تبلیغات
گذرگاه - مطالب ابر کشیش
گذرگاه
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

در ایالات متحده آمریکا این پیام روی بیلبوردها نقش بسته بود

اعلام آمدن مسیح در 2012

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 10:11 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

کلیسای معبد سیمرغ یا کلیسای روسپی خانه

معبد الهه سیمرغ نام کلیسایی در آریزونای آمریکا است که پلیس این منطقه حدود ۲۰ زن و مرد را دستگیر کرده است که از این محل برای روسپی گری استفاده می کردند.

 

پلیس آریزونا می گوید کشیشان این کلیسا در همکاری با روسپی ها درآمد هنگفتی از این راه بدست آورده بود.

 

به گزارش سی ان ان، استیو مارتوس، سخنگوی پلیس آریزونا تعداد دستگیر شده ها را همین ۲۰ نفر عنوان می کند ولی اعتقاد دارد تعداد بیشتری از افراد و کشیشان مسئول این کار بودند و ۱۷ نفر دیگر تحت تعقیب هستند.

 

گفته می شود علاوه بر معبد سیمرغ دو کلیسای دیگر نیز به همکاری با کشیشان فاسد متهم شده اند.

 

به گفته پلیس این کلیسا هزاران دلار در ماه از این راه درآمد داشته و به خاطر همین بیشتر فعالیت های خیریه خود را تعطیل کرده بود.

 

نکته جالب توجه این است که این افراد در قالب مراسم مذهبی و خیریه افراد علاقمند را جذب می کردند. حتی در سایت این کلیسا اعمال جنسی نوعی درمان مذهبی برای افراد تبلیغ می شد و این عمل را نوعی عبادت و مقدس خطاب می کردند.

 

در وب سایت رسمی این کلیسا عکسهای روسپیان در بخشی به نام الهه ها قرار گرفته بود که مشتریان می توانستند از میان آنها الهه مورد نظر خود را انتخاب کنند.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396
ساعت : 10:07 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نامه معشوقه‌های پنهانی ۲۶ کشیش به پاپ فرانسیس

 

بیست و شش زن که همگی با مردان کلیسا یا به زبانی دیگر، کشیش‌ها، رابطه‌ی عاشقانه‌ی مخفیانه دارند، در نامه‌ای به پاپ خواستار لغو قانون تجرد در کلیسای کاتولیک شده‌اند.

 

یک گروه از زنان ایتالیایی در اقدامی بی‌سابقه طی نامه‌ای سرگشاده به پاپ از "درد بزرگ" و "رنجی" که روحشان می‌کشد نوشته‌اند. سخن از رنجی است که این ۲۶ زن ایتالیایی که همگی روابط عاشقانه مخفیانه با کشیش‌های کاتولیک دارند، متحمل می‌شوند.

 

در این نامه که روزنامه ایتالیایی "لا استامپا" منتشر کرده، آمده است: «پاپ فرانسیسکوی عزیز، ما گروهی از زنان ایتالیایی از سراسر این کشور و (حتی فرای مرزها) هستیم که این نامه را برای شما می‌نویسیم تا دیوار سکوت و بی‌تفاوتی را که ما هر روز با آن روبرو هستیم در هم شکنیم. هر کدام از ما یا در یک رابطه عاشقانه با یک کشیش بوده یا هنوز در این رابطه به سر می‌برد.»

 

این ۲۶ زن در ادامه می‌نویسند: « ما عاشق این مردان‌هستیم و آن‌ها هم عاشق ما هستند.» مردانی که گزینه‌ی چندانی برای انتخاب ندارند؛ یا باید از مقام کشیشی دست بکشند یا به عشق مخفیانه ادامه دهند.

 

زنانی که با کشیش‌های کلیسای کاتولیک روابط عاشقانه دارند با این نامه‌ی سرگشاده از پاپ می‌خواهند که به قانون تجرد در کلیسای کاتولیک خاتمه دهد. این زنان از یک سو بر رنج و مشقتی که روابط مخفیانه برای آن‌ها با خود به همراه دارد اشاره می‌کنند و از سوی دیگر از مزیتی که به رسمیت شناختن این روابط برای کلیسای کاتولیک به ارمغان می‌آورد، سخن می‌گویند.

 

به نوشته‌ی این "عشاق مخفیانه" یک کشیش که به دلیل زندگی مشترک با یک زن مجبور به چشم‌پوشی از رسالت‌اش نیست و از حمایت زن و فرزندانش برخوردار است، بهتر می‌تواند به "مسیح و به کلیسا‌" خدمت کند. این زنان می‌نویسند که به غیر از آن‌ها کلیسا هم از تغییر قانون تجرد سود خواهد برد.

 

پاپ هم روزی عاشق بود

سایت آلمانی زبان اشپیگل با اشاره به آزادی ازدواج کشیش‌ها در یونان، روسیه و اکراین، می‌نویسد: «خواست این زنان چندان نامعقول نیست. تجرد کشیش‌ها ظاهرا از یک سو برای پاپ یک اصل فقهی نیست و از سوی دیگر پاپ فرانسیسکو در مصاحبه‌ای که در زمان کاردینالی از او منتشر شده، اقرار کرده که خود زمانی به شدت عاشق بوده است.»

 

پاپ در این مصاحبه که چند سال پیش انجام شده، از قانون تجرد کشیش‌ها به عنوان یک تفسیر فرهنگی یاد کرده که کلیسا ده‌ها قرن با آن تجربه‌ی مثبت داشته است. او در همان مصاحبه موافقت خود را با نگهداشت این اصل "در حال حاضر" اعلام کرده است.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:24 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

اعلامیه 95 ماده ای مارتین لوتر

 

ترجمه بر گرفته از متن انگلیسى این اعلامیه در كتاب "Martin Luther, Selection from His Writings"

بعد از پیروزی تقریبی نهضت پروتستان به رهبری مارتین لوتر، وی در سال‌ 1517 اعلامیه‌ای‌ مشتمل‌ بر 95 مادة‌ پیشنهادی‌ انتشار داد. برخی‌ از پیشنهادهای‌ او از نظر ایمان‌ كاتولیك‌ مردود و غیر قابل‌ قبول‌ بود، ولی‌ چیزهای‌ تازه‌ای‌ نیز میان‌ آنها وجود داشت‌.

1. هنگامى كه خداوند و استاد ما، عیسى مسیح، دستور داد كه «توبه كنید» در پى آن بود كه سراسر زندگى مؤمنان مالامال از توبه شود.

2. برداشت شایسته از این سخن این نیست كه منظور وى اشاره به آیین توبه باشد، به معناى اعتراف و رضایتمندى آن گونه كه كشیش آن را برگزار مى كند.

3. با این حال، معناى آن به توبه قلبى نیز محدود نیست، زیرا چنان توبه هایى پوچ و بى حاصل است، مگر آن كه نشانه هایى بیرونى از ریاضت هاى مختلف جسم را به همراه داشته باشد.

4. تا زمانى كه بیزارى از خود ادامه دارد، (به معناى توبه حقیقى درونى) مجازات گناه نیز ادامه دارد، به دیگر سخن تا زمانى كه به ملكوت آسمان ها وارد شویم.

5. پاپ نه قدرت و نه اراده آن را دارد كه مجازاتى را عفو كند، مگر مجازات هایى كه خودش با صواب دید خود یا بر حسب قانون كلیسایى وضع كرده است.

6. خود پاپ نمى تواند از گناه بگذرد. او تنها مى تواند اعلام و تایید كند كه خدا آنها را بخشوده است یا حداكثر این كه گناهانى را ببخشاید كه با صواب دید خودش وضع كرده است. به جز این موارد، گناه دست نخورده باقى مى ماند.

7. در عین حال، خدا گناه هیچ كس را بدون تسلیمِ فروتنانه نزد كشیش، كه نماینده اوست، نمى بخشاید.

8. قوانین مربوط به توبه تنها در مورد كسانى صدق مى كند كه هنوز زنده اند و مطابق خود قوانین، هیچ یك از آنها در مورد مردگان صدق نمى كند.

9. به همین سان، روح القدس با عمل كردن در شخص پاپ، فیض را براى ما ظاهر مى كند; با در نظرگرفتن این حقیقت كه مقررات پاپى هیچ گاه نمى تواند در مورد مرگ یا در موارد دشوار انطباق یابد.

10. این اقدامى خطا و از سر جهالت است كه كشیشان مجازات هاى قانونى را به مردگان در برزخ نیز تعمیم مى دهند.

11. هنگامى كه مجازات هاى قانونى، تغییریافته و قابل انطباق بر برزخ باشد، مطمئناً به نظر مى رسد كه بذر (گیاه ماشك) به هنگام خواب كشیشان كاشته شده است.

12. مجازات هاى قانونى در مورد روزهاى گذشته تعیین مى شود نه در مورد روزهاى آینده.

13. مرگ بر همه مدعیات كلیسا نقطه پایانى مى نهد. حتى اگر افراد در شرف مرگ باشند، برحسب قانون كلیسا مرده به شمار مى آیند.

14. نقصان در پارسایى یا عشق، در شخصِ در حال مرگ لزوماً با ترسى عظیم توأم است و ترس بیشتر در جایى است كه پارسایى یا عشق در كمترین حدّ خود است.

15. چنین بیم و هراسى به خودى خود براى پدید آوردن درد برزخ كافى است، صرف نظر از هر چیز دیگرى كه گفته شده باشد; زیرا بسیار زود به وحشت نومیدى نزدیك مى شود.

16. به نظر مى رسد كه اینها وجوه تفاوت مشابهى براى فرق نهادن میان دوزخ، برزخ، و بهشت و نیز میان نومیدى، نامطمئنى و اعتماد باشد.

17.در واقع، باید از آلام ارواح در برزخ كاست و به همین میزان به خیر و ثواب افزود.

18. افزون بر این، بنا به هیچ یك از مبانى عقل یا كتاب مقدس نمى توان اثبات كرد كه این ارواح از جایگاه شایستگى (براى نجات) بیرون یا از رشد در فیض ناتوانند.

19. به نظر نمى رسد كه بتوان اثبات كرد كه همیشه آنها از رستگارى مطمئن و دلگرمند، حتى اگر خود ما بسیار بدان مطمئن باشیم.

20. از این رو، پاپ هنگامى كه از بخشودن تمامى گناهان سخن به میان مى آورد، منظورش «همه» به معناى واقعى كلمه نیست، بلكه تنها چیزهایى است كه خودش وضع كرده است.

21. از این رو، تمامى كسانى كه به هنگام موعظه در باره آمرزش نامه ها مى گویند كه آدمى مى تواند به وسیله آمرزش نامه هاى پاپ از هر مجازاتى تبرئه شده و نجات یابد، در خطا هستند.

22. در واقع، او نمى تواند از روح هاى در برزخ مجازات هایى را ببخشاید كه بنا به قانون كلیسا در زندگى كنونى باید بدان مبتلا باشند.

23. اگر بخشودگى كامل را بتوان به كسى اعطا كرد، این در مورد كامل ترین افراد صدق خواهد كرد، یعنى عده اى بسیار اندك.

24. در نتیجه، باید چنین باشد كه بخش عمده اى از مردم فریفته وعده بى حساب و كتاب و پر سر و صداى رهایى از مجازات شده اند.

25. همین قدرتى كه پاپ به طور كلى در مورد برزخ اعمال مى كند، هر یك از اسقفان در قلمروى اسقفى و كشیشان در قلمروى كشیشى مى توانند اعمال كنند.

26. پاپ هنگامى كه ارواح برزخى را با شفاعتى كه از آنان به عمل مى آورد، نه به وسیله قدرت كلیدها (كه نمى تواند بر آنان اعمال كند) مى بخشاید، كار شایسته اى انجام مى دهد.

27. براى این موعظه كه به محض این كه صداى پول در صندوق به صدا درمى آید، روح از برزخ پرواز مى كند، هیچ مبناى الوهى وجود ندارد.

