تبلیغات
گذرگاه - مطالب ابر اندیشمند مسیحی
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #27

 

دولتمردان آمریکایی قرن بیست و یکم را «قرن آمریکا» قلمداد می کنند. در این رابطه چند مرکز هسته مشاوران در آمریکا مطالعات و پژوهشهای هماهنگی را انجام می دهند که معروف ترین آنها به قرار زیر می باشند:

1) بنیاد میراث؛ 2) انستیتو هادسون؛ 3) بنیاد فورد؛ 4) بنیاد راکفلر؛ 5) شرکت راند؛ 6) بنیاد برادلی؛ 7) امور خاورمیانه شورای امنیت ملی؛ 8) مرکز سیاستگذاری امنیتی؛ 9) انستیتو اقدام آمریکایی؛ 10) انستیتو یهود برای امور امنیت ملی؛ 11) انستیتو واشنگتن برای سیاستگذاری مسائل خاورمیانه؛ 12) پروژه برای قرن جدید آمریکایی.

در بین این مؤسسات «انستیتو واشنگتن برای سیاستگذاری مسائل خاورمیانه» و «مرکز پروژه برای قرن جدید آمریکایی» نقش حیاتی ایفا می کنند. مشاوران ارشد در امور اسلامی وابسته به این دو مرکز درباره تحولاتی که در کشورهای اسلامی رخ می‌دهد، تجزیه و تحلیلهای خود را در شبکه های تلویزیونی و روزنامه های پرتیراژ آمریکا مطرح می کنند.

 

در سال 1991، دیک چنی وزیر دفاع آمریکا یک گروه مطالعاتی متشکل از 700 نفر از کارشناسان نظامی را به سرپرستی پروفسور پُل ولف ویتز (Paul Wolfowitz) تشکیل داد که استراتژی سیاسی و نظامی آمریکا را بعد از جنگ سرد تعیین نمایند و مطابق این مطالعات، جورج بوش پدر، رئیس جمهوری وقت آمریکا طرح «نظام نوین جهان» (NewWorld Order) را مطرح نمود. پروفسور پل ولف ویتز از سال 1993 تا 2001 ریاست دانشکده مطالعات روابط بین الملل دانشگاه جان هاپکینز را به عهده داشت و سپس به عنوان معاون اول وزارت دفاع آمریکا کار خود را ادامه داد.

 

در ماه ژوئن 1997 پل ولف ویتز، دیک چنی، دونالد رامسفلد و ریجارد پرل که از دولتمردان عالی رتبه آمریکا می‌باشند مؤسسه هسته مشاوران را با عنوان «پروژه برای قرن جدید آمریکایی» در واشنگتن تأسیس کردند و شعار این مؤسسه «از جمهوری تا امپراتوری» بود. در اعلامیه تشکیل این مؤسسه که در روز 3 ژوئن 1997 میلادی انتشار یافت بعد از به قدرت رسیدن دولت جورج بوش، این طرح به عنوان استراتژی دولت آمریکا در آغاز قرن بیست و یکم به اجرا گذاشته شد.

 

برای تحقق امپراتوری جهانی آمریکا، افزایش بودجه نظامی، افزایش پایگاههای نظامی در سراسر جهان، مداخله نظامی در خاورمیانه و آسیای مرکزی، سلطه کامل بر منابع غنی نفتی خاورمیانه و دریای خزر، حملات نظامی علیه کشورهایی که مخالف سیاستهای آمریکا می باشند، تأمین امنیت کامل برای اسرائیل، برقراری وضعیت اضطراری دائم در داخل آمریکا و خروج از پیمان نامه های بین المللی که مخالف منافع آمریکا باشند، اخراج مهاجران مسلمان از خاک آمریکا پیش بینی شده است.

 

بدین ترتیب پروفسور پُل ولف ویتز معاون اول وزارت دفاع آمریکا گردید، و دوگ فیث لوئیس رئیس دفتر دیک چنی و ریچارد پرل مشاور وزارت دفاع این کشور شد. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:25 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #23

 

آمریکا برای سلطه بر جهان اسلام، تعدادی مرکز مطالعات اسلامی تاسیس نمود. هر ساله بنیادهای معروف آمریکایی مانند بنیاد کارنگی، بنیاد فورد، بنیاد راکفلر، شرکت راند، شورای آمریکایی برای مطالعات علمی، مؤسسه هودسون و بنیاد برادلی، کمکهای مالی فراوانی برای مطالعات اسلامی پرداخت می نمایند. وزارت امور خارجه آمریکا و وزرات دفاع «پنتاگون» برای تنظیم سیاستهای خود درباره جهان اسلام بیشترین کمکهای مالی را به مطالعات اسلامی در آمریکا و مؤسسات علمی و فرهنگی وابسته خود در کشورهای اسلامی اختصاص می دهند. سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی دولت آمریکا مانند اف بی. آی و سازمان سیا و سازمان ان اس ای ، تمامی مراکز اسلام شناسی در آمریکا و اسلام شناسان وابسته به این مراکز را کاملاً تحت کنترل خود دارند.

 

در سال 1947 میلادی انستیتوی خاورمیانه در شهر واشنگتن توسط بخش مطالعات وزارت امور خارجه آمریکا تأسیس گردید و فصلنامه خاورمیانه توسط این مرکز هر سه ما یک بار به چاپ می رسد. این مرکز در حقیقت اصلی ترین مرکز مطالعات اسلامی در آمریکا می باشد، نظرات و پیشنهادات و راهنمایی‌های این موسسه نفوذ زیادی بر روی سیاستمداران و سناتورها دارد.

 

در سال 1951 میلادی، شورای تحقیقات علوم اجتماعی آمریکا یک کمیته مشترک برای تشویق مطالعات اسلامی در این کشور به وجود آورد. این مؤسسه اسلام شناسان معروف اروپایی، مخصوصا از انگلستان مانند برنارد لوئیس، همیلتون ا. ر. گیب و گوستاف فون گرونبام را در مراکز مطالعات اسلامی در آمریکا استخدام کردند که وظیفه اصلی آنها تربیت اسلام شناسان و ارائه تجزیه و تحلیل درباره مسلمانان و کشورهای اسلامی برای دولتمردان آمریکایی به منظور سلطه سیاسی و اقتصادی آمریکا بر جهان اسلام است.

 

با افزایش منافع و حضور آمریکا در جهان اسلام مخصوصا در خاورمیانه مؤسسه فعالی به نام «انجمن مطالعات خاورمیانه» تأسیس گردید که یک شبکه گسترده از موسسات اسلام شناسی خرد و کلان را در این کشور به وجود آورد. این مرکز عهده دار توسعه مطالعات اسلامی در آمریکا و هماهنگی بین اسلام شناسان و برگزاری سمینارها و انتشار فصلنامه های علمی درباره اسلام و مسلمانان می باشد.

 

دولت آمریکا برای استفاده از خدمات اسلام شناسان وابسته به خود در کشورهای اسلامی چندین مرکز مطالعات اسلامی و دانشگاه در چند کشور اسلامی تأسیس کرده است؛ مانند دانشگاه آمریکایی در بیروت، دانشگاه و مرکز تحقیقات آمریکایی در قاهره و انستیتو تحقیقاتی آمریکایی در ترکیه، که از مراکز مهم علمی و فرهنگی دولت آمریکا در خاورمیانه اند.

 

مسئولیت مراکز یاد شده، شستشوی مغزی و تربیت روشنفکران محلی است که بتوانند منافع دولت آمریکا را در خاورمیانه تأمین نمایند. بعد از جنگ جهانی دوم مطالعات اسلامی تحت عنوان «مطالعات منطقه ای» انجام می‌شود.

 

از جانب دولت آمریکا 36 انجمن «مطالعات منطقه ای» در آمریکا و کشورهای خاورمیانه تأسیس گردیده است که زیر نظر «انجمن مطالعات خاورمیانه» در آمریکا و خاورمیانه مطالعات اسلام شناسی را انجام می دهند.

 

در مطالعات منطقه ای علاوه بر رشته علوم اسلامی به سایر رشته های علمی مخصوصا علوم سیاسی، اقتصاد، جامعه شناسی، و انسان شناسی در جوامع اسلامی به طور گسترده پرداخته می شود، تا بتوانند با جوامع و سنتهای غیر غربی ارتباط نزدیک برقرار نمایند و به همین دلیل برای انجام مطالعات اسلامی در آمریکا از دانشمندان برجسته سایر علوم اجتماعی به طور گسترده استفاده می شود.

 

در گزارش مریپ از شبکه مطالعات خاورمیانه آمده است: اسلام شناسان جدید در آمریکا سعی نموده اند لحن توهین آمیز علیه پیامبر اسلام و قرآن کریم را کمی تعدیل نمایند تا حساسیت مسلمانان علیه دولت آمریکا را کاهش دهند، لیکن آنها برای ایجاد اصلاحات در جوامع اسلامی که بتواند منافع دولت آمریکا را تأمین نماید اسلام را به عنوان دینی عقب افتاده معرفی می‌کنند که کاملاً با دموکراسی، مدرنیسم، پیشرفت علوم و حقوق زن مخالف است.

