تبلیغات
گذرگاه - مطالب ابر رسانه های مسیحی
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فریب و شیادی به نام عیسی مسیح

مراقب باشید، فریب شیادان را نخورید، شیادانی که به نام عیسی مسیح (با عنوان خدای برتر، خدای جسم پوشیده، تثلیث مقدس، خدا محبت است، یهوه همان عیسی است، عیسی مسیح خدای کتاب مقدس است، عیسی مسیح خداوند است) ثروت می‌‌اندوزند! و از سادگی‌ شما عزیزان بهره برداری می کنند.

 

آنها شما را در خیابان، پارکها، خانه آشنایان، مجالس مهمانی یا هر جای دیگر به دام سخنان فریب آمیز خود می اندازند. آنها شما را به کنفرانس دعوت میکنند و یا در کلیسای خانگی از شما عزیزان لیست تهیه میکنند و آن را به مراکزی که از آن‌ حقوق دریافت میکنند میدهند و از شما که فقط به خاطر کنجکاوی یا علاقه به عیسی مسیح در چنین مکان هایی حضور یافته اید سؤاستفاده می کنند!

 

عزیزان به یاد داشته باشید عیسی مسیح هرگز مانند این ریا کاران زندگی‌ نکرد، عیسی گفت درخت را از میوه‌اش می‌توان شناخت، میوه این ریا کاران فقط رسیدن به اوج شهرت و ثروت است!

 

آنها به خاطر از دست ندادن موقعیت خود دست به هر نیرنگی میزنند! اکثر این کشیشان و شبانان ریا کار با تاسیس شبکه های تلویزیونی و رادیویی و اینترنتی مسیحی‌ و با پر کردن برنامه‌های خود و با استفاده از دختر و همسر و فرزندان و سایر بستگان برای تبلیغ و جذب شما، با لبخندهای ریا کارانه سعی‌ می‌کنند خود را روحانی جلوه دهند!

عزیزان هدف اصلی‌ این شیّادان فقط ثروت اندوزی و به شهرت رسیدن است!

 

مراقب باشید.. به زودی بطور مستند پرده از کارهای کثیف و شهوانی این بظاهر روحانیون مسیحی فارسی زبان بر خواهیم داشت.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 10:03 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #22

 

اسلام شناس معروف و معاصر برنارد لوئیس (Bernard Lewis) که نقش بسزایی در تحریف تاریخ خاورمیانه داشته است در کتاب اسلام و غرب چنین اقرار می کند: جهان مسیحیت از قرون وسطی تا به حال مطالعات اسلام را با دو هدف دفاع از مسیحیت در مقابل مباحث مسلمان و مسیحی نمودن مسلمانان جهان انجام داده است.

 

غربی ها (اروپا و آمریکا) در طول چندین قرن استیلای نظامی بر جهان اسلام، هجوم همه جانبه ای را برای نابودی اعتقادات مسلمانان آغاز کره اند و قرآن مجید، احادیث و سیره پیامبر اسلام مستقیما مورد حمله سیاستمداران، کشیشان، اندیشمندان، روزنامه نگاران و سینماگران قرار گرفته اند.

 

آنها با تجربه چندین قرن مطالعه درباره اسلام و مسلمانان از همه ترفندها، حیله ها و امکانات گسترده مالی و تبلیغی استفاده می نمایند تا مسلمان را مسیحی نمایند؛ از این رو می‌کوشند تا با تحریفات گسترده در ارکان اسلام و وارد کردن شبهات متعدد، مسلمانان در اعتقادات دینی خود دچار تردید و تجدید نظر شوند. به همین دلیل است که اسلام شناسان آمریکایی و اروپایی در دو دهه گذشته تعداد زیادی کتب و مقاله در زمینه مطالعات قرآنی و پیامبر اسلام منتشر کرده اند که هدف اصلی آن، ایجاد شک و شبهه در اعتبار قرآن مجید و رسالت پیامبر اسلام می‌باشد.

 

کلیساها و کشیشان، سیاستمداران، صاحب نظران، گروههای فرهنگی اجتماعی مسیحی، در اروپا و آمریکا با مسلمانان شدیدا در تعارض می باشند. آنها جریانات متعدد حقوقی و اجتماعی را علیه مسلمانان با همان روحیه دیرینه جنگهای صلیبی شکل داده اند و توسط رسانه های خود همراه با شانتاژ و پروپگاندای تبلیغاتی بر ضد بلاد مسلمین و مسلمانان بسیار فعال هستند.

 

اسلام شناسان معروف آمریکایی مانند همیلتون ا. ر. گیب و گوستاف فون گرونبام در تألیفات خود اسلام را فقط یک جنبش فرهنگی می دانند که آثار آن به عنوان محصول فرهنگی باید در موزه ها نگهداری شود. آنها بارها در سخنرانیهای خود خواستار به وجود آوردن اصلاحات در مبانی و اصول دین اسلام شدند.

 

فون گرونبام اعلام می دارد که با وجود آوردن اسلامِ منهای روحانیت، مسلمانان اصول و ارزشهای فرهنگی حاکم بر جهان غرب را خواهند پذیرفت. همیلتون ا. ر. گیب و آلفرد گویلوم در کتابهای خود "دین محمّدی و اسلام" با بحثهایی درباره خاتمیت پیامبری حضرت محمد، به شبهه افکنی پرداخته، اظهار می دارند که اسلام فقط یک دین عربی می باشد که برای وجود آوردن آن کاملاً به ادیان یهود و مسیحیت وابسته بوده است.

 

قرن حاضر نیز کشورهای استعمارگر اروپایی با برتری قدرت نظامی موفق شدند بیشتر جهان اسلام را مستعمره خود سازند و در دوران «استعمار نوین» کشورهای استعمارگر غربی با تهاجم همه جانبه فرهنگی می‌خواهند با تضعیف ایمان مسلمانان، سلطه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خود را بر جهان اسلام ادامه دهند. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 04:28 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #21

 

دانکن بلاک مک دونالد میسیونر مسیحی متولد اسکاتلند که زندگی خود را در آمریکا گذراند در کتاب خود به نام سیمای اسلام، که در سال 1911 م در نیویورک چاپ گردید، اظهار می دارد: اسلام با هجمه و نفوذ تمدن غرب به زودی متلاشی خواهد شد و میسیونرهای مسیحی وظیفه دارند که مسلمانان جهان را مسیحی نمایند و آنها را به سوی کلیساها راهنمایی کنند. وی توصیه می نماید که «به اسلام و پیامبر آن مستقیما حمله نکنید، فقط بگذارید که ایده های جدید اساس اسلام را نابود کند.

 

اسقف مونتگمری وات یکی از میسیونرهای معروف اسکاتلندی، استاد برجسته اسلام شناسی در دانشگاه ادینبورگ در کتاب خود به نام "محمّد در مدینه" می نویسد: ظاهرا محمّد کوشش نموده اسلام را در قالب دین یهود تشکیل دهد، اگر یهودیان با محمّد کنار می آمدند اسلام فقط به عنوان یکی از فرقه های یهود ظاهر می گردید. در حقیقت اسلام شناسان میسیونر مسیحی فقط یک هدف را تعقیب می کنند و آن اینکه نبوت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و قرآن کریم را به عنوان وحی الهی تکذیب نمایند. آنها مطالعات اسلام را به خاطر شناخت این دین انجام نمی‌دهند و مقصد آنها فقط بی اعتبار کردن دین اسلام است.

 

اسلام شناسی در چهار قرن گذشته در کشورهای اروپایی با هدف سلطه نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بر جهان اسلام انجام شده است و اسلام شناسان یهودی و مسیحی اروپایی با پژوهشهای خود کوشیده اند تا سلطه استعمارگران اروپایی بر جهان اسلام را مشروعیت بخشند. از آغاز مطالعات آکادمیک درباره اسلام در اروپا بر این قاعده کلی که «دشمن خود را بشناس» استوار بوده است و در این مأموریت، خاورشناسان و میسیونرهای مسیحی به سان دو لبه یک شمشیر، با هم کاملاً ارتباط داشته اند. از همان زمان از سوی دولتهای استعماری مخصوصا انگلستان چندین مؤسسه تبشیری برای ترویج مسیحیت در جوامع اسلامی تأسیس گردید.

 

بطور مثال درباره اسلام و سرزمینهای اسلامی، انگلستان احساس می‌کرد که به عنوان یک قدرت مسیحی، منافع مشروعی دارد که باید از آنها نگهداری کند. از این رو دستگاه پیچیده ای به منظور مراقبت و محافظت از این منافع به وجود آمد؛ سازمانهای پیشگام و اولیه ای نظیر "انجمن ارتقای دانش مسیحی" در سال 1698 میلادی و "انجمن نشر کتاب مقدس در سرزمینهای خارجی" در سال 1701 میلادی به وجود آمدند که بعدها انجمنهای دیگری به مانند «انجمن میسیونری پاپتیست» 1799 میلادی، «انجمن میسیونری کلیسا» 1799 میلادی، «انجمن بریتانیا و کتاب مقدس برای سرزمینهای خارجی» 1804 میلادی جهت خواسته های توسعه طلبانه اروپای مسیحی تاسیس گردیدند و در کشورهای اسلامی شروع بکار نمودند.

 

سر ویلیام مویر، میسیونر معروف در چندین کتاب که علیه اسلام تألیف کرده است تهمتهای ناروائی علیه اسلام، قرآن کریم و حضرت محمد ص، همراه با تحریف حقایق نوشته است، آن وقت این کتابها توسط دانشگاه های اروپا و آمریکا به عنوان کتب مرجع درباره اسلام به محققین غربی معرفی می‌گردد.

 

نورمن دانیل در کتاب اسلام و غرب اظهار می دارد: استفاده از شواهد دروغین از جانب غرب برای حمله به اسلام یک روش همیشگی بوده است. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 04:12 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #20

 

ساموئل هانتینگتون نظریه پرداز غرب مسیحی، ایده نظریه برخورد تمدنها را در کتابی مطرح ساخت. وی در این نظریه جهان را به سه تمدن تقسیم کرد؛ تمدن غرب، تمدن اسلام و تمدن کنفوسیوس چین. آنچه نامفهوم و عجیب می‌نماید این است که هانتینگتون در نظریه خود اسلام و آیین کنفوسیوس را در پیمانی مشترک بر ضد غرب مسیحی کنار هم نشانده است. این بدان معنا است که غرب، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، وارد جنگی مذهبی و سیاسی تمام عیار با تمام جهان اسلام شده است. وی بطور واضح و علنی در جای دیگری می‌گوید: ما نیاز به دشمن داریم و اگر نباشد، باید خلق کنیم؛ باید اسلام جایگزین مارکسیسم شوروی ‌شود.