28. بدون شك امكان دارد كه هنگامى كه صداى پول در صندوق به صدا در مى آید، حرص و آز افزایش یابد، اما هنگامى كه كلیسا شفاعت مى كند، همه چیز به اراده خدا بستگى دارد.

29. با در نظر گرفتن آنچه درباره قدیس سورینوس Severinus و قدیس پاسكال گفته شده، چه كسى اطلاع دارد كه همه ارواح در برزخ خواهان رهایى اند؟

30. هیچ كس از واقعیت ندامت خود مطمئن نیست چه رسد به این كه از دریافت آمرزش تمام و كمال آسوده خاطر باشد.

31. كسى كه آمرزش نامه ها را با حسن نیت (bona fide)مى خرد، به همان اندازه اندك است كه كسانى كه واقعاً پشیمان و توبه كارند; به عبارت دیگر بسیار اندك اند.

32. همه كسانى كه گمان مى كنند كه از نجات خود به وسیله نامه هاى آمرزش نامه آسوده خاطرند، براى همیشه مطرودند و به سرنوشت معلمان خود گرفتار خواهند آمد.

33. ما باید احتیاط بیشترى در برابر كسانى داشته باشیم كه معتقدند كه آمرزش نامه هاى پاپى هدیه اى آسمانى و بسیار ارزشمند است.

34. زیرا فیض انتقال یافته به وسیله این آمرزش نامه ها صرفاً با مجازات هاى «توبه» آیینى ارتباط دارد كه به وسیله آدمى وضع شده است.

35. این با تعالیم مسیحى سازگار نیست كه موعظه و تعلیم داده شود كه كسانى كه ارواح را در ازاى پول نجات مى دهند، یا مجوزهاى اعترافى را خریدارى مى كنند، دیگر نیازى به توبه از گناهان خود ندارند.

36. هر فرد مسیحى كه به راستى توبه كند، از موهبت بخشودگى كامل از مجازات و گناه برخوردار خواهد شد و این را به او بدون داشتن آمرزش نامه مى دهند.

37. هر فرد مسیحى، زنده یا مرده، در همه مزایاى مسیح و كلیسا شركت مى كند، و این مشاركت را خداوند به او بدون آمرزش نامه ها عطا مى كند.

38. با این حال، نباید بخشودگى و آمرزش پاپ را دست كم گرفت، زیرا همان گونه كه قبلا گفته شد،آنان آمرزش الهى را اعلام مى كنند.

39. حتى براى فرهیخته ترین الهیدانان بسیار دشوار است كه با مردم در باره مزایاى فراوان آمرزش نامه ها سخن به میان آورند، و در عین حال، در زمانى بعد از فضیلت توبه بگویند.

40. گناهكارى كه به راستى پشیمان شده، جویاى مجازات هاى گناهان خود است و عاشقانه تاوان مى دهد، در حالى كه كثرت آمرزش نامه ها وجدان افراد را تضعیف مى كند و چنان مى سازد كه از آمرزش نامه ها نفرت داشته باشند.

41. آمرزش نامه هاى پاپى تنها باید با احتیاط تعلیم داده شود تا مبادا مردم برداشتى نادرست به دست آورند و گمان كنند كه آنها بر سایر كارهاى خود ترجیح دارند كه از جمله آنها عشق است.

42. به مسیحیان باید یاد داد كه پاپ اصلا منظورش این نیست كه خرید آمرزش نامه قابل مقایسه با كارهاى برآمده از رحمت است.

43. به مسیحیان باید آموخت كه كسى كه به بینوایان كمك مى كند یا به افراد نیازمند قرض مى دهد، كارش بهتر از كار كسانى است كه مبادرت به خرید آمرزش نامه ها مى كنند.

44. این بدان سبب است كه عشق با كارهایى كه از سر عشق صورت گرفته رشد مى كند و آدمى فرد بهترى مى شود، در حالى كه با آمرزش نامه ها نه تنها فرد بهترى نمى شود بلكه از مجازات هاى خاصى مى گریزد.

45. به مسیحیان باید آموخت كه آن كس كه نیازمندى را مى بیند اما (با بى اعتنایى) از او مى گذرد، او براى آمرزش نامه پول مى دهد اما از بخشودگى پاپ سودى نمى برد بلكه تنها خداوند را به غضب مى آورد.

46. به مسیحیان باید آموخت كه آنها موظفند كه در حد ضروریات زندگى پیش خود نگهدارند و نباید به هیچ وجه آن را براى گرفتن آمرزش نامه به باد دهند مگر آن كه بیش از حد نیاز داشته باشند.

47. به مسیحیان باید آموخت كه آنها آمرزش نامه ها را داوطلبانه مى خرند و هیچ الزامى به انجام این كار ندارند.

48. به مسیحیان باید آموخت كه در اعطاى آمرزشنامه ها، پاپ نیازى بیشتر و اشتیاقى افزون تر به دعاى آنان براى خودش دارد تا پول هاى گردآورى شده.

49. به مسیحیان باید آموخت كه آمرزش نامه تنها زمانى مفید است كه آدمى به آن تكیه نكرده باشد. از این بالاتر این كه اگر پرواى از خداى را به خاطر آنها از دست دهد بسیار زیان بارتر است.

50. به مسیحیان باید آموخت كه اگر پاپ اخاذى ها و باجگیرى هاى واعظان آمرزش نامه ها را مى دانست، ترجیح مى داد كه كلیساى سَنْت پیتر به تلى از خاك تبدیل مى شد تا این كه با پوست، گوشت و استخوان رمه هایش برپا شود.

51. به مسیحیان باید آموخت كه پاپ شاید مایل باشد كه، چنان كه در وقت ضرورت باید این گونه باشد، كلیساى سنت پیتر را بفروشد و آن را به علاوه پول هاى خودش به بسیارى از آن كسان بدهد كه تاجرانِ مغفرت به اصرار از آنان پول ستاندند.

52. تكیه كردن بر آمرزش نامه ها براى دست یافتن به نجـات كار بیهوده و عبثى است، حتى اگر مباشران یا در واقع خود پاپ براى تضمین اعتبار آنها، روح خودش را گرو نهد.

53. كسانى دشمن مسیح و پاپ اند كه اجازه نمى دهند كه كلام خدا در بعضى از كلیساها موعظه شود و هدف آنها این است كه آمرزش نامه ها در كلیساهاى دیگر فروخته شود.

54. كلام خدا آسیب خواهد دید، اگر در یك موعظه زمانى مساوى یا بیشتر به آمرزش نامه ها اختصاص یابد تا به كلام خدا.

55. پاپ نمى تواند این نظر را نادیده بگیرد كه اگر آمرزش نامه ها (كه موضوع كوچكى است) با یك زنگ جشن گرفته شود، یك نمایش یا یك مراسم، بشارت (موضوعى بسیار بزرگ تر) به همراه صد زنگ، صد مشایعت و صد مراسم موعظه شود.

56. خزائن كلیسا كه پاپ آمرزشنامه ها را از آن توزیع مى كند، در میان قوم مسیح به اندازه كافى سخن از آن به میان نیامده یا شناخته شده نیست.

57. این كه این خزائن موقتى و گذرا نیست، از این واقعیت روشن مى شود كه بسیارى از سوداگران آن را به رایگان نمى فروشند، بلكه تنها آن را گردآورى مى كنند.

58. آنان نه شایسته مسیح اند و نه قدیسان، زیرا افزون بر پاپ، این شایستگى ها همیشه فیض را به درون انسان انتقال مى دهد، و صلیب، مرگ و دوزخ را در بیرون انسان به یاد مى آورد.

59. قدیس لارنس St. Laurenceگفت كه تهیدستان ذخیره هاى كلیسا هستند، ولى وى این اصطلاح را در سنت عصر خود به كار برد.

60. ما به گونه اى نسنجیده نمى گوییم كه ذخیره هاى كلیسا، كلیدهاى كلیسایند و به وسیله شایستگى مسیح اعطا شده اند.

61. زیرا روشن است كه قدرت پاپ به خودى خود براى بخشودگى از مجازات و موارد ذخیره شده (به تعویق افتاده) كافى است.

62. ذخیره حقیقى كلیسا «انجیل مقدسِ» شكوه و فیض خداوند است.

63. به راستى مى توان این ذخیره را نفرت انگیزترین چیز دانست، زیرا مى تواند اولى را آخرى بسازد.

64. از سوى دیگر، ذخیره آمرزش نامه از همه چیز پذیرفتنى تر است، زیرا مى تواند آخرى را اولى سازد.

65. از این رو، ذخیره هاى بشارت تورهایى هستند كه در روزگاران گذشته آدم هاى پولدار را به دام مى انداخت.

66. ذخیره هاى آمرزش نامه ها تورهایى امروزى هستند كه براى به دام انداختن آدم هاى پولدار به كار مى روند.

67. آمرزش نامه ها كه سوداگران آنها را به عنوان بزرگ ترین لطف ها مى ستایند، در واقع ابزارهاى لطفى براى پول جمع كردنند.

68. با این حال، آنها را نباید با فیض خدا و ترحم نشان داده شده در صلیب مقایسه كرد.

69. اسقف ها و كشیشان موظفند كه اختیارات آمرزش نامه هاى پاپى را با احترام فراوان دریافت كنند.

70. با این حال، آنان مسئولیت بسیار بیشترى دارند كه دقیق تر بنگرند و به دقت وارد شوند، تا مبادا این مردان خیالات خود را به جاى آنچه كه پاپ مأمور بدان است، موعظه كنند.

71. بگذار آنكه منكر خاصیت رسولى آمرزش نامه هاست مطرود و ملعون بماند.

72. از سوى دیگر، بگذار آنكه خود را در برابر هرزگى و افسارگسیختگىِ كلمات سوداگران آمرزش نامه حفظ كرده، مشمول رحمت باشد.

73. به همین سان، پاپ به درستى آنان را كه به گونه اى بر ضد تجارت آمرزش نامه مى كوشند، طرد كند.

74. این بیشتر با دیدگاه هاى او موافق است كه كسانى را طرد كند كه از ملعبه آمرزش نامه ها براى توطئه كردن بر علیه عشق و راستى مقدس سوءاستفاده مى كنند.

75. این تصورى احمقانه است كه آمرزشنامه هاى پاپى از چنان قدرتى برخوردارند كه مى توانند آدمى را بیامرزند، حتى اگر مرتكب كار محالى شده و به مادر خدا تعدى كرده باشد.

76. ماسخنى به عكس مى گوییم واظهار مى كنیم كه آمرزش پاپ نمى تواند كوچك ترین و ناچیزترین گناه را ببخشاید، تا حدى كه احساس گناه آنان مورد توجه است.

77. هنگامى كه گفته مى شود كه حتى اگر در این زمان سنت پیتر نیز پاپ بود، نمى توانست فیض بیشترى اعطا كند، این بى احترامى به سنت پیتر و پاپ است.

78. ما به عكس اظهار مى داریم كه او و هر پاپ دیگر از فیض هاى بیشترى برخوردار است، به عبارت دیگر، بشارت، قدرت هاى معنوى، موهبت هاى شفا و غیره آنگونه كه در قرنتیان 12: 28 اعلام شده است.

79. این سخن كفر است كه نماد صلیب با بازوان پاپ با صلیبى كه مسیح بر بالاى آن جان داد ارزش یكسانى دارند.

80. اسقف ها، كشیشان و الهیدانان كه اجازه مى دهند كه وعده هایى از این دست به مردم داده شود بدون هیچ مانع و رادعى باید پاسخگوى آن باشند.

81. این موعظه بى حساب و كتاب درباره آمرزش نامه ها، افراد فرهیخته را در احترام به پاپ در برابر اتهامات نادرست یا دست كم از انتقادات سخت عوام دچار مشكل مى كند.

