تبلیغات
گذرگاه - مطالب ابر عهد جدید
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کلیسای ارتدوکس اتیوپی / Ethiopian Christianity

 

کلیسای ارتدوکس اتیوپی بزرگترین اجتماعی است که از مسیحیت کهن آفریقا باقی مانده است. این کلیسا را دو مسیحی کشتی شکسته به نامهای فرومنتیوس (Frumentius) ملقب به ابّا سلاما و آیدسیوس (Aedesius) که نظر مساعد ایزانا امپراتور حبشه را جلب کرده بودند در قرن چهارم میلادی بنیان نهادند و فعالیت نه قدیس رومی و راهبان سریانی که در حدود 500 میلادی به آنجا آمده بودند موجب تقویت آن شد.

 

کم کم کلیسای اتیوپی در حیطه ی اختیارات قلمرو سراسقفی قبطی اسکندریه قرار گرفت و هم اکنون هم تابع آن می باشد. این کلیسا اکنون یک کلیسای ملی و کاملا مستقل است.

 

کلیسای اتیوپی دارای سنت ادبی و موسیقایی و شمائل نگاری متفاوتی از کلیساهای همنوع خود می باشد. اتیوپی دارای یازده کلیسای تراشیده از سنگ است که جزو میراث فرهنگی این کشور محسوب می گردد.

 

اجتماعات این کلیسا مظهر رهبانیت ابتدایی اجتماعات مسیحی بشمار می رود. خود این کلیسا از فرقه های متعددی تشکیل شده است که در فرصتی مناسب به آنها پرداخته خواهد شد.

 

به تصاویر این کلیسا در مجموعه تصاویر فوق دقت فرمایید.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396
ساعت : 08:19 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تحریف کتب "عهد عتیق"

 

با شخصی بحثی‌ داشتیم در مورد تحریف کتب "عهد عتیق". من به ایشان گفتم در خود کتاب به این موضوع اشاره شده که یهودیان در کتاب خدا دست می‌‌بردند و کلام خدا را از موضع آن تحریف می‌‌کردند. ایشان از من خواست که قسمتهایی از کتاب را که در آن به این موضوع اشاره شده نقل کنم. به نظرم موضوع جالبی‌ آمد که به صورت یک پست اینجا بگذارم تا دوستان دیگر هم اگر علاقه داشتند بخوانند.

 

موضوع تحریف کتاب توسط یهودیان و مسیحیان موضوعی است که قرآن کریم هم به آن اشاره کرده. و اینک فراز‌هایی‌ از کتاب مقدس که به این موضوع اشاره دارد:

 

کتاب تثنیه ۴: آیه ۲: بر کلامی‌ که من به شما امر می‌‌فرمایم چیزی میفزایید و چیزی از آن کم منمایید تا اوامر یهوه خدای خود را که به شما امر می‌‌فرمایم نگاه دارید.

 

کتاب ارمیای نبی ۵: آیه ۲۹-۳۰: امری عجیب و هولناک در زمین واقع شده است. انبیأ به دروغ نبوت می‌‌کنند و کاهنان به واسطه ایشان حکمرانی می‌‌نمایند و قوم من این حالت را دوست می‌‌دارند و شما در آخر این چه خواهید کرد؟

 

کتاب ارمیای نبی ۸: آیه ۸-۱۰: چگونه می‌‌گویید که ما حکیم هستیم و شریعت خداوند با ما است. به تحقیق قلم کاتبان به دروغ عمل می‌‌نماید. حکیمان شرمنده و مدهوش و گرفتار شده اند. اینک کلام خداوند را ترک نموده اند پس چه نوع حکمتی دارند؟ بنابرین زنان ایشان را به دیگران خواهم داد و مزرعه‌های ایشان را به مالکان دیگر. زیرا که جمیع ایشان چه خرد و چه بزرگ پر از طمع می‌‌باشند و همگی‌ ایشان چه نبی و چه کاهن به فریب عمل می‌‌نمایند.

 

کتاب ارمیای نبی ۱۴: آیه ۱۴: خداوند مرا گفت: این انبیأ به اسم من به دروغ نبوت می‌‌کنند. من ایشان را نفرستادم و به ایشان امری نفرمودم، بلکه ایشان به رویاهای کاذب و سحر و بطالت و مکر دلهای خویش برای شما نبوت می‌‌کنند.

 

کتاب ارمیای نبی ۲۳: قسمت مربوط به انبیای دروغین: بنابراین یهوه صبایوت درباره آن انبیأ چنین می‌‌گوید.... از انبیای اورشالیم نفاق در تمامی زمین منتشر شده است. یهوه صبایوت چنین می‌‌گوید: به سخنان این انبیایی که برای شما نبوت می‌‌کنند گوش مدهید زیرا شما را به بطالت تعلیم می‌‌دهند و رویای دل‌ خود را بیان می‌‌کنند و نه از دهان خداوند.....من این انبیأ را نفرستادم، لیکن دویدند. به ایشان سخن نگفتم اما ایشان نبوت نمودند.... خداوند می‌‌گوید اینک من به ضّد این انبیأ هستم که زبان خویش را به کار برده، می‌‌گویند او گفته است. و خداوند می‌‌گوید: اینک من به ضّد اینان هستم که به خوابهای دروغ نبوت می‌‌کنند و آنها را بیان کرده، قوم مرا به دروغ‌ها و خیالهای خود گمراه می‌‌نمایند. و من ایشان را نفرستادم و مامور نکردم..... و آن نبی یا کاهن یا قومی که گویند وحی یهوه، همانا بر آن مرد و بر خانه‌اش عقوبت خواهم رسانید. و هر کدام از شما به همسایه خویش و هر کدام به برادر خود چنین گویید که خداوند چه جواب داده است و خداوند چه گفته است. لیکن وحی یهوه را دیگر ذکر ننمایید زیرا کلام هر کس وحی او خواهد بود چونکه کلام خدای حی یعنی یهوه صبایوت خدای ما را منحرف ساخته اید.

 

کتاب حزقیا نبی ۱۳: آیه ۱-۳ و آیه ۶-۷: و کلام خداوند بر من نازل شده گفت:‌ای پسر انسان به ضّد انبیایٔ اسرائیل که نبوت می‌‌نمایند، نبوت نما. و به آنانی‌ که از افکار خود نبوت می‌‌کنند بگو کلام خداوند را بشنوید. خداوند یهوه چنین می‌‌گوید: وای بر انبیأ احمق که تابع روح خویش می‌‌باشند و هیچ ندیده اند....... رویای باطل و غیب گویی کاذب می‌‌بیند و می‌‌گویند: خداوند می‌‌فرماید با آنکه خداوند ایشان را نفرستاده است و مردمان را امیدوار می‌‌سازند به اینکه کلام ثابت خواهد شد.آیا رویای باطل ندیدید و غیب گویی کاذب را ذکر نکردید چونکه گفتید خداوند می‌‌فرماید با آنکه من تکلم ننمودم؟

 

کتاب صفنیای نبی ۳: آیه ۱-۴: وای بر شهر فتنه انگیز نجس ظلم کننده..... انبیایش مغرور و خیانتکارند. کاهنانش قدس را نجس می‌‌سازند و به شریعت مخالفت می‌‌ورزیدند.

 

علاوه بر این اگر دوستان به کتب عهد جدید هم مراجعه کنند مشاهده می‌‌کنند که در آن کتاب‌ها هم مسیح بارها "کاتبان" را خطاب قرار داده و گناهکار می‌‌نامد. رجوع کنید به انجیل متی قسمت ۲۳ هشدار به رهبران مذهبی‌، و انجیل لوقا قسمت ۱۱ نکوهش رهبران مذهبی‌.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:52 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

جام مقدس / قسمت پنجم

 

در سال های آخر قرن پانزده میلادی لورونزو مدیچی Lorenzo de› Medici که یکی از ثروتمندان و سیستمداران ایتالیا (فلورانس ) بود به دلیل علاقه ای به هنز و ادبیات داشت تصمیم گرفت که گروهی از هنرمندان بزرگ و با استعداد آن دوران را به دور خود جمع کند. از خوش شانسی او چهره های بزرگی همچون داونیچی ، پوسن ، میکل آنجلو ، بوتیچلی و در نزدیک او و شهر او حضور داشتند . یک موقعیت عالی که شاید در هیچ برهه تاریخی همانند آن پیش نیاید. هدف اول او حمایت از هنرمندان بود و صرفا قصدی خاص از جمع کردن آنها نداشت . البته او سیاستمداری زیرک بود که شاید می خواست وجهه خوب خود را در جامعه تقویت کند اما به خوبی می دانست که چنین بزرگانی خود را زیر لوای یک سیاستمدار جای نخواهند داد. گروهی که او تشکیل داد نامش بود «چوپانان آرکادیا » . دقیقا همان نامی که ما در مجموعه جام مقدس با آن روبرو بودیم. البته این گروه زمینه ای مذهبی داشت اما آنها خود را در مقام چوپانی برای جامعه خود می دیدند. این موضوع را از چوپان بودن عیسی مسیح خدای مسیحیان برای امت خود اقتباس کرده بودند. در واقع آنها خود را محق می دانستند که باید جامعه را به سمتی که خود صحیح می دانند هدایت کرد. اعضای این گروه چوپان یا Shepherd نامیده می شدند و در این گروه سلسله مراتبی وجود نداشت بلکه همه در یک سطح بودند و همه هم هنرمند بودند .آنها عقایدی داشتند که امروزه ما از تابلوها و آثار آنها اقتباس می کنیم و پس از تحلیل تابلو به این نتیجه می رسیم که فلان رمز یا فلان نماد در تابلو وجود دارد. این البته خیلی عادی خواهد بود که اعضای یک گروه اشتراکات زیادی را در آثاری که خلق می کنند به جای گذارند.

افراد و گروهای زیادی مثل فراماسون ها، اعضای دیر صهیون، شوالیه های معبد و غیره و غیره وجود دارند که با توجه به جذابیت زیادی که آثار نقاشان و هنرمندان برای مردم داشت و با توجه به عمر طولانی این آثار و اینکه آنها در بلندای تاریخ جاودانه هستند، سعی کردند که نمادهای خود را شبیه به نمادهای مورد علاقه این هنرمندان انتخاب کنند. به عنوان مثال تا به حال دقت کرده اید که چقدر نمادهای مربوط به فراماسون ها زیاد و متنوع هستند ؟ این موضوع این فایده را دارد که هر نمادی که از گذشته دور کشف می شود می توان به آنها نسبت داد حتی از دوران مصر باستان! در صورتی که این گروه ها به نسبت تاریخ بسیار نوپا محسوب می شوند .

