclusus نوشته میشود یا در انگلیسی هرمان دور افتاده و منزوی (Inclususدر لاتین به معنی منزوی و از جامعه جدا شده میباشد و بدلیل آوردن پسوند Œ میتواندهم به معنی تبعید شده (دور افتاده بدلیل تنبیه) یا دور افتاده خود خواسته باشد).

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 12:27 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #30

 

دیوید هاروئیتز (David Horowitz) به سال ۱۹۳۹ در یک خانواده یهودی در نیویورک زاده شد. پدر و مادرش، عضو حزب کمونیست آمریکا بودند. هاروئیتز به پیروی از والدینش به افکار کمونیستی گرایش یافت و از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۵ از چهره های برجسته " یهودی - مسیحیان چپگرا" بود. اما رفته رفته به شخصیتی محافظه کار تبدیل شد، وی به یک نومحافظه کار راستگرای افراطی مبدل گشت. مقابله او با اسلام، تقویت و پشتیبانی تئوریک از رژیم اسرائیل برنامه اصلی فعالیتهای وی می‌باشد. او با پیوند دادن اسلام با نژادپرستی و تروریست و نقض حقوق بشر فعالیت دارد. این فرد نژادپرست و اسلام ستیز، به شدت از مسلمانان متنفر است، بطوریکه مسلمانان را یک مشت وحشی و از فرهنگ و تمدن به دور می داند.

 

بیشترین فعالیت و سخنرانی های او در دانشگاه ها و کالج های آمریکا است. هاروئیتز با تدارکات و هزینه های زیادی که انجام می دهد دانشجویان را جذب خود می کند و به شستشوی ذهنی آنها می پردازد. به گزارش نیویورک تایمز، هاروئیتز در دانشگاه های ماساچوست و کلومبیا بیشترین تعداد سخنرانی و فعالیت را داشته است. بر اساس فهرست سایت SPLC- Southern Poverty Law Center او یکی از ۱۰ نفر برتر در فعالیت های ضد اسلامی و نفرت پراکنی در آمریکا لقب گرفته است. او نهادهای عبادی مسلمانان را مکانی مذهبی نمی داند بلکه مکانی برای جمع شدن مسلمانان جهت آموزش های رزمی و قاچاق اسلحه معرفی می نماید.

 

به نقل از سایت "تودیز ورلد" وی هزینه این همایش‌ها، کنفرانس‌ها و دیگر مراسم ضد اسلامی و همچنین مبالغ گزاف فروش انبوه کتاب هایش را به شخصیتها و نهادهای اسلام ستیز به عنوان جوایز حقوق بشری، ادبی و هنری اهدا می نماید. وی توانست با جلب توجه دولت مردان آمریکا و اسرائیل مبالغ هنگفتی را کسب و موسسه ای به نام خودش "مرکز آزادی هاروئیتز" (" Horowitz Freedom Center") راه اندازی نماید.

 

او کتاب های ضد اسلامی بسیاری تاکنون منتشر کرده است و در سایت شخصی خود این چنین مدعی شده که مشکلات و معضلات آمریکا و ناهنجاریهای این کشور توسط مسلمانان ایجاد شده است، راه آزادی و یکپارچه شدن را خالی کردن جامعه از مسلمانان و سیاه پوستان دانسته و بصراحت چنین می گوید: سیاه پوستان در این کشور مایه ننگ و عقب ماندگی جامعه و مسلمانان ارتشی متجاوز برای نابودی آمریکا هستند.

 

او در سخنرانی خود در دانشگاه بروکلین، درباره فعالیت مسلمانان صحبت کرد و مدعی شد این فعالیت ها غیرقانونی و ضد بشریت است. وی مدعی شد آمریکا به رشد و تکامل نمی رسد تا زمانی که افکار مسلمانان در جهان رایج باشد، آمریکا به سختی و سرعت کم پیشرفت می‌کند تا زمانی که مسلمانان به نفاق پراکنی و عملیات تروریستی در کشور آمریکا مشغول هستند.

 

هاروئیتز در سایتی به نام "اسرائیل علیه تروریسم" اسلام و ایران را مانع آرامش دنیا می خواند و اتفاقات تروریستی کل دنیا را به ایران نسبت می دهد و ادعا می کند ایران حامی گروهای تروریستی کل دنیا است. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:32 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #26

 

دکتر استنلی کورتز از اسلام شناسان معروف آمریکا و عضو مراکز «هسته مشاوران» در مقاله ای که در شماره 19 سپتامبر 2001 هفته نامه استاندارد واشنگتن The Standard Weekly, Washington چاپ گردید، تمامی مطالعات انجام شده درباره اسلام در آمریکا را ورشکستگی فکری قلمداد می‌کند و خواستار برخورد مستقیم نظامی با جهان اسلام می شود.

 

پروفسور مارتین کرامر از نظریه پردازان اسلام شناس معروف آمریکا در کتاب «دارالفکرها روی شن؛ ناکامی مطالعات خاورمیانه در آمریکا» که در اکتبر 2001 توسط «انستیتو واشنگتن برای سیاستگذاری خاور نزدیک» چاپ گردید، می گوید: مطالعات اسلامی در آمریکا فقط با هدف سکولار نمودن جوامع اسلامی انجام شده است و اسلام شناسان آمریکایی یقین دارند با اجرای طرح اسکان جمعیت در شهرها و سکولار نمودن جوامع مسلمان، آنها از اسلام رویگردان شده و در مقابل آمریکا تسلیم خواهند شد.

 

مراکز مطالعات اسلامی در آمریکا تعدادی از دانشمندان معروف مسلمان را از کشورهای اسلامی با حقوق بالا در مراکز مطالعاتی خود استخدام نمودند که «مدل دوره بعد از دوران استعمار» را پذیرفته بودند و آنها برای سکولار نمودن جوامع اسلامی تعداد زیادی کتب را تألیف کردند و محور مطالب آنها احقاق حقوق زن، لیبرالیسم و اجرای مدل دموکراسی غرب در جوامع اسلامی بود. آنها معتقد بودند با ترویج این مطالب نیروهای روشنفکر ملی مذهبی در کشورهای اسلامی به قدرت خواهند رسید و آنها منافع آمریکا را تأمین خواهند نمود و برای همین خاطر دولت آمریکا روشنفکران ملی مذهبی در جوامع اسلامی را دائما مورد حمایت مالی و تبلیغاتی خود قرار می‌دهند.

 

پروفسور جان اسپوزیتو استاد اسلام شناسی در دانشکده صلیب مقدس ورسسترماسوچوست، و رئیس مرکز تفاهم بین مسلمانان و مسیحیان دانشگاه جورج تاون واشنگتن را عهده دار بوده است، وی کتابهای خطر اسلام افسانه یا واقعیت 1992 میلادی - اسلام و دموکراسی 1996 میلادی را بر ضد اسلام و مسلمانان به رشته تحریر درآورده است.

 

بعد از پایان جنگ سرد در اوائل دهه 1990 تا کنون، نظریه پردازان مراکز هسته مشاوران در ارائه راهنمایی و نکات تصمیم گیری و پیشنهاد طرحهایی بر ضد جهان اسلام و عملیاتی شدن این طرح ها توسط دولتمردان آمریکا جایگاهی ویژه یافتند، بعد از پایان جنگ اول خلیج فارس در سال 1991 و بعد از چاپ مقاله ای با عنوان «نبرد تمدنها» توسط تئوریسین برجسته آمریکایی ساموئل هانتینگتون دولت آمریکا با کمک شبکه گسترده رسانه ای خود جنگ روانی را علیه اسلام و مسلمانان جهان آغاز کرد و کوشید با پیاده کردن دموکراسی غربی اصلاحات مورد نظر دولت آمریکا را در جوامع اسلامی انجام دهد تا از این راه جلوی بیداری جهان اسلام گرفته شود.

 

از سال 2001 میلادی، دولت آمریکا جنگ علیه اسلام و مسلمانان جهان را به بهانه جنگ علیه تروریسم بطور علنی آغاز نمود. اکثر دولتمردان آمریکایی که مسیحیان انجیلی می باشند آشکارا به زعم خود با هدف عملی نمودن خواسته های مسیح (Dispensationalism) و پیشگوییهای انجیل (Apocalypticism) در آغاز هزاره سوم میلادی جنگ صلیبی نوین را علیه اسلام آغاز کرده و اعلام نمودند که این جنگ تا سلطه مطلق بر جهان اسلام ادامه خواهد یافت. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:22 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #25

 

در سال 2001 دولت و کنگره آمریکا اظهار نمودند شمار کارشناسان دولتی که به زبانهای خاورمیانه و آسیای مرکزی مسلط باشند بسیار اندک است و تعداد کارشناسان دولتی با مهارت کامل در این زبانها باید افزایش پیدا کند، چرا که تربیت اسلام شناسان در آمریکا جزء آموزش دفاع ملی کشور محسوب می شود؛ زیرا منافع استراتژیک آمریکا در کشورهای اسلامی نهفته است.

 

علاوه بر بودجه دولتی صد میلیونی دولت آمریکا برای مطالعات اسلامی در این کشور، مؤسسات و شرکتهای چند ملیتی آمریکایی مانند فورد، راکفلر، راند، کارنگی، هودسون و برادلی هم کمکهای مالی زیادی برای مطالعات ضد اسلامی به موسسات و دانشگاهای دولتی و غیرانتفاعی این کشور ارائه می دهند.