82. براى نمونه، آنان مى پرسند چرا پاپ به سبب عشق (به مقدس ترین چیز) و به سبب نیاز عالى روح هاى آنان، همه را از برزخ نجات نمى دهد؟ شاید به لحاظ اخلاقى این بهترینِ دلایل باشد. در عین حال، او روح هاى بیشمارى را براى پول كه فاسدشدنى ترین چیز است، بازخرید مى كند تا بدین وسیله كلیساى سنت پیتر را بسازد كه هدفى بسیار خُرد است.

83. مجدداً، چرا مراسم دفن و سالگرد براى مردگان همچنان از آن سخن به میان مى آید؟ چرا پاپ اعانه هاى خاص این اهداف را از نو پرداخت نمى كند یا اجازه نمى دهد كه از نو پرداخت شود زیرا خطاست كه براى آن ارواحى دعا شود كه هم اكنون رهایى یافته اند.

84. باز مى گویم، این نوع تازه اى از ترحم و دلسوزى از سوى خدا و پاپ است كه فردى بى تقوا كه دشمن خداست، اجازه مى یابد كه براى رهایى روح فردى پرهیزكار كه دوست خداست پول بپردازد، و این در حالى است كه روح آن فرد پرهیزكار و عشقورزیده شده به سبب عشق و تنها بدان دلیل كه نیاز به رهایى دارد، اجازه نمى یابد كه بدون پرداخت پول رهایى یابد.

85. باز مى گویم، چرا قوانین شرعى در باب ندامت، اگر نگوییم عملا، به مدتى طولانى مهجور و مرده باقى مانده است؟ چرا آنها امروزه براى تحمیل جریمه هایى مالى در قالب صدور آمرزش نامه مورد استفاده قرار گرفته اند، گویى همه قانون هاى مربوط به توبه به طور كامل معتبرند.

86. باز مى گویم، از آنجا كه در آمد كنونى پاپ از ثروت ثروتمندترین افراد بیشتر است، چرا او نباید این كلیساى سنت پیتر را به جاى پول مؤمنانِ مستمند، با پول خود بسازد؟

87. بازمى گویم، پاپ چه چیزى را از مردمان بخشوده و معاف مى كند، همان كسانى كه با توبه كامل خود حق دارند كه به طور كامل بخشوده و برخوردار از آمرزش تامّ شوند؟

88. باز مى گویم، اگر بنا باشد كه پاپ این بخشودگى ها و معافیت ها را اعطا كند، به اطمینان كارهاى خوب بزرگترى مى توان براى كلیسا انجام داد، آن هم نه یكبار مانند اكنون بلكه صدها بار در طول روز براى بهره بردن فرد مؤمن هر آنچه كه باشد.

89. آنچه را كه پاپ در آمرزش نامه به دنبال آن است پول نیست، بلكه نجات ارواح است. حال چرا او نامه ها و آمرزش نامه هایى را كه پیش تر تصدیق كرده معلق نمى كند.

90. این پرسش ها موضوعاتى بسیار مهم در وجدان عامه است. سركوب آنان به وسیله صِرف زور و نه رد آنها به وسیله براهین و استدلال ها موجب مى شود كه كلیسا و پاپ مورد تمسخر دشمنانشان قرار گرفته و مسیحیان را ناخرسند سازد.

91. از این رو، اگر آمرزش نامه ها بر طبق روح و ذهن پاپ موعظه شود، همه این مشكلات به سادگى حل خواهد شد و در واقع، دیگر وجود نخواهد داشت.

92. سپس دورى كنید از آن پیامبرانى كه به قوم مسیحى مى گویند كه «صلح، صلح» در جایى كه صلحى در كار نیست.

93. آفرین و آفرین بر آن پیامبرانى كه به قوم مسیحى مى گویند كه «صلیب صلیب» در جایى كه صلیبى در كار نیست.

94. مسیحیان باید تشویق شوند كه مشتاقانه از مسیح، سر خود، به وسیله مجازات، مرگ ها و دوزخ ها پیروى كنند.

95. از این رو، بگذار كه آنان اطمینان بیشترى داشته باشند كه به وسیله محنت هاى بسیار نه از طریق وعده نادرست صلح به آسمان وارد شوند.

نکته مهم قابل توجه در اعلامیه مارتین لوتر :

1- نجات‌ فقط‌ از راه‌ ایمان‌ به‌ دست‌ می‌آید.

2- كتاب‌ مقدس‌ تنها منبع‌ ایمان‌ مسیحی‌ است‌ .

3- نباید معتقد بود كه‌ عشای‌ ربانی‌ قربانی‌ است‌ .

4- رهبانیت‌ و وقف کردن خود برای آن باطل‌ است‌ .

5- نذر كردن‌ و قربانی مردود و باطل است.

6- افراد غیر روحانی‌ باید نقش‌ مهم‌تری‌ در مراسم‌ عبادی‌ و رهبری‌ دینی‌ داشته‌ باشند.

7- كلیساهای‌ محلی‌ باید از كلیسای‌ جامع مستقل‌ شوند.

8- رد برخی‌ از اعمال‌ و اعتقادات كاتولیكی‌ مانند اعتراف‌ به‌ گناه‌، عصمت پاپ، قدیسین و مقدسین کلیسای کاتولیک.

9- باید با كارهای‌ غیر کتاب مقدسی مانند فروش بخشش‌ نامه‌ها، فروش‌ مناصب‌ روحانی، خرید زمین در بهشت برخورد شود.

10- لوتر درصدد بود كلیسا را طبق‌ تعالیم‌ اصلی‌ كتاب‌ مقدس‌ اصلاح‌ كند (و به‌ این‌ دلیل‌ نهضت‌ وی‌ را "اصلاح‌ انجیلی‌" نامیده‌اند).

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:20 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

تفاوت‌ بین‌ پروتستان ها با ارتدوكس ها‌ و كاتولیك‌ها

 

1- پروتستان‌ها با قدرت‌الهی‌ پاپ‌ مخالفند و برای‌ پاپ‌ مرجعیت و عصمت‌ قائل‌ نیستند یعنی عصمت پاپ را قبول ندارند و ریاست داشتن پاپ به تمام كلیساها را نمیپذیرند. پروتستانها هیچگونه و هیچ نوع مرجعیتی را قبول ندارند و به کشیشان و شبانان فقط به دید یک راهنما نگاه می کنند و تنها کتاب مقدس و اعمال رسولان (شاگردان عیسی مسیح) را مرجع خود می دانند.

 

2- در امور تشكیلات‌ كلیسایی به نبوت کردن و پرشدن از روح القدس و به زبانها صحبت کردن و شفا دادن و تفسیر به رای آیات کتاب مقدس، در میان عموم مردم قائل می باشند و به چنین چیزهایی به آشکارا عمومیت می بخشند و تبلیغ می نمایند، در صورتی که در کاتولیک و ارتدکس این چنین مرسوم نیست و این امور فقط در دست کشیشان و اسقفان است و آنها هم چنین مراتبی را هرگز آشکار نمی کنند و آن را مخفی نگاه میدارند چون اعتقاد دارند که اگر شخصی به چنین چیزی بر اثر ایمان دست یافت یک چیز شخصی است نه عمومی و کاتولیکها و ارتدوکسها چنین حرکات و روشهای پروتستانها را فریب ، شارلاتان بازی و از شیطان می دانند.

 

3- پروتستانها برخلاف‌ كاتولیك‌ها و ارتدوکسها می‌گویند: مؤمنان‌ برای‌ ارتباط‌ با خدا احتیاج‌ به‌ روحانیون‌ ندارند و خود روح القدس معتقدین به عیسی مسیح را تعلیم می دهد، از اینرو، در رابطه با تفسیر و تبیین كتاب مقدس معتقدند كه مؤمن به كمك روح القدس قادر به تفسیر و تبیین كتاب مقدس است بر این اساس هر مسیحی میتواند پیام كتاب مقدس را شخص خود دریابد یا در دعا باشد تا خداوند به وسیله روح القدس وی را تعلیم دهد یا مطلب را برایش باز (آشکار) نماید.

 

4- كشیشان‌ فرقة‌ پروتستان‌ همانند ارتدوکسها ازدواج‌ را بر خود حرام‌ نمی‌دانند چون لوتر تأكید میكرد كه باید به كشیشها اجازة زناشویی داده شود، ولی روحانیون كاتولیك‌ از ازدواج نمودن منع شده اند.

 

5- اعتراف‌ به‌ گناه‌ نزد پروتستان‌ها واجب‌ نیست و به اختیار است ولی در کاتولیکها و ارتدوکسها اعتراف هفتگی و ماهیانه و در هنگام مصیبت یا مرگ یا آلوده شدن به گناه یا وسوسه شدن به گناه لازم و ضروری است.

 

6- پروتستانها به‌ شریعت‌ اعتقادی ندارند و می گویند ما زیر فیض هستیم همچنین پروتستانها برای هیچ یک از بیانیه‌های‌ كلیسا و شوراها و اعتقادنامه های کلیسایی ارزش و قداست قائل نیستند و آنها را مصوبه هایی معمولی فاقد ارزش الهی و آسمانی می دانند ولی کاتولیکها و ارتدوکسها برای بیانیه ها و مصوبه های کلیسایی و اعتقادنامه های مسیحی ارزش الهی و قداست قائل هستند و قسمتی از شریعت خود را از آنها اخذ می نمایند.

 

7- پروتستانها همانند ارتدوکسها به‌ برزخ‌ اعتقاد ندارند، چون بحث اعتقاد به برزخ در كتاب اپوكریفاست كه پروتستانها آنرا قبول ندارند.

 

8- پروتستانها فقط برای پدرآسمانی و عیسی مسیح و روح القدس قداست قائل هستند و برای مریم باکره هیچگونه قداستی قائل نیستند که هیچ، برخی از فرقه های پروتستان بلکه مریم را گناه کار و کافر می دانند.

 

9- کلیساهای پروتستان ساده تر از کلیساهای کاتولیک مجلل و پر زرق و برق است و بر روی دیوارهای داخلی اکثر کلیساهای پروتستان نقاشی هایی از پدر پسر و روح القدس ترسیم شده ولی بر روی هیچ یک از تصاویر هاله ای نورانی یا حائل نور دیده نمی شود و نشان دهنده این است که تصاویر هیچگونه قداستی ندارند حتی تصاویر پدر و پسر و روح القدس. پروتستانها هیچگونه قداستی برای روحانیون یا قدیسان مسیحیت قائل نیستند و در کلیساهای آنها به ندرت پیکره دیده می شود و اگر هم باشد جنبه نمادین و تزئینی دارد نه مقدس و تقدیس شده.

 

10- روح القدس براى عمل كردن در مؤمنان از «پدر» صادر مى شود. این متن اظهار نامه ى ایمان است كه مورد توافق كلیساى ارتدوکس و کاتولیک بوده است. كاتولیكها روح القدس را صادر از پدر مى دانند و پروتستانها معتقدند كه روح القدس از خدای پدر و هم از خدای پسر صادر میشود و براى صدور روح القدس خداى پدر و پسر (عیسی مسیح) با هم عمل مى كنند از آنجایی که در پروتستان فرقه های بسیار زیاد و گوناگونی ایجاد گردیده است برخی از فرقه های پروتستان منشاء روح القدس را از پسر می دانند نه از پدر.

 

11- كاتولیك ها عشای ربانی را به منزله ى تقدیم قربانى به خداوند مى دانند كه لازم است تحت اشراف روحانیان انجام پذیرد. به علاوه، بر این مطلب پاى مى فشارند كه در مراسم عشاى ربانى، نان و شراب حقیقتاً و ذاتاً به خون و گوشت مسیح تبدیل مى شود و این آموزه را تبدّل جوهر مى نامند. اما پروتستان هر دو مطلب را رد می نماید و معتقد است خداوند در همه جا حضور دارد و نان و شراب صرفاً نماد و یادگاری به یاد عیسی مسیح در آیین عشاى ربانى است و اعتقاد دارند كه نان و شراب حقیقتاً و واقعاً به خون و گوشت مسیح مبدل نمی شود یعنی تغییر و استحالة واقعی به بدن مسیح را انكار میكنند.