 

در آخر لازم است که منابعی را که به گروه چوپانان آرکادیا که اکنون از بین رفته اند ، اشاره کرده اند را برای شما بیاورم :

1 ) جلد 10 صفحه 536 از کتاب :

The General biographical dictionary

With this intention he endeavoured to lorm a new society, or, as they are called in Italy, academy, under the name of Arcadia, the members to be called the shepherds of Arcadia, and each to take the name of a shepherd,

2 ) جلد 6 صفحه 735 از کتاب :

Encyclopaedia Britannica

3 ) صفحات 245 و 354 از کتاب :

Encyclopedia Americana

edited by Francis Lieber, Edward Wigglesworth, Thomas Gamaliel Bradford

4 ) صفحه 158 از کتاب :

Secrets of the World’s Undiscovered Treasures

By Lionel and Patricia Fanthorpe, Patricia Fanthorpe

 

برخی از دیدگاه ها:

 

دیدگاه اول

در خیلی از مذاهب، از جمله مسیحیت، فرقه های مختلف با گرایشها و آداب و اعتقادات مختلف و بعضا «متضاد» وجود داره. از جمله زیر گروههای عقیدتی مسیحیت، گروهی هستند که برای حضرت مسیح مقام الوهیت قائل نیستن. یعنی اونو پسر خدا نمیدونن

 

به استناد بسیاری از روایات، پطروس نسبت به یکی از حواریون به نام مریم مجدلیه ، شدیدا حسادت میکرد. همچنین، خیلی ها اعتقاد دارن که حضرت مسیح، امر ترویج و گسترش مذهب خودش رو به عهده مریم مجدلیه گذاشت. میگن پطروس بر حسب حسادت و اعتقاد به ناتوانی مریم در امر توسعه مذهب، بر علیه اون دسیسه کرد و باعث شد ایشون از ترس جونش فرار کنه و خودش رو گم و گور کنه.

 

خیلیها اعتقاد دارن که مریم مجدلیه همسر عیسی بوده و در زمان به صلیب کشیدنش از اون باردار بوده. فرزندی که از این ازدواج به دنیا میاد دختری بوده به نام سارا.

 

اینکه گروهی تشکیل شدن برای حفظ و حراست از ایشون و مدارکی رو جمع آوری کردن که حرفشون رو ثابت میکنه ، داستان مفصلی داره که خیلی هم ذکرش واجب نیست.

 

بعد از مرگ مریم مجدلیه ، جسد اون رو در محلی مخفی کردن و بر حسب نیاز و بر اثر شرایط زمانی، چندین با اون رو جابجا کردن (البته دیگه فقط ازش استخون باقیمونده). مقبره ایشون، زیارتگاه کسانی بوده که سیمای دیگری از حضرت مسیح رو میشناختن و باور داشتن.

 

تابلوهائی که با این مضمون کشیده شدن(من در آرکادیا بوده ام وحتی در جائی تعبیر شده که من مقبره خدا را لمس کرده ام ) ، میتونه اشاره به مشاهدات نقاش در زیارت از مقبره ای داشته باشه که سعی کرده به زبان رمز ، در مورد اینکه این مقبره مال چه کسیه و کجاست در اونا آدرس گذاری کرده باشه.

 

علت اینکه پس زمینه یا فضای اطراف مقبره در هر عکس با عکس دیگه تفاوت داره هم میتونه به جابجائی مقبره مربوط باشه

 

در مورد تابلوی پوست کندن مارسیاس اشاره به کسی داره (مارسیاس) که یه نی پیدا میکنه و بر اثر قابلیتهای شخصیش نوازنده بهتری میشه اما در مقابل یه «رب النوع»(آپولو) قربانی دسیسه چینی اون میشه . مریم مجدلیه ، کسی بوده که بر اثر ازدواج با حضرت مسیح ، به موقعیت بزرگی دست پیدا میکنه ، اما در مقابله با مقام «الوهیت» حضرت مسیح ، گرفتار حسادت و توطئه میشه و قربانی میشه. در ادامه افسانه آمده که آپولو مارسیاس رو از درخت بصورت سر و ته آویزون میکنه و پوست اون رو میکنه. متناظر این اتفاق در داستان مریم هم وجود داره. اینکهنمایندگان الوهیت مسیح ، آنچه بر سر مریم آمده رو برعکس جلوه دادن و طرفداران این اعتقاد رو «شیطان پرست معرفی کردن. چه کسی هست که قبول نداشته باشه اگه زیباترین زن یا مرد دنیا رو هم پوستش رو بکنی ، تبدیل به موجودی کریه المنظر میشه.

 

دراز گوش شدن کسی که داوری بین مارسیاس و آپولو رو به عهده داشته میتونه متناظر این باشه که مردمی که در مورد مریم قضاوت کردن، دچار «استحمار» شدن.

 

در داستان مریم هم، آنچه موجب به هم پیوستگی تمامی ماجرا شده رو از بین بردن و اونا رو «همجنسباز» معرفی میکنند.

 

تابلوی زمان حقیقت را حفظ میکند هم (مثل همون آفتاب پشت ابر نمیمونه خودمون) اون زنی که تو بغل اون پیر مرده ، در حکم مریم مجدلیه و حقیقت آنچه بر سر ایشون اومده است. دو نفر دیگه که پائین هستند ، نماد نفاق(یهودا) و حسد(پطروس) هستند. و اینکه در اثر گذشت زمان ، بالاخره حقیقت برملا میشه . من فکر میکنم پنی که پائین تصویر سمت چپ هست، یهودا باشه و اون خنجری که دستشه ، همون «خنجر سرنوشت» معروف باشه

 

دیدگاه دوم

در مورد این حروف شاید اسامی نیاکان خانواده آنسون یا به تعبیر شما اسامی شوالیه های معبد باشد چون حروف D.M متضمن این است که این نوشته و تابلو ،یادبودی برای درگذشتگان است.چون به هرحال تابلو «چوپانان» هم به تعبیری به «نسل برتر» اشاره می کند که از صهیون به اروپا اشاعه کردند. حامله بودن اون خانم بیانگر تداوم نسل این خاندان است.

 

دیدگاه سوم

در مورد اینکه اسامی شوالیه ها باشه ایده خوبی هستش.

اما درباره اینکه اون زن و نقاشی به خانواده آنسون ربط پیدا بکنه نمیتونم موافق باشم من فکر میکنم که اون زن باید مریم مجدلیه باشه. نشانی تداوم نسل عیسی هستش و نه نسل خانواده آنسونولی اینکه نسل عیسی چه خانواده ای هستش اون رو قطعا نمیدونم.

 

دیدگاه چهارم

از اونجا که این حروف بعدها و در قصر خانواده آنسون به این حکاکی دیواری اضافه شده حدس زدم مربوط به نیاکان انها باشدولی اینکه تابلو بیانگر تداوم عیسی باشد من هم دقیقا موافقم و همین را می خواستم بگویم.

منتها فکر می کنید رابطهای بین پوسف(دارنده جام مقدس) شوالیه های معبد و خانواده آنسون وجود ندارد؟

 

دیدگاه پنجم

اگر فرضا جام مقدسی وجود داشته باشد حالا چه به شکل نمادین و چه واقعا به شکل جامی که عیسی از آن نوشیده ، شوالیه های معبد از کسانی هستند که زیر نظر دیرزیون یا صهیون از این جام مراقبت می کنند در طول تاریخ معمولا این مقام به صورت خانوادگی به ارث می رسد که خانواده آنسون یکی از خانواده شوالیه معبد محسوب میشدند و یا می شوند.

 

دیدگاه ششم

هر رازی باشه باید در اسم ونام محل آرکادیا ست.در قرن 16 و 17 رشد عصر روشنگریه و البته در اون دوران زیست نقاش هم عصر با شلینگ و پس از دوره کانت.من بیش از این که دیر صهیون رو گروهی دینی بدونم ،جنبشی ضد دین میدونم .در واقع افرادی مثل نیوتن یا داوینچی که این از اجتماع محسوب میشن بیشتر با شکستن تقدسات و یا تضعیف نهاد های دینی منبعث از اون سعی میکنن قدر ت علم رو افزایش بدن که البته این در غالب برخی علائم ظهور پیدا میکنه.حالاچه ربطی بین این افراد و مثلا نظرات کانت هست؟باز فکر میکنم اندیشه پراکندگی اثر بروی چند تابلو و کلیت نگری به معنی کشف حقیقت توی آثار پوسین دیده میشه،یعنی مثل یک موزایک حقیقت از کنار هم گذاشتن اشیا معنا پیدا میکنه.

 

با توجه تولد یک دوره جدید در اواخر قرن 17 و ظهور دوران جدید در آثار شلینگ، هگل و کانت میشه اینطور نتیجه گرفت که آرکادیا یک دوران، نه شهر یا مکان خاصی که با کشف حقیقت مرگش در ثمبل های متفاوتدر اذهان پریشان چوپانان فرو می ریزه.ستاره پنچ پر و نقاط مورد نظر در فرانسه شاید رابطه منطقی داشته باشه با تولد دوره جدید یا مرگ دوره گذشته.گرچه اگر در ایتالیا بود بهتر بود!ربط می دادیم به فلورانس یا خاندان بتولچی یا...

 

تاریخ آثار شلینگ و کانت مربوط میشه به 1750 اما به شدت تحت تاثیر رنسانس و وایدالیسم .والبته اثار اسپینوزا.در واقع می خوام بگم رخدادهای اواخر قرن 17 و 16 و طرز اندیشه ورزی در قرون بعدی در آثار فلاسفه تکوین شد.در ضمن بعضی از این ارجاعات رمزی و یا سمبلیک در آثار این فلاسفه بشدت دیده میشه.از جغد مینروا و پریدن از روی گل سرخ هگل بگیرید تا نوع ادبیات خاص اسپینوزا .

 

دیدگاه هفتم

بنگر، اینها را آخرین بار در 1723 گشوده اند. خب درواقع برخی اسناد ومدارک مستند خیلی قدیمی نه فقط طی دهه های 1700 برای آخرین بار قرائت شده اند بلکه در واقع بعنوان مدرک صدها سال قبل از آن نوشته و بایگانی شده اند. این کتاب تصادفاً و احتمالاً طی دوره زمانی که داشتم روی گذشته کارمی کردم نوشته شده. حدود ده یا دوازده سال پیش از این من این کار را با حکمهای جداگانه ای از طرف خانواده های جداگانه شروع کردم آن هم برای کار پژوهشی رو شجره نامه هایشان . آنچه که رخ داده شروع یک همگرایی بوده . همگرایی بسیار واضحی که کار روی آن زمان زیادی را مصروف خود نموده . تبارشناسی ها با بررسی گذشته انجام می شوند و گذشته ها کنار یکدیگر قرارگرفته و با ساخته شدن گذشته شکلی مثلث گونه رخ نموده . از یک شالوده فوقانی بزرگ با خطوط متعدد خانوادگی که سوی یک نقطه متمایل شده اند . به ناگاه چه بودن این نقطه را دریافتم و گفتم : » وای اگر بدانید چه یافته ام » ؟ آنها گفتند : » خوب شما متوجه شده اید که جد فلانی و فلانی که بوده ؟ من گفتم :» نه نه نه خوب در واقع متوجه شدم که این همه از خاندان یهودا در قرن اول نشات گرفته » و آنها گفتند : » اوه خوب ما که همه اینها را می دانستیم.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 12:51 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

طومارهای بحرالمیت

 

طومارهای بحر المیت نسخه‌های خطی عتیقی هستند که در سواحل شمال غربی دریای مرده (بحر المیت) در نزدیکی وادی قمران بین سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۶ میلادی کشف شده‌است. این طومارها اکثراً به زبان عبری مکتوب شده‌اند و شامل نسخه‌هایی از عهد عتیق می‌باشند. مکشوفات شامل ۱۵۰۰۰ قطعه از ۸۰۰ تا ۹۰۰ مصحف بوده که در طی قرون سوم تا دوم قبل از میلاد به تحریر در آمده‌اند. اکثر محققین معتقد هستند که این نوشته‌ها که در یازده غار پیدا شده‌اند متعلق به یک گروه فرقه‌ای خاص از یهودیان به نام اسینیین می‌باشد. این گروه از یهودیان معتقد بودند که دنیا به شکل مشخصی بین نیرو‌های خوب و نیروهای شیطانی تقسیم شده‌است. آنها خود را از بقیه یهودیان جدا کرده بودند و زندگی اجتماعی تشکیل داده بودند که توسط یک رهبر (ماشیح گونه) (messianic) هدایت می‌شد. نزدیک بودن زمان تألیف این نوشته‌ها به قرن اول میلادی اطلاعاتی درباره پیدایش مسیحیت و بر هم کنش مسیحیان اولیه و آداب و رسوم مذهبی یهودیان فراهم می‌کند.