 

حوزه های دینی (Seminaries) مسیحیان پروتستان آمریکا هم بخشهای مطالعات اسلامی را به وجود آورده اند که هدف آنها به قول خودشان: تخریب و تضعیف دین اسلام و جذب مسلمانان به مسیحیت می باشد. این حوزه های دینی هم کتابهای فراوانی را علیه اسلام تألیف نموده اند که در آنها آشکارا به قرآن کریم، پیامبر اسلام، اهل بیت و صحابه ایشان توهین می شود. حوزه دینی معروف مسیحیان پروتستان آمریکا به نام حوزه دینی هارتفورد واقع در کانک تیکت آمریکا از قدیمی‌ترین بخش مطالعات اسلامی در این کشور است و مجله ای با عنوان «جهان اسلام» را از سال 1938 تاکنون منتشر می نماید.

 

کشیش جری فالول (Jerry Falwell) پت رابرتسون (Pat Robertson) هال لیندسی (Hal Lindsey) معروفترین کشیشان پرنفوذ پروتستان آمریکا هستند که روابط نزدیکی با کاخ سفید دارند؛ اسقف فرانک لین گراهام که کشیش رسمی کاخ سفید می‌باشد بارها در سخنرانی‌های خود مستقیما به قرآن کریم و پیامبر اسلام و مسلمانان توهین کرده است. کشیش گراهام دارای چندین موسسه خیریه مسیحی و مسیونری است که تحت نظر مستقیم او اداره می شوند و هدف اصلی آنها تبلیغ در کشورهای اسلامی و مسیحی نمودن مسلمانان است.

 

مسیحیان انجیلی در آمریکا خود را مبلغان انجیل (Evangelist) می‌نامند آنها ادعا می‌نمایند که مسیحیان دوباره تولد یافته (نو انجیلی) هستند و از فعالترین تشکیلات کلیسایی در آمریکا به حساب می آیند و در مراکز سیاسی این کشور نفوذ زیادی دارند. یکی از اهداف عمده آنها مسیحی نمودن مسلمانان با تبلیغات گسترده رسانه ای و کمک مستقیم مالی و همراه شدن با نظامیان اشغالگر دولت ایالات متحده آمریکا می‌باشد.

 

مراکز مطالعات استراتژیک و کارشناسان امور خاور میانه که از اعضای برجسته مراکز «هسته مشاوران» (Think Tanks) می باشند فعالیتهای پژوهشی زیادی در مورد مطالعات جهان اسلام دارند.

 

دکتر داگلاس لیتل استاد تاریخ دانشگاه کلراک در ورستر، ماسوچوست آمریکا، در کتاب خود با عنوان "خاورشناسی آمریکا"؛ به دولت پیشنهاد می‌کند که برای سلطه بر جهان اسلام باید در خاورمیانه و خلیج فارس یک جنگ محدود و کنترل شده را آغاز نماید، چرا که مداخله پنهان دولت آمریکا در خاورمیانه به خاطر تجزیه و تحلیلهای نادرست اسلام شناسان آمریکایی تاکنون دستاورد چندانی نداشته است و برای تسلط بر منابع غنی نفتی خاورمیانه، تأمین و تضمین کامل امنیت اسرائیل و سرکوبی نهضت‌های اسلامی لازم است دولت آمریکا با ایجاد هسته های جهادی دروغین جنگ محدودی را در این مناطق آغاز نماید. این نویسنده آمریکایی اظهار می‌دارد که اسرائیل با تولید سلاحهای اتمی، شیمیایی و بیولوژیکی باید طرح «صلح در برابر زمین» را کنار گذاشته و طرح ایجاد «صلح با قدرت» را اجرا نماید. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:19 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #24

 

برنارد لوئیس، اسلام شناس برجسته آمریکایی در سال 2002 کتابی را با عنوان اشکال کار کجا بود؟ تألیف نمود که در آن خواستار تجدید نظر در روشهای مطالعات اسلامی در آمریکا گردید.

 

وی می‌گوید: اصلاحاتی که از جانب حکام وابسته به آمریکا در کشورهای اسلامی بعد از جنگ جهانی دوم عملی گردید ساختارهای نظامی، سیاسی و اقتصادی را دربر می گرفته است و مکاتب فکری غرب مانند سوسیالیسم، ملی گرایی، لیبرالیسم و پلورالیسم هم از لحاظ نفوذ در جوامع اسلامی با شکست کامل روبه رو شده اند. او پیشنهاد می‌کند مسلمانان فقط با اصلاحات تفکر دینی و اعتقادی می‌توانند پیشرفت نمایند و در این زمینه دولت آمریکا باید به مسئولیت خود در برابر مسلمانان عمل نماید!!.

 

پروفسور آرماندو سالواتور بنیانگذار و مدیر «انجمن پژوهشهای اجتماعی در ایتالیا» که درباره اسلام در اروپا تحقیقات گسترده انجام می دهد در کتاب خود با عنوان اسلام و مباحث سیاسی درباره مدرنیسم که در سال 1997 میلادی چاپ گردید، اظهار می‌دارد: از آنجا که حس آگاهی اجتماعی جهان غرب درون گرا است آنها اسلام را با همین تفکر تفسیر و تأویل کرده اند و روشنفکران کشورهای اسلامی پرورش یافته در دانشگاه های غرب نیز خواهان تجدید نظر در مبانی و اصول اسلامی بوده اند.

 

در آمریکا مراکز مطالعات اسلامی برای تأمین منافع دولت آمریکا به وجود آمده اند و رهبری آن را اسلام شناسانی مانند برنارد لوئیس و همیلتون گیب که دشمنی علنی با اسلام را در نوشته های خود بیان کرده اند بر عهده دارند و آنها اسلام شناسانی را در آمریکا تربیت نموده اند که تبلیغات گسترده علیه اسلام و مسلمانان جهان را انجام می‌دهند. از شاگردان معروف آنها افرادی مانند لئونارد بیندر (Leonard Binder)، اِلی کیدوری (Elie Kedourie)، دانیل پایپس (Daniel Pipes)، مارتین کرامر (Martin Kramer)، توماس فریدمن (Thomas Friedman)، دیوید پرایس جونز (David Pryce-Jones)، مارتین پریتز (Martin Peretz)، نورمان پاد هورتز (Norman Podhoretz)، چالز کراتامر (Charles Krauthammer)، ویلیام کریستول (William Kristol)، جودیت میلر (Judith Miller)، جاناتان هریس (Jonathan Harris)، رونی استیل مان (Ronni Stillman)، و جاناتان شوانزر (Jonathan Schanzer) را می‌توان نام برد.

 

از سال 2001 میلادی کنگره آمریکا بودجه بخش مطالعات اسلامی دانشگاههای این کشور را 26 درصد افزایش داد و این بودجه سالیانه از 78 میلیون دلار به 5/98 میلیون دلار بالغ گردید.

 

بر این اساس، تعداد دانشجویان در بخشهای مطالعات اسلامی دانشگاههای آمریکا از 65 نفر به 130 نفر افزایش یافت که مخارج کامل آن را دولت آمریکا پرداخت می‌نماید. همچنین دستور تشکیل سه مرکز جدید آموزش زبانهای عربی، ترکی و فارسی در دانشگاههای آمریکا صادر شد.

 

در سال 1958 میلادی کنگره آمریکا «لایحه آموزش دفاع ملی» را تصویب کرد که مطابق ماده ششم این لایحه 8 میلیون دلار برای توسعه و راه اندازی مراکز مطالعات اسلامی در دانشگاههای آمریکا تصویب گردید. همه ساله کنگره آمریکا بودجه ماده ششم این لایحه را افزایش می دهد. بودجه دولتی برای مطالعات اسلامی در آمریکا که در سال 1958 میلادی فقط 8 میلیون دلار بود و در سال 2002 به 5/98 میلیون دلار افزایش پیدا کرد. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:16 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #23

 

آمریکا برای سلطه بر جهان اسلام، تعدادی مرکز مطالعات اسلامی تاسیس نمود. هر ساله بنیادهای معروف آمریکایی مانند بنیاد کارنگی، بنیاد فورد، بنیاد راکفلر، شرکت راند، شورای آمریکایی برای مطالعات علمی، مؤسسه هودسون و بنیاد برادلی، کمکهای مالی فراوانی برای مطالعات اسلامی پرداخت می نمایند. وزارت امور خارجه آمریکا و وزرات دفاع «پنتاگون» برای تنظیم سیاستهای خود درباره جهان اسلام بیشترین کمکهای مالی را به مطالعات اسلامی در آمریکا و مؤسسات علمی و فرهنگی وابسته خود در کشورهای اسلامی اختصاص می دهند. سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی دولت آمریکا مانند اف بی. آی و سازمان سیا و سازمان ان اس ای ، تمامی مراکز اسلام شناسی در آمریکا و اسلام شناسان وابسته به این مراکز را کاملاً تحت کنترل خود دارند.

 

در سال 1947 میلادی انستیتوی خاورمیانه در شهر واشنگتن توسط بخش مطالعات وزارت امور خارجه آمریکا تأسیس گردید و فصلنامه خاورمیانه توسط این مرکز هر سه ما یک بار به چاپ می رسد. این مرکز در حقیقت اصلی ترین مرکز مطالعات اسلامی در آمریکا می باشد، نظرات و پیشنهادات و راهنمایی‌های این موسسه نفوذ زیادی بر روی سیاستمداران و سناتورها دارد.

