تبلیغات
گذرگاه - مطالب ابر فلورانس
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

زندگی نامه کشیش ساوونارولا بخش چهارم

 

پاپ الکساندر ششم از انتقادهای ساوونارولا نسبت به واتیکان، دستگاه پاپی، روحانیت، کلیساهای کاتولیک زیاد ناراحت نبود. او اینگونه سخنان را بسیار شنیده بود. در طی سده ها، صدها روحانی درباره زندگی غیر اخلاقی پاپها و قدرت شیطانی و ثروت نامشروع آنها معترض شده بودند. پاپ الکساندر طبعی لطیف داشت و در هنگامی که بر کرسی نیابت مسیح در واتیکان تکیه میزد احساس پیامبر گونه ای به وی دست می داد و کمی انتقاد را می پذیرفت. آنچه او را در مورد ساوونارولا نگران می ساخت سیاست بازی و حیله گری راهب بود.

 

ساوونارولا از طرفی برای شارل فرانسه سه نامه نوشته بود و خواستار برکناری پاپ الکساندر ششم شده بود و اینکه شورایی بزرگ از روحانیون و سیاستمداران تشکیل گردد تا کوشش شود کلیسای مسیح که به زعم راهب دیگر کلیسای شیطان شده بود پاکسازی و اصلاح شوند. او در نامه های خود پاپ الکساندر ششم را مرتد و کافر خواند.

 

پاپ که از فریبکاری و جنگ افروزی راهب توسط جاسوسان خود مطلع می بود برای ساوونارولا چنین نوشت: "به فرزند بسیار محبوبمان شادباش و دعای خیر الهی می فرستیم. ما شنیده ایم که در میان خدمتگزاران تاکستان خداوند، تو از همه مجاهدتری، ما از آن عمیقا خوشنودیم و به پیشگاه خداوند توانا سپاس می گذاریم. همچنین شنیده ایم تو بر این باوری که پیشگویی هایت از سوی خداوند است نه خودت... بنابر این علاقه داریم همچنانکه وظیفه روحانی ما ایجاب می کند با تو در این موارد سخن بگوییم تا با آگاهی بیشتر از اراده الهی، بهتر بتوانیم در اجرای آن کوشا باشیم. پس بر پایه سوگند اطاعت از مقدسات امر می کنیم که بی درنگ به حضور ما آئی، ما تو را با مهربانی خوش آمد خواهیم گفت.

 

این نامه برای دشمنان ساوونارولا پیروزی بزرگی بشمار می آمد، زیرا وی مجبور بود فلورانس را ترک کرده و تحت نظر و محدودیت پاپ در روم ادامه زندگی دهد یا از فرمان پاپ سرپیچی کرده و عواقب وخیمی در انتظارش باشد. ساوونارولا از ترس این که هوادارانش را در فلورانس از دست بدهد و باقی عمر خود را در سکوت در یکی از اتاقهای واتیکان بگذراند بیماری را بهانه نمود و درخواست پاپ را رد کرد. پاپ بلافاصله به شورای فلورانس نامه ای نوشت و خواست که ساوونارولا را به نماینده اعظم دومینیکین های پاپی در لومباردی تحویل دهند.

 

ولی ساوونارولا متوجه توطئه گردید و امتناع نموده و در پاسخ گفت: اجتماع کلیسای وی و پیروانش حاضر نیستند که زیر فرمان و کنترل نماینده اعظم دومینیکن ها بروند. پاپ الکساندر ششم نیز در پاسخی به ساوونارولا، وی را از موعظه نمودن منع و بر آن تاکید ورزید و اظهار امیدواری نمود، زمانی که ساوونارولا تندرستی خود را بدست آورد به روم به نزد پاپ برود و پاپ قول داد که از وی استقبال پدرانه به عمل بیاورد. ساوونارولا تا یک سال موعظه ننمود و بعد از یک سال در مراسم "لنت" موعظه های خود را از سر گرفت.

