تبلیغات
گذرگاه - مطالب ابر پاپ
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

زندگی نامه کشیش ساوونارولا بخش چهارم

 

پاپ الکساندر ششم از انتقادهای ساوونارولا نسبت به واتیکان، دستگاه پاپی، روحانیت، کلیساهای کاتولیک زیاد ناراحت نبود. او اینگونه سخنان را بسیار شنیده بود. در طی سده ها، صدها روحانی درباره زندگی غیر اخلاقی پاپها و قدرت شیطانی و ثروت نامشروع آنها معترض شده بودند. پاپ الکساندر طبعی لطیف داشت و در هنگامی که بر کرسی نیابت مسیح در واتیکان تکیه میزد احساس پیامبر گونه ای به وی دست می داد و کمی انتقاد را می پذیرفت. آنچه او را در مورد ساوونارولا نگران می ساخت سیاست بازی و حیله گری راهب بود.

 

ساوونارولا از طرفی برای شارل فرانسه سه نامه نوشته بود و خواستار برکناری پاپ الکساندر ششم شده بود و اینکه شورایی بزرگ از روحانیون و سیاستمداران تشکیل گردد تا کوشش شود کلیسای مسیح که به زعم راهب دیگر کلیسای شیطان شده بود پاکسازی و اصلاح شوند. او در نامه های خود پاپ الکساندر ششم را مرتد و کافر خواند.

 

پاپ که از فریبکاری و جنگ افروزی راهب توسط جاسوسان خود مطلع می بود برای ساوونارولا چنین نوشت: "به فرزند بسیار محبوبمان شادباش و دعای خیر الهی می فرستیم. ما شنیده ایم که در میان خدمتگزاران تاکستان خداوند، تو از همه مجاهدتری، ما از آن عمیقا خوشنودیم و به پیشگاه خداوند توانا سپاس می گذاریم. همچنین شنیده ایم تو بر این باوری که پیشگویی هایت از سوی خداوند است نه خودت... بنابر این علاقه داریم همچنانکه وظیفه روحانی ما ایجاب می کند با تو در این موارد سخن بگوییم تا با آگاهی بیشتر از اراده الهی، بهتر بتوانیم در اجرای آن کوشا باشیم. پس بر پایه سوگند اطاعت از مقدسات امر می کنیم که بی درنگ به حضور ما آئی، ما تو را با مهربانی خوش آمد خواهیم گفت.

 

این نامه برای دشمنان ساوونارولا پیروزی بزرگی بشمار می آمد، زیرا وی مجبور بود فلورانس را ترک کرده و تحت نظر و محدودیت پاپ در روم ادامه زندگی دهد یا از فرمان پاپ سرپیچی کرده و عواقب وخیمی در انتظارش باشد. ساوونارولا از ترس این که هوادارانش را در فلورانس از دست بدهد و باقی عمر خود را در سکوت در یکی از اتاقهای واتیکان بگذراند بیماری را بهانه نمود و درخواست پاپ را رد کرد. پاپ بلافاصله به شورای فلورانس نامه ای نوشت و خواست که ساوونارولا را به نماینده اعظم دومینیکین های پاپی در لومباردی تحویل دهند.

 

ولی ساوونارولا متوجه توطئه گردید و امتناع نموده و در پاسخ گفت: اجتماع کلیسای وی و پیروانش حاضر نیستند که زیر فرمان و کنترل نماینده اعظم دومینیکن ها بروند. پاپ الکساندر ششم نیز در پاسخی به ساوونارولا، وی را از موعظه نمودن منع و بر آن تاکید ورزید و اظهار امیدواری نمود، زمانی که ساوونارولا تندرستی خود را بدست آورد به روم به نزد پاپ برود و پاپ قول داد که از وی استقبال پدرانه به عمل بیاورد. ساوونارولا تا یک سال موعظه ننمود و بعد از یک سال در مراسم "لنت" موعظه های خود را از سر گرفت.

 

پاپ الکساندر نیز از طرفی یک اسقف روحانی دومینیکینی را مامور ساخت که در بین موعظه های چاپ شده راهب، به دنبال نشانه های کفر و ارتداد بگردد. اسقف بعد از مدتی چنین گزارش داد: پدر مقدس، این راهب آنچه را که درست و معقول نباشد نمی گوید. او علیه بساز و بفروشی مذهبی و فساد روحانیت سخن می گوید. او اصول دین و مقدسات و اختیارات کلیسا را گرامی می دارد. تا جایی که من ترجیح می دهم با او دوست باشم تا دشمن. حتی حاضرم بنفش کاردینالی خود را به او عرضه کنم.

 

پاپ الکساندر یک دومینکی مهربان و رئوف را به همراه کلاه کاردینالی به فلورانس فرستاد تا مقام کاردینالی را به ساوونارولا اعطاء کند. ساوونارولا به جای احساس رضایت و خوشنودی بسیار خشمگین گردید. زیرا به باور او، این خود مثالی دیگر از بساز و بفروشی مناصب مذهبی و روحانی کلیسایی بود. وی در پاسخ به فرستاده پاپ چنین گفت: "به موعظه بعدی من بیا تا پاسخ مرا به روم دریافت کنی !

 

ساوونارولا در نخستین موعظه سال نو به اختلافش با پاپ جانی دوباره بخشید. نیمی از شهر مشتاق شنیدن سخنان وی بودند. ازدحام در تالار و بیرون کلیسا بقدری بود که هیچکس نمی توانست تکان بخورد. گروهی از راهبان مسلح او را به کلیسا برای موعظه همراهی نمودند. او سخن خود را با علت غیبت طولانی اش شروع نمود و سپس پاپ را متهورانه به مبارزه خواند و خطاب به پاپ چنین گفت: یک مافوق نمی تواند به من دستوری دهد که بر خلاف مقررات نظام فرقه من باشد. پاپ نمی تواند دستوری بر خلاف کلام خداوند و کتاب مقدس به من دهد. من هرگز باور ندارم پاپ بخواهد چنین کاری کند، ولی اگر چنین کرد به او خواهم گفت "تو دیگر پاپ و کشیش نیستی، تو دیگر کلیسای روم نیستی، تو خطاکاری ..." .

 

ساوونارولا بعد از هللویاهای بلند مردم و پیروانش، در ادامه گفت: هرگاه آشکارا دیده شود که دستورهای روحانیون و رهبران کلیسا در تضاد با فرمان های خداوند و به ویژه بر خلاف مفهوم رحمت خداوندی باشد هیچکس مجبور به اطاعت نیست. من وقتی آشکارا بدانم که اگر ترک شهری کنم نابودی دنیا و روح و ایمانم را در پی دارد، از هیچ جنبنده ای چنین دستوری را نمی پذیرم، چون اطاعت از او سرپیچی از فرامین پروردگار می باشد.

 

ساوونارولا در دومین روز موعظه خود خطاب به پاپ چنین گفت: یک هزار، ده هزار، چهارده هزار فاحشه برای روم کم است. چون در آنجا هم مردان و هم زنان فاحشه می شوند.

 

این موعظات با معجزه صنعت چاپ به سرعت در تمامی اروپا پخش می شد، حتی مردم عثمانی و شاهزادگان آن، موعظات این راهب و دشمنی الکساندر با وی را دنبال می نمودند. سیل مبادله خصمانه جزوه های راهب به درون و بیرون فلورانس سرازیر بود. برخی او را به کفر گویی و الحاد متهم می کردند. برخی دیگر او را یک نبی و قدیس می نامیدند. ساوونارولا دوباره بر علیه پاپ موعظه نمودو جنگ را به روم کشانید. او اصل قدرت دنیایی کلیسا را با این که می پذیرفت ولی تجمع و کسب درآمد از طریق کلیسا و گردآوری ثروت را برای جامعه روحانی سرچشمه تباهی می دانست.

 

وی دوباره در موعظه دیگر خود چنین گفت: جهان سرشار از خونریزی است، حال آنکه کشیشان عبرت نمی گیرند. در عوض با سرمشق اهریمنی خود برای همه مرگ روحانی را به ارمغان می آورند. آنان از خداوند دوری جسته اند و پرهیزکاریشان شب زنده داری با روسپیان است. آنان جهان را در پناه خداوند نمی بینند و بر این باورند که همه چیز تصادفی رخ می دهد و معتقد به تقدیر و سرنوشت هستند. کشیشان حضور عیسی مسیح خداوند ما را در آیین های مذهبی و کلیسایی به زبان اعتراف می کنند ولی به آن باور ندارند. میوه های چنین کشیشانی سمی و تلخ و ناگوار هستند (منظور از میوه اشاره به اعضاء و پیروان چنین کلیساهایی است). ای کلیسای هرزه به راه راست درآی... خداوند می گوید: من تو را پوششی زیبا دادم. ولی تو از آن بت ساختی. تو آوندهای مقدس را وقف خودستایی و شعائر مذهبی نمودی، و داد و ستد کردی. تو روسپی بیشرمی هستی که در شهوات خود غوطه می خوری. روزگاری کشیشان ننگ آلود پسران خود را برادرزادگان خود معرفی می نمودند، اکنون از پسران خود سخن می گویند. پس ای کلیسای فاحشه، تو ناپاکی خود را به همه جهان نمایانده ای و ملکوت خداوند را آلوده ساخته ای. (اشاره به پاپ الکساندر ششم که آشکارا دختر و پسران خود را به همه معرفی می نمود ولی پاپ های قبل از او جرأت چنین کاری نداشتند و فرزندان خود را برادرزادگان خود معرفی می نمودند).

 

یادآوری: در مذهب کاتولیک روحانیون اجازه ازدواج ندارند.

 

حال از طرفی پاپ الکساندر راهی برای این جدل آشکار می جست... ادامه دارد....

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 11:55 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

زندگی نامه کشیش ساوونارولا بخش سوم

 

برای مدتی شهر این اصلاحات را پذیرفت. اکثر مردم رفتاری فروتنانه را در پیش گرفتند. ساوونارولا انقلابی اخلاقی و سیاسی و اجتماعی ایجاد کرده بود. روسپی خانه ها و محلهای عیاشی و بادگساری تعطیل شد. مردم در خیابانها سرودهای کلیسایی می خواندند. کلیساهای خالی، حالا مملو از جمعیت شده بود. بانکداران دیگر سود مالی دریافت نمی کردند. مالیاتها بسیار کاهش یافته بود. مردم تجمل پرستی، زیروآلات، لباسهای فاخر، نقاشی های برهنه، چینی ها و ظروف گرانقیمت، لوازم پر زرق و برق خود را به میدان شهر می آوردند. دسته های "جوانان امید" به تلنبار کردن این وسایل بر روی هم به مردم کمک می نمودند و بعد ساوونارولا در بالای سکویی برای خیل جمعیت موعظه می نمود و اولین مشعل آتشین را بر روی کوهی از واسایل و اشیاء تجملاتی که در میدان شهر به صورت کوهی زرین نمود می نمود پرتاب می کرد، گروهای "جوانان امید" با پاشیدن روغن و پرتاب مشعلهای بیشتر به شعله ور شدن بیشتر کوه زرین کمک می نمودند. همه مردم در این هنگام آواز و سرودهای کلیسایی می خواندند و برخی زانو زده و به درگاه خداوند دعا می نمودند و برای گناهان گذشته خود اشک می ریختند و درخواست عفو و توبه می کردند. برخی هم از میان جمعیت هللویا می گفتند و به ساوونارولا درود می فرستادند و برایش طلب برکت و سلامتی می نمودند. ساوونارولا از مردم غنی و فقیر خواست به کار مداوم بپردازند و از تجمل گرایی بپرهیزند و سرمشق خوبی برای آیندگان و مردمان شهر های اطراف خود باشند. مردم شهر دیگر به یکدیگر برادر و خواهر می گفتند و کمتر کسی دوستش یا فامیلش را با نام و فامیلش مورد خطاب قرار می داد.