 

مراکز آزاد غیر دانشگاهی در آمریکا، که مطالعات اسلامی انجام می‌دهند به قرار زیر می باشند:

1) شورای سیاستگذاری خاورمیانه / The Middle East Policy Council

2) انستیتو اقدام آمریکایی واشنگتن / American Enterprise Institute, Washington

3) مرکز سیاستگذاری امنیتی واشنگتن / Center for Security Policy, Washington

4) پروژه برای قرن جدید آمریکایی واشنگتن / The Project for the New American Century, Washington

5) انستیتو واشنگتن برای سیاستگذاری در خاورنزدیک واشنگتن / Washington Institute for Near East Policy, Washington

6) مرکز مطالعات خاورمیانه فیلادلفیا پنسیلوانیا / The Middle East Forum, Philadelphia, Pennsylvania

7) مرکز هاگوب کورکیان نیویورک / Hagop Kevorkian Center, New York

8) آکادمی آمریکایی برای دین آتلانتا / The American Academy of Religion, Atlanta

9) شرکت آمریکایی خدمات تربیتی و آموزشی خاورمیانه واشنگتن / American Mideast Education and Training Service Inc, Washington

10) انستیتو خاورمیانه واشنگتن / The Middle East Institute, Washington

11) مرکز مطالعات اسلامی راکفلر در کتابخانه کنگره آمریکا واشنگتن / Library of Congress, Rockfeller Fellowship in Islamic Studies

12) انستیتو شرقی شیکاگو / Oriental Institute, Chicago

13) حوزه دینی هارتفورد کانک تیکت / Hartford Seminary, Connecticut

14) انستیتو امور خاورمیانه و شمال افریقا هایتزویل / Institute of Middle East and North African Affairs, Hyattsville, M.D

15) انستیتو مطالعات عرب بل مونت / Institute of Arab Studies, Belmont

 

بخشهای علمی دانشگاهها در آمریکا با عناوین بخش مطالعات خاورمیانه، بخش مطالعات خاورنزدیک، بخش مطالعات ادیان و بخش مطالعات اسلامی، به مطالعه و تحقیق درباره جهان اسلام می پردازند.

 

دانشگاههای آمریکا که تحت عنوان «بخش مطالعات خاورمیانه» مطالعات اسلامی انجام می‌دهند به قرار زیر می‌باشند:

1) دانشگاه نیویورک؛ 2) دانشگاه یوتا؛ 3) دانشگاه درو، نیوجرسی؛ 4) دانشگاه پنسیلوانیا؛ 5) دانشگاه آریزونا؛ 6) دانشگاه کالیفرنیا، برکلی؛ 7) دانشگاه میشیگان؛ 8) دانشگاه تگزاس؛ 9) دانشگاه ایموری، آتلانتا؛ 10) دانشگاه اوهایو؛ 11) دانشگاه شیکاگو.

 

دانشگاههای آمریکا که تحت عنوان «بخش مطالعات خاور نزدیک» مطالعات اسلامی انجام می‌دهند از این قرار می‌باشند:

1) دانشگاه واین، دیترویت؛ 2) دانشگاه کالیفرنیا، لُس آنجلس؛ 3) دانشگاه هاروارد، کمبریج؛ 4) دانشگاه بینگانتون، نیویورک؛ 5) دانشگاه برگ هام یانگ، یوتا؛ 6) دانشگاه ایندیانا، بلومینگ تُن؛ 7) دانشگاه پرینستون نیوجرسی؛ 8) دانشگاه جان هاپکینز، بالتی مور؛ 9) دانشگاه مینه سوتا، می نیاپولیس؛ 10) دانشگاه کورنِل، ایتاکا؛ 11) دانشگاه ایلی نویز، اوربانا شامپاین.

 

دانشگاههای آمریکا که تحت عنوان بخشهای «مطالعات اسلامی» و «مطالعات ادیان»، به مطالعات اسلامی می‌پردازند به قرار زیر می‌باشند:

1) دانشگاه یال، نیوهیون؛ 2) دانشگاه واشنگتن، ساتل؛ 3) دانشگاه واشنگتن، سنت لوئیس؛ 4) دانشگاه دیوک، دورهام؛ 5) دانشگاه اوریگن؛ 6) دانشگاه ویرجینیا، چارلوتزویل؛ 7) دانشگاه کالیفرنیا، سانتاباربارا؛ 8) دانشگاه کلمبیا، نیویورک؛ 9) دانشگاه ماسوچوست، امهرست؛ 10) دانشگاه جورج تاون، واشنگتن؛ 11) دانشگاه تمپل، پنسیلوانیا؛ 12) دانشگاه ایلی نویز جنوبی، ادوارد ویل؛ 13) دانشگاه جورج واشنگتن، واشنگتن. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:13 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #20

 

ساموئل هانتینگتون نظریه پرداز غرب مسیحی، ایده نظریه برخورد تمدنها را در کتابی مطرح ساخت. وی در این نظریه جهان را به سه تمدن تقسیم کرد؛ تمدن غرب، تمدن اسلام و تمدن کنفوسیوس چین. آنچه نامفهوم و عجیب می‌نماید این است که هانتینگتون در نظریه خود اسلام و آیین کنفوسیوس را در پیمانی مشترک بر ضد غرب مسیحی کنار هم نشانده است. این بدان معنا است که غرب، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، وارد جنگی مذهبی و سیاسی تمام عیار با تمام جهان اسلام شده است. وی بطور واضح و علنی در جای دیگری می‌گوید: ما نیاز به دشمن داریم و اگر نباشد، باید خلق کنیم؛ باید اسلام جایگزین مارکسیسم شوروی ‌شود.

 

برناردلوییس نظریه پرداز و نویسنده کتاب "خشم اسلامی"، خواهان پیشگیری از پذیرش اسلام در غرب شد و دلایل خود را عنوان نمود که اسلام باعث بازگشت ما به قرون وسطی، عصر پرده نشینی، رونق حرم سراها و بردگی می شود، به نظر می رسد که برناردلوییس از جریان تشکیل گروهای جهادی تقلبی اسلامی توسط آمریکا و اروپا خبر داشته است!! مانند: "القاعده، طالبان، داعش، جیش العدل، جندالله، جبهة النصرة، بوکوحرام، سپاه صحابه، جیش الاسلام، ارتش آزاد سوریه، شبکه حقانی، الشباب سومالی، جیش المجاهدین والأنصار، جیش الفتح، احرار الشام، جندالاقصی، جیش السنه، فیلق الشام، لواء الحق، اجناد الشام، فتح الشام، گردان توحید الاسلام، گردان الانصار، جبهه اسلامی سوریه، و ..."

 

میشل هولباگ نویسنده و مبلغ مسیحی می گوید: جنگ علیه اسلام گرایی با کشتن مسلمانان فایده ای ندارد فقط با فاسد کردن آنها می توان به این پیروزی دست یافت. پس باید به جای بمب، بر سر مسلمانان دامن های کوتاه فرو بریزید.

 

همفر جاسوس انگلستان در کشورهای اسلامی در خاطرات خود می نویسد: زنان مسلمانان دارای حجاب محکمی هستند، که نفوذ فساد در میانشان ممکن نیست. به هر وسیله ای شده باید زن مسلمان را از حجاب اسلام خارج کرد. وقتی زنان آنها از حجاب خارج شوند، مردان و جوانان فریفته می شوند و فساد در خانواده‌ها رخنه می‌کند. اینگونه می‌توان عقاید آنان را سست نمود. همفر یکی از 5000 مامور انگلیسی گماشته شده برای تضعیف مسلمین است که بریتانیا می کوشد تعداد آنها را تا پایان قرن هجدهم به 100000 برساند.

 

همفر می گوید: " زمانی که ما به این تعداد برسیم تمام مسلمین را زیر سلطه خواهیم گرفت و اسلام را به وضعیت رقت باری خواهیم رساند که هرگز از آن بهبود نیابد. در یكی از همایش های مان خود وزیر و ‌بالاترین مقامات كشیشی و تعدادی از كارشناسان شركت داشتند. بیست نفر از ما آنجا بودیم. همایش سه ساعت به طول انجامید و نشست آخر بدون دستیابی به نتیجه ای مثمر ثمر خاتمه یافت.

 

اما كشیشی گفت: نگران نباشید! چرا كه مسیح و همراهانش پس از سیصد سال شكنجه و تبعید و كشته شدن به قدرت رسیدند. امید است او از عالم غیب نگاهی به ما اندازد و بیرون كردن كافران (منظورش مسلمانان است) از مراكزشان را به ما عطا كند حتی اگر پس از سیصد سال باشد. ما می بایست به ایمانی راسخ و صبری طولانی خود را مسلح كنیم! ما باید برای كسب سلطه از تمامی انواع رسانه ها بهره بگیریم و همه شیوه های ممكن را بیازماییم و طریق مسیحیت را در میان محمدیان منتشر سازیم. حتی اگر بعد از قرن ها به نتیجه برسیم چرا كه پدران برای فرزندانشان كشت می كنند.