 

انتشار این دستنوشته‌ها دهه‌های زیادی طول کشیده و این خود باعث مجادلاتی بین محققین شده‌است. تا سال ۲۰۰۷ میلادی، انتشارات دانشگاه آکسفورد هنوز دو جلد از مجموعه (در حال حاضر ۳۹ جلدی) Discoveries in the Judaean Desert را در دست تهیه دارد. مسئولان این پروژه رسما دلیل عدم انتشار قسمتهای باقی مانده را مسائل «دینی، سیاسی» عنوان کرده‌است.

 

مکشوفات به دست آمده شامل بخش‌هایی از تقریباً تمامی کتاب‌های موجود در عهد عتیق (شاید به استثناء کتاب استر) می‌باشد. این موضوع اهمیت شایانی دارد زیرا نسخه‌های در دست محققین، قبل از این اکتشافات، قرن‌ها دیرتر نوشته شده بودند. این موضوع قابلیت مقایسه نسخه‌های فعلی عهد عتیق با نسخ قدیمی آن را فراهم می‌کند. در حالی که برخی از کتب مقدس یافت شده تفاوت ناچیزی با متن عهد عتیق سنتی (یا مسورتیک) دارد، برخی از نسخ یافت شده از کتاب سفر خروج و سموئیل که در غار شماره چهار یافت شده‌اند، تفاوت چشمگیری، هم در نحوه بیان و هم در محتوا، با متن امروزی شان دارند. وجود اختلافات متنی زیاد، محققین را به سمت پذیرش این نظریه که متن عهد عتیق در دست ما بر پایه سه خانواده از منابع تدوین شده‌است: متن ماسورتیک، متن عبری اصلی سپتویجنت و تورات سامری. به صورت فزاینده‌ای دانشوران بیشتری به این نتیجه رسیده‌اند که متن عهد عتیق قبل از استاندارد و ثابت شدنش (canonization) در سال ۱۰۰ میلادی بسیار روان بوده‌است.

 

طومارهای بحرالمیت شامل 825 تا 870 مدرک مهم می شود که شامل کتاب مقدس به زبان عبرانی است این طومارها ما بین سالهای 1947 تا 1956 در یازده غار در اطراف وادی کومران نزدیک خرابه های Khirbet Qumran در قسمت شمال غربی بحرالمیت پیدا شده است.

 

با انجام آزمایش کربن و فن تحلیل متن و تحلیل دست نویسها معلوم شد که این طومارهای بین قرون قبل وبعد از میلاد نوشته شده است . قرن دوم قبل ازمیلاد و اولین قرن بعد ازمیلاد . تنها مدرک عبرانی دیگری که با این مدرک قابل مقایسه باشد پاپیروس نش در مصراست که شامل ده فرمان نیز می شود . موادی که در نوشتن به کار رفته است از پایگاه های نزدیک همانند دژ Masada بازیافت شده است.

 

بعضی طومارها روی پاپیروس نوشته شده و برخی روی پوست حیوانی خرمایی رنگ اما هردو بخوبی حفظ شده است . طومارها با پرپرنده نوشته شده اند و جوهری که برای نوشتن استفاده شده از دوده ورنگدانه های سفید ساخته شده است.

 

این طومارها طومارهای مسی نیز نامیده شده اند چون در ساخت آنها از ترکیب ورقه های نازک مسی نیز استفاده شده است. این طومارها حد اقل شامل 800 متن هستند که از عقاید هستی شناختی فرقه های مختلف سخن می‌گویند. 30%از طومارها شامل کتاب مقدس به جز کتاب Esther و کتاب Nehemiah هستند. 25 % متنها سنت دینی اسرائیلی را شامل می شوند که در کتاب مقدس موجود نیستند مانند کتاب Enochوکتاب Jubilees و وصیتنامه Levi .

 

30% طومارها هم اختصاص دارد به تفسیر کتاب مقدس که به قوانین اجتماعی اشاره دارند که تحت عنوان طومارهای انضباطی شناخته می شوند که شامل قوانین تنبیهی نیز می باشند . ونیز این طومارها به نبرد میان فرزندان نور و فرزندان تاریکی اشاره می کنند که به طومارهای جنگ نیز این بخشها مشهورند . محققان عقیده دارند این نوشته ها مربوط است به یک فرقه خاص ازیهودیان که اجتماع کوچکی را تشکیل داده بودند و آیین نامه و الزامات عضویتی خاص خود را داشتند و همگی در منطقه کومران سکنی گزیده بودند.

 

15% از طومارها به حدی متن پیچیده ای دارند که هنوز ترجمه نشده اند . بیشترطومارها به دو لهجه عبرانی کتاب مقدس وعبرانی بحرالمیتی نوشته شده اند . عبرانی کتاب مقدس بعهدها سلطه بیشتری پیدا کرد نسبت به عبرانی بحرالمیت . بعضی از طومارها هم به زبان آرامی و برخی به زبان یونانی نوشته شده است . تنها چند طومار از این طومارهادر دوره کومران نوشته شده است و بیشتر آنها دست نوشته ایی است که ازروی فرهنگ قبل از کومران و حتی قدیمی تر از آن کپی برداری شده است زمانی که هنوز اجتماعی در این منطقه شکل نگرفته بود.

 

انجمن کومران تلاش نکرده تا یک کپی از کتاب مقدس امروزی را تحویل ما بدهد بلکه کوشیده نوع نگرش و دین شناسی خود را دراین طومارها زنده نگهدارد . انجمن کومران کتابهای خنوخ و کتاب Jubilees را نیزجزء کتابهای الهام بخش به شمار می آورند . متون کتاب مقدس بیشترشان در طومارها هست و در امتداد آن مناجاتها و کتاب سفر تثنیه.

 

قسمتهای مهم طومارها شامل تفسیرهایی است که توسط Habakkuk نوشته شده. که شامل قوانین اجتماعی است که اطلاعات ارزشمندی از ساختار و نوع دین شناسی این فرقه بدست می دهد. جدید ترین این نگارشها مدارک مربوط به Damascus است.

 

طومارمسی که در سال 1952 پیدا شد همراه مقداری سلاح، شامل لیستی پنهانی بود توسط یک مهر طلایی مهر و و موم شده بود و احتمالاً محتوایی رسوا کننده داشت.

 

طبق نظراتی که تا سال 1990 بدست آمده این مدارک توسط اجتماعی روشنفکرانه و ماهیت شناسانه بنام اسنها که در منطقه کومران زندگی می کردند نوشته و سپس پنهان شده است . و معروف هستند به فرضیات اسنها فرضیاتی که نشان می دهد چگونه یهودیان در سال 66 بعد ازمیلاد از رومیها متنفر شدند . و تا قبل از سال 1947 که معلوم شد تیمهای ترور رومی این گروه را متلاشی کرده اندو آنها کتابهایشان را روی این طومارها نوشته و پنهان کردند کسی از ماهیت این گروه اطلاعی نداشت.

 

نظریه دیگری وجود دارد که نشان می دهد این گروه دارای محبوبیت بودند چون توسط روحانیان Zadokite رهبری می شدند . مهمترین پشتیبان این نظریه Miqsat Ma’ase haTorah» نام دارد . او معتقد است که عصاره قوانین دینی در این طومارها وجود دارد.

 

Sadducees ( محققی دیگر ) معتقد است که اسنها و یوسفیان به جبرگرایی اعتقادی ندارند اما این برعکس چیزی است که در نوشتهایشان آمده که همه چیز تابع سرنوشت است . همچنین طومارها نشان می دهند آنها به رستاخیز و زندگی پس از مرگ و روح باور داشته اند در حالیکه Sadducees معتقد است نه فرشته ای وجود دارد ونه روحی و نه رستاخیزی.

 

درسال 1963 Karl Heinrich Rengstorf این نظریه را درمورد طومارهای مسی مطرح کرد که آنها منشاء شان بر می گردد به کتابخانه معبد یهودی اورشلیم. این نظریه دردهه 1960 توسط محققان زیادی رد شد. آنها معتقد بودند طومارها در محل کومران نوشته شده و نه اینکه جزئی از معبد اورشلیم باشد واز آنجا به اینجا حمل شده باشد.

 

این نظریه نیز توسط de Vaux’s پشتیبانی شد که محل طومارها کومران بوده ونه جای دیگری. در دهه 1990 این نظریه توسط Norman Golb و چندین محقق دیگر مطرح شد که منشاء طومارها می تواند از کتابخانه های مختلف باشد ونه فقط کتابخانه معبد اورشلیم.

 

در کتاب طومارهای کشف شده ی بحرالمیت نوشته ی رابرت آیزنمن Robert Eisenman و مایکل وایز Michel wise می خوانیم که، «طومارهای اولیه از «دو مسیح» سخن می گویند، اما بعدها جوامع یهودی شروع به ادغام آنها به یک مسیح نمودند.

 

(طومارهای کشف شده ی بحر المیت The Dead Sea Scrolls Uncovered ،رابرت آیزنمن و مایکل وایز ص162)

 

«طبق یک نگاه غالب در متن های فرقه ای کومران، «دو مسیح» در جماعت آخرالزمان خواهند بود، که یکی از آنها راهب و دیگری از میان مردم .»(احیاء طومارهای بحرالمیت Reclaiming the Dead Sea Scrolls ، لارنس.اچ. شفمن Lawrence H. Schiffman ص321-122)

 

برخی معتقدند در مورد این طومارهای گمشده شاید چیزی در کتاب مقدس گفته شده باشد . زیرا در آنها نیز درمورد تاریخهای مهم کتاب مقدس صحبت شده است . نظریات شک بر انگیز زیادی نیز در مورد این طومارها گفته شده بعنوان مثال گفته شده که این نظریات کاملاً دنیوی ( ماتریالیستی ) هستند. چون در کتاب خنوخ در باره نیفیلیم که یک سر این قضیه طبق تحقیقات امروزی بر می گردد به آنوناکی سخن گفته شده است. نظریه های دیگر به خود منطقه کومران بر می گردد که معتقدند این منطقه بعنوان دژ ارتش در زمستان استفاده می شده است.