 

ساوونارولا در موعظه ای قبل از آتش زدن کوه زرین تجملات چنین موعظه نمود: اصلاحات باید از روح شما آغاز شود... خوبی های شما باید در خدمت گسترش اخلاقیات کتاب مقدسی و مذهبی شما به خدمت گرفته شود. شما شنیده اید که می گویند حکومت با دعا و نیایش اداره نمی شود !! این قانون از آن کافران و ستمگران است... قانونی است برای استثمار مردم، نه برای آزادی یک شهر... و ایمان به خداوند.

 

ساوونارولا در موعظه ای دیگر خطاب به مردم شهر گفت: شما داری یک پادشاه نامرئی هستید و او کسی نیست بجز عیسی مسیح خداوند . حکومت مذهبی عیسی مسیح خداوند و پادشاه و سرور ما تحقق می یابد. ای فلورانس... در آن هنگام است که تو از ثروت دنیایی و روحانی غنی خواهی شد. حکومت روحانی پاپ دیگر مشروعیت ندارد. تو ای فلورانس بر روم، ایتالیا و کشورهای جهان حکومت خواهی کرد چون تو برگزیده خداوند ما عیسی مسیح هستی و ردای رسولان بر دوش تو می باشد. بالهای عظمت تو بر گستره جهان سایه خواهد افکند و در سراسر جهان گسترش خواهد یافت.

 

مردم که از موعظات ساوونارولا به وجد و هیجان می آمدند با جوش و خروش، با صدایی رسا و بلند، هللویا و آمین می گفتند. تا آن زمان هیچگاه مردم فلورانس اینگونه احساس روحانی، قدرت، پرهیزکاری و فرهیختگی نمی کردند. ساووانارولا با موعظات خود همه اینها را به مردم فلورانس بخشیده بود. ولی از آنجا که طبیعت بشر جاودانه است و انسانها ذاتا پرهیزکار نیستند و بقای نظم اجتماعی به دلیل اختلافات آشکار و نهان، سطح ایمان و فرهنگ خانواده ها، طبقات، نژادها و... لرزان است، آمالها و خوشی پیروزی جمهوری فلورانس زیاد طول نکشید.

 

ثروتمندان، زمین داران، اشراف، بازرگانان از این که حکومت به دست یک راهب افتاده بود در نهان سخت خشمگین بودند و جلسات مخفیانه شبانه برگزار می کردند. برخی نیز برای پاپ جاسوسی می نمودند به امید این که قدرت کلیسای پاپی ساوونارولا را از میان بردارد. برخی از مردم اجتماع به میکده ها و روسپی خانه ها و قمارخانه ها گرایش نشان می دادند. راهبان رهبانگاه های دومینیکی و فرانسیسی با تعصبات مذهبی بر علیه ساوونارولا مدام در حال بدگویی و توطئه بودند. این دشمنان نظام جدید فلورانس پیروان ساوونارولا را با ریشخند و تمسخر "گریندگان" می نامیدند چون پیروان وی در موعظاتش بسیار می گریستند. برخی از پیروان ساوونارولا نیز لقبهایی چون گردن کجان، سالوسان، نشخوار کنندگان دعا لقب گرفته بودند. پیروان ساوونارولا نیز مخالفان حکومت مذهبی فلورانس را سگهای هار می نامیدند. در اوایل 1496 سگهای هار موفق شدند با نفوذ به حاکمیت دستگاه های حکومتی برخی از کرسی های مناصب را اشغال کنند. آنها کم کم پس از نفوذ به سیستم سیاسی حاکمیت ساوونارولا را سعی نمودند که ملزم سازند که در فعالیتهای سیاسی دخالت نکند.

 

ساوونارولا چنین به آنها پاسخ داد: اکنون کلام خداوند به واقعیت پیوست: "پسران مادر من علیه من می جنگند" سگ های هار او را به مبارزه طلبیدند و درخواست نمودند که ثابت کند موعظه های او الهامی از خداوند است. ولی ساوونارولا از پاسخ سر باز زد.

 

ماکیاولی سیاستمدار، روانشناس، میهن پرست و نویسنده شهیر آن دوران در مورد ساوونارولا چنین گفته است: او پیامبری بی سلاح بود. فلورانس به دلیل عملکرد این راهب به لحاظ بازرگانی به شدت آسیب دیده بود. درآمدها کاهش یافته و درآمد مالیاتی بسیار ناچیز بود و شورای حاکم بر فلورانس نمی توانست مخارج دستگاه های حاکمیت را تامین نماید. در سال 1496 خزانه بطور کلی خالی شد. فساد مالی و اداری در اداره امور دولت و بی کفایتی مسئولان دستگاه های حاکمیت، باعث خسارات زیادی گردیده بود و مردم کم کم نارضایتی خود را ابراز می نمودند. فرآورده های کشاورزی در آن سال به دلیل باران زیاد از بین رفت. در سال 1947 مردم از گرسنگی در خیابانها می مردند. شورای حاکم بر فلورانس ستادهای یاری رسانی برای نیازمندان و فقرا برپا نمود. ساوونارولا برخی از سگهای هار، رهبران راهبان فرانسیسی و دومینیکینی را از شورا به دلیل توطئه و سخنرانی بر علیه وی اخراج نمود. پنج تن از رهبران توطئه نیز اعدام گردیدند. قبل از اعدام آنها، درخواست دادگاه تجدید نظر که در قانون اساسی توسط خود ساوونارولا درج و به تصویب رسیده بود پذیرفته نشد.

 

حالا بسیاری از مردم فلورانس دسته بندی ها، زورگویی ها، خشونتهای موجود را با زمان حاکمیت پیشین مقایسه می نمودند. جمعیتهایی از مردم خشمگین بارها در جلوی رهبانگاه ساوونارولا تظاهرات نمودند. گریندگان و سگهای هار بارها یکدیگر را در خیابان سنگسار می کردند. هنگامی که ساوونارولا به مناسبت پنتیکاست در میان پیروانش موعظه می نمود شورشی وحشتناک رخ داد. دشمنانش قصد ربودنش را داشتند. ولی پیروانش این حمله را دفع نمودند. جلسه ای در شورای مرکزی فلورانس تشکیل شد و پیشنهاد گردید که ساوونارولا تبعید گردد، ولی در هنگام رای گیری با اختلاف یک رای این مصوبه رد شد. ساوونارولا با وجود تلخی فروریختن رویاهایش با نیرومندترین قدرت ایتالیا رو در رو شد و آنرا به مبارزه طلبید. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 11:49 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نظام کلیسایی کاتولیک و ایران

 

كاتولیك یا کاتولیسم؛‌ به‌ معنای‌ كلی‌ و عمومی‌ است،‌ که در اصطلاح‌ دینی‌ به كلیساهای‌ عام‌ و جامع‌ گفته‌ می‌شود؛ و در تعریف دیگر به کلیساهایی که تحت مرجعیت پاپ هستند با مرکزیت کلیسای جامع واتیکان، کلیساهای کاتولیک می گویند. کلیسای واتیکان روم بر روی محل مصلوب شدن پطرس رسول ساخته شده است. بر طبق اعتقاد این کلیسا پطرس رسول از اولین رسولان و واعظین مسیحیت و کسی که مسیح او را پطرس یعنی صخره نام نهاد به عنوان پایه کلیسای مسیح و کلید دار ملکوت (بهشت) و همچنین اولین پاپ شناخته می شود.

 

کاتولیکها بر مبنای آموزه‌های سن توماس اکیوناس فعالیت دنیوی را فاقد ارزش اخلاقی و تنها برای گذران زندگی مجاز می دانند. (کاتولیکهای عصر حاضر چنین نظری ندارند) کاتولیکها بر قبول کردن دیگر فرقه ها به معصومیت و رهبری پاپ اصرار و تاکید می ورزند. پاپ رئیس مجمع اسقفان و مقام رسمی تعلیمی است، که جانشین مستقیم پطرس رسول تلقی می‌شود. تاسیس و رشد و توسعه كلیسای‌ كاتولیك‌ در ایران به‌ قرن‌ شانزدهم‌ میلادی‌ مربوط‌ می‌شود، و آن‌ هنگامی‌ است‌ كه‌ نسطوریان‌ به‌ دو فرقه‌ تقسیم‌ گشتند: یكی‌ به‌ نام‌ كلدانیان‌ كه‌ در سال‌ (1555 میلادی‌) پاپ‌ اعظم‌ ژول‌ سوم‌ برای‌ آنها اسقف‌ تعیین‌ می‌كرد و فرقة‌ دیگر همان‌ نسطوریانی‌ هستند كه‌ به‌ كلیسای‌ شرق‌ آشور وفادار ماندند. در هرحال‌ جامعة‌ كاتولیك‌ در ایران زیرنظر یك‌ شورای‌ اسقفی‌ اداره‌ می‌شود كه‌ 13 كشیش‌ دارد و شامل‌ سه‌ جمعیت‌ کاتولیک ارمنی و کاتولیک کلدانی آشوری و جامعه کاتولیک لاتین است.

 

براساس نظام پاپی نظری به این تشکیلات می اندازیم:

الف: دولت واتیکان: واتیکان به عنوان دولتی مستقل در محدوده 45 هزار متری (45 هکتاری) ایتالیا است که بزرگترین کلیسای جهان یعنی کلیسای بزرگ سن پیترو در آنجا واقع شده است و همچنین کاخ واتیکان که هزار اتاق دارد این کشور گالریهای تعاشی و نفیس ترین و گرانبهاترین خزائن عالم مسیحیت را دارا می باشد. پیش از وحدت ایتالیا، از شرق تا غرب این کشور و از دریا جز قلمرو پاپ اعظم پور اما پس از آنکه سپاهیان ایتالیایی از 1870 رم را تصرف کردند بساط سلطنت و فرمانروائی پاپ برچیده شد، این کار را بدین عذر انجام دادند که اگر رم جزئی از پادشاهی ایتالیا شمرده نشود ایتالیا دارای وحدت نخواهد شد.

 

پس از انعقاد پیمان لاتران روابط دیپلماسی کامل میان واتیکان و دولت ایتالیا برقرار شد. پاپ رئیس شهر واتیکان شناخته شد با اختیار کامل قانون گذاری و اجرائی و قضائی اکنون واتیکان مانند دیگر ممالک مستقل جهان با تمام کشورها روابط دیپلماسی دارد.

 

شهر واتیکان دارای راه آهن مخصوص، یک ایستگاه عالی رادیو، یک پستخانه، رصدخانه، کتابخانه، سربازخانه، دادگاه و یک زندان نمونه است این شهر همچنین روزنامه و مطبوعات مخصوص به خود دارد و نام روزنامه ای که در آن منتشر می شود اسرواتوره رومانو (نگرنده روم) می باشد. پاسداران این شهر به گارد سوئیسی معروفند اینان در ابتدا به خدمت پاپ ژون جولیوس روم درآمدند و طبعا طرح لباس ایشان را از جامه های آن زمان اقتباس کرده اند تا سپس میکل آنژ آن را تکمیل کرد.

 

ساختار تشکیلاتی واتیکان را می توان بصورت نمودار زیر به نمایش گذاشت.

شورای اسقفی، پاپ، شورای کاردینالها، ریاست دولت شهر واتیکان، ریاست و رهبر مقر مقدس، ریاست خلیفه گری رم و شهر واتیکان، دادگاه ها،‌کمیسیون پاپی دولت شهر واتیکان،‌اداره vicariato، نایب پاپ در روم (اسقف روم)، اداره، نایب پاپ در واتیکان، دبیرخانه، کمیسیون دائمی حفاظت از آثار باستانی و هنری مقر مقدس، بنیاد کمک های بهداشتی، دادگاه کلیسایی، ادارات دبیرخانه دادگاه ها، دولت مرکزی کلیسای کاتولیک دبیرخانه دولت، مجمع امور عمومی مجمع روابط با دولتها.