 

12- یكى دیگر از موارد اختلاف، مسئله ى اعتراف است. در کاتولیک و ارتدوکس شخص گناهكار مقابل كشیش مى ایستد و اعتراف خود را در حالى كه سرش را به موازات كمربند كشیش خم كرده، اظهار و اعلام پشیمانى مى كند. كشیش نیز شخص توبه كننده را به تناسب بزرگى گناهش به دعا، روزه و زیارت هاى مخصوص مكلّف مى سازد. كلیساى پروتستان با اعترافات و آمرزش گناهان به دست كشیش و با شفاعت خواستن از مقدسات مخالف است.

 

13- كاتولیك ها مناصب كلیسایى را به 7 رتبه تقسیم مى كنند، پاپ، کاردینال، اسقف، کشیش، شبان، خادم، شماس، اما ارتدكس ها مناصب را تنها سه رتبه مى دانند: اسقف، كشیش و شمّاس، ولی پروتستان ها مناصب را پنج مرتبه می دانند: اسقف ، کشیش ، شبان ، خادم ، شماس .

 

14- دعا براى مردگان، كه در كلیساى كاتولیك و ارتدكس تجویز شده است، در كلیساى پروتستان فاقد ارزش است. به گفته ى لوتر، زیارت اماكن مقدس، برگزارى مراسم دعا براى مردگان بی ارزش است و باید از بین برود.

 

15- پروتستانها برای حصول نجات، ایمان را كافی میدانند و معتقدند كه نجات و رستگاری مخصوص عمل مشخص نیست و تنها از طریق فیض الهی و در ضمن ایمان پدید میآید.

 

16- پروتستانها كتاب مقدس را تنها منبع و مأخذ اصول اعتقادی و اعمالی خود میدانند ولی کاتولیکها كتاب مقدس، تعلیمات رسمی كلیسا (موعظه های پاپ و قدیسان)، سنّت و ارتدکسها سنت و کتاب مقدس را منبع و ماخذ و مرجع خود می دانند.

 

17- در قرن پنجم میلادی، مناقشه نستوریوس بر سر دو طبیعت الهی و انسانی مسیح دقیقاً از عنوانی سرچشمه گرفت که در کلیساها برای مریم به کار می‌رفت، یعنی عنوان ”حامل خدا” نستوریوس که اسقف شهر قسطنطنیه بود، در نیمه اول قرن پنجم به کاربرد این عنوان اعتراض کرد و به جای آن کاربرد عنوان ”مادر مسیح“ را پیشنهاد نمود. این پیشنهاد با اعتراض عده‌ای دیگر از اسقفان مواجه شد که می‌گفتند از آنجا که مسیح خدا است، لذا ایرادی بر عنوان ”حامل خدا“ یا ”مادر خدا“ وارد نیست. از این مناقشه بود که اعتقادنامه معروف کالسدون پدید آمد که امروزه برای همه مسیحیان از هر فرقه و کلیسایی الزام‌آور است. برخی کلیساها به کاربرد عنوان ”حامل خدا“ ادامه دادند. سپس از همان دوره‌ها رسم شد که در نیایشها، از مریم (مقدس)، با عنوان ”مادر خدا“ تکریم به عمل آید. این تکریم در طول زمان، تبدیل شد به پدیده‌ای که چندان از پرستش فاصله نداشت، طوری که در بعضی از کلیساهای کاتولیک، به‌هنگام تکریم مریم، کلمات و اصطلاحاتی به کار می‌رود که برای یک مسیحی پروتستان، عینا همان اصطلاحاتی است که برای پرستش خدا مورد استفاده قرار می گیرد. گرچه یک کاتولیک یا ارتدوکس آگاه می‌داند که پرستش تنها مختص خدا است، اما متأسفانه عامه کاتولیک‌ها گاه تمایزی میان این دو قائل نمی‌شوند. عنوان ”حامل خدا“ اصطلاحی است که در کلیساهای یونانی ‌زبان به کار می‌رفت (به یونانی: ”تئوتوکوس“). نستوریوس پیشنهاد کرد که به‌جای آن، از عنوان ”کریستوتوکوس“ استفاده شود، یعنی “مادر خدا“. کلیساهای لاتینی‌زبان، به‌جای اصطلاح یونانی ”حامل خدا“، اصطلاح لاتینی ”مادر خدا“ را به کار می‌برند. کاتولیک‌ها معتقدند که مریم، مادر کلیسا است و کلیسا را در دامن خود پرورش می‌دهد، او ملکه رسولان و ملکوت تلقی می‌گردد. همچنین از آنجا که او مادر مسیح بوده، برای او نقشی بسیار مهم در تدبیر نجات قائل‌اند.

 

عقیده دیگری که از قرن چهارم مطرح بوده، صعود جسمانی مریم به آسمان می‌باشد. بعضی از پدران کلیسا بر این باور بودند که پیکر مقدس مریم، ”حامل خدا“ نمی‌توانسته پس از مرگ دچار همان فسادی شده باشد که جسد هر انسان دیگری دچارش می‌شود. لذا این اعتقاد پدید آمد که پیکر او پس از مرگ، به‌ همراه روح او، به آسمان برده شده است. کاتولیک‌ها روز 15 ماه اوت را به مناسبت عید عروج مریم (مقدس) مادر خداوند جشن می‌گیرند. پاپ پیوس دوازدهم، در سال 1950 میلادی، عروج جسمانی مریم را رسماً اصلی جزمی اعلام داشت.

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
ساعت : 10:11 ب.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #30

 

دیوید هاروئیتز (David Horowitz) به سال ۱۹۳۹ در یک خانواده یهودی در نیویورک زاده شد. پدر و مادرش، عضو حزب کمونیست آمریکا بودند. هاروئیتز به پیروی از والدینش به افکار کمونیستی گرایش یافت و از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۵ از چهره های برجسته " یهودی - مسیحیان چپگرا" بود. اما رفته رفته به شخصیتی محافظه کار تبدیل شد، وی به یک نومحافظه کار راستگرای افراطی مبدل گشت. مقابله او با اسلام، تقویت و پشتیبانی تئوریک از رژیم اسرائیل برنامه اصلی فعالیتهای وی می‌باشد. او با پیوند دادن اسلام با نژادپرستی و تروریست و نقض حقوق بشر فعالیت دارد. این فرد نژادپرست و اسلام ستیز، به شدت از مسلمانان متنفر است، بطوریکه مسلمانان را یک مشت وحشی و از فرهنگ و تمدن به دور می داند.

 

بیشترین فعالیت و سخنرانی های او در دانشگاه ها و کالج های آمریکا است. هاروئیتز با تدارکات و هزینه های زیادی که انجام می دهد دانشجویان را جذب خود می کند و به شستشوی ذهنی آنها می پردازد. به گزارش نیویورک تایمز، هاروئیتز در دانشگاه های ماساچوست و کلومبیا بیشترین تعداد سخنرانی و فعالیت را داشته است. بر اساس فهرست سایت SPLC- Southern Poverty Law Center او یکی از ۱۰ نفر برتر در فعالیت های ضد اسلامی و نفرت پراکنی در آمریکا لقب گرفته است. او نهادهای عبادی مسلمانان را مکانی مذهبی نمی داند بلکه مکانی برای جمع شدن مسلمانان جهت آموزش های رزمی و قاچاق اسلحه معرفی می نماید.

 

به نقل از سایت "تودیز ورلد" وی هزینه این همایش‌ها، کنفرانس‌ها و دیگر مراسم ضد اسلامی و همچنین مبالغ گزاف فروش انبوه کتاب هایش را به شخصیتها و نهادهای اسلام ستیز به عنوان جوایز حقوق بشری، ادبی و هنری اهدا می نماید. وی توانست با جلب توجه دولت مردان آمریکا و اسرائیل مبالغ هنگفتی را کسب و موسسه ای به نام خودش "مرکز آزادی هاروئیتز" (" Horowitz Freedom Center") راه اندازی نماید.

 

او کتاب های ضد اسلامی بسیاری تاکنون منتشر کرده است و در سایت شخصی خود این چنین مدعی شده که مشکلات و معضلات آمریکا و ناهنجاریهای این کشور توسط مسلمانان ایجاد شده است، راه آزادی و یکپارچه شدن را خالی کردن جامعه از مسلمانان و سیاه پوستان دانسته و بصراحت چنین می گوید: سیاه پوستان در این کشور مایه ننگ و عقب ماندگی جامعه و مسلمانان ارتشی متجاوز برای نابودی آمریکا هستند.

 

او در سخنرانی خود در دانشگاه بروکلین، درباره فعالیت مسلمانان صحبت کرد و مدعی شد این فعالیت ها غیرقانونی و ضد بشریت است. وی مدعی شد آمریکا به رشد و تکامل نمی رسد تا زمانی که افکار مسلمانان در جهان رایج باشد، آمریکا به سختی و سرعت کم پیشرفت می‌کند تا زمانی که مسلمانان به نفاق پراکنی و عملیات تروریستی در کشور آمریکا مشغول هستند.

 

هاروئیتز در سایتی به نام "اسرائیل علیه تروریسم" اسلام و ایران را مانع آرامش دنیا می خواند و اتفاقات تروریستی کل دنیا را به ایران نسبت می دهد و ادعا می کند ایران حامی گروهای تروریستی کل دنیا است. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:32 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #24

 

برنارد لوئیس، اسلام شناس برجسته آمریکایی در سال 2002 کتابی را با عنوان اشکال کار کجا بود؟ تألیف نمود که در آن خواستار تجدید نظر در روشهای مطالعات اسلامی در آمریکا گردید.

 

وی می‌گوید: اصلاحاتی که از جانب حکام وابسته به آمریکا در کشورهای اسلامی بعد از جنگ جهانی دوم عملی گردید ساختارهای نظامی، سیاسی و اقتصادی را دربر می گرفته است و مکاتب فکری غرب مانند سوسیالیسم، ملی گرایی، لیبرالیسم و پلورالیسم هم از لحاظ نفوذ در جوامع اسلامی با شکست کامل روبه رو شده اند. او پیشنهاد می‌کند مسلمانان فقط با اصلاحات تفکر دینی و اعتقادی می‌توانند پیشرفت نمایند و در این زمینه دولت آمریکا باید به مسئولیت خود در برابر مسلمانان عمل نماید!!.

 

پروفسور آرماندو سالواتور بنیانگذار و مدیر «انجمن پژوهشهای اجتماعی در ایتالیا» که درباره اسلام در اروپا تحقیقات گسترده انجام می دهد در کتاب خود با عنوان اسلام و مباحث سیاسی درباره مدرنیسم که در سال 1997 میلادی چاپ گردید، اظهار می‌دارد: از آنجا که حس آگاهی اجتماعی جهان غرب درون گرا است آنها اسلام را با همین تفکر تفسیر و تأویل کرده اند و روشنفکران کشورهای اسلامی پرورش یافته در دانشگاه های غرب نیز خواهان تجدید نظر در مبانی و اصول اسلامی بوده اند.

 

در آمریکا مراکز مطالعات اسلامی برای تأمین منافع دولت آمریکا به وجود آمده اند و رهبری آن را اسلام شناسانی مانند برنارد لوئیس و همیلتون گیب که دشمنی علنی با اسلام را در نوشته های خود بیان کرده اند بر عهده دارند و آنها اسلام شناسانی را در آمریکا تربیت نموده اند که تبلیغات گسترده علیه اسلام و مسلمانان جهان را انجام می‌دهند. از شاگردان معروف آنها افرادی مانند لئونارد بیندر (Leonard Binder)، اِلی کیدوری (Elie Kedourie)، دانیل پایپس (Daniel Pipes)، مارتین کرامر (Martin Kramer)، توماس فریدمن (Thomas Friedman)، دیوید پرایس جونز (David Pryce-Jones)، مارتین پریتز (Martin Peretz)، نورمان پاد هورتز (Norman Podhoretz)، چالز کراتامر (Charles Krauthammer)، ویلیام کریستول (William Kristol)، جودیت میلر (Judith Miller)، جاناتان هریس (Jonathan Harris)، رونی استیل مان (Ronni Stillman)، و جاناتان شوانزر (Jonathan Schanzer) را می‌توان نام برد.