 

برناردلوییس نظریه پرداز و نویسنده کتاب "خشم اسلامی"، خواهان پیشگیری از پذیرش اسلام در غرب شد و دلایل خود را عنوان نمود که اسلام باعث بازگشت ما به قرون وسطی، عصر پرده نشینی، رونق حرم سراها و بردگی می شود، به نظر می رسد که برناردلوییس از جریان تشکیل گروهای جهادی تقلبی اسلامی توسط آمریکا و اروپا خبر داشته است!! مانند: "القاعده، طالبان، داعش، جیش العدل، جندالله، جبهة النصرة، بوکوحرام، سپاه صحابه، جیش الاسلام، ارتش آزاد سوریه، شبکه حقانی، الشباب سومالی، جیش المجاهدین والأنصار، جیش الفتح، احرار الشام، جندالاقصی، جیش السنه، فیلق الشام، لواء الحق، اجناد الشام، فتح الشام، گردان توحید الاسلام، گردان الانصار، جبهه اسلامی سوریه، و ..."

 

میشل هولباگ نویسنده و مبلغ مسیحی می گوید: جنگ علیه اسلام گرایی با کشتن مسلمانان فایده ای ندارد فقط با فاسد کردن آنها می توان به این پیروزی دست یافت. پس باید به جای بمب، بر سر مسلمانان دامن های کوتاه فرو بریزید.

 

همفر جاسوس انگلستان در کشورهای اسلامی در خاطرات خود می نویسد: زنان مسلمانان دارای حجاب محکمی هستند، که نفوذ فساد در میانشان ممکن نیست. به هر وسیله ای شده باید زن مسلمان را از حجاب اسلام خارج کرد. وقتی زنان آنها از حجاب خارج شوند، مردان و جوانان فریفته می شوند و فساد در خانواده‌ها رخنه می‌کند. اینگونه می‌توان عقاید آنان را سست نمود. همفر یکی از 5000 مامور انگلیسی گماشته شده برای تضعیف مسلمین است که بریتانیا می کوشد تعداد آنها را تا پایان قرن هجدهم به 100000 برساند.

 

همفر می گوید: " زمانی که ما به این تعداد برسیم تمام مسلمین را زیر سلطه خواهیم گرفت و اسلام را به وضعیت رقت باری خواهیم رساند که هرگز از آن بهبود نیابد. در یكی از همایش های مان خود وزیر و ‌بالاترین مقامات كشیشی و تعدادی از كارشناسان شركت داشتند. بیست نفر از ما آنجا بودیم. همایش سه ساعت به طول انجامید و نشست آخر بدون دستیابی به نتیجه ای مثمر ثمر خاتمه یافت.

 

اما كشیشی گفت: نگران نباشید! چرا كه مسیح و همراهانش پس از سیصد سال شكنجه و تبعید و كشته شدن به قدرت رسیدند. امید است او از عالم غیب نگاهی به ما اندازد و بیرون كردن كافران (منظورش مسلمانان است) از مراكزشان را به ما عطا كند حتی اگر پس از سیصد سال باشد. ما می بایست به ایمانی راسخ و صبری طولانی خود را مسلح كنیم! ما باید برای كسب سلطه از تمامی انواع رسانه ها بهره بگیریم و همه شیوه های ممكن را بیازماییم و طریق مسیحیت را در میان محمدیان منتشر سازیم. حتی اگر بعد از قرن ها به نتیجه برسیم چرا كه پدران برای فرزندانشان كشت می كنند.

 

در این همایش طرح های پراكنده كردن مسلمانان و ترغیب آنها به رها كردن عقیده شان و ایمان آوردن آنها (یعنی مسیحی شدن) همانطور كه اسپانیا قرنها پس از مسلمان بودن به مسیحیت برگشت مورد بحث قرار گرفت. اما نتایج حاصله آنگونه كه انتظار می رفت نبود. من درباره همه صحبت هایی كه در آن همایش شد در كتابم با نام "به سوی ملكوت مسیح " نوشته ام. ما باید دشواری ها را آسان سازیم و بر آنها فائق آییم. مسیحیت برای منتشر شدن آمده است. در نتیجه ی تلاش ها و كارهای بزرگ وزارتخانه ما و دیگر حكومت های مسیحی، مسلمانان در حال حاضر در سراشیبی سقوط قرار دارند و از سوی دیگر مسیحیان در حال بدست آوردن قدرت هستند. اینك زمان آن فرارسیده است كه ما جاهایی را كه در طول قرن ها از دست دادیم دوباره به چنگ آوریم. نابودی اسلام وظیفه ای مبارك است.

 

ویل دورانت در کتاب خود می گوید: در قرن سیزدهم بر اثر تماس با اسلام از راه مبارزات صلیبی و ترجمه کتب، این اقلیت بی اعتقاد به شریعت مسیح، رو به افزایش نهاد.

 

فروید روانشناس و جامعه شناس مسیحی: ما کاری می کنیم که به زودی روابط جنسی زن و مرد چنان آشکار انجام شود که در نظر جوان مسلمان، دیگر هیچ چیز مقدسی مفهوم نداشته باشد. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 04:09 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #17

 

گلدزیهر (1921-1850م) خاورشناس اروپایى كه در اصل از مردم مجارستان و پیرو كیش یهود بود، یكی از بزرگترین دشمنان دین اسلام و قرآن است. وى به دلیل گرایش‏هاى مذهبى، در آثارى كه درباره اسلام به چاپ رسانده، از خود تعصب نشان داده و عقاید نادرستى ابراز كرده است. وى معتقد است كه پیامبر اسلام افكار جدیدى را به دنیا بشارت نداده است و اصول معارف خود را از منابع یهودى و مسیحى به دست آورده است، این معلومات تأثیر عمیقى در وى ایجاد نمود و روى همین اصول، عاطفه دینى حقیقى قوم خود را بیدار كرده است و این تعلیمات كه او از عناصر اجنبى كسب كرده بود به نظر پیامبر اسلام براى تثبیت نوعى از حیات دینى كه مشیت الهى بر آن قرار گرفته بود، ضرورت داشت. به نظر گلدزیهر، این افكار تأثیرات عمیقى در نفس پیامبر باقى گذاشت چنان كه گویى تیرى به شدت به هدف اصابت كرده است، به نحوى كه جزء عقیده قلبى و باطنى او شد و تمام درون او را فرا گرفت و چنان پنداشت كه این تعالیم وحى الهى است، تا حدى كه وى را این مطلب یقین گردید و خود را وسیله وحى الهى تصور نمود... محمد پیوسته مردم را به یاد روز حساب و قیامت انداخت و به دار آخرت بشارت مى‏داد. مجموع مطالب وى شاید از كتاب تاریخ عهد قدیم و قصص انبیا متأثر شده باشد كه به سبیل تمثیل و تهدید به ذكر اقوام و پیغمبران گذشته پرداخته است كه از طرف خدا به هدایت مردمان مأمور بودند.

 

كازیمرسكى (متولد 1808م) لهستانى الاصل كه تحصیلات شرق‏شناسى خود را در پاریس انجام داد و سال‏هاى متمادى، وابسته سیاسى و مترجم سفارت فرانسه در ایران بود، قرآن كریم را به زبان فرانسه ترجمه نموده كه على‏رغم این كه ترجمه او از بهترین ترجمه‏هاى زبان فرانسه محسوب مى‏شود لیكن عارى از شائبه و غرض نیست.

 

در مقدّمه چاپ دوم كتاب، فصلى متضمن تاریخ اعراب و اسلام و سیره پیغمبر اسلام قرار داده است كه بسیار زیركانه سعى نموده تا با غلو و گزافه‏گویى درباره حضرت محمد (برعكس دیگران كه آشكارا از آن حضرت بدگویى مى‏كردند) چهره واقعى او را مسخ و در ردیف ساحران و مردان افسانه‏اى قرار دهد، مثلاً درباره خصوصیات پیامبر اسلام مى‏نویسد: چهره پیغمبر همیشه پرنور و درخشان بود، هر وقت دست روى صورت مى‏كشید از انگشتان وى نورى مثل شمع ساطع مى‏شد. اغلب شنیده مى‏شد كه نبات و جماد به او سلام مى‏كنند. حیوانات مثل سوسمار، گرگ، آهو با وى حرف مى‏زدند تا این درجه كه وقتى بره بریان شده با او تكلم نمود. پیغمبر بر اجنه حكومت داشت و تمام آنها از او می ترسیدند. به كور مادرزاد چشم داد و بیمار خیلى سخت را شفا بخشید، حتى مرده را هم زنده نمود.

 

جین‏گاگنیرز استاد دانشگاه آكسفورد، در سال 1724 میلادى شرح حال پیامبر اسلام را به انضمام ترجمه قرآن در سه مجلد نوشت و در آمستردام به طبع رسانید. وى در آغاز كتاب خود مسیولو كنت دبلین را كه از پیامبر اسلام ستایش كرده بود مورد انتقاد قرار داده و مى‏گوید كه این شخص نه اطلاعى از علوم اسلامى داشت و نه زبان عربى مى‏دانست، پس چرا در ستایش پیشواى اسلام مبالغه كرده و كاهى را كوهى جلوه داده است. او بدین وسیله به مذهب مسیح خیانت و خوانندگان را گمراه كرده است. گاگنیرز در اثر خود مزایاى اسلام را با تعصب خاص رد كرده و از بدگویى و تهمت بدون دلیل مضایقه نكرده است. وى مى‏گوید: «من یك مسیحى هستم و روا نیست كه از اسلام و پامبر عربی دفاع كنم». ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:53 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #13

 

کشیش مسیحی به نام جون تاكلى مى‏گوید: «ما باید كتاب قرآن را به خوبی مطالعه کنیم و یاد بگیریم، زیرا بهترین سلاح علیه اسلام است و به وسیله آن مى‏توانیم ریشه قرآن را از بیخ برآوریم. ما باید به مسلمانان بفهمانیم كه مطالب صحیح قرآن مطلب تازه‏اى نیست و مطالب جدید آن صحیح نیست». این کشیش براى سست نمودن عقیده اسلامى در میان مسلمانان پیشنهاد مى‏كند كه «لازم است مدارسى را بر اساس شیوه غربى در سرزمینهای اسلامی به وجود آوریم، چون اعتقاد اغلب مسلمانان به اسلام و قرآن بر اثر خواندن كتاب‏هاى درسى غرب و فرا گرفتن زبان‏هاى بیگانه تكان خواهد خورد».