 

طومارهادریازده غار درنزدیکی وادی کومران پیدا شدند . یازده غاری که بعنوان منطقه مسکونی حساب نمی شدند . این طومارها اولین بار در سال 1947 توسط چوپانی بادیه نشین که بزها و گوسفندهای خود را به چرا می برده است بنام محمد احمد آل حامد کشف شد.

 

داستان از اینجا شروع شد که این چوپان سگش دریکی از غارها گم می شود و او برای بیرون آوردن او شروع به انداختن سنگ بدرون غار می کند. سنگ به یکی از کوزه ها می خورد و محمد احمد تشخیص می دهد که چیزی درون غار وجود دارد او چندین کوزه قدیمی راکه در پارچه ای کتان مانند پیچیده شده بودند نشان می دهد. دکتر جان در مصاحبه های متعددی که با هر کدام از مردان محمد احمد انجام می داده با یک قصه جدید روبرو می شده.

 

طومارها اول بدست یک عتیقه فروش افتاد بنام ابراهیم ایجاه او حدس میزد که طومارها از یک کنیسه دزدیده شده باشند . طومارها سپس بدست یک خراز و عتیقه فروش بنام خلیل اسکندر شاهین معروف به کاندو افتاد. او با شمی که داشت متوجه شد که باید تعداد بیشتری از این اشیاء وجود داشته باشد. او تعدادی را تشویق کرد که دوباره به غار برگردند تا چیز بیشتری پیدا کنند.

 

کاندو حفاریها غیر قانونی خود را ادامه داد تا اینکه توانست حد اقل چهار طوماردیگر را پیدا کند . طومارها در دستان مرد بادیه نشین ماندند تا برای فروش آنها مذاکره شود . این شخص بزودی پیدا شد .او نامش George Isha’ya از کلیسای ارتدکسی سوریه بود که با کاندو تماس گرفت در این میان مارک مانستری محقق بسیار امیدوارومشتاق بود که بزودی خواهد توانست متنها را مطالعه کند.

 

Mar Samuel از دانشگاه متروپولیتن پس از آزمایش وتعیین سن طومارها علاقمند شد آنها رابخرد . چهار طوماری که پیدا شده بودند به طومارهای بنی اسرائیلی که انباشته بودند از قوانین اجتماعی Habakkuk Peshar و همچنین کتابهای Apocryphon ( تایید نشده و ممنوعه از نظر روحانیون ) مشهور شدند.

 

بزودی طومارهای دیگری نیز پیدا شد و شخصی بنام Eleazer Sukenik سه طوماردیگر پیدا کرد . طومارهای درباره جنگ وشکر گذاری و مطالب جسته گریخته درباره قوم بنی اسرائیل.

 

در پایان سال 1947 شخصی بنام سوکنیک کوشید که بقیه طومارها را از مار ساموئل بخرد . اما معامله انجام نشد ودر عوض طومارها مورد توجه دکتر جان ترور از مدرسه تحقیقاتی آمریکایی اورینتال قرار گرفت . دکتر ترور این طومارها را با بزرگترین دستونیس کتاب مقدس تا آن زمان بنام نش پاپیروس مقایسه کرد و بین این دو متن تشابهات زیادی پیدا نمود. . دکتر ترور با عکاسی آماتور که در 21 فوریه سال 1948 با مار ساموئل ملاقات کرده واز طومارها عکس گرفته بود دیدار کرد . کیفیت عکسها بهتر بود و ماندگاری بیشتری داشت چون طومارهایی که از درون کتانها پیچیده شده بودند اکنون باز شده ودر معرض آلودگی و فاسد شدن بودند.

 

در مارس همان سال که تنش میان فلسطینیان و اسرائیل زیاد شد طومارها از این سرزمینها به امانت خارج شد البته بصورت غیر قانونی به بیروت انتقال داده شد.

 

مدارک بدست آمده خیلی زود منتشر شدند . بیشتر دست نوشته های غار شماره 1 دربین سالهای 1950 و 1956 چاپ شدند . یافته های دیگر از 8 غار دیگر دریک حجم در سال 1963 ویافته های غارهای باقی مانده در سال 1965 منتشر شد.

 

اما40% از یافته های غار چهارم جمع آوری نشده وترجمه نشده باقی ماند. انتشاراین موارد به عهده یک تیم بین المللی به سرپرستی پدر رولاند دی ووکس از اعضاء ارشد سفارت دومینیکن در اورشلیم گذاشته شد. آنها تا سال 1968 نیرویشان را صرف دفاع از نظریاتشان کردند تا متنها ار منتشر کنند تا متخصصان در مورد آنها قضاوت داشته باشند.

 

محققی بنام گزا ورمز درکارویرایش و انتشار متنها وارد شد . تیم قبلی مورد سرزنش قرار گرفت که چرا تا این حد انتشار متنها را به تعویق انداخته اند . تیم جدید با اراده قوی شروع به کار کرد با این همه یافته ها وترجمه های غار چهارم تا مدتها برای عموم منتشر نشد. یک دستور پنهانی داده شده بود که هیچکس نباید جز این تیم بین المللی به محتوای اصلی این طومارها در غار چهارم دست پیدا کند.

 

بعد از مرگ دی واکس در سال 1971 جانشینان این محقق نیز به درخواستهای انتشار عکسهای طومارها جواب رد دادند تا دیگر محققان نیز بتوانند دراین زمینه قضاوت کنند . این حکم بالاخره شکسته شد در سال 1991، 17 مدرک باقیمانده بازسازی و عکسبرداری شده در یک فهرست الفبایی آماده شده بود منتشر شد که تا سال 1988 این متنها کامل شدند.

 

اما بعدها معلوم شد که این حکم عدم انتشار شامل کتابخانه هانتیگتون در سان مارینو ایالت کالیفرنیا نشده است و نسخه ای ازاین یافته های غار چهارم در این کتابخانه وجود دارد . بعد از مدتی تاخیر عکسها توسط رابرت آیزمن و جیمز رابینسون و ویرایش فاسیسمیل از طومارها ی بحر المیت در دو مجموعه در واشینگتن دی سی در سال 1991 منتشر شدند . اما پس از لغو دستور سری در سال 1995 تعداد این متنها به پنج جلد رسید.

 

در این طومار در مورد آخرالزمان میگوید که فرزند خدا در آخرالزمان ظهور میکند و اوصافی که برای او بر میشمارد با اوصاف حضرت عیسی (که مسیحیان او را تنها فرزند خدا میدانند که در آخر الزمان ظهور میکند) مطابقت ندارد.

 

تئوری توطئه واتیکان

از سال 1990 که انتشار طومارها آغاز شد واتیکان بصورت چشمگیری شروع به سرکوب موارد منتشر شده نمود . مایکل بایجنتس و ریچارد لایت در کتابهای خود مطرح کرده اند که طومارهای در واقع کلیدهایی هستند بر قفل تاریخ یهودیت ومسیحیت که سالها بصورت پنهانی نگهداری می شدند.

 

واتیکان معتقد بود باورهایی که دراین طومارها تبلیغ می شود دستکاری شده توسط کسانی است که ضد مسیح هستند و بدینوسیله خواسته اند که در مسیحیت وبر ضد آن نفوذ کنند.

 

طومارها آکنده هستند از مقالاتی در مورد تناسخ و معراجهای عجیب وغریب و اشیاء پرنده و زندگی پس از مرگ اما با روایتی متفاوت که در آن خبری از عذاب و جهنم به معنی کلیسایی آن نیست .و مکاشفاتی که هیچکدام نمی تواند مورد تایید کلیسا باشد.

 

البته اهمیت طومارها تا حدودی مورد تضعیف قرار گرفته ازطرف مخالفان چون هیچگونه اتفاق نظری روی منشاء وتاریخ آنها وجود ندارد. انتشار طومارها برای کسانی که به کتاب مقدس انتقادداشتند بسیار مسرت بخش بوده است.

 

قبل از کشف طومارها قدیمی ترین دستنویس کتاب مقدس بر می گشت به متنهای Masoretic . که درقرن نهم پیدا شده بودند. بر اثر فشارهایی که انتشار طومارها ایجاد کرد مورخان مجبور شدند تاریخ نگارش کتاب مقدس را به دومین قرن قبل ازمیلاد عقب بردند. آنها حتی به منظور مقابله با طومارها به متنهای دست نویس یونانی نیز پناه بردند . اگرچه متن دست نویسهای پیدا شده با طومارهای کومران فرق داشت اما محققان وابسته به واتیکان می کوشیدند طومارها را بی اعتبار نشان دهند.

 

به طور کلی متون طومارها چراغ جدید را برای شناخت و ساختن یک مفهوم دیگر از کتاب مقدس و روایتی دیگرگون از آن را ارائه می دهد که مستعد تبدیل شدن به یک فرقه نوین است . به زبان فارسی جز کتاب خنوخ نگارنده اثر دیگری را ندیده است که چه بصورت رسمی وچه بصورت زیر زمینی منتشر شده باشد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 12:23 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

هزار انجیل #27

انجیل یوسف نجار

 

این نوشته در قرن چهارم میلادى یا حدود سال 400 به زبان یونانى در مصر نوشته شده و اكنون نسخه هاى لاتینى، قبطى و عربى آن موجود است. البته برخى اصل این نوشته را قبطى دانسته اند. در واقع، این نوشته داستان زندگى یوسف نجار است كه در ضمن آن، قدرى از زندگى مریم و نیز تولد عیسى مسیح آمده است. داستان زندگى یوسف را عیسى براى شاگردانش بر فراز كوه زیتون نقل مى كند. یوسف در بیت لحم نجارى میكرد و مریم در معبد خداوند به خدمت مشغول بود.

 

یوسف، كه قبلا ازدواج كرده و داراى فرزندانى بود، به سرپرستى مریم انتخاب شد. مریم به وسیله روح القدس آبستن شد و فرشته خداوند یوسف را از ما وقع مطلع كرد. ماجراى سرشمارى پیش آمد و در راه عیسى متولد میشود و هیرودیس دستور قتل عام اطفال را میدهد و خانواده یوسف به مصر می گریزد و سپس با مرگ هیرودیس به ناصره جلیل باز می‌گردد.

 

آنچه گذشت، در 9 باب اول این نوشته آمده، كه مشابه دیگر اناجیل كودكى است و تنها در جزئیات متفاوت است. از باب دهم سخن از كهن سالى یوسف است كه به 111 سالگى رسیده و كاملا سالم است. عیسى در خانواده یوسف بود و فرشته خداوند یوسف را از مرگ او مطلع كرد. یوسف به دعا مشغول شد و به مرض مرگ مبتلا گشت. یوسف روح خود را تسلیم كرد و به هنگام مرگ، سخنانى به زبان آورد و كلمات ایمان را شهادت داد. یوسف در حال احتضار بود و عیسى براى او دعا كرد و میكائیل و جبرائیل روح او را به ملکوت منتقل كردند و بدن او را فرشتگان کفن نمودند و عیسى گفت كه حتى بدن او از بین نمی رود. یوسف به خاك سپرده شد.