 

در سال 1951 میلادی، شورای تحقیقات علوم اجتماعی آمریکا یک کمیته مشترک برای تشویق مطالعات اسلامی در این کشور به وجود آورد. این مؤسسه اسلام شناسان معروف اروپایی، مخصوصا از انگلستان مانند برنارد لوئیس، همیلتون ا. ر. گیب و گوستاف فون گرونبام را در مراکز مطالعات اسلامی در آمریکا استخدام کردند که وظیفه اصلی آنها تربیت اسلام شناسان و ارائه تجزیه و تحلیل درباره مسلمانان و کشورهای اسلامی برای دولتمردان آمریکایی به منظور سلطه سیاسی و اقتصادی آمریکا بر جهان اسلام است.

 

با افزایش منافع و حضور آمریکا در جهان اسلام مخصوصا در خاورمیانه مؤسسه فعالی به نام «انجمن مطالعات خاورمیانه» تأسیس گردید که یک شبکه گسترده از موسسات اسلام شناسی خرد و کلان را در این کشور به وجود آورد. این مرکز عهده دار توسعه مطالعات اسلامی در آمریکا و هماهنگی بین اسلام شناسان و برگزاری سمینارها و انتشار فصلنامه های علمی درباره اسلام و مسلمانان می باشد.

 

دولت آمریکا برای استفاده از خدمات اسلام شناسان وابسته به خود در کشورهای اسلامی چندین مرکز مطالعات اسلامی و دانشگاه در چند کشور اسلامی تأسیس کرده است؛ مانند دانشگاه آمریکایی در بیروت، دانشگاه و مرکز تحقیقات آمریکایی در قاهره و انستیتو تحقیقاتی آمریکایی در ترکیه، که از مراکز مهم علمی و فرهنگی دولت آمریکا در خاورمیانه اند.

 

مسئولیت مراکز یاد شده، شستشوی مغزی و تربیت روشنفکران محلی است که بتوانند منافع دولت آمریکا را در خاورمیانه تأمین نمایند. بعد از جنگ جهانی دوم مطالعات اسلامی تحت عنوان «مطالعات منطقه ای» انجام می‌شود.

 

از جانب دولت آمریکا 36 انجمن «مطالعات منطقه ای» در آمریکا و کشورهای خاورمیانه تأسیس گردیده است که زیر نظر «انجمن مطالعات خاورمیانه» در آمریکا و خاورمیانه مطالعات اسلام شناسی را انجام می دهند.

 

در مطالعات منطقه ای علاوه بر رشته علوم اسلامی به سایر رشته های علمی مخصوصا علوم سیاسی، اقتصاد، جامعه شناسی، و انسان شناسی در جوامع اسلامی به طور گسترده پرداخته می شود، تا بتوانند با جوامع و سنتهای غیر غربی ارتباط نزدیک برقرار نمایند و به همین دلیل برای انجام مطالعات اسلامی در آمریکا از دانشمندان برجسته سایر علوم اجتماعی به طور گسترده استفاده می شود.

 

در گزارش مریپ از شبکه مطالعات خاورمیانه آمده است: اسلام شناسان جدید در آمریکا سعی نموده اند لحن توهین آمیز علیه پیامبر اسلام و قرآن کریم را کمی تعدیل نمایند تا حساسیت مسلمانان علیه دولت آمریکا را کاهش دهند، لیکن آنها برای ایجاد اصلاحات در جوامع اسلامی که بتواند منافع دولت آمریکا را تأمین نماید اسلام را به عنوان دینی عقب افتاده معرفی می‌کنند که کاملاً با دموکراسی، مدرنیسم، پیشرفت علوم و حقوق زن مخالف است.

 

مراکز آزاد غیر دانشگاهی در آمریکا، که مطالعات اسلامی انجام می‌دهند به قرار زیر می باشند:

1) شورای سیاستگذاری خاورمیانه / The Middle East Policy Council

2) انستیتو اقدام آمریکایی واشنگتن / American Enterprise Institute, Washington

3) مرکز سیاستگذاری امنیتی واشنگتن / Center for Security Policy, Washington

4) پروژه برای قرن جدید آمریکایی واشنگتن / The Project for the New American Century, Washington

5) انستیتو واشنگتن برای سیاستگذاری در خاورنزدیک واشنگتن / Washington Institute for Near East Policy, Washington

6) مرکز مطالعات خاورمیانه فیلادلفیا پنسیلوانیا / The Middle East Forum, Philadelphia, Pennsylvania

7) مرکز هاگوب کورکیان نیویورک / Hagop Kevorkian Center, New York

8) آکادمی آمریکایی برای دین آتلانتا / The American Academy of Religion, Atlanta

9) شرکت آمریکایی خدمات تربیتی و آموزشی خاورمیانه واشنگتن / American Mideast Education and Training Service Inc, Washington

10) انستیتو خاورمیانه واشنگتن / The Middle East Institute, Washington

11) مرکز مطالعات اسلامی راکفلر در کتابخانه کنگره آمریکا واشنگتن / Library of Congress, Rockfeller Fellowship in Islamic Studies

12) انستیتو شرقی شیکاگو / Oriental Institute, Chicago

13) حوزه دینی هارتفورد کانک تیکت / Hartford Seminary, Connecticut

14) انستیتو امور خاورمیانه و شمال افریقا هایتزویل / Institute of Middle East and North African Affairs, Hyattsville, M.D

15) انستیتو مطالعات عرب بل مونت / Institute of Arab Studies, Belmont

 

بخشهای علمی دانشگاهها در آمریکا با عناوین بخش مطالعات خاورمیانه، بخش مطالعات خاورنزدیک، بخش مطالعات ادیان و بخش مطالعات اسلامی، به مطالعه و تحقیق درباره جهان اسلام می پردازند.

 

دانشگاههای آمریکا که تحت عنوان «بخش مطالعات خاورمیانه» مطالعات اسلامی انجام می‌دهند به قرار زیر می‌باشند:

1) دانشگاه نیویورک؛ 2) دانشگاه یوتا؛ 3) دانشگاه درو، نیوجرسی؛ 4) دانشگاه پنسیلوانیا؛ 5) دانشگاه آریزونا؛ 6) دانشگاه کالیفرنیا، برکلی؛ 7) دانشگاه میشیگان؛ 8) دانشگاه تگزاس؛ 9) دانشگاه ایموری، آتلانتا؛ 10) دانشگاه اوهایو؛ 11) دانشگاه شیکاگو.

 

دانشگاههای آمریکا که تحت عنوان «بخش مطالعات خاور نزدیک» مطالعات اسلامی انجام می‌دهند از این قرار می‌باشند:

1) دانشگاه واین، دیترویت؛ 2) دانشگاه کالیفرنیا، لُس آنجلس؛ 3) دانشگاه هاروارد، کمبریج؛ 4) دانشگاه بینگانتون، نیویورک؛ 5) دانشگاه برگ هام یانگ، یوتا؛ 6) دانشگاه ایندیانا، بلومینگ تُن؛ 7) دانشگاه پرینستون نیوجرسی؛ 8) دانشگاه جان هاپکینز، بالتی مور؛ 9) دانشگاه مینه سوتا، می نیاپولیس؛ 10) دانشگاه کورنِل، ایتاکا؛ 11) دانشگاه ایلی نویز، اوربانا شامپاین.

 

دانشگاههای آمریکا که تحت عنوان بخشهای «مطالعات اسلامی» و «مطالعات ادیان»، به مطالعات اسلامی می‌پردازند به قرار زیر می‌باشند:

1) دانشگاه یال، نیوهیون؛ 2) دانشگاه واشنگتن، ساتل؛ 3) دانشگاه واشنگتن، سنت لوئیس؛ 4) دانشگاه دیوک، دورهام؛ 5) دانشگاه اوریگن؛ 6) دانشگاه ویرجینیا، چارلوتزویل؛ 7) دانشگاه کالیفرنیا، سانتاباربارا؛ 8) دانشگاه کلمبیا، نیویورک؛ 9) دانشگاه ماسوچوست، امهرست؛ 10) دانشگاه جورج تاون، واشنگتن؛ 11) دانشگاه تمپل، پنسیلوانیا؛ 12) دانشگاه ایلی نویز جنوبی، ادوارد ویل؛ 13) دانشگاه جورج واشنگتن، واشنگتن. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:13 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #21

 

دانکن بلاک مک دونالد میسیونر مسیحی متولد اسکاتلند که زندگی خود را در آمریکا گذراند در کتاب خود به نام سیمای اسلام، که در سال 1911 م در نیویورک چاپ گردید، اظهار می دارد: اسلام با هجمه و نفوذ تمدن غرب به زودی متلاشی خواهد شد و میسیونرهای مسیحی وظیفه دارند که مسلمانان جهان را مسیحی نمایند و آنها را به سوی کلیساها راهنمایی کنند. وی توصیه می نماید که «به اسلام و پیامبر آن مستقیما حمله نکنید، فقط بگذارید که ایده های جدید اساس اسلام را نابود کند.

 

اسقف مونتگمری وات یکی از میسیونرهای معروف اسکاتلندی، استاد برجسته اسلام شناسی در دانشگاه ادینبورگ در کتاب خود به نام "محمّد در مدینه" می نویسد: ظاهرا محمّد کوشش نموده اسلام را در قالب دین یهود تشکیل دهد، اگر یهودیان با محمّد کنار می آمدند اسلام فقط به عنوان یکی از فرقه های یهود ظاهر می گردید. در حقیقت اسلام شناسان میسیونر مسیحی فقط یک هدف را تعقیب می کنند و آن اینکه نبوت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و قرآن کریم را به عنوان وحی الهی تکذیب نمایند. آنها مطالعات اسلام را به خاطر شناخت این دین انجام نمی‌دهند و مقصد آنها فقط بی اعتبار کردن دین اسلام است.