 

در این همایش طرح های پراكنده كردن مسلمانان و ترغیب آنها به رها كردن عقیده شان و ایمان آوردن آنها (یعنی مسیحی شدن) همانطور كه اسپانیا قرنها پس از مسلمان بودن به مسیحیت برگشت مورد بحث قرار گرفت. اما نتایج حاصله آنگونه كه انتظار می رفت نبود. من درباره همه صحبت هایی كه در آن همایش شد در كتابم با نام "به سوی ملكوت مسیح " نوشته ام. ما باید دشواری ها را آسان سازیم و بر آنها فائق آییم. مسیحیت برای منتشر شدن آمده است. در نتیجه ی تلاش ها و كارهای بزرگ وزارتخانه ما و دیگر حكومت های مسیحی، مسلمانان در حال حاضر در سراشیبی سقوط قرار دارند و از سوی دیگر مسیحیان در حال بدست آوردن قدرت هستند. اینك زمان آن فرارسیده است كه ما جاهایی را كه در طول قرن ها از دست دادیم دوباره به چنگ آوریم. نابودی اسلام وظیفه ای مبارك است.

 

ویل دورانت در کتاب خود می گوید: در قرن سیزدهم بر اثر تماس با اسلام از راه مبارزات صلیبی و ترجمه کتب، این اقلیت بی اعتقاد به شریعت مسیح، رو به افزایش نهاد.

 

فروید روانشناس و جامعه شناس مسیحی: ما کاری می کنیم که به زودی روابط جنسی زن و مرد چنان آشکار انجام شود که در نظر جوان مسلمان، دیگر هیچ چیز مقدسی مفهوم نداشته باشد. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 04:09 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #19

 

هِگل، فیلسوف مسیحی آلمانى (1831-1770م) ، درباره اسلام و مسلمانان دچار پندارگرایى شده و درباره اسلام به بورژوازى غرب مژده داد كه «روزگاران درازى است كه اسلام از پهنه تاریخ از دیدگاه كلى رخت بربسته و در كنج عزلت به آرامش‏گونه خاورزمینى پناه آورده است». هگل اسلام رایكسره با ترس و وحشت همراه خوانده و ویژگى‏هاى مسلمانان را در چارچوب احساساتى شدید، شورانگیز، بى‏بندوبار، بى‏كرانه و بى‏اعتنا به دیگر ارزش‏ها محدود دیده است. هگل درباره جنگ‏هاى صلیبى نیز دور از واقع‏گرایى به داورى نشسته و کشتار مسلمانان را حق مسیحیان دانسته است. وى بى‏توجه به انگیزه‏هاى گوناگون سیاسى، اقتصادى و اجتماعى جنگ‏هاى صلیبى، خواستِ مسیحیان را در آن جنگ‏ها تنها «دست‏یابى بر وجود حاضر و حتمى پروردگار» توصیف كرده است هگل در حقیقت به بورژوازىِ در حال اوج غرب؛ راهنمایی مى‏كند كه اسلام با آن ویژگى‏هاى نكوهیده اكنون در كنج عزلت به سر مى‏برد و وظیفه تمدن بورژوازى غرب است كه با استعمار و استثمار سرزمین‏هاى اسلامى، به كامیابى و پیروزى بپردازد.

 

این افتراى شگفت را "پیربل" از قول گزارشگران مسیحى نقل كرده است: در نتیجه نشر و انتشار مطالبى كه مسیحیان در قرون وسطى در باب اسلام نوشته و گفته بودند، پس از قرن دوازدهم میلادى تصور كلى مردم اروپا از اسلام این بود كه اسلام یك فرقه از فرقه‏هاى مسیحیت و نوعى بدعت و ارتداد است‏. بر اثر همین افتراها، گاهى پیامبر اسلام را اسقفى رومى و یا یک كاردینال معرفى مى‏كردند كه چون به مقام پاپى دست نیافت، به عربستان گریخت و آیین نا صوابى بر ضد مسیحیت بنیان نهاد.

 

اسقف توربین در کتاب تاریخ خود به دروغ نوشته: در محلى واقع در ساحل دریاى اسپانیا مجسمه‏اى از مس وجود دارد كه محمّد پیامبر اسلام آنرا ساخته است و مسلمانان آن را سجده مى‏كنند.

 

پدیلومان در کتاب تاریخ خود نوشته است: مجسمه نقره و طلایى محمّد وجود داشته و مسلمانان در زمان تصرف ناربون معتقد بودند پناهگاه آنهاست. همچنین در یك روایت افسانه‏اى به نام بازى قدیس نكولا، كه در قرون وسطى شهرت داشته، آمده است كه یكى از امراى مسلمان در آفریقا بتى به نام ترواگانت را مى‏پرستید و هر وقت منظور حاصل مى‏شد بت را با ورق‏هاى طلا مى‏پوشانید.

 

وی در قصیده معروف فرانسوى كه جنگ‏هاى رولان قهرمان را شرح مى‏دهد مى‏گوید:

مسلمانان در سرقسطه غارى دارند كه آن را جایگاه خدایان خود قرار داده‏اند، كه در آن غار مجسمه‏اى از طلاست، مجسمه چماقى در دست و تاجى به سر دارد و مسلمانان براى عبادت بت مزبور در آن غار اجتماع مى‏كنند.

 

كار تعصب مسیحیان و نسبت‏هاى ناروایى كه به مسلمانان داده‏اند به جایى رسید كه در داستان بازى قدیس نیكولا، مجسمه‏اى از قدیس نیکولا وجود دارد كه او را محمّد مى‏نامیدند به تصور این كه محمّد مجسمه داشته است؛ آنها علاوه بر این، مسلمانان بتخانه را محمّدیه مى‏گفتند. در كتاب‏هاى مسیحیان، مسلمانان متهم به بت‏پرستى شده‏اند و با نفرت و دروغ های متعصبانه در نوشته های خود آورده اند: مسلمانان از سنگ یا چوب یا فلز بت مى‏ساختند و آن را پرستش مى‏كردند و نوشته‏اند كه وقتى مسلمانان مى‏دیدند این بت‏ها سودى به حال آنها ندارد به آن حمله مى‏بردند و آن را خرد مى‏كردند.

 

کشیشان کلیسا و نویسندگان متعصب مسیحی با نقل این دروغ ها و افسانه پردازی ها بر ضد اسلام و مسلمانان، در مدتى بیش از هزار سال مردم اروپا را فریب دادند. امثال این افسانه ها و اكاذیب و نسبت‏هاى ناروا كه کلیساهای اروپا درباره مسلمانان نشر داده‏اند بسیار است. نویسندگان مسیحی در غرب، مسلمانان را كافر، شرور، بت‏پرست، جهنّمى، سگ‏هاى جهنّم، دشمنان خدا، دجّال، «ژانتیل» و نابودكننده صنعت و هنر و امثال این عناوین خطاب مى‏كنند. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 04:01 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #18

 

در مدارس مسیحی یسوعى فرانسه تدریس تاریخ ادیان غیرمسیحى بدعتى‏الحاد آمیز به شمار می‌‏رفت. با این همه، بوفی‏یه كه از 1701 تا 1732 میلادى مدت 31 سال، به عنوان مدیر داخلى قسمت شبانه‏ روزى و معلم تاریخ و فلسفه مدرسه «لویى كبیر» (لویى لو گران) خدمت مى‏كرد براى نخستین بار در سال 1701 میلادى درس تاریخ را در برنامه تحصیلى این مدرسه كه مهمترین مدرسه پاریس بود گنجانید و تدریس آن را در مدارس فرانسه پی‌‏ریزى كرد و به آن سازمان داد. كتابى نیز به نام «مبانى تاریخ و جغرافیا» براى دانشجویان این مدرسه نوشت كه در سال 1702 میلادى منتشر شد.

 

بوفی‏یه سه سال بعد كتاب دیگرى نوشت كه در آن، سال‏ها و وقایع تاریخى را به نظم درآورده بود تا فراگرفتن آنها آسان‏تر باشد. وى در این كتاب، تاریخ عمومى را به چهار دوره تقسیم كرده است:

1- تاریخ ملل پیش از مسیح. 2- تاریخ ملل پس از مسیح. 3- تاریخ مسیحیت. 4- تاریخ فرانسه.

 

در قسمت دوم كتاب یعنى تاریخ ملل بعد از مسیح، نویسنده چنان دستخوش تعصبات دینى شده كه همه حقایق اسلام را تحریف كرده و در شرح آنها از هیچ‏گونه افترا روینگردانده و یاوه‏ هاى پیشینیان را باز گفته است، او حضرت محمد را یكى ار رؤساى قبایل عرب و دین اسلام را دین کافران معرفى می‏كند. بوفی‏یه، پس از بحث كوتاهى درباره زندگى پیامبر اسلام به شرح پیشرفت مسلمانان در آسیا و افریقا می‌‏پردازد، ولى در اینجا نیز واقعیت‏ها را انكار می‏كند. تاریخ خلفا را بسیار مختصر مى‏نویسد و فتوحات آنان را مسكوت می‌‏گذارد و حال آن كه جنگ‏هاى صلیبى و پیروزى ‏هاى مسیحیان را بزرگتر از آنچه بوده است جلوه میدهد. در پایان، فصلى را هم به فرقه‏ هاى اسلامى اختصاص داده و شیعیان را پیروان حضرت على و اهل تسنن را پیروان حضرت محمّد دانسته است و این خود نشانه آن است كه مؤلف، مطالعات شخصى درباره دین اسلام نداشته و تنها روایات و نوشته‏هاى ضد اسلامى پیشینیان را باز می‌‏گفته است‏.


