تبلیغات
گذرگاه - مطالب ابر اندیشمندان مسیحی
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #26

 

دکتر استنلی کورتز از اسلام شناسان معروف آمریکا و عضو مراکز «هسته مشاوران» در مقاله ای که در شماره 19 سپتامبر 2001 هفته نامه استاندارد واشنگتن The Standard Weekly, Washington چاپ گردید، تمامی مطالعات انجام شده درباره اسلام در آمریکا را ورشکستگی فکری قلمداد می‌کند و خواستار برخورد مستقیم نظامی با جهان اسلام می شود.

 

پروفسور مارتین کرامر از نظریه پردازان اسلام شناس معروف آمریکا در کتاب «دارالفکرها روی شن؛ ناکامی مطالعات خاورمیانه در آمریکا» که در اکتبر 2001 توسط «انستیتو واشنگتن برای سیاستگذاری خاور نزدیک» چاپ گردید، می گوید: مطالعات اسلامی در آمریکا فقط با هدف سکولار نمودن جوامع اسلامی انجام شده است و اسلام شناسان آمریکایی یقین دارند با اجرای طرح اسکان جمعیت در شهرها و سکولار نمودن جوامع مسلمان، آنها از اسلام رویگردان شده و در مقابل آمریکا تسلیم خواهند شد.

 

مراکز مطالعات اسلامی در آمریکا تعدادی از دانشمندان معروف مسلمان را از کشورهای اسلامی با حقوق بالا در مراکز مطالعاتی خود استخدام نمودند که «مدل دوره بعد از دوران استعمار» را پذیرفته بودند و آنها برای سکولار نمودن جوامع اسلامی تعداد زیادی کتب را تألیف کردند و محور مطالب آنها احقاق حقوق زن، لیبرالیسم و اجرای مدل دموکراسی غرب در جوامع اسلامی بود. آنها معتقد بودند با ترویج این مطالب نیروهای روشنفکر ملی مذهبی در کشورهای اسلامی به قدرت خواهند رسید و آنها منافع آمریکا را تأمین خواهند نمود و برای همین خاطر دولت آمریکا روشنفکران ملی مذهبی در جوامع اسلامی را دائما مورد حمایت مالی و تبلیغاتی خود قرار می‌دهند.

 

پروفسور جان اسپوزیتو استاد اسلام شناسی در دانشکده صلیب مقدس ورسسترماسوچوست، و رئیس مرکز تفاهم بین مسلمانان و مسیحیان دانشگاه جورج تاون واشنگتن را عهده دار بوده است، وی کتابهای خطر اسلام افسانه یا واقعیت 1992 میلادی - اسلام و دموکراسی 1996 میلادی را بر ضد اسلام و مسلمانان به رشته تحریر درآورده است.

 

بعد از پایان جنگ سرد در اوائل دهه 1990 تا کنون، نظریه پردازان مراکز هسته مشاوران در ارائه راهنمایی و نکات تصمیم گیری و پیشنهاد طرحهایی بر ضد جهان اسلام و عملیاتی شدن این طرح ها توسط دولتمردان آمریکا جایگاهی ویژه یافتند، بعد از پایان جنگ اول خلیج فارس در سال 1991 و بعد از چاپ مقاله ای با عنوان «نبرد تمدنها» توسط تئوریسین برجسته آمریکایی ساموئل هانتینگتون دولت آمریکا با کمک شبکه گسترده رسانه ای خود جنگ روانی را علیه اسلام و مسلمانان جهان آغاز کرد و کوشید با پیاده کردن دموکراسی غربی اصلاحات مورد نظر دولت آمریکا را در جوامع اسلامی انجام دهد تا از این راه جلوی بیداری جهان اسلام گرفته شود.

 

از سال 2001 میلادی، دولت آمریکا جنگ علیه اسلام و مسلمانان جهان را به بهانه جنگ علیه تروریسم بطور علنی آغاز نمود. اکثر دولتمردان آمریکایی که مسیحیان انجیلی می باشند آشکارا به زعم خود با هدف عملی نمودن خواسته های مسیح (Dispensationalism) و پیشگوییهای انجیل (Apocalypticism) در آغاز هزاره سوم میلادی جنگ صلیبی نوین را علیه اسلام آغاز کرده و اعلام نمودند که این جنگ تا سلطه مطلق بر جهان اسلام ادامه خواهد یافت. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:22 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #23

 

آمریکا برای سلطه بر جهان اسلام، تعدادی مرکز مطالعات اسلامی تاسیس نمود. هر ساله بنیادهای معروف آمریکایی مانند بنیاد کارنگی، بنیاد فورد، بنیاد راکفلر، شرکت راند، شورای آمریکایی برای مطالعات علمی، مؤسسه هودسون و بنیاد برادلی، کمکهای مالی فراوانی برای مطالعات اسلامی پرداخت می نمایند. وزارت امور خارجه آمریکا و وزرات دفاع «پنتاگون» برای تنظیم سیاستهای خود درباره جهان اسلام بیشترین کمکهای مالی را به مطالعات اسلامی در آمریکا و مؤسسات علمی و فرهنگی وابسته خود در کشورهای اسلامی اختصاص می دهند. سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی دولت آمریکا مانند اف بی. آی و سازمان سیا و سازمان ان اس ای ، تمامی مراکز اسلام شناسی در آمریکا و اسلام شناسان وابسته به این مراکز را کاملاً تحت کنترل خود دارند.