 

پاپ الکساندر نیز از طرفی یک اسقف روحانی دومینیکینی را مامور ساخت که در بین موعظه های چاپ شده راهب، به دنبال نشانه های کفر و ارتداد بگردد. اسقف بعد از مدتی چنین گزارش داد: پدر مقدس، این راهب آنچه را که درست و معقول نباشد نمی گوید. او علیه بساز و بفروشی مذهبی و فساد روحانیت سخن می گوید. او اصول دین و مقدسات و اختیارات کلیسا را گرامی می دارد. تا جایی که من ترجیح می دهم با او دوست باشم تا دشمن. حتی حاضرم بنفش کاردینالی خود را به او عرضه کنم.

 

پاپ الکساندر یک دومینکی مهربان و رئوف را به همراه کلاه کاردینالی به فلورانس فرستاد تا مقام کاردینالی را به ساوونارولا اعطاء کند. ساوونارولا به جای احساس رضایت و خوشنودی بسیار خشمگین گردید. زیرا به باور او، این خود مثالی دیگر از بساز و بفروشی مناصب مذهبی و روحانی کلیسایی بود. وی در پاسخ به فرستاده پاپ چنین گفت: "به موعظه بعدی من بیا تا پاسخ مرا به روم دریافت کنی !

 

ساوونارولا در نخستین موعظه سال نو به اختلافش با پاپ جانی دوباره بخشید. نیمی از شهر مشتاق شنیدن سخنان وی بودند. ازدحام در تالار و بیرون کلیسا بقدری بود که هیچکس نمی توانست تکان بخورد. گروهی از راهبان مسلح او را به کلیسا برای موعظه همراهی نمودند. او سخن خود را با علت غیبت طولانی اش شروع نمود و سپس پاپ را متهورانه به مبارزه خواند و خطاب به پاپ چنین گفت: یک مافوق نمی تواند به من دستوری دهد که بر خلاف مقررات نظام فرقه من باشد. پاپ نمی تواند دستوری بر خلاف کلام خداوند و کتاب مقدس به من دهد. من هرگز باور ندارم پاپ بخواهد چنین کاری کند، ولی اگر چنین کرد به او خواهم گفت "تو دیگر پاپ و کشیش نیستی، تو دیگر کلیسای روم نیستی، تو خطاکاری ..." .

 

ساوونارولا بعد از هللویاهای بلند مردم و پیروانش، در ادامه گفت: هرگاه آشکارا دیده شود که دستورهای روحانیون و رهبران کلیسا در تضاد با فرمان های خداوند و به ویژه بر خلاف مفهوم رحمت خداوندی باشد هیچکس مجبور به اطاعت نیست. من وقتی آشکارا بدانم که اگر ترک شهری کنم نابودی دنیا و روح و ایمانم را در پی دارد، از هیچ جنبنده ای چنین دستوری را نمی پذیرم، چون اطاعت از او سرپیچی از فرامین پروردگار می باشد.

 

ساوونارولا در دومین روز موعظه خود خطاب به پاپ چنین گفت: یک هزار، ده هزار، چهارده هزار فاحشه برای روم کم است. چون در آنجا هم مردان و هم زنان فاحشه می شوند.

 

این موعظات با معجزه صنعت چاپ به سرعت در تمامی اروپا پخش می شد، حتی مردم عثمانی و شاهزادگان آن، موعظات این راهب و دشمنی الکساندر با وی را دنبال می نمودند. سیل مبادله خصمانه جزوه های راهب به درون و بیرون فلورانس سرازیر بود. برخی او را به کفر گویی و الحاد متهم می کردند. برخی دیگر او را یک نبی و قدیس می نامیدند. ساوونارولا دوباره بر علیه پاپ موعظه نمودو جنگ را به روم کشانید. او اصل قدرت دنیایی کلیسا را با این که می پذیرفت ولی تجمع و کسب درآمد از طریق کلیسا و گردآوری ثروت را برای جامعه روحانی سرچشمه تباهی می دانست.