 

تحریف اسلام و تاریخ آن توسط مبلّغان مسیحى حتى در لابه لاى كتب درسى كه از طرف مدارس تبشیرى در مناطق اسلامى تدریس مى‏گردید نیز راه یافت. نمونه‏اى از این كتاب‏ها كه در تحریف، خدعه و نیرنگ پیشقدم بوده و دیگران از آن استفاده كرده‏اند كتاب «البحث عن‏الدین الحقیقى» (بحث از دین حقیقى) تألیف منسنیو ركولى است و از طرف «اتحاد مؤسسات تعلیم مسیحى» در پاریس در سال 1928 میلادى چاپ و منتشر شده است. این كتاب را «پاپ لئون سیزدهم» در سال 1887 میلادى دیده و آن را ستوده است و در مدارس مسیحى شرق و غرب مورد استفاده قرار مى‏گرفت.

 

مطالب آن، كینه‏هایى علیه مسلمانان و عرب را بر می افروزاند و شدیداً علیه افكار مسلمانان حمله و تحریك مى‏نماید؛ در این كتاب آمده است: اسلام در سده هفتم میلادى به صورت دشمن جدیدى ظهور كرد. این همان دینى است كه بر پایه زور و تعصب بنا شده است. محمد شمشیر را در دست پیروان خود گذاشت و در قوانین مقدس اخلاقى سهل‏انگارى كرد و به اتباع خود ظلم و غارت را آموخت و به كسانى كه كشته مى‏شدند وعده لذات ابدى داد. چند صباحى نگذشت كه آسیاى صغیر و آفریقا و اسپانیا طعمه وى گشت و ایتالیا در معرض خطر قرار گرفت و نصف فرانسه متزلزل گردید و تمدن اروپا به لرزه درآمد. حمله این جمعیت (مسلمانان) به جایى رسیده بود كه غالب اوقات حملات آنها دامن سگ‏ها را مى‏گرفت. بالاخره كلیسا به رهبرى شارل مارتل، سدى بر سر راه اسلام بنا كرد (752 میلادى) و به دنبال آن، جنگ‏هاى صلیبى در طول دو قرن (1254-1099م) از مسیحیت دفاع كرد و کلیسا را نجات داد. بدین طریق پرچم «هلال» در مقابل پرچم «صلیب» شکست خورد و انجیل بر قرآن و مطالب و قوانین اخلاقى ساده پیروز شد.

 

كتاب دیگرى كه در كلاس چهارم مدرسه ارتدوکسی پطریرك بیروت و در مدارس دیگر لبنان تدریس مى‏گردید، «تاریخ محاضرات ج. ایزاك» تألیف أ. آلبا است كه در چاپخانه آداب فرانسه بیروت چاپ شده است. در این كتاب آمده است: محمد در میان مسافرت‏هاى خود مقدار كمى از عقاید یهود و نصارى را به دست آورد و آنگاه كه چهل ساله شد شروع كرد بگوید خواب دیده‏ام و به همین مقدار قانع بود كه خدا او را پیغمبر قرار داده است. نویسنده در صفحه دیگرى از این كتاب نوشته است: «قرآن مجموع كلماتى است كه شاگردان محمد هنگام تكلم وى مى‏نوشتند. محمد به پیروان خود دستور داد كه جمیع جهان را هر گاه ضرورت ایجاب كرد به زور شمشیر مسلمان كنند. هرگاه محمد مشغول وعظ مى‏شد، علاقه‏مندان وى كلمات او را با كمال تعجیل مى‏نوشتند. از قرن هفتم میلادى، فلسطین به تصرف كفار مسلمان درآمد.

 

تاریخ فرانسه تألیف غیومان و ف. لوستر، كتاب دیگرى است كه براى امتحانات نهایى در دانشگاه مسیحی «قدیس یوسف» در بیروت براى دختران تدریس مى‏شد و در غیر بیروت در دانشکده های تبشیرى نیز تدریس مى‏گشت؛ در این كتاب چنین مطلبى نوشته شده است: محمّد مؤسس دین مسلمانان، دستور داده كه پیروان وى جهان را به دین خود درآورند. چقدر فرق است بین این بت‏پرستان مسلمانان و بین مسیحیان خداپرست. این عرب‏ها به زور مردم را دعوت به اسلام نموده و به مردم مى‏گویند: یا مسلمان شوید یا بمیرید. در صورتى كه پیروان مسیح مردم را با كردار نیك خود دعوت به مسیحیت می کنند. اگر مسلمانان بر جهان پیروز شده بودند وضع ما چگونه بود؟ پاسخ این سؤال این است كه ما اكنون مانند الجزایرى‏ها و مراكشى‏ها مسلمان بودیم و به زبان عربی تکلم می‌کردیم.

 

هنگامى كه مستر پنروز در سال 1947 میلادى براى به دست گرفتن ریاست دانشگاه آمریكایى بیروت آمد گفت: بهترین وسیله‏اى كه مبشران آمریكایى براى مسیحى نمودن سوریه و لبنان بكار برده‏اند فرهنگ بوده است و به همین جهت رئیس دانشگاه آمریكایى لبنان از مسیونرهای مامور در سوریه انتخاب شد.

 

دانبى از استادان دانشگاه آمریکایی در بیروت و از همكاران پنروز در كتاب خود مى‏نویسد: فرهنگ بهترین وسیله‏اى است كه عقاید مسیحیت و پرستش مسیح را در افكار دانشجویان مسلمان تزریق مى‏كند. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:45 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #12

 

در سال 1988 میلادى دو نویسنده عرب: ادونیس و نجیب محفوظ جهت دستیابى به جایزه نوبل رقابت نمودند. ادونیس خود را با انجام اقدامات زیر آماده دریافت جایزه نمود:

1- تابعیت سوریه ای خود را به تابعیت لبنانى تغییر داد. 2- دیانت اسلامى خود را ترك و به مسیحیت گروید. 3- اسم عربى خود را از احمدعلى سعید به اسم فنیقى «ادونیس» تغییر داد. وى پیش از این با اداره مجله شعر در بیروت یك نسل كامل را از نظر فرهنگى مسموم و فکر بسیارى را فاسد كرده بود.

 

در آن روزگار به عنوان همیارى، سالانه سى هزار دلار از وابسته فرهنگى سفارت آمریكا در بیروت دریافت مى‏كرد تا مجله به حیات خود ادامه دهد و خانه شعر و شعراى عرب را ویران سازد، زیرا ادونیس به خاتم پیامبران و قرآن یورش‏هاى بسیارى داشته و ترجمه عربى کتاب مقدس را از نظر بلاغى، از قرآن برتر و زیباتر مى‏دانست و قرآن کریم را قابل مقایسه با کتاب مقدس مسیحیان نمى‏پنداشت.

 

زمانى كه وى در کنفرانسی از تز دكتراى خود در دانشگاه مسیحی جزوئیت‌ها «قدیس یوسف» در بیروت دفاع مى‏كرد، تمام آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌های مشهور ضد اسلام و فعال در کشتار مسلمانان در آن شرکت کرده بودند. با تمام اقداماتی که فنیقى ادونیس انجام داد ولی كمیته آكادمى سوئد، رقیب او، نجیب محفوظ را به خاطر نوشتن كتاب «اولاد حارتنا» (بچه‏هاى محلّه) برتر دانستند و جایزه نوبل را به او دادند.

 

در این كتاب، نجیب محفوظ تاریخ پیامبران را از دیدگاه روایات تورات و تلمود نگریسته و این سفیران الهى به ویژه پیامبر اسلام را مورد اهانت قرار داده است. داستان محله نجیب محفوظ در این زمان در قاهره نیست، بلكه دربرگیرنده تمام مناطقى است كه دیانت‏هاى سه‏گانه بزرگ جهانى را دربرگرفته است، از آكد قدیم و بین‏النهرین تا منتهى‏الیه شمال آفریقاست.

 

بچه‏هاى محله، ابلیس و آدم، موسى، عیسى و محمّد(ص) هستند. محبوب‏ترین آنها نزد نجیب محفوظ، ابلیس است كه مردم از تیره و پشت او هستند یعنى یهود و این همانى است كه تلمودى‏ها آن را مى‏پندارند و خود را به آن منسوب مى‏دانند و خود را از فرزندان قابیل می شمرند و قابیل را فرزند شیطان یا فرزند مار از حوا به شمار مى‏آورند، چرا كه به نظر آنان حوا قبل از هبوط به زمین از شیطان (مار) حامله بود.

 

كارل بكر خاور شناس آلمانی معتقد است سبب دشمنى غرب و شرق ریشه‏دارتر است؛ بنابر عقیده وى این دشمنى از آن زمان ایجاد شد كه اسلام پدید آمد و پیشروى نمود، سپس با پیشرفت خود، سدّ محكمى در مقابل گسترش مسیحیت به وجود آورد و به تدریج به سرزمین‏هاى مسیحى‏نشین سرایت كرد.

 

گاردنر نیز همین عقیده را تأیید مى‏كند، وى مى‏گوید: قدرتى كه در اسلام نهفته است، اروپا را به وحشت انداخته و سبب شده است كه مبلّغان مسیحى دشمنى بین كلیسا و اسلام را یک دشمنی دینى قلمداد و اعلام کنند.

 

یولیوس رچتر مسیحیان را سرزنش مى‏كند كه در عصر ظهور اسلام بى‏خبر نشستند تا این كه امپراطورى بیزانس با مرکزیت قسطنطنیه روم شرقى (ترکیه کنونی) به تدریج در امپراطورى اسلام محو گردید. "قسطنطنیه در سال 1453 میلادى به دست ترك‏هاى عثمانى سقوط كرد و تحت اختیار امپراطورى اسلام درآمد".

 

لورنس براون می‌گوید: اگر مسلمانان در امپراطورى اسلامى متحد شوند، خطر بزرگى براى جهان به وجود مى‏آورند، ولى تا روزگارى كه متفرق هستند و با یكدیگر نمى‏سازند، بدون وزن و اثر هستند از آینده آنان نباید هراس داشته باشیم.

 

لطفى لیفونیان ارمنى كه كینه شدیدى از مسلمانان دارد و چندین كتاب علیه اسلام نوشته و اركان آن را به باد مسخره گرفته است، از روى جهل و نادانى مى‏گوید: «مسلمانان جاهلند، زیرا معتقد به اوصاف جسمانى از خدا هستند». !!!!

 

در صورتی این مسیحیان هستند که برای خدا جسم قائل شدند و انسانی را خدا و پسر خدا و هم ذات با خدا و خود خدا می پندارند و تبلیغ و معرفی می کنند .