 

در سال 1947 میلادی انستیتوی خاورمیانه در شهر واشنگتن توسط بخش مطالعات وزارت امور خارجه آمریکا تأسیس گردید و فصلنامه خاورمیانه توسط این مرکز هر سه ما یک بار به چاپ می رسد. این مرکز در حقیقت اصلی ترین مرکز مطالعات اسلامی در آمریکا می باشد، نظرات و پیشنهادات و راهنمایی‌های این موسسه نفوذ زیادی بر روی سیاستمداران و سناتورها دارد.

 

در سال 1951 میلادی، شورای تحقیقات علوم اجتماعی آمریکا یک کمیته مشترک برای تشویق مطالعات اسلامی در این کشور به وجود آورد. این مؤسسه اسلام شناسان معروف اروپایی، مخصوصا از انگلستان مانند برنارد لوئیس، همیلتون ا. ر. گیب و گوستاف فون گرونبام را در مراکز مطالعات اسلامی در آمریکا استخدام کردند که وظیفه اصلی آنها تربیت اسلام شناسان و ارائه تجزیه و تحلیل درباره مسلمانان و کشورهای اسلامی برای دولتمردان آمریکایی به منظور سلطه سیاسی و اقتصادی آمریکا بر جهان اسلام است.

 

با افزایش منافع و حضور آمریکا در جهان اسلام مخصوصا در خاورمیانه مؤسسه فعالی به نام «انجمن مطالعات خاورمیانه» تأسیس گردید که یک شبکه گسترده از موسسات اسلام شناسی خرد و کلان را در این کشور به وجود آورد. این مرکز عهده دار توسعه مطالعات اسلامی در آمریکا و هماهنگی بین اسلام شناسان و برگزاری سمینارها و انتشار فصلنامه های علمی درباره اسلام و مسلمانان می باشد.

 

دولت آمریکا برای استفاده از خدمات اسلام شناسان وابسته به خود در کشورهای اسلامی چندین مرکز مطالعات اسلامی و دانشگاه در چند کشور اسلامی تأسیس کرده است؛ مانند دانشگاه آمریکایی در بیروت، دانشگاه و مرکز تحقیقات آمریکایی در قاهره و انستیتو تحقیقاتی آمریکایی در ترکیه، که از مراکز مهم علمی و فرهنگی دولت آمریکا در خاورمیانه اند.

 

مسئولیت مراکز یاد شده، شستشوی مغزی و تربیت روشنفکران محلی است که بتوانند منافع دولت آمریکا را در خاورمیانه تأمین نمایند. بعد از جنگ جهانی دوم مطالعات اسلامی تحت عنوان «مطالعات منطقه ای» انجام می‌شود.

 

از جانب دولت آمریکا 36 انجمن «مطالعات منطقه ای» در آمریکا و کشورهای خاورمیانه تأسیس گردیده است که زیر نظر «انجمن مطالعات خاورمیانه» در آمریکا و خاورمیانه مطالعات اسلام شناسی را انجام می دهند.

 

در مطالعات منطقه ای علاوه بر رشته علوم اسلامی به سایر رشته های علمی مخصوصا علوم سیاسی، اقتصاد، جامعه شناسی، و انسان شناسی در جوامع اسلامی به طور گسترده پرداخته می شود، تا بتوانند با جوامع و سنتهای غیر غربی ارتباط نزدیک برقرار نمایند و به همین دلیل برای انجام مطالعات اسلامی در آمریکا از دانشمندان برجسته سایر علوم اجتماعی به طور گسترده استفاده می شود.

 

در گزارش مریپ از شبکه مطالعات خاورمیانه آمده است: اسلام شناسان جدید در آمریکا سعی نموده اند لحن توهین آمیز علیه پیامبر اسلام و قرآن کریم را کمی تعدیل نمایند تا حساسیت مسلمانان علیه دولت آمریکا را کاهش دهند، لیکن آنها برای ایجاد اصلاحات در جوامع اسلامی که بتواند منافع دولت آمریکا را تأمین نماید اسلام را به عنوان دینی عقب افتاده معرفی می‌کنند که کاملاً با دموکراسی، مدرنیسم، پیشرفت علوم و حقوق زن مخالف است.

 

مراکز آزاد غیر دانشگاهی در آمریکا، که مطالعات اسلامی انجام می‌دهند به قرار زیر می باشند:

1) شورای سیاستگذاری خاورمیانه / The Middle East Policy Council

2) انستیتو اقدام آمریکایی واشنگتن / American Enterprise Institute, Washington

3) مرکز سیاستگذاری امنیتی واشنگتن / Center for Security Policy, Washington

4) پروژه برای قرن جدید آمریکایی واشنگتن / The Project for the New American Century, Washington

5) انستیتو واشنگتن برای سیاستگذاری در خاورنزدیک واشنگتن / Washington Institute for Near East Policy, Washington

6) مرکز مطالعات خاورمیانه فیلادلفیا پنسیلوانیا / The Middle East Forum, Philadelphia, Pennsylvania