 

وی دوباره در موعظه دیگر خود چنین گفت: جهان سرشار از خونریزی است، حال آنکه کشیشان عبرت نمی گیرند. در عوض با سرمشق اهریمنی خود برای همه مرگ روحانی را به ارمغان می آورند. آنان از خداوند دوری جسته اند و پرهیزکاریشان شب زنده داری با روسپیان است. آنان جهان را در پناه خداوند نمی بینند و بر این باورند که همه چیز تصادفی رخ می دهد و معتقد به تقدیر و سرنوشت هستند. کشیشان حضور عیسی مسیح خداوند ما را در آیین های مذهبی و کلیسایی به زبان اعتراف می کنند ولی به آن باور ندارند. میوه های چنین کشیشانی سمی و تلخ و ناگوار هستند (منظور از میوه اشاره به اعضاء و پیروان چنین کلیساهایی است). ای کلیسای هرزه به راه راست درآی... خداوند می گوید: من تو را پوششی زیبا دادم. ولی تو از آن بت ساختی. تو آوندهای مقدس را وقف خودستایی و شعائر مذهبی نمودی، و داد و ستد کردی. تو روسپی بیشرمی هستی که در شهوات خود غوطه می خوری. روزگاری کشیشان ننگ آلود پسران خود را برادرزادگان خود معرفی می نمودند، اکنون از پسران خود سخن می گویند. پس ای کلیسای فاحشه، تو ناپاکی خود را به همه جهان نمایانده ای و ملکوت خداوند را آلوده ساخته ای. (اشاره به پاپ الکساندر ششم که آشکارا دختر و پسران خود را به همه معرفی می نمود ولی پاپ های قبل از او جرأت چنین کاری نداشتند و فرزندان خود را برادرزادگان خود معرفی می نمودند).

 

یادآوری: در مذهب کاتولیک روحانیون اجازه ازدواج ندارند.

 

حال از طرفی پاپ الکساندر راهی برای این جدل آشکار می جست... ادامه دارد....

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 11:55 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

زندگی نامه کشیش ساوونارولا اهل جمهوری فلورانس بخش اول

 

گیرولامو ساوونارولا متولد 21 سپتامبر 1452 میلادی در شهر فلورانس به دنیا آمد. وی که به نام های جرومه ساوونارولا و هیرونوموس ساوونارولا نیز شناخته می شود کشیشی دومینیکنی بود و حاکم فلورانس از 1494 تا زمان اعدامش در 1498.

 

او به علت جنبش دین پیرایی، موعظه های ضد رنسانس، به آتش کشیدن کتاب ها و نابودی آثار هنری در ملاعام نیز بسیار مشهور می باشد. او با شور و حرارت بسیار بر ضد آنچه وی به عنوان فساد و زوال اخلاقی روحانیت تلقی می کرد به موعظه می پرداخت و دشمن اصلی او پاپ آلکساندر ششم بود. گاهی او را به عنوان طلیعه آور مارتین لوتر نیز خوانده اند، آنهم با وجود آن که ساوونارولا در تمامی عمرش یک کاتولیک رومی متدین و پرهیزکار باقی ماند.

 

ساوونارولا در سن 22 سالگی به سال 1475 میلادی به دلیل اندیشه و رنج کشیدن در مورد دوزخ و مردم گناهکار ، از دانشگاه پزشکی گریخت و به تقبیح پاپها و کلیساهای فاسد پرداخت. وی روزهای بسیاری را در روزه و دعا بسر می برد ، بدن خود را به یاد مصائب مسیح ، با پوشیدن لباسهای زبر و خشن ، شلاق زدن ، خار بر پیشانی ساییدن ، خوردن غذاهای ساده و بسیار اندک آزار می داد ، زیرا در باور او با چنین اعمالی می توانست بر فساد ذاتی و فطری بشر چیره شود ، ساوونارولا فعالیتهای تن و خودخواهی را به عنوان صداهای اهریمنی تصور می کرد و در گوشه تنهایی ، خود را در میدان نبردی میان ارواحی می پنداشت که برای نیکی و بدی می جنگیدند. بطوری که پدر و مادرش برای او بسیار نگران و غمگین بودند.