 

کشیش مسیحی به نام نلسن معتقد است كه «اسلام تركیبى از مسیحیت و بت‏پرستى است كه با مختصر تغییر به صورت دین جدید درآمده است». ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:25 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #10

 

هنرى لامنس خاورشناس بلژیكى و کشیش یسوعى كه تعصب بسیار شدیدى علیه اسلام داشت، به شدت تمام بر ضد پیامبر اسلام و قران کریم و مسلمانان مطلب می نوشت. وی در كتاب «فاطمه و دختران پیامبر» انحرافات و بداندیشى‏هایى دارد و مغرضانه مواردى را مطرح مى‏سازد كه دلیل بر فساد ذهن و نیت خبیثانه اوست. او به سبب كینه شدیدش از اسلام، در كتاب «اسلام، عقاید و نظام‏ها» دیدگاه‏هاى نفرت‏آمیزی از اسلام را مطرح نموده است که نشان از عمق نفرت و کینه کلیساها و مسیحت بر ضد اسلام و مسلمانان دارد. لامنس در حدود چهل سال در الجزایر، سوریه و لبنان اقامت گزید، وی پس از تحصیل زبان و ادبیات عرب و تألیف كتاب‏هایى در صرف و نحو زبان عربى، مقالات متعددى بر ضد اسلام در مطبوعات عربى و فرانسوى نوشت. تعداد كتابها و رساله‏هایى كه او بر ضد اسلام نگاشته بالغ بر سیصد عنوان است‏.

 

فیلیپ كه یک مبشر عرب مسیحى است با كمال جسارت مى‏نویسد: «محمّد با كمال بى‏باكى به تبلیغ ادامه مى‏داد و افرادى را از پرستش خدایان كاذب به پرستش خداى یگانه «الله» دعوت مى‏كرد. وحى بدون انقطاع نازل مى‏شد. او كه به یهودیان و مسیحیان رشك مى‏برد از این كه كتاب مقدسى دارند، تصمیم گرفت تا ملت او نیز كتاب مقدسى داشته باشند بنابر این قران را از خودش ساخت و پرداخت».

 

كارل بروكلمان خاورشناس آلمانى درباره پیامبر اسلام و مسلمانان سخنانى را به قلم مى‏آورد كه غیرعلمى و بى‏اساس است. به نظر وى، پیامبر اسلام، اطلاعات خویش را درباره تورات و انجیل از علماى یهود و مسیحی گرفته است. او به مواردى چون كودكى مسیح، اصحاب كهف و ذوالقرنین اشاره مى‏كند. وى مى‏نویسد: محمّد اندیشه گناه اصلى را از تورات اقتباس كرد.

 

ویلیام مونتگمرى وات خاورشناس اسكاتلندى كه آثار متعددى‏ در زمینه اسلام‏شناسى دارد در پندارى بى‏اساس اظهار مى‏دارد كه پیامبراسلام بعدها از یهودیان مدینه آموخت كه آورنده وحى بر او، فرشته بوده است و در این باره مى‏نویسد: در آغاز گمان مى‏برد كه آن موجود با شكوه همان خداست، بعدها شاید معتقد شده است كه آن موجود عالى، فرشته‏اى است كه روح نام دارد و سرانجام، آن را همان جبرئیل دانست تغییر این تعبیر، احتمال دارد در نتیجه اطلاع از تعلیمات یهودیان باشد كه عقیده دارند خدا نامرئى است. وات همچنین با کمال دروغگویی تراوشات ذهنی خود را چنین بیان می دارد و ادعا مى‏كند كه «ظاهراً (محمّد) براى گوش دادن به الهامات، روش مخصوص داشته است و اگر وحى به او نازل مى‏شد كه احتیاج به اصلاح داشت، آن را اصلاح مى‏كرد».

 

ادوارد گرانویل براون متولد استوتز هیل، گلاسترشر انگلستان، خاورشناس و ایران‌شناس مشهور بریتانیایی بود. او در یکی از نوشته های خود می‌گوید: عقیده مانویان درباره عیسى مسیح مورد قبول پیامبر اسلام واقع گردید.

 

بلاشر خاورشناس فرانسوى در مقدّمه‏اى كه خودش بر ترجمه قرآن كریم نوشته، می‌گوید: همشهریان پیامبر اسلام، پیش از آن كه پیامبر به رسالت مبعوث شود از داستانهاى قرآنى با خبر بودند. «تمام این داستانها (داستان هود و نوح و موسى و ابراهیم) در آن زمان معروف بود و مخالفان پیامبر اسلام خیلى خوب مى‏توانستند با شنیدن آنها ریشخندانه به او بگویند: اینها چیزى نیست جز اساطیر اولیه. بلاشر در مقدّمه خود بر قرآن القاء می نماید پیامبر اسلام بیسواد نبوده است. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:21 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #9

 

«آیا در دین مسیحیت، كشتن مسلمان جایز مى‏باشد؟» یكى از کشیشهای دومینیكن صده سیزدهم و چهاردهم میلادى به نام «هُلْكُت» گفته است: كسانى كه عیسوى نیستند اگر پیرو دینى باشند و مطیع باشند نسبت به ایشان مى‏توان به مدارا رفتار كرد بدین امید كه روزى به دین مسیح بگروند؛ مسلمانانى كه مطیع نباشند، در حكم یاغى و موذى محسوب مى‏شوند و ملحد مطلق هستند، ریختن خون آنها واجب است و می‌توان با اجازه كلیسا به آنها حمله برد و آنها را غارت كرد و كشت، و اموالشان را بین مسیحیان تقسیم كرد، زیرا كه اینان سرزمینى را كه به فرزندان ابراهیم وعده داده شده بود، به ناروا غصب كرده‏اند و مبلّغان مسیحی را كه براى نابودی اسلام فرستاده مى‏شوند به قتل مى‏رسانند.

 

رامون لول كشیش اسپانیایى، براى تبلیغ آیین مسیحیت در بین مسلمانان بسیار تلاش نمود. وی از 1266 تا 1276 میلادى به آموختن زبان عربى و علوم مذهبى همت گماشت. آنگاه در «مایوركا» (بزرگترین جزیره در مجمع الجزایر بالِثار) صومعه‏اى بنیاد نهاد و به تدریس درس‏هاى مذهبى و نیز زبان عربى به مبلغان جوان مسیحی پرداخت. در سال 1310 میلادى با آرزوی کشته شدن در راه کلیسا براى تبلیغ مسیحیت در بین مسلمانان رهسپار تونس شد، ولى مسلمانان او را به اروپا باز گرداندند. وى در 1341 میلادى از شوراى مذهبى مسیحیان خواستار شد كه به جاى بدگویى از مسلمانان، جلسات بحث و مناظره با آنان تشكیل دهند، ولى جامعه كلیسا او را «وكیل مدافع كفار» لقب داد، زیرا جامعه كلیسا هرگز بر سر آن نبود كه با اسلام و مسلمانان از در صلح و آشتى درآید. او در یكى از كتابهاى خود با عنوان: «سه مرد خردمند و یك بت‏پرست» مردى مسلمان را در برابر یك یهودى و یك مسیحى قرار داده است. هر سه تن به درستى آیین خود ایمان دارند و ضمن رعایت حرمت یكدیگر به بحث درباره آن مى‏پردازند و مطمئن هستند كه آن مرد بت‏پرست (مسلمان)، پس از شنیدن سخنانشان، دین آنان را برخواهد گزید، ولى بحث پایان مى‏یابد بى‏آن كه بت‏پرست (مسلمان) متقاعد شده باشد.

 

ریموندو مارتینى (حدود 1284-1230 قمرى) کشیش و مبلغ و خاورشناس اسپانیایى كه عضو فرقه مسیحی رهبانان دومینیكن بود یکی دیگر از ستیزه‏گران با اسلام است. در سال 1250 میلادى کلیسا او را براى تحصیل زبان‏هاى شرقى برگزیدند تا بتواند تبلیغ كند و در مقابل مسلمانان بایستد. وى به تونس رفت و در آنجا مدرسه‏اى براى آموزش زبان عربى براى مبلّغان تأسیس كرد. مهمترین تألیفاتش «خنجر ایمان در سینه مسلمانان و یهود» است كه تألیفش پس از سال 1278 میلادى به انجام رسید و آن را به لاتین و عبرى نگاشت. قصد وى از نگارش این كتاب، آن بود كه به همفکرانش در فرقه دومینیكن، سلاحى براى دفاع از عقاید مسیحى بدهد. وى با فلاسفه مسلمان، به خصوص غزالى در مسائل مربوط به خدا و عالم و جاودانگى روح به مجادله مى‏پردازد. مارتینى آن چنان در نوشتن و قرأت، زبان عربى را فرا گرفت كه «سوره‏اى بر ضد قرآن» نوشت!!. این معارضه در نسخه خطى كتاب «Vocabulista in Arabica» وجود داشت كه اسكیا پارلى در چاپى كه از این كتاب داشت آن را منتشر و به ایتالیایى ترجمه كرد. همچنین او كتابى نیز با عنوان: خلاصه‏اى علیه قرآن تألیف نمود.

 

ریكولدو دمونت كروس (1320-1243م) متولد فلورانس، راهب دومینیكن و مبلّغ مسیحى از جمله افرادى است كه خصومت شدیدى با اسلام داشت و توسط پاپ نیكولاى چهارم به شرق اعزام شد. وى در فلسطین، ترکیه، ارمنستان و عراق به گردش پرداخت و یعقوبیان را در موصل و نسطوریان را در بغداد به پیوستن به كلیساى كاتولیك رومی دعوت مى‏كرد. در حدود ده سال در موصل و بغداد به سر برد. در طول سفرهایش به كشورهاى اسلامى به مجادلاتى با مسلمانان به زبان عربى پرداخت. وى كتابى با عنوان «مجادله علیه مسلمانان و قرآن» نوشت كه به صورت خطى در پاریس موجود است و یا به عنوان «علیه قرآنِ محمّد» كه به صورت خطى در موزه بریتانیا وجود دارد یا «ردى بر قرآن» كه عنوان ترجمه لاتین از ترجمه یونانى است كه دیمتریوس كیدونس در سال 1350 میلادى به انجام رسانده است. در این كتاب، وى ردّیه‏هایى كه علیه قرآن و اسلام توسط مسیحیان نوشته شده آورده و از خود نیز بر آن افزوده است. این كتاب به زبان‏هاى فرانسوى، اسپانیایى و ایتالیایى ترجمه شد و به چاپ رسید. ریكولدو، همچنین كتابى درباره «سفرهایش» در شرق دارد كه در 1864 میلادى در لندن منتشر شد و به استعمارگران مسیحی اروپا در تصرف سرزمین های مسلمانان بسیار کمک نمود.