 

مجامع یا انجمن ها شامل:

1 - مجمع دفاع از عقیده و ایمان کاتولیکی 2 - مجمع شعائر هفتگانه و عبادات الهی 3 - مجمع امور مقدسین 4 - مجمع امور اسقف ها 5 - مجمع تنصیر ملل 6 - مجمع کلیساهای شرقی 7 - مجمع امور روحانیون 8 - مؤسسات حیات رهبانی و رسول 9 - تعلیم و تربیت کاتولیک

 

شوراهای پاپی شامل:

1 - شورای پاپی دیالوگ بین الادیان 2 - شورای پاپی صلح و عدالت 3 - شورای پاپی خانواده 4 - شورای پاپی ارشاد کارگزاران بهداشت 5 - شورای پاپی اتحاد مسیحیان 6 - شورای پاپی لائیک 7 - شورای پاپی قلب واحد 8 - شورای پاپی فرهنگ 9 - شورای پاپی مهاجرین و جهانگردان 10 - شورای پاپی تفسیر متون قانونی 11 - شورای پاپی ارتباطات اجتماعی

 

دادگاهها:

1 - دادگاه خلیفه گری 2 - دادگاه عالی رسولی 3 - ندامتگاه رسولی 4 - دادگاه انضباطی

 

ادارات و سازمان ها:

1 - اداره اموال کلیسای کاتولیک 2 - اداره اقتصادی واتیکان 3 - اداره مرکزی آمار کلیساها 4 - اداره مراسم مذهبی پاپ 5 - دفتر مطبوعاتی واتیکان 6 - اداره دربار کاخ پاپ

 

کمیسیون ها و کمیته ها:

1 - کمیسیون میراث فرهنگی کلیسا 2 - کمیسیون باستان شناسی مقدس 3 - کمیسیون انتشارات 4 - کمیسیون اصلاح متون لاتین کتاب های مقدس 5 - کمیسیون کلیسای خدا 6 - کمیسیون پاپی تجدیدنظر قوانین کلیسای آئین شرقی 7 - کمیسیون پاپی تورات 8 - کمیسیون بین المللی دین شناسی 9 - کمیسیون کاردینال ها برای عبادتگاه ها 10 - کمیسیون قضاوت 11 - کمیسیون بین المللی برگزاری کنگره های مذهبی 12 - کمیته پاپی علوم تاریخی 13 - آرشیو شورای دوم واتیکان 14 - گارد سوئیسی

 

بنیادهای وابسته:

1 - آرشیو محرمانه واتیکان 2 - کتابخانه واتیکان 3 - چاپخانه واتیکان 4 - روزنامه رسمی واتیکان 5 - انتشارات کتابفروشی واتیکان 6 - رادیو واتیکان 7 - مرکز تلویزیونی واتیکان 8 - اداره امور کلیسایی 9 - صدقات مذهبیون واتیکان 10 - اداره کلیسای سن پائولو

 

این مجامع در واقع حکم کابینه و دولت را برای پاپ دارند که از میان این مجامع، مجمع دفاع از عقیده و ایمان کاتولیکی عالی ترین مجمع است که قلب واتیکان و مغز تصمیم ساز مقر پاپ است این مجمع وظایفی بر دوش دارد که مهم ترین وظیفه آن تدوین، تفسیر رسمی و محوری آموزه های مسیحیت و نیز دفاع از اصول کلیسایی است به عبارتی این مجمع زبان پاپ و سخنگوی واتیکان به حساب می آید و دومین وظیفه این مجمع عبارتست از نظارت بر عملکرد کشیشان مناطق و کاردینال های داخل واتیکان. البته این مجمع حکم قائم مقامی پاپ را دارد، این مجمع همان دادگاه رسمی مرکزی و مقدس تفتیش عقاید 1542 میلادی می باشد که امروزه مجمع آموزه عقیده و ایمان نامیده می شود.

 

فعالیت واتیکان: دیگر اینکه، روحانیت کاتولیک و واتیکان براساس شعاع و قلمرو کاری واتیکان 45 هزارمتری در جهان را بررسی می کنیم یعنی این سازمان را فقط در 45 هزار متر محدود نکنیم بلکه گستره مشروعیت و کارآیی این نظام در سرتاسر جهان را درنظر می گیریم اگرچه از واتیکان شارژ می شود.

 

یعنی تشکیلاتی که 000/40 خلیفه گری در سرتاسر دنیا دارد که شامل 000/400 کشیش، 000/800 راهبه و 000/500 اسقف و 200 کاردینال می باشد.

 

مقامات و سلسله مراتبی که امروزه در کلیسای کاتولیک به چشم می خورد از چه زمانی و از چه متنی استخراج شده است؟

قبل از هر چیز باید اظهار داشت که «در نامه ها و یا رسائل اولیه پولس رسول تقریبا هیچ اشاره ای به مقامات و روسای کلیسا به چشم نمی خورد پس پرسش در مورد مقامات رسمی و ثابت کلیسا از آن دوران سئوالی است که بدون پاسخ می باشد. اما در اواخر دوران عهد جدید افرادی به نام شماس یا خادم کلیسا یا بزرگترها Presbyters را می بینیم که در کلیساهای محلی برای منظورهای معینی کنار گذاشته شده بودند هر چند که امروزه نقش و وظیفه آنان روشن نیست، به هر صورت هر یک از ایشان نقش و اعتبار جداگانه ای داشتند و در حدود سالهای 90 میلادی و پس از آن بود که واژه اسقف (اپیسکوپوس EPiscoPus) بشدت در میان مسیحیان رایج گردید فلذا در هر یک از شهرهای بزرگ آن روزگار یک اسقف اعظم وجود داشت که بر کلیساهای موجود در آن شهر و اطراف آن کنترل و اعمال نظر و حاکمیت می نمود. البته میزان قدرت و اعتبار اسقفان در آن سال های نخستین کاملاً متفاوت بوده بعضی از ایشان افراد بی نهایت مهمی بوده و بر قلمروی خارج از محدوده اختیار قانونی خود کنترل فراوانی داشتند اما بتدریج اسقفان به پادشاه روحانی (کلیسایی) تبدیل شدند و تمام قدرت و اقتدار کلیساهای زیرنظر یک اسقف در دست قدرت وی بود و او بود که باید تعیین می کرد که نظریه عقیدتی مسیحیت در مواجهه با نظریات و آراء معارض چه باشد به هر حال تا تشکیل شوراهای اسقفی که در آن اسقف ها در شورایی جهانی (نظیر شوراهای نیکائیه یا نیقیه ـ قسطنطنیه و جالسدون) شرکت می جستند، اسقف ها کم و بیش مثل پادشاهانی مستقل عمل می‌کردند.

 

به هرحال، کاتولیک ها، پاپ را اسقف رم و به عنوان جانشین پطروس Petrus و رهبر مسیحیان عالم می دانند، فلذا کلیسای کاتولیک خود را وابسته به نظامی می داند که پتروس بانی آن بود به همین دلیل اسقف ها که خود را مجری احکام او می دانند، نایبان عیسی مسیح می خوانند. امروزه ساختار تشکیلاتی کلیسا یا سازمان کلیسای کاتولیکی در سلسله مراتب و هیروکراسی قابل توضیح و تبیین می باشد.

 

پاپ در رأس کلیسای کاتولیک پاپ یعنی جانشین پطرس قدیس قرار دارد که سه مقام رسمی با خود همراه دارد که عبارتند از 1 - ریاست و رهبری مقر مقدس، بعنوان دولت مرکزی کلیسای جهانی کاتولیک 2 - ریاست دولت ـ شهر واتیکان بعنوان دولت ملی مستقل 3 - ریاست خلیفه گری دولت ـ شهر واتیکان و شهر رم.

 

یکی از ویژگی های پاپ خطاناپذیر بودن ـ عصمت ـ پاپ است که در شورای اوّل واتیکان مصوب و اعلام شد. براساس این اصل پاپ در هنگام صدور بیانیه رسمی یعنی در مقام کشیشی همه مسیحیان، به واسطه مرجعیت عالی رسولی خود، هنگامی که آموزه ای را تبیین می کند، یا حکمی اخلاقی و یا ایمانی را واجب می شمرد، از آنجا که با مساعدت پطرس قدیس همراه است، دارای مقام خطاناپذیری است بر این اساس بیانیه های پاپ رم تغییرناپذیر می باشد.

 

حوزه های اسقفی، بعد از واتیکان حوزه های اسقفی بالاترین مرجع دینی کاتولیک محسوب می شوند هر اسقف می تواند و هر دینی یک یا چند حوزه اسقفی باشد در جهان حدود 1800 حوزه اسقفی و 500 حوزه اعظم اسقفی وجود دارد البته محل اجرای مراسم و عبادات مذهبی از جانب اسقف و مرکز فعالیت او، کلیسای جامع است بر همین اساس تاج و مرصع اسقفی در کلیسای جامع نگاهداری می شود. به دنبال برگزاری دومین شورای واتیکان که طی آن به افراد غیر روحانی نیز اجازه داده شد در مراسم عشاء ربانی شرکت جویند بدین ترتیب افراد لائیک نیز رسما به خدمت کلیسا درآمدند و موظف به تبعیت از سلسله مراتب اسقفی شدند.

 

کاردینالها، پس از پاپ درجه کاردینالی بالاترین مقام در کلیسای کاتولیک است، کاردینالها از سوی پاپ انتخاب می شوند و بالاترین شورای کلیسا را که شورای کاردینالی یا شوراری مقدس نام دارد را تشکیل می دهند اغلب کاردینالها را پاپ از میان اسقف های حوزه ای انتخاب می کند تعداد کاردینالها در ابتدا 70 نفر بود اما تا سال 1991 به 163 نفر رسید و امروز به پیش از 200 نفر رسیده اند وظایف آنها این است که بدنبال مرگ پاپ، جانشین او را از میان اعضای خود تعیین می کنند.

 

کاتولیکها در ایران فعالیت زیادی داشته و با حوزه های دینی و مذهبی ایران تعامل دارد. آنها در ایران چندین کلیسا دارند که در مطالب بعدی مفصلا به آنها اشاره خواهد شد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:49 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تفاوت‌ بین‌ ارتدوكس ها‌ و كاتولیك‌ها در 15 بند

 

1- ارتدوكس ها معتقدند‌ روح‌ القدس‌ ناشی‌ از پدر است‌، اما كاتولیك‌ها معتقدند ناشی‌ از پسر است.

2- كاتولیك‌ها به برزخ‌ و دریافت نجات و عدم از دست دادن نجات و عدم‌ امكان‌ اشتباه‌ و گمراهی و اجرای شریعت برحسب سنت معتقدند، اعتقاد به برزخ از جمله اعتقادات كلیسای كاتولیك است كه در كتاب دوم مكابیان عباراتی در تأیید برزخ وارد شده كه جزء اپوكریفاست. كه در نزد كاتولیكها قابل قبول است، ولی‌ ارتدوكس‌ها برزخ را قبول‌ ندارند و عدم اشتباه و دریافت نجات کامل را قبول ندارند و می گویند به واسطه اجرای احکام عیسی مسیح می توانیم نجات و فیض خود را حفظ نماییم و نجات هدیه ای است که اگر در حفظ آن به واسطه اجرای شریعت نکوشیم این هدیه را از دست خواهیم داد و به شریعت با دید یک سنت نگاه نمی کنند بلکه به شریعت با دید تکمیل کننده و حفظ کننده نجات نگاه می کنند ولی در کاتولیکها سعادت ابدی با دو شرط حاصل می شود: فیض خدا و اعمال نیك

3- کشیشان ارتدوكس‌ ازدواج‌ را بر خود حرام‌ نمی‌دانند ولی اسقفان ارتدوکس از ازدواج منع شده اند، همچنین‌ کشیشان و اسقفان و کاردینالها و حتی پاپ در آیین كاتولیك‌، ازدواج را بر خود حرام‌ می‌دانند.

4- زبان‌ مقدس‌ نزد ارتدوكس‌ها زبان‌ یونانی‌ است‌ و مراسم‌ عبادی‌ را به‌ این‌ زبان‌ به‌ جا می‌آورند ولی‌ زبان‌ مقدس‌ نزد كاتولیك‌ها زبان‌ لاتین است و ‌ و مراسم‌ عبادی‌ خود را به‌ زبان لاتین برگزار می کنند.