 

در پایان، سخنى درباره مرگ آمده است و آن این كه مرگ به خاطر گناه آدم بر همگان عارض میشود و شاگردان مسیح در این باره از او سؤالاتى كردند. ویژگى این نوشته آن است كه بحث هایى الهیاتى درباره آخرت شناسى مطرح كرده است. برخى با توجه به این مباحث تاریخ نگارش كتاب را حدود سال 400 میلادى تعیین كرده اند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 22 مرداد 1396
ساعت : 10:59 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

عیاشی میلیونی کشیش 81 ساله در لاس وگاس از محل اعانات کلیسا

 

کشیش جان اسکهان 81 ساله آمریکایی، به اتهام سرقت صدها هزار دلار از صندوق اعانات کلیسا، به دادگاه فرا خوانده شد. این سرقت یکی از بزرگترین سرقت‌های تاریخ کلیسا در آمریکا اعلام شد.

دو تن از کشیشان یک کلیسای کاتولیک در فلوریدا پس از انتقال اعانات به یک حساب بانکی، کمک‌های مردمی ‌را به حسابی واریز کرده و سپس از آن برای ریخت و پاش و خوشگذرانی در لاس وگاس استفاده می‌کردند. قسمتی از این پول به مبلغ یک میلیون دلار از کمک‌های مردمی‌ به کلیسایی در فلوریدای آمریکا، از قمار خانه‌های لاس وگاس سر در آورد.

کشیش فرانیسس گوینان، هم‌دست وی نیز به سرقت یک میلیون دلار در سالهای 2001 تا 2006 متهم شد. مسئولان ذی حساب معتقدند ممکن است مبلغ واقعی که این افراد در طی بیست سال به سرقت برده‌اند بالغ بر هشت میلیون دلار باشد.

سرقت اعانات از کلیسا در سال 2005 در پی اظهارات یک کشیش محلی ناشناس در تماس با پلیس و بررسی ورود و خروج مالی کلیسا فاش شد.

کشیشان متهم ابتدا از آمریکا گریختند اما «گوینان» در نامه‌ای از مقامات کلیسا خواست از متهم کردن آنها بپرهیزند و خود و هم‌دستش را فردی بخشنده و خیر خواند. اما این درخواست از سوی مقامات قضایی رد شد و کشیش «اسکهان» در بازگشت از ایرلند در فرودگاه بازداشت شد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 

 

 

عذرخواهی کاردینال کاتولیک بابت جنایت نخواندن آزار جنسی کودکان

 

یک کاردینال ارشد اهل آفریقای جنوبی بابت اظهاراتش در رابطه با آزار جنسی کودکان عذرخواهی کرد. این کاردینال ارشد آفریقای جنوبی در ادامه تاکید کرده که بابت اظهاراتش به ویژه از کسانی که قربانی آزار جنسی هستند و از کلیسا انتظار کمک و حمایت دارند، عذرخواهی می کند.

به گزارش خبرگزاری رویترز کاردینال "ویلفیلد فکس ناپیئر" اسقف اعظم کلیسای شهر دوربان آفریقای جنوبی اخیرا در مصاحبه با شبکه 5 رادیو بی بی سی آزار جنسی کودکان را نه یک جنایت بلکه یک بیماری دانسته بود که باید درمان شود. اظهارات این کاردینال ارشد موجی از محکومیت و واکنش افکار عمومی را در پی داشت.

کاردینال ناپیئر در مصاحبه با رادیو بی بی سی گفته بود: "از نظر من آزار جنسی کودکان مساله ای جنایی نیست بلکه یک بیماری است".

وی افزوده بود که خود او دو کشیش کاتولیک را می شناسد که در دوران کودکی قربانی آزار جنسی بوده و خود آنها بعدها همین عمل را روی کودکان دیگر انجام داده بودند ولی بعد خود را درمان کردند و مجازات نشدند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 

 

 

رسوایی جنسی کشیشان كلیساها به نروژ كشیده شد

 

جورج مولر 58 ساله كه یكی از اسقف‌های نروژی آلمانی تبار است، اعتراف كرد، از كودكان خردسال سوءاستفاده‌ی جنسی كرده است.

علاوه بر این كلیسای نروژ اعلام كرد كه جورج مولر حدود 20 سال پیش، از یك خادم كلیسا سوءاستفاده‌ی جنسی كرده است.

اعضای كلیساهای نروژ در پی این اعترافات در بهت و حیرت به سر می‌برند. این سوءاستفاده‌ها علت اصلی استعفای پیش از موعد اسقف تروندهایم، طی سال‌های گذشته بوده است.

مولر كه اصالتا اهل شهر آیفل است زمانی كه یك كشیش ساده بوده است به چنین اقداماتی مبادرت ورزیده بود.

به گزارش خبرگزاری دی ولت آلمان، شورای رسمی اسقف‌های آلمان از یكی از اسقف‌های آووسبورگ در مورد انتقادات وارده بر وی مبنی بر سوء استفاده جنسی از كودكان توضیح خواست.

به این ترتیب از والتر میكسا اسقف آووسبورگ انتقاد شده است كه زمانی كه كشیش شهر شرونبهائوزن در ایالت بایرن بوده است اقدام به ضرب و شتم شدید كودكان نموده است.

این درحالی است كه والتر میكسا ضمن رد انتقادات وارد شده، گفت: افرادی كه ادعا می‌كنند ازمن كتك خورده‌اند من را به یاد نمی آورند، من نیز چیزی در این مورد به یاد نمی آورم.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 

 

 

رسوایی جدید كشیش‌ها در آمریكای لاتین

 

پاپ با هشت تن از اهالی كشور مالت دیدار كرد كه توسط كشیش‌ها در كودكی مورد سوء‌استفاده جنسی قرار گرفته بودند.

واتیكان نیز بیانیه‌ای را منتشر كرد مبنی بر اینكه كه كلیسای كاتولیك از تمامی قدرت و اختیار خود برای محاكمه این كشیشان استفاده خواهد كرد و تدابیر موثر را برای حفاظت از كودكان اتخاذ می‌كند.

فرانس پرس گزارش داد كه یك شهروند مكزیكی به دنبال شكایت از كاردینال‌های كاتولیك در شهر مكزیك و لس آنجلس است و آنها را به پنهان كردن سابقه یك كشیش مكزیكی كه از كودكان سوء استفاده جنسی كرده،‌ متهم كرده است. وی در شکایتش مدعی شد كاردینال نوربرتو ریورا از روی عمد موضوع سوء استفاده جنسی نیكلاس آگیلار را پنهان كرده است. قضات در كالیفرنیا قبلا دو مرتبه اتهام‌ علیه ریورا را رد كرده بودند.

آسوشیتدپرس نیز گزارش داد كه زندانی شدن یك كشیش 83 ساله در برزیل به اتهام سوء‌استفاده از پسران حدود 12 ساله به رسوایی‌های جنسی كلیسای كاتولیك افزوده است. این اتهام‌ها علیه مونسیگور ماركس باربوسا و دو كشیش برزیلی دیگر در رسانه‌های مختلف جهان منتشر شده است.

دستور محرمانه و مستقیم واتیكان برای توقف بررسی آزار جنسی 200 پسر ناشنوا توسط كشیشان "ویسكانسین" آمریكا فاش شد، که انتقادهای نهادهای مردمی را نسبت به کلیساها و کشیشان به شدت افزایش داد.

یك نظر سنجی كه توسط شبكه یورو نیوز صورت گرفته نیز نشان می دهد كه اكثر پرسش ‌شوندگان این نظرسنجی قاطعانه اظهار داشتند نهاد ناظری بر عملكردهای غیر اخلاقی كلیساها وجود ندارد تا اقدامات بازدارنده‌ای در زمینه جلوگیری از وقوع آزار جنسی كودكان در كلیساها انجام دهد. دولتها و قضات دادگاه ها نیز با کلیساها و کشیشان متجاوز برخورد قاطعانه ای ندارند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 16 مرداد 1396
ساعت : 08:16 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

بازداشت ۵۲ کشیش انگلستان، به اتهام تجاوز به زنان و کودکان

 

کمیسیونی مستقل، جرم 52 کشیش را در رابطه با بهره برداری جنسی از زنان و کودکان اثبات و فعالیت آنها در نهادها و موسسات وابسته به کلیساها ممنوع کرد.


این کمیسیون مستقل همچنین اعلام کرد 487 اتهام تجاوز جنسی بر ضد کشیشان کلیسا در فاصله 2003 تا 2012 مطرح شده است، علاوه بر این، 31 کشیش با دراختیار داشتن تصاویر غیراخلاقی از کودکان متهم شدند.


اما کمیسیون یادشده اذعان کرد که موارد زیادی از فساد اخلاقی کشیش ها نیز به طور رسمی مطرح نشده است چرا که قربانیان بهره برداریهای جنسی کشیش ها از افشا شدن این موارد تردید داشتند.


دنی سولیوان، رئیس این کمیسیون اعلام کرد: از سال 2010، هرگونه اتهام فساد اخلاقی کشیش ها را خواه مربوط به گذشته و خواه زمان حال، به پلیس گزارش دادیم. در مجموع 384 مورد پیگرد داخلی از این نوع تا اواخر 2013 در کلیسای انگلیس و ولز به اجرا گذاشته شد.


موضوع فسادجنسی خبرنگاران و مجریان بی بی سی که حتی تجاوز به حیوانات نیز در پرونده های آنها وجود داشت، مردم را شوک زده کرده بود و بعد از آن، خبر بازداشت و محاکمه چند تن از اعضای پارلمان و سیاستمداران انگلیسی به اتهام تجاوز به کودکان فاش شد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 


کودکان و نوکشیشانی که طعمه هوس شدند

 

بر اساس تحقیقی که توسط یک سازمان خیریه کودکان به نام "انجمن ملی برای جلوگیری از خشونت علیه کودکان" (ان‌پی‌سی‌سی) انجام پذیرفته، حدود ۵۵۴۷ کودک پیش‌دبستانی و دبستانی در سال ۱۳-۲۰۱۲ در سراسر انگلیس و ولز توسط وابستگان به دربار انگلیس، کلیساها، و همچنین مجری شبکه بی بی سی مورد تعرض جنسی قرار گرفتند. این در حالی است که سال پیش از آن این رقم ۴۷۷۲ مورد بود.

 

این تعداد، تنها محدود به مواردی است که افشاء شده و کارشناسان بر این باورند که ابعاد مساله بسیار گسترده‌تر است. این تحقیق بر اساس داده‌های ۴۱ مرکز پلیس انجام گرفته.

 

این گزارش همچنین نشان می‌دهد تعرض جنسی به کودکان زیر ۱۱ سال، ۲۴ درصد تمام حملات جنسی به کودکان در انگلیس و ولز را در بر می‌گیرد.

 

شمار جرایم جنسی ثبت شده علیه کودکان در ایرلند شمالی در پی مطرح شدن این گزارش، صدها اتهام کودک آزاری و تجاوز به اطفال علنی شد.

 

بر اساس این گزارش تحت عنوان "دادن تریبون به قربانیان"، حدود 560 مورد تجاوز کشیشان کلیساها و ۲۱۴ مورد جنایت علیه کودکان توسط جیمی ساویل کسی که از ملکه انگلستان لقب درباری دریافت نموده بود و همچنین ۳۴ مورد تجاوز توسط مجری سابق شبکه بی‌بی‌سی به کودکان ثبت رسیده است.

