تبلیغات
گذرگاه - مطالب ابر فرقه های مسیحی
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه ویساریون / Vissarion

عیسی مسیح از سیبری

 

"آیا شما برای آمدن خداوند انتظار می کشید؟ آیا شما به آن فکر می کنید؟ برای دیدار با مظهر جدید خدا بر روی زمین، به منطقه Tiberkul روستای Petropavlovka در روسیه، سفر کنید. در آنجا مسیح حقیقی را خواهید یافت."

 

یک پلیس راهنمایی و رانندگی سابق روسیه ، با تشکیل فرقه ای ادعا کرده است که وی "مسیح جدید" در دوران معاصر است.

 

این فرقه که ویساریون "Vissarion" نام دارد هم اکنون دارای بیش از 7000 پیرو در روسیه می باشد.

 

سرگئی توروپ "Sergei Torop" در سال 1991 اقدام به تشکیل یک فرقه جدید در روسیه نمود و نام فرقه خود را ویساریون نام نهاد. در ابتدا 29 نفر از دوستان و آشنایان وی به این فرقه پیوستند و به عنوان آخرین کلیسای عهد یا جامعه ایمان یکپارچه شروع به تبلیغ فرقه جدید التأسیس خود نمودند. رهبر ویساریون یا عیسی مسیح روسی ، به پیروان خود گفت تمامی اموال خود را باید به من بدهید و این شرط رستگاری و ربوده شدن شما به ملکوت می باشد. ما باید قوای خود را در سرزمین وعده گردهم آریم تا شهر صلح اورشلیم جدید را بنا کنیم. اعضای این فرقه با اهدای تمامی ثروت و اموال خود و همچنین با ترک خانه و کاشانه خود یک شهر جدید در کوهپایه های روستای "پتروپاولووکا" واقع در 30 مایلی جنوب شرقی شهر کراسنویارسک روسیه تشکیل دادند. او نام اورشلیم جدید خود را شهر خورشید نام نهاد . منزل وی بر روی بلندترین تپه شهر جدید ساخته شد. پیروان او در این شهر به پرورش زنبور عسل ، آهنگری ، نجاری ، کشاورزی ، باغبانی ، یادگیری الهیات و آموزه های فرقه ای ویساریون به عنوان وحی متعالی خداوند عیسی مسیح مشغول می باشند.

 

رهبر فرقه ویساریون ادعا می نماید که الهاماتی از خداوند دریافت می کند. پیروانش او را به عنوان عیسی مسیح باور دارند. وی گناهان مردم شهرش را هر روز طی موعظه ای می بخشد ، این بخشش گناهان به بخشش روزانه ویساریون شهرت دارد.

 

رهبر فرقه ویساریون "عیسی مسیح" خود را خداوند نمی خواند بلکه خود را کلام خداوند معرفی نموده است. او بسیار متواضع و صمیمانه رفتار می نماید.

 

وی جامعه فرقه خود را تحت قوانینی خاص که وضع نموده رهبری می نماید. مانند ممنوعیت نوشیدن مشروبات الکلی ، ممنوعیت استفاده از تنباکو و سیگار ، ممنوعیت دروغگویی ، زنا و...

 

او می گوید من مسیح ، یک مربی ، یک استاد و راهنما هستم ، اما این "هستم" خدا نیست. او معتقد به تناسخ در جسم ، گیاهخواری ، معتقد به آخر زمان و پایان تمدن بشری و رستاخیز است.

 

رهبر ویساریون ثروت اندوزی در جامعه فرقه خود را مادی گرایی و دور شدن از خداوند می داند به همین خاطر خود و اعضای فرقه اش ساده زندگی می کنند ، با حداقل امکانات شادمان و خوشحال می باشند.

 

وی معتقد به صلح ، وحدت ادیان جهان ، جوامع و تمدن بشری است. همچنین او اسلام ، بودیسم ، یهودیت را همانند مسیحیت از خداوند می داند و معتقد است که همه ادیان بشری از سمت و سوی خداوند برای راهنمایی نوع بشر در دسترس قرار گرفته اند.

 

برای ساختن یک شهر آرمانی کوچک بر روی زمین ، فرقه ویساریون بسیار تلاش نموده است. شهری که این فرقه ساخته است برای اعضاء آن بر طبق آموزه های این فرقه حکم کشتی نوح را دارد. به تمامی اعضای این فرقه حتی به کودکان آنان وعده رستاخیز در اورشلیم آسمانی داده شده است.

 

هر مرد در این فرقه حداقل یک زن دارد و تعدد زوجات مانعی ندارد . اعضاء این فرقه از نژادهای مختلف ، دارای مهارت و استعدادهای ، هنری ، صنعتی و حرفه ای هستند. در این فرقه کودکان به مدرسه فرقه می روند و حرفه ای بنابر استعداد خود یاد می گیرند ، حرفه هایی چون پزشکی ، متخصص آزمایشگاه ، برق کاری ، پرورش دهندهء ، زنبور عسل و اسب ، خیاطی و گلدوزی ، فرش و پارچه و حصیر بافی ، جنگلداری ، صنایع دستی و هنری ، چاپ و نویسندگی و ....

 

بدون استثناء همه اعضای فرقه ویساریون گیاهخواران خوار هستند و استفاده و یا خوردن گوشت ، تخم مرغ و هر غذایی که دارای منشاء حیوانی باشد مانند : محصولات لبنی ممنوع است.

 

تجارت با پول در داخل جامعه ویساریون ممنوع است ، مگر برای تهیه مایحتاج ضرروی برخی از افراد امین که از طرف رهبر جامعه انتخاب شده اند می توانند به طور محدودی برای رفع نیازهای کل جامعه فرقه اقلامی را از جهان خارج از فرقه خریداری نمایند.

 

روز 18 ماه آگوست هر سال با عنوان "عیسی مسیح خود را ببینید" ، رهبر فرقه با عنوان "عیسی مسیح" ، در بین هواداران خود حضور پیدا می کند و توسط مردم پرستیده می شود. او این تاریخ را "تاریخ نجات" نام گذاری کرده و در هر سال سوار بر اسب به پایین کوه آمده و در جشن رودخانه ای که در نزدیکی روستای هملت است شرکت می کند. مردم که همه از اعضای این فرقه می باشند فریاد کنان "بازگشت عیسی مسیح را ببینید" به استقبال وی می روند .

