تبلیغات
گذرگاه - مطالب ابر چناردینی
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

زندگی نامه کشیش ساوونارولا بخش ششم

 

سگهای هار بامداد روز بعد که مصاف با یکشنبه نخل بود به نزدیکی رهبانگاه ساوونارولا حمله کردند و تعدادی از پیروان راهبان و زن و فرزندانشان را کشتند و همچنین به خود رهبانگاه نیز حمله نمودند و با راهبان شمشیر و چماق بدست مواجه و آنها را نیز از دم تیغ گذراندند . جمعیت خشمگین بیشتر از ان بود که راهبان و پیروان ساوونارولا بخواهند در برابرشان بایستند. ساوونارولا بدون سلاح در محراب کلیسا زانو زده بود و دعا می خواند "خداوندا فرزندانت را نجات بده". ساوونارولا به همراه دو راهبی که به وی نزدیک بودند ، دستگیر و از میان جمعیتی که مشت و لگد و آب دهان بر آنها پرتاب می کردند به سمت زندان بردند.

 

شورای شهر فلورانس ماجرایی از چگونگی بازداشت ساوونارولا را برای پاپ الکساندر ارسال نمود و ضمن درخواست بخشایش بخاطر اعمال خشونتباری که نسبت به روحانیون انجام پذیرفته ، از او درخواست صدور اجازه برای محاکمه زندانیان و در صورت لزوم شکنجه آنان را کرد. پاپ اصرار داشت که آن سه برای محاکمه به روم فرستاده شوند ولی شورای فلورانس قبول ننمود. سرانجام پاپ به شرکت دو نماینده خود در بازپرسی از متهمان رضایت داد. یکی از آن دو نماینده پسر حرامزاده خود پاپ بود. شورای فلورانس با این باور که اگر ساوونارولا زنده باشد حزبش نیز زنده خواهد ماند تصمیم به نابودی او گرفته بود. آنها می پنداشتند که تنها مرگ او می تواند نقطه پایانی کشمکشهای فرقه ای موجود میان دولت ، شهروندان و دیگر رهبانگاه ها باشد.

 

بازپرسان هر سه راهب را بین 9 آوریل تا 22 مه شکنجه کردند. دو راهب خیلی سریع زیر شکنجه شکستند و تسلیم شدند ولی سوگند خوردند که ساوونارولا یک قدیس بوده و برگزیده خداوند است. اما ساوونارولا که بی تاب و خسته بود خیلی زود او نیز زیر شکنجه خرد شد ، فرو ریخت و اعتراف نمود ولی وقتی به خودش آمد اعترافاتش را انکار نمود. بار دیگر شکنجه شد و دوباره تسلیم گردید و باز دوباره اعترافتش را باز پس گرفت. او مجددا برای بار سوم شکنجه شد و دوباره اعتراف نمود و با روانی شکسته در اعتراف نامه خود چنین اقرار کرد : به خاطر خودخواهی و جاه طلبی آلوده بوده و از نیروهای بیگانه و غیر مذهبی تشکیل شورای همگانی کلیسا را درخواست نموده و برای خلع پاپ توطئه کرده است.

 

هر سه راهب به اتهام تفرقه افکنی ، کفرگویی ، فاش کردن اسرار اعترافات دیگران و بهره برداری از آن به عنوان الهامات پیامبرانه ، ایجاد اختلاف و شایعه و هرج و مرج در کشور ، به اتفاق آرای دولت و کلیسا به مرگ سوزانده شدن در آتش محکوم گردیدند.

 

پاپ الکساندر نیز در حضور کاردینالها در کلیسا ، از پدر آسمانی با مهربانی و عطوفت پاپی برای هر سه طلب بخشش نمود.

 

در 23 مه 1498 جمهوری پدرکش (فلورانس) ، بنیانگذار خود و دوستان او را اعدام کرد. هر سه راهب را بدون لباس روحانی با پای برهنه به میدان آوردند ، جایی که هر هفته کوهی از اشیاء تجملاتی را آتش میزدند ، مانند همان روز آزمایش با آتش ، خیل جمعیت به میدان سرازیر شده بود. با این تفاوت که این بار دولت غذا و نوشیدنی برای انبوه جمعیت فراهم نموده بود. هر سه راهب را در همانجا دار و آتش زدند ، از آنها فقط خاکستری باقی ماند که مامورین خاکسترها را جمع نمودند و به رودخانه آرنو که از میان فلورانس میگذرد ریختند ، تا مبادا روزی به بهانه آثار تقدس پرستیده شوند.