 

این مبلغ تبشیری مسیحى در كتاب «مجادله علیه مسلمانان و قرآن» ، بطور خلاصه چنین مى‏گوید:

1- اسلام دینى است كه دروغ و حقیقت در آن عمداً تغییر شكل یافته است. 2- اسلام دین خشونت و شمشیر است. 3- اسلام دین خودكامى و لذّت است. 4- محمّد با عیسى مخالف و دشمن است‏. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:19 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #8

 

مسیحیان بارها و بارها تهمت‌های ناروایی به پیامبر اسلام زده اند مانند: صرع زده و به بیمارى هیسترى دچار بوده و آنچه وحى مى‏نامد وحى نبوده بلكه در موقع بحران بیمارى توهم كرده كه طرف صحبت خداوند قرار گرفته است.

 

مسیحیان و یهودیان همان راهى را رفتند كه بى‏دینان و مشركان رفتند و همان حرفهایی را زدند که جاهلان بت پرست مى‏گفتند:

اَفَتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً اَمْ بِهِ جِنَّةٌ؛

آیا این مرد (محمّد) دانسته به خدا دروغ مى‏بندد یا جنون بر این گفتارش وامى‏دارد؟

كَذلِكَ ما اَتَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِم مِنْ رَسُولٍ اِلاَّ قالوا ساحِرٌ اَوْ مَجْنُونٌ؛

پیش از این نیز پیغمبرى مبعوث نشد مگر این كه گفتند ساحر یا دیوانه است.

 

جان آلفونسى دوسگوبیا اهل اسپانیا اواخر سده چهاردهم میلادى یکی از مسئولین برجسته "مجمع بازل" بود. وی در ترجمه قرآن به زبان لاتین مشاركت جست. بعد از مدتی او در سال 1440 میلادى كاردینال شد، ولى بعداً مجبور به كناره‏گیرى از این سمت گردید. در دیر یا همان صومعه أیتون در ساوواى فرانسه خلوت كرد و در این خلوت به فكر دفاع از مسیحیت در مقابل اسلام افتاد. براى او روشن بود كه مقاومت مسلحانه در برابر اسلام نتیجه‏اى ندارد، سپس وی به تألیف كتابى در رد اسلام به نام «طعن مسلمانان با شمشیر روح» پرداخت.

 

کشیش اسپانیایى به نام پدرو پاسكوال كه بعدها به عنوان رئیس اسقف‏هاى طلیطله انتخاب شد نیز دو كتاب درباره مسلمانان با عناوین زیر نوشت كه انعكاس‏دهنده دیدگاه کشیشان و کلیساهای مسیحى در این زمینه است: 1- درباره فرقه محمدیه؛ 2- ردّ مسلمانان جبرى... پاسكوال در 1294 میلادى رئیس دیر (صومعه) «سان میگل» و در 1296 میلادى اسقف «دیر ژاین» گردید. در 1298 میلادى مسلمانان او را در غرناطه اسیر و زندانى كردند. وى در زندان غرناطه تعدادى كتاب بر ضد اسلام تألیف نمود و بنا به قولى در همان زندان كشته شد.

 

سنت توماس اكویناس الهیات دان برجسته مسیحی در بخشى از اثرش تحت عنوان «خلاصه‏اى بر ضد غیر مسیحیان» که متوجه مخالفت با مسلمانان است و در نوشته خود اصرار مى‏نماید كه براى افرادى مانند محمد پامبر اسلام جاى آن نیست كه فرقه‏هاى جدیدى را تأسیس نمایند. او باور داشت که اسلام شاخه ای جدا شده از مسیحیت است. وى علاوه بر بیان لذّات جسمانى و خودكامى در اسلام، به ضعف ادله و احتجاجات پیامبر اسلام و خلط حقیقت با داستانها و افسانه‏هاى غیر تاریخى و عقاید دروغین و عدم معجزه‏اى كه بتواند نبوت وى را اثبات كند مى‏پردازد. به نوشته آكویناس، پیروان اولیه اسلام، افرادى بودند كه از الهیات و مسائل دینى اطلاع كافى نداشتند و خشونت جزء سرشت آنان بود. آكویناس امیدوار بود كه مسلمانان را مسیحى كند.

 

آكویناس در صحبت از اسلام به عنوان مذهب خشونت به نخستین پیروان پیامبر اسلام به چشم مردان خشن بى‏منطق مى‏نگرد كه آن زمان، دیگران را به زور به اسلام كشاندند هر چند وى خود اعتراف مى‏كند كه خبر و مژده نبوت حضرت محمّد قبلاً در كتاب مقدّس (تورات و انجیل) پیش‏بینى و پیش‏گویى شده بوده است، لیكن اصرار دارد نشان دهد كه آن حضرت تمام پیش‏گویى‏هاى موجود در عهد عتیق و عهد جدید را ضایع و فاسد كرده است. او در دومین فصل از كتاب خود مى‏گوید كه انگیزه و هدف وى نشان دادن صحت دعاوى مسیحیت كاتولیكى است.

 

دانته شاعر ایتالیایى (1321-1265م) نیز از جمله افرادى است كه در كتاب خود «كمدى الهى» به دین اسلام و حضرت محمد حمله مى‏كند. «او در داستان خیالی خود، پیامبر را در ردیف افراد ناشایست نام می برد و جایگاه وی را در دوزخ قرار مى‏دهد». ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:17 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #7

 

گیبون مورخ انگلیسى كه تاریخ انحطاط و انقراض امپراطورى روم را نوشته است، پیامبر اسلام را دغلبازى پیروزمند خواند! وی شخصیت حضرت محمد را اینگونه معرفی می‌کرد كه خوى آن حضرت به حسادت گرایش داشت.

 

الویس سپرنگر خاورشناس اتریشى می‌گوید: واژه محمّد، نام خاص پیامبر اسلام نبوده است و او این نام را تحت تأثیر خواندن انجیل و پیوند با مسیحیان برخود نهاده است.

 

بوفى‏یه معلم تاریخ و فلسفه مدرسه «لویى‏كبیر» در قرن هجدهم كه افتراهاى زیادى به اسلام بسته است دین پیامبر اسلام را دینى بسیار زشت و نابخردانه معرفى مى‏كند.

 

اكهورست نیز در كتابش فریبكارى‏هایى را به پیامبر اسلام نسبت داده است‏.

 

ارنست رنان نویسنده فرانسوى در كتاب خود به نام «اسلام و دانش» اعلام كرده است كه اسلام با پیشرفت‏هاى علمى و ترقیات صنعتى مخالف است و با دانش و فرهنگ سرستیزه و مبارزه دارد. سیدجمال‏الدین اسدآبادى در رد ادعای وی پاسخ مفصلى به اقاویل رنان در رابطه با ادعایش مبنى بر مخالفت اساسى اسلام با روح علمى و فلسفى داده است.

 

لرد كرومر انگلیسى می‌گوید: اسلام به حكم ماهیت خود با پیشرفت و تمدن ناسازگار است، از این رو ریشه واماندگى مسلمانان را باید در خود اسلام جست. قابل ذكر است كه «شبلى شمیل» مصرى جواب خوبی به كرومر مى‏دهد و سخنان او را رد مى‏كند.

 

در 1829 میلادى كشیشى به نام اینچبالد در سخنانی اسلام را رد مى‏نماید. وى در ابتداى مبحث خویش مى‏گوید: من به هیچ وجه دشمنى و عدم تساهل به مسلمانان ندارم، فقط دلم به حال ایشان مى‏سوزد كه چرا همچنان پاى‏بند عقیده و دستگاهى باشند كه من آن را خطا و اشتباه محض تشخیص مى‏دهم و مى‏خواهم دین صحیح و حقیقى را بین ایشان به وسیله نشر و بسط اصول کلیسا و مسیحیت رایج سازم. وى در مباحث چهارگانه كتاب خود مى‏گوید: محمّد در دعوى پیغمبرى خود كاذب و جعال نبوده و مسلماً شور و جذبه دینى شدیدى داشته است و Enthusiast (= مجذوب) بوده و این شور و جذبه، او را به حالتى مى‏انداخته است كه یقین مى‏كرده از جانب خدا مأمور است دین اهل عربستان را اصلاح كند و از راه بت ‏پرستى ایشان را به محمدپرستى بیاورد.

 

اینچبالد در خصوص باقى ماندن تعظیم حجرالاسود و نگاه داشتن زیارت كعبه، وى قول نویسنده دیگرى را به نام كالووریوس نقل مى‏كند بدین مضمون كه نگاه داشتن پرستش كعبه كه از بت‏هاى دوره جاهلیت بوده است مبتنى بر سیاستى بوده كه مى‏گوید بعضى نویسندگان فرض كرده‏اند كه این سنگ، نماینده و پیكر الیلات بوده است كه در عربى هلیله تلفظ مى‏شده است و در نزد عرب، خداوند حسن محسوب مى‏شود. این كشیش، داستان زینب و زید را نقل مى‏كند و آن را بسیار طول و تفصیل مى‏دهد و از جمله دلایل خود بر پیغمبر نبودن حضرت محمّد از چنین داستانهای خیالی مثال مى‏آورد؛ باز تكرار مى‏كند كه پیامبر اسلام مجذوب بوده و دلیلى ندارد كه مجذوب را مستحق مزایاى خارق‏العاده بشماریم.

 

اینچبالد با تكیه بسیار بر موضوع تعصب مسلمانان و سختگیرى ایشان نسبت به پیروان سایر ادیان اشاره مى‏كند و آیات قتال و جهاد را از قران و وقایعى را از تاریخ فتوحات اسلامى شاهد مى‏آورد كه مسلمانان مأمورند در راه شناساندن خدا و ترویج دین اسلام، شمشیر بكشند و بكشند. وقتى كه درباره اخلاق مسلمانان پاى قضاوت به میان مى‏آید كشیش اینچبالد به قرآن نگاه كرده و براى عیبجویى مثلاً گفته است كه حكومت قلب و داد مابین مردمان در دین اسلام جزء وظایف آدمى شناخته نشده است و به احكام راجع به ازدواج و طلاق در اسلام به نظر مخالفت نگریسته و نبودن اشاره‏اى به محبت زن و شوهرى را عیب آن دانسته و در باب منع خمر در اسلام بحث كرده و گفته است: اولاً این امر ربطى به اسلام ندارد، جزء عادات قدیم عرب قبل از اسلام بوده، ثانیاً منع شراب خواری بطور مطلق خوب هم نیست و باید مردم مجاز باشند كه شراب بخورند و مباحث مختلف دیگرى كه در این ردیه پیش مى‏كشد و از دیدگاه خود مورد بررسى قرار مى‏دهد.