5- روحانی مرجع در‌ ارتدوكس‌ را بطریق یا خلیفه‌ یا پاتریاک می نامند، ولی‌ روحانی مرجع در‌ كاتولیك ها را پاپ‌ می نامند.

6- شكل‌ بیشتر كلیساهای‌ ارتدوكس‌ چهار گوش‌ است‌، و در دو سطح‌ بالا، و پست قرار دارد که قسمت‌ مرتفع‌ آن‌ محل‌ اولیای‌ دین‌ و به‌ منزلة‌ آسمان‌ و قسمت‌ پایین‌ محل‌ اجتماع‌ پیروان‌ و به‌ منزلة‌ زمین‌ است‌، ولی‌ در كلیساهای‌ كاتولیك‌ این‌ ویژگی‌ وجود ندارد.

7- در كلیساهای‌ ارتدوكس‌ پدرآسمانی و عیسی مسیح‌ و روح القدس را مقدس می دانند، مریم باکره همچون پدر و عیسی مسیح و روح القدس پرستش نمی گردد ولی او را به عنوان قدیسه اعظم قبول دارند و به نام او دعا و تسبیح خوانده می شود، در كلیساهای‌ كاتولیك‌، پدرآسمانی و عیسی مسیح‌ و روح القدس و مریم‌ را مقدس می دانند و دعاهای خاصی که منتسب به مریم مقدس یا مادر خداوند است را همراه با تسبیح می خوانند.

كلیساى كاتولیك براى مسئله «عصمت مریم» و «بكارت مریم تا پایان عمر» اهمیت ویژه اى قائل اند، به طوری كه در دومین شورای قسطنطنیه (553 م) آموزة بكارتِ همیشگی مریم یك آموزة رسمی كلیسای كاتولیك شناخته شد. به این ترتیب كه مریم تا پایان عمر خویش باكره بود. گرچه كاتولیكها عباراتی از كتاب مقدس را كه شامل معرفی برادران و خواهران عیسی مسیح است. آنها را به خویشاوندان وی تأویل میكنند. در حالى كه ارتدكسها چنین اعتقادى ندارند.

8- کاتولیکها مریم را هم چون عیسى مسیح، مبرا از گناه اولیه مى دانند، در حالى كه ارتدكسها آنرا ویژگى منحصر به عیسى مسیح مى دانند.

9- در کلیساهای ارتدوکس بر روی دیوارها بیشتر نقش قدیسیان‌ نقش‌ بسته‌ است‌ و نزد معتقدین به آیین ارتدوکس مقدسند، تصاویر کلیسایی در کلیساهای ارتدوکس شکل هندسی دارد. همچنین در کلیساهای ارتدوکس پیکره یا مجسمه جایی ندارد و آن را بت پرستی و کفر می دانند، ولی در کلیساهای کاتولیک بر روی دیوارها بیشتر تصاویر عیسی مسیح و رسولان و فرشتگان است و تصاویر شکل اسطوره ای و آسمانی دارند، کلیساهای کاتولیک مملو از پیکره های تراشیده سنگی، چوبی و گچی می باشد، کاتولیک ها برای قدیسین خود احترام و ارزش بسیاری قائلند ولی نقش و پیکره ای از آنها نمی سازند و فقط در دفتر مخصوصی نام آنها و خدمات کلی آنها را درج می نمایند و به آنها لقب قدیس یا قدیسه می دهند. ولی ارتدوکسها از قدیسین خود تمثیل ها و نقاشی های زیادی می سازند و به آنها دعا می کنند.

10- ارتدوكسها به عصمت پاپ اعتقاد ندارند و معتقدند كلیسای جامع یعنی مجموعة مؤمنان مسیحی مصون از خطا، به این معنا كه روحالقدس، جامعه مسیحیت را از انحرافات محافظت میكند، لذا این مصونیت دیگر شامل افراد خاص نمی شود. ولی كاتولیكها پاپ را معصوم و مبراء از گناه میدانند و معتقدند كه مسیح، پطرس را بر كلیة كلیسای مسیحیت رهبر قرار داده و كلید ملكوت آسمان را به وی سپرده است وی نیز پاپ را تا ابد جانشین و وصی خود قرار داده است.

11- ارتدکسها معتقدند كه فدیه تنها از مرگ مسیح به وجود نیامده بلكه به خاطر رستاخیز مسیح هم میباشد ولی کاتولیکها معتقدند که فدیه تنها از مرگ مسیح به واسطه صلیب به وجود آمده.

12- منابع و مآخذ اصول اعتقادی كاتولیكها عبارتست از (كتاب مقدس، تعلیمات رسمی كلیسا، سنّت) كه سنّت شامل مجموعة شعایر و اصول اعتقادی كه از حواریون به دست آمده است میباشد ولی منابع و مآخذ ارتدوکسها (سنت و کتاب مقدس) می باشد.

13- كاتولیكها در غسل تعمید آب را به سر میپاشند ولی ارتدکسها در این مراسم سر و بدن را سه مرتبه در آب فرو میبرند.

14- در اجرای عشای ربانی در كلیسای شرق (ارتدکسها) از نان ورآمده (فطیر) استفاده میكنند ولی كاتولیكها از قرصهای کوچک نان که شبیه به پولک نازک است استفاده می کنند. كاتولیكها معتقدند، نان و شراب حقیقتاً، واقعاً به خون و گوشت مسیح مبدل می شود ولی ارتدوکسها نان و شراب را نمادی از خون و بدن عیسی مسیح می دانند.

15- كاتولیكها معتقدند كه شعائر دینی (تعمید، تأیید، توبه، عشای ربانی، تدهین بیمار و ازدواج...) را باید اسقف اداره نماید. ولی در ارتدکسها هم اسقف و هم کشیش می تواند این کارها را انجام دهد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:28 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نامه معشوقه‌های پنهانی ۲۶ کشیش به پاپ فرانسیس

 

بیست و شش زن که همگی با مردان کلیسا یا به زبانی دیگر، کشیش‌ها، رابطه‌ی عاشقانه‌ی مخفیانه دارند، در نامه‌ای به پاپ خواستار لغو قانون تجرد در کلیسای کاتولیک شده‌اند.

 

یک گروه از زنان ایتالیایی در اقدامی بی‌سابقه طی نامه‌ای سرگشاده به پاپ از "درد بزرگ" و "رنجی" که روحشان می‌کشد نوشته‌اند. سخن از رنجی است که این ۲۶ زن ایتالیایی که همگی روابط عاشقانه مخفیانه با کشیش‌های کاتولیک دارند، متحمل می‌شوند.

 

در این نامه که روزنامه ایتالیایی "لا استامپا" منتشر کرده، آمده است: «پاپ فرانسیسکوی عزیز، ما گروهی از زنان ایتالیایی از سراسر این کشور و (حتی فرای مرزها) هستیم که این نامه را برای شما می‌نویسیم تا دیوار سکوت و بی‌تفاوتی را که ما هر روز با آن روبرو هستیم در هم شکنیم. هر کدام از ما یا در یک رابطه عاشقانه با یک کشیش بوده یا هنوز در این رابطه به سر می‌برد.»

 

این ۲۶ زن در ادامه می‌نویسند: « ما عاشق این مردان‌هستیم و آن‌ها هم عاشق ما هستند.» مردانی که گزینه‌ی چندانی برای انتخاب ندارند؛ یا باید از مقام کشیشی دست بکشند یا به عشق مخفیانه ادامه دهند.

 

زنانی که با کشیش‌های کلیسای کاتولیک روابط عاشقانه دارند با این نامه‌ی سرگشاده از پاپ می‌خواهند که به قانون تجرد در کلیسای کاتولیک خاتمه دهد. این زنان از یک سو بر رنج و مشقتی که روابط مخفیانه برای آن‌ها با خود به همراه دارد اشاره می‌کنند و از سوی دیگر از مزیتی که به رسمیت شناختن این روابط برای کلیسای کاتولیک به ارمغان می‌آورد، سخن می‌گویند.

 

به نوشته‌ی این "عشاق مخفیانه" یک کشیش که به دلیل زندگی مشترک با یک زن مجبور به چشم‌پوشی از رسالت‌اش نیست و از حمایت زن و فرزندانش برخوردار است، بهتر می‌تواند به "مسیح و به کلیسا‌" خدمت کند. این زنان می‌نویسند که به غیر از آن‌ها کلیسا هم از تغییر قانون تجرد سود خواهد برد.

 

پاپ هم روزی عاشق بود

سایت آلمانی زبان اشپیگل با اشاره به آزادی ازدواج کشیش‌ها در یونان، روسیه و اکراین، می‌نویسد: «خواست این زنان چندان نامعقول نیست. تجرد کشیش‌ها ظاهرا از یک سو برای پاپ یک اصل فقهی نیست و از سوی دیگر پاپ فرانسیسکو در مصاحبه‌ای که در زمان کاردینالی از او منتشر شده، اقرار کرده که خود زمانی به شدت عاشق بوده است.»

 

پاپ در این مصاحبه که چند سال پیش انجام شده، از قانون تجرد کشیش‌ها به عنوان یک تفسیر فرهنگی یاد کرده که کلیسا ده‌ها قرن با آن تجربه‌ی مثبت داشته است. او در همان مصاحبه موافقت خود را با نگهداشت این اصل "در حال حاضر" اعلام کرده است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:24 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

اعلامیه 95 ماده ای مارتین لوتر

 

ترجمه بر گرفته از متن انگلیسى این اعلامیه در كتاب "Martin Luther, Selection from His Writings"

بعد از پیروزی تقریبی نهضت پروتستان به رهبری مارتین لوتر، وی در سال‌ 1517 اعلامیه‌ای‌ مشتمل‌ بر 95 مادة‌ پیشنهادی‌ انتشار داد. برخی‌ از پیشنهادهای‌ او از نظر ایمان‌ كاتولیك‌ مردود و غیر قابل‌ قبول‌ بود، ولی‌ چیزهای‌ تازه‌ای‌ نیز میان‌ آنها وجود داشت‌.

1. هنگامى كه خداوند و استاد ما، عیسى مسیح، دستور داد كه «توبه كنید» در پى آن بود كه سراسر زندگى مؤمنان مالامال از توبه شود.

2. برداشت شایسته از این سخن این نیست كه منظور وى اشاره به آیین توبه باشد، به معناى اعتراف و رضایتمندى آن گونه كه كشیش آن را برگزار مى كند.

3. با این حال، معناى آن به توبه قلبى نیز محدود نیست، زیرا چنان توبه هایى پوچ و بى حاصل است، مگر آن كه نشانه هایى بیرونى از ریاضت هاى مختلف جسم را به همراه داشته باشد.

4. تا زمانى كه بیزارى از خود ادامه دارد، (به معناى توبه حقیقى درونى) مجازات گناه نیز ادامه دارد، به دیگر سخن تا زمانى كه به ملكوت آسمان ها وارد شویم.

5. پاپ نه قدرت و نه اراده آن را دارد كه مجازاتى را عفو كند، مگر مجازات هایى كه خودش با صواب دید خود یا بر حسب قانون كلیسایى وضع كرده است.

6. خود پاپ نمى تواند از گناه بگذرد. او تنها مى تواند اعلام و تایید كند كه خدا آنها را بخشوده است یا حداكثر این كه گناهانى را ببخشاید كه با صواب دید خودش وضع كرده است. به جز این موارد، گناه دست نخورده باقى مى ماند.

7. در عین حال، خدا گناه هیچ كس را بدون تسلیمِ فروتنانه نزد كشیش، كه نماینده اوست، نمى بخشاید.

8. قوانین مربوط به توبه تنها در مورد كسانى صدق مى كند كه هنوز زنده اند و مطابق خود قوانین، هیچ یك از آنها در مورد مردگان صدق نمى كند.

9. به همین سان، روح القدس با عمل كردن در شخص پاپ، فیض را براى ما ظاهر مى كند; با در نظرگرفتن این حقیقت كه مقررات پاپى هیچ گاه نمى تواند در مورد مرگ یا در موارد دشوار انطباق یابد.

10. این اقدامى خطا و از سر جهالت است كه كشیشان مجازات هاى قانونى را به مردگان در برزخ نیز تعمیم مى دهند.