7) مرکز هاگوب کورکیان نیویورک / Hagop Kevorkian Center, New York

8) آکادمی آمریکایی برای دین آتلانتا / The American Academy of Religion, Atlanta

9) شرکت آمریکایی خدمات تربیتی و آموزشی خاورمیانه واشنگتن / American Mideast Education and Training Service Inc, Washington

10) انستیتو خاورمیانه واشنگتن / The Middle East Institute, Washington

11) مرکز مطالعات اسلامی راکفلر در کتابخانه کنگره آمریکا واشنگتن / Library of Congress, Rockfeller Fellowship in Islamic Studies

12) انستیتو شرقی شیکاگو / Oriental Institute, Chicago

13) حوزه دینی هارتفورد کانک تیکت / Hartford Seminary, Connecticut

14) انستیتو امور خاورمیانه و شمال افریقا هایتزویل / Institute of Middle East and North African Affairs, Hyattsville, M.D

15) انستیتو مطالعات عرب بل مونت / Institute of Arab Studies, Belmont

 

بخشهای علمی دانشگاهها در آمریکا با عناوین بخش مطالعات خاورمیانه، بخش مطالعات خاورنزدیک، بخش مطالعات ادیان و بخش مطالعات اسلامی، به مطالعه و تحقیق درباره جهان اسلام می پردازند.

 

دانشگاههای آمریکا که تحت عنوان «بخش مطالعات خاورمیانه» مطالعات اسلامی انجام می‌دهند به قرار زیر می‌باشند:

1) دانشگاه نیویورک؛ 2) دانشگاه یوتا؛ 3) دانشگاه درو، نیوجرسی؛ 4) دانشگاه پنسیلوانیا؛ 5) دانشگاه آریزونا؛ 6) دانشگاه کالیفرنیا، برکلی؛ 7) دانشگاه میشیگان؛ 8) دانشگاه تگزاس؛ 9) دانشگاه ایموری، آتلانتا؛ 10) دانشگاه اوهایو؛ 11) دانشگاه شیکاگو.

 

دانشگاههای آمریکا که تحت عنوان «بخش مطالعات خاور نزدیک» مطالعات اسلامی انجام می‌دهند از این قرار می‌باشند:

1) دانشگاه واین، دیترویت؛ 2) دانشگاه کالیفرنیا، لُس آنجلس؛ 3) دانشگاه هاروارد، کمبریج؛ 4) دانشگاه بینگانتون، نیویورک؛ 5) دانشگاه برگ هام یانگ، یوتا؛ 6) دانشگاه ایندیانا، بلومینگ تُن؛ 7) دانشگاه پرینستون نیوجرسی؛ 8) دانشگاه جان هاپکینز، بالتی مور؛ 9) دانشگاه مینه سوتا، می نیاپولیس؛ 10) دانشگاه کورنِل، ایتاکا؛ 11) دانشگاه ایلی نویز، اوربانا شامپاین.

 

دانشگاههای آمریکا که تحت عنوان بخشهای «مطالعات اسلامی» و «مطالعات ادیان»، به مطالعات اسلامی می‌پردازند به قرار زیر می‌باشند:

1) دانشگاه یال، نیوهیون؛ 2) دانشگاه واشنگتن، ساتل؛ 3) دانشگاه واشنگتن، سنت لوئیس؛ 4) دانشگاه دیوک، دورهام؛ 5) دانشگاه اوریگن؛ 6) دانشگاه ویرجینیا، چارلوتزویل؛ 7) دانشگاه کالیفرنیا، سانتاباربارا؛ 8) دانشگاه کلمبیا، نیویورک؛ 9) دانشگاه ماسوچوست، امهرست؛ 10) دانشگاه جورج تاون، واشنگتن؛ 11) دانشگاه تمپل، پنسیلوانیا؛ 12) دانشگاه ایلی نویز جنوبی، ادوارد ویل؛ 13) دانشگاه جورج واشنگتن، واشنگتن. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:13 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #21

 

دانکن بلاک مک دونالد میسیونر مسیحی متولد اسکاتلند که زندگی خود را در آمریکا گذراند در کتاب خود به نام سیمای اسلام، که در سال 1911 م در نیویورک چاپ گردید، اظهار می دارد: اسلام با هجمه و نفوذ تمدن غرب به زودی متلاشی خواهد شد و میسیونرهای مسیحی وظیفه دارند که مسلمانان جهان را مسیحی نمایند و آنها را به سوی کلیساها راهنمایی کنند. وی توصیه می نماید که «به اسلام و پیامبر آن مستقیما حمله نکنید، فقط بگذارید که ایده های جدید اساس اسلام را نابود کند.

 

اسقف مونتگمری وات یکی از میسیونرهای معروف اسکاتلندی، استاد برجسته اسلام شناسی در دانشگاه ادینبورگ در کتاب خود به نام "محمّد در مدینه" می نویسد: ظاهرا محمّد کوشش نموده اسلام را در قالب دین یهود تشکیل دهد، اگر یهودیان با محمّد کنار می آمدند اسلام فقط به عنوان یکی از فرقه های یهود ظاهر می گردید. در حقیقت اسلام شناسان میسیونر مسیحی فقط یک هدف را تعقیب می کنند و آن اینکه نبوت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و قرآن کریم را به عنوان وحی الهی تکذیب نمایند. آنها مطالعات اسلام را به خاطر شناخت این دین انجام نمی‌دهند و مقصد آنها فقط بی اعتبار کردن دین اسلام است.