 

تا سال 1703 در بامداد روز 21 ماه مه در همان نقطه ای که راهبان را سوزانده بودند پیروانشان گل می افشاندند. امروزه لوحی در پهنه میدان به یادبود آن سه نوشته و نصب گردیده است. هنوز هم برخی از مردم فلورانس در روز سوزانیده شدن این سه راهب برای آنان دستجات گل در کنار این تندیس یادبود می گذارند.

 

ساوونارولا حرارت اخلاقی و سادگی قدیسان اولیه را در خود داشت ، در جایی که داشت فلسفه یونانیان و خدایان کفرآمیز آنها دوباره رشد و بسط پیدا می نمود ، آرام نگرفت و سکوت ننمود ، او با صدایی رسا خواست جلوی آلوده شدن کلیسا به کفر و فساد را بگیرد. هوشمندی اندک و محدود وی ، همچنین خودخواهی نامحدود ولی قابل بخشش او به شکستش انجامید. او در بسیاری از موارد راه اغراق را پیشه کرد و با ساده لوحی رویارویی با پاپ را کوچک شمرد. ساوونارولا را می توان اولین پروتستان پیش از لوتر به شمار آورد ، هر چند که او هرگز نمی توانست با هیچ یک از باورهای مذهبی لوتر موافق باشد ولی با این حال مارتین لوتر او را یک قدیس نامید. گویی چناردینی یکی از بزرگترین نگارگران فلورانس از مرگ او غمگین گشت و مدت زیادی از نگارگری دست کشید و به رهبانگاه دومینیکینی پیوست ولی دوباره در سال 1504 به جرگه هنر و نگارگری پیوست. بارتلمو نگارگر معروف فلورانسی تصویری از ساوونارولا کشید و در زیر تصویر نوشت "تمثال جیرولا موی فرارا (ساوونارولا) ، پیامبری از سوی خدا".

 

نـکتـه : همان تصویری که در بخش یک این مقاله قرار داده شده است کار بارتلمو می باشد.

 

بوتیچلی نگارگر معروف دیگری که نقاشی های کلیسایی او بسیار معروف می باشد تحت تاثیر موعظه های ساوونارولا از بی دینی به مسیحیت گروید. میکل آنجلو نقاش معروف دیگری که بسیاری از کلیساها را در روم نقاشی نموده بود نیز اغلب برای شنیدن موعظات ساوونارولا می رفت و زمانی که نمی توانست در موعظات وی شرکت کند سخنان چاپ شده راهب را می خواند ، به خود مایکل آنجلو این روح ساوونارولا بود که قلموی او را بر سقف کلیسای سیستین حرکت می داد و صحنه روز رستاخیز را در پشت محراب آن کلیسا نقاشی کرد.

 

عظمت ساوونارولا در این بود که برای انقلابی اخلاقی تلاش کرد تا مردم را به درستکاری ، پاکدامنی رستگاری و عدالت گرایش دهد. چنین تلاش انقلابی دشوارترین انقلابهاست. اگر عیسی مسیح را بنگریم به اصلاح تنی چند موفق شد بنابر این شگفت آور نیست که راه ساوونارولا به شکست بی انجامد. مهمتر از همه کلیسا که می بایست نقطه عطف بروز اخلاقیات بوده باشد خود در بسیاری از فراز و نشیب های تاریخی به تاریکی گرویده و باعث ریختن خون بهترین فرزندان خداوند شده است. در حالی که کلیسا می بایست در نقشی روحانی و عالی مشارکت نماید خود در ظلمانی ترین و تاریکترین وقایع تاریخی نقشی بسیار اساسی و وحشتناک داشته است.

 

 

 

سنگ یادبود و تصاویری از مراسم بزرگداشت سالیانه ساوونارولا.

این سنگ یادبود در مرکز شهر جایی که کشیشان کلیسا، ساوونارولا و دو یار وفادارش را اعدام و به آتش کشیدند نصب گردیده است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 12:05 ب.ظ
لینک ثابت

>