11. هنگامى كه مجازات هاى قانونى، تغییریافته و قابل انطباق بر برزخ باشد، مطمئناً به نظر مى رسد كه بذر (گیاه ماشك) به هنگام خواب كشیشان كاشته شده است.

12. مجازات هاى قانونى در مورد روزهاى گذشته تعیین مى شود نه در مورد روزهاى آینده.

13. مرگ بر همه مدعیات كلیسا نقطه پایانى مى نهد. حتى اگر افراد در شرف مرگ باشند، برحسب قانون كلیسا مرده به شمار مى آیند.

14. نقصان در پارسایى یا عشق، در شخصِ در حال مرگ لزوماً با ترسى عظیم توأم است و ترس بیشتر در جایى است كه پارسایى یا عشق در كمترین حدّ خود است.

15. چنین بیم و هراسى به خودى خود براى پدید آوردن درد برزخ كافى است، صرف نظر از هر چیز دیگرى كه گفته شده باشد; زیرا بسیار زود به وحشت نومیدى نزدیك مى شود.

16. به نظر مى رسد كه اینها وجوه تفاوت مشابهى براى فرق نهادن میان دوزخ، برزخ، و بهشت و نیز میان نومیدى، نامطمئنى و اعتماد باشد.

17.در واقع، باید از آلام ارواح در برزخ كاست و به همین میزان به خیر و ثواب افزود.

18. افزون بر این، بنا به هیچ یك از مبانى عقل یا كتاب مقدس نمى توان اثبات كرد كه این ارواح از جایگاه شایستگى (براى نجات) بیرون یا از رشد در فیض ناتوانند.

19. به نظر نمى رسد كه بتوان اثبات كرد كه همیشه آنها از رستگارى مطمئن و دلگرمند، حتى اگر خود ما بسیار بدان مطمئن باشیم.

20. از این رو، پاپ هنگامى كه از بخشودن تمامى گناهان سخن به میان مى آورد، منظورش «همه» به معناى واقعى كلمه نیست، بلكه تنها چیزهایى است كه خودش وضع كرده است.

21. از این رو، تمامى كسانى كه به هنگام موعظه در باره آمرزش نامه ها مى گویند كه آدمى مى تواند به وسیله آمرزش نامه هاى پاپ از هر مجازاتى تبرئه شده و نجات یابد، در خطا هستند.

22. در واقع، او نمى تواند از روح هاى در برزخ مجازات هایى را ببخشاید كه بنا به قانون كلیسا در زندگى كنونى باید بدان مبتلا باشند.

23. اگر بخشودگى كامل را بتوان به كسى اعطا كرد، این در مورد كامل ترین افراد صدق خواهد كرد، یعنى عده اى بسیار اندك.

24. در نتیجه، باید چنین باشد كه بخش عمده اى از مردم فریفته وعده بى حساب و كتاب و پر سر و صداى رهایى از مجازات شده اند.

25. همین قدرتى كه پاپ به طور كلى در مورد برزخ اعمال مى كند، هر یك از اسقفان در قلمروى اسقفى و كشیشان در قلمروى كشیشى مى توانند اعمال كنند.

26. پاپ هنگامى كه ارواح برزخى را با شفاعتى كه از آنان به عمل مى آورد، نه به وسیله قدرت كلیدها (كه نمى تواند بر آنان اعمال كند) مى بخشاید، كار شایسته اى انجام مى دهد.

27. براى این موعظه كه به محض این كه صداى پول در صندوق به صدا درمى آید، روح از برزخ پرواز مى كند، هیچ مبناى الوهى وجود ندارد.

28. بدون شك امكان دارد كه هنگامى كه صداى پول در صندوق به صدا در مى آید، حرص و آز افزایش یابد، اما هنگامى كه كلیسا شفاعت مى كند، همه چیز به اراده خدا بستگى دارد.

29. با در نظر گرفتن آنچه درباره قدیس سورینوس Severinus و قدیس پاسكال گفته شده، چه كسى اطلاع دارد كه همه ارواح در برزخ خواهان رهایى اند؟

30. هیچ كس از واقعیت ندامت خود مطمئن نیست چه رسد به این كه از دریافت آمرزش تمام و كمال آسوده خاطر باشد.

31. كسى كه آمرزش نامه ها را با حسن نیت (bona fide)مى خرد، به همان اندازه اندك است كه كسانى كه واقعاً پشیمان و توبه كارند; به عبارت دیگر بسیار اندك اند.

32. همه كسانى كه گمان مى كنند كه از نجات خود به وسیله نامه هاى آمرزش نامه آسوده خاطرند، براى همیشه مطرودند و به سرنوشت معلمان خود گرفتار خواهند آمد.

33. ما باید احتیاط بیشترى در برابر كسانى داشته باشیم كه معتقدند كه آمرزش نامه هاى پاپى هدیه اى آسمانى و بسیار ارزشمند است.

34. زیرا فیض انتقال یافته به وسیله این آمرزش نامه ها صرفاً با مجازات هاى «توبه» آیینى ارتباط دارد كه به وسیله آدمى وضع شده است.

35. این با تعالیم مسیحى سازگار نیست كه موعظه و تعلیم داده شود كه كسانى كه ارواح را در ازاى پول نجات مى دهند، یا مجوزهاى اعترافى را خریدارى مى كنند، دیگر نیازى به توبه از گناهان خود ندارند.

36. هر فرد مسیحى كه به راستى توبه كند، از موهبت بخشودگى كامل از مجازات و گناه برخوردار خواهد شد و این را به او بدون داشتن آمرزش نامه مى دهند.

37. هر فرد مسیحى، زنده یا مرده، در همه مزایاى مسیح و كلیسا شركت مى كند، و این مشاركت را خداوند به او بدون آمرزش نامه ها عطا مى كند.

38. با این حال، نباید بخشودگى و آمرزش پاپ را دست كم گرفت، زیرا همان گونه كه قبلا گفته شد،آنان آمرزش الهى را اعلام مى كنند.

39. حتى براى فرهیخته ترین الهیدانان بسیار دشوار است كه با مردم در باره مزایاى فراوان آمرزش نامه ها سخن به میان آورند، و در عین حال، در زمانى بعد از فضیلت توبه بگویند.

40. گناهكارى كه به راستى پشیمان شده، جویاى مجازات هاى گناهان خود است و عاشقانه تاوان مى دهد، در حالى كه كثرت آمرزش نامه ها وجدان افراد را تضعیف مى كند و چنان مى سازد كه از آمرزش نامه ها نفرت داشته باشند.

41. آمرزش نامه هاى پاپى تنها باید با احتیاط تعلیم داده شود تا مبادا مردم برداشتى نادرست به دست آورند و گمان كنند كه آنها بر سایر كارهاى خود ترجیح دارند كه از جمله آنها عشق است.

42. به مسیحیان باید یاد داد كه پاپ اصلا منظورش این نیست كه خرید آمرزش نامه قابل مقایسه با كارهاى برآمده از رحمت است.

43. به مسیحیان باید آموخت كه كسى كه به بینوایان كمك مى كند یا به افراد نیازمند قرض مى دهد، كارش بهتر از كار كسانى است كه مبادرت به خرید آمرزش نامه ها مى كنند.

44. این بدان سبب است كه عشق با كارهایى كه از سر عشق صورت گرفته رشد مى كند و آدمى فرد بهترى مى شود، در حالى كه با آمرزش نامه ها نه تنها فرد بهترى نمى شود بلكه از مجازات هاى خاصى مى گریزد.

45. به مسیحیان باید آموخت كه آن كس كه نیازمندى را مى بیند اما (با بى اعتنایى) از او مى گذرد، او براى آمرزش نامه پول مى دهد اما از بخشودگى پاپ سودى نمى برد بلكه تنها خداوند را به غضب مى آورد.

46. به مسیحیان باید آموخت كه آنها موظفند كه در حد ضروریات زندگى پیش خود نگهدارند و نباید به هیچ وجه آن را براى گرفتن آمرزش نامه به باد دهند مگر آن كه بیش از حد نیاز داشته باشند.

47. به مسیحیان باید آموخت كه آنها آمرزش نامه ها را داوطلبانه مى خرند و هیچ الزامى به انجام این كار ندارند.

48. به مسیحیان باید آموخت كه در اعطاى آمرزشنامه ها، پاپ نیازى بیشتر و اشتیاقى افزون تر به دعاى آنان براى خودش دارد تا پول هاى گردآورى شده.

49. به مسیحیان باید آموخت كه آمرزش نامه تنها زمانى مفید است كه آدمى به آن تكیه نكرده باشد. از این بالاتر این كه اگر پرواى از خداى را به خاطر آنها از دست دهد بسیار زیان بارتر است.

50. به مسیحیان باید آموخت كه اگر پاپ اخاذى ها و باجگیرى هاى واعظان آمرزش نامه ها را مى دانست، ترجیح مى داد كه كلیساى سَنْت پیتر به تلى از خاك تبدیل مى شد تا این كه با پوست، گوشت و استخوان رمه هایش برپا شود.

51. به مسیحیان باید آموخت كه پاپ شاید مایل باشد كه، چنان كه در وقت ضرورت باید این گونه باشد، كلیساى سنت پیتر را بفروشد و آن را به علاوه پول هاى خودش به بسیارى از آن كسان بدهد كه تاجرانِ مغفرت به اصرار از آنان پول ستاندند.

52. تكیه كردن بر آمرزش نامه ها براى دست یافتن به نجـات كار بیهوده و عبثى است، حتى اگر مباشران یا در واقع خود پاپ براى تضمین اعتبار آنها، روح خودش را گرو نهد.

53. كسانى دشمن مسیح و پاپ اند كه اجازه نمى دهند كه كلام خدا در بعضى از كلیساها موعظه شود و هدف آنها این است كه آمرزش نامه ها در كلیساهاى دیگر فروخته شود.

54. كلام خدا آسیب خواهد دید، اگر در یك موعظه زمانى مساوى یا بیشتر به آمرزش نامه ها اختصاص یابد تا به كلام خدا.

55. پاپ نمى تواند این نظر را نادیده بگیرد كه اگر آمرزش نامه ها (كه موضوع كوچكى است) با یك زنگ جشن گرفته شود، یك نمایش یا یك مراسم، بشارت (موضوعى بسیار بزرگ تر) به همراه صد زنگ، صد مشایعت و صد مراسم موعظه شود.

56. خزائن كلیسا كه پاپ آمرزشنامه ها را از آن توزیع مى كند، در میان قوم مسیح به اندازه كافى سخن از آن به میان نیامده یا شناخته شده نیست.

57. این كه این خزائن موقتى و گذرا نیست، از این واقعیت روشن مى شود كه بسیارى از سوداگران آن را به رایگان نمى فروشند، بلكه تنها آن را گردآورى مى كنند.

58. آنان نه شایسته مسیح اند و نه قدیسان، زیرا افزون بر پاپ، این شایستگى ها همیشه فیض را به درون انسان انتقال مى دهد، و صلیب، مرگ و دوزخ را در بیرون انسان به یاد مى آورد.

59. قدیس لارنس St. Laurenceگفت كه تهیدستان ذخیره هاى كلیسا هستند، ولى وى این اصطلاح را در سنت عصر خود به كار برد.

60. ما به گونه اى نسنجیده نمى گوییم كه ذخیره هاى كلیسا، كلیدهاى كلیسایند و به وسیله شایستگى مسیح اعطا شده اند.

61. زیرا روشن است كه قدرت پاپ به خودى خود براى بخشودگى از مجازات و موارد ذخیره شده (به تعویق افتاده) كافى است.

62. ذخیره حقیقى كلیسا «انجیل مقدسِ» شكوه و فیض خداوند است.

63. به راستى مى توان این ذخیره را نفرت انگیزترین چیز دانست، زیرا مى تواند اولى را آخرى بسازد.

64. از سوى دیگر، ذخیره آمرزش نامه از همه چیز پذیرفتنى تر است، زیرا مى تواند آخرى را اولى سازد.