 

اسلام شناسی در چهار قرن گذشته در کشورهای اروپایی با هدف سلطه نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بر جهان اسلام انجام شده است و اسلام شناسان یهودی و مسیحی اروپایی با پژوهشهای خود کوشیده اند تا سلطه استعمارگران اروپایی بر جهان اسلام را مشروعیت بخشند. از آغاز مطالعات آکادمیک درباره اسلام در اروپا بر این قاعده کلی که «دشمن خود را بشناس» استوار بوده است و در این مأموریت، خاورشناسان و میسیونرهای مسیحی به سان دو لبه یک شمشیر، با هم کاملاً ارتباط داشته اند. از همان زمان از سوی دولتهای استعماری مخصوصا انگلستان چندین مؤسسه تبشیری برای ترویج مسیحیت در جوامع اسلامی تأسیس گردید.

 

بطور مثال درباره اسلام و سرزمینهای اسلامی، انگلستان احساس می‌کرد که به عنوان یک قدرت مسیحی، منافع مشروعی دارد که باید از آنها نگهداری کند. از این رو دستگاه پیچیده ای به منظور مراقبت و محافظت از این منافع به وجود آمد؛ سازمانهای پیشگام و اولیه ای نظیر "انجمن ارتقای دانش مسیحی" در سال 1698 میلادی و "انجمن نشر کتاب مقدس در سرزمینهای خارجی" در سال 1701 میلادی به وجود آمدند که بعدها انجمنهای دیگری به مانند «انجمن میسیونری پاپتیست» 1799 میلادی، «انجمن میسیونری کلیسا» 1799 میلادی، «انجمن بریتانیا و کتاب مقدس برای سرزمینهای خارجی» 1804 میلادی جهت خواسته های توسعه طلبانه اروپای مسیحی تاسیس گردیدند و در کشورهای اسلامی شروع بکار نمودند.

 

سر ویلیام مویر، میسیونر معروف در چندین کتاب که علیه اسلام تألیف کرده است تهمتهای ناروائی علیه اسلام، قرآن کریم و حضرت محمد ص، همراه با تحریف حقایق نوشته است، آن وقت این کتابها توسط دانشگاه های اروپا و آمریکا به عنوان کتب مرجع درباره اسلام به محققین غربی معرفی می‌گردد.

 

نورمن دانیل در کتاب اسلام و غرب اظهار می دارد: استفاده از شواهد دروغین از جانب غرب برای حمله به اسلام یک روش همیشگی بوده است. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 04:12 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #18

 

در مدارس مسیحی یسوعى فرانسه تدریس تاریخ ادیان غیرمسیحى بدعتى‏الحاد آمیز به شمار می‌‏رفت. با این همه، بوفی‏یه كه از 1701 تا 1732 میلادى مدت 31 سال، به عنوان مدیر داخلى قسمت شبانه‏ روزى و معلم تاریخ و فلسفه مدرسه «لویى كبیر» (لویى لو گران) خدمت مى‏كرد براى نخستین بار در سال 1701 میلادى درس تاریخ را در برنامه تحصیلى این مدرسه كه مهمترین مدرسه پاریس بود گنجانید و تدریس آن را در مدارس فرانسه پی‌‏ریزى كرد و به آن سازمان داد. كتابى نیز به نام «مبانى تاریخ و جغرافیا» براى دانشجویان این مدرسه نوشت كه در سال 1702 میلادى منتشر شد.

 

بوفی‏یه سه سال بعد كتاب دیگرى نوشت كه در آن، سال‏ها و وقایع تاریخى را به نظم درآورده بود تا فراگرفتن آنها آسان‏تر باشد. وى در این كتاب، تاریخ عمومى را به چهار دوره تقسیم كرده است:

1- تاریخ ملل پیش از مسیح. 2- تاریخ ملل پس از مسیح. 3- تاریخ مسیحیت. 4- تاریخ فرانسه.

 

در قسمت دوم كتاب یعنى تاریخ ملل بعد از مسیح، نویسنده چنان دستخوش تعصبات دینى شده كه همه حقایق اسلام را تحریف كرده و در شرح آنها از هیچ‏گونه افترا روینگردانده و یاوه‏ هاى پیشینیان را باز گفته است، او حضرت محمد را یكى ار رؤساى قبایل عرب و دین اسلام را دین کافران معرفى می‏كند. بوفی‏یه، پس از بحث كوتاهى درباره زندگى پیامبر اسلام به شرح پیشرفت مسلمانان در آسیا و افریقا می‌‏پردازد، ولى در اینجا نیز واقعیت‏ها را انكار می‏كند. تاریخ خلفا را بسیار مختصر مى‏نویسد و فتوحات آنان را مسكوت می‌‏گذارد و حال آن كه جنگ‏هاى صلیبى و پیروزى ‏هاى مسیحیان را بزرگتر از آنچه بوده است جلوه میدهد. در پایان، فصلى را هم به فرقه‏ هاى اسلامى اختصاص داده و شیعیان را پیروان حضرت على و اهل تسنن را پیروان حضرت محمّد دانسته است و این خود نشانه آن است كه مؤلف، مطالعات شخصى درباره دین اسلام نداشته و تنها روایات و نوشته‏هاى ضد اسلامى پیشینیان را باز می‌‏گفته است‏.