 

از سال 2001 میلادی کنگره آمریکا بودجه بخش مطالعات اسلامی دانشگاههای این کشور را 26 درصد افزایش داد و این بودجه سالیانه از 78 میلیون دلار به 5/98 میلیون دلار بالغ گردید.

 

بر این اساس، تعداد دانشجویان در بخشهای مطالعات اسلامی دانشگاههای آمریکا از 65 نفر به 130 نفر افزایش یافت که مخارج کامل آن را دولت آمریکا پرداخت می‌نماید. همچنین دستور تشکیل سه مرکز جدید آموزش زبانهای عربی، ترکی و فارسی در دانشگاههای آمریکا صادر شد.

 

در سال 1958 میلادی کنگره آمریکا «لایحه آموزش دفاع ملی» را تصویب کرد که مطابق ماده ششم این لایحه 8 میلیون دلار برای توسعه و راه اندازی مراکز مطالعات اسلامی در دانشگاههای آمریکا تصویب گردید. همه ساله کنگره آمریکا بودجه ماده ششم این لایحه را افزایش می دهد. بودجه دولتی برای مطالعات اسلامی در آمریکا که در سال 1958 میلادی فقط 8 میلیون دلار بود و در سال 2002 به 5/98 میلیون دلار افزایش پیدا کرد. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 06:16 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #19

 

هِگل، فیلسوف مسیحی آلمانى (1831-1770م) ، درباره اسلام و مسلمانان دچار پندارگرایى شده و درباره اسلام به بورژوازى غرب مژده داد كه «روزگاران درازى است كه اسلام از پهنه تاریخ از دیدگاه كلى رخت بربسته و در كنج عزلت به آرامش‏گونه خاورزمینى پناه آورده است». هگل اسلام رایكسره با ترس و وحشت همراه خوانده و ویژگى‏هاى مسلمانان را در چارچوب احساساتى شدید، شورانگیز، بى‏بندوبار، بى‏كرانه و بى‏اعتنا به دیگر ارزش‏ها محدود دیده است. هگل درباره جنگ‏هاى صلیبى نیز دور از واقع‏گرایى به داورى نشسته و کشتار مسلمانان را حق مسیحیان دانسته است. وى بى‏توجه به انگیزه‏هاى گوناگون سیاسى، اقتصادى و اجتماعى جنگ‏هاى صلیبى، خواستِ مسیحیان را در آن جنگ‏ها تنها «دست‏یابى بر وجود حاضر و حتمى پروردگار» توصیف كرده است هگل در حقیقت به بورژوازىِ در حال اوج غرب؛ راهنمایی مى‏كند كه اسلام با آن ویژگى‏هاى نكوهیده اكنون در كنج عزلت به سر مى‏برد و وظیفه تمدن بورژوازى غرب است كه با استعمار و استثمار سرزمین‏هاى اسلامى، به كامیابى و پیروزى بپردازد.

 

این افتراى شگفت را "پیربل" از قول گزارشگران مسیحى نقل كرده است: در نتیجه نشر و انتشار مطالبى كه مسیحیان در قرون وسطى در باب اسلام نوشته و گفته بودند، پس از قرن دوازدهم میلادى تصور كلى مردم اروپا از اسلام این بود كه اسلام یك فرقه از فرقه‏هاى مسیحیت و نوعى بدعت و ارتداد است‏. بر اثر همین افتراها، گاهى پیامبر اسلام را اسقفى رومى و یا یک كاردینال معرفى مى‏كردند كه چون به مقام پاپى دست نیافت، به عربستان گریخت و آیین نا صوابى بر ضد مسیحیت بنیان نهاد.

 

اسقف توربین در کتاب تاریخ خود به دروغ نوشته: در محلى واقع در ساحل دریاى اسپانیا مجسمه‏اى از مس وجود دارد كه محمّد پیامبر اسلام آنرا ساخته است و مسلمانان آن را سجده مى‏كنند.

 

پدیلومان در کتاب تاریخ خود نوشته است: مجسمه نقره و طلایى محمّد وجود داشته و مسلمانان در زمان تصرف ناربون معتقد بودند پناهگاه آنهاست. همچنین در یك روایت افسانه‏اى به نام بازى قدیس نكولا، كه در قرون وسطى شهرت داشته، آمده است كه یكى از امراى مسلمان در آفریقا بتى به نام ترواگانت را مى‏پرستید و هر وقت منظور حاصل مى‏شد بت را با ورق‏هاى طلا مى‏پوشانید.

 

وی در قصیده معروف فرانسوى كه جنگ‏هاى رولان قهرمان را شرح مى‏دهد مى‏گوید:

مسلمانان در سرقسطه غارى دارند كه آن را جایگاه خدایان خود قرار داده‏اند، كه در آن غار مجسمه‏اى از طلاست، مجسمه چماقى در دست و تاجى به سر دارد و مسلمانان براى عبادت بت مزبور در آن غار اجتماع مى‏كنند.

 

كار تعصب مسیحیان و نسبت‏هاى ناروایى كه به مسلمانان داده‏اند به جایى رسید كه در داستان بازى قدیس نیكولا، مجسمه‏اى از قدیس نیکولا وجود دارد كه او را محمّد مى‏نامیدند به تصور این كه محمّد مجسمه داشته است؛ آنها علاوه بر این، مسلمانان بتخانه را محمّدیه مى‏گفتند. در كتاب‏هاى مسیحیان، مسلمانان متهم به بت‏پرستى شده‏اند و با نفرت و دروغ های متعصبانه در نوشته های خود آورده اند: مسلمانان از سنگ یا چوب یا فلز بت مى‏ساختند و آن را پرستش مى‏كردند و نوشته‏اند كه وقتى مسلمانان مى‏دیدند این بت‏ها سودى به حال آنها ندارد به آن حمله مى‏بردند و آن را خرد مى‏كردند.

 

کشیشان کلیسا و نویسندگان متعصب مسیحی با نقل این دروغ ها و افسانه پردازی ها بر ضد اسلام و مسلمانان، در مدتى بیش از هزار سال مردم اروپا را فریب دادند. امثال این افسانه ها و اكاذیب و نسبت‏هاى ناروا كه کلیساهای اروپا درباره مسلمانان نشر داده‏اند بسیار است. نویسندگان مسیحی در غرب، مسلمانان را كافر، شرور، بت‏پرست، جهنّمى، سگ‏هاى جهنّم، دشمنان خدا، دجّال، «ژانتیل» و نابودكننده صنعت و هنر و امثال این عناوین خطاب مى‏كنند. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 04:01 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #14

 

مسیونر و مبلغ انجیلی کشیش جان موت می‌نویسد: باید در تمامی مسیرهای تبلیغ مسیحیت، ابتدا بر روی كودكان و نوجوانان برنامه ریزی نمود و عمده فعالیت خود را در سرزمینهای اسلامى متمرکز كرد. باید اطفال را قبل از بلوغ به مسیحیت ترغیب نماییم و قبل از این كه مسائل اسلامى در روح اطفال شكل‏گیرد باید روح آنان را تسخیر و به کلیسا هدایت کنیم.

 

کشیش مبشر و مسیونر دیگری به نام جِسپ مى‏گوید: باید مدارسى تأسیس شود كه مبلغین کلیسا بتواند با مردم تماس بگیرند و آنان را به مسیحت دعوت نماید.

 

در سال 1907 میلادى كنفرانس مهمى براى بررسى خطرهایى كه غرب را تهدید مى‏كند تشكیل گردید كه تعدادى از نخبگان متفكران و سیاستمداران اروپایى را به ریاست وزیر امور خارجه بریتانیا دور هم گرد آورد. وى در نطق افتتاحیه خود بر ضرورت تلاش براى جلوگیرى از انهدام تمدن اروپایى تأكید كرد و شركت‏كنندگان هر كدام راه‏حل‏هایى ارائه دادند. به نظر آنان مهمترین خطرى كه از برون، اروپا را تهدید مى‏كرد خطر مسلمانان است. این كنفرانس مقرر داشت نقشه و طرحى در این زمینه ارائه گردد كه سعى و كوشش لازم در اجراى آن به كار گرفته شود تا از تشكّل و انتظام یافتن هر نوع اتحاد و اتفاق میان كشورهاى خاورمیانه كه نوعاً مسلمان هستند جلوگیرى به عمل آید چون خاورمیانه تنها نقطه خطرخیز براى اروپاست‏. در اجراى همین طرح بود كه انگلستان اساس همكارى و تعاون خود را با صهیونیست‌ها اعلام داشت و به ایجاد یك دولت یهودى تن در داد و آمریكا نیز در آن پیمان از مصوبه ها و نظریات ضد اسلامی و بر ضد کشورهای مسلمان دفاع نمود.

 

یکی از کشیشان ارشد واتیکان كاردینال بور به خبرنگار مجله «کاتولیکی تابلت» انگلیس در روز سقوط قدس (1967میلادی) گفت: «مسیحیان باید با یهودیان برای از بین بردن دین و تفکر اسلام و ایجاد تفرقه در بین مسلمانان همكارى و معاونت داشته باشند تا سرزمینهای مقدّس از دست مسلمانان در امان باشند».

 

پس از استقلال الجزایر یكى از خاور شناسان فرانسوی طی طرح سوالی «چرا مى‏خواستیم در الجزایر بمانیم؟» در مادرید سخنرانى كرد گفت: ما نیم میلیون سرباز را اسیر نمى‏كردیم كه آب‏جو الجزایر یا زیتون یا بیابان‏هاى آن را تصرف نماییم، بلكه ما خود را سور و قلعه‏هاى اروپا فرض مى‏كردیم كه در برابر حمله احتمالى اسلامى كه الجزایرى‏ها یا دیگر مسلمانان که امكان داشت در طول اقیانوس انجام دهند ایستاده باشیم، چون احتمال آن بود كه آنان در انتظار به دست آوردن مجدّد اندلس باشند كه از دست داده بودند، آن وقت به قلب فرانسه وارد مى‏شدند... از این رو ما در الجزایر مى‏جنگیدیم.

 

كیمون مستشرق فرانسوى در كتاب «باثولوجیا الاسلام» می‌گوید: دیانت محمدى همانند جذام است كه بین مردم شیوع داشته باشد، آن مرض مسرى است و سستی عام و جنونی فراگیر است كه انسان را به كسالت و بیراهه مى‏كشاند... ولی قبر محمد همانند عمود كهربایى است كه شور و جنون مى‏آفریند. لازم است یك پنجم مسلمانان به نابودى كشیده شوند و بقیه را به اعمال شاقه محكوم و كعبه را ویران و قبر محمد و جسم او را در موزه لوور جا دهند.

 

نظامیان ارتش‌های استعمارگر اروپایی در شعارهای رژه رفتن خود چنین سرودى را سر مى‏دادند: «ما مى‏رویم براى از بین بردن قوم‌های لعنت شده تا با دین اسلام مبارزه كنیم تا قرآن را با تمام قوا محو سازیم.

 

وزیر خارجه فرانسه، مسیو بیدو نیز به هنگام بازدید از مرز مراكش پس از جنگ اروپا و مراكش گفت: «این جنگى است بین هلال و صلیب». لازم است قرآن را از عالم هستى نابود سازیم، زبان عربى را از زبانها محو کنیم تا بر مسلمانان پیروز گردیم.