 

اسلام شناسی در چهار قرن گذشته در کشورهای اروپایی با هدف سلطه نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بر جهان اسلام انجام شده است و اسلام شناسان یهودی و مسیحی اروپایی با پژوهشهای خود کوشیده اند تا سلطه استعمارگران اروپایی بر جهان اسلام را مشروعیت بخشند. از آغاز مطالعات آکادمیک درباره اسلام در اروپا بر این قاعده کلی که «دشمن خود را بشناس» استوار بوده است و در این مأموریت، خاورشناسان و میسیونرهای مسیحی به سان دو لبه یک شمشیر، با هم کاملاً ارتباط داشته اند. از همان زمان از سوی دولتهای استعماری مخصوصا انگلستان چندین مؤسسه تبشیری برای ترویج مسیحیت در جوامع اسلامی تأسیس گردید.

 

بطور مثال درباره اسلام و سرزمینهای اسلامی، انگلستان احساس می‌کرد که به عنوان یک قدرت مسیحی، منافع مشروعی دارد که باید از آنها نگهداری کند. از این رو دستگاه پیچیده ای به منظور مراقبت و محافظت از این منافع به وجود آمد؛ سازمانهای پیشگام و اولیه ای نظیر "انجمن ارتقای دانش مسیحی" در سال 1698 میلادی و "انجمن نشر کتاب مقدس در سرزمینهای خارجی" در سال 1701 میلادی به وجود آمدند که بعدها انجمنهای دیگری به مانند «انجمن میسیونری پاپتیست» 1799 میلادی، «انجمن میسیونری کلیسا» 1799 میلادی، «انجمن بریتانیا و کتاب مقدس برای سرزمینهای خارجی» 1804 میلادی جهت خواسته های توسعه طلبانه اروپای مسیحی تاسیس گردیدند و در کشورهای اسلامی شروع بکار نمودند.

 

سر ویلیام مویر، میسیونر معروف در چندین کتاب که علیه اسلام تألیف کرده است تهمتهای ناروائی علیه اسلام، قرآن کریم و حضرت محمد ص، همراه با تحریف حقایق نوشته است، آن وقت این کتابها توسط دانشگاه های اروپا و آمریکا به عنوان کتب مرجع درباره اسلام به محققین غربی معرفی می‌گردد.

 

نورمن دانیل در کتاب اسلام و غرب اظهار می دارد: استفاده از شواهد دروغین از جانب غرب برای حمله به اسلام یک روش همیشگی بوده است. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 04:12 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #19

 

هِگل، فیلسوف مسیحی آلمانى (1831-1770م) ، درباره اسلام و مسلمانان دچار پندارگرایى شده و درباره اسلام به بورژوازى غرب مژده داد كه «روزگاران درازى است كه اسلام از پهنه تاریخ از دیدگاه كلى رخت بربسته و در كنج عزلت به آرامش‏گونه خاورزمینى پناه آورده است». هگل اسلام رایكسره با ترس و وحشت همراه خوانده و ویژگى‏هاى مسلمانان را در چارچوب احساساتى شدید، شورانگیز، بى‏بندوبار، بى‏كرانه و بى‏اعتنا به دیگر ارزش‏ها محدود دیده است. هگل درباره جنگ‏هاى صلیبى نیز دور از واقع‏گرایى به داورى نشسته و کشتار مسلمانان را حق مسیحیان دانسته است. وى بى‏توجه به انگیزه‏هاى گوناگون سیاسى، اقتصادى و اجتماعى جنگ‏هاى صلیبى، خواستِ مسیحیان را در آن جنگ‏ها تنها «دست‏یابى بر وجود حاضر و حتمى پروردگار» توصیف كرده است هگل در حقیقت به بورژوازىِ در حال اوج غرب؛ راهنمایی مى‏كند كه اسلام با آن ویژگى‏هاى نكوهیده اكنون در كنج عزلت به سر مى‏برد و وظیفه تمدن بورژوازى غرب است كه با استعمار و استثمار سرزمین‏هاى اسلامى، به كامیابى و پیروزى بپردازد.

 

این افتراى شگفت را "پیربل" از قول گزارشگران مسیحى نقل كرده است: در نتیجه نشر و انتشار مطالبى كه مسیحیان در قرون وسطى در باب اسلام نوشته و گفته بودند، پس از قرن دوازدهم میلادى تصور كلى مردم اروپا از اسلام این بود كه اسلام یك فرقه از فرقه‏هاى مسیحیت و نوعى بدعت و ارتداد است‏. بر اثر همین افتراها، گاهى پیامبر اسلام را اسقفى رومى و یا یک كاردینال معرفى مى‏كردند كه چون به مقام پاپى دست نیافت، به عربستان گریخت و آیین نا صوابى بر ضد مسیحیت بنیان نهاد.

 

اسقف توربین در کتاب تاریخ خود به دروغ نوشته: در محلى واقع در ساحل دریاى اسپانیا مجسمه‏اى از مس وجود دارد كه محمّد پیامبر اسلام آنرا ساخته است و مسلمانان آن را سجده مى‏كنند.

 

پدیلومان در کتاب تاریخ خود نوشته است: مجسمه نقره و طلایى محمّد وجود داشته و مسلمانان در زمان تصرف ناربون معتقد بودند پناهگاه آنهاست. همچنین در یك روایت افسانه‏اى به نام بازى قدیس نكولا، كه در قرون وسطى شهرت داشته، آمده است كه یكى از امراى مسلمان در آفریقا بتى به نام ترواگانت را مى‏پرستید و هر وقت منظور حاصل مى‏شد بت را با ورق‏هاى طلا مى‏پوشانید.

 

وی در قصیده معروف فرانسوى كه جنگ‏هاى رولان قهرمان را شرح مى‏دهد مى‏گوید:

مسلمانان در سرقسطه غارى دارند كه آن را جایگاه خدایان خود قرار داده‏اند، كه در آن غار مجسمه‏اى از طلاست، مجسمه چماقى در دست و تاجى به سر دارد و مسلمانان براى عبادت بت مزبور در آن غار اجتماع مى‏كنند.

 

كار تعصب مسیحیان و نسبت‏هاى ناروایى كه به مسلمانان داده‏اند به جایى رسید كه در داستان بازى قدیس نیكولا، مجسمه‏اى از قدیس نیکولا وجود دارد كه او را محمّد مى‏نامیدند به تصور این كه محمّد مجسمه داشته است؛ آنها علاوه بر این، مسلمانان بتخانه را محمّدیه مى‏گفتند. در كتاب‏هاى مسیحیان، مسلمانان متهم به بت‏پرستى شده‏اند و با نفرت و دروغ های متعصبانه در نوشته های خود آورده اند: مسلمانان از سنگ یا چوب یا فلز بت مى‏ساختند و آن را پرستش مى‏كردند و نوشته‏اند كه وقتى مسلمانان مى‏دیدند این بت‏ها سودى به حال آنها ندارد به آن حمله مى‏بردند و آن را خرد مى‏كردند.

 

کشیشان کلیسا و نویسندگان متعصب مسیحی با نقل این دروغ ها و افسانه پردازی ها بر ضد اسلام و مسلمانان، در مدتى بیش از هزار سال مردم اروپا را فریب دادند. امثال این افسانه ها و اكاذیب و نسبت‏هاى ناروا كه کلیساهای اروپا درباره مسلمانان نشر داده‏اند بسیار است. نویسندگان مسیحی در غرب، مسلمانان را كافر، شرور، بت‏پرست، جهنّمى، سگ‏هاى جهنّم، دشمنان خدا، دجّال، «ژانتیل» و نابودكننده صنعت و هنر و امثال این عناوین خطاب مى‏كنند. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 04:01 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #17

 

گلدزیهر (1921-1850م) خاورشناس اروپایى كه در اصل از مردم مجارستان و پیرو كیش یهود بود، یكی از بزرگترین دشمنان دین اسلام و قرآن است. وى به دلیل گرایش‏هاى مذهبى، در آثارى كه درباره اسلام به چاپ رسانده، از خود تعصب نشان داده و عقاید نادرستى ابراز كرده است. وى معتقد است كه پیامبر اسلام افكار جدیدى را به دنیا بشارت نداده است و اصول معارف خود را از منابع یهودى و مسیحى به دست آورده است، این معلومات تأثیر عمیقى در وى ایجاد نمود و روى همین اصول، عاطفه دینى حقیقى قوم خود را بیدار كرده است و این تعلیمات كه او از عناصر اجنبى كسب كرده بود به نظر پیامبر اسلام براى تثبیت نوعى از حیات دینى كه مشیت الهى بر آن قرار گرفته بود، ضرورت داشت. به نظر گلدزیهر، این افكار تأثیرات عمیقى در نفس پیامبر باقى گذاشت چنان كه گویى تیرى به شدت به هدف اصابت كرده است، به نحوى كه جزء عقیده قلبى و باطنى او شد و تمام درون او را فرا گرفت و چنان پنداشت كه این تعالیم وحى الهى است، تا حدى كه وى را این مطلب یقین گردید و خود را وسیله وحى الهى تصور نمود... محمد پیوسته مردم را به یاد روز حساب و قیامت انداخت و به دار آخرت بشارت مى‏داد. مجموع مطالب وى شاید از كتاب تاریخ عهد قدیم و قصص انبیا متأثر شده باشد كه به سبیل تمثیل و تهدید به ذكر اقوام و پیغمبران گذشته پرداخته است كه از طرف خدا به هدایت مردمان مأمور بودند.