بدین‏گونه حقایق تاریخ اسلام در مدارس فرانسه، قربانى تفکرات و عمل مغرضانه كشیشان مى‏شد. معلمان مدارس مى‏كوشیدند كینه ادیان غیر مسیحى، به خصوص اسلام را كه سدّ راه مسیحیت بود، در نهاد شاگردان خود كه پس از فراغت از تحصیل به مقام‏هاى عالى دست مى‏یابند و یا بر مسند قضاوت می‌‏نشستند برانگیزند.

 

بوسوئه، خطیب و سخنور فرانسوی شهر پاریس که معلم فرزندان لویى چهاردهم شده بود در كتاب «تاریخ جهانى» خود، حضرت محمّد و دین اسلام و مسلمانان را فراموش كرده و كتاب را فقط بدین منظور نوشته است كه ثابت كند «همه چیز در دنیا به خاطر قوم یهود بوجود آمده است». از این رو، سه چهارم آن را به شرح زندگى فرزندان اسرائیل و سپس پیروان مسیح كه جانشینان آنان هستند اختصاص می‌‏دهد ولى درباره پیامبر اسلام و ملت‏هاى مسلمان با كمال بى‏انصافى و جهالت، چنین می‌‏گوید: پیغمبرِ... اعراب، خود را فرستاده خدا معرفى كرد و پس از آن كه ملت‏هایى نادان را فریفت، از نفاق و تفرقه‏اى كه میان كشورهاى همسایه وجود داشت سود جست و با كمك شمشیر و جنگ‏هاى خانمان برانداز، دین شهوانى خود را رواج داد، ولى هرگز یاراى آن نداشت كه خود را منجى موعود در تورات معرفى كند و یا دست‏كم دینش را به كتب مقدس ما مربوط سازد. بهانه‏اش عجیب بود، از بیم آن كه مبادا پیروانش بخواهند در كتاب‏هاى مقدّس ما شواهدى نظیر آنچه عیسى، پسر خدا، در تورات یافت جست و جو كنند، گفت كه یهودیان و مسیحیان در كتاب‏هاى آسمانى خود دست برده و آنها را تحریف كرده ‏اند؛ پیروان نادانش هم گفته‏اش را پذیرفتند. بدین‏گونه بوسوئه، تاریخ اسلام را مسكوت می‌‏گذارد و به هجو و تمسخر بنیانگذار آن اكتفا می‌‏كند. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:56 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #15

 

گابرئیل هانوتو وزیر امور خارجه فرانسه وقتى فرانسویان حاكم، دین را در تونس از سیاست جدا كردند و از قطع روابط عمیق تونس با كشورهاى اسلامى و قبله مسلمانان كه بر اثر سیاست‏هاى استعمارى صورت گرفت اظهار خوشحالى فراوانی نمود. وی در نطقی گفت: "این نقطه عطفی در پیروزی کلیسای مسیح بر علیه مسلمانان کافر است".

 

از روشن‏ترین این دشمنى‏ها سخن یكى از مسؤولان امور خارجه فرانسه در سال 1952 میلادى است كه گفت: خطر حقیقى كه ما را تهدید مى‏كند همان خطر جهان اسلام است. او مى‏افزاید: «به جهان اسلام آنچه مى‏خواهد مى‏دهیم و در آنها بى‏رغبتى به صنعتى شدن را ایجاد مى‏كنیم چون اگر آنان به قدرت برسند، جهان غرب را تهدید خواهند كرد.

 

كشیشى موسوم به "ام. سی. كول" مى‏خواست با مقایسه ترجمه قرآن و انجیل، برترى محتواى انجیل و مزیت مسیحیت بر اسلام را به اثبات برساند ولى به این كار توفیق نیافت. وى در خلال تالیف اثر خویش به مبارزه با اسلام و مسلمانان برخاست، اما از آنجا كه استدلالهایش بی منطق و دروغین بود در میان مسلمانان آفریقا مورد توجه واقع نگردید و كتابش در انبار كتابفروشان انباشته و پوسیده گشت.

 

ماراكچى ایتالیایى در سال 1698 میلادى متن عربى و ترجمه قرآن را به زبان لاتین منتشر كرد. ترجمه وى از منشأ تعصب و غرض سرچشمه مى‏گیرد. او در ترجمه قرآن از كشیشان الهام مى‏گرفت. ماراكچى در مقدّمه ترجمه كتاب قرآن خویش، فصل مشبعى از اطلاعات و معلومات موهوم خود را در مورد اسلام و حضرت محمد به رشته تحریر درآورد كه حكایت از غرض و تعصب و كینه دیرینه وى نسبت به اسلام مى‏نماید بطورى كه "جرج سیل" یكى از مترجمان قرآن با اشاره به این مورد مى‏نویسد: از سالیان دراز و قرون متمادى، اطلاعاتى كه اروپاییان از اسلام و قرآن اخذ كرده بودند، از مجراى متعصبین مذهب مسیحى بوده و بر مبناى اغراض، كینه‏توزى، بهتان، افترا و تعصب بوده است. كشیشان مسیحی اگر بحثى از معایب مسلمانان را به میان مى‏آوردند، كاهى را به اندازه كوهى سنگین و باعظمت جلوه مى‏دادند. قرآنی كه به ترجمه ماراكچى نوشته شد، در واقع ردیه‏اى بر اسلام است این ترجمه در سال 1691 میلادى در روم با موافقت پاپ با عنوان Alcorani Prodomus ad Refulationem منتشر شد.