 

این فرقه دارای یک پایتخت و 3 شهر و بیش از 40 روستا می باشد . به لحاظ جغرافیایی با مسکو 7003 کیلومتر فاصله دارد و در نزدیکی مرز مغولستان واقع گردیده است. جمعیت کل این شهرها و روستاها که همگی به اتفاق از اعضای این فرقه می باشند بیش از 7000 نفر می باشد. هر روستا جمعیتی بین 150 الی 200 نفر جمعیت دارد. همه این شهرها و روستاها در منطقه ای سعب العبور و کوهستانی واقع شده که گاها دمای این مناطق به زیر 50 درجه زیر صفر نیز می رسد.

 

رهبر ویساریون در یکی از خطبه های خود که برای ملتش موعظه می نمود چنین گفت:

"وعده باید انجام شود . 2000 سال پیش از آن در اسرائیل وعده داده شده بود که من خواهم آمد تا به پایان برسانم آنچه را که شروع کرده بودم . به خاطر بسپارید من خدا نیستم و این اشتباه است ، اگر می بینید که مرا در طول تاریخ خداوند خوانده اند برای احترام به من بوده است ولی حقیقتا من خداوند نمی باشم بلکه من کلمه خدا هستم که در خداوند زندگی می کنم. اکنون که خدا است ؟"

- همه فریاد کنان گفتند تو خداوند نیستی ، تو کلمه خداوندی . آمین . هللویا . هللویا

 

فرقه ویساریون ، بنیادی با ساختاری آموزشی و تعلیمی به لحاظ ایدئولوژیک ، برای آموزش مذهبی اعضای خود دایر کرده است. بنیاد آموزشی کلیسای ویساریون مواردی چون تاریخ و زمان آخرین عهد ، متشکل از نه کتاب و 61 باب را تعلیم می دهد. کتاب شامل موعظه محبت به همه ، عدم تجاوز ، ترویج صلح برای جهان با استفاده از "افکار پاک" ، "انجام اعمال خوب" و "دوری از هر نوع فساد " است.

 

به خلاصه ای از 3 موعظه رهبر فرقه ویساریون در بین اعضای فرقه و برخی از مهمانان و خبرنگاران توجه فرمایید:

اجازه دهید ما زمینه صلح را خواهیم ساخت!

پیروان راه نور و عشق ، دوستان عزیز!

در واقع ما تلاش برای توسعه جهانی دیگر - جهانی از عشق و محبت برای از بین بردن بی تفاوتی نسبت به سرنوشت سیاره زمین ، نوع بشر ، گیاهان و جانوران ، این مسئولیت ما می‌باشد . من به شما ، به روح و وجدان شما پیشنهاد می‌کنم ، حرکتی که توسط اراده خداوند در حال وقوع است . حرکتی به نام تجدید حیات زمین ، انسان و طبیعت به جهت صلح در تمامی جهان در توسعه همکاری با ما ممکن است .

ما در تلاش هستیم که درک متفاوتی که به لحاظ روحانی در جوامع بشری وجود دارد را پاسخ دهیم.

ما با ایجاد یک میکرو جامعه اثبات نمودیم که می‌توان در هر شرایطی با صلح زنده ماند و زندگی کرد . شما می توانید به جامعه ما بپیوندید.

 

عیسی مسیح برخاسته از سیبری ، روی به پیروان خود نمود و آنها را مورد خطاب قرار داد و گفت :

شرایط زندگی می‌دانم که ساده نیست ، شهر نیاز به بهبود و ایجاد محیطی سالم ، برای کودکان نیازمند است.

به کسانی که در شهر و حومه زندگی می‌کنند و برای پیشرفت کار خداوند فعالیت می‌نمایند برکت باد.

در عین حال که می‌دانم راه برای شما طولانی و سخت است و انطباق با شرایط جدید برایتان سهل نمی‌باشد ولی با ایمان به من و کار خداوند همه چیز برای شما سهل و آسان خواهد شد"خب حالا زمان آن است" ایمان و عمل.

من به شما پیروانم اعتماد کامل دارم و همیشه از ایده‌های جدید شما و همکاری شما با خداوند استقبال می‌کنم. سرزمینی که ما در آن شهرها و روستاهای مان را ساخته‌ایم ، سرزمین موعود است و همانند کشتی نوح در ابتدای عهد عتیق که نجات دهنده نسل بشر بود ، می‌باشد.

بسیاری از شما نبوت‌های مختلفی در مورد حوادث وحشتناک جهان شنیده‌اید ، به زودی واقع خواهد شد آنچه که خداوند مقدر فرموده است و تنها نجات یافتگان کسانی هستند که در ویساریون حیات دارند.

صلح و سلامتی خداوند و من با شما مردم سرزمین موعود.

روزنامه سرزمین موعود ، شماره 57-58 ، سال 2003 - موعظه در بین اعضای برجسته فرقه - موعظه عمومی

 

کلیسای ارتودوکس روسیه معتقد است فرقه هایی همچون فرقه "ویساریون" که بعد از فروپاشی شوروی سابق در این کشور رشد کردند سلامت اخلاقی جامعه را به خطر می اندازند و در نتیجه خواستار ممنوعیت فعالیت آنها شده است. کلیسای ارتدوکس روسیه فرقه ویساریون را به عنوان یک فرقه کاذب ، مخرب و تمامیت خواه محکوم نمود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 09:04 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

فرقه جنبش ده فرمان خدا

 

جنبش برای اعاده ده فرمان خدا یا مرمت ده فرمان خدا (Movement for the Restoration of the Ten Commandments of God) به اختصار (MRTC) در اواخر (1980) توسط کردونیا موریندی (Credonia Mwerinde)، جوزف کیب ویتی یری (Joseph Kibweteere) و بی تیت (Bee Tait) به عنوان یک جنبش مسیحی در اوگاندا تاسیس شد. بعد از تاسیس گروه، یک هیئت مشایخی پنج نفره به نامهای جوزف کیب ویتی یری (Joseph Kibweteere)، کردونیا موریندی (Credonia Mwerinde)، جوزف کاساپ اوراری (Joseph Kasapurari)، جوهان کاماگارا (John Kamagara)، دومینیک کاتاریبابو (Dominic Kataribabo) رهبری این جنبش را به دست گرفت.