 

كازیمرسكى (متولد 1808م) لهستانى الاصل كه تحصیلات شرق‏شناسى خود را در پاریس انجام داد و سال‏هاى متمادى، وابسته سیاسى و مترجم سفارت فرانسه در ایران بود، قرآن كریم را به زبان فرانسه ترجمه نموده كه على‏رغم این كه ترجمه او از بهترین ترجمه‏هاى زبان فرانسه محسوب مى‏شود لیكن عارى از شائبه و غرض نیست.

 

در مقدّمه چاپ دوم كتاب، فصلى متضمن تاریخ اعراب و اسلام و سیره پیغمبر اسلام قرار داده است كه بسیار زیركانه سعى نموده تا با غلو و گزافه‏گویى درباره حضرت محمد (برعكس دیگران كه آشكارا از آن حضرت بدگویى مى‏كردند) چهره واقعى او را مسخ و در ردیف ساحران و مردان افسانه‏اى قرار دهد، مثلاً درباره خصوصیات پیامبر اسلام مى‏نویسد: چهره پیغمبر همیشه پرنور و درخشان بود، هر وقت دست روى صورت مى‏كشید از انگشتان وى نورى مثل شمع ساطع مى‏شد. اغلب شنیده مى‏شد كه نبات و جماد به او سلام مى‏كنند. حیوانات مثل سوسمار، گرگ، آهو با وى حرف مى‏زدند تا این درجه كه وقتى بره بریان شده با او تكلم نمود. پیغمبر بر اجنه حكومت داشت و تمام آنها از او می ترسیدند. به كور مادرزاد چشم داد و بیمار خیلى سخت را شفا بخشید، حتى مرده را هم زنده نمود.

 

جین‏گاگنیرز استاد دانشگاه آكسفورد، در سال 1724 میلادى شرح حال پیامبر اسلام را به انضمام ترجمه قرآن در سه مجلد نوشت و در آمستردام به طبع رسانید. وى در آغاز كتاب خود مسیولو كنت دبلین را كه از پیامبر اسلام ستایش كرده بود مورد انتقاد قرار داده و مى‏گوید كه این شخص نه اطلاعى از علوم اسلامى داشت و نه زبان عربى مى‏دانست، پس چرا در ستایش پیشواى اسلام مبالغه كرده و كاهى را كوهى جلوه داده است. او بدین وسیله به مذهب مسیح خیانت و خوانندگان را گمراه كرده است. گاگنیرز در اثر خود مزایاى اسلام را با تعصب خاص رد كرده و از بدگویى و تهمت بدون دلیل مضایقه نكرده است. وى مى‏گوید: «من یك مسیحى هستم و روا نیست كه از اسلام و پامبر عربی دفاع كنم». ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:53 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #16

 

در سده هفدهم میلادى یك ثروتمند سوداگر به نام آندره دوریر از اهالى بورگن فرانسه كه در كشورهای اسلامی به بازرگانى و امور كنسولى كشور فرانسه اشتغال داشت، ترجمه‏اى عوامانه و سطحى از قرآن به زبان فرانسه منتشر نمود. وى تا سال 1630 میلادى در مصر بود و سپس به استانبول رهسپار شد و در این شهر شروع به یاد گرفتن زبان تركى نمود. ترجمه قرآن او در سال 1647 میلادى در پاریس با عنوان Alcoron de Mahomet منتشر شد و بطور بى‏سابقه‏اى مورد توجه مردم اروپا واقع گردید و در عرض مدت قلیلى كمیاب شد؛ این كتاب موهوم در یك سال پنج بار چاپ گردید.

 

ترجمه كتاب قرآن آندره دوریر در سال 1649 میلادى به انگلیسى و بعداً به زبان آلمانى طبع و نشر گردید. در طول مدت یك قرن، ترجمه قرآن دوریر به دفعات در فرانسه، هلند، دانمارك، بلژیك و انگلستان با حمایت مالی کلیسا و دولتمردان سیاستمدار کشورهای استعمارگر اروپایی حمایت و انتشار یافت. آخرین بار در سال 1770 میلادى در آمستردام شخص دیگرى به طبع آن كتاب همت گماشت. با این كه كسانى به نقص ترجمه دوریر پى برده بودند و حتى برخى درصدد بودند كه ترجمه بهترى از قرآن بنمایند و در دسترس مردم قرار دهند لیكن مخالفت میسیون مسیحى با مسلمانان و تعارض و اختلافات و جدالى كه آنها با مسلمانان داشتند مانع از انجام این عمل مى‏شد. ترجمه انگلیسى كتاب دوریر با عنوانى توهین آمیز و تحقیر كننده در مطبوعات اروپایی منتشر گردید:

 

القرآن محمد ترجمه شده از عربى به زبان فرانسه به وسیله جناب آقاى لرد دوریر مالزیر نماینده سیاسى پادشاه فرانسه در اسكندریه كه قریباً به انگلیسى ترجمه گردیده است، براى جلب رضایت و براى خاطر كسانى كه میل دارند مزخرفات اسلامی را ملاحظه نمایند تقدیم مى‏شود. این كتاب محتوى تاریخ حیات محمد، پیغمبر اسلام و مؤلف قرآن است و نیز حاوى نصیحت و متضمن پاره‏اى قصص است و براى كسانى كه میل به تحقیق و رغبت دارند كه بدانند مذهب اسلام و قرآن چگونه ساخته و پرداخته شده است، مفید است و خواندن این كتاب هیچ مخاطره‏اى براى مسیحیت ایجاد نمى‏كند. در بین مسلمانان، فرقه‏ها و مسلك‏ها و دسته‏هاى متعددى به وجود آمده‏اند و بدعت‏ها ایجاد كرده‏اند، ولى در معنى همگى با هم بر ضد حقیقت اتحاد كرده‏اند. من صلاح مى‏دانم كه به اطلاع خوانندگان برسانم كه آنان خود را آماده مبارزه با بدعت‏ها كنند و امیدوارم كه بر دشمنان چیره گردند... اى خواننده عزیز، اگر تو فرض كنى و بدانى كه قرآن شالوده و اساس مذهب اسلام است از آن بیزار مى‏شوى. بارى قرآن تقریباً به تمام السنه ملل مسیحى و یا به اغلب آنها از قبیل لاتین و یونانى و فرانسوى و غیره ترجمه گردیده است، ولى مع‏الوصف تاكنون كسى به اسلام نگرویده است، مگر كسانى كه مجبور بودند و یا در جایى كه زور شمشیر در كار بوده است. تو اى خواننده مسیحى، قرآن را بسیار خشن و مملو از تهدید، تنبیه و عذاب و عقاب خواهى یافت این كتاب [قرآن‏] چنان در بین مسلمانان مورد احترام و تقدیس است كه حد و حصر بر آن تصور نمى‏توان كرد، در روى جلد قرآن نوشته مى‏شود: نگذارید كسى به این كتاب دست بزند و آن را لمس كند مگر پاك و مطهر باشد (لایَمَسُّه الاَّ الْمُطَهّروُن). مردم عوام هرگز اجازه خواندن آن را ندارند. مسلمانان كوركورانه زنده و مرده در یك مذهب استبدادى بلاشرط به سر مى‏برند. بنابراین اى خواننده مسیحى... الآن موقع آن است كه ملاحظه كنى و مقایسه نمایى آیین خویش را با مذهب اسلام و سخافت دین آنان را ببینى و در هدف و كمال مطلوب و سعادت و عقیده آنان دقت نمایى. دینى كه آنان پیروى مى‏كنند بى‏ارادى و بدون تعقل است و در نتیجه فشار و تحمیل قبول كرده‏اند. اما مطمئن هستم حتى اگر تو دین دار نباشى و تعصب مذهبى هم نداشته باشى، حتى اگر ارتدوكس هم باشى، مع ذلك این مذهب اسلام براى تو جالب نخواهد بود، تو را از راه خود منحرف نخواهد كرد و با تعقیب این نور لرزان شمع خاموشان در ظلمت مطلق غوطه‏ور نخواهى گردید. من قرآن را به تو معرفى مى‏كنم، زحمت ترجمه آن را به زبان فرانسه متحمل شده‏ام و بلاشك مى‏دانم و با كمال صراحت مى‏گویم كه این آیین مانند سمى مهلك است كه قسمت عمده كره مسكونى ما را فرا گرفته و افكار جهانیان را مسموم نموده است و نیز ممكن است قرائت این كتاب مانند پادزهر و یا تریاكى كه سبب تشیید مبانى دین و تقویت آیین سست دلان مسیحى شود و موجب اعاده آنان به كلیسا گردد.

 

جامعه انگلیسى زبان، حدود یك سده با این ترجمه ناقص و غیرواقعى از قرآن سر و كار داشتند و مایه تعجب است كه ترجمه دیگرى جانشین آن نگردید تا این كه سال 1734 میلادى (سده هجدهم) جرج سیل ترجمه جدیدى از قرآن را در لندن به چاپ رساند. این ترجمه و بحث او در مقدّمه كتاب مورد استقبال قرار گرفت و بارها تجدید چاپ شد.