 

در زمان جنگ اعراب و اسرائیل، طرفداران اسراییل در پاریس تظاهراتى براه انداختند و پلاكاردهایى با خود حمل مى‏كردند كه بر آنها این دو كلمه نوشته شده بود: «مسلمانان را بكشید». در تظاهرات خیابانی دیگری، آنها با حمایت مالى کلیساهای فرانسوى‏ تابلوهایى درست کردند كه بر روی آنها نوشته شده بود: «شكست هلال اسلام». ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:47 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #13

 

کشیش مسیحی به نام جون تاكلى مى‏گوید: «ما باید كتاب قرآن را به خوبی مطالعه کنیم و یاد بگیریم، زیرا بهترین سلاح علیه اسلام است و به وسیله آن مى‏توانیم ریشه قرآن را از بیخ برآوریم. ما باید به مسلمانان بفهمانیم كه مطالب صحیح قرآن مطلب تازه‏اى نیست و مطالب جدید آن صحیح نیست». این کشیش براى سست نمودن عقیده اسلامى در میان مسلمانان پیشنهاد مى‏كند كه «لازم است مدارسى را بر اساس شیوه غربى در سرزمینهای اسلامی به وجود آوریم، چون اعتقاد اغلب مسلمانان به اسلام و قرآن بر اثر خواندن كتاب‏هاى درسى غرب و فرا گرفتن زبان‏هاى بیگانه تكان خواهد خورد».

 

تحریف اسلام و تاریخ آن توسط مبلّغان مسیحى حتى در لابه لاى كتب درسى كه از طرف مدارس تبشیرى در مناطق اسلامى تدریس مى‏گردید نیز راه یافت. نمونه‏اى از این كتاب‏ها كه در تحریف، خدعه و نیرنگ پیشقدم بوده و دیگران از آن استفاده كرده‏اند كتاب «البحث عن‏الدین الحقیقى» (بحث از دین حقیقى) تألیف منسنیو ركولى است و از طرف «اتحاد مؤسسات تعلیم مسیحى» در پاریس در سال 1928 میلادى چاپ و منتشر شده است. این كتاب را «پاپ لئون سیزدهم» در سال 1887 میلادى دیده و آن را ستوده است و در مدارس مسیحى شرق و غرب مورد استفاده قرار مى‏گرفت.

 

مطالب آن، كینه‏هایى علیه مسلمانان و عرب را بر می افروزاند و شدیداً علیه افكار مسلمانان حمله و تحریك مى‏نماید؛ در این كتاب آمده است: اسلام در سده هفتم میلادى به صورت دشمن جدیدى ظهور كرد. این همان دینى است كه بر پایه زور و تعصب بنا شده است. محمد شمشیر را در دست پیروان خود گذاشت و در قوانین مقدس اخلاقى سهل‏انگارى كرد و به اتباع خود ظلم و غارت را آموخت و به كسانى كه كشته مى‏شدند وعده لذات ابدى داد. چند صباحى نگذشت كه آسیاى صغیر و آفریقا و اسپانیا طعمه وى گشت و ایتالیا در معرض خطر قرار گرفت و نصف فرانسه متزلزل گردید و تمدن اروپا به لرزه درآمد. حمله این جمعیت (مسلمانان) به جایى رسیده بود كه غالب اوقات حملات آنها دامن سگ‏ها را مى‏گرفت. بالاخره كلیسا به رهبرى شارل مارتل، سدى بر سر راه اسلام بنا كرد (752 میلادى) و به دنبال آن، جنگ‏هاى صلیبى در طول دو قرن (1254-1099م) از مسیحیت دفاع كرد و کلیسا را نجات داد. بدین طریق پرچم «هلال» در مقابل پرچم «صلیب» شکست خورد و انجیل بر قرآن و مطالب و قوانین اخلاقى ساده پیروز شد.

 

كتاب دیگرى كه در كلاس چهارم مدرسه ارتدوکسی پطریرك بیروت و در مدارس دیگر لبنان تدریس مى‏گردید، «تاریخ محاضرات ج. ایزاك» تألیف أ. آلبا است كه در چاپخانه آداب فرانسه بیروت چاپ شده است. در این كتاب آمده است: محمد در میان مسافرت‏هاى خود مقدار كمى از عقاید یهود و نصارى را به دست آورد و آنگاه كه چهل ساله شد شروع كرد بگوید خواب دیده‏ام و به همین مقدار قانع بود كه خدا او را پیغمبر قرار داده است. نویسنده در صفحه دیگرى از این كتاب نوشته است: «قرآن مجموع كلماتى است كه شاگردان محمد هنگام تكلم وى مى‏نوشتند. محمد به پیروان خود دستور داد كه جمیع جهان را هر گاه ضرورت ایجاب كرد به زور شمشیر مسلمان كنند. هرگاه محمد مشغول وعظ مى‏شد، علاقه‏مندان وى كلمات او را با كمال تعجیل مى‏نوشتند. از قرن هفتم میلادى، فلسطین به تصرف كفار مسلمان درآمد.

 

تاریخ فرانسه تألیف غیومان و ف. لوستر، كتاب دیگرى است كه براى امتحانات نهایى در دانشگاه مسیحی «قدیس یوسف» در بیروت براى دختران تدریس مى‏شد و در غیر بیروت در دانشکده های تبشیرى نیز تدریس مى‏گشت؛ در این كتاب چنین مطلبى نوشته شده است: محمّد مؤسس دین مسلمانان، دستور داده كه پیروان وى جهان را به دین خود درآورند. چقدر فرق است بین این بت‏پرستان مسلمانان و بین مسیحیان خداپرست. این عرب‏ها به زور مردم را دعوت به اسلام نموده و به مردم مى‏گویند: یا مسلمان شوید یا بمیرید. در صورتى كه پیروان مسیح مردم را با كردار نیك خود دعوت به مسیحیت می کنند. اگر مسلمانان بر جهان پیروز شده بودند وضع ما چگونه بود؟ پاسخ این سؤال این است كه ما اكنون مانند الجزایرى‏ها و مراكشى‏ها مسلمان بودیم و به زبان عربی تکلم می‌کردیم.

 

هنگامى كه مستر پنروز در سال 1947 میلادى براى به دست گرفتن ریاست دانشگاه آمریكایى بیروت آمد گفت: بهترین وسیله‏اى كه مبشران آمریكایى براى مسیحى نمودن سوریه و لبنان بكار برده‏اند فرهنگ بوده است و به همین جهت رئیس دانشگاه آمریكایى لبنان از مسیونرهای مامور در سوریه انتخاب شد.

 

دانبى از استادان دانشگاه آمریکایی در بیروت و از همكاران پنروز در كتاب خود مى‏نویسد: فرهنگ بهترین وسیله‏اى است كه عقاید مسیحیت و پرستش مسیح را در افكار دانشجویان مسلمان تزریق مى‏كند. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:45 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #11

 

"نولدكه" شرق شناس آلمانى در کتاب «تاریخ قرآن»، در اصالت سوره حمد (فاتحةالكتاب) تردید نشان مى‏دهد و ادعا مى‏كند كه احتمالاً این سوره، وحى قرآنى نبوده و باید نوعى دعا باشد. وی می‌گوید «حروف مقطّع» در آغاز برخى سوره‏ها اشاره به نام‏هاى صحابه دارند. هر كدام از یاران پیامبر اسلام نوشته ای براى خود نوشته و نامشان را به رمز در آغاز سوره‏هاى قرآن نهاده بودند تا نوشته آنها از نوشته دیگر جدا باشد، ولى نویسندگان قرآن بر اثر فراموشی، این رمزها را در متن كتاب وارد ساختند و اینك در آغاز پاره‏اى از سوره‏ها دیده مى‏شوند. این خاورشناس درباره پیامبر اسلام مى‏گوید: «پیغمبر در مواقعى كه بر خیالات و عواطف خود تسلط نداشت براى پیشرفت منظور خود به هر وسیله‏اى چنگ مى‏زد» و درباره قرآن مى‏گوید: «آشفتگى تصور و بى‏منطقى و فقر فكرى و اضطراب و خشكى و بى‏نظمى مطالب قرآن، انسان را از آن بیزار مى‏كند. اگر عرب‏ها از تذكرهای جهنم مى‏لرزیدند و به وحشت مى‏افتادند براى این است كه فهم و ادراكشان ضعیف بود. چیزى كه آنها مى‏شنیدند بعضى جملات مشوش و به هم ریخته بود».

 

دیوید ساموئل مارگولیوث سعى دارد معلمان خیالى دیگرى براى پیامبراسلام ساخته و پرداخته نماید و تعالیم اسلام را متأثر از تورات معرفى كند.

 

سر ویلیام مویر از داستان غرانیق بر ضد پیامبر اسلام دفاع مى‏كند و آن را روایتی حقیقی معرفی می نماید.

 

استادان دانشگاه كمبریج در نامه‌ای سرگشاده ابراز می‌دارند که بسیار متأسف هستند كه چند تن از استادان دانشگاه از جمله كائتانى مورخ ایتالیایى، منكر روایت غرانیق می باشند. (یعنى آنها هم باید این داستان را بپذیرند).

 

كارل بروكلمان آلمانى مى‏گوید كه محمّد در سالهاى اول بعثت، به سه الاهه مكه كه هموطنانش آنها را دختران خدا مى‏دانستند اعتراف داشت و در آیه‏اى بدانها اشاره‏اى كرد و روز بعد انكار نمود.

 

سلمان رشدى نیز داستان ساختگى غرانیق را اساس داستان‏پردازى خود نموده و عنوان «آیات شیطانى» را براى كتاب خود از همین افسانه واهى برگزیده است. در واقع سلمان رشدى با انتخاب این عنوان براى رمان خود بر طریق خاورشناسان مسیحی مغرض و همگام با كلیساها گام بر داشته‏ است.

 

حمایت موذیانه و خصمانه دولت های مسیحی غرب و کلیساها از مطالب ضد اسلامی و توهین آمیز به پیامبر اسلام کاملا برنامه ریزی شده می باشد. آنها با اعطاى جایزه نوبل و با تمجید از نویسندگانى كه در تمسخر و هجو اسلام، مطالب واهى مى‏نگارند در جهت پدید آوردن آثار مشابه یک تشویق کننده بالقوه می باشند.

 

از این نمونه «توفیق‏الحكیم» است كه در تئاتری بر شهوت‏پرستى پیامبر اسلام تأكید مى‏كند به‏گونه‏اى كه او را مورد تمسخر همسرش خدیجه قرار مى‏دهد. خشم نویسنده از پیامبر اسلام در نوشته هایش كاملاً آشكار است. گویى كه پیامبر اندیشه‏اى جز مرگ خدیجه ندارد تا خود را رها یافته ببیند. او این نكته را نیز القا مى‏كند كه پیامبر خود سازنده قرآن است به این دلیل كه از پیش مى‏داند كه چه پیش خواهد آمد.

 

طاهربن جلون نویسنده مراكشى‏الاصل نیز در سال 1987 میلادى براى رمان «شب قدر» (كه به زبان فرانسه نوشت) برنده بزرگ‏ترین جایزه ادبى فرانسه به نام «گنكورت» شد. این جایزه به دلیل ناسزا و استهزا به اسلام بود.