 

این فرقه پس از تاسیس با تایید پاپ شروع به فعالیت نمود و از طرف واتیکان تقدیس شد. سپس دولت اوگاندا به این فرقه مجوز فعالیت داد. 20 سال پس از تاسیس این فرقه و جذب اعضاء، و پس از 20 سال تلاش و تبلیغ در مورد فرقه (مرمت ده فرمان خدا)، اتفاق و خبرهایی متاثر كننده ای از اوگاندا به سراسر جهان مخابره شد و كل دنیا را در بهت و حیرت فرو برد.

 

در تاریخ 17 مارس سال 2000، تعداد 778 نفر از اعضای مسیحی جنبش مرمت ده فرمان خدا در اوگاندا دست به خودکشی دست جمعی زدند و در كلیسا زنده زنده در آتش سوختند و این یك فاجعه انسانی در اوگاندا بود. پلیس بر این باور است كه آنها شروع كردند به قتل عام پیروان و اعضاء خود بر اساس باورهای آخرزمانی و پایان جهان.

پلیس بنابر یافته های خود معتقد است كه، اعضاء برای دعا به كلیسا وارد شدند درب های كلیسا را بستند و اعضاء را از بیرون با مواد اشتعال زا به آتش كشیدند و اینگونه كلیه كلیسا و اعضاء آن در آتش سوختند.

 

مدت كوتاهی بعد از این خودسوزی دستجمعی و بزرگ، بر اثر تجسس های پلیس در تاریخ 23 مارس 2000، اجساد بسیار دیگری از اعضاء این فرقه در زمین خانه و زمین محوطه خانه کشیشان فرقه كشف شد.

 

اجساد بطور ماهرانه ای در زمین در گورهای دستجمعی دفن شده بودند. شش گور دستجمعی در ساختمان محل اقامت کشیشان فرقه كشف شد كه شامل 153 جسد می شد. در تاریخ 23 مارس 2000، تعداد 155 جسد دیگر از چند گور دستجمعی در محوطه خانه كشف شد. در تاریخ 30 مارس 2000 تعداد هشتاد جسد دیگر در حوالی محوطه زندگی رهبران فرقه كشف شد. در تاریخ 27 آوریل 2000 تعداد 55 جسد دیگر در كامپالا محل زندگی یكی دیگر از کشیشان فرقه كشف شد.

 

صاحب نظران فرقه شناس و جامعه شناسان و همچنین پلیس بین الملل و پلیس اوگاندا متفق القول معتقدند كه با حجم تعداد اعضاء عضو در نقاط جغرافیایی متعدد محل فعالیت این فرقه در اوگاندا، باید گورهای دستجمعی دیگری نیز باشد كه ما از آنها اطلاع نداریم و هنوز كشف نشده است. در ابتدا بسیاری بر این باور بودند كه اعضاء با میل و رغبت خود دست به خودسوزی یا خودكشی زده اند ولی بعد از آزمایشات متعدد توسط پلیس و چند مركز آزمایشگاهی بین المللی نتیجه ای به دست آمد كه بسیاری را خشمگین و متاثر ساخت، نتیجه این بود كه تمامی مقتولین قبل از مرگ توسط نوشابه ای مرموز به نام شراب موز یا آب جو موز با مخلوط مقداری سم مسموم شده بودند. پاتولوژیست ها می‌گویند بسیاری از افراد ضعیف قبل از سوختن (زنان و كودكان) مرده بودند.

 

دادگاه اوگاندا حكم جلب تمامی رهبران این فرقه مسیحی را صادر نمود و دو هزار شلینگ اوگاندا جایزه برای دستگیری این کشیشان تعیین كرد ولی تاكنون هیچكدام از رهبران این فرقه مسیحی دستگیر نشده اند.

 

نظر پلیس این است كه تمامی رهبران به جایی دور فرار كرده اند یا آنها نیز خودكشی نموده اند. پلیس بین الملل نیز برای دستگیری این رهبران پرونده تشكیل داد. تا كنون از سرنوشت رهبران این فرقه خبری در دست نیست. همچنان پرونده بین المللی جنایت این فرقه باز می باشد.

کشیشان این فرقه مدرك الهیات مسیحی خود را از دانشگاه های ایالات متحده آمریكا اخذ نموده بودند. این گروه، فرقه ای از کلیسای کاتولیک رومی بودند که اعتقاد به تجلی مریم باکره به نام تجلی ماریان دارند. به اعضاء وعده داده شده بود كه در سال 2000 به بهشت می روند. در یكی از موعظه ها رهبران فرقه به ترتیب از آخر زمان و روز قیامت صحبت می كنند و یكی از آنها می گوید من تصاویری می بینم... تصاویری كه از آسمان بر روی زمین مار و عقرب می‌بارد، از آسمان آتش و سنگ و خشت و آجر می‌بارد، زمین 3 روز متوالی تاریك و سیاه خواهد شد و خون و آتش و دود همه جا را فرا خواهد گرفت... و بوی گوشت سوخته انسان در همه جا به مشام خواهد رسید.

 

اهداف تاسیس این فرقه اطاعت از ده فرمان و موعظه کلام عیسی مسیح بوده است. در آموزه های این فرقه تعلیم داده می شد برای جلوگیری از لعنت شدن در آخر زمان باید به ده فرمان موسی پایبند بود و برای این فرقه فرمان نهم بسیار مقدس بوده و شکستن فرمان نهم برابر با گرفتن لعنت بر خود بوده است.