بدین‏گونه حقایق تاریخ اسلام در مدارس فرانسه، قربانى تفکرات و عمل مغرضانه كشیشان مى‏شد. معلمان مدارس مى‏كوشیدند كینه ادیان غیر مسیحى، به خصوص اسلام را كه سدّ راه مسیحیت بود، در نهاد شاگردان خود كه پس از فراغت از تحصیل به مقام‏هاى عالى دست مى‏یابند و یا بر مسند قضاوت می‌‏نشستند برانگیزند.

 

بوسوئه، خطیب و سخنور فرانسوی شهر پاریس که معلم فرزندان لویى چهاردهم شده بود در كتاب «تاریخ جهانى» خود، حضرت محمّد و دین اسلام و مسلمانان را فراموش كرده و كتاب را فقط بدین منظور نوشته است كه ثابت كند «همه چیز در دنیا به خاطر قوم یهود بوجود آمده است». از این رو، سه چهارم آن را به شرح زندگى فرزندان اسرائیل و سپس پیروان مسیح كه جانشینان آنان هستند اختصاص می‌‏دهد ولى درباره پیامبر اسلام و ملت‏هاى مسلمان با كمال بى‏انصافى و جهالت، چنین می‌‏گوید: پیغمبرِ... اعراب، خود را فرستاده خدا معرفى كرد و پس از آن كه ملت‏هایى نادان را فریفت، از نفاق و تفرقه‏اى كه میان كشورهاى همسایه وجود داشت سود جست و با كمك شمشیر و جنگ‏هاى خانمان برانداز، دین شهوانى خود را رواج داد، ولى هرگز یاراى آن نداشت كه خود را منجى موعود در تورات معرفى كند و یا دست‏كم دینش را به كتب مقدس ما مربوط سازد. بهانه‏اش عجیب بود، از بیم آن كه مبادا پیروانش بخواهند در كتاب‏هاى مقدّس ما شواهدى نظیر آنچه عیسى، پسر خدا، در تورات یافت جست و جو كنند، گفت كه یهودیان و مسیحیان در كتاب‏هاى آسمانى خود دست برده و آنها را تحریف كرده ‏اند؛ پیروان نادانش هم گفته‏اش را پذیرفتند. بدین‏گونه بوسوئه، تاریخ اسلام را مسكوت می‌‏گذارد و به هجو و تمسخر بنیانگذار آن اكتفا می‌‏كند. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:56 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #9

 

«آیا در دین مسیحیت، كشتن مسلمان جایز مى‏باشد؟» یكى از کشیشهای دومینیكن صده سیزدهم و چهاردهم میلادى به نام «هُلْكُت» گفته است: كسانى كه عیسوى نیستند اگر پیرو دینى باشند و مطیع باشند نسبت به ایشان مى‏توان به مدارا رفتار كرد بدین امید كه روزى به دین مسیح بگروند؛ مسلمانانى كه مطیع نباشند، در حكم یاغى و موذى محسوب مى‏شوند و ملحد مطلق هستند، ریختن خون آنها واجب است و می‌توان با اجازه كلیسا به آنها حمله برد و آنها را غارت كرد و كشت، و اموالشان را بین مسیحیان تقسیم كرد، زیرا كه اینان سرزمینى را كه به فرزندان ابراهیم وعده داده شده بود، به ناروا غصب كرده‏اند و مبلّغان مسیحی را كه براى نابودی اسلام فرستاده مى‏شوند به قتل مى‏رسانند.

 

رامون لول كشیش اسپانیایى، براى تبلیغ آیین مسیحیت در بین مسلمانان بسیار تلاش نمود. وی از 1266 تا 1276 میلادى به آموختن زبان عربى و علوم مذهبى همت گماشت. آنگاه در «مایوركا» (بزرگترین جزیره در مجمع الجزایر بالِثار) صومعه‏اى بنیاد نهاد و به تدریس درس‏هاى مذهبى و نیز زبان عربى به مبلغان جوان مسیحی پرداخت. در سال 1310 میلادى با آرزوی کشته شدن در راه کلیسا براى تبلیغ مسیحیت در بین مسلمانان رهسپار تونس شد، ولى مسلمانان او را به اروپا باز گرداندند. وى در 1341 میلادى از شوراى مذهبى مسیحیان خواستار شد كه به جاى بدگویى از مسلمانان، جلسات بحث و مناظره با آنان تشكیل دهند، ولى جامعه كلیسا او را «وكیل مدافع كفار» لقب داد، زیرا جامعه كلیسا هرگز بر سر آن نبود كه با اسلام و مسلمانان از در صلح و آشتى درآید. او در یكى از كتابهاى خود با عنوان: «سه مرد خردمند و یك بت‏پرست» مردى مسلمان را در برابر یك یهودى و یك مسیحى قرار داده است. هر سه تن به درستى آیین خود ایمان دارند و ضمن رعایت حرمت یكدیگر به بحث درباره آن مى‏پردازند و مطمئن هستند كه آن مرد بت‏پرست (مسلمان)، پس از شنیدن سخنانشان، دین آنان را برخواهد گزید، ولى بحث پایان مى‏یابد بى‏آن كه بت‏پرست (مسلمان) متقاعد شده باشد.

 

ریموندو مارتینى (حدود 1284-1230 قمرى) کشیش و مبلغ و خاورشناس اسپانیایى كه عضو فرقه مسیحی رهبانان دومینیكن بود یکی دیگر از ستیزه‏گران با اسلام است. در سال 1250 میلادى کلیسا او را براى تحصیل زبان‏هاى شرقى برگزیدند تا بتواند تبلیغ كند و در مقابل مسلمانان بایستد. وى به تونس رفت و در آنجا مدرسه‏اى براى آموزش زبان عربى براى مبلّغان تأسیس كرد. مهمترین تألیفاتش «خنجر ایمان در سینه مسلمانان و یهود» است كه تألیفش پس از سال 1278 میلادى به انجام رسید و آن را به لاتین و عبرى نگاشت. قصد وى از نگارش این كتاب، آن بود كه به همفکرانش در فرقه دومینیكن، سلاحى براى دفاع از عقاید مسیحى بدهد. وى با فلاسفه مسلمان، به خصوص غزالى در مسائل مربوط به خدا و عالم و جاودانگى روح به مجادله مى‏پردازد. مارتینى آن چنان در نوشتن و قرأت، زبان عربى را فرا گرفت كه «سوره‏اى بر ضد قرآن» نوشت!!. این معارضه در نسخه خطى كتاب «Vocabulista in Arabica» وجود داشت كه اسكیا پارلى در چاپى كه از این كتاب داشت آن را منتشر و به ایتالیایى ترجمه كرد. همچنین او كتابى نیز با عنوان: خلاصه‏اى علیه قرآن تألیف نمود.

 

ریكولدو دمونت كروس (1320-1243م) متولد فلورانس، راهب دومینیكن و مبلّغ مسیحى از جمله افرادى است كه خصومت شدیدى با اسلام داشت و توسط پاپ نیكولاى چهارم به شرق اعزام شد. وى در فلسطین، ترکیه، ارمنستان و عراق به گردش پرداخت و یعقوبیان را در موصل و نسطوریان را در بغداد به پیوستن به كلیساى كاتولیك رومی دعوت مى‏كرد. در حدود ده سال در موصل و بغداد به سر برد. در طول سفرهایش به كشورهاى اسلامى به مجادلاتى با مسلمانان به زبان عربى پرداخت. وى كتابى با عنوان «مجادله علیه مسلمانان و قرآن» نوشت كه به صورت خطى در پاریس موجود است و یا به عنوان «علیه قرآنِ محمّد» كه به صورت خطى در موزه بریتانیا وجود دارد یا «ردى بر قرآن» كه عنوان ترجمه لاتین از ترجمه یونانى است كه دیمتریوس كیدونس در سال 1350 میلادى به انجام رسانده است. در این كتاب، وى ردّیه‏هایى كه علیه قرآن و اسلام توسط مسیحیان نوشته شده آورده و از خود نیز بر آن افزوده است. این كتاب به زبان‏هاى فرانسوى، اسپانیایى و ایتالیایى ترجمه شد و به چاپ رسید. ریكولدو، همچنین كتابى درباره «سفرهایش» در شرق دارد كه در 1864 میلادى در لندن منتشر شد و به استعمارگران مسیحی اروپا در تصرف سرزمین های مسلمانان بسیار کمک نمود.

 

این مبلغ تبشیری مسیحى در كتاب «مجادله علیه مسلمانان و قرآن» ، بطور خلاصه چنین مى‏گوید:

1- اسلام دینى است كه دروغ و حقیقت در آن عمداً تغییر شكل یافته است. 2- اسلام دین خشونت و شمشیر است. 3- اسلام دین خودكامى و لذّت است. 4- محمّد با عیسى مخالف و دشمن است‏. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:19 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #7

 

گیبون مورخ انگلیسى كه تاریخ انحطاط و انقراض امپراطورى روم را نوشته است، پیامبر اسلام را دغلبازى پیروزمند خواند! وی شخصیت حضرت محمد را اینگونه معرفی می‌کرد كه خوى آن حضرت به حسادت گرایش داشت.