 

مارگولیوث در كتابى كه درباره زندگى پیغمبر اسلام با عنوان «محمّد و ظهوراسلام» نوشته، آن حضرت را راهزن عربستان معرفى مى‏كند. بنظر این خاورشناس، پامبر اسلام براى گرفتن انتقام از مشركان مكه كه او را از این شهر بیرون‏ كرده و اموالش را به یغما برده بودند، به كاروان‏هاى آنان دستبرد مى‏زد. وى با نادیده‏گرفتن حقایق تاریخى، انگیزه جنگ‏هاى پیامبر با یهودیان مدینه را نیز تحصیل غنیمت‏مى‏داند. وى سپس با اشاره به این كه سیاست پیامبر اسلام بعدها نسبت به روزهاى اول حضورش در مدینه تغییر پیدا كرد مى‏گوید: «محمّد به جنگ تمایل داشت چنان كه پیش از وى اسكندر و بعد از او ناپلئون دلباخته آن بودند». مارگولیوث درباره اسلام چندین اثر منتشر كرد با عناوین: «محمّد و ظهور اسلام» در 1905 میلادى، «اسلام» در 1911 میلادى، «تحول آغازین اسلام» در 1914 میلادى. بر این تحقیقات روح غیر علمى و متعصبانه‏ مسیحی حاكم بود؛ وی با همین روحیه، كنفرانس‏هایى با عنوان «روابط بین اعراب و یهود» نوشت كه در سال 1924 میلادى منتشر شد.

 

روبرت روتنسى اهل انگلستان در سده دوازدهم میلادى قرآن کریم را به انگلیسی ترجمه نمود. ترجمه و تفاسیر وی در سال 1143 میلادى منتشر شد. این اثر محتوى مطالب غیرصحیح و مملو از دروغ است كه از تعصب، بغض و عداوت سرچشمه گرفته است و بطور آشکار مغشوش و پر از جنجال و كینه‏ توزى است. ادامه در قسمت بعد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:14 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #6

 

در سده هفدهم میلادى شخصى موسوم به پریدو درصدد برآمد كه به عقیده خود ثابت كند كه پیامبر اسلام در دعوى خویش حتى صمیمى هم نبوده است. كتاب او نمونه كامل عقاید واظهارات یك مسیحی بى‏انصاف و شدیداللحن است. این نوع قضاوتهای تعصب‏آمیز مبنى بر بغض و کینه تا هم اکنون نیز از طرف مسیحیان بر ضد پیامبر اسلام و قران کریم و دین اسلام و مسلمانان به فراوانی وجود دارد.

 

ژان گانیى‏یه یكى از مغرضان اروپایى است كه در تحریف چهره اسلام كوشیده است. وى در دانشگاه آكسفورد به تدریس تاریخ اسلام و زبان عربى اشتغال داشت و از اعتبار و حرمت فراوان برخوردار بود. گانیى‏یه به عنوان استاد زبان‏هاى شرقى، كوشید تا اسلام را بدعتى زشت بر دین مسیح جلوه دهد. او كتابى با عنوان «زندگانى محمّد» نوشت و در آن قضاوت‏هاى مغرضانه‏اى درباره پیامبر و تاریخ اسلام نموده است‏. پنج فصل از كتاب خود را به شرح روایات غیرموثق اسلامى اختصاص داده است و نظریات خویش را بر آنها استوار نموده است.

 

در سال 1729 میلادى یكى از ناشران انگلیسى به گانیى‏یه پیشنهاد مى‏كند كه «زندگى محمّد» تألیف بولنویلیه را كه ناتمام مانده بود به پایان برساند. گانیى‏یه از او مى‏خواهد كه دست نوشت كتاب را برایش بفرستد تا وى آن را بخواند و در صورتى كه مصلحت بداند و محتواى آن را با نظریات و تعالیم کلیسا مغایر نیابد، به اتمام آن همت گمارد. اما ناشر كه از لحن نامه به تفكر گانیى‏یه پى برده بود، تكمیل نسخه را به دیگرى واگذار مى‏كند و سال بعد آن را به چاپ مى‏رساند. گانیى‏یه كه مردى خشك و متعصب بوده، سخت خشمگین مى‏شود. پس براى اثبات برترى کلیسا و براى رسوا كردن بولنویلیه و كتاب او، كتابى را كه خود در سال 1723 میلادى به زبان لاتینى درباره پیامبر اسلام نوشته بوده به فرانسه درمى‏آورد و مقدّمه‏اى مفصّل نیز برآن مى‏افزاید و در سراسر آن در ردّ داورى‏هاى بولنویلیه مى‏كوشد.

 

البته او كه زبان عربى را خوب مى‏دانسته است براى گمراه كردن خوانندگان به وسایل دیگرى روى مى‏آورد: به قرآن كمتر استناد مى‏جوید، در عوض به روایات اسلامى، به ویژه به روایاتى كه مورد تردید مسلمانان است استناد مى‏كند و روایات صحیح را مسكوت مى‏گذارد. از جمله سرگذشت زید و زینب را با تفصیل و اضافات بسیار نقل مى‏كند و جنبه‏هاى تشریعى و تهذیبى آن را نادیده مى‏گیرد. همچنین درباره سفر معراج افسانه‏هایى ساخته است از جمله این كه حضرت محمّد گفته است كه در عرش برین دست خدا را لمس و سردى آنرا حس كرده است یا حضرت محمّد به بارگاه الهى راه یافت و پروردگار جهانیان و خالق كائنات را دید كه بر تخت روانى آرمیده و فرشتگان او را بر دوش مى‏كشند و از این قبیل افسانه‏هاى ساختگى. گانیى‏یه از جمله استادانى بود كه افكار و آثارش، ولتر را به ناسزاگویى به اسلام كشانید.

 

دروغ‏ها و افسانه‏هایى كه در عصر شكسپیر میان‏مردم انگلستان درباره پیامبر اسلام و مسلمانان رواج داشت در فصل نهم از كتاب «هلال و گل سرخ» تألیف چیو كه موضوع آن مراوده و رابطه بین انگلستان و جهان اسلام است گرد آمده است‏. شگفت آنكه منتسكیو از فلاسفه و قانونگذاران غرب در نیمه ‏نخست سده هجدهم میلادى بر پاره‏اى از این افسانه‏هاى بى‏اساس اعتماد نموده و از آنها دركتاب خود (روح‏القوانین) یاد كرده است و مثلاً مى‏نویسد: پریدو در شرح حال محمّد مى‏گوید كه وى خدیجه را در سن پنج سالگى به نكاح درآورد و در هشت سالگى با وى همخواب شد.

 

ولتر فیلسوف فرانسوى نیز در نوشته‏هاى گوناگون خود به شیوه‏ها و تعبیرهاى ناشایست بر اسلام، شخصیّت حضرت محمّد و مسلمانان یورش برده و هفت سال پیش از مرگش آرزو می‌کرده كه مسلمانان شکست بخورند و پرچم اسلام به دست ملكه روسیه، كاترین دوم بی افتد.

 

ولتر در ابتدا رساله‏اى در تكذیب پیامبر اسلام نوشت و او را مردى گستاخ، شیاد و حقه‏باز نامید و قرآن را سخنى ناپیوسته و مسخره خواند. سپس ولتر در تراژدى موسوم به «تعصب یا محمّد پیغمبر» (نمایشنامه فناتیسم كه نخستین اثر او درباره پیامبر اسلام و شامل داستانى ساختگى بود) قصه‏ها و افسانه‏هایى شرم آور ساخت.

 

ولتر در نمایشنامه فناتیسم‏ بر اساس سرگذشت زید بن حارثه و زینب بنت جحش داستانسرایی نموده و مدت چهار سال را صرف آماده ساختن این نمایشنامه مى‏كند. وی در سال 1742 میلادى ابتدا این نمایشنامه را در «لیل»، شهرى در شمال فرانسه، روى صحنه آورد و سپس با دریافت اجازه از واتیکان، با کمک و همراهی كاردینال دوفلورى در نهم اوت همان سال، آن را در «كمدى فرانسز» معتبرترین تماشاخانه پاریس به نمایش گذاشت.

 

ولتر در نمایشنامه فناتیسم بدیهى‏ترین حقایق تاریخ را نادیده گرفت و سجایاى عالى حضرت محمّد را منكر شد ومردبزرگى را كه بر چهره جهانیان فروغى الهى تابانید، موجودى پست و جانى و سزاوار چوبه‏دار دانست. ولتر سرگذشت زید و زینب را با تحریف بسیار دستاویز مسیحیان و کلیساها قرار داد و تصویرى زشت از چهره تابناك پیامبر اسلام ترسیم كرد. او مسلّم‏ترین حقایق تاریخ را دگرگون كرد، وقایع و سنوات را درهم ریخت، یاران وفادار پیامبر اسلام را همدست و پیامبری موهوم و ساخته ذهن خیال‏پرداز خود دانست و برعكس، دشمنان ستمكار پیامبر و مسلمانان را دوستدار بشریت نشان داد.

 

علاوه بر این، ولتر در نامه‏اى نیز كه به فردریك پادشاه پروس نوشته، به این موضوع اعتراض كرده است كه چرا باید یتیم گمنامى از میان قبیله‏اى در شهر كوچكى برخیزد و به دستیارى چند گمنام دیگر، مردم را به این امر معتقد سازد كه من با جبرئیل سخن مى‏گویم و از آسمان بر من وحى نازل مى‏شود و بدین شیوه، قدرتى به دست آورد كه هر چه بخواهد بكند.

 

ولتر در هجونامه باكره كه در هجو ژان دارك نوشته شده است، مسلمانان را سخت به تمسخر مى‏گیرد و آنان را «فرزندان جهل» مى‏نامد. وى در چاپ جدید فناتیسم روایات غیرموثق را علیه مسلمانان به كار مى‏بندد و همچنین از استنباطهاى شخصى خود نیز استفاده مى‏كند. او پیامبر اسلام را مردى سیاستمدار مى‏داند «كه عوامل هرج و مرج روزگار خود را خوب بررسى كرد و پس از سال‏ها تفكر، تنها راه پیشرفت خود و ملت عقب‏افتاده عرب را در دین جدیدى یافت و خود را فرستاده خدا نامید. براى این كار همه شرایط لازم را نیز دارا بود. ولتر كه همه چیز را با معیارهاى مادى خود مى‏سنجید در مورد امّى بودن پیامبر اسلام نیز مى‏گوید: «نمى‏توان پذیرفت كه قانون‏گذارى بزرگ، شاعرى توانا و سوداگرى ثروتمند نتواند حتى نام خود را بنویسد». ولتر از جمله اندیشه‏گران عصر روشنگرى اروپاست كه در حمایت از استعمار، همكارى و همگامى بسیاری دارد.