 

فقط كشیشان و رهبران اجازه صحبت داشتند و كلیه اعضای این فرقه در بسیاری از اوقات در روزه سکوت بسر می بردند و فقط با ایماء و اشاره با یکدیگر صحبت می نمودند كه به آن كد سكوت می‌گفتند. اعضاء اجازه بحث یا پرسیدن سوال از كشیشان را نداشتند. روزه به طور منظم انجام می گرفت و در روز تنها یک وعده غذا خورده می شد، روابط جنسی به شدت ممنوع بود حتی میان زن و شوهران. همسران فقط در یکی از روزهای دوشنبه یا جمعه یعنی در هفته یك روز می‌توانستند روابط جنسی كوتاه و محدودی داشته باشند.

 

رهبران این فرقه اعلام کرده بودند که آخر زمان در سال 2000 رخ می دهد. این گروه به شدت عقاید تند افراطی آخرزمانی داشتند. به قسمتی از سخنان و آموزه این فرقه توجه فرمایید: پیام به موقع از بهشت... پایان زمان نزدیک است. مریم باکره نقش ویژه‌ای در پایان زندگی مسیح تا موقع صلیب و در روز پنتیکاست داشته است، او با رهبری خود همانند کشتی نوح بود، یک کشتی عدالت در دریایی از تباهی، او با رهبران و مقدسین در ارتباط است و بر مقدسین متجلی می‌شود و ما را راهنمایی می‌کند. اولین بار مریم مقدس به یك روسپی 40 ساله "کردونیا موریندی" متجلی شد و آن روسپی از اعمال خود توبه كرده و به این گروه پیوست و جزو یكی از رهبران این فرقه شد و اعتقاد به تجلی مریم باكره جزو مراحل ایمان این فرقه درآمد به گفته رهبران این فرقه ، این اتفاق در اواخر 1980 میلادی افتاد در زمانی كه این فرقه تازه تاسیس شده بود.

 

در این گروه کلیسایی سلسله مراتب رهبری وجود دارد مانند اسقف، کشیش، راهبه. این فرقه در ابتدا، كار خود را به عنوان یك موسسه خیریه شروع نمود و بعد سطح فعالیتهای خود را به موعظه انجیل و سخنانی از عیسی مسیح توسعه داد، سپس بعد از مدتی قوانین ده فرمان را جزو اصول غیر قابل تغییر و اصول بنیادین ایمان فرقه خود قرار داد.

 

اعضاء فرقه به گفته شاهدان عینی بسیار كم حرف، مودب و با ایمان بودند. آنها همیشه لباسهای مرتب و پاكیزه بر تن داشتند. بیشتر اعضاء فرقه لاغر و نحیف بودند. آنها به شدت از شكستن قوانین ده فرمان اجتناب می‌نمودند و یك ترس پنهانی در شكستن قوانین فرقه در میان اعضاء بود. كشیشان به عنوان متكلمان عقلانی و آگاه و مرجع در میان گروه فعالیت می نمودند. اعضاء كار می كردند و پول در می آوردند و كشیشان كاری جز موعظه و حرف زدن انجام نمی دادند و از حاصل دسترنج اعضاء استفاده می نمودند. به اعتقاد این فرقه كشیشان همان كشتی نوح هستند، قایقی معنوی كه جانها و ارواح گمشده انسانها را نجات می دهد. بطور كلی اعضاء فرقه كشیشان و كلیسا را كشتی نجات می خواندند. این فرقه دارای یك مدرسه ابتدایی برای كودكان اعضا بود. بسیاری معتقدند كه این مدرسه یك پوشش بوده برای استفاده از كودكان در كارگاه های دستجمعی كار برای تامین مالی نیازهای فرقه.

 

پلیس بعدها اسنادی به دست آورد كه نشان میداد كودك ربایی های بسیار زیادی در این فرقه صورت گرفته و این كودكان در بازارهای زیرزمینی قاچاق انسان فروخته می شدند. به گفته چندین تن از بازماندگان این فرقه: (اعضاء دچار سوء تغذیه و افسردگی بودند ولی كشیشان چاق و فربه و با نشاط بودند. برخی از اعضاء بر اثر بیماری فوت می كردند در صورتی كه اگر كشیشان اجازه می دادند به بیمارستان بروند زنده می‌ماندند. قبل از رفتن به سر كار كشیشان ما را مجبور می‌كردند كه 3 ساعت تمام در حالت زانو زده دعا كنیم و بعد به مدت 12 ساعت در مزرعه كار می‌كردیم و دو سوم درآمد خود را به كشیشان می‌دادیم، این روند روزانه ما بود، قتل عام ایده "بازگرداندن ده فرمان" بود كه توسط كشیشان موعظه می شد و اعضاء را به خودكشی ترغیب می‌كرد. قبل از خودكشی بزرگ به اعضاء دستور داده شده بود كه كلیه اموال خود را بفروشند و تمامی پولها و پسنداز خود را به رهبران فرقه بدهند، رهبران و كشیشان با همسایگان و مقامات محلی بسیار سخاوتمندانه رفتار می كردند تا هرگونه سؤظن از بین برود، آنها برای اعضاء برنامه های فشرده و تنگاتنگی گذاشته بودند كه اعضاء مجال فكر كردن نداشته باشند، رهبران و كشیشان اغلب اوقات در شب سفر می‌كردند و از وسایل نقلیه اجاره‌ای استفاده می‌نمودند، همسایه ها هرگز نمی توانستند رفت و آمد اعضاء را متوجه شوند چون بیشتر رفت و آمدها به همراه كشیشان در شب بود.

 

بیشتر پیروان این فرقه از مركز و جنوب اوگاندا بودند. جامعه این فرقه، جامعه ای بدون مالكیت بود و فقط رهبران فرقه دارای سهم و مالكیت خصوصی بودند و به همین دلیل بسیاری از اعضاء به شدت وابسته به فرقه شده بودند. رهبران فرقه خود را بی ضرر، فروتن، خادم خداوند و صلح دوست نشان می دادند و اینگونه بسیاری را فریفته و اغوا می نمودند. به گفته كارشناسان ادیان و مذاهب آفریقا، چشم اندازهایی كه دو تن از رهبران فرقه (کردونیا موریندی، جوزف کیب ویتی یری) به نام سند چشم انداز آسمانی به مردم نشان می‌دادند عامل جذب و گرایش بیشتر خانواده ها و جوانان به این فرقه بوده است. چشم اندازهایی مانند بخشودگی گناه، نجات، رستگاری، رهایی، سخنان مرموز درباره آخر زمان.