 

ژرمن دوسیلسى نیز بین سال‏هاى 1650 و 1665 میلادى پس از مدتى اقامت در كشورهای اسلامی، ترجمه لاتینى از قرآن را فراهم آورد كه این ترجمه نیز در راستای دامن زدن به مشاجرات با مسلمانان و برای زیر سوال بردن اسلام و قرآن كریم نوشته شده بود. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:50 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #8

 

مسیحیان بارها و بارها تهمت‌های ناروایی به پیامبر اسلام زده اند مانند: صرع زده و به بیمارى هیسترى دچار بوده و آنچه وحى مى‏نامد وحى نبوده بلكه در موقع بحران بیمارى توهم كرده كه طرف صحبت خداوند قرار گرفته است.

 

مسیحیان و یهودیان همان راهى را رفتند كه بى‏دینان و مشركان رفتند و همان حرفهایی را زدند که جاهلان بت پرست مى‏گفتند:

اَفَتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً اَمْ بِهِ جِنَّةٌ؛

آیا این مرد (محمّد) دانسته به خدا دروغ مى‏بندد یا جنون بر این گفتارش وامى‏دارد؟

كَذلِكَ ما اَتَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِم مِنْ رَسُولٍ اِلاَّ قالوا ساحِرٌ اَوْ مَجْنُونٌ؛

پیش از این نیز پیغمبرى مبعوث نشد مگر این كه گفتند ساحر یا دیوانه است.

 

جان آلفونسى دوسگوبیا اهل اسپانیا اواخر سده چهاردهم میلادى یکی از مسئولین برجسته "مجمع بازل" بود. وی در ترجمه قرآن به زبان لاتین مشاركت جست. بعد از مدتی او در سال 1440 میلادى كاردینال شد، ولى بعداً مجبور به كناره‏گیرى از این سمت گردید. در دیر یا همان صومعه أیتون در ساوواى فرانسه خلوت كرد و در این خلوت به فكر دفاع از مسیحیت در مقابل اسلام افتاد. براى او روشن بود كه مقاومت مسلحانه در برابر اسلام نتیجه‏اى ندارد، سپس وی به تألیف كتابى در رد اسلام به نام «طعن مسلمانان با شمشیر روح» پرداخت.

 

کشیش اسپانیایى به نام پدرو پاسكوال كه بعدها به عنوان رئیس اسقف‏هاى طلیطله انتخاب شد نیز دو كتاب درباره مسلمانان با عناوین زیر نوشت كه انعكاس‏دهنده دیدگاه کشیشان و کلیساهای مسیحى در این زمینه است: 1- درباره فرقه محمدیه؛ 2- ردّ مسلمانان جبرى... پاسكوال در 1294 میلادى رئیس دیر (صومعه) «سان میگل» و در 1296 میلادى اسقف «دیر ژاین» گردید. در 1298 میلادى مسلمانان او را در غرناطه اسیر و زندانى كردند. وى در زندان غرناطه تعدادى كتاب بر ضد اسلام تألیف نمود و بنا به قولى در همان زندان كشته شد.

 

سنت توماس اكویناس الهیات دان برجسته مسیحی در بخشى از اثرش تحت عنوان «خلاصه‏اى بر ضد غیر مسیحیان» که متوجه مخالفت با مسلمانان است و در نوشته خود اصرار مى‏نماید كه براى افرادى مانند محمد پامبر اسلام جاى آن نیست كه فرقه‏هاى جدیدى را تأسیس نمایند. او باور داشت که اسلام شاخه ای جدا شده از مسیحیت است. وى علاوه بر بیان لذّات جسمانى و خودكامى در اسلام، به ضعف ادله و احتجاجات پیامبر اسلام و خلط حقیقت با داستانها و افسانه‏هاى غیر تاریخى و عقاید دروغین و عدم معجزه‏اى كه بتواند نبوت وى را اثبات كند مى‏پردازد. به نوشته آكویناس، پیروان اولیه اسلام، افرادى بودند كه از الهیات و مسائل دینى اطلاع كافى نداشتند و خشونت جزء سرشت آنان بود. آكویناس امیدوار بود كه مسلمانان را مسیحى كند.

 

آكویناس در صحبت از اسلام به عنوان مذهب خشونت به نخستین پیروان پیامبر اسلام به چشم مردان خشن بى‏منطق مى‏نگرد كه آن زمان، دیگران را به زور به اسلام كشاندند هر چند وى خود اعتراف مى‏كند كه خبر و مژده نبوت حضرت محمّد قبلاً در كتاب مقدّس (تورات و انجیل) پیش‏بینى و پیش‏گویى شده بوده است، لیكن اصرار دارد نشان دهد كه آن حضرت تمام پیش‏گویى‏هاى موجود در عهد عتیق و عهد جدید را ضایع و فاسد كرده است. او در دومین فصل از كتاب خود مى‏گوید كه انگیزه و هدف وى نشان دادن صحت دعاوى مسیحیت كاتولیكى است.