 

کاردینال کیت اوبراین، به عنوان اسقف اعظم سنت اندرو و ادینبورگ

کشیش ارشد بریتانیا - کاردینال کیت اوبراین را در تصاویر فوق در کنار دوست دیرینه خود، جیمی سویل مشاهده می نمایید. هر دو از شخصیتهای برجسته کلیسا و دربار انگلستان هستند و به بیش از هزار کودک و نوجوان زیر سن قانونی به نام عیسی مسیح (خدای مسیحیان) و زیر صلیب مقدس (مورد پرستش مسیحیان) تجاوز جنسی نموده اند.

 

کاردینال کیت اوبراین در 25 فوریه 2013 از سمت خود کناره گیری نمود و از کلیسای اسکاتلند اخراج شد. وی علاوه بر کشیش دربار ملکه انگلستان، دوست صمیمی جیمی سویل و یکی از برجسته ترین کشیشان کاتولیک بود و بهترین و نزدیکترین دوست پاپ بندیک مستعفی نیز محسوب می گشت.

آنها علاوه بر تجاوز به کودکان، حتی به نوکشیشان تازه وارد نیز تجاوز می نمودند. به چند اعتراف در این باره توجه فرمایید:

یک دانشجوی کشیشی سابق کاتولیک بعد از این که قربانی تجاوز کاردینال کیت اوبراین شد، استعفا داد و کلا از کلیسا خارج شد و از دین مسیحیت نیز برگشت. وی چنین می گوید: در سال 1980، پس از دعای شب، زمانی که او یک دانشجو در کالج سنت اندرو بود کاردینال در نیمه شب به وی تجاوز نمود. این شخص که اکنون ازدواج کرده، می گوید: کاردینال فردی بسیار قدرتمند بود و من در ان زمان نمی توانستم شکایت کنم و از آبرویم نیز می ترسیدم و به همین دلیل صرفه نظر کردم و استعفا دادم و بطور کل از مسیحیت خارج شدم.

 

کشیش دیگری می گوید: من در یک محله زندگی می کرم که نزدیک محل اقامت کاردینال بود. زمانی که توجه کاردینال اوبراین به من جلب شد وی من را به خانه اش دعوت کرد، و در هنگام دعای شب، با من ارتباط نامناسب برقرار کرد و من از خانه او فرار کردم.

 

کشیش دیگری اعتراف نمود کاردینال برای نوشیدن شراب من را به خانه خود دعوت نمود و در اواخر شب به زور به من که جوانی 22 ساله بودم تجاوز نمود. این اتفاق در سال 1980 افتاد.

 

کشیش چهارم گفت: کاردینال دعای شبانه را به عنوان بهانه ای برای تجاوز به من استفاده کرد و من جوانی خجالتی و کم رو بودم و او از من سوءاستفاده نمود در همان محل مقدس دعا کاردینال به من تجاوز نمود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 15 مرداد 1396
ساعت : 07:12 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کشیش اوانجلیست با تجاوز به دختر 2 ساله خود صدها تجاوز جنسی در کلیسایش را افشاء نمود.

 

کشیش اوانجلیست به نام "تری برنارد لوئیس 39 ساله" از کلیسای " Evangeliste Yves Miami Hosanna Church" به رسانه ها گفت: زمانی که شروع کردم به تعویض پوشک دخترم، کنترل خود را از دست دادم و دیگر نفهمیدم چه شد. خداوند مرا ببخشد.

 

کشیش تری برنارد با تجاوز شدید به دختر 2 ساله خود، او را راهی بیمارستان کرد. دختر وی بر اثر تجاوز، دچار صدمه و خونریزی شدیدی شده بود در بیمارستان بستری گردید.

 

این کلیسا اکنون بسته شده است و کشیش تری برنارد به دلیل تجاوز به کودک خردسالش دستگیر شده . تحقیقات در این زمینه ادامه دارد که شاید این رفتار بر روی کودکان کلیسا نیز اجرا شده باشد و این کشیش درگیر تجاوزات جنسی بیشتری باشد.

 

کلانتر در تاریخ 10 ژوئن، 2005، گفت: کشیش برنارد در طول تعویض پوشک فرزندش، شروع به دست زدن به دختر خوردسال خود و دست زدن به دهان او برای ارضاء جنسی و در نهایت به تجاوز به کودک و خونریزی دختر بچه اش انجامید و کودک به بیمارستان انتقال یافت.

 

دادستان فدرال لیزا ماری فریتاس، از وزارت دادگستری ایالات متحده، و دفتر اف بی آی نیواورلئان پیگیر این قضیه هستند. این اتفاق زمانی رخ داد که همسر کشیش برنارد، نیکول برنارد، مشغول به کار بود.

 

دادستان فدرال لیزا ماری فریتاس، اضهار داشت که کشیش برنارد، اعتراف نموده در هنگام تعمید و همچنین مراسم عشایر بانی در اتاق دعای کلیسا به طور مجزا در چند نوبت در زمانهای مختلف به 6 دختر و دو پسر کلیسا نیز تجاوز نموده و به سه زن شوهر دار رابطه جنسی متمادی داشته.

 

دادستان فدرال گفت که او و دیگر عوامل FBI یک حکم بازرسی برای کلیسای کشیش برنارد دریافت نمودند و در هنگام بازرسی هیچ چیزی در محراب کلیسا نبود - هیچ مدرکی از قسمت محراب کلیسا یافت نشد.

 

ولی با نگاهی دقیقتر، نکاتی جلب توجه می نمود، مانند اتاق کودکان و نوجوانان که زمینش سیاه و سفید بود. وقتی که چراغ ها را خاموش کردیم، اتاق با نور سیاه و سفید مجهز شده بود. بر روی دیوارها و حتی سقف این اتاق و همچنین سطح کف اتاق نوشتهایی شامل آهنگ ها، اشعار و آیات کتاب مقدس نوشته شده بود. ما با استفاده از یک ماده شیمیایی خاص، توسط تیم جستجو نشانه هایی از مایعات بدن در سراسر فرش یافتیم.

 

در جستجوی چند قطعه از شواهد، از جمله کامپیوتر، مدرک خاصی که به طور مستقیم به کشیش برنارد مربوط شود نیافتیم.

 

قاضی داگ هیوز پس از جلسه دادگاه اعلام کرد که تا کنون، علاوه بر کشیش برنارد و دستیارش، چهار نفر دیگر نیز از جمله معاون کلانتر که در ان کلیسا خدمت می کردند به دلیل تجاوز جنسی و کودک آزاری زندانی شده اند. تحقیقات نشان می دهد که تا کنون 24 کودک زیر 12 سال، در این کلیسا قربانی تجاوز جنسی شده اند. همچنین 17 نوجوان بالای 12 سال تا 18 ساله نیز مورد تجاوز قرار گرفته اند. در این کلیسا 5 زن شوهر دار اعتراف کرده اند که با کشیش و دستیار و برخی از خادمین کلیسا راوبط جنسی طولانی مدت داشته اند.

 

معاون کلانتر "کریستوفر بلر" 24 ساله که در کلیسا نیز خدمت می نمود به دلیل سه فقره تجاوز به عنف و تهدید خانواده ها و تخلفات دستگیر شد و از کار اخراج گردید و هم اکنون در زندان بسر می برد.

 

امروزه مردم از کلیساها چند گام جلوترند. اکنون زمان به چالش کشیدن کشیش ها توسط دخترانشان است و نه گالیله...!! ... برگرفته از کتاب "دختر کشیش" جرج اورول

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 15 مرداد 1396
ساعت : 07:08 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

آزار جنسی گسترده کودکان توسط کشیش ها در بلژیک

 

کلیساهای بلژیک از اتهام سرپوش گذاشتن بر آزار جنسی کودکان توسط کشیش ها، تبرئه شدند.

نتیجه تحقیقات رسمی در بلژیک نشان می دهد که آزار جنسی کودکان توسط کشیش ها به مدت ده ها سال در تقرییا تمام حوزه های اسقفی این کشور جریان داشته است.

در گزارش کمیسیون تحقیق بلژیک آمده است که در این مدت، سیزده قربانی تجاوز جنسی، خودکشی کرده اند و شش نفر دیگر دست به خودکشی زده بودند ولی نجات داده شده اند.

اعضای این کمیسیون که شهادت حدود 500 قربانی آزار جنسی را شنیده اند، می گویند: از شنیدن جزئیات نحوه تجاوز به قربانیان شوکه شده اند.

بسیاری از این قربانیان پسر بچه بوده اند ولی بیش از یک صد دختر باکره نیز مورد آزار و تجاوز جنسی کشیش ها قرار گرفته اند.

والدین یکی از قربانیان به کمیسیون تحقیق گفت که فرزندشان در دو سالگی مورد آزار جنسی کشیش کلیسا قرار گرفته بود.

شواهد به دست آمده نشان می دهد که آزار جنسی کودکان در بلژیک در دهه 1960 به قدری گسترش داشته که تقریبا در تمام حوزه های اسقفی و تمام مدارس شبانه روزی تحت نظر کلیسا جریان داشته است.

ولی در دهه 1980 موارد تجاوز جنسی توسط کشیش ها کاهش یافته که کم شدن تعداد کشیش ها و کاهش مداخله آنها در نظام آموزشی، می تواند از جمله دلایل آن باشد.

کلیساهای بلژیک از این اتهام که به طور منظم بر این ماجراها سرپوش می گذاشته تبرئه شده اند.

در جریان این تحقیقات چندین بار اعضای کمیسیون و شاهدان تهدید به مرگ شده بودند.

پلیس در جریان تحقیقات، به جلسه اسقف های کاتولیک بلژیک یورش برد و اسناد و کامپیوترهای آنها را توقیف کرد.

مدارک و شواهد کمیسیون تحقیق بلژیک اکنون در اختیار پلیس این کشور قرار داده شده است.

بلژیک یکی از چندین کشوری است که با رسوایی های مربوط به آزار جنسی کودکان توسط کشیش ها مواجه است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 15 مرداد 1396
ساعت : 06:34 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

قربانیان شرم زده بودند اما کشیش نه !

 

فساد در لباس مذهب از بدترین انواع فساد است. آن چه در زیر می خوانید نمونه تکان دهنده ای از این نوع تجاوز است که اکنون نزدیک پانزده ده سال است خبر آن در جهان پیچیده، بنا به مصالح سیاسی و وقتی که قرار است واتیکان به علت برخی مواضع سیاسی تنبیه شود، خبر اوج می گیرد و بعد باز به خاطر مصالح سیاسی و فشار توامان واتیکان و شبکه گسترده قدرت مرکب مذهبی و سیاسی باز صدای آن خاموش می شود. به علت گسترش نفوذ قدرت های مذهبی در آمریکا در دوره اخیر نویسنده پرونده یک کشیش را از آرشیو در آورده و مجددا برای استمداد به خوانندگان متوسل شده است.