 

جنبش برای مرمت ده فرمان خدا یکی از گروه های کاتولیکی است که در اوگاندا در اواسط 1980 ظهور كرد، بسیاری بر این باورند آشفتگی اجتماعی و سیاسی در این منطقه یک عامل مهم برای رشد و جذب در این فرقه بوده است. كمیسیون حقوق بشر اوگاندا می‌گوید با تحقیقات جامعی كه صورت پذیرفته این فرقه در تمامی ابعاد حقوق بشر را نقض كرده، آزادی های فردی را محدود نموده، از شكنجه و رفتارهای بیرحمانه و غیر انسانی استفاده نموده، از انسانها به عنوان برده استفاده كرده، حقوق كودكان را نقض نموده، به كودك آزاری و فروش كودكان در بازار سیاه اقدام كرده و این فرقه همچنین متهم است به سوء استفاده از كودكان در اردوگاه های كار اجباری، استفاده از درمانهای اهانت آمیز و جادوگری و جلوگیری از ارسال بیمار به درمانگاه های قانونی، نقض حق مالكیت خصوصی، توجه نكردن به بهداشت و تغذیه اعضاء، سلب رفتن به مدرسه و آموزش و پرورش كودكان، از بین بردن آینده و آرزوهای كودكان و نوجوانان و جوانان عضو فرقه، رعایت نكردن حقوق ازدواج و ازدواج های زیر سن قانونی كودكان با بزرگسالان، عدم اجازه برای رفت و آمد با فامیل و بستگان و دوستان غیر عضو فرقه، جدایی محل سكونت خانواده و كودكان و نوجوانان از هم، نسل كشی و از بین بردن روابط زناشویی، القاء ترس های مذهبی در اذهان افراد عضو، تنبیه بدنی برای فرد خاطی از دستورات فرقه، شستشوی مغزی، فریب اعضاء، دروغ های بزرگ كه منجر به آسیب روحی و روانی و جسمی به اعضاء می شد، پشگویی های دروغین با توسل به آیات کتاب مقدس، تبلیغ و ترویج خودكشی.

 

بسیاری از مردم اوگاندا و خانواده های قربانیان و بسیاری از بازماندگان سوالات متعددی دارند كه فكر نمی كنم هرگز جوابی برای آنها پیدا كنند، سوالاتی مانند: عاملان این جنایت کجا هستند؟ آیا این درست است که آنها زنده هستند؟ تعداد واقعی قربانیان چقدر می باشد؟ چرا دولت نظارت كافی بر این فرقه نداشته است؟ انگیزه‌های واقعی این فرقه برای این قتل عام چه بوده است؟ چه كسی در رابطه با این جنایت بزرگ پاسخگو خواهد بود؟

 

دو تصویری كه به رنگ قرمز و سبز می بینید جزوه تعلیمی این فرقه می باشد كه در تیراژ بسیار زیاد در اوگاندا و بسیاری از كشورهای آفریقایی پخش شده است و دولتها نتوانستند جزوات این این کلیسا را جمع آوری کنند. متاسفانه این جزوات در فضای اینترنت نیز بسیار گسترش یافته است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : پنجشنبه 9 شهریور 1396
ساعت : 02:39 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

هزار انجیل #11

انجیل مرقس

 

گاتلوب کریستین استور، آلهی‌دان پروتستان آلمانی (۱۷۸۶) اظهار داشت که نخستین انجیل، انجیل مرقس است، انجیل متی و لوقا از روی انجیل مرقس نوشته شده است. کارل لاکمن زبانشناس آلمانی، با چنین رویکردی به مقایسه انجیل‌های هم‌نوا پرداخت و دریافت که انجیل‌های متی و مرقس اشتراکاتی دارند که در انجیل لوقا به چشم نمی‌خورد و در سوی دیگر مواردی نیز بین انجیل‌های لوقا و مرقس مشترک است که در متی به چشم نمی‌خورد. در واقع مطالب مرقس هم در متی و هم در لوقا موجود است.

 

با اینهمه هنوز موارد زیادی در لوقا و متی وجود داشت که در مرقس موجود نبود. همین موضوع باعث شد تا ایده منبع دوم مطرح شود مبنی بر اینکه احتمالاً به جز مرقس، منبع مکتوب دیگری نیز وجود داشته که باقی بخش‌های متی و لوقا بر اساس آن نوشته شده‌اند. این منبع ناشناخته، منبع کیو نامیده شد که کیو از حرف اول واژه آلمانی Quelle به معنی منبع گرفته شده ‌بود.

 

در سال 1832 شخصی موسوم به فردریش شلایماخر یکی از اظهارات پیچیده پاپیاس را تفسیر کرد. پاپیاس نوشته بود: متی الهامات آن سرور را به گویش عبری گردآوری کرد. در تفسیر سنتی، منظور پاپیاس نوشته متی به زبان عبری بوده ولی شلایماخر بر این باور بود که پاپیاس به مجموعه سخنان عیسی اشاره داشته که در دسترس حواریون بوده ‌است.

 

در سال 1838 کریستین هرمان ویش فرضیه وجود منبعی نوشتاری از سخنان عیسی را با ایده تقدم مرقس ترکیب کرد و دیدگاه جدیدی موسوم به دیدگاه دو منبع را مطرح کرد. بر اساس این نظریه جدید، انجیل متی و انجیل لوقا از دو منبع بهره برده‌اند؛ یکی انجیل مرقس و دیگری منبعی نوشتاری از سخنان عیسی. هاینریش جولیوس هولتزمن از این دیدگاه پشتیبانی کرد.