 

دانته شاعر ایتالیایى (1321-1265م) نیز از جمله افرادى است كه در كتاب خود «كمدى الهى» به دین اسلام و حضرت محمد حمله مى‏كند. «او در داستان خیالی خود، پیامبر را در ردیف افراد ناشایست نام می برد و جایگاه وی را در دوزخ قرار مى‏دهد». ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:17 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #6

 

در سده هفدهم میلادى شخصى موسوم به پریدو درصدد برآمد كه به عقیده خود ثابت كند كه پیامبر اسلام در دعوى خویش حتى صمیمى هم نبوده است. كتاب او نمونه كامل عقاید واظهارات یك مسیحی بى‏انصاف و شدیداللحن است. این نوع قضاوتهای تعصب‏آمیز مبنى بر بغض و کینه تا هم اکنون نیز از طرف مسیحیان بر ضد پیامبر اسلام و قران کریم و دین اسلام و مسلمانان به فراوانی وجود دارد.

 

ژان گانیى‏یه یكى از مغرضان اروپایى است كه در تحریف چهره اسلام كوشیده است. وى در دانشگاه آكسفورد به تدریس تاریخ اسلام و زبان عربى اشتغال داشت و از اعتبار و حرمت فراوان برخوردار بود. گانیى‏یه به عنوان استاد زبان‏هاى شرقى، كوشید تا اسلام را بدعتى زشت بر دین مسیح جلوه دهد. او كتابى با عنوان «زندگانى محمّد» نوشت و در آن قضاوت‏هاى مغرضانه‏اى درباره پیامبر و تاریخ اسلام نموده است‏. پنج فصل از كتاب خود را به شرح روایات غیرموثق اسلامى اختصاص داده است و نظریات خویش را بر آنها استوار نموده است.

 

در سال 1729 میلادى یكى از ناشران انگلیسى به گانیى‏یه پیشنهاد مى‏كند كه «زندگى محمّد» تألیف بولنویلیه را كه ناتمام مانده بود به پایان برساند. گانیى‏یه از او مى‏خواهد كه دست نوشت كتاب را برایش بفرستد تا وى آن را بخواند و در صورتى كه مصلحت بداند و محتواى آن را با نظریات و تعالیم کلیسا مغایر نیابد، به اتمام آن همت گمارد. اما ناشر كه از لحن نامه به تفكر گانیى‏یه پى برده بود، تكمیل نسخه را به دیگرى واگذار مى‏كند و سال بعد آن را به چاپ مى‏رساند. گانیى‏یه كه مردى خشك و متعصب بوده، سخت خشمگین مى‏شود. پس براى اثبات برترى کلیسا و براى رسوا كردن بولنویلیه و كتاب او، كتابى را كه خود در سال 1723 میلادى به زبان لاتینى درباره پیامبر اسلام نوشته بوده به فرانسه درمى‏آورد و مقدّمه‏اى مفصّل نیز برآن مى‏افزاید و در سراسر آن در ردّ داورى‏هاى بولنویلیه مى‏كوشد.

 

البته او كه زبان عربى را خوب مى‏دانسته است براى گمراه كردن خوانندگان به وسایل دیگرى روى مى‏آورد: به قرآن كمتر استناد مى‏جوید، در عوض به روایات اسلامى، به ویژه به روایاتى كه مورد تردید مسلمانان است استناد مى‏كند و روایات صحیح را مسكوت مى‏گذارد. از جمله سرگذشت زید و زینب را با تفصیل و اضافات بسیار نقل مى‏كند و جنبه‏هاى تشریعى و تهذیبى آن را نادیده مى‏گیرد. همچنین درباره سفر معراج افسانه‏هایى ساخته است از جمله این كه حضرت محمّد گفته است كه در عرش برین دست خدا را لمس و سردى آنرا حس كرده است یا حضرت محمّد به بارگاه الهى راه یافت و پروردگار جهانیان و خالق كائنات را دید كه بر تخت روانى آرمیده و فرشتگان او را بر دوش مى‏كشند و از این قبیل افسانه‏هاى ساختگى. گانیى‏یه از جمله استادانى بود كه افكار و آثارش، ولتر را به ناسزاگویى به اسلام كشانید.

 

دروغ‏ها و افسانه‏هایى كه در عصر شكسپیر میان‏مردم انگلستان درباره پیامبر اسلام و مسلمانان رواج داشت در فصل نهم از كتاب «هلال و گل سرخ» تألیف چیو كه موضوع آن مراوده و رابطه بین انگلستان و جهان اسلام است گرد آمده است‏. شگفت آنكه منتسكیو از فلاسفه و قانونگذاران غرب در نیمه ‏نخست سده هجدهم میلادى بر پاره‏اى از این افسانه‏هاى بى‏اساس اعتماد نموده و از آنها دركتاب خود (روح‏القوانین) یاد كرده است و مثلاً مى‏نویسد: پریدو در شرح حال محمّد مى‏گوید كه وى خدیجه را در سن پنج سالگى به نكاح درآورد و در هشت سالگى با وى همخواب شد.