 

الویس سپرنگر خاورشناس اتریشى می‌گوید: واژه محمّد، نام خاص پیامبر اسلام نبوده است و او این نام را تحت تأثیر خواندن انجیل و پیوند با مسیحیان برخود نهاده است.

 

بوفى‏یه معلم تاریخ و فلسفه مدرسه «لویى‏كبیر» در قرن هجدهم كه افتراهاى زیادى به اسلام بسته است دین پیامبر اسلام را دینى بسیار زشت و نابخردانه معرفى مى‏كند.

 

اكهورست نیز در كتابش فریبكارى‏هایى را به پیامبر اسلام نسبت داده است‏.

 

ارنست رنان نویسنده فرانسوى در كتاب خود به نام «اسلام و دانش» اعلام كرده است كه اسلام با پیشرفت‏هاى علمى و ترقیات صنعتى مخالف است و با دانش و فرهنگ سرستیزه و مبارزه دارد. سیدجمال‏الدین اسدآبادى در رد ادعای وی پاسخ مفصلى به اقاویل رنان در رابطه با ادعایش مبنى بر مخالفت اساسى اسلام با روح علمى و فلسفى داده است.

 

لرد كرومر انگلیسى می‌گوید: اسلام به حكم ماهیت خود با پیشرفت و تمدن ناسازگار است، از این رو ریشه واماندگى مسلمانان را باید در خود اسلام جست. قابل ذكر است كه «شبلى شمیل» مصرى جواب خوبی به كرومر مى‏دهد و سخنان او را رد مى‏كند.

 

در 1829 میلادى كشیشى به نام اینچبالد در سخنانی اسلام را رد مى‏نماید. وى در ابتداى مبحث خویش مى‏گوید: من به هیچ وجه دشمنى و عدم تساهل به مسلمانان ندارم، فقط دلم به حال ایشان مى‏سوزد كه چرا همچنان پاى‏بند عقیده و دستگاهى باشند كه من آن را خطا و اشتباه محض تشخیص مى‏دهم و مى‏خواهم دین صحیح و حقیقى را بین ایشان به وسیله نشر و بسط اصول کلیسا و مسیحیت رایج سازم. وى در مباحث چهارگانه كتاب خود مى‏گوید: محمّد در دعوى پیغمبرى خود كاذب و جعال نبوده و مسلماً شور و جذبه دینى شدیدى داشته است و Enthusiast (= مجذوب) بوده و این شور و جذبه، او را به حالتى مى‏انداخته است كه یقین مى‏كرده از جانب خدا مأمور است دین اهل عربستان را اصلاح كند و از راه بت ‏پرستى ایشان را به محمدپرستى بیاورد.

 

اینچبالد در خصوص باقى ماندن تعظیم حجرالاسود و نگاه داشتن زیارت كعبه، وى قول نویسنده دیگرى را به نام كالووریوس نقل مى‏كند بدین مضمون كه نگاه داشتن پرستش كعبه كه از بت‏هاى دوره جاهلیت بوده است مبتنى بر سیاستى بوده كه مى‏گوید بعضى نویسندگان فرض كرده‏اند كه این سنگ، نماینده و پیكر الیلات بوده است كه در عربى هلیله تلفظ مى‏شده است و در نزد عرب، خداوند حسن محسوب مى‏شود. این كشیش، داستان زینب و زید را نقل مى‏كند و آن را بسیار طول و تفصیل مى‏دهد و از جمله دلایل خود بر پیغمبر نبودن حضرت محمّد از چنین داستانهای خیالی مثال مى‏آورد؛ باز تكرار مى‏كند كه پیامبر اسلام مجذوب بوده و دلیلى ندارد كه مجذوب را مستحق مزایاى خارق‏العاده بشماریم.

 

اینچبالد با تكیه بسیار بر موضوع تعصب مسلمانان و سختگیرى ایشان نسبت به پیروان سایر ادیان اشاره مى‏كند و آیات قتال و جهاد را از قران و وقایعى را از تاریخ فتوحات اسلامى شاهد مى‏آورد كه مسلمانان مأمورند در راه شناساندن خدا و ترویج دین اسلام، شمشیر بكشند و بكشند. وقتى كه درباره اخلاق مسلمانان پاى قضاوت به میان مى‏آید كشیش اینچبالد به قرآن نگاه كرده و براى عیبجویى مثلاً گفته است كه حكومت قلب و داد مابین مردمان در دین اسلام جزء وظایف آدمى شناخته نشده است و به احكام راجع به ازدواج و طلاق در اسلام به نظر مخالفت نگریسته و نبودن اشاره‏اى به محبت زن و شوهرى را عیب آن دانسته و در باب منع خمر در اسلام بحث كرده و گفته است: اولاً این امر ربطى به اسلام ندارد، جزء عادات قدیم عرب قبل از اسلام بوده، ثانیاً منع شراب خواری بطور مطلق خوب هم نیست و باید مردم مجاز باشند كه شراب بخورند و مباحث مختلف دیگرى كه در این ردیه پیش مى‏كشد و از دیدگاه خود مورد بررسى قرار مى‏دهد.

 

مارگولیوث در كتابى كه درباره زندگى پیغمبر اسلام با عنوان «محمّد و ظهوراسلام» نوشته، آن حضرت را راهزن عربستان معرفى مى‏كند. بنظر این خاورشناس، پامبر اسلام براى گرفتن انتقام از مشركان مكه كه او را از این شهر بیرون‏ كرده و اموالش را به یغما برده بودند، به كاروان‏هاى آنان دستبرد مى‏زد. وى با نادیده‏گرفتن حقایق تاریخى، انگیزه جنگ‏هاى پیامبر با یهودیان مدینه را نیز تحصیل غنیمت‏مى‏داند. وى سپس با اشاره به این كه سیاست پیامبر اسلام بعدها نسبت به روزهاى اول حضورش در مدینه تغییر پیدا كرد مى‏گوید: «محمّد به جنگ تمایل داشت چنان كه پیش از وى اسكندر و بعد از او ناپلئون دلباخته آن بودند». مارگولیوث درباره اسلام چندین اثر منتشر كرد با عناوین: «محمّد و ظهور اسلام» در 1905 میلادى، «اسلام» در 1911 میلادى، «تحول آغازین اسلام» در 1914 میلادى. بر این تحقیقات روح غیر علمى و متعصبانه‏ مسیحی حاكم بود؛ وی با همین روحیه، كنفرانس‏هایى با عنوان «روابط بین اعراب و یهود» نوشت كه در سال 1924 میلادى منتشر شد.

 

روبرت روتنسى اهل انگلستان در سده دوازدهم میلادى قرآن کریم را به انگلیسی ترجمه نمود. ترجمه و تفاسیر وی در سال 1143 میلادى منتشر شد. این اثر محتوى مطالب غیرصحیح و مملو از دروغ است كه از تعصب، بغض و عداوت سرچشمه گرفته است و بطور آشکار مغشوش و پر از جنجال و كینه‏ توزى است. ادامه در قسمت بعد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:14 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #5

 

ترجمه «كتون تولدو» را در سال 1547 میلادى آندره‏ آریوابنه به زبان ایتالیایى برگرداند، سپس شوایگر در 1616 میلادى ترجمه ایتالیایى را به آلمانى و در 1641 میلادى به هلندى درآورد. تئودوروس بیبلیاندر این ترجمه را همراه با برخى نوشته‏هاى مربوط به پیامبر و قرآن و اسلام تحت عنوان «...Mahametis alcoran» در بازل سویس به سال 1543 میلادى چاپ و منتشر كرد.

 

این ترجمه، اولین ترجمه تمامى قرآن از زبان عربى به لاتین بود و تا پایان سده هفده میلادى در اروپا مورد استفاده قرار مى‏گرفت. پیتر دِ ونرابل در 1143 میلادى پس از بازگشت از اسپانیا كتابى بر ضد اسلام در كنار ترجمه قرآن به لاتین نوشت. على‏رغم این كه او امر ترجمه قرآن را سرپرستى مى‏كرد، ولى نخواست كه زحمت خواندن آن را به خود بدهد تا بتواند بر ضد اسلام ردّیه ای بنویسد، بلكه منشى خود «پطرس پویتیه» را موظف كرد تا نكات اصلى این ردّیه را مشخص كند. پطرس پویتیه‏ دو طرح براى این ردّیه علیه اسلام وضع كرد كه طرح دوم آن باقى مانده است. از طرح چنین برمى‏آید كه وى براى نگارش ردّیه، چهار مقاله را در نظر گرفته بود: در بخش اول در مورد این كه یهودیان و مسیحیان كتاب‏هاى مقدس خود را حفظ كرده‏اند گفتگو مى‏كند و در بخش دوم در مورد زندگانى پیامبر اسلام و قرآن به گفتگو مى‏پردازد تا به گمان خود مورد طعن قرار دهد. بخش سوم شامل این مطلب است كه زندگى پیامبر اسلام خالى از معجزات مى‏باشد و به همین مناسبت بحثى درباره غیبگویى دارد و در بخش چهارم به این بدگویى‏ها ادامه مى‏دهد و به آموزه های اسلامی حمله مى‏كند.