 

قضیه پدر جری

در ۱۹۹۶ یک کشیش کاتولیک به گردانندگان نشریه اینترنتی کانتر پانچ خبر داد کلیسای کاتولیک آمریکا ۵۰۰ میلیون دلار پرداخت تا پرونده کشیشانی را که به تجاوز جنسی متهم بودند سرهم بیاورد. تنها در سال ۱۹۹۷ هیات ژوری دالاس ۱۱۹٫۶ میلیون دلار برای کلیسای کاتولیک خسارت تعیین کرد. اگر خسارت دادگاه دالاس به تمام پرونده های مربوط به تجاوز کشیشان در سطح کشور تعمیم داده می شد، میزان خسارت سر به میلیارد می زد.

 

بسیاری از موارد تجاوز جنسی هرگز به دادگاه ها نرفت. زیرا شهادت قربانیان چنان تکان دهنده بود که مقامات کلیسا قبل از رفتن پرونده به دادگاه به مذاکره و پرداخت غرامت مبادرت می کردند. الکساندر کابرن از گردانندگان اصلی نشریه کانتر پانچ می گوید به همکاران نشریه اطلاع دادند که بخش عظیمی از دلارها مستقیما از رم می آمد.

 

کابرن پرونده یکی از متهمان این جنایت به نام عالیجناب جری را برای خواننده می گشاید، زیرا معتقد است هم اعمال او و هم تلاش کشیشان ژزوئیتی که مقامات ارشد کلیسای کالیفرنیا هستند برای لاپوشانی آن آن قدر نفس گیر و تکان دهنده است که نباید نسبت به آن خاموش ماند و کابرن از آمریکائی ها تقاضا کرده است اگر اطلاعاتی در مورد او دارند به وکلای قربانیان در این مورد کمک کنند. برخی از قربانیان عالیجناب جری فقط ۴ یا ۸ سال سن داشتند.

 

بخشی از پرونده عالیجناب که در کالیفرنیا دنبال می شود از این قرار است:

موارد جرم پدر جری را حداقل تا سال ۱۹۷۵ می توان دنبال کرد، اما پرونده اتهامات که پدر جری آن ها را انکار می کند در سال ۱۹۹۶ به جریان افتاد. در این سال مایکل میدو وکیل دو نفر از قربانیان به نامهای بارت و ویلیام لینچ، از او به دادگاه شکایت کرد. این دو برادر می گویند ۲۴ سال پیش وقتی آن ها تنها ۴ و ۸ سال داشتند در اردویی که جنبش مسیحیان برای خانواده Christian Family Movement بر پا کرده بود،شرکت کرده بودند. کاتلین اسمیت یک مادر که عضو این جنبش بود می گوید این جنبش از گروهی تشکیل شده که مقامات واتیکان و کلیسای اوکلند کالیفرنیا آن را تایید کرده اند. او به خاطر می آورد در اواسط سال های ۷۰ با پدر جری تماس گرفت تا مشاور مسایل معنوی سازمان باشد. جری پذیرفت و تا سال ۱۹۷۹ در این مقام باقی ماند.

 

بارت ۴ ساله بود که پدر جری در یک سفر اردو به او تجاوز کرد. او می گوید:” خشونت در این ماجرا مساله اصلی است، حتی مهم تر است از خود تجاوز جنسی. من به مفهوم واقعی کلمه ترس جان داشتم. پدر جری در گوش من نجوا می کرد: تو میخواهی زنده بمانی، نمی خواهی. به هیچکس نگو وگرنه ترا به قتل می رسانم” . این بعد از آن بود که پدر جری به بارت تجاوز کرده بود. او می گوید: ” من خون روی شلوارم را به خاطر می آورم که پدر جری داشت آن را در جنگل دفن می کرد.”

 

مری لو یکی از والدینی که با اردو همراه بود آن بعد از ظهر را به خاطر می آورد:

“این برای من مرموز بود که چرا پدر جری با دو پسر بچه جفت شده بود. آن بعد از ظهر وقتی زمان شام رسید همه آمدند به جز بارت، ویل و پدر جری. مردم برای جستجوی آن ها به چند گروه تقسیم شدند. عاقبت بعد از مدتی پدر جری با دو پسر بچه از توی جنگل در آمدند و همه شروع کردند به دست زدن.”

 

ویلیام, جری به خاطر می آورد: “در اردوی روزها Memorial و روز کارگر پدر جری من و برادرم را مجبور می کرد وقتی اوبه من تجاوز می کرد، با هم تماس جنسی داشته باشیم.” برادر ها می گویند آنها همه زندگی شان را با این رنج زیسته اند. تا همین اواخر شرم مانع آن می شد که این تجاوز را حتی بین خودشان مورد بحث قرار دهند.

 

وکلای دو برادر در تحقیقات خود بین کسانی که در جنبش شرکت داشتند سرانجام به دو زن بر می خورند که در اواخر ساله های ۲۰ و اوایل سی سالگی زندگی خود به سر می برند. هر دو داستان هایی در باره پدر جری دارند.

 

بر اساس اوراق شهادت دادگاه دبی . ال به خاطر می آورد که وقتی حدود ۸ سال داشت پدر جری برای شام در خانه آن هابود. آن ها سوپ فوندو داشتند که غذای محبوب او بود و در خانواده آن ها رسم بود که هرکس نانش را در سوپ فوندو فرو می برد باید یک نفر از جنس مخالف را می بوسید. پدر جری از روی قصد نانش را در فوندو فرو می برد و بعد به طرف او برمی گردد و به او چشمک می زند و به صدای بلند می گوید باید او را ببوسد.

 

بعد از شام دبی به زیر زمین می رود تا یا با یکی از هم بازی هایش بازی کند یا شاید قایم شود. ولی به هر حال تنها می ماند. صدای پای مادرش را در طبقه بالا می شنود. بعد صدای پای پدر جری را در پلکان و به خاطر می آورد :” سعی کردم فرار کنم” اما پدر جری مرا می گیرد و به تختی که آن جا بود می چسباند. روی من قرار می گیرد. او ردای بلندش را پوشیده بود. مرا می بوسید.” دبی بعد به خاطر می آورد که در حمام است و از بیرون آمدن سرباز می زند. وقتی سرانجام می خواهد بیرون بیاید تا خداحافظی کند حتی نمی تواند به پدر جری نگاه کند. پدر جری می گوید اصلا چنین چیزی را به خاطر نمی آورد.

 

یکی دیگر از اعضای جنبش ،کریستا به خاطر می آورد ۷ساله بود که به میهمانی نزد خانواده ای از دوستان فامیل رفته بودند، یادش می آید او لباس دوستش را پوشیده بود و ” ملوس ” شده بود، داشت با دوستانش بازی می کرد که پدر جری پیش آن ها آمد و به او با انگشت اشاره کرد که همراه او برود. جری کریستا را زانویش نشاند:” نزدیک نیم ساعت محکم به من چسبیده بود و چون کشیش بود من مطیعانه اجازه می دادم او این کار را بکند. پشت من به طرف اوبود. وقتی موقع شام شد همه بچه ها از اطاق بیرون رفتند, ولی پدر جری به او اجازه نداد برود. ”او مرا برگرداند و شروع کرد به بوسیدن من و آه کشیدن. لب های او تر بود و او صورت و زبانش را روی همه صورت و گردن من می کشید و صداهای عجیبی در می آورد که من هر گز نشنیده بودم. شبیه آه و ناله بود.”

 

دبی و کریستا هم مثل لینچ ها در دوره بلوغ از یک مرحله دردناک گذشتند تا بتوانند خود را با این مساله انطباق دهند. آن ها رفتار خود ویرانگر پیش گرفتند، به دپرسیون های حاد دچار شدند و همیشه احساس گناه و شرم داشتند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 10 مرداد 1396
ساعت : 03:22 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات


با خدای کتاب مقدس آشنا شوید!

 

خدا شبیه انسان است (پیدایش 1 : 26)

خدا پا دارد و دیده می شود (خروج 24: 10 و 11)

خدا ورزش می کند با یعقوب کشتی گرفت (پیدایش 32 : 24)

خدا می تواند بنشیند و لباس او سفید است و موی سرش مانند پشم و عرش او از آتش که زیر عرش چرخ دارد! (دانیال 7: 9)

انسان بر خدا غلبه پیدا کرد و کمر خدا را به خاک مالید و خدا را شکست داد (پیدایش 32 : 25)

خداوند پا دارد و پای خود را در آب می شوید و زیر سایه درخت استراحت می کند و نان می خورد (پیدایش 18 : 4 و 5)

خداوند کره و شیر و گوساله کبابی می خورد (پیدایش 18 : 8)

خدا سر و مو دارد (دانیال9:7)

خدا دارای دست راست و بازو است و صورتش نور دارد (مزامیر3:44)

خدا صورت و پشت سر(قفا) دارد. قفای او را میشود دید، ولی رویش را نمیشود!(خروج23:33)

خدا چشم و گوش دارد. (مزامیر15:34 و همچنین مزامیر4:11، دانیال18:9 و اوّل پادشاهان8: 29و52 و ارمیا17:36 و ارمیا19:32 و ایوب21:34 و امثال15:3 به داشتن چشم اشاره دارند و مزامیر6:17 به داشتن گوش اشاره دارد.)

این خدا اگر بخواهد دماغش را بخراند از پسرش کمک می گیرد زیرا این خدا خیلی چاق است و خود نمی‌تواند (انجیل 20:15)

خدا صورت دارد.(مزامیر15:17)

خداوند گوش دارد و گوش می کند (اعداد11: 1)

خداوند تکلم می کند (ارمیا 13 : 15)

خدا دو چشم دارد (تثنیه 11 : 12)

خدا لب و زبان دارد (اشعیا27:30)

خدا دست و پا دارد (تثنیه3:33)

خدا انگشت دارد (خروج18:31)

خدا احشا و دل دارد و در درون خود قلبی دارد.(ارمیا19:4)

خدا کمر دارد و احساس کمردرد هم میکند (اشعیا3:21)

خدا داری فرزند پسر است (متی 16 : 16)

پسر خدا پرخور و میگسار و دوست باجگیران و فاحشه ها است (متی 11 : 19)

خدا جسد دارد (لوقا 24: 3)

خدا داری فرزند پسر است (متی 16 : 16)

خدا برای حرکت کردن و طی مسافت به الاغ نیاز دارد (متی 21: 5)

خدا همزمان بر دو الاغ سوار می شود و سوار بر دو الاغ حرکت می کند (متی 21: 7)

فاحشه ها زودتر به ملکوت خدا می روند (متی 21: 31)

 

این است خدایی که کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان معرفی می کند!