65. از این رو، ذخیره هاى بشارت تورهایى هستند كه در روزگاران گذشته آدم هاى پولدار را به دام مى انداخت.

66. ذخیره هاى آمرزش نامه ها تورهایى امروزى هستند كه براى به دام انداختن آدم هاى پولدار به كار مى روند.

67. آمرزش نامه ها كه سوداگران آنها را به عنوان بزرگ ترین لطف ها مى ستایند، در واقع ابزارهاى لطفى براى پول جمع كردنند.

68. با این حال، آنها را نباید با فیض خدا و ترحم نشان داده شده در صلیب مقایسه كرد.

69. اسقف ها و كشیشان موظفند كه اختیارات آمرزش نامه هاى پاپى را با احترام فراوان دریافت كنند.

70. با این حال، آنان مسئولیت بسیار بیشترى دارند كه دقیق تر بنگرند و به دقت وارد شوند، تا مبادا این مردان خیالات خود را به جاى آنچه كه پاپ مأمور بدان است، موعظه كنند.

71. بگذار آنكه منكر خاصیت رسولى آمرزش نامه هاست مطرود و ملعون بماند.

72. از سوى دیگر، بگذار آنكه خود را در برابر هرزگى و افسارگسیختگىِ كلمات سوداگران آمرزش نامه حفظ كرده، مشمول رحمت باشد.

73. به همین سان، پاپ به درستى آنان را كه به گونه اى بر ضد تجارت آمرزش نامه مى كوشند، طرد كند.

74. این بیشتر با دیدگاه هاى او موافق است كه كسانى را طرد كند كه از ملعبه آمرزش نامه ها براى توطئه كردن بر علیه عشق و راستى مقدس سوءاستفاده مى كنند.

75. این تصورى احمقانه است كه آمرزشنامه هاى پاپى از چنان قدرتى برخوردارند كه مى توانند آدمى را بیامرزند، حتى اگر مرتكب كار محالى شده و به مادر خدا تعدى كرده باشد.

76. ماسخنى به عكس مى گوییم واظهار مى كنیم كه آمرزش پاپ نمى تواند كوچك ترین و ناچیزترین گناه را ببخشاید، تا حدى كه احساس گناه آنان مورد توجه است.

77. هنگامى كه گفته مى شود كه حتى اگر در این زمان سنت پیتر نیز پاپ بود، نمى توانست فیض بیشترى اعطا كند، این بى احترامى به سنت پیتر و پاپ است.

78. ما به عكس اظهار مى داریم كه او و هر پاپ دیگر از فیض هاى بیشترى برخوردار است، به عبارت دیگر، بشارت، قدرت هاى معنوى، موهبت هاى شفا و غیره آنگونه كه در قرنتیان 12: 28 اعلام شده است.

79. این سخن كفر است كه نماد صلیب با بازوان پاپ با صلیبى كه مسیح بر بالاى آن جان داد ارزش یكسانى دارند.

80. اسقف ها، كشیشان و الهیدانان كه اجازه مى دهند كه وعده هایى از این دست به مردم داده شود بدون هیچ مانع و رادعى باید پاسخگوى آن باشند.

81. این موعظه بى حساب و كتاب درباره آمرزش نامه ها، افراد فرهیخته را در احترام به پاپ در برابر اتهامات نادرست یا دست كم از انتقادات سخت عوام دچار مشكل مى كند.

82. براى نمونه، آنان مى پرسند چرا پاپ به سبب عشق (به مقدس ترین چیز) و به سبب نیاز عالى روح هاى آنان، همه را از برزخ نجات نمى دهد؟ شاید به لحاظ اخلاقى این بهترینِ دلایل باشد. در عین حال، او روح هاى بیشمارى را براى پول كه فاسدشدنى ترین چیز است، بازخرید مى كند تا بدین وسیله كلیساى سنت پیتر را بسازد كه هدفى بسیار خُرد است.

83. مجدداً، چرا مراسم دفن و سالگرد براى مردگان همچنان از آن سخن به میان مى آید؟ چرا پاپ اعانه هاى خاص این اهداف را از نو پرداخت نمى كند یا اجازه نمى دهد كه از نو پرداخت شود زیرا خطاست كه براى آن ارواحى دعا شود كه هم اكنون رهایى یافته اند.

84. باز مى گویم، این نوع تازه اى از ترحم و دلسوزى از سوى خدا و پاپ است كه فردى بى تقوا كه دشمن خداست، اجازه مى یابد كه براى رهایى روح فردى پرهیزكار كه دوست خداست پول بپردازد، و این در حالى است كه روح آن فرد پرهیزكار و عشقورزیده شده به سبب عشق و تنها بدان دلیل كه نیاز به رهایى دارد، اجازه نمى یابد كه بدون پرداخت پول رهایى یابد.

85. باز مى گویم، چرا قوانین شرعى در باب ندامت، اگر نگوییم عملا، به مدتى طولانى مهجور و مرده باقى مانده است؟ چرا آنها امروزه براى تحمیل جریمه هایى مالى در قالب صدور آمرزش نامه مورد استفاده قرار گرفته اند، گویى همه قانون هاى مربوط به توبه به طور كامل معتبرند.

86. باز مى گویم، از آنجا كه در آمد كنونى پاپ از ثروت ثروتمندترین افراد بیشتر است، چرا او نباید این كلیساى سنت پیتر را به جاى پول مؤمنانِ مستمند، با پول خود بسازد؟

87. بازمى گویم، پاپ چه چیزى را از مردمان بخشوده و معاف مى كند، همان كسانى كه با توبه كامل خود حق دارند كه به طور كامل بخشوده و برخوردار از آمرزش تامّ شوند؟

88. باز مى گویم، اگر بنا باشد كه پاپ این بخشودگى ها و معافیت ها را اعطا كند، به اطمینان كارهاى خوب بزرگترى مى توان براى كلیسا انجام داد، آن هم نه یكبار مانند اكنون بلكه صدها بار در طول روز براى بهره بردن فرد مؤمن هر آنچه كه باشد.

89. آنچه را كه پاپ در آمرزش نامه به دنبال آن است پول نیست، بلكه نجات ارواح است. حال چرا او نامه ها و آمرزش نامه هایى را كه پیش تر تصدیق كرده معلق نمى كند.

90. این پرسش ها موضوعاتى بسیار مهم در وجدان عامه است. سركوب آنان به وسیله صِرف زور و نه رد آنها به وسیله براهین و استدلال ها موجب مى شود كه كلیسا و پاپ مورد تمسخر دشمنانشان قرار گرفته و مسیحیان را ناخرسند سازد.

91. از این رو، اگر آمرزش نامه ها بر طبق روح و ذهن پاپ موعظه شود، همه این مشكلات به سادگى حل خواهد شد و در واقع، دیگر وجود نخواهد داشت.

92. سپس دورى كنید از آن پیامبرانى كه به قوم مسیحى مى گویند كه «صلح، صلح» در جایى كه صلحى در كار نیست.

93. آفرین و آفرین بر آن پیامبرانى كه به قوم مسیحى مى گویند كه «صلیب صلیب» در جایى كه صلیبى در كار نیست.

94. مسیحیان باید تشویق شوند كه مشتاقانه از مسیح، سر خود، به وسیله مجازات، مرگ ها و دوزخ ها پیروى كنند.

95. از این رو، بگذار كه آنان اطمینان بیشترى داشته باشند كه به وسیله محنت هاى بسیار نه از طریق وعده نادرست صلح به آسمان وارد شوند.

نکته مهم قابل توجه در اعلامیه مارتین لوتر :

1- نجات‌ فقط‌ از راه‌ ایمان‌ به‌ دست‌ می‌آید.

2- كتاب‌ مقدس‌ تنها منبع‌ ایمان‌ مسیحی‌ است‌ .

3- نباید معتقد بود كه‌ عشای‌ ربانی‌ قربانی‌ است‌ .

4- رهبانیت‌ و وقف کردن خود برای آن باطل‌ است‌ .

5- نذر كردن‌ و قربانی مردود و باطل است.

6- افراد غیر روحانی‌ باید نقش‌ مهم‌تری‌ در مراسم‌ عبادی‌ و رهبری‌ دینی‌ داشته‌ باشند.

7- كلیساهای‌ محلی‌ باید از كلیسای‌ جامع مستقل‌ شوند.

8- رد برخی‌ از اعمال‌ و اعتقادات كاتولیكی‌ مانند اعتراف‌ به‌ گناه‌، عصمت پاپ، قدیسین و مقدسین کلیسای کاتولیک.

9- باید با كارهای‌ غیر کتاب مقدسی مانند فروش بخشش‌ نامه‌ها، فروش‌ مناصب‌ روحانی، خرید زمین در بهشت برخورد شود.

10- لوتر درصدد بود كلیسا را طبق‌ تعالیم‌ اصلی‌ كتاب‌ مقدس‌ اصلاح‌ كند (و به‌ این‌ دلیل‌ نهضت‌ وی‌ را "اصلاح‌ انجیلی‌" نامیده‌اند).

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:20 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تفاوت‌ بین‌ پروتستان ها با ارتدوكس ها‌ و كاتولیك‌ها

 

1- پروتستان‌ها با قدرت‌الهی‌ پاپ‌ مخالفند و برای‌ پاپ‌ مرجعیت و عصمت‌ قائل‌ نیستند یعنی عصمت پاپ را قبول ندارند و ریاست داشتن پاپ به تمام كلیساها را نمیپذیرند. پروتستانها هیچگونه و هیچ نوع مرجعیتی را قبول ندارند و به کشیشان و شبانان فقط به دید یک راهنما نگاه می کنند و تنها کتاب مقدس و اعمال رسولان (شاگردان عیسی مسیح) را مرجع خود می دانند.

 

2- در امور تشكیلات‌ كلیسایی به نبوت کردن و پرشدن از روح القدس و به زبانها صحبت کردن و شفا دادن و تفسیر به رای آیات کتاب مقدس، در میان عموم مردم قائل می باشند و به چنین چیزهایی به آشکارا عمومیت می بخشند و تبلیغ می نمایند، در صورتی که در کاتولیک و ارتدکس این چنین مرسوم نیست و این امور فقط در دست کشیشان و اسقفان است و آنها هم چنین مراتبی را هرگز آشکار نمی کنند و آن را مخفی نگاه میدارند چون اعتقاد دارند که اگر شخصی به چنین چیزی بر اثر ایمان دست یافت یک چیز شخصی است نه عمومی و کاتولیکها و ارتدوکسها چنین حرکات و روشهای پروتستانها را فریب ، شارلاتان بازی و از شیطان می دانند.

 

3- پروتستانها برخلاف‌ كاتولیك‌ها و ارتدوکسها می‌گویند: مؤمنان‌ برای‌ ارتباط‌ با خدا احتیاج‌ به‌ روحانیون‌ ندارند و خود روح القدس معتقدین به عیسی مسیح را تعلیم می دهد، از اینرو، در رابطه با تفسیر و تبیین كتاب مقدس معتقدند كه مؤمن به كمك روح القدس قادر به تفسیر و تبیین كتاب مقدس است بر این اساس هر مسیحی میتواند پیام كتاب مقدس را شخص خود دریابد یا در دعا باشد تا خداوند به وسیله روح القدس وی را تعلیم دهد یا مطلب را برایش باز (آشکار) نماید.

 

4- كشیشان‌ فرقة‌ پروتستان‌ همانند ارتدوکسها ازدواج‌ را بر خود حرام‌ نمی‌دانند چون لوتر تأكید میكرد كه باید به كشیشها اجازة زناشویی داده شود، ولی روحانیون كاتولیك‌ از ازدواج نمودن منع شده اند.

 

5- اعتراف‌ به‌ گناه‌ نزد پروتستان‌ها واجب‌ نیست و به اختیار است ولی در کاتولیکها و ارتدوکسها اعتراف هفتگی و ماهیانه و در هنگام مصیبت یا مرگ یا آلوده شدن به گناه یا وسوسه شدن به گناه لازم و ضروری است.