 

وی در این رمان تمام تلاش خود را به كار گرفت تا اسلام را به‏گونه‏اى معرفى كند كه گویى فقط مسائل جنسى است. قهرمانان این رمان كه بر اساس سمبل‏هاى اسلامى شكل گرفته‏اند همه به اقدامات سكسى و جنسى مبادرت مى‏ورزند. یكى از شخصیت‏هاى رمان، خداوند را سپاس مى‏گوید كه در شب قدر، آن زنى را كه دوست مى‏داشته، برایش آماده كرد، لذات و هیجان جنسى خود را در قالب یك نیایش به زبان مى‏آورد. همچنین در این كتاب بر نقش قهرمان زن داستان دور مى‏زند كه چگونه با پوشیدن لباس مردانه و نماز خواندن به عنوان امام جماعت در مسجد، اسلام و مسلمانان را استهزا می نماید. وی در کتابش برای خوانندگان چنین القاء نموده که سجود در نماز مسلمانان، دربرگیرنده یك حالت جنسى است كه پیامبرشان آن را اختراع كرده. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:23 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #10

 

هنرى لامنس خاورشناس بلژیكى و کشیش یسوعى كه تعصب بسیار شدیدى علیه اسلام داشت، به شدت تمام بر ضد پیامبر اسلام و قران کریم و مسلمانان مطلب می نوشت. وی در كتاب «فاطمه و دختران پیامبر» انحرافات و بداندیشى‏هایى دارد و مغرضانه مواردى را مطرح مى‏سازد كه دلیل بر فساد ذهن و نیت خبیثانه اوست. او به سبب كینه شدیدش از اسلام، در كتاب «اسلام، عقاید و نظام‏ها» دیدگاه‏هاى نفرت‏آمیزی از اسلام را مطرح نموده است که نشان از عمق نفرت و کینه کلیساها و مسیحت بر ضد اسلام و مسلمانان دارد. لامنس در حدود چهل سال در الجزایر، سوریه و لبنان اقامت گزید، وی پس از تحصیل زبان و ادبیات عرب و تألیف كتاب‏هایى در صرف و نحو زبان عربى، مقالات متعددى بر ضد اسلام در مطبوعات عربى و فرانسوى نوشت. تعداد كتابها و رساله‏هایى كه او بر ضد اسلام نگاشته بالغ بر سیصد عنوان است‏.

 

فیلیپ كه یک مبشر عرب مسیحى است با كمال جسارت مى‏نویسد: «محمّد با كمال بى‏باكى به تبلیغ ادامه مى‏داد و افرادى را از پرستش خدایان كاذب به پرستش خداى یگانه «الله» دعوت مى‏كرد. وحى بدون انقطاع نازل مى‏شد. او كه به یهودیان و مسیحیان رشك مى‏برد از این كه كتاب مقدسى دارند، تصمیم گرفت تا ملت او نیز كتاب مقدسى داشته باشند بنابر این قران را از خودش ساخت و پرداخت».

 

كارل بروكلمان خاورشناس آلمانى درباره پیامبر اسلام و مسلمانان سخنانى را به قلم مى‏آورد كه غیرعلمى و بى‏اساس است. به نظر وى، پیامبر اسلام، اطلاعات خویش را درباره تورات و انجیل از علماى یهود و مسیحی گرفته است. او به مواردى چون كودكى مسیح، اصحاب كهف و ذوالقرنین اشاره مى‏كند. وى مى‏نویسد: محمّد اندیشه گناه اصلى را از تورات اقتباس كرد.

 

ویلیام مونتگمرى وات خاورشناس اسكاتلندى كه آثار متعددى‏ در زمینه اسلام‏شناسى دارد در پندارى بى‏اساس اظهار مى‏دارد كه پیامبراسلام بعدها از یهودیان مدینه آموخت كه آورنده وحى بر او، فرشته بوده است و در این باره مى‏نویسد: در آغاز گمان مى‏برد كه آن موجود با شكوه همان خداست، بعدها شاید معتقد شده است كه آن موجود عالى، فرشته‏اى است كه روح نام دارد و سرانجام، آن را همان جبرئیل دانست تغییر این تعبیر، احتمال دارد در نتیجه اطلاع از تعلیمات یهودیان باشد كه عقیده دارند خدا نامرئى است. وات همچنین با کمال دروغگویی تراوشات ذهنی خود را چنین بیان می دارد و ادعا مى‏كند كه «ظاهراً (محمّد) براى گوش دادن به الهامات، روش مخصوص داشته است و اگر وحى به او نازل مى‏شد كه احتیاج به اصلاح داشت، آن را اصلاح مى‏كرد».

 

ادوارد گرانویل براون متولد استوتز هیل، گلاسترشر انگلستان، خاورشناس و ایران‌شناس مشهور بریتانیایی بود. او در یکی از نوشته های خود می‌گوید: عقیده مانویان درباره عیسى مسیح مورد قبول پیامبر اسلام واقع گردید.

 

بلاشر خاورشناس فرانسوى در مقدّمه‏اى كه خودش بر ترجمه قرآن كریم نوشته، می‌گوید: همشهریان پیامبر اسلام، پیش از آن كه پیامبر به رسالت مبعوث شود از داستانهاى قرآنى با خبر بودند. «تمام این داستانها (داستان هود و نوح و موسى و ابراهیم) در آن زمان معروف بود و مخالفان پیامبر اسلام خیلى خوب مى‏توانستند با شنیدن آنها ریشخندانه به او بگویند: اینها چیزى نیست جز اساطیر اولیه. بلاشر در مقدّمه خود بر قرآن القاء می نماید پیامبر اسلام بیسواد نبوده است. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:21 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #9

 

«آیا در دین مسیحیت، كشتن مسلمان جایز مى‏باشد؟» یكى از کشیشهای دومینیكن صده سیزدهم و چهاردهم میلادى به نام «هُلْكُت» گفته است: كسانى كه عیسوى نیستند اگر پیرو دینى باشند و مطیع باشند نسبت به ایشان مى‏توان به مدارا رفتار كرد بدین امید كه روزى به دین مسیح بگروند؛ مسلمانانى كه مطیع نباشند، در حكم یاغى و موذى محسوب مى‏شوند و ملحد مطلق هستند، ریختن خون آنها واجب است و می‌توان با اجازه كلیسا به آنها حمله برد و آنها را غارت كرد و كشت، و اموالشان را بین مسیحیان تقسیم كرد، زیرا كه اینان سرزمینى را كه به فرزندان ابراهیم وعده داده شده بود، به ناروا غصب كرده‏اند و مبلّغان مسیحی را كه براى نابودی اسلام فرستاده مى‏شوند به قتل مى‏رسانند.

 

رامون لول كشیش اسپانیایى، براى تبلیغ آیین مسیحیت در بین مسلمانان بسیار تلاش نمود. وی از 1266 تا 1276 میلادى به آموختن زبان عربى و علوم مذهبى همت گماشت. آنگاه در «مایوركا» (بزرگترین جزیره در مجمع الجزایر بالِثار) صومعه‏اى بنیاد نهاد و به تدریس درس‏هاى مذهبى و نیز زبان عربى به مبلغان جوان مسیحی پرداخت. در سال 1310 میلادى با آرزوی کشته شدن در راه کلیسا براى تبلیغ مسیحیت در بین مسلمانان رهسپار تونس شد، ولى مسلمانان او را به اروپا باز گرداندند. وى در 1341 میلادى از شوراى مذهبى مسیحیان خواستار شد كه به جاى بدگویى از مسلمانان، جلسات بحث و مناظره با آنان تشكیل دهند، ولى جامعه كلیسا او را «وكیل مدافع كفار» لقب داد، زیرا جامعه كلیسا هرگز بر سر آن نبود كه با اسلام و مسلمانان از در صلح و آشتى درآید. او در یكى از كتابهاى خود با عنوان: «سه مرد خردمند و یك بت‏پرست» مردى مسلمان را در برابر یك یهودى و یك مسیحى قرار داده است. هر سه تن به درستى آیین خود ایمان دارند و ضمن رعایت حرمت یكدیگر به بحث درباره آن مى‏پردازند و مطمئن هستند كه آن مرد بت‏پرست (مسلمان)، پس از شنیدن سخنانشان، دین آنان را برخواهد گزید، ولى بحث پایان مى‏یابد بى‏آن كه بت‏پرست (مسلمان) متقاعد شده باشد.

 

ریموندو مارتینى (حدود 1284-1230 قمرى) کشیش و مبلغ و خاورشناس اسپانیایى كه عضو فرقه مسیحی رهبانان دومینیكن بود یکی دیگر از ستیزه‏گران با اسلام است. در سال 1250 میلادى کلیسا او را براى تحصیل زبان‏هاى شرقى برگزیدند تا بتواند تبلیغ كند و در مقابل مسلمانان بایستد. وى به تونس رفت و در آنجا مدرسه‏اى براى آموزش زبان عربى براى مبلّغان تأسیس كرد. مهمترین تألیفاتش «خنجر ایمان در سینه مسلمانان و یهود» است كه تألیفش پس از سال 1278 میلادى به انجام رسید و آن را به لاتین و عبرى نگاشت. قصد وى از نگارش این كتاب، آن بود كه به همفکرانش در فرقه دومینیكن، سلاحى براى دفاع از عقاید مسیحى بدهد. وى با فلاسفه مسلمان، به خصوص غزالى در مسائل مربوط به خدا و عالم و جاودانگى روح به مجادله مى‏پردازد. مارتینى آن چنان در نوشتن و قرأت، زبان عربى را فرا گرفت كه «سوره‏اى بر ضد قرآن» نوشت!!. این معارضه در نسخه خطى كتاب «Vocabulista in Arabica» وجود داشت كه اسكیا پارلى در چاپى كه از این كتاب داشت آن را منتشر و به ایتالیایى ترجمه كرد. همچنین او كتابى نیز با عنوان: خلاصه‏اى علیه قرآن تألیف نمود.

 

ریكولدو دمونت كروس (1320-1243م) متولد فلورانس، راهب دومینیكن و مبلّغ مسیحى از جمله افرادى است كه خصومت شدیدى با اسلام داشت و توسط پاپ نیكولاى چهارم به شرق اعزام شد. وى در فلسطین، ترکیه، ارمنستان و عراق به گردش پرداخت و یعقوبیان را در موصل و نسطوریان را در بغداد به پیوستن به كلیساى كاتولیك رومی دعوت مى‏كرد. در حدود ده سال در موصل و بغداد به سر برد. در طول سفرهایش به كشورهاى اسلامى به مجادلاتى با مسلمانان به زبان عربى پرداخت. وى كتابى با عنوان «مجادله علیه مسلمانان و قرآن» نوشت كه به صورت خطى در پاریس موجود است و یا به عنوان «علیه قرآنِ محمّد» كه به صورت خطى در موزه بریتانیا وجود دارد یا «ردى بر قرآن» كه عنوان ترجمه لاتین از ترجمه یونانى است كه دیمتریوس كیدونس در سال 1350 میلادى به انجام رسانده است. در این كتاب، وى ردّیه‏هایى كه علیه قرآن و اسلام توسط مسیحیان نوشته شده آورده و از خود نیز بر آن افزوده است. این كتاب به زبان‏هاى فرانسوى، اسپانیایى و ایتالیایى ترجمه شد و به چاپ رسید. ریكولدو، همچنین كتابى درباره «سفرهایش» در شرق دارد كه در 1864 میلادى در لندن منتشر شد و به استعمارگران مسیحی اروپا در تصرف سرزمین های مسلمانان بسیار کمک نمود.

 

این مبلغ تبشیری مسیحى در كتاب «مجادله علیه مسلمانان و قرآن» ، بطور خلاصه چنین مى‏گوید:

1- اسلام دینى است كه دروغ و حقیقت در آن عمداً تغییر شكل یافته است. 2- اسلام دین خشونت و شمشیر است. 3- اسلام دین خودكامى و لذّت است. 4- محمّد با عیسى مخالف و دشمن است‏. ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:19 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #8

 

مسیحیان بارها و بارها تهمت‌های ناروایی به پیامبر اسلام زده اند مانند: صرع زده و به بیمارى هیسترى دچار بوده و آنچه وحى مى‏نامد وحى نبوده بلكه در موقع بحران بیمارى توهم كرده كه طرف صحبت خداوند قرار گرفته است.