 

دانشمندان با استناد به شواهد متعددی اظهار می‏دارند که نویسنده‏ی انجیل مرقس، نمی‏تواند همان مرقس از حواری یا رسولان عیسی مسیح باشد و نویسنده‏ی واقعی این انجیل، شخص دیگری بوده است. به دلیل آنکه اشتباهات جغرافیایی و نا آشنا بودن نویسنده با فرهنگ جامعه ی یهودی، نشان از آن دارد که نویسنده‏ی آن شخص دیگری به جز مرقس بوده است. محققین کنونی با استفاده از روشهای جدید تنظیم این انجیل را در حدود اواخر قرن اول میلادی و اوایل قرن دوم حدس می زنند.  

 

پژوهشگران می گویند به نظر نمی رسد كه مرقس منشی و یاور پطروس بوده باشد زیرا در این كتاب بسیار از او بد سخن رفته است !! در این انجیل هیچ سخنی از گذشته عیسی نیست و عیسی یكراست برای گرفتن تعمید از یحیی در كنار اردن حاضر می شود . Eusebe اسقف و مورخ قرن چهارم در کتاب خود به نام «تاریخ روحانیون» از کتاب یکی از اسقفان بنام "پاپیاس هیراپلیس" که در قرن دوم زندگی میکرده یاد می کند، که در آن کتاب از انجیل مرقس سخن رفته است. در آن کتاب ذکر گردیده مرقس هر آنچه پطرس بدو گفته بود بدون هیچ نظمی نوشته است، حال آنکه انجیل مرقس امروز مرتب و دارای نظم می باشد. در همان جا "پاپیاس" خود اعتراف می کند که به روایات بیشتر اعتماد دارد تا انجیل ها چنانچه می نویسد: من معتقد بودم که آنچه از کتابها بدست می آید چندان به من یاری نخواهد کرد ، به آن سان که از کلمات زنده و باقیمانده مفهوم می شود.

 

انجیل مرقس 16 باب و 786 آیه دارد که در روم به زبان رومى نوشته شد.

 

پی‌نوشت: در مورد انجیل پاپیاس در مطالب بعدی توضیح مفصلی خواهیم داد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 22 مرداد 1396
ساعت : 09:34 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

هزار انجیل #4

خلاصه ای از کشمکشهای مذهبی و فرقه ای مسیحیت از گذشته تا به امروز

 

آریوس کشیش محقق اسکندریه معتقد بود که پسر یعنی مسیح با پدر یعنی خداوند، یکی نیست، بلکه مخلوق آن است، در حالی که سابلیوس گفت، آن دو جدا از یکدیگر نیستند، بلکه جلوه های مختلف یک وجودند.

 

شورای موسوم به نیقیه نیز یکی را الحاد و دیگری را بدعت مهر زد. آسیا و قسطنطنیه به عقاید آریوسی تمایل یافت و کلیسای غرب به احکام شورای نیقیه.

 

مسأله دیگر چگونگی وجود الوهیت مسیح با جسم بشری او بود. نسطوریوس اسقف قسطنطنیه چنین تشخیص داد که در عیسی مسیح دو ماهیت و در حقیقت شخصیت وجود داشت که یکی لاهوتی و دیگری ناسوتی است و عقاید وی فرقه نسطوری را در شرق پدید آورد.

 

اما سیریل اسقف اسکندریه طرفدار وحدت آنها بود که در شورای افسس حرف خود را به کرسی نشاند و به همین سبب درگیری های بسیاری در تاریخ مسیحیت رقم زده شد.

 

مجمع روحانیون افسس در جلسه ای دیگر تصویب کردند که اصلاً مسیح دارای طبیعتی واحد بود، یعنی همان مطلبی که فرقه یعقوبیه یا مونوفیزیت‌ها بدان عقیده داشتند.

 

عدم گردن نهادن پاپ به این رای منجر به شورای کالسدون شد که آنها نظریه ذاتِ واحدِ مسیح را مردود شمرده و نظریه حلول را مصوب ساختند، ولی جامعه مسیحیت از مصر تا حبشه، آن را نپذیرفته و به عقیده یعقوبیه پایبند ماندند.

 

این اختلافات به اَشکال گوناگون ادامه داشتند تا زمانی که به جدایی کلیسای ارتدوکسی یا همان کلیسای قسطنطنیه و شرق با کلیسای کاتولیک یا کلیسای غرب از هم منجر شد و ارتدوکس‌ها به این تمایل یافتند که غسل تعمید عیسی مسیح را مهم بدانند و کلیسای کاتولیک تولد وی را.

 

کلیسای غربی طبیعی می دانست که روح القدس هم از پسر صادر شود و هم از پدر، اما کلیسای شرقی نپذیرفت و صدور روح القدس را تنها به پدر منحصر دانست.

 

صریح ترین و مؤکدترین دیدگاه ها را درباره نجات بخشی مسیح و آخر زمان ادونتیست ها دارند. آنان که فرقه ای از پروتستان هستند و به ادونتیست روز هفتم نیز مشهورند، و بازگشت مسیح منجی را انتظار می کشند، و با وجود این که مسیح در کتاب مقدس به صراحت گفته از آن روز هیچ کس جز "پدر من" خبر ندارد، با بررسی برخی شواهد از نشانه های ظهور می‌توان دریافت که بازگشت او نزدیک است! آنان بر این باورند که هیچ کس بدون مسیح حیات دوباره نمی یابد و فناناپذیری در رستاخیز تنها پس از بازگشت ثانی ذوالجلال رخ خواهد داد و هر کس جزا و پاداش اعمال خویش را تماماً دریافت خواهد کرد. رستگاری تنها با فیض مسیح تحقق می یابد و تنها راه، ایمان به مرگِ عیسی مسیح برای کفاره گناهان است.

 

فرقه مسیحی باپتیست ها معتقدند، بدون نیاز و وساطت کشیش و کلیسا اگر کسی با خلوص اعتقاد داشته باشد که مسیح نجات دهنده اوست، رستگار خواهد شد و راه آن نیز پس از ایمان، اعمال نیک و به کار بستن تعالیم مسیح است.

 

در مقابل فرقه ی پرسبیتری باور دارند که رستگاری و نجات با اعمال نیک دست یافتنی نیست و کارهای خیر تنها میوه رستگاری است؛ از این روی رستگاری تنها از طریق ایمان محض به خدایی که در مسیح متجلی شد و با دل سپردن به او حاصل می شود که نشانه سزاواری ما در رستگاری نیست و تنها عطیه الهی و نشانه فیض است.