 

لیكن معلوم نیست كه پیتر دِ ونرابل چه روشى را در پیش گرفت، زیرا جز دو كتاب اول و دوم از این ردّیه ضد اسلامی، كه وى در نظر داشت آن را در پنج جلد به اتمام برساند، در دست نمى‏باشد. وى در این دو كتاب تنها در چهار جا از متن قرآن یادآورى كرده است و به زندگانى پیامبر اسلام اشاره‏اى ندارد. در كتاب اول براى رد كردن آنچه كه در قرآن درباره تحریف تورات و انجیل توسط یهود و نصارا آمده، در پى آن است كه نشان دهد متن كتاب مقدس، عهد قدیم و جدید (تورات و انجیل) معتبر است و هیچ تحریفى در آن، واقع نشده است. در كتاب دوم درباره مسأله پیامبرى در مسیحیت و اسلام گفتگو مى‏كند.

 

می نى در «مجموعه پدران لاتین» جلد 189، ستون 663 تا 719 این ردّیه را با عنوان «Saracenorum Adversus nefandam sectam» به چاپ رسانده است‏.

 

کار پیتر دِ ونرابل تصویرى از اسلام نشان داد که عمیقاً تحریف شده بود. وی به پیروى از بعضى متكلمین یونانى معتقد بود كه اسلام بدعتى در مسیحیت است. وی معتقد بود، اسلام حتى از این نیز بدتر است و باید با مسلمانان به عنوان بت‏پرست رفتار شود. اساس تفكر و عقیده مسیحیت در این مورد آن بود كه حضرت محمد پیامبر نیست و با وجود این، دینى را به وجود آورده است قطعاً به اشاعه زشتى كمك كرده است و بنابراین وى یا وسیله‏اى در دست شیطان بود و یا خود شیطان بود. کشیشان مسیحی با این روش می خواستند اسلام را درست در نقطه مقابل مسیحیت قرار دهند و كوشش نمایند تصویر پسندیده و معقولى از مسیحیت ترسیم کنند. امروزه نیز کشیشان فارسی زبان ماهواره ای و فیسبوکی از این راه و روشها برای فریب مردم و تبلیغ دین مسیحیت استفاده می کنند.

 

ژان پیر لانزلیه در مقاله‏اى تحت عنوان «اسلام در تب و تاب» مى‏گوید: در اسلام برخلاف غرب، هرگونه دگرگونى متهم به گناه و فساد است. اسلام مخالف پیشرفت و تمدن است. اسلام قرن‏ها پیش قدرت خلاقیتش را از دست داده است... و هم‏اكنون در یك خواب عمیق به سر مى‏برد. چه كسى مى‏تواند اسلام را از این خواب گران بیدار كند... قوانین اسلامى در قرن‏هاى اخیر نتوانسته جلو سیر قهقرایى اسلام و عقب‏افتادگى كشورهاى اسلامى نسبت به غرب را بگیرد.

 

واشینگتن ارونیك مى‏نویسد: پیغمبر اسلام، پیروان خود را به آزار و تعدى با كسانى كه در كفر خود ثابت بمانند امر نكرده، در صورتى كه به سلطنت دنیوى او اعتراف بكنند و جزیه بپردازند... از اینجا درمى‏یابیم كه محمد طالب قدرت و سلطنت دنیوى بوده است. اسلام دین شمشیر است. چنین مذهبى و چنین ملتى به مذاق عرب سازگار بوده است، زیرا اعراب به قتل و غارت، عادت كرده و سالیان دراز به همین منوال زندگى را گذرانده‏اند، پس چه جاى تعجب است اگر پس از اشتهار این ملت به شمشیر و قتل و تاراج، این دزدان بى‏باك صحرایى، فوج فوج در تحت لواى پیغمبر قرار گیرند.

 

گلدزیهر نویسنده مسیحی مى‏نویسد: انگیزه مهمى كه مسلمانان را وادار به فتوحات كرد همان احتیاج مادى و طمع بود.

 

لیون كائتانى: مردم خاورمیانه از آن رو دین جدید را با روى باز استقبال كردند كه خود، وسیله و عامل لشكركشى بود كه ضرورت‏هاى اقتصادى آن را طلب مى‏كرد.

 

دیوید هیوم در رساله‏اى درباره تاریخ طبیعى دین در فصل مقایسه ادیان مى‏نویسد: «دین اسلام از ابتدا با اصول سختگیرى بیشتر و خونریزى شروع كرد، آنها امروز اگرچه آتش بر سر پیروان ادیان نمى‏ریزند، ولی از لعنت و وعده جهنم بى‏نصیب نمى‏مانند.

 

هامبرت رومى مى‏گوید: مسلمانان درباره دین خود تا آنجا جدى بودند كه در هر كجا كه به قدرت مى‏رسیدند بدون هیچ ترحمى به كشتار كسانى كه علیه دین آنان تبلیغ مى‏نمودند اقدام مى‏كردند.

 

بكینگام مسیونر مسیحی: از دیدگاه اسلام، بهشت جاى مردانى است كه دارای ده همسر باشند. مسلمانان، عیسى را به عنوان الله مى‏شناسند. مسلمانان هفت ماه در سال را روزه مى‏گیرند. حضرت محمد كه مؤسس دین مسلمانان بود به پیروان خود دستور داد كه جهان را تسلیم خود گردانید و تمام ادیان را ریشه‏كن سازید و اسلام را جایگزین آن نمایید... او دین خود را با زور به مردم تحمیل کرد و گفت مسلمان شوید و یا بمیرید.

 

جان فوربسیوس كه در تاریخ كلیسا تخصص داشت در جهت آشفته ساختن ذهن مسیحیان علیه مسلمانان در كتاب خود با عنوان «مؤسسات دینی تاریخى» به انتقاد شدید از اسلام پرداخته است‏.

 

هورنبك از الهیدانان مسیحیان پروتستان كه تحصیلات ‏ادبى و مذهبى را در لیدن به پایان برد، در كتاب خود به اسلام توهین نموده و به شدت به مسلمانان حمله کرده است.

 

لوتر، مؤسس مذهب پروتستان در دوران پیرى و كتاب لاتین تألیف مونتكروچه را به زبان آلمانى روان ترجمه كرد و مقدّمه‏اى بر آن نوشت كه در آن مى‏گوید: من این كتاب را سابقاً خوانده بودم، ولى به صحت مطالب آن اطمینان نداشتم و مى‏خواستم ترجمه‏اى از قرآن به دست آورده مطالب این كتاب را با متن قرآن مقابله كنم. در این سال (1542م) ترجمه قرآنى به دست من افتاد و دیدم هر چه مؤلّف این كتاب به اسلام نسبت داده است درست است؛ بنابراین به ترجمه آن پرداختم. پانویسهایی هم بر آن كتاب الحاق كرده است و در آن اظهار عقیده نموده كه امكان ندارد مسأله اختلاف مسلمان و مسیحیان را از راه سیاست و فرهنگ حل كرد و نیز ممكن نیست مسلمانها را مسیحی كرد چون كه قلب آنها سخت شده است و از تورات و انجیل متنفر هستند و دلیل و برهان نمى‏پذیرند و فقط به آنچه قرآن مى‏گوید معتقدند. این سالها همان سالهاى حملات قشون عثمانى (در سلطنت سلطان سلیمان قانونى) و زمان تسلط تركان بر مجارستان بود و ترس لوتر و همه کشیشان کلیساها در اروپا از این بود كه مبادا تركان بر تمامى قاره اروپا مسلط شوند. این كتاب را ترجمه و منتشر كرد تا مایه تقویت ایمان مسیحیان و نفرت از مسلمانان و دین اسلام بشود. ادامه در قسمت بعد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 02:57 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #4

 

اسقف، یوسف كیوانوكا مى‏گوید: علت این كه آفریقاییان، اسلام را بر مسیحیت ترجیح مى‏دهند این است كه اسلام اجازه مى‏دهد یك مرد، چهار زن بگیرد.

 

هانرى جِسپ کشیش و مسیونر آمریكایى مى‏گوید: قرآن، مردم را به زدنِ زن دعوت كرده است. این كیفر به قدرى سخت است كه زن باسواد نیز از آن وحشت دارد... مسلمانان معتقدند كه زن باید بى‏سواد بماند، سپس او را آزار مى‏دهند كه چرا بى‏سواد است. مسلمانان زن را فاسد مى‏كنند و سپس او را مى‏زنند كه چرا فاسد شده‏اى... اسلام حرام كرده است كه زن به بهشت برود، براى زن در بهشت جایى نیست كه استراحت و آرامشى داشته باشد. وی در جای دیگری مى‏گوید: «احادیث، پایه و اساس اسلام را تشكیل مى‏دهند و از قرآن جز معدودى از احكام استفاده نمى‏شود، ولى اگر احادیث دروغ را هم حذف كنیم از اسلام چیزى باقى نخواهد ماند و شبیه داستان صبیره «تامسون» به وقوع خواهد پیوست. تامسون كه نام وى در این گفته آمده است یك نفر آمریكایى است كه به لبنان آمده بود. كسى‏یك گل «صبیره» به او داد. او هم مى‏خواست تخم‏هاى گل را بیرون آورد تا گل زیبا شود، ولى وقتى تخم‏هاى آن را جدا كرد گل تمام شده بود. در واقع او معتقد است كه اسلام مجموعه‏اى‏از احادیث دروغ و بى‏پایه است كه مبنایى ندارد و به آسانى مى‏توان آن را سست و بى‏بنیاد كرد.