 

ترجمه قرآن رودول انگلیسى كه براى اولین بار در سال 1861 میلادى چاپ شد نیز از اهمیت شایانى برخوردار شد و مقبولیت عامه یافت، لیكن علت واقعى این امر، روحى بود كه مترجم در این اثر دمیده بود و در واقع از شیوه معموله تعصب‏آمیز خصومت‏بار سده هفدهم میلادى بر كنار نبوده است و فاقد تمام مزایا و تفوق‏هاى علمى سده هجدهم است. رودول قاطعانه، قرآن را محصول افكار شخصى حضرت محمد(ص) مى‏دانست، اما خصال و سجایاى آن حضرت را ستوده است، معهذا چند سؤال را نیز به جهت ایجاد تشکیک درباره او مطرح مى‏نماید: 1-آیا محمد پیغمبر واقعى است؟ 2-آیا از جانب خدا آمده است؟ 3-آیا در گفتار خود صادق و صمیمى است؟ آیا مداركى وجود دارد كه دلالت كند محمد سواد نداشت؟ ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:51 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #13

 

کشیش مسیحی به نام جون تاكلى مى‏گوید: «ما باید كتاب قرآن را به خوبی مطالعه کنیم و یاد بگیریم، زیرا بهترین سلاح علیه اسلام است و به وسیله آن مى‏توانیم ریشه قرآن را از بیخ برآوریم. ما باید به مسلمانان بفهمانیم كه مطالب صحیح قرآن مطلب تازه‏اى نیست و مطالب جدید آن صحیح نیست». این کشیش براى سست نمودن عقیده اسلامى در میان مسلمانان پیشنهاد مى‏كند كه «لازم است مدارسى را بر اساس شیوه غربى در سرزمینهای اسلامی به وجود آوریم، چون اعتقاد اغلب مسلمانان به اسلام و قرآن بر اثر خواندن كتاب‏هاى درسى غرب و فرا گرفتن زبان‏هاى بیگانه تكان خواهد خورد».

 

تحریف اسلام و تاریخ آن توسط مبلّغان مسیحى حتى در لابه لاى كتب درسى كه از طرف مدارس تبشیرى در مناطق اسلامى تدریس مى‏گردید نیز راه یافت. نمونه‏اى از این كتاب‏ها كه در تحریف، خدعه و نیرنگ پیشقدم بوده و دیگران از آن استفاده كرده‏اند كتاب «البحث عن‏الدین الحقیقى» (بحث از دین حقیقى) تألیف منسنیو ركولى است و از طرف «اتحاد مؤسسات تعلیم مسیحى» در پاریس در سال 1928 میلادى چاپ و منتشر شده است. این كتاب را «پاپ لئون سیزدهم» در سال 1887 میلادى دیده و آن را ستوده است و در مدارس مسیحى شرق و غرب مورد استفاده قرار مى‏گرفت.

 

مطالب آن، كینه‏هایى علیه مسلمانان و عرب را بر می افروزاند و شدیداً علیه افكار مسلمانان حمله و تحریك مى‏نماید؛ در این كتاب آمده است: اسلام در سده هفتم میلادى به صورت دشمن جدیدى ظهور كرد. این همان دینى است كه بر پایه زور و تعصب بنا شده است. محمد شمشیر را در دست پیروان خود گذاشت و در قوانین مقدس اخلاقى سهل‏انگارى كرد و به اتباع خود ظلم و غارت را آموخت و به كسانى كه كشته مى‏شدند وعده لذات ابدى داد. چند صباحى نگذشت كه آسیاى صغیر و آفریقا و اسپانیا طعمه وى گشت و ایتالیا در معرض خطر قرار گرفت و نصف فرانسه متزلزل گردید و تمدن اروپا به لرزه درآمد. حمله این جمعیت (مسلمانان) به جایى رسیده بود كه غالب اوقات حملات آنها دامن سگ‏ها را مى‏گرفت. بالاخره كلیسا به رهبرى شارل مارتل، سدى بر سر راه اسلام بنا كرد (752 میلادى) و به دنبال آن، جنگ‏هاى صلیبى در طول دو قرن (1254-1099م) از مسیحیت دفاع كرد و کلیسا را نجات داد. بدین طریق پرچم «هلال» در مقابل پرچم «صلیب» شکست خورد و انجیل بر قرآن و مطالب و قوانین اخلاقى ساده پیروز شد.

 

كتاب دیگرى كه در كلاس چهارم مدرسه ارتدوکسی پطریرك بیروت و در مدارس دیگر لبنان تدریس مى‏گردید، «تاریخ محاضرات ج. ایزاك» تألیف أ. آلبا است كه در چاپخانه آداب فرانسه بیروت چاپ شده است. در این كتاب آمده است: محمد در میان مسافرت‏هاى خود مقدار كمى از عقاید یهود و نصارى را به دست آورد و آنگاه كه چهل ساله شد شروع كرد بگوید خواب دیده‏ام و به همین مقدار قانع بود كه خدا او را پیغمبر قرار داده است. نویسنده در صفحه دیگرى از این كتاب نوشته است: «قرآن مجموع كلماتى است كه شاگردان محمد هنگام تكلم وى مى‏نوشتند. محمد به پیروان خود دستور داد كه جمیع جهان را هر گاه ضرورت ایجاب كرد به زور شمشیر مسلمان كنند. هرگاه محمد مشغول وعظ مى‏شد، علاقه‏مندان وى كلمات او را با كمال تعجیل مى‏نوشتند. از قرن هفتم میلادى، فلسطین به تصرف كفار مسلمان درآمد.

 

تاریخ فرانسه تألیف غیومان و ف. لوستر، كتاب دیگرى است كه براى امتحانات نهایى در دانشگاه مسیحی «قدیس یوسف» در بیروت براى دختران تدریس مى‏شد و در غیر بیروت در دانشکده های تبشیرى نیز تدریس مى‏گشت؛ در این كتاب چنین مطلبى نوشته شده است: محمّد مؤسس دین مسلمانان، دستور داده كه پیروان وى جهان را به دین خود درآورند. چقدر فرق است بین این بت‏پرستان مسلمانان و بین مسیحیان خداپرست. این عرب‏ها به زور مردم را دعوت به اسلام نموده و به مردم مى‏گویند: یا مسلمان شوید یا بمیرید. در صورتى كه پیروان مسیح مردم را با كردار نیك خود دعوت به مسیحیت می کنند. اگر مسلمانان بر جهان پیروز شده بودند وضع ما چگونه بود؟ پاسخ این سؤال این است كه ما اكنون مانند الجزایرى‏ها و مراكشى‏ها مسلمان بودیم و به زبان عربی تکلم می‌کردیم.

 

هنگامى كه مستر پنروز در سال 1947 میلادى براى به دست گرفتن ریاست دانشگاه آمریكایى بیروت آمد گفت: بهترین وسیله‏اى كه مبشران آمریكایى براى مسیحى نمودن سوریه و لبنان بكار برده‏اند فرهنگ بوده است و به همین جهت رئیس دانشگاه آمریكایى لبنان از مسیونرهای مامور در سوریه انتخاب شد.

 

دانبى از استادان دانشگاه آمریکایی در بیروت و از همكاران پنروز در كتاب خود مى‏نویسد: فرهنگ بهترین وسیله‏اى است كه عقاید مسیحیت و پرستش مسیح را در افكار دانشجویان مسلمان تزریق مى‏كند. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:45 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #12

 

در سال 1988 میلادى دو نویسنده عرب: ادونیس و نجیب محفوظ جهت دستیابى به جایزه نوبل رقابت نمودند. ادونیس خود را با انجام اقدامات زیر آماده دریافت جایزه نمود:

1- تابعیت سوریه ای خود را به تابعیت لبنانى تغییر داد. 2- دیانت اسلامى خود را ترك و به مسیحیت گروید. 3- اسم عربى خود را از احمدعلى سعید به اسم فنیقى «ادونیس» تغییر داد. وى پیش از این با اداره مجله شعر در بیروت یك نسل كامل را از نظر فرهنگى مسموم و فکر بسیارى را فاسد كرده بود.

 

در آن روزگار به عنوان همیارى، سالانه سى هزار دلار از وابسته فرهنگى سفارت آمریكا در بیروت دریافت مى‏كرد تا مجله به حیات خود ادامه دهد و خانه شعر و شعراى عرب را ویران سازد، زیرا ادونیس به خاتم پیامبران و قرآن یورش‏هاى بسیارى داشته و ترجمه عربى کتاب مقدس را از نظر بلاغى، از قرآن برتر و زیباتر مى‏دانست و قرآن کریم را قابل مقایسه با کتاب مقدس مسیحیان نمى‏پنداشت.

 

زمانى كه وى در کنفرانسی از تز دكتراى خود در دانشگاه مسیحی جزوئیت‌ها «قدیس یوسف» در بیروت دفاع مى‏كرد، تمام آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌های مشهور ضد اسلام و فعال در کشتار مسلمانان در آن شرکت کرده بودند. با تمام اقداماتی که فنیقى ادونیس انجام داد ولی كمیته آكادمى سوئد، رقیب او، نجیب محفوظ را به خاطر نوشتن كتاب «اولاد حارتنا» (بچه‏هاى محلّه) برتر دانستند و جایزه نوبل را به او دادند.

 

در این كتاب، نجیب محفوظ تاریخ پیامبران را از دیدگاه روایات تورات و تلمود نگریسته و این سفیران الهى به ویژه پیامبر اسلام را مورد اهانت قرار داده است. داستان محله نجیب محفوظ در این زمان در قاهره نیست، بلكه دربرگیرنده تمام مناطقى است كه دیانت‏هاى سه‏گانه بزرگ جهانى را دربرگرفته است، از آكد قدیم و بین‏النهرین تا منتهى‏الیه شمال آفریقاست.

 

بچه‏هاى محله، ابلیس و آدم، موسى، عیسى و محمّد(ص) هستند. محبوب‏ترین آنها نزد نجیب محفوظ، ابلیس است كه مردم از تیره و پشت او هستند یعنى یهود و این همانى است كه تلمودى‏ها آن را مى‏پندارند و خود را به آن منسوب مى‏دانند و خود را از فرزندان قابیل می شمرند و قابیل را فرزند شیطان یا فرزند مار از حوا به شمار مى‏آورند، چرا كه به نظر آنان حوا قبل از هبوط به زمین از شیطان (مار) حامله بود.