 

اما گروهی که با نام عامِ پیروان مسیح مشهورند و برای طرد فرقه گرایی و تمرکز بر وجوه مشترک مسیحیان، تنها به کاربردن این عبارت را برای آن که کسی به جرکه شان به پیوندد، کافی می داند: «شهادت می دهم که عیسی همان مسیح است و او را به عنوان خداوندگار و منجی خود می پذیریم.»

 

فرقه مسیحی - دانش مسیحی، می‌گویند در نزد آنان الفاظی مانند ذهن، روح، جان، منشاء حیات، حقیقت و عشق چنان که به معنای خاص بکار روند، منظور از آنها خداست که انسان تجلی همه ی آنها می باشد و مسیح موفق ترین نمود آن است. چرا که الوهیت مسیح در جسم عیسی تجلی می یابد و آن گاه آماده رهایی بشر از گناه، بیماری (از طریق بصیرت روحانی) و حتی مرگ می شود. «همان طور که از زندگی نجات دهنده بر می آید، انسان خدا نیست، بلکه گواه و دلیلی است بر قدرت بی پایان خداوندی که پیوسته در زندگی کارساز است».

 

فرقه دیگر مسیحی شاهدان یهوه هستند كه معتقدند: خداوند عیسی مسیح را به زمین فرستاد تا با قربانی شدنش کفاره گناه انسان را بپردازد و شالوده ای برای نظام جدید خداوندی پی ریزد و اینک او به طور نامرئی حضور دارد و با آمدن او، سلطنت هزار ساله مسیح با نام یهوه در آسمان ها آغاز می شود.

 

کویکرها که دارای تنوعی از دیدگاه های مختلف هستند، عمدتاً دیانت را قبول برخی از عقاید نمی شمارند، بلکه آن را طریقه ای برای زندگی می دانند؛ از این رو به جای بحث پیرامون این که مسیح چه بود، بدنبال آن اند که مسیح چه کرد و اینک باید چه کنیم. خدا محبت اش را به لحاظ تاریخی در عیسای ناصری و به طور ابدی در روح مسیح متجلی می سازد و پیروان کنونی می توانند از همان طریق، یعنی توسل به فروغ مسیح از راهنمایی درونی او کمک گیرند و به فروغ باطنی ای دست یابند که نیروی خلاّق و خارجی خداوند است. بدین روی آنها عمدتاً به برگزاری آیین های خاص برای نجات ارزشی قایل نیستند و در گردهمایی های "اجتماع برای کار" تنها نیایش آمیخته با سکوت صورت می گیرد.

 

مارتین لوتر نیز که بنیانگذار مسیحیت لوتری است، پس از گذرانِ شبهای ظلمانی، روح اش زمانی که یک راهب بود، دریافت که همه کارهایی که او انجام می‌داد و تصور می‌کرد از آن راه به رستگاری می رسد، بی نتیجه است و خدای بخشنده و مهربان از طریق ایمان به مسیح در انتظار نجات اوست.

 

مسیحیان متدیست با برنامه هایی خواص به پیشواز رستگاری می روند. آنان در هر روز طی برنامه هایی منظم، به ملاقات بیماران، زندانیان، فقرا و سایر نیازمندان می روند و هر روز چندین بار دعا خوانده و طلب توبه می کنند و خداوند نیز از طریق عیسی مسیح، فیض اش را در قالب آزادی، درمان امراض و اصلاح نفس و غیره به انسان عطا می‌نماید تا مومنان با پیشرفت در دین به کمال که همان رستگاری است، برسند.

 

مسیحیانی که به مورمون یا قدیسان آخرالزمان معروف اند، عقیده دارند که پیام مسیح باید در دوره های مختلف تجدید شود و این کار توسط ژوزف اسمیت صورت گرفته است که انجیل مورمون را معرفی کرده است. قدیسان آخر الزمان به نجات همگانی بشریت اعتقاد دارند و جملگی انسان ها نجات خواهند یافت، البته هر یک به قدر مراتب و جایگاهشان عالیترین مقام های ابدی را دریافت می كنند ولی تنها نصیب اندک معدودی از ایمانداران به مسیح می شود.

 

اما منطبق ترین باور و عمل را نسبت به مسیحیت که با نفس پیام عیسی برای جهانیان منطبق باشد، یونیورسالیست های موحد دارند. آنان عیسی را نه پسر خدا، نه منجی و نه حتی دارای الوهیت ویژه می دانند؛ آنان قبول ندارند که عیسی قربانی ای بود برای کفاره گناهان بشر كه به صلیب كشیده شد. از نظر آنان هر انسانی، شخصی الهی است و دارای ارزشی در نهاد خود است که برخی فروغ الهی و برخی کرامت انسانی نامیده اند و عیسی تنها دارای زندگی و تعالیمی نمونه به عنوان یک انسان داشته است که می‌توان از آنها درس گرفت. یونیورسالیست های موحد، عمل نیک را نه برای پاداش اخروی و نه نجات و حتی نه رستگاری، بلکه تنها برای نفس عمل خیر انجام می دهند و بر این باورند که حقیقت در انحصار هیچ دین خاصی نیست و همه ادیان وجهی از حقیقت را با خود دارند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 22 مرداد 1396
ساعت : 08:06 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

در باغ پدرم (In My Fathers Garden 2016)

 

در باغ پدرم نام فیلمی است انتقادی نسبت به مسیحیت کنونی که برای فریب افکار عمومی فقط تبلیغ می کند و می گوید خدا محبت است... کلیسا محبت است... کشیشان با محبت هستند... خدا تو را دوست دارد... کلیسا تو را دوست دارد... کشیشان تو را دوست دارند... خداوند عیسی مسیح تمامی گناهان تو را می بخشد و چون به خداوند ما عیسی مسیح ایمان آورده ای رستگار شده ای و از این په بعد هر گناهی کنی بخشیده می شوی چون زیر فیض و خون عیسی مسیح خداوند و صلیب وی قرار داری!!! جهنم دیگر وجود ندارد و کلمه جهنم واژه ای برای ترساندن و گناه نکردن و یا از خدا دور شدن در کتاب مقدس است!!!