 

پدرو دِآلفونسو از یهودیان اسپانیایى و گرویده به مسیحیت، یكى از مجادلات خود را به نقد اسلام اختصاص داد. كتاب وى با عنوان "گفت و شنود با اسلام" در اوایل سده دوازدهم میلادى (حدود سال 1108م) نوشته شد.

 

آلفونسو تبلیغ می‌نمود که اسلام دین خشونت و شمشیر است و «تاراج كردن و اسیر گرفتن و مقتول كردن مخالفان خدا و پیامبران او و از بین بردن آنان به هر طریق ممكن» از احكام شرع اسلام است. در صورتی که وی در گفتار متناقضی اسلام را دین صلح و محبت معرفی می‌کرد كه قلوب مردم را با تشویق به پیروى از حقیقت فتح كرده است!!

 

هامبرت رومى با ایجاد شایعات زیاد بر ضد مسلمانان تلاش مى‏كرد جنگ صلیبى را توجیه كند بر این اساس وی بیان می نمود كه مسلمانان در هر جا به قدرت برسند بدون هیچ ترحمى به كشتار مردم آن سرزمین می پردازند.

 

پیتر دِ ونرابل، معروف به (پیر معزز عالی قدر) (1156-1092م) کشیش فرانسوى و رئیس صومعه كلونى بود كه با تهیه و تألیف مختصرى در مورد عقاید اسلامى و نوشتن ردیه بر آنها اقدام كرد.

 

نتیجه كار او چیزى شد كه اكنون به مجموعه آثار «كلونیكى» موسوم است و شامل یك دوجین آثار لاتین با تفصیلات گوناگون است كه مجموعه تولدن (طلیطله) هم نامیده مى‏شود. پیتر دِ ونرابل خود شرح كوتاهى از تعلیمات اسلامى را با عنوان «درباره كل بدعت كفار مسلمان» در کتابی گردآوری نمود و ردیّه مفصل‏ترى نیز با عنوان «مجموعه‏اى درباره و بر ضد كفرگویى‏هاى كفار مسلمان» تحریر کرد. سپس وی در سفر به اسپانیا از 1141 تا 1143 میلادى به وضعیت مستعربین كاتولیك یا مسیحیانى كه تحت سلطه مسلمانان در اسپانیا مى‏زیستند و به زبان عربى تكلم مى‏كردند پرداخت و بر آن شد كه قرآن را به زبان لاتینى درآورد. به نظر او با ترجمه قرآن به زبان لاتین مى‏توانست به مسیحیت خدمت كند. از این روى به مدرسه مترجمین از عربى به لاتین در طلیطله كه ریماندو اسقف طلیطله آن را تأسیس كرده بود رفت. این امر (ترجمه قرآن) در 1142 میلادى به پُطرس طلیطلى و دو فرد با معلومات عمومى یعنى هرمان دلماشى اهل ایتالیا و كشیش انگلیسى روبرت كِنِت (اهل كِتون) واگذار شد. در این كار یك عرب مسلمان به نام «محمّد» كه لقب و كنیه و یا نام دیگرى از او ذكر نشده، با آنان همكارى داشت. وظیفه محمد مقایسه ترجمه با متن اصلى بود، یعنى آن را از عربى به اسپانیایى عامیانه ترجمه كند و دیگران ترجمه به لاتین را به عهده داشتند. با این چهار تن، منشى مخصوص او به نام پطرس پویتیه همكارى داشت تا ترجمه را از جهت زبان لاتین كنترل كند. این ترجمه در سال 1143 میلادى به انجام رسید. وى بر اساس این ترجمه‏ها توانست خلاصه‏اى از تعالیم اسلامى را تهیه و نقدى نیز بر اسلام بنویسد. ادامه در قسمت بعدی...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 02:54 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #3

 

تئودور ابوقرة (820-740م) اسقف حرّان شاگرد یوحنا دمشقى است، وی از كسانى است كه در نوشتن ردیّه بر اسلام مشهور است.

 

قیصر باسیلیوس (متوفاى 886م)، نیكِتاس را مأمور تألیف كتابى بر رد اسلام نمود.

 

مارسلینو منندز پلایو مورخ اسپانیایی و نظریه پرداز رژیم دیکتاتوری فرانکو در کتابش نوشت: تمدن اسلامی دارای ماهیت سامی نبوده و اعراب و آفریقاییان، هیچ علم و فلسفه ای تولید نکرده اند.

 

گونزالث پالنسیا، در سال 1925، کتابی با عنوان "تاریخ مسلمانان اسپانیا" منتشر کرد که در آن، به طور مختصر به حضور مسلمانان در اسپانیا پرداخته است. وی در این کتاب می‌گوید: زمانی که اسلام به غرب و به طور مشخص به اسپانیا و ایتالیا وارد شد، چشم انداز این روابط دگرگون گردید؛ مسلمانان فرزندان نامشروع کنیزی به نام هاجر (همسر دوم ابراهیم نبی) هستند که اسماعیلی نام گرفتند و با انتساب به کنیز ابراهیم، یعنی هاجر، بی ارزش و فرزندان نامشروع هستند. در مقابل مسیحیان، فرزندان اسحاق، فرزند ساره همسر اول ابراهیم هستند، مسیحیان فرزندان مشروع می باشند.

 

بر اساس تبلیغات منفی کلیساها و کشیشان، در اذهان مردم اسپانیا تصویری زشت و ناپسند از اسلام و مسلمانان شکل گرفته بود؛ به همین دلیل مسیحیان، مسلمانان را مشرکانی بدکردار و بدعت‌گذار می‌دانستند. هنوز هم همین عقاید در سراسر اروپا رواج دارد. هرگاه مسلمانان به لحاظ اقتصادی و نظامی قوی بوده اند، احترام و تفاهم بیشتر و بهتری با مسیحیان و یهودیان برقرار بوده است؛ هر زمان که مسلمانان در نقطه ضعف قرار گرفتند مسیحیان و یهودیان به بدترین وجه ممکن با آنها برخورد نمودند. مانند تحقیر مسلمانان در زیر شعارهای متمدنانه تبشیری تبلیغی،... و رسالت نورانی "مرد سفید پوست مسیحی" اروپایی!!.

 

کاگیگاس برتریِ اسپانیای مسیحی را علت اصلی پیشرفت استعمار مسیحی اسپانیا برشمرد و اثر خویش را با عنوان مدجنان در سال 1949 در مؤسسه ی مطالعات افریقایی منتشر کرد.

 

تاریخ نگار اسپانیایی امبروسیو هویسی میراندا در سالهای 1905 و 1906 در بیروت به تحصیل پرداخت و در آن جا بود که به نحو مطلوبی زبان عربی را فرا گرفت. هویسی برای آنکه وقایع نامه های عربی را در دسترس سایر مورخان اسپانیایی قرار دهد، چندین ترجمه از وقایع نامه های عربی، مانند کتاب المعجب را منتشر کرد. هویسی در سال 1973 درگذشت.

 

كاردینال نیكولاس كوسایى با اجازه واتیکان کتابی را بر رد اسلام به نام «از غربیل گذرانیدن قرآن» تألیف نمود که در سال 1543 به چاپ رسید.

 

یكى از مآخذ مسیحیان كتاب ژان آندره مور مسلمان سست عقیده اهل «بالنسیه» بود كه در سال 1487 میلادى، به دین مسیحیت درآمد و مورد استقبال كلیسا قرار گرفت و به مقام كشیشى رسید و سپس در دانشگاه سرقسطه به تدریس حقوق پرداخت. وى در سال 1517 میلادى به تشویق كشیشان، كتابى بر رد دین اسلام با عنوان «Confusion de la secte mahometane» نوشت. این كتاب در 1540 میلادى به زبان ایتالیایى در 1543 میلادى و بار دیگر در 1574 میلادى به زبان فرانسوى و در 1595 میلادى به زبان لاتین و از لاتین به دیگر زبان‏هاى اروپایى ترجمه شد. ادامه در قسمت بعدی...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 02:51 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #2

 

تئوفانس مورخ بیزانسى (817-752م) متعلق به كلیساى ارتدوكس مطالبى از مشرق زمین و پیامبر اسلام به تعبیر او «پیغمبر ادعایى» آورده است. نخستین بار كه در زبان سریانى از حضرت محمد سخن آمده، در تألیفى مربوط به سده هفتم میلادى است. تئوفانس در «تاریخ عمومى» خود شرح مى‏دهد كه پس از نخستین ظهور جبرئیل، خدیجه با هیجان زیادى به سرجیوس، یك راهب بدعت جوى عزلت‏نشین، مراجعه كرد و او خدیجه را آرام نمود كه در اینجا از یك حدیث جعلی استفاده كرده و داستان ورقةبن نوفل و بحیرا را با هم مخلوط و مشتبه ساخته است.