 

كارل بكر خاور شناس آلمانی معتقد است سبب دشمنى غرب و شرق ریشه‏دارتر است؛ بنابر عقیده وى این دشمنى از آن زمان ایجاد شد كه اسلام پدید آمد و پیشروى نمود، سپس با پیشرفت خود، سدّ محكمى در مقابل گسترش مسیحیت به وجود آورد و به تدریج به سرزمین‏هاى مسیحى‏نشین سرایت كرد.

 

گاردنر نیز همین عقیده را تأیید مى‏كند، وى مى‏گوید: قدرتى كه در اسلام نهفته است، اروپا را به وحشت انداخته و سبب شده است كه مبلّغان مسیحى دشمنى بین كلیسا و اسلام را یک دشمنی دینى قلمداد و اعلام کنند.

 

یولیوس رچتر مسیحیان را سرزنش مى‏كند كه در عصر ظهور اسلام بى‏خبر نشستند تا این كه امپراطورى بیزانس با مرکزیت قسطنطنیه روم شرقى (ترکیه کنونی) به تدریج در امپراطورى اسلام محو گردید. "قسطنطنیه در سال 1453 میلادى به دست ترك‏هاى عثمانى سقوط كرد و تحت اختیار امپراطورى اسلام درآمد".

 

لورنس براون می‌گوید: اگر مسلمانان در امپراطورى اسلامى متحد شوند، خطر بزرگى براى جهان به وجود مى‏آورند، ولى تا روزگارى كه متفرق هستند و با یكدیگر نمى‏سازند، بدون وزن و اثر هستند از آینده آنان نباید هراس داشته باشیم.

 

لطفى لیفونیان ارمنى كه كینه شدیدى از مسلمانان دارد و چندین كتاب علیه اسلام نوشته و اركان آن را به باد مسخره گرفته است، از روى جهل و نادانى مى‏گوید: «مسلمانان جاهلند، زیرا معتقد به اوصاف جسمانى از خدا هستند». !!!!

 

در صورتی این مسیحیان هستند که برای خدا جسم قائل شدند و انسانی را خدا و پسر خدا و هم ذات با خدا و خود خدا می پندارند و تبلیغ و معرفی می کنند .

 

کشیش مسیحی به نام نلسن معتقد است كه «اسلام تركیبى از مسیحیت و بت‏پرستى است كه با مختصر تغییر به صورت دین جدید درآمده است». ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:25 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #11

 

"نولدكه" شرق شناس آلمانى در کتاب «تاریخ قرآن»، در اصالت سوره حمد (فاتحةالكتاب) تردید نشان مى‏دهد و ادعا مى‏كند كه احتمالاً این سوره، وحى قرآنى نبوده و باید نوعى دعا باشد. وی می‌گوید «حروف مقطّع» در آغاز برخى سوره‏ها اشاره به نام‏هاى صحابه دارند. هر كدام از یاران پیامبر اسلام نوشته ای براى خود نوشته و نامشان را به رمز در آغاز سوره‏هاى قرآن نهاده بودند تا نوشته آنها از نوشته دیگر جدا باشد، ولى نویسندگان قرآن بر اثر فراموشی، این رمزها را در متن كتاب وارد ساختند و اینك در آغاز پاره‏اى از سوره‏ها دیده مى‏شوند. این خاورشناس درباره پیامبر اسلام مى‏گوید: «پیغمبر در مواقعى كه بر خیالات و عواطف خود تسلط نداشت براى پیشرفت منظور خود به هر وسیله‏اى چنگ مى‏زد» و درباره قرآن مى‏گوید: «آشفتگى تصور و بى‏منطقى و فقر فكرى و اضطراب و خشكى و بى‏نظمى مطالب قرآن، انسان را از آن بیزار مى‏كند. اگر عرب‏ها از تذكرهای جهنم مى‏لرزیدند و به وحشت مى‏افتادند براى این است كه فهم و ادراكشان ضعیف بود. چیزى كه آنها مى‏شنیدند بعضى جملات مشوش و به هم ریخته بود».

 

دیوید ساموئل مارگولیوث سعى دارد معلمان خیالى دیگرى براى پیامبراسلام ساخته و پرداخته نماید و تعالیم اسلام را متأثر از تورات معرفى كند.

 

سر ویلیام مویر از داستان غرانیق بر ضد پیامبر اسلام دفاع مى‏كند و آن را روایتی حقیقی معرفی می نماید.

 

استادان دانشگاه كمبریج در نامه‌ای سرگشاده ابراز می‌دارند که بسیار متأسف هستند كه چند تن از استادان دانشگاه از جمله كائتانى مورخ ایتالیایى، منكر روایت غرانیق می باشند. (یعنى آنها هم باید این داستان را بپذیرند).

 

كارل بروكلمان آلمانى مى‏گوید كه محمّد در سالهاى اول بعثت، به سه الاهه مكه كه هموطنانش آنها را دختران خدا مى‏دانستند اعتراف داشت و در آیه‏اى بدانها اشاره‏اى كرد و روز بعد انكار نمود.

 

سلمان رشدى نیز داستان ساختگى غرانیق را اساس داستان‏پردازى خود نموده و عنوان «آیات شیطانى» را براى كتاب خود از همین افسانه واهى برگزیده است. در واقع سلمان رشدى با انتخاب این عنوان براى رمان خود بر طریق خاورشناسان مسیحی مغرض و همگام با كلیساها گام بر داشته‏ است.

 

حمایت موذیانه و خصمانه دولت های مسیحی غرب و کلیساها از مطالب ضد اسلامی و توهین آمیز به پیامبر اسلام کاملا برنامه ریزی شده می باشد. آنها با اعطاى جایزه نوبل و با تمجید از نویسندگانى كه در تمسخر و هجو اسلام، مطالب واهى مى‏نگارند در جهت پدید آوردن آثار مشابه یک تشویق کننده بالقوه می باشند.

 

از این نمونه «توفیق‏الحكیم» است كه در تئاتری بر شهوت‏پرستى پیامبر اسلام تأكید مى‏كند به‏گونه‏اى كه او را مورد تمسخر همسرش خدیجه قرار مى‏دهد. خشم نویسنده از پیامبر اسلام در نوشته هایش كاملاً آشكار است. گویى كه پیامبر اندیشه‏اى جز مرگ خدیجه ندارد تا خود را رها یافته ببیند. او این نكته را نیز القا مى‏كند كه پیامبر خود سازنده قرآن است به این دلیل كه از پیش مى‏داند كه چه پیش خواهد آمد.

 

طاهربن جلون نویسنده مراكشى‏الاصل نیز در سال 1987 میلادى براى رمان «شب قدر» (كه به زبان فرانسه نوشت) برنده بزرگ‏ترین جایزه ادبى فرانسه به نام «گنكورت» شد. این جایزه به دلیل ناسزا و استهزا به اسلام بود.

 

وی در این رمان تمام تلاش خود را به كار گرفت تا اسلام را به‏گونه‏اى معرفى كند كه گویى فقط مسائل جنسى است. قهرمانان این رمان كه بر اساس سمبل‏هاى اسلامى شكل گرفته‏اند همه به اقدامات سكسى و جنسى مبادرت مى‏ورزند. یكى از شخصیت‏هاى رمان، خداوند را سپاس مى‏گوید كه در شب قدر، آن زنى را كه دوست مى‏داشته، برایش آماده كرد، لذات و هیجان جنسى خود را در قالب یك نیایش به زبان مى‏آورد. همچنین در این كتاب بر نقش قهرمان زن داستان دور مى‏زند كه چگونه با پوشیدن لباس مردانه و نماز خواندن به عنوان امام جماعت در مسجد، اسلام و مسلمانان را استهزا می نماید. وی در کتابش برای خوانندگان چنین القاء نموده که سجود در نماز مسلمانان، دربرگیرنده یك حالت جنسى است كه پیامبرشان آن را اختراع كرده. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:23 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #10

 

هنرى لامنس خاورشناس بلژیكى و کشیش یسوعى كه تعصب بسیار شدیدى علیه اسلام داشت، به شدت تمام بر ضد پیامبر اسلام و قران کریم و مسلمانان مطلب می نوشت. وی در كتاب «فاطمه و دختران پیامبر» انحرافات و بداندیشى‏هایى دارد و مغرضانه مواردى را مطرح مى‏سازد كه دلیل بر فساد ذهن و نیت خبیثانه اوست. او به سبب كینه شدیدش از اسلام، در كتاب «اسلام، عقاید و نظام‏ها» دیدگاه‏هاى نفرت‏آمیزی از اسلام را مطرح نموده است که نشان از عمق نفرت و کینه کلیساها و مسیحت بر ضد اسلام و مسلمانان دارد. لامنس در حدود چهل سال در الجزایر، سوریه و لبنان اقامت گزید، وی پس از تحصیل زبان و ادبیات عرب و تألیف كتاب‏هایى در صرف و نحو زبان عربى، مقالات متعددى بر ضد اسلام در مطبوعات عربى و فرانسوى نوشت. تعداد كتابها و رساله‏هایى كه او بر ضد اسلام نگاشته بالغ بر سیصد عنوان است‏.