 

وى در نامه‏نگارى‏هاى خود با كاترین دوم ملكه روسیه، بارها وى را به جنگ‏هاى استعمارى بر ضد سرزمینهای مسلمانان تشویق مى‏كرد. پتركبیر تزار روسیه با همه كشتارهاى گسترده و انتقامجویانه‏اى كه در میان مردم سوئد داشت به عنوان یك چهره بزرگ تاریخ سخت مورد ستایش ولتر قرار گرفته است. ولتر در كتابى كه در ستایش پتركبیر نوشته از یورش‏هاى تجاوزگرانه او به ایران پس از سقوط صفویه نیز سخن به میان آورده ولى آن كشتارها و ظلمها و جنگ طلبی ها و تجاوزگرى‏ها هرگز مورد انتقاد وى قرار نگرفته است. وى براى تحقق یافتن خواسته‏هاى استعمارى اروپا در مورد امپراطورى اسلامی عثمانى و «مسأله شرق»، به نابود شدن تمامی سرزمینهای اسلامی سخت باور داشت. ادامه در قسمت بعد..

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:11 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #5

 

ترجمه «كتون تولدو» را در سال 1547 میلادى آندره‏ آریوابنه به زبان ایتالیایى برگرداند، سپس شوایگر در 1616 میلادى ترجمه ایتالیایى را به آلمانى و در 1641 میلادى به هلندى درآورد. تئودوروس بیبلیاندر این ترجمه را همراه با برخى نوشته‏هاى مربوط به پیامبر و قرآن و اسلام تحت عنوان «...Mahametis alcoran» در بازل سویس به سال 1543 میلادى چاپ و منتشر كرد.

 

این ترجمه، اولین ترجمه تمامى قرآن از زبان عربى به لاتین بود و تا پایان سده هفده میلادى در اروپا مورد استفاده قرار مى‏گرفت. پیتر دِ ونرابل در 1143 میلادى پس از بازگشت از اسپانیا كتابى بر ضد اسلام در كنار ترجمه قرآن به لاتین نوشت. على‏رغم این كه او امر ترجمه قرآن را سرپرستى مى‏كرد، ولى نخواست كه زحمت خواندن آن را به خود بدهد تا بتواند بر ضد اسلام ردّیه ای بنویسد، بلكه منشى خود «پطرس پویتیه» را موظف كرد تا نكات اصلى این ردّیه را مشخص كند. پطرس پویتیه‏ دو طرح براى این ردّیه علیه اسلام وضع كرد كه طرح دوم آن باقى مانده است. از طرح چنین برمى‏آید كه وى براى نگارش ردّیه، چهار مقاله را در نظر گرفته بود: در بخش اول در مورد این كه یهودیان و مسیحیان كتاب‏هاى مقدس خود را حفظ كرده‏اند گفتگو مى‏كند و در بخش دوم در مورد زندگانى پیامبر اسلام و قرآن به گفتگو مى‏پردازد تا به گمان خود مورد طعن قرار دهد. بخش سوم شامل این مطلب است كه زندگى پیامبر اسلام خالى از معجزات مى‏باشد و به همین مناسبت بحثى درباره غیبگویى دارد و در بخش چهارم به این بدگویى‏ها ادامه مى‏دهد و به آموزه های اسلامی حمله مى‏كند.

 

لیكن معلوم نیست كه پیتر دِ ونرابل چه روشى را در پیش گرفت، زیرا جز دو كتاب اول و دوم از این ردّیه ضد اسلامی، كه وى در نظر داشت آن را در پنج جلد به اتمام برساند، در دست نمى‏باشد. وى در این دو كتاب تنها در چهار جا از متن قرآن یادآورى كرده است و به زندگانى پیامبر اسلام اشاره‏اى ندارد. در كتاب اول براى رد كردن آنچه كه در قرآن درباره تحریف تورات و انجیل توسط یهود و نصارا آمده، در پى آن است كه نشان دهد متن كتاب مقدس، عهد قدیم و جدید (تورات و انجیل) معتبر است و هیچ تحریفى در آن، واقع نشده است. در كتاب دوم درباره مسأله پیامبرى در مسیحیت و اسلام گفتگو مى‏كند.

 

می نى در «مجموعه پدران لاتین» جلد 189، ستون 663 تا 719 این ردّیه را با عنوان «Saracenorum Adversus nefandam sectam» به چاپ رسانده است‏.

 

کار پیتر دِ ونرابل تصویرى از اسلام نشان داد که عمیقاً تحریف شده بود. وی به پیروى از بعضى متكلمین یونانى معتقد بود كه اسلام بدعتى در مسیحیت است. وی معتقد بود، اسلام حتى از این نیز بدتر است و باید با مسلمانان به عنوان بت‏پرست رفتار شود. اساس تفكر و عقیده مسیحیت در این مورد آن بود كه حضرت محمد پیامبر نیست و با وجود این، دینى را به وجود آورده است قطعاً به اشاعه زشتى كمك كرده است و بنابراین وى یا وسیله‏اى در دست شیطان بود و یا خود شیطان بود. کشیشان مسیحی با این روش می خواستند اسلام را درست در نقطه مقابل مسیحیت قرار دهند و كوشش نمایند تصویر پسندیده و معقولى از مسیحیت ترسیم کنند. امروزه نیز کشیشان فارسی زبان ماهواره ای و فیسبوکی از این راه و روشها برای فریب مردم و تبلیغ دین مسیحیت استفاده می کنند.

 

ژان پیر لانزلیه در مقاله‏اى تحت عنوان «اسلام در تب و تاب» مى‏گوید: در اسلام برخلاف غرب، هرگونه دگرگونى متهم به گناه و فساد است. اسلام مخالف پیشرفت و تمدن است. اسلام قرن‏ها پیش قدرت خلاقیتش را از دست داده است... و هم‏اكنون در یك خواب عمیق به سر مى‏برد. چه كسى مى‏تواند اسلام را از این خواب گران بیدار كند... قوانین اسلامى در قرن‏هاى اخیر نتوانسته جلو سیر قهقرایى اسلام و عقب‏افتادگى كشورهاى اسلامى نسبت به غرب را بگیرد.

 

واشینگتن ارونیك مى‏نویسد: پیغمبر اسلام، پیروان خود را به آزار و تعدى با كسانى كه در كفر خود ثابت بمانند امر نكرده، در صورتى كه به سلطنت دنیوى او اعتراف بكنند و جزیه بپردازند... از اینجا درمى‏یابیم كه محمد طالب قدرت و سلطنت دنیوى بوده است. اسلام دین شمشیر است. چنین مذهبى و چنین ملتى به مذاق عرب سازگار بوده است، زیرا اعراب به قتل و غارت، عادت كرده و سالیان دراز به همین منوال زندگى را گذرانده‏اند، پس چه جاى تعجب است اگر پس از اشتهار این ملت به شمشیر و قتل و تاراج، این دزدان بى‏باك صحرایى، فوج فوج در تحت لواى پیغمبر قرار گیرند.

 

گلدزیهر نویسنده مسیحی مى‏نویسد: انگیزه مهمى كه مسلمانان را وادار به فتوحات كرد همان احتیاج مادى و طمع بود.

 

لیون كائتانى: مردم خاورمیانه از آن رو دین جدید را با روى باز استقبال كردند كه خود، وسیله و عامل لشكركشى بود كه ضرورت‏هاى اقتصادى آن را طلب مى‏كرد.

 

دیوید هیوم در رساله‏اى درباره تاریخ طبیعى دین در فصل مقایسه ادیان مى‏نویسد: «دین اسلام از ابتدا با اصول سختگیرى بیشتر و خونریزى شروع كرد، آنها امروز اگرچه آتش بر سر پیروان ادیان نمى‏ریزند، ولی از لعنت و وعده جهنم بى‏نصیب نمى‏مانند.

 

هامبرت رومى مى‏گوید: مسلمانان درباره دین خود تا آنجا جدى بودند كه در هر كجا كه به قدرت مى‏رسیدند بدون هیچ ترحمى به كشتار كسانى كه علیه دین آنان تبلیغ مى‏نمودند اقدام مى‏كردند.

 

بكینگام مسیونر مسیحی: از دیدگاه اسلام، بهشت جاى مردانى است كه دارای ده همسر باشند. مسلمانان، عیسى را به عنوان الله مى‏شناسند. مسلمانان هفت ماه در سال را روزه مى‏گیرند. حضرت محمد كه مؤسس دین مسلمانان بود به پیروان خود دستور داد كه جهان را تسلیم خود گردانید و تمام ادیان را ریشه‏كن سازید و اسلام را جایگزین آن نمایید... او دین خود را با زور به مردم تحمیل کرد و گفت مسلمان شوید و یا بمیرید.

 

جان فوربسیوس كه در تاریخ كلیسا تخصص داشت در جهت آشفته ساختن ذهن مسیحیان علیه مسلمانان در كتاب خود با عنوان «مؤسسات دینی تاریخى» به انتقاد شدید از اسلام پرداخته است‏.

 

هورنبك از الهیدانان مسیحیان پروتستان كه تحصیلات ‏ادبى و مذهبى را در لیدن به پایان برد، در كتاب خود به اسلام توهین نموده و به شدت به مسلمانان حمله کرده است.