 

یاد آور می شود که  مسیحیت در عصر کنونی جهنم را انکار کرده ... مواخذه و عدالت خداوند را انکار کرده ... و چنین بیان می دارد که عیسی مسیح خدای مسیحیان همه گناهان شخصی را که به او ایمان آورده می بخشد و آن شخص هر جنایتی کند به واسطه همان بخشایش و ایمان به خدای مسیحیان (عیسی مسیح) مستقیم به ملکوت (بهشت) خداوند می رود بدون بازخواست و مواخذه و حساب پس دادن!!

 

این فیلم نشان می دهد که تعداد معدود و انگشت شماری از مسیحیان وجود دارند که خزعبلات و عقاید کفر آمیز کلیسا و کشیشان فاسد دنیای مسیحیت را قبول ندارند و با تحقیق و تزکیه در ایمان در میابند که حقیقت چیست!!

توجه شما را به قسمتهایی از این فیلم جلب می نمایم.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
ساعت : 12:56 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کلیسای اسکاتلند به کشیشان همجنسگرا اجازه ازدواج داد

 

شورای کلیساهای اسکاتلند اعلام کرد که کشیشان همجنسگرا اجازه ازدواج دارند اما نمی‌توانند مراسم ازدواج برگزار کنند.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، مجمع عمومی شورای کلیساهای اسکاتلند، در ۲۱ مه/ 2016 در شهر ادینبورگ تشکیل جلسه داد و با دادن رأی آری به ازدواج کشیشان همجنسگرا، اعلام کرد که کشیشان همجنسگرا می‌توانند با همجنس خود ازدواج کنند.

کلیسای اسکاتلند، یکی از کلیساهای مشایخی پروتستان است که بیش از چهارصدهزار نفر عضو دارد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 

 

 

کشیشی که چشمانش را روی کودک آزاری بست

 

پروندۀ تحقیقات در مورد سکوت کاردینال فیلیپ بارباریان در مورد کودک آزاری یک کشیش در لیون فرانسه و عدم اطلاع این موضوع به مقامات کلیسا و پلیس مختومه اعلام شد.

به گزارش یورونیوز، دادستان لیون با اعلام خبر تاکید کرد این کاردینال دیگر تحت پرسش پلیس قرار نمی گیرد.

کاردینال لیون از سوی قربانیان کودک آزاری متهم شده بودند که در جریان اقدامات کشیش برنارد پرینات در فاصلۀ سلاهای ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۱ بوده ولی در این باره سکوت کرده است.

کاردینال فیلیپ بارباریان در ماه مارس و در جریان مجمع کاردینال های فرانسه در شهر لورد در مقابل این مجمع خاطرنشان کرده بود که از این موضوع اطلاعی نداشته و هیچ کودک آزاری را نیز مخفی نکرده است.

قربانیان این کشیش می گویند کاردینال لیون علیرغم اطلاع از سابقۀ کودک آزاری، وی را به عنوان کشیش این شهر منصوب کرده است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 

 

 

مردم آمریکا در کلیساها مسائل سیاسی می شنوند

 

نتایج یک نظرسنجی جدید نشان می‌دهد که کشیش‌ها در مراسم‌های عبادی در مورد مسائل سیاسی حتی بیش از برخی از نامزدهای ریاست‌جمهوری صحبت می‌کنند.

به گزارش مؤسسه پژوهشی پیو در آمریکا، این نظرسنجی نشان داد: دو سوم افرادی که در مراسم‌های کلیساها شرکت می‌کنند، می‌گویند که کشیش‌ها حداقل در مورد یک مسئله سیاسی یا اجتماعی صحبت می‌کنند.

بنابر این پژوهش، آزادی دینی و همجنس‌گرایی بیش از بقیه موضوعات از سوی کشیش‌ها مطرح می‌شود.

پس از آن مسائلی مانند سقط جنین، مهاجرت، مسائل مربوط به محیط زیست و نابرابری اقتصادی دیگر مسائلی هستند که کشیش‌ها در منبرهای کلیساها به آن می‌پردازند.

این پژوهش همچنین نشان داد در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، برخی کشیش‌ها مستقیماً در حمایت یا مخالفت با یک نامزد خاص صحبت می‌کنند.

این در حالی است که حمایت یا مخالفت با نامزدهای سیاسی از منابر کلیساها خلاف قانون محسوب می‌شود.

همچنین این نظرسنجی نشان داد اکثر کشیش‌ها مردم را به شرکت در انتخابات سراسری دعوت می‌کنند. کشیش‌های سیاهپوست نیز بیشتر در حمایت از هیلاری کلینتون، نامزد حزب دمکرات در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا صحبت می‌کنند.

مسیحیان مدعی هستند كه دین از سیاست جدا است ولی در عمل كلیساها ابزار كاربردی جهت جلب نظر مردم به نفع دولتهای مسیحی است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 

 

 

تجاوز کشیش 58 ساله فرانسوی به یک دختر بچه!

 

به گزارش خبرگزاری فرانسه، یک کشیش کاتولیک 58 ساله به جرم تجاوز به یک دختر بچه در شهر کولمار فرانسه بازداشت شد. به گفته‌ی اسقف اعظم استرازبورگ، این جرم چندین سال پیش رخ داده است.

وی همچنین بیان کرد که این فرد که در سال 2005 به عنوان کشیش محله‌ی "وینتز نهایم" در نزدیکی کولمار انتخاب شده بود، به کمک‌های مردمی به کلیسا دستبرد می‌زده است.

این کشیش متهم است که بخشی از این مبالغ را به حساب دخترک جوان واریز و از وی درخواست‌های جنسی می‌کرده است.

به گزارش شبکه خبری فرانس انفو، در مدت 9 ماه 400 نفر به نهاد "سخن آزادشده" (La Parole Libérée) اعتراف کردند که قربانی جنسی برخی کشیشان بوده‌اند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 16 مرداد 1396
ساعت : 10:08 ق.ظ
لینک ثابت

>