 

ولتر فیلسوف فرانسوى نیز در نوشته‏هاى گوناگون خود به شیوه‏ها و تعبیرهاى ناشایست بر اسلام، شخصیّت حضرت محمّد و مسلمانان یورش برده و هفت سال پیش از مرگش آرزو می‌کرده كه مسلمانان شکست بخورند و پرچم اسلام به دست ملكه روسیه، كاترین دوم بی افتد.

 

ولتر در ابتدا رساله‏اى در تكذیب پیامبر اسلام نوشت و او را مردى گستاخ، شیاد و حقه‏باز نامید و قرآن را سخنى ناپیوسته و مسخره خواند. سپس ولتر در تراژدى موسوم به «تعصب یا محمّد پیغمبر» (نمایشنامه فناتیسم كه نخستین اثر او درباره پیامبر اسلام و شامل داستانى ساختگى بود) قصه‏ها و افسانه‏هایى شرم آور ساخت.

 

ولتر در نمایشنامه فناتیسم‏ بر اساس سرگذشت زید بن حارثه و زینب بنت جحش داستانسرایی نموده و مدت چهار سال را صرف آماده ساختن این نمایشنامه مى‏كند. وی در سال 1742 میلادى ابتدا این نمایشنامه را در «لیل»، شهرى در شمال فرانسه، روى صحنه آورد و سپس با دریافت اجازه از واتیکان، با کمک و همراهی كاردینال دوفلورى در نهم اوت همان سال، آن را در «كمدى فرانسز» معتبرترین تماشاخانه پاریس به نمایش گذاشت.

 

ولتر در نمایشنامه فناتیسم بدیهى‏ترین حقایق تاریخ را نادیده گرفت و سجایاى عالى حضرت محمّد را منكر شد ومردبزرگى را كه بر چهره جهانیان فروغى الهى تابانید، موجودى پست و جانى و سزاوار چوبه‏دار دانست. ولتر سرگذشت زید و زینب را با تحریف بسیار دستاویز مسیحیان و کلیساها قرار داد و تصویرى زشت از چهره تابناك پیامبر اسلام ترسیم كرد. او مسلّم‏ترین حقایق تاریخ را دگرگون كرد، وقایع و سنوات را درهم ریخت، یاران وفادار پیامبر اسلام را همدست و پیامبری موهوم و ساخته ذهن خیال‏پرداز خود دانست و برعكس، دشمنان ستمكار پیامبر و مسلمانان را دوستدار بشریت نشان داد.

 

علاوه بر این، ولتر در نامه‏اى نیز كه به فردریك پادشاه پروس نوشته، به این موضوع اعتراض كرده است كه چرا باید یتیم گمنامى از میان قبیله‏اى در شهر كوچكى برخیزد و به دستیارى چند گمنام دیگر، مردم را به این امر معتقد سازد كه من با جبرئیل سخن مى‏گویم و از آسمان بر من وحى نازل مى‏شود و بدین شیوه، قدرتى به دست آورد كه هر چه بخواهد بكند.

 

ولتر در هجونامه باكره كه در هجو ژان دارك نوشته شده است، مسلمانان را سخت به تمسخر مى‏گیرد و آنان را «فرزندان جهل» مى‏نامد. وى در چاپ جدید فناتیسم روایات غیرموثق را علیه مسلمانان به كار مى‏بندد و همچنین از استنباطهاى شخصى خود نیز استفاده مى‏كند. او پیامبر اسلام را مردى سیاستمدار مى‏داند «كه عوامل هرج و مرج روزگار خود را خوب بررسى كرد و پس از سال‏ها تفكر، تنها راه پیشرفت خود و ملت عقب‏افتاده عرب را در دین جدیدى یافت و خود را فرستاده خدا نامید. براى این كار همه شرایط لازم را نیز دارا بود. ولتر كه همه چیز را با معیارهاى مادى خود مى‏سنجید در مورد امّى بودن پیامبر اسلام نیز مى‏گوید: «نمى‏توان پذیرفت كه قانون‏گذارى بزرگ، شاعرى توانا و سوداگرى ثروتمند نتواند حتى نام خود را بنویسد». ولتر از جمله اندیشه‏گران عصر روشنگرى اروپاست كه در حمایت از استعمار، همكارى و همگامى بسیاری دارد.

 

وى در نامه‏نگارى‏هاى خود با كاترین دوم ملكه روسیه، بارها وى را به جنگ‏هاى استعمارى بر ضد سرزمینهای مسلمانان تشویق مى‏كرد. پتركبیر تزار روسیه با همه كشتارهاى گسترده و انتقامجویانه‏اى كه در میان مردم سوئد داشت به عنوان یك چهره بزرگ تاریخ سخت مورد ستایش ولتر قرار گرفته است. ولتر در كتابى كه در ستایش پتركبیر نوشته از یورش‏هاى تجاوزگرانه او به ایران پس از سقوط صفویه نیز سخن به میان آورده ولى آن كشتارها و ظلمها و جنگ طلبی ها و تجاوزگرى‏ها هرگز مورد انتقاد وى قرار نگرفته است. وى براى تحقق یافتن خواسته‏هاى استعمارى اروپا در مورد امپراطورى اسلامی عثمانى و «مسأله شرق»، به نابود شدن تمامی سرزمینهای اسلامی سخت باور داشت. ادامه در قسمت بعد..

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:11 ق.ظ
لینک ثابت

>