 

6- پروتستانها به‌ شریعت‌ اعتقادی ندارند و می گویند ما زیر فیض هستیم همچنین پروتستانها برای هیچ یک از بیانیه‌های‌ كلیسا و شوراها و اعتقادنامه های کلیسایی ارزش و قداست قائل نیستند و آنها را مصوبه هایی معمولی فاقد ارزش الهی و آسمانی می دانند ولی کاتولیکها و ارتدوکسها برای بیانیه ها و مصوبه های کلیسایی و اعتقادنامه های مسیحی ارزش الهی و قداست قائل هستند و قسمتی از شریعت خود را از آنها اخذ می نمایند.

 

7- پروتستانها همانند ارتدوکسها به‌ برزخ‌ اعتقاد ندارند، چون بحث اعتقاد به برزخ در كتاب اپوكریفاست كه پروتستانها آنرا قبول ندارند.

 

8- پروتستانها فقط برای پدرآسمانی و عیسی مسیح و روح القدس قداست قائل هستند و برای مریم باکره هیچگونه قداستی قائل نیستند که هیچ، برخی از فرقه های پروتستان بلکه مریم را گناه کار و کافر می دانند.

 

9- کلیساهای پروتستان ساده تر از کلیساهای کاتولیک مجلل و پر زرق و برق است و بر روی دیوارهای داخلی اکثر کلیساهای پروتستان نقاشی هایی از پدر پسر و روح القدس ترسیم شده ولی بر روی هیچ یک از تصاویر هاله ای نورانی یا حائل نور دیده نمی شود و نشان دهنده این است که تصاویر هیچگونه قداستی ندارند حتی تصاویر پدر و پسر و روح القدس. پروتستانها هیچگونه قداستی برای روحانیون یا قدیسان مسیحیت قائل نیستند و در کلیساهای آنها به ندرت پیکره دیده می شود و اگر هم باشد جنبه نمادین و تزئینی دارد نه مقدس و تقدیس شده.

 

10- روح القدس براى عمل كردن در مؤمنان از «پدر» صادر مى شود. این متن اظهار نامه ى ایمان است كه مورد توافق كلیساى ارتدوکس و کاتولیک بوده است. كاتولیكها روح القدس را صادر از پدر مى دانند و پروتستانها معتقدند كه روح القدس از خدای پدر و هم از خدای پسر صادر میشود و براى صدور روح القدس خداى پدر و پسر (عیسی مسیح) با هم عمل مى كنند از آنجایی که در پروتستان فرقه های بسیار زیاد و گوناگونی ایجاد گردیده است برخی از فرقه های پروتستان منشاء روح القدس را از پسر می دانند نه از پدر.

 

11- كاتولیك ها عشای ربانی را به منزله ى تقدیم قربانى به خداوند مى دانند كه لازم است تحت اشراف روحانیان انجام پذیرد. به علاوه، بر این مطلب پاى مى فشارند كه در مراسم عشاى ربانى، نان و شراب حقیقتاً و ذاتاً به خون و گوشت مسیح تبدیل مى شود و این آموزه را تبدّل جوهر مى نامند. اما پروتستان هر دو مطلب را رد می نماید و معتقد است خداوند در همه جا حضور دارد و نان و شراب صرفاً نماد و یادگاری به یاد عیسی مسیح در آیین عشاى ربانى است و اعتقاد دارند كه نان و شراب حقیقتاً و واقعاً به خون و گوشت مسیح مبدل نمی شود یعنی تغییر و استحالة واقعی به بدن مسیح را انكار میكنند.

 

12- یكى دیگر از موارد اختلاف، مسئله ى اعتراف است. در کاتولیک و ارتدوکس شخص گناهكار مقابل كشیش مى ایستد و اعتراف خود را در حالى كه سرش را به موازات كمربند كشیش خم كرده، اظهار و اعلام پشیمانى مى كند. كشیش نیز شخص توبه كننده را به تناسب بزرگى گناهش به دعا، روزه و زیارت هاى مخصوص مكلّف مى سازد. كلیساى پروتستان با اعترافات و آمرزش گناهان به دست كشیش و با شفاعت خواستن از مقدسات مخالف است.

 

13- كاتولیك ها مناصب كلیسایى را به 7 رتبه تقسیم مى كنند، پاپ، کاردینال، اسقف، کشیش، شبان، خادم، شماس، اما ارتدكس ها مناصب را تنها سه رتبه مى دانند: اسقف، كشیش و شمّاس، ولی پروتستان ها مناصب را پنج مرتبه می دانند: اسقف ، کشیش ، شبان ، خادم ، شماس .

 

14- دعا براى مردگان، كه در كلیساى كاتولیك و ارتدكس تجویز شده است، در كلیساى پروتستان فاقد ارزش است. به گفته ى لوتر، زیارت اماكن مقدس، برگزارى مراسم دعا براى مردگان بی ارزش است و باید از بین برود.

 

15- پروتستانها برای حصول نجات، ایمان را كافی میدانند و معتقدند كه نجات و رستگاری مخصوص عمل مشخص نیست و تنها از طریق فیض الهی و در ضمن ایمان پدید میآید.

 

16- پروتستانها كتاب مقدس را تنها منبع و مأخذ اصول اعتقادی و اعمالی خود میدانند ولی کاتولیکها كتاب مقدس، تعلیمات رسمی كلیسا (موعظه های پاپ و قدیسان)، سنّت و ارتدکسها سنت و کتاب مقدس را منبع و ماخذ و مرجع خود می دانند.

 

17- در قرن پنجم میلادی، مناقشه نستوریوس بر سر دو طبیعت الهی و انسانی مسیح دقیقاً از عنوانی سرچشمه گرفت که در کلیساها برای مریم به کار می‌رفت، یعنی عنوان ”حامل خدا” نستوریوس که اسقف شهر قسطنطنیه بود، در نیمه اول قرن پنجم به کاربرد این عنوان اعتراض کرد و به جای آن کاربرد عنوان ”مادر مسیح“ را پیشنهاد نمود. این پیشنهاد با اعتراض عده‌ای دیگر از اسقفان مواجه شد که می‌گفتند از آنجا که مسیح خدا است، لذا ایرادی بر عنوان ”حامل خدا“ یا ”مادر خدا“ وارد نیست. از این مناقشه بود که اعتقادنامه معروف کالسدون پدید آمد که امروزه برای همه مسیحیان از هر فرقه و کلیسایی الزام‌آور است. برخی کلیساها به کاربرد عنوان ”حامل خدا“ ادامه دادند. سپس از همان دوره‌ها رسم شد که در نیایشها، از مریم (مقدس)، با عنوان ”مادر خدا“ تکریم به عمل آید. این تکریم در طول زمان، تبدیل شد به پدیده‌ای که چندان از پرستش فاصله نداشت، طوری که در بعضی از کلیساهای کاتولیک، به‌هنگام تکریم مریم، کلمات و اصطلاحاتی به کار می‌رود که برای یک مسیحی پروتستان، عینا همان اصطلاحاتی است که برای پرستش خدا مورد استفاده قرار می گیرد. گرچه یک کاتولیک یا ارتدوکس آگاه می‌داند که پرستش تنها مختص خدا است، اما متأسفانه عامه کاتولیک‌ها گاه تمایزی میان این دو قائل نمی‌شوند. عنوان ”حامل خدا“ اصطلاحی است که در کلیساهای یونانی ‌زبان به کار می‌رفت (به یونانی: ”تئوتوکوس“). نستوریوس پیشنهاد کرد که به‌جای آن، از عنوان ”کریستوتوکوس“ استفاده شود، یعنی “مادر خدا“. کلیساهای لاتینی‌زبان، به‌جای اصطلاح یونانی ”حامل خدا“، اصطلاح لاتینی ”مادر خدا“ را به کار می‌برند. کاتولیک‌ها معتقدند که مریم، مادر کلیسا است و کلیسا را در دامن خود پرورش می‌دهد، او ملکه رسولان و ملکوت تلقی می‌گردد. همچنین از آنجا که او مادر مسیح بوده، برای او نقشی بسیار مهم در تدبیر نجات قائل‌اند.

 

عقیده دیگری که از قرن چهارم مطرح بوده، صعود جسمانی مریم به آسمان می‌باشد. بعضی از پدران کلیسا بر این باور بودند که پیکر مقدس مریم، ”حامل خدا“ نمی‌توانسته پس از مرگ دچار همان فسادی شده باشد که جسد هر انسان دیگری دچارش می‌شود. لذا این اعتقاد پدید آمد که پیکر او پس از مرگ، به‌ همراه روح او، به آسمان برده شده است. کاتولیک‌ها روز 15 ماه اوت را به مناسبت عید عروج مریم (مقدس) مادر خداوند جشن می‌گیرند. پاپ پیوس دوازدهم، در سال 1950 میلادی، عروج جسمانی مریم را رسماً اصلی جزمی اعلام داشت.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:11 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

مورتون اسمیت و دستورات سری پاپ درباره اناجیل سری

 

در دهه ۱۹۵۰ میلادی یک آمریکایی به نام مورتون اسمیت که در مقطع دکترا تحصیل می‌‌کرد و بعدها در رشته ادیان پرفسور گردید، حین کاوش در کتابخانه یک کلیسا در فلسطین، و در بین کتاب‌های خاک خورده و فراموش شده‌ای که در طبقات این کتابخانه قرار داشت به نامه‌ای از پاپ کلمنس برخورد که سند بسیار مهمی‌ بود.

 

این نامه که به حدود سال ۱۹۵ بعد از میلاد برمی‌ گردد از سوی پاپ خطاب به یکی‌ از اطرافیان او به نام تئودور است و موضوع نامه محرمانه می‌‌باشد. پاپ در این نامه نوشته بود گروهی به زعم او ملحد به نام کارپوکرات‌ها موفق شده اند به نسخه محرمانه انجیل مرقس دست پیدا کنند، لذا کلیسا باید منکر اعتبار این متن شود. پاپ علنا از تئودر خواست که در این مورد دروغ بگوید.

 

اما داستان از چه قرار بود. پاپ توضیح می‌‌دهد که مرقس و پطرس مدتی‌ را در روم گذرانده بودند و هر یک متونی را به رشته تحریر درآوردند و برای بعد از خود باقی‌ گذاشتند. پس از فوت پطرس مرقس به اسکندریه در مصر نقل مکان کرد و نگارش انجیل خود را که به انجیل مرقس معروف شد به پایان رساند. اما بعضی‌ حکایتهای ذکر شده در این انجیل را که صلاح نبود در دسترس عموم قرار بگیرد از آن جدا کرد و در یک انجیل محرمانه برای خواص جمع آوری کرد.

 

مورتون اسمیت بعد از کشف این نامه از آن عکس برداری کرد و عکس‌ها را به ۱۴ تن‌ از محققین و متخصصین نشان داد. از این ۱۴ نفر ۱۲ نفر اصل بودن نامه را تائید کردند. پس از آن مورتون اسمیت چند سال را صرف مقایسه سبک و ثیاق این نامه با دیگر نوشته‌های کلمنس نمود و خود نیز به این نتیجه رسید که نامه حقیقتاً متعلق به پاپ است. در سال ۱۹۷۶ دو دانشمند از Hebrew university به کتابخانه کلیسا رجوع کرده و نامه را که به ضمیمه یک کتاب بود یافتند. آنها مجوز گرفتند که کتاب را با خود برای تحقیق روی جوهر استفاده شده در نامه به اورشلیم ببرند. وقتی‌ به اورشالیم رسیدند دریافتند که چنین تحقیقی تنها با کمک پلیس اسرائیل ممکن است و چون مقامات کلیسای ارتدکس مایل نبودند این کار با دخالت دولت اسرائیل صورت بگیرد، لذا کتاب به کلیسا رجعت داده شد. پس از این ماجرا صفحاتی که از کتاب که حاوی نام پاپ بود ازکتاب جدا شد و در جای مطمئنی نگهداری شد که ظاهراً دست هیچ محققی هم دیگر به آن نمی‌‌رسد.

 

پاپ کلمنس در نامه خود به محتوای محرمانه انجیل مرقس اشاره کرده بود. در قسمتی‌ از نوشته های مرقس آمده است که مسیح طی‌ مراسمی "initiation" در بیت عنیا، شخصی‌ را وارد "ملکوت الهی" نمود.