 

ساوونارولا در میان جمعی از دوستانش چنین گفت :

در اینجا برای اینکه یک نفر مرد بشمار آید باید دهانش را با کثیف ترین بی رحمانه ترین و بزرگترین دشنام ها به مقدسات آلوده سازد... اگر فلسفه و هنرهای زیبا را بیاموزید ، رویا زده ، اگر با پرهیزکاری و فروتنی زندگی کنید، ابله، اگر مذهبی باشید ریاکار، اگر خدا باور و خدا ترس باشید ، سبک مغز بشمار می آید.

 

وی در سن 23 سالگی به رهبانگاه دومینیکی (پیروان دومینیک قدیس) (San Dominic) گریخت و شش سال در آنجا پناهنده شد و سکنی گزید ، ساوونارولا با غرور در آنجا تقاضای پست ترین وظیفه ها را می نمود . او از آنجا خطاب به پدر و مادرش چنین نوشت:

شما مانع من هستید ، حال آنکه باید شاد باشید ... ، از اندوه شما چه توانم گفت؟ آیا شما دشمنان قسم خورده زهد و پرهیزکاری من می باشید؟ اگر چنین است به شما می گویم باز گردید ای شمایانی که کار اهریمن را می کنید. من مانند شما از گوشت و استخوان هستم ، احساساتم آنقدر پریشان می باشد که منطق را دشوار ساخته است. پس باید بی رحمانه به مبارزه بپردازم تا اهریمن نتواند بر من چیره شود.

 

ساوونارولا ادعا می نمود که خداوند و فرشتگان با او سخن می گویند ، وی اعلام نمود که حکومت ضد مسیح فرا رسیده است و اهریمن تمامی جهان را به تصرف خود درآورده و به زودی مسیح ظاهر خواهد شد تا حکومت خود را بر روی زمین آغاز نماید. او به هزاران نفر از طرفداران خود می گفت خداوند انتقام الهی را به زودی با آمدن مسیح از زناکاران و خدانشناسان که بر ایتالیا چیره شده اند خواهد گرفت.

 

ساوونارولا در سال 1489 رهبانگاه دومینیکنی را ترک نمود و به فلورانس بازگشت. دوسال بعد او سرپرست رهبانگاه سان مارکو گردید. او در اولین خطبه هایش چنین موعظه کرد:

ای زنان که به زیورها و گیسوی خود فخر می فروشید ، شما در اوج زشتی بسر می برید. آیا توان دیدن زیبایی را دارید؟ به مردان و زنان مومن بنگرید که روانشان بر مادیات چیره شده است ، آنها را به هنگام نیایش و دعا بنگرید که پرتویی از زیبایی و نور خداوندی را در چهره رخشان خود به همراه دارند. به گمان اینکه چهره فرشتگان را دارند.

مردم شهامت ساوونارولا را در موعظه هایش می ستودند و بی نوایان و مستمندان که جمع کثیری از اقشار جامعه را تشکیل می دادند او را تقدیس می نمودند.

 

ساوونارولا در یکی دیگر از موعظه های خود گفت:

در این روزها هیچ رحمت و نعمتی نیست که خرید و فروش نشود. در این روزها روح القدس هم خرید و فروش می شود. فقیران زیر بار فشارهای شدید بسر می برند. از آنان می خواهند که بیش از توانایی خود مالیات بپردازند. باز هم ثروتمندان فریاد می زنند بیشتر مالیات بدهید. بسیاری درآمدشان 50 فلورین است ولی یک صد فلورین مالیات می پردازند. در حالیکه مالیاتها بر اساس تمایلات ثروتمندان وضع می شود و همان را هم مقدار بسیار ناچیزی می پردازند. ای مستکبران بخود آیید که مصیبت آن شما را خرد خواهد کرد. اینجا آشیانه دزدان و جایگاه پستی و خونریزی است. همه به فقر گرفتار خواهید آمد... وای کشیشان... وای بر شما که نامتان با وحشت مترادف خواهد شد.

ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 10:14 ق.ظ
لینک ثابت

>