 

یك رساله جعلى كه مسلماً بعد از سده یازدهم میلادى نوشته شده و در چندین روایت دروغین عربى و سریانى یهودی مسیحی باقى‏مانده، از «مكاشفه بحیرا» سخن مى‏گوید. این كتاب را به یشوع یبه نسبت داده‏اند. ظاهراً دو نفر بدین نام بیشتر مشهورند: یكى اسقف ارزون نسطوری كه در دوره ساسانیان در ایران می‌زیست، دیگرى كه در 630 میلادى، تاریخ یشوع سبران را نوشته است. این رساله «مكاشفه بحیرا» مسلماً به حدود سده یازدهم و دوازدهم میلادى بر می‌گردد که مبتنى بر بعضى از روایات اسلامى ساختگی و به نویسنده‏اى در قدیم نسبت داده شده است. این رساله سه قسمت دارد: 1- داستان‏هایى درباره دودمان محمّدى كه سرجیوس بحیرا درطور سینا دیده؛ 2-گفتگوهایى با محمّد جوان در صحراى یثرب؛ 3-پیشگویى‏هاى سرجیوس.. بدین ترتیب بود که از آن به بعد، شخصیتی به نام سرجیوس در ادبیات قرون وسطى براى خود جاه و مقامى مى‏یابد.

 

یوحنای دمشقی معروف به زرین دهان از آباى كلیساى یونانى و از فرقه مسیحی ملكائیه بود. نوشته‏هاى او مرجع تعالیم كلیساى شرقى شمرده مى‏شد و سروده‏هاى دینى او هنوز هم در كلیساهاى یونانى خوانده مى‏شود. یوحنا كه او را زرین دهان نیز مى‏گفتند از جمله عوامل مهمى بود كه در دوران بنى‏امیه، دانش مسیحى و افكار یونانى را به اسلام آورد. اگر چه وى به یونانى مى‏نوشت اما یونانى نبود، بلكه شامى (سوریه ای) بود و در خانه خود به زبان آرامى سخن مى‏گفت؛ علاوه بر این دو زبان (یونانى و آرامى) عربى را نیز مى‏دانست. جدش منصوربن سرجون هنگام فتح مسلمانان، مدیر مالى دمشق بود و با اسقف شهر در تسلیم آن همكارى كرد و به دوران مسلمانان نیز منصب خود را داشت. این منصب پس از او به پدر یوحنا رسید. یوحنا ندیم یزید بود و پس از آن در این منصب كه در دولت عرب بسیار مهم بود به جاى پدر نشست و همچنان این سمت را داشت تا به دوران خلافت هشام از كار كناره گرفت و در نزدیكى بیت‏المقدس در دیر قدس سابا، زندگى زهد و عبادت گزید. وى در آنجا به نوشتن رسالاتى مشغول گردید و در حدود سال 131 یا 132 هجرى قمرى (749م) در همان جا درگذشت.

 

او كتابى غرض‏آلود كه به کتاب "تاریخ یوحنا نیقى" شهرت یافت درباره اسلام تنظیم كرد كه در آن، اسلام و بت‏پرستى را درهم مى‏كند و ظهور اسلام را علامتى از دجّال مى‏شمارد. وى در این شرح با سرسختى، منكر نبوت پیامبر اسلام مى‏شود و مى‏گوید پیروان محمد نمى‏توانند چیزى نشان دهند كه ظهور او را پیشگویى و یا معجزات وى را بیان كرده باشد تا نبوت او را ثابت كنند. وى با این كه در پایتخت خلافت اسلامى یعنى دمشق مى‏زیسته است با این همه، عبارت «الله‏اكبر» را كه روزى چند بار از گلدسته‏هاى مساجد دمشق و در گفتار مردم در كوچه و بازار مى‏شنیده به شیوه شگفت‏آمیز یكسره واژگون معنى مى‏كند.

 

یوحنای دمشقی مى‏نویسد كه این عبارت از سه واژه تشكیل شده: «اللّه»، «و» به معناى حرف عطف و «كوبر» به معناى ستاره زهره. یوحنا در توضیح خویش پیرامون واژه «كوبَر» آن را به «كعبه» پیوند مى‏دهد، بدین سان كه كعبه را «خَبِر» مى‏خواند و آن را نه تنها نام ساختمان كه نام «حجرالاسود» نیز مى‏داند و حجرالاسود را سر حكاكى شده ستاره زهره به شمار مى‏آورد. همین یوحناست كه مى‏گوید رسول خدا علم خودش را از مردى یهودی یا از یكى از بدعت‏جویان «آریان» - (آریانی ها فرقه ای مسیحی بودند که برای عیسی مسیح الوهیت قائل نشدند)- اخذ كرده و جالب توجه، اینكه همین اعتقاد است كه نزد تئوفانس تكرار مى‏شود و وجود راهب دیر بُصرى دستاویزى براى جعل معلم موهوم مى‏گردد. در واقع تئوفانس فقط ادامه‏دهنده راه یوحناست و همان اتهامات را با آب و رنگ بیشترى نقل مى‏كند؛ بدین ترتیب، سابقه مباحث و نوشتن رساله‏ها و نامه‏ها بر ضد اسلام روشن مى‏شود.

ادامه در قسمت بعدی...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 02:48 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #1

 

رسانه‌ها و گروه‌های نفرت پراکنی مسیحی سالهاست که مجموعه‌های کاری بسیاری از جمله "اسلام ستیزی" و "اسلام هراسی" و "نقد توهین آمیز اسلام" و "نقد توهین آمیز قرآن کریم" و "نقد توهین آمیز زندگی پیامبر اسلام" و "نقد توهین آمیز زندگی خاندان و اصحاب پیامبر اسلام" و با استفاده از شیوه‌های متعدد و گوناگون عملیات و جنگ روانی و همچنین استفاده از پروپگاندای رسانه‌ای به شدت در صدد تخریب وجهه اسلام و مسلمانان هستند. این عملکرد مسیحیان عصر حاضر، ریشه در تاریخ روابط شرق و غرب، به ویژه ریشه در "جنگ‌های صلیبی" دارد.

 

تحرکات گسترده جریانات کلیسایی اسلام ستیز، پروژه ای کاملا مغرضانه و با دقت سازمان دهی شده است که با استفاده از ابزارها و روشهای متنوع به صورت وسیعی در حال اجرا می باشد. از سوی دیگر با همین وزن، جریانات تبشیر، تبلیغ و جذب به مسیحیت با انواع شگردها و استفاده از پروژه های "فریب و دروغ بزرگ" بر روی مسلمانان کشورهای اسلامی با شدت هر چه تمامتر از طرف کلیساها و مسیونری ها پیگیری و اجرا می‌گردد.

 

اسقفان و کشیشان كلیسا با ایجاد برنامه‏های مدون و منظم، مجادله شدیدى را بر ضد اسلام براه انداخته اند. نوشتن جدل‏ها و ردیّه‏ها بر مبانى اسلامی و قرآن کریم هر روز بیش از پیش شدّت گرفته است. ترجمه‏هاى ناقص و تحریف شده از قرآن کریم توسط آنها منتشر و توزیع شد و اعزام مبلغان مذهبى كه زبان عربى فرا گرفته بودند به شرق اسلامى گسترش یافت تا بلكه بتوانند مردمان سرزمینهای اسلامی را مسیحی نمایند و موازنه اکثریت مسلمان را تبدیل به اکثریت مسیحی در این سرزمینها نمایند.

 

فرانسویان پیامبر اسلام را «ماهوم»، آلمانى‏ها «مَچْمِت»، انگلیسى‏ها «مَچومت» و اسكاتلندى‏ها «مومت» مى‏نامیدند، بتى از سنگ و آراسته به زیورهاى گوناگون، بتصویر می کشیدند، پیروانش را نیز گروهى ستاره پرست و راهزن كه تمثالش را روى پرچم‏هاى خود رسم مى‏كنند و در برابر مجسّمه‏اش سر بر خاك مى‏سایند و از هیچ‏گونه كشتار و جنایت روى نمى‏گردانند معرفی می نمودند.

 

کشیشان سده‏هاى هشتم تا سیزدهم میلادى در تحریرات خود سعی نمودند اسلام را به عنوان یك بدعت مسیحى به تصویر بکشند و اسلام را به شكل یك مذهب غیرصادق و متمایل به بت‏پرستى ترسیم کنند، آنها نبوت حضرت محمّد را انكار نموده و او را یک ضدمسیح معرفی کردند. کشیشان با ساخت مستندات جعلی و دروغین سعى فراوان نمودند تا مطالبى ذكر کنند كه آنها را ضعف‌هاى اخلاقى پیغمبر اسلام برشمارند.

 

مسیحیان آمریکا و اروپا برای تخریب وجهه اسلام و تضعیف مسلمانان دست به هر کاری زدند و از هر وسیله ای برای رسیدن به مقصود استفاده کردند.

 

در این باره توجه شما را به قسمتهای بعدی این نوشتار که سخنان و نیات کینه توزانه مسیحیان را نسبت به بلاد مسلمین آشکار می سازد جلب می نماییم. ادامه در قسمت بعدی...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 02:34 ق.ظ
لینک ثابت

>