 

واژه "initiation" در فرقه‌های سری مثل فراماسونری به کار می‌‌رود و معنای آن این است که شخص طی‌ مراسمی از درجه‌ای به درجه بالاتر ارتقا می‌‌یابد و به عبارت دیگر با گذشته خود وداع گفته و زندگی‌ جدیدی را آغاز می‌‌نماید. از سوی دیگر در انجیل یوحنا فصل یک آیات ۱۱ تا ۴۴ در باره رویداد دیگری می‌‌خوانیم که در بیت عنیا رخ داده است و آن زنده شدن الیعازر چهار روز پس از مرگش توسط مسیح است.

 

بعضی‌ از مورخین غربی این احتمال را می‌‌دهند که شاید هر دو این داستانها حکایت از یک رویداد دارد و آن اینکه الیعازر طی‌ یک مراسم سحر آمیز به بینشی دست یافته که انجیل به زبان سمبولیک آن را به صورت زنده شدن پس از مرگ توصیف می‌‌کند.

 

این بینش که ارتباط با عرفان و خودشناسی پیدا می‌‌کند در دو انجیل دیگر تلویحا مورد تایید قرار گرفته اما کلیسا هر دو متن را از کتاب مقدس حذف کرده است.

 

تصویر فوق مربوط به صفحات ۲ و ۳ نامه پاپ کلمنس است که در آن محتوای محرمانه کتاب مرقس ذکر شده و نیز تصویر مورتون اسمیت محققی که نخستین بار نامه را کشف نمود.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
ساعت : 03:48 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تصویری از تنها دست‌ نوشته «ویلیام شکسپیر»

 

کتابخانه بریتانیا دست‌خط «شکسپیر» را در نمایشنامه‌ای به نام «آقای توماس مور» یافته است و از طریق واژه، هجی و تصاویر به کار رفته در این نوشته‌ها متوجه شدند دست خط مربوط به نویسنده شهیر دوره رنسانس است.

 

«توماس مور» صدراعظم «هنری هشتم»، پادشاه بریتانیا بود. «هنری هشتم» کاتولیک بود و پس از قیام پروتستان‌ها به رهبری «مارتین لوتر» از کلیسای کاتولیک و پاپ دفاع کرد. وی تمام قدرت خود را برای دفاع از کلیسای کاتولیک به کار گرفت.

 

هنری هشتم با بیوه هنری هفتم ازدواج کرده و صاحب فرزند ذکور نشده بود اما طبق قانون نمی‌توانست همسری دیگر اختیار کند. برای ایجاد قانونی جدید و دریافت مجوز برای اختیار کردن همسر دوم نیاز به مجوز پاپ داشت.

 

به همین دلیل از تمام قدرت خود برای دفاع از پاپ و کلیسای کاتولیک در مقابل پروتستان بهره گرفت.اما پاپ این اجازه را به وی نداد. هنری هشتم که مردی خشن و تندخو بود به کلیسای کاتولیک پشت کرد و دستور نوشتن کتابی جدید برای ایجاد مذهبی جدید برای انگلیسی‌ها را صادر کرد.

 

بدینگونه «انگلیکان» که کلیسای رسمی انگلستان است شکل گرفت. «هنری هشتم» پس از ایجاد کلیسایی جدید خود را رهبر کلیسا و اولین فرد مذهبی کشور نامید و برای ایجاد مشروعیت نیاز به بیعت اطرافیان و مردم داشت.

 

افراد در رکاب او و درباریان با او بیعت کردند اما «توماس مور» که صدراعظم دربار بود و نفوذ زیادی بین مردم داشت از بیعت با او امتناع کرد. «هنری هشتم» از این کار او خشمگین می‌شود و دستور اعدام وی را با گیوتین را صادر می‌کند. بدین ترتیب «توماس مور» از دنیا می‌رود و پاپ او را شهید کلیسای کاتولیک می‌خواند. وی که مردی فرهیخته و مسیحی مؤمن بود الگوی بسیاری از پیروان کلیسای کاتولیک شد.

 

نمایشنامه  «توماس مور» از شکسپیر، درباره اتفاقاتی است که بر سر صدراعظم دربار هنری هشتم آمد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
ساعت : 01:52 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

شیاطین شهر لودون +ویدئو در پنج بخش

 

کتاب و فیلم "شیاطین شهر لودون" به خاطر صراحت در بیان تاریخ خشونت‌بار و منحرف کلیسای کاتولیک و پروتستان، و همچنین به دلیل بیان انحرافات جنسی در صومعه های راهبان مسیحی، در اکثر کشورهای اروپایی ممنوع شد.

 

شیاطین شهر لودون یک فیلم و یا رمان تخیلی نیست، بلکه روایت دقیق و موشکفانه‌ بخشی از تاریخ کلیسا در روم و فرانسه است، که در قرن هفدهم در شهر لودون فرانسه رخ داد. این روایت تاریخی، داستان قدرت‌گیری و سقوط کشیشی فاسد به نام اوربین گراندیه از شاخه پروتستان است که توسط کلیسای کاتویک به دلیل طمع آن کلیسا به منطقه اسقفی پروتستانها، این کشیش دستگیر و با اتهامات واهی شکنجه و کشته شد.

 

بسیاری ممکن است شگفت‌زده شوند وقتی که آن افکار خرافی یا شکنجه‌های در ملأ عام یا ایمان‌های شیطانی کلیساهای پروتستان و کاتولیک را می بینند.

 

شما کشیشان و راهبه‌هایی را می‌بینید که باید مظهر پاکی و خلوص ایمان به خدا باشند، که انگار نوری از بارگاه خدایشان بر آنها تابیده باشد، ولی چنین نیست!! شما شیاطین مجسمی را خواهید دید که بر اثر انحرافات و خرافات و طمع کاری بر سر قدرت و ثروت از این‌ روی به آن ‌روی می‌شوند و بدترین و شنیع ترین اعمال را بجای می آورند.

 

شما در این بازبینی تاریخی لذت گناه در آئین مسیحیت را به روشنی درک خواهید کرد. اعمال سادیسمی و مازوخیسیتی گناه ورزانه و آلودگی روحی و جسمی را که در بین کشیشان و راهبان مسیحی جریان دارد را درک خواهید نمود.

 

چنین صحنه‌های بی‌پروا و صریح نمایش برهنگی راهبه‌ها و روابط جنسی آن‌ها با یکدیگر نه ‌تنها در آن زمان، بلکه امروز نیز به واقع در تمامی کلیساها وجود دارد و روزی نیست که خبری از فساد دستگاه کلیسایی در اخبار روزانه نباشد!!. موسسه فیلم سازی و پخش "برادران وارنر" امتیاز توزیع این فیلم را در آمریکا، به قیمت گزافی خریداری نمودند و سعی کردند تا پخش این فیلم در آمریکا بسیار محدود گردد.

 

گزیده هایی از این فیلم تاریخی و مستند را در 5 قسمت تهیه کرده ایم که توجه شما را به دیدن این ویدئوها جلب می نماییم.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
ساعت : 01:06 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

دستور کشتن گربه ها توسط کشیشان کلیسا با حکم مستقیم پاپ

 

در قرون وسطی کلیسا اعلام کرد گربه ها شیطانی هستند و دستور کشتن گربه ها را صادر کرد. درنتیجه با کاهش گربه ها، جمعیت موشها افزایش یافت و یکی از عوامل اصلی ایجاد طاعون و مرگ میلیونها انسان در اروپای مسیحی شد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

 

 


یک سلاح ممکن است شخصی را از پای درآورد ، اما افکار منحرف می توانند ملتی را به تباهی بکشانند .

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
ساعت : 12:48 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

جنجال رسانه های ایتالیا درباره پاپ: آیا او شیطان خارج می کند؟

 

پاپ پس از یک گفتگوی کوتاه با آن کشیش دست های خود را روی سر آن نوجوان گذاشت. برخی رسانه های ایتالیا مدعی شدند، پاپ با این عمل و وردهایی می خواند تا شیطان را از وجود آن نوجوان خارج کند.

 

پاپ روز یکشنبه هنگامی که از خودروی مخصوص خود در میدان مرکزی واتیکان پیاده شد به سمت نوجوانی رفت که روی یک صندلی چرخدار نشسته بود و کشیشی پشت سر او ایستاده بود؛ پس از یک گفتگوی کوتاه کشیش با پاپ، رهبر کاتولیک های جهان دست های خود را روی سر آن نوجوان گذاشت و شروع به خواندن دعا کرد.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
ساعت : 11:23 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

پاپ: شیاطین باعث انواع بیماری است!

 

نام آورترین پاپ «آگوستین» هم شیاطین را عامل همه بیماریها معرفی كرده است. حتی اصلاح طلبان مسیحی هم كه به كلیسا و پاپ، منتقد بوده و برعلیه قدرت آن شوریدند، عقیده ای مشابه داشتند مثلاً به عقیده ی «لوتر» نیز، منشأ همه بیماریها صرفاً شیطان بود و درمان آنها نیز بایستی از طریق طلسمات صورت بگیرد.

 

آیا واقعا شیاطین باعث انواع بیماری است؟! آیا اگر این حرف در یک جامعه علمی و بین مردمی فهیم زده شود جز اینکه گوینده را آن را فردی احمق و نادان خطاب کنند انتظاری می رود. می دانی دلیل این کار آنها چه بود.

 

وجود چنین عقیده ای موجب شد كه كلیسا و پاپ از طریق طلسم نویسی درآمد سرشاری داشته باشند. بعضی از فرقه های مسیحی نیز چنان این قضیه دعا نویسی و طلسم و احضار ارواح و شیاطین را جدی گرفتند که انواع فرقه ها و کلیساهای مربوط به این خرافات را تاسیس نمودند و در این کلیساها اعمال کفرآمیز را در غالب پرستش خدا و نزدیک شدن به فرشتگان انجام دادند. از این جمله می توان به فرقه های مسیحی شواله های توتن، شوالیه های مالت یا هاسپیتالی، سربازان مسیح یا یسوعیون، قلب مقدس، کلیسای روح گرایی، کلیسای ارواح قدیسین، کلیسای سوئدنبرگ و .... اشاره نمود.

 

در همین چند قرن پیش، علم شیمی كه از جهان اسلام وارد اروپا شد، توسط پاپ ها به عنوان یك علم شیطانی شناخته می شد!!

 

در سال 1317میلادی، پاپ، علم شیمی و تحقیق درباره آنرا تحریم نمود و تمام شیمیدانان را جادوگر و کافر اعلام كرد.

 

یکی دیگر از حرفهای قشنگ پاپ که مغز 250 گرمی ما و عقل ناقصمان آن را درک نمی‌کند مسطح بودن زمین است!!. پاپ کاری کرد گالیه محکوم شود. در ضمن یکی از مضحک‌ترین فرقه‌ها و انجمن‌های مسیحی در همین سالهای اخیر، انجمن دفاع از مسطح بودن زمین می باشد که توسط مسیحیان با ایمان تشکیل شده است!!

 

در تمامی فرقه های دنیای مسیحیت پر است از خرافات، عقاید، دستورات غیر واقعی و غیر عقلانی

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396
ساعت : 09:57 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات


کشف اتاقهای شکنجه پر از اسکلت در یتیم خانه کاتولیک

 

در اوایل سال ۲۰۰۸، در سواحل نرماندی، در داخل یک یتیم خانه قدیمی تحت نظر کلیسای کاتولیک، اتاق های زیادی در طبقه هم کف ساختمان پیدا شد که در طی سال های ۱۹۶۰ تا اواخر ۱۹۸۰، برای شکنجه و تنبیه کودکان به کار میرفته است. در گود برداری هایی که منجر به کشف این اتاق ها شد، در بسیاری از این اتاقها پر بود از اجساد کودکان و نوجوانان که تحت شکنجه قرار گرفته و سپس به قتل رسیده بودند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 16 مرداد 1396
ساعت : 08:13 ق.ظ
لینک ثابت

>