 

لوتر، مؤسس مذهب پروتستان در دوران پیرى و كتاب لاتین تألیف مونتكروچه را به زبان آلمانى روان ترجمه كرد و مقدّمه‏اى بر آن نوشت كه در آن مى‏گوید: من این كتاب را سابقاً خوانده بودم، ولى به صحت مطالب آن اطمینان نداشتم و مى‏خواستم ترجمه‏اى از قرآن به دست آورده مطالب این كتاب را با متن قرآن مقابله كنم. در این سال (1542م) ترجمه قرآنى به دست من افتاد و دیدم هر چه مؤلّف این كتاب به اسلام نسبت داده است درست است؛ بنابراین به ترجمه آن پرداختم. پانویسهایی هم بر آن كتاب الحاق كرده است و در آن اظهار عقیده نموده كه امكان ندارد مسأله اختلاف مسلمان و مسیحیان را از راه سیاست و فرهنگ حل كرد و نیز ممكن نیست مسلمانها را مسیحی كرد چون كه قلب آنها سخت شده است و از تورات و انجیل متنفر هستند و دلیل و برهان نمى‏پذیرند و فقط به آنچه قرآن مى‏گوید معتقدند. این سالها همان سالهاى حملات قشون عثمانى (در سلطنت سلطان سلیمان قانونى) و زمان تسلط تركان بر مجارستان بود و ترس لوتر و همه کشیشان کلیساها در اروپا از این بود كه مبادا تركان بر تمامى قاره اروپا مسلط شوند. این كتاب را ترجمه و منتشر كرد تا مایه تقویت ایمان مسیحیان و نفرت از مسلمانان و دین اسلام بشود. ادامه در قسمت بعد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 02:57 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #4

 

اسقف، یوسف كیوانوكا مى‏گوید: علت این كه آفریقاییان، اسلام را بر مسیحیت ترجیح مى‏دهند این است كه اسلام اجازه مى‏دهد یك مرد، چهار زن بگیرد.

 

هانرى جِسپ کشیش و مسیونر آمریكایى مى‏گوید: قرآن، مردم را به زدنِ زن دعوت كرده است. این كیفر به قدرى سخت است كه زن باسواد نیز از آن وحشت دارد... مسلمانان معتقدند كه زن باید بى‏سواد بماند، سپس او را آزار مى‏دهند كه چرا بى‏سواد است. مسلمانان زن را فاسد مى‏كنند و سپس او را مى‏زنند كه چرا فاسد شده‏اى... اسلام حرام كرده است كه زن به بهشت برود، براى زن در بهشت جایى نیست كه استراحت و آرامشى داشته باشد. وی در جای دیگری مى‏گوید: «احادیث، پایه و اساس اسلام را تشكیل مى‏دهند و از قرآن جز معدودى از احكام استفاده نمى‏شود، ولى اگر احادیث دروغ را هم حذف كنیم از اسلام چیزى باقى نخواهد ماند و شبیه داستان صبیره «تامسون» به وقوع خواهد پیوست. تامسون كه نام وى در این گفته آمده است یك نفر آمریكایى است كه به لبنان آمده بود. كسى‏یك گل «صبیره» به او داد. او هم مى‏خواست تخم‏هاى گل را بیرون آورد تا گل زیبا شود، ولى وقتى تخم‏هاى آن را جدا كرد گل تمام شده بود. در واقع او معتقد است كه اسلام مجموعه‏اى‏از احادیث دروغ و بى‏پایه است كه مبنایى ندارد و به آسانى مى‏توان آن را سست و بى‏بنیاد كرد.

 

پدرو دِآلفونسو از یهودیان اسپانیایى و گرویده به مسیحیت، یكى از مجادلات خود را به نقد اسلام اختصاص داد. كتاب وى با عنوان "گفت و شنود با اسلام" در اوایل سده دوازدهم میلادى (حدود سال 1108م) نوشته شد.

 

آلفونسو تبلیغ می‌نمود که اسلام دین خشونت و شمشیر است و «تاراج كردن و اسیر گرفتن و مقتول كردن مخالفان خدا و پیامبران او و از بین بردن آنان به هر طریق ممكن» از احكام شرع اسلام است. در صورتی که وی در گفتار متناقضی اسلام را دین صلح و محبت معرفی می‌کرد كه قلوب مردم را با تشویق به پیروى از حقیقت فتح كرده است!!

 

هامبرت رومى با ایجاد شایعات زیاد بر ضد مسلمانان تلاش مى‏كرد جنگ صلیبى را توجیه كند بر این اساس وی بیان می نمود كه مسلمانان در هر جا به قدرت برسند بدون هیچ ترحمى به كشتار مردم آن سرزمین می پردازند.

 

پیتر دِ ونرابل، معروف به (پیر معزز عالی قدر) (1156-1092م) کشیش فرانسوى و رئیس صومعه كلونى بود كه با تهیه و تألیف مختصرى در مورد عقاید اسلامى و نوشتن ردیه بر آنها اقدام كرد.

 

نتیجه كار او چیزى شد كه اكنون به مجموعه آثار «كلونیكى» موسوم است و شامل یك دوجین آثار لاتین با تفصیلات گوناگون است كه مجموعه تولدن (طلیطله) هم نامیده مى‏شود. پیتر دِ ونرابل خود شرح كوتاهى از تعلیمات اسلامى را با عنوان «درباره كل بدعت كفار مسلمان» در کتابی گردآوری نمود و ردیّه مفصل‏ترى نیز با عنوان «مجموعه‏اى درباره و بر ضد كفرگویى‏هاى كفار مسلمان» تحریر کرد. سپس وی در سفر به اسپانیا از 1141 تا 1143 میلادى به وضعیت مستعربین كاتولیك یا مسیحیانى كه تحت سلطه مسلمانان در اسپانیا مى‏زیستند و به زبان عربى تكلم مى‏كردند پرداخت و بر آن شد كه قرآن را به زبان لاتینى درآورد. به نظر او با ترجمه قرآن به زبان لاتین مى‏توانست به مسیحیت خدمت كند. از این روى به مدرسه مترجمین از عربى به لاتین در طلیطله كه ریماندو اسقف طلیطله آن را تأسیس كرده بود رفت. این امر (ترجمه قرآن) در 1142 میلادى به پُطرس طلیطلى و دو فرد با معلومات عمومى یعنى هرمان دلماشى اهل ایتالیا و كشیش انگلیسى روبرت كِنِت (اهل كِتون) واگذار شد. در این كار یك عرب مسلمان به نام «محمّد» كه لقب و كنیه و یا نام دیگرى از او ذكر نشده، با آنان همكارى داشت. وظیفه محمد مقایسه ترجمه با متن اصلى بود، یعنى آن را از عربى به اسپانیایى عامیانه ترجمه كند و دیگران ترجمه به لاتین را به عهده داشتند. با این چهار تن، منشى مخصوص او به نام پطرس پویتیه همكارى داشت تا ترجمه را از جهت زبان لاتین كنترل كند. این ترجمه در سال 1143 میلادى به انجام رسید. وى بر اساس این ترجمه‏ها توانست خلاصه‏اى از تعالیم اسلامى را تهیه و نقدى نیز بر اسلام بنویسد. ادامه در قسمت بعدی...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 02:54 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #3

 

تئودور ابوقرة (820-740م) اسقف حرّان شاگرد یوحنا دمشقى است، وی از كسانى است كه در نوشتن ردیّه بر اسلام مشهور است.

 

قیصر باسیلیوس (متوفاى 886م)، نیكِتاس را مأمور تألیف كتابى بر رد اسلام نمود.

 

مارسلینو منندز پلایو مورخ اسپانیایی و نظریه پرداز رژیم دیکتاتوری فرانکو در کتابش نوشت: تمدن اسلامی دارای ماهیت سامی نبوده و اعراب و آفریقاییان، هیچ علم و فلسفه ای تولید نکرده اند.

 

گونزالث پالنسیا، در سال 1925، کتابی با عنوان "تاریخ مسلمانان اسپانیا" منتشر کرد که در آن، به طور مختصر به حضور مسلمانان در اسپانیا پرداخته است. وی در این کتاب می‌گوید: زمانی که اسلام به غرب و به طور مشخص به اسپانیا و ایتالیا وارد شد، چشم انداز این روابط دگرگون گردید؛ مسلمانان فرزندان نامشروع کنیزی به نام هاجر (همسر دوم ابراهیم نبی) هستند که اسماعیلی نام گرفتند و با انتساب به کنیز ابراهیم، یعنی هاجر، بی ارزش و فرزندان نامشروع هستند. در مقابل مسیحیان، فرزندان اسحاق، فرزند ساره همسر اول ابراهیم هستند، مسیحیان فرزندان مشروع می باشند.

 

بر اساس تبلیغات منفی کلیساها و کشیشان، در اذهان مردم اسپانیا تصویری زشت و ناپسند از اسلام و مسلمانان شکل گرفته بود؛ به همین دلیل مسیحیان، مسلمانان را مشرکانی بدکردار و بدعت‌گذار می‌دانستند. هنوز هم همین عقاید در سراسر اروپا رواج دارد. هرگاه مسلمانان به لحاظ اقتصادی و نظامی قوی بوده اند، احترام و تفاهم بیشتر و بهتری با مسیحیان و یهودیان برقرار بوده است؛ هر زمان که مسلمانان در نقطه ضعف قرار گرفتند مسیحیان و یهودیان به بدترین وجه ممکن با آنها برخورد نمودند. مانند تحقیر مسلمانان در زیر شعارهای متمدنانه تبشیری تبلیغی،... و رسالت نورانی "مرد سفید پوست مسیحی" اروپایی!!.

 

کاگیگاس برتریِ اسپانیای مسیحی را علت اصلی پیشرفت استعمار مسیحی اسپانیا برشمرد و اثر خویش را با عنوان مدجنان در سال 1949 در مؤسسه ی مطالعات افریقایی منتشر کرد.

 

تاریخ نگار اسپانیایی امبروسیو هویسی میراندا در سالهای 1905 و 1906 در بیروت به تحصیل پرداخت و در آن جا بود که به نحو مطلوبی زبان عربی را فرا گرفت. هویسی برای آنکه وقایع نامه های عربی را در دسترس سایر مورخان اسپانیایی قرار دهد، چندین ترجمه از وقایع نامه های عربی، مانند کتاب المعجب را منتشر کرد. هویسی در سال 1973 درگذشت.

 

كاردینال نیكولاس كوسایى با اجازه واتیکان کتابی را بر رد اسلام به نام «از غربیل گذرانیدن قرآن» تألیف نمود که در سال 1543 به چاپ رسید.

 

یكى از مآخذ مسیحیان كتاب ژان آندره مور مسلمان سست عقیده اهل «بالنسیه» بود كه در سال 1487 میلادى، به دین مسیحیت درآمد و مورد استقبال كلیسا قرار گرفت و به مقام كشیشى رسید و سپس در دانشگاه سرقسطه به تدریس حقوق پرداخت. وى در سال 1517 میلادى به تشویق كشیشان، كتابى بر رد دین اسلام با عنوان «Confusion de la secte mahometane» نوشت. این كتاب در 1540 میلادى به زبان ایتالیایى در 1543 میلادى و بار دیگر در 1574 میلادى به زبان فرانسوى و در 1595 میلادى به زبان لاتین و از لاتین به دیگر زبان‏هاى اروپایى ترجمه شد. ادامه در قسمت بعدی...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 02:51 ق.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 2

>