 

مسیحیان و یهودیان همان راهى را رفتند كه بى‏دینان و مشركان رفتند و همان حرفهایی را زدند که جاهلان بت پرست مى‏گفتند:

اَفَتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً اَمْ بِهِ جِنَّةٌ؛

آیا این مرد (محمّد) دانسته به خدا دروغ مى‏بندد یا جنون بر این گفتارش وامى‏دارد؟

كَذلِكَ ما اَتَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِم مِنْ رَسُولٍ اِلاَّ قالوا ساحِرٌ اَوْ مَجْنُونٌ؛

پیش از این نیز پیغمبرى مبعوث نشد مگر این كه گفتند ساحر یا دیوانه است.

 

جان آلفونسى دوسگوبیا اهل اسپانیا اواخر سده چهاردهم میلادى یکی از مسئولین برجسته "مجمع بازل" بود. وی در ترجمه قرآن به زبان لاتین مشاركت جست. بعد از مدتی او در سال 1440 میلادى كاردینال شد، ولى بعداً مجبور به كناره‏گیرى از این سمت گردید. در دیر یا همان صومعه أیتون در ساوواى فرانسه خلوت كرد و در این خلوت به فكر دفاع از مسیحیت در مقابل اسلام افتاد. براى او روشن بود كه مقاومت مسلحانه در برابر اسلام نتیجه‏اى ندارد، سپس وی به تألیف كتابى در رد اسلام به نام «طعن مسلمانان با شمشیر روح» پرداخت.

 

کشیش اسپانیایى به نام پدرو پاسكوال كه بعدها به عنوان رئیس اسقف‏هاى طلیطله انتخاب شد نیز دو كتاب درباره مسلمانان با عناوین زیر نوشت كه انعكاس‏دهنده دیدگاه کشیشان و کلیساهای مسیحى در این زمینه است: 1- درباره فرقه محمدیه؛ 2- ردّ مسلمانان جبرى... پاسكوال در 1294 میلادى رئیس دیر (صومعه) «سان میگل» و در 1296 میلادى اسقف «دیر ژاین» گردید. در 1298 میلادى مسلمانان او را در غرناطه اسیر و زندانى كردند. وى در زندان غرناطه تعدادى كتاب بر ضد اسلام تألیف نمود و بنا به قولى در همان زندان كشته شد.

 

سنت توماس اكویناس الهیات دان برجسته مسیحی در بخشى از اثرش تحت عنوان «خلاصه‏اى بر ضد غیر مسیحیان» که متوجه مخالفت با مسلمانان است و در نوشته خود اصرار مى‏نماید كه براى افرادى مانند محمد پامبر اسلام جاى آن نیست كه فرقه‏هاى جدیدى را تأسیس نمایند. او باور داشت که اسلام شاخه ای جدا شده از مسیحیت است. وى علاوه بر بیان لذّات جسمانى و خودكامى در اسلام، به ضعف ادله و احتجاجات پیامبر اسلام و خلط حقیقت با داستانها و افسانه‏هاى غیر تاریخى و عقاید دروغین و عدم معجزه‏اى كه بتواند نبوت وى را اثبات كند مى‏پردازد. به نوشته آكویناس، پیروان اولیه اسلام، افرادى بودند كه از الهیات و مسائل دینى اطلاع كافى نداشتند و خشونت جزء سرشت آنان بود. آكویناس امیدوار بود كه مسلمانان را مسیحى كند.

 

آكویناس در صحبت از اسلام به عنوان مذهب خشونت به نخستین پیروان پیامبر اسلام به چشم مردان خشن بى‏منطق مى‏نگرد كه آن زمان، دیگران را به زور به اسلام كشاندند هر چند وى خود اعتراف مى‏كند كه خبر و مژده نبوت حضرت محمّد قبلاً در كتاب مقدّس (تورات و انجیل) پیش‏بینى و پیش‏گویى شده بوده است، لیكن اصرار دارد نشان دهد كه آن حضرت تمام پیش‏گویى‏هاى موجود در عهد عتیق و عهد جدید را ضایع و فاسد كرده است. او در دومین فصل از كتاب خود مى‏گوید كه انگیزه و هدف وى نشان دادن صحت دعاوى مسیحیت كاتولیكى است.

 

دانته شاعر ایتالیایى (1321-1265م) نیز از جمله افرادى است كه در كتاب خود «كمدى الهى» به دین اسلام و حضرت محمد حمله مى‏كند. «او در داستان خیالی خود، پیامبر را در ردیف افراد ناشایست نام می برد و جایگاه وی را در دوزخ قرار مى‏دهد». ادامه دارد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:17 ق.ظ
لینک ثابت
گذر گاه
نوشته شده به دست گذر گاه
نظرات

نگاه مغرضانه اندیشمندان مسیحی به جهان اسلام #7

 

گیبون مورخ انگلیسى كه تاریخ انحطاط و انقراض امپراطورى روم را نوشته است، پیامبر اسلام را دغلبازى پیروزمند خواند! وی شخصیت حضرت محمد را اینگونه معرفی می‌کرد كه خوى آن حضرت به حسادت گرایش داشت.

 

الویس سپرنگر خاورشناس اتریشى می‌گوید: واژه محمّد، نام خاص پیامبر اسلام نبوده است و او این نام را تحت تأثیر خواندن انجیل و پیوند با مسیحیان برخود نهاده است.

 

بوفى‏یه معلم تاریخ و فلسفه مدرسه «لویى‏كبیر» در قرن هجدهم كه افتراهاى زیادى به اسلام بسته است دین پیامبر اسلام را دینى بسیار زشت و نابخردانه معرفى مى‏كند.

 

اكهورست نیز در كتابش فریبكارى‏هایى را به پیامبر اسلام نسبت داده است‏.

 

ارنست رنان نویسنده فرانسوى در كتاب خود به نام «اسلام و دانش» اعلام كرده است كه اسلام با پیشرفت‏هاى علمى و ترقیات صنعتى مخالف است و با دانش و فرهنگ سرستیزه و مبارزه دارد. سیدجمال‏الدین اسدآبادى در رد ادعای وی پاسخ مفصلى به اقاویل رنان در رابطه با ادعایش مبنى بر مخالفت اساسى اسلام با روح علمى و فلسفى داده است.

 

لرد كرومر انگلیسى می‌گوید: اسلام به حكم ماهیت خود با پیشرفت و تمدن ناسازگار است، از این رو ریشه واماندگى مسلمانان را باید در خود اسلام جست. قابل ذكر است كه «شبلى شمیل» مصرى جواب خوبی به كرومر مى‏دهد و سخنان او را رد مى‏كند.

 

در 1829 میلادى كشیشى به نام اینچبالد در سخنانی اسلام را رد مى‏نماید. وى در ابتداى مبحث خویش مى‏گوید: من به هیچ وجه دشمنى و عدم تساهل به مسلمانان ندارم، فقط دلم به حال ایشان مى‏سوزد كه چرا همچنان پاى‏بند عقیده و دستگاهى باشند كه من آن را خطا و اشتباه محض تشخیص مى‏دهم و مى‏خواهم دین صحیح و حقیقى را بین ایشان به وسیله نشر و بسط اصول کلیسا و مسیحیت رایج سازم. وى در مباحث چهارگانه كتاب خود مى‏گوید: محمّد در دعوى پیغمبرى خود كاذب و جعال نبوده و مسلماً شور و جذبه دینى شدیدى داشته است و Enthusiast (= مجذوب) بوده و این شور و جذبه، او را به حالتى مى‏انداخته است كه یقین مى‏كرده از جانب خدا مأمور است دین اهل عربستان را اصلاح كند و از راه بت ‏پرستى ایشان را به محمدپرستى بیاورد.

 

اینچبالد در خصوص باقى ماندن تعظیم حجرالاسود و نگاه داشتن زیارت كعبه، وى قول نویسنده دیگرى را به نام كالووریوس نقل مى‏كند بدین مضمون كه نگاه داشتن پرستش كعبه كه از بت‏هاى دوره جاهلیت بوده است مبتنى بر سیاستى بوده كه مى‏گوید بعضى نویسندگان فرض كرده‏اند كه این سنگ، نماینده و پیكر الیلات بوده است كه در عربى هلیله تلفظ مى‏شده است و در نزد عرب، خداوند حسن محسوب مى‏شود. این كشیش، داستان زینب و زید را نقل مى‏كند و آن را بسیار طول و تفصیل مى‏دهد و از جمله دلایل خود بر پیغمبر نبودن حضرت محمّد از چنین داستانهای خیالی مثال مى‏آورد؛ باز تكرار مى‏كند كه پیامبر اسلام مجذوب بوده و دلیلى ندارد كه مجذوب را مستحق مزایاى خارق‏العاده بشماریم.

 

اینچبالد با تكیه بسیار بر موضوع تعصب مسلمانان و سختگیرى ایشان نسبت به پیروان سایر ادیان اشاره مى‏كند و آیات قتال و جهاد را از قران و وقایعى را از تاریخ فتوحات اسلامى شاهد مى‏آورد كه مسلمانان مأمورند در راه شناساندن خدا و ترویج دین اسلام، شمشیر بكشند و بكشند. وقتى كه درباره اخلاق مسلمانان پاى قضاوت به میان مى‏آید كشیش اینچبالد به قرآن نگاه كرده و براى عیبجویى مثلاً گفته است كه حكومت قلب و داد مابین مردمان در دین اسلام جزء وظایف آدمى شناخته نشده است و به احكام راجع به ازدواج و طلاق در اسلام به نظر مخالفت نگریسته و نبودن اشاره‏اى به محبت زن و شوهرى را عیب آن دانسته و در باب منع خمر در اسلام بحث كرده و گفته است: اولاً این امر ربطى به اسلام ندارد، جزء عادات قدیم عرب قبل از اسلام بوده، ثانیاً منع شراب خواری بطور مطلق خوب هم نیست و باید مردم مجاز باشند كه شراب بخورند و مباحث مختلف دیگرى كه در این ردیه پیش مى‏كشد و از دیدگاه خود مورد بررسى قرار مى‏دهد.

 

مارگولیوث در كتابى كه درباره زندگى پیغمبر اسلام با عنوان «محمّد و ظهوراسلام» نوشته، آن حضرت را راهزن عربستان معرفى مى‏كند. بنظر این خاورشناس، پامبر اسلام براى گرفتن انتقام از مشركان مكه كه او را از این شهر بیرون‏ كرده و اموالش را به یغما برده بودند، به كاروان‏هاى آنان دستبرد مى‏زد. وى با نادیده‏گرفتن حقایق تاریخى، انگیزه جنگ‏هاى پیامبر با یهودیان مدینه را نیز تحصیل غنیمت‏مى‏داند. وى سپس با اشاره به این كه سیاست پیامبر اسلام بعدها نسبت به روزهاى اول حضورش در مدینه تغییر پیدا كرد مى‏گوید: «محمّد به جنگ تمایل داشت چنان كه پیش از وى اسكندر و بعد از او ناپلئون دلباخته آن بودند». مارگولیوث درباره اسلام چندین اثر منتشر كرد با عناوین: «محمّد و ظهور اسلام» در 1905 میلادى، «اسلام» در 1911 میلادى، «تحول آغازین اسلام» در 1914 میلادى. بر این تحقیقات روح غیر علمى و متعصبانه‏ مسیحی حاكم بود؛ وی با همین روحیه، كنفرانس‏هایى با عنوان «روابط بین اعراب و یهود» نوشت كه در سال 1924 میلادى منتشر شد.

 

روبرت روتنسى اهل انگلستان در سده دوازدهم میلادى قرآن کریم را به انگلیسی ترجمه نمود. ترجمه و تفاسیر وی در سال 1143 میلادى منتشر شد. این اثر محتوى مطالب غیرصحیح و مملو از دروغ است كه از تعصب، بغض و عداوت سرچشمه گرفته است و بطور آشکار مغشوش و پر از جنجال و كینه‏ توزى است. ادامه در قسمت بعد...

 

برای دیدن كلیپ‌های مستند و مطالب بیشتر به کانال تلگرام ما رجوع بفرمایید

https://t.me/goghT


تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396
ساعت : 03:14 ق.ظ
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 11

>