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 10 مرداد 1396
ساعت : 02:26 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات


مسیحیت در گذر تاریخ؟! (بخش دوم)

خوردن گوشت و خون انسان در مسیحت

 

با وجود انواع مختلف خوراکی، انسان یک نوع غذای بسیار لذیذ نیز افزود، و آن گوشت همنوعان وی، یعنی انسانهای دیگر بود می توان تصدیق کرد که زمانی، آدمخواری در میان قبایل اولیه تقریباً عمومیت داشته است؛ این عادت در میان ملتهایی که از لحاظ تاریخ متأخر هستند، از قبیل ایرلندیان، ایبریاییان، پیکتها و حتی نزد مردم دانمارك در قرن یازدهم وجود داشته است. در بسیاری از نواحی، گوشت انسان عنوان کالای بازرگانی داشته و مردم مطلقاً اطلاعی از مراسم دفن میت نداشته اند. در کنگوی علیا مرد و زن و بچه را به عنوان گوشت قصابی آشکارا خرید و فروش می کرده اند. در جزیرة بریتانیای جدید گوشت انسان را، مانند گوشت حیوانات در دکانهای قصابی به قناره می زدند و به فروش می رسانیدند، در جزایر سلیمان اسرای انسانی، مخصوصاً زنان را، مانند خوك می پروردند و برای کشتن در روزهای جشن و مهمانی آماده نگاه می داشته اند. فوئجیان گوشت زن را بر گوشت سگ ترجیح می داده اند، به قول آنان گوشت سگ مزة بدتری داشته است. یکی از بومیان جزیرة تاهیتی به پیرلوتی، سیاح معروف، گفته بود که: گوشت انسان سفیدپوست چون خوب پخته شود مزة موز رسیده را دارد. اهالی جزیرة فیجی گوشت سفیدپوستان را دوست ندارند، چون آن را سفت و پرنمک می دانند، و چون یک ملاح اروپایی به چنگ آنان بی افتد آن را برای خوردن نیکو نمی دانند و می گویند که مزة گوشت مردم پولینزی لذیذتر است. در جزایر ملانزی این مایۀ افتخار رئیس قبیله است که دوستان خود را به خوردن گوشت کباب شدة انسانی مهمان کند. این گفتۀ یکی از رؤسای قبایل برزیل است که می گوید: اگر من دشمنی را بکشم، شک نیست که بهتر آن است که او را بخورم و نگذارم گوشتش فاسد شود و کسی از آن بهره ای برنگیرد. آنچه دردناك است آن نیست که انسان را بخورند، بلکه بد آن است که انسان بمیرد و گوشتش فاسد شود؛ هنگامی که کشته می شوم برای من یکسان است که قبیلۀ دشمن مرا بخورد یا به حال خود رها کند؛ من از میان انواع گوشت شکار، هیچ کدام را به لذت گوشت انسان نیافته ام. در واقع این عمل اجرای طرح کشیش جاناتان سویفت است که پیشنهاد کرده بود بچه های مازاد بر احتیاج خانواده ها را به مصرف خوراكی برسانند و برای پیران فرصتی ایجاد کنند تا به شکلی که نفعش به دیگران برسد از دنیا بروند. به این ترتیب از مراسم و تشریفات غیرلازمی که برای کفن و دفن اموات صورت می پذیرد و عنوان تجملی دارد نیز جلوگیری می شود!! به عقیدة مونتنی اینکه به بهانۀ دین و پرهیزگاری کسی را تا به حد مرگ عذاب و شکنجه کنند "همچنانکه در زمان او مرسوم بود" بسیار وحشیانه تر از آن است که او را بعد از مرگ بپزند و به مصرف خوراك برسانند.

 

در جزیرة کارولینا در خلیج مکزیک، مجسمۀ فلزی بزرگی از یکی از خدایان مکزیکی یافته اند که در جوف آن بقایای انسانی دیده شده؛ بدون شک این بقایا مربوط به انسانهایی بوده است که به عنوان هدیه برای خدایان سوزانده و قربانی شده اند. اکثرا نام خدایی به اسم مولوک یا مولُک را شنیده اید که فنیقیان، کارتاژیان، عبرانیان (یهودیان) و برخی دیگر از ملل سامی قربانیهای انسانی به آن تقدیم میکرده اند. بی شک، این عمل نتیجۀ آن بوده است که مردم به آدم خواری عادت داشته و چنین می پنداشته اند که خدایان نیز گوشت انسان را دوست دارند. این کیفیت پس از آنکه آدمخواری از بین رفته برقرار مانده است ولی بصورتهایی دیگر در میان مردمان بروز پیدا نموده.

 

مردم کم کم به این اندیشه افتاده اند که خدایان خود را نیز بخورند، در مکزیک قدیم مجسمه ای از خدا با دانه و حبوبات می ساختند و کودکانی را کشته، خونشان را بر آن می پاشیدند و آن را به جای خدا می خوردند؛ چنین تشریفاتی در میان قبایل اولیۀ بارها تکرار و اتفاق افتاده است. کاهنان از مؤمنان به چنین خدایی، تقاضا میکردند که مدتی قبل از خوردن خدا روزه بگیرند؛ در هنگام انجام تشریفات، کاهن اوراد سحر آمیزی را می خواند تا مجسمۀ خدایی را که بناست خورده شود به خدای واقعی مبدل سازد. بسیاری از اوقات، شخصی را انتخاب می کرده اند و او را خوب تکریم و احترام نموده یا می پروردنند و عنوان خدایی برکت دهنده و رستاخیز کننده لقبش می دادند و سپس او را می کشند و خونش را می آشامیدند و گوشتش را تناول می نمودند.

 

عادت آدمخواری از کجا پیدا شده؟ بعید است که این عادت نتیجۀ قحطی و کمبود سایر مواد غذایی بوده باشد، اگر براستی چنین هم بوده است، پس از رفع قحطی نیز این عادت برقرار مانده و آن چیز که برای مردم اولیه قضیۀ سیر کردن شکم بود، اینک، بصورت تفنن، و هوا و هوس یا اجرای مراسم دینی پیدا کرده است. برای بسیاری از قبایل، خون انسان غذای بسیار لذیذی است و به هیچ وجه از روی اکراه و ترس و نفرت به آن نمی نگرند، و چه بسیار مردم قبایل که پاکدل و نیکومنش هستند، در عین حال، خون آدم را گاهی به عنوان دوا و گاهی به عنوان وفای به نذر، وفای به عهد یا انجام مراسم و اعمال دینی می آشامند، و غالباً عقیده شان این است که چون خون کسی آشامیده شود نیروی او به شخصی که آن را آشامیده است انتقال می یابد. خوردن خون و گوشت انسان هرگز مایۀ شرمساری نبوده و ظاهراً چنان بوده است که مردم اولیه، از لحاظ اخلاقی فرقی میان خوردن گوشت حیوان و انسان قائل نبوده اند.

 

حال به تاثیر این اعتقادات بر مسیحیت نگاهی بی اندازید...

عیسی مسیح در کتاب مقدس عهد جدید طبق گزارش انجیل یوحنا باب 6 آیه 51 الی 56 چنین می گوید:

من هستم آن نان زنده كه از آسمان نازل شد. اگر كسی از این نان بخورد تا به ابد زنده خواهد ماند و نانی كه من عطا می‌كنم جسم من است كه آن را به جهت حیات جهان می‌بخشم. ...عیسی بدیشان گفت: «آمین آمین به شما می‌گویم اگر جسد پسر انسان را نخورید و خون او را ننوشید، در خود حیات ندارید. و هر كه جسد مرا خورد و خون مرا نوشید،‌ حیات جاودانی دارد ... زیرا كه جسد من، خوردنی حقیقی و خون من، آشامیدنی حقیقی است... پس هر كه جسد مرا می‌خورد و خون مرا می‌نوشد، در من می‌ماند و من در او.

 

عیسی مسیح در کتاب مقدس عهد جدید طبق گزارش انجیل لوقا باب 22 آیه 19 الی 20 چنین می گوید:

این است جسد من كه برای شما داده می شود، این را به یاد من بجا آرید... این پیاله عهد جدید است در خون من كه برای شما ریخته می شود.

 

عیسی مسیح در کتاب مقدس عهد جدید طبق گزارش انجیل مرقس باب 14 آیه 22 الی 24 چنین می گوید:

بگیرید و بخورید كه این جسد من است... این است خون من ... و پیاله ای گرفته، شكر نمود و به ایشان داد و همه از آن آشامیدند.

 

عیسی مسیح در کتاب مقدس عهد جدید طبق گزارش انجیل متی باب 26 آیه 26 الی 28 چنین می گوید:

بگیرید و بخورید، این است بدن من... همه شما از این بنوشید... زیرا كه این است خون من..

 

در کتاب مقدس عهد جدید طبق گزارش رساله اول قرنتیان باب 11 آیات 24 و 25 (پولس رسول این رساله را به ایمانداران كلیسای قرنتس می نویسد).

بگیرید بخورید. این است بدن من كه برای شما پاره می شود. این را به یادگاری من به جا آرید... این پیاله عهد جدید است در خون من. هرگاه این را بنوشید، به یادگاری من بکنید.

 

مشابه این مراسم مسیحی را در میترائیسم یا همان مهرپرستی که از 8000 (هشت هزار) سال پیش از میلاد تا قرن دوم میلادی وجود داشت با همین دقت مشاهده می نمایید.

 

در آخرین روز زندگی زمینی میترا، او در ضیافتی شرکت می‌کند که همانند شام آخر خون و گوشت مقدس را می‌خورد. این ضیافت درون غاری انجام می‌شود. بعد از ضیافت، میترا سوار ارابه خورشید شده و به آسمان عروج می‌کند تا در روز رستاخیز دوباره به زمین بازگردد. در آخر کار جهان، آتشی عظیم در تمام جهان را در بر می گیرد و تنها پیروان میترا از آن آسوده خواهند بود. این پژوهش ادامه دارد..

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 10 مرداد 1396
ساعت : 01:56 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات




تقدیس و غسل تعمید مسیحیان پاک و مقدس ! توسط کشیشان مقدس و منزه کلیسا ! بدون شرح !

تاریخ : سه شنبه 3 مرداد 1396
ساعت : 06:39 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات


کشیشان و آموزه گدایی


کشیش ها مى گویند که آنها به مردم بخشیدن و خیریه را مى آموزند.

این طبیعى است.

چون آنها از پول صدقه مردم زندگى مى کنند.

همه گداها مى آموزند که مردم باید به آنها پول بدهند.

رابرت اینگرسول

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 2 مرداد 1396
ساعت : 01:58 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات


آیا دوست دارید کشیش شوید؟ این متن را بخوانید! 


می‌خواهید کشیش شوید! می‌خواهید خدمت کنید؟ نیاز به صلیب ندارید!

نیاز به زبان و فنِّ بیان دارید و سرمایه اندکی‌!

اما اگر موفق بشوید و کار شما رونق داشته باشد می‌توانید شبکه ماهواره‌ای هم بخرید و بعدش پول روی پول...

برای اینکار یک کتاب مقدّس به زبان فارسی که کمی‌ مسلط باشید و بیشتر از آیات تشویق کننده استفاده کنید تا بتوانید افکار شنوده و بیننده را جذب کنید لبخند یادتان نرود.. همیشه لبخند بزنید!

اگر همسر دارید کنارتان در استدیو حضور داشته باشد بهتر است، اما سعی‌ کنید بیشتر شما صحبت کنید...!

بعدها هم می‌توانید بر روی همسرتان دستگذاری کنید و او را کشیش اعلام کنید!

اگر دختری دارید می‌توانید آن را مجری برنامه مسیحی‌ کودکان کنید!

پسر خاله ،پسر عمو، و همهِ فامیل و بچه محلها هم می‌توانند در این شغل پر درآمد سهم داشته باشند...!

به این ترتیب می‌توانید یک شغل پر درآمد به وجود آورید!

خب الان شما یك كشیش واقعی هستید !


برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 2 مرداد 1396
ساعت : 01:41 ق.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 2

>