 

فیلیپ كه یک مبشر عرب مسیحى است با كمال جسارت مى‏نویسد: «محمّد با كمال بى‏باكى به تبلیغ ادامه مى‏داد و افرادى را از پرستش خدایان كاذب به پرستش خداى یگانه «الله» دعوت مى‏كرد. وحى بدون انقطاع نازل مى‏شد. او كه به یهودیان و مسیحیان رشك مى‏برد از این كه كتاب مقدسى دارند، تصمیم گرفت تا ملت او نیز كتاب مقدسى داشته باشند بنابر این قران را از خودش ساخت و پرداخت».

 

كارل بروكلمان خاورشناس آلمانى درباره پیامبر اسلام و مسلمانان سخنانى را به قلم مى‏آورد كه غیرعلمى و بى‏اساس است. به نظر وى، پیامبر اسلام، اطلاعات خویش را درباره تورات و انجیل از علماى یهود و مسیحی گرفته است. او به مواردى چون كودكى مسیح، اصحاب كهف و ذوالقرنین اشاره مى‏كند. وى مى‏نویسد: محمّد اندیشه گناه اصلى را از تورات اقتباس كرد.

 

ویلیام مونتگمرى وات خاورشناس اسكاتلندى كه آثار متعددى‏ در زمینه اسلام‏شناسى دارد در پندارى بى‏اساس اظهار مى‏دارد كه پیامبراسلام بعدها از یهودیان مدینه آموخت كه آورنده وحى بر او، فرشته بوده است و در این باره مى‏نویسد: در آغاز گمان مى‏برد كه آن موجود با شكوه همان خداست، بعدها شاید معتقد شده است كه آن موجود عالى، فرشته‏اى است كه روح نام دارد و سرانجام، آن را همان جبرئیل دانست تغییر این تعبیر، احتمال دارد در نتیجه اطلاع از تعلیمات یهودیان باشد كه عقیده دارند خدا نامرئى است. وات همچنین با کمال دروغگویی تراوشات ذهنی خود را چنین بیان می دارد و ادعا مى‏كند كه «ظاهراً (محمّد) براى گوش دادن به الهامات، روش مخصوص داشته است و اگر وحى به او نازل مى‏شد كه احتیاج به اصلاح داشت، آن را اصلاح مى‏كرد».

 

ادوارد گرانویل براون متولد استوتز هیل، گلاسترشر انگلستان، خاورشناس و ایران‌شناس مشهور بریتانیایی بود. او در یکی از نوشته های خود می‌گوید: عقیده مانویان درباره عیسى مسیح مورد قبول پیامبر اسلام واقع گردید.

 

بلاشر خاورشناس فرانسوى در مقدّمه‏اى كه خودش بر ترجمه قرآن كریم نوشته، می‌گوید: همشهریان پیامبر اسلام، پیش از آن كه پیامبر به رسالت مبعوث شود از داستانهاى قرآنى با خبر بودند. «تمام این داستانها (داستان هود و نوح و موسى و ابراهیم) در آن زمان معروف بود و مخالفان پیامبر اسلام خیلى خوب مى‏توانستند با شنیدن آنها ریشخندانه به او بگویند: اینها چیزى نیست جز اساطیر اولیه. بلاشر در مقدّمه خود بر قرآن القاء می نماید پیامبر اسلام بیسواد نبوده است. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:21 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #9

 

«آیا در دین مسیحیت، كشتن مسلمان جایز مى‏باشد؟» یكى از کشیشهای دومینیكن صده سیزدهم و چهاردهم میلادى به نام «هُلْكُت» گفته است: كسانى كه عیسوى نیستند اگر پیرو دینى باشند و مطیع باشند نسبت به ایشان مى‏توان به مدارا رفتار كرد بدین امید كه روزى به دین مسیح بگروند؛ مسلمانانى كه مطیع نباشند، در حكم یاغى و موذى محسوب مى‏شوند و ملحد مطلق هستند، ریختن خون آنها واجب است و می‌توان با اجازه كلیسا به آنها حمله برد و آنها را غارت كرد و كشت، و اموالشان را بین مسیحیان تقسیم كرد، زیرا كه اینان سرزمینى را كه به فرزندان ابراهیم وعده داده شده بود، به ناروا غصب كرده‏اند و مبلّغان مسیحی را كه براى نابودی اسلام فرستاده مى‏شوند به قتل مى‏رسانند.

 

رامون لول كشیش اسپانیایى، براى تبلیغ آیین مسیحیت در بین مسلمانان بسیار تلاش نمود. وی از 1266 تا 1276 میلادى به آموختن زبان عربى و علوم مذهبى همت گماشت. آنگاه در «مایوركا» (بزرگترین جزیره در مجمع الجزایر بالِثار) صومعه‏اى بنیاد نهاد و به تدریس درس‏هاى مذهبى و نیز زبان عربى به مبلغان جوان مسیحی پرداخت. در سال 1310 میلادى با آرزوی کشته شدن در راه کلیسا براى تبلیغ مسیحیت در بین مسلمانان رهسپار تونس شد، ولى مسلمانان او را به اروپا باز گرداندند. وى در 1341 میلادى از شوراى مذهبى مسیحیان خواستار شد كه به جاى بدگویى از مسلمانان، جلسات بحث و مناظره با آنان تشكیل دهند، ولى جامعه كلیسا او را «وكیل مدافع كفار» لقب داد، زیرا جامعه كلیسا هرگز بر سر آن نبود كه با اسلام و مسلمانان از در صلح و آشتى درآید. او در یكى از كتابهاى خود با عنوان: «سه مرد خردمند و یك بت‏پرست» مردى مسلمان را در برابر یك یهودى و یك مسیحى قرار داده است. هر سه تن به درستى آیین خود ایمان دارند و ضمن رعایت حرمت یكدیگر به بحث درباره آن مى‏پردازند و مطمئن هستند كه آن مرد بت‏پرست (مسلمان)، پس از شنیدن سخنانشان، دین آنان را برخواهد گزید، ولى بحث پایان مى‏یابد بى‏آن كه بت‏پرست (مسلمان) متقاعد شده باشد.

 

ریموندو مارتینى (حدود 1284-1230 قمرى) کشیش و مبلغ و خاورشناس اسپانیایى كه عضو فرقه مسیحی رهبانان دومینیكن بود یکی دیگر از ستیزه‏گران با اسلام است. در سال 1250 میلادى کلیسا او را براى تحصیل زبان‏هاى شرقى برگزیدند تا بتواند تبلیغ كند و در مقابل مسلمانان بایستد. وى به تونس رفت و در آنجا مدرسه‏اى براى آموزش زبان عربى براى مبلّغان تأسیس كرد. مهمترین تألیفاتش «خنجر ایمان در سینه مسلمانان و یهود» است كه تألیفش پس از سال 1278 میلادى به انجام رسید و آن را به لاتین و عبرى نگاشت. قصد وى از نگارش این كتاب، آن بود كه به همفکرانش در فرقه دومینیكن، سلاحى براى دفاع از عقاید مسیحى بدهد. وى با فلاسفه مسلمان، به خصوص غزالى در مسائل مربوط به خدا و عالم و جاودانگى روح به مجادله مى‏پردازد. مارتینى آن چنان در نوشتن و قرأت، زبان عربى را فرا گرفت كه «سوره‏اى بر ضد قرآن» نوشت!!. این معارضه در نسخه خطى كتاب «Vocabulista in Arabica» وجود داشت كه اسكیا پارلى در چاپى كه از این كتاب داشت آن را منتشر و به ایتالیایى ترجمه كرد. همچنین او كتابى نیز با عنوان: خلاصه‏اى علیه قرآن تألیف نمود.

 

ریكولدو دمونت كروس (1320-1243م) متولد فلورانس، راهب دومینیكن و مبلّغ مسیحى از جمله افرادى است كه خصومت شدیدى با اسلام داشت و توسط پاپ نیكولاى چهارم به شرق اعزام شد. وى در فلسطین، ترکیه، ارمنستان و عراق به گردش پرداخت و یعقوبیان را در موصل و نسطوریان را در بغداد به پیوستن به كلیساى كاتولیك رومی دعوت مى‏كرد. در حدود ده سال در موصل و بغداد به سر برد. در طول سفرهایش به كشورهاى اسلامى به مجادلاتى با مسلمانان به زبان عربى پرداخت. وى كتابى با عنوان «مجادله علیه مسلمانان و قرآن» نوشت كه به صورت خطى در پاریس موجود است و یا به عنوان «علیه قرآنِ محمّد» كه به صورت خطى در موزه بریتانیا وجود دارد یا «ردى بر قرآن» كه عنوان ترجمه لاتین از ترجمه یونانى است كه دیمتریوس كیدونس در سال 1350 میلادى به انجام رسانده است. در این كتاب، وى ردّیه‏هایى كه علیه قرآن و اسلام توسط مسیحیان نوشته شده آورده و از خود نیز بر آن افزوده است. این كتاب به زبان‏هاى فرانسوى، اسپانیایى و ایتالیایى ترجمه شد و به چاپ رسید. ریكولدو، همچنین كتابى درباره «سفرهایش» در شرق دارد كه در 1864 میلادى در لندن منتشر شد و به استعمارگران مسیحی اروپا در تصرف سرزمین های مسلمانان بسیار کمک نمود.

 

این مبلغ تبشیری مسیحى در كتاب «مجادله علیه مسلمانان و قرآن» ، بطور خلاصه چنین مى‏گوید:

1- اسلام دینى است كه دروغ و حقیقت در آن عمداً تغییر شكل یافته است. 2- اسلام دین خشونت و شمشیر است. 3- اسلام دین خودكامى و لذّت است. 4- محمّد با عیسى مخالف و دشمن است‏. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:19 ق.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 2

>